انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

حمید رضا شکارسری مجموعه‌ای از اشعار عاشقانه و اجتماعی خود را در کتابی با عنوان «چراغ قوه در دست خورشید» منتشر می‌کند.

 

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد با بیان اینکه آخرین آثارش با عناوین «شکل‌های لیلا» و «شب‌نامه» در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد، اظهار کرد: کتاب «شکل‌های لیلا» شامل بیش از 100 شعر عاشقانه و با محور شخصیت لیلی و مجنون در این روزگار سروده شده است. مفهوم کهن عشق لیلی و مجنون در زمان حاضر و خیابان‌های شهرهای ما در کتاب «شکل‌های لیلا»  ترسیم می‌شود. مجموعه شعر «شب‌نامه» نیز دارای حدود 130 شعر در قالب‌های شعر کوتاه نو است و شخصیت اصلی در این اشعار شب است.

 

وی همچنین گفت: مجموعه شعر «چراغ قوه در دست خورشید» نیز مجموعه‌ای از اشعارم است که در آن به موضوعات عاشقانه اجتماعی پرداخته‌ام و این مجموعه نیز به‌زودی منتشر خواهد شد.

 

شکارسری با اشاره به اینکه استقبال از مجموعه‌های شعری در نمایشگاه کتاب امسال از سوی مخاطبان خوب بود، اظهار کرد: گسترش فضای مجازی از سویی می‌تواند نیاز به کتاب را اشباع کند و به‌نوعی آسیبی برای انتشار کتاب باشد. اما از سوی دیگر انتشار آثار ادبی و مهندسی درست شعرها در فضای مجازی باعث می‌شود مخاطب با کنجکاوی بیشتری منتظر انتشار کل اثر در بازار نشر کشور باشد.

 

وی افزود: این رویکرد فضای مجازی به ادبیات چند سال است که در مورد رمان رخ داده است و نویسندگان بخشی از داستان کوتاه یا رمان خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند و اشتیاق مخاطبان با خواندن قسمتی از اثر، برای مطالعه کل آن اثر دوچندان می‌شود. چنین اتفاقی برای شعر هم در فضای مجازی رخ داده و امیدوارم تاثیر مثبتی داشته باشد.

 

کد خبر: 936

منتشرشده در گزارش

شش دفتر شعر تازه از مجموعه شعر امروز انتشارات سپیده باوران روانه بازار کتاب شد.

 

انتشارات سپیده باوران در قالب مجدات ۴۰ تا ۴۵ مجموعه شعر امروز، شش دفتر شعر تازه از شاعران معاصر را با نام‌های وطنانه‌های گیسویت، دلیل پنجره، می خوش، این من پنهان، شبدر چهارپر و تنها تو ردیف می‌کنی شعرم را منتشر کرد.

 

دفتر شعر «وطنانه‌های گیسویت» سروده امین صدیقی نیشابوری شامل سی غزل از این شاعر است که در قالب غزل نو سروده شده است.

 

مجموعه «دلیل پنجره» سروده حمیدرضا شکارسری شامل مجموعه‌ای از پنجاه قطعه شعر سپید از این شاعر است که به انتخاب او در قالب یک کتاب گردآوری شده است.

 

دفتر شعر «می‌خوش» سروده عبدالحسین انصاری شامل ۶۶ غزل از این شاعر است. وی در مقدمه بسیار کوتاه خود بر این دفتر شعر آورده است: اگر برای به چنگ آوردن زیبایی‌ها توانی بیش از اندازه صرف کنیم، نظام زیبایی به هم می‌ریزد، درست مثل در دست گرفتن بال‌های یک پروانه. واقعیت این است که وظیفه ما انسان‌های دیر رسیده، تنها احترام به این زیبایی‌هاست، آن هم با رعایت فاصله‌ای که طبیعت ایجاد کرده است. شاید دردناک باشد ولی راه دومی وجود ندارد.

 

مجموعه شعر «این من پنهان» نیز سروده محمد مرادی است که در سه بخش غزل، رباعی و نوسروده‌ها گرد آوری شده است.

 

مجموعه «پبدر چهار پر» سروده کبیر موسوی قهفرخی نیز دربردارنده بیش از هفتاد قطعه شعر سپید از این شاعر است.

 

دفتر شعر «تنها ردیف می‌کنی شعرم را» سروده آرمان سلیمی کوچی نیز مجموعه بیش از ۵۰ قطعه رباعی از این شاعر است.

 

انتشارات سپیده باوران این شش مجموعه را در قطع جیبی و با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه منتشر کرده است. 

 

کد خبر: 858

 

 

منتشرشده در گزارش

حمیدرضا شکارسری، شاعر در خصوص انتشار اثر جدیدش گفت: کتابم با عنوان «شکل های لیلا» منتشر شد. کار انتشار این کتاب را انتشارات «ماه باران» برعهده دارد. این کتاب مجموعه دارای بیش از 100 شعر عاشقانه و با محور شخصیت لیلی و مجنون در روزگار ما سروده شده است.

 

وی افزود: مفهوم کهن عشق لیلی و مجنون در زمان حاضر و خیابان های شهرهای ما در کتاب «شکل های لیلا»  ترسیم می شود.

 

این شاعر در خصوص کتاب دیگرش با عنوان «شب نامه» نیز اظهار کرد: کتاب دیگرم با عنوان «شب نامه» همین روزها در انتشارات «نگاه» منتشر می شود. هم اکنون این کتاب مراحل آخر غلط گیری و طرح جلد را می گذراند.

شکارسری ادامه داد: در کتاب «شب نامه» بیش از 100 شعر را با محوریت شب آورده ام. شعرهای این مجموعه شعرم با محوریت مسائل سیاسی و اجتماعی سروده شده اند. شعرهای عاشقانه هم در این مجموعه شعر وجود دارد. محوریت تمام شعرها شب است.

 

کد خبر: 807

منتشرشده در گزارش

شکل های فراموشی نام مجموعه ای از اشعار کوتاه حمیدرضا شکار سری است که به همت انتشارات آوای کلار منتشر شده است.

 

دکتر اصغر علی کرمی و فاطمه گیلانی از شاعران و منتقدان کشور دو دیدگاه و نقدی متفاوت بر این مجموعه نگاشته اند.

 

اصغر علی کرمی درخصوص این کتاب معتقد است:

«فراموشی از همه جا سرک می کشد. خودش را می اندازد روی اشیاء و رفتارها و گفتارها. فراموشی خودش را حتی روی کلمات می اندازه و در پایان دنیایی می سازد که ارتباط اجزاء آن با هم فراموش شده است و اشیاء و رفتار و گفتار و حتی کلمات هرکدام در جایگاه خود مانند جزیره مستقلی شده اند که بی ارتباط با دیگری مسیر سرنوشت خود را پشت سر می گذارند. اما فراموشی همیشه هم بد نیست. گاهی نیاز است دلیل خیلی از کارها و رفتارها فراموش شود تا در چرخه روزمره خود بتواند حرکت کند و در واقع تحمل درد فراموشی از درد روزمرگی راحت تر است. در این میان باید پدیده ی فراموشی و شکل های متفاوت آن را با نگاهی عمیق تر دید.

 

 

«شکل های فراموشی» نام مجموعه شعر «حمیدرضا شکارسری» است که اردیبهشت 1396  توسط انتشارات «آوای کلار» منتشر شده است. او در این کتاب جهانی را به تصویر می کشد که همه چیز آن دچار فراموشی می شود.

 

در بیان شکل های فراموشی با گزینه هایی رویارو می شویم که درگیر عادت ها و رفتارهای روزمره و تکراری ، مفهوم خود را از دست می دهند و اشیاء پیرامون با فراموش کردن هویت خود، تنها وظیفه ای را که گردش روزگار به آنها سپرده است را انجام داده و چیستی خود را فراموش می کنند.

 

«گاهی فراموش می کند دوربین است

آن قدر که اشک و لبخندهای ما را

از نزدیک دیده»

یا:

«گاهی فراموش می کند دفتر تلفن است

آن قدر که روز به روز

لاغرتر می شود»

در برخی شعرها با نوع دیگری از فراموشی روبرو هستیم که خود فراموش کردن نوعی اعتراض به برخورد نامناسب جهان پیرامون با آن پدیده و یا شیء است.

«گاهی فراموش می کند کفشدوزک است

آن قدر که زیر کفش های ما

له شده»

همین نگاه را «شکارسری» در خصوص مجسمه میدان فردوسی و اهمیت نام فردوسی به کار برده و می سراید:

«گاهی فراموش می کند فردوسی است

آن قدر که پرندگان بر سرش

فضله ریخته اند»

 

دایره فراموشی و یا خودفراموشی در این کتاب محدود به اشیاء و عناصر نبوده و همه چیز در بر می گیرد . گاهی مفاهیم انتزاعی هم دچار فراموشی می شوند.

«گاهی فراموش می کند کابوس است

آن قدر که پس از بیداری

همچنان جاری است»

گاهی هم سراغ اسطوره ها رفته و می گوید:

«گاهی فراموش می کند ققنوس است

آن قدر که خاکسترها را

باد برده»

 

اما همیشه فراموشی به منزله اعتراض یا تسلیم در برابر احکامی نیست که طبیعت و آدم ها صادر کرده اند و ناچار باید آنها را پذیرفت. بلکه فراموشی خودش یک قانون است و می تواند آغاز یک تحول باشد.

 

«گاهی فراموش می کند گداست

آن قدر که برای مورچه های پیاده رو

خرده نان ریخته است»

و گاهی نیز فراموشی زاده ی عشق و تحولی است که توسط انسان ها زاییده شده و یک مفهوم را دست خوش تغییر کرده است.

«گاهی فراموش می کند گمنام است

آن قدر که زائر دارد»

 

در مجموع، فراموشی چه مثبت و چه منفی شکل های بسیاری دارد که از نگاه شاعرانه و تیزبین «شکارسری» در امان نمانده اند و در هر فضایی که باشند،‌ اعم از اجتماعی، مذهبی و اعتقادی، اساطیری ، عاطفی و... یک وجه مشترک دارند. اینکه فراموشی در همه جا وجود دارد و نباید از کنارش سرسری گذشت.

 

ویژگی اصلی این مجموعه از نظر فرم، یکی بودن صورت نحوی و زبانی همه شعرهای آن و تناسب موضوعی آن است. چنین تجربه ای را «حمیدرضا شکارسری» پیش از این در کتاب «شکل های فروتنی» داشته است و پیشتر نیز «يدالله رؤیایی» در «هفتاد سنگ قبر» (مجموعه منسجمی با اشعاري همه در یک فضا) منتشر کرده است. اما آنچه مجموعه «شكارسري» را متمایز می کند قالب معنایی و انسجام موضوعی آن است. شاعر همه شعرها را در یک قالب دستور زبانی مشخص سروده است. به گونه ای که در ابتدای همه شعرها این وضعیت دستوری تکرار شده است:

گاهی فراموش می کند... است

 

به دنبال این سؤال که در ذهن خواننده ایجاد می شود، شاعر به دنبال حسن تعلیلی شاعرانه می گردد که بگوید «چرا فراموش می کند... است» و پاسخی به آن داده می شود که با شبه جمله «آن قدر که ...» آغاز می شود. و این وضعیت در تمام مجموعه تکرار می شود. پس از آنکه انواع شکل های فراموشی بیان می شود، شاعر مجموعه را تمام می کند و می گوید:

 و ... گاهی فراموش می کنم که منم

آن قدر که تو ام

 

در واقع شاعر پایان مجموعه را باز نمی گذارد و با سرودن این قطعه پایانی، قطعات قبلی را به هم ارتباط می دهد. این قطعه پایانی که می تواند از یک سو معنایی عاشقانه و عرفانی را منعکس کرده و به نوعی بازگویی بیت معروف «مولانا» باشد که : «من با تو چنانم ای نگار ختنی/ که اندر غلطم که من تو ام یا تو منی» و از سوی دیگر معنایی روانشناختی و اعتراضی را متضمن باشد و سرنوشت تمام اجزاء پیشین را به هم پیوند زند به گونه ای که می توان گفت شعر بلند فراموشی ، سروده ی «حمیدرضا شکارسری» دارای یک نقش اول و کاراکتر اصلی است که خودش را در دیگری فراموش کرده است و از این منظر تمام کائنات و عناصر را آنگونه می بیند که در جریان یک حادثه یا عادت و یا چرخه رفتاری گیر کرده و خود را فراموش کرده اند.

 

شاید صفحه تقدیم کتاب که شاعر در آن کتابش را به «ما که فراموشکارانی حرفه ای هستیم» تقدیم کرده مؤید این معنا باشد که فراموشی از بطن شاعر سرچشمه گرفته و در همه جای هستی ریشه دوانده است. از این منظر اندیشه شاعر متأثر از مکتب فکری «ملاصدرا» و دیگر اندیشمندانی است که انسان را عالم اکبر و سرچشمه همه کائنات دانسته و جهان را با تعبیر عالم اصغر، کرانه ای تصور می کنند که وجود انسان در آن متجلی می گردد.

 

قسمت های مستقل و در عین حال وابسته و مشابه این مجموعه نیز در یک منظره کلی می تواند بیان گر جهان بینی شاعر باشد که عناصر گوناگون هستی را در عین تنوع و تفاوت، پاره هايی یک پارچه می داند که در نهایت کلیتی مستقل را رقم می زنند.»

 

فاطمه گیلانی نیز در نقد خود نسبت این کتاب آورده:

« شکل های فراموشی، مجموعه ای از سپیدهای کوتاه حمید رضا شکارسری ست. این شعر های روایی دارای فضاهای متفاوت و مستقلی هستند که بر اساس کشف موقعیتی پارادوسیکال و متضاد شکل گرفته اند اما در ساختاری یکسان که هر کدام از این شعر ها با عبارت (گاهی فراموش می کند ...) شروع  می شوند و شاعر در صدد بر آمده تا آنها را برجسته نماید و مجموعه ای از این موقعیت ها را شاید از آن جهت تحت عنوان شکل های فراموشی گرد آوردی کرده که مورد غفلت واقع شده اند . به عنوان نمونه شعر صفحه ی صد و ده ، پارادوکسي از تشنگی پر بودن قمقمه :

 

گاهی فراموش می کند قمقمه است ، آنقدر که از تشنگی پر است  ...

و نمونه ی دیگری که مثال خوبی ست بر این مدعا ،شعر صفحه ی صد چهل و چهار است که روایتی است از جنگ :

گاهی فراموش می کند ، مین است ، آنقدر که سربازان به سلامت به خانه بر گشته اند ...

در این شعر می بینیم که سر بازان به سلامت بر گشته اند زیرا مین بر خلاف واقع عمل کرده است . وهمچنین شعر صفحه ی صد و سی هشت نمونه ی دیگری ست که در آن شاهد پارادوکس هستیم :

گاهی فراموش می کند مترسک است ، آن قدر که بر دست هایش پرنده نشسته اند ...

مترسک این شعر با مترسک های دیگر فرق فاحش و چشم گیری دارد او پرنده ها را پر نمی دهد بلکه بر عکس آنها بر دست هایش نشسته اند .

 

علاوه بر پارادوکس در این مجموعه ، تلمیح نیز بسیار جلب توجه می کند . تلمیح در این مجموعه تنها به صرف اشاره ای به داستانی به کار نرفته اند بلکه شاعر آن را برای بیان حرفی تازه و خلق فضایی متناقض نما به خدمت گرفته است . این نوع به کارگیری تلمیح باعث می شود که شعر لایه ی دوم و شاید سومی پیدا کند . به عنوان نمونه در شعر صفحه نود و هفت مي خوانيم:

گاهی فراموش می کند عصا ست ، آنقدر که موریانه ها بر آن تکیه داده اند ...

 

شاعر با تلمیح به داستان حضرت سليمان و عصای وی که موریانه ها آن را می جوند و به دنبال آن همگان پی می برند او مرده است ، این بار یک فضای جدید و البته همانطور که پیش از این گفته شد موقعیتی پارادوکسیکال خلق می کند . طبق داستان حضرت سليمان ، موریانه ها می بایست عصا را جویده باشند اما در این شعر اتفاق دیگری می افتد و آن اینکه موریانه ها به آن تکیه می دهند .

 

آخرین نمونه از میان تلمیحات ، تلمیحی ست به ابیات آغازین مثنوی که تحت عنوان نی نامه آن را می شناسیم . شعر صفحه پنجاه و دو : گاهی فراموش می کند نیزار است، آنقدر که گوش هیچ کس بدهکار حکایت نیست ...

بشنو از نی چون حکایت می کند       از جدایی ها شکایت می کند

بر خلاف این بیت مولانا دیگر نیزار ( مجاز از نی ) فراموش کرده است حکایت هایش را آن قدر که گوش هیچ کس خریدار آن حکایت ها نیست . اما لایه دوم این شعر آن است که انسان شتاب زده ی معاصر از عرفان به دور است.»

 

کد خبر:701

 

 

 

 

 

 

 

 

منتشرشده در گزارش

همزمان با برگزاری جشنواره شعر ساریوو نمایندگانی از ایران نیز در این رویداد حضور خواهند داشت.

 به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، غلامرضا طریقی و حمیدرضا شکارسری به عنوان نمایندگان ایران در جشنواره شعر سارایوو شرکت خواهند کرد. این جشنواره ۲۶ تا ۳۰ مهر در تالار اصلی ساختمان وییجنیستا در سارایوو برگزار می‌شود.

بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان بنا به درخواست انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی، این دو شاعر برجسته کشور را برای حضور در این جشنواره معرفی کرده بود و در نهایت این شاعران با مساعدت‌های دفتر رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی، در این رویداد بین المللی شرکت خواهند کرد.

جشنواره بین المللی شعر سارایوو بیش از نیم قرن سابقه برگزاری  دارد.  این رویداد ادبی امسال، پنجاه و ششمین دوره خود را به همت انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی و با حضور شاعرانی از بوسنی، ایران، کراواسی، صربستان، اسلونی، سوئیس، چین و ترکیه برگزار خواهد کرد.

غلامرضا طریقی سراینده مجموعه‌هایی چون «شِلتاق» و «جهان غزلی عاشقانه است» و حمیدرضا شکارسری، خالق آثاری چون: «چراغانی بی‌دلیل»، «از تمام روشنایی‌ها» و «هفتاد و دو قطره اشک عاشورایی» در نشستی به دعوت دپارتمان ادبیات فارسی دانشگاه سارایوو شرکت کرده و به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.

 

کد خبر: 683

 

منتشرشده در گزارش

آیین رونمایی و معرفی مجموعه شعر سپید حمیدرضا شکارسری با ترجمه شیرین راد برگزار شد.

مجموعه «از قلب تهران به قلب استانبول» که به همت انتشارات شانی منتشر شده، مجموعه ای از اشعار حمیدرضا شکارسری است که به ترجمه شیرین راد از فارسی به ترکی استانبولی ترجمه شده است.

این مراسم با حضور حمیدرضا شکارسری، شیرین راد، دکتر شراره کامرانی، میراندا دیناس، مدیر موسسه یونس امره (مرکز فرهنگی ترکیه در ایران)، امید بیگدلی، محمد افندیده، محسن محمدی، فرشید ذوالفقاری، مهدی میامی و... با حضور اعضای کانون ادبی بهمن در فرهنگسرای بهمن برگزار شد.

 

 

مترجم اشعار حمیدرضا شکارسری در مجموعه شعر «از قلب تهران به قلب استانبول» در خصوص ترجمه و مترجمی آثار ادبی گفت: در ترجمه تنها دانستن زبان مقصد کافی نیست. زمانی که صحبت از ترجمه به میان می‌آید باید روی آن زبان دقیق شد و بر روی آن تمرکز کرد و این تنها با دیدن آثار آن کشور، دیدن فیلم و شنیدن اخبار و در کل آشنایی  کامل با فرهنگ آن کشور امکان پذیر است.

شیرین راد افزود: امروزه بسیاری از شاعرانی که در تبریز زندگی می‌کنند و زبان آذری دارند، تنها به دلیل اشتراکات زبان آذری و ترکی می‌توانند آثاری را به ترکی استانبولی ترجمه کنند. اما در واقع تفاوت های بسیاری بین اینگونه زبان ها و زبان اصلی است.

 

 

وی ادامه داد: من به شخصه در همه سالهای فعالیت خود در عرصه ترجمه همیشه به اصالت زبان و هویت آن وفادار بوده و هستم. این کتاب با همه داشتن این فاکتورها ، چون این کتاب از فارسی به ترکی استانبولی ترجمه شد و زبان فارسی در ترکیه طرفداران بی شماری دارد، سعی شده تا کمک خوبی برای شناساندن ادبیات معاصر ایران به این عزیزان باشد.

راد در پایان اشعاری از این کتاب را هم به زبان فارسی و هم به زبان ترکی استانبولی برای حضار قرائت کرد.

 

حمیدرضا شکارسری شاعر این کتاب در رابطه با روند ترجمه این کتاب نیز گفت: من از خانم راد و پیگیری های مداوشان متشکرم که ترجمه های گوناگون و ایرادگیری های سختگیرانه من به ترجمه ها را تحمل کردند. به شخصه شاهد مشورتهای گوناگون خانم راد با افراد ساکن در ترکیه و تلاش هایشان برای چاپ این کتاب بودم. اشعار این کتاب از آثار گوناگون منتشر شده من در کشور انتخاب شده که جرات می‌توانم بگویم که انتخاب این اشعار به هوشمندی فردی چون شیرین راد نیاز داشت.

 

در ادامه مراسم میراندا دیناس از دانش آموختگان زبان و ادبیات ترکیه و مترجم زبان و آثار ادبی ترکی که در مراسم حاضر بود نیز از ادبیات مدرن و شعر ترک صحبت کرد و گفت چیزی که امروز از ادبیات و داستان و شعر ترک می‌بینیم محصولی است که 100- 150 سال قدمت دارد وبر روی آن زحمت کشیده شده است. مخاطب ایرانی ادبیات ترک را بیشتر با ناظم حکمت و یاشار کمال می‌شناسد.

 

 

دکتر شراره کامرانی نیز در ادامه صحبت های خانم میرانداس به پژوهش های سالهای دور خود درخصوص یکصدسال ادبیات ترکیه و ایران بود نشان داد که تمام جریان های ادبی دو کشور کاملا تحت تاثیر جریان های سیاسی و اجتماعی بود و این جریانات سیاسی و اجتماعی با فراز و فرودهایی، بسیار به یکدیگر شبیه بوده است.

 

دیگر شاعران جمع نیز هرکدام به شعرخوانی پرداختند.

آیین رونمایی از مجموعه شعر «از قلب تهران به قلب اسانبول» با امضای کتاب به وسیله مولف و مترجم و همچنین گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید.

 

 

لازم به ذکر است که نشست های ادبی کانون ادبی بهمن چهارشنبه هر هفته از ساعت 17 به صورت مستمر و هفتگی در  فرهنگسرای بهمن برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 571

عکاس: علی اعتماد مقدم

 

 

 

 

منتشرشده در گزارش

 

 وقتی حرف‌های اضافه ی شاعر تظاهرات می کنند.

«تظاهرات حرف‌های اضافه» مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری است که به تازگی  توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و نخستین بار سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران ارایه شده است.

 

جهان بینی شاعر از روی جلد کتاب تا آخرین حرف از آخرین شعر همه جا مشغول خودنمایی است. مطابق دستور زبان فارسی «حرف اضافه یکی از پاره‌های سخن است که برای بیان رابطه‌ای یا برای ساختِ ساختارهای دستوری به‌کار می‌رود. حرف اضافه معنای مستقل ندارد و کاربرد آن در زبان فارسی گاهی در بنده برای نقش نماییِ کلمات پیش و پسِ خود است.» اما حروف اضافه در این مجموعه نه تنها معنای مستقل دارند، بلکه نقش اصلی و قهرمان درونی برخی از شعرها نیز هستند. به عنوان نمونه شعر زیر:

 

«با» دست «به» را گرفته بود و

پا بر زمین می کوبید

«تا» مشت هایش را در هوا تکان می داد

«جز» روی کول «از» نشسته بود و شعار می داد

«در» پلاکاردی را بلند کرده بود:

«معنای ما چه شد؟

مفهوم ما کجاست؟»

ناگهان «بر» گلوله خورد

سرش ترکید

و حرف های

همچنان بی معنا گریختند ...(ص11)

 

همانطور که خواندید «حرف های اضافه» نقشی فرادستوری در شعر گرفته اند و بخاطر معنای از دست رفته شان تظاهرات می کنند. در کنار این معنا، ترکیب «حرف اضافه» معنای کنایی دیگری دارد و آن حرف بی پایه و اساسی است که معمولا گوینده را به نگفتن آن دعوت می کنند و اصطلاحا می گویند : «حرف اضافه نزن!». تظاهرات نیز در کنار معنای اصلی خود، یعنی راهپیمایی دسته جمعی در اعتراض به یک پدیده اجتماعی ، معنای دیگری دارد و آن جمع سالم «تظاهر»‌به معنای خودنمایی است و با در نظر گرفتن معنای دوم میبینیم از یک اعتراض و از سوی دیگر دهن کجی به اعتراض در گستره ذهنی و زبانی این مجموعه وجود دارد. از این زاویه با شاعری تیزهوش سروکار داریم که با کارکردهای دوپهلوی کلمات آشناست و این رویکرد از روی جلد کتاب آغاز کرده است.

 

دیگر قهرمان های شعرهای این مجموعه اسامی اشاره هستند. چنانچه یک شمارش و بررسی آماری در میان کلمات این مجموعه قرار بگیرد، اسامی اشاره و به ویژه «این» اشاره به نزدیک بیشترین کارکرد را نسبت به واژگان دیگر در این مجموعه دارند. شکارسری با نگاه به دنیای پیرامون و جستجو در میان عناصر بی شمار آن یک باره یک عنصر را در مرکز توجه خود می یابد و با اشاره به آن نگرش شاعرانه خود را بیان می کند. به عنوان مثال:

 

این چشم مال دختر نابینای همسایه

  
 
این دستها مال برادر جانبازم

  
 
این پاها مال گدای قدیمی محل

  
 
حتی این جگر مال قناری ترسویم

  
 
این دل

  
 
اما این دل

  
 
حتی پس از مرگ

  
 
فقط مال توست

  
 
به هیچ کس اهدا نمیکنم ...(ص7)

 

در واقع شاعر یکایک موضوعات شعرش را از میان گزینه های بی شمار دیگر جداکرده و با حرف اشاره دور یا نزدیک، آنها را در کانون توجه قرار می دهد و چنین رویکردی در اکثر شعرهای مجموعه به چشم می خورد. به نمونه های پراکنده زیر و کاربرد اسامی اشاره در آنها توجه کنید:

 

این جاده به سمت پایان

یک طرفه است (ص9)

 

در اولین صفحه

این کیست؟

در دومین صفحه

این ها کیستند؟(ص18)

 

در این آسمان اگر پرنده ای پر نزند

با این همه آبی بیهوده چه کند؟ (ص 21)

 

بی تو این لاک پشت کهن سال

هر ثانیه را هفته ها می کشد (ص 27)

 

این کلاغ چرا باید از من بترسد(ص 37)

آن تکه ابر شبیه پرنده بود

یا آن پرنده شبیه تکه ابر؟ (ص 51)

 

از دیگر رویکردهای شکارسری در این مجموعه برانگیختن احساس اشمئزاز و حال به هم خوردگی در مخاطب با استفاده از تصاویر نامطلوب است که با آنها نگاه خواننده را به جزئیات جلب میکند. به عنوان مثال:

 

در انتهایی ترین

در گم ترین سیب درخت

آرزوی دندان کرم خورده ای

در دل کرم تنها شکفته بود (ص 23)

 

در ادامع این رویکرد با شعرهای بسیاری روبرو هستیم که واژگانی نظیر : فضله، کرم و سوسک در آنها به کار رفته است و شاعر با ارائه تمثیل های کوچک و ساده ای که هر روز بی هیچ توجهی از کنارشان می گذریم ، ما را از خطر پوسیدن و فرو ریختن دنیای پیرامون مان آگاه می کند. به بیان دیگر شکارسری شاعری ساده نویس است که با بیان ساده و دور از پیچیدگی های ذهنی و زبانی، مسائل عمیق زندگی و جامعه را مورد موشکافی و توجه قرار می دهد.

 

«تظاهرات حرف‌های اضافه» تولید مرکز آفرینش‌های ادبی است که در شمارگان 2500نسخه منتشر شده و در این کتاب 100 شعر در قالب سپید گرد هم آمده است که مضامین و موضوعات مختلفی چون اجتماعی، سیاسی، عاشقانه و مذهبی را شامل می‌شود.

  
 
حمیدرضا شکارسری در خصوص این مجموعه و اشعاری که در آن گردآوری کرده است، می گوید: «در چند سال اخیر بیشتر کتاب‌های شعری که چاپ کرده‌ام وحدت موضوعی یا شخصیتی داشتند ولی یک سری کار هم داشتم که شامل حال این نقاط مشترک نمی‌شد که آن ها را در این اثر گردآوری کرده‌ام.»

 

 در پایان شعری از این مجموعه می خوانیم:  
 
دستا بالا!
 اطاعت
 اصلا با این دست‌های خالی 
 مگر کاری جز دعا از ما بر می آید؟!

 

اصغر علی کرمی/ خرداد 96

 

 

منتشرشده در یادداشت هفته

 

از جهنم تهران تا برزخ مترو و سپس تا بهشت شهر آفتاب/كتاب  يكي دو ساعتي را بايد هر طور شده بگذراني. به ميله اي يا دستگيره اي آويزان شوي و كتابي را به دست بگيري و تا شعر دوم را شروع نكرده اي در ازدحام ايستگاه بعدي له شوي و شعر دوم را از نو... و ايستگاه بعدي. در ايستگاه آخر روي هم پنج شعر را نيز درست نخوانده اي... بيچاره شعر، بيچاره شاعر!

وقتي دوباره در آفتاب داغ اتوبان تهران– قم محشور مي شوي و ازدحام پاركينگ شهر كتاب را   مي بيني به ياد صحراي محشر مي افتي و پروردگار جهانيان را به خاطر كشش و فشار مترو سپاس مي گويي.

 

اول صف طويل طالبان بستني و ساندويچ فروشي ها و سپس صف طويل تر كتاب دوستان تنبل را مي بيني كه منتظر ماشين هاي هيبريدي و بي صدا و طبيعت دوست و آلوده نساز مانده اند تا به   سالن هاي نمايشگاه كتاب تحويل گردند. مسؤولين مربوطه تو را به پياده روي در سايه بان خنكي دعوت مي كنند كه تا سالن ها كش آمده اند اما تعداد دوست داران سلامتي به تعداد عاشقان كتاب از جمله تو كه براي وصال معشوق صبر از كف داده اند نمي رسد.

 

خوشبختانه تابلوهاي راهنما و هشداردهنده به تعداد كافي نصب شده و سواد اگر داشته باشي به راحتي به محل سالن هاي تو در توي نمايشگاه مي رسي. اگرچه كمي بعد وقتي به راهروهاي كم و بيش شلوغ اما خنك سالن ها مي رسي بيلبوردهاي راهنماي غرفه ها را آن قدر خط خورده و نامنظم مي يابي كه گيج مي شوي. فصل پنجم كنار آواي كلار نشسته و بوتيمار كنار سپيده باوران. چشمه كنار ققنوس جوشيده و هنر رسانه ي ارديبهشت كنار شهرستان ادب.

غرفه ها كوچك و بزرگ كنار هم نشسته اند. برخي در حال مگس پراني و برخي در حال پاروكردن پول حلال و كسب درآمد شيرين فرهنگي.

 

ناشران و كارمندان شان تقريبا بي كارند و فقط نظارت ميكنند. شاعران و نويسندگان در يك جشن امضاء ده روزه پشت گيشه ها ايستاده اند و همزمان كار فروشندگي و تبليغ و بحث ادبي و تاويل متن و توضيح اشعار و داستان ها را انجام مي دهند. در اين بين هر از گاهي افتخار گرفتن عكس را هم به عشاق و دوست داران خود مي دهند و مهربانانه عكس  سه تايي مي اندازند، نفر سوم كتاب است كه خندان جلوي دوربين مي ايستد. حالا فضاهاي مجازي پر مي شود از عكس هاي سلفي پر از خنده با كتابي بي تفاوت.

غرفه هاي تخصصي شعر و داستان از شلوغ ترين و پر رونق ترين غرفه های نمايشگاه اند. مجموعه شعرهاي نو و سنتي ظاهرا و به طور موقت اختلافات خود را كنار گذاشته اند، آتش بس داده اند و كنار هم بر ميز ناشران دراز كشيده اند. البته شعرهاي سنتي هواخواه بيشتري دارند و داستان و رمان از اين هر دو پرطرفدار ترند. راستي چطور وقتي اشعار كوتاه به بهانه ي كم حوصلگي مخاطبان و شتاب روزافزون زندگي مدرن روز به روز جا را براي اشعار بلند و منظومه وار تنگ مي كنند، رمان همچنان مي فروشد و خوب هم مي فروشد؟ چرا ناشران از چاپ و انتشار مجموعه هاي شعر گريزانند و ادبيات داستاني را ترجيح مي دهند؟

 

كتاب ها اساسا نسبت به سطح قيمت كالاها در كشور ارزان محسوب مي شوند اما با اين حال هميشه مي تواني غر و لند خريداران را بشنوي كه از گراني كتاب مي نالند. همان كه لحظاتي پيش يك ساندويچ فلافل را پنج هزارتومان خريده و به خندق بلا فرستاده حالا هنگام خريدن يك كتاب شعر پنجاه و هشت صفحه اي به همان قيمت دچار سوءهاضمه مي شود تازه نوشابه اش را هم حساب نكرده اي.

 

سالن ناشران عمومي پر رفت و آمد است اما سالن هاي ديگر چون سالن ناشران بين المللي خلوت و باكلاس مشغول رتق و فتق امور مراجعان شيك و خوش تيپ اند. سالن هاي كنفرانس كوچك و بزرگ، بي رونق و كساد مشغول برگزاري جلسات شعر و جلسات نقد و سخنراني هاي تخصصي سرد و بي شنونده اند. انگار فقط مي خواهند جلسه اي برگزار كرده باشند و بس. شنوندگان مي آيند و لحظاتي مي نشينند و حوصله شان را مي بازند و بي رودربايستي فلنگ را مي بندد.

 

با كيسه هاي پلاستيكي پر از شعر و فلسفه و نقد و نظريه ي ادبي هن و هن كنان سري هم به سالن ناشران كودك و نوجوان مي زني. قيامتي است. از ميزهاي گريم كودكان گرفته تا ميزهاي بازي هاي حقيقي و مجازي. از فروش اسباب بازي هاي فكري و جسمي گرفته تا بخش قرعه كشي هاي سرگرم كننده كه اشك و لبخند بچه ها را درمي آورد. كتاب هاي كودك و نوجوان غريب ترين و بي كار ترين اجسام اين سالن اند.

 

بي ترديد سالن هاي ناشران آموزشي خوشبخت ترين سالن هاي نمايشگاه هستند اما تو را چه به درس و مشق؟ تو مدت هاست درس و مشق را بوسيده اي و گذاشته اي كنار. هرچند امروزه بازار كلاس هاي دكترا و فوق دكترا از دبستان هاي پايين شهر هم شلوغ تر شده است و از هر دو سه شاعر و نويسنده حتما يكي دكتر است و حذف اين عنوان از اسم شان حساسيت زاست و مشكل آفرين.

 

در انتها هنگام بازگشت وقتي هزاران فرهنگ دوست و كتاب خوان را هنگام سوار شدن به مترو روي كول هم مي بيني و كتاب هاي خريداري شده را لاي ديوارهاي گوشتي و استخواني در حال خفگي مي يابي از آمدنت به نمايشگاه پشيمان مي شوي.

چند قطار را از دست مي دهي و باز هم تا حد شير و شكر در مسافران ديگر حل مي شوي و براي محافظت از كتاب هاي تازه ات خود را مچاله تر هم مي كني و در نهايت اين مار غول آسا تفاله ات را در ايستگاهي در جهنم تهران بالا مي آورد.

وتمام. كتاب جان خداحافظ تا سال بعد!

 

حمیدرضا شکارسری/ اردیبهشت 96

منتشرشده در یادداشت هفته

در نشست بررسی تازه ترین دفتر شعر حمید رضا شکارسری از وی به عنوان پیشگام شعر سپید کوتاه و سراینده اشعار عینیت گرا تجلیل شد.

نشست بررسی کتاب تظاهرات حرف‌های اضافه حمیدرضا شکارسری با حضور در غرفه انتشارات سوره مهر در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برگزار شد.

 

در ابتدای این نشست  اصغر علی کرمی، استاد دانشگاه در سخنرانی عنوان کرد گفت: به اعتقاد من حمیدرضا شکارسری پیشگام شعر سپید کوتاه است. ساده‌گویی و کوتاه‌سرایی دو عنصر تعیین‌کننده در شعرهای حمیدرضا شکارسری هستند.

 

وی افزود: البته شعر کوتاه از همان زمان قدیم وجود داشته و خاستگاه بشر اولیه بوده است و در میان تمام ملت‌های جهان شعر کوتاه به عنوان شعری با ویژگی مردمی و سادگی وجود داشته است.

 

کرمی افزود: ما با جهانی مواجهیم که پیام‌ها به سمت کوتاه و کوتاه شدن حرکت می‌کنند و همین میل بشر به سمت کوتاه‌گویی و مینی‌مالیستی شدن باعث شده تا شاعران هم به تبعیت از مردمی که در کنارشان در حال زیست هستند به سمت اشعار کوتاه و ساده بروند.

 

این استاد دانشگاه اضافه کرد: معمولاً اشعار شکارسری عینی است و او هر آنچه را که می‌بیند و مشاهده می‌کند در قالب شعر می‌آورد.

 

در ادامه این نشست شراره کامرانی، شاعر و منتقد شعر گفت: یکی از ساخت‌هایی که شکارسری در غالب اشعارش استفاده می‌کند ساخت تمثیلی است و وجه دیگر شعر شکارسری روزمرگی است. روزمرگی یکی از ویژگی‌هایی دنیای مدرن کنونی است که در اشعار شاعران هم وجود دارد. ما در جهانی هستیم که مردم کمتر به سراغ موضوعات و مفاهیم عمیق فلسفی می‌روند و برای همین مردم به عشق‌های سطحی روی می‌آورند و حمیدرضا شکارسری هم به صورت آگاهانه به این سمت رفته و همان‌طور که مشاهده می‌کنیم چهار کتاب اخیر او درباره مسائل عشقی است.

 

 

وی افزود: از مسائل دیگری که در شعر شکارسری نمود و بروز دارد مسئله تلیم در برابر واقعیت‌های شعری است. واقعیت‌هایی همچون ترافیک، روزمرگی ادارات، شلوغی مترو و... در شعر شکارسری وجود دارد. او به عنوان کسی که در کلان‌شهر تهران زندگی می‌کند در شعرهایش بیان‌کننده این مسائل است بدون اینکه بخواهد به نقد و انتقاد این مسائل بپردازد. البته من خرده‌ای به دوستان شاعرم در بیان این‌گونه مسائل ندارم چراکه باور دارم هنر هر جامعه‌ای به سمتی می‌رود که مردم آن جامعه خواستار آن هستند.

 

در ادامه این نشست ابراهیم اسماعیل‌اراضی گفت: در میان دوره‌های شعری فارسی، دوره سبک هندی شعر به شدت به مردم جامعه نزدیک می‌شود و به همان نسبت شعر شاعران به سمت روزمرگی و بیان سطحی مسائل نزدیک می‌شود و این به خاطر فرهنگ آن دوره و فضایی است که شاعران آن روزگار در آن به سر می‌بردند و اگر امروز می‌بینیم که شعرهای سپید کوتاه در میان شاعران جوان رایج می‌شود به خاطر فرهنگ و فضای حاکم بر جامعه‌ای است که باعث سادگی و عدم پیچیدگی شعر شاعران شده است.

 

کد خبر: 478

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

اولین نشست کانون ادبی بهمن امروز برگزار می‌شود.

اولین نشست ادبی کانون ادبی بهمن در سال 96 امروز به یاد افشین یدالهی برگزار خواهد شد. این نشست با اجرا و دبیری حمیدرضا شکارسری و با حضور شاعران و اعضای کانون بهمن برگزار و به نقد و بررسی اشعارشان پرداخته خواهد شد.

علاقمندان می‌توانند برای حضور در این نشست از ساعت 17 الی 19 به آدرس تهران، انتهای اتوبان نواب، میدان بهمن، فرهنگسرای بهمن، سالن مبارک مراجعه کنند.

لازم به ذکر است که ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 418

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از3

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد