انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

نخستین کنگره بین‌المللی محتشم کاشانی در محورهای کاشان، محتشم، زندگی و اندیشه او، هنرهای آیینی و... اسفند ماه امسال در کاشان برگزار خواهد شد.

 

این کنگره با همکاری برخی از اعضای نهادهای علمی کشور از جمله فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، روسای دانشگاه های تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، سمنان، کاشان و همدان شکل گرفته است و تعداد زیادی از شاعران نام آشنای کشور در این کنگره حضور دارند و به شعرخوانی می‌پردازند.

 

سیدعبدالحمید ضیایی، دکترای مطالعات عرفان تطبیقی از آکادمی علوم مسکو، مدیر پیشین خانه فرهنگ ایران در دهلی نو (کشور هند)، پژوهشگر فلسفه غرب، ادبیات تطبیقی و مطالعات عرفانی یادداشتی در خصوص محتشم کاشانی و ترکیب بند معروفش را در اختیار تارنا قرار داده است:

 

بررسی تطبیقی دو شاهکار منظوم عاشورایی :

۱- ترکیب بند محتشم کاشانی

این مرثیه، بسیار استادانه و زیبا سروده شده است و برخى از ادبا، این ترکیب‏بند را «جاودانه‏ترین سوگچامه تاریخ نظم هزار ساله پارسى» به شمار آورده ‏اند. به عقیده محققان و منقتدان ادبى «سروده والاى او (محتشم) هرگز مشمول گذشت روزگاران نشده است و مثل اصل مصیبت عظیم و بی ‏مانند حضرت سیدالشهداء به مرور سالیان هیچ‏گاه کهنگى نپذیرفته و هر روز در تجدد و تازگى بوده است». استقبال ده‌ها شاعر بعد از محتشم تا زمان حاضر از ترکیب بند غرا و رسای او،نشانه مقبولیت، اهمیت و اثرگذاری خاص این شاعر بر متأخران است. کتیبه‌های منقش به ترکیب بند معروف این شاعر بلند آوازه در هیبت بیرق‌های سرخ و سیاه، مهم ترین نماد قبول عام این اثربوده است. در ابتداى این ترکیب‏بند، محتشم با تجاهل العارفى زیبا و سپس به واسطه صنعت براعت استهلال، با به دست دادن شمه‏اى از واقعه، از داستان غم‏انگیز بلندى پرده برمى‏گیرد. استفاده از آیات و روایات و تلمیحات مذهبى و دینى در این ترکیب‏بند به وفور انجام شده است.

استفاده از صناعات لفظى و ادبى، بخصوص واج‏آرایى (آلیتراسیون)، تناسب، جناس (در انواع متنوع آن)، صنعت تشخیص، اغراق، استعاره و کنایه... نیز از جمله اوصاف و امتیازات ترکیب‏بند او به شمار مى‏رود.

در شاهکار محتشم، نوع نگاه شاعر و زاویه دید او متغیر است و به صورت سیرى از عالم خاک و نباتات تا عالم اعلى و حتى تا ذات خداوند ادامه می‌یابد که محتشم با رعایت ادب شرعى، به طرزى بدیع و شگفت این مسأله را چنین زیبا مطرح کرده است:

کرد این خیال، و همِ غلط کار، کان غبار/ تا دامن جلال جهان آفرین رسید

هست از ملال گرچه برى، ذات ذوالجلال/‏ او دردل است وهیچ دلى نیست بی ‏ملال..

با این همه در شعر محتشم، نکته‌ها و نقطه‌های دل آزاری نیز دیده می‌شود که از آن جمله می‌توان به باور - داشتِ محتشم به جبری بودن حادثه ی عاشورا اشاره کرد، علاوه بر این محتشم چرخ را مسبب و باعث حدوث واقعه ی عاشورا می‌داند و فقط در یک بیت! به مسأله و فلسفه ی عقوبت مخالفان امام (ع) پرداخته است .

 

۲- گنجینه اسرار عمان سامانى

یکى از شاهکارهاى ادبیات عاشورایى، مثنوى گرانسنگ گنیجینه اسرار، اثر تاج‏الشعراء میرزا نورالله عمان سامانى است، مرثیه‏اى حماسى و عرفانى در بیان رموز و لطایف عارفانه حادثه کربلا، که به تعبیر مرحوم جلال‏الدین همایى در مقدمه مخزن‏الدرر عمان، اگر او اشعارى بجز گنجینه اسرار هم نداشت، در موفقیت او تردیدى نبود. این مثنوى ارجمند 812 بیت است و در سال 1355 تدوین شده است. به حق باید گنجینه اسرار را نقطه عطفى در تاریخ ادبیات‏ عاشورایى تلقى کرد. شروع مثنوى با مقدمه‏اى عرفانى و مسجع است در تحمید بارى تعالى: «معشوق مطلقى را حمد و ستایش سزاست - جل جلاله - که تمام موجودات عاشق و مقید اویند، همه راه اوست مى‏پویند و وصل اوست می ‏جویند و حمد اوست مى‏گویند...». مقدمه کتاب از لحاظ صناعات و زیبایی ‏هاى ادبى قابل قیاس با متون‏ مطرح ادبى و عرفانى است. البته تأثیر گلستان سعدى در جاى جاى آن مشهود و محسوس است. این مثنوى به قسمتهاى مختلف منقسم است و هر فصل با مقدمه و معرفى کوتاهى با جمله «در بیان...» آغاز مى‏گردد. فصل اول در بیان تجلى است و شروع آن ابیاتى سخت آشنا و زیبا که ترنم موزونى بر لبان شیفتگان عرفان است:

کیست این پنهان مرا در جان و تن‏ / کز زبان من همی گوید سخن‏

اینکه گوید از لب من راز کیست؟ / بنگرید این صاحب آواز کیست‏

در من این سان خودنمایى مى‏کند/ ادعاى آشنایى می ‏کند

کیست این گویا و شنوا در تنم‏ ؟/ باورم یا رب نیاید کاین منم‏...

عمان سامانى با مقدمه‌ای عرفانى، وارد قضیه عاشورا مى‏شود. جام شرابی تابسوز و مردافکن در میانه ی بزم نهاده اند و حریفی خوش و سرمست می‌طلبند تا جرعه‌ای از جام بلا/ولا را بنوشد، وی باز به قصه پیامبران برمى‏گردد و حکایت بلایاى مقربان بزم را مى‏گوید، حکایت آدم و نوح و ایوب و خلیل و یونس و یوسف و یعقوب و موسى و عیسى و احمد(ص) و مرتضى(ع) و امام حسن مجتبى(ع).

مجتبى زان باده تا سرمست گشت شد/ دلش خون و فرود آمد به طشت‏

عمان به نام حضرت سیدالشهداء(ع) که مى‏رسد، از خود بیخود مى‏شود و از غیرت نمی تواند نام او را بر زبان آرد. وى خود را غرقه در دریاى خون می بیند. چرا که آن «سخنگوى از لب خود» را یافته است:

شوخ شیرین مشرب من کیستى؟ / اى سخن‏گوى از لب من کیستى!‏

عمان این مى پرمشعله را سوزاننده مشغله عارفان مى‏داند، شرابى که رهروان از آن مستی ها خواهند کرد. فصول بعد، شرح برخى صحنه‏هاى عاشورا و تأویلهاى عرفانى مستفاد از آن است. این تأویلها بخصوص در بیان داستان حزین یزید ریاحى و سقای کربلا سخت شنیدنى و دلکش است.

عمان، سیدالشهداء(ع) را بحر محیط مى‏داند و با عتابى لطف‏آمیز، خطاب به علمدار عاشورا مى‏سراید:

اى ز شط سوى محیط آورده آب‏/ آب

 

خود را ریختى، واپس شتاب‏

آب آرى سوى بحر موج‏خیز/ بیش از این آبت مریز، آبت بریز!

نکته جالب توجه این که عمان از فروغلطیدن به ورطه اتحاد و دام حلول به شدت مى‏پرهیزد و یادآورى مى‏کند که اتحاد ائمه و ذات الوهیت، نسبتى با آراء موهن و مردود پاره‏اى از غلات ندارد و چیزى شبیه نسبت آهن و آتش است.

حق همى‏داند که غالى نیستم / اشعرى و اعتزالى نیستم

اتحادى و حلولى نیستم/ فارغ از اقوار بى‏معنى ستم

پرسش مهمی که در نقد شعر عمان به ذهن متبادر می‌شود این است که آیا دیدگاه و رویکرد عرفانی به واقعه ی عاشورا، علیرغم دل انگیزی و هوشربایی خاص خود،به نوعی غفلت از وجوه زمینی و انسانی واقعه ی عاشورا منجر نخواهد شد ؟ و آیا چنین رویکردی راه را برای ورود تحریفات به فرهنگ عاشورا هموار نمی کند ؟ به عنوان نمونه یکى از قضایایى که در حادثه کربلا از نگاه صاحب‏نظران تحریف و برساخته و قضیه جعلى محسوب است،قضیه عروسى و دامادى قاسم است که مورخان و پژوهشگران عاشورایى به شدت این مسأله را مورد انتقاد قرار داده و معتقدند که عروسى قاسم جزو تحریفات عاشورا است. اما در گنجینه اسرار این واقعه آمده است و از آن استفاده عرفانى شده است!

آرزو را ترک گفتن خوشتر است/ ‏با عروس مرگ خفتن خوشتر است‏

کى خضاب دستتان باشد صواب / ‏دست عاشق را زخون باید خضاب

 

 

 

در ادامه به بررسی رزومه دکتر سیدعبدالحمید ضیایی و کتاب های منتشر شده اش می‌پردازیم:

بودیسم و صوفیسم ،جامعه شناسی تحریفات عاشورا، در تناسخ کلمات، کتاب تردید، در ازدحام تنهایان، لیلی های لیبرال، در غیاب عقل، عاشقانه های یک یاغی، تصحیح منظومه ی کهن و حماسی رامایانا، همین معجزه های معمولی آثار تالیف و منتشر شده دکتر ضیایی است و آثاری چون فلسفه ی ادبیات(سه مجلد،  بصیرت های بیهوده، شرح مشکلات فلسفی شعر بیدل دهلوی، عارفان علیه عرفان( گزارش تاریخی جدال های درون فرقه ای عارفان و صوفیان بغداد و خراسان) را نیز در دست انتشار دارند.

 

لازم به ذکر است که این کنگره بین المللی 13، 14 و 15 اسفندماه با حضور شاعران، اساتید دانشگاه های کشور، مقامات مسئول و علاقمندان به شعر و ادبیات در شهر کاشان برگزار خواهد شد. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و اطلاع از دیگر برنامه های این کنگره سه روزه به کانال تلگرام https://t.me/mohtashamkashani95  مراجعه نمایند.

 

خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.

منتشرشده در گزارش

 

اکبر کتابدار نوشتن شعر طنز را به مراتب دشوارتر از شعر معمولی دانست و گفت: شاعر طنزپرداز ابتدا باید دانش و شناخت قبلی درباره ادبیات و شعر داشته باشد و سپس با رعایت یک سری نکات و قواعد، شعر طنز بسراید.

 

این طنزپرداز در کارگاه ادبی طنز که با حضور جمعی از شاعران و طنزپردازان در حوزه هنری یزد برگزار شد، با اشاره به تاریخچه طنز و مقاطع تاریخی که طنز در آن رخ داده است، به تشریح مبانی طنز پرداخت و درباره اهمیت و جایگاه آن در ادبیات فارسی و زندگی اجتماعی مطالبی را بیان کرد.

 

 این نویسنده و پژوهشگر به ظرایف، ویژگی‌ها و تأثیرگذاری یک اثر طنز اشاره کرد و با برشمردن برخی نمونه‌های تاریخی قبل و بعد از مشروطیت، از طنز آن دوران و تأثیرش بر روحیه مردم آن روزگار سخن گفت.

 

کتابدار اظهار کرد: در آن دوران با توجه به نبود وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های تصویری و مکتوب، تنها وسیله‌ای که مردم می‌توانستند از آن استفاده کنند زبان شعر بود، هرچند روزنامه‌های اندکی نیز وجود داشت.

 

وی ادامه داد: از این رو خیلی از بزرگان شعر و ادب از جمله مرحوم دهخدا و سیداشرف‌الدین حسینی(نسیم شمال) که جزو پیشقراولان طنز روزگار ما هستند، سعی می‌کردند با شعر بسیاری از موضوعات اجتماعی، مسائل، مشکلات و دغدغه‌های مردم را به گوش مسئولان حکومتی برسانند.

 

این نویسنده و پژوهشگر خواندن و تمرین را از مهمترین عوامل ارتقای توانمندی طنزپردازان جوان دانست و گفت: معتقدم استان یزد ظرفیت‌های بسیار خوبی در عرصه شعر و ادبیات به ویژه طنز دارد که امیدوارم با برگزاری محافل ماهانه طنز در حوزه هنری استان، طنزپردازان نامی از این محفل به حوزه طنز کشور معرفی شوند.

 

وی به لطافت طبع یزدی‌ها و آثار قوی و غنی طنزپردازان این دیار اشاره و اظهار کرد: برپایی محفل طنز استان زمینه مناسبی را برای شناسایی استعدادهای کمتر شناخته‌شده و معرفی و درخشش آنان در جشنواره‌ها و محافل ادبی کشور فراهم می‌کند.

 

این طنزپرداز با اشاره به تأکید پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) مبنی بر شاد کردن دل مؤمن، گفت: این محفل می‌تواند به این جریان نیز کمک و با خلق آثار ارزشمند، شادی و نشاط به جامعه تزریق کند.

 

کد خبر: 320

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

فرزند زنده‌یاد مشفق کاشانی از انتشار مجموعه‌ای از غزل‌های منتشر نشده وی در سال آینده خبر داد.

 

افسون کی‌منش، فرزند زنده‌یاد مشفق کاشانی، با اشاره به آماده‌سازی دفتری جدید از سروده‌های مشفق کاشانی گفت: سروده‌های این مجموعه تدوین و گردآوری شده است، اما باید برای انتشار چند تن از اساتید فن هم تأیید کنند.

 

وی ادامه داد: قرار است این اثر در سال آینده به چاپ برسد. کار تدوین و گردآوری کتاب جدید را حسین آهی، از پژوهشگران و منتقدان ادبی، برعهده دارد.

 

کی‌منش با بیان اینکه قرار است یکی از اساتید بر این اثر مقدمه بنویسد، یادآور شد: در این مجموعه سروده‌های منتشر نشده استاد گردآوری شده است. عمده اشعار در قالب غزل است. از استاد کارهای منتشر نشده دیگر نیز وجود دارد، اما فعلاً انتشار سروده‌های ایشان در اولویت است.

 

استاد مشفق، به اذعان و شهادت بزرگان ادب امروز، یکی از وارثان امین و بلامنازع گنجینه هزار ساله شعر فاخر و نادر پارسی بود. گنجینه‌ای که با خون دل‌ها و رنج‌ها و ریاضت‌های استخوان‌سوز شاعران عاشق و بلند آوازه‌ای چون فردوسی، مولانا، سعدی، حافظ، خیام و ... از گزند آفات روزگار در امان مانده و به دست ما رسیده است.

 

سروده ذیل نمونه‌ای از اشعار منتشر نشده مشفق کاشانی است:

 

عدل الهی

 

نگذارید که این سلسله در هم شکند

سیلی از صاعقه خیزد، دژ محکم شکند

 

مشعل مهر فرو افتد و خاموش شود

آسمان رنگ ببازد، دل آدم شکند

 

دام تزویر یهودا ره عیسی بندد

تهمت از حیله زند، حرمت مریم شکند

 

خم شود رایت افراشته دین هدی

خاطر عاطر پیغمبر خاتم شکند

 

باز کن چشم جهان‌بین که به ترفند دگر

دست ناپاک ستم آینه جم شکند

 

ما که باشیم که دربند هوس بنشینیم

نخل بالنده باغ از تبر غم شکند

 

گر به نابودی دشمن به غزا تن ندهیم

صف معراجی ارواح مکرم شکند

 

باش کز تیغ دلیران وطن روز دفاع

لشکر خصم فرومایه دمادم شکند

 

تا بود کعبه جان سقف و ستون دل و دین

چه کسی گفت که این کاخ معظم شکند

 

خرم آن لحظه که با غیرت ابراهیمی

بت فرو ریزد و شیطان مجسم شکند

 

رشته عدل الهی است که در دست شماست

نگذارید که این سلسله در هم شکند

 

کد خبر: 319

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش

نخستین کنگره بین‌المللی محتشم کاشانی در محورهای کاشان، محتشم، زندگی و اندیشه او، هنرهای آیینی و... اسفند ماه امسال در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان برگزار خواهد شد.

این کنگره با همکاری برخی از اعضای نهادهای علمی کشور، از جمله فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، دانشگاه های تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، سمنان، کاشان و همدان شکل گرفته است.

برنامه ریزی علمی این همایش، به وسیله دو تن از اعضای شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی و از مسئولان بخش ادبیات آن مرکز، دکتر اصغر دادبه و دکتر علی میرانصاری صورت گرفته است و اجرای آن نیز زیر نظر آن ها انجام خواهد شد. سخنرانان همایش، همگی از صاحب‌نظران داخلی و خارجی هستند که در طول دو روز برگزاری مراسم، هر یک پیرامون مباحث مختلف، به بحث خواهند نشست.

 

 

در ادامه به معرفی دکتر اصغر دادبه دبیر افتخاری همایش و  محتشم کاشانی می‌پردازیم:

اصغر دادبه اسفند سال ۱۳۲۵ در شهر یزد به دنیا آمد. وی خرداد سال ۱۳۴۴ پس از اخذ دیپلم، موفق به ادامه تحصیل در دانشگاه تهران در رشته حکمت و فلسفه اسلامی شد.

دادبه پس از دوره لیسانس، در شهریور سال ۱۳۴۸ به ادامه تحصیل در همان حوزه در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری پرداخت و از پایان‌نامه دکترای خود در خرداد ۱۳۵۹ دفاع کرد.

وی از برجسته‌ترین استادان دانشگاه در حوزه‌های مختلف از جمله فلسفه، حکمت، کلام و ادبیات و حافظ‌شناسی محسوب می‌شود.

همچنین در زمینه ادبیات از محضر اساتیدی چون مرحوم امیرحسن یزدگردی بهره‌‌مند شده‌ و در زمینه فلسفه اسلامی از استادانی چون مرحوم جواد مصلح، شهید مطهری و… و در فلسفه غرب از استادانی چون دکتر صدیقی و امیرحسین آریان‌پور بهره برده است.

دادبه یکی از حافظ‌شناسان برجسته کشور به شمار می‌آید و از سال ۱۳۷۸ مدیریت گروه ادبیات دایره المعارف بزرگ اسلامی را به عهده داشته و هم اکنون دبیر افتخاری کنگره بین المللی محتشم کاشانی است.

برخی از فعالیت‌های فرهنگی دکتر دادبه را با هم مرور می‌کنیم:

تالیف، شرح و مقدمه بر آثاری از جمله سرود آزاد (مجموعه شعر دکتر فخرالدین مزارعی)، مفهوم رندی در شعر حافظ از دکتر فخرالدین مزارعی، حواصیل و بوتیمار از دکتر امیرحسین یزدگردی، تصحیح دیوان ظهیر از دکتر امیرحسین یزدگردی، دارای حدود 300 مقاله فلسفی، عرفانی، کلامی، ادبی در دائره‌المعارف‌ها، مجلات دانشگاهی و مجلات غیر‌دانشگاهی، کلیات فلسفه، فخررازی، فرهنگ اصطلاحات کلامی، شرکت در تصحیح و تعلیق دیوان نجیب کاشانی، تصحیح و تعلیق تاریخ کشیک‌خانه از نجیب کاشانی، دارای رساله منطق هنر شهر، شناخت‌شناسی در فلسفه اسلامی و....

 

 

اما مهندس سیف الله امینیان، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ معاصر، مدیر اسبق اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان و دبیر افتخاری کنگره در ۲۰ خرداد سال ۱۳۲۵ در شهر آران و بیدگل دیده به جهان گشود. وی در دانشگاه صنعتی اصفهان موفق به اخذ مدرک مهندسی مکانیک شده و پس از آن در شرکت ذوب آهن اصفهان مشغول به کار شد.

امینیان پس از مدت کوتاهی به عنوان مدیر آموزش فنی و حرفه ای منطقه اصفهان منصوب شد. او پس از خدمت در اداره کار و امور اجتماعی شهرستان کاشان که مصادف با آخرین سالهای دهه ۶۰ بود به اصفهان رفت و در جایگاه مدیر سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان تکیه زد.

در روزهای خدمت در اصفهان و پس از آشنایی با روانشاد مهندس باقر آیت اله زاده رییس اداره حفاظت آثار تاریخی اصفهان در صدد آموزش صنایع دستی به کارآموزان سازمان فنی و حرفه ای برآمد و این آشنایی باعث شد تا از امینیان به عنوان مدیر اداره میراث فرهنگی کاشان استفاده شود. پس از مدت کوتاهی و بنا به شایستگی های ایشان، از سوی مهندس کمال کازرونی رییس وقت اداره میراث فرهنگی کشور به عنوان مدیر کل اداره میراث فرهنگی استان اصفهان منصوب شد.

یکی از بزرگترین اقدامات امینیان در تمام سالهای خدمت بی شایبه  می توان به مرمت و بازسازی خانه های تاریخی کاشان در دهه ۷۰ اشاره کرد. این اقدام بزرگ که در پی همراهی شخصیت های برجسته ای همچون آیت اله یثربی امام جمعه فقید کاشان و مهندس حسین محلوجی انجام شد تاثیر بسزایی در رشد و شکوفایی صنعت گردشگری در کاشان داشته است.

مهندس امینیان همواره یکی از بازوهای توانای میراث  فرهنگی کاشان به شمار می رفته است چنانچه در طی سالهای متمادی تلاش های ایشان همواره باعث دلگرمی اهالی فرهنگ و مجامع مردم نهاد فرهنگی کاشان بوده است. امینیان پس از دوران خدمت نیز همواره از مشاوران برجسته سازمان میراث فرهنگی کشور به شمار می آمده است.

مهندس سیف اله امینیان سالهاست به عنوان یکی از چهره های ارزنده بنیاد فرهنگ کاشان در راه شناخت و اعتلای هر چه بیشتر این فرهنگ غنی مجاهدت می نماید.

وی در زمینه خلق آثار نوشتاری و پژوهش های تاریخی و فرهنگی نیز دارای سابقه ای درخشانی است. مقالات فراوانی در زمینه تاریخ و فرهنگ کاشان از ایشان به یادگار مانده است. مقالانی همچون خاندان ابی طاهر کاشانی، نگاهی به تاریخچه عزاداری در محرم در آران و بیدگل، هنرمندان خاندان غفاری و کتاب تذکره خوشنویسان کاشان از جمله آثار امینیان است.

 

لازم به ذکر است که این کنگره بین المللی 13، 14 و 15 اسفندماه با حضور شاعران، اساتید دانشگاه های کشور، مقامات مسئول و علاقمندان به شعر و ادبیات در شهر کاشان برگزار خواهد شد. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و اطلاع از دیگر برنامه های این کنگره سه روزه به کانال تلگرام https://t.me/mohtashamkashani95 مراجعه نمایند.

خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.

 

کد خبر: 318

منتشرشده در گزارش

 

سیدعباس صالحی در محفل شعر جوان جشنواره شعر فجر گفت: وقتی از شعر آیینی صحبت می‌کنیم، در حقیقت از تاریخ، هویت، ادب و افتخار یک ملت، زبان و یک جامعه انسانی سخن می‌گوییم.

 

به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، محفل شعرفاطمی از محافل جشنواره شعر فجر، بعدازظهر امروز، دوشنبه ۲۵ بهمن در خانه اندیشمندان علوم انسانی تهران و با حضور اهالی شعر و ادبیات، سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهدی قزلی، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، محمدکاظم کاظمی، دبیر علمی یازدهمین جشنواره شعر فجر، محمدعلی مجاهدی، شاعر پیشکسوت آیینی و جمعی از شاعران، غزلسرایان و ترانه‌سرایان جوان برگزار شد.

 

مهدی قزلی، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و دبیر اجرایی یازدهمین جشنواره شعر فجر، نخستین سخنران این محفل بود که در سخنان آغازینش، جشنواره شعر فجر را فرصتی برای ارائه نظرات شاعران دانست.

 

وی همچنین با تأکید بر اینکه شاید شاعری، پیر و جوان بشناسد؛ اما شعر، پیر و جوان نمی‌شناسد، گفت: شاید در شاعری بتوانیم از کسوت و پیری و جوانی سخن به میان آوریم؛ اما وقتی درباره شعر صحبت می‌کنیم، صحبت از خوب و بد است.

 

قزلی افزود: با نگاهی به گذشته شاعران بزرگ معاصر و قدیمی، متوجه می‌شویم که بیشتر شاعران و نویسندگان در ۳۰ سالگی بارقه‌های بزرگی را از خود نشان داده‌اند و کسی اگر شاعران جوان ما را تنها به خاطر کم‌سن و سال بودنشان تخطئه کند، مسیر کسانی را می‌رود که زمانی در شورای خود، حضرت امیر (ع) را به دلیل کم‌سن و سالی از خلافت کنار گذاشتند.

 

مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان ادامه داد: کنار گذاشتن کسی در هر حیطه‌ای بر اساس استدلال جوانی، استدلالی ضعیف و بی‌برکت است. از این بابت، شعر شاعر ۱۸ ساله و شعر شاعر ۸۸ ساله فرقی ندارد؛ البته سن در پختگی اثر دارد؛ اما کمال، چیزی غیر از پختگی است و امکان دارد شاعران در سنین مختلف به آن برسند.

 

دبیر اجرایی یازدهمین جشنواره شعر فجر ادامه داد: حضرت زهرا (س) در ۱۸ سالگی به تمام کمالات دست پیدا کرد؛ بنابراین چنین امکانی برای همه جوانان وجود دارد که در همان ایام شباب، کمالات را به دست آورند و ما به این موضوع، امیدوار هستیم.

 

مهدی قزلی سخنان خود در این محفل را این‌گونه به پایان رساند: در نگاه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعتماد به جوانان وجود دارد. آقای دکتر صالحی، در ۳۲ سالگی من اعتماد کردند و مسئولیت بنیاد شعر و ادبیات داستانی را به اینجانب سپردند.

 

فاطمه راکعی، مدیرعامل انجمن شاعران ایران، دیگر سخنران این محفل نیز با گرامی‌داشت ایام فجر و تسلیت ایام فاطمیه و همچنین تبریک به جوانانی که در این محفل به شعرخوانی پرداختند، گفت: ما شعر خوب و بد و شعر عالی داریم. گونه‌ای از شعر ما که به معنویت و اخلاق و کمالات انسانی و مسایل اجتماعی، انسان‌دوستی و خیرخواهی می‌پردازد، عموماً به عنوان شعر عالی می‌شناسیم.

 

وی در ادامه با تأکید بر اینکه شعر بد، شعر موفق نیست و تأثیری بر جمع مخاطبان شعرشناس ایجاد نمی‌کند، افزود: شعر خوب، شعری است که از نظر ساختار ادبی، کامل و موفق است؛ اما از مضامین مهم بهره نمی‌برد. ولی شعر عالی آن است که هم از نظر خلاقیت و داشتن ماهیت شعری و شاعری موفق است و هم اینکه تأثیرگذار است و مضامین بلندی دارد.

 

راکعی ادامه داد: این مضامین بلند می‌تواند تفکر در مسایل فلسفی و فراماده باشد که مرزها را در می‌نوردد و محدود به مرزهای جغرافیایی و زمانی نیست. شعری است که هر انسان متفکر و دارای فطرت سالم انسانی به آن می‌اندیشد و از مسایلی مانند عشق، مرگ، زندگی، ستم‌ستیزی، دوست داشتن نوع بشر، مهروزری و خیرخواهی و ... استفاده می‌کند.

 

این بانوی شاعره کشورمان در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: شعرهایی که درست و یا غلط با اصطلاح شعر آیینی از آن یاد می‌شود، شعرهایی هستند که دستمایه شاعر برای پرداختن به مسایل معنوی، اجتماعی و سیاسی و بررسی متعقلانه در زندگی و تاریخچه زندگی بزرگان دین ماست.

 

راکعی همچنین گفت: ائمه (ع) ما نیازی به انواع سوگواری‌ها ندارند؛ تأمل در زندگی آنها و اینکه هدف آنها چه بود و چگونه زندگی کردند و چگونه رفتند، مهم است.

 

وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه شعر به عنوان موهبت به شاعر عطا شده است، افزود: در جهان امروز که پرآشوب است و در آن بهترین و زیباترین دانسته‌ها و مسایل فرهنگی ما یعنی اسلام با بدترین چهره‌ها و الفاظ و نمودها مطرح می‌شود، شاعر جوان باید بداند که چگونه می‌تواند از این موهبت استفاده کند.

 

راکعی ادامه داد: شعر آیینی ما با بررسی جنبه‌های مختلف شخصیتی و انسانی ائمه (ع) مخصوصاً اگر در حوزه زنان فعال هستیم، در بررسی ابعاد زندگی و شخصیت حضرت زهرا (س) و حضرت خدیجه (س)، حضرت زینب (س) و دیگر زنان ایثارگر صدر اسلام، خلق می‌شود. شاعر آیینی می‌تواند با بررسی و درنوردیدن افق‌ها و برداشتن زمان از میان، به این شخصیت‌ها نزدیک شود و آنها را به درستی درک کند و شعرهای عاشقانه و ماندنی بسراید.

 

خالق اشعار آیینی متعدد و فعال ادبی و فرهنگی در ادامه سخنانش با تأکید بر اینکه شعر اگر تأثیرگذار نباشد، نخواهد ماند، گفت: در تعریف شعر گفته شده که «شعر، گونه‌ای از ادبیات است که در کم‌ترین تعداد کلمات، بیشترین حرف را به تأثیرگذارترین وجه بیان کند.» اگر این موهبت را دارید، بکوشید که آن را به یک شعر عالی با مضامین عالی تبدیل کنید.

 

وی همچنین درباره شعرهایی که در مورد حضرت زهرا (س) و ائمه (ع) گفته شده، بیان کرد: از دیرباز اشعار درخشانی در آثار کلاسیک خود داریم. برخی فکر می‌کنند در شعرهای آیینی فقط قالب‌های سنتی پاسخ‌گو هستند؛ ولی در قالب‌های مختلف ادبیات معاصر، شعرهای آیینی درخشانی از جمله در آثار استاد موید و آثار دیگران از جمله مرحوم سیدحسن حسینی، سهیل محمودی و احمد عزیزی داریم.

 

راکعی در پایان خطاب به شاعران جوان شرکت‌کننده در این محفل سفارش کرد: سعی کنید در جهان پرآشوب امروز، به عنوان شاعر، کسی که اندیشه را در قالب شعر می‌پراکند، اثرگذاری اجتماعی و بین‌المللی داشته باشید و اسلام رحمانی را بر اساس آنچه فرهنگ ماست و آموزه‌های دینی را که ائمه (ع) و بزرگان دینی و در عصر حاضر حضرت امام (ره) به ما آموختند، معرفی کنید و آن را به جامعه تشنه معنویت امروز هدیه دهید.

 

سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در سخنرانی خود در این محفل با بیان اینکه شعر، ثروت ملی ایران و جامعه فارسی‌زبانان جهان است، گفت: در این ادعا و این گفته، تردیدی نیست و می‌توان بر این جمله افزود که شعر آیینی، کانون این کان و کانون این گنج است.

 

وی افزود: به جهات مختلف، می‌توان این ادعا را کرد و از پس آن برآمد؛ نخست اینکه در تاریخ هزار ساله شعر فارسی، شعر آیینی شعری است که مستمرترین توالی تاریخی را داشته است، چنین توالی تاریخی‌ای را در مضامین دیگر شعر، کمتر سراغ داریم. نکته دیگر اینکه، شعر آیینی گستره جغرافیایی ایران و فارسی‌زبانان را به نحو وسیع‌تری دربرمی‌گیرد. جای‌ جای ایران و جامعه فارسی‌زبان، شاعر آیینی داشته و دارد.

 

رییس هیات امنای بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در ادامه سخنان خود اظهار کرد: بنابراین وقتی از شعر آیینی صحبت می‌کنیم، در حقیقت از تاریخ، هویت، ادب و افتخار یک ملت، زبان و یک جامعه انسانی سخن می‌گوییم؛ حتی اگر چندان دینی و مذهبی نباشیم.

 

وی با تأکید بر اینکه شعر آیینی، بخش جداناپذیر هویت ملی ماست، گفت: شعر آیینی هویت فارسی‌زبان است و امروز خرسندیم که در این محفل جوانانه، بالندگی شعر آیینی، همچنان با جوانانی است که این مسیر را پوینده‌تر و متکامل‌تر طی می‌کنند.

 

صالحی در بخش دیگری از سخنانش درباره روند برگزاری جشنواره شعر فجر در سه دوره اخیر آن گفت: جشنواره شعر فجر، فرصتی برای رویش‌های متعددی است که این جشنواره می‌تواند فرصت‌ آن را فراهم کند. در این سه سال با اشراف و هدایت پیشکسوتان شعر و همکارانم در بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، اتفاقاتی رخ داده که می‌تواند مقدمه‌ای برای مسیر تکاملی‌تر جشنواره شعر فجر باشد.

 

وی ادامه داد: اینکه مسیر جشنواره از قالب‌های تک شعر به کتاب سوق داده شد، داوری‌ها را منسجم‌تر کرد و می‌تواند این انسجام را تداوم بخشد و به تمام کسانی که در شناسنامه جمهوری اسلامی کتاب چاپ می‌کنند، امکان حضور در جشنواره را بدهد، گامی در اتفاقات جشنواره شعر فجر بود.

 

معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: در حوزه محافل جشنواره‌های شعر فجر، هم از لحاظ تکثر استان‌ها در سه سال گذشته و هم از لحاظ تکثر مضمونی که به نحوی جشنواره شعر فجر را با آن مضامین پیوند بدهد؛ از جمله جشنواره‌های شعر طنز، شعر فاطمی، شعر ترکی و موضوعات متعدد دیگر، شاهد رشد بودیم.

 

وی همچنین گفت: بخش دیگری از افق جشنواره شعر فجر این است که بتواند در افق فارسی‌زبانان جای مناسب‌تری پیدا کند. اتفاقاتی که در سه ساله اخیر جشنواره چه در دوره‌های دبیری آقای دکتر امینی و چه امسال در دوره دبیری آقای کاظمی، رخ داده، همگی با این نگاه است که شعر، به عنوان پل ارتباطی ایران و جهان معرفی شود.

 

صالحی در پایان سخنانش اظهار امیدواری کرد که جشنواره شعر فجر، گام‌هایی را که در حوزه‌های داوری و محافل شعر و دیپلماسی شعر آغاز کرده است، بتواند پرقدرت‌تر و خلاق‌تر و با گستره وسیع‌تر، پیش ببرد.

 

مهدی ابوالقاسمی، احمد امیرخلیلی، کاظم بهمنی، رسول پیره، ساجده جبارپور، سیدسکندر حسینی، حامد خاکی، میثم داوودی، سجاد رشیدی‌پور، محمد رسولی، امید روزبه، سما روشنایی، حسین زحمتکش، سجاد سامانی، امیرعلی سلیمانی، پیمان طالبی، حسین طاهری، مرضیه فرمانی، مریم مایلی زرین، غلامرضا طریقی و ... از جمله شاعرانی بودند که در محفل جوانان (شعر فاطمی) تازه‌ترین سروده‌های خود را با موضوع شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها، انتظار و عاشورا قرائت کردند.

 

یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، اسفندماه امسال در مشهد، پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۷ به کار خود پایان می‌دهد.

 

 

کد خبر: 317

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

 

نویسنده و شاعر کردستانی گفت: جریان مشروطه به صورت مستقیم تاثیر چندانی بر ادبیات کردی به ویژه در استان کردستان نداشته است.

 

نشست بررسی تاثیر انقلاب مشروطه‌ بر ادبیات کردی عصر دوشنبه‌ با حضور سخنرانان و جمع کثیری از دانشجویان و علاقمندان به‌ ادبیات کردی در تالار مولوی دانشگاه‌ کردستان برگزار شد.

 

در ابتدای نشست کامبیز کریمی، شاعر و محقق مطالعات کردی به‌ ارایه‌ دیدگاه‌های خویش پیرامون شعر کردی پرداخت و گفت: مشروطه‌ حاصل ۵۰ سال عقبه‌ای است که‌ از زمان تاسیس دارالفنون در ایران شروع شد، تمام جریاناتی که‌ به‌ تاثیر از غرب خواهان تغییرات جدی در ایران بودند در مشروطه‌ یک جا خود را به‌ نمایش گذاشتند.

 

وی افزود: خود این تغییر و تحولات ۵۰ ساله‌ پیش از مشروطه‌ ادبیاتی نو را در ایران پدید آورده‌ بود، مقاله‌ نویسی رایج شده‌ بود، نمایش نامه‌نویسی انجام می شد و مباحث داستانی و تغییر جدی محتوای شعر پا به‌ میدان گذاشته‌ بود. حال سئوال اصلی ما در این نشست این است، آیا ادبیات کردی از این تغییر و تحولات تهران تاثیر پذیرفت؟

 

کریمی با اشاره‌ به‌ این مطلب که‌ خود مشروطه‌ تنها در سنندج و سقز حضوری در حد حزب و انجمن داشته، افزود: مشروطه‌ در کرمانشاه‌ به‌ نسبت دیگر مناطق کردنشین حضور بسیار بیشتری داشت، اما به‌ معنای دقیق کلمه‌ خود این جریان هیچ تاثیر مستقمی بر ادبیات کردی نداشته است.

 

وی ادامه داد: اساسا تحولات در شعر و ادبیات کردی متاسفانه‌ حاصل نوعی طغیان یا انقلاب ناشی از یک بحران نیست، برای مثال اکثر مکاتب جهان به‌ نوعی گره‌ خورده‌ به‌ تحولات رادیکال و ریشه‌ ای جامعه‌ خویش در اثر بحران ها هستند، اما تحول در ادبیات کردی حاصل نوعی مصلحت اندیشی در بستری کاملا آرام و غیره‌ ملموس است.

 

این شاعر کرد افزود: شما به‌ گوران و سواره‌ ایلخانی زاده‌ که‌ پدر تحول در شعری کردی هستند بنگرید، دیدگاه‌ نواندیشی گوران حاصل نوعی تغییرات در ادبیات عرب در بغداد و تحولات ادبی ترکیه‌ است، سواره‌ هم دقیقا به‌ همین گونه‌ متاثر از نیما و تحولات دهه‌ی ۴۰ ایران است که‌ تغیرات بنیادین در شعر کردی را رقم می زند، یعنی هر دو تحول ادبی هرگز نشات گرفته‌ از تغییری بنیادین و انقلابی در جامعه‌ کردی نیستند، بلکه از سر مصلحت اندیشی و نو اندیشی خود شاعران است که‌ این تحولات به‌ تاثیر از دیگران پا به‌ عرصه‌ شعر کردی گذاشته‌ است.

 

کریمی تاکید کرد: یکی از دلایل عدم انتقال مشروطه‌ و متاسفانه‌ کمبودهای جامعه‌ کردی بحران وجود طبقه‌ متوسط است، ما در دوران مشروطه‌ طبقه‌ متوسطی در کردستان نداشتیم تا حامل آزاداندیشی های تهران و مشروطه‌ خواهان به‌ کردستان باشد، بله‌ شاعر کرد در میان ایران دوران مشروطه‌ بسیار زیاد است، اما وجود طبقه‌ متوسط شرط اصلی انتقال تغییرات ریشه‌ ای است، همین مسئله‌ امروزه‌ هم در میان جامعه‌ ما قابل لمس است، پس به‌ همین دلیل شعر کردی هم مستقیم از جریاناتی چون مشروطه‌ متاثر نبوده‌ و بعدها خود شاعر بر حسب نیاز به‌ انتقال دیدگاه‌های نو بدون وجود بستری به‌ نام طبقه‌ متوسط پرداخته‌ است، یکی از دلایل اصلی عدم خوانش شاعران کرد دقیقا همین نبود طبقه‌ متوسط در کردستان است.

 

کد خبر: 316

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

نشر شانی با همکاری موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران‌ و با حمایت اداره کل فرهنگ ‌و‌ارشاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان در هجدهمین نمایشگاه سراسری کتاب زاهدان نشست تخصصی شعر سپید و کلاسیک را با حضور‌ شاعر و محقق زاهدانی عباس عارف و شاعران مهمان مجید سعدآبادی و امید صباغ نو برگزار‌می‌کند.

 

کارگاه تخصصی نقد و ‌بررسی شعر سپید در تاریخ ۲۷ بهمن ‌ماه از ساعت ۱۶ الی ۱۸ و کارگاه تخصصی نقد و ‌بررسی شعر ‌کلاسیک از ساعت ۱۸ الی ۲۰ برگزار می‌شود.

 

 

علاقمندان می‌توانند جهت حضور در این کارگاه ها به آدرس زاهدان . بلوار دانشگاه . محل دائمی نمایشگاه های بین المللی . سالن جنبی نمایشگاه سراسری کتاب مراجعه و در این کارگاه‌ها حضور بهم رسانند.

همچنین مراسم جشن‌امضای‌کتاب های غریبه ای به غریبه دیگر و کاخ سعدآبادی ،مجموعه اشعار مجید سعدآبادی و کتاب های تا آمدن تو عشقبازی تعطیل و شعر نیست ،مجموعه اشعار امید صباغ نو بعد از برگزاری کارگاه در غرفه نشر شانی برگزار خواهد شد .

لازم به ذکر است که ورود برای علاقمندان آزاد و رایگان است و کاربران می‌توانند کتاب های مورد نظر خود را با 30 درصد تخفیف از غرفه نشر شانی تهیه کنند. برای دریافت اطلاعات بیشتر به کانال تلگرام نشر شانی به آدرس https://t.me/nashreshani مراجعه نمایید.

 

کد خبر: 315

منتشرشده در گزارش

 

نخستین کنگره بین‌المللی و علمی محتشم کاشانی در محورهای کاشان، محتشم، زندگی و اندیشه او، هنرهای آیینی و... اسفند ماه امسال در کاشان برگزار خواهد شد.

 

این کنگره با همکاری برخی از اعضای نهادهای علمی کشور از جمله فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، روسای دانشگاه های تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، سمنان، کاشان و همدان شکل گرفته است و تعداد زیادی از شاعران نام آشنای کشور در این کنگره حضور دارند و به شعرخوانی می‌پردازند.

حمیدرضا شکارسری شاعر، منتقد و معلم روزگار ما یکی از شاعرانی است که در این کنگره ملی حضور خواهد داشت. به همین منظور وی یادداشتی جامع در خصوص محتشم کاشانی و ترکیب بند معروفش را در اختیار تارنا قرار داده است:

 

 

(يك)

شعر یک پدیده زبانی است و نه تنها زبان‌شناسان بلکه هیچ متفکری نمی‌تواند منکر مهم‌ترین رسالت زبان یعنی ایجاد ارتباط با مخاطب باشد. پس شعر هم یک رسانه است. اما به گفته «یاکوبسن»: «در نقش ادبی زبان جهت‌گیری پیام به سمت خود پیام است. در این شرایط پیام فی نفسه کانون توجه قرار می‌گیرد. پژوهش درباره این نقش زبان بدون در نظر گرفتن مسائل کلی زبان به ثمر نخواهد رسید و از سوی دیگر بررسی زبان نیز مستلزم بررسی همه‌جانبه نقش شعری آن است». البته کاربرد اصطلاح «نقش شعری» و استفاده از واژه «شعر» می‌تواند سبب شود تا تنها به بخشی از این نقش زبان توجه شود. به عبارت دیگر نقش شعری زبان را نمی‌توان محدود به شعر دانست و ساختار شعر نیز محدود به نقش شعری زبان نیست.

دیدگاه زبانشناسان مهم‌ترین نقیض تئوری «هنر برای هنر» محسوب می‌شود، چرا که هر پیامی فی نفسه حاوي موضوعی است. پس انتقام پیام، خواه ناخواه انتقال موضوع را به دنبال خواهد داشت.

 

 (دو)

موضوع پیام عاشورا در طول تاریخ با سه چهره انتقال یافته است، به گونه‌ای که تنها خود پیام فی‌نفسه کانون توجه قرار گیرد و وجه هنری شعر زیر سوال نرود و یا حداقل آسیب را متحمل شود:

ـ سوگ

ـ حماسه

ـ عرفان

 

سوگ

تاریخ حادثه‌ای تأثیربرانگیزتر و اندوهناک‌تر از عاشورا را به یاد ندارد. در کربلا 72 گل باغ پیامبر(ص) دربارش تیر و شمشیر و عطش و آتش پرپر شدند. از کودک شش ماهه تا سپیدموی کهنسال در خون خود غوطه خوردند و سرهاشان بر فراز نیزه‌ها به بزم تاریک جلادان فرستاده شد و در همان حال زنان و کودکان سوگوار و بی‌پناه در شام غریبانه‌ای که رونق از آتش خیمه‌ها و آه سینه‌ها و قهقهه تازیانه‌ها گرفته بود، به ناله نشستند. اما این پایان داستان نیست، این کاروان که جز بار رسالتی سنگین و داغی سهمگین بر دوش احساس نمی‌کند، با نوای زنجیرهای اسارت تا غریبستان درد و نیرنگ و خیانت (کوفه) و سپس به مقر ظالمان (شام) نیز می‌رود.

بی‌شک هر قلبی که بویی از عاطفه بر مشام داشته باشد، از تصور این تصاویر می‌شکند و اشک را در پشت پلک‌های ملتهب می‌جوشاند. اشکی که راز ماندگاری این حادثه عظیم در طول تاریخ بوده است، اشکی که بغض مظلومان تاریخ را شعله‌ور و کینه به ظالمان تمام اعصار را افروخته‌تر ساخته است.

«سوگمندی» عاشورا آن چنان سترگ و سنگین است که بیش از تمام دیگر وجوه آن بر شاعران عاشورایی موثر بوده است. شاید بتوان این وجه يا بعد عاطفی شاعران را که از ارکان اصلی شعر محسوب می‌شود، دلیل اين تاثیر دانست. شعر در حقیقت با سرودن اشعار سوگوارانه، مخاطب خود را به اشکی دعوت می‌کنند که ترجمان مظلومیت است و آشکارکننده ظلم و ظالمان در طول تاریخ و در هر مکان، که « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»

 

 

حماسه

کربلا در عین سوگمندی از حماسی‌ترین صحنه‌هایی است که ارواح بشری تاکنون موفق به آفرینش آن شده‌اند. رزمی شکوهمند و دلیرانه از مردانی که علی‌رغم برخورداری از فرصت‌های بی‌شمار برای رفتن و جستن، ماندند و هستند هیچ توجيهی را برای تسلیم و سستی نپذیرفتند و هستی خویش را «در باران متواتر فولاد» گم کردند و باز جستند. کافی است 72 مرد تشنه را در دفاع از کاروانی از زنان و کودکان بی‌دفاع و ستمدیده، در برابر لشکری تا بن دندان مسلح متشکل از سی هزار گرگ گرسنه و یا خطبه‌های شجاعانه شیرزنی داغدیده در محاصره کفتاران پست و خونخوار، آن هم در کنار سربریده برادر را به یاد آوریم تا به عظمت وجه حماسی واقعه عاشورا، هم تر از با عظمت وجه سوگمندانه آن پی ببریم.

«حماسه» اما، در شعر شاعران عاشورایی، خصوصا شعر پیش از انقلاب اسلامی ایران بازتاب و درخششی درخور و شایسته نیافته است. شاید بتوان علت را در عظمت بی‌حد و حصر وجه سوگمندانه حادثه عاشورا جستجو کرد که دیگر وجوه آن را تحت‌الشعاع خود قرار داده است.

 

عرفان

کربلا تجلی‌گاه عشق و محبت است و عاشورا فصل سبز مشتاقی. عشق به پروردگار، محبت به اولیاآلله و اشتیاق شهادت. اباعبدالله(ع) آیینه‌ای است که انوار حضرت حق در آن متجلی گردیده است و اصحاب ایشان آیینه‌هایی که نور مولایشان را به تمامی بازمی‌تابانند. کربلا عرصه رضا و تسلیم است، که «الهی رضا برضائک، تسلیماً لامرک، لامعبود سواک».

این وجه از وجوه عاشورا در شعر شاعران عاشورایی پرسابقه نیست و از نظر کمیت نیز همچون وجه حماسی، قابل قیاس با حجم اشعار سوگمند عاشورایی نیست. جسارتی لطیف و دقیق که این‌گونه نگاه به حادثه کربلا می‌طلبد، نزد کمتر شاعر عاشورایی به تمامی رخنمون شده است، لذا حجم کم این گونه اشعار عاشورایی از این طریق قابل توجیه است.

 

(سه)

اصولاً در تاریخ ادبیات، می‌توان آثاری را سراغ گرفت که به دلایل مختلف موجب ایجاد جریان ادبی شده‌اند. در حقیقت جریان آفرینش آثار ادبی پس از این آثار خاص تحت تأثیر و نفوذ آنها قرار گرفته است. بهره‌گیری از فرم و ساختارهای نوین و از پیش تعیین شده و به خصوص زوایای تازه تماشای هنرمند به جهان و صد البته جسارت نورآوری (در عین نگاه تدقیقی به سنت) می‌تواند اثری را واجد شرایطی کند که خود موجب تأثیر بر روند آفرینش آثار ادبی بعدی و در نتیجه ایجاد یک جریان شود و به تعبیری «مادر-شعر» نام گیرد.

نکته قابل توجه این است که مادر-شعرها لزوماً موفق به ایجاد سبک نمی‌شوند. چرا که سبک تازه در اثر وقوع تغییرات بنیادین در سبک‌های قبلی ایجاد می‌شوند. اما این آثار در عین پذیرش شرایط کلی سبک خود، تنها در انحراف از نرم یا هنجار بیانی هنرمندان دیگر از جمله تازگی فرم و ساختار یا طراوت زاویه نگاه هنرمند به جهان، عینیت می‌یابند و بس. «نیما» شاعری است که سبک تازه‌ای در شعر پایه می‌نهد. اما شعر «اخوان» ایجاد سبک نمی‌کند و تنها جریان ساز است. «شاملو» یک سبک را بنا می‌کند، اما «فروغ» و «سپهري» جریان راه می‌اندازد.

در سیر تاریخی سرایش اشعار عاشورایی نیز به مادر-شعرهایی برمی‌خوریم که بر روند آفرینش عاشورایی پس از خود موثر بوده‌اند و در حقیقت نقاط عطفی به حساب می‌آیند.

در میان خیل عظیم سوگ سروده‌های عاشورایی یافتن مادرـشعرها کار ساده‌ای نیست. اما می‌‌توان اشکارا به اصالت، انسجام و قدرت شگرف ترکیب‌بند معروف «محتشم کاشانی» اشاره نمود.

در بین سوگ سروده‌های عاشورایی در قالب‌های نو نیز بدون شک بسیاری از شعرهای مجموعه شعر «گنجشک و جبرئیل» استاد «حسن حسینی» مادرـشعری شاخص به حساب می‌آید.

مثنوی «خورشید بر نیزه» سروده استاد «علی معلم» در میان شعرهایی که با نظری به وجه حماسی قیام عاشورا آفریده شده‌اند. اثری تأثیرگذار و جریان‌ساز محسوب می‌شود.

و همین شرایط را در بین نو سروده‌ها شعر درخشان «خط خون» استاد «علی موسوی گرمارودی» داراست.

البته لحن حماسی «حسن حسینی» هم در بعضی از شعرهای مجموعه شعر «گنجشک و جبرئیل» قابل تأمل می‌باشد. همانگونه که لحن تغزلی «گرمارودی» در فرازهایی از «خط خون» جلب توجه می‌کند.

و بالاخره بدون هیچ شکی «گنجینه اسرار» مرحوم «عمان سامانی» سردمدار شجاع و بی‌چون و چرای اشعاری به حساب می‌آید که از دریچه‌ای عرفانی به کربلا و عاشورا نگریسته‌اند.

 

 

 

(چهار)

بر چهره بعضی از اشعار هیچگاه رنگ کهنگی نمی‌نشیند. اینکه چه شرایطی باعث ماندگاری بعضی از اشعار می‌گردد، خود جای بحث و گفتگوی فراوان دارد، اما در مورد ترکیب‌بند معروف «محتشم» قطعاً می‌توان به نسبت آن با حادثه‌ای اشاره کرد که داغی کهنه‌نشدنی را بر دل شیعیان نهاده است که هرگز به سردی نمی‌گراید.

این ترکیب‌بند به خاطر بهره‌گیری تازه و بدیع از صنایع شعری متعددی چون تشخیص، مبالغه، تشبیه و استعاره، مجاز و تلمیح که پیش از آن در این حیطه کمتر مورد استفاده قرار گرفته بود. به اثری شاخص و تأثیرگذار تبدیل شده و موجی از شعرهای بعضاً قابل تحسینی را ایجاد کرده است که تا امروز هم سروده می‌شوند و حتی در قوالب نو از شیوه خاص تصویرپردازی و بکارگیری صنایع گوناگون شعری آن تبعیت می‌کنند اگرچه ممکن است در رو ساخت واژه‌ها امروزین جلوه کنند.

فقدان ساختار طولي و وقوع شعر در عرض (ابیات) از مشخصاتی است که در قطعات این ترکیب‌بند و به تبع آن در آثار امواج بعدی رعایت گردیده است . در اين ساختار شاعر مي تواند بنا بر حالات و روحيات و آنات لحظه اي خود خلق تصوير يا مضمون نمايد و چندان در بند ارتباط ساختاري و چهارچوب عمودي ابيات شعر نماند . درست مانند سوگواري كه بدون تمركز تنها نوحه مي خواند و به كليت گفتار خود تقريبا بي توجه است . اين امكان ، شعر «محتشم» را به مجموعه اي گرانسنگ از تصاوير و مضامين عاشورايي بدل ساخته است كه هر كدام مي توانند يك شعر كوتاه مستقل باشند:

باز این چه رستخیز عظیم است كز زمین

بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است

*

گر چشم روزگار برو زار مى‏گریست

خون مى‏گذشت از سر ایوان كربلا

*

كاش آن زمان درآمدى از كوه تا به كوه

سیل سیه كه روى زمین قیر كون شدى

*

آه از دمى كه با كفن خون چكان ز خاك

آل على چو شعله آتش علم زنند

*

آن خیمه‏اى كه گیسوى حورش طناب بود

شد سرنگون زباد مخالف حباب وار

*

این ماهى فتاده به دریاى خون كه هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

*

خاموش محتشم كه به سوز تو آفتاب‏

از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

در واقع استقلال ابيات موقعيتي را براي شاعر فراهم آورده است كه تا مي تواند شاه بيت بسازد و فراز شاعرانه بيافريند .

استقلال ابيات اما به انسجام و توالي درست قطعات اين تركيب بند آسيبي وارد نساخته است . اتفاقا مي توان نوعي نظم و كرونولوژي درست بيت قطعات تشخيص داد كه نشان دهنده ذهن هوشيار شاعر در اوج مرثيه است .

 

شعر با خبر فرا رسيدن ماه محرم آغاز مي شود و سپس به شرح حادثه مي پردازد . در قطعه چهارم ناگهان هوشمندانه به شرح شاعرانه تاريخ مي پردازد و عاشورا را ريشه يابي مي كند . اين وجه انديشمندانه در اوج نوحه سرايي كاملا حساب شده است . انگار «محتشم» لحظه اي اشك هاي خود و مخاطب را پاك مي كند و با لحني متفاوت از تاريخي مي گويد كه سوگمندانه به عاشورا و كربلا رسيده است :

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله انبیا زدند

نوبت با اولیا چو رسید آسمان تپید

زان ضربتى كه بر سر شیر خدا زدند

آن در كه جبرئیل امین بود خادمش‏

اهل ستم به پهلوى خیرالنسا زدند

بس آتشى ز اخگر الماس ریزه‏ها

افروختند و در حسن مجتبى زدند

وانگه سرادقى كه ملك محرمش نبود

كندند از مدینه و در كربلا زدند

در واقع شاعر ، تاريخ شيعه را به زيباترين شكل به نظم و شعر كشيده است .

 

 

«محتشم» سپس باز به نوحه سرايي بر سيدالشهدا (ع) مي نشيند اما بعدتر ، قطعه هاي هشتم تا دهم را به طرزي ماهرانه به هم متصل مي كند و در واقع از نوعي تكنيك موقوف المعاني براي ايجاد ساختاري منسجم بين اين قطعات بهره مي برد .

در ابيات پاياني قطعه هشتم ، حضرت زينب (س) را مشغول سوگواري بر نعش برادر مي يابيم و به بيت پاياني مي رسيم آن جا كه حضرت رو به مدينه مي نمايد و با روح ملكوتي حضرت رسول (ص) به صحبت مي نشيند و در واقع از امت او گلايه مي كند :

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیكر شریف امام زمان فتاد

بى اختیار نعره هذا حسین زو

سر زد چنانكه آتش از و در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول

رو در مدینه كرد كه یا ایها الرسول‏

قطعه نهم در واقع متن اين درد دل است :

این كشته فتاده به هامون حسین توست‏

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست‏

این نخل‏ تر كز آتش جان سوز تشنگى‏

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست‏

در بيت آخر اين قطعه حضرت زينب (س) رو به بقيع مي كند و شروع به سوگواري با مادر      گرامي اش مي نمايد :

چون روى در بقیع به زهرا خطاب كرد

وحش زمین و مرغ هوا را كباب كرد

و قطعه بعد شرح اين درد دل و سوگواري است :

كاى مونس شكسته دلان حال ما ببین

ما را غریب و بی‌كس و بى آشنا ببین

اولاد خویش را كه شفیعان محشرند

در ورطه عقوبت اهل جفا ببین

مي بينيم كه در همين ساختار سنتي چه رابطه ارگانيكي بين قطعات برقرار شده است .

در قطعه بعد با نزديك شدن به انتهاي شعر ، محتشم خود را خطاب قرار مي دهد و خبر از پايان شعر مي دهد:

خاموش محتشم كه دل سنگ آب شد

بنیاد صبر و خانه طاقت خراب شد

خاموش محتشم كه ازین حرف سوزناك‏

مرغ هوا و ماهى دریا كباب شد

تكرار تكيه كلام «خاموش محتشم» خواننده را متوجه مي سازد كه دارد به پايان شعر نزديك مي شود . تكنيك فاصله گذاري كه در كل تكنيكي مدرن محسوب مي شود به درستي در اين قطعه به اجرا درآمده است .

و قطعه پاياني نيز به گلايه از چرخ ستمگر و صدور دشنام هايي شاعرانه به عبيدالله بن زياد اختصاص مي يابد . البته همچنان لحن و بيان شعر سوگمندانه است:

اى چرخ غافلى كه چه بیداد كرده‏اى‏

وز كین چه‏ها درین ستم آباد كرده‏اى‏

پر طعنت این بس است كه با عترت رسول‏

بیداد كرده خصم و تو امداد كرده‏اى‏

اى زاده زیاد نكرده است هیچ گه

نمرود این عمل كه تو شداد كرده‏اى‏

مشاهده مي شود كه اين تركيب بند خصوصا در قطعات پاياني به انسجام و ساختار عمودي قابل تحسيني دست يافته است .

از دیگر مشخصات این اشعار تلفیق ساخت یا زیرساخت‌های روایی با بیان توصیفی است که گاه با نگاه رئالیستی یا واقع‌گرایانه اما عاطفی و رمانتیک (به خصوص در اشعار اخیر) همراه شده است:

پرده برمی‌دارد امشب آفتاب از نیزه‌ها

می‌دمد یک آسمان خورشید ناب از نیزه‌ها

می‌شناسی این همه خورشید خون‌آلود را

آه‌ای خورشید زخمی! رخ متاب از نیزه‌ها  «سعید بیابانکی»

در واقع مي توان با خواندن اين تركيب بند بر كليت حادثه عاشورا حتي با يك ريشه يابي تاريخي دقيق اشراف يافت . «محتشم كاشاني» با يافتن جنبه هاي دراماتيك حادثه از كي حادثه واقعي يك روايت شاعرانه آفريده است . شاهكاري كه بر تاريخ شعر عاشورايي پس از خود تاثير گذاشته و در حكم يك مادر-شعر عاشورايي عمل كرده است.

 

حمیدرضا شکارسری/ بهمن 95

 

لازم به ذکر است که این کنگره بین المللی 13، 14 و 15 اسفندماه با حضور شاعران، اساتید دانشگاه های کشور، مقامات مسئول و علاقمندان به شعر و ادبیات در شهر کاشان برگزار خواهد شد. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و اطلاع از دیگر برنامه های این کنگره سه روزه به کانال تلگرام https://telegram.me/mohtashamkashani95 مراجعه نمایند.

 

خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.

 

کد خبر:214

منتشرشده در گزارش

ششمین دوره آموزشی آفتابگردان‌ها با حضور تعدادی از شاعران جوان کشور از سوی مؤسسه شهرستان ادب برگزار شد. هدف از برگزاری این دوره، آموزش به شاعران جوان است.

 

ششمین دوره آموزشی آفتابگردان‌ها به همت مؤسسه شهرستان ادب آغاز شده است. دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی، یک دوره آموزشی یک ساله برای شاعران جوان(در سنین 18 تا 25 سال) است که هر ساله به همت مؤسسه شهرستان ادب برگزار می‌شود. شاعران طی فراخوانی آثارشان را به دبیرخانه جشنواره فرستاده و در صورت برگزیده شدن، عضور دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی، آفتابگردان‌ها می‌شوند.

 

مراسم افتتاحیه دوره ششم آقایان، پنج شنبه 21 بهمن ماه در مجتمع آدینه شهر تهران برگزار شد. در این مراسم، علاوه بر شاعران جوان برگزیده که از تمام شهرهای دور و نزدیک کشورمان ایران حضور داشتند، چندتن از اساتید بنام و شعرای مطرح کشورمان نیز در جمع شاعران جوان انقلاب اسلامی بودند. اسماعیل امینی و سیدمحمدجواد شرافت دو چهره نام‌آشنای شعر کشور از جمله اساتید و شاعران مطرح حاضر در مراسم افتتاحیه بودند.

 

میلاد عرفان‌پور، مدیر دفتر شعر مؤسسه شهرستان ادب آغازگر مراسم افتتاحیه بود. وی ضمن خوش‌آمدگویی به شاعران جوان حاضر در اردو، به توضیحاتی در باره دوره‌های آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی پرداخت. او با اشاره به سال 89-90 که اولین دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی برگزار شد، گفت: بعد از انقلاب اسلامی، برنامه‌های مختلفی در طول سال‌های متمادی در کشورمان برگزار شده است، ولی خلأ بزرگی که در این برنامه‌ها به چشم می‌خورد، بحث آموزش است. معمولاً مسئله آموزش در جشنواره‌ها و کنگره‌ها از مسائل جنبی و کم‌رنگ است و می‌توان گفت شاید 90 درصد از بودجه ادبی کشور صرف رویکرد نمایشی شعر می‌شود و ذات شعر و مسئله آموزش سهم ناچیزی از برنامه‌هاست.

 

وی در ادامه به نیازهای شاعران جوان پرداخت و افزود: برنامه‌های جامع برای پرورش فکری و ادبی شاعران جوان نیاز است و این شاعران نیاز دارند که با اهل شعر و اساتید این حوزه آشنا شوند. مؤسسه شهرستان ادب با هدف پرکردن کمبودهای مسئله آموزش در شعر، دوره‌های آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی را راه‌اندازی کرد.

 

 

شاعر مجموعه «از آخر مجلس» در ادامه به تبیین و تشریح برنامه‌های دوره ششم پرداخت و ادامه داد: در این دوره نیز همانند دوره‌های قبل، سه اردوی آموزشی برای بانوان و آقایان در نظر گرفته شده که هر اردو شامل چندین کارگاه نقد با حضور اساتید مطرح و کارگاه شعر و همچنین کلاس‌های مختلف آموزشی خواهد بود. علاوه بر این اردوها، نقد مکتوب، نقد تلفنی و سیر مطالعاتی هدف داری برای شاعران جوان تدارک دیده شده است و بعد از اتمام این یک سال، 10 الی 15 درصد شاعران جوان، بر اساس پیشرفت و میزان مشارکت در برنامه های مختلف، به عنوان اعضای تکمیلی دوره انتخاب خواهند شد.

 

وی در آخر گفت: با وجود برنامه‌های تفریحی در اردوهای آموزشی، ذات این اردوها آموزشی ست و امید است شاعران جوان، از این فرصت به دست آمده نهایت استفاده را جهت تعالی شعر خود ببرند. از دیگر برکات این دوره ها، دید و بازدید شاعران جوان با شاعران و اساتید مطرح کشورمان است.

 

همچنین اسماعیل امینی، شاعر و منتقد ادبی نیز در ادامه این مراسم به نمایندگی از تمام اساتید دوره پشت تریبون حاضر شد و در ابتدا خاطره‌ای از استاد دوره دانشگاهش گفت: زمان دانشجویی، استادی همیشه به ما می‌گفت، ادب نفس، مقدم بر ادب درس است. اولین چیزی که باید قبل از شعر و شاعری یاد بگیریم، این است که که ما انسانیم و هر چه می‌آموزیم، باید بر این جنبه بیافزاید. شعر به آدمی چیزهایی می‌افزاید. شاعر، نگاه نافذی به جهان پیدا می‌کند، ممکن است در این راه شهرت هم پیدا کند و احترام مردم را در پی داشته باشد، ولی این نکته را نباید فراموش کند که قبل از هر چیزی او یک انسان است.

 

این استاد دانشگاه گفت: بزرگی می‌گفت هر شرایطی که برایتان پیش آمد، یادتان باشد که هویت خود را گم نکنید و مسائل بنیادی خود را در تحولات از یاد نبرید. تجربه ثابت کرده که برخی، در سختی ها و آسانی‌ها خیلی از بدیهیات را زیر پا گذاشته‌اند.

 

نویسنده کتاب «جلسه شعر» در ادامه اظهار داشت: بیشتر شاعران، دچار شلختگی، بی‌نظمی و ... هستند و فکر می‌کنند اینها لوازم شاعری است؛ در صورتی که این مسائل ناهنجار، از عوارض شاعری است. این موضوع هم یادمان نرود که ما در هر مرحله‌ای که از شعر باشیم نیازمند یادگیری هستیم.

 

کد خبر: 213

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش

 

دومین جلسه شعر شهرکتاب پاسداران با موضوع «یادی از شاعران آزادی» برگزار شد.

 

بر اساس خبر رسیده، این نشست که با اجرای آیدا عمیدی شاعر همراه بود، با خواندن شعری از فروغ فرخزاد به مناسبت تقارن این نشست با پنجاهمین سالمرگ این شاعر آغاز شد و با سخنرانی احمد پوری ادامه یافت.

 

پوری از پیشینه و وجوه ممیز شعر پساجنگ دوم سخن گفت. او مواردی مانند سهم‌خواهی دولت‌مردان آلمان و نیز حمایت پنهان و آشکار سیاستمداران غربی از هیتلر را (که ظاهرا می‌توانست نقش  جنگ‌افروزی را بازی کرده و فضا را به سمت مطلوب این سیاستمداران هدایت کند) مطرح کرد.

 

این نویسنده و مترجم گفت: ظهور فاشیسم، علاوه بر اهداف فوق، می‌توانست نویدبخش نابودی نیروی جدیدی باشد که تحت نام کمونیسم در اروپا قد برافراشته بود و برای نیروهای تمامیت‌خواهی مانند آمریکا و انگلیس دشمنی بنیادین محسوب می‌شد. اما سرانجام این کشمکش، جنگی خانه‌برانداز بود که میلیون‌ها کشته برجای گذاشت. پس از شکست آلمان، نفوذ کمونیست‌ها که با شعارهای آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی به میدان آمده بودند در میان روشنفکران اروپایی بیشتر شد و در همین راستا تاثیر مستقیم و بسزایی بر ادبیات اروپا بر جای گذاشت.

 

پوری برای نمونه شعرهایی از یانیس ریتسوس، ناظم حکمت و پابلو نرودا خواند که به گفته او، تحت تاثیر سنت کمونیستی رشد کرده اما شعرشان را از گزند ایدئولوژی‌زدگی و شعارهای کم‌مایه در امان نگه داشته بودند.

 

سپس سینا کمال آبادی و فرامرز الهی به گفت‌وگو درباره‌ نسبت آزادی و ادبیات پرداختند.

 

الهی ضمن بازشماری جریان‌های آزادی‌خواهی در اروپا (که خود تحت تاثیر نحله‌های فکری نظیر لیبرالیسم، اگزیستانسیالیسم و مارکسیسم بودند) و نیز با نقب به تاریخ انقلاب مشروطه ایران به واکاوی تاثیرپذیری شاعران ایران از یک سو، و شاعران عرب از چنین جریان‌هایی پرداخت. در این واکاوی، صحبت از جغرافیایی مثلث‌گون و نمادینی به میان آمد که یک سر در پاریس (به نمایندگی از اروپا)، یک سر در دمشق (نماینده شعر عرب)  و نهایتا یک سر در تهران داشت.

 

در این میان، کمال‌آبادی نیز نقبی به تاریخ ایران زد و از مفهوم آزادی برای مردم آن روزگار سخن گفت. به باور وی، تاریخ ایران پیش از مشروطه، تصوری از آزادی به معنای مرسوم امروزی نداشته و نه‌تنها حوزه‌های فردی یا اجتماعی را در بر نمی‌گرفت، بلکه صرفا خود را در نسبت با نیروی متخاصم بیرونی معنا می‌کرد، به نحوی که آزادی و آزادگی نه در برابر ارباب و پادشاه، بلکه در برابر سلطه‌ بیگانگان قابل تفسیر می‌نمود.

 

در ادامه در بخش «صدای غایب» شعری از شبنم آذر با صدای خودش برای حاضران پخش شد. همچنین مریم حیدری مترجم آثار محمود درویش در ایران، شعری از او را به زبان عربی همراه با ترجمه فارسی‌اش  برای حاضران خواند. سپس سینا کمال‌آبادی از واسکو پوپا و جواد فرید از لویی آراگون شعر خواندند. در بخش دوم نیز علیرضا آدینه، روزبه سوهانی و ثنا نصاری شعرهای‌شان را برای حاضران خواندند.

 

جلسات شعر شهرکتاب پاسداران آخرین یکشنبه هر ماه برگزار می‌شود.

 

لازم به ذکر است که دومین جلسه شعر شهرکتاب پاسداران با موضوع «یادی از شاعران آزادی» یکشنبه ٢٤ بهمن برگزار شد.

 

کد خبر: 212

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد