کمپین بزرگ آهای خبردار کارساز می‌شود --------- هایکو چیست؟ ----------- انتشار دکلمه ای از حسین منزوی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه جشنواره شعر نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر آثار و جایگاه عارف قزوینی برگزار شد.

 

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین در یکشنبه‌های شعر، در تالار جلال آل‌احمد این بنیاد و با حضور و سخنرانی ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، شاعر و دبیر این نشست که با عنوان فرعی «میراث» برپا بود، اسماعیل امینی، شاعر و مهران مهرنیا، نواساز و موسیقیدان برگزار شد.

 

آغازگر این نشست، اسماعیلی‌اراضی بود. او کلام خود را این‌گونه آغاز کرد که عمده مباحث مربوط به عارف قزوینی در محافل مختلف تکراری هستند. وی سپس در شرح مختصری از عارف قزوینی گفت: ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ١٢٥٩ در قزوین متولد شد. وی فرزند ملاهادی وکیل بود و در سال ١٣١٢ در ٥٣ سالگی در همدان درگذشت. محل زندگی او در دوره اوج فعالیتش در تهران بود ولی سال‌های آخر عمر خودش را در همدان گذراند.

 

شاعر مجموعه «غزل‌مزل» ادامه داد: عارف صرف و نحو عربی را در قزوین آموخت و خط شکسته و نستعلیق را به خوبی می‌نوشت. موسیقی را نزد حاج صادق خرازی فراگرفت و مدتی را به اصرار پدر پای منبر میرزا حسن واعظ به روضه‌خوانی پرداخت تا اینکه پس از مرگ پدر عمامه از سر باز و ترک روضه‌خوانی کرد.

 

او همچنین با بیان روند ادامه زندگی عارف قزوینی، تصنیف‌سرایی عارف را مرتبط با شکست وی در تجربه ازدواجش دانست و گفت: عارف بعد از بازگشت به تهران، بعد از تجربه تلخ شکست در ازدواج به دلیل داشتن صدایی خوش با شاهزادگان قاجار رابطه دوستی برقرار کرد. حتی مظفرالدین شاه از وی خواست تا در ردیف فراش خلوت‌ها قرار بگیرد که عارف آن را نپذیرفت و به قزوین بازگشت. عارف در ٢٣ سالگی که زمزمه‌های مشروطیت بلند شده بود، تصنیف‌های ملی و میهنی بیشتری سرود و نوشت.

 

این شاعر ادامه داد: عارف در سال‌های آخرین عمر خود و در مهاجرت به بروجرد و همدان، با مشکلات زیادی مواجه و در نهایت در همین مهاجرت به بیماری سختی مبتلا شد و از دنیا رفت.

 

او همچنین با بیان اینکه عارف، هم چند جمله بسیار معروف در خصوص اجتماعی که در آن زیست می‌کرد و هم درباره زندگی خودش دارد، گفت: از جمله آنها می‌توان به این جمله اشاره کرد؛ «وقتی شروع به ساختن سرود و تصنیف‌های ملی کردم، مردم خیال می‌کردند تصنیف برای ... درباری یا ببری خان، گربه شاه شهید است.» چون تا آن دوره چیزی که برای موسیقی در دربار مرسوم بوده، برای همین موضوعاتی بود که عارف به آنها اشاره کرده است. اما عارف برای اولین بار کنسرت‌های پرشوری را در تهران برگزار کرد که تأثیرات ادبی و هنری و فرهنگی و اجتماعی فراوانی در پی داشت.

 

این ترانه‌سرا در پایان سخنان خود با اشاره به گفته محققان خاطرنشان کرد: عارف ٢٥ ترانه و چند مارش ساخت و علاوه بر تصنیف‌سرایی، در انواع سبک‌ها شعر سرود.

 

اسماعیل امینی، شاعر و طنزپرداز، یکی از دو سخنران اصلی این نشست بود که با اشاره به وجود اطلاعات بسیار درباره هنرمندان و شخصیت‌های شهیر کشورمان گفت: در قبال بزرگان خود دو جور نگاه می‌توانیم داشته باشیم؛ اول اینکه به حالت مرسوم حرف‌های ایده‌آلیستی بگوییم؛ حرف‌هایی که نه اعتبار تحلیلی دارند و نه راهی را به روی کسی باز می‌کنند. دیگر اینکه از منظر خودمان نگاه کنیم که این منظر برای اهل منظر راهگشاست. بر اساس این منظر، هنرمندان بزرگ به مجادلات نظری و به تناقض‌هایی که در مباحث نظری هنر مطرح می‌شود، با رفتارشان و با آثارشان پاسخ می‌دهند.

 

او افزود: فرض کنید یکی از پرسش‌ها این باشد که یک اثر سفارشی، ارزش هنری دارد یا ندارد؟ آیا اثر هنری که تابع وقایع روز باشد و به موضوعات بپردازد، ماندگاری دارد یا ندارد؟ یا بحث‌هایی در جلسات ادبی مطرح می‌شود و برخی با قاطعیت ساده‌لوحانه طرح می‌کنند که زبان شعر باید زبان یکپارچه باشد. در حالی که همه آثار ماندگار هنرمندان بزرگ ما از همه اجزای زبانی استفاده کرده‌اند، این موضوع در باره عارف هم صدق می‌کند.

 

این شاعر ادامه داد: هنرمند بر اساس تئوری‌ها و نظریه‌های ادبی به خلق اثر نمی‌پردازد و هیچگاه هنرِ مورد پسندِ منتقد نمی‌آفریند. او اثر را برمبنای ذوق و استعداد و توانمندی خودش و در لحظه می‌آفریند و کاری ندارد به اینکه زبان اثرش پیوسته است یا ناپیوسته. آدم‌های متوسط و معمولی دربند این مسائل و نظرات هستند. از این منظر می‌توانیم درباره بزرگان خود سخن بگوییم؛ اینکه هر کدام از آنها به کدام یک از پرسش‌های ممکن از نظریه‌های ادبی و هنری پاسخ دادند و کدام معضل و تضاد را باز کردند.

 

امینی همچنین گفت: وقتی در مقام مطالعه آثار بزرگان عرصه ادبیات و هنر قرار می‌گیریم، می‌بینیم که او توانسته با اثرش جواب سئوال‌ها و اختلافات معلمان ادبی و بچه‌های محافل و نظریه‌پردازان را بدهد.

 

نویسنده کتاب «تبسم‌ دوست» در ادامه درباره وجه شاعر بودن و یا موسیقیدان بودن عارف بیان کرد: تصوری در فرهنگ ما هست که شعر، برترین هنر است؛ با اینکه خود من شاعر هستم؛ اما با این تصور مخالفم. شعر هم هنری است مانند دیگر هنرها. دیگر اینکه شعر گفتن در اساس رازآمیز است و همیشه این وهم بوده است که شعر از جای دیگری آمده است و حتی خود شاعران هم به آن دامن می‌زنند و شعر را پدیده‌ای آسمانی می‌دانند.

 

امینی افزود: اینکه شعر، الهام آسمانی است، گزاره‌ای علمی نیست که بتوان کمیت و یا کیفیت آن را سنجید؛ اما شاعر بر اساس همین اوهام، شعرسرایی را برتر از ساخت تصنیف می‌داند؛ چون شعر را آسمانی می‌خواند و تصنیف را اقدامی تحت کنترل آدمی.

 

وی ادامه داد: درباره عارف باید گفت که کار شعری او از جایی شروع می‌شود که خیلی جای مهمی نیست. تکرار حرف‌های ذهنی گذشتگان درباره یک معشوقه موهوم (که در هزار سال شعر فارسی شبیه به یکدیگر هستند) بوده که در شعر آن روزگار هم باب بوده است.

 

 

 

این شاعر با تأکید بر اینکه در آغاز، شعر همه بزرگان مانند هم هستند و در آنها سخنانی درباره معشوق تکرار می‌شود، گفت: برخی در همان وضعیت می‌مانند و تا آخر شاعری در همان محدوده می‌روند. برخی اما به سوی دیگری می‌روند که حتماً هم دلیلی بر موفق بودن نیست؛ اما شعر عارف چنانچه در ترانه و تصنیفش دیده می‌شود، در این جای دیگر رفتن، پیوستن با زندگی است. شاید زندگی سیاسی عارف پررنگ‌تر دیده می‌شود؛ اما در شعر عاشقانه‌اش به معشوقی می‌رسد که مصداق دارد. در بازگویی داستان‌های شاهنامه هم به مصادیقی همچون کلنل پسیان و حیدرخان عمواوغلی و ... و حتی به کابینه سیدضیاء می‌رسد.

 

امینی با گفتن اینکه مسیر حرکت از سوی کلیات، دنیای اساطیر و ذهنیات به سمت عینیات و مصادیق، مسیر کار همه هنرمندان و شاعران بزرگ است تا به جایی برسند که زندگی را با عینیات پیوند دهند، تأکید کرد: به همین دلیل خیلی تفاوت بین شعرها و تصنیف‌ها و موسیقی عارف وجود ندارد و همه آنها حاصل تجربه‌های او در زندگی است.

 

مهران مهرنیا، آهنگساز و موسیقیدان هم در سخنرانی خود در این نشست گفت: نمی‌شود از عارف قزوینی سخن گفت، ولی به کنش‌های اجتماعی او نپرداخت؛ زیرا وجه مهمی از حضور هنری عارف، اجتماعی بود.

 

وی ادامه داد: از نظر وجه موسیقایی عارف باید بگویم که گاهی در حق هنرمندان متقدم جفا می‌کنیم؛ با فرمول‌هایی که ساخته می‌شود، اثر را به گونه‌ای که دوست داریم، بازنویسی و اجرا می‌کنیم و حتی در برخی موارد نمی‌دانیم که چرا اینگونه می‌شود. در تصنیف‌های عارف این وضعیت مشاهده می‌شود و ما خود را بیشتر از عارف محق می‌دانیم تا آثار او را آن‌طور که دوست داریم بنویسیم و اجرا کنیم. علاوه بر اینکه کپی‌رایت را رعایت نکرده‌ایم، معلوم نیست با چه زیبایی‌شناسی این تغییرات را اعمال می‌کنیم.

 

این مدرس تار و سه‌تار و تاریخ موسیقی افزود: یک تقابل بین شعر و موسیقی وجود دارد؛ مبنی بر اینکه در ابتدا کدام خلق می‌شوند که در نهایت یک تصنیف نوشته شود. یک نظریه هست که شعر باید اصل قرار بگیرد و درست اجرا شود و یک نظریه دیگر هم می‌گوید که ملودی اولویت دارد و در تصنیف، ملودی، اصل است.

 

او در بخش دیگری از سخنانش در بیان وجوه شخصیتی عارف در برهه‌های زمانی مختلف گفت: عارف در دوره‌ بسیار مهمی رشد هنری خود را شروع کرد؛ در آستانه مشروطه و سال‌های بعد از مشروطیت. تحولات تاریخی و اجتماعی در ایران در آن دوره با سرعت و ریتم بسیار بالایی رخ می‌داد و همزمان، سنت موسیقی ردیف دستگاهی در مرکز ایران به شدت ترویج‌ می‌شد و میرزاهای موسیقی (عبدالله، درویش قلی و ...) فعالیت داشتند و عارف هم در آن سنت حضور داشت.

 

این آهنگساز همچنین با اظهار اینکه در آن ایام، جریان ادبی غالب از فرانسه وارد کشور شد و فعالان ادبی و هنری شروع به داستان‌گویی در قالب‌های مختلف کردند و به روایت موسیقایی قصه و داستان پرداختند، گفت: پیش از آن در موسیقی، فقط روایت تغزلی وجود داشت. عارف هم در این میان قرار داشت. او، هم می‌خواست سنت موسیقی حفظ شود و هم اینکه به مدرنیته اهمیت می‌داد و در آثارش به این موضوع می‌پرداخت.

 

لازم به ذکر است که این نشست روز یکشنبه 15 مرداد ماه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد.

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر أثار عارف قزوینی، با پرسش و پاسخ میان اسماعیلی‌اراضی، اسماعیل امینی و مهران مهرنیا و شرکت‌کنندگان در نشست پایان یافت.

 

کد خبر: 598

منتشرشده در گزارش

نشست پژوهشی «ترانه ـ رسانه» از سلسله نشست‌های «یکشنبه‌های شعر» بنیاد شعر و ادبیات داستانی، عصر امروز در تالار جلال آل‌احمد این بنیاد برگزار می‌شود.

 

بر اساس خبر رسیده، سومین یکشنبه هر ماه که «ادبیات آهنگین» نام‌گذاری شده، امروز به نشست پژوهشی ترانه ـ رسانه با عنوان فرعی «‌ترجمان شعر به تصویر» اختصاص دارد. این نشست، با حضور و سخنرانی دکتر عبدالله گیویان و با شرکت مهدی ایوبی به عنوان ترانه‌سرای مهمان برپا می‌شود.

 

ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، مجری و کارشناس یکشنبه‌های سوم هر ماه و جلسات «ادبیات آهنگین» است که پیش‌تر، دو نشست دیگر با همین موضوع در اردیبهشت و خرداد امسال برگزار کرده است.

 

نشست امروز (یکشنبه، 18 تیرماه) از ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه در تالار جلال آل‌احمد، واقع در خیابان کریمخان زند، خیابان سنایی، کوچه اعرابی ۵، پلاک ۶ طبقه اول، بنیاد شعر و ادبیات داستانی برپا خواهد شد.

 

این بنیاد همه یکشنبه‌ها میزبان نشست‌های شاعرانه‌ای است که در هفته اول با مدیریت اسماعیل امینی به مبانی شعر می‌پردازد و در هفته دوم جلسه شعرخوانی و نقد شعر با مدیریت محمدعلی بهمنی برگزار می‌شود. سومین جلسه یکشنبه‌های شعر به «ادبیات آهنگین» می‌پردازد که مسئولیت اجرای آن را ابراهیم اسماعیلی اراضی عهده‌دار است و در آخرین یکشنبه هر ماه، غلامرضا طریقی جلساتی را با موضوع «داستان شعر» برگزار می‌کند.

 

کد خبر: 559

منتشرشده در گزارش

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان داستان شعر این جلسه از سری نشست های خود را به نقد و بررسی تاثیر فضای مجازی بر شعر امروز اختصاص داد.

این نشست با حضور شاعران و کارشناسانی چون عبدالجبار کاکایی، حامد عسکری، ابراهیم اسماعیلی اراضی، احسان رضایی، جمعی از خبرنگاران و علاقمند به ادبیات با اجرا و دبیری غلامرضا طریقی برگزار شد.

غلامرضا طریقی در سمت دبیر و مجری این نشست دیدگاه های خود را در خصوص فضای مجازی و تاثیر آن بر شعر امروز عنوان کرد: به نظر من فضای مجازی فضایی خنثی است. تعدادی حسن و تعدادی آسیب دارد. یکی از محاسن آن این است که مخاطب به راحتی و بدون واسطه با شاعر ارتباط برقرار می‌کند. اما این ارتباط زمانی آسیب پذیر است که سلیقه مخاطب به شاعر غالب شده و باعث ایجاد تغییر در سرایش شعر میشود. وقتی مخاطب با لایک های خود شاعر را به تفکرو تغیر وا می‌دارد.

عبدالجبار کاکایی کارشناس نخست این نشست در خصوص فضای مجازی و تاثیر آن بر شعر گفت: پیدایش شبکه های مجازی پیشی گرفتن مدرنیزاسیون بر مدرنیته است و این یعنی ما بدون فهم مدرنیته فضای دنیای خود را نو ببینیم. مشکل امروز تکنولوژی نیست نوع استفاده و رفتار ما با اینهاست.

 

 

وی ادامه داد: ما هیچ گاه نمی‌توانیم فضای مجازی و تاثیر آن را کتمان کنیم بلکه باید به عنوان یک عنصر تاثیرگذار آن را بپذیریم. شبکه های اجتماعی چهره واقعی تری از جامعه و فرهنگ را ارائه می‌دهد. با پیدایش این شبکه ها سلطه رسانه های سنتی چون مطبوعات و مجلات کمتر شده و تصویری از آزادی و لیبرالیسم را بیشتر به نمایش می‌گذارد و به اعتقاد من قدم موثری در آزادی بیان مردم دارد.

 

کاکایی افزود: شبکه های اجتماعی باعث فربه شدن طبقه متوسط جامعه شده که بدون شک با قوی شدن طبقه متوسط اتفاقات و هنجارهای اجتماعی رو به پیشرفت می‌گذارد.

 

وی در پایان اضافه کرد: جریان سازی،  گسترش مسیرهای عامه پسند، حمایت جریانهای ادبی، هنری و فرهنگی،  گسترش سطحی خوانی، تنبلی، طرح ایده های نظری و نظارت امنیتی بر شبکه های مجازی از دیگر تاثیرات مثبت و منفی آن است.

 

ابراهیم اسماعیلی اراضی دیگر کارشناس این نشست، رسانه بودن را موضوع مهم در فضای مجازی عنوان كرد و گفت: فضای مجازی همچنين نحوه ارائه متنوع خود را دارد. ارائه آثار پيش از اين تنها به وسيله كتاب و رسانه‌های محفلی مانند قهوه‌خانه‌ها و بعد مطبوعات ممکن بود. همچنين از نكته‌های نويدبخش فضای مجازی برای فعالان ادبی جوان، می‌توان به انتشار آثارشان اشاره كرد. سال‌ها پیش، رسيدن به تريبون‌های رسمی برای شاعران جوان سخت بود؛ اما فضای مجازی انتشار آسان اشعار را در دسترس آنان قرار داد.

 

 

حامد عسکری شاعر و ترانه سرای جوان روزگار ما نیز که به عنوان کارشناس سوم در این نشست حضور داشت معتقد بود که دنیای مجازی به گسترش شعر کمک کرده است اما سطح ادبیات کشور را بالا نبرده است.

وی گفت: متاسفانه در فضای مجازی افرادی وجود دارند که متعلق به همان فضا هستند. پنهان شدن پشت اسم ها و دریدگی و بی بندوبار بودن از ویژگی های آن هاست.

عسکری افزود: وقتی ناشران ما که از اصحاب فرهنگی کشور و در بحث ارتزاق فرهنگی ما سهیم هستند، به مقوله نشر کتاب نگاهی مجازی دارند و ملاک نشر کتاب هایشان تعداد فالوور ها و لایک هاست، باید تاسف خورد.

این شاعر در پایان اضافه کرد: در عصری که جذابیت های فضای مجازی روزبه روز بیشتر می‌شود، انسان معاصر گاهی به تنهایی احتیاج دارد و لازم است که حافظ را از روی کاغذ هم بخواند. باید نیاز به کاغذ و نیاز به شعر در مخاطب وجود داشته باشد نه در فضای مجازی.

 

لازم به ذکر است که هر یکشنبه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی جلسات ادبی به صورت هفتگی برگزار می‌شود و علاقمندان می‌توانند برای حضور در این محافل یکشنبه ها از ساعت 16:30 به این بنیاد مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 542

 خبرنگار و عکاس: احسان طوقانی

منتشرشده در گزارش

 

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان «داستان شعر» با دبیری و اجرای غلامرضا طریقی در یکی دیگر از سری نشست های یکشنبه خود به بررسی تاثیر فضای مجازی بر شعر امروز می‌پردازد.

 

کارشناسان حاضر در این جلسه عبدالجبار کاکایی، ابراهیم اسماعیلی اراضی و حامد عسکری هستند که محورهای اصلی مورد بحث در این نشست را از دو منظر بررسی می‌کنند:

  1. کمک فضای مجازی به شعر
  2. آسیب فضای مجازی به شعر

 

علاقمندان می‌توانند برای حضور در این نشست روز یکشنبه مورخ 28 خرداد از ساعت 16.30 به بنیاد شعر و ادبیات داستانی مراجعه کنند.

 

کد خبر: 538

منتشرشده در گزارش

آیین نقد و بررسی مجموعه ترانه های امید روزبه با عنوان «آل» به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد.

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان ادبیات آهنگین این جلسه از سری نشست های خود را به نقد و بررسی مجموعه آل که به همت انتشارات نیماژ منتشر شده است، اختصاص داد.

این مراسم با حضور شاعران و ترانه سرایانی چون غلامرضا طریقی، حسین غیاثی، امید روزبه، جواد محقق، امیرعلی سلیمانی، سامی تحصیلداری، شهرزاد روزبهانی و... با اجرا و دبیری ابراهیم اسماعیلی اراضی برگزار شد.

 

غلامرضا طریقی به عنوان نخستین کارشناس جلسه در خصوص مجموعه آل گفت: امید روزبه از بهترین های ترانه امروز و در میان نسل خود یکی از بهترین ها است. 80 درصد کارهای این کتاب بیش از اینکه ترانه باشند، شعر محاوره هستند و به جز چند موردی که قابلیت موسیقایی دارند، باقی شعرها قابلیت اجرا ندارند.

این شاعر درخصوص فضاهای شعری و تصویری این کتاب گفت: ترانه های امید روزبه به شعر بسیار نزدیک است و وجود مصراع های مهم و جذاب باعث شگفتی می‌شود. با توجه به همه این ها، مهمترین ویژگی هر اثر هنری، زاویه دید هنرمند و جهان بینی اوست.

طریقی ادامه داد: یک دستی کتاب آل از زاویه دید امید روزبه می آید و یکی از همین ویژگی هاست. فضای غالب کارها مرگ محور است و شاعر مدام در مورد مرگ صحبت می‌کند و از نام کتاب هم مشخص است که به استقبال مرگ رفته است. به نظر من شاید اگر فضاهای دیگری را هم تجربه می‌کرد، موفق تر بود. این تکرار فضاهای مرگ در همه کارها و پشت سرهم بودن آن مخاطب را اذیت می‌کند. حتی ما در این مجموعه با شعر عاشقانه هم مواجه هستیم. اما در انتها می‌بینیم که سوگواری عاشقانه است و باز هم به مرگ ختم می‌شود. شاید اگر نحوه مواجهه با فرم و استفاده از تکنیک ها وسیع تر بود، اتفاقات بهتری در آل می‌افتاد.

 

 

 

حسین غیاثی دیگر منتقد و ترانه سرای حاضر در جلسه نیز بخشی از گفته های طریقی را تایید کرد و گفت: به نظر من هم 80 درصد این اشعار ترانه نیست و به نوعی تخصیص زبانی دارد.

غیاثی ادامه داد: با هر متر و معیاری بسنجیم، زبان شعر امید روزبه حتی با زبان شعر محاوره هم تفاوتهایی دارد و به نوعی زبان شخصی می‌شود و می‌توان گفت امضای امید روزبه را دارد. زبانی که متعلق به امید روزبه است و اگر شخص امید روزبه به عنوان خواننده، آهنگساز و ترانه سرا بخواهد کارهای این کتاب را اجرا کند، ما به عنوان مخاطب، با یک فضای جدیدی در شعر و موسیقی مواجه می‌شویم که این فضا شبیه به هیچ چیز دیگری نیست و مختص امید روزبه است.

 

این ترانه سرا در ادامه گفت: فضای شعرهای آل فضای بسته و خفه ای است که از شعر چهارم و پنجم به بعد مخاطب را خسته و نفسگیر می‌کند و به عقیده من به فضایی برای نفس کشیدن احتیاج دارد.

 

 

در ادامه نیز صحبتهایی در خصوص شعر محاوره، ترانه و ترانه امروز به صورت گروهی برگزار و تفاوت های شعر محاوره و ترانه امروز به صورت کامل بررسی شد.

 

آیین نقد و بررسی مجموعه «آل» با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید.

 

لازم به ذکر است که هر یکشنبه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی جلسات ادبی به صورت هفتگی برگزار می‌شود و علاقمندان می‌توانند برای حضور در این محافل یکشنبه ها از ساعت 16:30 به این بنیاد مراجعه نمایند.

 

کد خبر:534 

منتشرشده در گزارش

 

بی‌تعارف، نوروز۹۶ غمزده‌ترین نوروزی بوده که داشته‌ام. از صبح آخرین چهارشنبه۹۵ تا همین الان، لحظات زیادی را عزادار بوده‌ام و هستم؛ عزادار نه، داغدار! با اینکه فرصت‌های خوبِ بودن با عزیزان در این روزها بیشتر و بیشتر بود و از بار بزرگ اندوه می‌کاست، گاهی نیز آن را در اشتراکی عاطفی مضاعف می‌کرد.

 

شاید کسی فکر کند دارم احساسات‌فروشی می‌کنم؛ خب بکند؛ من دوست دارم این یادداشت را درباره کسی بنویسم که دوست صمیمی هم نبوده‌ایم اما بی‌تردید، دوست هم بوده‌ایم؛ دوستی محترمانه‌ای که هر دو باورش داشته‌ایم؛ بدون اینکه به مرزهای حرفه‌ای محدودش کرده باشیم.

 

در آخرین برنامه «چشم شب روشن» در سال۹۵ با تمام باورم گفتم که درگذشت افشین یداللهی بزرگ‌ترین اتفاق بدی بود که می‌توانست برای ترانه بیفتد اما فرصت نشد که «چرا»ی مدعایم را بگویم... و حالا می‌خواهم کمی درباره این «چرا» حرف بزنم. در ساده‌ترین شکل استدلال، وقتی از پنجره قیاس به فضای ادبیات آهنگین نگاه می‌کنم، می‌بینم که دکتر افشین یداللهی علاوه بر تاثیرات متنی، تاثیرات پیرامونی مثبت زیادی بر فضای ترانه داشته است.

 

شاید بارزترین نمونه این تاثیرات مثبت، پایمردی او در برگزاری نشست‌های خانه ترانه تهران بود؛ نشست‌هايي كه به‌راحتي برگزار نمي‌شد و هرازچندي بايد از سالني به سالني ديگر تغيير مكان مي‌داد. در تمام اين ناگهان‌ها هم بيش از همه‌ي چيزهاي ديگر، اعتبار دكتر يداللهي ضامن ادامه‌ي كار مي‌شد. و دوستانی که سطح آثار ارائه‌شده در این نشست‌ها را در دوره‌های مختلف به یاد داشته باشند می‌توانند درباره میزان تاثیر «دكتر» در بهبود اوضاع، شهادت بدهند. حالا بد نیست در نظر داشته باشیم که تعداد دیگری از جماعت غرغرو (خودشان به خودشان می‌گویند «اپوزیسیون» و...) در طول ساليان، میدان را خالی کردند و واگذاشتند به کسانی که سال‌ها از تنور وابستگی نان خورده بودند و چون دیگر از تنور قبلی، نانی برایشان درنمی‌آمد، دنبال دکان تازه می‌گشتند.

 

يكي از مواردي كه دائما توسط عده‌اي به عنوان دليل برخورداري يداللهي از رانت مطرح مي‌شود و در تمام سال‌هاي گذشته هم تكرار شده، تعداد زياد ترانه‌هايي‌ست كه او براي تيتراژهاي برنامه‌هاي تلويزيوني سروده است اما خوب است اين عده به نكات مهمي توجه داشته باشند:

 

نخست اینکه تکرار نام دکتر یداللهی در تیتراژهای تلویزیونی اساسا ربطی به مدیریت صداوسیما ندارد! همانطور که مثلا فیلمبردار فلان سریال را تهیه‌کننده کار انتخاب می‌کند، انتخاب آهنگساز و به تبع آن ترانه‌سرا هم به عهده عوامل تهیه است.

تردیدی ندارم که در آثار افشین یداللهی، نقاط تأنی کم نیست (در نشست‌های نقد «سلام آخر» و «یه خاطره از فردا» و... بسیاری از این موارد را در حضور خودش یادآوری کرده‌ام كه خيلي از آنها را پذيرفته است؛ اصلا چرا راه دور بروم؟ در اولین دیدار خصوصی‌مان در خانه عمویش در همین اصفهان عزیز، خودش پیش از هر صحبت دیگری نظرم را درباره آثارش جویا شد) اما یادمان باشد که در آثار بزرگان نامدار این حوزه نیز از این نقاط کم نیست. صریح‌تر بگویم؟ در آثار جنتی و سرفراز و قنبری، چنين لغزش‌هايي كمتر نيست.

 

دوم، در اینکه شخصیت اجتماعی دکتر یداللهی در رونق کار ترانه‌سرایی‌اش موثر بوده شکی نیست اما یادمان نرود که در حوزه فرهنگ و هنر، «دکتر» کم نداشته‌ایم و نداریم. افشین یداللهی انسان باهوش محترمی بود كه سابقه‌ي موسيقايي هم داشت و همین هوش و احترام و پيشينه باعث شده بود که فرد مقبولی باشد. او آدم کسی نبود و نشد اما در رقابتی که از ویژگی‌های هنرـ صنعت‌ها به شمار مي‌رود، از امکانات و داشته‌هایش استفاده کرد تا شنیده شود. اهل قهر نبود؛ وقتی اثرش در مثلا صداوسیما مجوز نمی‌گرفت، نه تسلیم می‌شد و نه به غرزدن اکتفا می‌کرد؛ از تمام راه‌ها وارد می‌شد؛ نمونه‌اش اثری که رد شد و یداللهی متن اثر و دلایل رد آن را برای چند نفر از اهالی ترانه فرستاد و خواست که داوری کنند؛ نهایتا هم سعید یوسف‌نیا را به مناظره در خانه ترانه فراخواند و شد آنچه شد؛ ترانه یداللهی مجوز نگرفت ولی رفتار مسئولانه او تاثیرات ارزشمند دیگری گذاشت. خود من هم یکی از داوران این ماجرا بودم که تنها به خاطر پایمردی یداللهی وارد ماجرا شدم و حتی مطلب نوشتم و... .

 

سوم، درباره «اشعار» یداللهی حرف بسیار است اما شرافت انسانی و ادبی من اجازه نمی‌دهد نگویم که لحظه‌ای خودش را از نقد بی‌نیاز نمی‌دانست؛ اینکه مخاطب و ناشر، مرعوب نام است و هر چیزی را به اسم شعر می‌پذیرد، حرف دیگری‌ست. در همین فضای مجازی، اثرش را به شكل خصوصي می‌فرستاد و نظر می‌خواست اما از طرف دیگر هم خودش و اثرش را پنهان نمی‌کرد.

 

دكتر افشين يداللهي برای من تا همیشه به عنوان یک ترانه‌سرای حرفه‌ای و یک مولف پویای غیروابسته، محترم است و خنده‌ها و نگاه‌هاي زيركانه‌اش در قاب چشم و دلم جاودانه خواهد بود. روانش آرام و رها.

 

ابراهیم اسماعیلی اراضی/ بهار 96

منتشرشده در یادداشت هفته

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار