انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

در فاصله کمتر از دو هفته تا برگزاری اختتامیه هشتمین جایزه ادبی « پروین اعتصامی»، اولین گروه از نامزدهای بخش‌های پنج‌گانه این جایزه مشخص شد.

 

به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، داوران بخش ادبیات کودک که آثار منتشر شده در حوزه ادبیات کودک و نوجوان طی سال‌های ۹۵ و ۹۶ را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده‌اند، ۵ اثر را به عنوان نامزدهای نهایی این بخش به دبیرخانه معرفی کردند.


به ترتیب حروف الفبا، «خداحافظی در خیابان پاییز» سروده مریم اسلامی، «شاخ دماغی‌ها» نوشته سیده عذرا موسوی، «شب‌های بی‌ستاره» نوشته مرضیه نفری، «کاش یکی قصه‌اش را می‌گفت» نوشته شکوه قاسم‌نیا و «کلید کلید، دسته کلید» سروده اکرم کشایی نامزدهای این بخش هستند.


جواد محقق، سوسن طاقدیس و کمال شفیعی، داوری بخش ادبیات کودک این دوره از جایزه ادبی «پروین اعتصامی» را برعهده داشتند.

 

 

معرفی داوران بخش ادبیات کودک جایزه پروین:

جواد محقق
۱۳۳۳ - همدان
شاعر و روزنامه‌نگار

دبیری و عضویت در هیئت علمی دوره‌های مختلف جشنواره بین‌المللی شعر فجر را در کارنامه دارد. از دیگر سوابق او در حوزه ادبیات کودک و نوجوان می‌توان به سردبیری ماهنامه رشد معلّم به مدّت ۱۳ سال، مسئولیت صفحات شعر مجله «کیهان بچّه‌ها»، عضویت در شورای طرح و برنامه خانه روزنامه‌نگاران جوان، عضویت در شورای طرح و برنامه «گنبد کبود» نخستین روزنامه نوجوانان ایران، عضویت در شورای شعر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، و دبیری علمی بیش از ۱۰ جشنواره ملّی در حوزه شعر، داستان، کتاب و مطبوعات اشاره کرد.
از جمله آثار مهم او در حوزه کودک و نوجوان می‌توان از قصه مرد بزرگ پاپتی(۱۳۵۶)، مثل من به انتظار(۱۳۷۴)، در خانه ما(۱۳۸۱)، خواب خوب(۱۳۸۱)، دوغ و دروغ(۱۳۸۶)، معلمان خوب من(۱۳۷۹)، دوغ و دروغ(۱۳۸۶)، آن بهار مهربان(۱۳۸۰)، باران بهانه بود(۱۳۸۶) و... نام برد.

 

 

سوسن طاقدیس
۱۳۳۸ - شیراز
داستان‌نویس کودک و نوجوان

سوسن طاقدیس عضویت در هیئت علمی جشنواره پروین اعتصامی را در دوره‌های گذشته در کارنامه دارد. سال ۱۳۸۶ موفق شد برای کتاب «قدم یازدهم» جایزه کتاب سال را دریافت کند. لوح تقدیر دانشگاه الزهرا برای مجموعه فعالیت هنری، لوح سپاس از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری سال ۱۳۷۹، و جایزه پروین اعتصامی برای کتاب «قدم یازدهم» در سال ۱۳۸۵ از دیگر جوایز اوست.

فعالیت داستان نویسی حرفه ای خود را با نوشتن داستان «بابای من دزد بود» در کیهان بچه‌ها آغاز کرد. او آثار متعددی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان به بازار نشر ارائه داده است که «قدم یازدهم»، «زرافه من آبی است»، «پشت آن دیوار آبی»، «هزار سال نگاه»، «تو هم آن سرخی را می‌بینی»، «دخترک و فرشته‌اش»، «بزغاله‌های سبز»، «یکی بود» و «جوراب سوراخ» تعدادی از آن‌هاست.

 

 

کمال شفیعی
۱۳۴۷ - اسدآباد
شاعر کودک و نوجوان

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی است.

کمال شفیعی چندین مجموعه شعر دارد و تاکنون بیش از ۱۵ کتاب از او منتشر شده است. از جمله آثارش می‌توان به «گوزنهای پا به ماه»، «چتری از پرنده»، «ابرها مسافرند»، «مورچه‌های پاپتی» و «هر گلابی یک چراغ» اشاره کرد.

 

کد خبر: 946

منتشرشده در گزارش
بنیاد شعر و ادبیات داستانی در فراخوانی، مخاطبان ادبیات را به همسفری با شاعران و نویسندگان سرشناس کشورمان دعوت کرد.
 
 
به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، برای سومین سال پیاپی، برنامه «پیاده تا دریا» برای همسفری اهالی و دوستداران ادبیات از ششم تا هشتم تیرماه برگزار خواهد شد و علاقه‌مندان می‌توانند در این سفر با محمدرضا بایرامی، شهریار عباسی، ابراهیم زاهدی‌مطلق، حامد عسکری و ... همراه شوند.
 

این سفر پیاده از «دشت لار» در دماوند آغاز می‌شود و با گذر از ییلاق زیبای «کجور»، در ساحل دریای خزر به پایان می‌رسد.


بر اساس این گزارش، هزینه حضور در برنامه «پیاده تا دریا» ۱۵۰ هزار تومان است و علاقه‌مندان برای هم‌سفری با چهره‌های ادبی این برنامه می‌توانند تا 30 خرداد از طریق تماس با شماره تلفن 88300806 داخلی 208 یا ارسال مشخصات فردی و اطلاعات تماس به پست الکترونیکیاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید نام‌نویسی کنند.


اسامی نهایی از بین ثبت‌نام‌شدگان انتخاب خواهد شد.
 
کد خبر: 921
منتشرشده در گزارش
در پی برگزاری انتخابات نخستین مجمع عمومی انجمن‌های ادبی ایران و انتخاب غلامرضا طریقی به‌عنوان نخستین دبیر این مجمع، معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این شاعر را به عضویت در کارگروه اجرای آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی منصوب کرد.
 
 
 به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در بخشی از این حکم خطاب به غلامرضا طریقی آمده است:


«با توجه به انتخاب شما در مراسم انتخاب دبیر مجمع انجمن‌های ادبی و با در نظر گرفتن پیشینه ارزشمند و اندوخته‌های ارزنده ادبی و فرهنگی حضرتعالی در جهان ادبیات ایرانی و انجمن‌های ادبی ایرانی به موجب این حکم، به عنوان «عضو کارگروه اجرای آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی» تا برگزاری مجمع بعدی و انتخاب دبیر جدید منصوب می‌شوید.جای خرسندی است بر پایه آئین‌نامه امور انجمن‌های ادبی و با در نظر گرفتن اصل تسریع و تسهیل اعتلا و درخشش انجمن‌های ادبی و ایرانی را موجب شوید.»

 
گفتنی است، بر اساس «آئین‌نامه امور انجمن‌های ادبی»، اعضای این کارگروه که برای مدت دو سال انتخاب می‌شوند، شامل مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان به عنوان رئیس کارگروه، معاون مدیرعامل بنیاد در امور فرهنگی و انجمن‌های ادبی، دبیر هیأت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی وزارت ارشاد، سه نفر از صاحب‌نظران و فعالان انجمن‌های ادبی و دبیرِ«خانه انجمن‌های ادبی ایرانیان» است.
 
 
کد خبر: 913
منتشرشده در گزارش

بنیاد شعر و ادبیات داستانی فراخوان هشتمین جایزۀ ادبی پروین­ اعتصامی را منتشر کرد.

 

در فراخوان این جایزه آمده است هشتمین دوره جایزه ادبی پروین اعتصامی با هدف بزرگداشت مقام و شخصیت شاعر نامدار ایران  پروین اعتصامی، رشد و اعتلای خلاقیت‌ها و آفرینش­های ادبی بانوان، معرفی چهره‌های شاخص زنان ادیب و پژوهنده وتقدیراز زنان درعرصه زبان و ادب فارسی از سوی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تابستان سال جاری برگزار خواهد شد؛  از این رو از تمامی زنان اهل قلم، شاعران، نویسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگرانی که آثارشان برای نخستین بار در سال­های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ منتشر شده دعوت می‌­شود تا دو نسخه از آثار خود را به دبیرخانه­ جایزه ارسال نمایند.

 

بر اساس این فراخوانحوزۀ مورد ارزیابی هیئت داوران کتاب­های تألیفی و ترجمه­ای زنان است که به زبان فارسی منتشرشده و موضوعات آن عبارتند از:

 

۱. شعر

۲. ادبیات داستانی (داستان بلند، داستان کوتاه)   

۳. ادبیات نمایشی (نمایشنامه)

۴. پژوهشهای ادبی (نقد و پژوهش و مجموعه مقالات ادبی که به صورت یک کتاب منتشر شده باشد.)

۵. ادبیات کودکان  (داستان و شعر کودک و نوجوان)

۶. ترجمه (آثاری که در حوزه­های پنج­گانه فوق از زبان دیگری به فارسی ترجمه شده باشد.)

 

این فراخوان مهلت ارسال آثار را بیستم خرداد ۱۳۹۷ اعلام کرده و بیان داشته که آثار باید به نشانی تهران، خیابان کریمخان، خیابان سنایی، کوچه اعرابی (۵)، پلاک ۶، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ارسال شود.

 

کد خبر: 912

 

منتشرشده در گزارش

مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی خواستار ایجاد موزه محمد رضا شفیعی کدکنی در خانه امین‌الاسلامی‌های نیشابور شد.

 

مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی عصر جمعه 28 اردیبهشت در مراسم بزرگداشت روز ملی حکیم عمرخیام نیشابوری حضور یاف و با یادآوری آوازه شهر نیشابور گفت: ما ایرانیان در دنیا به فرهنگ و هنر و ادبیات شهره هستیم و هر کدام از شهرهایمان به نامی معروف است. در این بین، شهر زیبای نیشابور را به عطار و خیام می‎‌شناند؛ یعنی نیشابور هم مثل شیراز با هویت ادبی شناخته می‌شود. شهری که جنگ و ویرانی‌های بسیاری را به خود دیده است که نمونه بارز آن لشگرکشی‌های مغولان بوده، ولی هربار ققنوس‌وار سرزنده‌ و سرفرازتر از قبل، ساخته شده است.

 

وی با تاکید بر اینکه تا بحال آنچنان که شایسته است به بزرگان این شهر پرداخته نشده است گفت: نام نیشابور، عطار، خیام در جهان نامی آشناست. در این بین، خیام را بیشتر به رباعی‌هایش می‌شناسند تا موفقیت‌های بی‌نظیرش در کشف و حل مسائل ریاضی و ستاره‌شناسی. از طرفی خیام و رباعیاتش در آثار بزرگ کلاسیک جهان جایگاه ویژه ای دارد و شخصیت‌های بزرگ ادبیات جهان در وصف خیام، سخن گفته‌اند. چیزی که ما ایرانیان کمتر به آن پرداخته‌ایم.

 

مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در ادامه صحبت‌هایش دو پیشنهاد مطرح کرد و گفت: امروز شایسته است نیشابور به جوهره هویتی خودش یعنی ادبیات بازگردد و چون ظرفیت آن را دارد که تبدیل به قطب ادبیات عرفانی و حکمی ایران و جهان شود، با تاسیس دانشکده بین‌المللی ادبیات و کتابخانه‌های مجهز زبان فارسی، میزبان فارسی‌پژوهان جهان در این شهر باشیم.

 

وی ادامه داد: خانه امین‌الاسلامی‌های نیشابور ظرفیت آن را دارد تا تبدیل به موزه استاد شفیعی کدکنی شود تا هر چه بیشتر شخصیت علمی این مرد بزرگ را بشناسیم.

 

یادآور می‌شود، روز 28 اردیبهشت به نام حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به خیام، فیلسوف، ریاضیدان، منجم و شاعر، روز بزرگداشت «خیام» نامگذاری شده است.

 

کد خبر: 903

منتشرشده در گزارش

اولین مجمع انجمن‌های ادبی کشور و اختتامیه دومین جایزه ملک‌الشعرای بهار، در مجتمع فرهنگی آدینه برگزار شد.

 

به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در این مجمع که با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، برگزار شد، محسن جوادی معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد، اعضای هیات موسس انجمن‌های ادبی، کارگروه اعطای شناسه انجمن‌های ادبی و برخی از چهره‌های فرهنگ و ادبیات کشور حضور داشتند.

 

در ابتدای این مراسم که با حضور دبیران و نمایندگان بیش از ۳۰۰ انجمن ادبی کشور برگزار شد، غلامرضا طریقی با کسب بیشترین آرا به عنوان دبیر «مجمع انجمن‌های ادبی» انتخاب شد.

 

در بخش دیگر، سیدعباس صالحی با حضور در جمعِ دبیران انجمن‌های ادبی، پای حرف‍‌ها، دغدغه‌ها و مشکلات آنان نشست و قول‌هایی برای رفع مشکلات و بهبود شرایط موجود داد.

 

در پایان این برنامه، از ۱۳ انجمن ادبی که گزارش فعالیت‌ها و طرح‌ها اجرایی خود را برای دبیرخانه دومین جشنواره انجمن‌های ادبی ارسال کرده‌ بودند، با اهدای نشان ملک‌الشعرای بهار، لوح تقدیر و جایزه نقدی تقدیر شد.

 

کد خبر: 894

منتشرشده در گزارش

با ابلاغ‌ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسئولیت شناسایی، سامان‌دهی و متشکل‌سازی انجمن‌های ‌ادبی سراسر کشور به بنیاد شعر و ادبیات داستانی واگذار شد.

 

در این ابلاغیه که به همراه «آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی» به مدیران ادارات‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال شده است، به معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد و بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان ماموریت داده شده، با رویکرد مشارکت‌های بخش‌های غیردولتی در توسعه ادبیات خلاقه، انجمن‌های ادبی سراسر کشور شناسایی، ثبت و ساماندهی شوند.

 

در ادامه، اظهار امیدواری شده که این اتفاق، راهگشای مشارکت و فعالیت هرچه بهتر انجمن‌های ادبی در بالندگی فرهنگ و ادبیات کشور شود.

 

 از ادارات کل ارشاد استان‌ها نیز خواسته شده تا برای شناسایی انجمن‌های ادبی با بنیاد همکاری کنند.

 

بر اساس این خبر، انجمن‌های ادبی در صورت دارابودن شرایط آیین‌نامه، در «سامانه جامع امور انجمن‌های ادبی» ثبت‌نام نموده و شناسه دریافت می‌کنند.

 

این گزارش می‌افزاید، پس از برگزاری «نخستین مجمع انجمن‌های ادبی» و انتخاب دبیر، «خانه انجمن‌های ادبی ایرانیان» آغاز به کار خواهد کرد.

 

 علاقمندان و انجمن‌های فعال ادبی سراسر کشور می‌توانند برای اطلاع از شرایط، مطالعه آیین‌نامه و نام‌نویسی انجمن‌ ادبی، به سامانه اینترنتی hlclubs.ir  مراجعه نمایند.

 

یادآوری می‌شود صبح چهارشنبه ۲۲ فروردین با حضور دکتر محسن جوادی معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از پوستر دومین جشنواره انجمن‌های ادبی (جایزه ملک‌الشعرای بهار) رونمایی شد.

 

کد خبر: 869

منتشرشده در گزارش

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر آثار و جایگاه عارف قزوینی برگزار شد.

 

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین در یکشنبه‌های شعر، در تالار جلال آل‌احمد این بنیاد و با حضور و سخنرانی ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، شاعر و دبیر این نشست که با عنوان فرعی «میراث» برپا بود، اسماعیل امینی، شاعر و مهران مهرنیا، نواساز و موسیقیدان برگزار شد.

 

آغازگر این نشست، اسماعیلی‌اراضی بود. او کلام خود را این‌گونه آغاز کرد که عمده مباحث مربوط به عارف قزوینی در محافل مختلف تکراری هستند. وی سپس در شرح مختصری از عارف قزوینی گفت: ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ١٢٥٩ در قزوین متولد شد. وی فرزند ملاهادی وکیل بود و در سال ١٣١٢ در ٥٣ سالگی در همدان درگذشت. محل زندگی او در دوره اوج فعالیتش در تهران بود ولی سال‌های آخر عمر خودش را در همدان گذراند.

 

شاعر مجموعه «غزل‌مزل» ادامه داد: عارف صرف و نحو عربی را در قزوین آموخت و خط شکسته و نستعلیق را به خوبی می‌نوشت. موسیقی را نزد حاج صادق خرازی فراگرفت و مدتی را به اصرار پدر پای منبر میرزا حسن واعظ به روضه‌خوانی پرداخت تا اینکه پس از مرگ پدر عمامه از سر باز و ترک روضه‌خوانی کرد.

 

او همچنین با بیان روند ادامه زندگی عارف قزوینی، تصنیف‌سرایی عارف را مرتبط با شکست وی در تجربه ازدواجش دانست و گفت: عارف بعد از بازگشت به تهران، بعد از تجربه تلخ شکست در ازدواج به دلیل داشتن صدایی خوش با شاهزادگان قاجار رابطه دوستی برقرار کرد. حتی مظفرالدین شاه از وی خواست تا در ردیف فراش خلوت‌ها قرار بگیرد که عارف آن را نپذیرفت و به قزوین بازگشت. عارف در ٢٣ سالگی که زمزمه‌های مشروطیت بلند شده بود، تصنیف‌های ملی و میهنی بیشتری سرود و نوشت.

 

این شاعر ادامه داد: عارف در سال‌های آخرین عمر خود و در مهاجرت به بروجرد و همدان، با مشکلات زیادی مواجه و در نهایت در همین مهاجرت به بیماری سختی مبتلا شد و از دنیا رفت.

 

او همچنین با بیان اینکه عارف، هم چند جمله بسیار معروف در خصوص اجتماعی که در آن زیست می‌کرد و هم درباره زندگی خودش دارد، گفت: از جمله آنها می‌توان به این جمله اشاره کرد؛ «وقتی شروع به ساختن سرود و تصنیف‌های ملی کردم، مردم خیال می‌کردند تصنیف برای ... درباری یا ببری خان، گربه شاه شهید است.» چون تا آن دوره چیزی که برای موسیقی در دربار مرسوم بوده، برای همین موضوعاتی بود که عارف به آنها اشاره کرده است. اما عارف برای اولین بار کنسرت‌های پرشوری را در تهران برگزار کرد که تأثیرات ادبی و هنری و فرهنگی و اجتماعی فراوانی در پی داشت.

 

این ترانه‌سرا در پایان سخنان خود با اشاره به گفته محققان خاطرنشان کرد: عارف ٢٥ ترانه و چند مارش ساخت و علاوه بر تصنیف‌سرایی، در انواع سبک‌ها شعر سرود.

 

اسماعیل امینی، شاعر و طنزپرداز، یکی از دو سخنران اصلی این نشست بود که با اشاره به وجود اطلاعات بسیار درباره هنرمندان و شخصیت‌های شهیر کشورمان گفت: در قبال بزرگان خود دو جور نگاه می‌توانیم داشته باشیم؛ اول اینکه به حالت مرسوم حرف‌های ایده‌آلیستی بگوییم؛ حرف‌هایی که نه اعتبار تحلیلی دارند و نه راهی را به روی کسی باز می‌کنند. دیگر اینکه از منظر خودمان نگاه کنیم که این منظر برای اهل منظر راهگشاست. بر اساس این منظر، هنرمندان بزرگ به مجادلات نظری و به تناقض‌هایی که در مباحث نظری هنر مطرح می‌شود، با رفتارشان و با آثارشان پاسخ می‌دهند.

 

او افزود: فرض کنید یکی از پرسش‌ها این باشد که یک اثر سفارشی، ارزش هنری دارد یا ندارد؟ آیا اثر هنری که تابع وقایع روز باشد و به موضوعات بپردازد، ماندگاری دارد یا ندارد؟ یا بحث‌هایی در جلسات ادبی مطرح می‌شود و برخی با قاطعیت ساده‌لوحانه طرح می‌کنند که زبان شعر باید زبان یکپارچه باشد. در حالی که همه آثار ماندگار هنرمندان بزرگ ما از همه اجزای زبانی استفاده کرده‌اند، این موضوع در باره عارف هم صدق می‌کند.

 

این شاعر ادامه داد: هنرمند بر اساس تئوری‌ها و نظریه‌های ادبی به خلق اثر نمی‌پردازد و هیچگاه هنرِ مورد پسندِ منتقد نمی‌آفریند. او اثر را برمبنای ذوق و استعداد و توانمندی خودش و در لحظه می‌آفریند و کاری ندارد به اینکه زبان اثرش پیوسته است یا ناپیوسته. آدم‌های متوسط و معمولی دربند این مسائل و نظرات هستند. از این منظر می‌توانیم درباره بزرگان خود سخن بگوییم؛ اینکه هر کدام از آنها به کدام یک از پرسش‌های ممکن از نظریه‌های ادبی و هنری پاسخ دادند و کدام معضل و تضاد را باز کردند.

 

امینی همچنین گفت: وقتی در مقام مطالعه آثار بزرگان عرصه ادبیات و هنر قرار می‌گیریم، می‌بینیم که او توانسته با اثرش جواب سئوال‌ها و اختلافات معلمان ادبی و بچه‌های محافل و نظریه‌پردازان را بدهد.

 

نویسنده کتاب «تبسم‌ دوست» در ادامه درباره وجه شاعر بودن و یا موسیقیدان بودن عارف بیان کرد: تصوری در فرهنگ ما هست که شعر، برترین هنر است؛ با اینکه خود من شاعر هستم؛ اما با این تصور مخالفم. شعر هم هنری است مانند دیگر هنرها. دیگر اینکه شعر گفتن در اساس رازآمیز است و همیشه این وهم بوده است که شعر از جای دیگری آمده است و حتی خود شاعران هم به آن دامن می‌زنند و شعر را پدیده‌ای آسمانی می‌دانند.

 

امینی افزود: اینکه شعر، الهام آسمانی است، گزاره‌ای علمی نیست که بتوان کمیت و یا کیفیت آن را سنجید؛ اما شاعر بر اساس همین اوهام، شعرسرایی را برتر از ساخت تصنیف می‌داند؛ چون شعر را آسمانی می‌خواند و تصنیف را اقدامی تحت کنترل آدمی.

 

وی ادامه داد: درباره عارف باید گفت که کار شعری او از جایی شروع می‌شود که خیلی جای مهمی نیست. تکرار حرف‌های ذهنی گذشتگان درباره یک معشوقه موهوم (که در هزار سال شعر فارسی شبیه به یکدیگر هستند) بوده که در شعر آن روزگار هم باب بوده است.

 

 

 

این شاعر با تأکید بر اینکه در آغاز، شعر همه بزرگان مانند هم هستند و در آنها سخنانی درباره معشوق تکرار می‌شود، گفت: برخی در همان وضعیت می‌مانند و تا آخر شاعری در همان محدوده می‌روند. برخی اما به سوی دیگری می‌روند که حتماً هم دلیلی بر موفق بودن نیست؛ اما شعر عارف چنانچه در ترانه و تصنیفش دیده می‌شود، در این جای دیگر رفتن، پیوستن با زندگی است. شاید زندگی سیاسی عارف پررنگ‌تر دیده می‌شود؛ اما در شعر عاشقانه‌اش به معشوقی می‌رسد که مصداق دارد. در بازگویی داستان‌های شاهنامه هم به مصادیقی همچون کلنل پسیان و حیدرخان عمواوغلی و ... و حتی به کابینه سیدضیاء می‌رسد.

 

امینی با گفتن اینکه مسیر حرکت از سوی کلیات، دنیای اساطیر و ذهنیات به سمت عینیات و مصادیق، مسیر کار همه هنرمندان و شاعران بزرگ است تا به جایی برسند که زندگی را با عینیات پیوند دهند، تأکید کرد: به همین دلیل خیلی تفاوت بین شعرها و تصنیف‌ها و موسیقی عارف وجود ندارد و همه آنها حاصل تجربه‌های او در زندگی است.

 

مهران مهرنیا، آهنگساز و موسیقیدان هم در سخنرانی خود در این نشست گفت: نمی‌شود از عارف قزوینی سخن گفت، ولی به کنش‌های اجتماعی او نپرداخت؛ زیرا وجه مهمی از حضور هنری عارف، اجتماعی بود.

 

وی ادامه داد: از نظر وجه موسیقایی عارف باید بگویم که گاهی در حق هنرمندان متقدم جفا می‌کنیم؛ با فرمول‌هایی که ساخته می‌شود، اثر را به گونه‌ای که دوست داریم، بازنویسی و اجرا می‌کنیم و حتی در برخی موارد نمی‌دانیم که چرا اینگونه می‌شود. در تصنیف‌های عارف این وضعیت مشاهده می‌شود و ما خود را بیشتر از عارف محق می‌دانیم تا آثار او را آن‌طور که دوست داریم بنویسیم و اجرا کنیم. علاوه بر اینکه کپی‌رایت را رعایت نکرده‌ایم، معلوم نیست با چه زیبایی‌شناسی این تغییرات را اعمال می‌کنیم.

 

این مدرس تار و سه‌تار و تاریخ موسیقی افزود: یک تقابل بین شعر و موسیقی وجود دارد؛ مبنی بر اینکه در ابتدا کدام خلق می‌شوند که در نهایت یک تصنیف نوشته شود. یک نظریه هست که شعر باید اصل قرار بگیرد و درست اجرا شود و یک نظریه دیگر هم می‌گوید که ملودی اولویت دارد و در تصنیف، ملودی، اصل است.

 

او در بخش دیگری از سخنانش در بیان وجوه شخصیتی عارف در برهه‌های زمانی مختلف گفت: عارف در دوره‌ بسیار مهمی رشد هنری خود را شروع کرد؛ در آستانه مشروطه و سال‌های بعد از مشروطیت. تحولات تاریخی و اجتماعی در ایران در آن دوره با سرعت و ریتم بسیار بالایی رخ می‌داد و همزمان، سنت موسیقی ردیف دستگاهی در مرکز ایران به شدت ترویج‌ می‌شد و میرزاهای موسیقی (عبدالله، درویش قلی و ...) فعالیت داشتند و عارف هم در آن سنت حضور داشت.

 

این آهنگساز همچنین با اظهار اینکه در آن ایام، جریان ادبی غالب از فرانسه وارد کشور شد و فعالان ادبی و هنری شروع به داستان‌گویی در قالب‌های مختلف کردند و به روایت موسیقایی قصه و داستان پرداختند، گفت: پیش از آن در موسیقی، فقط روایت تغزلی وجود داشت. عارف هم در این میان قرار داشت. او، هم می‌خواست سنت موسیقی حفظ شود و هم اینکه به مدرنیته اهمیت می‌داد و در آثارش به این موضوع می‌پرداخت.

 

لازم به ذکر است که این نشست روز یکشنبه 15 مرداد ماه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد.

نشست بررسی پیشینه ادبیات آهنگین با تکیه بر أثار عارف قزوینی، با پرسش و پاسخ میان اسماعیلی‌اراضی، اسماعیل امینی و مهران مهرنیا و شرکت‌کنندگان در نشست پایان یافت.

 

کد خبر: 598

منتشرشده در گزارش

مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی گفت: به جای آن‌که جنگ‌ها را از منابع بیگانه روایت کنیم، نویسندگان را به سوریه، عراق و یمن ببریم تا آنها راوی مقاومت مردم این کشورها باشند. نویسندگان ما ۲۰ سال دیر به بوسنی رفتند؛ اما امیدوارم دیر به سوریه و یمن نرویم.

 

بر اساس خبر رسیده از بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، نشست «۱۷ دقیقه حرف حساب» با حضور نویسندگان ایرانی در راهپیمایی «مارش‌میرا» برگزار شد و طی آن مهدی قزلی، مدیرعامل این بنیاد و یکی از نویسندگان حاضر در راهپیمایی اخیر «مارش‌میرا»، قصه بوسنی را قصه فراموشی‌ها خطاب کرد.

 

او حضور نویسندگان ایرانی در آیین بزرگداشت یاد و خاطره قربانیان نسل‌کشی سربرنیتسا در جریان جنگ بالکان را همانند ضربه دانست که سرانجام، شیشه فراموشی را فرو خواهد ریخت.

 

قزلی خطاب به مسئولان کشور گفت: به گفته مرتضی سرهنگی، نویسنده حوزه دفاع مقدس، تاریخ جنگ را کسانی تعیین می‌کنند که در نهایت آن را روایت کرده باشند. از همین رو به جای آن که از منابع بیگانه جنگ‌های منطقه را روایت کنیم، اجازه دهند که نویسندگان را به سوریه، عراق و یمن ببریم تا آنها راوی مقاومت مردم این کشورها باشند.

 

قزلی خاطرنشان کرد: نویسندگان کشورمان ۲۰ سال دیر به بوسنی رفتند. امیدوارم پای آنها با کم‌ترین فاصله از جنگ به سوریه و یمن برسد و دیر به این مناطق جنگی نرویم.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابوالحسن نواب، رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب و پژوهشگر حوزه بالکان، نیز در سخنرانی خود در نشست «۱۷ دقیقه حرف حساب» که با حضور نویسندگان ایرانی حاضر در راهپیمایی «مارش‌میرا» برگزار شد، گفت: بوسنی از جنگ جهانی اول زخم دارد؛ همان زمان که ولیعهد اتریش بر روی پل مقابل کتابخانه خسرو غازی‌بیگ ترور و به بهانه آن، جنگ جهانی آغاز شد. در حقیقت، بوسنی سه بار در قرن بیستم و در جریان جنگ‌های جهانی اول و دوم و جنگ بالکان، ویران شد و زخم خورد.

 

 

او با اشاره به اینکه حتی بعد از گذشت ۲۰ سال از واقعه کشتار سربرنیتسا هنرمندان با شرکت در راهپیمایی مارش‌میرا به این موضوع وارد شده‌اند، گفت: برای هنر، ورود در هر زمانی دیر نیست. هنر با ورود خود و با استفاده از شعر و داستان و فیلم، می‌تواند این وقایع را به نسل‌های بعدی انتقال دهد.

 

همچنین محسن رضوانی، شاعر و نویسنده، اظهار کرد: در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ سه دانشجوی ایرانی را مقابل پای معاون رئیس جمهور آمریکا به شهادت رساندند که دکتر شریعتی سال‌ها بعد، از آنها با تعبیر سه آذر اهورایی یاد کرد. خون این سه دانشجو خیلی برکت داشت و سند جنایت آمریکا شد. سه آذر اهورایی هم که در بوسنی تقدیم اسلام کردیم، خون‌هایی بسیار بابرکت داشتند.

 

او افزود: مسأله بوسنی هم سند خیلی روشنی است بر چند موضوع دیگر. اول اینکه مردم جهان، مسلمانان را متهم به خشونت نکنند؛ حافظه تاریخی خود را تقویت کنند و بدانند که استفاده از بمب‌های اتمی، راه‌اندازی جنگ‌های جهانی اول و دوم، نسل‌کشی و برده‌داری‌، کشتار سرخپوستان و ... بدون حضور مسلمانان انجام شده است. پس مسأله بوسنی یک روش برای مواجهه با غربی‌ها برای تبرئه مسلمانان از خشونت است.

 

 

حامد عسکری، شاعر و ترانه‌سرا، نیز با بیان اینکه سفر به بوسنی برای شرکت در راهپیمایی بزرگداشت قربانیان سربرنیتسا ذهنیت من درباره این کشور را عوض کرد، گفت: معتقدم ابرمفهوم‌های بیشتری برای گره زدن محکم‌تر ارتباط ما با بوسنی است. در کاروانسرای ۳۰۰ ساله بوسنی، رباعیات خیام به چشم می‌خورد. در بوسنی شرحی بر حافظ نوشته شده و اشتراکات واژگانی بسیار داریم که همه اینها نشان از خواهر ـ برادری فرهنگی بسیار عمیق ما دارد.

 

این شاعر در بخش دیگری از سخنانش گفت: سفر به بوسنی سبب آگاهی من نسبت به وقایع این کشور شده و وادارم می‌کند که مطالعاتم درباره واقعه جنگ بالکان را افزایش دهم. خودم را مدیون خواهران و برادران بوسنیایی می‌دانم و تلاش می‌کنم صدای مظلومیت این عزیزان را با هنر گره بزنم و منتشر کنم.

 

در بخش دیگری از این نشست، مریم برادران، نویسنده کتاب «ر» (زندگینامه شهید رسول حیدری، از شهدای ایرانی جنگ بوسنی)، نیز با نمایش ۱۱ تصویر از راهپیمایی مارش‌میرا، ۱۱ روایت مستند و داستان‌گونه خود در ارتباط با این تصاویر را خواند.

 

 

لازم به ذکر است که نشست «۱۷ دقیقه حرف حساب» بنیاد شعر و ادبیات داستانی، روز یکشنبه اول مرداد با حضور نویسندگان و شاعران شرکت‌کننده در راهپیمایی «مارش‌میرا» و تعدادی از اهل قلم و اندیشه در تالار جلال آل‌احمد این بنیاد برگزار شد.

 

کد خبر: 583

 

منتشرشده در گزارش

مجید قیصری در جریان گفت‌وگوی فرهنگی بین نویسندگان ایرانی و بوسنیایی، پیشنهاد برگزاری جشنواره‌های ادبی و سینمایی درباره جنگ بوسنی را مطرح کرد.

 

بر اساس خبر رسیده از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، هرساله آیین پیاده‌روی صلح موسوم به «مارشِ میرا» از منطقه نزوک تا پوتوچاری سربرنیتسا در بوسنی و هرزگوین برای بزرگداشت جانباختگان و قربانیان نسل‌کشی جنگ بالکان انجام می‌شود. این آیین در سال‌های اخیر به گردهمایی نویسندگان، فعالان صلح و روشنفکران از سراسر جهان تبدیل شده است تا در آن نسبت به جنگ و کشتار بی‌گناهان و غیرنظامیان ابراز انزجار شود که امسال، بنیاد شعر و ادبیات و داستانی ایرانیان، جمعی از نویسندگان را در این مراسم جهانی شرکت داد.

 

یکی از برنامه‌های جنبی این حضور، نشست مشترک نویسندگان ایرانی با جمعی از اندیشمندان بوسنایی با عنوان «گفت‌وگوی فرهنگی» بود که پس از برگزاری مراسم پیاده‌روی و زیارت قبور شهدای نسل‌کشی سربرنیتسا در قبرستان پوتوچاری در سالن یونیتیک شهر سارایوو برگزار شد.

 

در ادامه این نشست، حامد عسگری بیت‌هایی از شعرهای خود را خواند و پس از آن مجید قیصری، برگزیده هشتمین دوره جایزه جلال و نویسنده آثاری چون «نگهبان تاریکی»، «شماس شامی»، «سه کاهن» و «سه دختر گل‌فروش» با بیان سخنانی در خصوص اینکه چرا باید درباره جنگ بنویسیم، گفت: ایران و بوسنی، وجوه مشترک بسیاری دارند. یکی از این وجوه مشترک، محاصره در جنگ است. در جنگ بالکان شهرهای بوسنی محاصره بودند و در دفاع مقدس هم تمام کشور ایران از سوی متحدان ارتش بعث عراق در محاصره قرار داشت.

 

 

او در ادامه سخنانش با اظهار اینکه باور ما این است که جنگ، سرباز خودش را پیدا می‌کند، گفت: در ایران و در سال‌های بعد از دفاع مقدس دیدیم که سربازها به نویسندگان جنگ تبدیل شدند. خود من روزی به عنوان داوطلب در جنگ شرکت داشتم. آن زمان حتی نمی‌دانستم رمان چیست و داستان چیست؛ اما حالا ٢٢ سال است که می‌نویسم. با توجه به این تجربه، تأکید می‌کنم که تمام افراد باید دست به دست هم بدهند و درباره هولوکاستی که در سربرنیتسا رخ داده است، بنویسند.

 

قیصری در پایان سخنانش پیشنهاد برگزاری فستیوال‌های ادبی و سینمایی را در حاشیه پیاده‌روی مارش میرا برای اثرگذاری بیشتر ارائه داد.

 

محمدرضا شهیدی‌فرد، فعال فرهنگی حاضر در جنگ بوسنی، کارگردان مستندی با عنوان «بهانه بوسنی» و کارشناس برنامه‌هایی چون «مردم ایران سلام» و «پارک ملت»، آخرین سخنران این نشست بود که در سخنان خود با تأکید بر اینکه از مشاهداتش در بوسنی به این نتیجه رسیده که مشترکات بسیاری بین سال‌های دفاع مقدس در ایران و جنگ بوسنی وجود دارد، گفت: بین ما اعتقادات و حوزه‌های تاریخی مشترک وجود دارد. این اشتراکات با دیگران هم هست؛ اما این همه صمیمت بین ما و آنها نیست، ولی بین مردم ایران و بوسنی وجود دارد.

 

او ادامه داد: هر اثر ادبی و هنری که در خصوص جنگ در ایران و بوسنی تولید شده، به کار هر دو کشور می‌آید.

 

شهیدی‌فرد اظهار کرد: زمان جنگ بالکان مدتی را در بوسنی گذراندم. میزبانان خوبی در این کشور از من پذیرایی کردند و از این بابت خود را مدیون بوسنیایی‌ها می‌دانم. حالا بعد از ٢٢ سال به این کشور آمده‌ام تا ببینم می‌توانم دین خود را ادا کنم یا نه. آماده‌ام تا قصه قهرمانی‌های شما را بشنوم. تا الان، صحبت از غم و اندوه بود؛ در حالی که شهادت می‌دهم که مردم شما چهار سال مقاومت و پیشروی کردند و تمامیت ارضی خود را از دست ندادند.

 

او در پایان پیشنهاد کرد: کتاب‌هایی درباره جنگ بوسنی از سوی نویسندگان بوسنیایی معرفی شوند تا اقداماتی برای ترجمه آنها به زبان فارسی آغاز شود.

 

علی‌اصغر عامری، رایزن فرهنگی ایران در بوسنی هم سخنان کوتاه خود را به روابط فرهنگی نخبگان فرهنگی دو کشور اختصاص داد و گفت: علیرغم علاقه مردم بوسنی به ایران، شناخت کافی از فرهنگ و تمدن ایرانی در این کشور وجود ندارد. در حالی شاهد این وضعیت هستیم که میراث فرهنگی عمیق بین دو ملت شایسته شناخت بیشتر و تلاش بیشتر برای حفظ این میراث مشترک است.

 

او ادامه داد: در سال‌های گذشته، ادیبان بزرگی در بوسنی بودند که هم به فارسی شعر می‌گفتند، هم به فارسی کتاب می‌نوشتند و هم شعرهای شاعران ایرانی را به فارسی تفسیر می‌کردند.

 

عامری در ادامه با تأکید بر اینکه مسئولیت نخبگان، هنرمندان و نویسندگان برای ایجاد ارتباطات گسترده فرهنگی بین دو کشور بسیار است، گفت: رایزنی‌های فرهنگی ایران در کشورهای مختلف پلی بین نوادر و شخصیت‌های فرهنگی هستند و اگر این شخصیت‌ها را به هم ارتباط دهند، کار خود را به درستی انجام داده‌اند.

 

او همچنین با اشاره به حضور در ایام بیست ‌و دومین سالروز نسل‌کشی سربرنیتسا، هدف از برگزاری این نشست را رسیدن به راهکاری برای چگونه ثبت و ضبط کردن وقایع جنگ بوسنی دانست تا از تکرار آن در آینده جلوگیری شود.

 

 

محسن رضوانی، شاعر و نویسنده رمان «گچ‌پژ» هم کلام خود را با این جمله آغاز کرد: وقتی در راهپیمایی مارش میرا، تابوت‌های اجساد کشف‌شده را می‌دیدیم، بیش از نمایندگان دیگر کشورها غمگین می‌شدیم؛ چون سنگینی غم و اندوه این واقعه را درک کرده‌ایم. هنوز هم بعد از گذشت ۳۰ سال از جنگ، اجساد پاک شهدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به خاک وطن می‌آید و داغ مادران شهدا تازه می‌شود. هنوز هم مادرانی منتظر پیکر پاک فرزندان خود هستند.

 

رضوانی سپس با بیان اینکه ما این درد بزرگ را می‌فهمیم و خودمان را شریک این غم جهانی و انسانی می‌دانیم، ادامه داد: تا وقتی که شکارها نویسنده و مورخ ندارند، تاریخ همیشه از پیروزی شکارچیان تمجید می‌کند. برای اینکه این مظلومیت در صفحات تاریخ گم نشود، بر همه کسانی که هنر و قلم دارند از هر نژاد و مذهبی، واجب و ضروری است که زبان گویای مظلومان باشند؛ کسانی که مدافعی ندارند که تاریخ آنها را ثبت و ضبط کنند.

 

او تأکید کرد: برگزاری مراسمی همانند راهپیمایی مارش میرا، سبب می‌شود که ما از تاریخ شما بهره‌برداری کنیم و از آنچه بر ملت گذشته اطلاعات کسب کنیم و در کنار هم اجازه ندهیم که چنین کشتارهایی بار دیگر در جهان اتفاق بیفتد.

 

این شاعر خاطرنشان کرد: وقتی مردم را از عمق فاجعه این کشتارها آگاه سازیم، مردم تصمیم خواهند گرفت تا از تکرار چنین جنگ‌های خانمان‌براندازی جلوگیری کنند.

 

با مردم بوسنی همزادپنداری کردم

 

افروز مهدیان، دیگر نویسنده ایرانی حاضر در راهپیمایی مارش میرا هم در ابتدای سخنرانی خود در این نشست با اشاره به اینکه تحقیقات و مطالعات بسیاری در خصوص بوسنی انجام داده است، گفت: هیچ‌ کدام این پژوهش‌ها به اندازه حضور در میان مردم و جامعه بوسنی مفید نبودند.

 

او اظهار کرد: در این سفر با مردم بوسنی همزادپنداری کردم؛ چون خودمان درگیر جنگ بودیم و به نوعی تمام مصائبی را که بر ملت بوسنی رفته است درک کرده‌ایم. شهدای ما در مناطق جنگی باقی مانده بودند. با سختی بسیار آنها را تفحص کردیم و مادران شهدا بعد از ۲۰ سال تنها استخوان‌های فرزندانشان را در آغوش گرفتند.

 

مهدیان تأکید کرد: آگاهی از این شرایط ما را به این سمت هدایت می‌کند که قلم خود را برای رساندن صدای مظلومیت مردم بوسنی به کار گیریم. در این سفر، مسئولیت سنگینی روی دوش خود احساس کردم و به دنبال این هستم که با قلم خود این رسالت را انجام دهم.

 

کد خبر: 573

 

 

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از3

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد