یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی
سه شنبه, 02 آبان 1396 ساعت 11:57

-آفتاب-

متن دکلمه

 

 

آفتاب از کجا درآمده است، این که حــــــــــــــوّا هوای آدم کرد؟

با وجودت اتاق سرد و عبوس، کمی از سردیِ خودش کم کرد

 

 لحظه‌های نبودنت به خدا در خودم بار‌ها شکسته شدم

تا به کِی توی خواب بایستی حضرت ماه را مجسّم کرد؟

 

 عشق یک هدیه ی خدادادیست، من کجا و حضور ماه کجا؟

کاش می‌شد برای ماه دلت، جای شایسته‌ای فراهــــم کرد

 

 دلِ من مثل سیر و سرکه شدست، نکند از کنـــار من بروی؟

کاش می‌شد که در کنار تو باز چایِ پر رنگِ عاشقی دم کرد

 

 بعدِ تو سهم سالنامه‌ی من، روز و شب اشکِ شعر خواهد شد

فصلِ پنجم تویی؛ یقین دارم می‌شود رفع غصّه و غـــــــــــم کرد

 

 قــول دادی به حرمت دلمـــــــان زود برگــردی وُ مـن این دفعـه

قلب خود را به جای فرش حریر، پیش پای تو پهن خواهم کرد

 

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

سومین دوره جشنواره سراسری شعر نیاوران از چندی پیش آغاز به کار کرده و داوری آثار ارسال شده نیز روز گذشته به اتمام رسیده است.

مدیر دبیرخانه فرهنگسرای نیاوران در خصوص داوری آثار گفت: داوران تا روز 20 مرداد ماه فرصت داشتند که نفرات برگزیده را معرفی کنند که در مجموع 3 هزار و 227 اثر به دبیرخانه ارسال شده و داوری نیز به اتمام رسیده است.

 

امید صباغ نو در خصوص اسامی هیات داوران نیز گفت: به دلیل تازگی داشتن و جذابیت این موضوع اسامی داوران تا روز اختتامیه جشنواره اعلام نمی‌شود. هیات داوران در همان روز اختتامیه اعلام خواهند شد.

 

وی در ادامه به تعداد آثار رسیده نیز اشاره کرد و گفت: شرکت کنندگان از بخش آزاد کلاسیک استقبال بیشتری داشتند و تعداد آثار رسیده در این بخش از سایر بخش ها بیشتر بود. با این حال از دیگر بخش ها هم استقبال خوبی به عمل آمده است.

 

صباغ نو افزود: در دو دوره گذشته بیش از ۵ هزار اثر توسط شاعران گرامی به دبیرخانه این جشنواره ارسال شد، به‌همین علت از جشنواره شعر نیاوران می‌توان به عنوان جشنواره‌ای موفق در حوزه  ادبیات  کشور یاد کرد که توانسته است شاعران نه چندان شناخته شده و حتا ناشناخته را به جامعه ادبی کشور معرفی نماید.

 

مدیر دبیرخانه فرهنگسرای نیاوران افزود: در سومین دوره این جشنواره در کنار بخش آزاد،  به علت مشکلات زیست محیطی و همچنین اتفاقات منطقه دو موضوع محیط زیست و صلح جهانی به عنوان موضوعات بخش ویژه همچون دو دوره گذشته  انتخاب شده است که در مجموع 928 اثر در این دو بخش به دست دبیرخانه رسیده است.

 

وی در پایان به آیین اختتامیه این جشنواره نیز اشاره کرد و افزود: آیین اختتامیه روز 18 شهریور ماه، مصادف با عید غدیر خم در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود. حضور برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 607

منتشرشده در گزارش

زمان ارسال آثار شاعران به سومین دوره جشنواره شعر نیاوران تا تاریخ شنبه ۳۱ تیر ماه تمدید شد.

 

به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران تاکنون بیش از دو هزار اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است. از این رو و با توجه به استقبال خوب شاعران سراسر کشور از سومین جشنواره سراسری شعر نیاوران کمیته برگزاری این جشنواره مدت زمان ارسال آثار را به مدت یک هفته و تا تاریخ ۳۱ تیر ماه تمدید کرد تا شاعرانی که هنوز موفق به ارسال آثارشان نشده اند بتوانند در مدت زمان باقی مانده آثار  خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.

 

گفتنی است برای شرکت کنندگان محدودیت سنی و منطقه‌ای وجود ندارد. قالب اشعار ارسالی به جشنواره می‌تواند کلاسیک، آزاد و ترانه باشد. شاعران طنزپرداز نیز می‌توانند اشعار خود را در قالب های یاد شده به جشنواره ارسال کنند. همچنین هر شرکت کننده می‌تواند علاوه بر شرکت در یکی از بخش‌های آزاد(فقط یک قالب)، در بخش ویژه نیز شرکت کند.

 

موضوعات بخش ویژه نیز  شامل صلح (جهان عاری از خشونت) و محیط زیست (مهربانی با طبیعت) است.

 

شرکت کنندگان می‌توانند حداقل ۳ و حداکثر ۵ اثر خود را به صورت تایپ شده در WORD به نشانی اینترنتی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و یا پرینت آثار خود را به همراه سی دی فایل Word و مشخصات کامل به صندوق پستی ۱۹۵۴۸۵۷۴۱۳ دبیرخانه ارسال  کنند.

 

 کد خبر: 572

منتشرشده در گزارش

دو مجموعه شعر امید صباغ نو با نام های تا آمدن تو عشقبازی تعطیل و تن ها تجدید چاپ شدند.
«تا آمدن تو عشقبازی تعطیل» که سال گذشته به همت انتشارات شانی در آستانه نمایشگاه کتاب به چاپ رسیده بود، امروز به چاپ سوم رسید. مجموعه غزل های جدید صباغ نو با عنوان «تن ها» که تنها چند روز از انتشار آن گذشته، تجدید چاپ شد و به چاپ دوم رسید.


علاقمندان می‌توانند برای تهیه این مجموعه ها و دیگر کتاب های نشر شانی به نمایشگاه کتاب و غرفه نشر شانی مراجعه نمایند.

کد خبر: 484

منتشرشده در گزارش

 

مجموعه غزل جدید امید صباغ نو با عنوان تن‌ها با شروع نمایشگاه بین المللی کتاب رونمایی شد.

مولف مجموعه هایی چون خودزنی، مهرابان، تا آمدن تو عشقبازی تعطیل و... در خصوص مجموعه تن ها گفت: با توجه به اینکه امروز روز دوم نمایشگاه است و تن ها از دیروز رونمایی شده، استقبال بسیار خوب بود و من بسیار راضی بودم. طبق گفته ناشر اگر اوضاع به همین منوال پیش رود، تا چند روز آینده تن ها به چاپ دوم می‌رسد.

 

صباغ نو در پاسخ به این پرسش که وضعیت مجموعه های قبلی به چه شکل است نیز گفت: مجموعه های قبلی مثل تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض، به چاپ ششم رسیده است. باقی مجموعه ها هم که به همت انتشارات فصل پنجم منتشر شده، طی هفته آینده و شاید هم بعد از نمایشگاه تجدید چاپ می‌شوند.

 

وی در پایان ارزیابی خود از نمایشگاه امسال را مثبت ارزیابی کرد و معتقد بود که امسال نسبت به سال گذشته بسیار بهتر است. هرچند هیچ گاه حال و هوا و شور و حال مصلی را پیدا نمی‌کند اما نسبت به اولین پنجشنبه نمایشگاه در سال گذشته بسیار بهتر شده است.

 

لازم به ذکر است که علاقمندان می‌توانند برای تهیه این مجموعه ها به نمایشگاه بین المللی کتاب تهران واقع در شهر آفتاب، سالن A3، راهروی 7، غرفه انتشارات فصل پنجم و سالن A3، راهروی 4 غرفه انتشارات شانی مراجعه نمایند.

 

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، از 13 اردیبهشت آغاز و تا 23 اردیبهشت ماه ادامه دارد.

 

کد خبر: 470

خبرنگار: زهرا محمدی

منتشرشده در گزارش

 

شاید 72 ساعت هم از چاپ کتاب جدیدش نگذشته باشد. اما به همین بهانه به سراغش رفتیم تا از «تن‌ها» برایمان بگوید. تاکنون غزل‌های بسیاری از او خوانده ایم. شاعری نام آشنا و غزلسرایی بنام. به بهانه چاپ مجموعه غزل جدید امید صباغ نو با او به گفت و گو نشستیم:

 

تبریک برای چاپ مجموعه جدید. از «تن ها» برایمان بگویید.

مجموعه غزل جدیدم به نام تن ها که به تازگی چاپ شده است دوازدهمین کتاب و ششمین مجموعه غزل من است. مجموعه های دیگر شامل  رباعی، سپید و گزیده هایی از دوستان شاعر بود که جمع آوری شده بود. در این مجموعه 48 غزل وجود دارد که بیشتر آنها غزل هایی است که بعد از سال 93 یعنی بعد از مجموعه خودزنی سروده شده اند. کلیت این مجموعه عاشقانه است و چند غزل آیینی و اجتماعی هم در آن وجود دارد. این مجموعه در 100 صفحه چاپ شده است.

 

از کار با نشر شانی برایمان بگویید. چندمین مجموعه است که با این نشر کار می‌کنید؟

این مجموعه پنجمین مجموعه ای است که با نشر شانی همکاری داشتیم. در این پنج مجموعه که از سال 93 تا امروز با هم کار کرده ایم از این نشر راضی بودم. در گذشته مشکلی که  دوستان با این نشر داشتند، مشکل توزیع و پخش آن بود که از سال گذشته با توجه به اینکه در تمام نمایشگاه های استانی شرکت کرده است، تقریبا می‌توان گفت مخاطب تمام استان ها  توانسته اند به نمایشگاه ها بروند و کتاب مورد علاقه شان را تهیه کنند. فکر می‌کنم این نشر در بخش ناشران مستقل می تواند هم مولفان حرفه ای و هم مولفان آماتور را در کنار خود داشته باشد.

 

چقدر تلاش کردید کتاب قبل از نمایشگاه آماده شود؟

همه این اتفاق به همت ناشر بستگی داشت .اگر اشتباه نکنم مهرماه سال گذشته بود که مجموعه را به نشر شانی سپردم. از همان روز نخست که قرارداد بسته شد، کارهای مقدماتی اخذ فیپا و شابک انجام شد و پروسه اخذ مجوز با این که قدری طولانی است، اما آن هم در مدت 2 تا 3 ماه گرفتند و چاپ کتاب هم در همین ایام عید و روزهای تعطیل انجام گرفت تا برای نمایشگاه اردیبهشت 96 برسد که به لطف خدا کار به موقع به انجام رسید. اما هنوز تصمیمی مبنی بر رونمایی یا جشن امضای آن تا قبل از نمایشگاه گرفته نشده است. شاید درصورتی که با ناشر به توافق برسیم، تن‌ها را تا نمایشگاه کتاب تنها نگه‌داریم!

 

استقبال از سه مجموعه قبلی که در نمایشگاه سال گذشته با شانی کار کردید چطور بود؟

من همیشه راضی هستم و هیچ وقت معترض نیستم و معتقدم هر اتفاقی که قرارباشد برای یک مجموعه بیفتد، می‌افتد. با توجه به اینکه نمایشگاه کتاب پارسال مشکلات  زیادی مثل تغییر مکان و انتقال آن به  شهر آفتاب داشت، به آن شکلی که سال های قبل شاهد بودیم استقبال نشد. خیلی از مخاطب ها حتی برای یافتن غرفه های نشر با مشکل جدی روبرو شده بودند. در روزهای نخست خود من هم چندبار این مشکل را داشتم که  امیدوارم امسال از این دست مسائل وجود نداشته باشد. در نمایشگاه پارسال سه مجموعه داشتم. یکی گزیده  «70 حس مشترک» که از غزلهای دوستان جوان غزل سرا گزینش و چاپ شده بود که فکر می‌کنم این روزها چاپ جدیدش را برای نمایشگاه آماده میکنند. مجموعه رباعی«تا آمدن تو عشق بازی تعطیل» بود که در روزهای هفتم یا هشتم نمایشگاه به چاپ دوم رسید و برای نمایشگاه امسال هم چاپ سومش آماده می‌شود. سومین مجموعه هم که من به دید «لحظه نوشت» یا «دلنوشته» به آنها نگاه می کنم و به آن  شعر نمی‌گویم، با عنوان «شعر نیست» استقبال خوبی داشت. امیدوارم امسال امکانات دسترسی به نمایشگاه کتاب بهتر و بیشتر شده باشد و نمایشگاه بهتری داشته باشیم. ضمنا با توجه به اینکه بعد از سه سال مجموعه غزل «تن¬ها» را منتشر کردم، فکر می‌کنم امسال برای این مجموعه اتفاق های خوبی بیفتد.

 

 

ممکن است که برای مجموعه های بعدی نیز شانی انتخاب شما باشد؟

در حال حاضر نمی‌توان درباره این قضیه صحبت کرد. چون هنوز نه مجموعه بعدی وجود دارد و نه از فردای خود باخبرم! ولی  بیشتر ترجیح میدهم کتاب با کیفیت و با قیمت مناسب به دست مخاطب برسد. با توجه به اینکه شانی هم در تمام نمایشگاه های استانی حضور داشته، فکر می‌کنم اتفاق بدی نباشد. چرا که نه. در صورت ممکن است کتاب بعدی را هم با شانی کار ‌کنم .

 

از نام گذاری این مجموعه نیز بگویید. چطور شد که «تن‌ها» را به عنوان اسم آن انتخاب کردید؟

همیشه روی انتخاب نام کتاب هایم حساسیت زیادی دارم و سخت گیر ترم. معمولا سعی می کنم در این موضوع از اسم هایی استفاده کنم که هم چند پهلو باشند. در نام گذاری «تن¬ها» هم دقیقا همین اتفاق افتاد. شاید 15 تا 20  اسم انتخابی داشتم که در نهایت سر این نام با خودم کنار آمدم! با «تن ها» به تنها بودن در جمع تن¬ها رسیدم و صد البته این تنهایی را به بودن خیلی ها ترجیح می دهم! از رضا قربانی عزیز برای طراحی جلد متشکرم که به تمام المان ها و نکات مورد نظرم توجه کرد و بصورت حساب شده، این تنهایی را به مخاطب القا کرد.

 

چه آینده ای را برای تن ها متصور می‌شوید و فکر می‌کنید «تن ها» به چاپ چندم برسد؟

مهم این است که کتاب به دست مخاطب واقعی برسد. بیشتر برایم این مهم است. چاپ چندمش را مخاطب انتخاب می کند. به این چیزها زیاد فکر نمی کنم. همانطور که موقع سرایش هیچ شعری به این فکر نمی‌کنم که قرار است چه اتفاقی برای این شعر بیفتد و شنیده شود. خیلی از شعر ها وجود دارد که برای شخص من و برای تنهایی من بسیار عزیز بوده اما مخاطب با آن ارتباط خاصی برقرار نکرده است. گاهی هم برعکس!

وظیفه منِ شاعر این است که اگر به این نتیجه رسیدم که شعری که سروده ام  ارزش این را دارد که به دست و گوش مخاطب برسد، به چاپ می‌رسانم. در مرحله بعد استقبال عمومی مطرح است که شاید سال دیگر همین موقع بتوانیم درباره‌اش صحبت کنیم که آیا پیش بینی می کردیم که به این تعداد چاپ برسد یا نه. اما در کل با توجه به استقبال عمومی که نسبت به یکسری از شعرهای این کتاب شده مخصوصا شعر هایی که با موسیقی منتشر شده اند، فکر می‌کنم نسبت به مجموعه های قبلی استقبال بهتری از «تن‌ها» شود.

 

در انتهای این گفت و گو اگر بخواهید یکی از غزل های این مجموعه به یادگار بماند کدام را انتخاب می کنید؟

غزلی از این مجموعه که با صدای امیر عظیمی نازنین تحت عنوان «نیم دیگر» منتشر شده است: 

 

چقدر ساده به هم ریختی روان مرا/ بریده غصّه ی دل کندنت امان مرا

قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد/ به هر زبان بنویسند داستان مرا

گذشتی از من و شب های خالی از غزلم/ گرفته حسرت دستان تو جهان مرا

سریع پیر شدم آنچنانکه آینه نیز/ شکسته در دل خود صورت جوان مرا

به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه/ خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل/ بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا

تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد/ بیا و تلخ تر از این مکن دهان مرا

چه روزگار غریبی است بعد رفتن تو/ بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا

تو نیم دیگر من نیستی ؛ تمام منی/ تمام کن غم و اندوه سالیان مرا

 

کد خبر: 419

خبرنگار: غزل ناصحی

منتشرشده در گفتگو
سه شنبه, 15 فروردين 1396 ساعت 12:10

نویسنده: امید صباغ نو-تن ها-

مجموعه شعر جدید امید صباغ نو در قالب غزل با 100 صفحه به همت انتشارات شانی منتشر شد. این کتاب ششمین مجموعه غزل صباغ نو است و برای عرضه در نمایشگاه کتاب آماده شده است.

منتشرشده در تازه های نشر
یکشنبه, 03 بهمن 1395 ساعت 01:14

-تا آمدی تمام وجودم نگاه شد-

متن دکلمه

 

 

 

تا آمدی تمام وجودم نگاه شد

احساس بی ملاحظه ام سر به راه شد

 

خورشید از حضور تو الگو گرفت وُ بعد-

زیباتر از همیشه ی خود، مثل ماه شد!

 

تا گفتم عاشق اَت شده ام، دورتر شدی

سهمِ من از وجود تو اندوه و آه شد

 

فال اَم میان قهوه ایِ چشمهات بود

لرزید چشم های تو...فال اَم تباه شد

 

دیگر به درد هیچ غلامی نمی خورَد

معشوقه ای که واردِ دربار شاه شد!

 

سوء تفاهم است، عزیزم به خود نگیر!

مقصودِ من، دلی ست که غرق گناه شد

 

با وعده های سرد تو، سر خوش نمی شوم

هر سر، سری به عشق تو زد بی کلاه شد!

 

تقویم ها عزای عمومی گرفته اند

تاریخ بی حضور تو، روزش سیاه شد

منتشرشده در همه دکلمه ها
شنبه, 29 آبان 1395 ساعت 19:32

-رفیق-

 

متن دکلمه

 

 

 

 

در مسیر خود هزاران پیچ و خم دارم رفیق

درد هایى تلخ اما تازه دَم دارم رفیق

 

دوستان بى وفا بسیار اما در عوض

دشمنانى با وفا و هم قسم دارم رفیق

 

با همه نامهربانان مهربانى میكنم

چون كه در قلبم خدایى محترم دارم رفیق

 

من براى بهترین و بدترین بدخواه خویش

آرزو هاى عجیبى در سرم دارم رفیق

 

شیطنت هاى من دیوانه را جدى نگیر

پشت این لبخند ها سى سال غم دارم رفیق

 

لا به لاى زخم هاى كهنه زخم ات را بزن

جا براى زخم هاى تازه كم دارم رفیق

 

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

اختصاصی تارنا- امید صباغ نو با داشتن تجربه ای حدود بیست سال در عرصه ادبیات و شعر کشور، امروزه به شاعری تبدیل شده که در قریب به 90 درصد محافل ادبی و افراد علاقمند به شعر شناخته شده و از محبوبیت بالایی برخوردار است و در بین شاعران مطرح امروز به دلیل تواضع و خوش اخلاقی زبانزد است. پس از ده سال حضور در عرصه شعر، اولین مجموعه خود را به چاپ رساند و امروز که یازده مجموعه شعر منتشر شده دارد، با دریایی از دردودل ها دعوت ما را قبول کرد تا در فضایی کاملا شاد و دوستانه به گفتگو بنشینیم:

 

با توجه به اینکه «عشق» نماد بارز شعر های شماست، به عنوان اولین سوال بفرمایید که آیا شکست عشقی در شاعر شدن تاثیر دارد؟

من مطمئنم که اگر این سوال را  از شاعران دیگر هم پرسیده باشید جواب های کاملا کلیشه ای گرفتید. درست است؟

 

*بله کاملا. به همین دلیل فکر کردم که اگر از شما بپرسم چنین جوابی نخواهم گرفت.

برای پاسخ دادن به چنین سوالی اول باید ببینیم که اساس شعر چست. به نظر من زمانی که شعر بدست بشر اختراع شد، قرار بود  مفاهیمی چون عشق، صلح، دوستی، رفاقت و مهربانی را گسترش دهد. وقتی می‌گوییم که شکست عشقی باعث شاعر شدن یک نفر می‌شود، در واقع قضیه ضد مهربانی مطرح می‌شود. یعنی اتفاقی غیر منتظره برای شاعر افتاده که  با توجه به پیشینه  و حساسیت هایی که در قشر هنرمند وجود دارد، شعر به سراغش آمده است. شعر خودش دو حالت دارد. می‌تواند حس لحظه ای خود شاعر باشد  یا  همذات پنداری و حرف دل فرد دیگری باشد که در شعر شاعر تبلور یافته است. شکست عشقی هم جزو اتفاق های غیر منتظره است که در هر دو حالت بالا قرار بگیرد صد در صد تاثیر گذار خواهد بود.

 

*شعر قالب خودش را انتخاب می‌کند یا شاعر قالب را؟

من به این معتقد نیستم که شاعر قالب را انتخاب می‌کند. گاهی اوقات حال شاعر مساعد شعر گفتن است. پس قلم را برداشته و شروع به نوشتن آنچه از درونش جوشیده است می‌کند. در این مسیر ممکن است به ترانه، غزل یا حتی سپید تبدیل شود. پس شعر خودش قالب را انتخاب می‌کند. در هر حال اگر شعر در ذات خودش شعر باشد فرقی ندارد که چه قالبی داشته باشد. چون ممکن است حسی در یک شعر سپید  باشد که هرگز امکان نمود آن در غزل وجود نداشته باشد.

 

*اشعار شما بیشتر جوششی هستند یا کوششی؟

دو حالت دارد. گاهی موضوع خاصی پیش می آید که شاعر مجاب شود در مورد آن شعر بگوید، در این حالت اندیشه بر احساس غالب می‌شود و این موضوع در قالب شعر  بیان می شود. اینجا بیشتر با شعر کوششی طرف خواهیم بود. اما جایی قضیه به احساس شاعر برمی‌گردد. آن قدری که شعر جوششی تاثیرگذار است شعر کوششی نیست. برخی دوستان شاعر وقتی شعر می‌خوانند، به دلیل تصنعی بودن، شعرشان به دل نمی‌نشیند. اگرچه ممکن است همه ی اصول اولیه را نیز رعایت کرده باشند.در اصل باید دردی را کشیده باشید تا بتوانید در شعر بیانش کنید. به قول دوست شاعرم حامد عسکری، شاعران امروز همه از روی دست یکدیگر عاشقی می‌کنند. هرکسی باید تجربه های خودش را بسراید . اگر کسی بخواهد خود را در چارچوب خاصی جا بدهد، قطعا جایی کم می‌آورد. ضمن اینکه همین موضوع باعث شده خیلی از شعرهای امروز  شبیه هم شده باشند.

 

*کما اینکه ممکن است همین قضیه باعث وفور شاعر در زمانه ما شده باشد.

قطعا همین گونه است. ما یک طبع شعر داریم و یک تب شعر. طبع شعر یعنی یک نفر ناخواسته شاعر شده و این به جوهره درونی آن شخص برمیگردد. تب شعر یعنی شخص  دلش می‌خواهد شاعر شود! چیزی که عملا تاثیرگذار نخواهد بود. هستند افرادی که یکسال یا دوسال است به شعر گفتن روی آورده اند و به ما مراجعه می‌کنند و می‌خواهند کتاب چاپ کنند. چون شهوت شهرت دارند. اما ما با این کار مخالفت می‌کنیم. چون پس از مدتی که کتاب چاپ شد، تازه می‌خواهند شروع به شناساندن خود به جامعه هنری کنند. شاعر اول باید مخاطب خودش را پیدا کند بعد به فکر چاپ کتاب باشد. چون در آن صورت اتفاقی نخواهد افتاد که اگر هم بیفتد مقطعی است و باعث کمرنگ شدن یا حذف آن شاعر در مدت زمان کوتاهی می‌شود.

 

 

 تب شهرت موجب متضرر شدن شاعران جوان شده

 

 

*این روزها ناشران کتاب های شعر بیش از حد زیاد شدند و به وضوح شاهد چاپ تعداد بیشماری از کتاب های شعری هستیم که از نظر ادبی و علمی مشکلات زیادی دارند. در این رابطه چه صحبتی دارید؟

امروزه بیشتر انتشاراتی ها به چاپخانه تبدیل شدند و تنها کاری که می‌کنند این است که کتاب را چاپ می‌کنند. در گذشته وظیفه انتشارات این بود که اثر را از مولف می‌گرفت و بر اساس شناختی که روی مولف یا اثر داشت چاپ آن را قبول و پس از انتشار آن را معرفی و توزیع می‌کرد. متاسفانه امروزه ناشران از تب شعری که به در اجتماع وجود دارد نهایت استفاده را می‌برند. البته ناشر با ناشر فرق دارد. یک دسته از این ناشران به این موضوع فکر نمی‌کنند که ممکن است این اتفاق آفت باشد و در آینده مولف های خوب و شناخته شده ی خود را از دست بدهند. اگر من به عنوان مثال به نشرx کتاب بدهم، با تمام وجود راضی ام. چون انتشارات خوب و شناخته شده ای است. اما اگر انتشارات خوب نباشد و حتی اگر بخواهد با رضایت خودش کتاب را چاپ کند، عملا کتاب فدا می‌شود. چرا که انتشارات می‌خواهد از کنار اسم تو به شهرت برسد. تعدادی از انتشاراتی ها این موضوع را نادیده گرفتند و متضرر شدند. برخی دیگر از این انتشاراتی ها نشرهای زیرمجموعه هم دارند و کتاب های درجه دو به بعد را به آن جا منتقل می‌کنند. وقتی کتاب ها منتشر و مولف شناخته شد، آن اثر را به نشر اصلی انتقال می‌دهند. به همین دلیل است که می‌گویم مولف اول باید خود را تثبیت و بعد به فکر چاپ کتاب باشد. در این آشفته بازار نشر، تنها کسانی که سود می‌کنند بعضی ناشران منتظر وقت هستند و قشر ضعیفی که تب چاپ کتاب دارد، تنها هزینه می کنند و متضرر می‌شوند.

 

*شعر خوب چه ویژگی هایی دارد؟

استاد سلمانی همیشه می‌گوید اگر شعر خوب را داخل صندوق بگذارید و درش را قفل کنید و کلید آن را دور بیندازید، این شعر خودبه خود از جایی بیرون می‌آید و به دست مخاطب می‌رسد. ما با مخاطب خاص سروکار داریم. اگر شاعری باشد که مخاطبش یک بیت از شعرهای او را حفظ نباشد بدون شک عملکرد ضعیفی داشته است. شعر تو باعث اثبات خودت می‌شود. منم منم کردن در شعر هیچ نتیجه ای ندارد. چرا محمدعلی بهمنی، محمد سلمانی و امثالهم در بالای صفحات خود واژه شاعر را درج نکرده اند؟ چون با اثر خود به ثبات رسیده اند. رسالت شعر، دوستی، مهربانی و عشق است. اگر شعر آیینی هم می گوییم عشق در شعرمان جاری باشد. ریشه شعر احساس است. قرار نیست من شعر مثلا آقای فلانی را بخوانم و با استفاده از همان وزن و ردیف و تصویری که گرفتم، اثر جدید خلق کنم! چون در این حالت اثر جدیدی خلق نکرده ام بلکه احساس یک نفر دیگر را دزدیده ام! متاسفانه این اتفاقی است که امروزه به وفور  دیده می شود و به همین دلیل است که خیلی از شعرهای روزگار ما  شبیه هم می شوند. ضمنا من کاری برای مخاطب نمی‌کنم که در آینده بخواهم از بالا به وی نگاه کنم! چون اگر مخاطب من نبود، طبیعتا جایی در این حوزه نداشتم. در کل شاعران جوان و میانسال امروز در دوره گذار به سر می‌برند که در ادامه صحبت های مفصلی در مورد آن خواهم داشت.

 

از راه شعر می‌توان کسب درآمد کرد؟

اگر بخواهی با آن زندگی کنی خیر! اما می‌تواند کمک خرج باشد. درآمد از شعر فقط کتاب نیست. حضور در جلسات شعرخوانی و برنامه های جنبی هم ممکن است بار مالی داشته باشد. اما شاعرانی که بخواهند تنها از  طریق کسب درآمد کنند، گاه از مسیر اصلی منحرف می شوند! ضمنا باید به این مساله هم توجه داشته که اگر بخواهی از طریق شعر امرار معاش کنی در مکان هایی نظیر  فرهنگسراهای زیر نظر سازمان فرهنگی هنری شهرداری یا وزارت ارشاد، رسانه ها، دانشگاه ها و اماکنی ازین دست اجرای برنامه می کنی. مکان هایی است که هرکسی مجوز و صلاحیت حضور و شعرخوانی در آن ها را ندارد. پس باید به این قضیه هم فکر کنی که اگر بر فرض مثال یک ماه به هیچ جلسه شعری دعوت نشدی خرج ماهیانه خود را از کجا خواهی آورد؟! به همین دلیل است که می‌گویم تنها می‌توان به عنوان یک کمک خرج بر روی شعر حساب کرد. وگرنه مجبور می شوی کارهایی را بکنی که نباید!

 

 ما حق رنگسازی و اسم گذاشتن روی شعر نداریم

 

 

*می‌خواهیم در مورد فضای مجازی صحبت کنیم و اینکه از نظر خیلی از افراد در حال وارد کردن ضربه ای اساسی به بدنه ادبیات است. شما چه نظری دارید؟

صحبت ها در این مورد بسیار است. در گذشته من نوعی، دلنوشته هایی داشتم که از نظر خودم خوب بود. با روی کار آمدن فضاهای مجازی چون وبلاگ، فیسبوک، وایبر و این اواخر تلگرام و اینستاگرام این امکان فراهم شد تا این دلنوشته ها دیده شود و طی همذات پنداری عده ای با این دلنوشته ها مخاطبانی پید ا کنم. البته به نظر من روی این عده نمی‌توان نام مخاطب گذاشت. چراکه اگر من بتوانم سبک جدیدی در ادبیات پایه گذاری کنم و در این سبک دنباله رو هایی داشته باشم آن زمان است که می‌توانم بگویم من مخاطب دارم. اگر نتوانم ثابت کنم که غزل من تفاوتی اساسی با غزلسراهای دیگر دارد، تنها در حال جریان سازی و جوسازی هستم. به همین دلیل با توجه به بحثی که از رسالت شعر کردیم شاعر در شعر از دوری از منیت حرف می‌زند اما خودش در منیت تمام به سر می‌برد که همین باعث ناملموس بودن شعر وی می‌شود. فالوور(افراد پیگیر)های زیاد ملاک محبوبیت شاعر نیست! خاصیت فضای مجازی فراموشی زود هنگام است و دلخوش بودن به تعداد فالوورها اشتباه محض است. فضای مجازی آدم های مجازی دارد. حتی کانال ها نمی‌تواند مسیر درستی برای ارتباط با مخاطب باشد. با اینکه خودم کانال دارم اما علاقه چندانی به آن ندارم. چرا که ارتباطی یکسویه ایجاد کرده است. ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که به هزاران دلیل وفور شاعر داریم که به نظر من از این تعداد، در دهه بعد 50 شاعر، در دهه بعد 20 شاعر، در 10 سال بعدش 5 شاعر می‌ماند که در دهه پس از آن دیگر نامی از هیچ کدام از ما باقی نمی‌ماند. غزل ما غزل تاثیرگذاری نیست چون چیز جدیدی به ادبیات اضافه نکردیم! اما حسین منزوی این کار را کرد و سالهای سال است که ماندگار شده. شاعرانی که امروز ادعای سرایش شعر فاخر دارند، چیزی بر این پیکره عظیم نیفزوده اند. اگر من امید صباغ نو از شنیدن این اتهامات و آماج حمله همین دوستان «فاخرسرا» ناراحت نمی‌شوم و درواقع سکوت کردم، برای این است که شاید بتوانم رفتار متفاوتی داشته باشم. تا زمانی که جاده یکطرفه باشد قطعا ترافیک ایجاد می‌شود. مشکلی نیست. هرکس هرچیزی که می‌خواهد به صباغ نو بگوید. حداقل من به دور از همه منیت ها در شعر بیخودم ، خودم هستم!

 

*اینطور که مشخص است درد دل های بسیاری دارید.

من ماه هاست که سکوت کردم و امروز می‌خواهم چیزهایی را بگویم که ممکن است خوشایند عده ای نباشد. فضای مجازی خیلی از رفاقت ها و حرمت ها را از بین برد و بسیاری از رابطه ها سر همین فضای بی رحم مجازی از هم پاشیده شد. آنقدر این گسست عمیق بود که باعث شد چند دستگی ایجاد شود که طبق آن رنگین کمان سازی در شعر به وجود آید و عده ای خود را برتر از دیگران و در جایگاهی بالاتر از شاعران دیگر بدانند. به خودشان اجازه دهند که به شاعران دیگر توهین کنند، تهمت بزنند و به این موضوع توجه  نکنند که تو نه تنها به این شاعر بلکه به افرادی که دنبال کننده های وی هم محسوب می‌شوند توهین کردی و این کار  شخصیت خودت را هم زیر سوال می‌برد! چرا که ممکن است کسی که از غزل تو خوشش می‌آید به اشعار طرف مقابل هم علاقمند باشد. اگر مدعی هستی که شعر فاخر می‌گویی، پس باید چیزی به ادبیات اضافه کنی. به خدا قسم اگر حافظ و سعدی و دیگر بزرگانی که شما قبولشان دارید، در زمانه ما زندگی می‌کردند، المان های روزگار خود نظیر  تلفن همراه و فوتبال و واژه های روزمره در شعرشان دیده می شد. آن ها از تمام ظرفیت های موجود در اطرافشان بهره بردند. ما حق اسم گذاشتن روی چیزی نداریم. از نظر گروهی که اسم «شعر زرد» را بر روی آثار برخی شاعران امروز گذاشتند، شعر زرد شعری است که در زمان حال سیر می‌کند. از دید این افراد نگاه این دسته از شاعران سطحی ست و به مسائل زودگذر می پردازند. باشد! قبول! ما بعد از یک مدت حذف می شویم و شما می مانید و حوض تان. اگر فکر می کنید شعر این شاعران تاریخ مصرف دارد کار خودتان را بکیند و بگذارید زمانه به شخصه این افراد را از گردونه خارج کند. چرا خودتان را ناراحت می کنید؟!

قرار نیست همه چیز همیشه در حد کمال باشد. به قضایا نه مطلق بلکه نسبی نگاه کنیم. بهرحال حریم توسط همین فضاها و اندیشه ها از بین رفت و آنقدر فراموش شد که عده ای در یک بازی قرار گرفتند و از آنها به عنوان ابزار استفاده شد. می‌خواهم به آن ها بگویم که اگر حساب شده رفتار می‌کردید می‌دیدید که بیراهه ای بیش نیست و تنها اعتماد به نفس کاذب شما را افزایش داد. چرا هوشنگ ابتهاج، محمدعلی بهمنی، شفیعی کدکنی و یا محمد سلمانی در مورد فنا شدن غزل امروز صحبت نمی‌کنند؟! آیا واقعا شعر امروز به جایی رسیده که افرادی چون من و شما بخواهیم برای آن دل بسوزانیم و تصمیم بگیریم؟!

پیشتر گفتم که ما در دوره گذار به سر می‌بریم. پس لزومی ندارد که حرفی بزنیم و سالها بعد در پی جبران آن باشیم. شما با آثار خوبی که ارائه می‌دهید مخاطب را به سمت خود جذب کنید تا خودش به سمت شما بیاید. نه با جوسازی و تخریب دیگران!

 

*کمی از این فضا دور شویم و به آثار شما برگردیم. اسم کتاب هایتان را چگونه انتخاب می‌کنید؟ چرا که مشخص است کاملا هوشمندانه انتخاب می‌شوند.

خیلی سخت و معمولا مدت زیادی برای انتخاب اسم وقت می‌گذارم. روایت سه تم یک مجموعه آیینی بود که از سه تم تشکیل می‌شد. تم اول شعر انتظار که 12 مورد، تم دوم شعر عاشورایی 10 مورد و تم سوم شعر جنگ که 8 مورد را شامل می‌شد. در هر سه حوزه من معتقد بودم که ظلم و ستمی اتفاق افتاده و به همین دلیل اسم کتاب را روایت سه تم گذاشتم که ستم هم خوانده شود. اثر بعدی «جنگ میان ما دو نفر کشته می‌دهد» هم به همین شکل است. جنگ میان ما دو نفر، کشته می‌دهد و یا جنگ میان ما، دو نفر کشته می‌دهد به هر شکلی که خوانده شود معنی متفاوتی می‌دهد. «خودزنی» و «مهرابان» هم دلیل های شخصی داشت که ترجیح می‌دهم در موردشان صحبت نکنم. کتاب های «تاریخ بی‌حضور تو یعنی دروغ محض» و «می‌میرم اگر روی دلم پا بگذاری» و آثار دیگر هم طبق همین حساسیت های همیشگی انتخاب شدند.

 

باید رسالت شعری خودم را به جا آورم

 

 

*آیا اثر جدید هم در دست انتشار دارید؟

در حال جمع بندی جلد دوم «69 حس مشترک» هستم. در جلد اول، از 69 شاعر گزیده غزل جمع کردم. در جلد دوم اما از آن افراد خبری نیست و از 69 شاعردیگر  شعر انتخاب کردم تا از این طریق رسالت شعری خود را انجام دهم و معرف آثار خوب این دوستان در حوزه شعر باشم. چون معتقدم اگر پیشکسوت های ما کمی بیشتر از ما حمایت و پشتیبانی می‌کردند هم جایگاه های بهتری داشتیم هم حواشی عجیب و غریب این روزها رخ نمی داد. ما خودمان رشد کردیم. بدون اینکه به کسی تکیه کنیم و یا با پاگذاشتن بر شانه های کسی به جایگاهی برسیم! اگرچه معتقدم به هیچ جایی نرسیده ام و هنوز در ابتدای راهم و تنها زمانی که حرف هایی پشت سرم می شنوم احساس می کنم راه را درست آمده ام!

یکی از بزرگترین افتخارات زندگی من این است که هیچ گاه شاگرد مستقیم کسی نبودم و به کسی تکیه نکردم و هیچ زمانی پشت اسم کسی قایم نشدم و نگفتم که من شاگرد فلان استاد بودم. اگرچه از شعر خیلی از بزرگان بسیار خوانده و آموخته ام و حق استادی شان را هیچ گاه فراموش نمی کنم.

 

*حرف آخر امید صباغ نو؟

گفتنی ها گفته شد اما به عنوان آخرین کلام، به جای رنگین کمان درست کردن و رنگ بازی در شعر، شعر خوب بگوییم تا مخاطب خودش به سمت ما بیاید. از انسان ها نردبان نسازیم. بزرگ شدن به رنجاندن دیگران نیست بلکه به رفتار و منش انسانی است. تو در شعرت از انسانیت سخن می گویی پس دست کم اولین مخاطب شعرت باش. خودت باش....

 

کد خبر: 112

منتشرشده در گفتگو
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار