کمپین بزرگ آهای خبردار کارساز می‌شود --------- هایکو چیست؟ ----------- انتشار دکلمه ای از حسین منزوی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه جشنواره شعر نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی
گزارش

گزارش (70)

اسامی ۱۰ شاعر راه‌یافته به مرحله نهایی نامزدی جایزه «تی.اس. الیوت» ۲۰۱۷ اعلام شد.

 

«گاردین» نوشت: در حالی که طی سال‌های اخیر تنوع نژادی و رعایت نکردن آن در برخی جوایز هنری و ادبی حاشیه‌ساز شده، فهرست نامزدهای نهایی جایزه شعر «تی.اس. الیوت» که گران‌ترین جایزه شعر انگلستان محسوب می‌شود، تنها با حضور یک شاعر رنگین‌پوست اعلام شده است.

 

این در حالی است که با توجه به حضور پررنگ و قوی شاعران رنگین‌پوست در فهرست نامزدهای اولیه، انتظار می‌رفت نام شاعران انگلیسی دیگری چون «کابو چینگونیی» و «ریچادر جورج»، «نوار الصدر»، «آندره نفیس ـ ساحلی» و ... هم در این لیست باشد.

 

«اوشن ویونگ» شاعر ویتنامی ـ آمریکایی مجموعه «آسمان شب با زخم‌ ترکش‌ها»، تنها نویسنده رنگین‌پوستی است که شانس دریافت جایزه ۲۰ هزار پوندی «الیوت» را دارد.

 

امسال هیات داوران این جایزه ۱۵۴ اثر را مورد بررسی قرار دادند تا به نام این ۱۰ نفر رسیدند:

 

«تارا برگین» با کتاب «مرگ غم‌انگیز النور مارکس»

 

«کرولاین برد» با کتاب «در این روزهای تحریم»

 

«داگلاس دان» با کتاب «وزوز یک مگس»

 

«لیوتیا فلین» با کتاب «رادیو»

 

«مایکل سیمونز رابرتز» با کتاب «منکونیا»

 

«رابرت مینهینیک» با کتاب «خاطرات آخرین انسان»

 

«جیمز شرد» با کتاب «اقامتگاه متروک»

 

«اوشن ویونگ» با کتاب «آسمان شب با زخم ترکش‌ها»

 

«ژاکلین سافرا» با کتاب «تمام مادران خشمگین من»

 

«رادی لامسدن» با کتاب «خیلی خوشحالم که خودم هستم»

 

این بیست‌وچهارمین دوره برگزاری جایزه «تی‌.اس. الیوت» است که از سال ۱۹۹۳ برای بزرگداشت نام «توماس استرنز الیوت» شاعر، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد ادبی برنده‌ نوبل ادبیات نام‌گذاری شده است. او در سال ۱۸۸۸ در ایالت میسوری آمریکا به دنیا آمد و در مجموع، هفت نمایش‌نامه، ۱۷ اثر غیرداستانی و ۱۰ کتاب شعر نوشت. «الیوت» از کسانی چون «هومر»، «دانته»، «شکسپیر» و «جوزف کنراد» الهام گرفت و خود الهام‌بخش نویسندگان دیگری شد.

 

«تی.اس. الیوت» در دوران زندگی، جایزه‌های متعددی دریافت کرد که به نوبل ادبیات، نشان لیاقت از پادشاه جورج ششم در سال ۱۹۴۸، نشان افتخار دولت فرانسه در سال ۱۹۵۱، جایزه‌ «گوته» در سال ۱۹۵۵، مدال «دانته» در سال ۱۹۵۹، نشان شوالیه‌ ادبیات و هنر فرانسه در سال ۱۹۶۰ و نشان آزادی ریاست‌جمهوری در سال ۱۹۶۴ می‌توان اشاره کرد.

 

کد خبر: 688

«شعر ترکیه بعد از سال ۲۰۰۰» بررسی می‌شود.

نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه دوم آبان ساعت ۱۶:۳۰ به بررسی و تحلیل «شعر ترکیه بعد از سال ۲۰۰۰»  اختصاص دارد که با حضور عثمان اوزباغچه و خاقان شرق‌دمیر (از شاعران امروز ترکیه) و ناصر فیض و اسماعیل امینی (از شاعران امروز ایران) در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود.

 

این نشست با همکاری موسسه‌ی یونس امره تشکیل می‌شود و قرار است که به طور پیوسته برنامه‌هایی برای معرفی ادبیات معاصر دو کشور در شهرهای ایران و ترکیه برگزار شود.

 

در خبر برگزاری این نشست عنوان شده است: نوگرایی در شعر ترکیه با ناظم حکمت در سال ۱۹۲۹م. آغاز شد و انقلابی در شعر ترکیه ایجاد کرد. تاثیری که ناظم حکمت بر شعر ترکیه گذاشت مانند تاثیر نیما یوشیج بر شعر فارسی است که تاثیری بس بزرگ و به یادماندنی بود. چنان‌که شاعران بعدی با شجاعت بیشتری توانستند نوگرایی را ادامه بدهند. خوانندگان‌ ایرانیِ ادبیات ترکیه با نام‌های شاعرانی چون ناظم حکمت، اورهان ولی، اکتای رفعت، ملیح جودت و ... آشنایی دارند و آثار این شاعران به فارسی ترجمه و منتشر شده است. اما متاسفانه با تحولات ادبی و شعر امروز ترکیه در دو دهه‌ گذشته آشنایی اندکی در ایران وجود دارد و ضروری است که مخاطبان و علاقه‌مندان ادبیات ایران و ترکیه با تحولات ادبی دو دهه‌ اخیر در دو کشور بیشتر آشنا شوند.

 

کد خبر: 687

همزمان با برگزاری جشنواره شعر ساریوو نمایندگانی از ایران نیز در این رویداد حضور خواهند داشت.

 به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، غلامرضا طریقی و حمیدرضا شکارسری به عنوان نمایندگان ایران در جشنواره شعر سارایوو شرکت خواهند کرد. این جشنواره ۲۶ تا ۳۰ مهر در تالار اصلی ساختمان وییجنیستا در سارایوو برگزار می‌شود.

بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان بنا به درخواست انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی، این دو شاعر برجسته کشور را برای حضور در این جشنواره معرفی کرده بود و در نهایت این شاعران با مساعدت‌های دفتر رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی، در این رویداد بین المللی شرکت خواهند کرد.

جشنواره بین المللی شعر سارایوو بیش از نیم قرن سابقه برگزاری  دارد.  این رویداد ادبی امسال، پنجاه و ششمین دوره خود را به همت انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی و با حضور شاعرانی از بوسنی، ایران، کراواسی، صربستان، اسلونی، سوئیس، چین و ترکیه برگزار خواهد کرد.

غلامرضا طریقی سراینده مجموعه‌هایی چون «شِلتاق» و «جهان غزلی عاشقانه است» و حمیدرضا شکارسری، خالق آثاری چون: «چراغانی بی‌دلیل»، «از تمام روشنایی‌ها» و «هفتاد و دو قطره اشک عاشورایی» در نشستی به دعوت دپارتمان ادبیات فارسی دانشگاه سارایوو شرکت کرده و به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.

 

کد خبر: 683

 

در بین شاعران سمبولیست فرانسه، ادوارد جوآشیم کوربیر، معروف به تریستان کوربیر، از متاخرین است؛ شاعری که در ایران جز اهل کاوش شاید کسی اسمی از او نشنیده باشد.

 

آسیه حیدری شاهی سرایی - مترجم - در یادداشتی نوشته است: تریستان کوربیر ( Tristan Corbière) که پل ورلن، شاعر بزرگ سمبولیست فرانسه در سال  ۱۸۸۴  در مقاله‌ای از او به عنوان یکی از شاعران نفرین‌شده یاد کرد، در سال ۱۸۴۵ میلادی زاده شد و در سال ۱۸۷۵ در سن ۳۰ سالگی از دنیا رفت.

پیش از آن‌که پل ورلن از او در زمره شاعران نفرین‌شده یاد کند، زندگی شخصی و هنری‌اش در حاشیه بود.

دو معضل بزرگ کوربیر را آزار می‌داد؛ یکی رماتیسم شدید و پیش‌رونده‌اش و دیگر آن‌که مردی خوش‌سیما نبود. دوستان و اطرافیان لقب درازِ بدقواره را به او داده بودند.

عاشق دریا و مادرش بود. او دوست داشت مثل پدرش دریانورد شود، اما وضعیت جسمانی‌اش برای این شغل مناسب نبود. پدرش، ادوارد کوربیر، روزنانه‌نگار و رمان‌نویس بود و پسر همه آثار پدر را دوست داشت و می‌خواند. او همچنین آثار شارل بودلر و آلفرد دو موسه را هم دوست داشت.

درباره زندگی احساسی او هم باید گفت که وی عشقی یک‌جانبه به یک هنرپیشه داشت و آن زن، آرمیدا ژوزفینا، الهه شعرش شده بود.

حالا در ۲۹ سالگی، مجرد است و بیکار. نه عشقی و نه فرزندی. او حتی تنها مجموعه شعرش به نام "عشق‌های زرد" را با هزینه شخصی‌اش به چاپ رساند؛ مجموعه‌ای که در زمان حیات وی ناشناخته ماند؛ مجموعه‌ای مشتمل بر هفت فصل و ۱۰۱ شعر با اندازه‌های گوناگون.

اشعار عاشقانه‌اش را به الهه شعرش ژوزفینا تقدیم کرده بود.

کوربیر خود می‌دانست که چه جایگاهی در شعر سمبولیستی دارد اما شوربختانه زمانه با او یار نبود و در زمان حیاتش گمنام باقی ماند و آرزو داشت مردم زمانه او را بشناسند.

او کاریکاتوریست هم بود. شعری هجو برای کلاه معلمش نوشته بود که جوایزی را از آن خود کرد.

کوربیر و هم‌دوره‌ای‌هایش از شاعران عضو در جریان دکادانتیسم بودند.

این جریان در بیست سال آخر قرن نوزدهم میلادی پررنگ شد. جریانی که در تولیدات هنری‌اش بدبینی مرض‌وار، کسالت مفرط، ملال رو به تزاید، رازآلودگی و جریان سیال مرگ را شاهدیم.

در شعر او خیابان‌ها، کوچه‌ها با بدبختی‌های در جریانش، زندگی پرتشویش و بی‌هدف، دلواپسی‌ها و دغدغه‌های غیرمتافیزیکی، مضمون‌سازی می‌کنند.

مجموعه "عشق‌های زرد" در موضوع و قالب کاملا منحصر به‌فرد و ویژه خود است. در اشعار این مجموعه، الهام از فضای شهری و مدرنیته در کنار فضای روستایی که زادگاه شاعر بود مشهود است. مثل آن‌چه در مجموعه "گل‌های بدی" اثر شارل بودلر دیده می‌شود.

کوربیر گاه در نقش شاعری بدبخت ظاهر می‌شد و گاه در قالب یک دندی. (شخصیتی مانند شارل بودلر، خوش‌لباس، شیک‌پوش با افکار و اخلاقی ویژه). عشق شاعر به دریانوردی خمیرمایه بسیاری از اشعارش شده است.

از نظر فرم شعری هم کاربرد فراوان علائم دستوری، مانند علامت سوال؟ علامت تعجب، تیره و سه نقطه در شعر وی حایز اهمیت است.

شاعر مجموعه "عشق‌های زرد" عامدانه شعری شکسته و خردشده می‌سراید. شعر وی  آنتی‌موزیکال یا ضدموسیقی است _  و نه بدون موسیقی!  _ ، و این خود شعرش را منحصربه‌فرد می‌کند.

"عشق‌های زرد" دستمایه نقاشی نقاش سوررئال سالوادور دالی نیز شد. تابلو "عشق‌های زرد" در سال ۱۹۷۴ و محصول آوازی و موسیقایی گروه بلَک متال در سال ۲۰۰۷، نشان از این دارد که این شاعرِ نه چندان خوش‌اقبال، شانس دیده و شنیده شدن تا سال‌ها پس از مرگش را داشته و دارد.

 

بخشی از شعر بی‌خوابی، سروده تریستان کوربیر

 

جانور غیرممکن

بی‌خوابی!

در سرت تنها عشق داری؟

که بیاید غرقه‌ات کند به دیدن؟

آدم، در چشم بدت

گاز می‌زند به ملحفه‌هایش

می‌پیچد در ملال

در چشمِ الماسِ سیاهت

بگو از چه در بی‌خوابی، امید یا افسوس که شب پایی است؛

بارانی، مثل یکشنبه‌ای می‌آید

می‌لیسدت مثل سگی

در گوش هیجان

آرام سخن گفتن و دیگر هیچ نگفتن

در گلوی خشکیده‌مان چرا

جام خالی‌ات را هماره می‌ریزی؟

و رهایمان می‌کنی

گردن‌کشیده و منتظر

مثل تشنه و دریا

صافی عاشقی تو آیا؟

یا تختخواب تلخ؟

شبنم تازه‌ای؟

یا سرب مذاب؟

نادان!

ای بی‌خوابی!

زیبا نیستی آیا؟

 

این شعر ادامه دارد......

 

کد خبر:680

مجموعه شعر محبوب من اثر نزار قبانی و ترجمه اصغر علی کرمی در انجمن ادبی ققنوس رونمایی، نقد و بررسی می‌شود.

 

انجمن ادبی ققنوس در یکی دیگر از سلسله نشست های خود به نقد و بررسی مجموعه محبوب من اثر نزار قبانی می‌پردازد.

 

این نشست با حضور مترجم کتاب و سید احمد حسینی به عنوان منتقد با اجرا و دبیری دکتر مینا آقازاده برگزار می‌شود.

 

شاعرانی چون اکبر کتابدار، سجاد عزیزی آرام، الهه کاشانی، پیمان سلیمانی، حسن اسدی شبدیز، محمد افندیده، بهرام ابراهیمی و... در این نشست کانون ققنوس را همراهی می‌کنند.

 

این جلسه فردا و در تاریخ 17 مهرماه از ساعت 17 الی 19.30 در تهران، بلوار آیت اله کاشانی، بعد از تقاطع ستاری، مجتمع فرهنگی هنری نور برگزار می‌شود.

 

حضور برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 672

یکشنبه, 16 مهر 1396 ساعت 10:44

سوئد؛
جایزه ادبیات نوبل ۲۰۱۷ به کازو ایشیگورو رسید

نوشته شده توسط

جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۷ میلادی به کازو ایشیگورو رسید. سخنگوی آکادمی سوئد روز پنج‌شنبه نام این نویسنده بریتانیایی ژاپنی‌تبار را به عنوان برگزیده اکثریت ۱۸ عضو این آکادمی اعلام کرد.

 

در بیانیه آکادمی سوئد آمده است که ایشیگورو «با نیروی عاطفی عظیم در رمان‌های خود، ورطه توهمی را که در روابط ما در جهان ایجاد شده نمایش داده است.»

 

کازو ایشیگورو متولد سال ۱۹۵۸ در شهر ناکازاکی ژاپن است اما از سن پنج سالگی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرده و در آنجا درس خوانده است. او مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸ و مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه «ایست انگلیا» دریافت کرد.

 

ایشیگورو یکی از معروف‌ترین رمان‌نویسان بریتانیاست و تاکنون چندین اثر از او به قلم نجف دریابندری، سهیل سمی و دیگران به فارسی ترجمه شده است که از آن جمله می‌توان به «بازمانده روز» و «هرگز رهایم نکن» اشاره کرد.

 

این نویسنده پر کار تاکنون در قالب‌ها ژانرهای گوناگون از جمله رمان، مجموعه داستان و فیلمنامه آثاری نوشته است. درونمایه کارهای او بیشتر تخیلی است و داستان آنها در زمان گذشته اتفاق می‌افتد. بیشتر داستان‌های او از زبان اول شخص روایت می‌شود که در اصطلاح ادبی به آن «من‌راوی» می‌گویند.

 

با اینکه کازو ایشیگورو نویسنده معروفی است، اما تا پیش از اعلام تصمیم آکادمی سوئد، نام او در میان فهرست نویسندگانی که گمان می‌رفت برنده باشند دیده نمی‌شد. اکنون چندین سال است که کارشناسان و رسانه‌های جهان نام برخی نویسندگان و شاعران معروف جهان از جمله هاروکی موراکامی، مارگارت اتوود و اسماعیل کاداره، را در فهرست انتظار جایزه نوبل ادبیات جای می‌دهند.

 

ارزش جایزه نوبل ادبیات ۹ میلیون کرون سوئد، تقریبا برابر با یک میلیون و یکصد هزار دلار است.

 

کد خبر: 670

از سال ۱۹۰۱ تاکنون که مهم‌ترین جایزه ادبی دنیا سالانه به نویسندگانی از کشورهای مختلف می‌رسد، حواشی زیادی به خاطر انتخاب‌های اعضای آکادمی نوبل و واکنش اهل ادبیات پیش آمده است.

 

«زی نیوز» نوشت: آکادمی نوبل امسال پنج‌شنبه (پنجم اکتبر) را به عنوان روز معرفی برنده جایزه یک میلیون و ۱۰۰ هزار دلاری نوبل ادبیات اعلام کرده است. بسیاری معتقدند جایزه امسال فرصتی است برای آکادمی سوئدی تا اندکی از بار انتخاب تعجب‌برانگیز و پیش‌بینی‌نشده سال گذشته بکاهد. البته با نگاهی به تاریخچه مهم‌ترین جایزه ادبی جهان، می‌توان دریافت که این جنجال‌ها امری سابقه‌دار بوده است.

 

«ژان پل سارتر» نویسنده و فیلسوف فرانسوی سال ۱۹۶۴ به عنوان برنده این جایزه معرفی شد، اما از دریافت آن خودداری کرد. او همیشه به جوایز رسمی با دیدی انتقادآمیز نگاه می‌کرد و بیشتر به همین دلیل، این اقدام کم‌سابقه را انجام داد.

 

برخی از انتخاب‌های دیگر آکادمی نوبل ادبیات هم به دلایل دیگری باعث تعجب شد؛ برای مثال در سال ۱۹۷۴ نام «ایویند جانسون» و «هری مارتینسون» دو نویسنده کمتر شناخته‌شده و مهم‌تر از آن، عضو آکادمی نوبل، به طور مشترک جایزه نوبل را کسب از آن خود کردند. این در حالی بود که در آن سال نویسندگان بنامی چون «گراهام گرین»، «سال بلو» و «ولادیمیر ناباکوف» می‌توانستند این جایزه را به دست آورند.

 

طی ۲۰ سال گذشته دو برنده نوبل به صورت جدی در آرای مردم و افراد اهل فن، دودسته‌گی ایجاد کرده‌اند: «داریو فو» نمایشنامه‌نویس و بازیگر ایتالیایی که سال ۱۹۹۷ از سوی آکادمی برگزیده شد و «باب دیلن» خواننده آمریکایی. برخی منتقدان با «سبک‌وزن» خواندن «فو»، انتخاب آکادمی را زیر سوال بردند. او پیش از نویسنده شدن، در حرفه بازیگری شهرت داشت و کارهایش از سوی کلیسای کاتولیک سانسور می‌شد.

 

درباره «باب دیلن» خواننده و ترانه‌سرای آمریکایی هم حرف بسیار است؛ در کنار تردید تعداد زیادی از ادبیات‌دوستان به انتخاب سال گذشته آکادمی سوئدی، «دیلن» پس از اعلام برنده شدنش تا هفته‌ها سکوت کرد و صدای اعتراض اعضای آکادمی نوبل را درآورد. برنده نوبل ۲۰۱۶ بعدا در جلسه‌ای تقریبا خصوصی سخنرانی پرحاشیه‌اش را ایراد کرد و جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد.

 

آکادمی نوبل طی این ۱۰۹ سال، از نویسندگان مشهوری چون «ویلیام فاکنر»، «ارنست همینگوی»، «جان اشتاین‌بک» و «آلبر کامو» تقدیر کرده است. «رودیارد کیپلینگ»، «ساموئل بکت» و «گابریل گارسیا مارکز» هم از دیگر نام‌های بزرگی هستند که جایزه نوبل ادبیات به آن‌ها اختصاص یافته؛ اما هستند نویسندگان بزرگی که در کمال ناباوری شایسته دریافت این جایزه شناخته نشدند: «لئو تولستوی»، «جیمز جویس»، «آنتوان چخوف»، «مارسل پروست»، «کارلوس فوئنتس»، «ازرا پاوند«، «توماس هاردی»، «مارک تواین»، «هنریک ایبسن»، «خورخه لوییس بورخس»، «آسترید لیندگرن»، «امیل زولا»، «جوزف کنراد»، «پل والری»، «هنری جیمز» و «ویرجینیا وولف».

 

در حالی که بسیاری از کاندیداهای برجسته مورد تأیید آکادمی نوبل قرار نگرفتند، نویسندگان گمنامی که حتی در کشور خودشان هم کمتر شناخته شده‌اند، جایزه نوبل را به خانه بردند؛ «هالدور لاکسنس» ایسلندی، «اریک اکسل کارلفدت» سوئدی، «اودیسیوس الیتیس» و «یاروسلاو سیفرت» از جمله این افراد هستند.

 

وقتی «سوتلانا الکسی‌یویچ» بلاروسی سال ۲۰۱۵ برنده این جایزه شد، نظرسنجی‌ای صورت گرفت و نشان داد نام این نویسنده به گوش ۶۵ درصد مردم روسیه آشنا نیست.

 

سال ۲۰۰۹ نوبل ادبیات را به «هرتا مولر» دادند و آن روز هم معترضان ساکت ننشستند. امروز قضاوت کردن در این‌باره خیلی آسان است اما در آن روزها بسیاری از منتقدان و استادان دانشگاهی آمریکا می‌گفتند: تا حالا هرگز اسم «هرتا مولر» به گوش‌مان نخورده! این افراد به اروپایی‌محور بودن انتخاب‌های آکادمی سوئدی معترض بودند. این اتفاق درباره «پاتریک مودیانو» رمان‌نویس فرانسوی و برنده سال ۲۰۱۴ هم افتاد.

 

در کمال شگفتی نگاهی به آمارها نشان می‌دهد بین سال‌های ۱۹۰۱ و ۱۹۸۵ تنها هشت برنده از کشورهای غیراروپایی و آمریکایی انتخاب شدند. شاید یکی از دلایل این امر، کم بودن ترجمه آثار غیراروپایی و در دسترس نبودن کارهای این نویسنده‌ها در فضای مجازی بوده است.

 

«وول سوینکا» نیجریه‌ای سال ۱۹۸۶ به عنوان اولین نویسنده آفریقایی، نوبل ادبیات را به دست آورد. «رابیندرانات تاگور» تنها نماینده هندی در میان برندگان نوبل ادبیات است و «اورهان پاموک» تنها نویسنده ترک است که این جایزه مهم ادبی را به خانه برده.

 

از مجموع برندگان‌ نوبل ادبیات تاکنون، تنها ۳۰ نفر غیراروپایی بوده‌اند و حتی کشوری چون سوئد بیش‌تر از همه‌ کشورهای قاره‌ آسیا، سابقه‌ کسب نوبل ادبیات را دارد. اظهارات چند سال پیش «هوراس انگدال»  - دبیر وقت آکادمی نوبل - که اروپا را محور اصلی جهان ادبیات دانسته بود، به ‌نظر توجیهی برای این جهت‌گیری‌های جغرافیایی است.

 

کد خبر:  665

آکادمی سوئدی نوبل تاریخ معرفی برنده جایزه نوبل ادبیات این دوره را اعلام کرد.

وب‌سایت جایزه نوبل روز پنجم اکتبر (۱۳ مهرماه) را به عنوان تاریخ معرفی برنده نوبل ادبیات امسال اعلام کرد.

وب‌سایت جوایز نوبل نوشت: «آکادمی سوئدی تصمیم گرفته نام برنده جایزه نوبل ادبیات امسال را روز پنج‌شنبه، پنجم اکتبر در ساعت یک بعدازظهر اعلام کند.»

اعلام نام برنده امسال می‌تواند اندکی از حواشی جایزه نوبل ادبیات سال گذشته بکاهد. سال گذشته ۱۸ عضو آکادمی نوبل «باب دیلن» ـ خواننده آمریکایی ـ را به عنوان برنده نوبل ادبیات برگزیدند و جنجال‌های بسیاری به پا کردند. «دیلن» اولین خواننده و ترانه‌سرایی بود که مهمترین جایزه دنیای ادبیات را به دست آورد، اما تا چندین هفته هیچ اظهارنظری درباره کسب این جایزه مطرح نکرد.

حواشی جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۶ وقتی بالاتر گرفت که «دیلن» اعلام کرد قصد ندارد در مراسم رسمی اعطای جوایز نوبل که ماه دسامبر گذشته در استکهلم برگزار شد، شرکت کند. سرانجام پس از اظهارنظرهای مختلف از سوی اعضای آکادمی و نویسندگان و هنرمندان متعدد، تصمیم بر این شد که مراسم اصلی بدون حضور «دیلن» برگزار شود و او طی مراسمی تقریبا خصوصی، سخنرانی خود را ایراد و جایزه حدود یک میلیون دلاری‌ نوبل را از آن خود کند.

براساس گمانه‌زنی‌ها امسال «نگوگی وا تینگو» ـ نویسنده مطرح کنیایی ـ بالاتر از «موراکامی» بیشترین شانس را در میان کاندیداهای احتمالی کسب نوبل ادبیات دارد. «لد بروکس» شانس او را چهار به یک دانسته،‌ در حالی‌که این رقم برای نویسنده «جنگل نروژی» پنج به یک است. در این دوره بعد از رمان‌نویس کنیایی و نویسنده ژاپنی، نوبت به «مارگارت اتوود» کانادایی که رمان‌هایی چون «قصه ندیمه» و «آدمکش کور» را نوشته، ‌می‌رسد. شانس او را برای دستیابی به جایزه نوبل ادبیات،‌ شش به یک اعلام کرده‌اند. 

«آموس اوز» نویسنده اسرائیلی برنده مدال «گوته» و «لژیون دونور» و جایزه‌هایی چون «فمینا»، «فرانتس کافکا» و «پرنس آستوریاس»، «کلودیو ماگریس» نویسنده و مترجم ایتالیایی که جایزه‌های «فرانتس کافکا» و «پرنس آستوریاس» را در کارنامه‌اش دارد و «خاویر ماریاس» نویسنده و مترجم مشهور اسپانیایی و برنده جوایز «ایمپک دوبلین» و «فورمنتور»، از دیگر نام‌هایی هستند که پس از «اتوود» بیشترین شرط‌بندی در سایت «لدبروکس» روی آن‌ها انجام شده است.

کد خبر: 663

دوشنبه, 10 مهر 1396 ساعت 10:26

پابلو نرودا؛
نگاهی به زندگی بزرگترین شاعر قرن بیستم

نوشته شده توسط

«پابلو نرودا» ۴۴ سال پیش در چنین روزهایی درگذشت. به همین مناسبت گزارشی را که درباره خانه‌های محبوب این شاعر برنده نوبل منتشر شده، مرور می‌کنیم.

 

 «پابلو نرودا»، شاعر «به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر...» و «هوا از من بگیر، خنده‌ات را نه»، از مشهورترین و تأثیرگذارترین چهره‌های ادبیات معاصر جهان است که تعداد زیادی مجموعه شعر از خود باقی گذاشته است.  «گابریل گارسیا مارکز» ـ نویسنده برجسته کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات ـ زمانی «نرودا» را بزرگ‌ترین شاعر قرن بیستم در تمام زبان‌ها خوانده است. از آثار محبوب او می‌توان به «اسپانیا در قلب ما»، «عاشقانه جدید برای استالینگراد» و «چوب‌بر بیدار خواهد شد» اشاره کرد.

 

«نرودا» از فعالان سیاسی شیلی بود که در جنوب سانتیاگو به دنیا آمد. او یکی از حامیان سرسخت و دوست «سالوادور آلنده» ـ رییس‌جمهور چپ‌گرای شیلی ـ بود که فقط ‌۱۲ روز پس از کودتای نظامی «آگوستو پینوشه» که به سرنگونی «آلنده» انجامید، در بیمارستان درگذشت. برخی معتقدند او به ‌دلیل این‌که قصد داشت رهبری حزب مخالفان حکومت را برعهده بگیرد، به قتل رسید.

 

 

اعضای خانواده‌ «نرودا» پیش‌تر معتقد بودند که او در سن ۶۹ سالگی بر اثر پیشرفت بیماری سرطان پروستات درگذشته؛ اما «مانوئل آرایا» - راننده شخصی او - در سال ۲۰۱۱ با اظهارات تکان‌دهنده‌ خود مدعی شد، تزریقی که پیش از مرگ برای این شاعر برنده‌ نوبل ادبیات انجام شد،‌ علت فوت او بوده است. این اظهارنظر ماجرای مرگ این نویسنده و شاعر سرشناس را با حاشیه‌های زیادی همراه کرد.

 

در آوریل ۲۰۱۳ جسد «نرودا» براساس ادعای «مانوئل آرایا» مبنی بر به قتل رسیدن او، کالبدشکافی و در ماه نوامبر همان سال اعلام شد که در بررسی‌های انجام‌شده شواهدی از مسموم شدن این شاعر سرشناس دیده نشده است.

 

با این حال، دولت شیلی پرونده «پابلو نرودا» را در ژانویه سال ۲۰۱۶ میلادی دوباره گشود و دستور انجام آزمایش‌های بیشتری را صادر کرد. در این میان، «ادواردو کونترراس» وکیل حزب کمونیست شیلی اظهار کرد «پینوشه» برای از بین بردن دشمنان خود از نوعی باکتری استفاده می‌کرد. «رودریگو لیدو» مدیر برنامه حقوق بشر وزارت کشور شیلی نیز گفت که ما می‌دانیم نیروهای مسلح در زمان دیکتاتوری «پینوشه» مقادیر زیادی باکتری را برای سرکوب مخالفان وارد کشور کردند.

 

در ماه ژوئن همان سال تیم پزشکی قانونی این پرونده در مورسیای اسپانیا اعلام کرد که از سه نوع پروتئین یافت‌شده در بدن «نرودا»، دو مورد مربوط به سرطان پروستات است؛ اما منشأ پروتئین سوم (نوعی باکتری) هنوز نامشخص است. بر همین اساس، تیمی از متخصصان از کشورهای آمریکا، کانادا، اسپانیا و دانمارک مطالعه را برای یافتن منشأ این باکتری آغاز کردند اما هیچ مدرکی دال بر مسموم شدن این شاعر برنده نوبل به دست نیامد.

 

‌دادگاه شیلی حکم داد که پرونده مختومه است و جسد وی باید به قبر برگردانده شود. با وجود دفن شدن دوباره باقی‌مانده جسد «نرودا»، آخرین گزارش‌های پزشکی قانونی حاکی از وجود نوعی عفونت باکتریایی در بدن اوست اما علت وجود آن هنوز مشخص نشده است.

 

«کریس راس» از روزنامه «گاردین» در یادداشت خود پس از بازدید از خانه‌های این شاعر مطرح شیلیایی نوشت: «پابلو نرودا» زمانی گفته است: «اگر همه پله‌های «بالپارایسو» را بالا و پایین کنیم، دور دنیا را گشته‌ایم.» او این جمله را در مورد حال و هوای شاداب و جهانی دومین شهر بزرگ، بندر اصلی شیلی و کلانشهر دوست‌داشتنی و خاطره‌انگیز کشورش بیان کرده است. این منطقه شامل ۴۲ تپه، عمارت‌ها، خانه‌ها، کلبه‌ها و جاده‌هایی می‌شود که به دریا ختم می‌شوند.

 

من پیش از این هم به «بالپا» سفر کرده و طعم «سویچا»ی خوشمزه‌اش (نوعی غذای دریایی مختص آمریکای جنوبی) را چشیده بودم. اما این بار بیشتر قصد داشتم از رابطه بین این شهر و شاعر برنده نوبلش سردربیاورم.

 

آوریل سال گذشته فیلمی به نام «نرودا» با بازی «لوئیس گنکو» و «گائل گارسیا برنال» در انگلستان اکران شد و در همین سال، جسد او پس از آزمایش‌هایی سه‌ساله دوباره به خاک برگردانده شد.

 

 

 در ۸۴ کیلومتری «بالپارایسو»، «ایسلا نگرا» (به معنی جزیره سیاه) واقع شده. این خانه نه جزیره است و نه سیاه، بلکه نامش ظاهرا برگرفته از صخره‌ سیاهی است که در نزدیکی آن‌جا در احاطه‌ اقیانوس آرام است. در واقع این‌جا منطقه‌ای ساحلی است که «نرودا» در سال ۱۹۴۴ خانه‌ای در آن ساخت. او این خانه را ساخت تا در آن روی شاهکارش «سرودهای همگانی» (دهمین مجموعه شعرش) کار کند.

 

دو معمار تلاش کردند سفارش‌های متعدد «نرودا» را عملی کنند تا بالاخره بعد از ۲۰ سال این خانه تکمیل شود. «نرودا» به عنوان سناتور و عضو پیش‌رو حزب کمونیست به سرتاسر شیلی و کشورهای دیگر سفر می‌کرد. او چندین سال هم در بوینس‌آیرس و مکزیک در تبعید زندگی کرد، اما همان‌طور که خودش گفته: «خانه به رشدش ادامه می‌داد، مثل انسان‌ها، مثل درخت‌ها.»

 

حال که درهای این خانه‌موزه به روی مردم باز شده، هر ۱۰ دقیقه ۱۴ نفر اجازه ورود پیدا می‌کنند و با راهنمایی صوتی از خانه‌ای که زمانی «نرودا» در آن سکونت داشته، دیدن می‌کنند. «ایسلا نگرا» پر از شگفتی است و هر اتاقش بنا به سلیقه‌ شاعر بزرگ شیلی تزیین شده.

 

 

یکی از اتاق‌های نشیمن شبیه کشتی است و دیگری به کوپه قطار شباهت دارد. به هر طرف که نگاه می‌کنی، سردیس‌های بزرگی می‌بینی و روی هره پنجره‌ها پر است از کشتی‌هایی که در دل بطری‌های شیشه‌ای قرار دارند. «نرودا» کلکسیونری باذوق بود که به بطری، صدف، حشرات، پروانه، کت، پانچو، کلاه و... علاقه زیادی داشت.

 

این خانه با راهروهای باریک و کشتی‌مانند، پلکان شیب‌دار، نقاشی‌های دیواری و مبلمان ناهمگون و مدرنیستی‌اش هرگز از مد نمی‌افتد. این‌جا یادآور روحیه شیطنت‌آمیز و تنوع‌طلب «نرودا» و علایق تجمل‌گرایانه یک کمونیست است.

 

او برای خوش گذشتن به دوستانش، بار بزرگی در خانه طراحی کرده بود و دوست داشت میهمان‌ها با لباس‌های خارجی و با تمی که او اعلام کرده بود، به دیدنش بیایند. شاید کمی ناپخته به نظر برسد، اما به قول «نرودا»: «فردی که بازی نمی‌کند، کودک درونش را از دست داده است.»

 

بیرون خانه، آرامگاه «نرودا» است و پایین پایش، ساحلی صخره‌ای و خیره‌کننده. حتی در روزهایی که باد شدیدی نمی‌وزد، امواج فیروزه‌ای‌رنگ و کف‌آلود خروشان‌اند و تصویری جادویی می‌آفرینند.

 

«نرودا» عقاید مردم را به دو دسته تقسیم می‌کند: از یک زن برزیلی خواستم عکسی از من بگیرد. او با احساساتی رقیق درباره شاعر شیلیایی گفت: «داشت گریه‌ام می‌گرفت. این‌جا جادویی است. سال‌هاست می‌خواستم به این‌جا بیایم.» فکر نمی‌کنم هیچ شاعر اروپایی چنین تأثیری بر مردم داشته باشد. در عین حال احساساتی که او در شعرهایش به خرج می‌دهد هم شبیه هیچ شاعر آمریکای لاتینی نیست.

 

 کمی بعد در یک کافه شنیدم که زنی محلی، کارهای «نرودا» را «احمقانه» خواند. یکی از محلی‌ها گفت: «حداقل یک‌سوم شیلیایی‌ها طرفدار «پینوشه» هستند و همین آن‌ها را «ضد نرودا» می‌کند.

 

بعد از ناهار، نوبت بازدید از خانه کوچک «نرودا» که در ارتفاع واقع شده و «لاسباسیتانا» (که به نام «سباستین کولادو» مالک اصلی‌اش نامگذاری شده) خوانده می‌شود، رسید. «نرودا» در سپتامبر ۱۹۶۱ میهمانی بزرگی برای نقل مکان به این خانه برگزار کرد.

 

در روز، خانه‌های چوبی و قایق‌های کنار ساحل منظره این خانه هستند و در شب، نورهای کوچک روی زمین و کهکشان راه شیری بالای سر، بیننده را مسحور می‌کند. این خانه با ظاهری کمتر درهم و برهم و بیشتر فریبنده، جنبه‌های بیشتری از شخصیت «نرودا» را نمایان می‌کند.

 

نقشه‌ها و آثار هنری آنتیک و تصاویری از آسیا، نشان‌دهنده سفرهای پرماجرای او هستند. پرتره بزرگی از «والت ویتمن»، ‌تأثیر برجسته‌ این شاعر بر «نرودا» را بیان می‌کند و تصویر دیگری از «لرد کوکرِین»، یادآور ارتباط اسکاتلند و جنگ‌های استقلال شیلی است.

 

اسب چوبی و متحرک، باز هم کودک درون را به خاطر می‌آورد و شاید تنها حسی نوستالژیک برای آقای شاعر داشته. دیوارها به رنگ صورتی و آبی زنده هستند و به قول خودش، «آدم را به رقص می‌آورند.»

 

نور خورشید صبحگاهی به طبقات بالا فرو می‌ریزد و حس در ارتفاع بودنِ اتاق کار «نرودا»، با صندلی‌ای که جوهر سبزرنگی رویش ریخته، من را به یاد «لارن» روستای محل زندگی «دیلی توماس» انداخت. هر دو این شاعرها خوشگذران و از لحاظ اجتماعی برونگرا بودند و هر دو به مکانی مخفی برای نوشتن نیاز داشتند.

 

«نرودا» درباره این خانه می‌نویسد: «خستگی «سانتیاگو» را حس می‌کنم. در «بالپارایسو» دنبال خانه‌ای کوچک برای آرامش بخشیدن به زندگی و نوشتن هستم. باید شرایط خاصی داشته باشد. نه خیلی بالا و نه خیلی پایین باشد. دور و برش خلوت باشد، اما پرت هم نباشد.»

 

 

سازندگان «لاسباستیانا» دقیقا به هدف زدند. این‌جا شهر اصلی «نرودا» است، پر از صلح و سکوت، اما با منظره دیدنی «بالپارایسو». علاوه بر این، این‌جا محلی سرزنده و مناسب برای خوشگذرانی هم هست.

 

تنها ضعف این منطقه، نداشتن موزه‌ها و جاذبه‌های مهم است. اما در عوض با وجود خانه «نرودا»، این‌جا مکانی شده برای شناخت کامل این شاعر برنده نوبل و تاریخ کشور شیلی. در «ایسلا نگرا» شعر و سیاست به هم گره می‌خورند و در «لاسباستیانا» بود که «نرودا» به شهرت جهانی رسید. خانه‌ها این‌جا با بافت‌شان یکی می‌شوند و آن را در قاب پنجره‌های‌شان بازنمایی می‌کنند.

 

«نرودا» جایی نوشته است: «عاشق «والپارایسو» هستم. ملکه تمام سواحل جهان/ فرمانده واقعی امواج و کشتی‌ها... کوچه پس کوچه‌های جنایی‌ات را دوست دارم.»

 

«ایسلا نگرا» و «لاسباستیانا» تنها جاذبه‌های مرتبط با «نرودا» در شیلی نیستند. «لاچاسکونا» خانه‌ای دیگر از این چهره فرهنگی است که در نزدیکی «بلاویستا»ی سانتیاگو واقع است.

 

«نرودا» متولد «پارال» بود و در شهر جنوبی «تموکو» رشد پیدا کرد. به عنوان دیپلمات در مکزیک، کاتالونیا، برمه، جاوا، سنگاپور و.... زندگی کرد. او مردی بود شیفته سفر و جهانگردی. به دو خانه ساحلی «نرودا» سر بزنید؛ حتی اگر حس نکردید دور جهان را گشته‌اید، حداقل با دنیای شاعرانه «پابلو نرودا» آشنا می‌شوید.

 

کد خبر: 661

منبع: ایسنا

 

این ماه دو مجموعه شعر «محبوب من» از اشعار «نزار قبانی» و «شکوفه های بادام» از «محمود درویش» توسط انتشارات مهرآفرید چاپ و روانه بازار شد. این دو مجموعه شعر که از دو شعر پرآوازه و نام آشنای جهان عرب هستند، توسط «اصغر علی کرمی» ترجمه شده و در شمارگان 1000 جلد به چاپ رسیده اند.

 

«اصغر علی کرمی» که پیش از این ترجمه هایی از نجیب محفوظ ، نزار قبانی ، آدونیس و دیگر شاعران و نویسندگان عرب به فارسی ترجمه کرده است، ضمن اعلام این خبر به خبرگزاری تارنا ابراز امیدواری کرد که با انتشار این کتاب ها، اقدام موثری جهت معرفی ادبیات معاصر به مخاطبان فارس زبان به ثمر رسانده باشد.

گفتنی است که هر دو کتاب در قطع رقعی منتشر شده و قیمت هرکدام 10000 تومان است. 

کد خبر: 657

صفحه1 از5

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار