کانون ادبی بهمن با همکاری پایگاه خبری تارنا برگزار می‌کند: چهارشنبه های بهمن نشستی برای مرور شاعران --------- هایکو چیست؟ ----------- بازنشر یک گفتگو از نزارقبانی: انگلستان یک ساعت و نیم در تصرف من بود ----------------- گزارش تصویری اولین نشست آکادمی ترانه-آواز --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو
گزارش

گزارش (44)

در پی انتشار خبر برگزاری نخستین «کنگره بزرگ شعر نو ایران»، محمدرضا عبدالملکیان دبیر این کنگره، چگونگی دریافت مقالات و شعرها، همچنین اطلاعات آثار برای ارائه در نمایشگاه تخصصی کتاب کنگره را اعلام کرد.

 

دبیر «کنگره بزرگ شعر نو ایران» جزییات برگزاری این کنگره را به شرح زیر اعلام کرد:

 

الف - مقالات

استادان و صاحب‌نظران می‌توانند مقالات خود را در زمینه‌های مرتبط با مباحث عمومی شعر نو ایران و موضوعات تخصصی شاخه‌های شعر نو (نیمایی، آزاد و سپید) تهیه و ارائه کنند.

 

ب - شعرها

شاعران می‌توانند سه تا پنج قطعه از شعرهای نیمایی، آزاد یا سپید خود را به کنگره ارسال کنند.

 

ج - چگونگی ارسال مقالات و شعرها

صاحبان آثار می‌بایست مقالات یا شعرهای خود را حداکثر تا تاریخ ٢٠ شهریور ٩٦ از طریق پایگاه اینترنتی «نبض هنر» www.nabzehonar.com به دبیرخانه کنگره ارسال کنند.

 

د - چگونگی استفاده و ارائه مقالات و شعرها در کنگره

نظر به حجم و تراکم برنامه‌های کنگره، از صاحبان برجسته‌ترین مقالات و شعرها برای ارائه آثارشان در کنگره دعوت خواهد شد. مقالات و شعرهای برتر نیز برای درج در کتاب‌های ویژه کنگره مورد استفاده قرار خواهد گرفت، ضمن آن‌که از دارندگان این آثار نیز برای حضور در کنگره دعوت خواهد شد.

 

ه - نمایشگاه تخصصی کتاب و آثار صوتی - تصویری شعر نو

به منظور بررسی و انتخاب آثار برجسته و مناسب شعر نو و درباره‌ شعر نو و ارائه نمونه‌های برجسته در نمایشگاه تخصصی کنگره، ناشران می‌توانند فهرست و اطلاعات پایه آثار منتشرشده ود (طی ٥ سال اخیر) را تا تاریخ ١٠ شهریور ٩٦ به نشانی یادشده ارسال کنند.

 

و - مکان و زمان برگزاری کنگره

استان گیلان به عنوان یکی از خاستگاه‌ها و پایگاه‌های بالنده‌ شعر نو ایران، میزبان این کنگره بزرگ و سراسری خواهد بود.

کنگره بزرگ شعر نو ایران در دهه‌ سوم آبان ماه، به مدت چهار روز، در شهرستان رشت و برخی دیگر از شهرستان‌های استان گیلان برگزار خواهد شد.

 

کد خبر: 615

نخستین کنگره «شعر نو ایران» با همراهی و حمایت چندین دانشگاه، سازمان، نهاد، ناشر و مرکز فرهنگی، در آبان‌ماه سال جاری (۹۶) برگزار می‌شود.

 

بنا بر اعلام برگزارکنندگان،  اینک درست بعد از گذشت هشت دهه از تولد نخستین شعر نو فارسی (ققنوس - نیما یوشیج)، صدای زنگ این کاروان بزرگ در سراسر ایران طنین‌انداز خواهد شد.

 

محمدرضا عبدالملکیان، دبیر کنگره شعر نو ایران، می‌گوید این رویداد فرهنگی، شامل سه بخش: شعر نو نیمایی، شعر آزاد و شعر سپید است که  شاعران، نویسندگان  و صاحب‌نظران می‌توانند شعرها و مقالات تازه خود را برای ارائه و انتشار آثار منتخب در این کنگره ارسال کنند.


همچنین برگزاری نمایشگاه تخصصی کتاب‌های برگزیده شعر نو و درباره شعر نو، یکی دیگر از بخش‌های این کنگره خواهد بود.

 

او می‌افزاید فرم فراخوان و اطلاعات تکمیلی، طی روزهای آتی، به آگاهی شاعران، استادان، دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی و سایر علاقه‌مندان خواهد رسید.

 

کد خبر: 606

کانون ادبی بهمن در اقدامی جدید در خصوص نشست های تخصصی و ادبی خود به بررسی سیر تحول شاعران معاصر از اولین اثر آن ها تا به امروز می‌پردازد.

 

اولین نشست از سری نشست های این انجمن به منیره حسینی و نقد کتاب هایش اختصاص داشت. وی شاعری سپید سرا است و تا کنون آثاری چون حتی شبیه خودم زندگی نکرده ام، فرود هیچ پرنده ای اضطراری نیست، عاشقانه های جنجالی، خیلی چیزها روشن می‌شود و... را با انتشاراتی های گوناگون منتشر کرده است.

 

نشست «نگاهی به سیر تحول شعرهای منیره حسینی» عصر روز گذشته با حضور شاعران و کارشناسانی چون احمد نادمی، مهرنوش قربانعلی، امیر ارجینی، فرهنگ روشنی، سید احمد حسینی، الهه کاشانی، سابیر هاکا، اصغر علی کرمی، محسن محمدی، امیر بختیاری، امید چاوشی، اعظم اکبری، سمانه ارجمندی، پیمان سلیمانی، ونوس رستمی، ناصر عاشقی و.... به همراه منیره حسینی با اجرا و دبیری حمیدرضا شکارسری در فرهنگسرای بهمن برگزار شد.

 

 

 

 "شکارسری" در خصوص "حسینی" و آثارش گفت: منیره حسینی شاعر هوشمندی است که بعد از یک دهه فعالیت و رسیدن به پختگی، کتاب اول خود را چاپ می کند که با زحمت و استمرار توانسته خود را بالا بکشد. امروز به بررسی تحول شعرهایش از آغاز تا کنون می‌نشینیم.

 

"احمد نادمی" نخستین منتقد جلسه در خصوص ویژگی های شعر "حسینی" گفت: سوژه پردازی های منیره حسینی بسیار دقیق است؛ او از یک واکنش به زبانی نرم، گفتاری و واضح برمی‌گردد. حسینی در بیشتر مواقع شروع به توصیف و شرح وضعیت خود می‌کند.

 

وی ادامه داد: از کتاب اول منیره حسینی پی می بریم که او شاعر رابطه های عاطفی است، و متعهد به "ژانر" عمل می‌کند. او نماینده ی بارزی برای این ژانر است، و تغزل را معاصر می‌کند.

 

نادمی عدم شلختگی زبان را از دیگر ویژگی های اشعار منیره حسینی برشمرد و گفت: او پاسدار سلامت زبان است و هرچه پیش می‌رویم شاعرتر می‌شود. منیره حسینی در کتاب دوم به تکنیک های زبانی توجه دارد و همین نکته، کتاب دوم او را از کتاب اولش متمایز می کند.

 

در کتاب "حتا شبیه خودم زندگی نکرده ام" و‌ "خیلی چیزها روشن می شود" اصل بیان، تصویری ست که ارائه می دهد و در کتاب آخر بلوغ شعری کاملا آشکار است.

 

همچنین در کتاب آخر شعری موزاییکی وجود دارد که قطعاتی از شعر شاعرانی چون "فروغ"، "نیما"، "نصرت"، "شاملو"، "اخوان"، "قیصر امین پور"، "سهراب سپهری" و ... در کنار هم چیده شده اند و می توان گفت این شعر یکی از موفق ترین شعرهای موزاییکی به شمار می آید.

 

 

مهرنوش قربانعلی" دیگر منتقد جلسه و یکی از افرادی که بیش از هر کس دیگری در خصوص شعر زنان و شاعران زن صحبت کرده و در این زمینه صاحب نظر است، معتقد است که شعر تغزلی در دهه ی 60 به رویکرد اجتماعی پهلو می‌زند و با عاشقانه هایی روبرو می‌شویم که بعد "اجتماعی" نیز دارند. شعر تغزلی برای منیره حسینی صرفا عاشقانه نویسی و رویکرد عاشقانه نیست؛ عشق بهانه ای است تا هرآنچه که در پیرامون او می‌گذرد را بشناسد.

 

این منتقد ادامه داد: "حسینی" تمرکز، تکیه گاه و محور عشق را برای رویکردهای مختلف به کار می‌گیرد. عشق بهانه ای برای مولف است تا خودش را مرور کند. همانطور که می‌دانید وی در کتاب اول خود رویکرد شعر کلاسیک دارد و در آثار بعدی به تدریج از آن فاصله می‌گیرد.

 

"قربانعلی" در ادامه از ویژگی های شعر حسینی نام برد و افزود: "عناوین کتاب ها"، تحرک و پویایی اشعار را می‌رساند. در این کتاب ها شاعر از بعد روان شناختی نیز به مسأله می‌نگرد و نشان می‌دهد در دنیای امروز تنهایی محض وجود دارد و عشق تنها راه شناخت است.

 

این منتقد در خصوص شعر زنان و نوشته های آنان نیز گفت: نوشتار زنان با شعر زنان متفاوت است. این نوشتار ویژگی های اعتراضی دارد و از زمان خود فراتر می‌رود که این مسأله در کتاب "حتی شبیه خودم زندگی نکرده ام" به خوبی نمایان است.

 

مهرنوش قربانعلی در کسوت منتقد در پایان اذعان کرد: منیره حسینی می‌تواند جزو چهره های قابل تامل شعر دهه ی 80 به بعد باشد.

 

 

در این نشست شاعران و ترانه سرایان حاضر در جلسه ضمن تبریک به منیره حسینی برای تحولی بزرگ در اشعارش طی سال های متمادی، به شعرخوانی پرداختند.

 

این مراسم با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید. علاقمندان می‌توانند برای حضور در نشست های آتی کانون ادبی بهمن، روز های چهارشنبه از ساعت 17 به انتهای اتوبان نواب، میدان بهمن، فرهنگسرای بهمن، تالار مبارک مراجعه نمایند.

 

گفتنی است که ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

 

عکاس و خبرنگار: ملیکا معصومی

کد خبر: 603

 

ترجمه انگلیسی گزیده‌ای از سروده‌های قیصرامین‌پور توسط بنیاد مطالعات ایرانی در لندن منتشر شد.

محمدجواد آسمان دبیر مرکز ترجمه حوزه هنری با اعلام این خبر گفت: بنیاد مطالعات ایرانی در لندن به مدیریت آقای سلمان صفوی یکی دو سال پیش تفاهم‌نامه‌ای با مرکز ترجمه حوزه هنری به مدیریت سرکار خانم سعیده حسینجانی منعقد کرد که بر اساس آن، قرار شد کتاب‌هایی حاوی گزیده اشعار شاعران معاصر ایران توسط مرکز ترجمه آماده شود و برای ترجمه و انتشار در اختیار بنیاد مطالعات ایرانی لندن قرار گیرد. خوشبختانه روند کار با سرعت و کیفیت خوبی در حال انجام است و سال گذشته شاهد رونمایی دو کتاب از این مجموعه یعنی ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی و ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر علی‌رضا قزوه بودیم. پس از این هم ان‌شاء الله کار ترجمه و انتشار کتاب‌هایی از سروده‌های دیگر شاعران معاصر ایران مانند زنده‌یاد سلمان هراتی، زنده‌یاد طاهره صفارزاده، محمدرضا عبدالملکیان، زنده‌یاد بیژن نجدی، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) و... خواهیم بود».

 

آسمان با اشاره به اتمام ترجمه و آغاز روند انتشار ترجمه انگلیسی گزیده اشعار قیصر امین‌پور افزود: قیصر دین بزرگی بر گردن شعر فارسی سه دهه اخیر دارد و جایگاه او در شعر معاصر ما جایگاه بی‌بدیلی‌ست. به همین دلیل غفلت از ترجمه سروده‌های او بخشودنی نبود و نباید می‌گذاشتیم انعکاس اشعار او به زبان انگلیسی که یکی از مهم‌ترین زبان‌های بین‌المللی‌ست از این دیرتر شود».

 

وی ترجمه شعر را که از ثروت‌های بی‌مانند تمدن ایرانی‌ست یکی از بهترین راه‌های مقابله با ایران‌هراسی و ایرانی‌هراسی دانست و ملاک گزینش اشعار شاعران این مجموعه را انطباق با ذائقه مخاطب جهانی عنوان کرد و ادامه داد: «از ابتدا قرار ما این بوده که معیار انتخاب اشعار این شاعران، قابلیت درک و همنوایی خوانندگان و علاقه‌مندان جهانی شعر و تأکید بر جلوه‌های انسانی و صلح‌آمیز شعر معاصر ایران باشد. از همین رو از بین اشعار خوب این شاعران، آن‌هایی گزین شده‌اند که واجد چنین ویژگی‌هایی باشند؛ تا هم پیشاپیش بتوانیم روی رغبت مخاطب غیرفارسی‌زبان به مطالعه این سروده‌ها حساب کنیم و هم تصویر درستی از دغدغه‌های متعالی و انسان‌دوستانه شعر معاصر ایران به جهان ارائه کرده باشیم».

 

ترجمه انگلیسی گزیده سروده‌های قیصر امین‌پور به انتخاب محمدجواد آسمان توسط نشر بنیاد مطالعات ایرانی لندن در کشور انگلستان منتشر شده است.

 

کد خبر: 586

محمد افندیده شاعر سپید سرای روزگار ما با سرودن این شعر نظرات بسیاری از صاحب نظران عرصه ادب و منتقدان را به خود جلب کرده است. تا جایی که آنان را بر آن داشت تا یادداشت و سخنی بر آن بنویسند. در ادامه پس از خوانش این شعر به سراغ نظرات شاعران و منتقدان می‌رویم تا با دیدی بهتر به این شعر نظر کنیم:

 

باید نردبانی بیاورم

تا محکوم اعدامی این کتیبه فرار کند

و شاخه ای را کمی کنار بزنم

پرستوها بال شان زود می شکند

که مادر این ها را گفت که باید

و بعدش آمد

بامشت هایی به نجابت مریم

ایمان را میان سینه هامان تقسیم کرد.

 

من بودم که آمدم

روی خاکریز ایستاده

رو به جنگ

فریاد می زدم

تو از خودت چه می دانی؟

و از من؟

که اگر به خانه بازنگردم

از خانواده دو نفره ما

یک سطر باید نقطه چین بگذارم

و در سطر بعد دستم را روی صورتت

چون فقط خانه ای می ماند

که آجرهایش بعد از باران بوی نم خوشی می داد

و دستم را اگر بردارم

می بینی؟

مادرم است که دارد با دانه های تسبیح

میان قلب اش برایم سنگری می چیند

اما تفنگی که تو روبرویم گذاشته ای

مرگ است که از لوله اش

ماری ست که انگار به سمتم خیز بر می دارد

 

تفنگ

آری تفنگ

سرنگی ست

که خون تازه ای

به شریان های متورم جنگ تزریق خواهد کرد

با صورت در خاک فرود می آیم

بی آنکه بتوانم دستی ستون کنم.

 

گرد و خاک بود که می پیچید در هوا

خاک نم خورده با خون بود

که بوی خوشی داشت

و بعد آن

تسبیح بود که پاره شد

و دانه هاش

که متبرک بودند

هرکدام

لب های مادری بود که به درد گزیده می شد

نگاه کن ! مادرم بود

که از درد لب هایش را می گزید

و نامم را میان دعا

به زمزمه ای حزن آلود

چنان رها می کرد

که اسبی یال های سرخ اش را

در دشتی سبز

اما

جنگ قلبی فلزی دارد*

که به مویه های مادران

به حزن پیچیده شده میان دعا

به دانه های تسبیح متبرک

و به آنچه میان سینه هامان تقسیم شده بود

پوزخندی زد

سیگاری به زمین انداخته

و در شمایل مردی سیاه پوش

پشت به تصویر

بی اعتنا

دور شد.

 

مادر ابراهیم

داشت اسپند دود می کرد

و نمی دانست

گلوله ای که از قلبی فلزی روانه شود

در مه غلیظ هم راه اش را گم نخواهد کرد

ابراهیم

بدون آنکه بتواند

دستش را ستون کند

با صورت

در آغوش مادر فرود آمد.

 

هاااای که پشت به تصویر دور می شوی

به مادرانی فکر کن

که میان مه ای غلیظ

انگار بخاری که از دهان مرگ بیرون زده

زمستان

با شیون و مویه

به کردی یا فارسی یا ترکی یا ...

ستون های فرو ریخته خانه هاشان را در پی اند

و هیچ گاه پیدا نخواهند شد

نه دانه ای های تسبیح در تاریکی

نه سربازانی

که میان مه

مادرشان را در آغوش می کشند.

 

این ها را فریاد زدم

ایستاده بودم و فریاد زدم

افتاده بودم و باز فریاد زدم

شما هم فریاد بزنید در قلب هاتان

که ابراهیم گفته بود

با آنچه میان قلب ماست

که مادر بود و ایمان

و گله ای اسب رمیده

که یال های سرخ شان را

در سبزدشتی به وسعت دعای مادرانمان به رقص وامی داشتند

آری با همین ها

و بوی خوش خاک نم خورده با خون ،

روزی قلب های فلزی ذوب خواهند شد.

 

مردی سیاه پوش

پشت به تصویر

میان مه ای غلیظ

پیش رفت

پیش رفت و کم رنگ شد

پیش رفت و تار شد

و چند لحظه بعد

میان مه

میان بخاری که از دهان مرگ بیرون زده بود

میان شیون هزاران مادر

که هر کدام ابراهیمی را به آغوش کشیده بود

محو شد

و پس از آن هیچکس

ابراهیم را ندید

جز در آغوش مادرش

آرام.

 

* یک سطر تضمین از #سید_رسول_پیره

پی نوشت مولف :

برای شهید ابراهیم همت که غرش هزار شیر در حنجره نهفته بود و برای تمام کسانی که جان به عشق مام وطن و ایمان تسلیم کردند و برای مادرانی که داغ مثل سایه همیشه با آنها خواهد ماند و قهرمانان واقعی اینانند که گفتم.

 

 

پرویز بیگی شاعر، منتقد ادبی و مدیر انتشارات فصل پنجم در خصوص این شعر می‌گوید:

یاد کردن و سرودن برای مردانی که آسمانی بودند و آسمانی شدند آنهم در این روزگار قابل تقدیر و سپاس فراوان است و از آن جمله شهید حاج ابراهیم همت که در بیتی برای او سروده ام

رها بود همت زمینی نبود

در اندیشه خوشه چینی نبود

شعر از هارمونی لازم بر خوردار است و شاعر با دایره واژگانی که مخاطب را به روزهای دفاع مقدس می برد سعی می کند حماسه و حس غمگنانه را در هم آمیزد و سپس با اشاره به اقوام مختلف همبستگی و دلبستگی ملتی را نسبت به شهدا نشان  دهد. تصاویر پی در پی مخاطب را برای خواندن شعر به دنبال می کشد و سپس با کلمه مادر و آغوش مادر که نشانه مهر و نستوه بودن مادران این سرزمین است،  تصویری از مام وطن را تداعی می کند تا شعر به آرامی در ضمیر مخاطب بنشیند.

 

 

مرحوم سید احمد حسینی شاعر، منتقد ادبی و سردبیر نشر فراموشی نیز با اعلام دیدگاه خود در خصوص این شعر سپید می‌گوید:

در ابتدا باید گفت: بی شک بعد از انقلاب سال 1357 مهم ترین رخدادی که تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتا زندگی فردی تمام اقشار جامعه را در سیطره ی خویش قرار داد، دوران هشت ساله جنگی ست که ناخواسته گریبان سرزمین عزیزمان ایران را گرفت.

مهم ترین شاخصه ی این رخداد در حوزه‌ی فرهنگ پیدایش گفتاری ست که امروزه از آن به عنوان ادبیات دفاع مقدس و ادبیات پایداری نام برده می شود. ادبیاتی که به جنبه های موازی جنگ و جامعه‌ی جنگ‌زده می پردازد.

ژاک دریدا می گوید: هر متن به تعداد فرامتن های خود مؤلف دارد و به تعداد فرامتنها تفسیر و معنی. در شعر پیش رو ابراهیم علاوه بر محمدابراهیم همت (فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسول الله) نماد مردمی‌ست که هرگز نخواستند در پیشگاه دشمن سر خم کنند.

این ها را فریاد زدم/ ایستاده بودم و فریاد زدم/ افتاده بودم و باز فریاد زدم/ شما هم فریاد بزنید در قلب هاتان/ که ابراهیم گفته بود/ با آنچه میان قلب ماست/ که مادر بود و ایمان.

ضمیر ناخودآگاه شاعر به واسطه‌ی درگیری ذهنی (که ناشی از سپری کردن دورانی از زندگی در زمان جنگ است) به شکلی خودآگاه وارد شعر می شود. به طوری که با ابراهیم شخصیت اصلی داستان شعرش همزادپنداری می کند.

من بودم که آمدم/ روی خاکریز ایستاده/ رو به جنگ/ فریاد می زدم/ تو از خودت چه می دانی؟/ و از من؟

این من که به درستی گواه من های اجتماعی شاعر است هم می تواند خودش باشد و هم ابراهیم و هم دیگر اعضای جامعه، که با زیرکی خاص شاعر، غیر از به کار گرفتن نام ابراهیم که به مذکر بودن شخصیت شعر دلالت دارد اشاره‌ای دیگر به وجوه جنیست او ندارد. به عبارتی با هوشیاری عامدانه به مخاطب اجازه ی ورود به متن را می دهد.

همان طور که لوسین گلدمن دراین مورد می گوید: «خالق اثر هنری جمع است». در خلق یک اثر، مؤلف می تواند یکی ازعوامل یا فاعلها باشد. این «من» در عین اینکه یک من آرمانگراست اما یک من فردی‌ست. در هم‌تنیده‌گی این کُنش بستری را در متن ایجاد می کند که ما به عنوان یک مخاطب بتوانیم در تمامی سطور متن و از هر کجا که دلمان خواست وارد یا خارج بشویم.

مردی سیاه پوش/ پشت به تصویر/ میان مه ای غلیظ/ پیش رفت/ پیش رفت و کم رنگ شد/ پیش رفت و تار شد/ و چند لحظه بعد/ میان مه/ میان بخاری که از دهان مرگ بیرون زده بود.

و در پایان باید به این نکته اشاره کرد که ژاک دریدا «خواندن متن» را نوعی ساخت شکنی می داند. دریدا به دو نوع خواندن معتقد است. خواندن به شیوه کلاسیک که به درک معنای ظاهری اثر می انجامد و خواندن به شیوه ساخت شکنانه که ما را به معنای پنهان اثر می رساند. و از این دیدگاه خواندن نوعی تأویل هرمنوتیک است. در حوزه هرمنوتیک هر معنایی نسبی است. معنای یگانه و تغییر ناپذیر وجود ندارد. و هر متن برحسب خوانش های متفاوت معانی گوناگون دارد که هیچ کدام معنای نهایی و قطعی نیستند.

محمد افندیده به خوبی توانسته این تکنیک را در شعرش پیاده کند و مخاطب را با شعرش همراه سازد.

میان شیون هزاران مادر/ که هر کدام ابراهیمی را به آغوش کشیده بود/ محو شد/ و پس از آن هیچکس/ ابراهیم را ندید/ جز در آغوش مادرش/ آرام.

 

 

پیمان سلیمانی شاعر و منتقد ادبی  روزگار ما درباره شعر سپید محمد افندیده معتقد است که جنگ همواره با انسان است، او را رها نمی کند بخش بزرگی از زندگی اش را با جنگ گذرانده است این کابوس همواره با اوست  در افغانستان باشی یا لوگزامبورگ، یا سوسنگرد و قصرشیرین یا در پاریس جنگ مثل سایه ای  در کنار انسان است.

و اما شعر "محمدافندیده"

 

در شعر او جنگ پدیده ای مثبت یا منفی نیست جدال حق و باطل نیست جنگ تشخص دارد که در نگاه مستقل افندیده به جنگ دیده می شود

 

چیزی که در زبان این شعردیده می شود  ، خط روایی اثر است که بیشتر مبتنی بر محتواست تا زبان ، او سعی می کند با داستان شعر یا یک روایت به ساختار برسد  ، یعنی برای القاء مفهوم نیاز نیست در شعر به روایت ساختی  پرداخت که یک خط روایی از اول کار تا انتهای کار ، کل مولفه ها و اجزا ر ا بهم  بدوزد افندیده مثل اغلب آثارش به جای  تفکری ساختی به تفکری ساختاری گرایش دارد  به آفرینش کنشهای جدید و مخلوقات جدید روی می آورد که این حاصل نگاه مدرن اون به شعر امروز است

 

در این شعر گاهی او  اسطوره زدایی می کند : وقتی که نجابت مریم را به چالش می کشد یا در جایی تصویری متفاوت از جنگ به مخاطب می دهد. آنجا که تفنگ به سرنگی تشبیه شده که خون تازه ای به جنگ تزریق می کند.

شعر او دیالوگ دارد  و به نوعی چند صدایی ست.

مادر در شعر او نقش ها و ویژگی های  متفاوتی دارد گاهی مادرِشاعر است با ویژگی های زادبومش، گاهی مادر ابراهیم است با لحن خاصش و در پایان شعر مادر همان وطن است که ابراهیم را با خود می برد در واقع مادر نقش کلیدی دارد در این شعر . استفاده از نشانه ها و پدیده ها (کتیبه ، اعدامی ،تفنگ، مردسیاه پوش سرنگ، و...)جهت ایجاد فضای معنایی برای دریافت های متفاوت مخاطب، هرمنوتیکال بودن ساختار  شعر او را می رساند

یکی دیگر از ویژگی های این اثر خلق تصاویر تازه است مثال: دستی که روی چشم قرار می گیرد و برداشته می شود و چند سکانس مختلف را تصویر می کشد

 

اگر چه شخصا شعرهای بلند را مناسب وضعیت امروز شعر نمی بینم اما نوع روایتگری شاعر را مجاب کرده بود تا شعر را اینگونه طولانی کند اگر چه طولانی بودن این شعر را می توان به قدمت و همیشگی بودن جنگ مرتبط دانست که قرنهاست با انسان است

شعر محمد افندیده یک شعر شهودی ست تا مضمون آفرین و یا صرفا تصویرگر که همین ویژگی شعر او را از دیگر هم نسلانش متمایز می کند.

 

 

محمد رضا امیری شاعر و منتقد ادبی این روزها نیز دیدگاه خود را درخصوص این شعر، اینگونه بیان می‌کند:  شعری با قهرمان سنگر و پشت سنگر است. یکی ابراهیم که همت به شکستن بت ها کرده است و دیگری مادر که غمگین ترین امپراطوری عشق و محبت است.

شروع شعر رویکردی مدرن دارد که محکومی با فرار کردن از نردبان وارد شعر شوی و راوی و دو قهرمانش را همراهی کنی .اما همه می دانیم که این جنگ نا مقدس،به قهرمان ما به عنوان سمبل ملت تحمیل شده و کار او فقط دفاعی مقدس است .شاعر در بندهایی تلاش،کرده مثل قهرمانش به جنگ نزدیک شود اما مراقب است که آنرا تایید نکند.هر چند قهرمان داستان مردی اسطوره ای در ذهن تک تک ماست اما شاعر تلاش دارد با پیوند زدن عاطفه مادری با قهرمان خویش او را فرزند میهن پرستی توصیف کند که غیرتش را نه از خدایان اسطوره ای که از مادرش میهن به ارث برده است .مام وطن که همت را پرورانده است .به خاطر روایتی بودن. و طولانی بودن شعر در جاهایی به زبان نثر نزدیک شده است که شاید توصیف قهرمانش را درگیر مسله ی زبانی نکند.استفاده از برخی باور مذهبی در این نمود چشم نوازی دارد و به ما می آموزد که حتی در غم انگیزترین شرایط از آن غافل نیستیم.خوب است که شاعر گرزی را به دست قهرمانش نداده تا همه رو تار و مار کند و طوری او توصیف کرده است که انگار از میان مردمی عادی برخاست است و مادری که می تواند مادر تمام فرزندان این سرزمین باشد.

 

 

اشکان پناهی شاعر و منتقد ادبی معاصر نیز در رابطه با این شعر معتقد است که آنچه بر این شعر حاکم است، نوع سُرایش متفاوت  از شعرهای آئینی چیزی که امروز در جامعه ی ما به نحوی دیگری تعریف شده ، و شاعران فکر میکنند باید قهرمان پرورانه یا یک حکم اساطیری به اول شخص شعر بدهند در حالیکه در این اثر ما با نوع دیگری از این تعریف روبرویم ، شاعر قهرمانش در بطن اتفاقی ساده شکل می‌گیرد.

با مخاطب ساده سخن می گوید و دردل همین تعریف تصویرسازی های شخصی اش شکل می‌گیرد طوری که باعث می‌شود مخاطب در فکر فرو برود و تامل کند. محمد افندیده در این اثر ، روایت متفاوتی را از جنگ تعریف کرده است و لمس واقعی این موضوع شاید یکی از دلایل آن باشد.

 

 

 

محمد صابر شریفی شاعر صاحب نظر و برنده چندین جشنواره شعر کشوری نیز معتقد است که در دهه‌ هفتاد ما با شاعرانی بسیار دشوارنویس و پُراطناب مواجه‌ایم که از تکنیک‌های پیچیده استفاده می‌کنند و برعکس، در دهه‌های بعد با شاعران بسیار ساده‌نویس مواجه می‌شویم که گاهی در این میان ساده‌نویسی با گریز از شاعرانگی اشتباه گرفته می‌شود. افندیده  در این شعرحق شاعرانگی را ادا کرده، زبانش زبان ساده‌ای است، شروع و پایان خوبی دارد. شاعر با روایت شعری آشناست و دقیقاً می‌داند که از کجا باید شروع کند و کجا شعر را تمام کند.   قدرتِ تصویرسازی افندیده  در این شعر خیلی بالاست و این قدرت با شروع شعرمشخص می‌شود.  اما نقطه‌ ضعفی که می‌شود از آن حرف زد حذف حروف ربط و اضافه در شعر  است که گاهی باعث گم شدن ارتباط بین سطرها و درک دشوار تغییر فضای شعر برای مخاطب می‌شود. البته افندیده آنقدر روایت گر خوبی ست که باز هم بر می گردد و مخاطب را رها نمی کند و سطرها را بخوبی در ذهن جا می اندازد .محمد  از طریق نام‌ها با پیرامونش ارتباط برقرار کرده، تکرار در شعر محمد گاهی یک گریز و گاهی برای تاکید بیشتر آن سطرها ست و گاهی برای فریاد و خشم و عصبانیتش از این فضای درونی  جنگ . شعر بلند  مجموعه‌ای از هسته‌هاست، در این شعر کشف‌های زیادی پیداست ، افندیده  تخیل را جولان می‌دهد و از پیچیدگی‌های فُرمی دور می شود.

 

 

 

محمد نیازی شاعر، صاحب نظر و نویسنده مقالات ادبی  می‌گوید: هر وقت انجیل به روایت متا را گوش می‌دهم حس می‌کنم باید چهارپایه ای را از زیر پایم خالی کنم و به سمت عدم بروم ، عدمی که خداوندگار بیدل می‌فرماید : به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی

تو فطرت عدمی از عدم چه فهمیدی

عدمی که سینه چاک تیغ شهادت باشد .

در خوانش شعر ابراهیم همت به روایت محمد افندیده نیز چنین حسی به من دست داد. چهارپایه ی شهادتی که ایماژیست آرمانگرای ایدئولوژیک را که بیشتر در انیمیشن های طبیعتگرا میتوان دید از زیر پای مخاطب را خالی ، و او را درگیر شعر می‌کند .

نگاه زیبای شاعر با سوژه ی اول شخص ماورایی که وضعیت را ماضی میبیند که تاثیر گذاری حسی و تصویر های نوستالژیکی را که نسل جدید هم حداقل با فیلم های سینما و تلویزیون با جنگ آشنا شده اند و شاعر هم به زیبایی و با حس برانگیزی خاص خودش مخاطب را با خودش همراه میکند و تمام مسیر را کنارش می جنگد.

 

 

رسول پیره شاعر هم روزگار ما اعتقاد دارد که ورودیه این شعر یعنی بند اول و اعدامی محکوم کتیبه با شعر در ارتباط نیست. خب اصلا بحث اعدام نیست و محکومیتی در کار نیست!!!

در بندهای بعد شاعر شروع می کند به تعریف مفاهیم چند تا مفهوم را تعریف کرده و بعد دوباره مادر که با دانه تسبیح و آغوش مادر و شهادت ابراهیم که گویا شهید محمد ابراهیم همت است و‌ما این را از پانویس شعر می فهمیم. شاعر سعی کرده مادر را در شعر بیاورد و گویی به این کار التزام داشته. البته ‌مادر در این شعر منادی «ایمان» و‌همه جا با «ایمان» آمده. است. نکته دیگر هم این است که مرد سیاهپوش که‌محو می شود هچشهید همت است و اینکه چرا انقدر شاعر توضیح داده نمی دانم.

آن فریادها هم به نظر من لازم نیست. چون فریاد باید جایی داشته باشد. من مطمئنم محمد افندیده اگر این شعر را ویرایش کند نسخه ای بهتر از آن را ارائه خواهد داد کمااینکه او قبلا به زیبایی گفته است:

ﻣﺎ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﻢ

ﻣﺎ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ

ﺑﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺗﻬﻤﺖ ﻧﺰﻧﯿﻢ

 ﺟﻨﮓ

ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﮔﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

 

 

اما در پایان تمامی نظرات، نقد ها و گفتگو ها در خصوص این شعر، محمد افندیده شاعر این شعر با سپاس از تمام دوستانی که در خصوص این شعر سپید بلند صحبت کردند، می‌گوید:

در این شعر سعی و تلاشم بر این بود که نگاهی متفاوت تر از جنگ نشان دهم. جنگی که در شعر سپید بسیار به آن پرداخته شده و درون مایه ها ، روایت ها و محتواهای مختلفی را تجربه کرده است.از این رو سعی در وارد کردن عناصر داستانی در شعر کردم ، همچون ، پیش آگاهی (تصاویر ورودی شعر که تنها به نیت انتقال و القای تفکرات ضد جنگ در بطن و اخلاق جامعه ایران بوده است/ که با سطر تاکیدی_ /که مادر(وطن) اینها را گفته بود که باید _ هویتی چند وجهی به تصاویر ورودی شعر می دهد) کشمکش (هااااای که پشت به تصویر دور می شوی) و شخصیت پردازی (رفت و آمد های متعدد جنگ در هیئت مردی سیاهپوش و تاثیرش بر روایت ، تصاویر و محتوای کار) که پس از ورود این عناصر کار تمایل شدیدی به کنش و کشش به نثر از خود نشان می داد که با تقویت ایماژ و پیش برد هرمونوتیکال محتوا و روایت و کمک گیری از زبان گاها و تکنیک های دیگر شعری از این اتفاق جلوگیری کردم.

 

 

در این شعر همانطور که مشخص است دریچه و زاویه نگاه و همچنین یکدستی روایت با تمام پیچیدگی ها (به جز تصاویر ورودی که به منظور پیش آگاهی بکار برده شده اند) مهمترین چالش و دغدغه من بود که خود را پیروز این میدان می دانم.نگاه از دریچه ای که در آن اسطوره ای ذهنی (ایمان) و عینی (مادر/وطن) ظهور می کنند و شخصیت اصلی داستان _که شهید ابراهیم همت مد نظر من بوده است_ با حفظ بزرگی و پایمردی اما این بار تمام تاثیر خود را مانند چاوش خوانی قهار با رسم خط مشی و شعارهایی که در آن نشانه هایی از مذهب و ملیت در هم آمیخته ، می گذارد.و مرگ شخصیت مرکزی درون مایه کاملا ساده همچون سربازی که در سطرهای فوق کشته می شود اتفاق می افتد.اما فریاد ها و بغض هایش با مخاطب همراه است و در نهایت در آغوش مام وطن به آرامش می رسد.ساده و به اختصار و ناقص توضیحی بود جهت تکمیل نقد و نظر اساتید که دست یکایکشان را می بوسم و از آنها بسیار آموخته و خواهم آموخت.

 

با سپاس از تحمل شما

محمد افندیده

 

کد خبر: 585

 

محمدکاظم کاظمی با بیان این‌که اخوان به لحاظ سنخیت فکری شاید با قرآن و گرایش‌های اسلامی همسو نباشد، گفت: یکی از بهترین و جامع‌ترین تحقیقات اخوان درباره آیاتی است که در قرآن کریم موزون افتاده است.

 

این شاعر در نشست «کتاب‌خوان شعر» که با همکاری موسسه فرهنگی شهرستان ادب در پاتوغ کتاب مشهد برگزار شد، درباره معرفی مجموعه مقالات اخوان به نام «حریم سایه‌های سبز» اظهار کرد: یکی از اولین، آخرین و جامع‌ترین تحقیقات مهدی اخوان ثالث درباره آیاتی که در قرآن کریم موزون افتاده است، به شمار می‌رود که در ۶۰ الی ۷۰ صفحه آن‌ها را بیان می‌کند و شاعران مختلف از آن استفاده می‌کنند.

 

او افزود: اخوان ثالث یک گرایش نسبتا ملی و ایرانی داشت و فردی بود که با صراحت در آثار خود تسلط عرب در جامعه و فرهنگ عربی در جامعه ایرانی را نقد می‌کند و به جامعه قبل از ایران برمی‌گردد و به لحاظ سنخیت فکری می‌توان گفت شاید با قرآن و گرایشات اسلامی زیاد همسو نباشد اما عملا مقالاتی را می‌نویسد که آن‌ها را به علامه امینی تقدیم می‌کند.

 

کاظمی تصریح کرد: این موضوع نشان‌دهنده آن است که هنگامی که فرد به مرتبه‌ای از معنویت برسد می‌تواند چنین مقالات باارزشی را خلق کند و از این جهت است که تحقیقات اخوان خشک و بی‌روح نیست و بیشتر افراد می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

 

او افزود: اخوان شاعری بود که در کنار سرودن شعر، توانایی بسیار زیادی در نثر داشت به این معنی که نثر بسیار زیبا و پخته‌ای می‌نوشت و می‌توان یکی از بهترین نمونه‌های نثر روزگار را آثار مهدی اخوان ثالث نام برد چراکه اگر در میان نثرهای ادبی، پژوهشی و تحقیقی دیگر جست‌وجو کنیم نثر اخوان یکی از بهترین نمونه‌ها است.

 

این شاعر و پژوهشگر اظهار کرد: با جرات و قاطعیت می‌توان گفت با وجود اینکه شاعران دیگری مانند شفیعی کدکنی، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و... نثرهای بسیار زیبایی داشتند و به لحاظ دانش و آگاهی نسبت به مبانی نثر، تاریخ ادبیات، بلاغت و نمونه‌های دیگر در مراتب بسیار بالایی قرار دارند اما هیچ‌کدام از آثار آن‌ها به زیبایی نثر اخوان نیست.

 

او با بیان این‌که نثر اخوان به قدری زیباست که حتی می‌تواند افراد کم‌حوصله را به سمت خود بکشاند، تصریح کرد: آثار نثر اخوان ثالث به گونه‌ای است که می‌توان از آن‌ها مطالب زیادی را آموخت و برای نوشتن بسیار موثر است، افرادی هستند که نوع نگارش آن‌ها متاثر از نثر مهدی اخوان ثالث است و این یکی از نکات بسیار برجسته او به شمار می‌رود.

 

 

کاظمی بیان کرد: بعد از درگذشت مهدی اخوان ثالث یکی از یاران او مرتضی کاخی مابقی مقالات او را گردآوری و نیز منتشر می‌کند که «حریم سایه‌های سبز» از جلد دوم مجموعه مقالات اوست که در این مقاله به موضوعاتی مانند آگاهی و شناخت، نقد شعر و... پرداخته است.

 

کاظمی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از ویژگی‌های اخوان وسعت اطلاعات و مطالعات عجیب این فرد در حوزه فرهنگ، دانش و ادب است و اخوان هم در حوزه ادبیات امروز منتقد دارد و هم این‌که در زمان خودش به شاعران نقد داشته و می‌توان از او به عنوان یک منتقد بسیار خوب یاد کرد.

 

او با بیان این‌که اخوان به عنوان یک منتقد مطرح نیست اما نمونه‌های بسیار جذابی در مجموعه مقالات خود دارد، گفت: وسعت عجیب اطلاعات او در ادبیات کهن شاخصه‌ مقالات او به شمار می‌رود.

 

این شاعر اضافه کرد: ادبیات دوره صفویه از جمله مقالاتی است که بسیار مطلع و آگاه به ادبیات کهن است؛ حتی مطالبی را که در ادبیات کهن نوشته بسیار کاربردی و مفید است و مطالعات و پژوهش‌های او بسیار کارآمد و آگاهی‌دهنده است و نسبت به جنبه‌های مختلف ذوقی، به ما نگرش می‌دهد.

 

او در ادامه گفت: اولین جلد از مجموعه مقالات اخوان در سال‌های بسیار قدیم نزدیک به ۵۰ سال پیش نوشته شده که دارای چند بخش مختلف مانند «گاهی فکر کردم» تاملات و تفکرات شاعر را بیان می‌کند و در چند یادداشت از تفکرات و تاملات خود سخن می‌گوید و یکی دیگر از بخش‌های این مجموعه گشت و گذار است که در حوزه ادبیات و آثار دیگر شاعران را مرور می‌کند.

 

***

 

مهدی آخرتی در ادامه این نشست به معرفی کتاب «بی‌چشم‌داشت» پرداخت و گفت: این کتاب توسط انتشارات موسسه فرهنگی شهرستان ادب در سال ۹۵ و در ۸۵ صفحه به چاپ رسیده و مولف این کتاب موسی عصمتی است. این کتاب دارای یک مجموعه غزل است که در انتها چند شعر سپید هم توسط شاعر سروده شده است.

 

او افزود: جلد این کتاب بسیار هوشمندانه طراحی شده و عنوان کتاب بسیار با مولف آن مرتبط است و تصویر روی جلد هم با عنوان کتاب بسیار ارتباط دارد.

 

این شاعر تصریح کرد: زبان موسی عصمتی چه در غزل و چه در دیگر آثار، زبانی بسیار صمیمی است و یک شکل تکامل‌یافته در این شعرها وجود دارد که مخاطب به راحتی با آن ارتباط برقرار می‌کند.

 

او اظهار کرد: در شعر سه نوع مخاطب وجود دارد؛ مخاطب توده، عام و خاص. مخاطب توده افرادی هستند که نه شعر می‌خوانند و نه علاقه‌ای به شعر دارند، مخاطب عام افرادی هستند که شعر را به صورت تخصصی متوجه نمی‌شوند اما می‌خوانند و بسیاری از مخاطبان از این دسته هستند و در آخر مخاطب خاص افرادی هستند که به صورت تخصصی شعر را نقد می‌کنند و باید گفت که این کتاب برای مخاطبان عام و توده مطلوب است.

 

آخرتی در ادامه گفت: این کتاب تنوع مضامین دارد و باعث می‌شود هر شعری را که می‌خوانیم بعد از اتمام آن سراغ شعر دیگر برویم و این نکته بسیار مثبتی است و ردیف و قافیه این کتاب هر چندکه نو نیستند اما مخاطب را خسته نمی‌کنند و حتی فرد را به طرف خود جذب می‌کنند.

 

این شاعر درباره چرایی موفقیت شعرهای اجتماعی در جذب مخاطب، بیان کرد: بعد از جنگ تحمیلی شاعران ما به درون‌گرایی روی آوردند و باید توجه داشت که برون‌گرایی در اشعار ما تنوع ایجاد می‌کند.

 

***

 

همچنین محمدرضا معلمی در این نشست به معرفی کتاب «راهبندان» پرداخت و افزود: می‌توان گفت که ما رباعی را به نام عرفان‌پور می‌شناسیم و دلیل استقبال بسیاری از شاعران از رباعی، اشعار میلاد عرفان‌پور است.

 

او افزود: عرفان‌پور اولین رباعی را در سن ۱۸ سالگی به چاپ رساند و بعد از آن، چند کتاب دیگر مانند «پاییز بهاری‌ست که عاشق شده است»، «جشن فراموشی‌ها» و«بی‌خبری‌ها» را سروده است.

 

این شاعر خاطرنشان کرد: رباعی‌ها، زبان و نگاه این شاعر و نیز برون‌گرایی در شعر باعث شد تا استقبال زیادی از سوی مخاطبان نسبت به شعرها و مضامین متنوعی که می‌بینیم داشته باشد و موضوع رباعیات عرفان‌پور شامل عاشقانه، آیینی، خداشناسی و... است.

 

او افزود: کتاب «راهبندان» توسط موسسه فرهنگی شهرستان ادب چاپ شده و بیشتر مضامین این کتاب به عنوان کتاب اشاره دارد که از شش فصل با موضوعات و مضامین مختلف مانند هستی‌شناسی، رباعیات آیینی، مضامین عاشقانه و... تشکیل شده است.

 

***

 

میلاد عرفان‌پور نیز در معرفی کتاب«به خط روشن عشق» اظهار کرد: این کتاب گزیده غزل‌های محمد قهرمان است که توسط انتشارات موسسه فرهنگی شهرستان ادب عرضه شده است.

 

این شاعر با بیان این‌که یاد محمد قهرمان در دل‌های اهل شعر و علاقه‌مندان به شعر گرم و پاینده است، افزود: این شاعر کتاب‌های بسیار زیادی دارد و علاوه بر شاعری فعالیت‌های دیگری مانند تصحیح و پژوهشگری انجام داده است. قهرمان یک ادیب بزرگ قرن معاصر بود و در حوزه خود توانمندی‌های دیگر ادبی هم داشت که کم از شاعری نبود.

 

این شاعر با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین کتاب‌های قهرمان «روی جاده ابریشم شعر» است، تصریح کرد: افرادی که حوصله زیاد برای خواندن شعر را ندارند کتاب «به خط روشن عشق» را حتما مطالعه کنند چراکه گزیده‌ای از بهترین کتاب‌های قهرمان است که 61 غزل دارد.

 

عرفان‌پور عنوان کرد: اشعار قهرمان را در کلیت می‌توان در ذیل سبک هندی طبقه‌بندی کرد و در بعضی از ویژگی‌ها، پارامترها و شاخص‌ها به لحاظ موضوعی در تمامی اشعار قهرمان و شاید به صورت نمونه در این کتاب، موضوعات مختلفی باشد که بعضی از آن‌ها برجسته شده و شاعر خود را محدود به موضوع و نیز دریافت‌های خاص نمی‌کند.

 

او گفت: قهرمان گرایشات، غزل‌های عرفانی، غزل‌هایی که توصیف طبیعت دارد و همچنین شعرهای حکمی و اخلاقی را در ژانرهای مختلف به کار می‌گیرد مانند پیری و جوانی که قسمت عمده شعر در میانسالی طی کرده و دغدغه‌هایی که با خودش حمل می‌کند و موضوع مقابله با پیری که در شعر شاعر می‌توان به خوبی مشاهده کرد.

 

این شاعر افزود: یکی از ویژگی‌های قهرمان زبان پخته‌ای است که امروزه کم‌یاب است و زبانی که تقریبا حشو و سستی در آن دیده نمی‌شود و آمیخته با مضمون و محتواست و این کتاب می‌تواند به عنوان یک کتاب بالینی و آرامش‌بخش برای همگان آموزنده باشد.  

 

عرفان‌پور همچنین گفت: محمد قهرمان غزل و شعر را بیشتر در ادامه راه صائب دنبال کرد و او را پیر خودش می‌دانست.

 

جواد شیخ‌الاسلامی نیز در ادامه این نشست در خصوص معرفی کتاب «صفر بمباران»، اظهار کرد: نویسنده این کتاب علی‌محمد مودب است که بسیار دلسوزانه و صادقانه به سرودن اشعاری پرداخته است. یکی از ویژگی‌های خوب شاعر، صادق بودن با مخاطب است و اگر با مخاطب خود صادق نباشد محصولی که به جامعه منتقل می‌کند سالم نیست.

 

او با بیان اینکه کتاب «صفر بمباران» در سال 93 نشر پیدا کرد و در حال حاضر چاپ دوم این کتاب است، افزود: اگر فردی این کتاب را با دقت بخواند یک چین به پیشانی‌اش اضافه می‌شود و این نشان‌دهنده تاثیرگذاری کتاب بر مخاطب است که انسان را با اتفاقات معاصر درگیر می‌کند.

 

این شاعر خاطرنشان کرد: اگر هدف شاعر بیان مطالب صادقانه باشد ناگزیر است که به مشکلات اجتماعی و سیاسی بپردازد و مسوولان را مورد خطاب قرار دهد و مشخصه مودب این موضوع است که در 90 صفحه نشر پیدا کرده است.

 

 همچنین طیبه سادات ثابت در ادامه این نشست در خصوص معرفی کتاب «خداجونم از تو سپاسگزارم» بیان کرد: این کتاب را منیره هاشمی به رشته تحریر درآورده و توسط انتشارات به‌نشر در سال 96 عرضه شده و شاعر در این زمینه کارهای بسیار ارزنده‌ای را انجام داده است.

 

او گفت: در حقیقت شاعر این اثر، دغدغه‌های کودک و گفت‌وگوهای درونی خود را به شعر درآورده و نگاه شاعر پیرامون اتفاقاتی که به وجود می‌آید، بیان شده است.

 

راضیه رجایی در ادامه نشست به معرفی کتاب «شمشیر و جغرافیا» پرداخت و خاطرنشان کرد: این کتاب از محمد کاظم کاظمی است که توسط انتشارات سپیده‌باوران عرضه می‌شود و به چاپ دوم رسیده است.

 

او اضافه کرد: اشعار این مجموعه در 160 صفحه، دارای 40 غزل، 10 مثنوی و دو رباعی به هم پیوسته است که با زبانی بسیار سهل و ممتنع سروده شده است.

 

این شاعر بیان کرد: یکی از دلایلی که اشعار کاظمی در میان مخاطبان گسترده شده، مواردی مانند پشتوانه فکری تاریخی، استفاده از تاریخ اسلام و طنز لطیفی است که شعر را برای مخاطب جذاب می‌کند.

 

رجایی همچنین گفت: اشعار این مجموعه به علاوه شعرهایی که تاکنون از این شاعر شنیده شده تماما دغدغه‌هایی بود که شاعر به خوبی بیان کرده و به نوعی دردهای مردم جامعه را به تصویر می‌کشد.

 

 

كد خبر: 578

 

کارگاه شعر سپید به دبیری کاظم واعظ زاده برگزار می‌شود.

اولین‌دوره ترم تابستان کارگاه شعر سپید در محل خانه داستان چوک به‌همّت کاظم واعظ زاده برگزار می‌شود.

در این کارگاه به مباحثی چون طرح بحث‌های نظری درباره‌ی شعر سپید و مبانی خلق اثر پرداخته می‌شود. هم‌چنین شیوه‌های نگارش تدریس وآثار هنرجویان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.


زمان برگزاری این دوره از 11 مردادماه 96 و در روزهای سه‌شنبه از ساعت 17 تا 19 خواهد بود.


محل برگزاری کلاس‌ها در خانه داستان چوک، واقع در: تهران. خیابان قرنی، خیابان سپند، پلاک 23، طبقه پنجم است.

علاقه‌مندان برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانند با آدرس تلگرام @kazemvaezzadeh22 در ارتباط باشند.

 

کد خبر: 577

خبرنگار: هانیه شالباف

چاپ تازه مجموعه شعرهای سیدعلی صالحی منتشر می‌شود.

مجموعه شعر «دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه» تازه‌ترین اثر این شاعر به چاپ دوم رسیده است.

همچنین به گفته او، دفترهای «انیس اخر همین هفته می‌آید» (چاپ سوم)، «ما نباید بمیریم رؤیاها بی‌مادر می‌شوند» (چاپ سوم)، «ردپای برف تا بلوغ کامل گل سرخ» (چاپ دوم)، «سمفونی سپیده‌دم» (چاپ چهارم)، «سلیمانیه و سپیده‌دم جهان» (چاپ دوم)، جلد اول از مجموعه اشعار (چاپ ششم)، جلد دوم از مجموعه اشعار (چاپ سوم)، مجموعه اشعار قطع پالتویی دفتر یکم (چاپ هفتم)، «پنهانی چند شعر عاشقانه برای چند نفر» و «زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند» توسط انتشارات نگاه تجدید چاپ خواهند شد.

صالحی درباره تجدید چاپ دیگر آثارش گفت گزینه اشعار دفتر اول (چاپ سیزدهم) توسط انتشارات مروارید منتشر خواهد شد و شعر بلند «گزارش به نازادگان» که تا به امروز ٢٢ بار در دیگر کتاب‌ها منتشر شده است، به زودی همراه با طرح‌های او از سوی نشر هونار به صورت مستقل به چاپ بیست و سوم می‌رسد.

 

کد خبر: 575

این شاعر پیشکسوت در این گفت‌وگو درباره مطالبات اهل قلم از مسئولان فرهنگی سخن می‌گوید:

 

خواسته شما از متولیان حوزه فرهنگ برای رفع مشکلات اهل قلم چیست؟

نیازی نیست دولت‌ها و متولیان این امور به مشکلات ما رسیدگی کنند. همان‌قدر که مشکل بر مشکلات اهل قلم نیفزایند خود فایده‌ای بزرگ است. هر انسان خردمند و مستقلی خواهان عدم فعالیت ساختاری دولت‌ها در کار هنر است. مطالبه ما پیشروی متولیان مربوطه به سوی حیات و خلاقیت فردی و جمعی صاحبان قلم و هنر نیست بلکه دولت‌ها باید از دخالت در این موارد عقب‌نشینی کنند. مطالبه تاریخی ما وجود واقعی امنیتِ قلم است نه قلمِ امنیت.

 

 

با توجه به این‌که در چند سال اخیر  و در دولت جدید همواره یکی از شعارها رسیدگی به امور هنرمندان، نویسندگان، اهل فکر و اندیشه و حل مشکلات و مصائب این قشر از جمله تسهیل در انتشار آثار آنان بوده است به نظر شما متولیان فرهنگی چقدر در این زمینه به وعده‌های‌شان عمل کرده‌اند؟ آیا رفع ممیزی همچنان در صدر مطالبه اهل قلم قرار دارد؟

طبیعی است که رفع و دفع سانسور، همچنان در صدر خواسته‌های ماست چون حق ماست آزادی بیان بدون حصر، بی‌شرط، بدون استثنا، در همه اشکال آن، و این آمال و آرمانی نیست که فراموش شود. همه این سال‌ها، مسئولان درست دم هر انتخاباتی به شعار پناه می‌برند. بعد هم طی دوران درمان را فراموش می‌کنند. خودِ این مسکن‌ها، تبعات خوفناکی دارد، یکی مرگ اعتماد است.

 

 

مشکلات کتاب و نشر و نویسندگان را چه موضوعاتی می‌دانید؟ متولیان فرهنگی چه اولویت‌هایی را باید دنبال کنند تا شرایط کتاب و کتاب‌خوانی بهبود یابد؟ در عین حال راهکارهای رفع گرفتاری‌های اهل قلم در شرایط حاضر چیست؟

واقعا می‌توان در فرصت کوتاه این نوع بَرنوشت‌های سریع، به چنین سوالی پاسخ داد؟ سخن شما، سوال شما درست! اما من دچار وحشت می‌شوم پا به اقلیم سونامی‌زده این پاسخ بگذارم. مشکلات کتاب و نشر و نویسنده و توزیع اثر و مخاطب، و بی‌اعتمادی چندسویه...! این قانقاریا همه اندام جهان کتاب را له کرده است. جراحتِ عجیبی شده، موفق‌ترین اهل قلم ناامیدند. موفق‌ترین ناشرین هم گله دارند. یک ضدفرهنگی به نام «حالا امروز بگذرد...» جای آن امید ملی را گرفته است. راست و دروغ چنان هم‌آغوش شده‌اند که من یکی راه نجات را در انزوا دیده‌ام. به ندرت جایی می‌روم. این‌که من مقاومت کردم و سانسور دفتر شعر «دختر ویلن‌زن» را نپذیرفتم و دایره ممیزی ارشاد کوتاه آمد، دردی را درمان نمی‌کند. این‌که حتی از سوی رسانه‌ها و ارشاد تبلیغ می‌شود که مخاطبین کتاب کم شده‌اند، خود دردی است بی‌درمان. مخاطب کم نشده، یأس رایگان شده. این هشدار عظیمی است که می‌تواند از درون ریشه‌ها را فلج کند. من گفتم کار را به ناشرین و اهل قلم بسپارید، نه این‌که کار سانسور را به ناشر تحویل دهید. من این تیراژهای نادرست را در شناسنامه کتاب‌ها قبول ندارم. اعتماد ندارم. من این تجدیدچاپ‌ها را قبول ندارم. بیشترش واقعی نیست. من نباید بگویم مسئولین چه کار کنند. راه فقط آزادی بیان است. آزادی کتاب، آزادی رسانه‌ها، فسادشکن است، دزدها را نابود می‌کند، به فرصت‌طلب‌ها امان نمی‌دهد. فرهنگ و هنر را سوار قطار سیاست کرده‌اند، چه عواقبی داشته جز همین بازار آشفته؟! چه کرده‌اند که حتی آش نذری هم جناحی شده است... کتاب که پیشکش!

 

 

با توجه به این‌که هر روز شاهد پایین آمدن شمارگان کتاب‌ها هستیم، آیا سیاست‌های متولیان فرهنگی در طی سالیان گذشته در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی رو به بهبودی رفته است؟ آیا این سیاست‌ها باعث شده‌اند جامعه ایرانی به کتاب خواندن ترغیب شود؟

نمی‌شود جلوِ دهان طرف را گرفت، همزمان هم از او بخواهی برایت اُپرا بخواند. من تکرار می‌کنم: ما به سیاست و سیاست‌بازی‌های سپنج روزه نیازی نداریم. ادبیات که پیاز نیست که بنا به شرایط، کاشت و داشت آن کنترل شود. شمارگان آثار ادبی سقوط نکرده. مافیای توزیع کتاب، بعد از ممیزی، دومین عامل ویرانی جهان کتاب است. بیشترین سود کتاب، متوجه بعضی بنگاه‌های پخش کتاب است، همه سرنخ‌ها دست این مراکز است. یک چرخه ناقص در حیات نشر، همین است. همت آن‌ها باعث مطرح شدن یک اثر متوسط می‌شود و خواست آن‌ها موجب انبارماندگی یک تألیف و یا ترجمه درخشان خواهد شد. من تا بُن این حکایت رفته و تحقیق کرده‌ام. ببینید قدرت و توان دخالت‌ بعضی مراکز پخش کتاب تا کجاست که به اکثر ناشرین گفته‌اند ما دیگر کتاب‌های شعر را توزیع نمی‌کنیم، نیاورید. سیاست متولیان چنین خروجی سرکشانه‌ای دارد.

 

 

سال‌هاست در دولت‌های مختلف در نمایشگاه‌ها و طرح‌های گوناگون با این توجیه که ارائه یارانه می‌تواند باعث تشویق مخاطبان برای خرید کتاب شود سیاست ارائه یارانه دنبال شده است. آیا شما دادن یارانه‌های دولتی برای خرید کتاب را به صلاح صنعت نشر، توسعه فرهنگ و ادبیات در ایران می‌دانید؟

گفتی نمایشگاه یادم آمد: نمایشگاه جهانی کتاب را می‌برند پشت کوه قاف (اوایل کویر تهران)، اما نمایشگاه سنگ را در مصلی (محل سابق نمایشگاه کتاب) برگزار می‌کنند. باور نمی‌کنید؟ بروید ببینید. بیلبورد آن آویزان است!

اما حرف آخرم: یارانه، صدقه، گداپروری، هر چه اسمش را بگذاری، آن هم در کار شریف فرهنگ، آن هم در امر انسانی هنر، واویلای غم‌انگیزی است. چه رخ داده که اگر یارانه ۴۵ هزار تومانی قطع شود، واقعا خانواده‌هایی دیگر نان شب ندارند؟ ما باید چقدر از این همه درد... در خلوت خود گریه کنیم!؟ آن صدقه دولت عجیب رعایا کم بود، حالا یارانه کتاب؟ فروش و دلالی بُن کتاب؟ جریان قاچاق به خانه کلمه رسیده است. راه یاری رساندن این نیست.

 

به من زنگ می‌زنند که می‌خواهیم جلو خانه شما کاشی استادی نصب کنیم. گفتم در روزگاری که عده‌ای به سنگ قبر مرده‌ها رحم نمی‌کنند آن وقت به کاشی استادی زنده‌ها رحم خواهند کرد؟ تازه خیلی از اهل قلم ما اجاره‌نشین‌اند، فردا از این محل می‌روند، آن وقت کاشی‌کِشانش چه می‌شود.

بشکن بشکنِ شگفتی‌آوری راه افتاده... ببخشید، سوال‌های شما خوب بودند، اما به درد یک فضای آرام و باثبات می‌خوردند. امیدوارم من اشتباه کرده ‌باشم، و فقط بحران‌های درونی یک شاعر باشند و نه آن تصویری که بیرون...

من چند سال بود سکوت کرده بودم و روزنامه‌ها و رسانه‌ها را نمی‌دیدم (مثل گذشته) و فعال نبودم. الان هم که...

 

کد خبر: 563

 وکیل "شراگیم یوشیج" از اقدام قضایی علیه برخی از ناشرانی که حق مالکیت آثار نیما یوشیج را نادیده گرفته‌اند، خبر داد.

 

محمدحسین آقاسی، وکیل دادگستری که وکالت "شراگیم یوشیج" را برعهده دارد، گفت: «فرزند استاد نیما از بی‌نتیجه ماندن گفت‌وگوهایش با برخی از ناشران سرخورده و دلگیر شده است. وی معتقد است آثار مرحوم نیما مورد دستبرد قرار گرفته و بعضاً برخی ناشران با کسی که امینِ وی بوده و بخشی از آثار را به شکل امانت در اختیار داشته، هم‌داستان شده و بدون اجازه صاحب اثر، آنها را منتشر کرده‌اند. طبیعی است که اشخاص وقتی از طریق مذاکره به حقوق خود نمی‌رسند، به ناچار به دامان مقامات قضایی دستِ یاری دراز می‌کنند، به امید آنکه بتوانند به حق قانونی خود نائل گردند.»

 

وی در پاسخ به این سوال که آیا شما قرار است علیه اشخاص خاصی طرح شکایت کنید؟ بیان کرد: «آقای شراگیم تنها فرزند نیما با اعطای وکالت به من، خواسته است که علیه برخی ناشران طرح شکایت کنم، مدارکی هم هست که در مواردی و حتی با شخصی که فعلاً نباید نام ببرم، تبانی کرده‌اند تا آثار استاد نیما را که شخص فرزند ایشان (شراگیم) جمع‌آوری کرده و حتی یک‌بار هم به نام ایشان به چاپ رسیده، عیناً با نام شخص ثالث منتشر کنند.»

 

این وکیل در همین زمینه به ناشرانی که همچنان به انتشار بدون اجازه آثار نیما ادامه می‌دهند، توصیه کرد: استدعای من به عنوان وکیلِ تنها وارث نیما این است که از اصرار بر انتشار آثار، بدون موافقت آقای شراگیم یوشیج خودداری کنند و اخلاق را هم علاوه بر قانون موردنظر قرار دهند. البته طرح شکایت اینجانب در دست انجام است.»

 

یکی از مباحثی که طی سالیان بسیار محل مناقشه بوده است، مالکیت حقوقی آثار نیماست که اکنون بار دیگر از سوی فرزند نیما، شراگیم یوشیج، مطرح شده است.

 

کد خبر: 560

صفحه1 از4

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار