یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی

بابک بوبان سرپرست ترجمه کتاب گزیده اشعار نیما یوشیج به انگلیسی می‌گوید بخشی از لذت خوانش و فهم شعر نیما در زبان انگلیسی در ابهام و نفهمیدن ظاهری زبانش خلاصه شده است.

 

انتشارات شمع و مه چندی است که ترجمه‌ای انگلیسی از گزیده اشعار نیما یوشیج را به زبان انگلیسی مهیا و در حال معرفی آن در نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب است.

 

این کتاب با سرپرستی بابک بوبان به فرجام رسیده و همین موضوع نیز بهانه گفتگو با این مترجم شد که از قضا از موسیقیدانان ایرانی نیز به شمار می‌رود.

 

آقای بوبان چرا اشعار نیما را برای ترجمه به زبان انگلیسی و معرفی به مخاطبان شعر در زبان‌های غیرفارسی انتخاب کردید؟

 

خیلی از شاعران دیگر معاصر که اعتبار و شهرت کمتری از نیما دارند فرآیند ترجمه را طی کرده بودند اما نیما نه. البته از او نیز ترجمه‌هایی شده بود اما کیفیت لازم را نداشت. نیما پلی است میان ادبیات سنتی و مدرن ایران و همین به اهمیت او می‌افزاید. وقتی ما به سراغ او اشعارش برای ترجمه رفتیم به دلیل مختصات خاص شعرش، دوستان زیادی کمی با ابهام و تردید به آن نگاه کردند و فکر می‌کردند که به نتیجه منجر نمی‌شود اما در نهایت گروه ما پس از سه چهار نوبت بازنگری در ترجمه شاهد این اتفاق بود که نمونه‌ای کامل و پاکیزه از اشعار او به انگلیسی ترجمه شود.

 

البته این را هم بگویم که من مترجم اثر نیستم. خانم سمیه طالبی شعرها را ترجمه و خانم لیلا رسولی نقد و نظر و بیوگرافی را که در انتهای کتاب آمده است را به انگلیسی ترجمه کرد و من هم سرپرستی پروژه و ناظر ترجمه و ویراستاری کار را بر عهده داشتم. با این همه انگیزه و ایده کار را من ایجاد کردم و دادم. یادم هست وقتی قرار بر شروع کار شد خانم طالبی مشغول ترجمه اشعار دوره رمانتیک بریتانیا به فارسی بود. علاقه‌ و تسلطش را که دیدم به او پیشنهاد دادم به جای ترجمه این آثار که دیگرانی هم از پس آن بر خواهند آمد، به ترجمه آثاری از ادبیات ایران بپردازند که خدمتی نیز به ادبیات ایرانی بشود.

 

قبل از اینکه از ترجمه شما از نیما بپرسم می‌خواهم بدانم شما شعر را ترجمه‌پذیر می‌دانید؟

 

بله حتما منتهی بسته به عوامل مختلف نمی‌شود مدعی شد که ترجمه آن به معنای دقیق همان خود شعر است. کسی می‌تواند درباره ترجمه یک شعر قضاوت کند که به هر دو زبان مبدا و مقصد در ترجمه مسلط باشد. شاید جالب باشد بدانید که مقایسه و مقابله نشان می‌دهد بسیاری از اشعار شاعران مدرن معاصر ما که ظاهرا ترجمه شده‌اند در عمل ترجمه نشده‌اند. یعنی متن ترجمه و شعر با هم تفاوت دارد و این مساله را در ذهن متبادر می‌کند که شعرشان اصلا ترجمه پذیر نیست.

 

پس به آنچه ترجمه شده چه می‌توان گفت؟

 

ترجمه‌های موجود از اشعار فارسی در واقع خبری هستند که یک شعر می‌خواسته است روایت کند و این خبر در ترجمه به زبان دیگری برگشته است. آن‌ها ابدا خود شعر نیست. خبر شعر مثل خط داستانی است که نویسندگان از آن یاد می‌کنند. ما در رمان از تصاویر و حس و اندیشه‌ای که با متن اثر منتقل می‌شود در فرآیندی لذت می‌برم. درباره شعر هم وضع باید همین باشد اما در اکثر ترجمه‌های موجود انگلیسی از شعر فارسی این اتفاق نمی‌افتد. در بهترین حالت شما به عنوان یک مخاطب انگلیسی زبان در مواجهه با آنها فکر می‌کنید یک ترانه خوانده‌اید نه شعر. به دنبال این اتفاق خواننده‌ای که فارسی نمی‌داند اثر شعر و زبان فارسی را با این ترجمه‌ها در خود حس نمی‌کند.

 

البته من اینها را نمی‌گویم که به این نتیجه برسم که شعر فارسی ترجمه ناپذیر است. بحث من در واقع درباره کار و تلاش مترجمانی است که کارشان با وجود اشتیاقی که دارند نمی‌توانند تاثیرگذار باشد.

 

شما چه تمهیدی را برای ترجمه خودتان به کار بردید؟

 

سعی ما این بود که ترجمه‌ای خلق کنیم که مخاطبش مانند مخاطب فارسی شعر نیما، در عین اینکه گاهی آن را نمی‌فهمد، از آن حس انگیزی خوبی پیدا می‌کند.

 

در ترجمه ما لغات مانند لغات شعر نیما دچار جابجایی شده‌اند و در عین حال ساختار ادبی خود را حفظ کرده‌اند. ما تا حد ممکن و تا جایی که زبان انگلیسی اجازه می‌داد با شکستن زبان و عبارات، ترجمه‌ای مانند متن اصلی شعر به دست آوردیم تا حس انگیزی شعر نیز حفظ شود.

 

جالب است بدانید که ما برای ترجمه شعر نیاز به یک فرهنگ لغات واژگان ادبی انگلیسی داریم که در حال حاضر موجود نیست اما در این پروژه مترجم  فهرستی از واژگان ادبی بر مبنای لغات کشف شده در شعر نیما تهیه کرده و برایشان معادلی لغوی عاری از ایماژ اما همراه با بار معنایی عبارت فارسی پیدا کرده است. در کنارش در انتهای این کتاب برای لغت‌های بومی مازنی که نیما در اشعارش آورده یک لغت نامه کوچک نیز شکل داده‌ایم تا معنی آن را نیز بتواند حس کند.

 

در نهایت ما با ترجمه‌های موجود از اشعار نیما به انگلیسی کار خودمان را مقابله کردیم. باور کنید از تمام آنچه موجود بود این ترجمه را برتر دیدیم.

 

 نیما در ادبیات ایران مورد ویژه‌ای است. از نظر زبان و یا حس شاعرانه و حتی میزان تعلق خاطر او به زیست بومش. او گاه یک شاعر با زبان کاملا بومی است و گاهی جهانی می‌اندیشد. شما برای ترجمه این دیدگاه وسیع در او چه تمهیدی داشتید؟ چطور نیمایی را برای مخاطب انگلیسی زبان معرفی کردید که او بتواند حسش کند؟

 

زبان فارسی نیما و ارتباط‌گیری آن با مخاطبان شعر و ادبیات فارسی موضوع چالش ‌برانگیزی است. به این مساله کاملا واقف بودیم و هستیم. در این کتاب هم مواجهه ما با این مساله قدم اولمان بود. ما سنگی را بر نداشتیم که از عهده پرتابش بر نیاییم. ترجمه دوستان همراهم در این کتاب، ترجمه‌ای است خاص مخاطب انگلیسی زبان که با برداشت یک فارسی زبان با شعر نیما متفاوت است. نیما البته شاعر پرحاشیه‌ای است و موافق و مخالف بیان و زبان او هنوز هم در فضای ادبیات ایران حضور دارند. ما سعی کردیم در این کتاب بخشی را هم برای معرفی او از زبان افراد حاضر در اتمسفر ادبیات فارسی قرار دهیم تا در مجموع برای مخاطب شناختی حاصل کنیم. در نهایت در این ترجمه سعی کردیم مهجوری نیما در زبان مادری‌اش را برای مخاطب غیر فارسی‌زبان تکرار نکنیم.

 

 و از این ترجمه بازخورد خوبی هم گرفته‌اید؟

 

کتاب با پخش درستی همراه نبوده و البته ایران هم جای پخش این کتاب نیست. با این همه بازخورد بدی هم از آن نگرفته‌ایم. برخی با دیدنش هیجان زده شدند و برخی هم گفتند که زبانش را نمی‌فهمند که به نظرم بخشی از لذت خوانش و فهم شعر نیما در همین ابهام و نفهمیدن ظاهری زبانش خلاصه شده است.

 

 

کد خبر: 763

منبع: مهر

منتشرشده در گفتگو

مجموعه غزل «از انفجار سرم در دهان یک خودکار» سروده ایمان عباس پی است که به تازگی به همت نشر آنیما با قیمت 10 هزار تومان منتشر شده است.

منتشرشده در تازه های نشر

مجموعه «این کتاب مجوز دارد» گزیده ای از یادداشت های طنز محمدرضا ستوده در مطبوعات است. وی یکی از طنزپردازان روزگار ماست که سومین اثر خود را به صورت کاملا مستقل با تهیه کنندگی امیرعباس کاظمی منتشر کرده است.

 

در ادامه شما را به خواندن یادداشتی از مجموعه یادداشت های «این کتاب مجوز دارد» دعوت می‌نماییم.



تلاش ملت ایران برای زنده ماندن!

 

ما ملت ایرانیم. ملتی که سالهاست با زندگی کردن خداحافظی کرده و بعد از اون داره مدام تمرین زنده موندن میکنه. ما همیشه در طول تاریخ حماسه ساز بودیم. مث الان که با چنگ و دندون دست از زنده موندن بر نمیداریم. ولی دیگه وقتشه که وا بدیم. وقتشه که مث دی کاپریو توی تایتانیک که آروم آروم رفت زیر آب، مام زنده موندنو رها کنیم. چون اگه بنزین رو گرون کنن و دیگه نتونیم بریم مسافرت تا توی سوانح جاده بمیریم، توی شهرمون حبس میشیم و حتما از آلودگی هوا می میریم.

 

 اگه به ضرب ماسک و شیر و سبزیجات از آلودگی هوا جون سالم به در ببریم، یه شب که خوابیم زلزله میاد و ما رو با خودش میبره. اگه خونه مون ضد زلزله باشه و از گیر زلزله قسر در بریم، باید بیایم توی خیابون و منتظر باشیم که چادر برامون بیارن. ولی چون تهران روی خودش هوار شده باید از شهرهای دیگه چادر بیارن و توی این مدت احتمالاً از سرما فوت کنیم.

 

 

اما اگه فرض کنیم قزوینی ها که نزدیکن خیلی سریع برامون چادر و وسایل گرمایشی بیارن، در آینده ای نزدیک کم آبی دخلمونو میاره. اگه شانس مون بزنه و با تدبیر دولت آب دریای خزر قابل آشامیدن بشه، فرداش با تدبیر همون دولت مرغ و تخمش و گوجه و نون گرون میشه و به مرور زمان نمی تونیم خودمونو سیر کنیم و کم کم از گشنگی روح مون از بدن مون جدا میشه. اگه توو این سالها خوب تمرین زنده موندن کرده باشیم و خودمونو از لای سوانح جاده ای و کم آبی و گرونی و گرسنگی و زلزله و آلودگی هوا و سیل سالم بیرون بکشیم، اون موقع است که چیزی جز یه آدم روانی ازمون باقی نمونده که دائم میشینیم با خودمون فکر می کنیم که چرا باید انقد بلایای طبیعی و انسانی سرمون بیاد؟ چرا هر چی بدبختیه واسه ماس؟

 

چرا اتریش و بلژیک و آرژانتین اینطوری نیس؟

 

اونجاست که یا سکته مغزی می کنیم میمیریم یا اگه شانس بیاریم و از عصبانیت سکته نکنیم حتما میریم خودمونو از بالای یه پل عابر پیاده میندازیم پایین!

 

محمدرضا ستوده/ دی ماه 96

 

لازم به ذکر است که برای خرید اینترنتی این کتاب به سایت iketab مراجعه نمایید.

منتشرشده در یادداشت هفته

فرزند مدیا کاشیگر در واکنش به شکستن سنگ بالای مزار این مترجم فقید، با مذموم دانستن این اتفاق، در عین حال می‌گوید: ارزش به سنگ نیست؛ ادبیات را در گورستان دفن نکرده‌اند و سنگ را می‌توان جایگزین کرد.

 

مانی کاشیگر با تایید خبر شکستن سنگ بالای مزار مدیا کاشیگر، نویسنده، مترجم و فعال فرهنگی، که تصویر او را روی خود داشت گفت: آقای اشرفی از دوستان عزیز ما به من اطلاع دادند عصر پنجشنبه هفته گذشته که به بهشت زهرا رفته‌اند، این اتفاق افتاده است.

 

او در واکنش به این اتفاق اظهار کرد: اتفاقی است که افتاده، اما آن‌چه بهت‌آور است جو مسموم فضای مجازی است و افرادی برای شلوغ‌کاری از این موضوع استفاده می‌کنند. ما هیچ اطلاع یا قضاوتی نسبت به  کسانی که به این اقدام دست زده‌اند، نداریم.

 

کاشیگر افزود: شکستن سنگ مزار پدرم خلاف موازین اسلامی، عرف و فرهنگ ماست. هیاهوهای فضای مجازی و سناریوهایی که در مورد این رخداد دیده می‌شود جز شلوغ‌کاری معنایی ندارد و به نظرم این کار بهت‌آورتر است. اطلاعی در دست نیست‌؛ هرکسی می‌تواند این کار را انجام داده باشد.

 

 

او همچنین بیان کرد: مسبوق به سابق هم گویا چنین اتفاقاتی برای بزرگان ادب این سرزمین افتاده است و در مواردی پیش آمده که سنگ مزار افراد و نویسندگان سرشناسی را شکسته‌اند؛ اما فکر نمی‌کردم پدر من آن‌قدر جایگاه والایی داشته باشد یا این‌چنین مورد لطف باشد تا بخواهند چنین کاری انجام دهند. به نظرم نشر این موضوع در صفحات مجازی یک رفتار عجیب غریب و بیشتر برای بهره‌برداری است.

 

 

مانی کاشیگر تأکید کرد: این عمل کار هر کسی که باشد درباره هر شهروندی مذموم و به قطع محکوم است ولی شلوغ‌کاری کردن نه تنها قابل درک نیست که وهن مدیا کاشیگر است. پدر من در خاطرات زیبا، کتاب‌ها، کتابخانه، عکس‌ها و تصویرها، متن‌ها و صداهایی است که از او به جا مانده نه قطعه سنگی در گورستان شهر. ارزش به سنگ نیست و ادبیات را در گورستان دفن نکرده‌اند. سنگ را می‌توان جایگزین کرد و حتی شاید کنارش گلدانی گذاشت تا جوانه بزند. باز تاکید می‌کنم این اتفاق مذموم، محکوم و ناپسند است و با عرف، تمدن غنی و فرهنگ مردم ما سازگار نیست. اما بهت و حیرت من از هیاهوهای اینترنتی بیش‌تر است. هرچند همین برخورد هم متاسفانه در مورد بزرگان ادب و فرهنگ سابقه داشته است.

 

 

مدیا کاشیگر در پی بیماری ریوی روز هفتم مردادماه در سن ۶۱سالگی از دنیا رفت. او متولد سال ۱۳۳۵ بود.

 

«خاطره‌هایی فراموش‌شده از  فردا»، «آخرالزمان»، «مرگ موریانه» و «اتاق تاریک» از جمله کتاب‌های منتشرشده به قلم این شاعر و نویسنده است. او همچنین آثاری از آلبر کامو، آنتوان دو سنت اگزوپری، اوژن یونسکو، پل ریکور، ولادیمیر مایاکوفسکی و... را ترجمه و منتشر کرده است.

 

کاشیگر که راه‌اندازی جایزه‌های ادبی یلدا و روزی روزگاری را در کارنامه خود دارد، از اعضای هیئت‌مدیره بنیاد محمود استادمحمد نیز بود.

 

کد خبر: 762

منتشرشده در گزارش

انتشارات آنیما با سرپرستی و مدیریت حامد ابراهیم پور از شاعران جوان و نامدار کشور، یازده مجموعه شعر به همراه یک مجموعه ترانه و دو کتاب داستانی را منتشر کرده است.

 

مجموعه شعر «سایه‌ی باد» از مهدی علیمرادی در ۱۱۶ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۰هزار تومان عرضه شده است.

 

 همچنین مجموعه شعر «چه یخ‌بندانی در من است» از مهسا فعال در ۷۶ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و بهای ۸۰۰۰ تومان به چاپ رسیده است.

 

دیگر مجموعه شعر منتشرشده، کتاب «طره‌های باد»  از محمد فرخ‌طلب فومنی است که در ۱۰۸ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۰هزار تومان منتشر شده است.

 

مجموعه شعر «انگشت‌هایت را باد خواهد برد» از صحرا دانایی در ۸۴ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و بهای ۸۰۰۰ تومان عرضه شده است.

 

مجموعه «آبان سال قبل که باران گرفته بود» از زهرا منصور نیز در ۷۸ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۸۰۰۰ تومان به چاپ رسیده است.

 

همچنین مجموعه «چشمهایت»  از محمدابراهیم گرجی در ۹۷ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۰ هزار تومان راهی بازار شده است.

 

 

 

دیگر مجموعه شعر تازه منتشرشده، «آن عطر لعنتی» از سمیه ملک است که در ۶۲ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۷۰۰۰ تومان چاپ شده است.

 

مجموعه شعر «نامه‌های مرجوعه»  نوشته مهدا غلامی در ۵۹ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۷۰۰۰ تومان عرضه شده است.

 

مجموعه شعر «نقض گالیله در همت» از حمیدرضا خبازی در ۵۴ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و بهای ۷۰۰۰ تومان به چاپ رسیده است.

 

همچنین مجموعه شعر «آخرین نبرد» از سیدمحمد میرامینی در ۸۷ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۸۰۰۰ تومان منتشر شده است.

 

ترانه‌های کسری فاضلی نیز با عنوان «اردیبهشت» در ۱۲۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۲ هزار تومان  راهی بازار شده است.

 

همچنین مجموعه شعر «اپیزود» از محمود جافرمن در ۹۴ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰  نسخه و قیمت ۹۰۰۰ تومان عرضه شده است.

 

 رمان «من مقصر نیستم» نوشته مرجان مهدوی در ۱۸۴ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۴هزار تومان منتشر شد است. نویسنده این کتاب را به محمد شمس لنگرودی تقدیم کرده و نوشته است: این کتاب پیشکش به عالی‌جناب برف استادم،  محمد شمس لنگرودی و دلتنگی که خوشه انگور سیاه است.

 

همچنین مجموعه داستان «رکابِ آخر» نوشته نفیسه خسروی در ۱۵۶ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۲ هزارتومان راهی بازار شده است.

 

این مجموعه شامل  این داستان‌هاست: قبل‌ از شروع، سلام جان، تولد، نگاه کردن، خاک‌بازی، کمک، آدم‌ها، بدون تو زوری است، برف‌بازی، درس خواندن، قصه جنگل(۱)، قصه‌ای که نباید گفت!(۲)، از چشمه تا کجا؟(۳)، غاربازی(قسمت اول: آفتاب)، غاربازی(قسمت دوم: اپرای تاریک)، غاربازی(قسمت سوم: ما کجاییم؟)، جانور غارزی، راه رفتن، چشم‌هایش.

 

کد خبر: 761

منتشرشده در گزارش

با پایان مهلت ارسال آثار به دومین جایزه ترجمه ترکی استانبولی موسسه یونس امره، آثار ثبت‌شده در دبیرخانه این موسسه در اختیار گروه داوری این جشنواره قرار گرفت.

 

«تورقای شفق» مدیر موسسه یونس امره با اشاره به اینکه بیشتر آثار ارسال‌شده، رمان و شعر است، گفت: علاقه‌مندان زیادی برای شرکت در این برنامه اعلام آمادگی و آثار خود را برای ما ارسال کردند و همانطور که پیش‌بینی می‌شد بیشتر آثار ارسالی در زمینه رمان و شعر بود.

 

به گفته وی، بیش از ۱۶ عنوان رمان، ۴ عنوان شعر، ۵ عنوان پژوهشی، یک عنوان نوشتار، یک عنوان سفرنامه، یک عنوان بیوگرافی و همچنین ۵ عنوان اثر ترجمه‌شده با موضوع کودک و نوجوان به موسسه یونس اِمره ارسال شده بود که این آثار توسط داوران و کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت.

 

شفق ادامه داد: مراسم اعلام آثار برگزیده و اهدای جوایز در ساعت ۱۶ روز شنبه مورخ ۹ دی ۱۳۹۶ در سالن کتابفروشی آینده به نشانی تهران، خیابان ولیعصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، پلاک ۱۲ برگزار خواهد شد و در آن، ضمن اعطای جوایز نفرات اول تا سوم در شاخه ادبی و همچنین نفر اول در شاخه پژوهشی، جوایز ویژه‌ای نیز به سه نفر از افراد برجسته‌ای که در طول سالیان دراز خدمات ارزنده‌ای در زمینه پژوهش و ترجمه از ترکی به فارسی داشته‌اند، تقدیم خواهد شد.

 

کد خبر: 760

منتشرشده در گزارش

در چهارمین شب الفما از سلسله نشست‌های هزار و یک‌شب الفما، شعر شاملو از منظر تلفیق دردهای جسمانی و عاطفی توسط عبدالرحمن نجل رحیم بررسی می‌شود.

 

در این نشست که در روز پنج‌شنبه ۷ دی  ١٣٩٦ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در محل باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب، خیابان وصال، کوچه نایبی، پلاک ۲۳  برگزار خواهد شد حاضران پس از سخنرانی و بخش پرسش و پاسخ، به شعرخوانی خواهند پرداخت.

 

مهران سیدی بانی پروژه‌ «الفما» و دبیر اجرایی نشست‌های «هزار و یک شب الفما» با اعلام این خبر افزود: دکتر عبدالرحمن نجل رحیم، عصب‌شناس و عصب‌پژوه، سال‌ها در دانشگاه شفیلد، لندن و سپس دانشگاه شهید بهشتی تهران پژوهش و تدریس کرده است. حاصل تلاش‌های ایشان در جهت تبیین اهمیت علم عصب‌پژوهی در شناخت اجتماعی و ایجاد پیوند بین هنر و ادبیات و علم عصب‌پژوهی اجتماعی  بیش از ۵۰ عنوان مقاله و چندین کتاب و فیلم مستند است.

 

او درباره چرایی پرداختن به شعر شاملو از منظر عصب‌پژوهی، به اهمیت و جایگاه او در شعر معاصر ایران و نحوه‌ برخورد با دردهای جامعه و بستر انتقال مفاهیم در حوزه ادبیات و بخصوص شعر معاصر  اشاره کرد.

 

سیدی گفت: با توجه به حساسیت موضوع، رویکرد علمی در چنین پروژه‌ای مورد توجه ویژه‌ای قرار دارد و به همین منظور لیلا صادقی و محمد آزرم به عنوان دبیران علمی، سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» را یاری می‌کنند.

 

او درباره نشست‌های قبلی هزار و یک‌ شب الفما اظهار کرد: در نخستین شب «الفما» محمد آزرم درباره هوشنگ ایرانی و شعر معاصر سخن گفت و در شب دوم دکتر لیلا صادقی به بررسی روند شعر دیداری در ادبیات ایران پرداخت و شب سوم به موضوع نشانه‌شناسی پرتره شاعران معاصر ( تقابل من از نگاه شعر و تصویر) با سخنرانی دکتر افسانه کامران اختصاص  یافت.

 

او همچنین درباره مفهوم و اهداف «الفما» بیان کرد: این نام یک واژه‌ برساخته است تشکیل‌شده از سه واژه الفبا، ما و ادبیات و برنامه‌ای است خلاقانه‌ بینارشته‌ای، مستقل و قابل گسترش در حوزه‌های مختلف ادبی و هنری که مفهوم معاصریت و اشکال آن را پیگیری می‌کند.

 

او ادامه داد: الفما اشکال اجرایی و نظری متفاوت با رویکردهای متنوعی را مدنظر دارد که می‌توان به انتشار یک مجله آنلاین، کانال تلگرامی، برگزاری نمایشگاه‌های خلاقانه‌ هنری، شناسایی و معرفی هرچه بیشتر مولفان و هنرمندان معاصر به جامعه ایران اشاره کرد. هدف مطلوب الفما ایجاد بستری جدید در گفت‌وگوی میان آثار تمامی مولفان و هنرمندان بویژه با رویکردی تجربه‌گرا است.

 

کد خبر: 759

منتشرشده در گزارش

پوستر هفتمین جشنواره بین‌المللی شعر سپید عربی که قرار است با شرکت هفت کشور عربی در آبادان برگزار شود، رونمایی شد.

 

عصر روز گذشته پوستر هفتمین جشنواره شعر سپید عربی با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد منطقه آزاد اروند و مدیران ادارات فرهنگ و ارشاد آبادان و خرمشهر رونمایی شد.

 

در این جشنواره ۱۸ شاعر عربی سپید گوی از هفت کشور تونس، مراکش، عمان، بحرین، عراق، سوریه و لبنان شرکت کرده‌اند.

 

در این جشنواره بخش‌هایی از جمله جلسات نقد و بررسی ادبیات عرب با محوریت شعر سپید عربی، جلسات و سمینارهای تخصصی و همچنین بخش شعرخوانی شاعران در نظر گرفته شده است که تلاش می‌شود فضایی برای حضور جمعیت مردمی در این مراسم‌ها فراهم شود.

 

دبیر هفتمین جشنواره شعر سپید عربی نیز در جمع خبرنگاران «صلح» و «مدرنیته» را به عنوان دو محور هفتمین جشنواره شعر سپید اروند معرفی کرد و گفت: صلح واژه‌ای است که به عنوان نیاز امروز محسوب می‌شود و آخرین ژانر شعر عربی نیز شعر سپید عربی است که در این جشنواره سعی شده است به هر دو محور پرداخته شود.

 

جمال نصاری به یادآوری دوره‌های گذشته پرداخت و ساختارمند شدن این دوره را مشخصه بارز آن نسبت به دوره‌های پیشین دانست و اظهار کرد: در هفتمین دوره جشنواره شعر سپید جشنواره دارای ساختار و چارچوب شده و انتظار می‌رود کار در سطحی بالاتر برگزار شود.

 

وی از رونمایی چهار کتاب شعر عربی در طول برگزاری این جشنواره خبر داد و گفت: چهار کتاب از آثار شاعران خوزستانی در این جشنواره رونمایی می‌شود و همچنین تلاش خواهد شد تا زمان جشنواره دو کتاب با محوریت معرفی آثار و شرکت‌کنندگان در این جشنواره نیز تهیه و رونمایی شود.

 

دبیر هفتمین جشنواره شعر سپید عربی با بیان اینکه شاعران ایرانی در دو بخش فارسی و عربی اشعار سپید خود را در جشنواره شرکت داده‌اند، اظهار کرد: در این دوره از جشنواره چهار شاعر از تهران، یک شاعر از قم، دو شاعر از خرمشهر و هشت شاعر از آبادان با آثار شعر سپید فارسی شرکت کرده‌اند و در بخش شعر سپید عربی نیز شرکت‌کنندگانی از شهرستان‌های آبادان، خرمشهر، اهواز و شادگان حضور دارند.

 

وی در ادامه از شرکت مقالات علمی با موضوع شعر سپید در این دوره از جشنواره نیز خبر داد و گفت: با تأکید بر نگاه علمی مقالاتی از کشورهای مختلف به ویژه کشور عمان به دبیرخانه جشنواره رسیده است که در طی جلسات و سمینارهای تخصصی ارائه خواهند شد.

 

نصاری با یادآور شدن اینکه این جشنواره به صورت رقابتی برگزار نمی‌شود، بیان کرد: آثار شرکت‌کننده در این جشنواره و شرکت کنندگان در این جشنواره از شاعران تراز برتر هستند.

 

به گزارش خبرنگار مهر هفتمین جشنواره شعر سپید عربی از ۲۰ تا ۲۲ دی در آبادان برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 758

منتشرشده در گزارش

همایشی با عنوان شاعران عشق به همت آکادمی ادبی سخت و ممتنع با حضور شاعران جوان و شعرخوانی آنان در روز هفتم دی ماه برگزار می شود.

حضور در این همایش آزاد و رایگان است و علاقمندان میتوانند جهت شرکت در این همایش حضور پیدا کنند. پس از شعرخوانی در قالب های گوناگون و آزاد اشعار به وسیله داوران داوری و در پایان جلسه به برگزیدگان جوایز نقدی، لوح و تندیس همایش اهدا می شود.

این همایش با مشارکت انجمن های ادبی کوچه، ونداد و آفتاب با داوری استادان حمیدرضا شکارسری و علیرضا راهب و اجرای سعیده اصلاحی برگزار خواهد شد.


دبیران همایش شاعران عشق، شاعرانی چون محسن محمدی، مجتبی رمضانی، مجتبی سپید و دکتر شکوه شکوهی فر هستند.



لازم به ذکر است که ساعت برگزاری این همایش، ساعت 14 روز پنجشنبه 7 دی ماه است و علاقمندان برای شرکت و حضور می توانند در تاریخ و ساعت یاد شده به آدرس تهران، میدان شهدا، خیابان پیروزی، بعد از چهار راه کوکاکولا، انتهای خیابان کریمشاهیان، نبش کوچه اعتماد سعید، سرای محله ابوذر مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 757

منتشرشده در گزارش

عبدالجبار کاکایی مهمان ویژه بیست و هفتمین محفل شعر و موسیقی «اتفاق ترانه» با معرفی چند کتاب گفت: ترانه رسانه بسیار قدرتمندی در دوران کنونی است.

بیست و هفتمین محفل شعر و موسیقی «اتفاق ترانه»  عصر شنبه در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد.

 

علیرضا بدیع شاعر و مجری برنامه با دعوت از ماهان بلندبالا اولین نوبت شعرخوانی را آغاز کرد. احسان انصاری نوبت بعدی را به خود اختصاص داد و آیسان نظرمحمدی اولین شعر سپید را در این جلسه خواند.

 

در ادامه علیرضا رمزی شعری را درباره شرایط جانبازان جنگ خواند. محسن صدر در نوبت بعدی به ترانه خوانی پرداخت و در ترانه خود به برخی مشکلات اجتماعی همچون آلودگی هوا اشاره کرد. نوید کلانکی با خواندن یک ترانه و یک غزل مورد تحسین علیرضا بدیعی و عبدالجبار کاکایی قرار گرفت.  

 

علی حکیم هاشمی شعری عاشقانه را در ادامه جلسه خواند و نوبت به بخش معرفی کتاب رسید.

 

 عبدالجبار کاکایی شاعر و ترانه سرای پیشکسوت که مدیریت جلسات شعرخوانی فرهنگسرای ارسباران را هم برعهده دارد، با ارزیابی محافل ماهانه «اتفاق ترانه» بیان کرد: امیدوارم این محفل پاتوق خوبی برای اهالی ترانه باشد.  

 

وی درباره قالب ترانه و مرسوم شدن استفاده از زبان محاوره در آن افزود: قالب ترانه که عمدتا با نیت تلفیق با موسیقی سروده می شود، قابلیت های شاعرانگی زیادی دارد. استفاده از زبان محاوره بعد از دوران مشروطه در ترانه ها مرسوم شده است. آن زمان موضوعات ترانه ها عموما چندان جدی نبوده و این اشعار، غالبا گویندگان گمنامی داشته اند.

 

کاکایی با اشاره به این که ترانه در پیوند با انقلاب شکل و رویکرد جدید به خود گرفته است، ادامه داد: شعر محاوره و تصنیف، در ادامه در خدمت انقلاب ها قرار و شکل جدیدی به خود گرفت. این جدیت در دهه های ۲۰ و ۳۰ در آثار اردلان و جنتی عطایی به اوج خود رسید و عطایی جایزه فروغ را برای استفاده از زبان شاعرانه در ادبیات محاوره به خود اختصاص داد.

 

وی همچنین خاطرنشان کرد: قالب ترانه به عنوان یک قالب ادبی، قدیمی است. اما شعر محاوره متاخر است. امروزه در عین حال که سعی می شود ترانه به وزن عروضی نزدیک باشد، در مواردی به شعر محاوره نزدیک می شود.  

 

این شاعر  در بخش معرفی کتاب نیز گفت: ترانه سرایان متاسفانه یا خوشبختانه باید هر نوع کتابی را بخوانند. چراکه در ترانه مضامین روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات، تاریخ و ... وجود دارد. اساسا مبنای ترانه سرایی اندیشه و حکمت است و شاعران ما در تاریخ غالبا حکیم نیز بوده اند. البته ممکن است ترانه بازتاب احساسات شاعر هم باشد، اما این نوع شعر با تاریخ سیاسی و اجتماعی هم گره می خورد.

 

وی در ادامه جلسه مجموعه کتاب های یرواند آبراهامیان به ویژه دو کتاب «ایران بین دو انقلاب»، «تاریخ مدرن ایران» درباره تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، دو کتاب شرحیه بر اشعار مولانا با نام های «شرح مثنوی شریف» از بدیع الزمان فروزان فر و «مولوی چه می گوید» جلال الدین همایی و «مولوی و تفسیر عرفانی» مریم مشرف، «آسیا در برابر غرب» داریوش شایگان و کتابی از علی کمارجی درباره فرم ترانه های امروزی معرفی کرد.

 

کاکایی در پایان دو غزل خود را که اخیرا سروده است، برای شاعران جوان و حاضران خواند.

 

در ادامه یک نماهنگ پخش شد. امین صدیقی از مشهد که دومین مجموعه غزل را با نام «وطنانه های گیسویت» توسط نشر سپید باوران به چاپ رسانده است، دو شعر، علیرضا تقی پور، حسین زحمتکش، رضا احسان پور، پری پل سکوتی، محمدحسن جمشیدی و افسانه غیاثوند به شعرخوانی پرداختند.

 

علی مقیمی با استقبال از یکی از اشعار فاضل نظری با مطلع «شراب تلخ بیاور...»، شعر خود را تقدیم حاضران کرد و بهروز پورمحمد، فراهانی با خواندن غزلی کوتاه، احسان امیدی، معصومه زائر و رضا زنگنه نوبت های پایانی شعرخوانی این محفل شعر و موسیقی را به خود اختصاص دادند.

 

اجرای سه قطعه موسیقی توسط ماکان شیرازی آخرین بخش این دیدار شاعرانه بود.

 

کد خبر: 756

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار