کانون ادبی بهمن با همکاری پایگاه خبری تارنا برگزار می‌کند: چهارشنبه های بهمن نشستی برای مرور شاعران --------- هایکو چیست؟ ----------- بازنشر یک گفتگو از نزارقبانی: انگلستان یک ساعت و نیم در تصرف من بود ----------------- گزارش تصویری اولین نشست آکادمی ترانه-آواز --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

آیین نقد و بررسی مجموعه ترانه های امید روزبه با عنوان «آل» به همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد.

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان ادبیات آهنگین این جلسه از سری نشست های خود را به نقد و بررسی مجموعه آل که به همت انتشارات نیماژ منتشر شده است، اختصاص داد.

این مراسم با حضور شاعران و ترانه سرایانی چون غلامرضا طریقی، حسین غیاثی، امید روزبه، جواد محقق، امیرعلی سلیمانی، سامی تحصیلداری، شهرزاد روزبهانی و... با اجرا و دبیری ابراهیم اسماعیلی اراضی برگزار شد.

 

غلامرضا طریقی به عنوان نخستین کارشناس جلسه در خصوص مجموعه آل گفت: امید روزبه از بهترین های ترانه امروز و در میان نسل خود یکی از بهترین ها است. 80 درصد کارهای این کتاب بیش از اینکه ترانه باشند، شعر محاوره هستند و به جز چند موردی که قابلیت موسیقایی دارند، باقی شعرها قابلیت اجرا ندارند.

این شاعر درخصوص فضاهای شعری و تصویری این کتاب گفت: ترانه های امید روزبه به شعر بسیار نزدیک است و وجود مصراع های مهم و جذاب باعث شگفتی می‌شود. با توجه به همه این ها، مهمترین ویژگی هر اثر هنری، زاویه دید هنرمند و جهان بینی اوست.

طریقی ادامه داد: یک دستی کتاب آل از زاویه دید امید روزبه می آید و یکی از همین ویژگی هاست. فضای غالب کارها مرگ محور است و شاعر مدام در مورد مرگ صحبت می‌کند و از نام کتاب هم مشخص است که به استقبال مرگ رفته است. به نظر من شاید اگر فضاهای دیگری را هم تجربه می‌کرد، موفق تر بود. این تکرار فضاهای مرگ در همه کارها و پشت سرهم بودن آن مخاطب را اذیت می‌کند. حتی ما در این مجموعه با شعر عاشقانه هم مواجه هستیم. اما در انتها می‌بینیم که سوگواری عاشقانه است و باز هم به مرگ ختم می‌شود. شاید اگر نحوه مواجهه با فرم و استفاده از تکنیک ها وسیع تر بود، اتفاقات بهتری در آل می‌افتاد.

 

 

 

حسین غیاثی دیگر منتقد و ترانه سرای حاضر در جلسه نیز بخشی از گفته های طریقی را تایید کرد و گفت: به نظر من هم 80 درصد این اشعار ترانه نیست و به نوعی تخصیص زبانی دارد.

غیاثی ادامه داد: با هر متر و معیاری بسنجیم، زبان شعر امید روزبه حتی با زبان شعر محاوره هم تفاوتهایی دارد و به نوعی زبان شخصی می‌شود و می‌توان گفت امضای امید روزبه را دارد. زبانی که متعلق به امید روزبه است و اگر شخص امید روزبه به عنوان خواننده، آهنگساز و ترانه سرا بخواهد کارهای این کتاب را اجرا کند، ما به عنوان مخاطب، با یک فضای جدیدی در شعر و موسیقی مواجه می‌شویم که این فضا شبیه به هیچ چیز دیگری نیست و مختص امید روزبه است.

 

این ترانه سرا در ادامه گفت: فضای شعرهای آل فضای بسته و خفه ای است که از شعر چهارم و پنجم به بعد مخاطب را خسته و نفسگیر می‌کند و به عقیده من به فضایی برای نفس کشیدن احتیاج دارد.

 

 

در ادامه نیز صحبتهایی در خصوص شعر محاوره، ترانه و ترانه امروز به صورت گروهی برگزار و تفاوت های شعر محاوره و ترانه امروز به صورت کامل بررسی شد.

 

آیین نقد و بررسی مجموعه «آل» با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید.

 

لازم به ذکر است که هر یکشنبه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی جلسات ادبی به صورت هفتگی برگزار می‌شود و علاقمندان می‌توانند برای حضور در این محافل یکشنبه ها از ساعت 16:30 به این بنیاد مراجعه نمایند.

 

کد خبر:534 

منتشرشده در گزارش

 

بعد از چاپ مجموعه اولش با عنوان نامیر به همت انتشارات فصل پنجم، برای مجموعه دوم خود به سراغ انتشارات نیماژ رفت. زمان زیادی از چاپ دومین مجموعه ی این ترانه سرای به نام و جوان نمی‌گذرد. به همین بهانه به سراغ امید روزبه رفتیم تا از آل برایمان بگوید:

 

تبریک برای چاپ مجموعه جدید. از آل برایمان بگویید.

مجموعه تازه با عنوان آل دومین کتاب من است که در 120 صفحه به همت نشر نیماژ چاپ شده است. در این مجموعه نوع نگاهم کاملا با مجموعه قبل متفاوت است. تعداد زیادی از آثار در حوزه مرگ و مرگ اندیشی و همچنین فضاهای سوررئال و ماورایی اتفاق می افتد. این مجموعه دارای 40 ترانه بود که دو کار از ارشاد مجوز نگرفت و در نتیجه 38 کار چاپ شد. طراحی جلد این مجموعه بر عهده مسعود رییسی است. قیمت کتاب هم 10 هزار تومان است.

 

همکاری با نیماژ چطور بود؟

من قبل تر هم تعریف نیماژ را شنیده بودم. مجموعه ای زحمت کش و پرتلاش است. تا امروز این همکاری خوب بوده و امیدوارم از این به بعد هم خوب باشد. این روزها، به خاطر نمایشگاه پیش رو به اصطلاح شب عید انتشاراتی ها است. اما با تمام شلوغی ها نیماژ برای من کم نگذاشت و کارهایی که می‌توانستند انجام ندهند را انجام دادند. نیماژ برای ما که جوان تر هستیم و شاید وظیفه چندانی در قبال ما نداشته باشد، حتی در بحث طراحی جلد و ویرایش کتاب به مولف کمک زیادی می‌کند. شاید اگر انتشاراتی دیگری بود این کارها را انجام نمی داد. خدارا شکر هرچه بود تنها مودت و دوستی بود.

 

 

از کار با فصل پنجم راضی نبودید که نیماژ را انتخاب کردید؟

ترجیح می‌دهم درباره فصل پنجم صحبت نکنم. انشالله در یک فرصت مناسب تر درباره اش صحبت می‌کنم.

 

استقبال از مجموعه قبلی چگونه بود؟  

خوب بود. البته می‌توانست خیلی بهتر هم باشد. صحبت کردن درباره آن کتاب را برای زمانی دیگر می گذاریم. خیلی چیزها را باید فراموش کرد. باید جلو رفت. به عقب برگشتن کار عاقلانه ای نیست، مخصوصا در جامعه ما.

 

 رونمایی از مجموعه آل در نمایشگاه اتفاق می‌افتد؟

سعی ام بر این است که قبل از نمایشگاه رونمایی داشته باشم. اگر دوستان مثل مجموعه قبلی رونمایی داشتند با کمال میل می‌پذیرم اگر نقد هم باشد که بیشتر استقبال می‌کنم. حال باید ببینیم که اوضاع کتاب در نمایشگاه چگونه است تا بعد از آن به نقد آن بنشینیم. اینکه الآن بخواهم برایش نقد بگیرم کمی تاثیر مثبت و شاید منفی و غیرمنطقی بر مخاطب دارد. به همین علت ترجیح می‌دهم رونمایی باشد. البته که رونمایی با صحبت و شکافتن وضعیت نوشتاری من خیلی بهتر است.

 

چطور شد که نام آل را انتخاب کردید؟

 با توجه به فضای کتاب، کلیتی که کتاب دارد و فضای سوررئال کتاب این نام انتخاب شد. حتی یکی دو نمونه از کارهای عاشقانه هم بر همین منوال است و در فضاهای جن و آل  اتفاق افتاده و نوشته شده است.

 

چه تعداد از ترانه های این مجموعه قبل از چاپ کتاب منتشر شده است؟

هشت ترانه از ترانه ها قبل از چاپ کتاب در صفحه مجازی خودم منتشر شد. چند روز قبل جایی بودم،  شخصی آمد و گفت آقای روزبه این ترانه شماست؟ گفتم بله. گفت این ترانه را خانمی به یکی از دوستان من به عنوان ترانه خودشان فروخته است. ترانه کور بود که در همین مجموعه به چاپ رسیده است. ببینید که تا چه اندازه وقاحت را می‌توان دید. با چنین وضعیتی نمی‌توان اعتماد کرد. حتی کتاب هم مرجع قابل ارجاعی نیست و مرجعی نیست که بتواند حق مولف را بگیرد.

 

کد خبر: 440

خبرنگار: غزل ناصحی

 

منتشرشده در گفتگو
دوشنبه, 11 بهمن 1395 ساعت 11:59

-آبادی-

متن دکلمه

 

 

سرما زده و هيچى
جز پرچماى مشكى
از پنجره پيدا نيست

هرچند توو آبادى
نزديكِ هزار ساله
هيچ پنجره اى وا نيست

ماهى كه سرش گرمِ
ماهى گلىِ حوضه
مهتابُ رو نشون ميده

يه بچه ى ديونه
با چوب توى دستش
هى ماهُ تكون مى ده

مردم همه بيدارن
خواب ابدى دارن
سرماى بدى دارن

اونقدر كفن كرده ن
چند ساله كشاورزا
جز پنبه نمى كارن!

اين لحظه،همين حالا
اون سايه ى مو قرمز
با خنده كجا ميره

البته شنيده م كه
ميگن زنِ مش جعفر
امشب سرِ زا ميره!

بى بى توو تنورش موند
سنجاق سرش مونده
اما خود بى بى نيست

بى بى كه خودش مى گفت:
هيچ حادثه اى اينجا
جز مرگ طبيعى نيست

اونقدر طبيعى كه
هر كوچه با دست برف
هر روز كفن ميشه

ديوار به ديوارِ
هر كوچه ى آبادى
عكساى اهاليشه

بقال سرِ كوچه
هم معتدِ ماهاس
هم محرم امواته

اونقدر عزا ديده
هرچى بگه تلقينه
هرچى بده خيراته

خوابه يكى پلكاش
چشماش به در خُشكه
با عينك بد بينش

يكدست شده چشماش
يك عمره كه دستاشو
گم كرده توو آستينش

بيچاره مش اسماعيل
يك عمر از عزراييل
صد مرتبه خواهش كرد

تا يادمه غمگين بود
تا اينكه زمين خورد و
تابوت بلندش كرد!

منتشرشده در همه دکلمه ها

می‌توان وی را از پدیده های دنیای ترانه نامید. شاعر جوانی که با حضور در جلسات خانه ترانه نامی برای خود دست و پا کرد و مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد. امید روزبه که در این سالها به دور از هرگونه هیاهوی رسانه ای تنها به سرایش می‌پرداخت سکوت چند ساله ی خود را شکست و برای اولین بار از بی رحمی دنیای ترانه سرایی گفت.

 

آقای روزبه دنیای شعر شما از کجا شکل گرفت؟

من از سال 90 به صورت نیمه حرفه ای نوشتن ترانه را شروع کردم و طی مرور زمان ترانه هایم جدی تر شد و به سمت مسیر اصلی حرکت کردم.

 

الگوی خاصی در ابتدای ترانه نویسی داشتید؟

الگو یک بحث است، سلیقه وعلاقه یک بحث دیگر. واقعیت این است که من الگوی خاصی نداشتم چون عملا ذهنیتی که خودم برای نوشتن داشتم در اشعار کسی ندیده بودم و کسی نبود که آثارش به ذائقه ی شعری من نزدیک باشد. به همین واسطه الگوی خاصی نداشتم ولی بعضا آثار چندی از دوستانی که کسوت بیشتری نسبت به من داشتند را دنبال می‌کردم.

 

 

شما را به عنوان ترانه سرایی می‌شناسند که پله پله رشد کردید و جلسات نقد ترانه در مسیر پیشرفت شما بسیار تاثیر گذار بود. نظر خودتان نسبت به این موضوع چیست؟

دقیقا همینطور است. البته به نظر من جلسات تا حدی خوب است و نیاز اساسی افرادی است که می‌خواهند وارد دنیای ترانه سرایی شوند و باید پی در پی جلسات را پیگیری کنند و از تمام نقدهای مثبت، منفی، نقد دلسوزانه و یا حتی مغرضانه استفاده کنند. ولی بعد از  یک دوره ای من صلاح نمی‌بینم که حضور داشته باشند و به کسی هم پیشنهاد نمی‌کنم. حداقل برای خودم به این شکل بود. چراکه ناخودآگاه طی زمان مجبور می‌شوید که طبق سلیقه ی آن‌ها بنوسید. در هر صورت من جلسات را دوست داشتم، در ابتدا برایم مفید و در دیده شدن من بسیار موثر بودند. از خیلی از دوستان آموختم و به خیلی ها مدیونم. خوبی جلسات شعر این است که مخاطب با جنس قلم و جنس اشعار مولف آشنا می‌شود که این در نوع خود بسیار تاثیر گذار است اما از یک جایی به بعد کاملا تاثیر معکوس دارد و همینطور که کم و بیش شاهد هستیم بازدهی مثبت ندارد، امروز بسیاری از جلسات شعر تهران بیشتر به نمایش شبیه شده است تا جلسات نقد ادبی.

 

از چاپ کتابتان بگویید. به نظر می‌رسد چالش بزرگی برای زندگی هنری‌تان بوده است؟

نگاه من به چاپ کتاب چالش برانگیز نبود. به نظر من درون مسیر خیلی چیزها به هدف آدم برمیگردد و این هدف گذاری فرد است که مسیر را مشخص می‌کند. من بعد از اینکه به عنوان یکی از افراد انتخاب شده در جشنواره موسیقی 92 حضور یافتم، می‌توانستم به راحتی کتابم را چاپ کنم ولی دست نگه داشتم چون حس می‌کردم که هنوز زمانش فرا نرسیده و بعد از چند سال کتابم را چاپ کردم و تنها دلیلش این بود که بتوانم فضای فکری ام را عوض کنم و به نوعی پوست اندازی کنم. خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم. کما اینکه من نامیر را فراموش کردم. در صورتی که در نمایشگاه کتاب، مخاطبان استقبال خوبی از نامیر کردند و در رقابت با دیگر کتاب های ترانهء امسال جزء پرفروش ترین ها بود. اما این توضیح را باید بدهم که بحث فروش برای من اصلا اهمیت ندارد و آنچه که مهم است جلو بردن فضای فکری خودم در قالب شعر بود. رفتن به سمت چاپ کتاب نیاز به اشراف کامل به فضای موجود دارد به این معنی که مولف بداند چه زمانی کتاب خود را چاب کند البته کسانی هم هستند که کتاب چاپ می‌کنند تنها برای اینکه ترانه هایشان اجرا شود ولی من نگاه متفاوتی با این دوستان دارم.

 

دنیای ترانه چقدر شبیه امید روزبه است؟

سوال بسیار سختی پرسیدید. یک جور تیغ دو دم است. دنیای ترانه دنیای تلخ، نامرد و کثیفی است. دنیای ترانه اصلا دنیای قشنگی نیست. من از یک بابت خوشحالم که در مارکت نیستم. شاید اقبالی نداشتم، نگذاشتند دستمان برسد یا نتوانستیم دستمان را برسانیم، هر حالتی که هست خوشحالم در این پنج سال تنها به خود نوشتن فکر کردم و اصلا ذهنم را درگیر اجرا نکردم. ممکن است فرصتی فراهم بشود شاید یک سال شاید ده سال بعد، البته هر چه زودتر بهتر. ولی اگر هم فضای اجرا برایم آماده نشود حسرت هم نمی‌خورم. حسرت من بابت ظالم هایی است که با تمام قوا در این عرصه می‌تازند در صورتی که کمترین بهرهء شعوری و بهرهء هوشی از این جریان را ندارند، ولی بازارشان سکه است. شاید عده ای ناراحت بشوند اما من همیشه حرفم را رک زده ام.

 

 

 

جریان ترانه امروز را چطور میبینید؟

اجرا مقوله ساده ای نیست. ترانه ای که استاندارد اجرا را داشته باشد و تاثیرگذار باشد بسیار نایاب است ولی ترانه هایی که امروزه در بازار می‌شنویم، می‌تواند هر دلیلی برای اجرا داشته باشد به جزء کیفیت و قابلیت. برخی اوقات از نظر محتوایی و دستوری ایراد های جدی در ترانه وجود دارد و وقتی نام ترانه سرا را می‌خوانیم نام آشنا است، اما متاسفانه وقتی با اثر روبه رو می‌شویم گویا کسی این ترانه را نوشته که هیچ‌گونه آشنایی با الفبای ترانه نویسی ندارد. ولی امروزه همه چیز بر اساس رابطه پیش می‌رود. اگر رابطه داشته باشید، می‌توانید حرفهایتان را بزنید و ترانه هایتان یکی پس از دیگری اجرا شود. اما اگر رابطه نداشته باشید باید در خانه بنشینید و ترانه هایتان را برای پدر و مادر خود بخوانید و آنها تشویقتان کنند و شما هم به تحسین دوستان نزدیک خود دلخوش کنید. در هر صورت فضا اصلا مناسب نیست به جزء تعداد انگشت شماری که کورسوی امیدند. در کل فضای ترانه روبه انحطاط است.

 

حرف آخر امید روزبه?

حرف که بسیار است گاهی اوقات با سکوت زجر کمتری میکشی. من فقط دوست دارم زمان زود بگذرد و ببینیم که حق به حقدار می‌رسد یا نه، اینکه می‌گویم بابت خودم نیست کلی عرض می‌کنم، من با خیلی‌ها در سراسر ایران در ارتباطم که قلم خوبی دارند اما دور افتادند و پشت درهای غول پیکر اجرا ماندند. من تنها منتظرم روزگار بچرخد و دعا می‌کنم کسانی رشد کنند که سواد قلبی دارند و کسانی که شعر را زندگی می‌کنند اقبال بیشتری داشته باشند.

 

کد خبر: 100

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار