انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب
سه شنبه, 19 تیر 1397 ساعت 11:16

-ترس-

متن دکلمه

 

موهایت که در باد میوزید آتش جنگل شعله ور شده بود

 

برای همین درخت های کوچه ی ما از غصه لاغر شدند

 

بسی در بازار میوه تره بار اعتصاب کردند و گندیدند

 

با این حساب هر چقدر معلم ابتدایی به بچه ها میگفت برای حفظ محیط زیست

در چنگل ها کبریت نکشید تاثیر نداشت

 

تو تو تو روسری ات را تکانده بودی

وقتی روسری ات را میتکاندی باد شدید تر میشد

شدید تر شدید تر شدید

 

یکشنبه بود که من از خواب های شنبه میپریدم

 

دوشنبه بود که من از قرار های شنبه برمیگشتم

 

سه شنبه بود اما نه نه نه باد دوشنبه بود 

 

که آسیاب های بادیه دهکده یمان را میچرخاند

 

چهارشنبه بود که فهمیدم همیشه ترس ترس یک پایش در آیند س 

 

یک پایش در گذشته خوب نگاه کن خوب نگاه کن

 

دارم با همین پاها راه میروم

 

 

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

کتابی تازه از یوسف‌علی میرشکاک با عنوان «خرد و خرد برتر» به زیر چاپ رفت.

 

نشر نارگل کتابی تازه از یوسف‌علی میرشکاک را با عنوان «خرد و خرد برتر» به زیر چاپ برده است. این کتاب با عنوان دوم تاملی در آیین پهلوانی و آئین شهریاری از سوی این نویسنده تالیف شده و در دست انتشار قرار گرفته است.

 

میرشکاک در این اثر تازه سعی کرده تا اندیشه منتهی به مساله ولایتمداری را از دل اندیشه جاری در اسوره‌های کهن پارسی خارج کرده و به در معرض قرائا و قضاوت مخاطبان خود قرار دهد.

 

در بخشی از این کتاب آمده است: در برابر خرد برتر شاهان و شهریاران و پهلوانی که از فر یزدان بهره‌مندند، خرد پتیاره بیدادگران قد علم می‌کند. اهریمن‌زادگان  این گونه ددمنشان را خردمند می‌انگارند و زیرکی را می‌ستایند.

 

فی‌المثل تازیان که نفرین یزدان قرن‌هاست آنان را گرفتار کرده است، زنازاده ابوسفیان را در زمره برترین خردمندان قوم خود یاد می‌کنند حال آنکه ششمین پیشوای ایزدیان جعفر ابن محمد علیهما السلام می‌فرماید آن چه در معاویه عالیه الهاویه مایه شگفتی مردمان است، به خرد ماننده است و خرد نیست. بلکه «مکره» است. از آن جان جاودان می‌پرسند نکره چیست؟ می‌فرماید شیطنت.

 

بنده برآنم که نکره در زبان عرب معادل خرد اهریمنی یا خرد پتیاره است که بندگان جهان چهنده و آنان که جز زمان فانی دنیوی زمانی و جز هستی مخوف به عدم، هستیدیگری نمی‌شناسند، از آن بهره می‌گیرند تا بر فرودستان فرمان برانند. مظاهر خرد پتیاره در شاهنامه حکیم توس بسیارند اما سرآمد آنان پشنگ و پسرش افراسیابند.

 

یادآوری می‌شود آخرین اثر منتشر شده از یوسف‌علی میرشکاک با عنوان «نیست انگاری و شعر معاصر» از سوی انتشارات روزگار نو منتشر شده بود.

 

کد خبر: 949

منتشرشده در گزارش

بیست و ششمین نشست تخصصی نقد ترانه-آواز به همت کانون ادبی زمستان، عصر روز یکشنبه در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

 

در این نشست که با حضور چهره های فرهنگی هنری همراه بود، شهره سلطانی و علیرضا شهشهانی به عنوان کارشناسان موسیقی، دکتر مهدی موسوی میرکلایی کارشناس ادبی و سجاد عزیزی آرام مسئولیت اجرا و کارشناسی نشست را عهده دار بودند.

 

در این نشست ضمن نقد اشعار و ترانه های شاعران و ترانه سرایان جوان مهمترین صحبت ها حول محور ترانه و ویژگی های منحصر به فرد آن گذشت.

 

کارشناسان این نشست از ترانه هایی گفتند که نمی توان به روی آن ها ملودی گذاشت و تنها باید آن ها را دکلمه کرد. زبان ترانه، نوع گویش و المان های درست ترانه دیگر ویژگی هایی بود که در این نشست درخصوص آن ها صحبت شد. اینکه لحن و کارکرد قافیه در ترانه باید در زمان و جای مناسب استفاده شود.

 

 

کارشناسان معتقد بودند که ترانه باید فرصت های زبانی ایجاد کند و ترانه امروز باید ویژگی های امروزی داشته و واقع گرا و به نوعی به دور از انتزاع یا تخیل باشد. یکدستی ترانه از ملزومات اشعار است.

 

در بخش دیگری کارشناسان از خوانش درست شعر و ترانه یاد کردند و افزودند: اجرا و خوانش درست شعر یا ترانه با لحنی مناسب در تاثیرگذاری آن به روی مخاطب بسیار موثر است. ضمن اینکه قابلیت آهنگسازی برای به سرانجام رسیدن یک ترانه می‌تواند از دیگر ویژگی های ترانه باشد. همینطور استفاده نادرست از برخی کلماتی که در ترانه معمول نیست نیز می‌تواند به ناکامی ترانه بیانجامد.

 

 

در پایان این جلسه که با حضور هنرجوهای کارگاه ترانه مهدی موسوی نیز همراه بود، گواهی پایان دوره کارگاه ترانه به آن ها اعطا شد.

 

در پایان بخش نقد و بررسی اشعار شاعران نیز، ترانه آذین آزادی در هردو بخش موسیقی و ادبی توانست بالاترین امتیاز را کسب کند و به عنوان ترانه برتر این جلسه شناخته شود.

لازم به ذکر است که این ترانه برای اتود و آهنگسازی به علیرضا شهشهانی کارشناس موسیقی این نشست سپرده شد.

 

 

همچنین رامتین غروی با اعضای گروه خود دقایقی مهمانان را به شعر و موسیقی مهمان کرده و به اجرای موسیقی زنده پرداختند.

 

کد خبر:948

عکاس: منصوره مرادی نیا

منتشرشده در گزارش

نامزدهای بخش شعر جایزه ادبی «پروین اعتصامی» معرفی شدند.

 

آثار راه‌یافته به داوری نهایی بخش شعر جایزه پروین به شرح ذیل اعلام شده‌اند:

 

(به ترتیب حروف الفبا)

– «اگر تو بودی امروز شنبه بود» سروده فریبا شادلو از نشر چشمه

– «درخت سوال نمی‌کند، می‌افتد» سروده سپیده نیک‌رو از نشر چشمه

– «عبور از من» سروده الهه تاجیک‌زاده از انتشارات سوره مهر

– «لیلی آذر» سروده اعظم سعادتمند از انتشارات شهرستان ادب

– «نه مثل ماهی‌ها» سروده شیرین خسروی از انتشارات مروارید

 

بنابر اعلام دبیرخانه این رویداد، برگزیدگان بخش‌های پنج‌گانه هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی، شنبه ۲۳ تیرماه در حسینیه جماران معرفی و تقدیر خواهند شد.

 

داوران بخش شعر:

اسماعیل امینی

۱۳۴۲ – تهران

شاعر، منتقد و مدرس دانشگاه

 

اسماعیل امینی دانش‌آموخته‌ رشته زبان و ادبیات فارسی تا مقطع دکتراست و علاوه بر تدریس در دانشگاه، کارگاه‌های شعر مختلف و به ویژه شعر طنز را اداره می‌کند.

از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به همکاری چندین ساله با نشریات و روزنامه‌ها، عضویت در شورای عالی شعر و شورای عالی موسیقی در سازمان صدا و سیما و عضویت درگروه ادبیات در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اشاره کرد.

از مهمترین آثار امینی می‌توان از لبخند غیرمجاز، لبخند سعدی، گزیده شعر، طنز در مثنوی معنوی، جلسه شعر (مباحث آموزشی)، شاعر و دلقک دربار، دکتر بازی و… نام برد.

دبیر علمی نهمین و دهمین جشنواره شعر فجر و عضو هیئت علمی یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر در جشنواره بین‌المللی طنز، رتبۀ نخست بخش پژوهش را به دست آورده است. امینی تا کنون داوری جشنواره‌ها و جوایز متعدد ادبی را عهده‌دار بوده است.

 

 نشست

 

 

لیلا کردبچه

۱۳۵۹-تهران

شاعر و پژوهشگر ادبیات

 

او دانش‌آموخته کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی و دانشجوی دوره دکتری در رشته «ادبیات معاصر» در دانشگاه اصفهان است. کردبچه علاوه بر شعر، در نقد و تحلیل تاریخ ادبیات نیز فعالیت دارد.

«صدایم را از پرنده‌های مرده پس بگیر»، «حرفی بزرگ‌تر از دهان پنجره»، «چرا که نبودی»، «کلاغمرگی» و «آواز کرگدن» از جمله آثار اوست.

کتاب «کسی راز مرا داند: سیر تحول زبان شعر مهدی اخوان ثالث» نیز از آثار کردبچه در حوزه پژوهش است.

در کارنامه ادبی او برگزیده شدن در بخش شعر آزاد هشتمین جشنواره شعر فجر، برگزیده شدن در جشنواره شعر جوان کشور و کنگره بین‌المللی خط سوم دیده می‌شود.

 

مهرنوش قربانعلی

شاعر و منتقد ادبی

۱۳۴۷-تهران

 

از شاعران دهه 70 و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران است. تاکنون مجموعه‌های «در ناتمامی خود، نشر توکا ۱۳۷۷» ـ «راه به حافظه‌ جهان، نشر نگاه سبز ۱۳۸۰» ـ «تبصره، نشر آرویج ۱۳۸۳» ـ «به وقت البرز، نشر آهنگ دیگر ۱۳۸۶» ـ «کوک تهران، نشر آهنگ دیگر ۱۳۸۸» ـ «شهروند افتخاری جهان (گزیده‌ اشعار) نشر نصیرا ۱۳۹۲»، بر دریا قدم می زنم، نشر بوتیمار ۱۳۹۵، و اثری تحقیقی و پژوهشی با عنوان «چشم‌انداز شعر معاصر ایران (۱۳۸۰-۱۳۰۱) نشر بازتاب‌نگار ۱۳۸۳» را منتشر کرده است.

 

همچنین مقالات و نقدهای ادبی و گفت‌وگوهایی با منتقدان و صاحب‌نظران شعر امروز را در کارنامه‌ خود دارد. شعرخوانی و سخنرانی در همایش‌های ادبی کشورهای ترکیه، بحرین، هند و همچنین مسئولیت در مجلات و سایت‌های ادبی نیز از دیگر سوابق ادبی مهرنوش قربانعلی‌ عنوان شده است.

 

برخی آثار او به زبان‌های انگلیسی، عربی، فرانسه، سوئدی، اردو و ترکی استانبولی ترجمه شده است، در نقد و بررسی آثار وی نیز تاکنون کتاب‌های «در برابر دست‌های جاودانگی» مولف و گردآورنده سهراب رحیمی، نشر الکترونیکی مایا ۱۳۹۱ و «واکاوی حافظه‌ جهان» سعید نصار یوسفی، نشر نصیرا ۱۳۹۳ منتشر شده است.

 

کد خبر: 947

 

 

منتشرشده در گزارش

پس از لغو اعطای جایزه نوبل ادبیات در سال جاری، گروهی از چهره‌های فرهنگی سوئد قرار است نسخه جدیدی از این جایزه ادبی را برگزار کنند.

 

به گزارش گاردین، پس از این که آکادمی سوئدی نوبل تصمیم گرفت به دلیل حواشی مربوط به رسوایی اخلاقی، برای اولین‌بار در هفت دهه اخیر جایزه نوبل ادبیات را در سال ۲۰۱۸ برگزار نکند، حالا عده‌ای از چهره‌های شاخص فرهنگی سوئد اعلام کرده‌اند که امسال نسخه خودشان از مهم‌ترین جایزه ادبی جهان را در اعتراض به رسوایی آکادمی نوبل اعطا می‌کنند.

 

در ماه نوامبر سال گذشته، «ژان کلود آرنالت» همسر «کاترین فروستنسون»، عضو آکادمی و یکی از داوران مخفی نوبل با شکایت ۱۸ زن به اتهام سوء استفاده جنسی روبه‌رو شد و پس از انتشار این اخبار، «کاترین فروستنسون» نیز از آکادمی نوبل کنار گذاشته شد. همچنین «سارا دنیوس» رئیس هیئت انتخاب آکادمی نوبل ادبیات در واکنش به این اتفاق‌ها استعفا کرد. ماجرای این رسوایی اخلاقی موجی از استعفاها را در آکادمی نوبل ادبیات به راه انداخت و  در نهایت موجب شد اعطای جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۸ لغو شود و به جای آن در سال ۲۰۱۹ دو برنده نوبل ادبیات معرفی شوند، اما با صحبت‌های رئیس بنیاد نوبل، برگزاری این جایزه در سال آینده نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

 

به جای جایزه نوبل ادبیات، بیش از ۱۰۰ نویسنده، بازیگر، ژورنالیست و دیگر چهره‌های فرهنگی یک آکادمی جدید شکل داده‌اند که جایزه خود را  منطبق با زمان اهدای جایزه نوبل در پاییز اعطا کنند.

 

اعضای تشکیل‌دهنده این آکادمی جدید در بیانیه‌ای اعلام کردند: "ما این اکادمی جدید را به راه انداختیم تا یادآور شویم ادبیات و فرهنگ در درجه اول باید در جهت اعتلای دموکراسی، شفافیت، همدلی و احترام و بدون هیچ امتیازبندی، تعصب، تکبر و جنسیت گرایی تلاش کند. در دوره زمانی که ارزش‌های انسانی بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده شده‌اند، ادبیات به یک نیروی متقابل مهم‌تر برای جلوگیری از فرهنگ سکوت و خفقان تبدیل شده است. این آکادمی تاکید می‌کند که مهم‌ترین جایزه ادبی جهان (نوبل) همچنان  باید در سال ۲۰۱۸ برگزار شود.

 

با اعطای این جایزه می‌خواهیم اعتراض خود را نشان دهیم و به مردم نشان دهیم که کار جدی فرهنگی نباید در فضای زبانی تهدیدآمیز و اجباری، بی‌قانونی‌ها و سوء استفاده‌ها روی دهد".

 

این آکادمی تازه‌تاسیس‌ سوئدی از همه کتابداران سوئدی درخواست کرده که نویسندگانی رابه عنوان نامزد معرفی کنند و این نویسندگان می‌توانند از هر کشوری از دنیا باشند اما باید حداقل دو کتاب نوشته باشند که یکی از آن‌ها در ۱۰ سال اخیر منتشر شده باشد.

 

همچنین این جایزه جدید به نویسندگانی اعطا می‌شود که داستان‌های انسان‌ها را در جهان روایت کرده‌ باشند؛ برخلاف جایزه نوبل که به نویسندگانی اعطا می‌شود که در جهت وصیت‌نامه آلفرد نوبل کتاب نوشته باشند.

 

پس از دریافت اسامی نویسندگان نامزد، آکادمی جدید فهرست نامزدها را در معرض رای عمومی قرار خواهد داد و چهار نفری که بیشترین آرا را به دست آورده باشند از سوی هیات داوران با ریاست «آن پالسون» و شامل پروفسور «لیبث لارسن» از دانشگاه گوتنبرگ و«گونیلا ساندین» مورد داوری قرار خواهند گرفت و برنده نهایی در ماه اکتبر (در ماهی که جایزه نوبل نیز اعطا می‌شد) اعلام خواهد شد.

 

آکادمی تازه‌تاسیس روز ۱۱ دسامبر و یک روز پس از اعطای جایزه خود در یک مراسم رسمی منحل خواهد شد.

 

کد خبر: 946

 

منتشرشده در گزارش

در فاصله کمتر از دو هفته تا برگزاری اختتامیه هشتمین جایزه ادبی « پروین اعتصامی»، اولین گروه از نامزدهای بخش‌های پنج‌گانه این جایزه مشخص شد.

 

به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، داوران بخش ادبیات کودک که آثار منتشر شده در حوزه ادبیات کودک و نوجوان طی سال‌های ۹۵ و ۹۶ را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده‌اند، ۵ اثر را به عنوان نامزدهای نهایی این بخش به دبیرخانه معرفی کردند.


به ترتیب حروف الفبا، «خداحافظی در خیابان پاییز» سروده مریم اسلامی، «شاخ دماغی‌ها» نوشته سیده عذرا موسوی، «شب‌های بی‌ستاره» نوشته مرضیه نفری، «کاش یکی قصه‌اش را می‌گفت» نوشته شکوه قاسم‌نیا و «کلید کلید، دسته کلید» سروده اکرم کشایی نامزدهای این بخش هستند.


جواد محقق، سوسن طاقدیس و کمال شفیعی، داوری بخش ادبیات کودک این دوره از جایزه ادبی «پروین اعتصامی» را برعهده داشتند.

 

 

معرفی داوران بخش ادبیات کودک جایزه پروین:

جواد محقق
۱۳۳۳ - همدان
شاعر و روزنامه‌نگار

دبیری و عضویت در هیئت علمی دوره‌های مختلف جشنواره بین‌المللی شعر فجر را در کارنامه دارد. از دیگر سوابق او در حوزه ادبیات کودک و نوجوان می‌توان به سردبیری ماهنامه رشد معلّم به مدّت ۱۳ سال، مسئولیت صفحات شعر مجله «کیهان بچّه‌ها»، عضویت در شورای طرح و برنامه خانه روزنامه‌نگاران جوان، عضویت در شورای طرح و برنامه «گنبد کبود» نخستین روزنامه نوجوانان ایران، عضویت در شورای شعر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، و دبیری علمی بیش از ۱۰ جشنواره ملّی در حوزه شعر، داستان، کتاب و مطبوعات اشاره کرد.
از جمله آثار مهم او در حوزه کودک و نوجوان می‌توان از قصه مرد بزرگ پاپتی(۱۳۵۶)، مثل من به انتظار(۱۳۷۴)، در خانه ما(۱۳۸۱)، خواب خوب(۱۳۸۱)، دوغ و دروغ(۱۳۸۶)، معلمان خوب من(۱۳۷۹)، دوغ و دروغ(۱۳۸۶)، آن بهار مهربان(۱۳۸۰)، باران بهانه بود(۱۳۸۶) و... نام برد.

 

 

سوسن طاقدیس
۱۳۳۸ - شیراز
داستان‌نویس کودک و نوجوان

سوسن طاقدیس عضویت در هیئت علمی جشنواره پروین اعتصامی را در دوره‌های گذشته در کارنامه دارد. سال ۱۳۸۶ موفق شد برای کتاب «قدم یازدهم» جایزه کتاب سال را دریافت کند. لوح تقدیر دانشگاه الزهرا برای مجموعه فعالیت هنری، لوح سپاس از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری سال ۱۳۷۹، و جایزه پروین اعتصامی برای کتاب «قدم یازدهم» در سال ۱۳۸۵ از دیگر جوایز اوست.

فعالیت داستان نویسی حرفه ای خود را با نوشتن داستان «بابای من دزد بود» در کیهان بچه‌ها آغاز کرد. او آثار متعددی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان به بازار نشر ارائه داده است که «قدم یازدهم»، «زرافه من آبی است»، «پشت آن دیوار آبی»، «هزار سال نگاه»، «تو هم آن سرخی را می‌بینی»، «دخترک و فرشته‌اش»، «بزغاله‌های سبز»، «یکی بود» و «جوراب سوراخ» تعدادی از آن‌هاست.

 

 

کمال شفیعی
۱۳۴۷ - اسدآباد
شاعر کودک و نوجوان

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی است.

کمال شفیعی چندین مجموعه شعر دارد و تاکنون بیش از ۱۵ کتاب از او منتشر شده است. از جمله آثارش می‌توان به «گوزنهای پا به ماه»، «چتری از پرنده»، «ابرها مسافرند»، «مورچه‌های پاپتی» و «هر گلابی یک چراغ» اشاره کرد.

 

کد خبر: 946

منتشرشده در گزارش

تهیه‌کننده برنامه «منبع موثق» که پخش سری سوم آن به تازگی از شبکه چهار سیما آغاز شده است، از تغییرات ایجاد شده در این فصل از برنامه و همچنین حضور رضا رفیع به عنوان مجری سخن گفت.

 

میثم تربتی با اشاره به سری سوم برنامه «منبع موثق»، اظهار کرد که «این برنامه از روز دوم تیرماه با اجرای رضا رفیع روی آنتن رفت و با تغییرات چندان زیادی هم همراه نبود؛ چراکه موضوع اصلی برنامه از همان فصل اول مشخص و قرار بود که اخبار سیاسی و اجتماعی کشور و همچنین موارد مهم در دنیا را به زبان طنز بیان و تحلیل کنیم.»

 

او در پاسخ به این پرسش که آیا در انتخاب اخبار برنامه «منبع موثق» با محدودیت‌هایی مواجه هستید، توضیح داد که «هیچ محدودیتی در این‌ باره نداریم و براساس آن چیزی که برای مردم مهم است و اخباری که در فضای مجازی، رسانه‌های مکتوب و خبرگزاری‌ها مطرح شده و ما نیز قابلیت بازگو کردن آنها را داریم، اخبار را انتخاب می‌کنیم.»

 

تربتی با اشاره به تغییراتی که در دکور سری جدید «منبع موثق» به وجود آمده است، گفت: تلاش کردیم تا در سری جدید المان‌های مطبوعاتی بیشتری در دکور برنامه داشته باشیم تا حالت خبری آن را افزایش دهیم. همچنین در سری جدید امکانی را فراهم کردیم که از اخبار ارسالی مخاطبان در برنامه استفاده بیشتری داشته باشیم؛ البته این موضوع در سری‌های قبل نیز وجود داشت، ولی در فصل جدید تصمیم داریم تا بیشتر روی این اخبار ارسالی مخاطبان تمرکز کنیم.

 

تهیه‌کننده برنامه «منبع موثق» همچنین درباره حضور رضا رفیع به عنوان مجری سه فصل از این برنامه تلویزیونی، گفت: به واسطه اینکه پیشتر نیز تجربه حضور در برنامه‌های طنز  همانند «قندپهلو» را داشتم، دوستان طنزپرداز زیادی را می‌شناسم؛ اما کسی را همانند آقای رفیع نمی‌شناسم که خط قرمزها و مرزها را به این خوبی بشناسد و بتواند ضمن اینکه‌ حرفش را می‌زند، شوخی هم بکند و کمتر به کسی بربخورد. در این سه فصل مواردی بود که به کسی بربخورد، ولی آنقدر کم بوده که اصلا قابل عنوان نیست.

 

او ادامه داد: بالاخره برنامه‌ «منبع موثق» طنز است و ممکن است در عنوان و تحلیل مسائل روز و سوژه‌های خبری به کسی بر بخورد، اما تاکنون اینچنین نبوده است. به قول خودش و تعبیر من از طنز «گل‌آقا»یی استفاده می‌کنیم که طنز نیش‌داری نیست که بخواهد کسی را آزار بدهد.

 

تربتی همچنین اظهار کرد که سری جدید برنامه «منبع موثق» در ۱۰۰ قسمت تولید شده است و به غیر از ایام عزاداری و روزهای پنج‌شنبه و جمعه از شبکه چهار سیما راهی آنتن می‌شود. البته بعد از ظهرهای جمعه منتخب برنامه‌های هفته نیز پخش می‌شود.

 

کد خبر: 945

منتشرشده در گزارش

چهاردهم تیرماه در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز قلم» نام‌گذاری شده است؛ البته این روز برای مردم و اغلب حتی برای اصحاب قلم هم شناخته‌شده نیست.

 

چهاردهم تیرماه به عنوان «روز قلم» می‌تواند فرصتی باشد برای یادآوری منزلت و حرمت قلم و صاحبان آن که عمر خود را برای ارتقای فرهنگ و هنر این مرز و بوم در طبق اخلاص گذاشته‌اند. این روز از سال ۱۳۸۱ در پی پیشنهاد انجمن قلم و پس از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، به عنوان «روز قلم» در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران ثبت شد. البته توجه به قلم در سرزمین ما پیشینه‌ای دیرینه دارد. سده‌ها پیش در ایران باستان، تیرگان یکی از مهم‌ترین جشن‌های ایران باستان بوده که آیین‌های مخصوصی داشته و یکی از آن‌ها پاسداشت قلم بوده است.

 

«روز قلم» هنوز چندان در میان مردم و حتی اصحاب قلم و اندیشه شناخته‌شده نیست و در این سال‌ها برنامه‌های چندانی برای معرفی و شناساندن و ارج نهادن آن درنظر گرفته نشده و اگر  هم برنامه‌ای بوده، بسیار کم بوده است.

 

با تعدادی از اهل قلم درباره اهمیت قلم و جایگاه آن در جامعه و همچنین «روز قلم» گفت‌وگو کرده‌ایم.

 

«روز قلم» هنوز شناخته‌شده نیست

 

اکبر اکسیر - شاعر طنزپرداز - در این‌باره می‌گوید: قلم را از ابتدا رسانه اهل هنر و تفکر می‌دانند، اما روز قلم در ایران بعد از گذشت سال‌ها هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. کسانی که این روز را به نام قلم شناخته‌اند، هنوز نمی‌دانند اهداف قلم و این روز چیست. اگر روز قلم، روز تجلیل و بزرگداشت نویسندگان و بزرگان اهل اندیشه - البته بدون طرفداری و وجود مرزبندی - باشد و اگر  این روز  به صاحبانش برگردد خیلی می‌تواند کارساز باشد. روز قلم روزی است که اهل قلم می‌توانند با تشکیل جلسات و بزرگداشت قلم در جهت آزادی بیان و ستایش آن حرکت کنند و درباره مشکلات و نیازهای اهل قلم به گفت‌وگو بپردازند.

 

او با تأکید بر این‌که روز قلم هنوز شناخته‌شده نیست، بیان می‌کند: دلیل این موضوع این است که هنوز اهل قلم نمی‌توانند خود را زیر پوشش این روز که اهداف و کارکردهایش مشخص نیست، قرار دهند. دیواری بین واقعیت‌ها و نام‌گذاری این روز وجود دارد. در ایران از همان روز اول سر نامگذاری  این روز بین اهل قلم مشاجره و بگو مگو بود که واقعا خوشایند نیست. لازم است یک نفر این مرزبندی‌ها را بردارد و روز قلم را با صاحبان خود پیوند دهد.

 

اکسیر همچنین متذکر می‌شود: اگر روزی را به نام قلم نام‌گذاری می‌کنند باید اهل قلم با جان و دل پایبند این روز باشند و در چهاردهم تیرماه هر سال برای رفع مشکلات و رسیدن به آرزوهای خود دور هم جمع شوند. از ابتدا این مرزبندی‌ها و سیاه و سفید نشان دادن‌ها وجود داشت که بزرگ‌ترین آفت اتحاد و یکدلی ملی نویسندگان بود. بهتر است در این روز از پیشکسوتان و کسانی که برای قلم زحمت کشیده‌اند و یا کسانی که برای اهداف انسانی کوشیده‌اند تقدیر شود. قلم هرگز مرزبندی‌ها را برنمی‌تابد. باید بین اهل قلم وحدت ملی پیش بیاید و آن‌ها نیازهای خود را بشناسند و بعد روزی را به نام قلم نام‌گذاری کنند. این‌طور که بویش می‌آید اهل قلم هنوز روز قلم را جدی نگرفته‌اند آن هم به خاطر مرزبندی‌هایی که وجود دارد.

 

این شاعر تأکید می‌کند: به نظرم برگزارکنندگان روز قلم باید به این مهم توجه داشته باشند که اگر مرزبندی‌ها از بین نرود درگیر مسئله‌آفرینی خواهیم بود. به خاطر مرزبندی‌ها هیچ‌کس به آن اعتقادی پیدا نمی‌کند و نمی‌تواند خود را در آن روز سهیم بداند. روز قلم باید روزی باشد که کسی از نام‌گذاری آن گله‌ای نداشته باشد. نویسنده‌ها باید به دور از شائبه‌های سیاسی و فقط به خاطر قلم دور هم جمع شوند.

 

«روز قلم»  در سکوت برگزار می‌شود

 

محمود معتقدی - شاعر و منتقد ادبی - نیز درباره اهمیت قلم و جایگاه این روز می‌گوید: روز قلم روز بزرگی خواهد بود، برای این‌که جنبه‌های فرهنگی و انسانی این مقوله مهم است که می‌تواند سطح نگرش جامعه را  بالا ببرد. روز خوبی خواهد بود اگر دست‌اندرکاران فرهنگی جامعه بتوانند در بزرگداشت آن از هنرمندان، نویسندگان و شاعران یادی کنند و امر فرهنگی را امر بزرگی بدانند. این امکان را هم باید فراهم کنند تا همه صداها به گوش جامعه برسد و قشر جوان که تشنه اندیشه‌های تازه است بتواند از این منظر به آموزه‌های جدید برسد. من نمی‌دانم در جامعه ما این روز چگونه پاس داشته می‌شود و کارگزاران فرهنگی چه برنامه‌هایی را در بزرگداشت روز قلم تدارک می‌بینند و آن‌ها چقدر می‌توانند نویسندگان را به این سمت بکشند  و  روزی را برای پاسداشت اهل قلم در نظر بگیرند. تا جایی که می‌دانم در جامعه ما در شرایط فعلی کمتر می‌توانیم برای بزرگداشت قلم کارهایی انجام دهیم.

 

او در ادامه اظهار می‌کند: معمولا روز قلم در سکوت می‌گذرد و کارگزاران فرهنگی آن‌چنان که باید در این امر فعالیت نمی‌کنند. اگر کارگزاران فرهنگی برای کتاب و کتاب‌خوانی هزینه‌های عمومی را در نظر بگیرند این امر مهم دچار نقصان نمی‌شود. ما در مطبوعات و کتاب با بحران‌های زیادی روبه‌رو هستیم. تیراژ کتاب نشان می‌دهد که کتاب چقدر در جامعه ما افت کرده است. فضای مجازی از یک طرف و برنامه نداشتن کارگزاران فرهنگی از سوی دیگر باعث شده امر نوشتن و کتاب‌خوانی شرایط بدی داشته باشد. باید گفت حال کتاب چندان خوب نیست که بتوانیم اهل قلم را پاس بداریم.

 

این شاعر با تأکید بر این‌که نویسندگان و شاعران عاشق کار خود هستند، بیان می‌کند: معمولا این قشر در شرایط دشواری زندگی می‌کنند و از حداقل امکانات برخودارند و با سطح نازلی از فضای اقتصادی روبه‌رو هستند. این‌ها عاشقانه کار خود را انجام می‌دهند. خبرگزاری‌ها و رسانه‌های دیگر غالبا کار چشم‌گیری در زمینه ادبیات نمی‌کنند؛ این‌که چقدر می‌توانند با اهل قلم تعامل داشته باشند و چقدر حرف‌های آن‌ها بازتاب پیدا کند تا کارگزاران فرهنگی به خواسته‌های آن‌ها توجه نشان دهند. من به عنوان شاگرد دبستان اهل قلم روزهای خوبی را در عرصه کتاب و کتاب‌خوانی نمی‌بینم.

 

«روز قلم» جایگاه حقیقی خود را پیدا نکرده است

 

اما راضیه تجار - نویسنده و عضو انجمن قلم - در این‌باره می‌گوید: اهمیت قلم و آن‌چه به عنوان تراوشات قلم است مخصوصا اگر متعهدانه و در راستای آگاهی دادن به مردم باشد خیلی محرز است. دقیقا از سال ۱۳۸۱ که این روز برگزار می‌شود انجمن قلم مراسمی را برای این روز داشته است. این روز به درخواست انجمن قلم به عنوان «روز قلم» در تقویم وارد شده است.  درباره این‌که این روز خاص جایگاه واقعی خود را پیدا کرده است یا خیر باید بگویم، نه. رسانه‌ها و اهالی فرهنگ و ادب بیش از این‌ها باید برای شناساندن این روز به مردم و جامعه تلاش کنند. آن‌چه تا این زمان اتفاق افتاده خوب است اما در سطح عالی نبوده است.

 

ضرورت وجود صنف مستقل

 

اصغر نوری - مترجم - نیز در این زمینه اظهار می‌کند: ضرورتی ندارد که مردم بدانند «روز قلم» چه زمانی است، این را اهل قلم و ارگان‌های دولتی و غیردولتی که با اهل قلم سروکار دارند باید بدانند. اگر اهل قلم بدانند روزی مختص به آن‌ها وجود دارد شاید خودشان دست به کارهایی بزنند که در آن روز از نویسندگان و مترجمان و شاعران بزرگ تجلیل کنند؛ این اتفاق باعث می‌شود تا مردم کم کم متوجه شوند چنین روزی وجود دارد. همچنین وزارت ارشاد و اداره کتاب ارشاد با بزرگداشت این روز و تجلیل از بزرگان باعث می‌شوند مردم اهل قلم برجسته را بشناسند. ناشران خصوصی  نیز می‌توانند برنامه‌هایی را برای مترجمان و نویسندگان خود داشته باشند.

 

او در ادامه می‌گوید: هر سال زمانی که به «روز قلم» می‌رسیم چیزی که در این روز حس می‌کنم ضرورت وجود ارگان صنفی فعال و قدرتمند برای نویسنده‌ها و مترجمان است. ما صنف مستقلی که در چارچوب قانون فعالیت کند، نداریم؛ صنفی که به دنبال به رسمیت شناختن اهل قلم و دفاع از آن‌ها باشد. واقعا باعث تأسف است که صنف قدرتمندی نداریم. شاید کوتاهی اهل قلم و محدودیت‌های ارشاد باعث می‌شود چنین صنفی نداشته باشیم. اگر صنف فعالی وجود داشته باشد به طور مسلم می‌تواند برای چنین روزی برنامه‌های مختلفی را ترتیب دهد تا این روز واقعا به «روز قلم» تبدیل شود.  نظیر آن را ما در خانه تئاتر داریم. خانه تئاتر برای «روز جهانی تئاتر» یک هفته جشن می‌گیرد و از هنرمندان برجسته این حوزه تقدیر می‌کند. اگر ما صنف قدرتمندی داشته باشیم این روز می‌تواند پربارتر برگزار شود.

 

 نوری خاطرنشان می‌کند: ما صنف فعالی نداریم. صنف مترجمان ایران صنف نوپایی است و هنوز همه مترجمان به آن نپیوسته‌اند. برای نویسندگان هم صنفی وجود ندارد. البته کانون نویسندگان هست که همیشه محل مناقشه بوده است. نه وزارت ارشاد و نه نظام جمهوری اسلامی کانون نویسندگان را قبول ندارند. کانون هم در این روز فعالیت روشنی ندارد، زیرا اجازه فعالیت ندارد. اگر صنفی باشد که همه اهالی قلم جدا از جهت‌گیری‌های سیاسی و به عنوان همکار برای پیگیری و احقاق حقوق خود دور هم جمع شوند اتفاقات خوبی خواهد افتاد. وقتی صنف نیست، اگر اهالی قلم هم به صورت خودجوش کاری انجام دهند بسیار کوچک خواهد بود و صدایش به کسی نخواهد رسید.

 

اصلا تاریخ دقیق «روز قلم» چیست؟!

 

محمدرضا گودرزی - نویسنده و منتقد ادبی - نیز درباره اهمیت قلم و این روز می‌گوید:  قلم در قرآن‌ هم آمده است و مقدس‌تر از قلم چیزی نیست. اگر روزی را برای قلم انتخاب کرده‌ایم باید توجه‌ها به آن جلب شود؛ البته مشروط به این‌که کارهایی که صورت می‌گیرد کار شایسته و چشم‌گیری باشد و  اهل قلم متوجه شوند برای این روز تبلیغات کافی صورت گرفته است.

 

او همچنین خاطرنشان می‌کند: این روز حتی در میان اهل قلم خیلی شناخته‌شده نیست، زیرا  باید کارهای خاصی انجام شود که در ذهن اهل قلم ماندگار شود. مردم نمی‌دانند روز قلم چه زمانی است؟ اصلا تاریخ دقیق «روز قلم» چیست؟! خود من نمی‌دانم. کار خاصی انجام نمی‌شود. حتی در رسانه‌ها هم تبلیغ وسیعی برای این روز انجام نمی‌شود.

 

با نام‌گذاری و مراسم مشکل درست نمی‌شود

 

علی‌اصغر شیرزادی - نویسنده - نیز می‌گوید: ما مناسبت‌های مختلفی مانند «هفته کتاب» و «روز قلم» ‌داریم؛ این‌ها حرکت‌هایی ارزشمندی است اما  تاکنون موثر واقع نشده و نمی‌شود. ما که به اشکال مختلف و  با زاویه‌های دید مختلف با قلم سروکار داریم این را دریافته‌ایم. البته  بودن چنین روزهایی بهتر از نبودن‌شان است.

 

او در ادامه اظهار می‌کند: مانند روزهای دیگر ماه و سال، روزی را هم به نام «روز قلم» نام‌گذاری کرده‌اند. شما اگر از اهل قلم بپرسید  که روز قلم کی‌ و به چه مناسبت است، نمی‌دانند. زیرا خود موضوع مدنظر نیست و فراموش شده است. این فراموش شدن جای تأمل و مکث دارد که نشان‌دهنده مشکل فرهنگی و اجتماعی است. با نام‌گذاری یک روز با یک موضوع  مانند «روز بچه‌های کار» کاری درست نمی‌شود. کسانی  می‌خواهند نام‌گذاری کنند تا نمره‌ای در کارنامه‌شان ثبت شود، اما این‌ها به جایی نمی‌رسد؛ مهم اصل موضوع است.

 

شیرزادی با انتقاد از تیراژ کتاب و سرانه مطالعه در کشورمان پیشنهاد تشکیل کتابخانه‌های محلی را مطرح می‌کند و می‌گوید: تیراژ کتاب در بهترین حالت ۱۰۰۰ نسخه است، اخیرا به  ۳۵۰ نسخه هم رسیده است که باید ریشه‌یابی شود. بخشی از دلایل این موضوع در حیطه ادبیات و دانش‌های اجتماعی است و بیشتر علت‌هایش به آموزش و سیاست بازمی‌گردد.  این موضوع باعث شده سرانه مطالعه کاهش یابد. به مناسبت «روز قلم» پیشنهاد می‌کنم کتابخانه‌های کوچک محلی تشکیل شود. بیشتر افراد کتاب‌خوان نویسنده‌ها و پژوهشگران هستند که در خانه‌های‌شان کتابخانه‌های بزرگ دارند. پیشنهاد می‌کنم آن‌ها یک‌سری کتاب‌های مرجع خود را نگه ‌دارند و با بقیه کتاب‌هایی که نیاز ندارند با همکاری شهرداری و نهادهای دیگر در محله خود کتابخانه‌های کوچک تشکیل دهند تا کتاب‌ها در خانه زندانی نشوند و از این طریق به شروع گسترش کتاب‌خوانی کمک کنند. به نظر می‌رسد یکی از عوامل بیگانه بودن با کتاب مشکل گرانی آن باشد. نمی‌توانم بپذیرم فضای مجازی و ای‌بوک تیراژ کتاب را پایین بیاورد، زیرا در آن‌ها هم نتیجه درخشانی نمی‌بینیم. تا اطلاع ثانوی چیزی جایگزین کتاب نمی‌شود.

 

همچنین تعدادی از نویسندگان دیگر، از وجود «روز قلم» ابراز بی‌اطلاعی کردند و یا گفتند چنین روزی را قبول ندارند زیرا نمی‌دانند چه کسی یا کسانی و با چه انگیزه‌ای  متولی برگزاری آن هستند. البته آن‌ها ترجیح دادند نقل قول و نامی از آن‌ها منتشر نشود.

 

کد خبر: 944

منتشرشده در گزارش

راویان مجموعه ای مشترک از سه مولف است که به همت انتشارات فصل پنجم به چاپ رسیده است.

 

محمد افندیده، محمد نیازی و آریا معصومی که سهم هرکدام به ترتیب ده ، ده و هفت شعر است که در مجموع سی و هفت شعر بلند را در مجموعه می خوانیم. گزینش آثار و گردآوری مجموعه نیز به عهده ی محمد افندیده بوده است.

 

افندیده دلیل انتخاب دو مولف بعدی را نزدیک بودن وضعیت ترسیم ساختار اثر و همچنین نزدیکی جهان ذهنی معطوف به شعر سه مولف با توجه به موتیف های موجود در تمالیته ی آثار بیان می کند.

 

این شاعر می گوید: این وجوه اشتراک می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که شماری از آن ها همچون اشتراکات جغرافیای زیست بوم (امتداد مسیر رشته کوه زاگرس) و وضعیت نزدیک فرهنگی محل سکونت در سال های پر اهمیت کودکی و نوجوانی مولفین اثر باشد. این مسائل سبب در هم تنیدگی مستتر و زیر پوستی اندیشه ، مضمون و ابژه های مشترک ، نوع نگاه ، عاطفه و نوستالژیای متن خواهد شد که خود قابل بحث است.اما آنچه برای من بیشتر حائز اهمیت بوده است نوع نگاه مولف به شعر و ترسیم ساختار ذهنی شعر و جهان ذهنی ساخته شده جهت ترسیم فضای شعر بوده است. من شعر خود را دارای ویژگی هایی می دانم و این قسم اشتراک برایم مهم بود نهایتا اشعار باید وجه تسمیه مشترکی را به گرده می کشیدند که جلوتر بیان و لختی تفسیر خواهم کرد.

 

وی ادامه داد: لذا از بین شاعران جوانی که قلم شان و خصوصا نوع نگاه شان به شعر با من مشترک بود نیازی و معصومی را برگزیدم که هر دو شاعران با آتیه و خوبی هستند و همواره مانند برادری بزرگ تر به من رجوع کرده اند و هر دو را از نظر اخلاق هم شایسته می دانم چرا که حوصله ی چندین سال سررفته ی من مجالی برای کشمکش با برخی مولفین پرحاشیه را ندارد. بر این منوال و پس از صرف زمان و انرژی بسیار برای گزینش و ویرایش اشعار نهایتا سی و هفت اثر را کنار هم قرار داده به دفتر انتشارات مربوطه ارسال کردم.

 

افندیده افزود: شاخصه ی اصلی شعر من روایتمندی و استحکام روایت از آغاز تا پایان کار است بدانگونه که خواننده ی اثر خود را با متن همراه دیده و به ادامه ی خوانش تا پایان اثر مجاب کند و این یعنی هم کمک به شعر و هم به مخاطب عجول کم حوصله عصر حاضر جهت صرف زمانی بیشتر در سرزمین هنر که روشن به آن نیاز مبرم دارد.

 

وی اضافه کرد: صد البته تمام این گفتار زمانی قابل بیان خواهد بود که ما اثری ارزشمند با چنین مشخصاتی به دست مخاطب رسانده باشیم نه صرفا اثری روایتمند یا روایت محور‌. امروزه روز دیگر کسی به شما نخواهد گفت که "روایت" برای گونه ی دیگری از متون ادبی است و شعر نباید اینگونه بر استحکام روایی خود مصر باشد.

 

افندیده در ادامه به پیشینه خود در ادبیات اشاره کرد و گفت: من ادبیات را با فعالیت در حوزه ی ادبیات داستانی آغاز کرده ام و اینگونه روایت را از نثر و داستان نویسی به شعرم کشانده ام اما به نحوی که شعریت اثر با کمترین مخاطره یا نقصانی مواجه نشده بلکه این وضعیت تاثیری مثبت در اثر ایجاد کند نه منفی.

روایت در شعرهای من روایتی ست که با بهره گیری از عناصر خویشاوند خویش یعنی عناصر یا المان های داستان نویسی منسجم و مستحکم می شود و از اینرو خرده تفاوت هایی با آنچه به عنوان روایت در شعر سپید پیش تر دیده و شنیده و خوانده می شد خواهد داشت.

 

مولف مجموعه برادرکشی ادامه داد: همچنین آگاهم که این می تواند تنها ادعایی خام یا ناقص باشد. پس به بیان ادله خواهم پرداخت چنانکه در شعر دوم مجموعه که روایتی بلند با مضمون جنگ است اگر شخص برخورد کننده با اثر اطلاعات مکفی از تکنیک های داستان نویسی داشته باشد به راحتی می تواند پروتاگونیست ، آنتاگونیست ، کشمکش ، بحران ، دیالوگ ، جریان سیال ذهنی همچنین در وجه تصویرگری اثر بافت ، زاویه ی دید و ... را مشاهده و در متن نشانه گذاری کند.

خوشبختانه اینگونه ی روایت در شعر سپید امروز …

 

وی به ویژگی های شعر خود نیز اشاره ای کرد و افزود: الزام بعدی برایم تصویرگری شعر است. بر آنچه می گویم بسیار راسخم که شعر سپید باید تصویرگر باشد و کشف ها و ساختارشکنی ها و آشنایی زدایی ها و ... با تصویرگری به متن کشیده شوند.برای من زبان بیشتر به مثابه مواد اولیه ی ساختن شعر است نه ابزاری برای خلق زیبایی.

در روزگار ما مخاطب هیچ نمی پسندد که مدت زیادی در شعر بر بستر عریانِ تک وجهی زبان رها شود.کافی ست خود را در یافتن تصویر در مضیقه و ملزم به پردازش مفاهیمی در مغز بیابد.

او کلافه می شود!

و کار شعر تمام است.

عصر ما عصر تصویر است.

رسانه های تصویری قسمت اعظم فضاها را تحت سلطه ی خویش درآورده اند چراکه مردم با تصویر بسیار ساده تر و بهتر ارتباط برقرار می کنند و پیرو آن می توان گفت هنرهای تصویری نیز بسیار موفق ترند.

انسان معاصر دوست دارد شلیک گلوله و کشته شدن کاراکتر منفی یک فیلم را ببیند اما هرگز دوست ندارد جسدی را تشریح کند تا در خصوص گوارش اطلاعات و آماری محاسبه کند‌.

کنار زدن اعضای داخلی با دست برای محاسبه ی طول روده؟

اصلا حرف اش را نزنید!

من که می روم سراغ هنر.

آنهم تجسمی که بیشترین رجوع مخاطب را دارد مثل سینما ، نقاشی ، عکاسی.

نه هرگز نخواهم توانست!

اعتراف می کنم شعر روح مرا تسخیر کرده است.

 

امّا می کوشم شعری تصویرگر داشته باشم.زمانیکه شعر با تصویر پرداخت شود ماندگاری فزون تر و موثرتری در ذهن مخاطب خواهد داشت و زیبایی خلق شده با تکنیک های تصویری با ترجمه ی اثر به هر زبانی باز به قوت در اثر حضور خواهد داشت آنچه در خصوص بازی های زبانی و خلق زیبایی با تکیه بر بازی های زبانی هرگز مقدور نخواهد بود.

 

من اینگونه می پندارم و چنین می نگارم و دیگر مولفان مجموعه نیز.

برای مثال وقتی می گویم:

"گوزنی که بر دیوار خشک شده

با اندوه زیبایی اش را حفظ کرده است"

مفهوم مرگ و اندوه ناشی از مرگ و نیست انگاری و هیچ پنداری و پوچ گرایی انسان معاصر در برخورد با ابژه ی مرگ با چنین تصویری در ذهن مخاطب میخ می شود.

حالا اگر بگوییم :

"گوزن ها

با اندوه بسیار هنگفتی کشته می شوند"

در واقع کاری نکرده ایم تازه این در حالی ست که خود کاراکتر گوزن تصویر دارد و پدیده ی مرگ آن نیز تصویری دیگر.اما باز هم افاقه نمی کند چراکه این تصویر نمی تواند بدیع و مستحکم باشد.

ما در پرداخت تصویر :

و گوزنی که بر دیوار خشک شده

موارد به نظر جزئی اما بسیار حائز اهمیتی را مد نظر داشته ایم تا به تصویری مطلوب برای شعرمان برسیم.مواردی همچون :

بافت ، زاویه ی دید ، نما ، تصویر کانونی حتی تاثیر روانی تصویر ارائه شده و با اعمال تمام این وضعیت ها به هدف نزدیک شده یا رسیده ایم.

 

 

مسئله ی دیگر که بسیار بغرنج است یک جریان انحرافی باقی مانده از دهه ی هفتاد و از متن جریان شعری "سهل و ممتنع" است که احتمالا بدلیل عدم آگاهی از مفهوم واژه ی (ممتنع) ابتدا نگارش شعر را ساده نویسی و در ادامه سهل نویسی و سهل انگاری پنداشته و نگاشتند.

 

اشعاری تضعیف شده از هرجنبه ی ممکن با بسنده به بازی های کم ارزش در سطح زبان و خرده توجهی به عاطفه چنانکه می بینیم بدترین آفتی ست که در چهار دهه ی اخیر گریبان شعر سپید را گرفته است.

 

به جد شایسته ترین نام برای اینگونه اشعار را "آبدوخیاری" می پندارم.

 

با ریختن مقادیری واژه بی کمترین دقتی در یک ظرف با فرمی پر از فرو رفتگی و برامدگی ناهنجار و تکان دادن و ریختن روی کاغذ چه حاصل مان خواهد شد!؟ حالا ابتدا یا انتهای متن را به یک "دلتنگم" یا "معشوقه ی اجتماعی من" نیز مزیّن کنیم که چه بدتر!!!

 

شعر سپید باید گُرده ای از این وضعیت اسف بار ناروا و سخیف سبک کند.

 

وی هدف از گزینش و انتشار راویان را چنین برشمرد: راویان به گونه ای گزینش و ویرایش و چاپ شد که بتواند حدود شعر سپید منسجم و تایید شده با نگاهی خوش بینانه مورد پسند ادبیات امروز باشد.

 

نکته ی بعدی که با توجه به تیترهای عنوان شده ی آغازین متن لازم به ذکر است وضعیت توانایی و موفقیت متن کتاب در خلق محتواست چنانکه در این مجموعه تلاش شد آثاری با خلق محتوای چشمگیر در متن کتاب موجود باشند و امید که چنین بوده باشد.

این وعده را می دهم که "راویان" سی و هفت مرتبه شعری دغدغه مند به شما ارائه خواهد داد.

 

اگر نیاز به توضیح مضاعف و دیگرگونه ای باشد باید چنین گفت که اندیشه توانایی تجزیه و تحلیل ما در برخورد با پدیده ها خاصه برمبنای تعاریف و تفاسیر فلسفی است.

اندیشه ی بشر همواره در گرو سطح دانستگی فلسفی او بوده است پس شاعر باید سعی کند از نظر مطالعه و دانستگی فلسفی خود را در سطح بالایی حفظ کند.

 

برای مثال من وقتی میخواهم به ابژه ی تنهایی گریزی داشته باشم گاهی مخاطب را در ابتدای متن تنها می گذارم تا او در هیئت انسانی تنها و به جا مانده از اجتماع شلوغ و بی دروپیکرِ عاری از یک صورت آشنا به تماشای وقایع بنشیند و گاه ندایی هادی بشنود.اینجا باستناد آموخته های دیداری و شنیداری و حسی او خود را در سطح دانستگی بالاتری نسبت به سطر ابتدایی می یابد.نهایتا می تواند به تجزیه و تحلیل در محتوای متن ورود کند چراکه حال خود را در سطح دانایی مکفی برای اتخاذ رای بر تنهایی یافته است و از این مسئله استقبال می کند.

 

از پی این به کنش و واکنش واداشتن مخاطب در متن نوعی تفکر منتقل شده است و اگر این تفکر اندیشیده و بالنده باشد اثر نیز در خلق محتوا موفق بوده است و در این زمینه کاری کرده و به کناری ننشسته است.

 

این متن هوشمند است.این متن را در راویان تجربه کنید و من اینجا تنها یک متد را لو داده ام. راویان محتوای ارزشمندی را زیر جلد و در متن خود به هرسو منتقل می کند و از این باب بر مجموعه بسیار غرّه ام.

 

این شاعر در پایان نیز گفت: تمام تلاشی که در مراحل مختلف جهت ارائه ی این مجموعه انجام شد به این دلیل بود که قصد داشتیم مجموعه ای یکپارچه و ارزشمند به بازار شعرِ سپیدِ تضعیف شده ی این روزهای ادبیات کشور اضافه کنیم که شعر دغدغه است ، که شعر معزز است ، که شعر بینواست.

 

البته باز هم معترفم که این شاید سلیقه ی من باشد اما بر این سخن راسخم که "راویان" می تواند معرفی کننده ی جریان شعر سپید جدی زمان خود اش باشد.

 

نه با تکیه بر باد بی مبدا و بی مقصد برخی وضعیت ها و اجتماعات کزایی در متن ادبیات که با تکیه بر متن کتاب و آنچه تا امروز منتقدین و مفسرین و شاعران جدی در خصوص اش اظهار داشته اند بیان می کنم. امیدوارم توانسته باشم جان کلام را صحیح منتقل کرده باشم چراکه این کمترین حق کتاب است.

 

به دلیل ضیق فضا و زمان همه چیز به اختصار و ابتر بیان شد و امید که فرصتی مغتنم تر کلام را تکمیل کنم.

و حرف آخر:

اینکه شاید بتوان این گفتگو و متنِ حاصل از آن را به مثابه مقدمه ای بر کتاب راویان مویه های زاگرس  که به دلایل بسیار ، کم اهمیت و روشن در روزهای چاپ مجموعه نگارش نشد.

 

کد خبر: 943

 

 

منتشرشده در گفتگو
صفحه1 از106

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد