انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب
کد خبر: 1312

متن دکلمه

 

 

چشم می بندم و میخندی و می بینم باز
این جهان عالم تصویر نباید باشد
همه ی آنچه که شد،گاه نباید بشود
و قضا، عامل تقدیر نباید باشد


اولش چاله ای و بر رخ هر ماهی عشق!
آخرش منتظری و ته هر چاهی عشق!
مطلع فال منی، باز چه میخواهی عشق؟
قتل این خسته به شمشیر؟ نباید باشد



شاعری گونه ی دردآوری از حرافی ست
هر چه از عشق نوشتند و نوشتی کافی ست
عشق می ماند و این آخر بی انصافی ست!
مرگ پایان اساطیر، نباید باشد



چه بلایی سر این شعر، نگاهم آورد
تف به چشمان خودم! تف به جهان بینی درد!
هر چه شستم بخدا رنگ جهان فرق نکرد
آسمان این همه دلگیر، نباید باشد



اینکه من عمق سقوطم دو برابر بوده
گله ای نیست... غمی نیست... مقدر بوده
آسمان جای کسی نیست که بی پر بوده
آدمیزاد که جوگیر نباید باشد!



همه ی شهر بخوابند اگر، بیدارم
بین آرامش و دستان خودم، دیوارم
من پر از دلهره ام، طالع نحسی دارم
ماه میلاد کسی "تیر" نباید باشد

 

 

اطلاعات تکميلي

  • نام دکلمه کننده: محسن انشایی
  • شاعر: محسن انشایی
تماشا 200 دفعه

رسانه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد