انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

 

بیست و دومین نشست تخصصی نقد و بررسی ترانه – آواز برگزار شد.

 

جلسات کارگاهی نقد و بررسی ترانه- آواز زیر نظر کانون زمستان و سجاد عزیزی آرام در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

 

در واپسین روزهای اردیبهشت، اهورا ایمان، حسن علیشیری، آرمان مهربان و کاوه آفاق به این محفل دعوت شدند تا آثار شاعران و ترانه سرایان جوان را به بوته ی نقد بیازمایند.

 

در ابتدای این جلسه، عزیزی از مسائلی چون برخی خوانندگانی که در لحظه ی اجرا کار را اشتباه می خوانند، خوانندگانی که نام ترانه سرایان را اعلام نمی کنند و ترانه سرایانی که  انزوا را  برمی گزینند، انتقاد کرد.

 

وی با معرفی  آثار خاطره انگیزی که از اهورا ایمان  اجرا شده است، به صحبت های خود پایان داد تا در مرحله ی بعد آثار ترانه سرایان حاضر و داوطلب مورد نقد قرار گیرد‌.

 

عدم ملودی پذیر بودن، عدم توجه به فرم و محاوره بودن اصلی ترین مشکلات آثار ترانه سرایان در این جلسه قلمداد شد.

 

 

محور گفتگو و تاکید اصلی این جلسه بر روی موسیقی راک و آنچه که در ایران از آن به راک شناخته می شود، قرار گرفته بود.

 

هومن موسوی دو اثر از آثار خود را بر روی صحنه اجرا کرد. در پایان جلسه نیز کاوه آفاق با نوازندگی آرمان مهربان قطعه ای را اجرا کرد که با تشویق حاضران در سالن همراه شد.

 

گفتنی است آثار برگزیدگان این جلسه در بخش نقد اتود زده خواهد شد.

 

لازم به ذکر است که جلسات تخصصی ترانه آواز روزهای یکشنبه در فرهنگسرای سرو برگزار می‌شود و ورود برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

خبرنگار: مهدیه رشیدی

کد خبر: 910

 

منتشرشده در گزارش

مراسم رونمایی از مجموعه شعر «و آهنگ‌های بی‌کلامی که هرگز نساختیم» سروده مونا رضاپور برگزار شد.

 

بر اساس خبر رسیده، در این مراسم که در محل  شهر کتاب دانشگاه (در تقاطع خیابان قدس و بزرگمهر) برگزار شد، عبدالمجید زنگویی، شاعر و مدیر انتشارات لیان (ناشر کتاب)، ضمن خوشامدگویی به حاضران گفت: من خوشحالم از این افتخار، که بدون تعارف، چاپ کتاب شعر پرمحتوا، وزین و خیال‌انگیز «و آهنگ‌های بی‌کلامی که هرگز نساختیم» سروده خانم مونا رضاپور نصیب بنده شد. امروز خوشبختانه زنان شاعر ما آشکارا در آثارشان زن بودن‌شان و احساس منحصربه‌فرد زنانگی‌شان را بیان می‌کنند.

 

مثلا به این قطعه شعر از کتاب مونا رضاپور توجه کنید:

 

دلم سفر می‌خواهد

به انارستان جادویی لبخندت،

که پشت قهرهای من،

میوه می‌دهد،

هر چهار فصل سال

 

 

خسرو سینایی، فیلم‌ساز، نیز در قسمتی از سخنانش درباره شعرهای کتاب گفت: من شعرها را خواندم و با اشتیاق ادامه دادم و دیدم با یک شاعر حساس طرفم، که جرات زن بودن دارد، و بالاتر جرات ابراز این را دارد که بگوید من یک زن هستم. چیزی که من در این شعرها دوست داشتم، این ظرافت در بیان عمیق‌ترین حس‌هایی بود که در یک زن وجود دارد، و اما معمولا بدان اعتراف نمی‌کند. یادمان باشد که خانم رضاپور موسیقی‌دان و موزیسین هم هستند. شعرها قافیه ندارد به آن شکل؛ اما وزن و هماهنگی خوبی دارد، و جالب آن‌که اصلا لکنت و سکته ندارد.

 

به مانند این تکه شعر:

تو عاشق زیبایی‌ام شدی،

همین است که آراسته می‌کنم!

من عاشق حرف‌هایت شدم،

همین است که دروغ می‌گویی!

 

دکتر هماسادات افسری، مدرس هنر، نیز به عنوان اخرین سخنران در این رونمایی، درباره شعرهای کتاب گفت: شاعر ما، غم‌ها و غوغاها را در چشم و دل ما می‌ریزد، شعر می‌سراید، آواز می‌خواند، ولی آهنگ‌های بی‌کلامی را هرگز نساخته است. او همه عمر خود را در هنر از دست داده است. او هنر را دودستی گرفته است تا زندگی را دودستی از دست بدهد. ولی گویا چنان است که اگر صدها بار دیگر نیز به دنیا بیاید، باز هم در هنر غرقه می‌زند. دریغ از کسی که این همه شیدا و شیفته باشد. او لبریز از صداقت است. لبریز از دوست داشتن. لبریز از هنر در همه ابعاد، و ابعاد وجودی‌اش نیز. او آن‌چه در اعماق قلب خویش یافته است، خود تفقدی است بهر شادی‌ها و رنج‌های انسان الوهی - خاکی.

 

وی افزود: برای او تجلی و تظاهر ضمیر پنهان، بهترین وسیله شناسایی و معرفت به شمار می‌رود. شرح رویاهای بازگوشده، خلق واقعیت‌های جدید در آن‌جا که حقیقت و مجاز، واقعیت و خیال، گذشته و آینده، فراز و نشیب، تناقض خود را از دست می‌دهند؛ و ارمغان حفظ خاطره و دوستی او لاجرم آهنگ‌های بی‌کلامی است که هرگز ساخته نشده است.

 

کتاب شعر «و آهنگ‌های بی‌کلامی که هرگز نساختیم» توسط انتشارات لیان در ۱۰۰۰ نسخه و ۱۲۵ صفحه به بازار نشر عرضه شده است.

 

کد خبر: 909

منتشرشده در گزارش

 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیام سیدعباس صالحی آمده است: خبر درگذشت شاعر شهیر پارسی­ گوی تاجیک و اندیشمند فقید، استاد «مؤمن قناعت» موجب تأسف گردید.


این پیام حاکی است: «قناعت که عنوان شاعر خلق تاجیکستان را کسب کرده بود، در آثار ماندگار خویش در قالب شعر و داستان حماسی، همواره دغدغه­های سیاسی و اجتماعی مردم روزگار خویش را با زبانی نغز و گویا بیان می­کرد.»

صالحی در پیام خود افزوده است: تعلق خاطر این شاعر پرآوازه به میراث عظیم معنوی و هویت این منطقه و سرزمین ایران در شعر بداهه او با مطلع « از خلیج فارس می­ آید نسیم فارسی» نام او را در ذهن و خاطره ایرانیان جاودان کرده است.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این پیام همچنین با تسلیت درگذشت این شاعر و مصلح اجتماعی به ملت،کشور دوست و همسایه تاجیکستان و همه علاقه ­مندان او، از خداوند متعال غفران و رحمت واسعه برای آن مرحوم خواستار شد.

مومن قناعت (زادهٔ ۱۹۳۲ م - ۲۰۱۸ م) شاعر پارسی‌گوی تاجیکستان، نمایندهٔ مردم تاجیکستان در پارلمان اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۹۱–۱۹۷۹)، متفکر سیاسی و اجتماعی بود. 

وی در ۱۸مه ۲۰۱۸(جمعه 28 اردیبهشت 1397)، در سن ۸۶ سالگی در شهر دوشنبه درگذشت.

مؤمن قناعت در سال ۱۹۳۲ (۱۳۱۴ خورشیدی) در ناحیه درواز به دنیا آمد. در سال ۱۹۵۶ در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی تاجیکی از دانشگاه ملی تاجیکستان فارغ‌ التحصیل شد و در همان سال به عضویت اتحادیه نویسندگان درآمد. پس از اتمام تحصیلات در مجلهٔ «صدای شرق» مشغول به کار و پس از مدتی سردبیر این نشریه شد. نخستین دفتر شعر او با نام «شراره» در سال ۱۹۶۰ به چاپ رسید.


 
کد خبر: 908
منتشرشده در گزارش
دوشنبه, 31 ارديبهشت 1397 ساعت 12:03

روز گذشته در شیراز؛-هاشم جاوید درگذشت-

 هاشم جاوید نویسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگر حوزه ادبیات اهل شیراز درگذشت.

 

نیما تقوی مدیر مجموعه فرهنگی «پیرسوک» از درگذشت هاشم جاوید نویسنده و پژوهشگر کشورمان خبر داد.



معروف‌ترین اثر هاشم جاوید «حافظ جاوید» شرح دشواری ابیات غزلیات حافظ است که در نشر فرزان روز منتشر شده است.


هاشم جاوید علاوه بر پژوهشبی ادبی بر اشعار حافظ و سعدی کار ترجمه نیز انجام داده بود. او همچنین  تصحیحی از دیوان حافظ به همراه بهاءالدین خرمشاهی منتشر کرده بود.

 

کد خبر: 907

منتشرشده در گزارش

در سالروز تولد احمدرضا احمدی انتشار گفتگوی قدیمی با او خالی از لطف نیست. مصاحبه ای که  سال 93 در روزنامه ایران به چاپ رسید؛

احمدرضا احمدی ده‌ها دفتر شعر منتشر کرده است، طی نزدیک به 50 سال شاعری، با ویژگی‌هایی که در شعر او سراغ داریم، شاعر آوانگارد دهه چهل و پنجاه، زبان ساده، معصومیت فضا و تصاویر در شعر و... در این فاصله چندین نمایشنامه نوشت که هیچ کدام به صحنه نیامدند، چند کتاب کودک و نوجوان نوشت که جوایزی را هم برایش به ارمغان آورد اما روح تشنه و جست‌وجوگر او را سیراب نکرد تا اینکه سال گذشته با رمان «آپارتمان، دریا» تولد دیگری داشت. رمانی سوررئال که در فضای وهم و واقعیت می‌گذرد. این رمان با استقبال روبه‌رو شد و در فاصله‌ای کوتاه به چاپ سوم رسید، طوری که احمدرضا احمدی را هم غافلگیر کرد و او را ترغیب کرد رمان دوم خود را بنویسد: «مسافرخانه، بندر، بارانداز» که نشر ثالث ماه گذشته به بازار فرستاد و در همان هفته‌های اول و دوم فروشی فوق‌العاده داشت و همین بهانه یک گفت‌وگو با او را در خانه‌اش رقم زد.

 

 

 علت استقبال از رمان‌های شما را می‌توان این‌گونه تحلیل کرد که شما در شعر به تکرار رسیدید؟ اما در رمان کاری نو عرضه کردید. فضای کار شما بدیع است. سوژه تکراری نیست، حتی در بین رمان‌های امروز، کاری متفاوت است. همین عامل موفقیت رمان‌های شماست؟ شما در رمان‌نویسی امروز پیشتازید. همان گونه که در شعر دهه 40 آوانگارد بودید.

 

البته در مورد شعر، که می‌گویید به تکرار رسیده‌ام، من هیچ دفاعی ندارم. شاید درست باشد. ولی این کتاب شعرم که منتشر می‌شود، به حساب خودم شاید یک تحولی در آن باشد. واقعیت این است که هر هنرمندی در تمام طول عمر، خودش را تکرار می‌کند. به قول سزان که گفت من در تمام عمر یک سیب را کشیدم. به آثار شاعران قدیمی ما هم که نگاه کنید می‌بینید همه رباعیات خیام، یک رباعی است و یک حرف را تکرار می‌کند. شاید منتقدان هم راست می‌گویند که به تکرار رسیده‌ام. نمی‌دانم. به نظر خودم به یک جایی رسیدم که در اول دفتر در دست چاپ نوشتم: شاید این آخرین کتاب شعری است که چاپ می‌کنم، واقعیت هم همین است. البته من از این دید این را نوشتم که وضعیت جسمی‌ام مناسب نیست، نه به خاطر تکراری بودن شعرم. بیماری‌هایی دارم که معلوم نیست فردا از رختخواب بلند شوم. آن چیزی هم که وادارم کرده این قدر کار کنم، خود این بیماری‌ها بود. یعنی یک دفعه فهمیدم زندگی جدی‌تر از این حرف‌هاست. دو، سه سیلی حسابی از روزگار خوردم. در جریان جراحی چشم به دلیل غفلت پزشک دردسرها کشیدم که نزدیک بود کور شوم. در جوانی دچار سکته شدم و... در مجموع از عمر و زندگی‌ام راضی‌ام. با تمام این بیماری‌ها و گرفتاری‌ها کار کرده‌ام و همچنان کار می‌کنم. آرزو دارم 84 سال عمر کنم و 12 تا رمان بنویسم.

 

 

 درست است که این روزها بیشتر وقت و انرژی‌ شما صرف نوشتن رمان می‌شود؟

بله، نوشتن رمان کار جالبی است. به این می‌ماند که یک ماشین حفاری در حین کار با مانعی مثلاً تخته سنگ بزرگی برخورد کند، چند روز باید در این اندیشه باشید که راه حلی پیدا کنید تا کار ادامه پیدا کند. اما نوشتن شعر این مشکل را ندارد. در یک نشست نوشتن یک شعر را تمام می‌کنید. ولی در نوشتن رمان جلو می‌روید، اما ناگهان در جایی متوقف می‌شوید و کار پیش نمی‌رود. اگر بخواهید بنشینید دوباره بنویسید کار تصنعی درمی‌آید. دروغ درمی‌آید و خواننده می‌فهمد که دارید سر و ته کار را هم می‌آورید و احساس می‌کند که نویسنده سرش کلاه گذاشته است. در همین رمان «آپارتمان، دریا» دو، سه جا به بن بست خوردم. ولی کمی صبوری و با فاصله انداختن... مسیر تازه‌ای باز شد و کار ادامه پیدا کرد. در این رمان جدید هم می‌دانم چه باید بکنم. این را هم بگویم زمانی که می‌نویسم، نمی‌دانم آخر رمان چه خواهد شد و سرنوشت شخصیت‌ها چگونه رقم می‌خورد و کار در چه وضعیتی تمام می‌شود. پایان‌بندی هیچ یک از رمان‌هایم را نمی‌دانم چگونه خواهد بود. در عمل چگونگی‌اش را پیدا می‌کنم.

 

 

 هیچ‌یک  از نویسندگانی که امروز رمان می‌نویسند وارد این فضا که شما می‌نویسید، نشدند. هم به‌لحاظ سوژه داستان، هم به لحاظ زبان و شیوه روایت پردازی. شاید همین مؤلفه‌ها عامل موفقیت رمان‌های شما شده است. چون برای خوانندگان به‌دلیل متفاوت بودن جذاب است.

 

من حتی در تعریف کردن لطیفه هم موضوع را کش نمی‌دهم. در شوخی‌ها هم حوصله ندارم کش‌اش بدهم. می‌خواهم سریع ماجرا تمام شود. مردم حوصله ندارند، یک چیز دیگر هم برای شما اعتراف کنم: هیچ‌کدام از این سه، چهار کتابی که در می‌آید، از دویست صفحه بیشتر نمی‌شود.

 

البته وقتی رمان من منتشر شد، یک آقایی اعتراض کرد که چرا در این سن شروع کردی به نوشتن رمان. من هم گفتم: نمی‌دانستم برای نوشتن رمان از شما هم باید اجازه می‌گرفتم. برخی هم می‌گفتند این رمان نیست و شعر است، یکی هم گفت من شعر احمدرضا احمدی را بر رمان هایش ترجیح می‌دهم. من از اول آدمی نبودم که بنشینم، حتی آن موقع که بیماری و گرفتاری به سراغم آمده بود. در حوزه ادبیات کودکان هم که کار می‌کردم کارم با آثار بقیه نویسندگان فرق دارد؛ یعنی تخیل خودم بود، کار خودم بوده، از تقلید و رونویسی آثار دیگران نفرت دارم. از اینکه آثارم شباهت به آثار دیگران داشته باشد، گریزانم. آل احمد کار مهمی که کرد در مدیر مدرسه، ادبیات داستانی ما را از سیطره بوف کور صادق هدایت خارج کرد.

 

یعنی آمد در یک وادی دیگر قلم زد. بعد از آن حدود بیست الی سی سال، رمان فارسی زیر سیطره «ملکوت» بهرام صادقی بود. من کوشش کردم، فضایی دیگر در ادبیات داستانی ترسیم کنم، حالا چقدر موفق شدم، قضاوتش با خوانندگان است.

 

 

 خانم نفیسی هم در کتاب «آن دنیای دیگر» به نقد و بررسی کتابی از ناباکوف می‌پردازد به نام «حرف بزن حافظه». یا مارسل پروست هم در رمان «در جست‌و‌جوی زمان از دست رفته» همه گذشته را براساس حافظه روی کاغذ می‌آورد. شما در رمان از شاعران سوررئالیست فرانسوی نام می‌برید. آیا هیچ از نزدیک با آنها ملاقات داشتید؟ خاطراتی از آنها دارید؟

 

نه. نه. ماجراهای فرانسه و حضور شاعران سوررئالیست فرانسوی در رمان هم، همه براساس تخیل است. من تنها شاعر فرانسوی که دیدم که اتفاقاً سوررئالیست هم نبود، ایوبون فوا بود که رویایی و دوستانش او را به انتشارات روزن دعوت کرده بودند. ما یک شب او را ملاقات کردیم و بعد نادرپور و رویایی شعرهایش را ترجمه کردند که من در جنگ روزن چاپ کردم. بعد در این کتاب شعر فرانسه که سپانلو مترجم و گردآورنده اش بود. از ایوبون فوا شعرهای زیادی آورده است.

ولی شاعر سوررئالیست نبود. من دورا دور شاعران سوررئالیست را می‌شناسم. پاریسی که من در رمان ساختم، یک مقدارش براساس تخیل است، مثلاً در همین آخرین رمان «آیا با فقر می‌توان پاریس را دوست داشت؟» خیلی ازاسامی میدان‌ها و خیابان‌ها را از خانمی که در آن جا سال‌ها زندگی کرده، پرسیدم که یک وقت غلط نباشد. البته اگر غلط هم بوده باشد مهم نیست، چون تمامش تخیل است.

 

 

 اگر بخواهید فضای جامعه ادبی امروز را با فضای فرهنگی و ادبی دوران جوانی خودتان مقایسه کنید...

فرق چندانی نکرده است. آدم‌ها که عوض نمی‌شوند. آدم‌ها همان آدم‌ها‌یند، رفتارها هم همان رفتارهاست. همسن و سال‌های من آن زمان تحویلم که نگرفتند هیچ، قدیمی‌‌ها هم فحش می‌دادند. استقبالی که در این سال‌ها از کتاب‌های شعرم شده، از طرف جوان‌ها بود، به‌دلیل اینکه آنها دنبال چیزی می‌گشتند که نو باشد، متفاوت باشد. البته از آن طرف هم کار آدم‌سخت می‌شود. همین که منتقدان و اهل قلم پشت سرم می‌گویند، کارهای احمدرضا تکراری است، شاید هم راست بگویند. هیچ دفاعی در برابر این داوری ندارم. علتش این است که باید تحولی در درون آدم اتفاق بیفتد، بعد زندگی ‌ات عوض شود که نمی‌شود. بنده اگر پول کلانی داشتم شاید جهان را طور دیگری می‌دیدم. البته پول زیاد هم آدم را تنبل می‌کند و آدم دچار رخوت می‌شود. بعضی‌ها دچار نخوت می‌شوند، اسم نمی‌برم. آدمی بود که هیچ‌کاری نکرده بود اما همیشه ادعا داشت.

 

 

 می‌خواهید بگویید، نخستین پله‌های ترقی را فروغ جلوی پای شما گذاشت. محافل ادبی و روشنفکری ما اجازه مطرح شدن شما را نمی‌داد؟

نخیر، نمی‌دانم. تداوم، جانزدن، پشتکار، سالم بودن، این‌ها عوامل پیشرفت من بودند؛ اگر پیشرفتی داشته‌ام. چاه‌های زیادی سر راه هنرمندان و اهل قلم هست، که باید مواظب بود در این چاه‌ها نیفتید، در ایران نیمی از وجودت باید صرف این شود که خراب نشوید. من طوفان‌های زیادی را از سر گذراندم، خیلی‌ها هم در این طوفان‌ها رفتند و گم شدند. یکی دیگر از عوامل ماندگاری هنرمند این است که خودش را دست کم نگیرد. خودخواهی،  همه چیز را از بالا نگاه کردن، غرور و خودپسندی هم خطرش در حد مواد مخدر است، بعد هم خیال کنید، به قله رسیده‌اید. آدم هیچ وقت به قله نمی‌رسد.

 

 

 شما که الان اهل هیچ مجلس و محفلی نیستید، آیا قبل از انقلاب هم همین طور بودید؟ یعنی به کافه نادری و کافه فیروز و... نمی‌رفتید؟

می‌رفتم اما قضایای بعد از کافه را دنبال نمی‌کردم، همان موقع به عشق مادرم بودکه دنبال چیزی نمی‌رفتم. بعد از انقلاب هم به عشق زن و بچه‌ام بود، از هر چیزی که مرا از شعر و ادبیات دور کند پرهیز می‌کردم. کار هنری کار تفننی نیست، کار حرفه‌ای است مثل همه کارها. اگر حرفه‌ای در هنر رفتار کنید به جایی می‌رسید اما اگر غیر این باشد غرق می‌شوید و از هنر دور.

 

 

 فکر می‌کنید منتقدان ما از قافله عقب مانده‌اند یا هنرمندان از زمان خودشان جلوترند؟چون شما هم بابت نخستین دفترهای شعر بد و بیراه شنیدید. حالا می‌گویید با سهراب هم این معامله را کردند.

فکر نکنید، آن‌ها این آثار را نمی‌فهمند، می‌فهمند اما حسادت و کینه نمی‌گذارد محال است که این آثار را نفهمند. به همین خاطر خود شاعر یا نویسنده باید خیلی استوار و ثابت‌قدم باشد نباید جا بخورد و به این نوع اظهارنظرها توجه کند. نه ستایش و نه انتقاد نباید روی فعالیت‌هایش تأثیر بگذارد.

 

 

 نسل جدیدی از مترجمان شروع به کار کردند که در بین آنها تعدادی مترجمان خوب هستند.

یک زمانی سه تا مترجم داشتیم. الان نگاه کنید، چقدر مترجم هست، چقدر دارند کار می‌کنند. در بین همین مترجمان، مترجمان زبده‌ای هم پیدا می‌شوند. نگران نباشید. شما ترجمه‌های اول امثال سید حسینی را نگاه کنید، اینها هم راه می‌افتند. خدا کند راه را ادامه بدهند. وسط کار ترجمه را رها نکنند، تداوم در جامعه ما نیست، در هر کاری. شما در غرب می‌بینید، پشت هر چیز و هرجریانی صدسال، دویست سال سابقه وجود دارد؛ تنها چیزی که در این کشور تداوم داشته روزنامه اطلاعات است که هشتاد ساله است.

 

البته کیهان هم هست.

بله، کیهان هم از سال‌های دور تا امروز تداوم داشته و دارد. این دو تا روزنامه هستند که 80-70 سال سابقه دارند.

 

 

شما با گروه‌های متعددی از هنرمندان در تعامل و دوستی هستید. هنرمندان موسیقی، نقاشان، فیلمسازان و... این تنوع دوستان ناشی از علاقه شما به همه هنرهاست؟

اتفاقاً بیشترین رفقای من در بین نقاشان بودند. یعنی بهمن محصص، سهراب سپهری و... دلیلش را هم نمی‌دانم، البته در بین شعرا هم رفقای زیادی دارم و داشتم. من با هیچ کدام‌شان بد نبودم. همیشه هم احترام آن‌ها را داشتم. شما دیدید که من هم با شاملو رفیق بودم، هم با نادرپور، که این دو با هم دشمن بودند. هم با سهراب سپهری رفیق بودم هم با رؤیایی که دو مسیر جداگانه را در شعر دنبال می‌کردند. با همه شاعران نسل قبل رابطه خوبی داشتم، علت‌اش هم این است که خودخواهی و منم منم نداشتم. من در بین همسن و سال‌های خودم دیدم که راجع به فروغ چقدر توهین‌آمیز رفتار می‌کردند. من هیچ‌وقت این رفتارها را نداشتم. نمی‌گویم سعه صدر داشتم، اصولاً اهل دعوا و جنجال‌های ادبی نبودم. آن‌ها هر کدام یک کاری کردند. هر کسی در زمینه کار خودش زحمت کشیده است.

جالب است که پنج شش شاعر در آن زمان بودند که هیچ‌کدام کارشان شبیه هم نبود، یعنی ابتهاج هیچ شباهتی به شاملو نداشت رؤیایی هم شباهت به هیچ‌کس ندارد. اخوان مثل بقیه شعر نمی‌گفت. الان اشکال کار در این است که شما اسامی و امضای افراد را از پای شعرها بردارید، فکر می‌کنید همه این شعرها را یک نفر گفته است.

 

 

در عرصه شعر و هنر، هرکسی یک مخاطب فرضی در ذهن خودش دارد. یکی برای عشق اول خودش می‌نویسد، یکی برای عشق – مثل شاملو- می‌نویسد. شما برای چه کسی شعر می‌نویسید، در جوانی عاشق شده‌اید؟

زیاد عاشق شدم. آن کتاب «دفترهای کاهی» هست دیگر. اسم هم آوردم ولی الآن شعری دارم که می‌گویم دیگر «تویی» وجود ندارد. من عاشق شده بودم دیگر.

کسی بوده که چهل سال پیش عاشقش بودم، تازه دو سه سال است که می‌آید توی خوابم... این شعرها خیلی‌اش راجع به اوست. شعرهای من دو تا محرک داشت و به من در سرودن شعر انگیزه می‌داد، هنوز هم می‌دهد. یکی مرگ است و یکی عشق. اگر این انگیزه‌ها نباشد. آدم نمی‌تواند شعر بگوید.

 

 

 فکر می‌کنید به آنچه در ادبیات می‌خواستید، رسیده‌اید؟ یعنی بهترین کارهایت را نوشته‌ای و عرضه کرده‌ای؟

نمی‌دانم، هنوز جا دارم. شاید باز یک کار دیگر بکنم که شما تعجب کنید و همه را غافلگیر کنم. خودم هم تعجب می‌کنم مثلاً آخرین رمانی که دستم هست رمان «تفاهم» نمی‌خواهم در این رمان کار عجیب و غریبی بکنم به دلیل اینکه نمی‌خواهم خواننده را رم بدهم. می‌گذارد کنار، حوصله ندارد که تو پیچیده بنویسی و خواننده تلاش کند تا آن را کشف کند. یا پیدا کند زمان چه جوری است، کجا شکسته شده، اصلاً از این اداها را دوست ندارم. می‌دانم کی‌ها این کارها را می‌کنند در ادبیات جهانی ولی من نمی‌کنم. به دلیل اینکه آن را توهین به ذهن و شعور خواننده می‌دانم، اگر بخواهم گیجش کنم، چرا باید نشانی غلط به خواننده بدهیم؟

 

 

  شما اهل مطالعه تئوری داستان و شعر و نقد گویا نیستید؟

من از تئوری بدم می‌آید. با تئوری هیچ کار نمی‌شود کرد. درباره شیوه‌ها و شگردهای داستان نویسی حتی یک کتاب نخواندم. کتاب‌هایی که منتشر می‌شوند چگونه بنویسیم و شیوه‌های داستان نویسی و... هیچ‌وقت نرفتم سراغ‌شان؛ نوشتن که تئوری ندارد.

 

 

شما اشعار شاعران روس را تعقیب می‌کردید. آثاری که از آخماتووا و دیگران ترجمه می‌شود.

من که زبان نمی‌دانم، زبان روسی نمی‌دانم. شانس آوردم که زبان نمی‌دانم وگرنه به من اتهام می‌زدند که شعر آن‌ها را بلند کردی. فریدون فریاد در ترجمه شعر خدمتی به جامعه فرهنگی کرد. کتاب «شعر امروز یونان» را ترجمه کرد. خیلی دلم می‌خواهد یکی هم پیدا شود که شعر پازولینی را ترجمه کند. در اینجا خدمتی که به ما شد و نمی‌توان انکار کرد، خدمتی بود که مترجمان شعر به شعر نو ایران کردند. آقای احمدپوری، فریده حسن زاده، قاسم صنعوی، سپانلو، فریدون فریاد، علی عبداللهی، فؤاد نظیری و... این‌ها خیلی به ما خدمت کردند. چشم ما را به روی شعر جهان باز کردند.

 

 28 آبان 93/ روزنامه ایران

کد خبر: 906

 

منتشرشده در گفتگو

در پایان کار سی و یکمین دوره نمایشگاه کتاب تهران به سراغ ناشرانی رفتیم که امسال به جای شهر آفتاب به مصلی تهران نقل مکان کردند و با عناوین بسیاری از کتب چاپ شده در نمایشگاه حاضر شدند. ناشران تخصصی شعر و یا حتی ناشرانی که در حوزه ادبیات هم فعالیت می‌کنند.

 

انتشارات نگاه با سابقه ای بیش از 40 دهه فعالیت در عرصه نشر آثار، انتشارات شانی به عنوان اولین ناشر تخصصی شعر، نشر نیماژ که در حوزه ادبیات داستانی ایران و جهان نیز فعالیت دارد، انتشارات فصل پنجم که ناشر تخصصی شعر است و مولفان بسیاری دارد، نشرهای آنیما و نزدیکتر که سال اول فعالیت خود را سپری می‌کنند و به عنوان ناشرانی در نمایشگاه حاضر شدند که اولین تجربه خود را پشت سر گذاشتند و.... نشرهای ادبی هستند که پس از سی و یکمین دوره نمایشگاه کتاب تهران به سراغشان رفتیم و با مدیر مسئول آن ها به گفتگو نشستیم.

 

در زیر لینک تمامی مصاحبه ها ارائه می‌شود و شما میتوانید با کلیک بر روی عبارت آبی رنگ گفتگوی مربوط به هر ناشر را مطالعه نمایید.

 

گفتگو با علیرضا رئیس دانا مدیر مسئول انتشارات نگاه؛

رئیس دانا: فروش شاملو همیشه در راس همه کتاب هاست

 

گفتگو با مجید صالحی مدیرمسئول انتشارات شانی؛

صالحی: نمایشگاه کتاب امسال سیر صعودی داشت

 

گفتگو با علیرضا اسدی مدیر انتشارات نیماژ؛

رویکرد نیماژ، پیگیری استعدادهای جوان در حوزه ادبیات است

 

گفتگو با پرویز بیگی حبیب آبادی مدیرمسئول انتشارات فصل پنجم؛

شهر آفتاب، شهری ابری بود

 

گفتگو با امیرعلی سلیمانی مدیرمسئول انتشارات نزدیکتر؛

کیفیت اثر برای نشر از مشهور بودن مولف مهمتر است

 

لازم به ذکر است که در صورت افزایش گفتگوها با ناشران دیگر به متن خبر پیش روی شما اضافه و تاریخ انتشار آن به روز رسانی خواهد شد.

 

کد خبر: 905

منتشرشده در گزارش

 

انتشارات نیماژ به عنوان یکی از انتشارات تخصصی شعر، داستان و ترجمه چند سالی است که کار خود را آغاز کرده و از شاعرانی صاحب نام‌ و جویای نام آثاری را منتشر نموده است. به بهانه نمایشگاه کتاب با علیرضا اسدی مدیر مسئول انتشارات نیماژ گفت و گوی کوتاهی را ترتیب دادیم.

 

در این گفت و گو اسدی جمع بندی خود را از نمایشگاه بیست و یکم تهران این گونه اعلام کرد: وضعیت نمایشگاه کتاب سی و یکم با توجه به تغییر مکان از شهر آفتاب به مصلی، وضعیت بهتر و روبه رشدی بوده است. ناشرین نسبت به گذشته رضایت بیشتری داشته اند؛ چرا که مخاطبین در مصلی امکان مراجعه ی چندباره به نمایشگاه کتاب را داشته اند در حالی که در شهر آفتاب تنها یک بار این فرصت برایشان مهیا می شد. البته برخی از مخاطبین نیز ترجیح می دادند به نمایشگاه مراجعه نکنند. اتفاقی که امسال در نمایشگاه رخ داد این بود که برخی از مخاطبین ما چند بار به نمایشگاه مراجعه کرده اند.

 

این ناشر درخصوص فروش کتاب ها گفت: در نمایشگاه به لحاظ فروش کتاب هم قاعدتا امسال وضعیت بهتری حاکم بود. اما نوسانات قیمت دلار و ارز بر فروش کتاب تاثیر منفی گذاشته است. با توجه به افت قیمت کتاب و از سویی کاهش توان خرید مردم، وضعیت نابسامانی را پیش رو داشتیم؛ از این جهت کسانی که به نمایشگاه مراجعه می‌کردند از قیمت کتاب گلایه مند بودند یا از خرید کتاب های بیشتر صرف نظر و به خرید یک یا دو کتاب بسنده می کردند. روندی که از آغاز کار نیماژ تا به حال وجود داشته است، روند رو به رشدی بوده است .اما آنچه را که مدنظرمان بوده تامین نکرده است. با این وجود از فروش راضی هستیم.

 

وی در ادامه افزود: در خصوص عملکرد دولت نیز می توان گفت برنامه های وزارت ارشاد در دولت یازدهم و دوازدهم خوب و قابل دفاع بوده است. وزارت ارشاد با رویکردی نسبتا حمایتی و نگاهی فرهنگی با ناشرین تعامل می کند و شاهد اذیت و آزارهای دولت های سابق نبودیم.

 

اسدی در پاسخ به این پرسش که نیماژ با چند عنوان کتاب در نمایشگاه حاضر و چه تعداد از این کتب برای بار اول منتشر شده است توضیح داد:

نیماژ از اواخر سال ۹۲ و اوایل ۹۳ فعالیت خود را آغاز نموده است و از آن زمان تاکنون حدودا ۶۵۰ عنوان کتاب منتشر کرده ایم که برخی از آن ها تجدید چاپ شده اند. در حوزه های مختلف اعم از فلسفه، نمایشنامه، تئاتر، رمان و داستان ایرانی و خارجی، شعر در قالب سپید، ترانه، طنز، کلاسیک و ... آثاری منتشر کرده ایم که حدود ۱۲۰ عنوان از آن ها کتاب جدید بوده اند.

 

اسدی به اهداف نشر نیماژ نیز اشاره کرد و افزود: رویکرد کلی انتشاراتمان استعدادیابی جوانان است. در شهرستان ها و تهران، نویسندگان، مترجمان و شاعران خوبی وجود دارند که ناشران یا کتابشان را منتشر نمی کنند یا در قبال دریافت مبالغی از آنان آثارشان را منتشر می کنند. حدود ۲۰ تا ۲۵ عنوان کتاب منتشر شده از نیماژ در سال جاری، کتاب اولی بوده اند و رویکردمان حمایت از آنان است؛ چرا که ما در این مدت بازخوردهای مادی و معنوی خوبی از معرفی مولفان دیده ایم. استقبال خوبی از مولفان جوان کتاب اولی شد و برخی از این آثار تجدید چاپ هم می‌شوند.

 

مدیر نیماژ در ادامه اضافه کرد: امید صباغ نو و یاسر قنبرلو چاپ کتاب هایشان را برای نخستین بار به نیماژ سپرده اند. همچنین محمد گنابادی شاعری قدیمی و نامدار است که اولین کتابش را با عنوان " آوازهایی برای گوش ونگوک" منتشر کرده ایم.

اسدی در پایان اذعان کرد: کتاب توقیفی تازه ای به فهرست آثار توقیفی نیماژ افزوده نشده و هر چه بوده عناوین ثابتی بوده که از سال های گذشته پیگیر توقیفشان بوده اند.

 

خیرنگار: مهدیه رشیدی

کد خبر: 904

 

منتشرشده در گزارش

مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی خواستار ایجاد موزه محمد رضا شفیعی کدکنی در خانه امین‌الاسلامی‌های نیشابور شد.

 

مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی عصر جمعه 28 اردیبهشت در مراسم بزرگداشت روز ملی حکیم عمرخیام نیشابوری حضور یاف و با یادآوری آوازه شهر نیشابور گفت: ما ایرانیان در دنیا به فرهنگ و هنر و ادبیات شهره هستیم و هر کدام از شهرهایمان به نامی معروف است. در این بین، شهر زیبای نیشابور را به عطار و خیام می‎‌شناند؛ یعنی نیشابور هم مثل شیراز با هویت ادبی شناخته می‌شود. شهری که جنگ و ویرانی‌های بسیاری را به خود دیده است که نمونه بارز آن لشگرکشی‌های مغولان بوده، ولی هربار ققنوس‌وار سرزنده‌ و سرفرازتر از قبل، ساخته شده است.

 

وی با تاکید بر اینکه تا بحال آنچنان که شایسته است به بزرگان این شهر پرداخته نشده است گفت: نام نیشابور، عطار، خیام در جهان نامی آشناست. در این بین، خیام را بیشتر به رباعی‌هایش می‌شناسند تا موفقیت‌های بی‌نظیرش در کشف و حل مسائل ریاضی و ستاره‌شناسی. از طرفی خیام و رباعیاتش در آثار بزرگ کلاسیک جهان جایگاه ویژه ای دارد و شخصیت‌های بزرگ ادبیات جهان در وصف خیام، سخن گفته‌اند. چیزی که ما ایرانیان کمتر به آن پرداخته‌ایم.

 

مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در ادامه صحبت‌هایش دو پیشنهاد مطرح کرد و گفت: امروز شایسته است نیشابور به جوهره هویتی خودش یعنی ادبیات بازگردد و چون ظرفیت آن را دارد که تبدیل به قطب ادبیات عرفانی و حکمی ایران و جهان شود، با تاسیس دانشکده بین‌المللی ادبیات و کتابخانه‌های مجهز زبان فارسی، میزبان فارسی‌پژوهان جهان در این شهر باشیم.

 

وی ادامه داد: خانه امین‌الاسلامی‌های نیشابور ظرفیت آن را دارد تا تبدیل به موزه استاد شفیعی کدکنی شود تا هر چه بیشتر شخصیت علمی این مرد بزرگ را بشناسیم.

 

یادآور می‌شود، روز 28 اردیبهشت به نام حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به خیام، فیلسوف، ریاضیدان، منجم و شاعر، روز بزرگداشت «خیام» نامگذاری شده است.

 

کد خبر: 903

منتشرشده در گزارش

انتشارات نزدیک تر با مسئولیت امیرعلی سلیمانی به عنوان ناشر اولی شعر، در نمایشگاه کتاب امسال حضور یافت، به بهانه نمایشگاه و حواشی آن با وی به گفتگو نشستیم. در این گفت و گو ارزیابی سلیمانی از نمایشگاه امسال به عنوان ناشر اولی بیش از حد انتظار بود.

 

مدیر انتشارات نزدیکتر درخصوص سی و یکمین دوره نمایشگاه کتاب تهران گفت: امسال با ۶۴ عنوان کتاب در نمایشگاه حاضر شدیم که شکرخدا با استقبال خیلی خوبی مواجه شد. سه کتاب از نشر ما تجدید چاپ شد. کتاب شایان مصلح به چاپ چهارم رسید. این ها نشانگر استقبال از نمایشگاه کتاب است. یکی از دلایل آن می تواند انتقال محل نمایشگاه از شهر آفتاب به مصلی باشد. سال های قبل در شهر آفتاب به تجربه دیده بودم که کمتر استقبال می شد. نمایشگاه به هر حال امتحانی برای ماست. امیدوارم سال های بعد مجموعه های پرمخاطب تری داشته باشیم و از حیث کمی و کیفی انتشارات خود را ارتقا دهیم.

 

 وی ادامه داد: کتاب توقیفی نداشتیم و از مجموع ۶۴ اثر عرضه شده در این انتشارات حدودا چهل اثر کتاب اولی بودند. ما ناشر اولی بودیم و دوست داشتیم کتب شاعران ساکن شهرستان را چاپ کنیم؛ چرا که چاپ کتاب برای آن ها نسبت به شاعران تهرانی دشوارتر است. خواستم در این زمینه پیشرو و معرف آن ها باشم. خدا را شاکرم که استقبال از کتاب های بسیاری از شاعران کتاب اولی در نمایشگاه خیلی خوب بود و این نشانگر آن است که اگر به آن ها اعتماد و اطمینان شود و آثارشان در پک قابل قبولی ارائه شود مخاطبان خود را خواهند یافت.

 

وی در پاسخ به این پرسش که عده ای در ایام نمایشگاه اذعان نمودند برخی ناشران با انتشار آثار سلبریتی هایی چون شایان مصلح و مژده لواسانی سودجویی نموده اند، شما در این خصوص به عنوان ناشری که با چاپ کتاب مصلح سر و صدا کردید چه دیدگاهی دارید، گفت: من شایان مصلح را شاعر دانسته و می دانم. اگر او در عرصه دیگری مطرح شده، ارزش افزوده ای بر رونق کتاب است. شخصا با چاپ مجموعه ای ضعیف از یک سلبریتی موافق نیستم و منتقد آن هستم چرا که به نگاه مخاطبان نسبت به شعر یا داستان خوب لطمه می زند ولی از طرفی دیگر همه ی شاعرانی که کتاب منتشر کرده اند شغل دیگری هم دارند. یکی کارمند یکی معلم و مدیر است اما چون مدیریت انسان را به سلبریتی تبدیل نمی کند کسی نمی گوید شغل اصلی این شاعر چیز دیگری است. شایان مصلح هم فوتبالیست است و شعر را به عنوان هنر در اولویت کاری اش قرار نداده است. این ها دال بر ضعیف بودن اثر او نیست. برخی کتاب را نخوانده به صرف شهرت وی اثر او را نادیده می گیرند. سابقه ی ذهنی برخی افراد نسبت به آثار سلبریتی ها خوشایند نیست. اعضای شورای کارشناسی ما اشعار وی را بررسی نموده اند. شایان مصلح انصافا شاعر است. او ممکن بود معلم باشد ولی این را که فوتبالیست بودنش به چاپ کتابش کمک کرده است می پذیرم و آن را حسن می دانم. چه ایرادی دارد اگر بتوانیم از کارهای مختلفی که انجام می دهیم تریبونی برای معرفی خود بسازیم.

 

 

سلیمانی افزود: گاهی مثلا آقا یا خانم بازیگر در عرصه ای که هیچ سررشته ای از آن ندارد اثری را منتشر می کند، اگر به آن مجموعه انتقاد شود این انتقاد بجاست. نقد ادبی محل دفاع ندارد. هم ما و هم شایان مصلح علاقه مندیم برای این کتاب جلسه نقد برگزار کنیم و صاحب نظران ادبیات صحبت کنند. ما به عنوان ناشر، این کار را در کیفیتی دیدیم که در نمایشگاه عرضه شود. شاید مسئولیت شعرهای شاعر با ما نباشد یا شاید من مرجع خوبی برای دفاع از آن نباشم ولی من کتاب را در حد انتشار دیدم و معتقدم که استقبال از آثار او محدود به طرفداران نبوده است. در مراسم رونمایی و در نمایشگاه بسیاری از اساتید ادبیات شرکت کرده و کتاب را تهیه کرده اند. این نشانگر مقبولیت اثر مصلح نزد مخاطبان جدی ادبیات است. علاوه بر این از زمانی که به یاد دارم، او را به عنوان شاعر می‌شناختم و فوتبالیست مطرح تا این سطح نبودند. کیفیت اثر برای من مهم است. از این که سیاستمداری کتابش را به نشر ما بسپارد استقبال می کنم مشروط بر این که شاعر باشد.

 

 

این ترانه سرا در ادامه درباره ی تاثیر بسیار شعر و ترانه سرایی خود در جذب شاعران برای انتشار کتابشان در نزدیک تر خاطرنشان کرد: بخشی از کارمان به عنوان ناشر سال اولی از ارتباطات شکل گرفت؛ چون غالبا شاعران را می‌شناختم. بر این باورم که اگر ناشر به حوزه تخصصی اش اشراف نسبی داشته باشد امکان خطایش کمتر است. ترجیحم برای سال آینده حوزه داستان است چرا که تاثیرگذارتر است و این در خصوص شعر با شعرهایی است که طرفدار بیشتری داشته باشند.

 

او در ادامه پرواز ۶۹ از شایان مصلح و میراث از سید سعید صاحب علم را از پرفروش ترین های نزدیک تر اعلام کرد. همچنین از فروش آثار حسین دهلوی، محمدرضا طهماسبی و حامدی نیز احساس رضایتمندی داشت. از بین شاعران سپیدسرا نیز آثار علیپور، شکارسری، سیدعلی شکراللهی و رضا خسروی از فروش خوبی برخوردار بوده اند.

 

خبرنگار: مهدیه رشیدی

کد خبر: 902

منتشرشده در گفتگو

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به "خیام"، فیلسوف، ریاضیدان، منجم و رباعی‌سرای ایرانی در 28 اردیبهشت سال 427 هجری شمسی در نیشابور زاده شد.

 

خیام نیشابوری در قرن پنجم هجری در شهر نیشابور به دنیا آمد. نام کاملش «غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری» بود. او همچنین خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شده ‌است. او در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان بزرگ تسلط داشتند.

 

پدر او «ابراهیم» نام داشت که در مورد چگونگی حرفه‌اش دو نظریه ابراز شده‌است. گروهی آنان را با توجه به شهرت «عمر» به «خیام» یا «خیامی»، گفته‌اند که پدر، یا یکی از نیاکانش پیشه‌ خیمه‌دوزی یا چادردوزی داشته‌است و گروه دوم بر آنند که پدر «عمر خیام» به امور دیوانی مشغول بوده‌است.

 

در کتاب‌های کهنی که به بیان زندگی خیام و کارهای او پرداخته‌اند، اختلاف‌های بسیاری به‌ویژه در تاریخ تولد و مرگ او وجود دارد. نخستین منبعی که به‌طور مفصل خیام را معرفی کرده است، چهار مقاله نظامی عروضی، نوشته‌شده در حدود ۵۵۰ قمری است. دومین زندگی‌نامه خیام توسط ابوالحسن علی بیهقی، در ۵۵۶ قمری، در کتاب تتمه صوان الحکمه یا تاریخ الحکما نوشته شده است. نظامی عروضی و ابوالحسن بیهقی، هر دو معاصر خیام بوده و او را از نزدیک دیده‌اند.

 

وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله «امام موفق نیشابوری» علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنان‌که گفته‌اند خیام در دوران جوانی در فلسفه، نجوم و ریاضی به مقامات بلندی رسید و در علم طب نیز مهارت داشت. او به دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می‌سرود و در علوم مختلف کتاب‌های با ارزشی نوشته است.

 

خیام در سال ۴۶۱ هجری نیشابور را به‌ قصد سمرقند ترک کرد و در آنجا تحت حمایت و سرپرستی «ابوطاهر قاضی‌القضات» سمرقند، کتابی درباره معادله‌های درجه سوم تحت نام رساله فی‌البراهین علی مسائل‌الجبر والمقابله به زبان عربی نوشت و از آنجا که با خواجه نظام‌الملک طوسی رابطه‌ای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد.

 

وی فقه را در میان‌سالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستاره‌شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فراگرفته بود. شماری از تذکرةنویسان، خیام را شاگرد ابن‌سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند. صحت فرضیه شاگردی خیام نزد ابن‌سینا بسیار بعید است، زیرا از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن‌سینا را استاد خود می‌داند، اما این استادی ابن‌سینا، جنبه معنوی دارد.

 

مجسمه خیام در بخارست

تندیس خیام در بخارست

 

پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام‌الملک به اصفهان رفت تا سرپرستی رصدخانه اصفهان را بر ‌عهده گیرد. یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاه‌شماری ایران دانست. وی بدین منظور مدار گردش کره زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه کرد. اصلاح در ۲۵ فروردین  ۴۵۸ هجری خورشیدی (۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری) انجام شد. 

 

وی در مدت 18 سال اقامت خود در اصفهان مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام «رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس» نوشت و در آن خطوط موازی و نظریه نسبت‌ها را شرح می‌دهد. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه می‌شود و در همین سال‌ها (حدود ۴۵۸) طرح اصلاح تقویم را تنظیم می‌کند. خیام گاه‌شمار جلالی یا تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال‌الدین ملکشاه مشهور است، اما پس از مرگ ملک‌شاه این گاه‌شماری تداوم نیافت. در این دوران خیام به‌عنوان اختربین در دربار خدمت می‌کرد، هرچند به اختربینی اعتقادی نداشت. به دلیل آشوب‌ها و درگیری‌های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلاً از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه (زیج) قطع شد.

 

عدم توجه به امور علمی دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت اصفهان را به‌قصد خراسان ترک کند. بعد از سال ۴۷۹ خیام اصفهان را به‌قصد اقامت در مرو، پایتخت جدید سلجوقیان، ترک کرد. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به‌ویژه نیشابور و مرو گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می‌رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.

 

 

تندیس خیام

القاب

 

تاریخ‌نگاران و دانشمندان، هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته‌اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن‌سینای زمان شمرده‌اند. از خیام به‌عنوان جانشین ابن‌سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و متافیزیک یاد می‌کنند. اما علاوه بر این القاب فراوانی هم داشته است که نمونه‌ای از این القاب عبارت است از: حکیم حجةالحق، خواجه، امام، الفیلسوف حجةالحق، خواجه امام، حکیم جهان و فیلسوف گیتی، الشیخ‌الامام، الشیخ‌الاجل حجةالحق، سلطان العلماء، ملک الحکماء، امام خراسان، من اعیان المنجّمین، الحکیم الفاضل الاوحد، تالی ابن‌سینا، حکیم عارف به جمیع انواع حکمت به‌ویژه ریاضی، مسلط بر تمامی اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات، حجةالحق والیقین، نصیرالحکمه والدین، فیلسوف العالمین، نصرةالدّین، الحیر الهمام، سیّدالحکماءالمشرق و المغرب، السیّدالاجل، فیلسوف العالم و... . 

 

خیام استعداد شگرفی در اغلب زمینه‌های علمی مانند ریاضیات، نجوم، علوم ادبی، دینی و تاریخی داشت که سبب شد وی در این زمینه‌ها نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله‌های کوتاهی در زمینه‌هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تائید می‌کند.

 

آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می‌شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش‌های عرفانی اوست. همچنین نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتش درباره اصل پنجم اقلیدس نام او را به‌عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌ است. 

 

دستاوردهای خیام

ریاضیات: 

می‌توان رد پای خیام را به واسطه طوسی در پیشرفت ریاضیات در اروپا دنبال کرد. قدیمی‌ترین کتابی که از خیام اسمی به میان آورده و نویسنده آن هم‌دوره خیام بوده، نظامی عروضی، مؤلف چهار مقاله، است؛ ولی او خیام را در ردیف منجمین ذکر می‌کند و اسمی از رباعیات او نمی‌آورد. جورج سارتن از خیام به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان قرون‌وسطی نام می‌برد

ستاره‌شناسی: 

یکی از برجسته‌ترین کارهای خیام را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در دوره سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶–۵۹۰ هجری قمری) دانست. وی بدین منظور مدار گردش کره زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه کرد. اصلاح تقویم در ۲۵ فروردین ۴۵۸ هجری خورشیدی (۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری) انجام شد.

موسیقی:

خیام به تحلیل ریاضی موسیقی نیز پرداخته‌است و در القول علی اجناس التی بالاربعاء مسأله تقسیم یک‌چهارم را به سه فاصله مربوط به مایه‌های بی‌نیم‌پرده، با نیم‌پرده بالارونده و یک چهارم پرده را شرح می‌دهد.

ادبیات:

خیام زندگی‌اش را به عنوان ریاضیدان و فیلسوفی شهیر سپری کرد، در حالی ‌که معاصرانش از رباعیاتی که امروز مایه شهرت و افتخار او هستند، بی‌خبر بودند. معاصران خیام نظیر نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکرده‌اند. قدیمی‌ترین کتابی که در آن از خیام شاعر یادی شده‌است، کتاب خریدةالقصر از عمادالدین اصفهانی است. این کتاب به زبان عربی و در سال ۵۷۲ یعنی نزدیک به ۵۰ سال پس از مرگ خیام نوشته شده است.

آثار:

خیام آثار علمی و ادبی بسیاری تألیف کرده‌ است. از جمله آن‌ها رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله است که در آن از جبر عمدتاً هندسی خود برای حل معادلات درجه سوم استفاده می‌کند. او معادلات درجه دوم را از روش‌های هندسی اصول اقلیدس حل می‌کند و سپس نشان می‌دهد که معادلات درجه سوم با قطع دادن مقاطع مخروطی با هم قابل حل هستند. برگن معتقد است که «هر کس که ترجمه انگلیسی [جبر خیام] به توسط کثیر را بخواند، استدلالات خیام را بس روشن خواهد یافت و نیز، از نکات متعدد جالب توجهی در تاریخ انواع مختلف معادلات مطلع خواهد شد. مسلم است که خیام در رساله‌هایش از وجود جواب‌های منفی و موهومی در معادلات آگاهی نداشته‌است و جواب صفر را نیز در نظر نمی‌گرفته است.

"رساله فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریه نسبت‌ها"، "رساله میزان‌الحکمه"، "قسطاس المستقیم"، "رساله مسائل الحساب (این اثر باقی نمانده ‌است)"، "القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری درباره موسیقی"، "رساله کون و تکلیف به عربی درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی، یکی از شاگردان پورسینا، در سال ۴۷۳ (هجری قمری) نوشته‌ است"، "رساله روضةالقلوب در کلیات وجود"، "رساله ضیاءالعلی"، "رساله‌ای در صورت و تضاد"، "ترجمه خطبه ابن سینا"،‌ "رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب"، "رساله مشکلات ایجاب"، "رساله‌ای در طبیعیات"، "رساله‌ای در بیان زیگ ملکشاهی"، "رساله نظام‌الملک در بیان حکومت"، "رساله لوازم‌الاکمنه"، " اشعار عربی خیام که در حدود ۱۹ رباعی آن به دست آمده‌ است" و "نوروزنامه، از این کتاب دو نسخه خطی باقی ‌مانده‌است (نسخه لندن و برلن)".

 

چهره جهانی خیام

خیام نیشابوری در بحث ادبیات و شعر، بیشترین شهرت را در رباعیات به دست آورده است. از میان شعرای بزرگ ایران کمتر کسی به‌اندازه خیام است که شهرت جهانی داشته باشد. اوج شناخت جهان از خیام را می‌توان پس از ترجمه شعرهای وی به‌وسیله "ادوارد فیتزجرالد" دانست و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. تأثیرات خیام بر ادبیات غرب از مارک تواین تا تی.اس.الیوت او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفکران جهان تبدیل کرده ‌است.

 

بعد از "فیتزجرالد"، فرانسویان با ترجمه رباعیات او به معرفی خیام در جهان غرب کمک کردند. در سال ۱۸۷۵ میلادی "گارسن دوتاسی"، خاورشناس معروف فرانسوی، تعداد ۱۰ رباعی از خیام را به فرانسه برده بود، در حالی که حدود 10 سال قبل یعنی در سال ۱۸۶۷ نیکولاس، کنسول سفارت فرانسه در رشت، اولین ترجمه رباعیات را به فرانسه ارائه کرده بود. "آندره ژید" هم با رباعیات خیام از طریق ترجمه "فیتزجرالد" آشنا بود و بازتاب بعضی از مفاهیم رباعیات خیام را می‌توان در کتاب مائده‌های زمینی او مشاهده کرد. 

 

دولت جمهوری اسلامی ایران در ژوئن ۲۰۰۹ به‌عنوان نشانی از پیشرفت علمی صلح‌آمیز ساختمان، مجسمه‌ای به شکل چهارتاقی با ترکیبی از سبک‌های معماری و تزئینات هخامنشی و اسلامی به دفتر سازمان ملل متحد در وین هدیه داد که در محوطه آن در سمت راست ورودی اصلی قرار گرفته است. در این چهارتاقی مجسمه‌هایی از چهار فیلسوف ایرانی خیام، ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و ابوعلی سینا قرار دارد. همچنین، در فروردین ۱۳۹۵، به همت مدیر انجمن بین‌المللی فرهنگ ایران، طی مراسمی از مجسمه خیام نیشابوری، ساخت استاد حسین فخیمی در دانشگاه اوکلاهمای آمریکا با حضور گسترده دوستداران فرهنگ و هنر ایران‌زمین پرده‌برداری شد.

 

چهارتاقی ایران در وین

 

چهارتاقی شاعران ایران در صحن دفتر سازمان ملل

 

خیام

 

نامگذاری‌های بین‌المللی به نام خیام

یکی از حفره‌های ماه به‌افتخار خیام «عمر خیام» نامیده شده‌ است؛ سیارکی در سال ۱۹۸۰ به نام وی نام‌گذاری شد (سیارک ۳۰۹۵)، در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده‌ است، در فرانسه و مصر نوشیدنی‌هایی به نام خیام تولید می‌شود، رستوران خیام واقع در اتیوپی شهر آدیس آبابا. در مرکز کتابخانه دانشگاه اتیوپی رباعیات خیام به زبان امهری وجود دارد، در سال ۱۸۹۲ میلادی «انجمن عمر خیام» در لندن توسط گروهی از دانشمندان و ادیبان و روزنامه‌داران بنیانگذاری شد. این انجمن تا سال ۱۸۹۳ سه مراسم بزرگداشت برای خیّام برگزار کرد. همچنین دو عدد بوته گل سرخ بر مزار ادوارد فیتزجرالد مترجم رباعیات عمرخیام قرار داده شد که بر سرلوحه آن این‌طور نوشته‌شده بود: این بوته گل سرخ در باغ کیو پرورده شده و تخم آن را سیمپسن از مزار عمرخیام در نیشابور آورده است.

 

تندیس خیام در اسپانیا

 

مجسمه خیام در اسپانیا

 

مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷–۵۲۰ هجری قمری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره‌نویسان نیز وفات او را سال ۵۱۶ نوشته‌اند. «عباس اقبال آشتیانی» در تحقیقی که در باره‌ احوال خیام کرده‌است سال 517 را صحیح‌ترین قول درباره‌ سال وفات «خیام» شمرده‌ است. آرامگاه او در صحن «امام‌زاده محروق» نیم فرسنگی زادگاهش «نیشابور» واقع است.

 

کد خبر: 901

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از101

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد