انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

اسماعیل امینی می‌گوید: برخی افراد که مطالعات دینی ندارند و نسبت به منابع و زبان شعر مذهبی نیز آشنایی ندارند اما بنا بر دلایلی به سرایش شعر مذهبی علاقه‌مند می‌شوند، شعرشان از نظر اندیشه و صحت روایت مشکل پیدا می‌کند؛ این یکی از آسیب‌های وارد بر شعرهای مذهبی امروز است.

 

این شاعر  با اشاره به تعدد شعرهای مذهبی به نسبت گذشته و آسیب‌هایی که از طریق آن متوجه این نوع شعر است گفت: به جز آثاری که از گذشته  بوده و توسط استادان بزرگ و شاعران باسواد و برجسته خلق شده است که همه میراث گذشته شعری ما نیز این شاعران بزرگ هستند، این روزگار دوره‌ای شده است که آثار پرشمارتر از گذشته تولید می‌شود؛ به همین دلیل چند مشکل به وجود آمده است.

 

او افزود: برخی از شاعران مذهبی زبان مناسب سخن گفتن از موضوعات مذهبی در مدح و منزلت ائمه (ع) را نمی‌شناسند؛ یعنی با همان زبانی که حرف‌های معمولی و ترانه می‌گویند می‌خواهند حرف‌های مربوط به ارزش‌های دینی را نیز بگویند که بعضی وقت‌ها نتیجه خوبی حاصل نمی‌شود.

 

امینی همچنین درباره تعدد جشنواره‌ ها و نشست‌های شعر آیینی و مذهبی خصوصا در ایام خاص همانند ماه محرم بیان کرد: جشنواره‌ها و نشست‌ها اگر صرفا محل عرضه آثار باشند کار کم‌فایده‌ای است، اما اگر مکانی برای تبادل تجربه و جلسات آموزشی نقد و بررسی باشند می‌توانند مفید واقع شوند که البته معمولا به این شکل نیست و جشنواره‌ها شتاب‌زده برگزار و به دادن جایزه و انتخاب آثار برتر اکتفا می‌شود. این درحالی‌ است که اگر جایی برای تبادل تجربه‌ها و دیدار شاعران با شاعران پیشکسوت‌تر باشد مفید واقع می‌شود؛ اما اگر به حد جایزه دادن و کار خبری از آن اکتفا کنند کم‌فایده است.

 

این شاعر درحالی که نسل جوان شاعران امروز را علاقه‌مند و مشتاق به سرودن شعرهای مذهبی و آیینی توصیف کرد گفت: خوشبختانه در نسل جوان‌مان شاعران خوب بسیاری داریم که بعضا تمام وقت و هنر شاعری‌شان را صرف گفتن شعر مذهبی کرده‌اند که خیلی خوب است و در گذشته این مقدار نبوده و تعدادی از این جوانان هستند که به نسبت سن و سال و تجربیات‌شان خیلی خوب کار می‌کنند. مشخص است که خیلی جدی منابع را مطالعه می‌کنند و به حرف منتقدان و استادان گوش می‌کنند، به همین دلیل کارشان هم استحکام خوبی دارد و هم طراوات و نوآوری جوانی را دارد.

 

امینی افزود: در کنار این همه آثار معمولی و ضعیف که در این حوزه منتشر می‌شوند خوشبختانه جوان‌هایی داریم که خیلی خوب کار می‌کنند و در تاریخ ادبیات ما این تعداد شعر خوب بی سابقه بوده است.

 

او در پایان با تاکید بر اهمیت نقد شعرهای مذهبی گفت: تقدس موضوع شعر دینی همانند مدح ائمه (ع)، سوگواری امام حسین (ع) و ... دلیل نمی‌شود بگوییم نیاز به نقد ندارد و این‌گونه نیست که چون موضوع این آثار مقدس است، خود شعر نیز مقدس باشد. شعر به هر حال سخن انسان است و سخن انسان قابل نقد است و اتفاقا در شعر مذهبی باید نسبت به نقد سختگیرتر باشیم.

 

کد خبر: 987

 

منتشرشده در گزارش

اسماعیل امینی می‌گوید شعر زرد برای هر سلیقه‌ای محصولی دارد؛ برای دوست‌دارانِ شعر مذهبی، اشاراتی به دلبری‌های مستوره در راه مسجد؛.

 

اسماعیل امینی شاعر، منتقد و استاد دانشگاه در یادداشتی به بررسی وضعیت آثار پرفروش در حوزه شعر پرداخته است. متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانیم:

کتابِ پرفروشِ شعر، حتماً‌ کتابِ محبوبِ خوانندگان نیست. حتی همۀ کتاب‌های محبوب هم حتماً خوانده نمی‌شوند. مثلاً دیوان حافظ که بهترین، محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب شعر است، آن‌قدر که فروش دارد خوانده نمی‌شود؛ که اگر خوانده می‌شد، این همه اشعار جعلی به نام حافظ بر سر زبان‌ها نبود و بازنشر نمی‌شد و این همه افراد با تحصیلات دانشگاهی، از روخوانی غزل‌های حافظ عاجز نبودند.

 

خیلی از خریدارانِ کتاب‌های پرطرفدارِ شعر، خواننده و علاقه‌مند شعر نیستند. آنها این کتاب را می‌خرند، چون شنیده‌اند که پرطرفدار است اما نه حوصلۀ شعرخواندن دارند و نه اگر بخوانند چیز زیادی دستگیرشان می‌شود. مثلاً «هشت کتاب» سهراب سپهری، خیلی پرطرفدار است؛ مجموعه شعرهای فروغ فرخزاد نیز پرطرفدار است. از میان انبوهِ کسانی که خود را علاقه‌مند شعر سهراب و فروغ می‌دانند، کمتر کسی هست که حتی یک بار این کتاب‌ها را ورق زده باشد. بسیار بوده که در میان شیفتگان فروغ و سپهری، شعری از شاعر مورد علاقه‌شان خوانده‌ام و آنها گفته‌اند که برای اولین بار است که این شعر را می‌شنوند.

 

تازه اینها که گفتم دربارۀ کتاب‌های شعری‌ست که واقعاً ارزشمند و محبوبند و شمارگان و خریداران واقعی دارند؛ بسیارند کتاب‌های شعرِ پرطرفدار که با ترفندهای تبلیغاتی و فضاسازی رسانه‌ای، مشهور شده‌اند و با خریدهای کلانِ رانتی و سهمیه‌ای، پرفروش شده‌اند.

 

این نکته را همین‌جا بگویم که پرفروش‌بودنِ کتاب شعر، نه به معنای ارجمندی آن است و نه نشانگر نازل‌بودنِ کتاب؛ یعنی در میانِ کتاب‌های پرفروش، هم آثاری ارزشمند چون دیوان حافظ و آثار بزرگانی چون اخوان و شاملو و فروغ و سپهری و قیصر دیده می‌شود و هم آثاری نازل و کم‌ارزش اما پرهیاهو.

 

 اما آن آثار نازل و پرهیاهو، چه ویژگی‌هایی دارد که لایک‌خور است و جذاب و پرطرفدار؟

این شعرها، مطابقِ میلِ مخاطبانِ سهل‌پسند و شتابزده و کم‌حوصلۀ فضای مجازی ساخته می‌شود؛ یعنی مخاطب در این شعرها، به جای شنیدن حرف شاعر، حرف‌های باب میلِ خودش را می‌شنود. و شاعر در اصل، سخنگو و خادم مخاطبان است.

 

مخاطب سهل‌پسند، اهل تأمل و ژرف‌نگری نیست. او در جست‌وجوی هر چیزی‌ست که جالب باشد؛ از تصویر بزغاله‌ای با هشت دست و پا، تا شادی گلِ فلان فوتبالیست برزیلی. در کنار اینها او دوست دارد که بگوید فرهیخته است و از شعر نیز بهره‌ای دارد؛ پس یک جور شعرِ فست‌فودی و آماده و سهل‌الوصول می‌خواهد که جالب هم باشد.

 

این شعرِ فست‌فودی که برای انبوهِ جماعتِ «چه قدر جالبه!» ساخته می‌شود،‌ بازی‌های مضمونی و زبانی ساده‌ای دارد.

 

دستکاری در داستان‌های تاریخی و اساطیری، برای تأمین نظرِ جماعتِ «چه قدر جالبه!». همین الان با این دستکاری‌های پیشنهادی من شعر بسازید و منتشر کنید و سیلِ لایک‌ها و بازنشرها را ببینید؛ «رقابت عشقی آدم و شیطان بر سر حوا»، «چشم‌پزشکی پیراهن یوسف»، «ماهی‌فروشی یونس»، «فروشگاه لوازم عید کریسمس با مدیریت حضرت مسیح» و پرت‌وپلاهایی از این قبیل که در این سال‌ها مضمون هزاران رباعی و غزل و شعر سپید بوده است در خط تولید انبوه شعر زرد.

 

الگوهای سادۀ معادلۀ تمثیلی، با استفاده از نازل‌ترین شگردهای دست‌فرسودِ شاعران مقلد سبک هندی و سرودن تک‌بیت‌هایی که در گذشته پشت کامیون و وانت بازنشر می‌شد و امروز در صفحات اینستاگرام و کانال‌های تلگرامی منتشر می‌شود؛ حرف‌هایی از این دست:

عشق در خاموشی مطلق مرا لرزانده بود

مثل این گوشی که سایلنت است و روی ویبره است

مضامینی که به جوانان احساساتی و سانتی‌مانتال، چشمک می‌زند و دنیای رنگین خیالات آنان را با وزن و قافیه، بازگو می‌کند. مثلاً:

آه قدر دست گرمم را ندانستی و من

در هوای نیمۀ مرداد، سردم می‌شود

 

شعر زرد برای هر سلیقه‌ای محصولی دارد؛ برای دوست‌دارانِ شعر مذهبی، اشاراتی به دلبری‌های مستوره در راه مسجد؛ برای دلدادگان به تمدن آریایی، سرگرمی پارسی سره و دامن‌زدن به احساسات نژادی؛ برای مشتریانِ‌ کتاب‌های زرد روانشناسی بازاری و انرژی‌های کیهانی، اشاراتی به انرژی مثبت و موج منفی و بازیچه‌هایی از این دست؛ برای گمگشتگانِ جدال‌های سیاسی، آش درهم‌جوشی از اصطلاحات رسانه‌ای و البته برای مشتریان ثابتِ لذت‌جویی‌های وقیحانه، تعابیر صریح و بی‌پروا و هرزه‌نگاری.

 

و مضحک این‌که، این آخری غالباً‌ به عنوانِ شعر پست‌مدرن راهی بازارِ مشتریان شعر زرد می‌شود.

 

انبوهِ‌ پرشمارِ سهل‌پسندان و مشتریانِ شعر زرد، غیر از نوجوانانی که به اقتضای فطرت و طبیعت دوران نوجوانی در پی ابراز هویت هستند، غالبا از کسانی‌اند که به دنبال راه‌هایی برای دگرنمایی‌اند. تظاهر به مطالعه و فرهیختگی، برای آنان یکی از نشانه‌های به‌روزبودن است؛ مانند مارک لباس و کیف و کفش‌شان.

 

اسماعیل امینی / مرداد 97

منتشرشده در یادداشت هفته

اسماعیل امینی گفت: در دنیا، رسانه‌های تخصصی طنز، بی پروایی و فحاشی را در خود جای نمی‌دهند. کسی که فحاشی نمی کند، به این دلیل نیست که جسارتش را ندارد، بلکه نقد خود را از دریچه هنر بیان می‌کند.

 

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، ۱۱۷‌اُمین نشست دگرخند با موضوع معرفی و بررسی مجموعه شعر طنز «بوقلمان» اثر سعید طلایی با حضور اسماعیل امینی، سید اکبر میرجعفری و سعید طلایی، دوشنبه ۲۷ آذرماه، در حوزه هنری برگزار شد.

 

اسماعیل امینی شاعر و منتقد ادبی در این نشست با بیان این که این روزها با مسئله تعریف طنز در ادبیات مواجه هستیم، اظهار کرد: اغلب گفته می شود، طنز خوب، طنزی است که حرف مردم را بگوید و هر فردی در جامعه، حرف ها و دغدغه های شخصی خود را دارد. مردم دغدغه های کوچک و بزرگ دارند، اما این دغدغه ها در ماهیت، هیچ تفاوتی برای طنزنویس ندارند؛ چرا که اگر طنزنویس متکی به نظام اندیشه قوی و عمیق نباشد، درباره هر چیزی که بنویسد مضحک خواهد بود و در نهایت تنها با موج ها حرکت خواهد کرد.

 

وی ادامه داد: معیار عام تری که برای طنز در نظر می گیرند، این است که خنده دار باشد، این هم معیار ارزیابی طنز نیست. برخی متون خنده دار هستند و برخی نیستند و در هیچ جایی نوشته نشده است که متنی که خنده دار نباشد طنز نیست. همچنین معیار دیگری که برای طنز قائل می شوند، این است که طنز هر چه بی پروا تر و گستاخ تر و فحاش تر باشد؛ طنز بهتری است. تعدادی طنزپرداز داریم که از این طریق معروف شده اند و علت معروف بودنشان تنها این است که خوب فحش می دهند.

 

امینی خاطرنشان کرد: نقد من بر بی پروا بودن برخی طنزنویسان از منظر سانسور و عرف و این گونه مسائل نیست. در هیچ کجای دنیا، نشریات و رسانه های تخصصی طنز، بی پروایی و فحاشی را در خود جای نمی دهند و کسی که فحاشی نمی کند، به این دلیل نیست که جسارتش را ندارد، بلکه نقد خود را از دریچه هنر ارائه می کند.

 

 

این نویسنده و شاعر عرصه طنز کشور گفت: گزندگی اثر هم یکی دیگر از معیارهایی است که باعث می شود مخاطبان تصور کنند هر که گزنده تر می نویسد، طناز تر است، که این نوع نگاه هم اشتباه است. در واقع معیار شناخت طنز، یکی زبان و بیان و دیگری نوع نگاه طنزنویس به موضوعات پیرامونش است. موضوعی که طنزنویس به آن  می پردازد؛ می تواند بسیار ساده باشد؛ اما نوع نگاه و استفاده طنزنویس از این موضوع است که اثری خلاقه و عمیق را به وجود می آورد. طنزپرداز در تمام عالم به عنوان متفکر شناخته می شود و عمله طرب نیست.

 

امینی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به استفاده به جای سعید طلایی از صنایع ادبی در اشعار مجموعه «بوقلمان» گفت: به طور مثال طلایی از صنعت «ضد ارصاد و تسهیم» به خوبی استفاده کرده است. ارصاد و تسهیم  صنعت بدیعی است که در آن خواننده کلام را به گونه ای مسجع و با نظم بیان می کند که شنونده میتواند خود، ادامه ی کلام را بگوید، پیش از آن که اصل آن را بداند. بنابر این شنونده در آن شعر با شاعر سهیم می شود  و می بینیم که در اشعار مجموعه بوقلمان در بخش هایی شاعر به شکلی طنازانه ضد این صنعت ادبی عمل کرده است. در شعرهایی از این مجموعه هم می بینیم که شاعر از صنعت ضد مراعات نظیر استفاده کرده و این تضادهها باعث قوت طنز او بوده اند.

 

وی همچنین اظهار داشت: گاهی مخاطبان شاعر را بر اساس اشعارش قضاوت می کنند و می پندارند مخاطب و راوی تمام آثار، خود شاعر است. در حالی که لزوما این گونه نیست و شاعر مردی می تواند از زبان یک زن شعر بسراید یا درباره انسان های دیگر به موضوعی بپردازد.

 

این شاعر همچنین با اشاره به برخی اشتباهات نحوی در اشعار مجموعه «بوقلمان» عنوان کرد: وقتی کلمه ای به شکل متداول  در زبان فارسی استفاده می شود، چه اصراری است که آن را به شکل دیگری به کار ببریم؟ بهتر است از کلماتی استفاده کنیم که برای مخاطب هم آشنا است و در زبان هم پذیرفته شده است.

 

سید اکبر میرجعفری دیگر شاعر و منتقد حاضر در این نشست نیز با اشاره به مجموعه شعر «بوقلمان»، اظهار کرد: در مواجه با اشعار سعید طلایی، می بینیم که با شعرهای روان رو به رو هستیم که به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کنند. این کتاب فاقد پیچیدگی های زبانی است و البته این ساده ارتباط برقرار کردن به معنای این نیست که شاعر تلاشی برای نگارش اشعارش نداشته است. کلمات و روانی کلامی که در این کتاب می بینیم، حاصل تلاش و ذوق سرشار شاعر است.

 

وی افزود: نخستین نکته ایی که در اشعار طلایی با آن رو به رو هستیم، ارتباط آسان با مخاطبان است. یکی از نکاتی که دکتر امینی در این نشست مطرح کردند، پرداختن شاعر به حرف های مردم بود. اگر قرار باشد شاعر حرف مردم را بزند، لزوما به این معنا نیست که حرف ها جنس دغدغه روزمره مردم را داشته باشد، بلکه هنرمند به این حرف ها شکل هنری می دهد.

 

میرجعفری تصریح کرد: بخش زیادی از شعرهای طنز دهه ۵۰ را همین حرف های مردم به خود اختصاص می دهد. و در آثار شخصیت هایی همچون ابوالقاسم حالت از این نمونه ها زیاد است.

 

این شاعر همچنین گفت: یکی از صنایعی که در شعر به کار می رود ایهام است و خیلی لذت بخش که ببینیم شاعری با تسلط از چنین صنعت ادبی استفاده کند. معتقدم در یک مجموعه شعر اگر چند ایهام ادبی هم پیدا کنیم، می توانیم آن مجموعه را خوب بدانیم و شاعرش را شاعر موفقی قلمداد کنیم.

 

از ورودم به عرصه طنز پشیمان نیستم

 

سعید طلایی شاعر مجموعه «بوقلمان» نیز در سخنان کوتاهی با اشاره به این که در رشته مهندسی عمران تحصیل کرده است؛ درباره چگونگی ورودش به عرصه طنز گفت: دانشگاهی که در آن درس میخواندم در نزدیکی حوزه هنری بود و پس از چند بار حضور در جلسات دفتر طنز، آقای فیض من را جذب کرد و امید مهدی نژاد نیز من را ذوب طنز کرد و این گونه شد که به شکل جدی، طنزنویسی را دنبال کردم و هنوز هم از ورودم به عرصه طنز پشیمان نیستم.

 

وی همچنین نوشته خود در پشت جلد کتاب را خواند که به شرح زیر است:

 

این‌جانب، سعید طلایی همواره در مقابل وسوسه دوستان ناباب مبنی بر چاپ مجموعه اشعارم مقاومت می‌کردم و پیوسته بر شیطان رجیم لعنت می‌فرستادم.  بنده عمیقاً اعتقاد داشتم که این کار موجب قطع درختانی خواهد شد که بسی بیشتر از شعرهای طنزآمیز شاعری جوان به درد مردمان می‌خورند. با این حال از آنجا که هیچ انسانی از خطا مصون نیست، شما هم‌اکنون با کتاب بوقلمان روبه‌رویید. شرمسارم، اما امیدوارم لااقل از خواندن کتاب یک‌مقداری لذت ببرید، تا گناه همدستی در قطع درختان مذکور یک‌مقداری شسته شود. به امید آن‌روز.

 

در پایان این نشست، کتاب «بوقلمان» با امضای نویسنده به حاضران اهدا شد.

 

کد خبر: 751

منتشرشده در گزارش

اسماعیل امینی در نشست «شعری برای جنگ» گفت: شاعر با نگاهی انسانی به موضوع جنگ می‌نگرد و این‌گونه درآمیخته کردن مسائل سیاسی با حوزه هنر و شعر، موجب تقدسی می‌شود که مانع از پرداختن و صحبت درباره آن موضوع است.

 

نشست «شعری برای جنگ» با موضوع نقد و بررسی شعر دفاع مقدس، سوم مهر به مناسبت هفته دفاع مقدس با حضور شاعران و منتقدان ادبی، اسماعیل امینی، بهمن بنی‌هاشمی و پیمان صفردوست توسط کانون ادبی قاف در فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی برگزار شد.

 

امینی در این نشست با اشاره به ویژگی حضور پررنگ مردم در جنگ به عنوان یکی از ویژگی های مهم و اصلی دفاع مقدس گفت: هر حادثه ای موجب می شود افراد درونیات خود را نشان دهند و شاعران نیز که شاهد اتفاق ها و رخدادهای جنگ بودند این حوادث را به زبان شعر و عاطفه روایت می کردند؛ البته روایتی که هم شامل جوانمردی ها، رشادت ها، ایثارگری ها و شجاعت ها بود و هم راوی تلخی ها، خیانت ها و ناجوانمردی ها، که در این زمینه می توان به شعرهای سلمان هراتی اشاره کرد.

 

این شاعر و استاد دانشگاه تاکید کرد: نمی توان از شعر که محصولی عاطفی است، انتظار روایتی تاریخی یا تحلیلی سیاسی و نظامی داشت و حد و حدود آن را براساس نظرهای خاصی تعریف کرد. شاعر با نگاهی انسانی به موضوع جنگ می نگرد و این گونه درآمیخته کردن مسائل سیاسی با حوزه هنر و شعر، موجب تقدسی می شود که مانع از پرداختن و صحبت درباره آن موضوع است.

 

امینی در بخش دیگر از صحبت های خود به نقد شعر دفاع مقدس پرداخت و گفت: شعر دفاع مقدس در روزگار جنگ آفریده شده است و نمی توان فقط با معیار ادبی آن را سنجید و ارزیابی کرد چرا که این گونه شعری، کارکردهای دیگری هم از جمله روحیه دادن و ایجاد شور و حماسه و مجاهدت، دلداری و تسلیت و نوید پیروزی داشته است. شعر دفاع مقدس واکنشی آنی بود که نمی شود از همه شعرهای آن انتظار شعری خلاقانه و قوی داشت گرچه شعرهای خلاقانه و خوبی همانند «شعری برای جنگ» قیصر امین‌پور هم داشته ایم.

 

بهمن بنی‌هاشمی هم در این نشست ادبی به بیان تعاریف و پیش فرض هایی در رابطه با شعر در دنیای معاصر پرداخت و اظهار کرد: یکی از مضامین شعر جنگ، مواجهه با مرگ است که این امر آنقدر حساس و عاطفی است که می تواند عواطف و احساس های بسیاری را در وجود فرد برانگیزد. در رخداد بزرگ هشت سال دفاع مقدس ما با حوادث ناگواری مواجه بودیم که در این موقعیت این مشبه ها هستند که در جواب عواطف برانگیخته‌شده برمی آیند و اشتغال به لفظ در این موقعیت نه موردپسند مخاطب و نه شاعر است.

 

او افزود: شعرها در زمان جنگ بیان مستقیم دارند و کمتر از استعاره ها استفاده می شود و شعرهایی سروده می شود که در آن‌ها بافت و موقعیت معنا پیدا می کنند. اما پس از جنگ وقتی موقعیت ها و بافت ها تغییر پیدا می کنند، کلمات و معنای آنها هم تغییر پیدا می کند. در حین جنگ کلمه‌ای همانند شهید معنا و تاثیرگذار دیگری دارد و این واژه پس از جنگ معنا و تاثیرگذاری دیگری دارد.

 

 

این منتقد تصریح کرد: از سوی دیگر تکرار زیاد برخی کلمات موجب کاهش صدق آن کلمه می شود و آن واژه از معنای اصلی تهی می شود که این اتفاق را هم در شعر دفاع مقدس شاهد بوده ایم.

 

پیمان صفردوست هم در نشست «شعری برای جنگ» اظهار کرد: جنگ و هشت سال دفاع مقدس در تاریخ ایران یک موضوع و مقوله خاص است که بعد از انقلاب و پیش از آنکه ریشه های فرهنگی آن به وجود آید، شروع می شود و در این شرایط، فرهنگ ها و خرده فرهنگ های جامعه تحت تاثیر جنگ قرار می گیرند و این خود به خود ادبیات خاصی را ایجاد می کند. بدون شک دور از ذهن نیست فضای هنرمندان هم تحت تاثیر ادبیات جنگ قرار بگیرد و بخشی از تربیت شاعران و بلوغ آنها در این دوره صورت می گیرد.

 

وی تاکید کرد: شعر دفاع مقدس ما نیز تفاوت ها و ویژگی های منحصربه فردی دارد که در این زمینه ها می‌توان آن را با ادبیات جنگ جهان مورد مقایسه قرار داد. دفاع مقدس به دلیل مدت زمان هشت‌ساله آن یک اتفاق نیست، بلکه این مدت زمان زیاد یک دوره و برهه از تاریخ این سرزمین را شکل داده است. دومین ویژگی این جنگ آن است که در منطقه ای صورت می گیرد که این اتفاق با اعتقادات مردم گره به گره است و بنابراین شعر دفاع مقدس با ریشه های اعتقادی و شعر آیینی پیوندی پیدا می کند که این پیوند، ادبیاتی تلفیقی و گونه جدیدی ارائه می دهد.

 

این شاعر و منقد افزود: علاوه بر این ما وارد جنگ با کشوری می شویم که هم‌دین و هم‌مذهب ما است و بیشترین مرز مشترک را با ما دارد و خاک سرزمین شان برای ما مقدس است. این شرایط تناقضی ایجاد می کند که باعث می شود حس دراماتیک و خیال انگیزی را در ذهن شاعر متبلور کند و بر همین اساس شاهد شعرهایی باشیم که فقط حماسی و دارای نگرش های تک‌بعدی نیستند.

 

 

صفردوست در ادامه در رابط با وضعیت شعر در زمان جنگ و پس از آن گفت: به نظر می رسد در زمان جنگ، احساسات بر شعرها تسلط بیشتری دارد و کمتر جنبه های فنی و کلاسیک را می توان در این شعرها را دید و پس از جنگ هنرمندی و ذوق شاعر بیشتر وجود دارد.

 

او گفت: شعر پس از جنگ، به گونه ای فرانقد و تقدس‌زایی شده است. شعر دفاع مقدس به سمت جشنواره ای شدن و سفارش های اداری رفته است و کمتر ذوق و نگرش شاعری وجود دارد.

 

امینی هم با تاکید براین موضوع گفت: این اتفاق را درهمه گونه های شعری شاهد هستیم و همه فقط می خواهند بگویند من هم در این زمینه شعری دارم در حالی که این وضعیت موجب شده شعرها بسیار شبیه هم شود و تجربه منحصر به فرد انسانی را در شعرها نداشته باشیم. البته در این زمینه مساله مهم این است که شعرهای تقلیدی و دست چندم به جای شعرهای دست اول قرار نگیرد که جلوگیری از این اتفاق وظیفه منتقدان ادبی است.

 

این شاعر در پایان اظهار کرد: یکی از دیگر آسیب ها در این حوزه، بی تفاوتی و چشم پوشی برخی شاعران از موضوع جنگ و دفاع مقدس است. جنگ و هشت سال دفاع مقدس بخشی از فرهنگ و زندگی این جامعه بوده است و من نمی توانم درک کنم که چگونه می شود برخی بخواهند از این موضوع که دارای جنبه های مهم انسانی است چشم پوشی کنند و چیزی درباره آن نگویند. در هیچ جای دنیای این گونه نیست که درباره بخشی از فرهنگ و زندگی جامعه خود حرفی نزنند و آن را نادیده بگیرند. اما متاسفانه این نگاه در برخی از جریان های روشنفکری مان وجود دارد.

 

کد خبر: 660

 

منتشرشده در گزارش

 

اسماعیل امینی در آستانه برگزاری جشنواره «شعر و داستان جوان سوره» با بیان اینکه بازتاب وقایع اجتماعی در شعر مثل بازتاب در رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها نیست، عنوان کرد: از طرفی شعر به دلیل بیان خوب و نرمی که دارد، نیازمند این است که وقتی رخدادی اتفاق می‌افتد مدت ها بعد راجع به آن شعر بگوید البته همیشه هم این طور نبوده و نیست و ما شعرهایی هم داشتیم که بلافاصله پس از رخداد وقایعی واکنش نشان داده است که به عنوان نمونه فتح خرمشهر نیز از جمله این گونه اشعار است.

ولی این طور نیست که کار و رسالت اصلی شعر این گونه باشد که بلافاصله بعد از اتفاقی واکنش نشان بدهد، بلکه کار اصلی شعر چیز دیگری است. به اعتقاد من مهم‌ترین وظیفه و کار شعر این است که در درجه اول زیبایی می‌آفریند و سپس به گسترش نگاه انسان به جهان کمک می‌کند.

 

وی درباره اشعار سفارشی در کشور و اینکه  این گونه از اشعار را در این جریان چطور می‌توان بررسی کرد و آیا می‌توانیم در مجموع اشعار سفارشی را نوعی آسیب بدانیم، تاکید کرد: اگر سفارش از سوی فردی باشد که خود شعر و اندیشه و فرهنگ را بشناسد، هیچ اشکالی ندارد اما اگر از سوی کسانی باشد که با فرهنگ و اندیشه شعر آشنا نیستند و زیبایی برایشان مهم نیست، طبعا لطمه وارد می‌کند؛ چراکه اساسا این گونه افراد معمولا درست و غلط و موزون و ناموزون شعر را از هم تشخیص نمی‌دهند. ماجرای سفارش ربطی به موضوع ندارد و بستگی به شناخت سفارش دهنده در رابطه با شناخت دین و فرهنگ و اندیشه دارد. همان طور که می‌دانید بسیاری از آثار هنری بزرگ دنیا حاصل سفارش هستند اما به عنوان مثال مسکن مهر هم حاصل سفارش است، ببینید چقدر با هم تفاوت دارند.

 

امینی در ادامه در پاسخ به اینکه آیا می‌توان شعر جوان امروزمان را شعری متعهد بدانیم و این تعهد آیا تفاوتی با شعر ارزشی و متعهد نسل نخست انقلاب اسلامی دارد، اظهار کرد: به اعتقاد من ما اصلا شعر غیرمتعهد نداریم؛ چراکه شعر در هر حال متعهد است. معمولا اتفاقی که در جامعه می‌افتد برخی موضع‌گیری می‌کنند که مسلما در عرصه شعر هم این اتفاق می‌افتد اما در مقابل هستند افرادی هم که سکوت می‌کنند که به نظرم این گونه افراد هم با سکوتشان موضع‌گیری کرده‌اند.

 

به عنوان مثال در مقوله جنگ که کل زندگی بشر را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ما شاعرانی داریم که ۵۰ سال است شعر می‌گویند اما طی این سال ها حتی یک کلمه درباره خدا، مسجد، واقعه عاشورا و ... شعر نگفته‌اند اما درعین حال مخالفت هم نکرده‌اند. این رفتار آن ها هم معنی تعهد را می‌دهد؛ چراکه تعهد در شاعران تفاوت دارد و هرکسی به چیزی تعهد دارد. اساسا همه شاعران در قدم اول جهان‌بینی و دوم ایدئولوژی دارند و ما شاعری نداریم که بدون ایدئولوژی باشد.

 

این شاعر در پایان خطاب به شاعران جوان گفت: به اعتقاد من برگزاری جشنواره‌ها و مسابقه‌های زیاد در زمینه شعر آنقدر اهمیت ندارد اما متاسفانه دستگاه‌های فرهنگی ما علاقه زیادی به برگزاری جشنواره‌ها دارند. به نظرم آنچه که بیشتر ضرورت دارد این است که جایی برای نشستن، مطالعه و تبادل تجربه و نقد و بررسی داشته باشیم. متاسفانه جایزه‌های ادبی که شهرت‌های ناگهانی در زمینه شعر ایجاد می‌کند، گاهی مشکلاتی را به وجود می‌آورد و بیشتر به شاعران جوان لطمه می‌زند. اکنون به دوستان جوانم در عرصه شعر پیشنهاد می‌کنم این قدر نسبت به کتاب چاپ کردن اشتیاق نداشته باشند چون خیلی خوب نیست. کتاب شعر باید با وسواس زیاد، دقت بالا و در عین حال دیر به دیر چاپ شود.

 

کد خبر: 627

منتشرشده در گزارش

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر آثار و جایگاه عارف قزوینی برگزار شد.

 

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین در یکشنبه‌های شعر، در تالار جلال آل‌احمد این بنیاد و با حضور و سخنرانی ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، شاعر و دبیر این نشست که با عنوان فرعی «میراث» برپا بود، اسماعیل امینی، شاعر و مهران مهرنیا، نواساز و موسیقیدان برگزار شد.

 

آغازگر این نشست، اسماعیلی‌اراضی بود. او کلام خود را این‌گونه آغاز کرد که عمده مباحث مربوط به عارف قزوینی در محافل مختلف تکراری هستند. وی سپس در شرح مختصری از عارف قزوینی گفت: ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ١٢٥٩ در قزوین متولد شد. وی فرزند ملاهادی وکیل بود و در سال ١٣١٢ در ٥٣ سالگی در همدان درگذشت. محل زندگی او در دوره اوج فعالیتش در تهران بود ولی سال‌های آخر عمر خودش را در همدان گذراند.

 

شاعر مجموعه «غزل‌مزل» ادامه داد: عارف صرف و نحو عربی را در قزوین آموخت و خط شکسته و نستعلیق را به خوبی می‌نوشت. موسیقی را نزد حاج صادق خرازی فراگرفت و مدتی را به اصرار پدر پای منبر میرزا حسن واعظ به روضه‌خوانی پرداخت تا اینکه پس از مرگ پدر عمامه از سر باز و ترک روضه‌خوانی کرد.

 

او همچنین با بیان روند ادامه زندگی عارف قزوینی، تصنیف‌سرایی عارف را مرتبط با شکست وی در تجربه ازدواجش دانست و گفت: عارف بعد از بازگشت به تهران، بعد از تجربه تلخ شکست در ازدواج به دلیل داشتن صدایی خوش با شاهزادگان قاجار رابطه دوستی برقرار کرد. حتی مظفرالدین شاه از وی خواست تا در ردیف فراش خلوت‌ها قرار بگیرد که عارف آن را نپذیرفت و به قزوین بازگشت. عارف در ٢٣ سالگی که زمزمه‌های مشروطیت بلند شده بود، تصنیف‌های ملی و میهنی بیشتری سرود و نوشت.

 

این شاعر ادامه داد: عارف در سال‌های آخرین عمر خود و در مهاجرت به بروجرد و همدان، با مشکلات زیادی مواجه و در نهایت در همین مهاجرت به بیماری سختی مبتلا شد و از دنیا رفت.

 

او همچنین با بیان اینکه عارف، هم چند جمله بسیار معروف در خصوص اجتماعی که در آن زیست می‌کرد و هم درباره زندگی خودش دارد، گفت: از جمله آنها می‌توان به این جمله اشاره کرد؛ «وقتی شروع به ساختن سرود و تصنیف‌های ملی کردم، مردم خیال می‌کردند تصنیف برای ... درباری یا ببری خان، گربه شاه شهید است.» چون تا آن دوره چیزی که برای موسیقی در دربار مرسوم بوده، برای همین موضوعاتی بود که عارف به آنها اشاره کرده است. اما عارف برای اولین بار کنسرت‌های پرشوری را در تهران برگزار کرد که تأثیرات ادبی و هنری و فرهنگی و اجتماعی فراوانی در پی داشت.

 

این ترانه‌سرا در پایان سخنان خود با اشاره به گفته محققان خاطرنشان کرد: عارف ٢٥ ترانه و چند مارش ساخت و علاوه بر تصنیف‌سرایی، در انواع سبک‌ها شعر سرود.

 

اسماعیل امینی، شاعر و طنزپرداز، یکی از دو سخنران اصلی این نشست بود که با اشاره به وجود اطلاعات بسیار درباره هنرمندان و شخصیت‌های شهیر کشورمان گفت: در قبال بزرگان خود دو جور نگاه می‌توانیم داشته باشیم؛ اول اینکه به حالت مرسوم حرف‌های ایده‌آلیستی بگوییم؛ حرف‌هایی که نه اعتبار تحلیلی دارند و نه راهی را به روی کسی باز می‌کنند. دیگر اینکه از منظر خودمان نگاه کنیم که این منظر برای اهل منظر راهگشاست. بر اساس این منظر، هنرمندان بزرگ به مجادلات نظری و به تناقض‌هایی که در مباحث نظری هنر مطرح می‌شود، با رفتارشان و با آثارشان پاسخ می‌دهند.

 

او افزود: فرض کنید یکی از پرسش‌ها این باشد که یک اثر سفارشی، ارزش هنری دارد یا ندارد؟ آیا اثر هنری که تابع وقایع روز باشد و به موضوعات بپردازد، ماندگاری دارد یا ندارد؟ یا بحث‌هایی در جلسات ادبی مطرح می‌شود و برخی با قاطعیت ساده‌لوحانه طرح می‌کنند که زبان شعر باید زبان یکپارچه باشد. در حالی که همه آثار ماندگار هنرمندان بزرگ ما از همه اجزای زبانی استفاده کرده‌اند، این موضوع در باره عارف هم صدق می‌کند.

 

این شاعر ادامه داد: هنرمند بر اساس تئوری‌ها و نظریه‌های ادبی به خلق اثر نمی‌پردازد و هیچگاه هنرِ مورد پسندِ منتقد نمی‌آفریند. او اثر را برمبنای ذوق و استعداد و توانمندی خودش و در لحظه می‌آفریند و کاری ندارد به اینکه زبان اثرش پیوسته است یا ناپیوسته. آدم‌های متوسط و معمولی دربند این مسائل و نظرات هستند. از این منظر می‌توانیم درباره بزرگان خود سخن بگوییم؛ اینکه هر کدام از آنها به کدام یک از پرسش‌های ممکن از نظریه‌های ادبی و هنری پاسخ دادند و کدام معضل و تضاد را باز کردند.

 

امینی همچنین گفت: وقتی در مقام مطالعه آثار بزرگان عرصه ادبیات و هنر قرار می‌گیریم، می‌بینیم که او توانسته با اثرش جواب سئوال‌ها و اختلافات معلمان ادبی و بچه‌های محافل و نظریه‌پردازان را بدهد.

 

نویسنده کتاب «تبسم‌ دوست» در ادامه درباره وجه شاعر بودن و یا موسیقیدان بودن عارف بیان کرد: تصوری در فرهنگ ما هست که شعر، برترین هنر است؛ با اینکه خود من شاعر هستم؛ اما با این تصور مخالفم. شعر هم هنری است مانند دیگر هنرها. دیگر اینکه شعر گفتن در اساس رازآمیز است و همیشه این وهم بوده است که شعر از جای دیگری آمده است و حتی خود شاعران هم به آن دامن می‌زنند و شعر را پدیده‌ای آسمانی می‌دانند.

 

امینی افزود: اینکه شعر، الهام آسمانی است، گزاره‌ای علمی نیست که بتوان کمیت و یا کیفیت آن را سنجید؛ اما شاعر بر اساس همین اوهام، شعرسرایی را برتر از ساخت تصنیف می‌داند؛ چون شعر را آسمانی می‌خواند و تصنیف را اقدامی تحت کنترل آدمی.

 

وی ادامه داد: درباره عارف باید گفت که کار شعری او از جایی شروع می‌شود که خیلی جای مهمی نیست. تکرار حرف‌های ذهنی گذشتگان درباره یک معشوقه موهوم (که در هزار سال شعر فارسی شبیه به یکدیگر هستند) بوده که در شعر آن روزگار هم باب بوده است.

 

 

 

این شاعر با تأکید بر اینکه در آغاز، شعر همه بزرگان مانند هم هستند و در آنها سخنانی درباره معشوق تکرار می‌شود، گفت: برخی در همان وضعیت می‌مانند و تا آخر شاعری در همان محدوده می‌روند. برخی اما به سوی دیگری می‌روند که حتماً هم دلیلی بر موفق بودن نیست؛ اما شعر عارف چنانچه در ترانه و تصنیفش دیده می‌شود، در این جای دیگر رفتن، پیوستن با زندگی است. شاید زندگی سیاسی عارف پررنگ‌تر دیده می‌شود؛ اما در شعر عاشقانه‌اش به معشوقی می‌رسد که مصداق دارد. در بازگویی داستان‌های شاهنامه هم به مصادیقی همچون کلنل پسیان و حیدرخان عمواوغلی و ... و حتی به کابینه سیدضیاء می‌رسد.

 

امینی با گفتن اینکه مسیر حرکت از سوی کلیات، دنیای اساطیر و ذهنیات به سمت عینیات و مصادیق، مسیر کار همه هنرمندان و شاعران بزرگ است تا به جایی برسند که زندگی را با عینیات پیوند دهند، تأکید کرد: به همین دلیل خیلی تفاوت بین شعرها و تصنیف‌ها و موسیقی عارف وجود ندارد و همه آنها حاصل تجربه‌های او در زندگی است.

 

مهران مهرنیا، آهنگساز و موسیقیدان هم در سخنرانی خود در این نشست گفت: نمی‌شود از عارف قزوینی سخن گفت، ولی به کنش‌های اجتماعی او نپرداخت؛ زیرا وجه مهمی از حضور هنری عارف، اجتماعی بود.

 

وی ادامه داد: از نظر وجه موسیقایی عارف باید بگویم که گاهی در حق هنرمندان متقدم جفا می‌کنیم؛ با فرمول‌هایی که ساخته می‌شود، اثر را به گونه‌ای که دوست داریم، بازنویسی و اجرا می‌کنیم و حتی در برخی موارد نمی‌دانیم که چرا اینگونه می‌شود. در تصنیف‌های عارف این وضعیت مشاهده می‌شود و ما خود را بیشتر از عارف محق می‌دانیم تا آثار او را آن‌طور که دوست داریم بنویسیم و اجرا کنیم. علاوه بر اینکه کپی‌رایت را رعایت نکرده‌ایم، معلوم نیست با چه زیبایی‌شناسی این تغییرات را اعمال می‌کنیم.

 

این مدرس تار و سه‌تار و تاریخ موسیقی افزود: یک تقابل بین شعر و موسیقی وجود دارد؛ مبنی بر اینکه در ابتدا کدام خلق می‌شوند که در نهایت یک تصنیف نوشته شود. یک نظریه هست که شعر باید اصل قرار بگیرد و درست اجرا شود و یک نظریه دیگر هم می‌گوید که ملودی اولویت دارد و در تصنیف، ملودی، اصل است.

 

او در بخش دیگری از سخنانش در بیان وجوه شخصیتی عارف در برهه‌های زمانی مختلف گفت: عارف در دوره‌ بسیار مهمی رشد هنری خود را شروع کرد؛ در آستانه مشروطه و سال‌های بعد از مشروطیت. تحولات تاریخی و اجتماعی در ایران در آن دوره با سرعت و ریتم بسیار بالایی رخ می‌داد و همزمان، سنت موسیقی ردیف دستگاهی در مرکز ایران به شدت ترویج‌ می‌شد و میرزاهای موسیقی (عبدالله، درویش قلی و ...) فعالیت داشتند و عارف هم در آن سنت حضور داشت.

 

این آهنگساز همچنین با اظهار اینکه در آن ایام، جریان ادبی غالب از فرانسه وارد کشور شد و فعالان ادبی و هنری شروع به داستان‌گویی در قالب‌های مختلف کردند و به روایت موسیقایی قصه و داستان پرداختند، گفت: پیش از آن در موسیقی، فقط روایت تغزلی وجود داشت. عارف هم در این میان قرار داشت. او، هم می‌خواست سنت موسیقی حفظ شود و هم اینکه به مدرنیته اهمیت می‌داد و در آثارش به این موضوع می‌پرداخت.

 

لازم به ذکر است که این نشست روز یکشنبه 15 مرداد ماه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد.

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر أثار عارف قزوینی، با پرسش و پاسخ میان اسماعیلی‌اراضی، اسماعیل امینی و مهران مهرنیا و شرکت‌کنندگان در نشست پایان یافت.

 

کد خبر: 598

منتشرشده در گزارش

 اسماعیل امینی می‌گوید برخی از شاعران معتقدند وظیفه شاعر ترور زبان است در صورتیکه وقتی به ریشه این نظریه توجه می کنیم، درست این است که یکی از کارهای شعر مقابله با زبان اتوماتیزه شده است.

 

اسماعیل امینی  در اردوی پایانی دوره پنجم آفتابگردان‌های موسسه شهرستان ادب در شیراز در خصوص مفاهیم مربوط به نقد شعر اظهار کرد: در فضاهای رسانه‌ای و جلسات شعر و مطبوعات مثل دیگر مباحثی که مربوط به حوزه نقد ادبی است، تصورات و بحث هایی تکرار می شود که به دلیل تکرار به مبانی تبدیل می شود و آن چیزی که اصل بوده است فراموش می شود و دیگر اصل ماجرا باور نمی شود.

 

نویسنده کتاب جلسه نقد افزود: برای نمونه در حوزه نقد ادبی در فضاهای مطبوعاتی نظریه ای به نام مرگ مولف معروف شده است. مباحثی مانند هرمونوتیک، خودارجاعی متن در این رابطه بیان شده که ارتباطی به نظریه مرگ مولف ندارد در صورتیکه این نظریه در مقابل نوعی از نقد به نام نقد زندگینامه ای قرار دارد. 

 

وی ادامه داد: در نقد زندگی نامه ای جهت مورد بررسی قرار دادن یک متن ادبی توجه به نوع زندگی و مباحث فکری و منابع مطالعاتی آن نویسنده و شاعر تاثیرگذار است. 

 

امینی خاطرنشان کرد: جمله ای مانند «اصالت شاعر در به هم زدن صف است نه در صف ایستادن» که  رایج شده است، هیچ مبنای علمی ندارد. آیا با این نظریه ها می توان به نقد قابل قبول رسید؟ مسلما خیر. اما اینکه به هم  زدن صف یعنی چه، معلوم نشده است.

 

این استاد ادبیات و منتقد ادبی بیان کرد: برخی از شاعران می گویند وظیفه شاعر ترور زبان است در صورتیکه وقتی به ریشه این نظریه توجه می کنیم، درست این است که یکی از کارهای شعر مقابله با زبان اتوماتیزه شده است به نحوی که قدرت خلاقه و خیال انگیزی ندارد. بنابراین به اشتباه مقابله با زبان خودکار به ترور زبان تعریف شده است.

 

وی گفت: اینکه گفته می شود شعر فلان شاعر آنقدر زیبا است که جای نقد ندارد. آیا چنین چیزی ممکن است؟ درصورتی که فقط در یک صورت قابلیت نقد ندارد و آن هم وقتی است که به دلیل ضعف فراوان امکانی برای نقد نداشته باشد. به قول مرحوم قیصر امین پور شعر می تواند مادون نقد باشد اما نمی توان آن را مافوق نقد دانست.

 

امینی با بیان اینکه چیستی نقد ادبی موضوع قابل توجهی است، ادامه داد:  نقد ادبی آنگونه ای که در تعریف های علمی ذکر شده  عبارت از تجزیه و تحلیل و توصیف متن برای نمایان کردن دلایل عالی بودن متن است. 

 

این شاعر و منتقد ادبی خاطرنشان کرد: نقد شعر پاسخ به این پرسش است که چرا یک شعر عالی و خوب و یا بد است. چرا از یک شعر تعریف خوب می کنیم و اگر یک شعر خوب نیست دلیل آن چیست.

 

وی ادامه داد: در نقدنویسی باید از واژه ها احساسی و توصیفی محض خودداری کرد چراکه گزاره علمی نیست. چرا که نقد کار علمی و تحلیلی است و کمّی کردن چیزی است که اصالتا کیفی است. در حقیقت منتقد می خواهد کیفیت یک شعر را با زبان نقد قابل اندازه گیری کند.

 

وی گفت: در روزگار ما مرسوم شده که برای ایجاد محور عمودی در شعر، باید حتما روایت در آن جاری باشد تا به انسجام موضوعی برسد. در این میان نقد باید پیوستگی و گسستگی بین اجزا در یک ساختار کلی را نمایان کند.

 

امینی درخصوص اصطلاحات دستور زبان فارسی بیان کرد: در علم معانی که یکی از شاخه های بلاغت است اصطلاحات دستور زبان را در معنای خودش به کار می برد نه معنای دستور زبانی. مثلا ما به اسم هایی که در جمله اسنادی می آید مسند می گوییم در حالیکه در علم معانی مسند به همه خبرها می گویند اعم از اینکه در یک جمله اسنادی باشد یا نباشد.

 

کد خبر: 436

 

منتشرشده در گزارش

 

اسماعیل امینی می‌گوید بیشتر شاعران، دچار شلختگی، بی نظمی و ... هستند و فکر میکنند اینها لوازم شاعری ست در صورتی که این مسائل ناهنجار، از عوارض شاعری نیست.

 

مراسم افتتاحیه دوره ششم دوره‌های آموزشی سالانه شعر جوان کشور (آفتابگردان‌ها) با حضور شاعران جوان برگزیده دوره ششم و چند تن از اساتید و شاعران مطرح کشورمان، از جمله میلاد عرفانپور، دکتر اسماعیل امینی و سید محمد جواد شرافت برگزار شد. 

 

در ابتدای این مراسم میلاد عرفانپور مدیر دفتر شعر موسسه شهرستان ادب، ضمن خوش آمد گوئی به شاعران جوان به توضیحاتی در مورد دوره های آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی پرداخت. او گفت دوره های آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی، با  هدف پرکردن کمبود های مسئله آموزش در شعر، در سال ۸۹ راه اندازی شده است. وی افزود: برنامه های مختلفی در طول سالهای متمادی در کشورمان برگزار شده ولی خلاء بزرگی که در این برنامه ها به چشم میخورد، بحث آموزش است. معمولا مسئله ی آموزش، در جشنواره ها و کنگره ها، از مسائل جنبی و کم رنگ است و می توان گفت، شاید ۹۰ درصد از بودجه ی ادبی کشور صرف رویکرد نمایشی شعر می شود و ذات شعرو مسئله آموزش سهم ناچیزی از برنامه هاست.

 

وی در ادامه به نیازهای شاعران جوان پرداخت و گفت: برنامه های جامع برای پرورش فکری و ادبی شاعران جوان نیاز است و این شاعران نیاز دارند که با اهل شعر و اساتید این حوزه آشنا شوند.

 

شاعر مجموعه " بی تو نبودن" در ادامه به تبیین و تشریح برنامه های دوره ششم پرداخت و گفت: در این دوره نیز همانند دوره های قبل، ۳ اردوی آموزشی برای بانوان و آقایان در نظر گرفته شده که هر اردو شامل چندین کارگاه نقد با حضور اساتید مطرح و کارگاه شعر و همچنین کلاسهای مختلف آموزشی خواهد بود. او اضافه کرد: علاوه بر این اردوها، نقد مکتوب، نقد تلفنی و سیر مطالعاتی هدف داری برای شاعران جوان تدارک دیده شده است و بعد از اتمام این یک سال، ۱۰ الی ۱۵ درصد شاعران جوان، بر اساس پیشرفت و میزان مشارکت در برنامه های مختلف، به عنوان اعضای تکمیلی دوره انتخاب خواهند شد.

 

وی در آخر گفت: از دیگر برکات این دوره ها، دید و بازدید شاعران جوان با شاعران و اساتید مطرح کشورمان است و با وجود برنامه های تفریحی در اردوهای آموزشی، ذات این اردوها آموزشی ست و امید است شاعران جوان، از این فرصت به دست آمده نهایت استفاده را جهت تعالی شعر خود ببرند.

 

در ادامه دکتر اسماعیل امینی، به نمایندگی از اساتید دوره، مطالب مهمی را به شاعران جوان حاضر در اردو ارائه کرد و گفت:  شعر به آدمی چیزهائی می افزاید، شاعر، نگاه نافذی به جهان پیدا می کند، ممکن است در این راه شهرت هم پیدا کند و احترام مردم را در پی داشته باشد ولی این نکته را نباید فراموش کند که قبل از هر چیزی او یک انسان است.

 

شاعر مجموعه «دلقک و شاعر دربار»  ادامه داد: زمان دانشجوئی، استادی همیشه به ما می گفت، ادب نفس، مقدم بر ادب درس است. امینی اضافه کرد: اولین چیزی که باید قبل از شعر و شاعری یاد بگیریم این است که  ما انسانیم و هر چه می آموزیم، باید بر این جنبه بیافزاید. او افزود:

 

این استاد دانشگاه گفت: بزرگی می گفت هر شرایطی که برایتان پیش آمد، یادتان باشد که هویت خود را گم نکنید و مسائل بنیادی خود را در تحولات از یاد نبرید. تجربه ثابت کرده که برخی، در سختی ها و آسانی ها خیلی از بدیهیات را زیر پا گذاشته اند.

 

نویسنده کتاب «جلسه شعر»  در ادامه اظهار داشت: بیشتر شاعران، دچار شلختگی، بی نظمی و ... هستند و فکر میکنند اینها لوازم شاعری ست در صورتی که این مسائل ناهنجار، از عوارض شاعری ست.  ما نقش های متعددی به خود می گیریم ولی جامعه با نقشهای ما کاری ندارد. ما باید یاد بگیریم، در هر موقعیت نقش خود را به درستی ایفا کنیم، ما در اتوبوس مسافریم، در خانواده فرزند یا پدر هستیم، در اداره کارمند. وی در آخر خاطر نشان کرد: یادمان نرود که ما در هر مرحله ای که از شعر باشیم نیازمند یادگیری هستینم.

 

لازم به ذکر است که مراسم افتتاحیه دوره ششم دوره‌های آموزشی سالانه شعر جوان کشور (آفتابگردان‌ها) پنج شنبه ۲۱ بهمن ماه در مجتمع آدینه شهر تهران برگزار شد.

 

کد خبر: 299

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

اسماعیل امینی، شاعر، گفت: برای حل مشکل کتاب‌نخوانی در وهله اول باید تمام حمایت‌های دولتی از کتاب و همچنین امتیاز کتاب نوشتن از نظام اداری برداشته شود.

 

اسماعیل امینی، شاعر با اشاره به نحوه پرداخت شاعرانه به مقوله کتاب و کتابخوانی گفت: برای سرودن شعر با این موضوع از چند منظر می‌توان به آن نگاه کرد. از یک منظر می‌توان به این پرداخت که کتاب همدم انسان است و طبیعی است که در این صورت شعر زبان و بیان جدی به خود می‌گیرد. از منظر دیگر با توجه به اینکه گونه‌ای از  کتاب‌ها هستند که ظاهرشان کتاب است ولی در اصل کتاب نیستند؛ کتاب‌های تقلبی و جعلی که برای نقد این آن ها باید شعر طنز گفت. مثل انسان‌ها که ظاهرشان مثل هم است اما در باطن خوب و بد دارند. از منظر دیگر نیز می‌توان درباره حواشی امر کتابخوانی شعر گفت؛ موضوعاتی مانند وضعیت ناشرها و نمایشگاه‌ها و ... .

 

وی با اشاره به اینکه برگزاری کنگره برای شعر کار تشویقی و تبلیغی در راستای جلب توجه مردم به کتاب است، ادامه داد: کار فرهنگی مثل شعر و مسابقه برای جلب توجه مخاطبان است، اما ریشه از جای دیگر خراب است. به نظر من برای حل مشکل کتاب‌نخوانی در وهله اول باید تمام حمایت‌های دولتی از کتاب و هم چنین امتیاز کتاب نوشتن از نظام اداری برداشته شود. از همه این‌ها مهم تر نظام تربیت و تعلیم ما که بر پایه مدرک گرفتن است، درست شود و ارزش‌یابی مدرک دانشگاهی در نظام اداری برداشته شود. اگر مدرک‌گرایی قطع شود، کسانی به دانشگاه می‌روند که دنبال کسب مهارت و دانایی‌اند نه دنبال مدرک و استخدام.

 

امینی گفت: به جای آنکه از مردم بپرسند چند کتاب نوشتید و چه مدرکی دارید، باید بپرسند چند کتاب خواندید و چه مهارتی دارید. به همین دلیل است که تعداد نویسنده‌ها و شاعرها بیش‌تر شده است و کسی بر این کتاب‌ها ارزیابی ندارد. ما شاعران نیز تحت تاثیر فضای فرهنگ عمومی کشور بیش‌تر حرف می‌زنیم و می‌نویسیم به جای آنکه گوش کنیم و بخوانیم.در حالیکه ما نیاز داریم نوشته‌ها و حرف‌های دیگران را بخوانیم و در شعر جوان هم با این مشکل مواجهیم و کسی نمی‌خواهد گوش شنوا داشته باشد. سرریز دانش و عواطف ‌است که تبدیل به شعر می‌شود. یعنی آنقدر ذهن شاعر پر می‌شود که سرریز آن شعر است. بعضی از شاعران جوان حتی در عمرشان شاید صد تا شعر هم نخوانده‌اند و چند مجموعه شعر دارند. بعضی شاعران امروز حتی بزرگان شعر فارسی و حتی اسمشان را نشنیده‌اند.

 

نویسنده کتاب «جلسه شعر» افزود: بهتر است شاعران نه تنها به خود موضوع کتاب بپردازند، بلکه درباره تبعات اجتماعی و روانی و عاطفی مطالعه و مسائل مرتبط با کتاب مثل توزیع و چاپ شرع بگویند. بهتر است در این کنگره به موضوع نمایشگاه کتاب هم پرداخته شود و اینکه نمایشگاه به این شکل آیا شایسته اسم کتاب است. آیا برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت کارناوالی درست است. اینکه افتخار کنیم به تعداد میلیونی بازدیدکنندگان چندان مطلوب نیست، بلکه باید ارزیابی شود در این نمایشگاه‌ها چه کتاب‌هایی فروخته می‌شود.

 

کد خبر: 251

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش
یکشنبه, 21 آذر 1395 ساعت 00:03

نویسنده: اسماعیل امینی-عمو زورگیر-

این مجموعه شعر طنز که در قالب مجموعه «پازل شعر امروز» نشر نیماژ منتشر شده است شامل مجموعه‌ای از اشعار طنز امینی است که با رویکردی اجتماعی نوشته شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد