اصغر علی کرمی:محمدی شاعری است که توقع معشوقه را بالا می برد--------- با تدریس امید چاوشی؛ کارگاه آموزشی شعر و ادبیات برگزار می‌شود ----------------- گزارش تصویری تولد محمدعلی بهمنی --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو
گزارش

گزارش (26)

آیین نقد و بررسی مجموعه ترانه های امید روزبه با عنوان «آل» به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد.

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان ادبیات آهنگین این جلسه از سری نشست های خود را به نقد و بررسی مجموعه آل که به همت انتشارات نیماژ منتشر شده است، اختصاص داد.

این مراسم با حضور شاعران و ترانه سرایانی چون غلامرضا طریقی، حسین غیاثی، امید روزبه، جواد محقق، امیرعلی سلیمانی، سامی تحصیلداری، شهرزاد روزبهانی و... با اجرا و دبیری ابراهیم اسماعیلی اراضی برگزار شد.

 

غلامرضا طریقی به عنوان نخستین کارشناس جلسه در خصوص مجموعه آل گفت: امید روزبه از بهترین های ترانه امروز و در میان نسل خود یکی از بهترین ها است. 80 درصد کارهای این کتاب بیش از اینکه ترانه باشند، شعر محاوره هستند و به جز چند موردی که قابلیت موسیقایی دارند، باقی شعرها قابلیت اجرا ندارند.

این شاعر درخصوص فضاهای شعری و تصویری این کتاب گفت: ترانه های امید روزبه به شعر بسیار نزدیک است و وجود مصراع های مهم و جذاب باعث شگفتی می‌شود. با توجه به همه این ها، مهمترین ویژگی هر اثر هنری، زاویه دید هنرمند و جهان بینی اوست.

طریقی ادامه داد: یک دستی کتاب آل از زاویه دید امید روزبه می آید و یکی از همین ویژگی هاست. فضای غالب کارها مرگ محور است و شاعر مدام در مورد مرگ صحبت می‌کند و از نام کتاب هم مشخص است که به استقبال مرگ رفته است. به نظر من شاید اگر فضاهای دیگری را هم تجربه می‌کرد، موفق تر بود. این تکرار فضاهای مرگ در همه کارها و پشت سرهم بودن آن مخاطب را اذیت می‌کند. حتی ما در این مجموعه با شعر عاشقانه هم مواجه هستیم. اما در انتها می‌بینیم که سوگواری عاشقانه است و باز هم به مرگ ختم می‌شود. شاید اگر نحوه مواجهه با فرم و استفاده از تکنیک ها وسیع تر بود، اتفاقات بهتری در آل می‌افتاد.

 

 

 

حسین غیاثی دیگر منتقد و ترانه سرای حاضر در جلسه نیز بخشی از گفته های طریقی را تایید کرد و گفت: به نظر من هم 80 درصد این اشعار ترانه نیست و به نوعی تخصیص زبانی دارد.

غیاثی ادامه داد: با هر متر و معیاری بسنجیم، زبان شعر امید روزبه حتی با زبان شعر محاوره هم تفاوتهایی دارد و به نوعی زبان شخصی می‌شود و می‌توان گفت امضای امید روزبه را دارد. زبانی که متعلق به امید روزبه است و اگر شخص امید روزبه به عنوان خواننده، آهنگساز و ترانه سرا بخواهد کارهای این کتاب را اجرا کند، ما به عنوان مخاطب، با یک فضای جدیدی در شعر و موسیقی مواجه می‌شویم که این فضا شبیه به هیچ چیز دیگری نیست و مختص امید روزبه است.

 

این ترانه سرا در ادامه گفت: فضای شعرهای آل فضای بسته و خفه ای است که از شعر چهارم و پنجم به بعد مخاطب را خسته و نفسگیر می‌کند و به عقیده من به فضایی برای نفس کشیدن احتیاج دارد.

 

 

در ادامه نیز صحبتهایی در خصوص شعر محاوره، ترانه و ترانه امروز به صورت گروهی برگزار و تفاوت های شعر محاوره و ترانه امروز به صورت کامل بررسی شد.

 

آیین نقد و بررسی مجموعه «آل» با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید.

 

لازم به ذکر است که هر یکشنبه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی جلسات ادبی به صورت هفتگی برگزار می‌شود و علاقمندان می‌توانند برای حضور در این محافل یکشنبه ها از ساعت 16:30 به این بنیاد مراجعه نمایند.

 

کد خبر:534 

عبدالجبار کاکایی به برخی مسائل بعد از حمله‌های تروریسی در تهران واکنش نشان داد و گفت: من با افتخار کرد ایرانی‌ام.

 این شاعر با انتشار متن کوتاهی در اینستاگرام خود نسبت به پخش فیلم تروریست‌های داعشی که قبل از حمله تروریستی به تهران ضبط شده و در آن به زبان کردی صحبت می‌شود، واکنش نشان داده و نوشته است:
«من با افتخار کرد ایرانی‌ام... کردها روی شاد جهانند و داعش روی تلخ و ترش آن، مراقب باشیم! پخش فیلم تروریست‌ها به زبان کردی، آخرین جلیقه انفجاری داعش بود برای تخریب هویت ملی میهنم. در بین اقوام پراکنده خاورمیانه، ما یک ملت بزرگ و متحدیم و کردها از اصیل‌ترین اقوام ایرانی‌اند، فرزندان کاوه آهنگر، دختران گیو، پسران گودرز... .

 

کد خبر: 531

دومین اثر مهدی موسوی میرکلایی با عنوان «ترانه روزگار ما» در واپسین روزهای نمایشگاه کتاب رونمایی شد.

آیین رونمایی از کتاب «ترانه روزگار ما» با حضور ترانه سرایان مطرح کشور و جمعی از علاقمندان به شعر و ترانه ایران برگزار شد.

مهدی موسوی میرکلایی، امید روزبه، نرگس جعفری، علی کمارجی، سامی تحصیلداری، سابیر هاکا، مهتاب یغما، شهرام امیری(خواننده)، امیر هوشنگ شاهرخی(آهنگساز)، به همراه محمد سلمانی، عباس سجادی، مرتضی جهانگیری و ... در این مراسم حضور داشتند.

 

 

آیین رونمایی از این مجموعه با استقبال خوبی از جانب مخاطبان ترانه مواجه شد. این کتاب مجموعه ای از ترانه های جمع آوری شده ترانه سرایان جوان کشور است که به نوعی برای گسترش فضای ادبی ترانه، حمایت از ترانه سرایان جوان، نزدیکی ترانه های هم جنس و توانایی بوجود آوردن جریان ادبی منتشر شده است.

لازم به ذکر است که برای جمع آوری این کتاب دوسال زحمت کشیده شده و سرانجام به همت انتشارات نیماژ منتشر شده است. علاقمندان می‌توانند برای تهیه مجموعه «ترانه روزگار ما» به کتابفروشی های معتبر مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 491

 

امروزه، کلاس‌های کارگاهی شعر و ترانه، می‌توانند راهگشای جوانان علاقمند به شعر باشند. در همین راستا کارگاه مبانی شعر و ترانه، با مدیریت عبدالجبار کاکایی در فرهنگسرای نیاوران در روز‌های چهارشنبه و از ساعت ۱۶ تا ۱۸  برگزار می‌شود. به همین مناسبت، تارنا با عبدالجبار کاکایی به گفتگو می‌نشیند.

 

استاد کاکایی هدف از تشکیل این کارگاه چیست؟

کلاس‌های کارگاهی من حدودا از سال ۸۰  شروع شد و در فرهنگسراهای بهمن، خاوران، رازی، فردوس و ارسباران برگزار شد. کارگاه کنونی قرار است در فرهنگسرای نیاوران برگزار شود. هدف از تشکیل این کارگاه علاقمند کردن جوانانی که سرودن را انتخاب کرده‌اند، به لذت ادبیات است. معمولا یکی از مطالباتی که جوانان در این کارگاه‌ها دارند، آموختن فرمول‌هایی برای سرودن است. مادامی که علاقه و درک لذت ادبیات با این فرمول‌های ادبی همراه نباشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و هنرجو باید جستجوگر ادبیات باشد. در این کلاس‌ها، دانشجو با متون ادبی کلاسیک و شرح آن‌ها به نحوی آشنا خواهد شد که توانایی مطالعه‌ی مستقل بعد از اتمام دوره را پیدا کند. پس از متون قدیم، به بررسی متون جدید خواهیم پرداخت و در بخش آخر نیز قرائت و نقد آثار را خواهیم داشت. در بحث نقد، روی نکات بلاغی درونی و بیرونی شعر و نثر و جایگزینی کلمات بحث خواهد شد. این روش‌ها در کارگاه‌های مرحوم اوستا و مرحوم سید حسن حسینی  اجرا می‌شد و من نیز از همین شیوه‌ها استفاده می‌کنم.

 

روال تدریس شما در این کلاس کارگاهی، چگونه خواهد بود؟

کلاس طبق زمانبندی از پیش تعیین شده‌ای پیش خواهد رفت. ابتدا یکی از متن‌های بلاغی شعر فارسی (مانند مثنوی، خمسه‌ی نظامی یا بوستان) را معیار قرار می‌دهم و این کار به چند دلیل انجام می‌شود؛ یکی از دلایل این کار، آشنایی با موسیقی و وزن شعر است. پس از خواندن این متون به شرح متن و بررسی نکات موجود در آن می‌پردازیم. در این کلاس همچنین مباحثی در باب موسیقی و تلفیق آن با کلام مطرح خواهد شد و این کار با تمرینات عملی همراه خواهد بود. بخش آخر کلاس، شامل بخش کارگاهی و نقد موضعی آثار هنرجویان خواهد بود.

 

ظرفیت کارگاه چند نفر است؟

حدود پانزده نفر. چون در مدت یک ساعت و نیم، شنیدن و تامل در آثار بیش از این تعداد هنرجو، میسر نیست.

 

این کارگاه تا چه مقطعی ادامه خواهد داشت؟

تداوم کارگاه، بستگی به علاقه‌ی هنرجویان دارد. این کلاس‌ها معمولا مرز ندارند و مادامی که لذت ادبیات ایجاب بکند و هنرجو به ادبیات علاقمند باشد، کارگاه ادامه خواهد داشت. کارگاه ارسباران نزدیک به پنجاه جلسه برگزار شده است. در بیست و پنج جلسه از این کارگاه، شرح مثنوی و در تمام جلسات تشکیل شده، نقد آثار داشتیم. از دیگر برنامه‌ها، نقد بوستان سعدی، نقد ادبی و آموزش نکاتی پیرامون ترانه و شعر بوده است. به طور کلی تا زمانی که هنرجوی علاقمند وجود داشته باشد، کلاس‌های من دایر خواهد بود.

 

آیا ممکن است روزی عصر شعر و ترانه با این کارگاه ادغام شود؟

عصر شعر و ترانه، شکل توسعه یافته‌ای از همین کارگاه‌هاست. منتها در عصر شعر و ترانه به جای شرح متون قدیم، به قرائت متون قدیم می‌پردازم زیرا مخاطبان حاضر در این کارگاه معمولا تحمل شرح متن ندارند. در عصر شعر و ترانه، ابتدا قرائت متون قدیم و سپس نقد و شعرخوانی انجام می‌شود. عصر شعر و ترانه نوع گسترده‌تر همین کارگاه‌هاست اما با روشی عامه‌پسندتر.

 

لازم به ذکر است که علاقمندان به این کارگاه، می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌ی ۲۲۸۰۳۶۲۹ تماس حاصل کنند.

 

کد خبر: 482

خبرنگار: زهرا محمدی

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 ساعت 11:19

رونمایی از دو مجموعه شعر؛
منجنیق و نرگس در دستان حسین صفا

نوشته شده توسط

مراسم رونمایی از دو اثر جدید حسین صفا در حوزه شعر سپید و غزل با عنوان‌های «نرگس» و «منجنیق» ۱۰ اردیبهشت‌ماه با حضور هرمز علیپور، لیلا کردبچه، حامد ابراهیم‌پور و مجید معارف‌وند برگزار شد.

 

در این مراسم هرمز علیپور در سخنانی گفت:‌ از سال‌های دهه ۴۰ تاکنون کمتر شاعری را دیده‌ایم که در حوزه غزل و شعر سپید شاعر خوبی باشد. علتش هم این است که پیش از نگاه دوباره به غزل و پیشنهادهای تازه‌ای که در نهضت خاموش غزل از سوی حسین منزوی ارائه شد، غزل‌سرایان شعر قرن‌ها قبل را تکرار می‌کردند.

 

این شاعر ادامه داد: ‌هر چیزی زمانی اشباع می‌شود و غزل کلاسیک نیز در آن روزگار به اشباع رسیده بود. شاعرانی غزل می‌گفتند که تفکرشان قرن هفتمی بود و در غزل‌ها، زندگی امروزی شاعر و مردم جای نداشت و عمده آثار شبیه یکدیگر بودند. به اعتقاد من هیچ شاعر متوسطی نمی‌تواند با مانیفست نوشتن ماندگار شود. شاعر واقعی بدون ابزارهای رسانه‌ای و ... خودش را نشان می‌دهد و اهل غوغاسالاری نیست.

 

علیپور با اشاره به ویژگی قلم حسین صفا گفت: اولین بار که با او و شعرش آشنا شدم، چنین افقی را که امروز در شعر به آن رسیده تصور نمی‌کردم. خصوصاً موفقیت او هم در غزل و هم در شعر سپید تحسین‌آمیز است. او غزل را می‌شناسد و توانسته به زبانی امروزی در شعرهایش برسد؛ طوری که انگار با مخاطب خود حرف می‌زند.

 

وی افزود: این نوع نظم، همانی است که مورد نظر نیما بود. بنابراین غزل یا سپید، تفاوتی ندارد؛ این شاعران‌اند که با هم متفاوت‌اند. فرزندکشی در شهر ما سابقه ۵۰ ساله دارد بنابراین شاعران جوان هیچ‌وقت منتظر نباشند که پیشکسوت‌ها و شاعران مطرح آن‌ها را مطرح و معرفی کنند.

 

حامد ابراهیم‌پور، دیگر شاعر حاضر در این مراسم نیز با اشاره به مشکلاتی که غزل‌سرایان در دهه‌های اخیر با آن روبه‌رو بوده‌اند، گفت: ما در جلسات شعر از سوی شاگردان براهنی و رویایی تحقیر می‌شدیم و به ما می‌گفتند شعر می‌خوانید یا غزل؟ در همان دوره حسین منزوی کتاب‌هایش را در کیسه‌ای پلاستیکی می‌آورد در پارک اندیشه که فروش برود؛‌ در حالی که از بلندگوهای پارک، صدای شعرخوانی مریم حیدرزاده می‌آمد.

 

این شاعر با بیان این‌که نسل غزل‌سرای آن دوره،‌ هم از غزل‌سرایان کلاسیک فحش شنید و هم از شاعران سپید، درباره حسین صفا و آثارش اظهار کرد: او پیش از ترانه، غزل می‌نوشت و من او را یک شاعر می‌دانم؛ نه ترانه‌سرا. تصاویر مختلف که از ناخودآگاه شاعر نشأت می‌گیرند، شعر او را به شعری سوررئال تبدیل کرده‌اند.

 

ابراهیم‌پور گفت: صفا را می‌توان یک شاعر ایماژیست (تصویرگرا) هم دانست. او زیاد فیلم می‌بیند و هنگام سرودن، دوربین را روی شانه‌اش می‌گذارد و تصاویری سوررئال در شعر می‌سازد. شعر حسین صفا، شعر پشت‌وانتی نیست؛ بلکه شعر کارگاهی است. باید شعر او را روی تخته سیاه نوشت و آن را درس داد.

 

در ادامه این نشست، لیلا کردبچه عملکرد حسین صفا در عرصه شعر سپید را موفق خواند و گفت: وقتی کسی در غزل و ترانه موفق است و به سرودن شعر سپید رو می‌آورد، ما سپیدسرایان خوشحال می‌شویم چراکه می‌دانیم او به دلیل نبود توانایی در سرایش شعر موزون و مقفا سراغ شعر سپید نیامده و پشتوانه‌اش، تجربیات شعر کلاسیک است.

 

 

این شاعر افزود: مجموعه شعر «نرگس» نسبت به مجموعه شعر قبلی شاعر با نام «صدای راه‌پله می‌آید» چند سروگردن بالاتر است و شاید تجربیات او در غزل باعث این رشد و پیشرفت شده است. آن‌چنان‌که شعرهای سپید او با شعرهای سپید دیگر شاعران، متفاوت است.

 

او سپس بیان کرد: صفا نشان داده که تسلیم راه‌های تثبیت‌شده و پرمخاطب نشده است. او راه خودش را رفته و طبیعی است که در این راه مخاطبان خاص خودش را داشته باشد. از این حیث مجموعه «نرگس» می‌تواند مخاطبان شعر سپید امروز را هم چند پله بالاتر ببرد.

 

همچنین مجید معارف‌وند شاعر در این مراسم به ارائه توضیحاتی درباره کارکرد ریتم، وزن غزل‌ها و ساختار آن‌ها پرداخت و گفت: کتاب «منجنیق» ادامه منطقی آثار حسین صفا است و کسی که او و آثارش را بشناسد، انتظار رسیدن او به این نقطه را داشته است.

 

در پایان این مراسم که در کافه «نام» برگزار شد حسین صفا به همراه افراد حاضر در مراسم از دو مجموعه جدیدش به نام‌های «نرگس» و «منجنیق» که توسط نشر نیماژ منتشر شده است، رونمایی کرد.

 

کد خبر: 467

«عبدالجبار کاکایی» شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و زبان ‌شناس، در خصوص انتظار خود از دولت آتی برای عملکرد در حوزه فرهنگ گفت: فرهنگ نباید هیچ گاه وجه المصالحه مسایل سیاسی شود.

وی با تاکید بر لزوم افزایش آزادی بیان برای رشد خلاقیت های هنری افزود: دولت آتی باید امور فرهنگ و هنر را به اصناف بسپارد و تولی گری خود را در امور فرهنگی کمتر کند. به نظر من اینها کمترین توقعاتی است که جامعه هنری از دولتی که بر سر کار می آید دارد.

کاکایی در ادامه با اشاره به اینکه در دولت یازدهم برای بهبود وضعیت فرهنگ و هنر تلاش های زیادی انجام شد، ادامه داد: دولت های معتدل و اصلاح طلب همواره برای هنرمندان بهتر بوده اند و عملکرد موثرتری در حوزه های مختلف فرهنگی داشته اند.

برخی دولت های دارای گرایش های تندتر، نگاه خوبی به حوزه فرهنگ و هنر نداشته و علاقه ای به رشد امور فرهنگی ندارند و بیش از همه سعی دارند نهادهای هنری و فرهنگی را به مبلغان عقاید خود تبدیل کنند. ایجاد تکلیف برای اهالی فرهنگ و افزایش فشار و سانسور معمولا در این دولت ها بیشتر می شود.

به باور این شاعر، حمایت گسترده هنرمندان از دولت های اصلاح طلب هم نشانه این است که این گرایش فکری بیشتر پاسخگوی نیازهای جامعه هنری و فرهنگی کشور است.

 

کد خبر: 462

 

یغما گلرویی و حسن علیشیری هفدهمین دوره کارگاه آموزش ترانه خود را برای چهارمین سال پی در پی برگزار می کنند.

این کارگاه با همکاری نشر «ایجاز» و به صورت آزاد برگزار می شود.

علیشیری در گفتگو با «تارنا» از تجربه برگزاری دوره های گذشته کارگاه این گونه گفت: من و یغما از مدت ها قبل به بحث جدی گرفته شدن آموزش در ترانه فکر می کردیم و این دغدغه را داشتیم. در این شانزده دوره ای که کارگاه برگزار شده است، شیوه های مختلفی را برای آموزش تجربه کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که ترکیبی از آموزش های تئوریک و کار به صورت کارگاهی موثرترین حالت است.

وی با اشاره به این مساله که هنرجویان به هر دو آموزش برای ترانه سرایی نیاز دارند، بر لزوم آموزش مفاهیم پایه در کنار کار عملی و نقد و بررسی آثار آن ها تاکید کرد.

این ترانه سرا در پاسخ به پرسشی درمورد اهداف و انگیزه های برگزاری این دوره از کارگاه گفت: ما در هر دوره هنرجویانی داریم که علاقه مند به برگزاری دور جدید کارگاه هستند، همچنین درخواست هایی وجود دارد، به همین دلیل تلاش می کنیم کارگاه به صورت مستمر برگزار شود. چون یکی از عوامل موفقیت کار آموزشی و کارگاهی استمرار آن است و نمی‌توان انتظار این را داشت که کسی در هشت جلسه، از پایین ترین سطح به ترانه سرایی حرفه ای تبدیل شود.

 

 

علیشیری ضمن تاکید بر این مطلب که جلسات این کارگاه به دو بخش تئوری و کارگاهی تقسیم می شوند، درباره فرم و ساختار کارگاه گفت: در قسمت تئوری، اصول و مبانی ترانه، مواردی همچون قواعد قافیه، زبان ترانه، روایت، انواع ترانه و تصویرسازی در ترانه مرور می شوند. اما بخش عمده ی جلسات به صورت کار گروهی، با دادن موضوع و سوژه به هنرجویان برای سرودن ترانه و سپس نقد ترانه ها توسط مدرسین و هنرجویان شرکت کننده در کارگاه برگزار می شود.

سراینده مجموعه «ما اهل هم بودیم» درباره شیوه ی تدریس با گلرویی گفت: در بخش تئوریک و کارگاهی همه ی موارد را هر دو باهم جلو می بریم. اما به طبع با توجه به این که تجربه ی یغما بیشتر است، در قسمت نقد ترانه ها بیشتر از من ورود می کند و یکی از اهداف این کارگاه هم انتقال همین تجربه است.

 

این کارگاه به صورت هشت جلسه ی سه ساعتی، شنبه ی هر هفته ساعت 17 تا 20 از اواسط اردیبهشت ماه در محل تهران خیابان توحید برگزار می شود و هزینه ی ثبت نام در آن چهار صد هزار تومان است.

 علاقه مندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این کارگاه، از طریق ارسال پیامک و یا در تلگرام با شماره 09391130065 در تماس باشند.

 

کد خبر: 458

خبرنگار: امید خواجوی نیا

بیژن ترقی را از قله‌های ترانه سرایان ایران یاد می کنند؛ گواه این مدعا، سروده های جاری شده بر ورد زبان‌هاست.

 

در تاریخ موسیقی ایران آهنگ باکلام ماندگار کم نبوده؛ آهنگ‌هایی که در عمق جان مردم نشسته است. در 70 سال اخیر چه بسیار آهنگ‌هایی که به هنرِ والای ابوالحسن صبا، علی تجویدی، فرامرز پایور، پرویز یاحقی، اسدالله ملک، عباس خوشدل، همایون خرّم، حبیب‌الله بدیعی و دیگر استادان جاویدان شده است. اما در ماندگاری این آهنگ‌های باکلام، جدای از هنر آهنگساز و لطافت صدای خواننده، شعر و ترانه شاعرِ ترانه‌سرا نیز نقشی مهم داشه است؛ پنجم اردیبهشت ماه، سال‌روز درگذشت یکی از ترانه‌سرایان بزرگ تاریخ موسیقی ایرانی است؛ استاد بیژن ترقی که در سال 1388 تن به خاک سپرد اما به ماندگاریِ ترانه‌هایش زنده خواهد بود.

بیژن ترقی را شاید بشناسیم و شاید نه؛ اما فارغ از معرفت یا غفلتِ ما نسبت به این ترانه‌سرای بزرگ، وی از قله‌های ترانه ایران است و گواه این مدعا، ترانه‌هایی است که سروده و ورد زبان‌ها ساخته؛ مانند این ترانه‌ها:

 

** آتش کاروان

«آتشی ز کاروان جدا مانده / این نشان ز کاروان به جا مانده...».

این، مطلع یکی از خاطره‌انگیزترین تصنیف‌هایی است که در موسیقی ایرانی خلق شده است. شعر این اثر که در دستگاه شور اجرا شده، از مرحوم استاد بیژن ترقی است.

معروف است که روزی استادان تجویدی و ترقی به همراه خانواده برای گشت و گذار به خارج از تهران می‌روند و در اطراف ورامین بساطِ استراحت و تفریح پهن می‌کنند. هنگام بازگشت وقتی می‌خواهند سوار خودرو شوند، می‌بینند آتشی که برای پخت غذا روشن کرده بودند، هنوز اندک شعله‌هایی دارد و خاموش نشده است. برای چند لحظه هر دو استاد به آتشِ سردنشده نگاه می‌کنند، که ناگاه بیژن ترقی می گوید:

«آتشی ز کاروان جدا مانده / این نشان ز کاروان به جا مانده».

هم‌زمان، شورِ آتش کاروان در دل استاد تجویدی نیز شعله‌ور می‌شود و همین احساس مشترکِ دل‌های نزدیک به هم آهنگساز و شاعر، سبب می‌شود اثری ماندگار به نام «آتش کاروان» خلق شود.

سال‌ها بعد، در دهه‌ هفتاد با رضایت استاد تجویدی، علیرضا افتخاری «آتش کاروان» را در کنار شماری دیگر از آهنگ‌های ناب استاد تجویدی در آلبومی با نام «یاد استاد» اجرا می‌کند که این اجراهای تازه نیز با اقبال مردم روبرو می‌شود.

 

** گلریزان (بهار دلنشین)

ترانه «گلریزان» را که به «بهار دلنشین» و «بهار آرزو» نیز معروف شده، بسیاری از مردم در نسل‌های گوناگون شنیده، زمزمه کرده و یا حتی حفظ کرده‌اند. اثری لبالب از احساس، در آواز بیات اصفهان که مرحوم استاد روح الله خالقی آن را در دهه 30 برای صدای آرامش‌بخش استاد زنده‌یاد غلامحسین خان بنان ساخت. شعر این ترانه‌ ماندگارِ همه‌ی نسل‌های ایران را نیز روانشاد استاد بیژن ترقی سروده است.

«تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن

ای بهار آرزو، بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ویران من...».

 

** بیداد زمان (برگ خزان)

«به رهی دیدم برگ خزان / پژمرده ز بیداد زمان/ کز شاخه جدا بود...».

تصنیفی سراسر حس و حال که از همدلی و همکاری دو یار یکدل، استادانِ خُلدآشیان پرویز یاحقی و بیژن ترقی مایه گرفته و برآمده است. این تصنیف را که در مایه دلنوازِ آواز بیات اصفهان پدید آمده، بعد از انقلاب روانشاد ایرج بسطامی آن را با همراهی سه‌تار بهداد بابایی اجرا کرده است.

مثل بسیاری دیگر از آهنگ‌های ماندگار، پیدایش این تصنیف نیز ماجرایی دارد که گویای عمق ارتباط احساسی بین آهنگساز و شاعر است.

معروف است که استادان یاحقی و ترقی در یکی از روزهای پاییز برای تفرج به اطراف تهران رفته بودند. در راه و درحالی‌که پریز یاحقی پشت فرمان بوده و بیژن ترقی کنار دست او نشسته بوده، یک برگ درخت خشک لای برف‌پاک‌کن خودرو گرفتار می‌شود.

صدای برخورد باران با برگ خشکِ خزان‌دیده، ذوق بیژن ترقی را به جوشش درمی‌آورد و او ناگهان زمزمه می‌کند: «به رهی دیدم برگ خزان / افتاده ز بیداد زمان».

یاحقی نیز شعرِ دوست خود را با ملودیی که از آن لحظه مشترک ریشه گرفته بود، می‌خواند تا بدین‌ترتیب گوهر دیگری به گنجینه‌ موسیقی اصیل ایرانی افزوده شود.

 

** موج آتش

از دیگر تصنیف‌های ماندگاری که شعر آن را مرحوم استاد ترقی سروده است، «موج آتش» یا «اشک من هویدا شد» است؛ اثری در دستگاه همایون به آهنگسازی روانشاد استاد همایون خرم.

«اشک من هویدا شد / دیده‌ام چو دریا شد

در میان اشک من / سایه تو پیدا شد

موج آتشی از غم / ز آن میانه پیدا شد...».

از میان این اجراها، می توان به بازخوانی‌های علیرضا افتخاری (با تنظیم مهرداد دلنوازی) و شهریار بلوچستانی (با تنظیم بابک شهرکی) نام برد.

 

** گل من

از جمله تصنیف‌های ماندگاری که شعر آن‌ها را استاد ترقی سروده، تصنیف «گل من» یا همان «گل من چندین» است.

این اثر را که با ملودی زیبای کردی همراه شده، استاد بیژن ترقی برای فرزندش که در خارج از کشور بوده و قصد بازگشت به وطن را داشته، سروده است:

«گل من چندین، منشین غمگین، شام محنت به سرآمد

سر و دست افشان، غم دل بنشان، غمخوارت از سفر آمد

ز چه بنشستی؟ بگشا دستی، آذین کن صحن و سرا را

که پس از غم‌ها، به رخ شب‌ها، آب و رنگ سحر آمد

شب مهتابی، ز چه بی‌تابی؟ روشن کن شمع صبوری

منشین غمگین، که مَه دیرین، تابان و جلوه‌گر آمد...».

 

** ایران جوان (وطنم)

سال 1383 ارکستر ملل به رهبری پیمان سلطانی یک آهنگ بی‌کلام بازمانده از عهد قاجار را با صدای سالار عقیلی اجرا کرد که این اثر با اقبال فراوانی روبرو شد؛ شعر «ایران جوان» یا «وطن» را نیز بیژن ترقی سروده است:

«نام جاوید وطن / صبح امید وطن

جلوه کن در آسمان / همچو مهر جاودان...».

 

استاد بیژن ترقی ترانه‌های ماندگار فراوانی را سروده که این چند اثر تنها بخش کوچکی از خاطره‌های موسیقایی است که برای ما به یادگار نهاده.

«می زده»، «گل اومد، بهار اومد»، «پنجره‌یی به باغ گل»، «صبح خندان»، «بده ساقی»، «آواز دل»، «شکسته پر»، «اسیر»، «صبرم عطا کن»، «رنج تنهایی»، «کعبه دل‌ها»، «عطر سوسن»، «قصه شمع» و «مناجات نیمه‌شب» نیز شمار دیگری از ترانه‌های معروف بیژن ترقی است که با صدای خوانندگان گوناگون اجرا و ثبت شده است.

 

کد خبر: 456

به مناسبت چهلمین روز درگذشت افشین یداللهی مراسم بزرگداشت او در اصفهان برگزار می شود .

 در چهلمین روز درگذشت افشین یداللهی مراسمی به مناسبت بزگداشت او در اصفهان به مدد مرکز آفرینش های ادبی اصفهان و خانه ترانه این شهر برگزار می شود.

مدیرمسئول موسسه فرهنگی هنری آوای ترانه اصفهان در گفت و گو با تارنا گفت: افشین یداللهی متولد اصفهان است و در این شهر جایگاه والایی دارد. او به ترانه اصفهان و و خانه ترانه این شهر نگاه ویژه ای داشت و در تمام مراحل خانه ترانه اصفهان ،کنارش و کمک حالش بود. به همین علت، مقارن با چهلمین روز درگذشت او مراسم بزرگداشتی به همت  مرکز آفرینش های ادبی اصفهان و خانه ترانه اصفهان تحت عنوان موسسه فرهنگی هنری آوای ترانه اصفهان در اصفهان برپا می شود.

روزبه آزادی افزود: مراسم با ترانه خوانی و خاطره بازی ترانه سراها و شاعران همراه است. گروه مادر و اهورا ایمان قطعاتی را اجرا می‌کنند. ابراهیم اسماعیلی اراضی نیز در این مراسم حضور خواهد داشت.

از ترانه سراهای خانه ترانه ی تهران مهدی ایوبی و امیر توده فلاح در این مراسم حضور دارند.

این مراسم 7 اردیبهشت ساعت 18:30 در خیابان علامه امینی ، باغ غدیر روبروی ساختمان الغدیر برگزار می شود.

لازم به ذکر است که ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

افشین یداللهی ترانه سرای به نام کشور در تاریخ 27 اسفند 1395 در سانحه رانندگی جان خود را از دست داد.

 

کد خبر: 455

خبرنگار: غزل ناصحی

مراسم سوگ ترانه به یاد افشین یداللهی با حضور اهل فرهنگ و هنر در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

در این مراسم ضمن برگزاری بزرگداشت و یادبود افشین یداللهی خبر جایگزین فردی به جای افشین یداللهی برای اجرای جلسات آینده خانه ترانه داده شد.

 

عبدالجبار کاکایی، محمدعلی بهمنی، بابک زرین، سالار عقیلی، رضا رفیع، سعید بیابانکی، علیرضا بدیع، افشین مقدم، زهرا عاملی، علی لهراسبی، حامد عسکری، افشین سیاهپوش، امیریل ارجمند، پرستو صالحی، محمدرضا فروتن، امید صباغ نو و... به همراه اعضای اصلی خانه ترانه مهدی ایوبی، صابر قدیمی، علی ایلیا، پرسا مقدسی و چند تن دیگر حضور داشتند.

 

فرزاد حسنی، مجری برنامه، افشین یداللهی را فانوس دریایی دریای متلاطم خانه ترانه خواند که منطق والایش نه تنها در تمام عرصه‌های زندگی بلکه در شعر و ترانه‌هایش نمایان بود.

محسن سلیمانی، رییس فرهنگسرای ارسباران، با ابراز تاسف، شناسنامه درختی را که یداللهی سال ۹۴ در بوستان گفت‌وگو کاشته بود به پدر او تقدیم کرد. وی همچنین بر برگزاری جلسات خانه ترانه به یاد "پدر خانه ترانه" تاکید کرد.

 

پخش کلیپ از فعالیت‌های افشین یداللهی بخش دیگری از این برنامه بود.

 

 

سپس سالار عقیلی درباره زنده‌یاد افشین یدالهی و همکاری خود با آن مرحوم گفت: ۸۰ درصد شهرتم را مدیون آثار افشین یداللهی هستم. بدون مبالغه اشعار او خیلی خاص بود.

این خواننده افزود: نخستین همکاری من با افشین یدالهی «چله به چله» بود و همکاری شاخص دیگر ما سریال «تبریز در مه» و «معمای شاه» بود. روز تشییع افشین یداللهی نتوانستم شعرهای او را اجرا کنم و از خدا می‌خواهم از این به بعد صبری برای اجرای شعرهای او به من عطا کند.

اجرای زنده سالار عقیلی با شعر وطن و تبریز در مه از افشین یداللهی و همراهی پیانو حریر شریعت‌زاده بخش دیگراین برنامه بود.

 

در ادامه این مراسم عباس سجادی، مدیر مرکز آفرینش‌های هنری نیاوران، دغدغه‌های افشین یداللهی را گروهی دانست و خاطرنشان کرد: جلسات خانه ترانه بعداز ۱۵ سال باید با یک تشکیلات به صنفی وابسته شود تا با انسجام به دور از تک‌روی‌ها و سلیقه‌ها و تغییرات مدیریتی به حیات خود ادامه دهد.

 

در این مراسم ضمن برگزاری بزرگداشت و یادبود افشین یداللهی خبر جایگزین فردی به جای افشین یداللهی برای اجرای جلسات آینده خانه ترانه داده شد. روزبه بمانی ترانه سرای بنام و مشهور کشور مسئولیت اجرا و دبیری جلسات خانه ترانه را بر عهده گرفت تا چراغ این محفل همچنان روشن مانده و برای کمک به دانش آموختگان ترانه سرایی مفید باشد.

 

 

همچنین ضمن تشکر و قدردانی از همه مدعوین و مهمانان تاکید شد که در جلسه هیات مدیره خانه ترانه با شورای شهر تصمیم بر این شد که یک بوستان یا خیابان به نام افشین یدالهی اختصاص پیدا کند.

همچنین خشایار اعتمادی افشین یداللهی را جریان‌ساز خواند و گفت: او پرمغز حرف می‌زد، می‌نوشت و شعر می‌گفت و مطمئن بود روزی باور می‌شود. این خواننده با نواختن پیانو به اجرای شعرهایی از افشین یداللهی پرداخت.

 

محمدرضا فروتن، بازیگر، نیز اظهار کرد: افشین در کلمه زندگی کرد و با کلمه از بین ما رفت و برای همیشه در قلب‌ها باقی می‌ماند. او روانپزشکی حاذق بود که به بیماران اهمیت می‌داد و آن‌ها را با عشق، محبت و انرژی عجیب درمان می‌کرد. او با آمدنش به این زندگی از ما دیدار کرد و زندگی را برای ما عمیق‌تر کرد و من معنای یک رفاقت اصیل را با او تجربه کردم.

 

 

رضا رفیع شاعر طنزپرداز در بخش دیگری از مراسم خاطرنشان کرد: یداللهی با ترانه‌هایش شادی روان را مورد توجه قرار می‌داد. او بر این باور بود که تنها نباید روی سنگ قبر نوشت شادروان  بلکه باید با روان شاد زندگی کنیم.

لازم به ذکر است که این مراسم روز پنجشنبه در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

یادش جاویدان باد.

 

کد خبر: 439

صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار