انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

سعید بیابانکی می‌گوید: طنز نیاز جامعه است، به ‌طوری ‌که معیاری در جهت تشخیص حال خوب یا بد جامعه محسوب می‌شود.

 

این شاعر و طنزپرداز در حاشیه مراسم پایانی دومین  جشنواره ملی طنز دانشجویی «تلخند» در زنجان اظهار کرد: بسیاری از معضلات و مشکلات را می‌توان با زبان طنز بیان کرد. طنز گونه‌ای از فریضه امر به معروف و نهی از منکر با زبان شیرین و دلنشین است.

 

او در ادامه متذکر شد: طنز زمانی به اوج خود می‌رسد که تضادها در جامعه به اوج خود برسد، به‌طور مثال شخصی از دانشگاه با معدل و نمره بالا فارغ‌التحصیل می‌شود اما در جامعه بی‌کار است ولی در مقابل شخصی بدون داشتن مدرک تحصیلی و تخصص خاصی مدیر یک مجموعه می‌شود و این اوج طنز به‌شمار می‌آید.

 

بیابانکی همچنین گفت: زیاد نوشتن و زیاد مطالعه کردن اصل مهم در موفقیت محسوب می‌شود؛ چراکه فعالیت در حوزه ادبیات طنز بسیار سخت‌تر از بخش جدی است و به تمرین و تلاش نیاز دارد.

 

این شاعر و طنزپرداز در پایان اظهار کرد: آثار ارائه‌شده در دومین جشنواره ملی طنز دانشجویی «تلخند» بسیار خوب بود و در بخش شعر طنز از سوی دانشجویان شرکت‌کننده آثار قابل توجهی ارسال شده بود.

 

کد خبر: 897

منتشرشده در گزارش

سعید بیابانکی با بیان این‌که اقبال مردم به شعر خیلی زیاد شده است می‌گوید: گوشی‌های تلفن همراه باعث شده مردم بیشتر شعر بخوانند.

 

این شاعر در یکی از برنامه‌های جانبی در نمایشگاه کتاب ایلام اظهار کرد: دهه اخیر فصل استیلای جهان مجازی است. این‌که شعر به لحاظ کیفی رشد کرده بحث دیگری است، اما اقبال مردم به شعر بیشتر شده و این ماجرای دیگری است. امروز در هر تلفن همراهی می‌شود یکی دو شعر پیدا کرد. پیش از این شعر یا در کتاب بود یا در مطبوعات و همین باعث شده ریز و درشت و بد و خوب در هم آمیخته شود و این‌که چه کسی باید تمیز دهد هم ماجرای دیگری است.

 

او همچنین گفت: شاعران طنز پرداز کار بسیار سخت و دشواری دارند و چه بسا ما داریم روزنامه‌هایی که با یک شعر یا کاریکاتور از ادامه فعالیت محروم شده‌اند و این نشان‌دهنده ظرافت و حساسیت بالای این حوزه است.

 

بیابانکی با تاکید بر این‌که طنز، موثر و در عین تاثیرگذاری خطرناک است، اضافه کرد: از آن‌جاکه سروکار طنزپرداز با خط قرمز است، اساسا شوخی کردن با این‌ها همیشه مخاطب‌پسند بوده و ربطی هم به دوره ما ندارد.

 

این شاعر و طنزپرداز با اشاره به این‌که چهار حوزه یا دستمایه در طنز وجود دارد که مخاطب‌پسند است و همیشه درباره آن‌ها، حتی در قرن چهار هجری شعر گفته شده است، بیان کرد: حوزه اخلاقیات، اقوام، اعتقادات و سیاست از اصلی‌ترین چیزهایی است که شاعران با آن‌ها شوخی می‌کنند. این‌که شاعر چقدر در این حوزه‌ها شعر بگوید که توهین نباشد و عامه‌پسند هم باشد به تجربه و تسلط به کلام وی بستگی دارد. البته معیار و الگوی ما شاعران طنزپرداز باید حافظ و مولانا و سعدی باشد.

 

 

او با تاکید بر این‌که شاعر آزاد است درباره این موضوعات شعر بگوید اما وقتی بحث انتشار آن‌ها باشد، باید چارچوب‌های قانونی را رعایت کند، اضافه کرد: برخی از واژه‌ سانسور برای نشر شعرها استفاده می‌کنند که اعتقاد دارم واژه خشنی است و مناسب فضای شعر نیست. باید بگوییم شعرها باید تحلیل محتوا شوند  و حداقل‌ها را باید رعایت کنیم.

 

 

بیابانکی گفت: شعر طنز باید جوری باشد که در هر جایی بتوان آن را ارائه کرد یا به عبارتی بلاغت داشته باشد. شعر سفر می‌کند و جاهایی می‌رود که نباید برود، پس باید جوری شعر گفت و نوشت که اگر رهبر انقلاب هم شعر ما را خواند به شعر ما علاقه‌مند شود و این سختی کار شاعران طنز را نشان می‌دهد.

 

 

این شاعر و طنزپرداز با تاکید بر این‌که به نظرم دهه اخیر به لحاظ ادبی یک جورهایی دهه طنز است، بیان کرد: ما همه چیز را آزمودیم. بعد از انقلاب طنز آخرین قله‌ای بود که توسط شاعران کشور فتح شد. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که با هر چیز تلخ و شیرین شوخی می‌کنیم و این یک فرصت است. این اتفاق نشان‌دهنده ظرافت زبان و فرهنگ ماست. استقبال از شعر طنز نشان‌دهنده وجود خلا در این زمینه است و لازم است شاعران بزرگ بیایند و در این زمینه بیشتر کار کنند .

 

کد خبر: 821

 

منتشرشده در گزارش

 

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در این گفتگو به سراغ سعید بیابانکی مولف مجموعه های سکته ملیح، نامه های کوفی، یلدا، جامه دران و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

سعید بیابانکی در گفتگو با خبرنگار تارنا در خصوص تعریف شعر آیینی گفت: شعر آیینی اصطلاحی است که در چند سال گذشته وارد ادبیات ما شده و اساسا به شعری گفته می‌شود که در مدح یا منقبت اهل بیت سروده شود که به آن شعر مذهبی و شعر دینی هم گفته می‌شود.

 

وی درخصوص ویژگی های شعر آیینی نیز گفت: این شعر باید ما را با معارف اهل بیت آشنا کند. اگر شعری ظواهر کسی را توصیف کرد، شامل شعر آیینی نمی شود. چرا که فضیلتی برای معصومین نیست و متاسفانه شعر آیینی امروز به سمت توصیف های تغزلی رفته است.

بیابانکی ادامه داد: شعر آیینی باید به سمت معرفت رود. صرف توصیف ظاهری که مخصوص معشوق در غزل فارسی است، در این شعر جایی ندارد.

 

این شاعر در پاسخ به این پرسش که شعر آیینی قالب مخصوص به خودش را دارد یا خیر گفت: شعر آیینی قالب خاصی ندارد و حتی می‌تواند در قالب شعر محاوره بگنجد. اما چون ما در فضایی معنوی مواجه هستیم، هرچقدر ظرف و مضمون به هم نزدیکتر باشد، پذیرش آن از سوی مخاطب راحت تر است. به نظر من هرچقدر شعر در این حوزه، کلاسیک تر باشد، مقبول تر است.  اما توصیف شعر آیینی با زبان مردم کوچه بازار به نظر من کمی بی سلیقگی است.

 

سعید بیابانکی در رابطه با ریتمیک کردن شعر آیینی معتقد است که گذاشتن ملودی درست روی شعر آیینی هیچ ایرادی ندارد. برخی از ملودی های وابسته به موسیقی اصیل ایرانی خوب است. اما ترانه ای که برای یک موسیقی شاد نگاشته می‌شود با شعر آیینی بسیار متفاوت است. گذاشتن شعر آیینی بر روی یک ملودی مثلا پاپ ناموزون و حتی زشت است و باید با آن مقابله شود.

 

کد خبر: 697

منتشرشده در گزارش

کتاب‌های «پاپ‌نامه» و «مبانی ترانه‌سرایی» نوشته سعید کریمی در شانزدهمین محفل شعر و ادب «سرو چمان» معرفی می‌شوند.

شانزدهمین نشست ماهانه «سرو چمان» با اجرای سعید بیابانکی و علیرضا لبش و با حضور طنزپردازانی چون کامران رسول‌زاده، حسین غیاثی، سعید کریمی، احمد امیر خلیلی در فرهنگسرای سرو برگزار می‌شود.

در این محفل علاوه بر معرفی دو کتاب «پاپ نامه» و «مبانی ترانه‌سرایی»، آواها، ترانه‌ها و چنگ محلی بلوچی توسط استاد حسین نظری معرفی و اجرا می‌شود.

علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند دوشنبه دوم اسفندماه ۹۵، ساعت ۱۷ به فرهنگسرای سرو واقع در خیابان ولی‌عصرعصر (عج)، ضلع شمالی پارک ساعی، کوی ساعی یکم مراجعه کنند.

 

کد خبر: 335

 
منتشرشده در گزارش

 

نخستین کنگره بین‌المللی و علمی محتشم کاشانی در محورهای کاشان، محتشم، زندگی و اندیشه او، هنرهای آیینی و... اسفند ماه امسال در کاشان برگزار خواهد شد.

 

این کنگره با همکاری برخی از اعضای نهادهای علمی کشور از جمله فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، روسای دانشگاه های تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، سمنان، کاشان و همدان شکل گرفته است و تعداد زیادی از شاعران نام آشنای کشور در این کنگره حضور دارند و به شعرخوانی می‌پردازند.

سعید بیابانکی شاعر، منتقد و معلم روزگار ما یکی از شاعرانی است که در این کنگره ملی حضور خواهد داشت. به همین منظور وی یادداشتی جامع در خصوص محتشم کاشانی و ترکیب بند معروفش را در اختیار تارنا قرار داده است:

 

عاشورا و محرم را در ایران نمی توان بدون دوازده بند محتشم کاشانی تصور کرد. انگار این شاهکار ادبیات عاشورایی به نوعی با محرم و عاشورا گره خورده است . من نمی دانم پیش از محتشم ،عاشورا در ایران چه رنگ و بویی داشته است . درباره دوازده بند زیاد نوشته اند و گفته اند. بسیاری آن را ستوده اند و خیلی عظیمی از شاعران از آن استقبال کرده اند حتی بسیار از نظر زبانی قدرتمند تر و از نظر تعداد ابیات هم گسترده تر و وسیع تر ولی هیچکدام به توفیق و شهرت محتشم نرسیده اند.

دوازده بند محتشم کاشانی آن قدر مشهور است که حتی باعث شده بسیاری از غزل ها و قصاید این شاعر اصلا به چشم نیایند. در صورتی که غزل ها و قصاید محتشم به گواه دیوان ارجمند او بسیار زببا و خواندنی اند و سرشار از دقایق شاعرانه.

 

 

یکی از عواملی که باعث شده این اثر ماندگار بسیار استقبال شود شرایط تاریخی است. سروده های پیش از محتشم در عرصه ادبیات عاشورایی از نقطه نظر زبانی به گونه ای هستند که فهم و درک آن برای مخاطب عام دشوار است که اتفاقا مخاطب این نوع شعربیشتر طیفی هستند که باید به آن ها مخاطب عام گفت. مخاطبانی که در دهه اول محرم در مجالس و تکایا برای عزاداری حاضر می شوند دنبال شعری هستند که عواطف آن ها در لحظه تحریک کند وطبیعتا قصاید و شعرهای دشوار شاعران پیش از محتشم مناسب چنین مجالسی نیست .

محتشم در دوازده بند با بهره گیری حداکثری از صنایع ادبی اتفاقا از نظر زبانی بسیار روان و ساده سخن گفته است به جز چند بیت که شاید برای مخاطب عام پیچیده باشد بقیه ابیات این اثر ادبی ساده و روانند.و این هوشمندی او را می رساند که اتفاقا پی به فقدان استفاده چنین زبانی در شعر عاشورایی برده است. و دیگر حمایت حکومت وقت که امکانات انتشار و شنیده شدن این اثر را در اختیار داشته و تمام آن را در اختیار این اثر گذاشته است و سوم استقبال عمومی مردم و علاقمندان از این اثر و انگار سه ضلع مثلث قدرت شعر،حمایت رسانه ای و استقبال عمومی دوازده بند محتشم را به جاودانگی رسانده است . در خصوص اثر مذهبی حتما ضلع دیگری هم لازم است و آن تایید صاحبان اصلی اثراست . واقعا تا شعری مهر قبول معصومین را دریافت نکند بر سینه تاریخ نخواهد نشست .هر شعری که فاقد حتی یکی از شرایط ذکر شده باشد بعید است در حوزه شعر مذهبی به مرزهای مانگاری نزدیک شود.چه بسیار شعرها و شاعرانی بوده اند که بسیار از سمت حکومت ها و رسانه ها حمایت و تبلیغ شده اند و به قول صاحب چهار مقاله با خداوندگار خود بمرده اند.

سعید بیابانکی/ اسفند 95

 

لازم به ذکر است که این کنگره بین المللی 13، 14 و 15 اسفندماه با حضور شاعران، اساتید دانشگاه های کشور، مقامات مسئول و علاقمندان به شعر و ادبیات در شهر کاشان برگزار خواهد شد. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و اطلاع از دیگر برنامه های این کنگره سه روزه به کانال تلگرام https://t.me/mohtashamkashani95  مراجعه نمایند.

 

خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.

 

کد خبر: 326

 

منتشرشده در گزارش

 

پانزدهمین برنامه «سرو چمان» با ادای احترام به شهدای آتش‌نشان حادثه ساختمان پلاسکو در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای سرو؛ پانزدهمین نشست ماهانه «سرو چمان» با اجرای سعید بیابانکی و علیرضا لبش روز گذشته 4 بهمن ماه در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

علیرضا بهرامی شاعر، منتقد و خبرنگار نخستین کسی بود که برای شعرخوانی دعوت شد. او که دبیر فرهنگی ایسناست و در این خبرگزاری مسئول پوشش فاجعه آتش‌سوزی پلاسکو بود درباره این اتفاق گفت: یک جامعه ای که دچار شده با این ضربه روحی چه باید کرد؟ بهترین کار برای این تسکین استفاده از شعر، موسیقی و ابعاد دیگر هنری برای تسکین است.

وی افزود: موفق‌ترین نویسنده‌های دنیا یا جنگی را تجربه کردند یا خبرنگار بودند چرا که این فضا این امکان را ایجاد می‌کند تا تجربه نزدیکی از موقعیت‌های مختلف داشته باشد حسی که از ساختمان پلاسکو در هنرمندان ایجاد شد که بخشی از آن منجر به خلق اشعاری شد که این روزها دست به دست میشه بخشی از اثرش را در سالهای آینده در آثار شاعران خواهیم دید.

بهرامی در ادامه شعری را خواند که مبنای آن اتفاقات میدان تقسیم ترکیه بود:

تو را در غار‌هاي عهد دقيانوس گم كردم
تو را در كوچه‌هاي سرد و بي‌فانوس گم كردم
تو را در بي‌كسي برده‌ها در گوشه‌ي بازار                  
تو را در خوابگاه شاه بي‌قاموس گم كردم
تو را در دستگاه ظلم و بدفرماني فرعون                   
تو را در كاخ‌هاي فر كيكاووس گم كردم
تو را در بازگشت پرغرور لشگر پيروز                   
تو را در دخمه‌ي جنگاور محبوس گم كردم
تو را در پيشگويي‌هاي مشكوك منجم‌ها                     
تو را در بخت بد، در طالع منحوس گم كردم
تو را در مكتب سقراط، در ديوان افلاطون                   
تو را در محضر استاد جالينوس گم كردم
تو را در سمفوني بتهون، صوت مؤذن‌ها                    
تو را در خانقاه و معبد و ناقوس گم كردم
تو را در آيه‌هاي دلنشين هرچه پيغمبر                       
تو را در واژه‌هاي سرد و نامانوس گم كردم
تو را در شام آخر، آخرين ديدار در غربت                   
تو را در اولين تب، اولين كابوس گم كردم
تو را در شب، تو را در روز و در هر گوشه‌ي تاريخ        
تو را در اولين آدم پس از فردوس گم كردم
تو را در دانه‌هاي برف، در همياليا، تبت                     
تو را در لايه‌هاي عمق اقيانوس گم كردم
تو را در امتداد كوچ دلفين‌هاي ناآرام                          
تو را در باتلاق تنگ اختاپوس گم كردم
تو را در خيزش گنجشك‌ها در عصر پاييزي                  
تو را در انقلاب رنگي طاووس گم كردم
تو را بعد از هزاران سال رؤياهاي روحاني                   
تو را در سرنوشت تيره‌ي ملموس گم كردم
تو را در منتهاي آرزو، خواب و خيال و وهم                 
 تو را در زندگي، در مرگ نامحسوس گم كردم

 

شعر خوانی دکتر مینا آقازاده هم بخش دوم این مراسم بود. او هم شعری برای واقعه پلاسکو خواند:

الو….

۱۲5؟

آقا ببخشید !

آتشِ این درد

با آبِ چند چشم ، خاموش می شود؟

 

چرا کسی این شعله ها را

سرِ جایش نمی نِشانَد!

چرا پس هنوز

زبانه می کشد

شراره های آتش از سینه ها؟!

الو…الو…

چرا کسی آبی

روی آتش دلهایمان نمی ریزد؟!

 چرا با داغِ هر خاطره باز

فوران می کند…!؟

این آتشفشان

چرا خاموش نمی شود…؟!

 بمان…

بگذار ابرهای حادثه بگذرند !

بارانیِ صبوری ام را

نپوشیده ام هنوز…

 

مهدی استاد احمد، روزنامه‌نگار، سردبیر رادیو و طنزپرداز دیگر شاعری بود که برای شعرخوانی پشت سن رفت. او هم شعر طنزی درباره اتفاقات اخیر و تکذیب اخبار خواند:

هر اتفاق افتد، تکذیب می‌توان کرد

ماقبل هر پیامد، تکذیب می‌توان کرد

از شش خبر سه تا را گفتند کذب محض است

هر حرف هر کسی زد، تکذیب می‌توان کرد

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود

از هر طرف شوی رد، تکذیب می‌توان کرد

گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآید

دیدم برام شد بد، تکذیب می‌توان کرد

در کوچه وقت بازی، از شانس بد اگر خورد

توپت به شیشه‌ای عد، تکذیب می‌توان کرد

بی وقفه و پیاپی، پشت سر هم و هی

مانند بوق ممتد، تکذیب می‌توان کرد

وقتی از استنادات، همراه احتمالات

10 جلد شد مجلد، تکذیب می‌توان کرد

برچسب می‌توان زد، اخطار می‌توان داد

او غصه‌ای ندارد، تکذیب می‌توان کرد

 

در بخش بعدی برنامه، کتاب «تسکین» سروده سید رسول پیره که شامل 46 شعر سپید است و توسط نشر چشمه منتشر شده، معرفی شد و پیره بخشی از کتابش را برای مخاطبان خواند:

بالاخره

آمبولانس بهشت زهرا

که غمگین ترین ماشین خیابان است

پایش به کوچه ما هم بازشد

و سوره تکویر با صوت عبدالباسط

ضبط صوت کوچک را از قیامت ترساند

دانشمندی نوشته است

هیچ محبتی از بین نمی رود

تنها از شکلی به شکل دیگر تغییر شکل می‌دهد

شاید این گلدان بنفشه پشت پنجره

دلتنگی های یک روز مادرم باشد

شاید آن اذان دور

نفس پاک صاحبدلی همین نزدیک…

و شاید همه چشم هایی که برایت گریسته اند

شاخه های درختی باشند

که از بهار بیرون مانده…

چقدر بی حسی موضعی خوبی دارد

این انگشت های فاتحه بر سنگ قبر

این گوشی که هر وقت پرستار بگذارد به گوشش

صدایی از قلب تو را می شنود

 

فرامرز راد آخرین شاعری بود که به شعرخوانی پرداخت. او یکی از غزلهای معروف خود را خواند.

خدا در آینه دید آنچه را نباید دید

و بعد رو به خودش كرد و از خودش ترسید

خدا به سجده درآمد دوباره زانو زد

نه! او دوباره علم شد و از خودش پرسید:

نه زاده می‌شود از من نه آن كه زاده شدم

چگونه آینه من را درون خود زائید؟

همین كه گفت خودش را به شكل مشتی زد

شكست و روی خودش پا‌به‌پای خون رقصید؛

هزار آینه شد تار و كور و خودبین شد

دگر ندید خودش را و هیچ‌كس را دید؛

كه روح مرده او ضرب در قفس می‌شد

كه آن نتیجه دوری مساوی تبعید

گمان نكرد (یقینش) به شك كه مشكوك است

(وجود من) كه یقین شك شده‌ست بی‌تردید

نبود و بود خدا حال او به آینده

(نبود) می‌آمد از گذشته‌های بعید

سپس تمام خودش را به آینه چسباند

به پازلی كه خودش شد ترك ترك چسبید

ولی دوباره خودم شد كسی كه قهقهه‌اش

به عكس هق‌هق آیینه بیشتر خندید

 

در بخش پایانی برنامه پایگاه خبری تارنا نخستین پایگاه خبری تخصصی شعر و ترانه ایران توسط مرجان شیخ حسنی سردبیر این سایت معرفی شد.  او درباره این سایت گفت: «تارنا از تاریخ اول آبان ماه 94 با نسخه آزمایشی شروع به فعالیت کرد و امروز با ارایه نسخه اصلی و به عنوان نهادی مستقل با امکاناتی چون دسترسی به مهمترین اخبار شعر و ترانه، گزارش و گفتگو با افراد متخصص در این زمینه، فروش ترانه، اطلاع رسانی در خصوص جلسات کارگاهی شعر، دانلود صوتی و تصویری شعرخوانی شاعران، بخش های آموزشی ترانه سرایی وزن و عروض، معرفی و نقد و بررسی تازه ترین کتب منتشر شده در زمینه شعر و ترانه به همراه دیگر بخش ها آماده خدمت و حمایت از شاعران و علاقمندان به شعر و ترانه است.»

 

تک نوازی تنبور توسط استاد حیدر کاکی و پخش کلیپی از جانفشانی آتشنشانها در حادثه پلاسکو از دیگر بخش‌های پانزدهمین نشست «سرو چمان» بود.

لازم به ذکر است که جلسات ماهانه فرهنگسرای سرو دوشنبه های اول هر ماه در فرهنگسرای سرو واقع در خیابان ولیعصر ساعی یکم برگزار می‌شود و ورود برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 261

منتشرشده در گزارش
سه شنبه, 05 بهمن 1395 ساعت 20:32

-بم دیگری-

متن دکلمه

 

 

شب آمد شب ماتم دیگری

سراغ من آمد غم دیگری



تلنبار شد در دل تنگ من

غم دیگری ماتم دیگری



میندازم ای موج چون صخره ها

به دامان نامحرم دیگری



بزن سیلی آبداری به من

بزن سیلی محکم دیگری



مرا زیرو رو کردی و ساختی

از آوار هایم بم دیگری



لگد کوب غم کن مرا و بساز

ز من چشمه زمزم دیگری



من از عالم دیگری آمدم

بنا می کنم عالم دیگری

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

 

این شاعر در نشست «نگرش خاص به جهان بیرون و درون در شعر انقلاب» که در حوزه هنری استان ایلام برگزار شد، اظهار کرد: سبک شعری انقلاب متأسفانه دیر مورد توجه قرار گرفت. همه‌ علاقه‌مندان به این وادی شاعری کرده‌اند اما کسی به دنبال تئوریزه کردن شعر و ادبیات انقلاب نبود و جای این مهم خالی بود.

 

او با انتقاد از کسانی که در وجود شعر و ادبیات انقلاب تشکیک می‌کنند، گفت: ادبیات و شعر انقلاب از غنای خاصی برخوردار است اما چون این موضوع تئوریزه نشده برخی به‌راحتی این موضوع را نفی می‌کنند.

 

شاعر «رد پایی بر برف» ادامه داد: انقلاب اسلامی همه نگرش‌ها را تغییر داد و شیوه شعر گفتن، شعر ساختن و آواز خواندن را هم دگرگون کرد. محمدرضا سنگری پیشینه شعر انقلاب را ۱۳۴۲ می‌داند. اگر از آنجا شروع کنیم بسیاری از شعرهای شاملو و فروغ را هم باید مربوط به این دوره بدانیم که به نظر من این‌گونه نیست.

 

بیابانکی گفت: من به یک تقسیم‌بندی بر اساس سینمای فریدون جیرانی معتقدم و می‌گویم شعر انقلاب به دینی، روشنفکری، انقلابی و بدنه (عامه‌پسند) تقسیم می‌شود و شاعران هم به فرهنگ‌ساز، سبک‌ساز،  مکتب‌ساز و شاعران صاحب‌ذوق تقسیم می‌شوند که به ترتیبی که گفته شد هر چه پایین‌تر بیاییم تعداد شاعران کمتر می‌شود؛ یعنی شاعران فرهنگ‌ساز در کشور ما همان پنج قله بیشتر نیستند؛ فردوسی، مولانا، حافظ، سعدی و نظامی، که با تسامح می‌توان خیام و صائب را هم اضافه کرد.

 

او افزود: شاعران مکتب‌ساز کسانی هستند که خودآگاهانه سبکی را تعریف می‌کنند و تصمیم می‌گیرند به یک شیوه شعر بگویند اما شاعران سبک‌ساز ناخودآگاهانه کار می‌کنند و چند شاعر بدون اینکه همدیگر را بشناسند شعر می‌گویند و بعداً این سبک توسط دیگران کشف می‌شود.

 

مؤلف «نامه‌های کوفی» گفت: نخستین کسی که درباره شعر انقلاب مطلب نوشت سیدحسن حسینی بود که در کتاب «جنگ سوره» امام، شهدا و انقلاب را سه مؤلفه‌ شعر انقلاب نامید. وی معتقد بود این‌ها مفاهیم جهانی و تجربه‌نشده است. شاملو در آخر عمر در مصاحبه‌ای گفت: شاعران در شعرشان عشقی را تبلیغ می‌کنند که در راه آن عشق می‌شود از جان گذشت؛ اما کجا این کار انجام‌شده است؟ در انقلاب این موضوعات قابل‌ مشاهده است و این ایثار و عشق به‌صورت عینی در انقلاب و جنگ دیده شد.

 

بیابانکی با بیان اینکه جنگ یک مضمون‌ساز بزرگ بعد از انقلاب بوده است و شعر، این واکنش لحظه‌ای به‌خوبی توانسته جای خود را در ادبیات ما باز کند و شعر و ادبیات دفاع مقدس تمام نخواهد شد گفت: محورهای شعر انقلاب، دفاع مقدس، انقلاب، آزادی، عدالت، پایداری و مقاومت است. برخلاف سنگری معتقدم شعر آیینی ربطی به انقلاب ندارد و بعد از انقلاب بخش مرثیه‌ای آن پررنگ‌تر شده است.

 

وی ادامه داد: اشعار یا توصیف‌گرا هستند یا تبیین‌گر که اشعار توصیف‌گر را نمی‌توان شعر انقلابی دانست و نباید با چسباندن غیرکارشناسانه هر شعری به انقلاب سعی در فربه‌ کردن آن کنیم. شعر «خط خون» و «در سایه‌سار نخل ولایت» از این‌گونه‌اند.

 

بیابانکی گفت: علی معلم جزو شاعران فرهنگ‌ساز است که میرشکاک وی را بزرگ‌ترین شاعر بعد از بیدل می‌داند و حکیم است.

 

صاحب مجموعه شعر طنز «هی شعر تر انگیزد» تصریح کرد: شعر طنز بعد از انقلاب با قبل از آن متفاوت است. شعر طنز قبل از انقلاب فکاهی بود اما امروز از طنزی سخن می‌گوییم که حافظ بدان شهرت دارد تا جایی که میرشکاک حافظ را بزرگ‌ترین طنزپرداز ایران می‌داند و از عبید جلوتر است چون کارکرد حداکثری دارد و در حوزه زبان مؤثر افتاده است.

 

بیابانکی همچنین اظهار کرد: ادبیات سنایی را هم حذف کرده و امروزه نمی‌توان به چند لایک دل‌ خوش کرد. به قول نیما، آنکه غربال در دست دارد از عقب تاریخ می‌آید و آنان که باید بمانند می‌مانند. به‌عنوان‌ مثال مهدی سهیلی آدم ادیبی بود که گنج غزل او مجموعه ارزشمندی است. در زمانی که رسانه در اختیارش بود شناخته شده بود ولی رسانه را گرفتند و او جایش را پیدا کرده است.

 

او علی معلم، یوسفعلی میرشکاک، موسوی گرمارودی، طاهره صفار زاده، محمدرضا عبدالملکیان، قیصر امین‌پور، مشفق کاشانی، حمید سبزواری، سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی، قادر طهماسبی، محمدکاظم کاظمی، احمد عزیزی، نصرالله مردانی، پرویز بیگی و حسین اسرافیلی را شاعران اثرگذار شعر انقلاب دانست و گفت: علی معلم، میرشکاک و حسینی فرهنگ‌ساز هستند.

 

بیابانکی، احمد عزیزی را در حوزه زبان و علی معلم را در حوزه اندیشه متمایز دانست و گفت: متعادل‌ترین شاعر را در شعر پس از انقلاب قیصر امین پور می‌دانم چون شعرش در قالب و مضمون تکثر دارد.

 

وی تصریح کرد: بنده معتقدم شعر انقلاب نه سبک است و نه مکتب و هر شاعری جمع ذوقی شاعران پیش از خود است و وضعیت ما امروز خیلی بهتر از وضعیت شاعری است که در قرن چهارم شعر گفته است چون قبل از آنان کسی شعر نگفته است، از نیمه دوم قرن سوم هجری که سبک خراسانی آغاز شده تا اواخر قرن پنجم شعر فارسی پیشینه‌ای ندارد و کار شاعران آن دوره سخت بوده است؛ کسی نه به مکتب و نه به سبک فکر کرده بلکه شعر یک سلوک فردی بوده است.

 

بیابانکی با بیان اینکه مؤلفه‌هایی که امروز از آن سخن می‌گوییم ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال بعد توسط دیگران بر پایه‌ مشابهت‌ها تعریف شده است، بیان کرد: دوره سبک خراسانی دوره‌ای است که زبان فارسی در اوج فخامت به سر می‌برد و فهم و درک شعر به نسبت انسان‌های آن دوره راحت است و بخشی از شعر پند و اندرز و برخی هم قصاید ستایشی مبالغه‌آمیز در وصف سلاطین است.

 

سراینده مجموعه «چقدر پنجره» ادامه داد: به نظر من هر سبکی وقتی تغییر می‌کند از دو حالت خارج نیست یا در تکمیل و ادامه سبک قبلی یا در اعتراض به آن است یا در اثر یک رفرم، اتفاق و انقلاب سیاسی است. وقتی ما وارد سبک عراقی می‌شویم که ۳۰۰ سال ادامه داشت می‌بینیم کسان بزرگی از دل این سبک درآمدند و در واقع نتیجه‌ پیدا شدن کاراکتری مانند معشوق است که بیشتر در قالب تغزل خود را نشان می‌دهد چون جداشده از قصیده است. نظامی، خاقانی، مولانا و عطار در این سبک سرآمدند و در ضمن غزل آن‌ها با وجود داشتن مشابهت‌ها متفاوت است.

 

او در وصف سبک هندی گفت: این سبک مولود اعتراض به سبک پیشین است و مؤلفه‌های آن کاملاً تغییر می‌کند.

 

این شاعر اظهار کرد: شاعرانی که در سبک‌های مختلف شروع‌کننده هستند موفق نمی‌شوند؛ به‌عنوان‌ مثال حافظ عصاره‌ هشت قرن قبل از خودش است.

 

او افزود: سبک هندی با روش اسلوب معادله هم‌نشین است و حضور اشیاء و طبیعت در این سبک بارز است و مشاغل مختلف از بزاز و قصاب گرفته شعر می‌گویند.

 

وی با بیان اینکه شاعران دوره بازگشت شاعران تک‌شعر هستند و اتفاق ادبی این دوره، برخی پیشنهادهای وزنی برای شعر است و مکتب وقوع که به‌واسطه مشخصه‌هایش مشهور است، مورد توجه قرار گرفته است، تصریح کرد: در سبک مشروطه، چون کشور با یک رفرم مواجه شد ادبیات خاصی دارد اما هیچ‌گاه به آن نه سبک گفته‌ایم و نه مکتب، معمولاً به آن جریان یا دوره می‌گوییم. اما در دوره بعد، نیما نگاه شاعران را عوض و شعر را عینی کرد.

 

این نشست پنجمین نشست تخصصی بررسی سبک و مکتب ادبی انقلاب در حوزه هنری ایلام بود.

 

کد خبر: 230

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

چهاردهمین محفل شعر طنز «سرو چمان» با حضور شاعران و طنزپردازان و رونمایی از پنج مجموعه طنز که اخیرا منتشر شده است، در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

 

محفل شعر «سرو چمان» پنجم دی‌ماه با حضور شاعران و طنزپردازان سعید بیابانکی، علیرضا لبش، اسماعیل امینی، صابر قدیمی، مجید سعدآبادی، مصطفی مشایخی، فرامرز ریحان‌صفت و تعدادی دیگر از شاعران طنزپرداز و علاقه‌مندان به این حوزه برگزار شد.

پس از صحبت‌های مقدماتی و خیر مقدم سعید بیابانکی و علیرضا لبش که اجرای این محفل را نیز برعهده داشتند، صابر قدیمی پشت تریبون رفت و یک شعر طنز و یک غزل برای حاضران خواند.

سپس بیابانکی یادداشتی از محمدرضا ستوده را که درباره سریال «معمای شاه» به چاپ رسیده، برای حاضران خواند.

 

 

اسماعیل امینی به عنوان دومین مهمان این محفل ادبی به چاپ پنج مجموعه شعری اشاره کرد که اخیرا توسط نشر قدیانی منتشر شده و افزود: انتشارات قدیانی مشهور به کتاب کودک و نوجوان است. اما مدتی است که در حوزه داستان هم کار کرده و تصمیم گرفته در زمینه طنز هم کتاب‌هایی را به چاپ برساند. این مجموعه اشعار چند ویژگی مهم را در نظر دارد. به همین سبب آن را «طنز جدی» نام گذاشتیم. در این چند مجموعه به موضوعات دم دستی  توجه نشده و به لحاظ ادبی و به لحاظ اندیشه خیلی جدی است.

 

وی با اعلام نارضایتی از همکاری با این انتشارات به دلیل توجه نکردن به غلط‌های املایی و همچنین پرداخت نکردن حق الزحمه شاعران، در بیان ویژگی‌های طنز ادامه داد: طنز در مسخره‌بازی با کلمات حاصل نمی‌شود، طنز آنجا حاصل می‌شود که نگاه نافذ طنزپرداز برای آن جدیتی که مدنظر است به کار برده شود. نگاه نافذ به اتفاقاتی است که می‌افتد.

 

امینی با اشاره به سبک شعری مجموعه تازه خود «بوستان بی درخت» گفت: این کتاب به شیوه بوستان سعدی، روایتی و در بحر متقارب سروده شده است و به قولی نقیضه‌ای بر بوستان سعدی است.

 

در ادامه، بیابانکی مجموعه شعر «گورستان گل‌ها» (گزیده اشعار لطیف هلمت) را معرفی کرد و چند شعری از آن خواند.  لبش نیز طبق رسم همیشگی این محفل ادبی تولدها و وفات شاعران و بزرگان ادبی را که در دی‌ماه رخ داده است در لابه‌لای این نشست ادبی اعلام کرد.

 

مصطفی مشایخی به عنوان شاعر بعدی این محفل و شاعر مجموعه شعر «جنتلمن چینی» یکی از شعرهای خود از این مجموعه را خواند.

 

نسیم عرب‌امیری شاعر مجموعه شعر «نامه به دزد» نیز علاوه برخواندن شعری از این مجموعه، از دیگر مجموعه شعر اخیر خود «کجایی که یادت بخیر» هم شعر خواند.

 

 

فرامرز ریحان‌صفت نیز از مجموعه شعر «پنج به اضافه یک مساوی با سه» شعرخوانی کرد.

 

سیداکبر میرجعفری با مجموعه شعر «بازار سیاه گیسو» و سعیده موسوی‌زاده شاعر طنزپرداز مشهدی با مجموعه شعر «شعرهای پاشنه‌بلند» شعرخوانی کردند. این شاعر همچنین شعری با لهجه مشهدی برای حاضران خواند.

 

بخش دیگری از این محفل شعر به اجرای موسیقی طنز از سوی مهدی فرج‌اللهی اختصاص داشت. او کاری از سعید طلایی با عنوان «از کوچه‌های طلایی» و شعری از عمران صلاحی را اجرا کرد.

 

عبدالله مقدمی با مجموعه شعر «گاز مجاز» و خواندن شعری از این مجموعه و امین آذری نیز با خواندن یک غزل در این برنامه حضور داشتند.

 

در پایان نیز تاریخ پانزدهمین محفل «سرو چمان» روز دوشنبه ۴ بهمن‌ماه اعلام شد. علاقمندان می‌توانند جهت حضور در این محفل به فرهنگسرای سرو واقع در خیابان ولیعصر تهران مراجعه نمایند.

 

کد خبر:191

 

 

منتشرشده در گزارش

 

جلسه اول نقد شعر اردوی شهرستان ادب با حضور سعید بیابانکی و حمید شکارسری در سالن همایش مجتمع آدینه برگزار شد.

میلاد حبیبی اولین شاعری که بود که برای خوانش شعر خود پشت تریبون رفت. وی غزلی با مطلع ( ناقابل است پای غمت جان گذاشتن/ این شمع را مقابل طوفان گذاشتن) خواند.

در ادامه بیابانکی با بیان اینکه حبیبی با توجه به مدت کمی که شعر گفتن را شروع کرده با قدرت گام برمی دارد، اظهار داشت: اما من با غزل های این چنینی مشکل دارم چون به نظرم نه زبان و نه فضای تازه ای دارد و هر بیتش روایت مستقلی دارد. باید بعد از خواندن هر شعر از خود بپرسیم، چه چیزی از این شعر در ذهن من ته نشین کرد.

وی افزود: برای مثال در بیت (مجنون اگر حوالی لیلی است خانه ات/ دیوانگی است سر به بیابان گذاشتن) کشفی نمی بینیم. هم چنین در بیت (خوشبخت آن کسی که مرامش شبیه رود/ از خود گذشتن است و فراوان گذاشتن) اصطلاح فراوان گذاشتن معنادار نیست و حتما چیزی را باید باقی بگذارد.

شاعر کتاب «یلدا» تصریح کرد: متاسفانه غزل قالبی است که در شعر نسل جوان سایه انداخته  و غزلی که شاعران می گویند، هیچ ارتباطی با دنیای امروز ندارد علی رغم اینکه از آن لذت می بریم. دلیل این لذت بردن ها سیطره چند صدساله شعر حافظ و سعدی و.. بر ادبیات است.

وی خاطرنشان کرد: شعری که آقای حبیبی خواند شعر امروز نیست با اینکه شاعرش شاعر امروز است و همه فضاسازی هایش پیشانیمایی است.  به عبارت دیگر این گونه غزل های برای شروع و تفنن و تمرین خوب است

بیابانکی با ارائه پیشنهادی به شاعران جوان خاطرنشان کرد: بیش تر شاعران جوان غزلزده اند. بنابراین باید قالب شکنی کنند و در قالب های دیگر توانایی خود را بیازمایند. مثلا به شعر نیمایی رجوع کنند که به ندرت در آن حرف تکراری گفته می شود چراکه قالب نو فضای نو ایجاد می کند.

شکارسری نیز دیگر منتقدی بود که به نقد شعر میلاد حبیبی پرداخت. وی گفت: به دلیل رهایی از تکرارگویی ها بود که در دو دهه گذشته تجربه هایی می بینیم که فضای غزل را به لحاظ اهمیت بیت در غزل و ... بررسی می کند و قالب هایی چون فراغزل و غزل نیمایی را ایجاد کرد. هرچند نتایج درخشانی نداشت اما پیشنهادهای خوبی ارائه و فقدان درونمایه را جبران کردند.

شکارسری درخصوص شعر میلاد حبیبی تصریح کرد: اینکه درون مایه غزل آقای حبیبی چه بود را نمی توان مشخص کرد. این غزل ژانری نداشت. به نظر من غزل های دهه هفتاد را بخوانید چون وحدت درونمایه را به ما می آموزد و شاعر هایی مثل سعیدمیرزایی تجربه های خوبی در این رابطه دارند.

این استاد ادبیات خاطرنشان کرد: بعضی بیت های غزل دارای معنای کامل نبود. مثلا بیتِ (در دل نشانده ایم کسی را که دلبر است/ چون دزد را به خانه نگهبان گذاشتن) در لایه اول خوب است اما از این بیت تعبیرهای دیگری چون عرفانی و... نمی توان دریافت کرد..

سیدجواد میرصفی نیز شاعر بعدی بود که غزلی عاشورایی با این مطلع قرائت کرد: (ساقی و ساغر ومینا و خم و باده حسین/ مصحف و ذکر و دعا سبحه و سجاده حسین).

بیابانکی با اشاره به شعر میرصفی اظهار کرد: این شعر فرمی نسبتا ابتکاری داشت با یک ردیف و تعویض قافیه. از نظرآوایی نیز در جاهایی قافیه های غیرملفوظ است هم قافیه شده اند. طبیعتا کسره با هاء هم آوا نیست و درباره غلط یا درست  بودنش نظری نمی دهیم بلکه نکته مهم این است که اینگونه قافیه ها بار موسیقایی را منتقل نمی کند.

شکارسری نیز در ادامه گفت: بعضی موقع مخاطب تحت تاثیرموضوع شعر قرار می گیرد. یعنی موقعیت به لحاظ روانی شما را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث لذت می شود. و با تغییر فضا آن لذت سابق به خواننده دست نمی دهد. در شعر آقای میرصفی هم چنین اتفاقی افتاده بود و بعضی ابیات عملا تکرار مضمون بود و بعضی ها هم اتفاق تازه ای نداشت. یادمان باشد که اینها مصداق شعر هیاتی اند و مخاطب بدون اینکه مخاطب جدی ادبیات باشد می خواهد صرفا تحت تاثیر عاطفی قرار گیرد.این گونه شعرها در هیات کاربرد دارد و از  فکر، صورخیال و فرم و بداعت خالی است.

بیابانکی نیز ادامه داد: عدم وجود فضا باعث شده این شعر خلق و کشفی نداشته باشد. در این شعر حتی اگر چند بند هم به آن اضافه شود، اتفاقی نمی افتد.

شهریار شفیعی نیز سومین شاعری بود که شعر سپید خود با درونمایه دفاع مقدس را این گونه شروع کرد: (سیم خاطره ها که اتصالی پیدا کند/ فرش هم می تواند صندلی برفی باشد/ شوکی که توی سرت می افتد/می آید/ می آید/ می رسد به انگشتت/ همانی که روزی ماشه را اشاره می کرد)

بیابانکی با اشاره به اینکه شعر کاملا دارای فضا بود و در ذهن من شنونده رسوب می کند، گفت: البته آن جا که می گوید از نظر زبانی اشکال دارد و عبارت (ماشه را اشاره می کرد) باید تغییر کند.

شکارسری نیز درخصوص شعر شفیعی افزود: نیما در شعر به دیدن تکیه می کند چنانکه انگار پیش از او شاعران نمی دیدند. در شعر سنتی ما مضامین پیشین را می بینیم و از آن کشف ها مضامین تازه خلق می کنیم. از سوی دیگر جذابیت آوایی در متن شعر باید توجه شود و موسیقی به وسیله خیال نهفته در شعر تامین شود.

(تو صبح روشنی و من شبی که خاموشم/ مبارک است که آخر شدی هم آغوشم) مطلع غزلی عاشقانه ای بود که معین اصغری آن را قرائت کرد.

 

 

بیابانکی پس از خوانش این شعر گفت: در شعر آقای اصغری مطلع توقع ما را بالا برد تا با شعر خوبی مواجه باشم. قالب غزل سنتی ما بیت مدار است و هرچه به سمت شعر امروز می رویم. فضای واحدی شکل می گیرد.  در شعرهایی از این دست که اگر قافیه و حوصله اجازه دهد، پایان بندی اش دست شاعر است چون ساختاری ندارد  و براساس تداعی آزاد می توانند ادامه داشته باشد.

شکارسری نیز گفت: در یکی از ابیات کارکرد خوبی از کلمه (گذشت) استفاده کرده است. این صنایع راه های نجات غزل اند و آخرین تیرهای ترکش شاعر هستند تا غنای شعر را بیفزاید.

حمید روشنایی غزلی با موضوع مادر با این مطلع خواند: (بعد؛ از تو می پرسم باز دوستم داری. هم چنان که میخندی زیر لب بگو آری)

بیابانکی با بیان اینکه این غزل می توانست یکدست باشد اما نشده است، گفت:فروغ فرخزاد شعری از زبان مادر دارد. باید آن را خواند تا فهمید چه چیزهایی را می توان وارد شعر با موضوع مادر کرد. اگر شاعر در این غزل جزیی نگرتر بود، موفق تر عمل می کرد چراکه حرف های عاطفی کلی قوت شعر را گرفته است.

شکارسری در ادامه خاطرنشان کرد: تیپ سازی مشخصه سنت است چون بیان ها کلی است و به همین دلیل معشوق ها تا سال ها در ادبیات یکسانند. در شعرها اگر از تیپ ها فاصله بگیریم اتفاق شاعرانه رخ می دهد. این شاعر از تکنیک هایی استفاده کرده که مخاطب را درگیر متن می کند کاری که فرمالیست ها می کنند و بعضی از بیت ها دقت بیش تری می خواهد.

آخرین شاعری که شعرش مورد نقد و بررسی قرار گرفت، رحمت غلامی بود. وی غزلی با این مطلع خواند: (شرشر باران و مقصد بی نشان و تاکسی/ کم شدی توی خودت توی زمان و تاکسی).

بیابانکی خاطرنشان کرد: به دلیل عدم تجانس فضا و قالب در این شعر با نوعی شعر کاریکاتوری روبرو هستیم و اگر در قالب های دیگر سروده می شد، موفق تر بود. در واقع معیار زیبایی شناسی شعر سنتی توازرن و تقارن است. به همین دلیل غزل برای انعکاس درست جهان درهم امروزی شانس را کم می کند در واقع شاعر می خواهد موضوعی کاملا روزمره و پیش افتاده را با زبانی منظم بیان کند و همین تناقض باعث  اذیت خواننده می شود.

شکارسری با بیان اینکه شاعر مشروطه فکر می کرد اگر دایره لغاتش را نو کند، شعر نو می شود، گفت: کسانی که می خواهند در روزگار ما غزل بگویند باید بپذیرند این قالب و فضا امکان انعکاس دنیای امروز را کم می کند. فضا یک فضای از هم گسیخته می شود و عملا در آخر کار قالب شکنی می کند.

 

کد خبر: 150

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد