به مناسبت چاپ کتاب، "گوش کن من صدای دوستت دارم می دهم"  واستقبال بی نظیر ازمجموعه ای  اشعار سپید بامضامين عاشقانه و بر بسترِ ايدئولوژي،يعني ارائه ي ساده و متفاوت.به گفتگو می نشینیم با `سجاد داغستانی` خالق این اثر فاخر درخصوص آشفتگی ها و دوگانگی ها در شعر سپید.

">

نخستین پایگاه خبری شعر و تـرانه ایـران

1398/8/2 شعرنو کدخبر: 1021 خبرنگار: شمیلا شهرابی نظر: 0 چاپ

از ارکان مهم یک شعر محتوا ومفهوم آن است!

از ارکان مهم یک شعر محتوا ومفهوم آن است!

به مناسبت چاپ کتاب، "گوش کن من صدای دوستت دارم می دهم"  واستقبال بی نظیر ازمجموعه ای  اشعار سپید بامضامين عاشقانه و بر بسترِ ايدئولوژي،يعني ارائه ي ساده و متفاوت.به گفتگو می نشینیم با `سجاد داغستانی` خالق این اثر فاخر درخصوص آشفتگی ها و دوگانگی ها در شعر سپید.

به مناسبت چاپ کتاب، "گوش کن من صدای دوستت دارم می دهم"  واستقبال بی نظیر ازمجموعه ای  اشعار سپید بامضامين عاشقانه و بر بسترِ ايدئولوژي،يعني ارائه ي ساده و متفاوت.به گفتگو می نشینیم با `سجاد داغستانی` خالق این اثر فاخر درخصوص آشفتگی ها و دوگانگی ها در شعر سپید.


*آشنایی با قلم و خلق یک اثر از چه زمانی برای شما آغاز شد؟


از زماني كه يادم مياد مي نوشتم. از دوران نوجواني. هميشه در دوره ي راهنمايي و دبيرستان در امتحان هاي انشاء وقت و كاغذ براي نوشتن كم مي آوردم و اين باعث تعجب همكلاسي هام مي شد. بعدتر ها با مطالعه و تحصيلات آكادميك مرتبط با نوشتار در فرمت هاي مختلف و شركت در كارگاه ها و كلاس هاي آموزشي متفاوت سعي كردم قواعد كلاسيك رو بياموزم و بعد اون رو به شيوه ي خودم تغيير بدم و ارائه اي متفاوت داشته باشم. شعر، نمايشنامه، فيلمنامه، داستان كوتاه و بلند. هميشه نوشتن در اين فرمت ها برام جذاب بوده و البته طاقت فرسا. چون در زمانِ نوشتنِ هر كدام از اين متن ها كاراكترها در ذهن من متولد شده، زندگي مي كنند و آن ها مسير را مشخص مي كنند. گاهي بعد از اتمامِ نوشتن يك اثر، وقتي از آن فاصله مي گيرم و بهش نگاه  مي كنم تازه متوجه خلقش مي شوم و به ستايش و يا نكوهش در رابطه با جوانب مختلفش مي پردازم و اين هميشه براي من جذاب بوده، هست و قطعا خواهد بود.


*در شعر به الهام بیشتر توجه دارید یا معنا ومفهوم کلمات؟


حتما در ابتدا براي من الهام باعث تصميم گيري در مورد خلق يك شعر مي شود،اما در ادامه پس از خلق ابتدايي و مرورِ مداوم اشعار قبل از ارائه به مخاطب كلمات مورد بررسي و در اغلب مواقع مورد حذف و اضافه قرار مي گيرند.اصلا همين دليل طولاني تر شدن پروسه سرودن يك شعر و ارائه اون براي من هست.گاهي از من مي پرسند كه چرا مدتي هست كه شعر نمي گویید؟.در اصل اينگونه نيست.در همين مدت كه مخاطب با شعري از من مواجهه نشده، حتما من شعر جديد خلق كردم اما هنوز حالِ خودم با شعر در خوانش هاي مختلف خوب نبوده كه به انتشار نرسيده. گاهي با تغيير حتي يك كلمه و يا حذف و اضافه كردن يك حرف ربط اين حال خوب ايجاد مي شود.


*نظر شما در مورد پیش پا افتادگی مضمون های شعر سپید چیست؟


متاسفانه حق با شماست. البته شاهدِ اين پيشِ پا افتادگي و يا شايد لودِگي ادبي در قالب هاي مختلف شعري هستيم. شايد بشود نمودِ بيشترِ اين موجِ نامساعد را در ترانه ديد. من نمايشنامه نويس هستم و شاهد اين دم دستي شدن در قالب نمايشنامه هاي ايراني نوشته شده توسط برخي نويسندگان معاصر هم هستم. اما هم خودم سعي مي كنم كه براي مخاطبم احترام قائل باشم و هم به همه ي دوستاني كه از من كمك و يا مشاوره براي نوشتار مي گيرند اين توصيه را مي كنم. كسي كه مي نويسد بايد بيشتر از همه كتاب بخواند، فيلم ببيند. موسيقي خوب گوش كند. به ديدن آثار هنري در گالري ها برود. مردم را ببيند و ...
من براي نوشتنِ يك شعر سپيد گاهي سه ماه وقت صرف مي كنم و در هر بار خواندنِ شعرم خودم را در جايگاه مخاطب قرار مي دهم. اصلا قرار نيست قالب شعر سپيد كه در ظاهر فاقد وزن و قافيه به نظر مي رسد به عنوان قالبي ساده و پيش پا افتاده شناخته بشود. البته كه مخاطبِ شعر سپيد مخاطب حرفه اي هستش و شعرهايي كه فاقد وجاهت لازم باشند پس از مدتي دچارِ بي اعتنايي خواهند شد.


*می شود گفت آشفتگی ها در  غزل کمتر دیده می شود؟


بله.همينطوراست.آشفتگی ها در غزل کمتراست به دلیل داشتن وزن و قافیه شاعر به ناچار باید دقت بیشتری بکار گیرد.


*درون مایه ای شعر را بر چه پایه واساسی می دانید؟


به نظر من يكي از مهمترين اركان شعر به خصوص در شعر سپيد درون مايه شعر است.  در واقع اصلي ترين محتوايي كه در شعر توسط شاعر به مخاطب ارائه مي شه و شنونده و يا خواننده اثر بعد از اولين مواجهه با شعر در اولين لحظات نيمي از شوق و در ادامه با فراموشي كلمات شعر و توجه به اين موضوع كه درون مايه را هنوز به خاطر دارد بخش ماندگارتري از شوق را به همراه خودش مي برد به واسطه ي درون مايع شعر هست.
انتخاب درون مايع و بُنِ اصلي شعر توسط شاعر مي تواند به غناي شعر كمك كند و يا باعث تخريبش بشودو اين خيلي مهم است چون می تواند باعث  همان آشفتگي كه با هم در موردش صحبت كرديم بشود.


* امروزه ادبیات دچاردوگانگی ودودستگی زیاده،دلیل این همه تناقض چیست؟


بهتر است بگوييم اين موضوع را در همه عرصه های هنر شاهد هستيم. در جهان اين موضوع در حال رخ دادن است و اين فقط مختص ايران نيست.از دو وجه مي توان اين موضوع را بررسي كرد. وجه منفي اين موضوع در مواردي كه ناخواسته، بدون علم و از روي ناداني رخ مي دهد به شدت مخرب خواهد بود،اما در وجه مثبت آن وقتي خالقِ يك اثر با علم به شيوه ي  توليد خود در صورتي كه فقط و فقط آن شيوه كه خودش آن را بوجود آورده است روشن گر مسير ادامه ي فعاليت خودِ او باشد. در هر فرمت هنري اثري را ارائه مي دهد اتفاقا مي تواند به شدت جذاب باشد. اينكه خودت باشي و مثلا به شيوه ي خودت شعر بگويي و البته همه اين كار را بكنند باعث بوجود آمدن تنوع هنري شده و دست مخاطب براي انتخاب باز خواهد بود. اما به شرطي كه نتوان روي آن نامِ تناقض گذاشت و اين تنها زماني رخ مي دهد كه توليدات از استاندارد بالايي برخوردار باشند. شايد دليل اصلي اين تناقض اعتماد به نفس كاذب در توليد آثار بي كيفيت باشد. چيزي كه متاسفانه هر روز هم شاهد رشد آن هستیم


*از هم گسیختگی و چند پارچگی ونزاع  در ادبیات کشور را بر چه مبنا می دانید؟


شايد خودخواهي و حسادت مهترين دليل آن باشد. اين كه بتوانيم ببينيم هنرمندي دارد به هر شكلی که كار مي كند و او را تشويق كنيم چيزي شبيه وظيفه است براي ما كه بر خودمان نام هنرمند نهاده ايم. در جامعه هنري كه همه با پويايي تلاش به بزرگ شدن كنند آثار مهم و فاخر توليد مي شود و برعكسِ آن هم وجود دارد. باند بازي. گروه تشكيل دادن ها و از اين قبيل كارها كه متاسفانه از اساتيد اين عرصه هم مي بينيم اصلا در شانِ يك هنرمند نيست. وقتي وقت خود را به جاي اينكه رفيقمان را تشويق كنيم به حسادت نسبت به او صرف مي كنيم و دوست داريم او كمتر كار كند و ما جلوتر از او قرار بگيريم پس كِي وقتِ كشف و شهود پيدا مي كنيم؟


*شعر و ترانه می تواند عطوفت ومهررا به جامعه امروزی برگرداند؟


حتما كمك خواهد كرد. خواندن شعر باعث نوعي فعل و انفعال احساسي در مخاطب مي شود كه مشابه آن را در مواجهه با هيچ فرمت هنري ديگري كسب و تجربه نخواهد كرد.از نظر من روزي كه در آن شعري در يك انسان ته نشين نشود روز كاملي براي او نبوده است. من سعي مي كنم هر روز در قالب هاي مختلف از شاعران مختلف شعر بخوانم و البته بهترين هاي آن ها رو حفظ كنم و به كسانِ زندگي خودم ارائه كنم. نكته جالب اينجاست كه اغلب اوقات مردم از شنيدن شعر به وجد مي آيند اما انتخاب اول آن ها براي خواندن و خريد كتاب شعر نيست. بايد شعر خواند. بايد شعر حفظ بود و بايد مرور كرد. اين حالِ بي حالِ اين روزها را قابل تحمل مي كند.


 * به عنوان نمایشنامه نویس درمورد تیاتر موزیکال وشعرخوانی  چه نظری دارید؟


نمايش هاي موزيكال به شكلي كه مثلا در لندن  اجرا مي شوند به تازگي مورد توجه كارگردان هاي ايراني قرار گرفته. استفاده از تعداد زيادي از چهره هاي سينما و تئاتر،اركستر بزرگ موسيقي و ملوديك اجرا شدنِ متن نمايشنامه از جذابيت هاي اين نوع از ارائه است. شايد تنها نكته منفي اين نمايش ها به دليل استفاده از عواملي كه گفته شد،هزينه زيادِ توليد و هزينه ي اجاره ي سالن هاي بزرگي كه براي اجراي اين نمايش ها مورد نياز است،قيمت بالاي بليط آن ها است كه خب جامعه ي بسياري از مخاطبين تئاتري تمايلي به پرداخت اين قيمت ها براي ديدن نمايش نيستند.  البته كه شايد تئاتر لاكچري نامِ مناسبي براي اين اجراها نباشد اما در زيرمتنِ توليدي اين آثار حتما نگاه تجاري نيز وجود دارد.
 شاعرانه نوشته مي شنود و يا در آن ها از اشعار در قالب هاي مختلف استفاده مي شود در صورتي كه به بهترين شكل ارائه شود مشكلي وجود نخواهد داشت. اما متاسفانه در اكثر موارد سطحي و مبتدي ارائه شدنِ آثار بيشتر به لودگي ختم مي شود و قطعا اين هدف كارگردان و يا نويسنده و شاعرِ اثر نبوده است.
*برای حمایت شاعران نوپا ومبتدی چه پیشنهادی دارید؟


شاعران نوپا بايد ارائه كنند و مخاطبان خودشان را بيابند. مخاطبين هم حمايت را وظيفه خود بدانند. خريدن كتاب نويسنده هاي معاصر بهترين حمايت براي آن ها است. ناشرين هم مي توانند زمينه را براي چاب كتاب شاعران جوان با شرايط بهتر فراهم كنند. چاپ كردن مجموعه شعرهايي از چند شاعر جوان مي تواند ايده خوبي باشد. با اين روش هم اشعار گلچين مي شود و هم تعداد مخاطبين تجميع شده و بيشتر مي شود.
البته كه رسانه ها هم رسالتي بر عهده دارند،كه بخشي از آن هم حمايت از همين هنرمندان نوپا است و با معرفي آن ها و ايجاد بستر مناسب براي ارائه آثار اين هنرمندان به جامعه اي بزرگ تر مي توانند اين رسالت را انجام دهند.
*سجاد داغستانی برای آینده هنری خودوکمک به جامعه هنری چه هدفی دارد؟


 هدفم را سال ها پيش انتخاب كرده ام و در مسير رسيدن به آن بر اساس نقشه ي راهي كه براي خودم ترسيم كرده ام در حال حركت هستم. هدف رسيدن به تكاملي است كه در نبودنم هم حضورم احساس شود كه شايد ماندگاري نامِ ديگر آن باشد. در مسير رسيدن به اين ماندگاري هم هنر وسيله اي مي شود براي بي تفاوت نبودن به دغدغه هاي ذهني. دغدغه هايي كه با دغدغه هاي معمول فرق دارد و اين تفاوت در اصل هدف را مشخص مي كند. براي كمك به جامعه هنري هم دو كار مي توان كرد. اول اينكه خودت باشي و دوم اينكه پيشرفت ديگران هم برايت محترم، عزيز و خوشحال كننده باشد و براي اينكه ديگران هم موفق شوند از هيچ كمكي دريغ نكني. من تمام تلاشم را مي كنم كه بتوانم اين دو كار را انجام دهم.

برچسب ها : گوش کن من صدای دوستت دارم می دهم سجاد داغستانی شعر نو

اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط

نظرات


لطفا نظرات خود را به زبان فارسی بنویسید و از نوشتن آن با الفبای لاتین خودداری کنید.