انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

 

کتاب «سمت روشن دنیا» تازه‌ترین مجموعه رضا اسماعیلی  امروز از ساعت 15 در خبرگزاری فارس رونمایی می‌شود.

در این مراسم محمود اکرامی‌فر، حمیدرضا شکارسری، مصطفی‌ محدثی‌خراسانی و .. حضور دارند.

این مجموعه شعر که اولین مجموعه مستقل آزادسروده های اسماعیل ست در بردارنده 224 قطعه سپیدسروده کوتاه با مضامین غنایی، اجتماعی است.

سپیدسروده های «سمت روشن دنیا» که در چهار بخش «عشق»، «کودکی»، «مرگ» و «اما بعد...» سامان یافته اند، شعرهایی سرشار از تصویرهای مفهومی ست. تصویرهایی متاثر از سبک زندگی آشفته و نابسامان انسان معاصر، انسانی که در تقابل سنت و مدرنیته دست و پا می زند و گاهی به ناگزیر برای رسیدن به آرامش به معصومیت کودک درون خویش پناه می برد. شاعر در «سمت روشن دنیا» به کالبدشکافی دغدغه های انسان مدرن و واکاوی شاعرانه آنها پرداخته است.

اسماعیلی در این مجموعه شعر با تلفیق متوازن فرم و محتوا و پرهیز از بازی های فرمی محض که پیش تر و بیش تر از عنصر «تفکر و اندیشه» بر صورت و برونه زبان متکی هستند، تلاش کرده است - همچون شعرهای آیینی اش - نگاهی منبعث از آموزه های دینی به مقوله‌های ازلی-ابدی «زندگی، عشق، و مرگ» داشته باشد. سمت روشن دنیا در نگاه شاعر، همان سمتی ست که بوی «عدالت موعود» را می دهد و به صلح، آزادی، عشق و عدالت ختم می شود.

مجموعه شعر «سمت روشن دنیا» در 165 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و قیمت 13000 تومان، آبان ماه امسال از سوی انتشارات «هنر رسانه اردیبهشت» منتشر و به پیشخوان کتابفروشی ها راه یافت.

این برنامه امروز از ساعت 15 در خبرگزاری فارس واقع در خیابان انقلاب، میدان فردوسی، کوچه شاهرود پ 1 رونمایی می‌شود و ورود برای عموم آزاد است.

 

کد خبر: 152

منتشرشده در گزارش

 

آیین پایانی دومین جشنواره شعر نیاوران پنجشنبه آینده برگزار خواهد شد.

مسئول دبیرخانه دومین جشنواره شعر نیاوران با اشاره به برگزاری این جشنواره گفت: این جشنواره دومین دوره جشنواره شعر نیاوران است که به همت بنیاد آفرینش های هنری فرهنگسرای نیاوران در چهار قالب کلاسیک، آزاد، ترانه، طنز و در دو بخش آزاد و ویژه برگزار خواهد شد. شرکت کنندگان از مدتها قبل آثار خود را ارسال کردند که مراحل ثبت، بررسی، داوری و انتخاب برترین ها به پایان رسیده و آیین اختتامیه را در پیش داریم.

 

امید صباغ نو هدف از ایجاد و برگزاری این جشنواره را اعتلای فرهنگ و ادب ملی این مرز و بوم، کشف استعدادهای جوان، داشتن زمینی پاک و جهانی عاری از جنگ و خشونت عنوان کرد.

وی ادامه داد: بخش آزاد همانطور که از اسمش مشخص است آزاد است و شاعران مجاز بودند با هر موضوع دلخواهی، هر اثری در هر قالبی اثر خود را ارسال کنند. بخش ویژه را نیز به دو موضوع جهانی صلح، جهانی عاری از خشونت و محیط زیست و دوستی با طبیعت اختصاص دادیم.

 

مدیر ادبی فرهنگسرای نیاوران در خصوص اسپانسر برگزارکننده این مراسم گفت: اسپانسر و برگزارکننده این جشنواره، بنیاد آفرینش های هنری نیاوران با مسئولیت سید عباس سجادی مدیر این بنیاد است.

 

صباغ نو در خصوص حاشیه ها و بخش های جانبی مراسم نیز گفت: اجرای این دوره را عبدالجبار کاکایی به عهده دارد و پایتخت شعر1 هم کتاب جشنواره سال گذشته است که تجدید چاپ شده و در اختیار حاضران قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: کتاب جشنواره امسال نیز با عنوان پایتخت شعر2 برخلاف سال گذشته یک کتاب با مجوز رسمی ارشاد است که تمام تلاش مان را می‌کنیم تا برای رونمایی در اختتامیه چاپ و آماده اهدا به دوستان شود.

 

مسئول دبیرخانه دومین جشنواره شعر نیاوران در رابطه با تعداد برگزیدگان این جشنواره نیز گفت: در هر چهار بخش کلاسیک، آزاد، ترانه و طنز پنج برگزیده داریم و در بخش ویژه هم 3 نفر در بخش محیط زیست و سه نفر در بخش صلح جایزه خواهند گرفت.

 

این غزلسرای مولف در خصوص استقبال از جشنواره معتقد است که استقبال از این دوره نسبت به سال گذشته چیزی بیش از 3 برابر بود به همین دلیل علاوه بر اعلام شاعران برگزیده از تعدادی از شرکت کننده ها هم تقدیر به عمل خواهد آمد که با اهدای لوح و جایزه نقدی اعلام خواهند شد.

وی در پایان به تاریخ برگزاری مراسم اشاره کرد و گفت: اختتامیه جشنواره روز پنجشنبه 25 آذرماه ساعت 17:30 در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد و ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 151

 

 

 

منتشرشده در گزارش

 

جلسه اول نقد شعر اردوی شهرستان ادب با حضور سعید بیابانکی و حمید شکارسری در سالن همایش مجتمع آدینه برگزار شد.

میلاد حبیبی اولین شاعری که بود که برای خوانش شعر خود پشت تریبون رفت. وی غزلی با مطلع ( ناقابل است پای غمت جان گذاشتن/ این شمع را مقابل طوفان گذاشتن) خواند.

در ادامه بیابانکی با بیان اینکه حبیبی با توجه به مدت کمی که شعر گفتن را شروع کرده با قدرت گام برمی دارد، اظهار داشت: اما من با غزل های این چنینی مشکل دارم چون به نظرم نه زبان و نه فضای تازه ای دارد و هر بیتش روایت مستقلی دارد. باید بعد از خواندن هر شعر از خود بپرسیم، چه چیزی از این شعر در ذهن من ته نشین کرد.

وی افزود: برای مثال در بیت (مجنون اگر حوالی لیلی است خانه ات/ دیوانگی است سر به بیابان گذاشتن) کشفی نمی بینیم. هم چنین در بیت (خوشبخت آن کسی که مرامش شبیه رود/ از خود گذشتن است و فراوان گذاشتن) اصطلاح فراوان گذاشتن معنادار نیست و حتما چیزی را باید باقی بگذارد.

شاعر کتاب «یلدا» تصریح کرد: متاسفانه غزل قالبی است که در شعر نسل جوان سایه انداخته  و غزلی که شاعران می گویند، هیچ ارتباطی با دنیای امروز ندارد علی رغم اینکه از آن لذت می بریم. دلیل این لذت بردن ها سیطره چند صدساله شعر حافظ و سعدی و.. بر ادبیات است.

وی خاطرنشان کرد: شعری که آقای حبیبی خواند شعر امروز نیست با اینکه شاعرش شاعر امروز است و همه فضاسازی هایش پیشانیمایی است.  به عبارت دیگر این گونه غزل های برای شروع و تفنن و تمرین خوب است

بیابانکی با ارائه پیشنهادی به شاعران جوان خاطرنشان کرد: بیش تر شاعران جوان غزلزده اند. بنابراین باید قالب شکنی کنند و در قالب های دیگر توانایی خود را بیازمایند. مثلا به شعر نیمایی رجوع کنند که به ندرت در آن حرف تکراری گفته می شود چراکه قالب نو فضای نو ایجاد می کند.

شکارسری نیز دیگر منتقدی بود که به نقد شعر میلاد حبیبی پرداخت. وی گفت: به دلیل رهایی از تکرارگویی ها بود که در دو دهه گذشته تجربه هایی می بینیم که فضای غزل را به لحاظ اهمیت بیت در غزل و ... بررسی می کند و قالب هایی چون فراغزل و غزل نیمایی را ایجاد کرد. هرچند نتایج درخشانی نداشت اما پیشنهادهای خوبی ارائه و فقدان درونمایه را جبران کردند.

شکارسری درخصوص شعر میلاد حبیبی تصریح کرد: اینکه درون مایه غزل آقای حبیبی چه بود را نمی توان مشخص کرد. این غزل ژانری نداشت. به نظر من غزل های دهه هفتاد را بخوانید چون وحدت درونمایه را به ما می آموزد و شاعر هایی مثل سعیدمیرزایی تجربه های خوبی در این رابطه دارند.

این استاد ادبیات خاطرنشان کرد: بعضی بیت های غزل دارای معنای کامل نبود. مثلا بیتِ (در دل نشانده ایم کسی را که دلبر است/ چون دزد را به خانه نگهبان گذاشتن) در لایه اول خوب است اما از این بیت تعبیرهای دیگری چون عرفانی و... نمی توان دریافت کرد..

سیدجواد میرصفی نیز شاعر بعدی بود که غزلی عاشورایی با این مطلع قرائت کرد: (ساقی و ساغر ومینا و خم و باده حسین/ مصحف و ذکر و دعا سبحه و سجاده حسین).

بیابانکی با اشاره به شعر میرصفی اظهار کرد: این شعر فرمی نسبتا ابتکاری داشت با یک ردیف و تعویض قافیه. از نظرآوایی نیز در جاهایی قافیه های غیرملفوظ است هم قافیه شده اند. طبیعتا کسره با هاء هم آوا نیست و درباره غلط یا درست  بودنش نظری نمی دهیم بلکه نکته مهم این است که اینگونه قافیه ها بار موسیقایی را منتقل نمی کند.

شکارسری نیز در ادامه گفت: بعضی موقع مخاطب تحت تاثیرموضوع شعر قرار می گیرد. یعنی موقعیت به لحاظ روانی شما را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث لذت می شود. و با تغییر فضا آن لذت سابق به خواننده دست نمی دهد. در شعر آقای میرصفی هم چنین اتفاقی افتاده بود و بعضی ابیات عملا تکرار مضمون بود و بعضی ها هم اتفاق تازه ای نداشت. یادمان باشد که اینها مصداق شعر هیاتی اند و مخاطب بدون اینکه مخاطب جدی ادبیات باشد می خواهد صرفا تحت تاثیر عاطفی قرار گیرد.این گونه شعرها در هیات کاربرد دارد و از  فکر، صورخیال و فرم و بداعت خالی است.

بیابانکی نیز ادامه داد: عدم وجود فضا باعث شده این شعر خلق و کشفی نداشته باشد. در این شعر حتی اگر چند بند هم به آن اضافه شود، اتفاقی نمی افتد.

شهریار شفیعی نیز سومین شاعری بود که شعر سپید خود با درونمایه دفاع مقدس را این گونه شروع کرد: (سیم خاطره ها که اتصالی پیدا کند/ فرش هم می تواند صندلی برفی باشد/ شوکی که توی سرت می افتد/می آید/ می آید/ می رسد به انگشتت/ همانی که روزی ماشه را اشاره می کرد)

بیابانکی با اشاره به اینکه شعر کاملا دارای فضا بود و در ذهن من شنونده رسوب می کند، گفت: البته آن جا که می گوید از نظر زبانی اشکال دارد و عبارت (ماشه را اشاره می کرد) باید تغییر کند.

شکارسری نیز درخصوص شعر شفیعی افزود: نیما در شعر به دیدن تکیه می کند چنانکه انگار پیش از او شاعران نمی دیدند. در شعر سنتی ما مضامین پیشین را می بینیم و از آن کشف ها مضامین تازه خلق می کنیم. از سوی دیگر جذابیت آوایی در متن شعر باید توجه شود و موسیقی به وسیله خیال نهفته در شعر تامین شود.

(تو صبح روشنی و من شبی که خاموشم/ مبارک است که آخر شدی هم آغوشم) مطلع غزلی عاشقانه ای بود که معین اصغری آن را قرائت کرد.

 

 

بیابانکی پس از خوانش این شعر گفت: در شعر آقای اصغری مطلع توقع ما را بالا برد تا با شعر خوبی مواجه باشم. قالب غزل سنتی ما بیت مدار است و هرچه به سمت شعر امروز می رویم. فضای واحدی شکل می گیرد.  در شعرهایی از این دست که اگر قافیه و حوصله اجازه دهد، پایان بندی اش دست شاعر است چون ساختاری ندارد  و براساس تداعی آزاد می توانند ادامه داشته باشد.

شکارسری نیز گفت: در یکی از ابیات کارکرد خوبی از کلمه (گذشت) استفاده کرده است. این صنایع راه های نجات غزل اند و آخرین تیرهای ترکش شاعر هستند تا غنای شعر را بیفزاید.

حمید روشنایی غزلی با موضوع مادر با این مطلع خواند: (بعد؛ از تو می پرسم باز دوستم داری. هم چنان که میخندی زیر لب بگو آری)

بیابانکی با بیان اینکه این غزل می توانست یکدست باشد اما نشده است، گفت:فروغ فرخزاد شعری از زبان مادر دارد. باید آن را خواند تا فهمید چه چیزهایی را می توان وارد شعر با موضوع مادر کرد. اگر شاعر در این غزل جزیی نگرتر بود، موفق تر عمل می کرد چراکه حرف های عاطفی کلی قوت شعر را گرفته است.

شکارسری در ادامه خاطرنشان کرد: تیپ سازی مشخصه سنت است چون بیان ها کلی است و به همین دلیل معشوق ها تا سال ها در ادبیات یکسانند. در شعرها اگر از تیپ ها فاصله بگیریم اتفاق شاعرانه رخ می دهد. این شاعر از تکنیک هایی استفاده کرده که مخاطب را درگیر متن می کند کاری که فرمالیست ها می کنند و بعضی از بیت ها دقت بیش تری می خواهد.

آخرین شاعری که شعرش مورد نقد و بررسی قرار گرفت، رحمت غلامی بود. وی غزلی با این مطلع خواند: (شرشر باران و مقصد بی نشان و تاکسی/ کم شدی توی خودت توی زمان و تاکسی).

بیابانکی خاطرنشان کرد: به دلیل عدم تجانس فضا و قالب در این شعر با نوعی شعر کاریکاتوری روبرو هستیم و اگر در قالب های دیگر سروده می شد، موفق تر بود. در واقع معیار زیبایی شناسی شعر سنتی توازرن و تقارن است. به همین دلیل غزل برای انعکاس درست جهان درهم امروزی شانس را کم می کند در واقع شاعر می خواهد موضوعی کاملا روزمره و پیش افتاده را با زبانی منظم بیان کند و همین تناقض باعث  اذیت خواننده می شود.

شکارسری با بیان اینکه شاعر مشروطه فکر می کرد اگر دایره لغاتش را نو کند، شعر نو می شود، گفت: کسانی که می خواهند در روزگار ما غزل بگویند باید بپذیرند این قالب و فضا امکان انعکاس دنیای امروز را کم می کند. فضا یک فضای از هم گسیخته می شود و عملا در آخر کار قالب شکنی می کند.

 

کد خبر: 150

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش

 

نصیر ندیم، شاعر و معاون اتحادیه نویسندگان افغانستان با حضور در برنامه "شابک" در خصوص زمینه شعری خود گفت: مادر بزرگم اشعار حافظ و پدربزرگم اشعار فردوسی را در خانه برای ما می‌خواندند و من اولین شعرم را در سن کودکی نوشتم؛ هرچند که اشعار بسیار ابتدایی بودند و وزن و قافیه نداشتند و در سن 18 سالگی شعر را به صورت جدی آغاز کردم.

وی ادامه داد: تقریباً زبان تمام مردم افغانستان فارسی است؛ به دلیل اینکه در تمام دانشگاه ها و مدارس به زبان فارسی تدریس می شود و بازار نشر افغانستان عموماً کتاب‌های فارسی هستند. کتاب‌های دانشگاهی و دیوان شاعران ایرانی در بین طبقه روشنفکر و کتاب خوان افغانستان بسیار رواج دارد.

این شاعر افغانستانی با اشاره به پرفروش‌ترین کتاب فارسی در افغانستان گفت: به دلیل جنگ‌های پی در پی در کشور ما مترجم کم است و ما از کتاب‌هایی که در ایران ترجمه می‌شوند، تغذیه می‌کنیم. ناشران زیادی هستند که کتاب‌های ایران را در افغانستان نشر می‌دهند و به فروش می‌رسانند. دیوان حافظ پرفروش‌ترین کتاب فارسی در افغانستان است و در هر خانه‌ای حافظ پیدا می‌شود.

ندیم در ارتباط با حضور خود در نشست دیدار رهبر معظم انقلاب با شاعران بیان کرد: من نمونه دیدار رهبری با شاعران را که در ایران مشاهده کردم در هیج جای دیگر دنیا ندیده و نشنیده‌ام. مقام معظم رهبری درباره شعر نظرات بسیار خوبی داشتند و شعر را بسیار خوب می‌شناختند و خودشان هم توانایی خوبی در سرودن شعر دارند. محبوبیت ایشان هم در میان شاعران خیلی زیاد است و این بسیار خوب است که رهبر یک ملت به شعر فکر می‌کند.

وی افزود: نکته‌ای که از این دیدار در ذهن من ماند این است که وقتی محسن سعیدی، شاعر افغانستانی، شعرخوانی کردند، رهبر معظم ایران فرمودند که شعر افغانستان پیشرفت خوبی داشته است و این نکته نشان دهنده این است که رهبر ایران شعر افغانستان را می‌شناسند و آن را مطالعه می‌کنند و این جای خوشحالی بسیاری دارد.

 

 

این شاعر افغانستانی در پایان با بیان آرزوی کتابی خود خاطرنشان کرد: از شاعران جوان ایران آثار بسیاری خوانده‌ام و برخی از آنها مانند فاضل نظری، علیرضا بدیع، حامد عسگری و علی اکبر یاغی تبار در افغانستان بسیار معروف هستند. امیدوارم تمام فارسی زبانان کتاب‌خوان شوند و شکرگذار این باشند که فارسی زبان هستند.

معرفی و متن خوانی کتاب «از آخر مجلس» به قلم میلاد عرفان پور از دیگر بخش‌های برنامه شابک بود.

 

کد خبر: 149

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش

صابر قدیمی می‌گوید جامعه ایران کماکان انتقادپذیر نیست و به همین خاطر طنزپردازی به ویژه طنز مطبوعاتی در ایران امروز کارکرد و تاثیر خود را از دست داده است.

صابر قدیمی شاعر و طنزپرداز درباره علت کاهش میزان تاثیرگذاری طنز در فضای فعلی روزنامه‌نگاری ایران نسبت به دروه مشروطه عنوان داشت: در دوره مشروطه به خاطر اینکه صنعت نشر تازه جان گرفته بود و روزهای پرشوری را پشت سر می‌گذاشت، دو مساله طنز و ترانه‌ و تصنیف سرایی بسیار مورد توجه و اقبال قرار گرفت و نمونه‌های موفقی هم از این موارد در آن دوره تولید و منجر به برخی حرکت‌های اجتماعی هم شد. بسیاری از انتقادات و حرکت‌های اجتماعی سرمنشاشان را می‌شد در طنزهای مطبوعاتی جستجو کرد. در آن دوران مخاطب ادبیات و شعر ما تغییر کرده بود. اگر تا قبل از آن شعر تنها برای اهل دربار و مخاطبان خاص سروده می‌شد در دروه مشروطه مخاطب  ادبیات عامه مردم می‌شوند و به تبع آن خیلی از موضوعات در قالب طنز برای مردم روایت می‌شد که قابلیت ماندگاری بیشتری را هم پیدا کند

وی افزود: فرآیندهای فیلترینگ و برخورد با طنز و محتوای آن کار را به جایی رسانده است که بسیاری از طنزپردازان موفق کشور دست از فعالیت کشیده‌اند. واقعیت این است که خیلی از مسئولین ما طنز را بر نمی‌تابند و انتقاد نهفته در دلش را تحمل نمی‌کنند. جالب اینکه بسیاری از آنها می‌گویند طنز چیز خوبی است اما انگار این خوب بودن نه برای خودشان که برای دیگران مفید است. در واقع امروز ما حامی طنزی شده‌ایم که دشمن ما را نقد کند و نه خود ما. از سوی دیگر ما مبدل به افرادی خود مقدس‌پندار شده‌ایم و فکر می‌کنیم نباید کسی با ما شوخی کند.

قدیمی ادامه داد: طنزپرداز امروز کافی است کوچکترین شوخی و یا نگاهی طنزآمیز به فردی و یا موقعیتی داشته باشد. این خود مقدس پنداری باعث می‌شود گروهی و جماعتی در نقد به این کار طنزپرداز با او مقابله کنند. این وضعیت منجر به نوشتن آثاری می‌شود که بخاری ندارد و یا اینکه کلا طنزپرداز دست از نوشتن بر می‌دارد.

وی افزود:‌ شما به عنوان طنزپرداز کافی است به نقد موضوعاتی ما ریاکاری وارد شوید. فوری علیه شما موضع‌گیری می‌شود و انگار که به وادی مقدسی نقد وارد کرده‌اید. یادمان رفته که مساله اصلی در این میان نقدی است که ما با طنز بر خود و جامعه وارد می‌کنیم. وقتی جلوی این نقد گرفته شود، وضعیت می‌شود همینی که می‌بینید.

این طنزپرداز تصریح کرد: واقعیت این است که مردم ما تفاوت بنیادی میان فکاهه، هزل، هجو و طنز قائل نیستند. اما مهم است که بدانیم هر کدام از این ابزار کجا به در می‌خورد و فایده دارد. امروزه با توسعه فضای مجازی پتانسیل‌های تازه و زیادی برای تولید و انتشار محتوا وجود دارد. گرچه امروز میزان درک و آگاهی عمومی جامعه بسیار رشد پیدا کرده است اما معتقدم از حیث انتقادپذیری جامعه ما تغییری نکرده و کماکان به روال سابق است. مردم ما امروز حاضر به حرکت با طنز نیستند، نهایت کاری که با طنز انجام می‌دهند یک لبخند است.

قدیمی در پایان گفت: امروزه وضعیت طنزپردازی به شکلی شده که به جای جلوداری طنز، مخاطب است که برای آن تعیین تکلیف می‌کند و می‌گوید اگر چگونه باشد آن را می‌پذیرد. اکر مردم حس کنند که طنز امروز راوی دغدغه‌های آنهاست آن را می‌پذیرند و اگر هم نه سعی می‌کنند آن را تغییر مسیر دهند.

 

کد خبر: 148

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

هشتادوچهارمین عصرانه ادبی فارس عصر امروز با تقدیر از رضا نیکوکار شاعر برجسته گیلانی برگزار خواهد شد.

 در این مراسم شاعرانی چون کامران شرفشاهی، علی‌محمد مودب، علیرضا قزوه، حسین اسرافیلی، اشکان صمصام و جمعی از شعرای گیلانی حضور خواهند داشت.

رضا نکوکار اهل رشت است. او هم در اشعار آئینی موفق است و هم در سرودن اشعار اجتماعی و عاشقانه. بیشتر غزل سرا است و تاکنون یک مجموعه شعر به دست چاپ سپرده است. رضا نیکوکار در جشنواره شعر فجر سال ۹۰ در بخش شعر کلاسیک به عنوان شاعر برتر شناخته شد.

این برنامه امروز از ساعت 15 در سالن اجتماعاتخبرگزاری فارس واقع در خیابان انقلاب، میدان فردوسی، کوچه شاهرود پ 1 برگزار و ورود برای عموم آزاد خواهد بود.

 

کد خبر: 147

منبع:فارس

منتشرشده در گزارش

عبدالحمید ضیایی در شانزدهمین محفل شعر و موسیقی «اتفاق ترانه» گفت: شاعران محتوای آثار خود را بهبود ببخشند و در بند فرم و تکنیک‌های صوری شاعری نمانند.

شانزدهمین محفل شعر و موسیقی «اتفاق ترانه» که شنبه‌های اول هر ماه برگزار می‌شود، عصر شنبه ششم آذر 1395 با حضور شاعران و شعردوستان در حوزه هنری برگزار شد.

 

علیرضا بدیع که به عنوان مجری در این برنامه حضور داشت ضمن دعوت از شاعران مختلف در مواردی به نقد اشعار می‌پرداخت و نکاتی را در جهت بهبود کیفیت به شاعران گوشزد می کرد. 

 

در این بخش افرادی همچون آقای بلندبالا و آقای جعفری و خانم غیاثوند و خانم پونه‌ای به شعرخوانی پرداختند.

 

پس از قسمت اول شعرخوانی، ابراهیم اسماعیلی اراضی به سخنرانی در مورد تفاوت‌های شعر و ترانه پرداخت. وی صحبت‌هایش را با یادی از سلیم موذن زاده آغاز کرد که هفته پیش درگذشته بود. 

 

 

اراضی در خصوص شخصیت مرحوم سلیم موذن‌زاده گفت: توانایی‌های آن مرحوم در زمینه موسیقی و نوحه خوانی بسیار گسترده بوده که متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. 

 

در ادامه وی در تشریح صحبت‌های جلسات گذشته خود درمورد تفاوت شعر و ترانه به خلاء موجود درمورد تبارشناسی ترانه پرداخت و اینکه پیشینه ترانه چه بوده، از کجا آغاز شده و به کجا رسیده است.

 

اسماعیلی چنین ادامه داد: در ایران باستان مبنای سرود، موسیقی بوده است و اساساً چیزی تحت عنوان شعر به صورت مستقل نداشته‌ایم. دکتر شفیعی کدکنی به این نکته اشاره داشته اند و مثال آورده‌اند که در زبان پارسی مصدر شعرگفتن نداشته‌ایم و به جای آن می گفته‌ایم شعرسرودن. در گذر زمان از اهمیت موسیقی کاسته می‌شود و شعر به سمت قرار گرفتن در قالب های عروضی پیش می‌رود. موسیقی اما کمک و یاری خود را متوجه شعر می‌کند؛ به عنوان مثال 97 اصطلاح موسیقیایی عربی وارد زبان و شعر فارسی می‌شود.

 

این شاعر توضیحاتی در مورد واژه «حراره» به عنوان معادل تصنیف و ترانه ارائه داد و با خواندن توصیف لغت‌نامه دهخدا از این واژه به سیر تاریخی و تحول آن در گذر زمان پرداخت.

 

اراضی گفت: «حراره» وجه تسمیه‌های گوناگونی داشته است اما منظور از آن همان تصنیف و ترانه است. دهخدا نمونه های متفاوتی درمورد استفاده از «حراره» را چنین فهرست کرده است:

 

از خواجگان تو پیشی وز شاعران عمادی              بانگ نماز بیشک باشد به از حراره

 

وی ادامه داد: حراره‌ها عموماً توسط مردم ساخته می‌شد، عموماً هجوآمیز بود، عموما اجتماعی بود و به‌خاطر ساخته شدن توسط عوام ارزش ادبی چندانی نداشته است. با توجه به تغییر تاریخی تصنیف خصوصاً در دوران مشروطه باید این‌گونه بیان کرد که هرگاه تناسب در وزن و لفاظ وجود داشته باشد با شعر روبه‌روایم و هرگاه که در نغمات باشد ما با موسیقی مواجه ایم.

 

اسماعیلی در پایان با تعریفی که از حراره ارائه داد بحث خود را تمام کرد و وعده داد در جلسات آینده درمورد انواع تصنیف صحبت خواهد کرد.

 

پس از پایان سخنرانی اسماعیلی شاعران جمع باز هم به خواندن شعرهایشان پرداختند. در این بخش حسین قدمی ترانه ای با مضمون مادران چشم انتظار خواند. سپس آقای جمشیدی و خانم عبدی اشعارشان را در قالب غزل خواندند.

 

بدیع با ذکر خاطره‌ای از محمد سریر خاطرنشان کرد که در دهه 40 و 50 شاعرانی در قالب محاوره ترانه‌هایشان را برای خواندن توسط خوانندگان ارائه می‌کردند. آهنگ‌سازان با معیارهایی از ادبیات کلاسیک به اشعار می‌نگریستند و تنها آثاری شبیه آن ها را برای خواندن توسط خوانندگان می‌پذیرفتند.

 

بخش دوم سخنرانی این برنامه با صحبت‌های عبدالحمید ضیایی در مورد مشکلات محتوایی شعر معاصر پی گرفته شد. وی با تکراری و اسیر بودن اشعار شاعران به فرم به آسیب شناسی و مشکل محتوا در این اشعار پرداخت.

 

وی در ادامه با توصیف واژه «جنون» و «مشتقات» آن در زبان فارسی همچون جنین و جان و جن مفهوم جنون الهی و حضور آن در اشعار شاعران کلاسیک به‌خصوص عطار را مورد توجه قرار داد: جنون الهی گستاخی به خداوند است با زبانی شاعرانه و نقد اعمال خداوند از منظر بنده و معشوقش.

 

به عنوان مثال این قسمت از تذکره الاولیا را خواند:

 

«شیخ ابوالحسن خرقانی شبی به نماز ایستاده بود، ندا آمد که: ای ابوالحسن! خواهی آنچه از تو می‌دانم با خَلق بگویم تا تو را سنگسار کنند؟!

 

 شیخ گفت: پروردگارا خواهی آنچه از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ‌کس سجودت نکند؟! 

 

 پاسخ آمد: نه از تو؛ نه از من. تو به کار خود مشغول شو و من به کار خود»

 

ضیایی به ذکر مثال‌هایی دیگر در مورد جنون الهی و گستاخی به خداوند در ادبیات کلاسیک پرداخت و به شاعران توصیه کرد با توجه به چنین مضامینی، محتوای آثار خود را بهبود بخشند و در بند فرم و تکنیک‌های صوری شاعری نمانند. در پایان تکه ای از مناجات یحیی ابن معاذ را خواند:

 

الهی! چنان که تو به کس نمانی، کارهای تو به کارِ کس نماند. هر کسی که کسی را دوست دارد، همه راحتِ آن کس جوید، تو چون کسی را دوست داری، بلا بر سرِ او بارانی!»

 

در پایان با درخواست مجری غزلی از خودش با این مطلع را خواند:

 

در دلم مرده آن یقین بزرگ                         کافرم در چهار دین بزرگ

 

خانم نرگس صفری در این برنامه به عنوان آخرین شاعر، قطعه ای با مضمون خشونت علیه زنان را خواند.

 

قسمت پایانی شانزدهمین محفل «اتفاق ترانه» به معرفی کتاب «نفرین زمین» توسط آقای وحید موسائیان اختصاص داده شد. وی با ذکر جزئیاتی از فعالیت کاری و حرفه ای خودش و فیلم‌هایی که در محیط روستایی ساخته بود صحبتش را آغاز کرد و نسبت به برخوردهای نامناسب اهالی سینما درباره فیلم های با مضمون و فضای روستایی گلایه مند بود و اشاره کرد که فیلم بعدی اش را نیز در فضای روستایی خواهد ساخت.

 

موسائیان دلیل خواندن کتاب آل احمد را توصیفی که او از شرایط یک معلم در روستا می‌کند بیان کرد و افزود: شخصیت پردازی، زبان و فضاسازی‌های آل احمد در این کتاب بسیار قوی و تاثیرگذار است. او با انتقاد از سیاست‌های اصلاحات اراضی در آن دوره، متنی تند و انتقادی علیه آن نوشته که به تشریح وضعیت روستاهای دوره پهلوی دوم می پردازد. علیرضا بدیع همچنین به ذکر مثال هایی در مورد استفاده آل احمد از زبان و تعابیر عامیانه و خرده فرهنگ ها در داستان هایش پرداخت و آن را حاصل زندگی او به عنوان یک معلم در روستاهای مختلف دانست.

 

در ادامه موسائیان پیشنهاد داد فیلم «نویسنده بودن» به کارگردانی مصطفی آل احمد که درباره زندگی جلال است در برنامه های بعد «اتفاق ترانه» پخش شود.

 

گفتنی‌است به مناسبت ایام ماه صفر در این برنامه موسیقی اجرا نشد. بدیع برای جلسه بعدی که اولین شنبه دی ماه برگزار خواهد شد به علت نزدیکی به شب یلدا از مراسمی همراه با آیین‌های سنتی ایرانی خبر داد.

 

کد خبر: 146

منبع: فارس

 

منتشرشده در گزارش

با اتمام چاپ سوم مجموعه شعر «ه دو چشم»، اين گروه از غزل هاي «قاسم صرافان» شاعر و  ترانه سراي نام آشناي سال هاي اخير در آستانه ي چاپ چهارم از سوي انتشارات فصل پنجم قرار دارد . به همين مناسبت جلسه ي نقد اين كتاب با حضور پرویز بیگی مدیر انتشارات فصل پنجم، حمیدرضا شکارسری شاعر ومنتقد معاصر، بهمن بنی هاشمی منتقد، جمعی از شاعران، علاقمندان به ادبیات و برخی از خبرنگاران در فرهنگسراي خاوران تهران برگزار شد .

 

در اين جلسه ابتدا پرويز بيگي حبيب آبادي مدير مسؤول انتشارات فصل پنجم به سخنراني پرداخت و صرافان را از نام هاي معروف غزل روزگار ما دانست.

بيگي استفاده ي درست شاعر از موسيقي دروني را موجب غناي غزل هاي او و نيز استفاده ي به جا از موسيقي كناري را عاملي براي درك درست موسيقي شعر به خصوص در اوزان طولاني دانست.

شاعر غزل معروف «غريبانه» در ادامه ي صحبت هايش ظرافت هاي بياني «صرافان» چون   بهره گيري از اصطلاحات رايج و روزمره ي مردمي را نشانه ي ذوق او در اطراف و متعاقبا عامل نفوذ شعر او در توده ي مردم برشمرد و افزود : جغرافيا در شعر «قاسم صرافان» نقش ويژه اي در مضمون سازي هاي او دارد و در اين بين اصفهان از جايگاه برتري برخوردار است.

 

 

بهمن بني هاشمي دانشجوي دكتري زبان فارسي دانشگاه تهران شاعر و پژوهشگر جوان اما باتجربه ي اين روزگار منتقد بعدي برنامه بود. او صحبت راجع به يك مجموعه شعر و نه يك شعر به خصوص را فعلي سبك شناسانه دانست و كوشش خود را در جهت يافتن ويژگي هاي سبكي اين مجموعه معرفي نمود.

بني هاشمي از مهم ترين ويژگي هاي اين مجموعه را طنز اما در سطح ملاحت خواند. او اساس طنز را عدم تناسب دانست و افزود: عدم تناسب عمدي در متن موجب اعجاب و در نهايت خنده مي شود اما در غزل هاي «صرافان» طنز موجب خنده نمي شود و به اصطلاح موجب نمكين شدن و ملاحت شعر مي شود.

بني هاشمي همچنين ذكر جزييات در متني كل نگر، استفاده از اصطلاحات محاوره اي در متني با زبان رسمي و حاضرجوابي هاي محاوره اي را در بياني نوشتاري از عوامل ديگر طنزساز «ه دو چشم» برشمرد.

اين دانش آموخته ي ادبيات آشنايي زدايي نه در حوزه ي دال ها بلكه در عرصه ي مدلول ها را به عنوان يكي ديگر از ويژگي هاي سبكي اين مجموعه شعر خواند و اضافه كرد: اين شاعر ادبيات را بر خلاف فرماليست ها در آشنايي زدايي مدلول ها جستجو مي كند و به همين دليل او يك مضمون پرداز است.

 

 

جناب آقاي دكتر «قشقايي» در سخناني كوتاه و مختصر رد پاي تفكر ديني را حتي در عاشقانه سرايي هاي «صرافان» مهم دانست و اين رد پا را به صورت المان هاي مذهبي در مضمون پردازي ابيات غزل ها قابل رديابي است .

صابر سعدي پور از شاعران جوان فرهنگسراي خاوران نيز مجموعه ي اين غزل ها را براي شناسايي يك راوي ويژه و مشخص در كليت كتاب كارآمد توصيف كرد.

 

شكارسري در ادامه غزل هاي «قاسم صرافان» را غزل هايي شكل گرفته دربرزخ غزل سنتي و غزل نو دانست و افزود : در اين غزل ها مخاطب مي تواند انواع رويكردهاي فرمي را مشاهده كند. از روايت پردازي و محور عمودي و جزءنگري گرفته تا ابيات مستقل كارت پستالي .

نويسنده ي مجموعه نقد ادبي «زايشمرگ هاي متن» تغزلي زميني را با رعايت شرم شرقي و با فاصله گيري از تن نگاري هاي رايج در شعر عاشقانه را از ويژگي هاي مهم اين مجموعه برشمرد . همچنين لوكيشن هاي بديع و كم سابقه در تاريخ شعر عاشقانه را براي «ه دو چشم» به عنوان يك نكته ي مثبت  ارزيابي كرد و افزود : ايجاد فضا و حس عاشقانه در قبرستان ، هيات و تكيه ي عزاداري ، يك استوديوي فيلم برداري يا يك كليسا را براي مخاطبان ، لذت آور و جذاب دانست .

 

 

شهرت و محبوبيت از خواست هاي قلبي تمام شاعران است اما تنها بعضي از شاعران به اين خواسته مي رسند. «شكارسري» شاعر «ه دو چشم» را شاعري برخوردار از اين شهرت خواند .

در انتها «قاسم صرافان» ضمن تشكر از منتقدان گفت: در روزگاري به سر مي بريم كه آفرينش اشعار خوب هنري نيست. بايد اثري عالي خلق شود كه موجب غافلگيي مخاطبان گردد . هدف من از اين مجموعه خوب شدن حال مخاطبان بود . خوبي لزوما به معناي شادي نيست به همين ملاحظه به ملاحت اثر توجه كردم و نمكين بودن مضامين .

«صرافان» اين كتاب را زنگ تفريح شاعري خود بعد از مدت ها مذهبي سرايي خواند تا شاعر پنهان در پس اشعار ديني ، به كودك درون خود فرصت بروز و ظهور بدهد.

 

 

لازم به ذکر است که این مراسم در روز یکم آذرماه در فرهنگسرای خاوران برگزار شد و با گرفتن عکس یادگاری به پایان رسید.

 

کد خبر: 145

 

 

منتشرشده در گزارش

 

در این جشنواره که با هدف احصای برنامه‌های تشکل‌ها و انجمن‌های ادبی سراسر کشور و حمایت از بهترین و برترین برنامه‌ها برگزار می‌شود، انجمن‌های ادبی برنامه‌های خود را برای سال بعد (1396) ارایه می‌دهند و هیأت داوران از بین برنامه‌ها، برترین‌ها را انتخاب می‌کند تا بنیاد به منظور حمایت از آن‌ها، بخشی از هزینه‌های اجرای این برنامه‌ها را تأمین کند.

 

یکی دیگر از اهداف برگزاری این جشنواره، کشف مسائل و مشکلات انجمن‌های ادبی سراسر کشور و کمک به حل و فصل این موانع است.

 

بر اساس این گزارش، حوزه فعالیت انجمن‌هایی که می‌خواهند در این جشنواره به رقابت بپردازند، باید به طور کلی ادبیات خلاق، شامل شعر، داستان و مستندنگاری باشد. در این جشنواره سعی بنیاد بر آن است که بستری فراهم شود تا انجمن‌ها یکدیگر را بشناسند؛ ضمن اینکه با حمایت از ایده‌های برتر، این ایده‌ها به انجمن‌های دیگر نیز معرفی می‌شود.

 

انجمن‌های ادبی سراسر کشور می‌توانند تا هفتم بهمن‌ماه 95 با ارسال برنامه‌هایشان از طریق نشانی اینترنتی که در فراخوان جشنواره اعلام خواهد شد، در این رقابت شرکت کنند.

 

پس از داوری برنامه‌های ارسالی از سوی انجمن‌های ادبی، مراسم پایانی و اعلام حمایت از برنامه‌های برتر، اوایل اسفندماه امسال در تهران برگزار می‌شود و طی آن، هزینه اجرای طرح‌ها و برنامه‌های برتر انجمن‌ها تا سقف 30 میلیون تومان از سوی بنیاد شعر و ادبیات داستانی تقبل می‌شود.

 

کد خبر: 143

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

برنامه شب شعر و مشاعره با حضور اسماعیل آذر در بخش جنبی نمایشگاه کتاب شیراز برگزار شد.

اسماعیل آذر در برنامه شعر و مشاعره اظهار کرد: در روزگار قدیم این گونه امکانات نبود و تکنولوژی های روز هنوز اختراع نشده بود و قصه های تاریخی از سوی بزرگان برای کودکان نقل و شب هنگام از سوی والدین از روی کتاب ها خوانده می شد. به جرات می توان تاکید کرد کودکان قدیم با کتاب بزرگ شده اند.

 

وی با اشاره به این که کلیات سعدی و کلیله دمنه قبلا در دوران ابتدایی خوانده می شد، اما الان در دوره لیسانس تدریس می شود، گفت: این امر نشان می دهد که سطح علم چقدر پایین آمده است.

 

این استاد ادبیات درادامه افزود: بر هیچ کس پوشیده نیست که ادبیات باشکوه ایران زمین، از پشتوانه‌ای غنی برخوردار بوده است و همواره در ادبیات دیگر سرزمین‌ها تاثیر گذاشته و باید این موضوعات به دانش آموزان و فرزندان آموزش داده شود.

 

 

وی با اشاره به این که انسان های بزرگ با کمک و مدد مطالعه کتاب به جایگاه های رفیع علمی رسیده اند، اضافه کرد: باید سطح دانش علمی فرزندان خود را به وسیله کتاب افزایش دهیم.

 

این استاد دانشگاه با اشاره به سرگذشت چند نفر از دانشمندان بزرگ جهان گفت: همه دانشمندانی که از نظر علمی پیشرفت بسیاری کرده اند، اهل مطالعه بوده اند.

 

در پایان این برنامه، مراسم مشاعره با حضور اسماعیل آذر برگزار شد و تعدادی از غزل های حافظ برای حاضرین قرائت شد.

 کد خبر: 142

منبع: فارس

 

 

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد