انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب
گزارش

گزارش (96)

یکشنبه, 15 مهر 1397 ساعت 11:36

محمود معتقدی:
سهراب شاعر زیبایی ها و فردی منزوی بود

نوشته شده توسط

محمود معتقدی، شاعر و منتقد ادبی، معتقد است صحبت‌های شاملو درباره سهراب افراطی بود و بعدها نیز خود شاملو به همین موضوع پی برد و به همین دلیل نظرش را تغییر داد. به اعتقاد من شاملو در شرایط سیاسی آن روزها و در روزگاری که «ابراهیم در آتش» و «شکفتن در مه»‌ را چاپ کرده بود، نمی‌توانست با شاعری مثل سهراب هم نظر باشد و همین موارد باعث شده بود تا او آن دیدگاه‌ها را نسبت به سهراب داشته باشد اما وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد شاملو هم به این نتیجه رسید که درباره حرف‌های گذشته تجدید نظر کند.

 

سهراب سپهری از آن دست افرادی بود که هزار سال هم بگذرد باز عده‌ای معتقدند که چرا این شاعر خشونت‌های دهه چهل را ندیده و خودش را از جمع جدا کرده است؛ اما کیست که بداند او شاعر زیبایی‌هاست و گویا قصد کرده بود تا از پنجره‌های زیادی عبور کند و پشت آن پنجره‌ای قرار گیرد که دنیا برای او اینگونه معنی می‌شود. به مناسبت 15 مهرماه زادروز این شاعر و نقاش معاصر به سراغ محمود معتقدی رفتیم و گپ‌وگفتی را با وی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

 

 

سهراب شاعر دهه 30، 40 و 50 است. یعنی دوران اوج شعر سیاسی اما او دوست ندارد که از خون و خشونت صحبت کند. چطور چنین شاعری در میان شاعران نامدار سیاسی سر بیرون می‌آورد و مطرح می‌شود؟

توجه به سهراب، به تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه برمی‌گردد که از انقلاب شروع می‌شود و به دهه‌های اخیر می‌رسد. شعرهای سهراب جنبه‌های زبانی و عرفانی دارد که در روزگاری طرفدار نداشته است؛ چراکه همان‌طور که شما گفتید، قبل از انقلاب بحث‌های روز مسائل سیاسی بود و طبیعی است که در چنین شرایطی شعرهای سهراب دیده نشود. از طرفی می‌بینیم که حتی برخی به شعرهای سهراب واکنش نشان می‌دهند و شخصی مثل شاملو خطاب به او می‌گوید که «سر آدم‌های بی‌گناهی را لب جوب می‌برند و من دو قدم پایین‌تر بایستم و توصیه کنم که: «آب را گل نکنید!» تصورم این بود که یکی‌مان از مرحله پرت بودیم.» همین جمله شاملو نشان می‌دهد که شرایط پیش از انقلاب متفاوت بوده است و به اعتقاد من او قبل از انقلاب نتوانست مخاطب زیادی جذب کند.

 

 

پس شما معتقدید که سهراب بعد از انقلاب مطرح شد؟

بله! معتقدم که سهراب بعد از انقلاب مطرح شد. البته قبل از انقلاب هم نام او به زبان می‌آمد؛ چراکه اکثر کتاب‌های مهم او قبل از انقلاب چاپ شده است؛ اما دیده شدن ربطی به زمان چاپ آثار ندارد و به نظرم من سهراب بعد از انقلاب تازه توانست مخاطب جذب کند.

 

 

سهراب تقریبا از محافل مهم دور بود و در جمع‌ها کمتر شرکت می‌کرد. آیا او از روبه‌رو شدن با انتقادها هراس داشت؟

سهراب فردی منزوی بود و بیشتر سرش به نقاشی و کارهای شخصی گرم بود و در عکس‌ها می‌بینیم که در محافل بوده اما نه در محافل ادبی و بیشتر در گالری‌ها حضور داشته است. شاید حرف شما درست بوده باشد و شاید هم او به این جمع‌ها و به این حواشی توجهی نداشته است.

 

 

با توجه به چنین شرایطی چه ویژگی در قلم سهراب نهفته است که باعث جذب مخاطب می‌شود؟

جامعه در دهه 60 در فضای آزمون و خطا قرار داشت و جنگ و موضوعات انقلاب همه چیز را تحت‌الشعاع خودش قرار داده بود و یک فضای ایدئولوژیکی حاکم شده بود که کسی سراغ ادبیات غیرسیاسی نمی‌رفت؛ اما از دهه هفتاد به بعد جامعه از جنگ و انقلاب فاصله می‌گیرد و در آن زمان کسانی که از این اندیشه‌ها فاصله می‌گیرند به سمت شعرهایی شبیه به شعر سهراب می‌آیند و یک جور آرامش و رهایی که در اندیشه‌های سهراب بود در آن دوره دیده می‌شود. از طرفی به دلیل آنکه شعرهای سهراب پر از تصویرهای آئینی و عرفانی است، رفته‌رفته رسانه‌ها به نام او توجه می‌کنند و شعرهای او در کتاب مدارس، مجلات، رادیو و تلویزیون می‌آید و همه این موارد دلایل خوبی است تا او مخاطب خودش را پیدا کند.

 

 

 

 

آیا شخصی مانند محمود معتقدی هم توانست با سهراب ارتباط برقرار کند؟

خود من هم تا قبل از دهه هفتاد چندان به سهراب سپهری فکر نمی‌کردم و راستش علاقه‌ای هم نداشتم؛ چراکه معتقد بود سهراب شاعری است که دور از اجتماع خشمگین ماست اما به تدریج به این نتیجه رسیدم که داوری‌های انجام شده درباره او اشتباه بوده است و او هم در شعرهایش پیام‌های خاص خودش را منتقل می‌کرده و از دریچه دیگری به مسائل نگاه می‌کند. به نظرم جامعه امروز به دلیل دور شدن از فضاهای ایدئولوژیک به او روی خوش نشان داد و من نیز از این قاعده مستثنی نبودم.

 

 

چرا شاملو نظرش را نسبت به سهراب برگرداند؟ آیا او هم متوجه اشتباهش شد؟

به نظرم صحبت‌های شاملو درباره سهراب افراطی بود و بعدها نیز خود شاملو به همین موضوع پی برد و به همین دلیل نظرش را تغییر داد. به اعتقاد من شاملو در شرایط سیاسی آن روزها و در روزگاری که «ابراهیم در آتش» و «شکفتن در مه»‌ را چاپ کرده بود، نمی‌توانست با شاعری مثل سهراب هم نظر باشد و همین موارد باعث شده بود تا او آن دیدگاه‌ها را نسبت به سهراب داشته باشد؛ چراکه در آن خفقان هیچ جایگاهی را برای شعرهای لطیف سهراب قائل نبوده است. اما وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد شاملو هم به این نتیجه رسید که درباره حرف‌های گذشته تجدید نظر کند.

 

شاید اگر امروز عده‌ای بنشینند و سهراب و شعرش را بررسی کنند نتوانند شعرهای او را با برخی از هم‌نسلانش مقایسه کنند. حتی فرد تاثیرگذاری مانند محمدرضا شفیعی‌کدکنی در کتاب «موسیقی شعر» خیلی شفاف درباره سهراب نظر می‌دهد و معتقد است که او کار سختی انجام نداده است و از یک فرمول برای شعر سرودن استفاده کرده؛ با این تفاسیر چرا مترجمان آنقدر برای ترجمه آثار او اقبال نشان دادند و کتاب‌های او به بیشتر زبان‌ها ترجمه شد؟

این هم به همان تحولات اجتماعی، فرهنگ و سیاسی جامعه برمی‌گردد؛ چراکه می‌بینیم با تغییر رویه‌ها، نگاه به شاعران نیز تغییر می‌کند. ما باید توجه داشته باشیم که اگر نگاه ما جهانی است، زبان فارسی یک بن‌بست محسوب می‌شود؛ چراکه مخاطب آن خیلی محدود است اما می‌بینیم که در همین بن‌بست کتاب‌های صادق هدایت، گلشیری، دولت‌آبادی و شعر شاعران امروز نیز رفته رفته توسط کسانی که به آن طرف رفته‌اند ترجمه می‌شود و سهراب نیز از این قاعده مستثنی نیست. شاید عده‌ای بگویند که به دلیل ساده بودن زبان شعرهای سهراب از او استقبال شده است؛ اما با یک بررسی ساده متوجه می‌شویم که بیشتر شعرهای سهراب توسط حافظان فرهنگی  ترجمه شده است که از این خاک به آن طرف آب‌ها رفته‌اند. در کل این روزها استقبال برای ترجمه آثار ایرانی نسبت به ترجمه آثار عربی، چینی، کردی و ترکی خیلی کم‌تر است و ما باید برای ترجمه بیشتر آثار تلاش کنیم.

 

 

 آیا نسل امروز مانند نسل‌های پیش از خود توانسته با سهراب ارتباط برقرار کند؟

من امسال داور جایزه شاملو بودم و دیدم که از 170 کتابی که به دست ما رسید، تنها 20 درصد آثار توانستند به مرحله نهایی برسند و حداقل شرایط لازم را داشته باشند. 40 درصد آثار در میانه بودند و 40 درصد مابقی حتی شرایط اولیه را هم نداشتند. خروجی جریان شعر ما با همه افت و خیزهایی که دارد، کم است و بیشتر کتاب‌ها نیز با هزینه خود شاعران منتشر می‌شود. این‌ها را گفتم تا بگویم که کتاب شعر امروز چندان در توجه نیست و کتاب سهراب هم جزو همین کتاب‌های شعر محسوب می‌شود. در شرایط فعلی باید توجه داشته باشیم که شاید فروش کتاب‌های سهراب کم شده باشد اما نقل او در فضای مجازی بسیار است و ما این را با یک رصد ساده مشاهده می‌کنیم.

 

کد خبر: 1001

منبع: ایبنا

 

مجموعه شعر سپید «کسی در دریا آتش روشن کرده» اثر امید بیگدلی به همت نشر مروارید منتشر شده است.

 

مجموعه شعر سپید «کسی در دریا آتش روشن کرده» که به تازگی انتشار یافته، سومین مجموعه شعر منتشر شده امید بیگدلی است که شامل 67 شعر در 115  صفحه و قیمت آن ۱۴ هزار تومان است.

 

لازم به ذکر است که شمارگان این کتاب 550 نسخه و طراحی جلد آن بر عهده محسن حیدری است.

 

امید بیگدلی در یادداشتی در انتهای کتاب نوشته است: اگر شعر تجربه زیستی شاعر در گذر از سال‌های زندگی‌اش باشد کسی در دریا آتش روشن کرده برش‌های تنهایی دسته‌جمعی من است که کوشیده از متن جامعه تا چالش‌ها و افق‌ها و نگرانی‌ها را بیان کند.

 

اين شعرها تا زمانى كه جمع شدند و كتاب شدند براى منند و از لحظه ى چاپ به بعد ديگر براي من نيستند. هر كدام شان براى كسى خواهد شد كه در اين تجربه ى حسى، احساسى مشترك، نگاهى مشترك يا دغدغه ى مشترك با اين مجموعه خواهد داشت. پنج سال شاهد قد كشيدن اين شعرها در تنهايى خودم بودم و حالا بايد بدون من به مسير زندگي خود ادامه دهد.

 

اين سومين كتاب من است، اين ها به عبارتى ديگر مى تواند حرف هاى نگفته ى صندلى پارك رو به روي مجلس باشد، صندلى اى كه ساعت هاى سه تا شش عصر روى آن نشسته ام و حاصلش آن چيزى شده است كه مى خوانيد، شعر در نهايت به من مى گويد تنهايى هر انسان در افراطى ترين حالت، باز هم از اتاق هاى عمومى جامعه سر در خواهد آورد، به تماشا گذاشتن لحظه هاى تراژيك خود رنج بسيارى است و خواندن آن، رنج ها خواهد برد. در لايه هاي هاي بعدى، انسان تنهاى معاصر امروز، انسان گيج و مبهم است. او در خود، كاويدن زندگى را از دست داده است و در تابلو اعلانات كوچك تر از چيزى است كه ديگران مى بينند.

با اين اوصاف

"انسان روزي از نقاط تاريكش به نقاط روشنش حمله خواهد كرد"

 

خاطر نشان می شود که علاقمندان می توانند برای تهیه این کتاب به کتابفروشی های معتبر سراسر کشور مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 1000

 

مجموعه «گزینه اشعار»گروس عبدالملکیان به تازگی توسط نشر مروارید منتشر و راهی بازار نشر شده است.

 

این کتاب دو بخش اصلی دارد که بخش اول در حکم مقدمه و بخش دوم، مربوط به گزیده اشعار عبدالملکیان است. مقدمه کتاب، در واقع گفتگویی با این شاعر درباره شعر امروز و مسائل مربوط به آن است. این گفتگو توسط شهرام پارسامطلق انجام شده و حجم زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده است.

 

عبدالملکیان در گفتگوی مذکور درباره جایگاه فعلی شعر در جامعه و همچنین جایگاه تاریخی آن صحبت کرده است. جریان‌های شعر امروز ایران، تاثیر فضای مجازی بر ادبیات و شعر امروز، فلسفه شعر و موضوعی چون ساده‌نویسی هم از دیگر مسائلی هستند که در این گفتگو به آن‌ها پرداخته شده است.

 

گروس عبدالملکیان از جمله شاعرانی است که طی سال‌های گذشته، در زمینه تخیل در شعر، روایت‌های فراواقع‌گرایانه، فرم و فضاسازی و ... تجربیاتی داشته و آثار مختلفی منتشر کرده است.

 

در بخش دوم کتاب که گزیده‌شعرهای این شاعر را شامل می‌شود، آثار سروده‌شده توسط وی طی بازه ۲۰ ساله انتخاب و منتشر شده‌اند. این شعرها، از مجموعه‌های «پرنده پنهان»، «رنگ‌های رفته دنیا»، «سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند»، «حفره‌ها» و «پذیرفتن» انتخاب شده‌اند.

 

انتخاب شعرهای کتاب توسط خود شاعر انجام شده و تعداد قطعات چاپ شده در اثر هم ۹۱ شعر است. این کتاب با ۲۴۰ صفحه و قیمت ۲۶ هزار تومان به چاپ رسیده است.

 

کد خبر: 996

 

نتایج اولین مرحله داوری چهارمین دوره جایزه شعر احمد شاملو اعلام شد.

 

چهارمین دوره جایزه شعر احمد شاملو، هیات داوران در بیانیه‌ای عنوان کرده است: ضمن سپاسگزاری از همراهی و همکاری شاعران و نیز ناشران گرامی به اطلاع می‌رساند که تا پایان مرداد ماه ۱۳۹۷ (مهلت تعیین شده) ۲۰۴ عنوان اثر برای شرکت در جایزه شعر شاملو ارسال شد. از میان این کتاب‌ها ۱۶۹ عنوان مجموعه شعر چاپ اول سال ۱۳۹۶ خورشیدی که شرایط حضور در این رقابت ادبی را دارا بود، طی بیش از سه ماه به دقت از سوی داوران مورد بررسی قرار گرفت و پس از جلسات بحث و تبادل نظر میان ایشان، ۱۵ اثر به اتفاق آرا برای شرکت در مرحله دوم انتخاب شد.

 

در این بیانیه آمده است: مبنای انتخاب و امتیازدهی داشته‌ها و دانش ادبی داوران و همچنین نظرگاه‌های احمد شاملو و معیارهایی بود که دبیرخانه ‌جایزه از میان نظرات مکتوب احمد شاملو در مورد شعر نو استخراج، مقوله‌سازی و مدون کرده است؛ معیارهایی همچون شاعرانگی و برخورداری از منطق شاعرانه، آرمان‌خواهی در عین شعارزده نبودن، پیوند داشتن با جامعه: بی‌عار و درد نبودن و صدای جامعه بودن؛ بازتاب یافتن تلقیات اجتماعی شاعر در شعرش، واجد مسئولیت تاریخی و نگاه انتقادی بودن، متعهد بودن در قبال زبان: شناخت زبان و به کارگیری ظرفیت‌های آن همچون پالودگی و پویایی و نوآوری در عین فصاحت، برخورداری از غنای زبانی و نیز افزودن بر غنای آن اما بر اساس قواعد زبان‌شناسی، اندیشه‌ورزانه بودن و اثرگذاری بر فرهنگ و هنر جامعه، تناسب داشتن قالب و محتوا و برخورداری از انسجام ساختاری، پیوند شعر با زندگی: فرزند زمان، هم‌روزگار و معاصر خود بودن و نسبت داشتن شعر با فرهنگ و زمانه و تبدیل درک فردی به شعور عام: حدیث نفس نبودن و حضور داشتن دیگری در شعر؛ حضور عشق و التزام انسانی در شعر.

 

 

داوران مرحله‌ اول، پانزده اثر زیر را به ترتیب حروف الفبا شایسته راهیابی به مرحله دوم چهارمین دوره جایزه شعر احمد شاملو تشخیص دادند:

۱. اسفندیاری در چشم چپ. آنا رضایی. نشر هشت

۲. اسیر غیرجنگی. شجاع گل‌ملایری. نشر هشت

۳. بالا رفتن از شب. غزاله شمعدانی. نشر حکمت کلمه

۴. برسد به استخوان‌هایت. روزبه سوهانی. انتشارات مروارید

۵ .بی‌نظمی. آرمین یوسفی. نشر چشمه

۶. توضیحات شناسنامه. سهند پاک‌بین. انتشارات نصیرا

۷. خشخاش‌ها. امان میرزایی. انتشارات سوره‌ مهر

۸. خط سیاه، متروی لندن. علیرضا آبیر. کتاب فانوس

۹. خونم را به هواخوری برده‌ام. سمیرا چراغ‌پور. نشر هشت

۱۰. دومینو. ابوذر پاک‌روان. انتشارات فصل پنجم

۱۱. شعرهای ونک. حمید یزدان‌پناه. انتشارات بوتیمار

۱۲. کافه کاتارسیس. آیدا گلنسایی. انتشارات فصل پنجم

۱۳. نامه‌هایی از کازابلانکا. شهریار بزرگ‌مهر. انتشارات آنیما

۱۴. نامی نمی‌توان گذاشت. آریا صدیقی. نشر چشمه

۱۵. هوای خانه را عطر می‌زند. بهاره نوروزی‌سده. نشر هشت

 

همچنین داوران ۸ اثر را به خاطر کسب ۲ رأی از ۳ رأی داوری این مرحله، شایسته‌ تقدیر و معرفی دانستند که به ترتیب حروف الفبا به قرار زیر است:

 

۱. باران، با انگشت‌های لاغر و غمگین‌اش. مهدی مظفری ساوجی. کتاب کوله‌پشتی

۲. جبر نباتی. شاهین شیرزادی. نشر افراز

۳. چون اناری در مشت. شهریار بهروز. انتشارات بوتیمار

۴. روز جشن کلمات. جواد مجابی. انتشارات بوتیمار

۵. سایبان سرخ. علی عبداللهی. نشر چشمه

۶. شب سیاه‌پوست. عمید صادقی‌نسب. نشر هشت

۷. طرحی از فضای خصوصی. علیرضا بهنام. انتشارات بوتیمار

۸. کله سحر توی طبق بامداد. وحید ضیایی. انتشارات هزاره‌ ققنوس

 

 لازم به ذکر است که کاظم کریمیان، محمود معتقدی و شهریار وقفی‌پور اعضای هیات داوران مرحله اول داوری چهارمین جایزه شعر احمد شاملو هستند.

 

کد خبر: 993

 

دبیرخانه چهارمین دوره جایزه شعر «احمد شاملو» از افزایش استقبال شاعران از برگزاری این جایزه نسبت به دوره‌های قبلی خبر داد.

 

بر اساس خبر رسیده، امسال علاوه بر همکاری ناشران برای ارسال کتاب، تعداد زیادی از مجموعه شعرها نیز از سوی خود شاعران به دبیرخانه ارسال شده است.

 

تعداد کتاب‌های رسیده برای دوره چهارم جایزه ۲۰۴ عنوان است که از این میان ۱۶۷ عنوان واجد شرایط شرکت در این رقابت ادبی بوده‌اند و ۳۷ عنوان نیز به دلایلی از جمله منظوم بودن شعرها، تکراری بودن کتاب‌ها و همچنین انتشار در سال‌هایی غیر از سال ۱۳۹۶ از این رقابت بازمانده‌اند.

 

براساس این گزارش، همچنین امسال شاعرانی از شهرهای دور و نزدیک برای دبیرخانه کتاب ارسال کرده‌اند. این شهرها عبارتند از بندر دَیِر(بوشهر)، آستانیه اشرفیه، همدان، زنجان، رشت، مشهد، ماهشهر، امیدیه (خوزستان)، لاهیجان، اصفهان، اهواز، بوشهر، کرمان، شیراز، قم، اندیمشک، خنج (فارس)، شهریار و نیشابور.

 

در حال حاضر داوری مرحله اول این جایزه رو به اتمام است و نتایج آن اول مهرماه اعلام خواهد شد. در این دوره هم مانند سال گذشته و برخلاف دوره‌های اول و دوم، داوران مرحله اول در مرحله دوم داوری شرکت نخواهند داشت.

 

نتایج نهایی روز ۲۱ آذر و در مراسم نود و سومین سالروز تولد احمد شاملو اعلام خواهد شد.

 

امسال همچنین علاوه بر انتخاب مجموعه شعربرگزیده منتشرشده در سال ۱۳۹۶، از یکی از فرهیختگان عرصه فرهنگ و ادب نیز به پاس یک عمر تلاش و فعالیت در این عرصه تقدیر خواهد شد.

 

کد خبر: 978

مصطفی علیپور «مهدی اخوان ثالث» را وفادارترین شاعر نیمایی می‌داند.

 

از چهارم شهریورماه ۱۳۶۹، ۲۸ سال می‌گذرد؛ شاید سنگ مزارش را در طوس فراموش کرده باشیم اما اخوان با آثاری که از خود به جا گذاشت و آن سفری که از شعر کلاسیک به شعر نو داشت یادش همچنان در میان شاعران و دوستداران شعر زنده است. مصطفی علیپور به مناسبت سالگرد درگذشت این شاعر از تلاش‌های او در راه شکوفایی شعر نیمایی می‌گوید. اخوان با دو کتاب «بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج» و «عطا و لقای نیما یوشیج» نیز به پدر شعر نو ایران ادای دین کرده است.

 

مصطفی علیپور با بیان این‌که اخوان را می‌توان یکی از متعهدترین شاگردان به ذهن، زبان و شیوه نیما دانست گفت: اخوان وفادارترین شاعر نیمایی است، خصوصا از منظر حفظ ضرورت‌های موسیقایی شعر نیما. هرچند که نیما خصلت‌های دیگری به غیر از موضوع زبان، همانند ابهام هم برای شعرش تعریف کرده بود که ممکن است در همه اشعار اخوان به درستی پیدا نشود.

 

این شاعر و منتقد افزود: اما در بین نیمایی‌های اخوان که بیشترین تعهد را به ذهنیت، نظریات و تجربیات نیما دارند شاید عالی‌ترین نمونه آن‌ها را بتوان در شعرهای «سبز»، «نماز» و «کتیبه» دانست. البته در بسیاری دیگر از آثار نیما این خصلت وجود دارد اما من گمان می‌کنم هم به لحاظ موسیقی، وزن، ساخت و صورت و هم به لحاظ ساخت معنا و نشانه‌های شعری و ابهامی که در این سه شعر وجود دارد آن‌ها را می‌توان به‌عنوان مهم‌ترین و عالی‌ترین آثار نیمایی او برشمرد.

 

علیپور در ادامه با اشاره به کوشش‌های فراوان اخوان در حفظ و توسعه نظریات نیما گفت: اخوان در میان چند شاگرد نیما، بیشترین کوشش را در معرفی، تعریف و توسعه نظری اندیشه‌ها و شعر نیما داشته است. دو اثر بسیار مهم او درباره نیما «بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج» و «عطا و لقای نیما یوشیج» از آثاری بودند که اگر وجود نداشتند شعر نیما با آن شتاب وارد حوزه‌های ادبی روزگار ما نمی‌شد.

 

این استاد دانشگاه خوارزمی در حالی که کوشش‌های اخوان در معرفی نیما را تنها به دو اثر منتشرشده او درباره پدر شعر نو ایران وابسته ندانست ادامه داد: تلاش دیگر اخوان از این جنبه بود که تسلط فراوانی بر ادبیات فارسی و خصوصا شعر کلاسیک داشت که به پاسخگویی به شبهات و نقدهای سنت‌گرایان بر نیما و شعر نیما کمک می‌کرد. اخوان سعی کرده است سنت‌های نیما را از میان سنت‌های شعری و زبانی شعر کلاسیک بیرون بکشد و به سنت‌گرایان معرفی کند.

 

او با بیان این‌که یکی از طلایه‌داران معرفی شعر نیما، اخوان بوده است گفت: با این وجود در کنار اخوان می‌توان احمد شاملو را نیز دیگر شاگرد بزرگ نیما نام برد که به‌دلیل حضورش در مطبوعات، به‌عنوان یک روزنامه‌نگار و تلاش‌های روزنامه‌نگارانه‌اش برای معرفی شعر نیما موثر بوده است.

 

مصطفی علیپور در پاسخ به این‌که اوج اخوان در کدام اثر او نمود پیدا کرده است بیان کرد: اخوان شاعر زبان، فرم و ساخت است. عالی‌ترین شعر اخوان را می‌توان «کتیبه» دانست، آن هم به دلیل ابهامی که در ذات این شعر وجود دارد و همچنین نشانه‌ها و زبان بسیار ساختمندی که این شعر دارد.

 

او همچنین درباره «کتیبه» افزود: زبان این شعر زبانی مرکب از عناصر زبان امروز و عناصر زبان سنت است. جنبه‌های نمایشی و تئاتری که در نحو و بیان این شعر وجود دارد باعث شده تا ارزشمندترین شعر اخوان و یکی از چند شعر بزرگ معاصر بعد از نیما باشد.

 

علیپور در پایان بار دیگر اخوان را نزدیک‌ترین شاگرد نیما به شعر این شاعر معرفی کرد و گفت: اخوان نیز همانند نیما ثابت کرده که صرف نو بودن زبان یک اثر را نو و امروزی نمی‌کند و نگاه و ذهن شاعر است که باید نو باشد؛ همان‌طور که اخوان نیز در شعر نو خود از عناصر مکتب خراسانی بسیار بهره گرفته است.

 

کد خبر: 971

با اعلام نفرات برگزیده، آیین اختتامیه  نخستین جشنواره شعر مستقل گیومه برگزار خواهد شد.

کانون ادبی گیومه با همکاری نشر چلچله نخستین جشنواره شعر مستقل گیومه را برای شاعران بی کتاب برگزار کرد.

 

دبیر این جشنواره درخصوص ویژگی های آن گفت: این جشنواره مخصوص شاعرانی است که تاکنون کتابی منتشر نکرده و حتی کتابی هم در دست انتشار نداشته باشند.

 

امید بیگدلی ادامه داد: فراخوان این جشنواره از 15 آبان ماه اعلام شد و خوشبختانه تعداد آثار رسیده بسیار زیاد بود و استقبال خوبی شد.

 

بیگدلی افزود: داوری این جشنواره در دو مرحله انجام شد. داوری بخش اول را کاظم واعظ زاده، صابر ساده و کیانوش خان محمدی برعهده داشتند و در بخش دوم وظیفه داوری بر عهده هرمز علی پور، حمیدرضا شکارسری و مهرنوش قربانعلی بود.

 

وی افزود: از بین آثار رسیده شاعران، یازده نفر به عنوان نفرات برتر انتخاب شده که از بین آن ها سه برگزیده نهایی در روز اختتامیه جشنواره معرفی خواهند شد. اسامی نفرات برتر بدین شرح است؛

 

« رضا عظیمی» از «قم »

«اسماعیل احمدی» از «جیرفت »

«مصطفی توفیقی »از «مشهد»

«فاطمه کاووسی» از «گلستان »

«نگار عمرانی» از «مشهد »

«اشکان پارسا پور» از« گیلان غرب »

«ماهنی مهر پور» از «تهران »

«نازنین ازاد» از «سبزوار »

«سکینه نودهی »از «اسفراین »

«سحر حدیقه» از «شیراز »

«احسان صدرایی» از « بوشهر »

 

دبیر اولین جشنواره مستقل شعر گیومه جایزه این جشنواره برای نفرات برگزیده را چاپ کتاب شعر آن ها عنوان و اعلام کرد که اختتامیه این جشنواره روز دوشنبه 5 شهریور ماه از ساعت 15.30 الی 19 در فرهنگسرای رازی برگزار خواهد شد.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد که علاقمندان برای حضور در مراسم اختتامیه می توانند در تاریخ و ساعت یاد شده به تهران، میدان قزوین، خیابان مرادی، پارک رازی، فرهنگسرای رازی ساختمان واحد آموزش مراجعه نمایند. ضمن اینکه ورود برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 970

 

تعدادی از شاعران کشور و مسئولان انجمن های ادبی تهران برای دیدار با نیما یوشیج راهی مازندران شدند.

 

در ساعات آغازین روز جمعه 26 مرداد سال جاری اعضای انجمن غزل و کانون ادبی هنگام و دبیر انجمن ادبی کوچه در مکان معینی جمع و با هدف بازدید از خانه و موزه نیما یوشیج پدر شعر نو ایران راهی مازندران شدند.

 

حوالی ظهر به مقصد مورد نظر رسیده و پس از صرف ناهار وارد خانه نیما شدند.

 

 

 

ساعتی به تماشای موزه نیما یوشیج گذشت. می توان گفت در این موزه تقریبا تمامی وسایل شخصی نیما از جمله کتاب ها، عینک، قباله ازدواج, گاز خوراک پزی، ظروف، عکس ها و... وجود داشت و به همت سازمان میراث فرهنگی استان مازندران به درستی و با احتیاط حفاظت می شد.

 

 

پس از بازدید از موزه، شاعران بر سر مزار نیما حاضر شده و پس از قرائت فاتحه ای ساعتی را به شعرخوانی سپری کردند. کارگاه شعر کوچکی ترتیب داده و دقایقی را به بحث و گفتگو در خصوص نیما، شیوه زندگی اش و در مجموع شعر فارسی گذراندند.

 

 

پس از استراحتی یک ساعته نیز به تهران بازگشتند.

 

کد خبر: 967

 

 

یکشنبه, 28 مرداد 1397 ساعت 11:49

با بی کفایتی مسئولان فرهنگی؛
خانه خرابی عمدی نیما یوشیج

نوشته شده توسط

انگار راهش را یاد گرفته‌اند؛ درست مانند وقتی می‌خواهند پایه‌های یک خانه‌ی تاریخی را سست کنند و پای پی‌های خانه آب می‌اندازند، حالا هم با باز گذاشتن در خانه «نیما یوشیج» از چند ماه پیش، بنا را گذاشته‌اند برای تخریب تدریجی خانه‌ی نیما.

 

نقشه را خوب بلدند. به مرور نه تنها تردد معتادان در خانه‌ای بی‌صاحب مردم محله را عاصی می‌کند و از پلیس و شهرداری کمک می‌خواهند، بلکه راه دزدان برای بردن در و چارچوب‌های خانه هم راه را به ثبت ملی باقی ماندن این بنای ارزشمند می‌بندد و به مرور با صدور مجوز ساخت‌وساز - در پی یک مصداق ناهنجاری شدن خانه - لودرها را به جان آن می‌اندازند.

 

بیش از هفت ماه پیش بود که بعد از انتشار خبرهایی مبنی بر درخواست خروج از ثبت خانه نیما، هر روز رسانه‌ها درخواست‌های دوستداران شعر و ادب و تاریخ و فرهنگ و برخی مسئولان فرهنگی را برای نجات خانه منتشر می‌کردند؛ تا شاید کسی به داد خانه‌ی نیما برسد، خانه‌ای که معتقد بودند چیزی کمتر از «خانه - موزه سیمین و جلال» ندارد و اتفاقا در همسایگی آن است.

 

دی ماه سال گذشته بود که تمایل مالک شخصی خانه برای تخریب ونوسازی خانه نیما شکایت کرد و به مرور درخواستِ او به دیوان عدالت اداری رفت و حتی خبر خروج از ثبت خانه هم منتشر شد. اما نخست در ۲۳ دی سال قبل، خلیل‌آبادی - رییس کمیته میراث فرهنگی شورای شهر تهران - از رایزنی شورای شهر تهران با مالکان خانه نیما یوشیج برای حفظ این خانه خبر داد تا راهکارهایی برای ماندن خانه نیما یوشیج اتخاذ شود.

 

دوم بهمن علی‌اصغر مونسان - معاون رییس‌ جمهور و رییس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری - خطاب به محمدحسن طالبیان - معاون میراث‌فرهنگی - وظیفه سازمان میراث فرهنگی را به وی متذکر شد و خواست تا برای حفظ این بنای ارزشمند که سال ۱۳۸۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده تلاش کند.

 

در این میان نامه‌نگاری‌ها و درخواست‌های دوستداران ادبیات، تاریخ و فرهنگ گاه و بیگاه برای نجات این خانه منتشر شد اما حرف و حدیث‌ها درست وقتی تمام شدند که میراث فرهنگی اصل ۷۹ را رو کرد تا دیوان عدالت اداری با استفاده از آن اصل قانونی، راه را بر خروج از ثبت این بنای تاریخی و ارزشمند ببندد.

 

 

 

همان‌طور که چهارم بهمن که فرهاد نظری - مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی - به ایسنا اعلام کرد: «"خانه نیما یوشیج" واجد ارزش ثبت شناخته شده اما فعلا هیچ شماره ثبتی به این بنای تاریخی تعلق نمی‌گیرد. این صحبت به این دلیل مطرح شده بود چون با استفاده از قانون "۷۹" می‌توان واسطه‌ ماندن این خانه در فهرست آثار ملی شد و درخواست برای خروج از ثبت این خانه، به نتیجه نرسید. حتی در پیگیری‌های دوباره‌ی اداره کل دفتر ثبت آثار تاریخی در همان زمان اعلام شد؛ پرونده «خانه نیما یوشیج» بار دیگر تهیه شد و با برگزاری جلسه چهارشنبه، چهارم بهمن، کمیته ثبت آثار تاریخی  این بنا را واجد ارزش ثبت شناخت.» و سکوت در خانه‌ی نیما برقرار شد.

 

حتی هشتم اردیبهشت امسال هم سرپرست وقت شهرداری تهران - سمیع‌الله مکارم حسینی - در مراسم افتتاحیه خانه - موزه سیمین دانشور و جلال آل احمد اعلام کرد؛ «خرید، مرمت و بازسازی خانه‌ها در تهران یکی از برنامه‌ها و اولویت‌های شهرداری تهران است. در آینده نزدیک خانه نیما یوشیج را خریداری می‌کنیم. بودجه خرید این خانه تامین شده است و به محض خریداری مرحله مرمت، احیا و حفاظت خانه شروع خواهد شد. تهران مشاهیر بسیاری دارد. می‌خواهیم علاوه بر پایتخت اداری کشور به پایتخت ادبی و هنری تبدیل شود.»

 

سکوت به مرور باعث فراموشی وضعیت خانه نیما شد. تا این‌که یک تماس بار دیگر آرامش خانه نیما را به هم زد. «چند وقت است درِ خانه‌ی نیما نیمه باز مانده و هر کس بخواهد، به آن رفت و آمد می‌کند.» راه را به سمت دزاشیب و خانه نیما کج می‌کنیم و به این فکر می‌کنیم که با این حرف‌ها شاید باید ایمان بیاوریم که کنار آمدن ناگهانی مالک یک راه حل ساده بوده برای برقراری سکوتی که راحت‌تر از دست خانه نجات پیدا کنند و در سکوت خانه به یغما برود، آن‌هم وقتی درِ خانه از مدت‌ها قبل باز مانده و به گواه برخی همسایه‌ها مأمن معتادان در شب و استراحتگاه بی‌خانمان‌ها شده است.

 

به سراغ خانه می‌رویم، درِ کوچک خانه بین ماشین‌های پارک شده در کوچه‌ی رهبری استتار شده است.  در نگاه نخست به نظر می‌رسد این در هم مانند دیگر درهای قرار گرفته در این کوچه بسته است، قدری نزدیک تر می‌رویم. درِ خانه آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد محکم نیست، کافی است دست را روی در بگذاریم تا باز شود.

 

هر قدر در را بازتر می‌کنیم، اندوهمان برای رسیدن به این واقعیت بیشتر می‌شود. حالا خانه، ستون‌های آبی، درهای قهوه‌ای و درخت‌های خانه مقابل چشمانمان است. خانه، همان خانه است، بیش از ۵۰ سال پیش که نیما روی پله‌های ورودی‌اش نشسته و با فرزند کوچکش غرق در خواندن مطلبی است. همان خانه است وقتی نیما با دو دوستش نشسته روی پله‌های خانه، لبخند رضایت به لب دارند. همان خانه که دست همسرش عالیه را گرفته و خشنودند از با هم بودنشان.

 

فقط با این تفاوت که امروز دیگر نه نیمایی در خانه است و نه یادش، که اگر بود وضعیت خانه این‌قدرها هم بد نبود. درخت‌ها خشکیده‌اند و حیاط خانه به زباله‌دانی همسایه‌ها تبدیل شده است. ازبین شاخه‌های خشکیده درختان خودمان را به ساختمان می‌رسانیم، درها و پنجره‌ها یک شیشه سالم به تن ندارند. چهارچوب پنجره بزرگ اتاق را از جا کنده‌اند، حوض خانه انگار سال‌هاست رنگ آب به خود ندیده. سقف یکی از اتاق‌های رو به حیاط نیمه مخروبه شده و زیرزمین خانه پر شده از نخاله‌های خانه که دیگر نایی برای ایستادن ندارند. نه نشانی از آشپزخانه باقی مانده و نه سرویس‌های بهداشتی‌اش.

 

 

به سراغ همسایه‌های و کسبه‌های قدیمی را می‌گیریم، قدیمی‌ترین مغازه‌دار منطقه سیدیحیی دشتکی است که از سال ۵۲ در محله دزاشیب زندگی کرده است. وقتی نام خانه «نیما» را از دهانمان می‌شنود، لبخند می‌زند و می‌گوید: «افراد زیادی سراغ خانه را می‌گیرند. از وقتی من به این محله آمدم، آقای نیما اصلا این‌جا نبود، نمی‌دانم کجا بود. اسم خود نیما سرکوچه بود که حالا عوض شده، بعد از چند سال معلمی گویا در این خانه زندگی می‌کرد و بعد از آن کسی را در این خانه ندیدیم. از شهرداری آمدند دیوار خانه را عقب‌نشینی کرده و درست کردند، تا امروز که همان طور هم پابرجاست، اما کسی در خانه نیست. فقط دیوار عقب‌نشینی داشت، اما الان ظاهرا خانه مخروبه شده و درش باز است.

 

کسی به عنوان مالک ندیدیم که به خانه بیاید، گویا برخی افراد شب‌ها می‌آیند و در آن می‌خوابند، دیگر یک خانه متروکه است. دیگر نمی‌توان انتظاری داشت. همسایه‌های قدیمی خانه فوت کرده‌اند.»

 

او با یادآوری خاطراتی که از خانه جلال و سیمین داشته، ادامه می‌دهد: «من خانه جلال رفته‌ام با خانم سیمین هم همنشین بوده‌ام. اما درمورد خانه جلال چیزی بیشتر از این نمی‌دانم، خیلی سال است که کسی اینجا نیست، بعد از این کسی نیامد.»

 

عظیمی یکی دیگر از مغازه‌داران خیابان رمضانی که حدود ۴۰ سال است در منطقه شمیران کاسب است، به خبرنگار ایسنا می‌گوید: «در کوچک خانه زمان زیادی است که باز است، این خرابه است دیگر. یا باید برای خانه نگهبان بگذارند یا برنامه‌ای تهیه کنندتا خانه سالم بماند.

 

شهرداری قرار بود بازسازی کند، اما آن هم این کار را رها کرد و دیگر خبری نشد. حدود یک ماه پیش وقتی اشتباهی به جای خانه بغلی دستم را روی در خانه گذاشتم، در باز شد و به داخل خانه رفتم. یکی باید بیاید این جا رسیدگی کند.»

 

زهره فاضل‌زاده که حدود ۳۴ سال است در این محله زندگی می‌کند هم به خبرنگار ایسنا می‌گوید: «چند وقت پیش دیدم که یک آقا داخل خانه رفت. یکی از همسایه‌ها گله می‌کرد اینجا زباله‌دانی شده و هر کس بخواهد به این خانه رفت‌وآمد دارد. فکر می‌کنم می‌خواهند خانه را بکوبند، اول در اینستاگرام در مورد وضعیت خانه خواندم، الان هم حرف و حدیث در مورد آن زیاد است. این همه معتاد به این خانه می‌آید و می‌رود، خانه دارد خراب می‌شود.»

 

همسایه‌های دیگر که انگار دل خوشی از خانه ندارند، تمایلی برای صحبت کردن برای این خانه ندارند.

 

در همان زمان و وقتی که آن همه خبر و حرف و حدیث برای نجات خانه نیما مطرح شدند، جمعی از اهل قلم و هنر با امضای بیانیه‌ای خواستار حفظ خانه «نیما یوشیج» در تهران شدند، همچنین گروهی تلگرامی با نام «خانه‌ام ابری است» با هدف جلوگیری از تخریب خانه‌ نیما یوشیج در تهران، راه‌اندازی شد و در این بین‌ علاوه بر هشدارهای شورای شهر تهران و برخی از مسئولان میراث‌فرهنگی، همگی بر لزوم حفظ این خانه تاکید کرده بودند.

 

اما مشخص نیست بعد از سکوتی که نصیب خانه شد، سرانجام این گروه‌های فعال برای حفظ خانه نیما چه شد که هیچ‌کدام در طول این مدت متوجه وضعیت این خانه نشدند. یا اصلا دستور معوان رئیس جمهور چه قدر پیگیری شد تا این بنای تاریخی حفظ شود؟ و حتی قول شهردار سه ماه پیش تهران به کجا رسید؟ حالا آن همه قول و قرار کجاست، وقتی درِ خانه نیما همیشه باز است، ... .»

 

کد خبر: 965

منبع: ایسنا

پنج شنبه, 07 تیر 1397 ساعت 11:37

از سوی کارگاه اتفاق؛
گزیده شعرهای محمد مختاری صوتی شد

نوشته شده توسط

کتاب صوتی «گزیده شعرهای محمد مختاری» منتشر شد.

 

این شعرها با انتخاب و صدای سیاوش مختاری در ۵۵ دقیقه و ۱۰ ثانیه با قیمت ۱۵ هزار تومان از سوی کارگاه اتفاق راهی بازار شده است.

 

معرفت جسم، سحابی خاکستری، کارنامه، قالی لاکی، ماه و نیمکت، گامی دیگر، حکایت در پنج صحنه، آواز میهنی، منظومه، تا شام آخر، جشن پنهان، مولن روژ، پاداش فکر و سیاه‌سفید شعرهایی هستند که برای گویا شدن در این مجموعه انتخاب شده‌اند.

 

از آثار محمد مختاری می‌توان به «بر شانه فلات»، «حماسه در رمز و راز ملی»، «اسطوره زال»، «منظومه ایرانی»، «زاده اضطراب جهان»، «تمرین مدارا»، «هفتاد سال عاشقانه شعر فارسی»، «آرایش دورنی»، «انسان در شعر معاصر»، «چشم مرکب»، «خیابان بزرگ» و «سحابی خاکستری» اشاره کرد.

شعر «تا شام آخر» از این مجموعه:

 

نزدیک شو گرچه نگاهت ممنوع است.

زنجیره اشاره چنان از هم پاشیده است

که حلقه‌های نگاه

در هم قرار نمی‌گیرند.

 

دنیا نشانه‌های ما را

در حول و حوش غفلت خود دیده است و چشم پوشیده است.

نزدیک شو اگرچه حضورت ممنوع است.

 

وقت صدای ترس

خاموش  شد گلوی هوا

و ارتعاشی دوید در زبان

که حنجره به صفتهایش بدگمان شد.

تا این‌که یک شب از خم طاقی صدایت

لغزید و ریخت در ته ظلمت

و گنبد سکوت در معرق درد برآمد

 

کد خبر: 940

صفحه1 از7

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد