اصغر علی کرمی:محمدی شاعری است که توقع معشوقه را بالا می برد--------- با تدریس امید چاوشی؛ کارگاه آموزشی شعر و ادبیات برگزار می‌شود ----------------- گزارش تصویری تولد محمدعلی بهمنی --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

لیلا کردبچه، شاعر و سپیدسرای ایرانی مجموعه‌ ترانه‌ی خود را با عنوان «برگرد و این پاییزُ با من باش» را به همت انتشارات شانی منتشر کرده است. اکثر اشعار این کتاب با مضامین عاشقانه  و در قالب ترانه و شعر محاوره سروده شده است.

کردبچه در معرفی این کتاب گفت:«من در آغاز غزل می‌گفتم و همیشه دغدغه‌ی وزن عروضی داشتم اما از سال هشتادوپنج سراغ سرودن شعر سپید و ترانه و محاوره رفتم و این کتاب ماحصل سروده‌های من در سال‌های اخیر است».

او درباره‌ی همکاری‌اش با نشر شانی گفت: به پیشنهاد ناشر برای نمایشگاه سال 96 تصمیم گرفتم تا کتابی داشته باشم و چون نمی‌خواستم اشعار سپیدم را با انتشاراتی جز نیماژ کار کنم تصمیم به چاپ ترانه‌هایم توسط شانی گرفتم؛ چون شانی جزو بهترین ناشرها در غزل، ترانه و محاوره است.»

وی درباره اجرای ترانه‌هایش در حوزه موسیقی گفت: از آثار این کتاب تعدادی قابلیت اجرا دارند و سه‌ ترانه هم اجرا شده است.

 

مجموعه ترانه «برگرد و این پاییزُ با من باش» لیلا کردبچه، در 75 صفحه و با شمارگان 1000 نسخه و به‌‌ قیمت 9300 تومان  توسط نشر شانی منتشر شده است.

 

کد خبر: 535

خبرنگار: هانیه شالباف

منتشرشده در گزارش

عبدالجبار کاکایی به برخی مسائل بعد از حمله‌های تروریسی در تهران واکنش نشان داد و گفت: من با افتخار کرد ایرانی‌ام.

 این شاعر با انتشار متن کوتاهی در اینستاگرام خود نسبت به پخش فیلم تروریست‌های داعشی که قبل از حمله تروریستی به تهران ضبط شده و در آن به زبان کردی صحبت می‌شود، واکنش نشان داده و نوشته است:
«من با افتخار کرد ایرانی‌ام... کردها روی شاد جهانند و داعش روی تلخ و ترش آن، مراقب باشیم! پخش فیلم تروریست‌ها به زبان کردی، آخرین جلیقه انفجاری داعش بود برای تخریب هویت ملی میهنم. در بین اقوام پراکنده خاورمیانه، ما یک ملت بزرگ و متحدیم و کردها از اصیل‌ترین اقوام ایرانی‌اند، فرزندان کاوه آهنگر، دختران گیو، پسران گودرز... .

 

کد خبر: 531

منتشرشده در گزارش

مراسم رونمایی از دو اثر جدید حسین صفا در حوزه شعر سپید و غزل با عنوان‌های «نرگس» و «منجنیق» ۱۰ اردیبهشت‌ماه با حضور هرمز علیپور، لیلا کردبچه، حامد ابراهیم‌پور و مجید معارف‌وند برگزار شد.

 

در این مراسم هرمز علیپور در سخنانی گفت:‌ از سال‌های دهه ۴۰ تاکنون کمتر شاعری را دیده‌ایم که در حوزه غزل و شعر سپید شاعر خوبی باشد. علتش هم این است که پیش از نگاه دوباره به غزل و پیشنهادهای تازه‌ای که در نهضت خاموش غزل از سوی حسین منزوی ارائه شد، غزل‌سرایان شعر قرن‌ها قبل را تکرار می‌کردند.

 

این شاعر ادامه داد: ‌هر چیزی زمانی اشباع می‌شود و غزل کلاسیک نیز در آن روزگار به اشباع رسیده بود. شاعرانی غزل می‌گفتند که تفکرشان قرن هفتمی بود و در غزل‌ها، زندگی امروزی شاعر و مردم جای نداشت و عمده آثار شبیه یکدیگر بودند. به اعتقاد من هیچ شاعر متوسطی نمی‌تواند با مانیفست نوشتن ماندگار شود. شاعر واقعی بدون ابزارهای رسانه‌ای و ... خودش را نشان می‌دهد و اهل غوغاسالاری نیست.

 

علیپور با اشاره به ویژگی قلم حسین صفا گفت: اولین بار که با او و شعرش آشنا شدم، چنین افقی را که امروز در شعر به آن رسیده تصور نمی‌کردم. خصوصاً موفقیت او هم در غزل و هم در شعر سپید تحسین‌آمیز است. او غزل را می‌شناسد و توانسته به زبانی امروزی در شعرهایش برسد؛ طوری که انگار با مخاطب خود حرف می‌زند.

 

وی افزود: این نوع نظم، همانی است که مورد نظر نیما بود. بنابراین غزل یا سپید، تفاوتی ندارد؛ این شاعران‌اند که با هم متفاوت‌اند. فرزندکشی در شهر ما سابقه ۵۰ ساله دارد بنابراین شاعران جوان هیچ‌وقت منتظر نباشند که پیشکسوت‌ها و شاعران مطرح آن‌ها را مطرح و معرفی کنند.

 

حامد ابراهیم‌پور، دیگر شاعر حاضر در این مراسم نیز با اشاره به مشکلاتی که غزل‌سرایان در دهه‌های اخیر با آن روبه‌رو بوده‌اند، گفت: ما در جلسات شعر از سوی شاگردان براهنی و رویایی تحقیر می‌شدیم و به ما می‌گفتند شعر می‌خوانید یا غزل؟ در همان دوره حسین منزوی کتاب‌هایش را در کیسه‌ای پلاستیکی می‌آورد در پارک اندیشه که فروش برود؛‌ در حالی که از بلندگوهای پارک، صدای شعرخوانی مریم حیدرزاده می‌آمد.

 

این شاعر با بیان این‌که نسل غزل‌سرای آن دوره،‌ هم از غزل‌سرایان کلاسیک فحش شنید و هم از شاعران سپید، درباره حسین صفا و آثارش اظهار کرد: او پیش از ترانه، غزل می‌نوشت و من او را یک شاعر می‌دانم؛ نه ترانه‌سرا. تصاویر مختلف که از ناخودآگاه شاعر نشأت می‌گیرند، شعر او را به شعری سوررئال تبدیل کرده‌اند.

 

ابراهیم‌پور گفت: صفا را می‌توان یک شاعر ایماژیست (تصویرگرا) هم دانست. او زیاد فیلم می‌بیند و هنگام سرودن، دوربین را روی شانه‌اش می‌گذارد و تصاویری سوررئال در شعر می‌سازد. شعر حسین صفا، شعر پشت‌وانتی نیست؛ بلکه شعر کارگاهی است. باید شعر او را روی تخته سیاه نوشت و آن را درس داد.

 

در ادامه این نشست، لیلا کردبچه عملکرد حسین صفا در عرصه شعر سپید را موفق خواند و گفت: وقتی کسی در غزل و ترانه موفق است و به سرودن شعر سپید رو می‌آورد، ما سپیدسرایان خوشحال می‌شویم چراکه می‌دانیم او به دلیل نبود توانایی در سرایش شعر موزون و مقفا سراغ شعر سپید نیامده و پشتوانه‌اش، تجربیات شعر کلاسیک است.

 

 

این شاعر افزود: مجموعه شعر «نرگس» نسبت به مجموعه شعر قبلی شاعر با نام «صدای راه‌پله می‌آید» چند سروگردن بالاتر است و شاید تجربیات او در غزل باعث این رشد و پیشرفت شده است. آن‌چنان‌که شعرهای سپید او با شعرهای سپید دیگر شاعران، متفاوت است.

 

او سپس بیان کرد: صفا نشان داده که تسلیم راه‌های تثبیت‌شده و پرمخاطب نشده است. او راه خودش را رفته و طبیعی است که در این راه مخاطبان خاص خودش را داشته باشد. از این حیث مجموعه «نرگس» می‌تواند مخاطبان شعر سپید امروز را هم چند پله بالاتر ببرد.

 

همچنین مجید معارف‌وند شاعر در این مراسم به ارائه توضیحاتی درباره کارکرد ریتم، وزن غزل‌ها و ساختار آن‌ها پرداخت و گفت: کتاب «منجنیق» ادامه منطقی آثار حسین صفا است و کسی که او و آثارش را بشناسد، انتظار رسیدن او به این نقطه را داشته است.

 

در پایان این مراسم که در کافه «نام» برگزار شد حسین صفا به همراه افراد حاضر در مراسم از دو مجموعه جدیدش به نام‌های «نرگس» و «منجنیق» که توسط نشر نیماژ منتشر شده است، رونمایی کرد.

 

کد خبر: 467

منتشرشده در گزارش

«عبدالجبار کاکایی» شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و زبان ‌شناس، در خصوص انتظار خود از دولت آتی برای عملکرد در حوزه فرهنگ گفت: فرهنگ نباید هیچ گاه وجه المصالحه مسایل سیاسی شود.

وی با تاکید بر لزوم افزایش آزادی بیان برای رشد خلاقیت های هنری افزود: دولت آتی باید امور فرهنگ و هنر را به اصناف بسپارد و تولی گری خود را در امور فرهنگی کمتر کند. به نظر من اینها کمترین توقعاتی است که جامعه هنری از دولتی که بر سر کار می آید دارد.

کاکایی در ادامه با اشاره به اینکه در دولت یازدهم برای بهبود وضعیت فرهنگ و هنر تلاش های زیادی انجام شد، ادامه داد: دولت های معتدل و اصلاح طلب همواره برای هنرمندان بهتر بوده اند و عملکرد موثرتری در حوزه های مختلف فرهنگی داشته اند.

برخی دولت های دارای گرایش های تندتر، نگاه خوبی به حوزه فرهنگ و هنر نداشته و علاقه ای به رشد امور فرهنگی ندارند و بیش از همه سعی دارند نهادهای هنری و فرهنگی را به مبلغان عقاید خود تبدیل کنند. ایجاد تکلیف برای اهالی فرهنگ و افزایش فشار و سانسور معمولا در این دولت ها بیشتر می شود.

به باور این شاعر، حمایت گسترده هنرمندان از دولت های اصلاح طلب هم نشانه این است که این گرایش فکری بیشتر پاسخگوی نیازهای جامعه هنری و فرهنگی کشور است.

 

کد خبر: 462

منتشرشده در گزارش

 

یغما گلرویی و حسن علیشیری هفدهمین دوره کارگاه آموزش ترانه خود را برای چهارمین سال پی در پی برگزار می کنند.

این کارگاه با همکاری نشر «ایجاز» و به صورت آزاد برگزار می شود.

علیشیری در گفتگو با «تارنا» از تجربه برگزاری دوره های گذشته کارگاه این گونه گفت: من و یغما از مدت ها قبل به بحث جدی گرفته شدن آموزش در ترانه فکر می کردیم و این دغدغه را داشتیم. در این شانزده دوره ای که کارگاه برگزار شده است، شیوه های مختلفی را برای آموزش تجربه کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که ترکیبی از آموزش های تئوریک و کار به صورت کارگاهی موثرترین حالت است.

وی با اشاره به این مساله که هنرجویان به هر دو آموزش برای ترانه سرایی نیاز دارند، بر لزوم آموزش مفاهیم پایه در کنار کار عملی و نقد و بررسی آثار آن ها تاکید کرد.

این ترانه سرا در پاسخ به پرسشی درمورد اهداف و انگیزه های برگزاری این دوره از کارگاه گفت: ما در هر دوره هنرجویانی داریم که علاقه مند به برگزاری دور جدید کارگاه هستند، همچنین درخواست هایی وجود دارد، به همین دلیل تلاش می کنیم کارگاه به صورت مستمر برگزار شود. چون یکی از عوامل موفقیت کار آموزشی و کارگاهی استمرار آن است و نمی‌توان انتظار این را داشت که کسی در هشت جلسه، از پایین ترین سطح به ترانه سرایی حرفه ای تبدیل شود.

 

 

علیشیری ضمن تاکید بر این مطلب که جلسات این کارگاه به دو بخش تئوری و کارگاهی تقسیم می شوند، درباره فرم و ساختار کارگاه گفت: در قسمت تئوری، اصول و مبانی ترانه، مواردی همچون قواعد قافیه، زبان ترانه، روایت، انواع ترانه و تصویرسازی در ترانه مرور می شوند. اما بخش عمده ی جلسات به صورت کار گروهی، با دادن موضوع و سوژه به هنرجویان برای سرودن ترانه و سپس نقد ترانه ها توسط مدرسین و هنرجویان شرکت کننده در کارگاه برگزار می شود.

سراینده مجموعه «ما اهل هم بودیم» درباره شیوه ی تدریس با گلرویی گفت: در بخش تئوریک و کارگاهی همه ی موارد را هر دو باهم جلو می بریم. اما به طبع با توجه به این که تجربه ی یغما بیشتر است، در قسمت نقد ترانه ها بیشتر از من ورود می کند و یکی از اهداف این کارگاه هم انتقال همین تجربه است.

 

این کارگاه به صورت هشت جلسه ی سه ساعتی، شنبه ی هر هفته ساعت 17 تا 20 از اواسط اردیبهشت ماه در محل تهران خیابان توحید برگزار می شود و هزینه ی ثبت نام در آن چهار صد هزار تومان است.

 علاقه مندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این کارگاه، از طریق ارسال پیامک و یا در تلگرام با شماره 09391130065 در تماس باشند.

 

کد خبر: 458

خبرنگار: امید خواجوی نیا

منتشرشده در گزارش

بیژن ترقی را از قله‌های ترانه سرایان ایران یاد می کنند؛ گواه این مدعا، سروده های جاری شده بر ورد زبان‌هاست.

 

در تاریخ موسیقی ایران آهنگ باکلام ماندگار کم نبوده؛ آهنگ‌هایی که در عمق جان مردم نشسته است. در 70 سال اخیر چه بسیار آهنگ‌هایی که به هنرِ والای ابوالحسن صبا، علی تجویدی، فرامرز پایور، پرویز یاحقی، اسدالله ملک، عباس خوشدل، همایون خرّم، حبیب‌الله بدیعی و دیگر استادان جاویدان شده است. اما در ماندگاری این آهنگ‌های باکلام، جدای از هنر آهنگساز و لطافت صدای خواننده، شعر و ترانه شاعرِ ترانه‌سرا نیز نقشی مهم داشه است؛ پنجم اردیبهشت ماه، سال‌روز درگذشت یکی از ترانه‌سرایان بزرگ تاریخ موسیقی ایرانی است؛ استاد بیژن ترقی که در سال 1388 تن به خاک سپرد اما به ماندگاریِ ترانه‌هایش زنده خواهد بود.

بیژن ترقی را شاید بشناسیم و شاید نه؛ اما فارغ از معرفت یا غفلتِ ما نسبت به این ترانه‌سرای بزرگ، وی از قله‌های ترانه ایران است و گواه این مدعا، ترانه‌هایی است که سروده و ورد زبان‌ها ساخته؛ مانند این ترانه‌ها:

 

** آتش کاروان

«آتشی ز کاروان جدا مانده / این نشان ز کاروان به جا مانده...».

این، مطلع یکی از خاطره‌انگیزترین تصنیف‌هایی است که در موسیقی ایرانی خلق شده است. شعر این اثر که در دستگاه شور اجرا شده، از مرحوم استاد بیژن ترقی است.

معروف است که روزی استادان تجویدی و ترقی به همراه خانواده برای گشت و گذار به خارج از تهران می‌روند و در اطراف ورامین بساطِ استراحت و تفریح پهن می‌کنند. هنگام بازگشت وقتی می‌خواهند سوار خودرو شوند، می‌بینند آتشی که برای پخت غذا روشن کرده بودند، هنوز اندک شعله‌هایی دارد و خاموش نشده است. برای چند لحظه هر دو استاد به آتشِ سردنشده نگاه می‌کنند، که ناگاه بیژن ترقی می گوید:

«آتشی ز کاروان جدا مانده / این نشان ز کاروان به جا مانده».

هم‌زمان، شورِ آتش کاروان در دل استاد تجویدی نیز شعله‌ور می‌شود و همین احساس مشترکِ دل‌های نزدیک به هم آهنگساز و شاعر، سبب می‌شود اثری ماندگار به نام «آتش کاروان» خلق شود.

سال‌ها بعد، در دهه‌ هفتاد با رضایت استاد تجویدی، علیرضا افتخاری «آتش کاروان» را در کنار شماری دیگر از آهنگ‌های ناب استاد تجویدی در آلبومی با نام «یاد استاد» اجرا می‌کند که این اجراهای تازه نیز با اقبال مردم روبرو می‌شود.

 

** گلریزان (بهار دلنشین)

ترانه «گلریزان» را که به «بهار دلنشین» و «بهار آرزو» نیز معروف شده، بسیاری از مردم در نسل‌های گوناگون شنیده، زمزمه کرده و یا حتی حفظ کرده‌اند. اثری لبالب از احساس، در آواز بیات اصفهان که مرحوم استاد روح الله خالقی آن را در دهه 30 برای صدای آرامش‌بخش استاد زنده‌یاد غلامحسین خان بنان ساخت. شعر این ترانه‌ ماندگارِ همه‌ی نسل‌های ایران را نیز روانشاد استاد بیژن ترقی سروده است.

«تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن

ای بهار آرزو، بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ویران من...».

 

** بیداد زمان (برگ خزان)

«به رهی دیدم برگ خزان / پژمرده ز بیداد زمان/ کز شاخه جدا بود...».

تصنیفی سراسر حس و حال که از همدلی و همکاری دو یار یکدل، استادانِ خُلدآشیان پرویز یاحقی و بیژن ترقی مایه گرفته و برآمده است. این تصنیف را که در مایه دلنوازِ آواز بیات اصفهان پدید آمده، بعد از انقلاب روانشاد ایرج بسطامی آن را با همراهی سه‌تار بهداد بابایی اجرا کرده است.

مثل بسیاری دیگر از آهنگ‌های ماندگار، پیدایش این تصنیف نیز ماجرایی دارد که گویای عمق ارتباط احساسی بین آهنگساز و شاعر است.

معروف است که استادان یاحقی و ترقی در یکی از روزهای پاییز برای تفرج به اطراف تهران رفته بودند. در راه و درحالی‌که پریز یاحقی پشت فرمان بوده و بیژن ترقی کنار دست او نشسته بوده، یک برگ درخت خشک لای برف‌پاک‌کن خودرو گرفتار می‌شود.

صدای برخورد باران با برگ خشکِ خزان‌دیده، ذوق بیژن ترقی را به جوشش درمی‌آورد و او ناگهان زمزمه می‌کند: «به رهی دیدم برگ خزان / افتاده ز بیداد زمان».

یاحقی نیز شعرِ دوست خود را با ملودیی که از آن لحظه مشترک ریشه گرفته بود، می‌خواند تا بدین‌ترتیب گوهر دیگری به گنجینه‌ موسیقی اصیل ایرانی افزوده شود.

 

** موج آتش

از دیگر تصنیف‌های ماندگاری که شعر آن را مرحوم استاد ترقی سروده است، «موج آتش» یا «اشک من هویدا شد» است؛ اثری در دستگاه همایون به آهنگسازی روانشاد استاد همایون خرم.

«اشک من هویدا شد / دیده‌ام چو دریا شد

در میان اشک من / سایه تو پیدا شد

موج آتشی از غم / ز آن میانه پیدا شد...».

از میان این اجراها، می توان به بازخوانی‌های علیرضا افتخاری (با تنظیم مهرداد دلنوازی) و شهریار بلوچستانی (با تنظیم بابک شهرکی) نام برد.

 

** گل من

از جمله تصنیف‌های ماندگاری که شعر آن‌ها را استاد ترقی سروده، تصنیف «گل من» یا همان «گل من چندین» است.

این اثر را که با ملودی زیبای کردی همراه شده، استاد بیژن ترقی برای فرزندش که در خارج از کشور بوده و قصد بازگشت به وطن را داشته، سروده است:

«گل من چندین، منشین غمگین، شام محنت به سرآمد

سر و دست افشان، غم دل بنشان، غمخوارت از سفر آمد

ز چه بنشستی؟ بگشا دستی، آذین کن صحن و سرا را

که پس از غم‌ها، به رخ شب‌ها، آب و رنگ سحر آمد

شب مهتابی، ز چه بی‌تابی؟ روشن کن شمع صبوری

منشین غمگین، که مَه دیرین، تابان و جلوه‌گر آمد...».

 

** ایران جوان (وطنم)

سال 1383 ارکستر ملل به رهبری پیمان سلطانی یک آهنگ بی‌کلام بازمانده از عهد قاجار را با صدای سالار عقیلی اجرا کرد که این اثر با اقبال فراوانی روبرو شد؛ شعر «ایران جوان» یا «وطن» را نیز بیژن ترقی سروده است:

«نام جاوید وطن / صبح امید وطن

جلوه کن در آسمان / همچو مهر جاودان...».

 

استاد بیژن ترقی ترانه‌های ماندگار فراوانی را سروده که این چند اثر تنها بخش کوچکی از خاطره‌های موسیقایی است که برای ما به یادگار نهاده.

«می زده»، «گل اومد، بهار اومد»، «پنجره‌یی به باغ گل»، «صبح خندان»، «بده ساقی»، «آواز دل»، «شکسته پر»، «اسیر»، «صبرم عطا کن»، «رنج تنهایی»، «کعبه دل‌ها»، «عطر سوسن»، «قصه شمع» و «مناجات نیمه‌شب» نیز شمار دیگری از ترانه‌های معروف بیژن ترقی است که با صدای خوانندگان گوناگون اجرا و ثبت شده است.

 

کد خبر: 456

منتشرشده در گزارش

به مناسبت چهلمین روز درگذشت افشین یداللهی مراسم بزرگداشت او در اصفهان برگزار می شود .

 در چهلمین روز درگذشت افشین یداللهی مراسمی به مناسبت بزگداشت او در اصفهان به مدد مرکز آفرینش های ادبی اصفهان و خانه ترانه این شهر برگزار می شود.

مدیرمسئول موسسه فرهنگی هنری آوای ترانه اصفهان در گفت و گو با تارنا گفت: افشین یداللهی متولد اصفهان است و در این شهر جایگاه والایی دارد. او به ترانه اصفهان و و خانه ترانه این شهر نگاه ویژه ای داشت و در تمام مراحل خانه ترانه اصفهان ،کنارش و کمک حالش بود. به همین علت، مقارن با چهلمین روز درگذشت او مراسم بزرگداشتی به همت  مرکز آفرینش های ادبی اصفهان و خانه ترانه اصفهان تحت عنوان موسسه فرهنگی هنری آوای ترانه اصفهان در اصفهان برپا می شود.

روزبه آزادی افزود: مراسم با ترانه خوانی و خاطره بازی ترانه سراها و شاعران همراه است. گروه مادر و اهورا ایمان قطعاتی را اجرا می‌کنند. ابراهیم اسماعیلی اراضی نیز در این مراسم حضور خواهد داشت.

از ترانه سراهای خانه ترانه ی تهران مهدی ایوبی و امیر توده فلاح در این مراسم حضور دارند.

این مراسم 7 اردیبهشت ساعت 18:30 در خیابان علامه امینی ، باغ غدیر روبروی ساختمان الغدیر برگزار می شود.

لازم به ذکر است که ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

افشین یداللهی ترانه سرای به نام کشور در تاریخ 27 اسفند 1395 در سانحه رانندگی جان خود را از دست داد.

 

کد خبر: 455

خبرنگار: غزل ناصحی

منتشرشده در گزارش

مجموعه ترانه های دهه ی 90 ترانه سرایان کشورمان به کوشش مهدی موسوی میرکلایی و با همت انتشارات «نیماژ» بزودی منتشر می شود.

این دومین تجربه ی موسوی در گردآوری ترانه های دیگر ترانه سرایان است.

 

وی در گفتگو با «تارنا» از تجربه ی کتاب اول و دغدغه هایش برای انتشار کتاب تازه این طور گفت: اوایل دهه 80 در خانه ی ترانه، ترانه هایی سروده می شدند که از جنس ترانه های رایج آن روزگار نبودند. به همین دلیل تصمیم گرفتم این ترانه ها را در قالب یک کتاب جمع آوری کنم. این کتاب منتشر و پرفروش شد و ترانه سرایانی که آثارشان در این کتاب منتشر شده بود، امروز جزو بهترین های کشور هستند.

 

این ترانه سرا در ادامه از علایق و سوابق کاری اش در ترانه از جمله نگارش نقد و انتشار کتاب «تاریخ تحلیلی ترانه» گفت و پیرامون دلایل انتشار این کتاب اظهار داشت: به دلیل اقبالی که آن کتاب پیدا کرد و فروشی مناسبی که داشت، ناشران پیشنهاد چاپ کتاب های دیگری در این زمینه را دادند که با مقاومت من روبرو شد تا این که دوره ای تازه در ترانه ی ما بوجود آمد و امروز شاهد آن هستیم که شکل دیگری از ترانه جریان دارد. به همین جهت نیاز بود تا کتاب دیگری در این حوزه منتشر شود که دربرگیرنده ی ترانه های متفاوت دهه ی 90 ما باشد.

 

موسوی با بیان این مطلب که این مجموعه در پی انتشار فراخوانی از سوی وی و دریافت بیش از هزار ترانه از سراسر کشور جمع آوری شده است، گفت: در کنار ترانه هایی که از میان آثار رسیده و ترانه سرایان ناشناخته انتخاب شد، از آثار دیگر ترانه سرایان نیز استفاده شده است تا مجموعه ای جمع آوری شود که هم هنگام مطالعه جذابیت و هم وقتی که ترانه ها اجرا می شوند جذابیت موسیقایی داشته باشند.

 

 

خالق مجموعه ی «طاقت بیار رفیق» مدت زمان جمع آوری، ارزیابی و آماده سازی این مجموعه برای انتشار را دو سال بیان داشت و علت طولانی شدن این قضیه را پیچیدگی های رسم الخط ترانه سرایی برای ویرایش و در نهایت چاپ عنوان کرد.

 

او همچنین در پاسخ به پرسشی در ارتباط با معیارهایی که هنگام بررسی و انتخاب ترانه ها داشت، گفت: سعی کردم ترانه هایی را انتخاب کنم که بار شاعرانگی داشته باشند، یعنی در خلق تصاویر، فرم و ساختار ترانه، تخیل و سازوکار شعر چیره باشد و بعد از این، موضوع مراعات حال اجتماع بود که بیشتر ترانه های انتخاب شده بخشی از مشکلات جامعه و مسائل اجتماعی را روایت می کنند و حتی اگر ترانه به موضوعی مثل عشق اشاره داشت، آن دغدغه ی تکراری و روزمره نبود و نگاه به عشق در آن ترانه ها عمیق بود.

 

موسوی سپس با اشاره به این مساله که مقدمه ای نسبتا طولانی، به قلم خود او در ابتدای این مجموعه منتشر می شود، در رابطه با زمان انتشار این کتاب گفت: مجوز این مجموعه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است، مراحل پایانی طراحی جلد و چاپ را سپری می کند و اولین پخش را در نمایشگاه بین المللی کتاب در اواسط اردیبهشت ماه خواهیم داشت.

 

موسوی وضعیت ترانه سرایی در کشور را با توجه به آثار ارسال شده مثبت ارزیابی کرد و گفت: مطمعنا از هرکس در این رابطه نظرخواهی کنید، وضعیت را نگران کننده توصیف می کند، اما نظر من کاملا نقطه ی مقابل این دیدگاه است چراکه ترانه ی ما در حال پوست انداختن است و امروز ترانه هایی با شاعرانگی های فراوان و متفاوت از ترانه های دهه ی 70 به طور مثال سروده می شوند و کارهایی همچون ترانه های روزبه بمانی، رستاک حلاج و مرحوم افشین یدالهی بسیار شاعرانه هستند.

 

این ترانه سرا تاثیرگذاری این مجموعه بر ترانه ی حال حاضر کشور را خوب دانست و با تاکید بر این که اقداماتی از این قبیل سبب دیده شدن این ترانه سرایان می شوند، از دیگر مزایای این حرکت را نزدیکی ترانه های هم جنس و توانایی بوجود آوردن جریان ادبی دانست.

 

کد خبر: 443

خبرنگار: امید خواجوی نیا

 

منتشرشده در گفتگو

 

بعد از چاپ مجموعه اولش با عنوان نامیر به همت انتشارات فصل پنجم، برای مجموعه دوم خود به سراغ انتشارات نیماژ رفت. زمان زیادی از چاپ دومین مجموعه ی این ترانه سرای به نام و جوان نمی‌گذرد. به همین بهانه به سراغ امید روزبه رفتیم تا از آل برایمان بگوید:

 

تبریک برای چاپ مجموعه جدید. از آل برایمان بگویید.

مجموعه تازه با عنوان آل دومین کتاب من است که در 120 صفحه به همت نشر نیماژ چاپ شده است. در این مجموعه نوع نگاهم کاملا با مجموعه قبل متفاوت است. تعداد زیادی از آثار در حوزه مرگ و مرگ اندیشی و همچنین فضاهای سوررئال و ماورایی اتفاق می افتد. این مجموعه دارای 40 ترانه بود که دو کار از ارشاد مجوز نگرفت و در نتیجه 38 کار چاپ شد. طراحی جلد این مجموعه بر عهده مسعود رییسی است. قیمت کتاب هم 10 هزار تومان است.

 

همکاری با نیماژ چطور بود؟

من قبل تر هم تعریف نیماژ را شنیده بودم. مجموعه ای زحمت کش و پرتلاش است. تا امروز این همکاری خوب بوده و امیدوارم از این به بعد هم خوب باشد. این روزها، به خاطر نمایشگاه پیش رو به اصطلاح شب عید انتشاراتی ها است. اما با تمام شلوغی ها نیماژ برای من کم نگذاشت و کارهایی که می‌توانستند انجام ندهند را انجام دادند. نیماژ برای ما که جوان تر هستیم و شاید وظیفه چندانی در قبال ما نداشته باشد، حتی در بحث طراحی جلد و ویرایش کتاب به مولف کمک زیادی می‌کند. شاید اگر انتشاراتی دیگری بود این کارها را انجام نمی داد. خدارا شکر هرچه بود تنها مودت و دوستی بود.

 

 

از کار با فصل پنجم راضی نبودید که نیماژ را انتخاب کردید؟

ترجیح می‌دهم درباره فصل پنجم صحبت نکنم. انشالله در یک فرصت مناسب تر درباره اش صحبت می‌کنم.

 

استقبال از مجموعه قبلی چگونه بود؟  

خوب بود. البته می‌توانست خیلی بهتر هم باشد. صحبت کردن درباره آن کتاب را برای زمانی دیگر می گذاریم. خیلی چیزها را باید فراموش کرد. باید جلو رفت. به عقب برگشتن کار عاقلانه ای نیست، مخصوصا در جامعه ما.

 

 رونمایی از مجموعه آل در نمایشگاه اتفاق می‌افتد؟

سعی ام بر این است که قبل از نمایشگاه رونمایی داشته باشم. اگر دوستان مثل مجموعه قبلی رونمایی داشتند با کمال میل می‌پذیرم اگر نقد هم باشد که بیشتر استقبال می‌کنم. حال باید ببینیم که اوضاع کتاب در نمایشگاه چگونه است تا بعد از آن به نقد آن بنشینیم. اینکه الآن بخواهم برایش نقد بگیرم کمی تاثیر مثبت و شاید منفی و غیرمنطقی بر مخاطب دارد. به همین علت ترجیح می‌دهم رونمایی باشد. البته که رونمایی با صحبت و شکافتن وضعیت نوشتاری من خیلی بهتر است.

 

چطور شد که نام آل را انتخاب کردید؟

 با توجه به فضای کتاب، کلیتی که کتاب دارد و فضای سوررئال کتاب این نام انتخاب شد. حتی یکی دو نمونه از کارهای عاشقانه هم بر همین منوال است و در فضاهای جن و آل  اتفاق افتاده و نوشته شده است.

 

چه تعداد از ترانه های این مجموعه قبل از چاپ کتاب منتشر شده است؟

هشت ترانه از ترانه ها قبل از چاپ کتاب در صفحه مجازی خودم منتشر شد. چند روز قبل جایی بودم،  شخصی آمد و گفت آقای روزبه این ترانه شماست؟ گفتم بله. گفت این ترانه را خانمی به یکی از دوستان من به عنوان ترانه خودشان فروخته است. ترانه کور بود که در همین مجموعه به چاپ رسیده است. ببینید که تا چه اندازه وقاحت را می‌توان دید. با چنین وضعیتی نمی‌توان اعتماد کرد. حتی کتاب هم مرجع قابل ارجاعی نیست و مرجعی نیست که بتواند حق مولف را بگیرد.

 

کد خبر: 440

خبرنگار: غزل ناصحی

 

منتشرشده در گفتگو

مراسم سوگ ترانه به یاد افشین یداللهی با حضور اهل فرهنگ و هنر در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

در این مراسم ضمن برگزاری بزرگداشت و یادبود افشین یداللهی خبر جایگزین فردی به جای افشین یداللهی برای اجرای جلسات آینده خانه ترانه داده شد.

 

عبدالجبار کاکایی، محمدعلی بهمنی، بابک زرین، سالار عقیلی، رضا رفیع، سعید بیابانکی، علیرضا بدیع، افشین مقدم، زهرا عاملی، علی لهراسبی، حامد عسکری، افشین سیاهپوش، امیریل ارجمند، پرستو صالحی، محمدرضا فروتن، امید صباغ نو و... به همراه اعضای اصلی خانه ترانه مهدی ایوبی، صابر قدیمی، علی ایلیا، پرسا مقدسی و چند تن دیگر حضور داشتند.

 

فرزاد حسنی، مجری برنامه، افشین یداللهی را فانوس دریایی دریای متلاطم خانه ترانه خواند که منطق والایش نه تنها در تمام عرصه‌های زندگی بلکه در شعر و ترانه‌هایش نمایان بود.

محسن سلیمانی، رییس فرهنگسرای ارسباران، با ابراز تاسف، شناسنامه درختی را که یداللهی سال ۹۴ در بوستان گفت‌وگو کاشته بود به پدر او تقدیم کرد. وی همچنین بر برگزاری جلسات خانه ترانه به یاد "پدر خانه ترانه" تاکید کرد.

 

پخش کلیپ از فعالیت‌های افشین یداللهی بخش دیگری از این برنامه بود.

 

 

سپس سالار عقیلی درباره زنده‌یاد افشین یدالهی و همکاری خود با آن مرحوم گفت: ۸۰ درصد شهرتم را مدیون آثار افشین یداللهی هستم. بدون مبالغه اشعار او خیلی خاص بود.

این خواننده افزود: نخستین همکاری من با افشین یدالهی «چله به چله» بود و همکاری شاخص دیگر ما سریال «تبریز در مه» و «معمای شاه» بود. روز تشییع افشین یداللهی نتوانستم شعرهای او را اجرا کنم و از خدا می‌خواهم از این به بعد صبری برای اجرای شعرهای او به من عطا کند.

اجرای زنده سالار عقیلی با شعر وطن و تبریز در مه از افشین یداللهی و همراهی پیانو حریر شریعت‌زاده بخش دیگراین برنامه بود.

 

در ادامه این مراسم عباس سجادی، مدیر مرکز آفرینش‌های هنری نیاوران، دغدغه‌های افشین یداللهی را گروهی دانست و خاطرنشان کرد: جلسات خانه ترانه بعداز ۱۵ سال باید با یک تشکیلات به صنفی وابسته شود تا با انسجام به دور از تک‌روی‌ها و سلیقه‌ها و تغییرات مدیریتی به حیات خود ادامه دهد.

 

در این مراسم ضمن برگزاری بزرگداشت و یادبود افشین یداللهی خبر جایگزین فردی به جای افشین یداللهی برای اجرای جلسات آینده خانه ترانه داده شد. روزبه بمانی ترانه سرای بنام و مشهور کشور مسئولیت اجرا و دبیری جلسات خانه ترانه را بر عهده گرفت تا چراغ این محفل همچنان روشن مانده و برای کمک به دانش آموختگان ترانه سرایی مفید باشد.

 

 

همچنین ضمن تشکر و قدردانی از همه مدعوین و مهمانان تاکید شد که در جلسه هیات مدیره خانه ترانه با شورای شهر تصمیم بر این شد که یک بوستان یا خیابان به نام افشین یدالهی اختصاص پیدا کند.

همچنین خشایار اعتمادی افشین یداللهی را جریان‌ساز خواند و گفت: او پرمغز حرف می‌زد، می‌نوشت و شعر می‌گفت و مطمئن بود روزی باور می‌شود. این خواننده با نواختن پیانو به اجرای شعرهایی از افشین یداللهی پرداخت.

 

محمدرضا فروتن، بازیگر، نیز اظهار کرد: افشین در کلمه زندگی کرد و با کلمه از بین ما رفت و برای همیشه در قلب‌ها باقی می‌ماند. او روانپزشکی حاذق بود که به بیماران اهمیت می‌داد و آن‌ها را با عشق، محبت و انرژی عجیب درمان می‌کرد. او با آمدنش به این زندگی از ما دیدار کرد و زندگی را برای ما عمیق‌تر کرد و من معنای یک رفاقت اصیل را با او تجربه کردم.

 

 

رضا رفیع شاعر طنزپرداز در بخش دیگری از مراسم خاطرنشان کرد: یداللهی با ترانه‌هایش شادی روان را مورد توجه قرار می‌داد. او بر این باور بود که تنها نباید روی سنگ قبر نوشت شادروان  بلکه باید با روان شاد زندگی کنیم.

لازم به ذکر است که این مراسم روز پنجشنبه در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

یادش جاویدان باد.

 

کد خبر: 439

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از3

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار