انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب
یکشنبه, 10 تیر 1397 ساعت 10:26

مولف مجموعه راویان مویه های زاگرس:

این مورد را ارزیابی کنید
(13 رای‌ها)
کد خبر: 1243

راویان مجموعه ای مشترک از سه مولف است که به همت انتشارات فصل پنجم به چاپ رسیده است.

 

محمد افندیده، محمد نیازی و آریا معصومی که سهم هرکدام به ترتیب ده ، ده و هفت شعر است که در مجموع سی و هفت شعر بلند را در مجموعه می خوانیم. گزینش آثار و گردآوری مجموعه نیز به عهده ی محمد افندیده بوده است.

 

افندیده دلیل انتخاب دو مولف بعدی را نزدیک بودن وضعیت ترسیم ساختار اثر و همچنین نزدیکی جهان ذهنی معطوف به شعر سه مولف با توجه به موتیف های موجود در تمالیته ی آثار بیان می کند.

 

این شاعر می گوید: این وجوه اشتراک می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که شماری از آن ها همچون اشتراکات جغرافیای زیست بوم (امتداد مسیر رشته کوه زاگرس) و وضعیت نزدیک فرهنگی محل سکونت در سال های پر اهمیت کودکی و نوجوانی مولفین اثر باشد. این مسائل سبب در هم تنیدگی مستتر و زیر پوستی اندیشه ، مضمون و ابژه های مشترک ، نوع نگاه ، عاطفه و نوستالژیای متن خواهد شد که خود قابل بحث است.اما آنچه برای من بیشتر حائز اهمیت بوده است نوع نگاه مولف به شعر و ترسیم ساختار ذهنی شعر و جهان ذهنی ساخته شده جهت ترسیم فضای شعر بوده است. من شعر خود را دارای ویژگی هایی می دانم و این قسم اشتراک برایم مهم بود نهایتا اشعار باید وجه تسمیه مشترکی را به گرده می کشیدند که جلوتر بیان و لختی تفسیر خواهم کرد.

 

وی ادامه داد: لذا از بین شاعران جوانی که قلم شان و خصوصا نوع نگاه شان به شعر با من مشترک بود نیازی و معصومی را برگزیدم که هر دو شاعران با آتیه و خوبی هستند و همواره مانند برادری بزرگ تر به من رجوع کرده اند و هر دو را از نظر اخلاق هم شایسته می دانم چرا که حوصله ی چندین سال سررفته ی من مجالی برای کشمکش با برخی مولفین پرحاشیه را ندارد. بر این منوال و پس از صرف زمان و انرژی بسیار برای گزینش و ویرایش اشعار نهایتا سی و هفت اثر را کنار هم قرار داده به دفتر انتشارات مربوطه ارسال کردم.

 

افندیده افزود: شاخصه ی اصلی شعر من روایتمندی و استحکام روایت از آغاز تا پایان کار است بدانگونه که خواننده ی اثر خود را با متن همراه دیده و به ادامه ی خوانش تا پایان اثر مجاب کند و این یعنی هم کمک به شعر و هم به مخاطب عجول کم حوصله عصر حاضر جهت صرف زمانی بیشتر در سرزمین هنر که روشن به آن نیاز مبرم دارد.

 

وی اضافه کرد: صد البته تمام این گفتار زمانی قابل بیان خواهد بود که ما اثری ارزشمند با چنین مشخصاتی به دست مخاطب رسانده باشیم نه صرفا اثری روایتمند یا روایت محور‌. امروزه روز دیگر کسی به شما نخواهد گفت که "روایت" برای گونه ی دیگری از متون ادبی است و شعر نباید اینگونه بر استحکام روایی خود مصر باشد.

 

افندیده در ادامه به پیشینه خود در ادبیات اشاره کرد و گفت: من ادبیات را با فعالیت در حوزه ی ادبیات داستانی آغاز کرده ام و اینگونه روایت را از نثر و داستان نویسی به شعرم کشانده ام اما به نحوی که شعریت اثر با کمترین مخاطره یا نقصانی مواجه نشده بلکه این وضعیت تاثیری مثبت در اثر ایجاد کند نه منفی.

روایت در شعرهای من روایتی ست که با بهره گیری از عناصر خویشاوند خویش یعنی عناصر یا المان های داستان نویسی منسجم و مستحکم می شود و از اینرو خرده تفاوت هایی با آنچه به عنوان روایت در شعر سپید پیش تر دیده و شنیده و خوانده می شد خواهد داشت.

 

مولف مجموعه برادرکشی ادامه داد: همچنین آگاهم که این می تواند تنها ادعایی خام یا ناقص باشد. پس به بیان ادله خواهم پرداخت چنانکه در شعر دوم مجموعه که روایتی بلند با مضمون جنگ است اگر شخص برخورد کننده با اثر اطلاعات مکفی از تکنیک های داستان نویسی داشته باشد به راحتی می تواند پروتاگونیست ، آنتاگونیست ، کشمکش ، بحران ، دیالوگ ، جریان سیال ذهنی همچنین در وجه تصویرگری اثر بافت ، زاویه ی دید و ... را مشاهده و در متن نشانه گذاری کند.

خوشبختانه اینگونه ی روایت در شعر سپید امروز …

 

وی به ویژگی های شعر خود نیز اشاره ای کرد و افزود: الزام بعدی برایم تصویرگری شعر است. بر آنچه می گویم بسیار راسخم که شعر سپید باید تصویرگر باشد و کشف ها و ساختارشکنی ها و آشنایی زدایی ها و ... با تصویرگری به متن کشیده شوند.برای من زبان بیشتر به مثابه مواد اولیه ی ساختن شعر است نه ابزاری برای خلق زیبایی.

در روزگار ما مخاطب هیچ نمی پسندد که مدت زیادی در شعر بر بستر عریانِ تک وجهی زبان رها شود.کافی ست خود را در یافتن تصویر در مضیقه و ملزم به پردازش مفاهیمی در مغز بیابد.

او کلافه می شود!

و کار شعر تمام است.

عصر ما عصر تصویر است.

رسانه های تصویری قسمت اعظم فضاها را تحت سلطه ی خویش درآورده اند چراکه مردم با تصویر بسیار ساده تر و بهتر ارتباط برقرار می کنند و پیرو آن می توان گفت هنرهای تصویری نیز بسیار موفق ترند.

انسان معاصر دوست دارد شلیک گلوله و کشته شدن کاراکتر منفی یک فیلم را ببیند اما هرگز دوست ندارد جسدی را تشریح کند تا در خصوص گوارش اطلاعات و آماری محاسبه کند‌.

کنار زدن اعضای داخلی با دست برای محاسبه ی طول روده؟

اصلا حرف اش را نزنید!

من که می روم سراغ هنر.

آنهم تجسمی که بیشترین رجوع مخاطب را دارد مثل سینما ، نقاشی ، عکاسی.

نه هرگز نخواهم توانست!

اعتراف می کنم شعر روح مرا تسخیر کرده است.

 

امّا می کوشم شعری تصویرگر داشته باشم.زمانیکه شعر با تصویر پرداخت شود ماندگاری فزون تر و موثرتری در ذهن مخاطب خواهد داشت و زیبایی خلق شده با تکنیک های تصویری با ترجمه ی اثر به هر زبانی باز به قوت در اثر حضور خواهد داشت آنچه در خصوص بازی های زبانی و خلق زیبایی با تکیه بر بازی های زبانی هرگز مقدور نخواهد بود.

 

من اینگونه می پندارم و چنین می نگارم و دیگر مولفان مجموعه نیز.

برای مثال وقتی می گویم:

"گوزنی که بر دیوار خشک شده

با اندوه زیبایی اش را حفظ کرده است"

مفهوم مرگ و اندوه ناشی از مرگ و نیست انگاری و هیچ پنداری و پوچ گرایی انسان معاصر در برخورد با ابژه ی مرگ با چنین تصویری در ذهن مخاطب میخ می شود.

حالا اگر بگوییم :

"گوزن ها

با اندوه بسیار هنگفتی کشته می شوند"

در واقع کاری نکرده ایم تازه این در حالی ست که خود کاراکتر گوزن تصویر دارد و پدیده ی مرگ آن نیز تصویری دیگر.اما باز هم افاقه نمی کند چراکه این تصویر نمی تواند بدیع و مستحکم باشد.

ما در پرداخت تصویر :

و گوزنی که بر دیوار خشک شده

موارد به نظر جزئی اما بسیار حائز اهمیتی را مد نظر داشته ایم تا به تصویری مطلوب برای شعرمان برسیم.مواردی همچون :

بافت ، زاویه ی دید ، نما ، تصویر کانونی حتی تاثیر روانی تصویر ارائه شده و با اعمال تمام این وضعیت ها به هدف نزدیک شده یا رسیده ایم.

 

 

مسئله ی دیگر که بسیار بغرنج است یک جریان انحرافی باقی مانده از دهه ی هفتاد و از متن جریان شعری "سهل و ممتنع" است که احتمالا بدلیل عدم آگاهی از مفهوم واژه ی (ممتنع) ابتدا نگارش شعر را ساده نویسی و در ادامه سهل نویسی و سهل انگاری پنداشته و نگاشتند.

 

اشعاری تضعیف شده از هرجنبه ی ممکن با بسنده به بازی های کم ارزش در سطح زبان و خرده توجهی به عاطفه چنانکه می بینیم بدترین آفتی ست که در چهار دهه ی اخیر گریبان شعر سپید را گرفته است.

 

به جد شایسته ترین نام برای اینگونه اشعار را "آبدوخیاری" می پندارم.

 

با ریختن مقادیری واژه بی کمترین دقتی در یک ظرف با فرمی پر از فرو رفتگی و برامدگی ناهنجار و تکان دادن و ریختن روی کاغذ چه حاصل مان خواهد شد!؟ حالا ابتدا یا انتهای متن را به یک "دلتنگم" یا "معشوقه ی اجتماعی من" نیز مزیّن کنیم که چه بدتر!!!

 

شعر سپید باید گُرده ای از این وضعیت اسف بار ناروا و سخیف سبک کند.

 

وی هدف از گزینش و انتشار راویان را چنین برشمرد: راویان به گونه ای گزینش و ویرایش و چاپ شد که بتواند حدود شعر سپید منسجم و تایید شده با نگاهی خوش بینانه مورد پسند ادبیات امروز باشد.

 

نکته ی بعدی که با توجه به تیترهای عنوان شده ی آغازین متن لازم به ذکر است وضعیت توانایی و موفقیت متن کتاب در خلق محتواست چنانکه در این مجموعه تلاش شد آثاری با خلق محتوای چشمگیر در متن کتاب موجود باشند و امید که چنین بوده باشد.

این وعده را می دهم که "راویان" سی و هفت مرتبه شعری دغدغه مند به شما ارائه خواهد داد.

 

اگر نیاز به توضیح مضاعف و دیگرگونه ای باشد باید چنین گفت که اندیشه توانایی تجزیه و تحلیل ما در برخورد با پدیده ها خاصه برمبنای تعاریف و تفاسیر فلسفی است.

اندیشه ی بشر همواره در گرو سطح دانستگی فلسفی او بوده است پس شاعر باید سعی کند از نظر مطالعه و دانستگی فلسفی خود را در سطح بالایی حفظ کند.

 

برای مثال من وقتی میخواهم به ابژه ی تنهایی گریزی داشته باشم گاهی مخاطب را در ابتدای متن تنها می گذارم تا او در هیئت انسانی تنها و به جا مانده از اجتماع شلوغ و بی دروپیکرِ عاری از یک صورت آشنا به تماشای وقایع بنشیند و گاه ندایی هادی بشنود.اینجا باستناد آموخته های دیداری و شنیداری و حسی او خود را در سطح دانستگی بالاتری نسبت به سطر ابتدایی می یابد.نهایتا می تواند به تجزیه و تحلیل در محتوای متن ورود کند چراکه حال خود را در سطح دانایی مکفی برای اتخاذ رای بر تنهایی یافته است و از این مسئله استقبال می کند.

 

از پی این به کنش و واکنش واداشتن مخاطب در متن نوعی تفکر منتقل شده است و اگر این تفکر اندیشیده و بالنده باشد اثر نیز در خلق محتوا موفق بوده است و در این زمینه کاری کرده و به کناری ننشسته است.

 

این متن هوشمند است.این متن را در راویان تجربه کنید و من اینجا تنها یک متد را لو داده ام. راویان محتوای ارزشمندی را زیر جلد و در متن خود به هرسو منتقل می کند و از این باب بر مجموعه بسیار غرّه ام.

 

این شاعر در پایان نیز گفت: تمام تلاشی که در مراحل مختلف جهت ارائه ی این مجموعه انجام شد به این دلیل بود که قصد داشتیم مجموعه ای یکپارچه و ارزشمند به بازار شعرِ سپیدِ تضعیف شده ی این روزهای ادبیات کشور اضافه کنیم که شعر دغدغه است ، که شعر معزز است ، که شعر بینواست.

 

البته باز هم معترفم که این شاید سلیقه ی من باشد اما بر این سخن راسخم که "راویان" می تواند معرفی کننده ی جریان شعر سپید جدی زمان خود اش باشد.

 

نه با تکیه بر باد بی مبدا و بی مقصد برخی وضعیت ها و اجتماعات کزایی در متن ادبیات که با تکیه بر متن کتاب و آنچه تا امروز منتقدین و مفسرین و شاعران جدی در خصوص اش اظهار داشته اند بیان می کنم. امیدوارم توانسته باشم جان کلام را صحیح منتقل کرده باشم چراکه این کمترین حق کتاب است.

 

به دلیل ضیق فضا و زمان همه چیز به اختصار و ابتر بیان شد و امید که فرصتی مغتنم تر کلام را تکمیل کنم.

و حرف آخر:

اینکه شاید بتوان این گفتگو و متنِ حاصل از آن را به مثابه مقدمه ای بر کتاب راویان مویه های زاگرس  که به دلایل بسیار ، کم اهمیت و روشن در روزهای چاپ مجموعه نگارش نشد.

 

کد خبر: 943

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد