اصغر علی کرمی:محمدی شاعری است که توقع معشوقه را بالا می برد--------- با تدریس امید چاوشی؛ کارگاه آموزشی شعر و ادبیات برگزار می‌شود ----------------- گزارش تصویری تولد محمدعلی بهمنی --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

 

آیین رونمایی از مجموعه غزل گاهی فقط سکوت به فریاد می‌رسد، اثر محسن محمدی امروز در انجمن ادبی ققنوس برگزار می‌شود. به همین بهانه به سراغ دکتر اصغر علی‌کرمی که دوستی دیرینه ای با محسن محمدی دارد رفتیم تا از منظر یک دوست و البته یک منتقد از این مجموعه بگوید:

 

اصغر علی‌کرمی در خصوص قالبی با عنوان غزل و شعر کلاسیک گفت: غزل سرایی در فرهنگ و ادبیات فارسی بیشتر از آنکه یک تجربه عروضی باشد، آیینی است که طی آن شاعر درک و تصوری نو از معشوق ارائه می دهد.  غزل سرایی آیینی است که اقتضا می کند در بیان جوشش عاشقانه کلام و وصف زیبایی های چشم و ابرو و تندی خال و خط معشوق از دیگر شاعران پیشی بگیری و حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی. چنین رویکردی همواره پیکره غزل کلاسیک و بعدها غزل نوقدمایی یا نئوکلاسیک را تحت تاثیر قرار داده و از بر همین اساس با غزلی روبرو هستیم که ابیات ضمن اشتراک در وزن و ردیف و قافیه و موضوع عاشقانه، از هم استقلال نسبی دارند و همواره یک یا دو بیت از یک غزل نغزتر و دلنشین تر بوده و به عنوان شاه بیت از آن یاد می کنند. این توصیف از هر نظر با غزل های محسن محمدی در مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» تناسب دارد.

 

این مترجم با نگاهی به مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» معتقد است که این مجموعه دربرگیرنده 40 غزل است که عموما در یک یا دو سال اخیر سروده شده اند و از نظر تجربه محتوایی و ویژگی های زبانی بسیار به نزدیک بوده و می توان گفت از این نظر مجموعه یکدست و منسجمی را رقم زده اند. این مجموعه سال 96 توسط انتشارات «آوای کلار» منتشر شده و نخستین عرضه آن در نمایشگاه کتاب گذشته صورت گرفت.

 

 

کرمی در ادامه به ویژگی های این کتاب اشاره کرد و گفت: ویژگی اصلی غزل های این مجموعه تلاش شاعر برای مضمون پردازی و بیان مسائلی است که از نگاه شاعران معاصر و غزل سرایان پیش از او پنهان مانده اند. البته با نیم نگاهی به تاریخ تغزل در زبان و ادبیات فارسی و صعود غزل از قله های بلند شعر مانند رودکی و حافظ و سعدی و صائب و بیدل و شهریار و دیگران ممکن است این تلاش را پیش از انجام به شکست متهم کند. هرچند محمدی هم چندان دست خالی از این بازار برنگشته و مجموعه غزل های پر از مضامین نو و ابیات دلنشین و شیرینی است که ریشه در صداقت شاعر و عمق تجربه عاشقانه او دارد. بیت های زیر نمونه هایی از این مدعا است:

همیشه و همه جا در کنار من هستی

تو مثل سایه که نه، باوفاتر از آنی

...

این بار می روم که تمامش کنم، رفیق

این تیغ نقشه های زیادی کشیده است

...

چه زود گرم و صمیمی شدم نوشتم «تو»

شبیه من کس دیگر «تو» را صدا نکند

 

و یا رباعی زیبایی که روی جلد بیرونی کتاب چاپ شده است:

 

پایان خوش عشق جنون خواهد شد

چشمان تو دریاچه خون خواهد شد

افسوس به اوج می رسد فواره

با علم به اینکه سرنگون خواهد شد

 

مترجم اشعار نزارقبانی در پایان به مقدمه ای که حمیدرضا شکارسری برای این مجموعه نوشته است می‌گوید: استاد حمیدرضا شکارسری در مقدمه همین کتاب، مضمون گرایی را وجه غالب شعرهای این مجموعه دانسته و مینویسد: «محمدی بیشتر غزل سرایی محتواگرا است تا فرم گرا و این خصوصیت به دلیل مضمون گرایی او است. حاصل کار شعری زودیاب و ساده است که گاه در سطح می ماند و گاه البته در عین سادگی می تواند عمیق تر بنماید:

 

هر شب خودم برای خودم گریه میکنم

تا صبح پا به پای خودم گریه می کنم

با این همه غالبا ملاحت و شیرینی خاصی در بسیاری از ابیات غزل ها می توان یافت که خواندن آثار را با لذت همراه میکند. از این منظر غزل های محمدی گریزگاهی است برای مخاطب خسته ی این زمانه تا تنی به موج شعر بزند و سرحال به سمت دقایق و ساعات پیش رو برود.»

 

کد خبر: 530

منتشرشده در گزارش

 

 وقتی حرف‌های اضافه ی شاعر تظاهرات می کنند.

«تظاهرات حرف‌های اضافه» مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری است که به تازگی  توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و نخستین بار سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران ارایه شده است.

 

جهان بینی شاعر از روی جلد کتاب تا آخرین حرف از آخرین شعر همه جا مشغول خودنمایی است. مطابق دستور زبان فارسی «حرف اضافه یکی از پاره‌های سخن است که برای بیان رابطه‌ای یا برای ساختِ ساختارهای دستوری به‌کار می‌رود. حرف اضافه معنای مستقل ندارد و کاربرد آن در زبان فارسی گاهی در بنده برای نقش نماییِ کلمات پیش و پسِ خود است.» اما حروف اضافه در این مجموعه نه تنها معنای مستقل دارند، بلکه نقش اصلی و قهرمان درونی برخی از شعرها نیز هستند. به عنوان نمونه شعر زیر:

 

«با» دست «به» را گرفته بود و

پا بر زمین می کوبید

«تا» مشت هایش را در هوا تکان می داد

«جز» روی کول «از» نشسته بود و شعار می داد

«در» پلاکاردی را بلند کرده بود:

«معنای ما چه شد؟

مفهوم ما کجاست؟»

ناگهان «بر» گلوله خورد

سرش ترکید

و حرف های

همچنان بی معنا گریختند ...(ص11)

 

همانطور که خواندید «حرف های اضافه» نقشی فرادستوری در شعر گرفته اند و بخاطر معنای از دست رفته شان تظاهرات می کنند. در کنار این معنا، ترکیب «حرف اضافه» معنای کنایی دیگری دارد و آن حرف بی پایه و اساسی است که معمولا گوینده را به نگفتن آن دعوت می کنند و اصطلاحا می گویند : «حرف اضافه نزن!». تظاهرات نیز در کنار معنای اصلی خود، یعنی راهپیمایی دسته جمعی در اعتراض به یک پدیده اجتماعی ، معنای دیگری دارد و آن جمع سالم «تظاهر»‌به معنای خودنمایی است و با در نظر گرفتن معنای دوم میبینیم از یک اعتراض و از سوی دیگر دهن کجی به اعتراض در گستره ذهنی و زبانی این مجموعه وجود دارد. از این زاویه با شاعری تیزهوش سروکار داریم که با کارکردهای دوپهلوی کلمات آشناست و این رویکرد از روی جلد کتاب آغاز کرده است.

 

دیگر قهرمان های شعرهای این مجموعه اسامی اشاره هستند. چنانچه یک شمارش و بررسی آماری در میان کلمات این مجموعه قرار بگیرد، اسامی اشاره و به ویژه «این» اشاره به نزدیک بیشترین کارکرد را نسبت به واژگان دیگر در این مجموعه دارند. شکارسری با نگاه به دنیای پیرامون و جستجو در میان عناصر بی شمار آن یک باره یک عنصر را در مرکز توجه خود می یابد و با اشاره به آن نگرش شاعرانه خود را بیان می کند. به عنوان مثال:

 

این چشم مال دختر نابینای همسایه

  
 
این دستها مال برادر جانبازم

  
 
این پاها مال گدای قدیمی محل

  
 
حتی این جگر مال قناری ترسویم

  
 
این دل

  
 
اما این دل

  
 
حتی پس از مرگ

  
 
فقط مال توست

  
 
به هیچ کس اهدا نمیکنم ...(ص7)

 

در واقع شاعر یکایک موضوعات شعرش را از میان گزینه های بی شمار دیگر جداکرده و با حرف اشاره دور یا نزدیک، آنها را در کانون توجه قرار می دهد و چنین رویکردی در اکثر شعرهای مجموعه به چشم می خورد. به نمونه های پراکنده زیر و کاربرد اسامی اشاره در آنها توجه کنید:

 

این جاده به سمت پایان

یک طرفه است (ص9)

 

در اولین صفحه

این کیست؟

در دومین صفحه

این ها کیستند؟(ص18)

 

در این آسمان اگر پرنده ای پر نزند

با این همه آبی بیهوده چه کند؟ (ص 21)

 

بی تو این لاک پشت کهن سال

هر ثانیه را هفته ها می کشد (ص 27)

 

این کلاغ چرا باید از من بترسد(ص 37)

آن تکه ابر شبیه پرنده بود

یا آن پرنده شبیه تکه ابر؟ (ص 51)

 

از دیگر رویکردهای شکارسری در این مجموعه برانگیختن احساس اشمئزاز و حال به هم خوردگی در مخاطب با استفاده از تصاویر نامطلوب است که با آنها نگاه خواننده را به جزئیات جلب میکند. به عنوان مثال:

 

در انتهایی ترین

در گم ترین سیب درخت

آرزوی دندان کرم خورده ای

در دل کرم تنها شکفته بود (ص 23)

 

در ادامع این رویکرد با شعرهای بسیاری روبرو هستیم که واژگانی نظیر : فضله، کرم و سوسک در آنها به کار رفته است و شاعر با ارائه تمثیل های کوچک و ساده ای که هر روز بی هیچ توجهی از کنارشان می گذریم ، ما را از خطر پوسیدن و فرو ریختن دنیای پیرامون مان آگاه می کند. به بیان دیگر شکارسری شاعری ساده نویس است که با بیان ساده و دور از پیچیدگی های ذهنی و زبانی، مسائل عمیق زندگی و جامعه را مورد موشکافی و توجه قرار می دهد.

 

«تظاهرات حرف‌های اضافه» تولید مرکز آفرینش‌های ادبی است که در شمارگان 2500نسخه منتشر شده و در این کتاب 100 شعر در قالب سپید گرد هم آمده است که مضامین و موضوعات مختلفی چون اجتماعی، سیاسی، عاشقانه و مذهبی را شامل می‌شود.

  
 
حمیدرضا شکارسری در خصوص این مجموعه و اشعاری که در آن گردآوری کرده است، می گوید: «در چند سال اخیر بیشتر کتاب‌های شعری که چاپ کرده‌ام وحدت موضوعی یا شخصیتی داشتند ولی یک سری کار هم داشتم که شامل حال این نقاط مشترک نمی‌شد که آن ها را در این اثر گردآوری کرده‌ام.»

 

 در پایان شعری از این مجموعه می خوانیم:  
 
دستا بالا!
 اطاعت
 اصلا با این دست‌های خالی 
 مگر کاری جز دعا از ما بر می آید؟!

 

اصغر علی کرمی/ خرداد 96

 

 

منتشرشده در یادداشت هفته

در نشست بررسی تازه ترین دفتر شعر حمید رضا شکارسری از وی به عنوان پیشگام شعر سپید کوتاه و سراینده اشعار عینیت گرا تجلیل شد.

نشست بررسی کتاب تظاهرات حرف‌های اضافه حمیدرضا شکارسری با حضور در غرفه انتشارات سوره مهر در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برگزار شد.

 

در ابتدای این نشست  اصغر علی کرمی، استاد دانشگاه در سخنرانی عنوان کرد گفت: به اعتقاد من حمیدرضا شکارسری پیشگام شعر سپید کوتاه است. ساده‌گویی و کوتاه‌سرایی دو عنصر تعیین‌کننده در شعرهای حمیدرضا شکارسری هستند.

 

وی افزود: البته شعر کوتاه از همان زمان قدیم وجود داشته و خاستگاه بشر اولیه بوده است و در میان تمام ملت‌های جهان شعر کوتاه به عنوان شعری با ویژگی مردمی و سادگی وجود داشته است.

 

کرمی افزود: ما با جهانی مواجهیم که پیام‌ها به سمت کوتاه و کوتاه شدن حرکت می‌کنند و همین میل بشر به سمت کوتاه‌گویی و مینی‌مالیستی شدن باعث شده تا شاعران هم به تبعیت از مردمی که در کنارشان در حال زیست هستند به سمت اشعار کوتاه و ساده بروند.

 

این استاد دانشگاه اضافه کرد: معمولاً اشعار شکارسری عینی است و او هر آنچه را که می‌بیند و مشاهده می‌کند در قالب شعر می‌آورد.

 

در ادامه این نشست شراره کامرانی، شاعر و منتقد شعر گفت: یکی از ساخت‌هایی که شکارسری در غالب اشعارش استفاده می‌کند ساخت تمثیلی است و وجه دیگر شعر شکارسری روزمرگی است. روزمرگی یکی از ویژگی‌هایی دنیای مدرن کنونی است که در اشعار شاعران هم وجود دارد. ما در جهانی هستیم که مردم کمتر به سراغ موضوعات و مفاهیم عمیق فلسفی می‌روند و برای همین مردم به عشق‌های سطحی روی می‌آورند و حمیدرضا شکارسری هم به صورت آگاهانه به این سمت رفته و همان‌طور که مشاهده می‌کنیم چهار کتاب اخیر او درباره مسائل عشقی است.

 

 

وی افزود: از مسائل دیگری که در شعر شکارسری نمود و بروز دارد مسئله تلیم در برابر واقعیت‌های شعری است. واقعیت‌هایی همچون ترافیک، روزمرگی ادارات، شلوغی مترو و... در شعر شکارسری وجود دارد. او به عنوان کسی که در کلان‌شهر تهران زندگی می‌کند در شعرهایش بیان‌کننده این مسائل است بدون اینکه بخواهد به نقد و انتقاد این مسائل بپردازد. البته من خرده‌ای به دوستان شاعرم در بیان این‌گونه مسائل ندارم چراکه باور دارم هنر هر جامعه‌ای به سمتی می‌رود که مردم آن جامعه خواستار آن هستند.

 

در ادامه این نشست ابراهیم اسماعیل‌اراضی گفت: در میان دوره‌های شعری فارسی، دوره سبک هندی شعر به شدت به مردم جامعه نزدیک می‌شود و به همان نسبت شعر شاعران به سمت روزمرگی و بیان سطحی مسائل نزدیک می‌شود و این به خاطر فرهنگ آن دوره و فضایی است که شاعران آن روزگار در آن به سر می‌بردند و اگر امروز می‌بینیم که شعرهای سپید کوتاه در میان شاعران جوان رایج می‌شود به خاطر فرهنگ و فضای حاکم بر جامعه‌ای است که باعث سادگی و عدم پیچیدگی شعر شاعران شده است.

 

کد خبر: 478

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

مجموعه شعر هر عید محبوبه منی اثر نزار قبانی با ترجمه اصغر علی کرمی به مناسبت نمایشگاه کتاب و به همت انتشارات فصل پنجم منتشر شد. این کتاب در 64 صفحه و با قیمت 7000 تومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

منتشرشده در تازه های نشر

 

مراسم رونمایی و نقد مجموعه «خداوند فقط  نامه های عاشقانه را جواب می‌دهد» در خانه فرهنگ مشاورتی نور برگزار می شود.

مراسم رونمایی و نقد مجموعه «خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می‌دهد» با حضور مترجم این مجموعه اصغر علی کرمی و منتقدانی چون بهمن بنی هاشمی، امید بیگدلی و مجتبی حدیدی برپا می شود.

در این مراسم شاعرانی چون علیرضا راهب، حسن اسدی شبدیز، سهیل محمودی، پرویز بیگی، امید چاوشی، محسن محمدی، آنا لمسو، محسن انشایی، الهه کاشانی، رویا ابراهیمی به شعرخوانی پرداخته و اجرا و کارشناسی محفل بر عهده مینا آقازاده است.

علاقمندان برای حضور در این مراسم می‌توانند روز دوشنبه 25 بهمن ماه از ساعت  18 – 16 به آدرس بلوار آیت اله کاشانی، بعد از پل ستاری، جنب شهر کتاب، خانه فرهنگ مشارکتی نور مراجعه کنند.

لازم به ذکر است که ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 209

منتشرشده در گزارش

 

"خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد " ترجمه بخشی از سروده های عاشقانه نزار قبانی است که با ترجمه اصغر علی کرمی به وسیله  انتشارات فصل پنجم در هزار نسخه منتشر شده است.

زبان نزار گرم و پر آغوش است . او در این مجموعه از تمام بندها رها می‌شود و به خلق و توصیف تصاویر انتزاعی می‌پردازد.

اصغر علی کرمی دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب است. وی شاعر است و با المان های شعری به خوبی آشناست و همین ترجمه های او را زیباتر کرده است.

از زمان انتشار این کتاب مدت زیادی نمی‌گذرد اما نزارقبانی یا بهتر بگوییم علی کرمی و کتابش، به خوبی توانسته نظر کارشناسان و شاعران را به خود جلب کند. چراکه در همین زمان کوتاه شاعران بسیاری به این کتاب توجه نشان داده و بر آن یادداشت ها و نظراتی نوشته اند. تارنا در پرونده ای جامع به یادداشت های منتشر شده در جراید و رسانه های مجازی می‌پردازد تا بیشتر با نزار قبانی، اصغر علی کرمی و کتاب تازه منتشر شده اش آشنا شویم.

 

مجتبی حدیدی در یادداشتی که 19 دی ماه در روزنامه هنرمند به چاپ رسیده درباره این اثر می‌نویسد: «در ابتدا باید بگویم مترجم عزیز، روشمندی ات در این اثر  برای کسی هویدا است که با ترجمه های پیشین تو آشنا باشد .

اگر بپذیریم منشا خاص برای تفکر ما، شرایط تاریخی و اجتماعی هستند بی شک نمی توانیم به این مجموعه عاشقانه از نزار قبانی نگاهی بیاندازیم . پس چگونه می توان بدون پشتوانه های مدنی و جامعه شناسانه، این شاعر را در پروژهء کار فرهنگی توصیف نمود؟ شاید منظر کلی تری که بیرون از اتصالات قرن بیستم است او را بهتر توصیف کند. نزار از پیوند ها و بست های هرمونتیکی و فلسفی شعر را خارج کرده است. بسیاری از ایده های پست مدرن نیز در این رویکرد زمانی همچنان اخته مانده اند. حدوث ناب و فروکاهش فلسفه به آرامش با زبان قبانی آمیخته است. شاید او به ما بیاموزد که تولید معنا یک تکنولوژی است که هنوز کاربردی نشده است. "انگشت های دیگری می خواهم/تا به شیوه ی دیگری بنویسم/بدم می آید از انگشت هایی که دراز و کوتاه نمی شوند..تا پیراهنی از شعر را در تن معشوقه ام از هم بدرم"(ص11)

مقاومت در برابر نسبی گرایی سرمایه دارانه و بازگشت به ساحت امن احساس و پیشروی در خصلت های نخستین بارزه ی زبانی اوست. "وقتی گفتم دوستت دارم می دانستم انقلابس علیه سنت های قبیله برپا کرده ام..می خواستم قدرت را به دست بگیرم.."(ص15)

اما میبایست به تب و تاب حضور این شاعر سوری در میان ادبیات بلاتکلیف امروزمان بپردازیم. کیفیت حضور او بی شک در رهن ترجمان اوست . حلقه ی مفقوده ی زبان ها ترجمه است. گفتار نزار در خوانش دوم، متنی نظری محسوب می‌شود. در برخورد اولیه با شاعر او آنچه چشم نواز است یکدستی سبک ترجمه است. است. "جایزه بزرگ را/به کسی می دهند که سر مرا برایشان ببرد /و آن را مانند پرتقالی فلسطینی/بر دروازه ی شهر خواهند آویخت..همه بیسوادان در برابرم می ایستند/عثمانی ها با من مخافند/درویش ها با من مخالفند/کلاه نمدی ها مخالفند/آنانکه عشق را تجربه نکرده اند/مخالفند"(ص17)

 

شاید در نقد ترجمه بتوان گفت زبان معادل سازی از سمت مترجم یک زبان تحمیلی بر مخاطب است . اما این فرم خاصی از ضبط زبان است که بر مترجم خود را تحمیل می کند و سپس به مخاطب می رسد. قمار شاعر بر سر محالات ، برابر با هستی اوست که از مرزهای ناسیونالیستی می گذرد و تبدیل به زبان و حس مشترکمی شود . مترجم در پس زمینه ی کلیشه ها و تکرار ،به انتقال این زبان برنخاسته بلکه عمدتا معادلات ریشه دار مانند عشق و اضطراب ناشی از آن هر اهمیتی را بی اهمیت نموده . او توفیق داشته که با وفای به متن اصلی ساختمان زبانی را (حتا بدون ضبط رسم الخط مستقل از سوی خویش) منتقل کند. مترجم به پیش فرض های حاکم بر زمان و کشور نزار و هماهنگی دوران حیات او با ما اشراف کافی داشته است و از یک رادیکال رهایی بخش در شعر آگاه است . در یک کلام از اشتراکات قبانی با مخاطب جدی شعر امروز باخبر بوده است"احساس کردم/به شکل واضحی با من دست به یکی کرده/و با کتاب های آسمانی که خودش نوشته/مخالفت کرده است"(ص18)البته همانطور که مشاهده می شود فاصله گذاری در سطرها و مختصات نشانه گذاری از دستور زبان پیروی نمی کنند

آگاهی از ایده آل ها و صراحت های بکر شاعر باعث شده که اصطلاحات در معادل سازی ها نقش محوری ایفا کنند"چرا؟/زمان را خط می زنی/چرخ روزگار را متوقف می کنی/و تمام زنان قبیله را/یکی..یکی/علیه من می شورانی"(ص24)انسجام دستوری و قوام نمادها توسط مترجم در هم تنیده شده . او هرگز در پی مقابله به مثل زبانی در هنگام انتقال تصویر نبوده است و در حفظ امضای خود در کار نکوشیده است"عاشقی را مانند نمایش بازی نمی کنم/باتو/دعوانمیکنم/مانند بچه هایی که بر سر ماهی های دریا دعوا می کنند/ماهی قرمز برای تو"(ص29)

استیضاح معشوقه ها در نامه های شاعر و نظریه پردازی برای آنان باعث رو در رویی ابدی این تک گویی ها شده است . بازسازی این یکه گویی ها حتا حقیرترین مخاطب این مجموعه را به تحسین وا می دارد . شگفت اینجاست که به شکلی جداگانه می توان نگاهی فمینیستی به این مجموعه انداخت"یک زن عادی باش/سرمه بکش/عطربزن/حامه شو/زایمان کن/زنی مانند همه زن ها باش"(ص43)

نزار نه اهل معادلات و معاملات است نه دستی به نقد کسی گشوده و با آنکه گرفتار وضعیت نامطلوب سیاسی بوده از هیچ جریان محافظه کار،نژاد پرست و میهن خواه سخن نمی گوید . اما چگونه این همه مخاطب دارد؟"هرکس ادعاکند/از دریای چشمانت/ماهی کوچکی گرفته/دروغ گفته است/هرکس ادعاکند که/فهمیده چه عطری می زنی/و یا آدرس مردی را که برایش نامه می نویسی را پیدا کرده/دروغ گفته است"(ص52)آیا مخاطبین او کسانی هستند که بی هیچ تعلق خاطری کولی وار و حسرت آلود در ستایش گذشته ردپایی از حقیقت را نشان می دهند؟ آیا هستند کسانی که بی انتساب به هیچ گروه و جریانی به حضور خویش معترف اند؟

به سطح بیانی که توجه کنیم گویا کمی تعجیل درانتخاب واژه های معادل،ویرایش متن و اصطلاحات صورت گرفته است . با توجه به ترجمه های پیشین این مترجم می توان فهمید فرآیند ارزش ها برای او همان فرهنگ است و تراشه های ادبی برای او تقریبا حکم حاشیه را دارد . اما پررنگ سازی واقعیت را دوست دارد . الگوی هنری برای او همان کیفیت انتقال زیبایی است . یاری خواهی از کلام حاضر در متن و ارایه ابعاد سایه روشنِ یک رویداد را می پسندد . درواقع شیوه ای از ارائه ی گزاره ها را نشان نمی دهد "ناخن های عشق مان خیلی بلند شده است/باید/ناخن هایش رابگیریم/پیش از آنکه گلوی تو را پاره کند/ و گلوی مرا"(ص60)

این که در یک لحظه چگونه از بند دلالت ها بیرون می جهد و از ظرف زبان عربی فاصله می گیرد و به توصیف تصاویر انتزاعی می پردازد در رهن ترجمه است"هرگاه تو را می بوسم/پس از جدایی طولانی/احساس می کنم/نامه عاشقانه ای دستپاچه/به صندوق پست انداخته ام"(شعرپشت جلد)

با انحراف معیار از جغرافیای عرب این طعنه های رک و بی پرده به این سرزمین ورود می کند و پشتوانه ی آن معیارهای اکنون ما برای زندگی است که مترجم با درایت آن را دریافته است "هنگامی که به کوهستان می روی/بیروت قاره ای نامسکون می شود/زنی بیوه می شود/من با کوچ مخالفم/با هرچه تو را از سینه ام دور کند مخالفم"(ص64)از تب حضور نزار در این کشور نمی گویم بلکه تمایل ابتدایی ما برای حضورش حتما ربط و ضبط هایی دیگر هم داشته است .

آشنا سازی مخاطب با محورهای فرهنگی آن دیار،پراکندگی گفتمان محسوب نمی شود بلکه توصیف اشتراکات ما با کشور مبدا است"همه کسانی که روی زمین شکنجه شده اند شبیه هستند/../و فرار کرده ام/تا با دوچرخه ی آزادی جهان را بگردم/به همان روش غیرقانونی/که بادها سفر می کنند"(ص34) "..حتی عطرها/می فهمند غریبی یعنی چه/حتی عطرها هم معنای تعبید را می دانند"(ص68)

فعل ابزار حمل جمله در این مجموعه نیست. ارتباط با اسم و صفت و ضمیراشاره و اسامی نکره و قیود ،مفاهیم را پیش از برخورد به فعل به مخاطب منتقل می کنند. البته میان بُر در زبان مبدا متداول نیست اما اینجا رونمای کار محسوب می شود.

استفاده از استعاره وصناعات ،نشان دهنده ی تسلط مترجم بر زبان شاعرانه است . اما عدم تسلط به زبان ایده آل و مورد علاقه ی مخاطب جدی، تردید از بازسرایی اشعار و اصل وفاداری به متن ،مثلثی بوده اند که متن را از کیفیت نهایی تنزل داده اند . روابط دال و مدلولی در زبان نزار ساده هستند اما مخاطب فارسی زبان میل به نشانه ها و رمزگذاری آنان دارد. حداقل تاخیر و تعلیق از نظر مترجم دور مانده اند در پایان باید گفت بلاغت هنری نیروی اصلی نزار قبانی نیست  بلکه ابلاغ سکوت و میل به بی رنگی همان ترجمان ازلی است که در استعاره ی عشق ترجمه شده است.»

 

 

سید صابر موسوی شاعر غزلسرای روزگار ما طی یادداشتی در روزنامه صبا به تاریخ 4 دی ماه به بررسی مجموعه " خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می‌دهد" می‌پردازد و می‌گوید: « نزار قبانی شاعری است که با شعر های عاشقانه اش مشهور شد  و در دنیای عرب از شهرتی بی همتا برخوردار است . شعر او به اکثر زبان های دنیا ترجمه شده و مخاطبان بیشماری دارد .

به تازگی شاهد انتشار کتاب جدیدی از وی به نام خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد توسط انتشارات فصل پنجم هستیم. به بهانه آشنایی با اصغر علی کرمی مترجم این کتاب، مناسب دیدم چند خطی در رابطه با آن بنوییسم.

این کتاب بخشی از نامه های عاشقانه نزار است که به گفته شاعر در مقدمه کتاب، آن ها را در سال های متمادی برای معشوقه هایش نوشته و در حقیقت این شعر ها مقاطعی از همان نامه ها هستند. در مقدمه این کتاب آمده است که: این نامه هایی که منتشر می‌کنم همه آن چیزی است که از گردو غبار عشق پیشین و معشوقه هایم به جا مانده است... انکار نمی کنم که به سوزاندن این نامه ها فکر کرده ام و آتش زدن آنها را راه حل نهایی می دانستم که مرا از زیر بار این ارثیه ی سنگینی که این همه سال نگه داشته ام نجات داده و همه معشوقه هایم را آزاد کند ... ولی هنگامی  که به محتویات این میراث عاشقانه سر زدم دیدم که در برخی از آن چیز هایی از جنس شعر پیدا می شود و برخی خودشان شعر واقعی هستند. (برگرفته از مقدمه کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد). شاید همین صداقت و تکیه بر زیست شخصی شاعر موجب شده است تا فاصله ادراکی او با مخاطب به پایین ترین سطح برسد و شعری ترجمه پذیر و قابل فهم به جا بگذارد.

در این کتاب هم مانند دیگر سروده‌های نزار قبانی با همان نگاه فیزیکی و عینی یک عاشقانه سرا، دنیای پیرامون وی با محوریت عشق به زنان تجسم یافته است. به طور حتم مهمترین المان موضوعی در شعر نزار "زن" است که در صورت های مختلف مانند: معشوقه، مادر و وطن نمود پیدا می کند. شاید شروع شاعر شدن نزار قبانی به خودکشی خواهرش در جوانی برگردد. آن موقع نزار شانزده ساله و شاهد بوده که خواهرش بخاطر نارضایتی از ازدواج اجباری خودکشی کرده است. احتمالا به همین خاطر نزار در بیشتر شعر هایش زن را در هجمه بی عدالتی اجتماعی دیده و خود را به عنوان ناجی زنان عرب معرفی کرده است. تحصیلات وی در زمینه حقوق و مبارزان آزادی طلبانه پدرش در جریان های سیاسی جهان عرب، و از همه مهمتر کشته شدن همسرش بلقیس در جریان یک بمب گذاری در سفارت عراق، می تواند دلایل شکل گیری چنین ذهنیتی در وی شده باشد.

"زن" موضوع اصلی شعر های او است. نگاه بی پروا و توصیفات جسورانه وی نسبت به زن، زیبایی ها و حقوق وی موضوعاتی هستند که تا پیش از وی گفته نشده و حتی غیراخلاقی به شمار می‌رفته اند. تا جایی که وقتی بعد از معاهده صلح اعراب و اسراییل شعر انتقادی و آتشینی در اعتراض به سران عرب می سراید، مخالفینش می گویند: چرا نزار که شاعر زن و هرزگی است، برای وطن شعر گفته است و نزار پاسخ می‌دهد: کسی که سر بر شانه معشوقه اش نگذاشته و گریه نکرده باشد، نمی تواند سر بر خاک وطنش بگذارد و گریه کند.

اصغر علی کرمی شاعر و مترجم ،پیش از نزار قبانی مجموعه "هر عید محبوب منی" را در سال 88 با انتشارات آبگین رایان به چاپ رسانده و "خدا فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد" دومین مجموعه ای است که تاکنون از این شاعر پر آوازه عرب منتشر کرده است. وی همچین از نجیب محفوظ، آدونیس، محمود درویش، عدنان صائغ و .. آثاری را ترجمه کرده است.

نکته بارز در ترجمه این اثر، روانی و شیوایی آن است. به بیان دیگر از آنجا که مترجم خودش شاعر و شعرشناس است به خوبی توانسته برای واژه ها و ترکیب های متن اصلی معادل سازی کند و شناخت وی از ادبیات کلاسیک و درک لهجه های زبان عربی موجب شده که مرعوب زبان مادر نشود و با اعتماد به نفس بیشتری جهت برگردان این متن به زبان فارسی بکوشد.

البته گفتنی است که جملات این مترجم خیلی تابع دستور زبان سالم و انشایی نگارش یافته اند و با منطق شاعرانه شعرها همخوانی چندانی ندارند. البته شاید هم این مساله بخاطر طبیعت این اشعار و نامه بودن آنها باشد. آنچه مسلم است " خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد" از ترجمه قدرتمند و زیبایی برخوردار است».

 

 

در ادامه یادداشتی از الهه کاشانی، شاعر و کارشناس ارشد ادبیات را درباره کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد، میخوانیم. این یادداشت در تاریخ 12 دی ماه در روزنامه اطلاعات چاپ شده است.

وی در این یادداشت معتقد است: « کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد بخشی از سروده های عاشقانه نزار قبانی است که با ترجمه علی اصغر کرمی به تازگی توسط انتشارات فصل پنجم منتشر شده است . چاپ این کتاب بهانه ای شد که ضمن بررسی آن، مختصری به معرفی نزار قبانی و دیدگاه مترجم در خصوص ترجمه بپردازیم.

نزار قبانی ( زاده : 21 مارس 1923 – درگذشته 30 آوریل 1998) دیپلمات، شاعر و ناشر سوری بود.

وی عاشقانه سرایی بی همتا است و تجربه و نگاه عاشقانه اش در همه جای سروده هایش موج میزند. مجموعه خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد بخشی از نامه های عاشقانه نزار قبانی است که در طول سال ها برای معشوقه های گوناگونش نوشته است. در واقع نامه برای نزار مفهوم متفاوتی دارد. وی بر این باور است که : "عشق یک هنرمند، تنها عشق خودش نیست و عشقی برای همه جهان است و نامه هایی که برای معشوقه هایش می نویسد، برای تمام زن های جهان نوشته می شوند."بر همین اساس میبینیم که کلمه "نامه" در این مجموعه، یک واژه کلیدی است و به صورت های مختلف در چند شعر نمایان شده است.

اصغر علی کرمی، مترجم این مجموعه که پیشتر در سال 1388 مجموعه ی دیگری از نزار قبانی را به نام " هر عید محبوبه منی" منتشر کرده است. شعر نزار را به عنوان یکی از پذیرفته ترین صورت های جریان جهانی ساده نویسی می داند.

وی بر این باور است که تناسب تجربه ی شخصی و زبان صریح و عاشقانه این شاعر، شعری صادقانه و تأثیرگذار به جا می گذارد که کمترین میزان بازی های زبانی و آرایه های لفظی در آن به کار رفته و بسیار ترجمه پذیر و قابل انتقال است.»

 

علاوه بر یادداشتی که در بالا به آن اشاره شد، الهه کاشانی در یادداشتی دیگر که در تاریخ 14 دی در فرهیختگان آنلاین به انتشار رسید می‌گوید: «نزار قبانی در مقاله ای که سال 1972 در ضمیمه روزنامه النهار به چاپ رسانده، راجع به شعر می گوید: همیشه می خواهم که خودم باشم. نه اینکه نسخه دیگری از یک شاعر باشم. چرا که معتقدم شاعرانی مانند متنبی، والیری و الیوت تنها یک بار به دنیا می آیند و هر نسخه ی دیگری از ایشان، تکراری و ساختگی خواهد بود.

هر وقت کاغذی را روبرویم می‌گذارم تا شعری بگویم، از خودم می پرسم آیا آنچه خواهم نوشت چیزی به تاریخ خواهد افزود؟ و اگر پاسخم منفی باشد کاغذ را پاره خواهم کرد."

او در ادامه توضیح می دهد: پس من زبان خویش را اختراع کرده ام و دیواری از ترس را که میان مردم و شعر بود از میان برداشته ام.

جالب اینجاست که ادامه توضیح نزار در مورد شعر به نظریه نیمایوشیج که معتقد است شعر باید از دکلماسیون طبیعی کلمات پیروی کند و برای کشف موقعیت های بکر به کارگیری کلمات باید به زبان مردم و آرگو رجوع کرد، شباهت بسیار دارد. آنجا که نزار قبانی می گوید: من شعر را از دهان مردم برداشتم و به ایشان بازگرداندم. من از اینکه از شعر لباسی مردمی بافته ام که همه مردم می توانند آن را بپوشند، احساس بزرگی می کنم.

نمونه ی چنین رویکردی را در همه اشعار این مجموعه می‌توان یافت. هر شعری که در مجموعه وجود دارد بیانگر تجربه ای شاعرانه و منحصر به فرد است که در ناخودآگاه شاعر به وقوع پیوسته است. همانطور که اشعار کوتاه و بلند وی نیز بیانگر این تجربه است.

 تجربه را از چند زاویه نمایش می‌دهند و در واقع آنچه تعیین کننده کوتاهی و بلندی اشعار این مجموعه است، نه عمق تجربه شعری که بیان شاعرانه و صورت اجرایی آن تجربه است.

شخصی بودن تجربه های شعری و بهره برداری از زیست شاعرانه بی شک اصلی ترین محور بررسی آن است.»

 

 

 

بهرام ابراهیمی 9 بهمن ماه در روزنامه ستاره صبح بر کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد یادداشتی نوشت، او میگوید:

«بی گمان ترجمه پذیر بودن شعر در تمام دوران ها بخصوص در عصر حاضر از نکات بارز و برجسته ی شعر شاعران پیشرو و آوانگارد محسوب می‌شود. به طوری که اگر شاعری می خواهد نه تنها برای مردم زمانه و سرزمین خویش بلکه برای همگان و همه دوران ها حرف تازه و اصطلاحا بدون تاریخ مصرف بزند باید به این نکته بسیار توجه بکند که باید برای جهانی شدن به زبانی جهانی دست پیدا کند و این نیز مستلزم رعایت کردن نکاتی است که حتما باید شاعر در اشعارش رعایت کند.

استفاده نکردن از تصاویر انتزاعی، مکان ها و زمان های شخصی و یا مختص یک جغرافیا، توجه به معانی و مفاهیم فردی که برگرفته از زیست شاعر باشد و بسیاری از موارد دیگر باعث می‌شود که یک شعر عمومیت پیدا کند و به زبان جهانی نزدیک شود. دو مفهومی که می تواند برای شاعران و برای درنوردیدن مرزها بسیار ویژه باشد، یکی عشق است و دیگری جنگ. مطمئنن کسی را در جهان نمی توانید سراغ داشته باشید که‌ عشق را تجربه نکرده باشد. اصلا مگر انسان می تواند بدون عشق زندگی کند، همچنین کمتر کسی در جهان می توانید پیدا کنید که‌ جنگ را تجربه نکرده باشد حال می خواهد کسی کشورش در یک دوره تاریخی درگیر جنگ باشد و یا در همسایگی کشورش. فقط کافیست برای اثبات این ادعا نگاهی به اخبار بیاندازید تا ببینید هر روز در گوشه ای از این جهان چه خبر است.

 

نزاز قبانی از جمله شاعرانی است که‌ به طور ویژه در دسته اول قرار می‌گیرد. یعنی شاعری که دائما از عشق می گوید. حال چه فرجام و چه نافرجام. اما برای ترجمه ی این اثر و دیگر آثار شعری نکته ای بس مهم قرار دارد که‌ باید مورد توجه قرار بگیرد. جزو نکات مثبت این اثر ترجمه بسیار روان و پخته آن است و بی گمان شاعر بودن مترجم«اصغر علی کرمی» بزرگترین تأثیر را در به ثمر رسیدن نتیجه مطلوب دارد. دلیل بر این مدعا هم این است که‌ اگر مترجم با فن شعر آشنایی نداشته باشد بدون شک اثری نچسب را برای مخاطب مهیا می‌کند. زیرا نه با تخیل شعری نه با اندیشه شاعرانه و نه با عواطف خاصی که فقط و فقط باید شاعر باشی تا درک بکنی که‌ یک شاعر دیگر چگونه با نکته سنجی و ریز بینانه مفاهیم مختلف را به تصویر می‌کشد و آن را برای مخاطب دلچسب می کند.

در این کتاب به کرات تصاویر ناب و عجیبی وجود دارد که‌ به جرأت می‌توان توان گفت که اگر مترجم آن شاعر نبود به این زیبایی کشف نمی شدند و همیشه دست مخاطب از آن دور می ماند. یادمان نرود هم اینکه یک نوشته از زبانی به زبان دیگر ترجمه می‌شود مقداری از زبان تفکر و اندیشه شاعر در کنار مقداری از زبان نوشتار ناخواسته ریزش می‌کند برای جلوگیری از هرچه بیشتر شدن این اتفاق توصیه می‌شود که‌ مترجمین محترم حتما در ترجمه آن اثر تخصص کافی را داشته باشند. صرف اینکه تخصص در ترجمه دارند بسنده نکرده و آشنا بودن و داشتن اطلاعات کافی قطعا منجر به یک ترجمه مفید و ماندگار می شود. بی شک اگر اصغر علی کرمی شاعر نبود ما هیچ وقت با این کتاب اینگونه آشنا نبودیم. کتابی تهی از هرگونه شاعرانگی را ورق میزدیم و هیچگاه از خواندنش  لذت نمی بردیم. نه شگفت زده می شدیم و نه خواندش را به دیگران توصیه میکردیم.

گابریل گارسیا مارکز در مصاحبه ای عنوان کرده بود دلیل بر موفقیت و درخشش رمان«صد سال تنهایی»ترجمه بی نظیر انگلیسی اثر بوده که‌ مواردی از لحاظ زیبایی شناسی به اثر افزوده که با اقبال جهانی روبه رو شد.

پس یک ترجمه خوب و منسجم می تواند به قدری به یک اثر کمک بکند که بتواند سرنوشت آن را به کلی تغییر دهد و اصطلاحا موجب عاقبت بخیری اش شود. همینطور قرینه ی این اتفاق هم می تواند بیفتد و اصطلاحا اثر زمینگیر و به دست فراموشی سپرده شود.

این کتاب با این ترجمه از «اصغر علی کرمی»پیش بینی می شود جز دسته اول و عاقبت بخیر شده ها قرار بگیرد. خواندن و لذت خوانش این کتاب را از دست ندهید. بی گمان یک هدیه به یادماندنی می تواند برای معشوقه تان باشد».

 

اما به عنوان آخرین یادداشت بر کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را می خواند، یادداشتی است که روژان مظفری در دنیای اقتصاد منتشر کرده است: «اصغر علی کرمی دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب است. وی مجموعه دیگری را از نزار با عنوان «هر عید محبوبه منی» در سال 88 با انتشارات آبگین رایان کار کرده است و مجموعه دیگری از نزار را با عنوان «فقط بگو دوستم دارد» و مجموعه ای از محمود درویش را نیز به زودی با انتشارات مهرآفرید چاپ خواهد کرد. علاوه بر اینها ترجمه مجموعه داستان «صبح بخیر» از نجیب محفوظ هم در کارنامه وی وجود دارد. اصغر علی کرمی خود از جنس کلمه است و زبان را بخوبی می شناسد و آن را لمس می کند شاید برای همین است که ترجمه اش از نزار بیش از دیگران به دل می نشیند.

نزار قبانی تنها یک شاعر نیست، رسولی است که رسالتش بازنشانی عشق است، عشق به ما هو عشق، پیامبری که در برهوت انسانیت بذر مهر و عشق می کارد، نزار یک مبارز و جنگجوی تمام عیار است، جنگجویی نه با کلاه خود و سپر که با کلمات که شاعر را جز کلمه اسلحه ای نیست.

نزار قبانی پر نفوذترین شاعر عرب زبان در 21 مارس سال 1922 در دمشق بدنیا آمد.در 21 سالگی نخستین کتاب خود بنام"آن زن سبزه بمن گفت..."را منتشر کرد که چاپ این کتاب در سوریه غوغایی به پا کرد. بسیاری او و شعرهایش را تکفیر کردند و از همان هنگام لقب شاعر زن یا شاعر طبقه ی مخملی را به او نسبت دادند. قبانی دلسرد نشد و ار آن پس کتابهایی مثل سامبا،عشق من،نقاشی با کلمات،با تو پیمان بسته ام ای آزادی،جمهوری در اتوبوس،صد نامه ی عاشقانه،شعر چراغ سبزیست،نه،تریلوژی کودکان سنگ انداز،بلقیس و چندین کتاب دیگر را منتشر کرد. شعرهای او در ستایش عشق، دفاع از حقوق لگد مال شده ی زن عرب است. وی کتابی بنام "یادداشتهای زن لا ابالی" را منتشر کرد که دفاعیه ی برای تمام زنان عرب بود.خود او در اینباره گفته است: «من همیشه بر لبه ی شمشیرها راه رفته ام! عشقی که من از آن حرف میزنم عشقی نیست که در جغرافیای اندام یک زن محدود شود!من خود را دراین سیاه چال مرمر زندانی نمیکنم!عشقی که من از آن سخن میگویم با تمام هستی در ارتباط است!در آب،در خاک،در زخم مردان انقلابی،در چشم کودکان سنگ انداز در خشم دانشجویان معترض وجود دارد!زن برای من سکه ای پیچیده در پنبه یا کنیزکی نیست که در حرمسرا چشم به راهم باشد!من مینویسم تازن را از چنگ مردان نادان قبایل آزاد کنم.»

سال 1981 قبانی همسر عراقی تبارش "بلقیس الراوی" را در حادثه بمب گذاری سفارت عراق در بیروت از دست داد.این حادثه ی تلخ در شعرهایش نیز منعکس شد و تعدادی از زیباترین مرثیه های شعر عرب را پدید آورد.شعرهایی چون دوازده گل سرخ بر موهای بلقیس و بیروت میسوزد و من تو را دوست میدارم! هنگامی که‌ ۱۵ نزار ساله‌ بود خواهر ۲۵ ساله‌اش به‌ علت مخالفت خانواده‌اش با ازدواج با مردی که‌ دوست داشت اقدام به‌ خودکشی نمود. در حین مراسم به‌ خاکسپاری خواهرش وی تصمیم گرفت که‌ با شرایط اجتماعی که‌ او آن را مسبب قتل خواهرش می‌دانست بجنگد.

 

هنگامی که‌ از او پرسیده‌ می‌شد که‌ آیا او یک انقلابی است، در پاسخ می‌گفت: « عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده‌ است و من ‌می‌خواهم که‌ آن را آزاد ‌کنم. من می‌خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست».

نزار قبانی در میان شاعران عرب به شاعر زن شهرت یافته است. زن در شمایلی خاص و کاملا ملموس در اشعار نزار قبانی تجلی دارد. زن به عنوان زن و گاه به عنوان معشوقی آرمانی و گاه در هیات موجود کاملا زیبا و شایسته دوستی و دوست دارنگی در کلام نزار بروز و ظهور می یابد. او همیشه اعراب را به واسطه ی بی عرضگی و حماقتشان هجو میکرد. نزار قبانی سرانجام در سال 1988 در بیمارستانی در شهر لندن خاموش شد،اما تا همیشه عشق،زنان،میهن و آزادی را در اشعارش فریاد میزند.

 

 

در انتها با هم شعری از این مجموعه را می خوانیم:

تو را که میبینم

از شعرهایم نا امید میشوم

فقط وقتی کنار توام

 از شعرهایم نا امید میشوم

زیبا هستی... آنقدر که وقتی به تو فکر میکنم

به نفس نفس می افتم

زبانم به نفس نفس می افتد

کلماتم به نفس نفس می افتند..

از این وضعیت نجاتم بده

کمتر زیبا باش

تا دوباره شاعر شوم

یک زن عادی باش

سرمه بکش... عطر بزن... حامله شو ... زایمان کن

زنی مانند همه زنها باش

تا بتوانم با کلماتم آشتی کنم

و با دهانم...

 

 

کد خبر: 271

 

منتشرشده در گزارش

نزار قبانی شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور و در دنیای عرب از شهرتی بی‌همتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌ و مخاطبان بی‌شماری دارد. در این بخش به سراغ یکی از مترجمان آثار نزارقبانی در ایران رفتیم تا از تجربه برگرداندن آثار قبانی برایمان بگوید:

 

*جناب علی کرمی بین این همه شاعر بین المللی و عرب زبان چرا نزار قبانی را انتخاب کردید؟
من معتقدم که هنر اصلی یک مترجم در انتخاب متن برای ترجمه است. اشعار نزار قبانی در بیشتر موارد حتی کلمه به کلمه ترجمه می‌شود، این موضوع امتیاز ویژه ای برای مترجم به شمار می آید. چرا که شعرهای او  با زبان مبدأ درگیری چندانی ندارند و  بعد از جدایی از زبان عربی همچنان شاعرانگی آن تا حد زیادی حفظ می شود. البته استقبال بازار نشر هم در این امر بی تأثیر نبوده است.

 

 

* نزار چه ویژگی برجسته ای داشت؟
برای من مهمترین ویژگی نزار، گستردگی دایره موضوع و تفکر جهانی او است. این سالها هر بار خواستم خودم شعری بگویم و یا به موضوعی فکر می‌کردم تا آن را دستمایه ی شعرم قرار دهم، به سادگی دریافتم همان اندیشه و احساس در شعر نزار قبانی وجود دارد. این به آن معنی نیست که ذهن و زبان من تحت تأثیر نزار قرار گرفته است، بلکه به معنای گستردگی دایره موضوع در شعر نزار قبانی است. به بیان ساده تر انگار کشف موضوع به ویژه در عاشقانه های نزار قبانی، هیچوقت تمام نمی‌شود.

 

*مهمترین المان های شعر نزار چه چیزهایی هستند؟
مهمترین المان موضوعی زن است که در صورت های مختلف مانند: معشوقه، مادر و وطن نمود پیدا می کند. شاید شروع شاعر شدن نزار قبانی به خودکشی خواهرش در جوانی برگردد. آن موقع نزار شانزده ساله و شاهد بوده که خواهرش بخاطر نارضایتی از ازدواج اجباری خودکشی کرده است. احتمالا به همین خاطر نزار در بیشتر شعرهایش زن را در هجمه بی عدالتی اجتماعی دیده و خود را به عنوان ناجی زنان عرب معرفی کرده است. تحصیلات وی در زمینه حقوق و مبارزات آزادی طلبانه پدرش در جریان های سیاسی جهان عرب، و از همه مهمتر کشته شدن همسرش بلقیس در جریان یک بمب گذاری در سفارت عراق، می‌تواند دلایل شکل گیری چنین ذهنیتی در وی شده باشد

 

 

*چرا به شاعر زن معروف شده؟
چون زن موضوع اصلی شعرهای او است. نگاه بی پروا و توصیفات جسورانه وی نسبت به زن، زیبایی ها و حقوق وی، موضوعاتی هستند که تا پیش از وی گفته نشده و حتی غیراخلاقی به شمار می رفته اند. تا جایی که وقتی بعد از معاهده صلح اعراب و اسرائیل شعر انتقادی و آتشینی در اعتراض به سران عرب می سراید، مخالفینش می گویند: چرا نزار که شاعر زن و هرزگی است، برای وطن شعر گفته است و نزار پاسخ می دهد: کسی که سر بر شانه معشوقه اش نگذاشته و گریه نکرده باشد، نمی تواند سر بر خاک وطنش بگذارد و گریه کند.

 

*شما به عنوان مترجم اشعار نزار قبانی در ایران وی را چگونه تعریف میکنید؟
نزار قابل فهم ترین و ترجمه پذیرترین شاعری است که می شناسم. گمانم سازگاری عجیبی با ذائقه ی مخاطب فارس زبان داشته باشد و جالب اینکه شباهت های عجیبی از نظر لفظ و موضوع به شاعر پرآوازه و عاشقانه سرای خودمان حسین منزوی دارد که بررسی آنها در این مصاحبه مقدور نیست.

 

*شما شعرهایی از محمود درویش نیز ترجمه کرده اید؟ نظر خودتان چیست؟ آیا می‌توان درویش و قبانی را با یکدیگر مقایسه کرد؟
از جهاتی به هم شبیه هستند. شعر نزار و محمود درویش، هر دو از پارامترهای ساده نویسی تبعیت می کند، یعنی پیرامون یک موضوع یا کشف و تصویر نوشته شده و اصطلاحا تک هسته ای هستند، نسبت به بازی ها و درگیری های زبانی کم توجه هستند و شعرشان ترجمه پذیر است و هر دو مسائل عمیق مانند عشق و آزادی را به ساده ترین صورت بیان می کنند. البته نزار قبانی نسبت به محمود درویش شاعر شناخته تری است و مخاطب ایرانی، شعر او را با پیش فرض بیشتری می‌خواند و توقع عاشقانه محض دارد، طوری که ترجمه اشعار سیاسی نزار به فارسی احتمالا با استقبال چندانی مواجه نشود. ولی محمود درویش ظرفیت های کشف نشده ی زیادی دارد و به ویژه در عاشقانه سرایی هنوز معرفی نشده است.

 

 

*از بیوگرافی خود نیز برایمان بگویید.

اصغر علی کرمی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب هستم. از نزار قبانی مجموعه "هر عید محبوبه منی" رو سال 88 با انتشارات آبگین رایان کار کردم.
امسال هم "خدا نامه های عاشقانه را جواب می دهد" در فصل پنجم زیر چاپ دارم. تاکنون نیز از نجیب محفوظ، آدونیس، محمود درویش و عدنان صائغ و... آثاری را ترجمه کرده ام.

 

*برای آینده چه برنامه ای دارید و  به سراغ کدام شاعر خواهید رفت؟
در حال ترجمه مجموعه "ابتدای بدن، انتهای دریا" از ادونیس هستم، مجموعه ای از سروده های کوتاه "الهه کاشانی" را  نیز به عربی برگردانده ام و قصد دارم مجموعه ای از اشعار شاعران جوان خودمان را ترجمه کرده و با همکاری یک ناشر عرب، منتشر کنم.

 

 کد خبر: 115

 

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار