یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی
دوشنبه, 27 آذر 1396 ساعت 10:42

در یادداشتی به قلم محمد افندیده؛
اختصاصی تارنا

این مورد را ارزیابی کنید
(25 رای‌ها)
کد خبر: 998

 

سهل و ممتنع جریان شعری بود که نام آن در چند مرحله دچار دگردیسی های غیر موجهی شد آنگونه که به انحرافی مخرب در جریان شعر سپید انجامید!

 

محمد افندیده شاعر سپیدسرای روزگار ما یادداشتی با موضوع ساده نویسی در شعر سپید را در اختیار تارنا قرار داده است. در ادامه شما را به مطالعه آن دعوت می‌کنیم:

 

«سهل و ممتنع جریان شعری بود که نام آن در چند مرحله دچار دگردیسی های غیر موجهی شد آنگونه که به انحرافی مخرب در جریان شعر سپید انجامید! مراحل این دگردیسی شامل سهل و ممتنع سپس ساده نویسی و پس از آن سهل انگاری است. حال به تعریف سهل و ممتنع می‌پردازیم.

 

سهل و ممتنع استفاده از زبانی ساده و سلیس (وجه بیرونی زبان) با توجه به پیچش های درونی یا ذاتی زبان (وجه درونی زبان) جهت چینش و ساخت بدیهیات معنایی است.

 

یک مثال عینی: خودرویی حرکت می کند.این ظاهراً یک اتفاق ساده است.اما با اندکی نگرش به جزئیات متوجه می شویم به واسطه ی استارت میل لنگ شروع به حرکت می کند که به واسطه ی شاتون ها به سوپاپ ها متصل است همچنین میل سوپاپ توسط تسمه ی تایم با حرکت میل لنگ شروع به حرکت می کند و ...

می بینیم که با اندکی دقت و داشتن دانش پیش فرض به چه پیچیدگی هایی خواهیم رسید.

 

رعایت این نوع رویکرد در برخورد با زبان شعر منجر به شعری با مختصات ”سهل و ممتنع“ خواهد شد. آنچه کمتر دیده می شود و بیشتر سهل انگاری و ساده انگاری برداشتی بوده که از نام این جریان یا شبه جریان شعری صورت گرفته است.

 

به دلیل ضیق فضا در یادداشتی دیگر وضعیت شعر سپید در چند دهه ی اخیر و دلالت های چگونگی تغییر آن تا رسیدن به شعر سهل و ممتنع را بررسی خواهم کرد که لازمه ی درک تولد این جریان است.

 

اما می خواهم کوتاه و موجز بپردازم به انحرافی مخرب که در این جریان به راه افتاد.برداشتی غلط از سر بی دانشی و شاید در برخی مغرضانه و با نیّات سوء.تغییر نام یک جریان شعری از سهل و ممتنع به ساده نویسی و در ادامه ساده نویسی را سهل نویسی یا سهل انگاری پنداشتن و تبعات منفی آن که گریبان گیر شعر سپید شد آنگونه که امروز تن جریح و فگار سپید از این تخطی و کوته نظری به ما رسیده و چه باید کرد؟

 

سهل و ممتنع یا ساده نویسی از اواسط دهه ی هفتاد (البته آنچه مورد نظر ماست به عنوان جریان شعری یا وضعیتی مشابه) آغاز و در دهه ی هشتاد قسمت اعظم جریان شعری سپید ایران شد.

نام های بزرگی از ذهن می گذرند که هر کدام مهره های ارزشمند با آثار ارزشمندی هستند.

اما آنچه غرض ما از نگارش این یادداشت است آن دسته از شاعرانی هستند که هرچه دهه ی هشتاد پیش تر می رفت تعدادشان بیشتر می شد.طیفی که وضعیت یکسان بانیان آن معمولاً بر این منوال بود که یک مجموعه ی شعر خوب منتشر و سپس در منجلاب سهل انگاری فرو رفتند.

می خواهم به بیان دلالت هایی بپردازم که شاید کمتر مورد بحث منتقدین و مفسرین بوده اما از دلایل عمده  هستند.چه که نقدهای تئوریک را مکرراً خوانده ایم و آنچه بیشتر اوقات مستتر مانده اینجاست.

در دهه ی هفتاد به دلیل نبود یا کم بود فضا و دسترسی مجازی ، مجلات و نشریات جای ثابتی در سبد خرید خانواده ها داشتند و مردم از این امکان با ادبیات کشور در ارتباط و با آثاری برخورد و مطالعه می کردند.

باید توجه داشت در هر صورت نشریات و مجلات در قیاس با فضای مجازی امروز فضایی بسیار محدود همچنین فیلترهایی برای چاپ آثار موجود بود.

با پیشروی دهه ی هشتاد به سمت هشتاد و رقم های درشت تر دسترسی به اینترنت همگانی تر شد و شبکه های اجتماعی نیز در اختیار همگان و از جمله قشر شاعر قرار گرفت.

 

ناگهان بیشمار کاربر مجازی (عموماً جوان و نوجوان) به این شبکه ها اضافه شده که می توانستند مخاطب شعر و ادبیات باشند.

جوان و نوجوان که خواه ناخواه پر از عواطف و احساسات خواهند بود.به وضعیت ذکر شده ی اخیر اضافه کنید ”افت دانش عمومی جامعه“ را،به دلایلی که در اینجا امکان توضیح نیست!

این مخاطبِ کم دانش و پرشور و پرعاطفه سهواً وضعیت بسیار نامطلوبی را در بازار شعرهای سپید جعلی به راه انداخت.

 مخاطب مذکور به دلیل شرایط و ضوابط اجتماعی و حکومتی برخلاف نسل های گذشته از عشق منع شده و محکوم بود تقوای الهی روز افزون پیشه کند.

هرآینه تقوا در مقام صفت برای آدمی از صفات ”علیاي مستخلف عنة“ شمرده شده ست و به قطع و یقین نافع خواهد بود.

با این حال اگر در خصوص این مخاطب بازبینی و تتبع روانشناختی صورت گیرد رسیدن به نتیجه ی آتی دور از ذهن نخواهد بود.

او تا حدی خالی وقایع و ماجراهای عاطفی و عشقی در زیست خود را تا حدی با همذات پنداری در متن و روایت شعر جایگزین می کرد که با رجوع به نظریه ی جایگزینی زیگموند فروید وضعیتی محتوم و به استناد ادله ی علمی خواهد بود.

پرسش :شعری که مناسب ذائقه ی این مخاطب باشد دارای چه ویژگی هایی خواهد بود؟

شعری عاشقانه، با محتوای سطحی، گزارشی، شخصی و کلیشه زده.

 

مطرح شدن این درخواست از سوی دانش و بینش تضعیف شده ی مخاطب، آنهم نه برپایه ی گفتمان بلکه براساس بازخورد ها شعر سپیدِ اخیراً برقرار و برپا شده ی آن سال ها را محکوم به افولی تلخ و گزنده کرد که بزرگی نیز فرمود : دانشِ کم خطرناک است.

 

تعداد زیادی از مولفین که متآسفانه به دلایل کاملاً روشن از ذکر نام آنها اجتناب خواهم کرد ، شروع به انتشار آثاری انبوه با این خصوصیات در صفحات مجازی و شبکه های اجتماعی خویش کردند.

 

روشن این اشعار خوراک خوبی برای گمراهی و به دام انداختن این مخاطب خواهد بود.کرداری کریه با نیت سوءاستفاده از شرایط و تصاعب درصد و تعدادِ بالاتری از مخاطب و تبعات آن.

 

این عارضه منجر به ظهور غول های مجازیِ پوشالی و طبل های توخالی ادبی با آثار متعدد و بی کیفیت در بازار ادبیات کشور شد.

ناشاعرانی پرده در بی اعتنا به اینکه این نابسامانی چه ضربه ای به شعر سپید وارد خواهد کرد.

اینان تا ندای اعتراض به گوششان می رسید ساده نویسی را دستمایه کرده روی شان را بر می گرداندند.

بی توجه به اینکه با گذشت کمتر از یک دهه آنقدر مولف و اثر چاپ شده با این مشخصات در بازار ادبیات زیاد می شود که آثار با ارزش و معتبر هم زیر بار سنگین تعداد و حجم آثار ضعیف خفه می شوند چه بسا آثار بی اصل و اساسِ خودشان.

اینان با چنان حرص و ولع بی پایانی اقدام به جمع آوری و مکش کثیری مخاطب ناآگاه و جوان با دانش کم ادبی کردند که حاصلی جز فاجعه برای شعر سپید به بار نیامد و بزودی برخوردی به سان کالا با شعر کردند.

برخوردی ناشایست که به هیچ وجه در شأن شعر و شاعر نبود.

 

اغلب به سالی چند مرتبه چنان دلالان سر از دفتر کار ناشران درآورده و اقدام به اخذ قرار داد کتب جدید و چاپ های مجدد و متعدد کتب قبلی می نمودند با صراحت و صداقت باید چنین گفت: ناشران نیز عموماً سودجو و انگشت شماری هنرشناس و هنر دوست بودند لذا با نشر این آثار دانسته به این بازار نامبارک به نام فعالیت فرهنگی اما تنها به قصد تجمع ریال های بیشتر در حساب های بانکی، دامن می زدند.

 

 

پس به زودی اشعاری با حضور مفاهیم سطحی، تکرار مکررِ تعابیر و تصاویر ضعیف، دایره ی واژگانی محدود و فضایی در انحصار سانتی مانتالیست کلیشه ای و چنین شد که این اشعار و کتب چاپ و منتشر شده با این مختصات شعری به زودی بازخوردی نامتعارف و غیر منطقی در فروش و توضیع کم سابقه ی شعر سپید دریافت کردند.

 

مخاطبان مجازی طرفداران پروپاقرصی شده بودند و برای خرید چنین آثاری جلوی غرفه ی برخی از ناشران به انتظار سلبریتی خود صف می کشیدند که گویا در مجازآباد حضورشان را رأس فلان ساعت اطلاع رسانی کرده بودند.

 

فراموش نکنیم تمام علم اقتصاد را می توان در دو واژه خلاصه کرد؛ عرضه و تقاضا.

 

در این نابسامانی درخواست کننده مخاطبی بود ناآگاه و عرضه کننده شاعر و ناشری آگاه.

اتخاذ رای در جهت تبرئه یا اتهام افراد هم به عهده ی خواننده ی عزیزِ متن.

 

بیماری دهشتناکی که هنوز هم گریبان شعر سپید را رها نکرده است.به گونه ای که با شرکت در جلسات و نشست های متعدد شعر از سپید جدی و ارزشمند چندان خبر یا اثری نیست و این در حالی ست که شاعر و شعر سپید خوب هم کم نیستند.

اما پذیرفته و پسندیده ترجیح می دهند در خانه بمانند تا اینکه خود و آثارشان را در جلسات هم تراز و همسطح چنین سروده هایی قرار بدهند.

در اغلب نشست های شعر پایتخت مکرر با متونی چنین برخورد می کنیم که شعرِ سپید معرفی شده اما کیفیت شان از کیفیت نثرهای ساده و ضعیف قرون گذشته نیز بسیار پایینتر است.

آنچه در متن نگارش و بیان شد تنها زخمی از هزار و یک زخمِ تنِ جریحِ شعر سپید بود.

 

حال آیا سپید سرا و در رأس نگارنده بازهم نوع نگاه اغلب منتقدین، کلاسیک سرایان همچنین تعلق و پیگیری مخاطب که آگاهی اش در وضعیت درخورتری قرار دارد را نسبت به شعر سپید غیر منصفانه می بیند؟که مغرضانه و از سر عداوت است؟

 

شعر سپید به غایت ساختارمند تر و دارای اصول و قوائد تئوریک سخت گیرانه و منسجم تری از شعر کلاسیک است.

پس چرا امروزه روز چنان کودک یتیمی ملبس به رختی مندرس و سیمایی پریشان و عارض در بستر و بازار ادبیات مشاهده می شود!؟

 

گناه به گردن کیست؟

شاید آنانی که در آن سال ها داعیه ی جریان سازی داشتند اما حتی بر نامی که برای اشاره ی لفظی به جریان خود معرفی کردند، راسخ نماندند.

 

برای اعاده ی حیثیت شعر و جریان شعری خود پایمردی شایسته و بایسته ای از خود نشان نداده و سوءاستفاده کنندگان از این جریان را معرفی نکردند.

بی گمان گناه کاران اصلی اینانند.

 

متهمان ردیف بعدی نمی توانند تاریخ واضح ادبیات چند دهه ی اخیر را تحریف و در وقوع انبوه جرائم به وقوع پیوسته ، پیوسته خویش را از نظرها و گزارشات و عکس ها و نشریات و...  پنهان کنند.

 

چراکه آنها خود هویت و شناسه ی تاریخی این جرائم و تخطی های عامدانه و سودجویانه خواهند بود که سروده های مورد بحث ایشان در قالب کتب با عناوین کتاب و مولف و ناشر و تاریخ چاپ و شماره ی شابک همچنین قیمت پشت جلد مستند و موجود مُهرِ بطلان هر تزویری خواهند بود.

 

پاینده شعر

پاینده شاعر»

 

محمد افندیده/ آذر ماه 96

 

کد خبر: 746

آخرین ویرایش در دوشنبه, 27 آذر 1396 ساعت 10:42

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار