مکتب سازی، فرصت سوزی ---------- انتشار دکلمه ای از منوچهر آتشی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه سومین دوره جشنواره نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی
گزارش

گزارش (29)

محمد بیگی در یادداشت تازه خود به جدیدترین آلبوم فرشید اعرابی نگاهی ویژه داشته است: اگر بخواهیم دربارۀ موسیقی متال در کشورمان صحبت کنیم نمی‌توانیم از کارنامۀ فرشید اعرابی چشم بپوشیم؛ او از نخستین هنرمندانی است که توانست در ژانر هوی‌متال از وزارت ارشاد مجوز بگیرد و راه را برای بسیاری از هنرمندانی که به این ژانر از موسیقی علاقه‌مند هستند، باز کند. فرشید اعرابی سا‌ل‌ها است که به تدریس گیتار الکتریک مشغول است، شاگردان بسیاری را پرورش داده و در میان هواداران این ساز از احترام خاصی برخوردار است. وی با موسیقی سنگین، خشن و پرهیاهو که جزو بدنۀ اصلی هوی‌متال است به پیش می‌رود و کلام فارسی را به‌خوبی در دل این ژانر جای داده است.

 

در همین راستا وی تازه‌ترین آلبوم خود را تحت عنوان «مرگ خاموش» منتشر کرد؛ اثری که در ساختار موسیقی خود در راستای آلبوم‌های گذشتۀ وی پیش می‌رود و در آن از اشعار عباس روشن‌زاده، محمد مفتاحی و مولانا بهره برده است. در این آلبوم نیما نواپور نوازندۀ درامز، محمد نیک نوازندۀ گیتار باس، آوا اعرابی نوازندۀ ویلن‌سل، هادی کیانی ضبط، میکس و مستر و در قطعۀ «به‌رقص آ» علی مؤمنیان به‌عنوان خواننده، وحید سلیمانی‌نژاد نوازندۀ کمانچه و افشین علوی نوازندۀ تار با وی همکاری کرده‌اند.

 

 طرح جلد آلبوم یکی از نکات منفی این اثر است که به‌چشم می‌خورد؛ طرح جلدی که می‌خواهد درک و دریافت مخاطب از اندیشه‌ای که در آلبوم نهادینه شده است را قبل از گوش دادن به موسیقی برای او فراهم آورد. نام آلبوم از مرگی سخن می‌گوید که به‌صورت تدریجی جهان ما را به سمت نابودی می‌کشد؛ اما این حس با نگاه کردن به این طرح به‌خوبی نمایان نمی‌شود و البته خود طرح هم از نظر تکنیکی برای این آلبوم ضعیف کار شده است.

 

آهنگ اول «رها کن» نام دارد که فرشید اعرابی یکی از معروف‌ترین اشعار مولانا را در آن خوانده است. اعرابی در آلبوم‌های قبلی خود نیز از کلام این شاعر نام‌آشنا بهره برده است و علاقۀ وی نسبت به مولانا بر کسی پوشیده نیست. بسیاری از کارشناسان ادبیات معتقدند که این شعر هنگامی سروده شده است که مولانا در بستر مرگ بوده و او با رضایت تمام از مرگ استقبال می‌کند و مرگ را نوعی رهایی از زندانی می‌داند که در آن گرفتار هستیم.

 

 ابتدای آهنگِ «ساز کهنه» ما را به‌یاد قطعۀ «بگذار تا فریادت را بشنوم» از آزی آزبورن می‌اندازد. (بیان این توضیح لازم است که در دنیای ادبیات، مفهومی به نام توارد وجود دارد؛ به این معنا که دو شاعر بدون آگاهی از حال و سخن یکدیگر شعری را شبیه به‌هم سروده‌اند) حال ابتدای قطعۀ نام‌برده در موسیقی اعرابی با آهنگی که از آزبورن به‌یاد آوردیم شبیه به‌هم است و اعرابی بدون آنکه قصدی داشته باشد ریتم آهنگی را ساخته است که تصویر اثر نام‌برده از آزبورن برای شنونده تداعی می‌شود. این شباهت‌ها گاه هنگامی روی می‌دهند که فردی قبلاً آهنگی را گوش کرده و آن ملودی در حافظه‌اش مانده است و به‌صورت ناخودآگاه آن را عرضه می‌کند. بدون شک فرشید اعرابی آن‌قدر اعتبار دارد که این مسئله به‌صورت اتفاقی روی داده است؛ رویدادی که در دنیای هنر برای بسیاری اتفاق می‌افتد و امری طبیعی به‌حساب می‌آید.

 

 در این آهنگ فرشید اعرابی به‌زیبایی از تکنیک Artificial Harmonic استفاده کرده است. فضای ابتدایی آهنگ «باز غروب و خستگی» بسیار مناسب با شعر است و کاملاً تداعی‌کنندۀ واژگانی همچون دلهره، تکرار و بغضی است که در متن شعر جاری ا‌ست. آهنگ «کرۀ خاکی» یکی از زیباترین قطعات این آلبوم است که با ریف بسیار زیبایی آغاز می‌شود و گیتار سولوی بسیار جذابی دارد. قطعۀ «ماه شرمسار» با ترکیب ساز کی‌برد فضای زیبایی را برای مخاطب پدید می‌آورد؛ حسی که در آلبوم‌های قبلی اعرابی هم به‌چشم می‌خورد و هادی کیانی با تسلطی که به ساز کی‌برد دارد فضاهای زیبایی را برای مخاطب پدید آورده است.

 

آهنگ «شب‌زده» را می‌توان یکی از ترانه‌های سیاسی خوبی دانست که فرشید اعرابی در تمام آثارش خوانده است؛ جایی که او فریاد می‌زند:

 

از ستاره‌های شب وقتی بی‌خبر شدیم

دیوارا قد کشیدن ما غریبه‌تر شدیم

 

فرشید اعرابی از‌جمله هنرمندانی است که از مسیری که از ابتدا به آن اعتقاد داشته خارج نشده و همواره این تعهد را داشته است که اثر هنری جدی و درخور تأمل تولید کند؛ اما به‌داوری نگارنده واکنش وی نسبت به انتخابات درست رو‌در‌روی تفکر موسیقی اعتراضی قرار گرفت که وی سال‌ها در این حوزه فعالیت داشته است؛ چرا که هم‌صدا شدن با ایدئولوژی که «جهان‌نگری و همانا نگریستن در جهان، انسان، اندیشیدن بر بنیاد و اصولی ویژه»3 را دارد؛ واکنشی است که شما را خواه‌ناخواه در مسیر حمایت از هژمونی سیاسی‌ای قرار می‌دهد که نتایج مطلوبی برای جامعۀ ما نداشته است.

 

 یادمان نرود که حمایت از سیاست‌مداری خاص اشکالی ندارد؛ اما به‌شرطی‌که تفکر و کنش آن فرد سیاسی در راستای ارائۀ حقوق مردم حرکت کند و در‌این‌بین هنرمند باید با درک صحیح از شرایط موجود تشخیص دهد که حمایت از آن فرد شما را در راستای حمایت از آزادی یا رو‌در‌روی آن قرار می‌دهد.

 

دیوید هیوم پرسشی ساده، اما جدّی را مطرح می‌کند. او می‌گوید چطور انسان‌ها از تراژدی‌ای لذت می‌برند که در دل خود با غم و اندوه همراه است؟ برای مثال وقتی به تابلوی نقاشی نگاه می‌کنیم که فقر و درماندگی بشر را تداعی می‌کند چطور غمگین می‌شویم و در‌عین‌حال از نگاه به آن نقاشی لذت می‌بریم؟ از نگاه نگارنده پاسخ این‌گونه است که ما از آن اثر لذت می‌بریم، چرا که واقعیت موجود جهان ما را به‌یاد می‌آورد و این واقعیت ما را به‌سوی اندیشه و در نهایت حقیقت راهنمایی می‌کند. تفاوتی است میان واقعیت و حقیقت؛ واقعیت آن چیزی که هست را نشان می‌دهد و حقیقت آن چیزی که باید باشد. فرشید اعرابی در ارائۀ کار هنری، واقعیت موجود و جهان خود را به‌نمایش می‌گذارد و از بازگویی واقعیت لذت می‌برد؛ زیرا به دنبال حقیقت و زیبایی است.

 

فرشید اعرابی در جلسۀ رونمایی آلبوم خود گفت: «اگر آلبوم "پنهان" را بهار زندگی من بدانیم، "مرگ خاموش" زمستان زندگی من است».

 

با امید به اینکه فرشید اعرابی مانند سال‌های گذشته به فعالیت خود ادامه دهد، همواره بهاری باشد و شاهد نشر آلبوم‌های تازه‌ای از وی در کشورمان باشیم.

 

منتشر شده در 166 شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی

 

کد خبر: 692

 

آیین رونمایی از کتاب صوتی «یادگاری» اثر خسرو سینایی برگزار شد.

 

بر اساس خبر رسیده، در این مراسم که با حضور چهره‌هایی چون خسرو سینایی، مهرداد اسکویی، هوشنگ مرادی کرمانی، اکبر عالمی، پری ملکی، محمدعلی نجفی، جهانگیر هدایت، گیزلا وارگا سینایی، فرزانه ابراهیمی (منصوری)، محمدعلی سجادی، حبیب احمدزاده و جمعی از علاقه‌مندان به فرهنگ و هنر در سالن شماره دو تماشاخانه پالیز برگزار شد، کتاب صوتی «یادگاری» اثر خسرو سینایی رونمایی شد.

 

در ابتدای این مراسم و به مدت ۳۰ دقیقه، خسرو سینایی و مهرداد اسکویی در قالب یک پرفورمنس به اجرای بخش‌هایی از این کتاب صوتی به همراه موسیقی و تصویر پرداختند.

 

پس از پایان این بخش که با تشویق حاضران همراه بود، خسرو سینایی پشت میکروفون قرار گرفت و با گله از وضعیت فرهنگی و سختی کار در حوزه سینما، از چگونگی و روند خلق این اثر گفت.

 

او در بخشی از سخنان خود گفت: شاید برخی‌ها دوست نداشته باشند که من فیلم بسازم و در سینما حضور داشته باشم. اما من به این راحتی‌ها کنار نمی‌کشم. به قول دوستی ما شبیه «شیوا» خدای هندوها هستیم که با وجود دست‌های متعدد او، ‌اگر یکی از دستانش را قطع کنند، ‌دست دیگری دارد. به همین دلیل کار هنری‌ام را انجام می‌دهم و از حرکت نمی‌ایستم.

 

 

سپس مهرداد اسکویی با تشکر از اعتماد خسرو سینایی و ابراز خوشحالی از همراهی با وی، از علاقه و اشتیاق برای شروع یک کار دیگر به همراه این پیشکسوت هنر و فرهنگ ایران گفت.

 

در پایان مراسم با حضور خسرو سینایی، مهرداد اسکویی و فاطمه محمدی مدیرعامل موسسه نوین کتاب گویا، از تلاش‌های عوامل تولید این اثر صوتی تقدیر شد. پری ملکی، محمدرضا اسماعیلی، گلبن زارع، افسانه جابری بروجرد، شادنوش شمشادی، ماهور نصیریان، حسین تذهیبی، رسام لورکانی، مهدی زارع، آلما سینایی، پونه ندایی (مدیر انتشارات امرود) و مهرداد اسکویی از جمله چهره‌هایی بودند که از تلاش‌های‌شان برای تولید این اثر قدردانی شد.

 

جشن امضای تابلو یادبود آیین رونمایی از این کتاب صوتی و عکس یادگاری پایان‌بخش برنامه بود.

 

«یادگاری» جدیدترین کتاب صوتی موسسه نوین کتاب گویا است که شامل  ۲۷ شعر انتخابی از مجموعه شعرهای سینایی با آهنگسازی خود او و خوانش مهرداد اسکویی و خسرو سینایی تهیه شده است.

 

کد خبر: 690

 

با شکایت اردلان سرفراز از سه خواننده و ابلاغ حکم محکومیت این سه‌ نفر، بار دیگر تنور «حق نشر» داغ شده و سخن‌های زیادی در این زمینه رانده می‌شود؛ مروری بر این پرونده پرسش‌هایی را به وجود می‌آورد.

 

اردلان سرفراز ـ ترانه‌سرا ـ که در ایران اقامت ندارد، از سه خواننده (رضا صادقی، سینا سرلک و علی لهراسبی) به دلیل سرقت ادبی شکایت می‌کند؛ پس از مدتی به دلیل حضور پیدا نکردن این سه خواننده در دادگاه، به صورت غیابی حکم محکومیت دو سال حبس تعزیری برای آن‌ها صادر می‌شود. وکیل سرفراز در گفت‌وگویی درباره این شکایت اظهار می‌کند: «آقای سرفراز اعتقاد دارد که با پیگیری قانونی این پرونده می‌توانیم از اتفاقات شبیه به مسئله خودشان در آینده پیشگیری کنیم.»

 

رضا صادقی و علی لهراسبی به دلیل اینکه ترانه «سوغاتی» سرفراز را خوانده و منتشر کرده‌اند، مورد شکایت قرار گرفتند.

 

صادقی در این زمینه توضیح داد که «دو سال پیش در کانال تلگرامم صوتی منتشر شد که این قطعه در حد یک گیتار زدن و خواندن چهار بیت از شعر "سوغاتی" آقای سرفراز بود. در این صوت تلگرامی حتی صدای محیط و در و دیوار نیز شنیده می‌شود.»

 

علی لهراسبی هم تا به این لحظه سکوت کرده و توضیحی درباره قطعه‌ای که آن را تنظیم و منتشر کرده نداده است. در زمانی که این قطعه به شکل تک‌آهنگ منتشر شده، دفتر موسیقی وزارت ارشاد هنوز اقدام به صدور مجوز برای تک‌آهنگ‌ها نکرده بوده است.

 

مطابق قوانین بین‌المللی کپی‌رایت شاید کار رضا صادقی نوعی خطا در نظر گرفته شود، اما باید دید در قوانین جاری در ایران، این دست کارها مصداق جرم محسوب می‌شوند؟

 

اما داستان درباره سینا سرلک کمی متفاوت‌تر است و شکایت از این خواننده به دلیل خواندن قطعه «برخیز» اعلام شده است. این‌طور که به نظر می‌رسد سرلک این کار را روی شعری از «هوشنگ ابتهاج» خوانده است. در میان اظهار نظرهای مختلف، این‌طور یادآوری می‌شود که اردلان سرفراز با الهام از سروده ابتهاج، ترانه‌ای را سروده که با نام «محتاج» ضبط و منتشر شده است.

 

در برخورد با چنین موردی این پرسش پای خود را پیش می‌کشد که اساسا سرفراز در این مورد حق شکایت از سینا سرلک را داشته یا خیر؟ از طرفی دادگاه چگونه به نتیجه رسیده این شعر متعلق به اردلان سرفراز است؟

 

البته حکم غیابی صادر شده و سرلک فرصتی برای دفاع از این موضوع نداشته است، با این وجود در جوابیه‌ای که چند روز پیش توسط مدیر برنامه‌های این خواننده به رسانه‌ها فرستاده شد، هیچ مطلبی مبنی بر رد یا قبول داشتن ادعای سرفراز مبنی بر مالکیت این ترانه مطرح نشده بود.

 

در میان سه قطعه‌ مورد شکایت قرار گرفته، شورای شعر دفتر موسیقی وزارت ارشاد تنها برای یک مورد (برخیز سینا سرلک) مجوز صادر کرده است و طبعا جریان این موضوع بیشتر از اینکه دولتی باشد، حقوقی محسوب می‌شود؛ اما با این وجود عملکرد شورای شعر دفتر موسیقی در موارد آتی و مشابه مورد پرسش قرار می‌گیرد.

 

علی مرادخانی ـ معاون امور هنری وزارت ارشاد ـ در این زمینه به ایسنا می‌گوید: دفتر موسیقی وزارت ارشاد در حال بررسی این موارد است.

 

او تاکید می‌کند: اصل این است که کار کسی نباید ضایع شود و اگر اتفاقی در این زمینه افتاده باید بررسی شود تا هرکس در جایگاه خودش بتواند از امکانی که به وجود آورده استفاده‌های بعدی داشته باشد.

 

یک روز پس از انتشار خبر محکومیت سه خواننده محسن رجب‌پور ـ تهیه‌کننده موسیقی و مدیرعامل مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار شنیداری ـ در گفت‌وگویی با رادیو تهران اظهار کرده بود: «ما حقوق مادی و حقوق معنوی داریم. حقوق معنوی خلق یا تالیف یک اثر هنری به کسی واگذار نمی‌شود، بلکه بهره‌برداری‌های مادی آن واگذار می‌شود. این موضوع غلطی است که در جامعه ما رخ داده و گاهی می‌گویند ما کلیه حقوق مادی و معنوی اثری را خریده‌ایم. این موضوع نشدنی است.

 

به دلیل اینکه بعد از انقلاب در ایران تغییرات به وجود آمده، غلط مصطلح‌تری وجود دارد و آثاری که حقوق مادی آن پیش از انقلاب به یک کمپانی واگذار شده، بعد از انقلاب هنرمند بار دیگر آن را واگذار می‌کند.»

 

رجب‌پور در ادامه درخواست کرد که هنرمندان تعارف‌ها را کنار بگذارند و برای واگذاری‌ حقوق از یکدیگر «رسید» بگیرند.

 

اگر به حرف‌های رجب پور و تاریخ موسیقی در چند دهه اخیر استناد کنیم، چیزی جز هرج و مرج برای تعیین تکلیف حقوق مادی و معنوی یک اثر موسیقایی نمی‌بینیم.

 

در شرایط مشابه، حوزه سینمای کشور اقدام به تشکیل یک «بانک فیلم‌نامه» در نهاد صنفی خانه سینما کرده است. هر فیلمنامه‌نویسی که دوست ندارد بعدها از اثر او سوءاستفاده شود یا به نام فرد دیگری مورد استفاده قرار بگیرد، اثر خود را در این بانک ثبت می‌کند.

 

حالا با توجه به حجم بیشتر تولیدات موسیقایی نسبت به تولید سینمایی کشور، آیا مسوولان نیازی نمی‌بینند چنین «بانک» موسیقایی در ابعاد ملی و همه‌جانبه ایجاد شود تا بعدها شاهد چنین هرج و مرجی نباشیم؟ گرچه پیش از این وعده‌ها و اقداماتی جهت ایجاد بانک موسیقی و بانک ترانه انجام شده است اما تا به حال نتیجه‌بخش نبوده است.

 

در این میان ابوالحسن مختاباد ـ پژوهشگر موسیقی و روزنامه‌نگار ـ در زمینه رعایت حق نشر، یادآور خاطره شکایت خانواده فرهاد مهراد (خواننده پاپ-راک) از صدا و سیما می‌شود و اقدامات خانه موسیقی را در این زمینه زیر سوال می‌برد.

 

مختاباد چندی پیش مطلبی درباره شکایت خانواده مهراد از صداو سیما نوشته که در یکی از نشریات چاپ شده است؛ او در پی خبر شکایت سرفراز از این سه خواننده این مطلب را در اختیار ایسنا قرار داد.

 

مختاباد با یادآوری شکایت خانواده «فرهاد مهراد» از صدا و سیما  نوشته است: «در سال‌های اولیه دهه هشتاد یکی از موضوعاتی را که دنبال می‌کردم، سرقت‌های فرهنگی و هنری در ایران و بی اعتنایی به حقوق اهالی فرهنگ و هنر بود؛ با چشم داشتی به چنین موضوعی و البته با تمرکز بر دو حوزه موسیقی و کتاب ونشر، به شکل مرتب و منظم یادداشت و مطلب و گفت وگو می‌نوشتم.

 

از دوره‌ای که در خانه موسیقی به عنوان بازرس و عضو و رییس هیات مدیره کانون پژوهشگران فعالیت می کردم، ماجرا برایم جدی تر شد و بیشتر روی مسئله کپی‌رایت متمرکز شدم. سال ۱۳۸۹ از خانه موسیقی و فعالیت‌هایش کناره گرفتم به دلیل آنکه دیدم مجموعه هیات مدیره نه افراد صادقی هستند و نه جدی و می‌خواستم بنای یک بخش خصوصی در زمینه مسائل کپی رایت را پایه گذاری کنم که جلساتی را هم با حضور برخی از افراد دغدغه‌مند مرتبط با این موضوعبرگزار کردیم که با سفر من تقریبا همه چیز یخبند و منجمد( فریز) شد.»

 

او درباره جرقه‌ای که باعث شد خانواده این خواننده اقدام به شکایت کنند، گفته است: «ماجرا از آنجایی آغاز شد که پخش بی‌ضابطه ترانه "وحدت" و چند ترانه دیگر از صدا و سیما و گذاشتن کلیپ‌ها و تصاویر بی‌ارتباط با فضای ترانه و شعر به اعتراض خانه فرهاد و خانم گلفام انجامید. ایشان در دو نامه پیاپی از آقای ضرغامی خواستند که از انتشار آثار فرهاد صرف نظر کنند. اما این خواسته‌ها بی پاسخ ماند و نتیجه به آنجا انجامید که خانه فرهاد رسما از صدا و سیما برای انتشار این آثار شکایت کرد. آثار فرهاد همه در بخش خصوصی تهیه شده بود و طبق قانون حقوق مولفان و مصنفان هر فرد حقیقی و حقوقی که بخواهد از این آثار استفاده کند، می بایست مجوز استفاده از صاحب اثر را داشته باشد، در غیر این صورت مطابق قانون با او رفتار خواهند شد.»

 

اما مختاباد در ادامه مطلب خود آورده است: «فرهاد صدایی خاص داشت و نحله‌ای خاص در موسیقی را نمایندگی می‌کرد،(پاپ-راک)، بعد از فوتش و با تاسیس بنیادی به نام خانه فرهاد و پی‌گیری‌های خانم گلفام (همسر مرحوم مهراد) و وکیلش، در ارتباط با کپی رایت و حقوق مولف و مصنف بنایی گذاشته شد که نگارنده به یاد ندارد بعد از آن، موسسه یا بنیادی و شخصی، تا به این پایه به ایجاد یک وحدت رویه در موضوع کپی رایت و موسیقی نزدیک شده باشد و شاید اگر اختلافات داخلی خانه فرهاد اجازه می‌داد، به گمانم بنایی در صدا و سیما گذاشته می‌شد که بتوان با ابتناء‌ به آن حقوق مادی و معنوی اهل موسیقی را پی گیری و تثبیت کرد.

 

البته این کار می‌توانست از سوی خانه موسیقی صورت بگیرد، اما همچنان که قبلا نوشتم، جماعت خانه موسیقی (هیات مدیره و سیستم اجرایی) بیشتر به سر تراشی سرگرمند تا کارهای جدی صنفی و اگر از آنها بپرسید که در چند سال اخیری که قرار بود مدیرعامل خانه موسیقی ماجرای کپی رایت را پی گیری کند، چه فعالیتی صورت گرفته است بعید می‌دانم که بتوانند سه خط گزارش بدهند. چنانکه در سایت‌آنها نیز نشانی از این ماجرا نیست. سال ۸۹ که به دعوت مرحوم افشین یداللهی در نشست خانه ترانه در همین زمینه شرکت کرده بودم، آقای دکتر محمد سریر هم از طرف خانه موسیقی ( به عنوان ریس وقت این نهاد) شرکت کرده بود و تنها نکته‌ای که ایشان عنوان کرده بودند این بود که نامه‌ای به رئیس سازمان صدا و سیما نوشتند (‌که البته من آن نامه را زمانی که بازرس بودم در مکاتبات خانه پیدا نکردم) و وقتی پرسیدم که بعد از نگارش نامه چه کردید؟ پاسخی نداشتند.»

 

این پژوهشگر موسیقی در ادامه مطلب خود بیان کرده است: «عدم تمکین صدا و سیما و یا هر شخص حقیقی و حقوقی مجازات‌هایی را در پی داشته و دارد. در بخش مجازات‌های این قانون و در مواد ۲۳ تا ۲۹ با دقت و به شکلی جزیی موارد مجازات تعیین شده است و به گمان من وزارت ارشاد و دولت به عنوان مجری قانون با همین قانونی که ۵۰ سال قبل نوشته شد، می‌توانند نسبت به استیفای حقوق هنرمندان و اهل فرهنگ در صدا و سیما اقدام کنند، اما کو مرد عمل؟!  در ماده ۲۳ این قانون آمده است:

"ماده ٢٣- هرکس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدید آورنده بدون اجازه او یا عامداً به شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد."

 

وکیل خانه فرهاد با استناد به همین بندها از صدا و سیما و رئیس آن شکایت کرد و مطابق ماده ۲۸ همین قانون، صدا و سیما و رییس آن را در وضعیتی دشوار و خطرناک قرار داد.»

 

با همه این اوصاف شکایت اردلان سرفراز و به نتیجه رسیدن آن توانسته روزنه امیدی را در زمینه «حق نشر» و احقاق حقوق صاحب اثر ایجاد کند؛ اما در نهایت درباره این مورد شکایت به خصوص ایرادها و پرسش‌هایی وارد شده و خلاء ایجاد یک بانک اطلاعاتی ترانه و موسیقی توسط وزارت ارشاد، خانه موسیقی یا صدا و سیما احساس می‌شود که بهتر است مسوولان هرچه سریعتر نسبت به آن شفاف‌سازی و اقدام کنند.

 

کد خبر: 681

 

مرحله پیش فروش آلبوم شعر و دکلمه « آبرنگ» با هنرمندی مریم حیدرزاده همزمان با رونمایی و جشن امضا این اثر آغاز شد.

 «آبرنگ»  آلبوم تازه ای با اشعار و صدای مریم حیدرزاده است که به تهیه کنندگی مهدی کرد در قالب ۱۵ ترانه به نام های «تازه یادم می افته که تو رفتی»، «آبرنگ»، «من از همه تنهاترم»، «کافی شاپ»، «خداحافظ»، «دلت وقتی می گیره»، «تو فقط بگو نمی ری»، «بارون میاد»، «گل نازم»، «تولد بی تو»، «بی طاقتم»، «یکی بود یکی نبود»، «بنویس»، «از تو پنهون نمی کنم» و «لالایی» ضبط و تولید شده است.

حیدرزاده درباره اثر تازه خود می گوید: «نام این آلبوم را آبرنگ گذاشتم چون نام یکی از قطعات این آلبوم هم همین است و همچنین عشقی که به نقاشی دارم.  نقاشی یکی از حسرت های بزرگ زندگی من بود. سه سال و نیم داشتم. یک نفر از دوستان پدرم جعبه آبرنگی برای من از کیش آورده بود. من عینک ذره بینی قطوری می زدم، چشم هایم بسیار ضعیف شده بود و باید عمل درمان آب مروارید روی چشم هایم انجام می شد؛ همیشه دوست داشتم با آن آبرنگ نقاشی بکشم اما مادرم گفت بعد از عمل جراحی این کار را انجام بده چون به چشم هایت فشار وارد می کند.

 بعد از آن جراحی با موفقیت انجام نشد، جعبه آبرنگ هم ناپدید شد. شاید برای این که من ناراحت نشوم و این حسرت در کنارِ شعر و ترانه با من بزرگ شد و برای همیشه گوشه ای از قلب و ذهن من ماند. تا اینکه در سال ۱۳۸۸ استاد نازنینم آقای قاسمی زاده عزیز، این حسرت را برای من به لذت تبدیل کردند. ورود به عرصه ای که کاملا با آن بیگانه بودم، حقیقتا کار دشواری بود، آموزش این مساله هم کار دشواری بود ولی این کار را انجام دادم. تابه حال چهار نمایشگاه نقاشی برگزار کرده ام و پنجمی آن نیز ۱۴ مهر در گالری شکوه افتتاح خواهد شد.

به هر ترتیب ترانه های آلبوم «آبرنگ» مثل همیشه کاملا عاشقانه محور هستند و من امیدوارم بتواند پاسخگوی سلایق مختلف دوستان، بنا به اتفاقاتی که ممکن است در یک مسیر عاشقانه بیفتد، باشد.»

 

کد خبر: 611

 

 

 در کنسرت - نمایشی که این روزها با اجرای همایون شجریان در مجموعه تاریخی فرهنگی سعدآباد اجرا می‌شود، شعر جدیدی درباره‌ی ایران اجرا می‌شود که تازه‌ترین اجرای این‌چنینی برای وطن است.

 

پوریا سوری - شاعر و مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری - درباره‌ی روند سرایش این شعر، در یادداشتی آورده است:

 

سرودن از ایران به‌عنوان مرزی که به آن عشق می ورزی، امری سهل و ممتنع است؛ مانند شعری که برای معشوقی نوشته می‌شود که هر کلمه‌اش اگرچه بر دل جاری است اما تا به زبان آید و کلمه شود، جان را می‌فشرد و قلب را به تپش وا می‌دارد.

 

روز نخستی هم که ایده سرودن از ایران، توسط هنرمند موفقی چون سهراب پورناظری به من داده شد، اگرچه خوشحال بودم از این همکاری و نوشتنی که قرار است صدای همایون ایران و ساز سهرابِ جان جانش دهد، اما خود را در امتحانی سخت یافتم که نمره بیست دست‌نیافتنی‌اش سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» بود و دیگر قله‌هایش سروده‌های ملک‌الشعرای بهار و بیژن ترقی و...

 

نوشتن شعری که امروز در کنسرت نمایش «سی» به روی صحنه رفته است، شبیه ساخت یک ملودی یا نوشتن یک کتاب و سرودن یک منظومه بلند؛ پرحرارت و جانفرسا و شیرین بود. اغراق نمی‌کنم که بیش از 10 شعر در همین وزن سروده شد و هر کدام با ایده‌ای جدیدتر و تصویری خواناتر از مادری که ایران است کنار گذاشته شد.

 

هرچه از ایران بیشتر سرودم، بیشتر و بیشتر از خودم می‌پرسیدم چرا درباره ایران از این بیشتر نمی‌دانی. نوشتن همین ابیات ساده آنچنان سخت پیش می‌رفت که تو گویی نامه عاشقانه من هیچگاه به دست معشوقم نخواهد رسید، کاغذها مچاله می‌شد و در سطل می‌افتاد... همان تصویر کلیشه‌ای از رنج نویسنده‌ای که نمی‌تواند آنچه در دلش است را بگوید.

 

 

نزدیک یک ماه کار مشترک با سهراب پورناظری هنرمند و سختگیر و دریچه‌هایی که او با سحر ساز و ذهن زیبایش به روی کار می‌گشود، ساحت‌های مختلفی از ایرانی را که می‌شناسیم کلمه کرد و در شعر نشاند. نوشتن از تکه‌های تنی که روزی ایران بوده است، از بلخ و سمرقند و کابل و خوارزم... نوشتن از سربازانی که جانشان را فدا کردند تا امروز این زمین برای ما نامش «وطن» بماند و بخوانیمش «ایران من»... نوشتن از ظلم‌هایی که بر این خاک رفته و می‌رود و نوشتن از غرور و سرفرازی‌اش، از سروی که سرافراز ایستاده و نفس می‌کشد، نفش می‌کشیم.

 

و نوشتن از مردی، چه مردی! چه مردی! که خسرو آواز ایران می‌خوانندش و جان من و جان ایرانی به او بسته است و آنچنانکه دوست شاعرم ایرج زبردست سال‌ها قبل وصفش کرده، انگار لبانش را خدا بوسیده و چه وصفی از این زیباتر و الهی‌تر برای مردی که محمدرضا شجریان است، و گریز زدن به «مرغ سحر»ی که ناله‌ی جانسوز ایرانیان است و ایران زیبا، ایران سربلند و ایران ماندنی تا هست از این شعر و اجرایش توسط استاد آواز ایران خاطره دارد...

 

زیاده گویی نکنم؛ نوشتن از ایران، شیرین‌ترین و سخت‌ترین کاری بود که در عرصه شعر تا امروز انجام داده‌ام... و نگاه دقیق همایون شجریان به جمع‌بندی این اثر که صلایش «امید» است، کمک بزرگی کرد، اینکه وطن مادر ماست و فرزند زخم‌خورده از همه هم نومید شود، دلش قرص است که «مادر»ش هست، «خدا» هست.

 

----

 

«ایران من»

 

آواز خوانی در شبم، سرچشمه ی خورشید تو

 

یار و دیار و عشق تو، سرچشمه ی امید تو

 

ای صبح فروردین من، ای تکیه گاه آخرین

 

ای کهنه سرباز زمین، جان جهان ایران زمین

 

ای در رگانم خون وطن

 

ای پرچمت ما را کفن

 

دور از تو بادا اهرمن

 

ایران من ایران من

 

ای داغدیده بازگو، بلخ و سمرقندت چه شد

 

صدها جفا ای مادرم دیدی و مهرت کم نشد

 

از خون سربازان تو، گلگون شده رویت وطن

 

ای سرو سبز بی خزان، ای مهر تو در جان و تن

 

ای مادرم ایران زمین

 

آغاز تو، پایان تویی

 

بر دشت من، باران تویی

 

در چشم من، تابان تویی

 

ایران من ایران من

 

آن مهر جاویدان تویی

 

ای در رگانم خون وطن

 

ای پرچمت ما را کفن

 

دور از تو بادا اهرمن

 

ایران من ایران من

 

در ظلمت جانکاه شب، مرغ سحر خوان منی

 

در حصر هم آزاده ای، تنها تو ایران منی

 

اینجا صدای روشنت در آسمان پیچیده است

 

گویی لبانت را خدا روز ازل بوسیده است*

 

ای مرغ حق در سینه ات

 

با شور خود بیداد کن

 

آوازخوان شب شکن

 

بار دگر فریاد کن

 

"ظلم ظالم جور صیاد

 

آشیانم داده بر باد

 

ای خدا ای فلک ای طبیعت

 

شام تاریک ما را سحر کن"

 

ای مادرم ایران زمین

 

آغاز تو، پایان تویی

 

بر دشت من، باران تویی

 

در چشم من، تابان تویی

 

ایران من ایران من

 

آن مهر جاویدان تویی

 

ای در رگانم خون وطن

 

ای پرچمت ما را کفن

 

دور از تو بادا اهرمن

 

ایران من ایران من

 

----

 

*این مصرع با الهام از سروده ای زیبا از ایرج زبردست، سروده شده است.

 

کد خبر: 609

سه شنبه, 17 مرداد 1396 ساعت 11:11

در بنیاد شعر و ادبیات آهنگین؛
میراث عارف قزوینی بررسی شد

نوشته شده توسط

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر آثار و جایگاه عارف قزوینی برگزار شد.

 

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین در یکشنبه‌های شعر، در تالار جلال آل‌احمد این بنیاد و با حضور و سخنرانی ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، شاعر و دبیر این نشست که با عنوان فرعی «میراث» برپا بود، اسماعیل امینی، شاعر و مهران مهرنیا، نواساز و موسیقیدان برگزار شد.

 

آغازگر این نشست، اسماعیلی‌اراضی بود. او کلام خود را این‌گونه آغاز کرد که عمده مباحث مربوط به عارف قزوینی در محافل مختلف تکراری هستند. وی سپس در شرح مختصری از عارف قزوینی گفت: ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ١٢٥٩ در قزوین متولد شد. وی فرزند ملاهادی وکیل بود و در سال ١٣١٢ در ٥٣ سالگی در همدان درگذشت. محل زندگی او در دوره اوج فعالیتش در تهران بود ولی سال‌های آخر عمر خودش را در همدان گذراند.

 

شاعر مجموعه «غزل‌مزل» ادامه داد: عارف صرف و نحو عربی را در قزوین آموخت و خط شکسته و نستعلیق را به خوبی می‌نوشت. موسیقی را نزد حاج صادق خرازی فراگرفت و مدتی را به اصرار پدر پای منبر میرزا حسن واعظ به روضه‌خوانی پرداخت تا اینکه پس از مرگ پدر عمامه از سر باز و ترک روضه‌خوانی کرد.

 

او همچنین با بیان روند ادامه زندگی عارف قزوینی، تصنیف‌سرایی عارف را مرتبط با شکست وی در تجربه ازدواجش دانست و گفت: عارف بعد از بازگشت به تهران، بعد از تجربه تلخ شکست در ازدواج به دلیل داشتن صدایی خوش با شاهزادگان قاجار رابطه دوستی برقرار کرد. حتی مظفرالدین شاه از وی خواست تا در ردیف فراش خلوت‌ها قرار بگیرد که عارف آن را نپذیرفت و به قزوین بازگشت. عارف در ٢٣ سالگی که زمزمه‌های مشروطیت بلند شده بود، تصنیف‌های ملی و میهنی بیشتری سرود و نوشت.

 

این شاعر ادامه داد: عارف در سال‌های آخرین عمر خود و در مهاجرت به بروجرد و همدان، با مشکلات زیادی مواجه و در نهایت در همین مهاجرت به بیماری سختی مبتلا شد و از دنیا رفت.

 

او همچنین با بیان اینکه عارف، هم چند جمله بسیار معروف در خصوص اجتماعی که در آن زیست می‌کرد و هم درباره زندگی خودش دارد، گفت: از جمله آنها می‌توان به این جمله اشاره کرد؛ «وقتی شروع به ساختن سرود و تصنیف‌های ملی کردم، مردم خیال می‌کردند تصنیف برای ... درباری یا ببری خان، گربه شاه شهید است.» چون تا آن دوره چیزی که برای موسیقی در دربار مرسوم بوده، برای همین موضوعاتی بود که عارف به آنها اشاره کرده است. اما عارف برای اولین بار کنسرت‌های پرشوری را در تهران برگزار کرد که تأثیرات ادبی و هنری و فرهنگی و اجتماعی فراوانی در پی داشت.

 

این ترانه‌سرا در پایان سخنان خود با اشاره به گفته محققان خاطرنشان کرد: عارف ٢٥ ترانه و چند مارش ساخت و علاوه بر تصنیف‌سرایی، در انواع سبک‌ها شعر سرود.

 

اسماعیل امینی، شاعر و طنزپرداز، یکی از دو سخنران اصلی این نشست بود که با اشاره به وجود اطلاعات بسیار درباره هنرمندان و شخصیت‌های شهیر کشورمان گفت: در قبال بزرگان خود دو جور نگاه می‌توانیم داشته باشیم؛ اول اینکه به حالت مرسوم حرف‌های ایده‌آلیستی بگوییم؛ حرف‌هایی که نه اعتبار تحلیلی دارند و نه راهی را به روی کسی باز می‌کنند. دیگر اینکه از منظر خودمان نگاه کنیم که این منظر برای اهل منظر راهگشاست. بر اساس این منظر، هنرمندان بزرگ به مجادلات نظری و به تناقض‌هایی که در مباحث نظری هنر مطرح می‌شود، با رفتارشان و با آثارشان پاسخ می‌دهند.

 

او افزود: فرض کنید یکی از پرسش‌ها این باشد که یک اثر سفارشی، ارزش هنری دارد یا ندارد؟ آیا اثر هنری که تابع وقایع روز باشد و به موضوعات بپردازد، ماندگاری دارد یا ندارد؟ یا بحث‌هایی در جلسات ادبی مطرح می‌شود و برخی با قاطعیت ساده‌لوحانه طرح می‌کنند که زبان شعر باید زبان یکپارچه باشد. در حالی که همه آثار ماندگار هنرمندان بزرگ ما از همه اجزای زبانی استفاده کرده‌اند، این موضوع در باره عارف هم صدق می‌کند.

 

این شاعر ادامه داد: هنرمند بر اساس تئوری‌ها و نظریه‌های ادبی به خلق اثر نمی‌پردازد و هیچگاه هنرِ مورد پسندِ منتقد نمی‌آفریند. او اثر را برمبنای ذوق و استعداد و توانمندی خودش و در لحظه می‌آفریند و کاری ندارد به اینکه زبان اثرش پیوسته است یا ناپیوسته. آدم‌های متوسط و معمولی دربند این مسائل و نظرات هستند. از این منظر می‌توانیم درباره بزرگان خود سخن بگوییم؛ اینکه هر کدام از آنها به کدام یک از پرسش‌های ممکن از نظریه‌های ادبی و هنری پاسخ دادند و کدام معضل و تضاد را باز کردند.

 

امینی همچنین گفت: وقتی در مقام مطالعه آثار بزرگان عرصه ادبیات و هنر قرار می‌گیریم، می‌بینیم که او توانسته با اثرش جواب سئوال‌ها و اختلافات معلمان ادبی و بچه‌های محافل و نظریه‌پردازان را بدهد.

 

نویسنده کتاب «تبسم‌ دوست» در ادامه درباره وجه شاعر بودن و یا موسیقیدان بودن عارف بیان کرد: تصوری در فرهنگ ما هست که شعر، برترین هنر است؛ با اینکه خود من شاعر هستم؛ اما با این تصور مخالفم. شعر هم هنری است مانند دیگر هنرها. دیگر اینکه شعر گفتن در اساس رازآمیز است و همیشه این وهم بوده است که شعر از جای دیگری آمده است و حتی خود شاعران هم به آن دامن می‌زنند و شعر را پدیده‌ای آسمانی می‌دانند.

 

امینی افزود: اینکه شعر، الهام آسمانی است، گزاره‌ای علمی نیست که بتوان کمیت و یا کیفیت آن را سنجید؛ اما شاعر بر اساس همین اوهام، شعرسرایی را برتر از ساخت تصنیف می‌داند؛ چون شعر را آسمانی می‌خواند و تصنیف را اقدامی تحت کنترل آدمی.

 

وی ادامه داد: درباره عارف باید گفت که کار شعری او از جایی شروع می‌شود که خیلی جای مهمی نیست. تکرار حرف‌های ذهنی گذشتگان درباره یک معشوقه موهوم (که در هزار سال شعر فارسی شبیه به یکدیگر هستند) بوده که در شعر آن روزگار هم باب بوده است.

 

 

 

این شاعر با تأکید بر اینکه در آغاز، شعر همه بزرگان مانند هم هستند و در آنها سخنانی درباره معشوق تکرار می‌شود، گفت: برخی در همان وضعیت می‌مانند و تا آخر شاعری در همان محدوده می‌روند. برخی اما به سوی دیگری می‌روند که حتماً هم دلیلی بر موفق بودن نیست؛ اما شعر عارف چنانچه در ترانه و تصنیفش دیده می‌شود، در این جای دیگر رفتن، پیوستن با زندگی است. شاید زندگی سیاسی عارف پررنگ‌تر دیده می‌شود؛ اما در شعر عاشقانه‌اش به معشوقی می‌رسد که مصداق دارد. در بازگویی داستان‌های شاهنامه هم به مصادیقی همچون کلنل پسیان و حیدرخان عمواوغلی و ... و حتی به کابینه سیدضیاء می‌رسد.

 

امینی با گفتن اینکه مسیر حرکت از سوی کلیات، دنیای اساطیر و ذهنیات به سمت عینیات و مصادیق، مسیر کار همه هنرمندان و شاعران بزرگ است تا به جایی برسند که زندگی را با عینیات پیوند دهند، تأکید کرد: به همین دلیل خیلی تفاوت بین شعرها و تصنیف‌ها و موسیقی عارف وجود ندارد و همه آنها حاصل تجربه‌های او در زندگی است.

 

مهران مهرنیا، آهنگساز و موسیقیدان هم در سخنرانی خود در این نشست گفت: نمی‌شود از عارف قزوینی سخن گفت، ولی به کنش‌های اجتماعی او نپرداخت؛ زیرا وجه مهمی از حضور هنری عارف، اجتماعی بود.

 

وی ادامه داد: از نظر وجه موسیقایی عارف باید بگویم که گاهی در حق هنرمندان متقدم جفا می‌کنیم؛ با فرمول‌هایی که ساخته می‌شود، اثر را به گونه‌ای که دوست داریم، بازنویسی و اجرا می‌کنیم و حتی در برخی موارد نمی‌دانیم که چرا اینگونه می‌شود. در تصنیف‌های عارف این وضعیت مشاهده می‌شود و ما خود را بیشتر از عارف محق می‌دانیم تا آثار او را آن‌طور که دوست داریم بنویسیم و اجرا کنیم. علاوه بر اینکه کپی‌رایت را رعایت نکرده‌ایم، معلوم نیست با چه زیبایی‌شناسی این تغییرات را اعمال می‌کنیم.

 

این مدرس تار و سه‌تار و تاریخ موسیقی افزود: یک تقابل بین شعر و موسیقی وجود دارد؛ مبنی بر اینکه در ابتدا کدام خلق می‌شوند که در نهایت یک تصنیف نوشته شود. یک نظریه هست که شعر باید اصل قرار بگیرد و درست اجرا شود و یک نظریه دیگر هم می‌گوید که ملودی اولویت دارد و در تصنیف، ملودی، اصل است.

 

او در بخش دیگری از سخنانش در بیان وجوه شخصیتی عارف در برهه‌های زمانی مختلف گفت: عارف در دوره‌ بسیار مهمی رشد هنری خود را شروع کرد؛ در آستانه مشروطه و سال‌های بعد از مشروطیت. تحولات تاریخی و اجتماعی در ایران در آن دوره با سرعت و ریتم بسیار بالایی رخ می‌داد و همزمان، سنت موسیقی ردیف دستگاهی در مرکز ایران به شدت ترویج‌ می‌شد و میرزاهای موسیقی (عبدالله، درویش قلی و ...) فعالیت داشتند و عارف هم در آن سنت حضور داشت.

 

این آهنگساز همچنین با اظهار اینکه در آن ایام، جریان ادبی غالب از فرانسه وارد کشور شد و فعالان ادبی و هنری شروع به داستان‌گویی در قالب‌های مختلف کردند و به روایت موسیقایی قصه و داستان پرداختند، گفت: پیش از آن در موسیقی، فقط روایت تغزلی وجود داشت. عارف هم در این میان قرار داشت. او، هم می‌خواست سنت موسیقی حفظ شود و هم اینکه به مدرنیته اهمیت می‌داد و در آثارش به این موضوع می‌پرداخت.

 

لازم به ذکر است که این نشست روز یکشنبه 15 مرداد ماه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد.

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر أثار عارف قزوینی، با پرسش و پاسخ میان اسماعیلی‌اراضی، اسماعیل امینی و مهران مهرنیا و شرکت‌کنندگان در نشست پایان یافت.

 

کد خبر: 598

محمد بیگی در یادداشت تازه خود به جدیدترین آلبوم راجر واترز نگاهی ویژه داشته است:

هنر گاه از ضوابط اخلاقی فاصله می‌گیرد و ویرانگر می‌شود. خود منتقد اصلی خویش است و کنشی راستین است به جامعه‌ی پیرامونش. حال «راجر واترز»  پس از 25 سال با تازه‌ترین آلبوم خود به دنیای موسیقی بازگشته است. او در تازه‌ترین آلبوم خود همچنان پویا و متعهد عمل می‌کند؛ آلبومی با مدت زمان 54 دقیقه که تهیه‌کننده‌ی آن را «نیگل گادریچ» برعهده داشته است.

می‌توان گفت آهنگ «واقعاً این همان زندگی است که می‌خواهیم؟» در ابتدا نوعی موسیقی مینی‌مالیستی را تداعی می‌کند که ویژگی آن ضرب یکنواخت، تنالیته‌ی واضح و نیز تکرار دائم الگوهای کوتاه ملودیک است. این تکرار را گیتار الکتریک که به‌صورت آرپژ نواخته می‌شود و در قسمت بعدی پیانو بر‌عهده گرفته است. ترانه‌ی این آهنگ یکی از سیاسی‌ترین قطعاتی ا‌ست که راجر واترز در طول فعالیت هنری خود نوشته است. او در قسمتی از این ترانه از ترسی که گریبان بشر را فرا‌گرفته است، سخن می‌گوید:

 

ترس ما را در خط فکری خودمان نگه داشته است

ترس از تمام بیگانه‌ها

ترس از تمام جنایت‌ها

واقعاً این همان زندگی است که می‌خواهیم؟

سپس از رنج‌ها و دردهایی که او را آزار می‌دهد سخن می‌گوید و این بار با زبانی سرخ‌تر «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور امریکا را احمق می‌خواند:

هر لحظه دانش‌آموزی به زیر تانک می‌رود

خانم‌های روسی به‌فروش می‌رسند

روزنامه‌نگاری در زندان می‌پوسد

زندگی دختری جوان به قهقرا می‌رود

و هر لحظه یک احمق رئیس‌جمهور می‌شود

در ادامه‌، اقشار مختلف جامعه را تک‌به‌تک صدا می‌زند و آن‌ها را تماشاچیانی بی‌حس می‌خواند که تنها جلوی تلویزیون نشسته‌اند و نگاه می‌کنند:

سیاه‌پوست و سفیدپوست

مکزیکی، آسیایی، از هر گونه و نژادی

مردمی از جزیره‌ی گوادلوپ، پیر و جوان

عجوزه‌ها، مدل‌ها، بازیگران، خدمتکاران، دلیر‌مردان

ستاره‌های فوتبال، مردان در دادگاه، زنان رخت‌شوی، خیاط‌ها، هرزه‌ها

مادربزرگ‌ها، پدربزرگ‌ها، دایی‌ها و عمه‌ها

دوستانمان، معشوقه‌مان، بی‌خانه‌مان‌ها

روحانیان، رانندگان کامیون، خانم‌های کارمند

چرا چیزی نمی‌بینیم و احساسی نداریم؟

و تنها به تماشاگران بی حسی تبدیل شده‌ایم که روبه‌روی تلویزیون نشسته‌اند و تنها نگاه می‌کنند

 

 

آهنگ «در انتظار او» از کارهای عاشقانه‌ای است که در این آلبوم به‌چشم می‌خورد. به‌کار‌بردن سازهای زهی در آهنگ «Déjà Vu» که بیشتر به قطعه‌ی «اگر من خدا بودم» مشهور است، کاملاً بر صدای واترز می‌نشیند. «گاون میلر» در نقد خود درباره‌ی این آلبوم می‌نویسد: «سازهای زهی که در این آلبوم به‌گوش می‌رسد یادآور آلبوم «تحول دریا» از «بک» است که آنجا هم نیگل گادریچ تهیه‌کنندگي آن آلبوم را در دست داشته است.

 

تنظیمی که در آلبوم جدید راجر واترز به‌گوش می‌رسد آن را بسیار خاص جلوه می‌دهد. به‌کارگیری پیانو، درامز و سازهای زهی هم‌زمان با هم این آلبوم را بسیار زیباتر کرده است. این یک اثر بزرگ و حماسی است. هنگامی که در این آلبوم به صدای واترز گوش می‌دهید انگار که او روبه‌روی شما نشسته است و برای یک ساعت به تو می‌گوید که «دنیای ما در حال رفتن به‌جای نادرستی است».

 

اکثر منتقدان این آلبوم را در مسیر دهه‌ی هفتاد آثار «پینک فلوید» قرار داده‌اند و همین امر موفقیت این اثر را تضمین می‌کند. حال با مقایسه‌ی آلبوم واترز و آلبومی که در سال 2014 از گروه پینک فلوید با عنوان «رودخانه‌ی بی‌پایان» منتشر شد، مخاطب به فکر فرو می‌رود که آیا پینک فلوید بدون واترز حرف تازه‌ای برای گفتن داشته است؟ آلبوم شخصی واترز بدون اعضای پینک فلوید مسیری جدی، آن هم با موسیقی بی‌تکرار دوران طلایی پینک فلوید را تداعی می‌کند. راجر واترز با یک تیر دو نشان زده است. او پس از 25 سال همچنان مانند یک خواننده‌ی سرکش راک اعتراض می‌کند. او به‌تنهایی صدایی از موسیقی شگفت‌انگیز پینک فلوید را ارائه می‌دهد.

 

«منتشر شده در ۱۶۵ شماره ی ماهنامه ی هنر موسیقی»

 کد خبر: 564

 

چهارشنبه, 17 خرداد 1396 ساعت 11:31

کتاب صوتی محمدعلی سپانلو؛
«غزل ناخدا» منتشر می‌شود

نوشته شده توسط

کتاب صوتی «غزل ناخدا» شامل مجموعه‌ای از شعرهای محمدعلی سپانلو با صدای این شاعر فقید راهی بازار می‌شود.

کتاب صوتی «غزل ناخدا» شامل ۳۳ شعر این شاعر با صدای خودش در  ۱۱۲ دقیقه از سوی انتشارات نوین کتاب گویا راهی بازار خواهد شد.

محمدعلی سپانلو شاعر، پژوهشگر و مترجم ادبی بود که ۲۱ اردیبهشت‌ماه سال ۹۴ درگذشت. مجموعه‌ شعرهایی از جمله «رگبارها»، «پیاده‌روها»، «نبض وطنم را می‌گیرم»، «تبعید در وطن»، «ساعت امید» و... در کارنامه او به چشم می‌خورد. او همچنین مترجم آثار  نویسندگانی مطرحی چون آلبر کامو و ژان پل سارتر بود.

 

کد خبر: 523

یکشنبه, 31 ارديبهشت 1396 ساعت 10:21

در حوزه هنری؛
کنگره شعر «ترنم حماسه» برگزار می‌شود

نوشته شده توسط

رئیس سازمان هنری و امور سینمایی دفاع مقدس با اعلام برگزاری نخستین کنگره سرود و ترانه دفاع مقدس از تولید ۱۰ اثر موسیقایی بر اساس برگزیدگان این کنگره در سال جاری خبر داد.

نشست خبری نخستین کنگره شعر «ترنم حماسه» ویژه سرود ترانه و تصنیف دفاع مقدس صبح روز شنبه ۳۰ اردیبهشت در محل سازمان هنری و امور سینمایی دفاع مقدس برگزار شد.

 

در این نشست خبری علی اصغر جعفری رئیس سازمان هنری و امور سینمایی دفاع مقدس در سخنانی  با اشاره به استقبال قابل توجه به عمل آمده از این کنگره عنوان کرد: یکی از نیازهای اصلی جریان موسیقایی دفاع مقدس در حال حاضر، محتوا و شعر مناسب است. البته شعرای ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی خوب درخشیده‌اند اما در خصوص ترانه و تصنیف دستمان پر نیست و ضرورت اجتماعی و نیاز نسل نو ایران می‌طلبد که از ظرفیت شعر بیشتر استفاده کنیم.

 

وی در ادامه با اذعان بر حضور بیش از ۴۵۰ شاعر در این کنگره گفت: در چند ماه گذشته واحد سرود و موسیقی در سازمان ایجاد شد که مسئولیت آن نیز به آقای محدثی خراسانی سپرده شده است. این کنگره که روز سه شنبه هفته جاری برگزیدگان خود را معرفی می‌کند، نخستین خروجی این واحد به شمار می‌رود.

 

به گفته جعفری در این مراسم از نخستین تولید موسیقایی این مرکز با عنوان وطن که اثری است با شعر مرتضی امیری اسفندقه و آهنگسازی امیر حسین سمیعی به همراه صدای وی و آرش کمانگر، رونمایی خواهد شد.

 

رئیس سازمان هنری و امور سینمایی دفاع مقدس در ادامه افزود: شورایی راهبردی در سازمان برای موضوع موسیقی و سرود دفاع مقدس ایجاد شده است که مسئولیت آنها بر عهده استاد میرزمانی است و ماموریت آن نیز تدوین سند راهبردی موسیقی دفاع مقدس است به نحوی که هم تعاریف و هم راهبردها در آن دیده شود. ما امیدواریم با این اتفاق  و به کمک ظرفیت حضور اساتید در شورا، بتوانیم قدم‌های تازه‌ای برای فراگیر کردن و جذب مخاطب بیشتر برای ادبیات دفاع مقدس گامی تازه در این مسیر تولید آثار موسیقایی مطلوب در زمینه دفاع مقدس برداریم.

 

جعفری همچنین از تولید ۱۰ قطعه موسیقایی بر مبنای آثار برگزیده کنگره که به تایید شورای راهبردی نیز برسد خبر داد و عنوان کرد: ادارت کل حفظ آثار در سراسر کشور ماموریت پیدا کرده‌اند که از تولید آثار موسیقایی مقامی و محلی تازه با زمینه دفاع مقدس حمایت کنند.

 

وی در پایان از برپایی مراسم تجلیل از مرحوم حمید سبزواری  به عنوان یکی از پیشگامان ترانه سرایی در ایران طی سال‌های اخیر خبر داد.

 

در بخش دیگری از این نشست خبری محمود اکرامی‌فر  رئیس هیئت داوران این کنگره نیز در سخنانی عنوان کرد :ما در ایران و پس از انقلاب اسلامیدر سال ۵۷ شاهد یک انقلاب ادبی به ویژه در زمینه دفاع مقدس بوده‌ایم. ما امروز نیز در شرایط تازه‌ای هستیم که محتوای تازه‌ای نیز از ما می‌طلبد. ما باید به شعر و ترانه و سرود نگاهی تازه بیاندازیم.

 

وی در ادامه با اشاره به سرودها و ترانه‌های ماندگار روزهای نخست پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی گفت: بسیاری از این آثار درخشان موسیقایی در آن زمان برای مخاطب امروز دیگر جذابیتی ندارد. شرایط امروز ایران و منطقه حرف و شعر و ترانه تازه‌ای می‌طلبد و سعی ما در این کنگره نیز پاسخ به این دست از نیازها بود.

 

 

در بخش پایانی این نشست خبری مصطفی محدثی خراسانی دبیر این کنگره نیز در سخنانی عنوان کرد: دبیرخانه کنگره شعر دفاع مقدس ویژه ترانه و تصنیف و سرود به زودی دائمی خواهد شد و ارتباط ما را با هنرمندان این عرصه دائمی خواهد کرد. ما سعی داریم با استمرار این حرکت  به ترمیم پیوند میان جریان سرودهای انقلابی و دفاع مقدس بپردازیم؛ جریانی که در هیاهوی موسیقی امروز ایران، کم رنگ شده و امید است که توجه ویژه به آن افق‌های تازه‌ای را پیش رویمان باز کند که دستمایه فعالیت گروه‌های موسیقی در سراسر کشور باشد.

 

وی در پاسخ به سوالی درباره برگزاری این کنگره با عنوان شعر دفاع مقدس، گفت: کنگره شعر دفاع مقدس به مساله شعر به ماهو شعر می‌پردازد که متولی آن سازمان تاریخ و ادبیات دفاع مقدس در بنیاد حفظ آثار است. موضوع سرود و تارنه تا پیش از این زیرمجموعه این کنگره بود اما با جدا کردن آنها امیدواریم  نوعی ظرفیت‌شناسی در این عرصه اتفاق بیافتد و آثار متفاوت و قابل تامل تری در این زمینه  خلق شود.

 

محدثی خراسانی تاکید کرد: سرود دفاع مقدس پس از سال‌های دفاع مقدس هنوز نتوانسته تاثیرگذاری آن دوران را دوباره به دست بیاورد و به نظرم سیاستگذاری در این عرصه هنوز در مهندسی فرهنگی کشور ما تعریف نشده است.

 

وی همچنین از انتشار کتاب ترانه‌های برگزیده این کنگره خبر داد و تصریح کرد: آثار برگزیده این کنگره در اولویت تولید توسط سازمان قرار خواهند گرفت.

 

محدثی خاطر نشان کرد: مراسم پایانی این کنگره روز سه‌شنبه دوم خرداد از ساعت ۱۸ در تالار سوره حوزه هنری برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 501

چهارشنبه, 20 ارديبهشت 1396 ساعت 01:29

به همت سازمان میراث فرهنگی؛
ربنای شجریان ثبت ملی شد

نوشته شده توسط

همایون شجریان خواننده موسیقی اصیل ایرانی عصر سه شنبه در صفحه اینستاگرام خود ضمن انتشار تصویر لوح مذکور نوشت: متنی که تصویریش را مشاهده می کنید مربوط به لوحی است که ظهر امروز در جلسه ای سرکار خانم دکتر احمدی پور رییس سازمان میراث فرهنگی برای رساندن به دست پدر به من سپردند.

همایون در ادامه عنوان کرده است:‌ با همت دکتر احمدی پور و عزیزان در سازمان میراث فرهنگی ربنای همیشه جاودان و ماندگار پدر که متعلق به مردم عزیز و لحظات زیبای خلوت با آفریدگارشان بوده و هست ثبت میراث فرهنگی گردید.

خوانش دعای «ربنا»، یکی از آثار محبوب مردمی شجریان و شامل چهار دعا از آیات قرآن است که همه با عبارت «ربنا» آغاز می‌شوند.

این اثر در تیرماه سال 1358 ضبط شده و برای مدت 30 سال، جزء برنامه‌های اصلی رادیو و تلویزیون ایران در ماه رمضان بود.

بنا به گفته استاد محمدرضا شجریان، انگیزه اصلی او از خواندن این دعا، تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده‌است.

خسرو آواز ایران «ربنا» را در دستگاه سه‌گاه خوانده و با مرکب‌خوانی (مدولاسیون یا راه‌گردانی) سری به دستگاه‌ها و آوازهای دیگر ردیف های موسیقی ایرانی از جمله آواز افشاری و گوشه عراق (صبا) می‌زند و سپس به سه‌گاه برمی‌گردد.

«ربنا» در نوار کاستی که محمدرضا شجریان با نام «به‌ یاد پدر» ضبط کرده، منتشر شده‌است.

 

کد خبر: 480

منبع: ایرنا

 

صفحه1 از3

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار