کمپین بزرگ آهای خبردار کارساز می‌شود --------- هایکو چیست؟ ----------- انتشار دکلمه ای از حسین منزوی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه جشنواره شعر نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی
گزارش

گزارش (49)

نشست نقد و معرفی مجموعه شعر «آبی روشن آبی خاموش» سروده صادق رحمانی به میزبانی خبرگزاری مهر برگزار شد.

مجموعه شعر «آبی روشن آبی خاموش» سروده صادق رحمانی در قالب نشستی ادبی با حضور حمیدرضا شکارسری و شهرام میرشکاک در خبرگزاری مهر رونمایی و معرفی شد.

 

در این نشست صادق رحمانی در سخنانی عنوان کرد: من از سال ۶۵ شاعری را به شکلی جدی  شروع کردم و از همان ابتدا نیز علاقه‌ام به حوزه شعر کوتاه بود و در حال و هوای رباعی و دو بیتی شعر می‌سرودم و فکر می‌کردم در قالب‌هایی مانند غزل برای من جایی وجود ندارد. در سال‌های اوایل دهه هفتاد نخستین دفتر شعرم  با عنوان «همه چیزها آبی» است منتشر شد و در سال ۸۵ دفتر شعر دیگری با عنوان «سبزها و قرمزها» تا برسم به این دفتر شعر.

 

وی ادامه داد: سبک و سیاق کاری من حاصل تجربیات ذهنی من است و معمولا دیر به دیر دست به انتشار اشعارم می‌زنم کما اینکه میان این دفتر تازه و دفتر قبلی من هم ۱۰ سال فاصله افتاده است.

 

در ادامه این جلسه حمید رضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی نیز در سخنانی عنوان کرد: وسوسه نام‌گذاری و تعیّن و اینکه برای هر چیزی چهارچوبی تعریف کنیم و اندازه و فیزیکی خاص برایش بتراشیم در روزگار پیشامدرن نیز وجود داشته است اما روال قالب نبوده است و در روزگار ماست که لزوم تعریف هر پدیده‌ای برای ما مهم شده است و ما را با انفجاری از اُبژه‌ها روبرو کرده است. از سوی دیگر در این اتفاق حد و مرزها بر اساس اختلاف تفاوت شکل می‌گیرد و نه شباهت و در نیتجه هر اُبژه‌ای باید تفاوت خود را نسبت به مساله قبلی‌اش مشخص کند.

 

 

شکارسری در ادامه افزود: در دو دفتر شعر آقای رحمانی با عبارت «رباعی نیمایی» روبرو هستیم. یعنی شعری که ابتدا رباعی و است و در ادامه نیمایی. به گمان من نیما به شعر فارسی آمد تا به جای اینکه شاعر و حرفش دنبال قالب و موسیقی وزن بدود، قالب و موسیقی و وزن به دنبال شاعر بدوند. من هر حرکت و حرفی که از این مفهوم الهام بگیرد را نیمایی می‌دانم و به همین تعبیر حتی شعر شاملو و جریان شعر سپید را نیز در جهت نزدیک کردن شعر به زندگی و استفاده نکردن از موسیقی و وزن نوعی شعر نیمایی می‌دانم. نیما می‌گوید از چهارچوب قوالب سنتی فراتر برو ولی ما در این دفتر می‌خواهیم قوالب سنتی را با این پدیده و حرکت پیوند بزنیم و به نظرم این نوعی تناقص است که در کتاب شاهدیم.

 

 

این منتقد ادبی همچنین گفت: کتاب آقای رحمانی نه ما را به رباعی راهنمایی می‌کند و نه به سمت رباعی. از عنوان رباعی نیمایی انتظاراتی می‌رود که با تورق کتاب برآورده نمی‌شود.

 وی در بخشی دیگری از سخنان خود در این نشست عنوان کرد: اگر جریان کوتاه‌سرایی و ساده‌نویسی را جریانی بدانیم که در دهه ۸۰ به دلایلی رواج پیدا کرد و نوعی واکنش به ساختار زندگی در این دهه بود، آن وقت می‌بینیم که شاعر این مجموعه دعوی کوتاه نویسی دارد از زمانی وارد این عرصه شده که اصلا این موضوعات مطرح نبوده است. مساله من این است که نمی‌شود گفت که او بدون ارجاعاتی شعر می‌نویسد. اما شاهدیم که تظاهرات برون متنی در شعر او حضوری ندارند و به عبارت دیگر اثری از زیست و زندگی پیرامونی‌اش، شعر و اجتماع و زیستگاه امروزی‌اش در شعر او نمی‌توان یافت و در نتیجه من اگر جسارت نباشد به چنین شاعری بچه بودای اشرافی روزگارش می‌گویم یعنی شاعری که دغدغه‌ای جز خودش ندارد

 

شکارسری ادامه داد: یکی از غفلت‌های روزگار ما این است که شاعران ما آنچنانکه زیست می‌کنند نمی‌نویسند. ایرادی که ساده نویسی و سطحی نویسی به شعر امروز وارد کرده همین مساله است. ساده نویسی و کوتاه نویسی در حال توجه و اتهام زنی به نوع زیست شاعران امروز ماست.

 

این شاعر و منتقد تصریح کرد: این کتاب با چگونه نوشتنش ما را از چه نوشتنش محروم کرده است. اینها تلفیقی است از شعر سنتی و سپید و نیمایی که حاصل نوعی در هم آمیختگی وزن و قالب با بی‌وزنی است. به هر روی من مجموعه اول آقای رحمانی را به سبب نزدیک شدن به زندگی انسان امروزی موفق‌تر می‌دانم.

 

 

شهرام میرشکاک دیگر منتقد حاضر در این نشست نیز در این نشست در سخنانی عنوان کرد: شعر امروز ما شعری صریح و کوتاه است اما این الزاما منجر به سادگی نمی‌شود و از قضا این شعر بسیار پیچیده است. شعر نو همواره در حال کشف معانی تازه است و استقلال دارد و شاید برای همین است که نظر ساختاری تکلیف آدم با این شعر روشن نیست چون این جریان دائم در حال کشف کمال خودش است.

 

 

وی ادامه داد: آقای رحمانی در این دفتر به دنبال کار تازه‌ای نیست. او بسیار پیشتاز شعر سروده است. سبک او حاصل بازخوانی از هیچ قالبی قبل از خودش نیست و حرکتی است به سمت سرایش دو بیتی و نگاهی عاقلانه و گاه پرسشگرانه به جهان دارد و به نظرم بیشتر نگاهی پرسه‌وار دارد. رحمانی به ننگ شاعران امروزی ما دچار نیست و در انتظار واکنشی به شعرش نمی‌نشیند. او در واقع برای خودش شعر می‌گوید و نه برای مخاطبانش. او شاعر خود و حتی ورای خودش است. من او را باشوی شعر ایران می‌دانم یک سالک طریقت. کسی که از مکاشفات خود جست می‌زند و شعری فراانسانی و فلسفی می گوید و خوشحالم در دوره‌ای که ادبیات ما به خود ادیبی سالک ندیده است، شاهد رویش دوباره اوییم.

 

 

میرشکاک افزود: رحمانی از افق خود به جهان نگاه می‌کند و نگاهی جز به کل مانند عرفا دارد. من به این اعتبار او را تنها عارف سالک ادیب روزگارم می‌دانم. رحمانی مانند عرفا به شعر نگاه می‌اندازد و این نگاه کمتر شبیهی در شعر امروز ما دارد. رحمانی فراتر از زبان به شعر نگاه کرده است و خود را از همه قید و بندهایش رها کرده است.

 

وی خطاب به شاعر گفت: نگاه می‌نی‌مالیستی شما به شعر شبیه فلسفه اشراقی باستانی ما در ایران است و منجر شده که کشش ذهنی و عاطفی در شعر شما وارد شود. اگر شعر امروز ما فاقد جذبه است این کتاب اما شاعری دارد که مثل یک دیوانه فوکویی و عارف جهان را رصد می‌کند.

 

کد خبر: 649

منبع: مهر

 

سیدعلی صالحی در پی کشتار مسلمانان روهینجایی در میانمار، در نوشته‌ای خطاب به «آنگ سان سوچی» - رهبر این کشور آسیایی - از او انتقاد کرد.

 

در یادداشت این شاعر با عنوان «بودایی درنده» آمده است:

 

«"آنگ سان سوچی"!

 

فکر می‌کردم زن باید ایندیرا گاندی باشد. فکر می‌کردم زن باید مادر ترزا باشد. فکر می‌کردم آن همه تنگنا و حصر و هراس را تنها تو از سرِ عشق به اولادِ آدمی، هزینه حوصله کرده‌ای. آن سال‌ها را به یاد آر دخترِ آزادی‌خواه، چه رخ داد. دنیا را که کبوتر سفید را سر بُریده، کرکسِ لاشخوار برگزیده‌ای بر دو شانه خود؟!

 

می‌گویند کرور کرور کشتار کرده‌ای به کینه از کودکانی که قوانین شما، در شناسنامه آن‌ها نوشته‌اند؛ مذهب: بودایی، یا مذهب: بوده دیگری. اما این نابودیسمِ بی‌رحمانه به فرمانِ تو رُخ داده است. "آنگ سان سوچی"! هول‌آورِ هولوکاستِ میانمار...! مار میانِ تنهایی تو چنبر زده بود و ما نمی‌دانستیم! دریغا... مگر تو دختر مادرت نبوده‌ای، مگر تو زن نیستی. مگر تو هرگز کودک نبوده‌ای، مگر تو با همان زبانی تکلم نمی‌کنی که کودکانِ میانمار!؟ آن‌ها که به مردم خود رحم نمی‌کنند، چه ربطی به رویای صلح دارند... دروغگو! آن‌ها که به مردم خود رحم نمی‌کنند،‌ شرف ندارند... دروغگو! بشریت اگر از روبه‌رو شدن با چنین پرونده هولناکی از شرم تلف شود حق دارد. یک قلاده رهبر قلابی، صدها کودک را پیاپی قتل عام کرده است و جهان گوش به زنگِ شکست داعش است. داعشیزم و درندگی شکست نمی‌خورد، از این غار گریخته، در چهره آن‌ها ظهور می‌کند. این حضورِ شناور، مولود و گماشته جهان سرمایه‌داری است. سرمایه‌داریِ ستمگری که قادر است "آنگ سانْ سوچی" صلح‌طلب را به یک ماده گرگ‌ هار بدل کند. دریغا دنیای درنده، دیگر به چه کس، به چه چیز، به کدام جریان و حقیقت می‌توان اعتماد کرد!؟ روزگار فروپاشی خانوار مشترک بشری، فرزندانی بهتر از ترامپ و سوچی و... نخواهد زایید. ناشنیدن ضجه زنان و کودکان بی‌دفاع، تاوان درشتی دارد. درد سهمناکی دارد. رقم خوردن پایان کار به عهده ستمگران نخواهد بود. هی بودایه درنده! »

 

 

 

آنگ سان سوچی، رهبر کشور میانمار، که سال‌ها در حبس خانگی بود و موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد، به خاطر عملکردش در قبال خشونت‌های اخیر علیه مسلمانان روهینجا با انتقادهای شدیدی مواجه شده و برخی خواستار پس گرفتن جایزه صلح نوبل از او شده‌اند.

 

 کد خبر: 648

 

دبیرخانه‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو از روند برگزاری سومین دوره‌ این جایزه‌ گزارش داد.

با توجه به خبر رسیده در پی اطلاع‌رسانی‌های گسترده در چند ماه اخیر از سوی دبیرخانه‌ جایزه‌ شعر شاملو (که طی چند نوبت در رسانه‌ها و روزنامه‌های سراسری صورت گرفت) و درخواست از شاعران و ناشران محترم برای ارسال کتاب‌های شعر نو منتشرشده در سال ۱۳۹٥، تعداد ۲۰۱ عنوان مجموعه ‌شعر تا پایان مردادماه ۱۳۹٦، آخرین مهلت ارسال کتاب، به دبیرخانه‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو رسید. از این تعداد، ۱۶۸ عنوان شرایط حضور در این دوره‌ جایزه را دارا بودند.


فرایند خواندن و داوری آثار از زمان تحویل نخستین سری کتاب‌ها آغاز شده است و داوران ضمن بررسی دقیق مجموعه‌ها، طی برگزاری جلسات مشترک به بحث و تبادل نظر می‌پردازند. نتایج نهایی مرحله‌ نخست داوری در سومین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو، تا پایان شهریورماه تعیین و اعلام خواهد شد.

 

کد خبر: 645

جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر کوتاه «خداکند این بار دیر کند»، سروده یوسف نورائی به تاريخ دوازدهم شهريور ماه در انجمن ادبی خاوران برگزار شد.

 

این نشست با حضور شاعران و منتقدانی چون سینا بهمنش، صابر سعدی پور، محسن محمدی، الهه کاشانی، عباس صادقي، فاطمه گيلاني ، سارا بهرامي ، شاعر مجموعه يوسف نورايي ... با دبیری و اجرای حمیدرضا شکارسری برگزار شد.

 

مجموعه شعر کوتاه «خداکند این بار دیر کند»، به همت نشر مایا، سال گذشته به چاپ رسیده است.

 

سینا به منش، نخستین منتقد جلسه در ابتدا عنوان کرد که می‌توان از سه زاویه به این کتاب نگاه کرد. طی جلساتی كه چند سال پيش به همت صابر كاكايي و با حضور جناب شكارسري در کارگاه شعر کوتاه داشتیم به تعریف هایی از اشعار کوتاه رسیدیم با مرزهايي كه بين انواع مختلف آن قابل تشخيص است مثل شعرهای سپید کوتاه، هایکو ، كاريكلماتور و حتي سه گاني و پريسكه و غيره . شعر کوتاه میراثی است که ما از قبل ترها داریم که تک هسته ای بودن از ویژگی های آن است.

 

این منتقد ادامه داد: در این کتاب کاملا مشخص است که شاعر علاقه هایی به شعر کلاسیک و شعر بلند دارد و این اشعار کوتاه، اولویت دوم شاعر است. در این کتاب 107 شعر وجود دارد. در صفحات فرد، یک شعر و در صفحات زوج آن دو شعر وجود دارد و این نشان دهنده یک کار فرمالیستی است. مخاطب اکثر شعر ها «تو» است و مخاطب دچار سردرگمی می‌شود که این «تو» چه کسی است. در صورتی «تو» می‌تواند خود مخاطب باشد و شعرها محتوایی چون دغدغه هاي اجتماعي داشته باشند.

 

 

این شاعر اضافه کرد: اصطلاحات سایر علوم در شعرها به کار رفته است. کلماتی چون تصاعد، خط زلزله، فتوسنتز، عنبیه و... اصطلاحاتی از سایر علوم است. در گذشته شاعرانی که حکیم بودند و به سایر علوم آشنایی داشتند، به عنوان مثال طوری از ستاره شناسی در اشعارشان استفاده می‌کردند که چندین مفهوم را نشان دهد. حال آنکه در این کتاب به شکلی کاملا مستقیم به آن ها اشاره شده است.

 

سینا به منش در خصوص زبان و نوع نگارش اشعار این کتاب گفت: در این مجموعه، اشعار گاهی دچار دوگانگی زبان شده و فعل ها اشتباه به کار رفته است. مورد دیگر تقطیع است. تقطیع باید به راحت خوانی مخاطب کمک کند که در بسیاری از اشعار به درستی رعایت نشده و کاملا اشتباه نوشته شده است.

وی در پایان به صحبت های نیما یوشیج اشاره کرد که شعر باید از ذهنیت به عینیت برود. این مجموعه پر از تصاویر ذهنی است و به عینیت نرسیده است. پیشنهاد من به یوسف نورائی این است که از اشیا در شعرهای آینده اش استفاده کند. چرا که استفاده از اشیاء در به عینیت رسیدن شعر کمک می‌کند.

او خاطر نشان کرد که کتاب پر از ایده های ناب است و امیدوارم در مجموعه های آینده به خوبی از آن استفاده شود.

 

صابر سعدی پور دیگر منتقد این نشست نیز به ویژگی های «خداکند این بار دیر کند» اشاره کرد و گفت: اشعار یوسف نورائی ویژگی های شعر کوتاه را دارد. طوری که در هر شعر به یک تصویر يا تعبير يا مضمون واحد می‌رسیم.

وی افزود: مانند دیگر اشعار روزگار ما که از بازی زبانی دوری می‌کنند اشعار این کتاب نيز به شدت ترجمه پذیر است. از طرفی ديگر اگر با وسواس بیشتری به این اشعار نگاه می‌شد، شاید بسیاری از شعر ها در کتاب گنجانده نمی‌شد.

 

سعدی پور اضافه کرد که در این کتاب علي رغم كوتاهي شاعرها خیلی کم از ایجاز استفاده شده است . ايجازي که می‌توان گفت در اين ژانر شعري كاملا ضروری است. شاعرانگی های بسیاری بین اشعار به چشم می‌خورد و در مقابل بعضی از آن ها هم شعریت ندارند. به عنوان مثال اسم کتاب شاعرانه نیست اما وقتی در متن يك شعر به کار می‌رود کاملا شعریت مي يابد.

 

وی در پایان گفت که این مجموعه مرا راضی نمی‌کند اما نشان می‌دهد که مولف، ذاتا شاعر است و سوژه های بکری دارد.

 

 

حمیدرضا شکارسری دبیر جلسه نیز با اشاره به کلیت این مجموعه گفت: این دو منتقد نوعی نگاه جزء نگر داشتند . نگاهی که به بافتار شعر برمی‌گردد. ما از شاعر انتظار داریم حداقل در متنی که برای پشت جلد کتاب انتخاب می کند، همه ي جوانب فرمي و محتوايي را سنجیده باشد. وقتی در خصوص اين مهمترین گزینش کتاب ، به نوعی سهل انگاری می‌رسیم طبيعي ست كه سخنان منتقدان محترم هم به سمت دوگانگی زبان معطوف گردد . "همش" واژه اي محاوره اي ست كه در متني با زبان معيار خيلي توي ذوق مي زند و نشانه ي آشكار ناهمگوني زبان در شعري كوتاه است .

 

وی ادامه داد: اما اگر نگاه را از بافتار به سمت ساختار شعر معطوف كنيم ، به نظر من نوعی هوشمندی و موقعیت سنجی در انتشار کتاب با اين ژانر شعري می‌بینیم. کوتاه نویسی و ساده نویسی از مهم ترين و عمده ترين جريانات شعري ست كه يوسف نورايي به خوبي از این موقعیت استفاده کرده است و خود را به امواج آن سپرده است . پس نوعي تبعيت از جريانات شعري روز را در اين كتاب شاهديم .

 

شکارسری در رابطه با ساختار شعرها نیز گفت: اگر تعريف شعر کوتاه را فارغ از ویژگی هایی چون کوتاه بودن، تعداد کلمات، تعداد سطر ها و... بدانیم، و اين تعريف را در يكه بودن تصوير و تعبير و مضمون شعر جستجو كنيم آنگاه می‌توانیم این اشعار را شعر کوتاه بنامیم. چرا که شعر ها غالبا شاخه شاخه نشده و چهارچوب يك شعر کوتاه را دارند.

 

وی اضافه کرد: عدم توجه به تازگی و بداعت مضمون، استفاده بیش از حد از تشبیهات ساده، عدم استفاده از صور خیال پیچیده، عدم رابطه شاعرانه بین واژه ها و... باعث نارضایتی منتقدان امروز ما از «خداکند این بار دیر کند» است. توصیه من به شاعر، این است که در صورت بازنشر کتاب، در ویرایش زبانی آن و هم در تعداد اشعار تجدید نظر کند. چراکه تعداد بالای اشعار از توجه به اشعار خوب جلوگیری می‌کند.

 

اعضای کانون ادبی خاوران و ميهمانان اين برنامه در پایان به شعرخوانی پرداختند.

 

کد خبر: 637

 

کانون ادبی بهمن در اقدامی تازه در خصوص نشست های تخصصی و ادبی خود به بررسی سیر تحول شاعران معاصر از اولین اثر آن ها تا به امروز می‌پردازد.

 

سومین نشست از سری نشست های این انجمن به فرهنگ روشنی و نقد کتاب «برف پاک کن» اختصاص داشت. وی شاعری ترانه سرا و در شعر محاوره فعالیت دارد. دو کتاب قبلی او در قالب ترانه بوده است و برف پاک کن اولین تجربه وی در شعر کلاسیک و محاوره ای است.

 

نشست "نگاهی به سیر تحول شعر های فرهنگ روشنی" عصر روز گذشته با حضور شاعران و کارشناسانی چون سید احمد حسینی، علیرضا بندری، محسن انشایی، امید بیگدلی، سامی تحصیلداری، ستاره جوادزاده، منیره حسینی، امید روزبه، علی عظیمی، الهه کاشانی، نگین فرهود، اصغر علی کرمی، مجتبی سپید و... به همراه فرهنگ روشنی و با اجرا و کارشناسی حمیدرضا شکارسری در فرهنگسرای بهمن برگزار شد.

 

دکتر"علیرضا بندری" نخستین منتقد جلسه با توصیف این که فرهنگ روشنی تسلط کامل بر فرهنگ و زبان ترکی دارد، تاکید کرد که این شاعر گاهی در نحو و دستور و زبان فارسی شعرش دچار اشتباه می شود و این ویژگی در بسیاری دیگر از شاعران ترک زبان مانند رسول یونان و رضا براهنی است.

 

وی در کلیتی درباره اشعار فرهنگ روشنی گفت: فرهنگ روشنی خوب مینویسد، اما اضافه نویسی دارد و این بزرگترین آسیب او است. تسلط فرهنگ، بر روی گرامر ترکی خیلی خوب است. فرهنگ روشنی اگر وزن بلد نباشد شعر «فصل پیدایش توسری ها» را نمی‌نویسد.  یعنی نمی‌تواند بنویسد. فرهنگ روشنی وزن و ادبیات را کاملا می شناسد.

 

 

بندری افزود: من خیلی از شعر های فرهنگ را شبیه می بینم. وقتی ترانه می‌نویسد شبیه می بینم. پس نوشت های فرهنگ زیاد است. درواقع در مورد خودم می‌توانم بگویم که آدمی تاثیر پذیرم. توصیه می‌کنم به فرهنگ که شعر بشنود و ته نشین شود اما اجرای بهتر از آن را داشته باشد.

 

وی افزود فرهنگ روشنی در برخی شعرهایش مثل هیچ کس نیست و زبان خود را یافته است ولی در برخی از شعرهای وی ردپای شاعران دیگر به خوبی نمایان است ولی فرهنگ روشنی تاثیر پذیری اش از شاعران دیگر را انکار نکرده و در پی نوشت اشعارش به صراحت آن را بیان کرده است .  در خصوص وزن شعر فرهنگ روشنی افزودند وزنی که فرهنگ در شعرش استفاده کرده از قماش بی وزنی است که احمدرضا احمدی در شعرش به کار می برد . وی با نقل قول این جمله از احمد رضا احمدی که " من به خاطر وزن یک کلمه را در شعرم نمی کشم " تاکید کرد که کاربرد بعضی اختیارات شاعری برای نادیده گرفتن وزن، ویژگی مثبت شعر این شاعر است ولی وقتی ضرورتی برای این کار ندارد شعرش را دچار ضعف کرده است .

 

وی با بیان اینکه فرهنگ روشنی وارث ادبیات مستقل است و به شعر خودش متعهد است توضیح داد که بررسی میراث موثر بودن و متاثر بودن فرهنگ روشنی را باید به نشست و زمان دیگری واگذار کرد .

 

سید احمد حسینی دیگر منتقد جلسه با اشاره به بلاتکلیفی شاعر امروز سخن خود را آغاز کرده و گفت : شعرهای فرهنگ روشنی در این مجموعه نسبت به کتابهای پیش دچار تحول شده است و به اعتقاد من این نخستین مجموعه شعر اوست .

 

 

این شاعر در ادامه آمار جالبی ارائه داد که در سال 90 ، 9 هزار کتاب شعر اولی در ایران داشتیم. کار فرهنگ روشنی در میان اینهمه آدم که در ایران شعر می گویند و به آن ها شاعر می‌گوییم بسیار سخت است.

 

حسینی با اشاره به گستردگی عناوین کتاب که سالهای اخیر چاپ شده است، بر این نکته تاکید کرد که شاعری مانند فرهنگ روشنی راه دشواری پیش رویش وجود دارد که به عنوان شاعر شناخته شود . وی با بیان نمونه های موفق شعرهای اجتماعی در تاریخ ادبیات از سیف فرغانی و پروین اعتصامی، بیان کرد که یکی از مهمترین ویژگی های شاعر، توجه به جهان پیرامون است و شعر اجتماعی یکی از نمونه های آن است. وی با این مقدمه شعرهای روشنی اجتماعی فرهنگی را موفق تر از بقیه سروده هایش برشمرد.

 وی به جمله" نظامی عروضی" اشاره کرد که شعر صورتی است از محتوا که نسبت به صورت های دیگر آن محتوا تاثیر گذار تر باشد. سپس گفت: در بیست و پنج سال اخیر که شعر امروز ما خود را نشان داده است، در تمام قالب ها بستر جدیدی ایجاد کرده و صراحت لهجه ای آزار دهنده دارد.

 

 

در پایان مولف این کتاب پشت تریبون حاضر شد و گفت: من اصلا ناراحت نمی‌شوم و اگر قرار بر این بود که جلسه نقد نمی گرفتم. فرهنگ روشنی از منتقدان تشکر کرد و اضافه کرد با خیلی از نقدها موافق بوده است. همچنین گفت: من ادعای ترانه سرایی ندارم و دو سه سال هم هست که ترانه نمی گویم.

روشنی درباره وزن هم توضیح داد که می خواستم در بعضی شعر ها قدرت نمایی کنم. مثلا در یک شعر 28  مورد از اختیارات شاعری استفاده کنم که البته اشتباه کردم.

 

شعرخوانی فرهنگ روشنی در پایان حسن ختام بخش نقد بود.

علاقمندان می‌توانند برای حضور در نشست های آتی کانون ادبی بهمن، روز های چهارشنبه از ساعت 17 به انتهای اتوبان نواب، میدان بهمن، فرهنگسرای بهمن، تالار مبارک مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 619

خبرنگار: پارسا محمدزاده

عکاس: مهدی محبی

 

 

در پی انتشار خبر برگزاری نخستین «کنگره بزرگ شعر نو ایران»، محمدرضا عبدالملکیان دبیر این کنگره، چگونگی دریافت مقالات و شعرها، همچنین اطلاعات آثار برای ارائه در نمایشگاه تخصصی کتاب کنگره را اعلام کرد.

 

دبیر «کنگره بزرگ شعر نو ایران» جزییات برگزاری این کنگره را به شرح زیر اعلام کرد:

 

الف - مقالات

استادان و صاحب‌نظران می‌توانند مقالات خود را در زمینه‌های مرتبط با مباحث عمومی شعر نو ایران و موضوعات تخصصی شاخه‌های شعر نو (نیمایی، آزاد و سپید) تهیه و ارائه کنند.

 

ب - شعرها

شاعران می‌توانند سه تا پنج قطعه از شعرهای نیمایی، آزاد یا سپید خود را به کنگره ارسال کنند.

 

ج - چگونگی ارسال مقالات و شعرها

صاحبان آثار می‌بایست مقالات یا شعرهای خود را حداکثر تا تاریخ ٢٠ شهریور ٩٦ از طریق پایگاه اینترنتی «نبض هنر» www.nabzehonar.com به دبیرخانه کنگره ارسال کنند.

 

د - چگونگی استفاده و ارائه مقالات و شعرها در کنگره

نظر به حجم و تراکم برنامه‌های کنگره، از صاحبان برجسته‌ترین مقالات و شعرها برای ارائه آثارشان در کنگره دعوت خواهد شد. مقالات و شعرهای برتر نیز برای درج در کتاب‌های ویژه کنگره مورد استفاده قرار خواهد گرفت، ضمن آن‌که از دارندگان این آثار نیز برای حضور در کنگره دعوت خواهد شد.

 

ه - نمایشگاه تخصصی کتاب و آثار صوتی - تصویری شعر نو

به منظور بررسی و انتخاب آثار برجسته و مناسب شعر نو و درباره‌ شعر نو و ارائه نمونه‌های برجسته در نمایشگاه تخصصی کنگره، ناشران می‌توانند فهرست و اطلاعات پایه آثار منتشرشده ود (طی ٥ سال اخیر) را تا تاریخ ١٠ شهریور ٩٦ به نشانی یادشده ارسال کنند.

 

و - مکان و زمان برگزاری کنگره

استان گیلان به عنوان یکی از خاستگاه‌ها و پایگاه‌های بالنده‌ شعر نو ایران، میزبان این کنگره بزرگ و سراسری خواهد بود.

کنگره بزرگ شعر نو ایران در دهه‌ سوم آبان ماه، به مدت چهار روز، در شهرستان رشت و برخی دیگر از شهرستان‌های استان گیلان برگزار خواهد شد.

 

کد خبر: 615

نخستین کنگره «شعر نو ایران» با همراهی و حمایت چندین دانشگاه، سازمان، نهاد، ناشر و مرکز فرهنگی، در آبان‌ماه سال جاری (۹۶) برگزار می‌شود.

 

بنا بر اعلام برگزارکنندگان،  اینک درست بعد از گذشت هشت دهه از تولد نخستین شعر نو فارسی (ققنوس - نیما یوشیج)، صدای زنگ این کاروان بزرگ در سراسر ایران طنین‌انداز خواهد شد.

 

محمدرضا عبدالملکیان، دبیر کنگره شعر نو ایران، می‌گوید این رویداد فرهنگی، شامل سه بخش: شعر نو نیمایی، شعر آزاد و شعر سپید است که  شاعران، نویسندگان  و صاحب‌نظران می‌توانند شعرها و مقالات تازه خود را برای ارائه و انتشار آثار منتخب در این کنگره ارسال کنند.


همچنین برگزاری نمایشگاه تخصصی کتاب‌های برگزیده شعر نو و درباره شعر نو، یکی دیگر از بخش‌های این کنگره خواهد بود.

 

او می‌افزاید فرم فراخوان و اطلاعات تکمیلی، طی روزهای آتی، به آگاهی شاعران، استادان، دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی و سایر علاقه‌مندان خواهد رسید.

 

کد خبر: 606

کانون ادبی بهمن در اقدامی جدید در خصوص نشست های تخصصی و ادبی خود به بررسی سیر تحول شاعران معاصر از اولین اثر آن ها تا به امروز می‌پردازد.

 

اولین نشست از سری نشست های این انجمن به منیره حسینی و نقد کتاب هایش اختصاص داشت. وی شاعری سپید سرا است و تا کنون آثاری چون حتی شبیه خودم زندگی نکرده ام، فرود هیچ پرنده ای اضطراری نیست، عاشقانه های جنجالی، خیلی چیزها روشن می‌شود و... را با انتشاراتی های گوناگون منتشر کرده است.

 

نشست «نگاهی به سیر تحول شعرهای منیره حسینی» عصر روز گذشته با حضور شاعران و کارشناسانی چون احمد نادمی، مهرنوش قربانعلی، امیر ارجینی، فرهنگ روشنی، سید احمد حسینی، الهه کاشانی، سابیر هاکا، اصغر علی کرمی، محسن محمدی، امیر بختیاری، امید چاوشی، اعظم اکبری، سمانه ارجمندی، پیمان سلیمانی، ونوس رستمی، ناصر عاشقی و.... به همراه منیره حسینی با اجرا و دبیری حمیدرضا شکارسری در فرهنگسرای بهمن برگزار شد.

 

 

 

 "شکارسری" در خصوص "حسینی" و آثارش گفت: منیره حسینی شاعر هوشمندی است که بعد از یک دهه فعالیت و رسیدن به پختگی، کتاب اول خود را چاپ می کند که با زحمت و استمرار توانسته خود را بالا بکشد. امروز به بررسی تحول شعرهایش از آغاز تا کنون می‌نشینیم.

 

"احمد نادمی" نخستین منتقد جلسه در خصوص ویژگی های شعر "حسینی" گفت: سوژه پردازی های منیره حسینی بسیار دقیق است؛ او از یک واکنش به زبانی نرم، گفتاری و واضح برمی‌گردد. حسینی در بیشتر مواقع شروع به توصیف و شرح وضعیت خود می‌کند.

 

وی ادامه داد: از کتاب اول منیره حسینی پی می بریم که او شاعر رابطه های عاطفی است، و متعهد به "ژانر" عمل می‌کند. او نماینده ی بارزی برای این ژانر است، و تغزل را معاصر می‌کند.

 

نادمی عدم شلختگی زبان را از دیگر ویژگی های اشعار منیره حسینی برشمرد و گفت: او پاسدار سلامت زبان است و هرچه پیش می‌رویم شاعرتر می‌شود. منیره حسینی در کتاب دوم به تکنیک های زبانی توجه دارد و همین نکته، کتاب دوم او را از کتاب اولش متمایز می کند.

 

در کتاب "حتا شبیه خودم زندگی نکرده ام" و‌ "خیلی چیزها روشن می شود" اصل بیان، تصویری ست که ارائه می دهد و در کتاب آخر بلوغ شعری کاملا آشکار است.

 

همچنین در کتاب آخر شعری موزاییکی وجود دارد که قطعاتی از شعر شاعرانی چون "فروغ"، "نیما"، "نصرت"، "شاملو"، "اخوان"، "قیصر امین پور"، "سهراب سپهری" و ... در کنار هم چیده شده اند و می توان گفت این شعر یکی از موفق ترین شعرهای موزاییکی به شمار می آید.

 

 

مهرنوش قربانعلی" دیگر منتقد جلسه و یکی از افرادی که بیش از هر کس دیگری در خصوص شعر زنان و شاعران زن صحبت کرده و در این زمینه صاحب نظر است، معتقد است که شعر تغزلی در دهه ی 60 به رویکرد اجتماعی پهلو می‌زند و با عاشقانه هایی روبرو می‌شویم که بعد "اجتماعی" نیز دارند. شعر تغزلی برای منیره حسینی صرفا عاشقانه نویسی و رویکرد عاشقانه نیست؛ عشق بهانه ای است تا هرآنچه که در پیرامون او می‌گذرد را بشناسد.

 

این منتقد ادامه داد: "حسینی" تمرکز، تکیه گاه و محور عشق را برای رویکردهای مختلف به کار می‌گیرد. عشق بهانه ای برای مولف است تا خودش را مرور کند. همانطور که می‌دانید وی در کتاب اول خود رویکرد شعر کلاسیک دارد و در آثار بعدی به تدریج از آن فاصله می‌گیرد.

 

"قربانعلی" در ادامه از ویژگی های شعر حسینی نام برد و افزود: "عناوین کتاب ها"، تحرک و پویایی اشعار را می‌رساند. در این کتاب ها شاعر از بعد روان شناختی نیز به مسأله می‌نگرد و نشان می‌دهد در دنیای امروز تنهایی محض وجود دارد و عشق تنها راه شناخت است.

 

این منتقد در خصوص شعر زنان و نوشته های آنان نیز گفت: نوشتار زنان با شعر زنان متفاوت است. این نوشتار ویژگی های اعتراضی دارد و از زمان خود فراتر می‌رود که این مسأله در کتاب "حتی شبیه خودم زندگی نکرده ام" به خوبی نمایان است.

 

مهرنوش قربانعلی در کسوت منتقد در پایان اذعان کرد: منیره حسینی می‌تواند جزو چهره های قابل تامل شعر دهه ی 80 به بعد باشد.

 

 

در این نشست شاعران و ترانه سرایان حاضر در جلسه ضمن تبریک به منیره حسینی برای تحولی بزرگ در اشعارش طی سال های متمادی، به شعرخوانی پرداختند.

 

این مراسم با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید. علاقمندان می‌توانند برای حضور در نشست های آتی کانون ادبی بهمن، روز های چهارشنبه از ساعت 17 به انتهای اتوبان نواب، میدان بهمن، فرهنگسرای بهمن، تالار مبارک مراجعه نمایند.

 

گفتنی است که ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

 

عکاس و خبرنگار: ملیکا معصومی

کد خبر: 603

 

ترجمه انگلیسی گزیده‌ای از سروده‌های قیصرامین‌پور توسط بنیاد مطالعات ایرانی در لندن منتشر شد.

محمدجواد آسمان دبیر مرکز ترجمه حوزه هنری با اعلام این خبر گفت: بنیاد مطالعات ایرانی در لندن به مدیریت آقای سلمان صفوی یکی دو سال پیش تفاهم‌نامه‌ای با مرکز ترجمه حوزه هنری به مدیریت سرکار خانم سعیده حسینجانی منعقد کرد که بر اساس آن، قرار شد کتاب‌هایی حاوی گزیده اشعار شاعران معاصر ایران توسط مرکز ترجمه آماده شود و برای ترجمه و انتشار در اختیار بنیاد مطالعات ایرانی لندن قرار گیرد. خوشبختانه روند کار با سرعت و کیفیت خوبی در حال انجام است و سال گذشته شاهد رونمایی دو کتاب از این مجموعه یعنی ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی و ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر علی‌رضا قزوه بودیم. پس از این هم ان‌شاء الله کار ترجمه و انتشار کتاب‌هایی از سروده‌های دیگر شاعران معاصر ایران مانند زنده‌یاد سلمان هراتی، زنده‌یاد طاهره صفارزاده، محمدرضا عبدالملکیان، زنده‌یاد بیژن نجدی، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) و... خواهیم بود».

 

آسمان با اشاره به اتمام ترجمه و آغاز روند انتشار ترجمه انگلیسی گزیده اشعار قیصر امین‌پور افزود: قیصر دین بزرگی بر گردن شعر فارسی سه دهه اخیر دارد و جایگاه او در شعر معاصر ما جایگاه بی‌بدیلی‌ست. به همین دلیل غفلت از ترجمه سروده‌های او بخشودنی نبود و نباید می‌گذاشتیم انعکاس اشعار او به زبان انگلیسی که یکی از مهم‌ترین زبان‌های بین‌المللی‌ست از این دیرتر شود».

 

وی ترجمه شعر را که از ثروت‌های بی‌مانند تمدن ایرانی‌ست یکی از بهترین راه‌های مقابله با ایران‌هراسی و ایرانی‌هراسی دانست و ملاک گزینش اشعار شاعران این مجموعه را انطباق با ذائقه مخاطب جهانی عنوان کرد و ادامه داد: «از ابتدا قرار ما این بوده که معیار انتخاب اشعار این شاعران، قابلیت درک و همنوایی خوانندگان و علاقه‌مندان جهانی شعر و تأکید بر جلوه‌های انسانی و صلح‌آمیز شعر معاصر ایران باشد. از همین رو از بین اشعار خوب این شاعران، آن‌هایی گزین شده‌اند که واجد چنین ویژگی‌هایی باشند؛ تا هم پیشاپیش بتوانیم روی رغبت مخاطب غیرفارسی‌زبان به مطالعه این سروده‌ها حساب کنیم و هم تصویر درستی از دغدغه‌های متعالی و انسان‌دوستانه شعر معاصر ایران به جهان ارائه کرده باشیم».

 

ترجمه انگلیسی گزیده سروده‌های قیصر امین‌پور به انتخاب محمدجواد آسمان توسط نشر بنیاد مطالعات ایرانی لندن در کشور انگلستان منتشر شده است.

 

کد خبر: 586

محمد افندیده شاعر سپید سرای روزگار ما با سرودن این شعر نظرات بسیاری از صاحب نظران عرصه ادب و منتقدان را به خود جلب کرده است. تا جایی که آنان را بر آن داشت تا یادداشت و سخنی بر آن بنویسند. در ادامه پس از خوانش این شعر به سراغ نظرات شاعران و منتقدان می‌رویم تا با دیدی بهتر به این شعر نظر کنیم:

 

باید نردبانی بیاورم

تا محکوم اعدامی این کتیبه فرار کند

و شاخه ای را کمی کنار بزنم

پرستوها بال شان زود می شکند

که مادر این ها را گفت که باید

و بعدش آمد

بامشت هایی به نجابت مریم

ایمان را میان سینه هامان تقسیم کرد.

 

من بودم که آمدم

روی خاکریز ایستاده

رو به جنگ

فریاد می زدم

تو از خودت چه می دانی؟

و از من؟

که اگر به خانه بازنگردم

از خانواده دو نفره ما

یک سطر باید نقطه چین بگذارم

و در سطر بعد دستم را روی صورتت

چون فقط خانه ای می ماند

که آجرهایش بعد از باران بوی نم خوشی می داد

و دستم را اگر بردارم

می بینی؟

مادرم است که دارد با دانه های تسبیح

میان قلب اش برایم سنگری می چیند

اما تفنگی که تو روبرویم گذاشته ای

مرگ است که از لوله اش

ماری ست که انگار به سمتم خیز بر می دارد

 

تفنگ

آری تفنگ

سرنگی ست

که خون تازه ای

به شریان های متورم جنگ تزریق خواهد کرد

با صورت در خاک فرود می آیم

بی آنکه بتوانم دستی ستون کنم.

 

گرد و خاک بود که می پیچید در هوا

خاک نم خورده با خون بود

که بوی خوشی داشت

و بعد آن

تسبیح بود که پاره شد

و دانه هاش

که متبرک بودند

هرکدام

لب های مادری بود که به درد گزیده می شد

نگاه کن ! مادرم بود

که از درد لب هایش را می گزید

و نامم را میان دعا

به زمزمه ای حزن آلود

چنان رها می کرد

که اسبی یال های سرخ اش را

در دشتی سبز

اما

جنگ قلبی فلزی دارد*

که به مویه های مادران

به حزن پیچیده شده میان دعا

به دانه های تسبیح متبرک

و به آنچه میان سینه هامان تقسیم شده بود

پوزخندی زد

سیگاری به زمین انداخته

و در شمایل مردی سیاه پوش

پشت به تصویر

بی اعتنا

دور شد.

 

مادر ابراهیم

داشت اسپند دود می کرد

و نمی دانست

گلوله ای که از قلبی فلزی روانه شود

در مه غلیظ هم راه اش را گم نخواهد کرد

ابراهیم

بدون آنکه بتواند

دستش را ستون کند

با صورت

در آغوش مادر فرود آمد.

 

هاااای که پشت به تصویر دور می شوی

به مادرانی فکر کن

که میان مه ای غلیظ

انگار بخاری که از دهان مرگ بیرون زده

زمستان

با شیون و مویه

به کردی یا فارسی یا ترکی یا ...

ستون های فرو ریخته خانه هاشان را در پی اند

و هیچ گاه پیدا نخواهند شد

نه دانه ای های تسبیح در تاریکی

نه سربازانی

که میان مه

مادرشان را در آغوش می کشند.

 

این ها را فریاد زدم

ایستاده بودم و فریاد زدم

افتاده بودم و باز فریاد زدم

شما هم فریاد بزنید در قلب هاتان

که ابراهیم گفته بود

با آنچه میان قلب ماست

که مادر بود و ایمان

و گله ای اسب رمیده

که یال های سرخ شان را

در سبزدشتی به وسعت دعای مادرانمان به رقص وامی داشتند

آری با همین ها

و بوی خوش خاک نم خورده با خون ،

روزی قلب های فلزی ذوب خواهند شد.

 

مردی سیاه پوش

پشت به تصویر

میان مه ای غلیظ

پیش رفت

پیش رفت و کم رنگ شد

پیش رفت و تار شد

و چند لحظه بعد

میان مه

میان بخاری که از دهان مرگ بیرون زده بود

میان شیون هزاران مادر

که هر کدام ابراهیمی را به آغوش کشیده بود

محو شد

و پس از آن هیچکس

ابراهیم را ندید

جز در آغوش مادرش

آرام.

 

* یک سطر تضمین از #سید_رسول_پیره

پی نوشت مولف :

برای شهید ابراهیم همت که غرش هزار شیر در حنجره نهفته بود و برای تمام کسانی که جان به عشق مام وطن و ایمان تسلیم کردند و برای مادرانی که داغ مثل سایه همیشه با آنها خواهد ماند و قهرمانان واقعی اینانند که گفتم.

 

 

پرویز بیگی شاعر، منتقد ادبی و مدیر انتشارات فصل پنجم در خصوص این شعر می‌گوید:

یاد کردن و سرودن برای مردانی که آسمانی بودند و آسمانی شدند آنهم در این روزگار قابل تقدیر و سپاس فراوان است و از آن جمله شهید حاج ابراهیم همت که در بیتی برای او سروده ام

رها بود همت زمینی نبود

در اندیشه خوشه چینی نبود

شعر از هارمونی لازم بر خوردار است و شاعر با دایره واژگانی که مخاطب را به روزهای دفاع مقدس می برد سعی می کند حماسه و حس غمگنانه را در هم آمیزد و سپس با اشاره به اقوام مختلف همبستگی و دلبستگی ملتی را نسبت به شهدا نشان  دهد. تصاویر پی در پی مخاطب را برای خواندن شعر به دنبال می کشد و سپس با کلمه مادر و آغوش مادر که نشانه مهر و نستوه بودن مادران این سرزمین است،  تصویری از مام وطن را تداعی می کند تا شعر به آرامی در ضمیر مخاطب بنشیند.

 

 

مرحوم سید احمد حسینی شاعر، منتقد ادبی و سردبیر نشر فراموشی نیز با اعلام دیدگاه خود در خصوص این شعر سپید می‌گوید:

در ابتدا باید گفت: بی شک بعد از انقلاب سال 1357 مهم ترین رخدادی که تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتا زندگی فردی تمام اقشار جامعه را در سیطره ی خویش قرار داد، دوران هشت ساله جنگی ست که ناخواسته گریبان سرزمین عزیزمان ایران را گرفت.

مهم ترین شاخصه ی این رخداد در حوزه‌ی فرهنگ پیدایش گفتاری ست که امروزه از آن به عنوان ادبیات دفاع مقدس و ادبیات پایداری نام برده می شود. ادبیاتی که به جنبه های موازی جنگ و جامعه‌ی جنگ‌زده می پردازد.

ژاک دریدا می گوید: هر متن به تعداد فرامتن های خود مؤلف دارد و به تعداد فرامتنها تفسیر و معنی. در شعر پیش رو ابراهیم علاوه بر محمدابراهیم همت (فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسول الله) نماد مردمی‌ست که هرگز نخواستند در پیشگاه دشمن سر خم کنند.

این ها را فریاد زدم/ ایستاده بودم و فریاد زدم/ افتاده بودم و باز فریاد زدم/ شما هم فریاد بزنید در قلب هاتان/ که ابراهیم گفته بود/ با آنچه میان قلب ماست/ که مادر بود و ایمان.

ضمیر ناخودآگاه شاعر به واسطه‌ی درگیری ذهنی (که ناشی از سپری کردن دورانی از زندگی در زمان جنگ است) به شکلی خودآگاه وارد شعر می شود. به طوری که با ابراهیم شخصیت اصلی داستان شعرش همزادپنداری می کند.

من بودم که آمدم/ روی خاکریز ایستاده/ رو به جنگ/ فریاد می زدم/ تو از خودت چه می دانی؟/ و از من؟

این من که به درستی گواه من های اجتماعی شاعر است هم می تواند خودش باشد و هم ابراهیم و هم دیگر اعضای جامعه، که با زیرکی خاص شاعر، غیر از به کار گرفتن نام ابراهیم که به مذکر بودن شخصیت شعر دلالت دارد اشاره‌ای دیگر به وجوه جنیست او ندارد. به عبارتی با هوشیاری عامدانه به مخاطب اجازه ی ورود به متن را می دهد.

همان طور که لوسین گلدمن دراین مورد می گوید: «خالق اثر هنری جمع است». در خلق یک اثر، مؤلف می تواند یکی ازعوامل یا فاعلها باشد. این «من» در عین اینکه یک من آرمانگراست اما یک من فردی‌ست. در هم‌تنیده‌گی این کُنش بستری را در متن ایجاد می کند که ما به عنوان یک مخاطب بتوانیم در تمامی سطور متن و از هر کجا که دلمان خواست وارد یا خارج بشویم.

مردی سیاه پوش/ پشت به تصویر/ میان مه ای غلیظ/ پیش رفت/ پیش رفت و کم رنگ شد/ پیش رفت و تار شد/ و چند لحظه بعد/ میان مه/ میان بخاری که از دهان مرگ بیرون زده بود.

و در پایان باید به این نکته اشاره کرد که ژاک دریدا «خواندن متن» را نوعی ساخت شکنی می داند. دریدا به دو نوع خواندن معتقد است. خواندن به شیوه کلاسیک که به درک معنای ظاهری اثر می انجامد و خواندن به شیوه ساخت شکنانه که ما را به معنای پنهان اثر می رساند. و از این دیدگاه خواندن نوعی تأویل هرمنوتیک است. در حوزه هرمنوتیک هر معنایی نسبی است. معنای یگانه و تغییر ناپذیر وجود ندارد. و هر متن برحسب خوانش های متفاوت معانی گوناگون دارد که هیچ کدام معنای نهایی و قطعی نیستند.

محمد افندیده به خوبی توانسته این تکنیک را در شعرش پیاده کند و مخاطب را با شعرش همراه سازد.

میان شیون هزاران مادر/ که هر کدام ابراهیمی را به آغوش کشیده بود/ محو شد/ و پس از آن هیچکس/ ابراهیم را ندید/ جز در آغوش مادرش/ آرام.

 

 

پیمان سلیمانی شاعر و منتقد ادبی  روزگار ما درباره شعر سپید محمد افندیده معتقد است که جنگ همواره با انسان است، او را رها نمی کند بخش بزرگی از زندگی اش را با جنگ گذرانده است این کابوس همواره با اوست  در افغانستان باشی یا لوگزامبورگ، یا سوسنگرد و قصرشیرین یا در پاریس جنگ مثل سایه ای  در کنار انسان است.

و اما شعر "محمدافندیده"

 

در شعر او جنگ پدیده ای مثبت یا منفی نیست جدال حق و باطل نیست جنگ تشخص دارد که در نگاه مستقل افندیده به جنگ دیده می شود

 

چیزی که در زبان این شعردیده می شود  ، خط روایی اثر است که بیشتر مبتنی بر محتواست تا زبان ، او سعی می کند با داستان شعر یا یک روایت به ساختار برسد  ، یعنی برای القاء مفهوم نیاز نیست در شعر به روایت ساختی  پرداخت که یک خط روایی از اول کار تا انتهای کار ، کل مولفه ها و اجزا ر ا بهم  بدوزد افندیده مثل اغلب آثارش به جای  تفکری ساختی به تفکری ساختاری گرایش دارد  به آفرینش کنشهای جدید و مخلوقات جدید روی می آورد که این حاصل نگاه مدرن اون به شعر امروز است

 

در این شعر گاهی او  اسطوره زدایی می کند : وقتی که نجابت مریم را به چالش می کشد یا در جایی تصویری متفاوت از جنگ به مخاطب می دهد. آنجا که تفنگ به سرنگی تشبیه شده که خون تازه ای به جنگ تزریق می کند.

شعر او دیالوگ دارد  و به نوعی چند صدایی ست.

مادر در شعر او نقش ها و ویژگی های  متفاوتی دارد گاهی مادرِشاعر است با ویژگی های زادبومش، گاهی مادر ابراهیم است با لحن خاصش و در پایان شعر مادر همان وطن است که ابراهیم را با خود می برد در واقع مادر نقش کلیدی دارد در این شعر . استفاده از نشانه ها و پدیده ها (کتیبه ، اعدامی ،تفنگ، مردسیاه پوش سرنگ، و...)جهت ایجاد فضای معنایی برای دریافت های متفاوت مخاطب، هرمنوتیکال بودن ساختار  شعر او را می رساند

یکی دیگر از ویژگی های این اثر خلق تصاویر تازه است مثال: دستی که روی چشم قرار می گیرد و برداشته می شود و چند سکانس مختلف را تصویر می کشد

 

اگر چه شخصا شعرهای بلند را مناسب وضعیت امروز شعر نمی بینم اما نوع روایتگری شاعر را مجاب کرده بود تا شعر را اینگونه طولانی کند اگر چه طولانی بودن این شعر را می توان به قدمت و همیشگی بودن جنگ مرتبط دانست که قرنهاست با انسان است

شعر محمد افندیده یک شعر شهودی ست تا مضمون آفرین و یا صرفا تصویرگر که همین ویژگی شعر او را از دیگر هم نسلانش متمایز می کند.

 

 

محمد رضا امیری شاعر و منتقد ادبی این روزها نیز دیدگاه خود را درخصوص این شعر، اینگونه بیان می‌کند:  شعری با قهرمان سنگر و پشت سنگر است. یکی ابراهیم که همت به شکستن بت ها کرده است و دیگری مادر که غمگین ترین امپراطوری عشق و محبت است.

شروع شعر رویکردی مدرن دارد که محکومی با فرار کردن از نردبان وارد شعر شوی و راوی و دو قهرمانش را همراهی کنی .اما همه می دانیم که این جنگ نا مقدس،به قهرمان ما به عنوان سمبل ملت تحمیل شده و کار او فقط دفاعی مقدس است .شاعر در بندهایی تلاش،کرده مثل قهرمانش به جنگ نزدیک شود اما مراقب است که آنرا تایید نکند.هر چند قهرمان داستان مردی اسطوره ای در ذهن تک تک ماست اما شاعر تلاش دارد با پیوند زدن عاطفه مادری با قهرمان خویش او را فرزند میهن پرستی توصیف کند که غیرتش را نه از خدایان اسطوره ای که از مادرش میهن به ارث برده است .مام وطن که همت را پرورانده است .به خاطر روایتی بودن. و طولانی بودن شعر در جاهایی به زبان نثر نزدیک شده است که شاید توصیف قهرمانش را درگیر مسله ی زبانی نکند.استفاده از برخی باور مذهبی در این نمود چشم نوازی دارد و به ما می آموزد که حتی در غم انگیزترین شرایط از آن غافل نیستیم.خوب است که شاعر گرزی را به دست قهرمانش نداده تا همه رو تار و مار کند و طوری او توصیف کرده است که انگار از میان مردمی عادی برخاست است و مادری که می تواند مادر تمام فرزندان این سرزمین باشد.

 

 

اشکان پناهی شاعر و منتقد ادبی معاصر نیز در رابطه با این شعر معتقد است که آنچه بر این شعر حاکم است، نوع سُرایش متفاوت  از شعرهای آئینی چیزی که امروز در جامعه ی ما به نحوی دیگری تعریف شده ، و شاعران فکر میکنند باید قهرمان پرورانه یا یک حکم اساطیری به اول شخص شعر بدهند در حالیکه در این اثر ما با نوع دیگری از این تعریف روبرویم ، شاعر قهرمانش در بطن اتفاقی ساده شکل می‌گیرد.

با مخاطب ساده سخن می گوید و دردل همین تعریف تصویرسازی های شخصی اش شکل می‌گیرد طوری که باعث می‌شود مخاطب در فکر فرو برود و تامل کند. محمد افندیده در این اثر ، روایت متفاوتی را از جنگ تعریف کرده است و لمس واقعی این موضوع شاید یکی از دلایل آن باشد.

 

 

 

محمد صابر شریفی شاعر صاحب نظر و برنده چندین جشنواره شعر کشوری نیز معتقد است که در دهه‌ هفتاد ما با شاعرانی بسیار دشوارنویس و پُراطناب مواجه‌ایم که از تکنیک‌های پیچیده استفاده می‌کنند و برعکس، در دهه‌های بعد با شاعران بسیار ساده‌نویس مواجه می‌شویم که گاهی در این میان ساده‌نویسی با گریز از شاعرانگی اشتباه گرفته می‌شود. افندیده  در این شعرحق شاعرانگی را ادا کرده، زبانش زبان ساده‌ای است، شروع و پایان خوبی دارد. شاعر با روایت شعری آشناست و دقیقاً می‌داند که از کجا باید شروع کند و کجا شعر را تمام کند.   قدرتِ تصویرسازی افندیده  در این شعر خیلی بالاست و این قدرت با شروع شعرمشخص می‌شود.  اما نقطه‌ ضعفی که می‌شود از آن حرف زد حذف حروف ربط و اضافه در شعر  است که گاهی باعث گم شدن ارتباط بین سطرها و درک دشوار تغییر فضای شعر برای مخاطب می‌شود. البته افندیده آنقدر روایت گر خوبی ست که باز هم بر می گردد و مخاطب را رها نمی کند و سطرها را بخوبی در ذهن جا می اندازد .محمد  از طریق نام‌ها با پیرامونش ارتباط برقرار کرده، تکرار در شعر محمد گاهی یک گریز و گاهی برای تاکید بیشتر آن سطرها ست و گاهی برای فریاد و خشم و عصبانیتش از این فضای درونی  جنگ . شعر بلند  مجموعه‌ای از هسته‌هاست، در این شعر کشف‌های زیادی پیداست ، افندیده  تخیل را جولان می‌دهد و از پیچیدگی‌های فُرمی دور می شود.

 

 

 

محمد نیازی شاعر، صاحب نظر و نویسنده مقالات ادبی  می‌گوید: هر وقت انجیل به روایت متا را گوش می‌دهم حس می‌کنم باید چهارپایه ای را از زیر پایم خالی کنم و به سمت عدم بروم ، عدمی که خداوندگار بیدل می‌فرماید : به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی

تو فطرت عدمی از عدم چه فهمیدی

عدمی که سینه چاک تیغ شهادت باشد .

در خوانش شعر ابراهیم همت به روایت محمد افندیده نیز چنین حسی به من دست داد. چهارپایه ی شهادتی که ایماژیست آرمانگرای ایدئولوژیک را که بیشتر در انیمیشن های طبیعتگرا میتوان دید از زیر پای مخاطب را خالی ، و او را درگیر شعر می‌کند .

نگاه زیبای شاعر با سوژه ی اول شخص ماورایی که وضعیت را ماضی میبیند که تاثیر گذاری حسی و تصویر های نوستالژیکی را که نسل جدید هم حداقل با فیلم های سینما و تلویزیون با جنگ آشنا شده اند و شاعر هم به زیبایی و با حس برانگیزی خاص خودش مخاطب را با خودش همراه میکند و تمام مسیر را کنارش می جنگد.

 

 

رسول پیره شاعر هم روزگار ما اعتقاد دارد که ورودیه این شعر یعنی بند اول و اعدامی محکوم کتیبه با شعر در ارتباط نیست. خب اصلا بحث اعدام نیست و محکومیتی در کار نیست!!!

در بندهای بعد شاعر شروع می کند به تعریف مفاهیم چند تا مفهوم را تعریف کرده و بعد دوباره مادر که با دانه تسبیح و آغوش مادر و شهادت ابراهیم که گویا شهید محمد ابراهیم همت است و‌ما این را از پانویس شعر می فهمیم. شاعر سعی کرده مادر را در شعر بیاورد و گویی به این کار التزام داشته. البته ‌مادر در این شعر منادی «ایمان» و‌همه جا با «ایمان» آمده. است. نکته دیگر هم این است که مرد سیاهپوش که‌محو می شود هچشهید همت است و اینکه چرا انقدر شاعر توضیح داده نمی دانم.

آن فریادها هم به نظر من لازم نیست. چون فریاد باید جایی داشته باشد. من مطمئنم محمد افندیده اگر این شعر را ویرایش کند نسخه ای بهتر از آن را ارائه خواهد داد کمااینکه او قبلا به زیبایی گفته است:

ﻣﺎ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﻢ

ﻣﺎ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ

ﺑﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺗﻬﻤﺖ ﻧﺰﻧﯿﻢ

 ﺟﻨﮓ

ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﮔﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

 

 

اما در پایان تمامی نظرات، نقد ها و گفتگو ها در خصوص این شعر، محمد افندیده شاعر این شعر با سپاس از تمام دوستانی که در خصوص این شعر سپید بلند صحبت کردند، می‌گوید:

در این شعر سعی و تلاشم بر این بود که نگاهی متفاوت تر از جنگ نشان دهم. جنگی که در شعر سپید بسیار به آن پرداخته شده و درون مایه ها ، روایت ها و محتواهای مختلفی را تجربه کرده است.از این رو سعی در وارد کردن عناصر داستانی در شعر کردم ، همچون ، پیش آگاهی (تصاویر ورودی شعر که تنها به نیت انتقال و القای تفکرات ضد جنگ در بطن و اخلاق جامعه ایران بوده است/ که با سطر تاکیدی_ /که مادر(وطن) اینها را گفته بود که باید _ هویتی چند وجهی به تصاویر ورودی شعر می دهد) کشمکش (هااااای که پشت به تصویر دور می شوی) و شخصیت پردازی (رفت و آمد های متعدد جنگ در هیئت مردی سیاهپوش و تاثیرش بر روایت ، تصاویر و محتوای کار) که پس از ورود این عناصر کار تمایل شدیدی به کنش و کشش به نثر از خود نشان می داد که با تقویت ایماژ و پیش برد هرمونوتیکال محتوا و روایت و کمک گیری از زبان گاها و تکنیک های دیگر شعری از این اتفاق جلوگیری کردم.

 

 

در این شعر همانطور که مشخص است دریچه و زاویه نگاه و همچنین یکدستی روایت با تمام پیچیدگی ها (به جز تصاویر ورودی که به منظور پیش آگاهی بکار برده شده اند) مهمترین چالش و دغدغه من بود که خود را پیروز این میدان می دانم.نگاه از دریچه ای که در آن اسطوره ای ذهنی (ایمان) و عینی (مادر/وطن) ظهور می کنند و شخصیت اصلی داستان _که شهید ابراهیم همت مد نظر من بوده است_ با حفظ بزرگی و پایمردی اما این بار تمام تاثیر خود را مانند چاوش خوانی قهار با رسم خط مشی و شعارهایی که در آن نشانه هایی از مذهب و ملیت در هم آمیخته ، می گذارد.و مرگ شخصیت مرکزی درون مایه کاملا ساده همچون سربازی که در سطرهای فوق کشته می شود اتفاق می افتد.اما فریاد ها و بغض هایش با مخاطب همراه است و در نهایت در آغوش مام وطن به آرامش می رسد.ساده و به اختصار و ناقص توضیحی بود جهت تکمیل نقد و نظر اساتید که دست یکایکشان را می بوسم و از آنها بسیار آموخته و خواهم آموخت.

 

با سپاس از تحمل شما

محمد افندیده

 

کد خبر: 585

 

صفحه1 از4

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار