انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

صادق رشیدی در نشستی با موضوع «سهراب سپهری و تأثیر متقابل نقاشی و شعر» گفت: آثار سهراب سپهری همگانی و عام است.

 

دکتر رشیدی استاد دانشگاه در ابتدای سخنرانی خود در پنجمین شب از سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» که در باشگاه اندیشه برگزار شد اظهار کرد: در مورد سهراب سپهری سخن بسیار گفته‌اند و در مورد اشعار و نقاشی‌های این نقاش شاعر و شاعر نقاش تحلیل‌های مختلفی در قالب پژوهش‌های مختلف به انجام رسیده است. در این جستار نگاهی کم و بیش انتقادی‌، به فضای اشعار سپهری و نقاشی‌های او خواهیم داشت.

 

او افزود: سهراب شاعری است که سرخوشی‌های شاعرانه‌اش را با محوریت فردگرایی و تنهایی و همچنین طبعیت‌گرایی بازنمایی کرده است. ایجاز، سادگی و بی‌تکلفی زبان در اشعارش، او را به عنوان یک شاعر شهرگریز و طبعیت‌گرا معرفی می‌کند. او شاعر معاصر است و شعر او متعلق به دوران معاصر. او به واقع یک شاعر است و شعر سروده است چرا که در قیاس با اشعار امروزین نسل جدید، که می‌توان گفت شعر را در لحظه اکنون می‌سرایند، او با زبان ادب شعر سروده است و به همین دلیل در میان سادگی‌های شاعرانه او، مرز بین زبان ادب و زبان معیار مشخص است. سپهری بر خلاف تصور دیگران، نمادگرا نیست، مفاهیم و واژه‌ها برای سپهری جایگاهی واقعی و گاه از لحاظ معنایی، موقعیتی سیال دارند. تکرار عناصر طبیعی مانند آب در اشعار سپهری اگرچه ممکن است معانی فرهنگی و گاه نمادین داشته باشد، لیکن این نمادین بودن مفاهیم آشنا و خودی، برای مخاطب ایرانی، به خوانش توانش فرهنگی او وابسته است که آب را پیوسته نمادی از پاکی و غیره می پندارد.

رشیدی شاخصه‌های شعرها و نقاشی‌های سهراب سپهری را در قالب چند مفهوم کلی تقسیم‌بندی کرد:

 

طبیعت‌گرایی:

طبیعت‌گرایی در نقاشی‌های سهراب و اشعار او، به معنای ناتورالیسم که یک مکتب ادبی مشخص و در رقابت با تفکر پوزیتیویسم دوران خودش شکل گرفت، نیست. طبعیت‌گرایی در آثار هنری سپهری، با مفهوم طبیعت‌گرایی نقاشان مکتب باربیزون همخوانی دارد. نقاشانی که به طور ضمنی  و آشکار گرایشات رمانتیک در مواجهه با مظاهر طبیعت داشته‌اند اما زمینه‌های خلق آثار واقع‌گرا را ایجاد کردند. طبیعت‌گرایی سپهری ناشی از شهرگریزی این شاعر نقاش است. شهرگریزی سهراب پیوسته در لابه‌لای اشعارش با نگاهی نقادانه به سازوکارهای شهرنشینی و مدنیت مدرن پیداست و به همین دلیل ضمن نگاهی کم و بیش نقادانه به فضای شهری و مدنیت، او دائم درصدد بیان نوعی فردیت‌گرایی بی سر و صدا در دل طبیعت است و این مسئله موجب می‌شود که ساختارهای دوگانه‌ای مانند تقابل شهر/روستا در آثار او شکل بگیرد و شاید بتوان گفت تقابل بنیادین فرهنگ/طبیعت را می‌توان در آثار شاعرانه سپهری ملاحظه کرد.

 

نوستالژی رمانتیک:

بسیاری بر آنند که سهراب گرایشات عرفانی داشته است و لذا آثار او اعم از نقاشی و شعر، تداعی‌کننده گفتمان عرفان شرقی است. واقعیت این است که این خوانش‌های عرفانی از سهراب صرفاً خوانشی است که ریشه در ناخودآگاه جمعی مخاطب خودی (ایرانی) دارد. نمی‌توان با استناد به برخی از اشعاری که در آنها به مفاهیم اشراق و عرفان اشاره دارد سهراب را یک شاعر عارف دانست. اون منزوی است و این انزوای فردی و گریز از سازوکارهای محیط شهر، او را به یک هنرمند تنها و سرخوش مبدل می‌کند. این برداشت از مفهوم عرفان شرقی، یک ادعای کلی است که بر اساس آن می‌توان هر هنرمند و شاعری را عارف‌مسلک دانست. بنابراین، به نظر می‌رسد او گرایشات رمانتیکی دارد که موجب می‌شود مفهوم نوستالژی فردی و جمعی در آثارش زمینه خوانش عرفانی را فراهم سازد. در واقع این نوستالژی رومانتیک است که موجب خوانشی شبه‌عرفانی از آثار او می‌شود. کما اینکه نقاشی‌های سهراب مدرن هستند و در عین حال واقع‌گرا و گاهی تداعی‌گر فضای نقاشان فرانسوی قرن نوزدهم. سپهری به سبک و سیاق سنت ایرانی نقاشی خلق نکرده است چنانکه به سبک و سیاق سنت ادبی ایرانی، شعر نسروده است. شیوه نگاه او به نقاشی، شیوه او در شعر سرودن است.

 

اضطراب‌گریزی:

سادگی آثار سهراب، او را شاعری اضطراب‌گریز معرفی می‌کند. اضطراب محصول شناخت و سازوکارهای برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که به موجب آن ما را درگیر نگاهی انتقادی به گفتمان‌های اجتماعی و سیاسی می‌کند. گریز از هرگونه کنش اجتماعی که بتواند سهراب را به عنوان یک کنشگر فعال زمانه خودش به ما معرفی کند، در آثار سپهری بسیار کم‌رنگ است. آثار سهراب سپهری را نمی‌توان در دایره آثار نقادانه اجتماعی قرار داد زیرا گویی این شاعر نقاش، پناه جستن به دامان طبعیت و خنثی‌بودگی‌اش را با گرایشات رمانتیک فردی توجیه می‌کند. آثار سپهری اجتماعی نیست. اگر قائل به تفاوت بین اجتماع و جامعه باشیم باید گفت او اجتماع را در دایره‌ای محدود در نظر دارد اما جامعه را خیر. زیرا جامعه یک مکانیزم پیچیده، مدرن، چندوجهی، چالش‌برانگیز و پویاست که در سطوح کلان با مفهوم شهرنشینی مدرن و توسعه‌یافتگی‌ در ارتباط است. برای شاعر نقاشی که پیوسته دغدغه زلالی آب و نوستالژی‌های فردی و خانوادگی دارد نقد اجتماعی جایگاهی ندارد. هر چند معدود اشعاری هم سروده است که تا حدودی نشانه‌هایی از نقدهای سیاسی و جانبداری‌های او از برخی چهره‌های ادبی زمانه‌اش را هویدا می‌سازد، اما کلیت آثار او، حاکی از نوعی تمایلات صرفاً شاعرانه‌ای است که پریشان‌حالی و سرخوشی‌های لحظه‌ای او را بازنمایی می‌کند و این موضوع البته برای احوالات یک شاعر طبیعی و بدیهی است.

 

این استاد دانشگاه در پایان اظهار کرد: معتقدم آثار سهراب همگانی و عام است. این همگانی بودن و موجی از روزمرگی‌هایی که در اشعار او پیداست، آثارش را به گفتمان کیچ نزدیک‌تر ساخته است؛ کیچ، نه در معنای لزوماٌ تقلیل‌یافته و بی ارزش، بلکه به معنای نوعی همگانی بودن، زودهضم بودن، و گاهی بی دغدغه بودن، که گفتمان تفکر و روشنفکری را به حاشیه می‌راند و گریز از هر گونه کنش انتقادی را ترجیح می‌دهد. این ادبیات و هنر، اغلب در خدمت ستایش گل‌ها و درختان و صدای گنجشکان است. ادبیاتی که زمینه‌های خنثی‌بودگی را به کنشگر بودن ترجیح می‌دهد.

 

نیمه دوم نشست، با شعرخوانی حاضران از جمله آذر کتابی، علیرضا بهنام، سیروس مانی، مریم هاشم‌پور، شهین منصوری آرانی، احسام سلطانی، فیروزه محمدزاده، لیلا صادقی و محمد آزرم همراه بود.

نشست‌های هزار و یک شب الفما پنج‌شنبه‌های آخر هرماه همراه با شعرخوانی حاضران از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در محل باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب ـ خیابان وصال ـ کوچه نایبی ـ پلاک ۲۳ برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 789

 

 

منتشرشده در گزارش

در پنجمین شب الفما از سلسله نشست‌های هزار و یک‌ شب الفما، دکتر صادق رشیدی با موضوع سهراب سپهری و تأثیر متقابل نقاشی و شعر سخنرانی می‌کند.

 

مهران سیدی بانی پروژه‌ «الفما» و دبیر اجرایی نشست‌های «هزار و یک شب الفما» با اعلام این خبر افزود: در این نشست که در روز پنج‌شنبه ۲۸ دی‌ماه در محل باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب، خیابان وصال، کوچه نایبی، پلاک ۲۳  برگزار خواهد شد حاضران پس از سخنرانی و بخش پرسش و پاسخ، به شعرخوانی خواهند پرداخت.


او گفت: با توجه به حساسیت موضوع، رویکرد علمی در چنین پروژه‌ای مورد توجه ویژه‌ای قرار دارد و به همین منظور دکتر لیلا صادقی و محمد آزرم به عنوان دبیران علمی، سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» را یاری می‌کنند.

 

کد خبر: 784

منتشرشده در گزارش

چهارمین شب از سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» با موضوع «شعر شاملو در تلفیق دردهای جسمانی و عاطفی» با سخنرانی دکتر عبدالرحمن نجل رحیم در باشگاه اندیشه برگزار شد.

 

 

به گفته نجل رحیم، که به طور کل با تخصص اعصاب و روان به بررسی ادبیات می‌پردازد، یافته‌های جدید در مغزپژوهی امروز نشان می‌دهد که مدارهایی نورونی در مغز انسان برای احساس و درک دردهای فیزیکی و دردهای هیجانی یا اجتماعی وجود دارند و درد یکی از احساسات انسانی است که با empathy یا همدلی در ارتباطات انسانی مرتبط است و در مغز انسان نیز انعکاس دارد. درواقع درد به عنوان عاملی هشداردهنده و ارتباط‌دهنده مابین انسان‌هاست و هیجانات انسان را به دیگران منتقل می‌کند.

 

 

او اظهار کرد: با نگاهی به زندگی شاملو، او را شاعری دردآشنا می بینیم که به تعریف خودش، شعرش شکنجه‌دیده از وزن و قافیه است که سر به زیر انداخته و می‌خواهد عریان بماند تا تماشاچیان داغ شکنجه را بر تن او ببینند. بنابراین شعر شاملو از درد گداخته شده است و این درد، عاطفی، احساسی، هیجانی و غیره است. بدین ترتیب شاملو شعرش را از طریق احساس درد ناشی از شکنجه تعریف می‌کند. معنای کلمه درد در نظام موسیقایی شاملو در ترکیبی نو قطعات شعری را می‌سازد که به ساخت موسیقایی غربی نزدیک است. او شعر را دارای قاطعیتی می‌داند که چون چارپایه‌ای از زیر پای شاعر اگر کنار زده شود، آزادی روح شاعر در زیر فشار تمامی حجم جسمش درهم خواهد شکست.

 

 

نجل رحیم افزود: معنای شعر همان نقشی را دارد که کار مغز و سلسله اعصاب در مغزپژوهی دارد. مغزی که وجودش لازم است تا آزادی روح انسان در زیر حجم جسم بی‌مغز و اعصاب درهم نشکند. هر دو تعریف نشان‌دهنده موقعیت دردناک انسانی آگاه و مسئولیت‌پذیر است که از داشتن قدرتی لایزال محروم است. به عبارتی دیگر به واسطه بخشی از تن می توان به دنیای ایماژ و به آگاهی از سرنوشت رسید. شاملو در طول عمر خود حدود ۴۰۰ شعر سروده است که به طور کل می‌توان گفت هشت شعر در سال سروده است و این نشان‌دهنده وسواس شاملو در نوشتن است.

 

او در ادامه بیان کرد: در دهه ۴۰ بیشترین بسامد کلمه درد در شعرهای او دیده می‌شود و دردهای آن زمان در شعر او بیشتر دردهای اجتماعی بوده است. در شعر «غزل بزرگ» که در ۱۳۳۰ سروده شده، ۲۶ بار کلمه درد تکرار شده است. اوج معنای درد در شعر «عشق عمومی» ۱۳۳۴ دیده می‌شود که می‌گوید «من درد مشترکم، مرا فریاد کن». این شعر نهایت آگاهی شاعر را در راه درک قدرت انتقال و اشتراک عاطفی حس درد با همدلی نشان می‌دهد و کنشی که این انتقال را ممکن می‌کند، یعنی فریاد ناشی از درد را. در سال ۱۳۴۰ که شاملو به موسیقی درونی توجه می‌کند و شعر سپید را باب می‌کند، کلمه درد جان تازه می‌گیرد و از هر چهار شعر، در یکی کلمه درد به کار رفته است.

 

 

عشق آیدا احساس همدلانه درد در شعر را به مرتبه بالاتری می‌برد. از سال ۵۰ به بعد دردهایی از جمله آرتروز گردن، تنگی کانال، دردهای ناشی از تصادف و دیابت و غیره شروع می‌شود و بالعکس، با شروع دردهای جسمانی از بسامد کلمه درد در شعرهایش کاسته می‌شود. درواقع هرچه از نظر کمی بسامد کلمه درد کمتر است، از نظر کیفی دردهای بیشتری بیان می‌شوند. در پنج کاستی که انتخاب مجدد شاملو از شعرهایش است، ۱۱۲ شعر او با صدای خودش خوانده می‌شود که از این میان، تنها در ۱۵ شعر انتخابی او واژه درد حضور دارد. همچنین نقش فریاد در هنگام احساس درد بسیار حائز اهمیت است، چرا که درد اولین واکنش مهم احساسی است برای دعوت به اعتراض و همدلی. در مجموعه «آیدا در آینه» در سال ۱۳۴۲، درد پدیده‌ای انسانی است که با انسان زاده می‌شود. در «مرگ ناصری» در سال ۱۳۴۴ از دردی گفته می‌شود که انسان بر انسان تحمیل می‌کند و این دردناک‌ترین نوع درد است. در شعر «هملت» ۱۳۴۸ از دردی گفته می شود که تماشاگران از تماشای درد زر و سیم می‌سازند. در شعر «خطابه تدفین» ۱۳۵۴ نوعی از درد بیان می‌شود که همراه لبخند است و این نوع درد ریشه تکاملی دارد. انسان هنگام درد بسیار شدید می‌خندد و اینگونه احساس درد را قابل تحمل می‌کند. گویا خود شاملو نیز در هنگام درد می‌خندیده و مستنداتی برای آن هست.

 

نجل رحیم همچنین گفت: به طور کل، در دوره‌ای از شاعری شاملو که موسیقی درونی اهمیت بیشتری دارد، با تکامل مفهوم درد در شعرش مواجه هستیم و نکته جالب توجه درباره او این است که بعدِ از دست دادن یک پا، دیگر شاملو شعری از درد نسروده و به نظر می‌رسد این درد جسمانی در روند تکاملی شعرش، ناگفته باقی مانده است و دیگران از جمله کیومرث منشی‌زاده این درد شاملو را در شعرشان انعکاس داده‌اند. تنها شاملو نیست و دیگران هنرمندان چون بلیس آندرار نیز بعد از یک درد جسمانی و فقدان، گفتن شعر را کنار گذاشته‌اند و این سکوت شعر، شاید انطباقی است میان مغز و جسم که از شدت درد جسمانی، تحمل درد به صورت سکوت تجلی پیدا کرده، به عبارتی گفتن از دردهای اجتماعی و عاطفی در شعر شاملو تبلور روح آدمی است، که رابطه احساسی مغز و شعر را نشان می‌دهد، اما دردهای جسمانی تحمل می‌شوند و شاعر را به سکوت وامی‌دارند.

 

نیمه دوم این نشست با شعرخوانی حاضران از جمله آرش شفاعی، شهین منصوری آرانی، ری‌را عباسی، الهام حیدری، فرخنده حاجی‌زاده، آذر کتابی، کوروش ادیم، محمد آزرم، سارا افضلی، احمد بیرانوند، سیروس مانی، فیروزه محمدزاده، آرش نصرت‌اللهی، عفت کیمیایی، رضا امیرزاده، فرهاد اکبرزاده و امیر حاجی‌زاده برگزار شد.

 

کد خبر: 764

منتشرشده در گزارش

در چهارمین شب الفما از سلسله نشست‌های هزار و یک‌شب الفما، شعر شاملو از منظر تلفیق دردهای جسمانی و عاطفی توسط عبدالرحمن نجل رحیم بررسی می‌شود.

 

در این نشست که در روز پنج‌شنبه ۷ دی  ١٣٩٦ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در محل باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب، خیابان وصال، کوچه نایبی، پلاک ۲۳  برگزار خواهد شد حاضران پس از سخنرانی و بخش پرسش و پاسخ، به شعرخوانی خواهند پرداخت.

 

مهران سیدی بانی پروژه‌ «الفما» و دبیر اجرایی نشست‌های «هزار و یک شب الفما» با اعلام این خبر افزود: دکتر عبدالرحمن نجل رحیم، عصب‌شناس و عصب‌پژوه، سال‌ها در دانشگاه شفیلد، لندن و سپس دانشگاه شهید بهشتی تهران پژوهش و تدریس کرده است. حاصل تلاش‌های ایشان در جهت تبیین اهمیت علم عصب‌پژوهی در شناخت اجتماعی و ایجاد پیوند بین هنر و ادبیات و علم عصب‌پژوهی اجتماعی  بیش از ۵۰ عنوان مقاله و چندین کتاب و فیلم مستند است.

 

او درباره چرایی پرداختن به شعر شاملو از منظر عصب‌پژوهی، به اهمیت و جایگاه او در شعر معاصر ایران و نحوه‌ برخورد با دردهای جامعه و بستر انتقال مفاهیم در حوزه ادبیات و بخصوص شعر معاصر  اشاره کرد.

 

سیدی گفت: با توجه به حساسیت موضوع، رویکرد علمی در چنین پروژه‌ای مورد توجه ویژه‌ای قرار دارد و به همین منظور لیلا صادقی و محمد آزرم به عنوان دبیران علمی، سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» را یاری می‌کنند.

 

او درباره نشست‌های قبلی هزار و یک‌ شب الفما اظهار کرد: در نخستین شب «الفما» محمد آزرم درباره هوشنگ ایرانی و شعر معاصر سخن گفت و در شب دوم دکتر لیلا صادقی به بررسی روند شعر دیداری در ادبیات ایران پرداخت و شب سوم به موضوع نشانه‌شناسی پرتره شاعران معاصر ( تقابل من از نگاه شعر و تصویر) با سخنرانی دکتر افسانه کامران اختصاص  یافت.

 

او همچنین درباره مفهوم و اهداف «الفما» بیان کرد: این نام یک واژه‌ برساخته است تشکیل‌شده از سه واژه الفبا، ما و ادبیات و برنامه‌ای است خلاقانه‌ بینارشته‌ای، مستقل و قابل گسترش در حوزه‌های مختلف ادبی و هنری که مفهوم معاصریت و اشکال آن را پیگیری می‌کند.

 

او ادامه داد: الفما اشکال اجرایی و نظری متفاوت با رویکردهای متنوعی را مدنظر دارد که می‌توان به انتشار یک مجله آنلاین، کانال تلگرامی، برگزاری نمایشگاه‌های خلاقانه‌ هنری، شناسایی و معرفی هرچه بیشتر مولفان و هنرمندان معاصر به جامعه ایران اشاره کرد. هدف مطلوب الفما ایجاد بستری جدید در گفت‌وگوی میان آثار تمامی مولفان و هنرمندان بویژه با رویکردی تجربه‌گرا است.

 

کد خبر: 759

منتشرشده در گزارش

نشست شب سوم از «هزار و یک شب الفما» با موضوع «نشانه‌شناسی پرتره شاعران معاصر» (تقابل من از نگاه شعر و تصویر) با سخنرانی افسانه کامران در محل باشگاه اندیشه برگزار شد.

 

بر اساس خبر رسیده، در ابتدای جلسه، لیلا صادقی دبیر بخش اول این نشست با معرفی سخنران و اهمیت موضوع مورد بحث، از افسانه کامران برای شروع نشست دعوت کرد. در این جلسه که با حضور علاقه‌مندان حوزه‌های نشانه‌شناسی، هنرهای تجسمی و ادبیات همراه بود دکتر افسانه کامران به بررسی و تحلیل گزیده‌ای از پرتره‌های شاعران معاصر از منظر نشانه‌شناسی پرداخت.

 

او در ابتدا با طرح پرسش‌هایی مقدمات ورود به این بحث را فراهم کرد؛ این‌که آیا می‌توان با نشانه‌شناسی پرتره شاعران معاصر به بخشی از نظام‌های ادراکی جامعه ایرانی از تصویر شاعران پی برد؟ جامعه ایرانی چه مختصات تصویری را برای بازنمایی شاعران خود ترسیم می‌کند؟ و در طی این سالها چگونه تصویر شاعران خود را به خاطر می‌سپارد؟ و چگونه آنها را به یاد می‌آورند؟ چه ارتباطی میان تصویر پرتره شاعران با اشعاری که بیانگر وجوهی از من آنان است، وجود دارد؟ آیا پرتره‌ها از تصاویر درونی‌شده ما ملهم است؟ و یا اینکه متاثر از بافت فرهنگی و اجتماعی شاعر است؟ تصاویر پرتره شاعران کجا و برای چه اهدافی مصرف می‌شوند؟ کارکردهای پرتره شاعران چیست؟ کدام گروه‌های اجتماعی تمایل بیشتری به مصرف پرتره شاعران دارند و به چه دلیلی؟ آیا بازنمایی تصویر شاعران در پرتره با سایر هنرمندان رشته‌های هنر چون سینما و هنرهای تجسمی تفاوت معنی‌داری دارد یا خیر؟ آیا پرتره‌های شاعران معاصر متاثر از ویژگی‌ها و امکانات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری موجود است؟ آیا بازنمایی تصویر شاعران معاصر در پرتره‌ها، معاصر و امروزی است؟ چه میزان از این پرتره‌ها بازنمای صرفا شباهت با شاعر است؟ چه میزان از آنها بازنمای  ویژگی‌های سبک طراح یا نقاش و عکاس است؟ و چه میزان بیانگر روحیات درونی، شخصیت شعری و کاراکتر شاعر است؟

 

برای پاسخگویی به این سوالات، ابتدا پرتره، ویژگی‌ها و مشخصات آن توسطر کامران تعریف شد. سپس درباره وجوه متفاوت(وجه‌های شمایلی، نمایه‌ای و نمادین) پرتره شاعران معاصر سخن گفته شد و  کارکردهای پرتره شاعران معاصر در جامعه ایرانی دسته‌بندی شد.

 

او در ادامه به دلایل انتخاب پرتره چهار شاعر معاصر (نیما یوشیج، احمد شاملو، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد) پرداخت و ارتباط میان پرتره‌های عکاسی و نقاشی این شاعران را از منظر نشانه‌شناسی اجتماعی بیان کرد.

 

در این نشست پتانسیل‌های تحلیلی نشانه‌شناسی اجتماعی برای تحلیل تصاویر پرتره‌های شاعران معاصر با نمایش نمونه‌هایی از عکس، نقاشی، گرافیک و تصویرسازی به نمایش گذاشته شد. همچنین عنوان شد: اکثر فرایند بازنمایی پرتره‌های شاعران معاصر ایرانی از نوع بازنمایی روایی است و با تغییر کارکردهای پرتره در جامعه ایرانی در ساختار بصری پرتره‌ها تغییرات گسترده‌ای در مدالیته و انواع نشانگرها اعم از تغییر در اشباع رنگی، عمق میدان، کنتراست و ... اتفاق افتاده است که در نهایت منجر به تغییر نوع کدگزاری پرتره‌های شاعران از گذشته تا به امروز شده است. کدگزاری پرتره‌های عکس این چهار شاعر در گذشته از نوع طبیعی بوده است در حالی که اکثر پرتره‌های نقاشی و طراحی این شاعران از نوع کدگزاری طبیعی و انتزاعی بوده است که امروزه در نقاشی‌ها به سمت کدگزاری‌های طبیعی و حسی تغییر کرده است. از این‌رو به نظر می‌رسد ادراک جامعه ایرانی نسبت به تصویر شاعران در پرتره های نقاشی، طراحی و تصویرسازی تغییر شگرفی کرده است.

 

در پایان ضمن پرسش و پاسخ‌‎های نشست تاکید شد که مطالعه و تحلیل پرتره‌های شاعران معاصر ایرانی پروژه‌ای در دست انجام است که به تازگی آغاز شده و نیازمند پژوهش‌های بیشتر در بازه‌های زمانی متفاوت از ۵۰ سال پیش تاکنون در جامعه ایرانی است. 

 

همچنین در بخش دوم از نشست شب سوم «الفما» دبیر جلسه محمد آزرم از شاعران حاضر در جلسه برای شعرخوانی دعوت کرد، که در ادامه تعدادی از شاعران در گرامیداشت یاد جان‌باختگان حادثه زلزله کرمانشاه به خواندن شعرهای خود پرداختند؛ شاعرانی از جمله: حسن صفدری - نسرین بهجتی - علیرضا بهنام - آتفه چهارمحالیان - احسام سلطانی - آرش نصرت‌اللهی - آیدا عمیدی - لیلا فلاحی - آزاده فراهانی - آذر کتابی - الهام حیدری - سعیده کشاورزی - کورش خانی‌آذر - لادن جمالی - سیروس مانی - آنیما احتیاط.

 

شب چهارم از «هزار و یک شب الفما» با موضوع «درد در شعر شاملو» با سخنرانی دکتر عبدالرحمن نجل رحیم در تاریخ پنجشنبه ٣٠ آذر ۱۳۹۶  برگزار خواهد شد.

 

کد خبر: 724

منتشرشده در گزارش

شعرخوانی شاعران در گرامیداشت یاد جان‌باختگان حادثه زلزله کرمانشاه در سومین شب «الفما» برگزار می‌شود.

 

مهران سیدی بانی پروژه‌ «الفما» و دبیر اجرایی نشست‌های «هزار و یک شب الفما» با اعلام این خبر، افزود: سومین شب «الفما» از سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» با موضوع «نشانه‌شناسی پرتره شاعران معاصر -تقابل من از نگاه شعر و تصویر-» پنج‌شنبه 2 آذرماه  ١٣٩٦ با سخنرانی دکتر افسانه کامران در باشگاه اندیشه برگزار می‌شود.

 

او گفت: ضمن گرامیداشت یاد جان‌باختگان حادثه زلزله کرمانشاه  از شاعران و علاقه‌مندان برای حضور در شعرخوانی سومین شب از هزار و یک شب الفما دعوت می‌کنیم.

 

وی درباره نشست‌های قبلی هزار و یک‌ شب الفما اظهار کرد: در نخستین شب «الفما» محمد آزرم درباره هوشنگ ایرانی و شعر معاصر سخن گفت و در شب دوم دکتر لیلا صادقی به بررسی روند شعر دیداری در ادبیات ایران پرداخت.

 

سیدی گفت: با توجه به حساسیت موضوع، رویکرد علمی در چنین پروژه‌ای مورد توجه ویژه‌ای قرار دارد و به همین منظور لیلا صادقی و محمد آزرم به عنوان دبیران علمی، سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» را یاری می‌کنند.

 

او همچنین درباره مفهوم و اهداف «الفما» اظهار کرد: این نام یک واژه‌ برساخته است تشکیل‌شده از سه واژه الفبا، ما و ادبیات و برنامه‌ای است خلاقانه‌ بینارشته‌ای، مستقل و قابل گسترش در حوزه‌های مختلف ادبی و هنری که مفهوم معاصریت و اشکال آن را پیگیری می‌کند.  الفما اشکال اجرایی و نظری متفاوت با رویکردهای متنوعی را مدنظر دارد که می‌توان به انتشار یک مجله آنلاین، کانال تلگرامی، برگزاری نمایشگاه‌های خلاقانه‌ هنری، و شناسایی و معرفی هرچه بیشتر مولفان و هنرمندان معاصر به جامعه ایران اشاره کرد. هدف مطلوب الفما ایجاد بستری جدید در گفت‌وگوی میان آثار تمامی مولفان و هنرمندان بویژه با رویکردی تجربه‌گرا است.

 

 نشست سومین شب الفما دوم آذرماه همراه با شعرخوانی حاضران از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در محل باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب، خیابان وصال، کوچه نایبی، پلاک ۲۳ برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 715

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد