یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی

سعید سعیدپور از انتشار مجموعه شعرهای دو زبانه فروغ‌ فرخزاد و تجدیدچاپ شعرهای دو زبانه ضیاء موحد و احمد شاملو خبر داد.

 

سعید سعیدپور (مدرس و مترجم)، درباره آخرین کار‌ها و ترجمه‌هایش گفت: یک مجموعه شعر دوزبانه فارسی و انگلیسی از اشعار فروغ‌ فرخزاد قرار است توسط نشر هرمس منتشر شود. این پروژه یعنی ترجمه شعرهای فروغ پیشتر دست ناشر دیگری بود که ظاهرا برای گرفتن مجوز مشکل داشته و قرارداد انتشار آن لغو شد به همین دلیل نشر هرمس این مجموعه دو زبانه را منتشر خواهد کرد. درواقع این یک شانس دوباره است چراکه ما می‌خواستیم اثر کاملا بدون ممیزی و اصلاحیه و کامل و تمام منتشر شود.

 

این مترجم در توضیح بیشتر اشعار این مجموعه دو زبانه بیان کرد: شعرهای مجموعه از تمام دفترهای فروغ گردآوری شده ولی بیشتر شعر‌ها مربوط به دفتر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» هستند. از دفترهای اولیه فروغ هم کارهای برجسته و قابل توجهی که در سبک موزون و چارپاره سروده شده، منتخب‌هایی در این کتاب وجود دارد. در مجموع این اثر نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ قطعه از اشعار فروغ را به دو زبان فارسی و انگلیسی شامل می‌شود.

 

کار دیگر ویراست جدید از شعرهای دو زبانه ضیاء موحد تحت عنوان «آوازهای آبی» است که باز من ترجمه این شعر‌ها به انگلیسی را به عهده داشته‌ام که آنهم توسط نشر هرمس منتشر شده است. چاپ اول گزیده دو زبانه اشعار شاملو به نام «۷۷ شعر از احمد شاملو» هم شش ماه تا یک سال است که تمام شده منتها هنوز چاپ جدید نشده و امیدواریم چاپ تازه این اثر هم منتشر شود. این کتاب خواهان دارد و تماس‌های زیادی با خود من گرفته می‌شود که درخواست این کتاب را دارند.

 

کد خبر: 776

منتشرشده در گزارش

به مناسبت سالروز تولد شاعر بزرگ روزگار ما احمد شاملو، لیلا کردبچه یادداشتی کوتاه را در اختیار تارنا قرار داده است:

 

«شاملوی شاعر، شاملوی نویسنده، شاملوی مترجم، شاملوی روزنامه‌نگار، شاملوی فرهنگ‌نویس، شاملوی ترانه‌سرا، شاملوی پژوهشگر، شاملوی فیلمنامه‌نویس و... آیا همه و همه خلاصه می‌شود در همان چند شعر نیمایی و سپید؟

 

 

حقیقت این است که نه آن چند شعر نیمایی و سپیدِ زبانزد، نه حتی تمام مجموعه‌شعرهای او، و نه حتی تمام ترجمه‌ها و مقالات و کارهای پژوهشی و چه و چه و چه، دیگر کفایت نمی‌کند و به‌نظر می‌رسد خداوندگارِ این آثار ارزنده، درخور مطالعۀ بیشتری است و لازم است زوایای گوناگون زندگی ادبی و هنری و اجتماعی و... شاعری چون او، مورد تعمق بیشتری قرار بگیرد.

 

 

به‌راستی چه شد که از دل جامعۀ فرهنگی ما، آن هم با آن مختصات دهه‌های سی، چهل، پنجاه، شصت و هفتاد، شاعری چون شاملوی بزرگ سر برکشید؟ چرا دیگرانی که در همان دوره می‌زیستند و در همان فضا نفس می‌کشیدند شاملو نشدند و بلکه با او در مقام قیاس هم نمی‌توانند قرار بگیرند؟

 

 

اصلاً چه شد که در یک دورۀ خاص، شاملو و اخوان‌ثالث و فروغ و شفیعی‌کدکنی آمدند و بعد از آن‌ها دیگر کسی نتوانست به آن عظمت ماندگار برسد؟

 

 

به‌نظر می‌رسد بررسی دلیل شیوع میانمایگی در شعر امروز، مسأله‌ای بسیار مهم است که نیاز به بررسی‌های جامعه‌شناسانه، روانشناسانه، مردم‌شناسانۀ بسیار دارد، امّا یک راه ساده‌تر هم هست؛ اینکه ببینیم بزرگان شعر چه کرده‌اند، چگونه زندگی کرده‌اند، نحوۀ تعاملشان با دنیا، با محیط، با آدم‌ها، با سیاست، با شعر، با مرگ، با تولد و... چگونه بوده؟ و بعد مقایسه کنیم با شاعرهای حالا و دنیای ذهنی‌شان، با شکل زندگی‌شان، با دغدغه‌هایشان، با نوع رفتار اجتماعی‌شان، با زد و بندهایشان و...!

 

 

همین‌که ببینیم تفاوتِ ره از کجاست تا به کجا، درمی‌یابیم که در انتظار شاملویی دوباره بودن، چقدر انتظار ساده‌لوحانه‌ای است.

 

کسانی‌که مثل عوام زندگی می‌کنند و مثل عوام رفتار می‌کنند، محال است بتوانند مثل خواص بنویسند!»

 

 شاملوجان تولدت مبارک!

 

 لیلا کردبچه/ آذر ماه 96

منتشرشده در یادداشت هفته

همزمان با زادروز احمد شاملو، شاعر معاصر، مراسم اعلام برگزیده سومین جایزه شعر شاملو روز سه‌شنبه ۲۱‌ آذرماه برگزار می‌شود.

 

در این مراسم که موسسه الف. بامداد آن را برگزار می‌کند، ستاره اسکندری، رویا تیموریان، هوشیار خیام و مراد فرهادپور حضور دارند و با اجراهای موسیقی و شعرخوانی مهمانان همراه است.

 

 علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند روز سه‌شنبه ۲۱‌آذرماه از ساعت ۱۸ تا۲۰ به کانون زبان پارسی(باغ مووقوفات ایرج افشار)، واقع در خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، شماره ۱۲ مراجعه کنند.

 

کد خبر: 738

منتشرشده در گزارش
شنبه, 04 شهریور 1396 ساعت 12:10

-آخرین غزل رومی-

 

متن دکلمه

 

 

رو سر بنه به بالين تنها مرا رها  کن

ترک من خراب شب گرد مبتلا کن

 

ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا کن

 

از من گريز تا تو هم در بلا نيفتي

بگزين ره سلامت ترک ره بلا کن

 

ماييم و آب ديده در کنج غم خزيده

بر آب ديده ما صد جاي آسيا کن

 

خيره کشي است ما را دارد دلي چو خارا  

بکشد کسش نگويد تدبير خونبها کن

 

بر شاه خوبرويان واجب وفا نباشد

اي زردروي عاشق تو صبر کن وفا کن

 

دردي است غير مردن آن را دوا نباشد

پس من چگونه گويم کاين درد را دوا کن

 

در خواب دوش پيري در کوي عشق ديدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوي ما کن

 

گر اژدهاست بر ره عشقي است چون زمرد

از برق اين زمرد هي دفع اژدها کن

 

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

فراخوان سومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر احمد شاملو منتشر شد.

پس از برگزاری دو دوره جایزه‌ی شعر احمد شاملو در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵،  موسسه‌ی الف. بامداد اعلام کرد ضمن  سپاسگزاری از همکاری شاعران،  ناشران، خبرنگاران و دوستداران شعر فارسی، در نظر دارد در سال جاری سومین دوره‌ی این جایزه را برگزار و هم‌زمان با نود و دومین زادروز تولد شاعر معاصر، احمد شاملو (۲۱ آذر ۹۶) کتاب  شعر نو برگزیده‌ در سال ۱۳۹۵ خورشیدی را معرفی کند.

 

از این رو، از شاعران و نیز ناشرانی که در زمینه‌ی انتشار شعر فعالیت دارند درخواست شده سه نسخه از کتاب‌های چاپ اول شعر نو خود را که در سال ۱۳۹۵ خورشیدی منتشر شده است حداکثر تا پایان تیرماه به دبیرخانه‌ی این جایزه به نشانی: تهران، خیابان هلال احمر، نرسیده به میدان رازی، نبش خیابان مرادی، فروشگاه کتاب فرهنگان ارسال کنند.

 

بنا بر اعلام دبیرخانه‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر احمد شاملو، تاریخ مورد استناد، تاریخی است که در شناسنامه‌ی کتاب درج شده است.

 

کد خبر: 515

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

بررسی انتقاد و اعتراض در آثار احمد شاملو و فروغ فرخزاد در قالب یک کتاب منتشر شد.

«اسیر سیاست» نام کتابی است به قلم محمدطاهر شیراوند که به کنکاش در شعرهای این دو شاعر سرشناس معاصر از دو منظر انتقاد و اعتراض پرداخته است.

در این کتاب، پس از ارائه‌ تصویری از احمد شاملو، انتقاد و اعتراض در آثار او، از منظر انتقاد و اعتراض سیاسی، انتقاد و اعتراض اجتماعی، انتقاد و اعتراض نسبت به سنت، انتقاد و اعتراض نسبت به تباهی ارزش‌ها، و انتقاد و اعتراض نسبت به خویشتن خویش بررسی شده است.

همچنین در بخش دیگری از کتاب، پس از ارائه‌ تصویری از فروغ فرخزاد، انتقاد و اعتراض در آثار این شاعر معاصر نیز از منظر انتقاد و اعتراض سیاسی، انتقاد و اعتراض اجتماعی، انتقاد و اعتراض نسبت به تباهی ارزش‌ها، انتقاد و اعتراض نسبت به قدرت پدرسالار، و انتقاد و اعتراض نسبت به سنت، بررسی و تحلیل شده است.

در ابتدای کتاب «اسیر سیاست»  که در ۲۹۵ صفحه ازسوی نشر آرادمان منتشر شده، آمده است:

« اگرچه نفس هنر، خود به خود در هنرمند تعهد ایجاد می‌کند، یعنی تعهد نسبت به خود هنر، اما در بعضی هنرمندان تعهد دیگری نیز ایجاد می‌کند که تعهد به اجتماع و انسان و انسانیت است و معمولاً هنرمند متعهد به این نوع هنرمندان اطلاق می‌شود. به عبارت به‌قول روژه باستید، دیگر مدت‌هاست دریافته‌ایم که هنر یک بازی ساده‌ شخصی بی‌نتیجه نیست،  بلکه بر زندگی جمعی انسان‌ها اثر می‌گذارد و می‌تواند سرنوشت جوامع انسانی را دگرگون کند. اما این نکته یکی از جنبه‌های مسئله است. جنبه‌ دیگر این است که باید از خود بپرسیم، آیا این رابطه دوسویه نیست و آیا هنر خود یک فرآورده‌ زندگی جمعی انسان نیست و سرنوشت آن وابسته به سرنوشت جوامع انسانی نیست؟»

 

کد خبر: 437

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

یاد احمد شاملو به هر بهانه‌ای که باشد، همیشه فرصتی‌است برای تعمق در همه‌ی جوانب شعر. این روزها که آشوب و بی‌نظمی در همه‌ی جهان بالاگرفته ‌است، شعر او بیش از همیشه آن پرتو نور است که ما را در ظلمات راه‌ می‌برد. به یادمان می‌آورد که کلام شاعرانه نقشی در جامعه دارد که باید به بار بنشیند، به ‌خصوص آن‌گاه که کلام حقیقی در آزمندی فریبنده و تهی خفه شده است. گاندی گفت: شعر مقاومت منفی بی پایانی است. با این سخن، او شعر را یک بار و برای همیشه در متن زندگی اجتماعی جای‌ داد و برخلاف افلاطون (در کتاب جمهور) درها را به روی شاعر باز کرد و با خوش‌رویی به شاعر امکان‌های شرکت در زمینه‌ی سیاسی را نشان داد.

این عبارت گاندی اتفاقی نیست که بر پایه‌ی شهودی است که جوهره‌ی حقیقی شعر است. شهودی که فراتر از منطق، به درستی راه می‌یابد.

اگر شعر می‌تواند به اسلحه‌ای برای نبرد بدل شود نخست به خاطر حقیقت آن است. حقیقتی که حقایق دیگر را در بر می‌گیرد، کسی که آن را به غایت می رساند یا از آن خود می‌کند را وادار می‌کند تا خود به قلعه‌ای برای دفاع از حقیقت بدل گردد که رشوه ‌پذیر نیست. از این رو، گاندی افزود که شعر «فرم پایان ناپذیری است از امتناع، چراکه در جامعه و جهان، همگان خواسته‌اند که اشیا و دروغ را به زور بر ما تحمیل کنند… شعر در برابر جبر تاریخ قد علم می‌کند، علیه استثمار مغزها توسط ایدئولوژی‌ها، علیه جمود مذهبی، و علیه تمامی تعصب‌ها… » این صلابت که مشخصه‌ی‌‌ شعر است پله‌ی نخستین و محکم مبارزه‌ است.

شعر ساده است، دست ودلباز است، گشاده و ژرف است. قلعه‌ی بازی ‌است برای همه‌ آنان که حاضرند راه سخت‌گیرترین وفاداری‌ها را دنبال کنند. جریانی مخفی است از زلال آب‌های نیالوده‌ی نخستین. آن‌که در شعر زندگی می‌کند در حریمی از خلوص شکست‌ناپذیر می‌زید. جایی که همه چیز شفافیتی است با استعدادی برای شناسایی و از این رو برای برادری. آب‌های شعر بیرونی نیستند، چنین‌ است که تکثر آن‌ها را گل‌آلود نمی‌کند. آب‌های شعر در درون شاعر جاری‌اند و آن‌چه بازمی‌تابانند از باطن اشیا سخن می‌گوید و آن‌ها را به آغاز می‌پیوندد.

 

تمامی شاعران می‌دانند که حکایت جز این نیست: ظهور لحظه‌ی نخستین و عمل. و نیز می‌دانند که این واژه کاری متعالی می‌کند، حتی می‌توانم بگویم کاری خدایی که در دفع شیاطین از اخلاق، به کار می‌آید. در برابر نقض عدالت می‌ایستد با خشونت پیکار می‌کند، جان‌پناهی است برای اومانیسم و محملی‌است برای صلح و آشتی و غم‌خوارگی و با تقدیس دوباره‌ی هستی در برابر جدایی از مقدسات می ایستد. عالم شعر از منطق و از هنرمندان عاری است: فضایی است که بیانی چون تعریف نوالیس در آن مجاز است: شعر حقیقت مطلق است.

جایی که آن واژه‌ی مقدس درخشان از کائنات موسیقی بیرون می‌آید: همه چیز هارمونی است. – واژه‌ی یونانی ‌mousike را به هارمونی و تناسب نیز، بر می‌توان گرداند– سال‌ها پیش، نوشتم : حیات آدمی به درج نقطه‌ای در تاریخ محدود نمی‌شود، در آن بردگی که ماتریالیزم از آن سخن می‌گوید، محصور نیست، هنوز ابعاد دیگری نیز مانده‌اند، کثرت سطوح زمان‌ها و فضاها، شناخته و ناشناخته و رابطه‌ی میان آن‌ها که سخت بنیادین است.

 

 

در این دنیای ناشناخته‌ها، هدف شعر و شاید تنها هدفی که می‌تواند به انجامش برساند، بخشیدن ارزشی دیگر از حقیقت به جهان است و مکان‌یابی حقیقت است در آن، منشوری در پیوند با زندگی و اینجاست که اهمیت عملی این هنر نمایان می‌شود. احمد شاملو با شعر و شخصیتش که همیشه در قلب‌های ما زنده است، یادآور مسولیت ما و ‌ تعهد ماست، تعهد و وظیفه‌ی ما برای خوب دیدن و پای‌مردی برای تعالی هرچیز. کلمات او نیایش روزانه‌ی ماست و یاس و نومیدی را از ما دور می‌کند. چراکه هنر، خود، مقصد است و باید هرچه او را از امید دور می‌کند، به دور بریزد. پس باید خود را فرا خوانیم و شعرهای دیگری بخوانیم اشعاری چون «ماهی‌ها»، «آی‌عشق» یا «ترانه‌ی بزرگترین آرزو» را، نه تنها برای بهتر دیدن حقیقت، که حتی چون شاهدی بر اومانیسم‌زدایی این ایام، چراکه هر ویرانه‌، نشانی از غیاب انسانی است که حضور انسان آبادانی است. و می‌خواهیم و باید آباد کنیم، حتی اگر درپیرامونمان فقط ویرانی ببینیم. اگر چندتن در آبادانی استوار و پایدار باشیم دیگران نیز سرانجام به ما می‌پیوندند. و بنای ما، در غایت کلام، بناکردن خود است هم‌چون تمامی انسان‌ها، هم‌چون تمامی آحاد بشر.

 

گاندی، در دنباله‌ی کلام گفت «شاعر نیازی به آزادی ندارد، چون آزاد است.» در آزادی، هارمونی می‌نشیند، در هارمونی، عشق و در عشق، تمامی امکان‌ها. آزادی خود را با هارمونی می‌شناسد و با حقیقت. شعر، پشت و پناه محکمی‌است برای عشق و تمامی امکان‌ها، امکان‌هایی که بر یگانگی بنا می‌شوند و در نهایت به هم می‌رسند. اینک، شعر تجربه‌ای دشوار است. هم‌چون تمامی مقاومت‌های منفی، نیاز به وفاداری خدشه ناپذیری دارد. ایثاری به غایت دشوار و دور. شاملو چنین راهی را برگزید که راه پریستاری از آتش مقدس است و در آن راه استوار ماند و از چیزی فروگذار نکرد . اودیسه‌ئوس الیتیس نوشته بود : هیچ‌کس مجبور نیست که به شعر توجه کند ولی، اگر به شعر علاقه‌مند شد ناچار است بیاموزد که با این موقعیت تازه چگونه خو کند: با قدم برداشتن بر هوا و بر آب. » شاملو بر آسمان و بر آب و بر آتش گام بر می‌داشت و چنین است که نیروی او، هنوز، مقصود هر روزه‌ی ما را چون ذکری مقدس حمل می‌کند، کلمات او را تکرار می کنیم «هزارچشمه‌ی خورشید می‌جوشد از یقین. » و هزاران چشمه می‌جوشند . هزاران چشمه. هزاران چشمه.

 

* این یادداشت در سالگرد هفتاد و نه‌امین تولد احمد شاملو به مدیر سایت شاملو نوشته‌شده است. ترجمه‌ی فارسی آن از آقایان فرهاد آزرمی و محسن عمادی است.

 

منبع: سایت رسمی احمد شاملو

منتشرشده در یادداشت هفته
جمعه, 28 آبان 1395 ساعت 19:12

-من غلام قمرم-

متن دکلمه

 

 

 

 

 

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

 

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

 

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

 

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

 

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت            

سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد

در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

 

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد

که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

 

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است

گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

 

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

 

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال

خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

 

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست

گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

 

 

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار