انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

 

 

محمد صمیمی: ما نباید اجزای ناپاک را وارد موسیقی آئینی کنیم و شنوندگان خود را فریب دهیم چراکه اثر وضعی آن روی مخاطب بسیار مخرب است.

محمد صمیمی در اولین جلسه از حلقه شعر و تصیف آئینی «ریّان»که در  باشگاه خبرنگاران تسنیم برگزار شد با بیان این سوال که چرا لازم است دور هم جمع شده و شعر بخوانیم گفت: تمامی حرکت‌هایی که انسان در عالم انجام می‌دهد در پاسخ به سه سوال است چیستی، چرایی، چگونگی؟ چیستی دربرگیرنده ماهیت، شناخت و ادارک؛ چرایی در حوزه تحلیل و ادارک؛ چگونگی در حوزه اقدام است، به همین دلیل باید ماهیت و علت معلول‌ها را درک کنیم.

وی در ادامه در پاسخ به سوال چرا شعر و جلسه شعر گفت: در عصر امروز تبلیغات به رکن اصلی جامعه بشری تبدیل شده است در مقابل تکنیک‌ها و شیوه‌های نوین تبلیغاتی متعدد شده و قدرت خودکنترلی انسانها کاهش یافته است. 

این شاعر آئینی گفت: اگر ما خود را در معرض هر نوع فضایی قرار دهیم هیجانات و جاذبه‌ها را به آن سمت می‌کشد. به همین دلیل نباید ارتباطمان را با محافل آگاهی‌بخش دینی از دست بدهیم. در ایران ادبیات پیوند عمیقی با معنویت دارند. مسئولیت‌ ما فقط سرودن اشعار نیست درک مضامینی که اشعار منتقل می‌کند مهم‌ترین مسئولیت است.

 

 

وی ادامه داد: موسیقی و به حکم فطرت و موزون و طبع آدمی بهترین مظروف تعالی اخلاقی آسمانی است که در قالب متون دینی به دست انسان رسیده است و این تا بدان جاست که گفته شده متنهای مذهبی نخستین دریچه‌ی آشنایی انسان با موسیقی است و متون دینی پیش از آنکه مکتوب شده باشند سروده و خوانده شده‌اند و رفتارهای مبتنی بر دین در تمام سنت‌های مذهبی با کلام موسیقیایی همراه بوده‌اند و در میان نام مذاهب و نظام‌های عقیدتی و قومی موسیقی مذهبی و به عبارتی موسیقی آسمامی وجود داشته است.به عنوان مثال باخ موسیقدان آلمانی که در حال حاضر دومین نفر موسیقی عالم نام دارد آهنگساز کلیسا بوده است در پس از دویست سال مشهور شد. موسیقی‌ای که در ایران وجود دارد هر چه دارد از تعزیه است. به عنوان نمونه شبیه‌خوان حضرت عبدالله بن حسن آواز راک می‌خواند به طوری که هم اکنون اینگونه از آواز ایرانی به نام راک عبدالله معروف است آن که نقش حضرت زینب سلام‌الله علیه را برعهده داشت آواز گبری می‌خواند اذان‌گوی تعزیه اذانش را به آواز کردی می‌خواند. نتیجه این است که اگر درست و با هدف در نوحه‌سرایی و تصنیف‌سرایی مذهبی کار کنید می‌توانید موسیقی مذهبی را به جایگاه خودش برگردانید.

صمیمی در توضیح پیوند موسیقی و مذهب بیان کرد: فارابی اولین کسی است که در اسلام موسیقی را تعریف و نظامند کرد. موسیقی ذیل ریاضیات تعریف شده است؛ موسیقی طول کشیدگی‌ها و سکوت‌ها می‌شود که طول همان عدد و یک هندسه است.

مدرس حلقه شعری «ریّان» با تاکید بر استخدام هنر و تربیت آن گفت: شاعر باید ورودی‌های درونی خود را کنترل کند شاعری که می‌خواهد به عالم معنا ورود کند باید مواظب ورودهای درونی‌اش باشد. بهترین روش استخدام هنر پرورش سلیقه و تربیت ذهن است.

صمیمی با اشاره به این جمله طلایی که هر استمراری عادت می‌شود، گفت: باید تکنیک‌های شعری را مرور کنیم تا برایمان عادت شود و چنانچه عادت شود زمینه‌ای برای شروع رویدادهای مهم می‌شود یعنی که ذهن با مسجع و تلمیحات فراوان اندیشیدن می‌تواند شعر بگوید. 

 

 

محمد صمیمی با تاکید بر اهمیت کلمه و بیان ادامه داد: شعرمندی یعنی شاعر و در اینجاست که ادبیات خیلی مهم است.تنها راه ارتباط مستقیم خدا با بندگانش قرآن است که یک اثر ادبی است و تمام اولیا دین ما هنرمند ادبی بودند چنانچه امیرالمومنین  علیه اسلام را امیر بیان خطاب می‌کنند.

وی در ادامه گفت:  فصل اول کتاب جوامع علم موسیقی ابن‌سینا به تعلیم علم ایقاع که حاصل آموختن آن تالیف سخن‌ها یعنی آهنگسازی است می‌پردازد. ایقاع برآمده از زبان فقرات است. حال اگر فقرات نغمه باشد لحنی خواهد بود اما اگر فقرات ایجاد حروفی کنند که کلام از آن حاصل شود ایقاع، شعری است. 

صمیمی با اشاره به اینکه نباید غنا را وارد شعر و نوحه سرایی کنیم گفت: ممکن است که بتوانیم شنوندگان خود را گول بزنیم اما نباید  خودمان را گول بزنیم. اهل‌بیت هم طاهر هستند و هم مطهر یعنی هم پاک هستند و هم پاک‌کننده و اگر ما به تأسی از اربابانمان پاک کننده نباشیم باید بدانیم مسیرمان اشتباه است. مواظب باشیم اجزای ناپاک را وارد این جریان نکنیم و مجوزی برای شنیدن صداهای حرام  مانند صدای آواز بانوان برای این هدف مقدس نیست. و حال فرض کنیم یک کار زیبا از روی موسیقی و به اصطلاح آن خواننده غربی ساختیم و کار هم زیبا شد ولی در نهایت اثر وضعی مخرب آن را  می‌خواهیم چکار کنیم و این توفیقاتی که از انسان سلب می‌شود را چه کنیم.

جلسه حلقه شعر و تصنیف آئینی «ریّان» جمعه صبحها در محل باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» برگزار می‌شود.

 

 

کد خبر:  188

منبع: تسنیم

 

 

منتشرشده در گزارش

مرتضی امیری اسفندقه در نشستی خبری برنامه‌های ششمین جشنواره شعر انقلاب را که هفتم و هشتم دی ماه در شیراز برگزار می‌شود تشریح کرد.

 

نشست خبری ششمین جشنواره بین‌المللی شعر انقلاب صبح امروز شنبه چهارم دی ماه، در حوزه هنری برگزار شد.

 

در این مراسم، مرتضی امیری اسفندقه دبیر هنری این جشنواره در سخنانی عنوان کرد، هر چند که به باور ما شعر تعریف ناپذیر است اما شعر انقلاب تعریف دارد و این تعریف در سه دهه گذشته گسترده‌تر شده است. در دهه‌های نخستین انقلاب اسلامی ما در شعر انقلاب اسلامی با موضوعی مانند بیداری اسلامی مواجه بودیم اما امروزه اوضاع خاورمیانه  به شکلی است که شعر انقلاب باید به روی موضوعاتی خاص‌تر متمرکز شود. امروزه وقتی صحبت از عدالت و انسانیت می‌کنیم، گستره شعر انقلاب خودش را نشان می‌دهد و می‌بینیم که این شعر نه ایران و پایتختش که به جهان تسری پیدا می‌کند.

وی در همین زمینه افزود: وقتی صحبت از شعر آئینی هم می‌کنیم منظورمان دیگر تنها شعر محدود به مسائل آئینی نیست. هر چه در ایران عزیز به عنوان آئین معرفی شده و منافاتی با اصول انسانیت ندارد و مبانی الهی ما را زیر سوال نمی‌برد در این حوزه تقسیم می‌شود. بسیاری از آئین‌های ما مذهبی نیستند و ریشه در مبانی معنوی ما دارند. شعر آئینی را نباید صرفا  شعر مذهبی دانست. آئین شب یلدای ما ایرانیان نیز در قالب شعر می‌تواند شعری آئینی خلق کند. در حوزه دفاع مقدس نیز شعر درباره دفاع از هر امر مقدسی را باید شعر دفاع مقدس بدانیم.

اسفندقه افزود: با چنین تعاریفی ما در این جشنواره تلاش داشتیم تا شعر انقلاب را بر پشت بام بلندتری بنشانیم.

 

دبیر علمی ششمین دوره جشنواره شعر انقلاب در ادامه به آمار آثار رسیده به این دوره از جشنواره پرداخت و گفت: پس از انتشار فراخوان تا امروز، ۸۷۴ اثر از ۲۰۱ شرکت‌کننده در همه بخش‌ها به دبیرخانه رسیده که شامل ۲۴۴ مجموعه شعر در همه قالب‌ها، ۵۹۹ تک اثر در همه قالب‌ها و ۳۱ اثر پژوهشی بوده است. این آثار در نهایت به صورت تفکیکی در بخش مجموعه شعر شامل ۱۴۰ اثر سنتی و ۱۰۴ اثر نیمایی در داوری‌ها لحاظ شد و در بخش تک اثر نیز ۳۲۱ شعر سنتی و ۲۷۸ شعر نیمایی توانست به مرحله نهایی داوری راه پیدا کند. در بخش پژوهش نیز ۲۵ مقاله و ۶ کتاب به مرحله نهایی داوری راه پیدا کرد. به گفته اسفندقه انتخاب نهایی برگزیدگان جشنواره نیز در بخش شعر سنتی از میان ۱۰ تک اثر و ۵ مجموعه اثر و در بخش نیمایی از ۸ تک اثر و ۴ مجموعه اثر و در بخش پژوهش نیز از میان یک کتاب و ۳ مقاله انتخاب خواهند شد.

 

وی داوران این دوره از جشنواره را نیز در بخش شعر نیمایی مصطفی علیپور، محمد رضا عبدالملکیان و علی‌محمد مودب و در بخش شعر سنتی نیز محمد علی بهمنی، محمد کاظم کاظمی و محمود حبیبی کسبی و در بخش پژوهش نیز سعید یوسف‌نیا، عبدالحمید ضیایی و محمد رضا سنگری معرفی کرد.

 

در ادامه این نشست خبری محمد زرویی معاون موسسه فرهنگی سپهر سوره هنر نیز در سخنانی عنوان کرد: مراسم افتتاحیه این دوره از جشنواره روز هفتم دی ماه در شهر شیراز  و در جوار آرامگاه حافظ  آغاز و پس از آن در همان روز نیز شب شعر بزرگ انقلاب با حضور ۲۵ شاعر برجسته کشور  و نیز شاعرانی از لبنان، سوریه، عراق، پاکستان، کویت، آذربایجان و پاکستان برگزار می‌شود.

 

زوریی افزود: محفل ادبی دیدار مهر نیز نخستین جلسه خود را  که از این پس هر ماه برگزار خواهد شد، در این جشنواره برگزار می‌کند و در آن جمعی از شاعران انقلاب در حرم‌شاه‌چراغ جلسه شعری برگزار و طی  آن از کتاب «امین شعر انقلاب» شامل راهکارهای عملی رهبر معظم انقلاب برای گسترش و تقویت زبان فارسی که توسط محمد حسن مقیسه تدوین شده است، رونمایی خواهد شد. همچنین کتاب «سکوت سرشار از هیاهو» شامل تازه‌ترین شعرهای شاعران عرب در حوزه بیداری اسلامی با آثاری از شاعران فلسطین، سوریه، لبنان، عراق، کویت، مصر و یمن و مراکش که توسط موسی بیدج و فائزه جمالی گردآوری و ترجمه شده نیز در این مراسم رونمایی می‌شود.

 

وی همچنین از برپایی مراسم تجلیل از سه شاعر برجسته انقلاب شامل مرحوم نصرالله مردانی، سید محمود سجادی و قادر طهماسبی در این جشنواره خبر داد.

در پایان این نشست خبری امیری اسفندقه در پاسخ به سوالی درباره نحوه انتخاب داوران این جشنواره نیز گفت:بنده در معدل گیری داوران و حتی در جلسه رای‌گیری آنها حضور نداشتم اما همه آثار را خودم یک بار دیگر خوانده‌ام. شیوه کار من معلمی است و اقتضا می‌کند که در نظر داوران دخالتی نکنم. البته داوران نیز انتخاب شخص من نبوده‌اند بلکه آثارشان بوده که آنها را به ما معرفی کرده است.

 

در همین زمنیه محمد زرویی نیز افزود: تمامی جشنواره‌های حوزه هنری دارای یک شورای سیاستگذاری است که از ابتدای هر جشنواره تشکیل و فرآیند اجرای جشنواره را به پیش می‌برند. درباره جشنواره شعر انقلاب نیز ما با تشکیل این شورا و با اتفاق نظر و گرفتن نظر دبیر، داوران را انتخاب کردیم.

 

کد خبر: 187

منبع: مهر

 

منتشرشده در گزارش

دویست و هفتاد و دومین شب مجله بخارا به نکوداشت دکتر محسن ابوالقاسمی استاد حوزه زبانشناسی و زبان‌های باستانی اختصاص داشت. در آغاز این جلسه، علی دهباشی مدیرسئول و سردبیر نشریه بخارا و مسئول برگزاری شب‌های بخارا، ضمن عرض خیرمقدم از طرف بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار، انتشارات طهوری و مجله بخارا گفت که این جلسه به پیشنهاد و همکاری دکتر مهدی علیایی مقدم تشکیل شده است.

 

وی در ادامه به مرور زندگینامه و کارنامه علمی و فرهنگی استاد ابوالقاسمی پرداخت و سپس،   ژاله آموزگار، به عنوان نخستین سخنران این نشست، در سخنانی گفت: وقتی افق دیدم را به سالهای دور بازمی‌گردانم، میز بزرگ دفتر گروه زبانشناسی و زبانهای باستانی دانشگاه تهران را به خاطر می‌آورم. پیش از آنکه این دو گروه از هم جدا شوند چهره‌های بزرگانی را می‌بینم. دانشمند، باشخصیت، محکم، با یک دنیا انگیزه، عشق، امید و علاقه که من افتخار همکاریشان را داشتم و از آنها بسیار آموختم. محیط مطبوع کاری باعث می‌شد که هر روز با علاقه، پله‌های دانشکده را با شتاب بالا روم، به همکاران سلام بگویم و روزم را با آنها آغاز کنم.

 

ا

 

ین استاد حوزه زبانشناسی افزود: گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران که محل خدمت من و دکتر ابوالقاسمی بود در کارنامه خود اوراق زرینی دارد و مادر همه گروههای بعدی این رشته به شمار می‌آید. من به عنوان یکی از اعضاء فعال این گروه، می‌توانم سرم را بالا بگیرم و با افتخار به این نکته اشاره کنم که تک‌تک دانشمندان و پژوهشگران ارزنده‌ای که اکنون در زمینه زبانها و فرهنگ کهن ایران صاحب‌نظرند و در دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌ها در مقام‌های بالای علمی به خدمات آموزشی و پژوهشی می‌پردازند همگی گام نخستین را در این راه سخت ولی دلنشین در گروه ما برداشته‌اند و از کلاسهای دکتر ابوالقاسمی بهره برده‌اند.

 

آموزگار ادامه داد: من امروز خوشحالم و این افتخار را دارم که برای دومین بار درباره‌ یکی از ارزنده‌ترین و دانشمندترین عضو آن سخن بگویم. همکاری که آشنایی و همکاری من با ایشان بزودی نیم قرن می‌شود که از بنیاد فرهنگ ایران آغاز شده است، در پژوهشکده آن بنیاد ادامه یافته است و در دانشگاه تهران سالهای متمادی را در برمی‌گیرد و سرانجام چند سالی است که در دانشگاه آزاد در خدمتشان هستم. پس این صلاحیت را در خود می‌بینم به بخشی از زوایای علمی و شغلی ایشان اشاره کنم.

 

وی با یادآوری جلسه‌ای که حدود ۱۰ سال پیش (اسفند ۱۳۸۴) به اهتمام اعضاء شورای گسترش زبان فارسی در شهر کتاب برگزار شد و او در آن به تحلیل دو ترجمه استاد ابوالقاسمی از عربی: مانی به روایت ابن ندیم و دین‌ها و کیش‌های ایرانی در دوران باستان به روایت شهرستانی پرداخته بود، در ادامه به شرح سه بعد شخصیتی وی، یعنی دکتر ابوالقاسمی به عنوان معلم، به عنوان یک دانشمند و پژوهشگر و به عنوان فردی عاشق ایران و زبان فارسی، اشاره کرد.

 

 

دومین سخنران این نکوداشت دکتر محمدتقی راشد محصل بود که آشنایی خود را با استاد ابوالقاسمی، محور سخنرانی قرار داد و گفت: آشنایی من به عنوان یکی از نخستین شاگردان استاد دکتر ابوالقاسمی که تا به امروز پیوسته از راهنمایی‌ها و هدایت‌های مشتاقانه ایشان برخوردار بوده است، به پنجاه سال پیش یعنی مهر ماه ۱۳۴۶ می‌رسد. استادی جدی، دیرآشنا، صریح و صمیمی که از مردم برآمده با همگان به تواضع و فروتنی زیسته به مال و قدرت بی‌اعتنا بوده معلمی را برگزیده و امروز هم شاگردان او که در طول سال‌های تحصیل از خوان دانشش بهره گرفته‌اند، بهترین یاران و دوستان اویند

 

وی افزود: اگرچه سال‌های عمر و تلاش او در کسوت یک استاد که از درس و تحقیق و مشاغل اجرایی مربوط به آموزش نیز روی گردان نیست، توان روزهای جوانی را از او گرفته است اما روح بلند او همچنان به او نیرو می‌بخشد. برجسته‌ترین ویژگی استاد سوای دانش گسترده در زبان‌های ایران باستان، فارسی کهن، زبان‌های عربی، فرانسوی و انگلیسی و آلمانی و حتی روسی حافظه قوی و منظم اوست که مثال زدنی است. هنوز علاقه نخستین خدمت را دارد. هر یک از شاگردان خود را به صفتی یا رفتاری و کلامی خاص می‌شناسد، و هنوز روزهای آغازین آشنایی خود را با شاگردان خود فراموش نکرده است و از حال و کار هر یک نیز به خوبی باخبر است و با آنان به طرق مختلف در ارتباط است.

 

راشد محصل، اضافه کرد: ایشان در طول تدریس در مقاطع عالی دانشگاهی گرچه رسماً استاد فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران بوده است در همه دانشگاه‌های مستقر در تهران تدریس کرده و سوای تدریس به کارهای پژوهشی و مدیریت‌های آموزشی نیز اشتغال داشته است.

 

 

 

دکتر تقی پورنامداریان سخنران سوم این نکوداشت بود که سخنان خود را با نخستین تصویر استاد در ذهن خویش آغاز کرد: نخستین تصویر استاد در ذهن من به سال ۱۳۵۱ برمی‌گردد. به دنبال دیدن آگهی کوچکی در روزنامه از طرف بنیاد فرهنگ ایران برای پذیرش دانشجو، دوره کارشناسی ارشد ادبیات، در امتحان شرکت کردم و وارد پژوهشکده فرهنگ ایران شدم که ساختمانی بود محقر با چند اتاق و زیر زمین.

 

وی افزود: در زیرزمین ساختمان دکتر ابوالقاسمی بر مبل فرسوده‌ای نشسته بود و میزی دراز و خانگی در برابرش بود. روی میز فنجانی چای بود و مشتی کاغذ و کتاب پراکنده. لای دو انگشت استاد سیگاری بی‌فیلتر بود، احتمالاً همای بیضی که تا نیمه سوخته بود و خاکسترش نزدیک ریختن بود، منظره‌ای که در آن روزگار استاد را بیشتر در آن حال و هیأت می‌دیدی! گوشه و کنار زیرزمین انباشته از کتاب‌هایی بود که لابد قرار بود در قفسه‌هایی که می‌آورند چیده شود و زیرزمین کتابخانه شود.

 

پورنامداریان گفت: دانشجویانی که استاد را می‌شناختند پچ پچ می‌کردند: آقای دکتر ابوالقاسمی است! رییس پژوهشکده! هر چه دقت می‌کردی چیزی از ملزومات ریاست، مثل میز و صندلی و دم و دستگاهی در خور، با این رییسی که در زیرزمین نیمه ‌تاریک با سیگار در میان کتاب‌ها نشسته بود، نبود. پژوهشکده هنوز شکل درست و حسابی به خود نگرفته بود. آقای دکتر خانلری، رییس بنیاد فرهنگ ایران، پژوهشکده را تأسیس کرده بود تا در آنجا پژوهشگر تربیت کند، کاری که به نظر می‌رسید از دانشگاه تهران برنیامده بود.

 

سپس نوبت به دکتر احمدرضا قائم مقامی رسید تا «مختصری در فضایل استاد دکتر محسن ابوالقاسمی» سخن بگوید و در پایان قطعه شعری برای استاد خوانده شد. دست آخر نوبت به استاد محسن ابوالقاسمی رسید که از دانشجویان و استادان حاضر در این نکوداشت سپاسگزاری کرد. و دکتر محمدافشین وفایی آخرین کتابهای منتشر شده توسط بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار را به استاد هدیه کرد.

 

کد خبر: 186

 

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

مراسمی دیگر از برنامه پاپ “هزار صدا” از چهارمین سال برگزاری این آکادمی خوانندگی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

عصر روز گذشته خوانندگان جوان و با استعداد در آکادمی خوانندگی هزار صدا با یکدیگر به رقابت پرداخته و در پایان با رای داوران به کار خود خاتمه دادند.

این مراسم با اجرا و مدیریت آرش نصیری و با حضور میهمانان ویژه ای چون، پدرام کشتکار به عنوان داور ویژه بخش آهنگسازی، اهورا ایمان داور بخش ترانه و محسن رجب پور و حامد همایون برگزار شد.

 

هشت شرکت کننده جوان در این سری از آکادمی خوانندگی هزار صدا شرکت کردند که اسامی آنان به شرح زیر است: بردیا صابری، هادی احمدی، مجید ترابی، گروه مترو، امید آل اسحاق، امید طهماسبی، رسول فهن دژ و رضا پور رحیم که پس از اجرای هر کدام با احتساب نظر کارشناسی مهمانان و رای آنان اميد طهماسبي، هادي احمدي و گروه مترو به ترتیب به عنوان نفرات اول تا سوم انتخاب شدند.

خوانندگی نوجوان یازده ساله، ماهان میرنصیری نیز از دیگر اتفاقات این مراسم بود.

حامد همایون که از تازه کشف شده های موسیقی کشور است و کارهای اخیر او با استقبال عموم مواجه شده، در بخشی از برنامه به اجرای ترانه پرداخت که تشویق حاضران را درپی داشت.

از دیگر مهمانان حاضر در برنامه می‌توان به مهرداد نصرتی و علیرضا بندری نیز اشاره کرد.

 

 

آکادمی خوانندگی هزار صدا از سال ۹۲ در دو بخش پاپ و سنتی کار خود را آغاز کرده و تا کنون چهره های با استعدادی در این زمینه به جامعه هنری معرفی کرده است.

دیگر مراسم های این آکادمی در بخش های سنتی و پاپ متعاقبا اعلام خواهد شد.

 

کد خبر: 185

 

منتشرشده در گزارش

بار دیگر نشیتی دیگر از سلسله نشست های کانون ادبی تهران برگزار شد.

این نشست با مدیریت و اجرای بهزاد نجفی از سلسله نشست های ماهیانه نقد و بررسی شعر و ترانه است که در فرهنگسرای شفق برگزار شد.
در جلسه بیست و سوم کانون ادبی تهران حمیدرضا شکارسری به عنوان میهمان بخش نقد و مهدی فرج اللهی و فرامرز ریحان صفت دو شاعر طنزپرداز کشور میهمانان بخش شعرخوانی بودند.

در ابتدای جلسه اشعار شاعرانی چون آیدا جدیری ، محمد علیپور ، نرجس رونق و مهدی نژاد هاشمی به وسیله منتقدین بررسی و نقد شد.


حمیدرضا شکارسری در بخش نقد غزل های خوانده شده گفت:
غزل امروز دیگر مثل قدما قائم به بیت نیست و غزلسرای امروز باید از بیت محوری و قافیه محوری فاصله بگیرد و بتواند غزلی ارائه دهد که مخاطب با تمام شعر روبرو باشد نه فقط با چند بیت خاص.
وی ادامه داد: زبان غزل امروز باید زبان معاصر باشد و دغدغه های جامعه ی معاصر را مطرح کند.
شکارسری در ادامه به تلاش های قابل تقدیر شاعران دهه هفتاد برای باز کردن راه غزل اشاره کرد.

در بخش شعرهای سپید خوانده شده نیز با تمجید از شعر خانم آیدا جدیری به زبان مستحکم و تسلط شاعر بر ارائه ی تصاویر خوب اشاره کرد.
وی همچنین در مورد اینکه شعر بعد از نیما بیشتر به سمت عینیت گرایی آمده و شاعر باید تلاش کند تا از ارائه ی تصاویر مطلقا ذهنی پرهیز کند مطالبی را بیان کرد.

بعد از پایان بخش نقد، خانم ها سپیده ثابتیان و فاطمه علی عسگر به شعرخوانی پرداختند.
سپس میهمان برنامه فرامرز ریحان صفت با معرفی کتاب طنز جدید خود با عنوان ( پنج بعلاوه یک برابر است با سه ) چند شعر طنز را برای حضار خواند و پس از آن حمیدرضا شکارسری و مهدی فرج اللهی حضار را به خواندن اشعار خود میهمان کردند .


حسن ختام جلسه نیز با اجرای موسیقی طنز مهدی فرج اللهی همراه بود.
لازم به ذکر است که این جلسه روز دوشنبه 29 آذرماه برگزار شد.
جلسات کانون ادبی تهران یک جلسه در ماه در فرهنگسرای شفق واقع در یوسف آباد ، کوچه نوزدهم برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 184

منتشرشده در گزارش

شعر امروز ایران به خصوص شعر آزاد دچار آفات بسیاری شده است.مه‍م ترین این آفات نداشتن مطالعه ی عمیق و متقن در حیطه ی ادبیات است.

به زبانی بهتر اینکه افرادی که به عنوان کارورز شعر محسوب می شوند هیچ ذخیره ی شناختی درستی از ادبیات ندارند البته ذکر این نکته واجب و لازم است که منظور بنده با اکثریت افراد است و همیشه اقلیتی هستند که جور اکثریت را به دوش می کشند.

با این اوصاف به دلیل هجمه ی بالای اکثریت این اقلیت دچار نوعی رخوت و سکوت و سکون شده اند.

حال این سکوت و سکون که در بیشتر موارد به انزوا تبدیل می شود دلایل بسیاری وجود دارد که جز آفات شعر امروز محسوب می شود.

شعر به این دلیل که به ظاهر هنری سهل الوصول است و نهایت یک قلم و کاغذ را می طلبد(حالا که دیگر قلم و کاغذ هم نمی خواهد و همه در گوشی های همراه خود می نویسند بدتر) بسیاری را دچار این توهم کرده که می توانند شاعر باشند.

البته می توانند بنویسند اما حق ندارند نام شاعر را برخود بگذارند.این توهم زمانی پر و بال میگیرد و به باور تبدیل می شود که فضای مجازی به آن دامن میزند.

همین فضای مجازی خود یکی از آفت هاست.وقتی نویسنده ی یک متن چیزی می نویسد و انرا در کمتر از ثانیه در اختیار هزاران هزار نفر می گذارد یعنی تبدیل توهم به باور. البته بنده نافی تکنولوژی نیستم بلکه روی سخن از این جهت است که از هر چیزی باید درست استفاده شود وگرنه مخرب خواهد شد.

اهالی ناخلف امروز ادبیات وقتی تمام مطالعه ی خود را بسنده می کنند به تلگرام و فیسبوک و این چیزها هیچ وقت نمی توانند درک درستی از کتب اصلی و کلیدی ادبیات داشنه باشند.

همین عدم مطالعه ی دقیق و متقن یعنی بلایی که بر سر شعر امروز امده است‌.شعری بی ریشه از اهالی بی اندیشه.مگر می شود شاهنامه را ورق ورق نکرد و راه ورود به اذبیات را یافت؟محال ممکن است اذبیات سترگ فارسی را نخواند و داعیه دار ادبیات بود.

نمی شود ادبیات جهان را تورق نکرد و به درکی جهانی رسید.

ادبیاتی که امروزه از آن نام برده می شود بیشتر یک کاریکاتور ادبی ست.بیشتر ناشران چه در عرصه ی چاپ کتاب و چه در مجله نیز برای کسب درامد بیشتر به ادبیات به عنوان یک محصول قابل خرید و فروش می نگرند.یعنی اینکه با دریافت پول های گزاف خلعت شاعری برتن افراد بسیاری کرده اند که توهمشان با چاپ اثارشان چنان به باور تبدیل شده که خدا را نیز بنده نیستند. بعد همین افراد به صورت ییلاق و قشلاق در جلسات زرد ادبی هم مدام در رفت و آمد هستند.

همین ها باعث می شود که مخاطب امروزی اولا خوراک درست ادبی نداشته باشد و دوما اعتماد خود را به شعر درست از دست بدهد.از طرفی ان دسته از مخاطبینی که زیاد اهل مطالعه نیستند گمان بد می برند که ادبیات همین است و بس.

درحالیکه به نظر می رسد باید کاری کرد اما کاری از دست کسی جز ادبیات برنمی آید.نه وزارت ارشاد که بانی اصلی ست قصدی برای رفع این مشکل دارد نه حرف منتقدان جدی راه به جایی می برد نه ناشرانی که از این پشم کلاه می بافند کوتاه می آیند نه می توان مقابل فضای مجازی قد علم کرد.

پس راه چاره چیست؟

به راستی راه چاره چیست؟ شاید تنها راه صبر کردن باشد.صبر دربرابر ظلم هم که خود جفای به خویشتن است.از طرفی اطمینان به الک ادبیات تنها دستاویز به نظر می آید و اینکه از پشت سر می آید و اضافات را الک می کند.شاید مشکلی که پیش بیاید این باشد که دانه ای در این الک نماند که ریخته نشده باشد و نگران از اینم که چگونه دربرابر آینده می توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم.

سهل انگاری و سهل اندیشیدن گویا فقط در شعر رسوخ نکرده که بلکه در جای جای اندیشه ی ادبی امروز رسوب کرده است.

امیدوارم اهالی و فرزندان واقعی ادبیات از گوشه ی دنج خویش بیرون بیایند و ققنوس وار ادبیاتی نو را متولد شوند و به اندک اهالی واقعی و فعال ادبیات یاری برسانند و نگذارند نفس ادبیات تا به این حد بگیرد.

 

 

 

 

منتشرشده در یادداشت هفته

 

در مراسم یازدهمین سالگرد درگذشت منوچهر آتشی، ضیاء موحد این شاعر را متخیل‌ترین شاعر دانست و کامیار عابدی او را نماد بوشهر در نیمه دوم قرن بیستم نامید.

 

عصر یکم دی‌ماه مراسم یازدهمین سالگرد درگذشت منوچهر آتشی در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان برگزار شد و جمعی از شاعران و منتقدان ادبی درباره وجوه مختلف شعر منوچهر آتشی سخنرانی کردند.

 

در ابتدای این مراسم، ضیاء موحد پس از خواندن شعری از منوچهر آتشی گفت:‌ آتشی شعر را می‌نوشت و بدون ویرایش و پیرایش آن را چاپ می‌کرد. من در دوره نظام وظیفه و در سال‌های ۴۵-۴۶ در بوشهر بودم و آتشی بین تهران و بوشهر در رفت و آمد بود. در آن زمان، آتشی در بوشهر یا مخاطب نداشت یا مخاطب کمی داشت. اولین‌بار در آن سال‌ها و در بوشهر شعر «ظهور» را برای من خواند. بحث‌مان این بود که او از صفت و موصوفات در شعرهایش زیاد استفاده می‌کرد، اما وقتی این کار را نمی‌کرد، بسیار زیبا شعر می‌گفت.

 

این شاعر سپس گفت: منوچهر آتشی شعرهای سیاسی هم دارد، اما شعرهای ناب آتشی آن‌هایی است که کاری با سیاست ندارد و شعر ناب است؛ مثل شعر «غزل کوهی».

 

او ادامه داد: آتشی وقتی به تهران می‌آمد، معمولا به سیمین بهبهانی تلفن می‌زد برای این‌که خانم بهبهانی تنها کسی بود که همه افراد با افکار مختلف در خانه‌اش جمع می‌شدند و بدون این‌که با هم جدل کنند، شعر می‌خواندند.

 

 

موحد اظهار کرد: در این جلسات در خانه سیمین بهبهانی که شاید سالی یکی - دو بار برگزار می‌شد، من هم شرکت می‌کردم. می‌دیدم که برخی بعد از یکی - دو سال که به این جلسات می‌آمدند یا شعر نداشتند یا فقط چند شعر کوتاه داشتند یا شعر بدی داشتند، ولی آتشی همیشه یک بسته شعر داشت. صدایش، صدای گرفته‌ای بود و خیلی فصیح نبود. من گوش می‌کردم، او چند شعر می‌خواند. همه شعرها نمی‌توانستند خوب باشند، اما یک مرتبه مجابم می‌کرد. یعنی شعری می‌خواند که در آن سن و سال از شاعران بزرگ هم انتظار نمی‌رفت.

 

وی بیان کرد: ‌درباره غزل نیز آتشی همین گونه بود. او غزلی کاملا نو می‌گفت، اما همزمان به سبک هندی هم شعر می‌گفت و این فراز و فرودها در شعر آتشی وجود داشت.

 

این شاعر اظهار کرد: همیشه وقتی می‌خواهند درباره شاعران نسل اول صحبت کنند، آتشی حذف می‌شود و آن‌هایی که اسم‌شان را می‌برند، متولدان قبل از سال ۱۳۱۰ هستند، اما آتشی سال ۱۳۱۰ به دنیا آمده است. من این را قبول ندارم، چون فروغ فرخزاد سال ۱۳۱۳ به دنیا آمده، اما جزو این شاعران است. این ظلمی در حق شاعری است که بدون شک متخیل‌ترین شاعر شعر ماست.

 

او گفت:‌ در شعر آتشی گاهی چنان برق و جرقه‌ای می‌زند که باعث حیرت می‌شد و این، کار آدمی است که بدون شعر نمی‌تواند زندگی کند. به همین دلیل تعداد شعرهایش خیلی زیاد است.

 

موحد بیان کرد:‌ آتشی قوی‌ترین شاعر منطقه‌ای ماست. من یک‌بار این را به خود او گفتم. برآشفت که مگر شاعر هم منطقه‌ای دارد. مثال زدم که ما در دنیا، شاعران بزرگ منطقه‌ای و روستایی کم نداریم و تو چرا این را توهین تلقی می‌کنی؟

 

او در پایان سخنانش افزود: تا وقتی کسی در منطقه جنوب زندگی نکرده باشد، این قدرت تخیل پیدا نمی‌کند.

 

در ادامه این مراسم، هرمز علیپور خود را مدیون منوچهر آتشی دانست و گفت:‌ حدود ۴۰ سال با منوچهر آتشی دوستی داشته‌ام. در تمام این سال‌ها من ندیدم او به‌جز شعر به چیز دیگری فکر کند. خوشحالم که من را به‌عنوان برادر کوچک‌تر می‌پذیرفت.

 

این شاعر سپس اظهار کرد: فقط منوچهر آتشی نیست که حقش ضایع شده است. البته شاعر به‌دنبال گرفتن حق نیست، اما امیدوارم ناجوانمردی روزگار تعدیل پیدا کند.

 

علیپور سپس شعر «مرغ کهن» خود را که سال ۶۸ برای آتشی سروده بود، خواند.

 

حافظ موسوی نیز در ادامه، به بررسی جنبه‌هایی از شعر آتشی پرداخت.

 

این شاعر گفت: در دو - سه سال اخیر سعی کردم جنبه‌های دشوار شعر آتشی را بررسی کنم. شعر بعضی شاعران ما مثل آتشی و سپانلو دشواری‌هایی دارد که در جاهایی خواننده را پس می‌زند. در این موارد به نظر من، شعر به یک میانجی نیاز دارد.

 

او سپس به دوره‌های شعر آتشی اشاره کرد و گفت:‌ باید ببینیم این شاعر چگونه به اشیا و بیرون نگاه می‌کرد و نحوه مواجهه او با هستی چگونه بود. از این طریق می‌شود به برخی شعرهای او راه یافت.

 

وی سپس به تم‌های اصلی شعرهای معروف آتشی اشاره و اظهار کرد: به اعتقاد من، این شعرها مدرن هستند.

 

موسوی گفت: گروهی از شعرهای او دید نوستالژی نسبت به گذشته و روستا دارند که این تم تا آخر کار آتشی وجود دارد و به نوعی در آن‌ها به نقد بورژوازی می‌پردازد. چیزی که در اینجا برای من اهمیت دارد، این است که گویی آتشی به انسان اعتماد ندارد و طبیعت را میانجی بین شاعر و انسان می‌داند. طبیعت به‌عنوان چیزی که هنوز امکان این را دارد که ما را به سرچشمه اصلی هستی وصل کند. این طبیعت هم به همان معنی شعر سپهری نیست، چون کار سپهری سوءاستفاده کردن از طبیعت برای دور زدن دنیای مدرن است، اما آتشی به واقع با طبیعت آمیخته است.

 

وی اظهار کرد:‌ اوج شاعری منوچهر آتشی از دهه ۷۰ و بویژه بعد از چاپ کتاب «چه تلخ است این سیب» است. این کتاب در دوره اصلاحات چاپ شد، ولی متأسفانه فروش نکرد و حتی در جایزه «کتاب سال شعر» هم برگزیده نشد.

 

او همچنین به دوره دیگری از شعر آتشی اشاره کرد که در آن، آتشی اسطوره‌ها را دستمایه قرار داده است.

 

این شاعر اضافه کرد:‌ این دسته از شعرهای آتشی تعمق می‌خواهد و به مراقبت نیاز دارد.

 

 

 

در ادامه مراسم، رشید کاکاوند - شاعر و پژوهشگر - درباره شعر منوچهر آتشی سخن گفت.

 

او با تأکید بر زیبایی‌ها و جنبه‌های مختلف شعر آتشی، گفت: نباید توقع داشته باشیم شعرهای آتشی به اندازه سپهری و فروغ خوانده شده باشد.

 

این نویسنده با اشاره به سخنران حافظ موسوی که گفت برخی شعرهای آتشی به نقد ادبی و مراقبت نیاز دارد تا فهمیده شود، اظهار کرد:‌ شعر باید خوانده شود. وقتی مردم شعر را نمی‌خوانند نقد شعر را می‌خوانند؟!

 

کاکاوند سپس اضافه کرد: اخوان هم زبان فاخری دارد، اما زبان فاخر باعث نمی‌شود که شعرش خوانده شود. شاملو هم همین گونه است. از سوی دیگر، سادگی شعر فروغ مانع خوانده شدن شعر او نمی‌شود. منوچهر آتشی گناه ندارد که خوانده نمی‌شود، مردم هم گناه ندارند. لوازم و شرایط روزگار باعث شده که با این شرایط شعر آتشی خوانده نمی‌شود.

 

در ادامه این مراسم، محمدرضا عبدالملکیان به آشنایی خود با منوچهر آتشی اشاره کرد.

 

این شاعر یکی از زیباترین نقدهای نوشته‌شده بر شعرهای منوچهر آتشی را نقد رضا براهنی بر شعر این شاعر دانست.

 

او با اشاره به خاطراتی، گفت:‌ منوچهر آتشی مجبور به استعفا از سروش شد. به او گفتند اگر استعفا ندهی اخراج خواهی شد. همین شد که آتشی ۱۰ سال در بوشهر در یک کارخانه، مسئولیتی غیرمرتبط با شعر داشت.

 

عبدالملکیان در ادامه اظهار کرد:‌ به گمان من، در سینه آتشی قلب یک پرنده کوچک زمینی می‌تپید. یک معصومیت کودکانه در نهاد آدم بزرگی مثل آتشی بود که من آن را در کمتر کسی سراغ دارم.

 

او سپس دو شعر با حال و هوای شعرهای منوچهر آتشی برای حاضران خواند.

 

آخرین سخنران این مراسم کامیار عابدی بود که گفت: یکی از مشکلاتی که در شعر کهن فارسی وجود دارد، این است که زمینه‌های جغرافیای شعر کهن ما یکنواخت است و تعداد شاعرانی که از این یکنواختی عبور می‌کردند، محدود بود. البته در دوره معاصر تعداد این شاعران که ریسک می‌کردند کمی بیشتر شد.

 

 

این منتقد ادبی ادامه داد: یکی از این افراد که به نوآوری رو آورد، نیما بود که کلیشه‌ها را کنار زد.

 

او سپس جسارت را یکی از ویژگی‌های منوچهر آتشی ارزیابی کرد و افزود: بین شاعران معاصر، منوچهر آتشی شبیه‌ترین فرد به نیما یوشیج بود و بدون هیچ تردیدی به نکات و درس‌های نیما توجه خاص داشت.

 

وی آتشی را نماد بوشهر در نیمه دوم قرن بیستم نامید.

 

 

 

در پایان این مراسم از دو کتاب «چه شکل‌های گوناگونی دارد عشق» یادنامه منوچهر آتشی به سعی محمدجواد حق‌شناس و کتاب «ارغوانی از بوسه» که گزیده‌ای از اشعار منوچهر آتشی را شامل می‌شود و توسط شعله آتشی، دختر این شاعر انتخاب شده‌اند، رونمایی شد.

 

کد خبر: 183

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

مجموعه ترانه‌های رسول یونان با عنوان «یه روزی، یه عاشقی بود» که در سال ۱۳۹۲ توسط نشر نیماژ منتشر شده بود به وسیله سعیده سیدکابلی به زبان فرانسه ترجمه شد.

منتشرشده در تازه های نشر

اسدالله رازانی روز دوشنبه در جلسه ای استانی گفت که این اولین جلسه بعد از نماز جمعه و موضع آیت الله علما نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه در ارتباط با برنامه شعرخوانی دانشگاه رازی است و لازم می دانم نکاتی را به عنوان نماینده دولت در استان به اطلاع مردم برسانم.
استاندار کرمانشاه گفت: افرادی که به عنوان شاعر در این مراسم به ظاهر شعر قرائت کردند اما در واقع نه تنها در حیطه شعر و شاعری نبوده بلکه از شعر و عقل و درایت بی بهره بودند.


وی افزود: قاعدتا شعر باید دارای ظرافت، آفرینندگی و خلاقیت باشد چرا که هنر جزو ذات شعر است و باید کمال آفرینی و کمال جویی در شعر دیده شود.
وی تصریح کرد: هر چهار کلمه ای کنار هم گذاشتن بدون قافیه و اینکه قافیه آن با هم بخواند که شعر نیست.
وی با بیان اینکه این افراد از سرنادانی این شرایط را رقم زدند، گفت: این افراد هم به مبنای شعر و شاعری و هم نسبت به مقتضیات جامعه و فرهنگی که در آن زندگی می کنند، نادان هستند.


رازانی گفت: آنچه در مراسم شعر قرائت شده هم مسلمانان و هم پیروان سایر ادیان توحیدی را ناراحت کرده چرا که در این ‌ ‌‌‌مراسم در قالب به اصطلاح شعر اما در واقع خزعبلات و مزخرفات نسبت به انبیا بی ادبی شده است.
استاندار کرمانشاه در ادامه گفت: ریشخند و استهزا به شخصیت های دینی و نام بردن از انبیا در این مراسم موجب تاسف و ناراحتی بنده به عنوان نماینده دولت در استان شده و اعلام تاسف می کنم.


وی گفت: بابت آنچه که اتفاق افتاده متاسفم و ناراحتم و از این سهل انگاری ها نباید در برنامه ها صورت پذیرد.
رازانی تاکید کرد: برنامه فرهنگی در محیط دانشجویی باید موجب ارتقا و کمال شرکت کنندگان شود و اخلاق و باورها را تقویت کند نه موجب کاهش و تزلزل باورها شود.


استاندار کرمانشاه این اتفاق را سهل انگاری عوامل برگزاری این مراسم در دانشگاه دانست اما در عین حال یادآور شد که مسئولان دانشگاه رازی شخصیت های متدین، انقلابی و متعهد هستند.


استاندار کرمانشاه با اعلام اینکه رییس دانشگاه رازی هم این موضوع را محکوم کرده اند و هم ابراز تاسف نمودند گفت: مسئولان دانشگاه در برگزاری برنامه ها دقت کافی داشته باشند تا چنین مواردی به وجود نیاید.
وی از همه دستگاه های استان هم خواست مراقبت کنند که در نتیجه غفلت ها و بی توجهی ها شاهد چنین برنامه هایی نباشیم.
استاندار کرمانشاه گفت: در دنیا و همچنین در کشور ما رسم است که بعد از بروز هر حادثه ای مسئولان مرتبط از سمت خود استعفا می کنند که نمونه آن را در کشور هم دیدیم که ... .


وی گفت: آیت الله علما امام جمعه کرمانشاه از مسئولان فرهنگی دانشگاه رازی خواسته اند در مقام پاسخ‌گویی تصمیمی گرفته شود که خواسته درستی است و رییس دانشگاه رازی هم مدنظر دارد.


استاندار کرمانشاه در ادامه یادآور شد که محیط دانشگاهی و دانشجویی باید پویایی، شادابی و سرزندگی خود را حفظ کند و یک حادثه که بر اثر سهل انگاری و خطای بشر که در برخی مواقع اجتناب ناپذیر است نباید فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی به رکود کشیده شود.
استاندار کرمانشاه به توصیه های مکرر رهبر معظم انقلاب در مورد فعال کردن کرسی های آزاداندیشی و با نشاط بودن محیط دانشگاهی اشاره کرد و گفت: در دانشگاه ها باید روند برگزاری تجمع ها، جلسات و فعالیت های سیاسی خود را ادامه دهد اما باید در برگزاری همه برنامه ها باید دقت صورت پذیرد.

 لازم به ذکر است که این مراسم با عنوان قندپهلو و با حضور تعدادی از شاعران طنزپرداز و سرشناس کشور چون صابر قدیمی، شروین سلیمانی، سعید طلایی، فرامرز ریحان صفت و ... برگزار شده است.

کد خبر: 184

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد