انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب
گزارش

گزارش (52)

بیست و ششمین نشست تخصصی نقد ترانه-آواز به همت کانون ادبی زمستان، عصر روز یکشنبه در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

 

در این نشست که با حضور چهره های فرهنگی هنری همراه بود، شهره سلطانی و علیرضا شهشهانی به عنوان کارشناسان موسیقی، دکتر مهدی موسوی میرکلایی کارشناس ادبی و سجاد عزیزی آرام مسئولیت اجرا و کارشناسی نشست را عهده دار بودند.

 

در این نشست ضمن نقد اشعار و ترانه های شاعران و ترانه سرایان جوان مهمترین صحبت ها حول محور ترانه و ویژگی های منحصر به فرد آن گذشت.

 

کارشناسان این نشست از ترانه هایی گفتند که نمی توان به روی آن ها ملودی گذاشت و تنها باید آن ها را دکلمه کرد. زبان ترانه، نوع گویش و المان های درست ترانه دیگر ویژگی هایی بود که در این نشست درخصوص آن ها صحبت شد. اینکه لحن و کارکرد قافیه در ترانه باید در زمان و جای مناسب استفاده شود.

 

 

کارشناسان معتقد بودند که ترانه باید فرصت های زبانی ایجاد کند و ترانه امروز باید ویژگی های امروزی داشته و واقع گرا و به نوعی به دور از انتزاع یا تخیل باشد. یکدستی ترانه از ملزومات اشعار است.

 

در بخش دیگری کارشناسان از خوانش درست شعر و ترانه یاد کردند و افزودند: اجرا و خوانش درست شعر یا ترانه با لحنی مناسب در تاثیرگذاری آن به روی مخاطب بسیار موثر است. ضمن اینکه قابلیت آهنگسازی برای به سرانجام رسیدن یک ترانه می‌تواند از دیگر ویژگی های ترانه باشد. همینطور استفاده نادرست از برخی کلماتی که در ترانه معمول نیست نیز می‌تواند به ناکامی ترانه بیانجامد.

 

 

در پایان این جلسه که با حضور هنرجوهای کارگاه ترانه مهدی موسوی نیز همراه بود، گواهی پایان دوره کارگاه ترانه به آن ها اعطا شد.

 

در پایان بخش نقد و بررسی اشعار شاعران نیز، ترانه آذین آزادی در هردو بخش موسیقی و ادبی توانست بالاترین امتیاز را کسب کند و به عنوان ترانه برتر این جلسه شناخته شود.

لازم به ذکر است که این ترانه برای اتود و آهنگسازی به علیرضا شهشهانی کارشناس موسیقی این نشست سپرده شد.

 

 

همچنین رامتین غروی با اعضای گروه خود دقایقی مهمانان را به شعر و موسیقی مهمان کرده و به اجرای موسیقی زنده پرداختند.

 

کد خبر:948

عکاس: منصوره مرادی نیا

شنبه, 19 خرداد 1397 ساعت 11:03

افشین علاء:
ترانه در مخاطب عام تأثیر بسزایی دارد

نوشته شده توسط

افشین علاء با بیان این‌که در ترانه دچار مشکل هستیم می‌گوید: بعد از انقلاب در ترانه دچار آفت شدیم؛ یکی کارهای سفارشی بسیار و دیگری راه افتادن موسیقی زیرزمینی به‌خاطر منع موسیقی که با موزیک و کلام مبتذل همراه بود.

 

این شاعر  در درباره سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با شاعران مبنی بر این‌که  «سرود و ترانه خوب در ایجاد نشاط و حرکت‌های اجتماعیِ مفید، بسیار اثرگذار است و باید از فرصت علاقه‌مندی مردم به شعر در جهت انتقال مفاهیم مورد نیاز جامعه به بهترین شکل استفاده کرد» اظهار کرد: در قدیم متل‌ها و ترانه‌هایی که در کوچه و بازار خوانده می‌شد جزو فرهنگ شفاهی ما بود که بازتاب‌دهنده بسیاری از نگرش‌ها، احساسات و  عواطف مردم  جامعه بود. امروز هم  این موضوعات چه در ایران و چه در جهان در قالب ترانه مطرح می‌شود، یعنی ترانه و آواز جدای از موسیقی، از نظر کلامی یکی از بازتاب‌دهنده‌های  نیازهای فرهنگی جامعه است.

 

او سپس  افزود: متل‌ها شعرهای غیرمکتوبی بودند  که دهان به دهان می‌چرخیدند و به خاطر آهنگین بودن‌شان اثرگذار و ماندگار می‌شدند. آن‌ها قالب‌هایی در ادبیات ایران بودند که جایگزین ادبیات رسمی و جدی می‌شدند و  امروزه با عنوان ترانه آن‌ها را می‌شناسیم. ترانه یک نیاز اجتماعی  و انسانی است. شعر نسل ما قالبی را می‌خواهد که از طریق کلام آهنگین در شادی‌ها شاد باشد و در مصیبت‌ها احساس همدردی و اندوه  کند، در واقع  هیجان و عواطف را  در خود بروز دهد که آن ترانه است و با موسیقی معنا می‌یابد.

 

علاء خاطرنشان کرد: ترانه باید بدون موسیقی، کلام قابل ارزیابی و ارزشمندی باشد. نباید به بهانه عام بودن مخاطب، یا بهانه این‌که زبانش رسمی نیست و یا قالبش شعر نیست، هر مضمون پیش پا افتاده‌ای  را وارد عرصه ترانه کرده و قالب‌های جدیدی را خلق و با آن موسیقی و ترانه را لوث کنیم.

 

او درباره تأثیرگذاری ترانه نسبت به شعر اظهار کرد: ترانه در مخاطب عام تأثیر بسزایی دارد. درست است که مردم ایران با شعر عجین هستند و خیلی از شعرهای شاعران ماندگار می‌شود اما ترانه به خاطر  سهل‌الوصول‌ بودنش و این‌که‌ همراه با  موسیقی است، در در ذهن مردم می‌ماند. خیلی از ترانه‌های قبل از انقلاب با گذشت ۴۰-۵۰ سال  حرف اول را بین مردم می‌زنند و مردم آن‌ها را زمزمه می‌کنند. از بخش مبتذل که بگذریم، ترانه‌های ماندگار  قبل از انقلاب حاصل تلاش شاعران و ترانه‌سرایان  باسواد و ریشه‌دار و موسیقی‌دان‌های اصیل و حرفه‌ای بوده‌اند.

 

این شاعر با بیان این‌که بعد از انقلاب هم کارهای ماندگار داشته‌ایم، در عین حال گفت: اما بعد از انقلاب به دو آفت دچار شدیم؛ یکی در حوزه  ادبیات و فرهنگ رسمی  کشور که  کارهای مناسبتی و سفارشی بسیاری انجام شد. همچنین به‌خاطر  منع و بگیر و ببندهای دیگر،  موسیقی‌های  زیرزمینی راه  افتاد که با موزیک و کلام مبتذل همراه بود. کسانی که توانسته‌اند  ترانه را با شعر و آهنگ زنده نگه دارند حق بزرگی بر گردن ما دارند.

 

او سپس با تأکید بر این‌که در زمینه ترانه مشکل داریم بیان کرد: تیتراژهای تلویزیونی به‌خاطر توجه به اِلمان‌هایی غیر از قوت اثر، آدم را اذیت می‌کنند؛ از عجیب و غریب بودن صدای خواننده گرفته تا عجیب و غریب بودن مضامین شعرها که گاهی مهمل و بی‌معنا است.

 

علاء درباره افراد برجسته‌ای که در زمینه ترانه بعد از انقلاب کار کرده‌اند، گفت: در این حوزه اشراف زیادی ندارم  و نمی‌توانم افرادی را نام ببریم. اما افراد بسیاری  در این زمینه کار کرده‌اند که بیشتر در زمینه سرود بوده است. در سال‌های اخیر  به ترانه توجه بیشتری شده است. شخصا کارهای محسن چاووشی را می‌پسندم زیرا هم به ادبیات کهن تکیه دارد و هم در آثارش نوآوری دیده می‌شود.

 

او همچنین درباره چرایی کمرنگ شدن سرود در سال‌های اخیر اظهار کرد: سرودهای انقلابی می‌تواند اثرگذار و ماندگار باشد و کم‌رنگ شدن آن  اتفاق خوبی نیست.  شاید دلیل کمرنگ شدن آن هجوم رسانه‌های مختلف و آموزه‌های ماهواره‌ای باشد که موسیقی را  به کالایی فانتزی  تبدیل کرده است. ترانه‌های فانتزی با سبک‌های مختلفی رایج شده  و جاذبه‌هایی برای نسل جدید است  که همه آن‌ها زیبا نیست. اگر نسل جوان به این سمت گرایش دارد قابل مذمت نیست اما اگر  نهادهای فرهنگی - چه رسمی و چه غیررسمی - بخواهند به این وضع  دامن بزنند و کارهای فاخری را که در  سرود و موسیقی حماسی اتفاق افتاده، فراموش کنند و فقط به دنبال معیار جذاب بودن باشند و به آن بپردازند، کار خراب می‌شود.

 

این شاعر در ادامه اضافه کرد: من در تلویزیون می‌بینم برای شهدا، خلیج فارس و مضامین حماسی و استکبارستیزی کارهایی را می‌سازند که فقط مضمون‌شان کلمات ارزشی دارد، اما اجرای‌شان همان اجرای آهنگ‌های لس‌انجلسی است.  انگار که اعتراف می‌کنیم ما به شیوه‌های تبلیغی آن‌ها نیاز داریم، این تبلیغ‌ها در رسانه‌های ما بیداد می‌کند و این‌گونه کسی نمی‌تواند ارزش‌های انقلاب را تبلیغ کند. یعنی اگر  ما ادای خواننده‌های لس‌آنجلسی و رپرها را دربیاوریم ولی چفیه گردن‌مان بیندازیم و پیراهن‌مان روی شلوارمان باشد و مضمون‌های شعری که می‌خوانیم انقلابی باشد، این بیشتر طنز است.  این آفاتی است که متولیان رسمی فرهنگ کشور دچار آن شده‌اند و باید چاره‌اندیشی کنند.

 

کد خبر: 918

 

 

بیست و دومین نشست تخصصی نقد و بررسی ترانه – آواز برگزار شد.

 

جلسات کارگاهی نقد و بررسی ترانه- آواز زیر نظر کانون زمستان و سجاد عزیزی آرام در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

 

در واپسین روزهای اردیبهشت، اهورا ایمان، حسن علیشیری، آرمان مهربان و کاوه آفاق به این محفل دعوت شدند تا آثار شاعران و ترانه سرایان جوان را به بوته ی نقد بیازمایند.

 

در ابتدای این جلسه، عزیزی از مسائلی چون برخی خوانندگانی که در لحظه ی اجرا کار را اشتباه می خوانند، خوانندگانی که نام ترانه سرایان را اعلام نمی کنند و ترانه سرایانی که  انزوا را  برمی گزینند، انتقاد کرد.

 

وی با معرفی  آثار خاطره انگیزی که از اهورا ایمان  اجرا شده است، به صحبت های خود پایان داد تا در مرحله ی بعد آثار ترانه سرایان حاضر و داوطلب مورد نقد قرار گیرد‌.

 

عدم ملودی پذیر بودن، عدم توجه به فرم و محاوره بودن اصلی ترین مشکلات آثار ترانه سرایان در این جلسه قلمداد شد.

 

 

محور گفتگو و تاکید اصلی این جلسه بر روی موسیقی راک و آنچه که در ایران از آن به راک شناخته می شود، قرار گرفته بود.

 

هومن موسوی دو اثر از آثار خود را بر روی صحنه اجرا کرد. در پایان جلسه نیز کاوه آفاق با نوازندگی آرمان مهربان قطعه ای را اجرا کرد که با تشویق حاضران در سالن همراه شد.

 

گفتنی است آثار برگزیدگان این جلسه در بخش نقد اتود زده خواهد شد.

 

لازم به ذکر است که جلسات تخصصی ترانه آواز روزهای یکشنبه در فرهنگسرای سرو برگزار می‌شود و ورود برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

خبرنگار: مهدیه رشیدی

کد خبر: 910

 

آیین رونمایی و جشن امضای مجموعه ترانه های احسان بایگی با عنوان «محبوب» که به همت نشر نیماژ منتشر شده است، در مرکز تبادل کتاب تهران برگزار شد.

این مراسم با حضور شاعران و ترانه سرایان نامداری چون حسین غیاثی، مهدی موسوی، ابراهیم اسماعیلی اراضی، علی ایلیا، امید روزبه، علی عطری، هما سعادت، شهاب دارابیان، فرهنگ روشنی و... برگزار شد.

 

ابراهیم اسماعیلی اراضی درخصوص مجموعه شعر احسان بایگی گفت: نتیجه صبوری بایگی در انتشار مجموعه ترانه هایش «محبوب» است. مجموعه ای یک دست که شاخصه های قابل دفاع دارد. برخلاف مجموعه هایی که هدف از انتشار آن ها آهنگسازی است، این مجموعه ارزش ادبی دارد، به موسیقی وابسته نیست وهمه چیز را فراهم می کند که ما با یک کتاب مواجه باشیم. کتابی که بارها و بارها می توان آن را خواند و به ظرایف ادبی آن دقت کرد.

اراضی افزود: نکته ی بعد در این مجموعه نوع عاطفه ورزی است. خیلی کم دیده شده که شاعر در این مجموعه با صراحت عاطفه ورزی کرده باشد. بیشتر اتفاقات از طریق تصویرسازی رخ می دهد و این باعث می‌شود ما با یک مجموعه ی متشخص مواجه باشیم. چیزی که خیلی دلچسب است سهولت و امتناعی است که در به کار گرفتن اصطلاح ها و تکه کلام ها و حتی تصاویر دیده می شود. در بعضی ابیات شاعر به سراغ ردیف های خطرناکی رفته که خیلی خوب از پس آن برامده است.

 

 

 

مهدی موسوی دیگر ترانه سرای حاضر در جمع در خصوص بایگی و کتابش گفت: طرح جلد کتاب، کار یکی از بهترین طراح های حال حاضر کشور آرنگ طیاری است. جلد کتاب متفاوت و با شکل و شمایل موزون اثر و بسته بندی کتاب یک بسته بندی معقول است. بعد میرسیم به بحث محتوا. یکی از نکات این است که تکلیف بحث شعر محاوره و ترانه چه می شود؟ محاوره به نفع شاعر است یا به نفع ترانه سراها؟ اگر به تاریخ ادبیات نگاه کنیم قالبی که در طول تاریخ توسط شاعران داخلی یا خارجی مورد استقبال قرار نگرفته باید با نوعی بدبینی خاص سراغ آن رفت.

 

موسوی افزود: مسئله ی دیگر این است که ترانه های احسان بایگی به اجرا نزدیک تر است. ترانه ی اول نکته ایی دارد که در ترانه های دیگر هم تکرار شده و آن پرداختن به انسانی خاص است. خود شخص حضور پررنگ دارد بدون اینکه بترسد یا بخواهد محافظه کارانه برخورد کند و این نیاز ادبیات امروز است. ما بخش ویترینی و لوکس تر را در اثار نشان می‌دهیم ولی باید به واقعیت ها نیز پرداخت. جاهایی مضمون و لحن از دست شاعر رها می شود و زاویه ی دید باعث غمگین شدن اثر می شود. کل اثر فضای اندوهناک دارد که شاید ریشه در ادبیات ما داشته باشد و این با جامعه ی ما که به سمت شادی پیش می‌رود، در تضاد است.

 

 

این ترانه سرا در پایان افزود: نکته ی بعد اهمیت دادن احسان بایگی به انسان است. مضمون های عشقی حرف اول را میزند و نکته ی مثبت این است که به انسان و روابط انسانی اهمیت میدهد چیزی که مشخصه ی اصلی ترانه های افشین یدالهی بوده است. به انسان روانشناسانه نگاه می‌کرد که احسان هم این رویکرد را در شکل دیگری دارد  و در پایان این کتاب در دسته ی اثاری بود که نیاز بود چاپ شود.

 

حسین غیاثی نیز در خصوص احسان بایگی و مجموعه ترانه هایش گفت: نکته مهم این است که این قلم ماهیت و ارزش ادبی و زیبا شناختی دارد و سوالی که پیش می اید این است که خود احسان به ترانگی این ها فکر میکند یا به بحث شعر محاوره؟ خیلی ها واقعا با نگاه ترانه می نویسند ولی محاوره است. در این مجموعه علاقه به موسیقی شدن را در فرم ها احساس کردم. اگر میخواستم پیشنهادی دهم این بود که اگر احسان کار موسیقی می کرد این مجموعه به این شکل چاپ نمی‌شد. بلکه به شکل البومی که نظیرش نبود منتشر میشد. اگر نگاه احسان به مجموعه ترانه ایی باشد، نقدهای زیادی به این اثر وارد است ولی اگر نگاه به این مجموعه به عنوان مجموعه ی شعر باشد، یکی از مجموعه های موفق شعری است و از همان شعر اول از شکل چینش کلمات و مراعات نظیر های بی نظیر که انسان را به وجد می اورد لذت بردم. مهم ترین بحث این است که واقعا جای خالی موزیسینی که بتواند با این همراه شود احساس می شود و این ایراد از بایگی نیست.

 

 

 

در پایان نیز احسان بایگی از مجموعه خود گفت و افزود: این کتاب حاصل تجربیات ۳ ساله ی من است. بیشتر در بحث شعریت کار دقت کردم که ارزش ادبی داشته باشد ولی خیلی کارها را با پیش زمینه ی موسیقی نوشتم ولی بیشتر بحث ادبی کار مد نظرم بوده است.

 

در این جلسه دیگر شاعران به شعرخوانی پرداختند و آیین رونمایی از «محبوب » با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید.

لازم به ذکر است که این مراسم روز سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه در مرکز تبادل کتاب برگزار شد.

 

خبرنگار: ساحل فیاض

عکاس: عسل گودرزی

 

کد خبر: 887

 

آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «آخرین دیدار با روان پزشک» سروده علی ایلیا عصر روز پنجشنبه  برگزار می‌شود.

 

مجموعه ترانه های علی ایلیا با عنوان «آخرین دیدار با روانپزشک» که به همت نشر نیماژ منتشر شده، با حضور هنرمندان عرصه ادبیات و موسیقی پاپ پنجشنبه ساعت 17.30 در کافه گالری الف برگزار خواهد شد.

 

شاعران و هنرمندانی چون مونا برزویی، مهدی ایوبی، عمران میری، علیرضا آذر، امید صباغ نو، نیلوفر لاری پور، علی بحرینی، محمدرضا علی مردانی، ترانه مکرم، شهاب رمضان، حسن علیشیری، عبدالجبار کاکایی، پازل بند و... با حضور مدیر محترم نشر نیماژ، علیرضا اسدی در این مراسم حضور خواهند داشت.

 

علاقمندان به حضور در این مراسم میتوانند در روز و ساعت یاد شده به نشانی تهران، میدان هفت تیر، ابتدای خیابان قائم مقام، بالاتر از بن بست نگین مراجعه نمایند.

 

لازم به ذکر است که ورود برای علاقمندان آزاد و رایگان و حضور هرکس احترام به شعر است.

 

کد خبر: 881

 

با ترانه ای از احسان افشاری و ساعد باقری و با توافق فدراسیون فوتبال و بنیاد رودکی، علیرضا قربانی و سالار عقیلی به عنوان خواننده تیم ملی در جام جهانی انتخاب شدند.

 

به گزارش روابط عمومی فدراسیون فوتبال، توافق نامه‌ای میان فدراسیون فوتبال و بنیاد رودکی به منظور تهیه سرود تیم ملی در جام جهانی امضاء شد. قرار شده سه کار برای تیم ملی آماده شود.

 

کار نخست، با خوانندگی سالار عقیلی و آهنگ سازی بابک زرین و شعری از احسان افشاری اولین قرارداد بوده که منعقد شده و در حال تمام شدن است. دومین کار با علیرضا قربانی، شهرداد روحانی در مقام آهنگ ساز و رهبر ارکست سمفونیک، و با شعر ساعد باقری ساخته می‌شود. سومین کار از هم اثر فریدون شهبازی آهنگساز و با شعر عبدالجبار کاکایی ساخته می‌شود اما خواننده آن هنوز مشخص نشد است.

 

هر سه کار ارکستر دارد و در سبک موسیقی ایرانی است و هیچ‌یک در حوزه پاپ نیست.

 

این قطعات، با حضور تیم ملی در تالار وحدت رونمایی و اجرا می شود. تاریخ اجرا هنوز مشخص نیست اما پیش بینی مسئولان ۲۷ اردیبهشت است.

 

مهدی تاج درباره انتخاب موسیقی سنتی به جای موسیقی پاپ که طرفداران بیشتری دارد اظهار کرد: ما برای جام جهانی مجموعه فعالیت‌هایی داریم که مربوط به مسابقات است. برای جام جهانی یک ستادی داریم، که همه بخش‌های اجرایی از جمله دو نفر از وزارت ارتباطات و ... حضور دارند که شورای راهبردی ستاد جام جهانی را پیش می‌برند. بحث‌های امنیتی و ضد تروریستی هم انجام می‌شود. صدا و سیما در این ستاد عضو است. هشت قالیچه تهیه می‌شود و به افرادی در جام جهانی هدیه می‌شود. پرچم و کلاه توزیع می‌کنیم. این کارها برای یار دوازدهم است. برچسب‌هایی هم برای خودروهای تیم ملی تهیه شده است. نمایشگاه‌های شب‌های ایران تدارک دیده شده که صنایع دستی عرضه می‌کند.

 

او ادامه داد: یک کلیپ برای تیم ملی تهیه می‌کنیم. موسیقی را به بنیاد رودکی واگذار کردیم. این کار را به حوزه واگذار کردیم. در این حوزه بنیاد رودکی کاربلد است. سالار عقیلی و علیرضا قربانی این کار را پیش می‌برند که کار بسیار فاخری است و توسط ارکستر سمفونی ملی و ارکستر سمفونی تهران اجرا می‌شود.

 

رییس فدراسیون فوتبال گفت: می‌توانستیم کار را ساده‌تر اجرا کنیم. البته ما نمی‌توانیم جلوی بقیه افراد را بگیریم. همه می‌توانند برای تیم ملی خودشان بخوانند. کشور به جام جهانی رفته و هر کسی در هر جای دنیا می‌تواند موسیقی تهیه کند. ستاد جام جهانی به این نتیجه رسید که با بنیاد رودکی وارد کار شود. این کار ایرانی است و چند صد نفر درگیر می‌شوند.

این روزها نخستین سالگرد درگذشت شاعر و ترانه‌سرای معاصر، دکتر افشین یداللهی است؛ همو که اشعار و ترانه‌هایش، رنگ دیگری به مجموعه‌های تلویزیونی بخشید و در خاطره‌ها ماندگار شد.

 

زنده‌یاد افشین یداللهی تا آنجا به ایران عزیز اسلامی‌عشق می‌ورزید که چنین سرود:

 

 ایران ...

 

فدایِ اشک و خنده ی تو

دل پُر و تپنده ی تو

فدای حسرت و امیدت

رهایی رمنده تو، رهایی رمنده تو

ایران

اگر دل تو را شکستند

تو را به بند کینه بستند

چه عاشقانه بی نشانی

که پای درد تو نشستند

کلام شد گلوله باران

به خون کشیده شد خیابان

ولی کلام آخر این شد

که جان من فدای ایران

تو مانی و زمانه نو شد

خیال عاشقانه نو شد

هزار دل شکست و آخر

هزار و یک بهانه نو شد

 

و البته برای تکمیل این عشق و ارادت به وطن، به فرهنگ کهن این مرز و بوم نیز اینگونه به خود بالید و چنین ادامه داد:

 

ایران به آتش می‌کشد خاموشی تاریخ را

هوشیار پایان می‌دهد مدهوشی تاریخ را

 

ایران به شوق زندگی در مرگ رویین ‌تن شده

مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده

 

ایران پُر است از عاشقان؛ این گنج‌های بی‌شمار

مرزی ست پُر گوهر ولی؛ با رنج‌های بی‌شمار

 

در بند بنشانم ولی، از بندها آزاد شو

قلب مرا ویران کنُ با خون من آباد شو

 

ما قرن‌ها پای وطن، پیدا و پنهان مانده‌ایم

ما پای فرهنگی کهن، با نام ایران مانده‌ایم

 

آخرین روزهای اسفند ماه سال گذشته و در آستانه نوروز بود که خبر تصادف ناگهانی و درگذشت دکتر افشین یداللهی، شاعر و ترانه‌سرای بسیاری از خاطره‌انگیزترین ترانه‌های سریال‌های تلویزیونی در صدر اخبار فرهنگی قرار گرفت. روزی که ناخواسته بسیاری زیر لب سروده‌های به یادگار مانده از این ترانه‌سرا را زمزمه می‌کردند:

 

میشه خدا رو حس کرد تو لحظه ‌های ساده

تو اضطراب عشق و گناه بی ‌اراده

 

بی ‌عشق عمر آدم بی ‌اعتقاد می‌ره

هفتاد سال عبادت یک شب به باد می‌ره

 

وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره

کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره

 

ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه

هر چی محال می‌شد، با عشق داره میشه

 

عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه‌ س

از لحظه‌ های حوا، هوا می‌ مونه و بس

 

نترس اگر دل تو از خواب کهنه پاشه

 شاید خدا قصه ‌تو از نو نوشته باشه

 

و اینچنین شد که قصه زندگی این ترانه سرا و شاعر معاصر از سر نوشته شد و سرنوشت، پایان حیات او را رقم زد. وی متولد سال 1347 بود و اشعار و ترانه هایش از حدود سال 1376، به سریالهای تلویزیونی مانند «مدار صفر درجه»، رنگ و بویی دیگر بخشید:

 

وقتی گریبان عدم، با دست خلقت می‌درید

وقتی ابد چشم تو را، پیش از ازل می‌آفرید

 

وقتی زمین ناز تو را، در آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را، با  اشک هایم می‌چشید

 

من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

یک آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا، از عُمق چشمانم ربود

 

وقتی که من عاشق شدم، شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی‌تر شد و عالم به آدم، سجده کرد

 

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی 

چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

همین اشعار و ترانه ها بود که نگاهی نوین را در بیان مسائل مختلف، در برابر دیدگان مخاطب نهاد:

 

از کُفر من تا دین تو، راهی به جز تردید نیست

دلخوش به فانوسم مکن؛ اینجا مگر خورشید نیست؟

 

با حس ویرانی بیا؛ تا بشکند دیوار من

چیزی نگفتن بهتر است؛ تکرار طوطی وار من

 

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می‌شود

حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می‌شود

 

با عشق آن سوی خطر، جایی برای ترس نیست

در انتهای موعظه، دیگر مجال درس نیست

 

کافر اگر عاشق شود، بی پرده مومن می‌شود

چیزی شبیه معجزه، با عشق ممکن می‌شود

 

و البته بسیاری از این ترانه های عاشقانه، تلاش داشتند تا عموم مخاطبان را به نگاه و تعریف جدید از مفاهیم مهم زندگی مانند عشق رهنمون سازد:

 

کدوم خواستن، کدوم جنون، کدوم عشق

شاید خیلی از این حرفا دروغه

 

تا وقتی با همیم از عشق میگیم

نباشیم قولمون حتا دروغه

 

از این عشقایی که زنجیر میشه

هوس‌هایی که دامنگیر میشه

 

می‌ترسم چون دلم بی‌ اعتماده

به احساسی که بی ‌تأثیر میشه 

 

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست

نه اینکه زندگی بی ‌عشق میشه

 

فقط کاش بین این حِسّای مبهم

بفهمم آخرش چی عشق میشه

 

مث حرفی که نگاهی، نمی‌گفته و می‌ گفته

اتفاقیه که گاهی، نمی‌افته و می‌افته

 

 افشین یداللهی البته فقط در ترانه ها منحصر نماند و اشعار قابل تأملی هم از خود به یادگار گذاشت؛ مانند شعر زیر که با دو مصراع مشابه در شروع و پایان، به نتیجه می‌رسد:

 

گاهی مسیر جاده به بن بست می‌رود

گاهی تمام حادثه از دست می‌رود

 

گاهی همان کسی که دم از عقل می‌زند

در راه هوشیاری خود مست می‌رود

 

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلب خون شده به شکست می‌رود

 

اول اگرچه با سخن از عشق آمده

آخر خلاف آنچه که گفته است می‌رود

 

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبار معرکه بنشست؛ می‌رود

 

اینجا یکی برای خودش حُکم می‌دهد

آن دیگری همیشه به پیوست می‌رود

 

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

وقتی میان طایفه ای پست می‌رود

 

هر چند مضحک است و پر از خنده‌های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست؛ می‌رود

 

این لحظه‌ها که قیمت قدّ کمان ماست

تیری ست بی نشانه که از شَست می‌رود

 

بیراهه ها به مقصد خود ساده می‌رسند

اما مسیر جاده به بن بست می‌رود

 

و این نیز، شعر دیگری از او در حال و هوای عشق است که این مرور شاعرانه را به فرجام می‌آوَرَد:

 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

 

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد

اما مرا به عُمق درونم کشید و رفت

 

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را

بر التهاب سرد قُرونم کشید و رفت

 

من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت

خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

 

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم

بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

 

شاید به پاس حرمت ویرانه‌های عشق

مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

 

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم

رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

 

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم

از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

 

کد خبر: 854

نخستین دوره جایزه افشین یداللهی با انتخاب بهترین‌های ترانه و موسیقی در سال ۹۶ برگزار شد.

 

مراسم اعطای جوایز نخستین دوره جایزه ترانه افشین یداللهی به همت خانه ترانه و موسسه انتشارات نگاه پانزدهم بهمن ماه در تالار ایوان شمس برگزار شد.

 

احسان کرمی که اجرای مراسم را عهده دار بود ضمن خوشامدگویی به حضار گفت:  نبود افشین یداللهی برای همه ما گران تمام شد، یادش گرامی.

 

روزبه بمانی که سمت دبیری این جایزه را برعهده داشت نیز روی سن آمد و گفت: کسی که سالیان سال خانه ترانه دغدغه‌اش بود و همیشه دوست داشت اساتید و جوان‌های ترانه را در کنار هم جمع کرده و یک صنف تشکیل بدهد اکنون در کنار ما نیست و این واقعاً جای تأسف دارد.

این ترانه سرا افزود: پتانسیل ترانه‌های ما این است به خاطر همین ما خلاقیت کمتری را در ترانه‌ها می‌بینیم. این جشنواره با محوریت ترانه هرساله برگزار خواهد شد و بیشتر به این ژانر می‌پردازد.

 

 

آرش یداللهی برادر زنده‌یاد افشین یداللهی دیگر سخنران این برنامه بعد از حضور روی سن گفت: افشین همیشه دغدغه تشکیل صنف داشت. بهتر است دوستان دلخوری‌ها را کنار گذاشته و این بخش دارای یک صنف و به دیگران نیز شناسانده شود. بگذارید نهادهای دولتی بدانند که ترانه‌سراهای زیرزمینی خطرناک نیستند و آن‌ها نیز به حمایت نیاز دارند.

 

سالار عقیلی سومین سخنران برنامه درخصوص سال های همکاری با یدالهی و رفاقت با این ترانه‌سرای فقید گفت: به جرات می‌گویم که ۸۰ درصد از شهرتم را مدیون افشین و آثارش هستم و واقعاً جای او خالی است. عقیلی سپس با پیانو نوازی حریر شریعت زاده قطعه «تبریز در مه» را اجرا کرد.

 

در ادامه هیئت‌ داوران متشکل از رشید کاکاوند، حسین غیاثی، ابراهیم اسماعیلی اراضی، محمدعلی بهمنی و حمیدرضا صمدی برای اهدای برگزیدگان بخش رقابتی این جایزه با نام «یک خاطره از فردا» که برای ترانه‌سرایان جوان بود، روی سن حاضر شدند.

 

علی محمودی نفر اول، کاوه نصیری نفر دوم و مسعود نظرخواه نفر سوم در بخش ترانه‌های عاشقانه و امید روزبه به عنوان نفر اول، الهام صادقی و علی ادریس زاده نیز مشترک نفر دوم در بخش ترانه‌های اجتماعی شناخته شدند.

 

پس از اهدای جوایز بخش اول، با حضور محمدعلی بهمنی و علیرضا رئیس دانا مراسم رونمایی از مجموعه اشعار آثار برگزیدگان به نام «یک خاطره از فردا» توسط انتشارات نگاه برگزار شد.

 

در ادامه احسان خواجه امیری روی صحنه حاضر شد و گفت:  قطعاً بهترین اتفاق زندگی‌ام آشنایی با افشین و تلخ‌ترین آن رفتن افشین بود گرچه هنوز هم این مسئله را باور نمی‌کنم! او سپس چند بیت از غزل حافظ را در دستگاه دشتی برای مردم داخل سالن اجرا کرد.

 

 

اما بخش بعدی این برنامه یک خاطره از امروز و معرفی برگزیدگان این قسمت بود که با توضیحات حسن علیشیری و حضور هیئت داوران روی صحنه آغاز شد. این توضیحات به نحوه انتخاب و داوری آثار اختصاص داشت. محمدعلی بهمنی، بابک چمن‌آرا و حمیدرضا صمدی اعضای هیئت داوران بودند که در سالن حضور داشتند و فردین خلعتبری و بهروز صفاریان موفق به حضور در برنامه نشدند. بابک چمن‌آرا پیش از آغاز اهدای جوایز بیانیه هیئت داوران درباره جزئیات و نحوه انتخاب آثار را قرائت کرد.

 

اسامی برگزیدگان این جوایز بدین شرح است: 

 

بهترین ترانه‌سرا سال: مونا برزویی

بهترین ترانه تیتراژ: یغما گلرویی برای فیلم «قاتل اهلی»

بهترین ترانه‌ساز: رستاک حلاج

بهترین خواننده از نظر انتخاب ترانه: علیرضا عصار

بهترین ترانه سال: افشین مقدم برای ترانه «نوجوونی»

 

 

مونا برزویی که به عنوان ترانه سرای برتر سال انتخاب شد، با بغض نفسگیر خود از افشین یدالهی و جایزه ای که سه سال پیش برای همین عنوان از وی دریافت کرده بود یاد کرد.

 

یغما گلرویی نیز که در مراسم حضور نداشت، به احترام سال های ممنوع الفعالیتی خود و خاطره افشین یدالهی از دریافت این جایزه خودداری کرد.

 

در انتهای مراسم و در بخش سوم جوایز مربوط به «یک خاطره از دیروز» هم از محمدعلی شیرازی، اکبر آزاد و سعید دبیری به‌عنوان ترانه‌سرایان پیشکسوت تقدیر به عمل آمد و جایزه ویژه خانه ترانه به بابک زرین و رضا یزدانی اعطاء شد.

 

لازم به ذکر است که محمدرضا فروتن، الهام پاوه‌نژاد، بهاره رهنما، سینا حجازی، علیرضا طلیسچی، لوریس چکناواریان و… مهمانان ویژه این مراسم بودند.

 

گفتنی است، این مراسم به همت خانه ترانه و انتشارات نگاه برگزار شد و بنیاد آفرینش های هنری نیاوران نیز اهدای بخشی از جوایز را بر عهده داشت.

 

کد خبر: 842

مونا برزویی می‌گوید: ترانه ما ترانه بسیار پیشرویی به شمار می‌رود.

 

این ترانه‌سرا در جشن امضای کتاب «تقدیر» در محل شهر کتاب مشهد گفت: جنس فعالیت آهنگ‌سازها از نوع خلق است و بسیار نزدیک به نوع فعالیت ترانه‌سراها است و به دلیل زبان مشترکی که با آهنگ‌سازها داریم کار کردن با آن‌ها راحت‌تر از خواننده‌ها است.

 

او افزود: ترانه شعری است که همراه با موسیقی ارائه می‌شود، ترانه هنری است که به مردم نزدیک است و جریان‌هایی را شکل می‌دهد، همچنین فهم ترانه برای عوام مردم ممکن است اما فهم شعر نیاز به آگاهی‌های ادبی دارد. ترانه تفکر را بیان می‌کند و آهنگ حس را انتقال می‌دهد. ترانه به تنهایی معجزه نمی‌کند بلکه در کنار موسیقی و فاکتورهای دیگر کار قابل قبولی خواهیم‌ داشت.

 

برزویی اظهار کرد: ترانه‌سرایی بسیار سخت است. بارها خواستم کارم را رها کنم اما وقتی ترانه‌های خود را در بین مردم می‌شنوم حس بی‌نظیری دارم. بنده هنوز هم می‌آموزم و از ترانه‌سراهای جوان که کار خود را به تازگی آغاز کرده‌اند مباحث بسیاری آموخته‌ام. ترانه را باید زندگی کرد، در کارگاه‌های ترانه که برگزار می‌کنم همیشه گفته‌ام مطالعه فقط کتاب خواندن نیست بلکه باید لحظه لحظه از زندگی آموخت، بخشی از مطالعه خواندن کتاب است و بخشی از آن دیدن فیلم است.

 

 

 

این ترانه‌سرا بیان کرد: بنده در دوران کودکی بسیار تخیل‌پرداز بودم و کم‌کم توانستم تخیلات خود را در چهارچوبی مرتب کنم و ترانه بسرایم. هر استعدادی فرصت شکوفایی پیدا می‌کند و به تعداد آدم‌ها راه برای اجرا شدن برنامه‌های زندگی هست. البته هر شغلی محدودیت‌هایی دارد و باندبازی‌ها نه تنها در ایران بلکه در دیگر کشورها هم دیده‌ می‌شود.

 

او همچنین گفت: در ۱۸ سالگی شعر می‌نوشتم و زمانی که از من خواسته شد ترانه‌ای برای آلبوم شادمهر عقیلی بسرایم برای اولین‌بار حدود ۱۵ دقیقه زمان برد اما زمانی که بیشتر وارد این عرصه شدم پی‌ بردم ترانه‌سرایی اصلا کار ساده‌‍ای نیست و نیاز به پشتکار فراوان دارد. در سال ۸۲ دو ترانه از بنده در آلبوم وی منتشر شد.

 

برزویی خاطرنشان کرد: در دوره‌ای تهیه‌کننده‌ها آلبومی را منتشر نمی‌کردند مگر اینکه یک ترک بندری داشته باشد در حالی که من ترانه بندری بلد نبودم و تصور می‌کردم این ضعف من است که نمی‌توانم کار کنم، در حالی که خواسته‌ای نابجا از ترانه‌سراها بود. ۱۵ سال است که مشغول به کار ترانه‌سرایی هستم و تمام این دردسرها و باندبازی‌ها وجود دارد و فقظ باید صبور بود. ترانه‌سرایی کاری رقابتی و آزاردهنده است.

 

او اظهار کرد: ترانه‌سراها صنفی ندارند و به این خاطر است که ما ترانه‌سراها با هم هم‌دل نمی‌شویم. روزی که من به یکی از همکارانم گفتم ایده من را خواننده به شما داد و شما آن را نوشتید از بنده حمایتی نشد، زیرا ما صنفی نداریم. اگر در کار هنری وارد می‌شوید به هیچ‌کس اعتماد نکنید و به خصوص اگر خانم هستید به هیچ‌وجه اعتماد نکنید.

 

 

این ترانه‌سرا گفت: به چاپ کتاب اعتقاد نداشتم و در جلسات نقدی که برگزار می‌شد ترانه‌هایم بسیار نقد می‌شد و نظرات بر این اساس بود که اگر ترانه‌ها روی کاغذ بیاید هیچ ارزشی نخواهد داشت و توجه بیشتر به ملودی و آهنگ بوده است. انتشاراتی‌های زیادی در این حوزه فعالیت دارند و تعدادی از آن‌ها که دوستان نزدیک بنده هستند شروع به جمع‌آوری ترانه‌ها کردند ولی به آن‌ها گفتم مخاطبان بنده ترانه‌هایم را شنیده‌اند و نیازی به چاپ آن‌ها نیست. دکتر افشین یداللهی به من گفتند که کتابشان را انتشارات نگاه چاپ کرده است و به پیشنهاد دکتر یداللهی با انتشارات نگاه به همکاری پرداختم.

 

او همچنین بیان ‌کرد: برای ساخت تیتراژ ابتدا دعوت می‌شویم و با تهیه‌کننده و کارگردان صحبت می‌کنیم و بعد فیلمنامه را مطالعه می‌کنیم و حتی در بعضی قسمت‌ها سر صحنه می‌رویم.

 

مونا برزویی گفت: در دوره‌ای بسیار افسرده بودم و برای نوشتن هر ترانه انگار بخشی از وجودم تجزیه می‌شد و احساس می‌کردم از همه اطرافیانم دور هستم. زمانی که به خود آمدم متوجه شدم دو راه دارم؛ یا باید از آدم‌ها دور می‌شدم و یا باید از آن فضا فاصله می‌گرفتم که من راه دوم را انتخاب کردم زیرا بسیار اذیت می‌شدم و حس می‌کردم کسی احساسم را درک نمی‌کند.

 

او اظهار کرد: در آینده از من چهار کار متفاوت با خوانندگان متفاوت خواهید شنید و تا زمانی که قطعی نشده‌است هیچ اطلاعاتی درباره آن‌ها نخواهم داد. 

 

برزویی در پایان گفت: بعد از مدت طولانی‌ای که مشغول به کار ترانه‌سرایی هستم هماهنگ کردن وزن و قافیه برایم آسان شده است اما گاهی به این خاطر که لغتی احساس را بهتر بیان می‌کند چندان اهمیتی به وزن و قافیه نمی‌دهم و همیشه به این خاطر از طرف استادان نقد می‌شوم.

 

کد خبر: 808

عبدالجبار کاکایی می‌گوید تکثر کارگاه‌های ادبی ملاک موفقیت آنها نیست و تنها اگرکارگاه‌های ادبی «علمی» برگزار شود در این صورت بر فضای فرهنگی کشور اثرگذار خواهد بود.

 

عبدالجبار کاکایی شاعر و ترانه سرا در حاشیه محفل ادبی اتفاق ترانه در پاسخ به سوالی درباره تاثیر کارگاه های ادبی در افزایش دانش ادبی و آموزش جوانان و علاقه‌مندان مستعد گفت: به طور معمول کارگاه‌های ادبی اثرگذار است و بسیاری از علاقه‌مندان خواهان برگزاری چنین محافلی هستند اما زمانی اثرگذاری چنین برنامه‌هایی دوچندان می‌شود که اداره کارگاه‌ها علمی باشد و کارشناسانی در آن‌ها حضور داشته باشند که بتوانند راهنمایی‌های دقیق انجام دهند.

 

وی ادامه داد: برگزاری مستمر و سنجش واقعی استعدادها و ذوق جوانان در کارگاه‌ها می‌تواند به خروجی مفید کار بینجامد. اگر کار به این صورت پیش نرود تعداد کارگاه‌ها و تکثر آن‌ها بدون پشتوانه علمی و حرفه‌ای نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت. به همین دلیل، مدیریت علمی کارگاه‌های ادبی اصلی‌ترین شرط موفقیت است.

 

این شاعر و کارشناس ادبی در پاسخ به سوالی درباره هم‌نشینی موسیقی‌دانان با شعرا در افزایش کیفیت محصولات و آثار، گفت: از قدیم گفته‌اند بهترین آثار خلق شده حاصل جلسات و ارتباطات آهنگ‌ساز و موزیسین با شاعر است؛ زیرا چنین جلساتی سبب درک متقابل و خلق آثاری با کیفیت می‌شود. در همین نشست‌ها و کارگاه‌ها زمانی که شعرا و موسیقی‌دانان در کنار هم قرار گرفته‌اند آثار بسیار باکیفیتی خلق شده است.

 

محفل اتفاق ترانه شنبه اول هر ماه با اجرای علیرضا بدیع در حوزه هنری برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 800

صفحه1 از4

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد