انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

محمود معتقدی، شاعر و منتقد ادبی، معتقد است صحبت‌های شاملو درباره سهراب افراطی بود و بعدها نیز خود شاملو به همین موضوع پی برد و به همین دلیل نظرش را تغییر داد. به اعتقاد من شاملو در شرایط سیاسی آن روزها و در روزگاری که «ابراهیم در آتش» و «شکفتن در مه»‌ را چاپ کرده بود، نمی‌توانست با شاعری مثل سهراب هم نظر باشد و همین موارد باعث شده بود تا او آن دیدگاه‌ها را نسبت به سهراب داشته باشد اما وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد شاملو هم به این نتیجه رسید که درباره حرف‌های گذشته تجدید نظر کند.

 

سهراب سپهری از آن دست افرادی بود که هزار سال هم بگذرد باز عده‌ای معتقدند که چرا این شاعر خشونت‌های دهه چهل را ندیده و خودش را از جمع جدا کرده است؛ اما کیست که بداند او شاعر زیبایی‌هاست و گویا قصد کرده بود تا از پنجره‌های زیادی عبور کند و پشت آن پنجره‌ای قرار گیرد که دنیا برای او اینگونه معنی می‌شود. به مناسبت 15 مهرماه زادروز این شاعر و نقاش معاصر به سراغ محمود معتقدی رفتیم و گپ‌وگفتی را با وی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

 

 

سهراب شاعر دهه 30، 40 و 50 است. یعنی دوران اوج شعر سیاسی اما او دوست ندارد که از خون و خشونت صحبت کند. چطور چنین شاعری در میان شاعران نامدار سیاسی سر بیرون می‌آورد و مطرح می‌شود؟

توجه به سهراب، به تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه برمی‌گردد که از انقلاب شروع می‌شود و به دهه‌های اخیر می‌رسد. شعرهای سهراب جنبه‌های زبانی و عرفانی دارد که در روزگاری طرفدار نداشته است؛ چراکه همان‌طور که شما گفتید، قبل از انقلاب بحث‌های روز مسائل سیاسی بود و طبیعی است که در چنین شرایطی شعرهای سهراب دیده نشود. از طرفی می‌بینیم که حتی برخی به شعرهای سهراب واکنش نشان می‌دهند و شخصی مثل شاملو خطاب به او می‌گوید که «سر آدم‌های بی‌گناهی را لب جوب می‌برند و من دو قدم پایین‌تر بایستم و توصیه کنم که: «آب را گل نکنید!» تصورم این بود که یکی‌مان از مرحله پرت بودیم.» همین جمله شاملو نشان می‌دهد که شرایط پیش از انقلاب متفاوت بوده است و به اعتقاد من او قبل از انقلاب نتوانست مخاطب زیادی جذب کند.

 

 

پس شما معتقدید که سهراب بعد از انقلاب مطرح شد؟

بله! معتقدم که سهراب بعد از انقلاب مطرح شد. البته قبل از انقلاب هم نام او به زبان می‌آمد؛ چراکه اکثر کتاب‌های مهم او قبل از انقلاب چاپ شده است؛ اما دیده شدن ربطی به زمان چاپ آثار ندارد و به نظرم من سهراب بعد از انقلاب تازه توانست مخاطب جذب کند.

 

 

سهراب تقریبا از محافل مهم دور بود و در جمع‌ها کمتر شرکت می‌کرد. آیا او از روبه‌رو شدن با انتقادها هراس داشت؟

سهراب فردی منزوی بود و بیشتر سرش به نقاشی و کارهای شخصی گرم بود و در عکس‌ها می‌بینیم که در محافل بوده اما نه در محافل ادبی و بیشتر در گالری‌ها حضور داشته است. شاید حرف شما درست بوده باشد و شاید هم او به این جمع‌ها و به این حواشی توجهی نداشته است.

 

 

با توجه به چنین شرایطی چه ویژگی در قلم سهراب نهفته است که باعث جذب مخاطب می‌شود؟

جامعه در دهه 60 در فضای آزمون و خطا قرار داشت و جنگ و موضوعات انقلاب همه چیز را تحت‌الشعاع خودش قرار داده بود و یک فضای ایدئولوژیکی حاکم شده بود که کسی سراغ ادبیات غیرسیاسی نمی‌رفت؛ اما از دهه هفتاد به بعد جامعه از جنگ و انقلاب فاصله می‌گیرد و در آن زمان کسانی که از این اندیشه‌ها فاصله می‌گیرند به سمت شعرهایی شبیه به شعر سهراب می‌آیند و یک جور آرامش و رهایی که در اندیشه‌های سهراب بود در آن دوره دیده می‌شود. از طرفی به دلیل آنکه شعرهای سهراب پر از تصویرهای آئینی و عرفانی است، رفته‌رفته رسانه‌ها به نام او توجه می‌کنند و شعرهای او در کتاب مدارس، مجلات، رادیو و تلویزیون می‌آید و همه این موارد دلایل خوبی است تا او مخاطب خودش را پیدا کند.

 

 

 

 

آیا شخصی مانند محمود معتقدی هم توانست با سهراب ارتباط برقرار کند؟

خود من هم تا قبل از دهه هفتاد چندان به سهراب سپهری فکر نمی‌کردم و راستش علاقه‌ای هم نداشتم؛ چراکه معتقد بود سهراب شاعری است که دور از اجتماع خشمگین ماست اما به تدریج به این نتیجه رسیدم که داوری‌های انجام شده درباره او اشتباه بوده است و او هم در شعرهایش پیام‌های خاص خودش را منتقل می‌کرده و از دریچه دیگری به مسائل نگاه می‌کند. به نظرم جامعه امروز به دلیل دور شدن از فضاهای ایدئولوژیک به او روی خوش نشان داد و من نیز از این قاعده مستثنی نبودم.

 

 

چرا شاملو نظرش را نسبت به سهراب برگرداند؟ آیا او هم متوجه اشتباهش شد؟

به نظرم صحبت‌های شاملو درباره سهراب افراطی بود و بعدها نیز خود شاملو به همین موضوع پی برد و به همین دلیل نظرش را تغییر داد. به اعتقاد من شاملو در شرایط سیاسی آن روزها و در روزگاری که «ابراهیم در آتش» و «شکفتن در مه»‌ را چاپ کرده بود، نمی‌توانست با شاعری مثل سهراب هم نظر باشد و همین موارد باعث شده بود تا او آن دیدگاه‌ها را نسبت به سهراب داشته باشد؛ چراکه در آن خفقان هیچ جایگاهی را برای شعرهای لطیف سهراب قائل نبوده است. اما وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد شاملو هم به این نتیجه رسید که درباره حرف‌های گذشته تجدید نظر کند.

 

شاید اگر امروز عده‌ای بنشینند و سهراب و شعرش را بررسی کنند نتوانند شعرهای او را با برخی از هم‌نسلانش مقایسه کنند. حتی فرد تاثیرگذاری مانند محمدرضا شفیعی‌کدکنی در کتاب «موسیقی شعر» خیلی شفاف درباره سهراب نظر می‌دهد و معتقد است که او کار سختی انجام نداده است و از یک فرمول برای شعر سرودن استفاده کرده؛ با این تفاسیر چرا مترجمان آنقدر برای ترجمه آثار او اقبال نشان دادند و کتاب‌های او به بیشتر زبان‌ها ترجمه شد؟

این هم به همان تحولات اجتماعی، فرهنگ و سیاسی جامعه برمی‌گردد؛ چراکه می‌بینیم با تغییر رویه‌ها، نگاه به شاعران نیز تغییر می‌کند. ما باید توجه داشته باشیم که اگر نگاه ما جهانی است، زبان فارسی یک بن‌بست محسوب می‌شود؛ چراکه مخاطب آن خیلی محدود است اما می‌بینیم که در همین بن‌بست کتاب‌های صادق هدایت، گلشیری، دولت‌آبادی و شعر شاعران امروز نیز رفته رفته توسط کسانی که به آن طرف رفته‌اند ترجمه می‌شود و سهراب نیز از این قاعده مستثنی نیست. شاید عده‌ای بگویند که به دلیل ساده بودن زبان شعرهای سهراب از او استقبال شده است؛ اما با یک بررسی ساده متوجه می‌شویم که بیشتر شعرهای سهراب توسط حافظان فرهنگی  ترجمه شده است که از این خاک به آن طرف آب‌ها رفته‌اند. در کل این روزها استقبال برای ترجمه آثار ایرانی نسبت به ترجمه آثار عربی، چینی، کردی و ترکی خیلی کم‌تر است و ما باید برای ترجمه بیشتر آثار تلاش کنیم.

 

 

 آیا نسل امروز مانند نسل‌های پیش از خود توانسته با سهراب ارتباط برقرار کند؟

من امسال داور جایزه شاملو بودم و دیدم که از 170 کتابی که به دست ما رسید، تنها 20 درصد آثار توانستند به مرحله نهایی برسند و حداقل شرایط لازم را داشته باشند. 40 درصد آثار در میانه بودند و 40 درصد مابقی حتی شرایط اولیه را هم نداشتند. خروجی جریان شعر ما با همه افت و خیزهایی که دارد، کم است و بیشتر کتاب‌ها نیز با هزینه خود شاعران منتشر می‌شود. این‌ها را گفتم تا بگویم که کتاب شعر امروز چندان در توجه نیست و کتاب سهراب هم جزو همین کتاب‌های شعر محسوب می‌شود. در شرایط فعلی باید توجه داشته باشیم که شاید فروش کتاب‌های سهراب کم شده باشد اما نقل او در فضای مجازی بسیار است و ما این را با یک رصد ساده مشاهده می‌کنیم.

 

کد خبر: 1001

منبع: ایبنا

 

منتشرشده در گزارش

صادق رشیدی در نشستی با موضوع «سهراب سپهری و تأثیر متقابل نقاشی و شعر» گفت: آثار سهراب سپهری همگانی و عام است.

 

دکتر رشیدی استاد دانشگاه در ابتدای سخنرانی خود در پنجمین شب از سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» که در باشگاه اندیشه برگزار شد اظهار کرد: در مورد سهراب سپهری سخن بسیار گفته‌اند و در مورد اشعار و نقاشی‌های این نقاش شاعر و شاعر نقاش تحلیل‌های مختلفی در قالب پژوهش‌های مختلف به انجام رسیده است. در این جستار نگاهی کم و بیش انتقادی‌، به فضای اشعار سپهری و نقاشی‌های او خواهیم داشت.

 

او افزود: سهراب شاعری است که سرخوشی‌های شاعرانه‌اش را با محوریت فردگرایی و تنهایی و همچنین طبعیت‌گرایی بازنمایی کرده است. ایجاز، سادگی و بی‌تکلفی زبان در اشعارش، او را به عنوان یک شاعر شهرگریز و طبعیت‌گرا معرفی می‌کند. او شاعر معاصر است و شعر او متعلق به دوران معاصر. او به واقع یک شاعر است و شعر سروده است چرا که در قیاس با اشعار امروزین نسل جدید، که می‌توان گفت شعر را در لحظه اکنون می‌سرایند، او با زبان ادب شعر سروده است و به همین دلیل در میان سادگی‌های شاعرانه او، مرز بین زبان ادب و زبان معیار مشخص است. سپهری بر خلاف تصور دیگران، نمادگرا نیست، مفاهیم و واژه‌ها برای سپهری جایگاهی واقعی و گاه از لحاظ معنایی، موقعیتی سیال دارند. تکرار عناصر طبیعی مانند آب در اشعار سپهری اگرچه ممکن است معانی فرهنگی و گاه نمادین داشته باشد، لیکن این نمادین بودن مفاهیم آشنا و خودی، برای مخاطب ایرانی، به خوانش توانش فرهنگی او وابسته است که آب را پیوسته نمادی از پاکی و غیره می پندارد.

رشیدی شاخصه‌های شعرها و نقاشی‌های سهراب سپهری را در قالب چند مفهوم کلی تقسیم‌بندی کرد:

 

طبیعت‌گرایی:

طبیعت‌گرایی در نقاشی‌های سهراب و اشعار او، به معنای ناتورالیسم که یک مکتب ادبی مشخص و در رقابت با تفکر پوزیتیویسم دوران خودش شکل گرفت، نیست. طبعیت‌گرایی در آثار هنری سپهری، با مفهوم طبیعت‌گرایی نقاشان مکتب باربیزون همخوانی دارد. نقاشانی که به طور ضمنی  و آشکار گرایشات رمانتیک در مواجهه با مظاهر طبیعت داشته‌اند اما زمینه‌های خلق آثار واقع‌گرا را ایجاد کردند. طبیعت‌گرایی سپهری ناشی از شهرگریزی این شاعر نقاش است. شهرگریزی سهراب پیوسته در لابه‌لای اشعارش با نگاهی نقادانه به سازوکارهای شهرنشینی و مدنیت مدرن پیداست و به همین دلیل ضمن نگاهی کم و بیش نقادانه به فضای شهری و مدنیت، او دائم درصدد بیان نوعی فردیت‌گرایی بی سر و صدا در دل طبیعت است و این مسئله موجب می‌شود که ساختارهای دوگانه‌ای مانند تقابل شهر/روستا در آثار او شکل بگیرد و شاید بتوان گفت تقابل بنیادین فرهنگ/طبیعت را می‌توان در آثار شاعرانه سپهری ملاحظه کرد.

 

نوستالژی رمانتیک:

بسیاری بر آنند که سهراب گرایشات عرفانی داشته است و لذا آثار او اعم از نقاشی و شعر، تداعی‌کننده گفتمان عرفان شرقی است. واقعیت این است که این خوانش‌های عرفانی از سهراب صرفاً خوانشی است که ریشه در ناخودآگاه جمعی مخاطب خودی (ایرانی) دارد. نمی‌توان با استناد به برخی از اشعاری که در آنها به مفاهیم اشراق و عرفان اشاره دارد سهراب را یک شاعر عارف دانست. اون منزوی است و این انزوای فردی و گریز از سازوکارهای محیط شهر، او را به یک هنرمند تنها و سرخوش مبدل می‌کند. این برداشت از مفهوم عرفان شرقی، یک ادعای کلی است که بر اساس آن می‌توان هر هنرمند و شاعری را عارف‌مسلک دانست. بنابراین، به نظر می‌رسد او گرایشات رمانتیکی دارد که موجب می‌شود مفهوم نوستالژی فردی و جمعی در آثارش زمینه خوانش عرفانی را فراهم سازد. در واقع این نوستالژی رومانتیک است که موجب خوانشی شبه‌عرفانی از آثار او می‌شود. کما اینکه نقاشی‌های سهراب مدرن هستند و در عین حال واقع‌گرا و گاهی تداعی‌گر فضای نقاشان فرانسوی قرن نوزدهم. سپهری به سبک و سیاق سنت ایرانی نقاشی خلق نکرده است چنانکه به سبک و سیاق سنت ادبی ایرانی، شعر نسروده است. شیوه نگاه او به نقاشی، شیوه او در شعر سرودن است.

 

اضطراب‌گریزی:

سادگی آثار سهراب، او را شاعری اضطراب‌گریز معرفی می‌کند. اضطراب محصول شناخت و سازوکارهای برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که به موجب آن ما را درگیر نگاهی انتقادی به گفتمان‌های اجتماعی و سیاسی می‌کند. گریز از هرگونه کنش اجتماعی که بتواند سهراب را به عنوان یک کنشگر فعال زمانه خودش به ما معرفی کند، در آثار سپهری بسیار کم‌رنگ است. آثار سهراب سپهری را نمی‌توان در دایره آثار نقادانه اجتماعی قرار داد زیرا گویی این شاعر نقاش، پناه جستن به دامان طبعیت و خنثی‌بودگی‌اش را با گرایشات رمانتیک فردی توجیه می‌کند. آثار سپهری اجتماعی نیست. اگر قائل به تفاوت بین اجتماع و جامعه باشیم باید گفت او اجتماع را در دایره‌ای محدود در نظر دارد اما جامعه را خیر. زیرا جامعه یک مکانیزم پیچیده، مدرن، چندوجهی، چالش‌برانگیز و پویاست که در سطوح کلان با مفهوم شهرنشینی مدرن و توسعه‌یافتگی‌ در ارتباط است. برای شاعر نقاشی که پیوسته دغدغه زلالی آب و نوستالژی‌های فردی و خانوادگی دارد نقد اجتماعی جایگاهی ندارد. هر چند معدود اشعاری هم سروده است که تا حدودی نشانه‌هایی از نقدهای سیاسی و جانبداری‌های او از برخی چهره‌های ادبی زمانه‌اش را هویدا می‌سازد، اما کلیت آثار او، حاکی از نوعی تمایلات صرفاً شاعرانه‌ای است که پریشان‌حالی و سرخوشی‌های لحظه‌ای او را بازنمایی می‌کند و این موضوع البته برای احوالات یک شاعر طبیعی و بدیهی است.

 

این استاد دانشگاه در پایان اظهار کرد: معتقدم آثار سهراب همگانی و عام است. این همگانی بودن و موجی از روزمرگی‌هایی که در اشعار او پیداست، آثارش را به گفتمان کیچ نزدیک‌تر ساخته است؛ کیچ، نه در معنای لزوماٌ تقلیل‌یافته و بی ارزش، بلکه به معنای نوعی همگانی بودن، زودهضم بودن، و گاهی بی دغدغه بودن، که گفتمان تفکر و روشنفکری را به حاشیه می‌راند و گریز از هر گونه کنش انتقادی را ترجیح می‌دهد. این ادبیات و هنر، اغلب در خدمت ستایش گل‌ها و درختان و صدای گنجشکان است. ادبیاتی که زمینه‌های خنثی‌بودگی را به کنشگر بودن ترجیح می‌دهد.

 

نیمه دوم نشست، با شعرخوانی حاضران از جمله آذر کتابی، علیرضا بهنام، سیروس مانی، مریم هاشم‌پور، شهین منصوری آرانی، احسام سلطانی، فیروزه محمدزاده، لیلا صادقی و محمد آزرم همراه بود.

نشست‌های هزار و یک شب الفما پنج‌شنبه‌های آخر هرماه همراه با شعرخوانی حاضران از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در محل باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب ـ خیابان وصال ـ کوچه نایبی ـ پلاک ۲۳ برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 789

 

 

منتشرشده در گزارش

در پنجمین شب الفما از سلسله نشست‌های هزار و یک‌ شب الفما، دکتر صادق رشیدی با موضوع سهراب سپهری و تأثیر متقابل نقاشی و شعر سخنرانی می‌کند.

 

مهران سیدی بانی پروژه‌ «الفما» و دبیر اجرایی نشست‌های «هزار و یک شب الفما» با اعلام این خبر افزود: در این نشست که در روز پنج‌شنبه ۲۸ دی‌ماه در محل باشگاه اندیشه واقع در خیابان انقلاب، خیابان وصال، کوچه نایبی، پلاک ۲۳  برگزار خواهد شد حاضران پس از سخنرانی و بخش پرسش و پاسخ، به شعرخوانی خواهند پرداخت.


او گفت: با توجه به حساسیت موضوع، رویکرد علمی در چنین پروژه‌ای مورد توجه ویژه‌ای قرار دارد و به همین منظور دکتر لیلا صادقی و محمد آزرم به عنوان دبیران علمی، سلسله نشست‌های «هزار و یک شب الفما» را یاری می‌کنند.

 

کد خبر: 784

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد