کانون ادبی بهمن با همکاری پایگاه خبری تارنا برگزار می‌کند: چهارشنبه های بهمن نشستی برای مرور شاعران --------- هایکو چیست؟ ----------- بازنشر یک گفتگو از نزارقبانی: انگلستان یک ساعت و نیم در تصرف من بود ----------------- گزارش تصویری اولین نشست آکادمی ترانه-آواز --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

علیرضا بدیع مجری کارشناس بخش ترانه «چشم شب روشن»، میزبان بیژن ارژن شاعر شناخته شده بود.

ارژن در ابتدای سخنانش درباره انتخاب قالب رباعی گفت: دیواری کوتاه تر از دیوار رباعی پیدا نکردم! باید برای گفتن حرف و اندیشه و تصویری باشد و به فراخوان آن قالبی در ذهن باشد. آن زمان رباعی انتخاب شد.

 

وی با بیان اینکه از دوره راهنمایی شعر را آغاز کردم، درباره مشخصات رباعی خوب اظهار کرد: نگاه شاعر باید متفاوت باشد. بستگی دارد چطور ببینیم. هرکسی به فراخور اندیشه ای که دارد، تصاویر را می بیند و شکارشان می کند.

 

این شاعر ادامه داد: مولفه های رباعی به تعداد تمام رباعی های موجود و نوع نگاه، مضمون و ساختار آنها،   متفاوت است. نمی شود فضای کلی ترسیم کرد و حکم داد. زمانی می گفتند مصرع آخر باید حرف نهایی را بزند اما حالا می توان شعری گفت که در مصرع دوم یا سوم این اتفاق در آن بیفتد.

 

ارژن درباره نحوه ورود به مرکز موسیقی صداو سیما تأکید کرد: من کرمانشاه بودم روزی اسماعیل امینی تماس گرفت و گفت شعری برای عاشورا بنویس. آن شعر بهترین ترانه عاشورایی سال شد. آن زمان، من راننده تاکسی در کرمانشاه بودم و برای شرکت در مراسم به تهران آمدم. اما هزینه سفر را به من ندادند که آن موقع برای من پول زیادی بود.

 

وی ادامه داد: زمانی که در تهران بودم، رفتم تا این پول را بگیرم که در راه مقابل مسجد بلال به من خبر دادند کتابم در انتشارات هزاره ققنوس چاپ شده است. در ادامه مسیر تلفنم زنگ خورد و از کرمانشاه مژده دادند صاحب یک دختر شده ام. وقتی هم که به مرکز موسیقی صداوسیما رسیدم، به من گفتند شما باید از همین امروز کارت را شروع کنی و دیگر نباید کرمانشاه زندگی کنی!

 

از غم نان سراغ ترانه رفتم

 

شاعر «پیراهنی از آه برایت دارم» از آشنایی با اساتید موسیقی در این دوره یاد کرد و گفت: به مرور نوشتن تصنیف برای موسیقی را شروع کردم. غم نان بود. آن زمان من برای کتاب «بی هم شدگان» دستمزدی گرفته بودم که به من بابت یک ترانه می دادند. دیدم دستمزد ترانه نویسی که چند روزی بیشتر وقت نمی گیرد، با کتابی که سه چهار سال روی آن کار کرده ام یکی است. بنابراین مسائل مالی باعث حضورم در این عرصه شد اما اکنون می دانم کارم بیشتر رباعی است و کمتر ترانه می گویم.

 

وی درباره ملودی های زبان کردی تصریح کرد: تنوع ملودی های این زبان در زبان فارسی نیست، برای همین بکر است.

 

این شاعر درباره حضور در مرکز موسیقی صداوسیما به عنوان کارشناس توضیح داد: شعری که در خدمت موسیقی است، یک هنر ترکیبی است و قرار است از رسانه ای با سلایق مختلف از مذهبی ترین افراد تا کسانی که لائیک هستند پخش شود. بنابراین مرکز موسیقی یک فضای بینابینی را در نظر گرفته تا برای مخاطبان ارزشگذاری کند. علاوه بر این وقتی شعر لباسی از موسیقی بر تن می کند، این لباس باید قواره باشد.

 

«چشم شب روشن» به تهیه کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا، شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می رود.

 

کد خبر: 613

منتشرشده در گزارش

 در کنسرت - نمایشی که این روزها با اجرای همایون شجریان در مجموعه تاریخی فرهنگی سعدآباد اجرا می‌شود، شعر جدیدی درباره‌ی ایران اجرا می‌شود که تازه‌ترین اجرای این‌چنینی برای وطن است.

 

پوریا سوری - شاعر و مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری - درباره‌ی روند سرایش این شعر، در یادداشتی آورده است:

 

سرودن از ایران به‌عنوان مرزی که به آن عشق می ورزی، امری سهل و ممتنع است؛ مانند شعری که برای معشوقی نوشته می‌شود که هر کلمه‌اش اگرچه بر دل جاری است اما تا به زبان آید و کلمه شود، جان را می‌فشرد و قلب را به تپش وا می‌دارد.

 

روز نخستی هم که ایده سرودن از ایران، توسط هنرمند موفقی چون سهراب پورناظری به من داده شد، اگرچه خوشحال بودم از این همکاری و نوشتنی که قرار است صدای همایون ایران و ساز سهرابِ جان جانش دهد، اما خود را در امتحانی سخت یافتم که نمره بیست دست‌نیافتنی‌اش سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» بود و دیگر قله‌هایش سروده‌های ملک‌الشعرای بهار و بیژن ترقی و...

 

نوشتن شعری که امروز در کنسرت نمایش «سی» به روی صحنه رفته است، شبیه ساخت یک ملودی یا نوشتن یک کتاب و سرودن یک منظومه بلند؛ پرحرارت و جانفرسا و شیرین بود. اغراق نمی‌کنم که بیش از 10 شعر در همین وزن سروده شد و هر کدام با ایده‌ای جدیدتر و تصویری خواناتر از مادری که ایران است کنار گذاشته شد.

 

هرچه از ایران بیشتر سرودم، بیشتر و بیشتر از خودم می‌پرسیدم چرا درباره ایران از این بیشتر نمی‌دانی. نوشتن همین ابیات ساده آنچنان سخت پیش می‌رفت که تو گویی نامه عاشقانه من هیچگاه به دست معشوقم نخواهد رسید، کاغذها مچاله می‌شد و در سطل می‌افتاد... همان تصویر کلیشه‌ای از رنج نویسنده‌ای که نمی‌تواند آنچه در دلش است را بگوید.

 

 

نزدیک یک ماه کار مشترک با سهراب پورناظری هنرمند و سختگیر و دریچه‌هایی که او با سحر ساز و ذهن زیبایش به روی کار می‌گشود، ساحت‌های مختلفی از ایرانی را که می‌شناسیم کلمه کرد و در شعر نشاند. نوشتن از تکه‌های تنی که روزی ایران بوده است، از بلخ و سمرقند و کابل و خوارزم... نوشتن از سربازانی که جانشان را فدا کردند تا امروز این زمین برای ما نامش «وطن» بماند و بخوانیمش «ایران من»... نوشتن از ظلم‌هایی که بر این خاک رفته و می‌رود و نوشتن از غرور و سرفرازی‌اش، از سروی که سرافراز ایستاده و نفس می‌کشد، نفش می‌کشیم.

 

و نوشتن از مردی، چه مردی! چه مردی! که خسرو آواز ایران می‌خوانندش و جان من و جان ایرانی به او بسته است و آنچنانکه دوست شاعرم ایرج زبردست سال‌ها قبل وصفش کرده، انگار لبانش را خدا بوسیده و چه وصفی از این زیباتر و الهی‌تر برای مردی که محمدرضا شجریان است، و گریز زدن به «مرغ سحر»ی که ناله‌ی جانسوز ایرانیان است و ایران زیبا، ایران سربلند و ایران ماندنی تا هست از این شعر و اجرایش توسط استاد آواز ایران خاطره دارد...

 

زیاده گویی نکنم؛ نوشتن از ایران، شیرین‌ترین و سخت‌ترین کاری بود که در عرصه شعر تا امروز انجام داده‌ام... و نگاه دقیق همایون شجریان به جمع‌بندی این اثر که صلایش «امید» است، کمک بزرگی کرد، اینکه وطن مادر ماست و فرزند زخم‌خورده از همه هم نومید شود، دلش قرص است که «مادر»ش هست، «خدا» هست.

 

----

 

«ایران من»

 

آواز خوانی در شبم، سرچشمه ی خورشید تو

 

یار و دیار و عشق تو، سرچشمه ی امید تو

 

ای صبح فروردین من، ای تکیه گاه آخرین

 

ای کهنه سرباز زمین، جان جهان ایران زمین

 

ای در رگانم خون وطن

 

ای پرچمت ما را کفن

 

دور از تو بادا اهرمن

 

ایران من ایران من

 

ای داغدیده بازگو، بلخ و سمرقندت چه شد

 

صدها جفا ای مادرم دیدی و مهرت کم نشد

 

از خون سربازان تو، گلگون شده رویت وطن

 

ای سرو سبز بی خزان، ای مهر تو در جان و تن

 

ای مادرم ایران زمین

 

آغاز تو، پایان تویی

 

بر دشت من، باران تویی

 

در چشم من، تابان تویی

 

ایران من ایران من

 

آن مهر جاویدان تویی

 

ای در رگانم خون وطن

 

ای پرچمت ما را کفن

 

دور از تو بادا اهرمن

 

ایران من ایران من

 

در ظلمت جانکاه شب، مرغ سحر خوان منی

 

در حصر هم آزاده ای، تنها تو ایران منی

 

اینجا صدای روشنت در آسمان پیچیده است

 

گویی لبانت را خدا روز ازل بوسیده است*

 

ای مرغ حق در سینه ات

 

با شور خود بیداد کن

 

آوازخوان شب شکن

 

بار دگر فریاد کن

 

"ظلم ظالم جور صیاد

 

آشیانم داده بر باد

 

ای خدا ای فلک ای طبیعت

 

شام تاریک ما را سحر کن"

 

ای مادرم ایران زمین

 

آغاز تو، پایان تویی

 

بر دشت من، باران تویی

 

در چشم من، تابان تویی

 

ایران من ایران من

 

آن مهر جاویدان تویی

 

ای در رگانم خون وطن

 

ای پرچمت ما را کفن

 

دور از تو بادا اهرمن

 

ایران من ایران من

 

----

 

*این مصرع با الهام از سروده ای زیبا از ایرج زبردست، سروده شده است.

 

کد خبر: 609

منتشرشده در گزارش

نخستین کنگره «شعر نو ایران» با همراهی و حمایت چندین دانشگاه، سازمان، نهاد، ناشر و مرکز فرهنگی، در آبان‌ماه سال جاری (۹۶) برگزار می‌شود.

 

بنا بر اعلام برگزارکنندگان،  اینک درست بعد از گذشت هشت دهه از تولد نخستین شعر نو فارسی (ققنوس - نیما یوشیج)، صدای زنگ این کاروان بزرگ در سراسر ایران طنین‌انداز خواهد شد.

 

محمدرضا عبدالملکیان، دبیر کنگره شعر نو ایران، می‌گوید این رویداد فرهنگی، شامل سه بخش: شعر نو نیمایی، شعر آزاد و شعر سپید است که  شاعران، نویسندگان  و صاحب‌نظران می‌توانند شعرها و مقالات تازه خود را برای ارائه و انتشار آثار منتخب در این کنگره ارسال کنند.


همچنین برگزاری نمایشگاه تخصصی کتاب‌های برگزیده شعر نو و درباره شعر نو، یکی دیگر از بخش‌های این کنگره خواهد بود.

 

او می‌افزاید فرم فراخوان و اطلاعات تکمیلی، طی روزهای آتی، به آگاهی شاعران، استادان، دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی و سایر علاقه‌مندان خواهد رسید.

 

کد خبر: 606

منتشرشده در گزارش

رضا رفیع درباره برنامه جدید خود در شبکه چهار سیما و نیاز رسانه به این قبیل طنزهای انتقادی سخن گفت.

مجری برنامه «منبع موثق» درباره ساختار این برنامه که پخش آن به تازگی از شبکه چهار سیما آغاز شده است، اظهار کرد: این برنامه همچنان که از نام آن می‌توان حدس زد، برخی اخبار، حوادث و اطلاعات روزمره را به زبانی طنز مطرح می‌کند. قرار است هر شب در این برنامه مهمترین اخبار مطرح روز مورد بررسی قرار بگیرد، ولی با زبانی آمیخته به چاشنی طنز.

 

او ادامه داد: پیش از این نیز تجربه حضور در این نوع برنامه را که به نوعی مونولوگ طنز محسوب می‌شود، در برنامه‌های دیگری مثل «پا تو کفش اخبار» یا «حالا خورشید» داشتم. برنامه «منبع موثق» نیز متناسب با شبکه چهار که معروف به شبکه فرهیختگان است، تهیه شده است. این برنامه تلاش می‌کند تا با استفاده از جنبه‌های آموزشی طنز، میان توده مردم با این شبکه تلویزیونی پیوند برقرار کند.

 

رفیع درباره ایده اولیه برنامه «منبع موثق» گفت: شبکه پیشنهاد ساخت یک برنامه با ساختار مونولوگ را به بنده داده بودند، من هم ساخت این برنامه را پیشنهاد دادم که مورد توافق قرار گرفت. به شخصه معتقدم جامعه نیاز به این رویکرد طنز انتقادی به موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد که این اتفاق در برنامه «منبع موثق» رخ داده است. در کل می‌توان گفت که رسانه ما نیاز به این نوع طنز دارد و اگر مسؤولان ما متوجه اهمیت این موضوع باشند، حتما از این طنز حمایت خواهند کرد.

 

این طنزپرداز در ادامه با اشاره به برنامه «قند پهلو» در شبکه آموزش، بیان کرد: این برنامه را نیز در شرایطی راه انداختیم که همین شایعه وجود داشت و عده‌ای می‌گفتند شبکه آموزش مخاطب چندانی شاید نداشته باشد؛ ولی در همان فصل اول برنامه «قند پهلو» چنان با استقبال مواجه شد که همه تعجب کرده بودیم و الان امیدوارم این اتفاق درباره برنامه «منبع موثق» نیز رخ دهد.

 

مجری برنامه «منبع موثق» درباره تجربه حضور در شبکه چهار سیما نیز بیان کرد: یکی از نقاط مثبت حضور در این برنامه تلویزیونی مواجه با مدیر شبکه چهار است که اهل گفت‌وگو است. باید به این نکته توجه داشت که رشد طنز در رسانه نیازمند هدایت، حمایت و همدلی و هم‌فکری است. هیچ طنزپردازی نمی‌تواند به اتکای خودش، برنامه‌ای را در جامعه جا بیاندازد و قطعاً نیاز به حمایت دارد. همین موضوعات باعث شد که بخواهم در برنامه «منبع موثق»  حضور داشته باشم، با اینکه می‌دانستم شبکه چهار ممکن است آن گستره مخاطبان که با توده مردم در ارتباط هستند را نداشته باشد.

 

رفیع در پایان سخنان خود گفت: تقاضای من از مسؤولان و مردم این است که جایگاه طنز و طنزپرداز انتقادی را بشناسند و از آن استقبال کنند و بدانند که همدوش آنها ما دنبال یک جامعه سالم و آباد هستیم. اینکه یک منتقد از آن طرف کره مریخ نیامده و قصد سیاه‌نمایی ندارد، بلکه می‌خواهد با زبان خاصی مشکلات را به مردم و مسؤولان گوش‌زد کند. امثال این برنامه‌ها در کنار هم می‌تواند در بهبود شرایط جامعه موثر باشد.

 

کد خبر: 605

 
منتشرشده در گزارش

پایگاه اینترنتی تیوال کلاسهای تخصصی ادبی و داستان‌نویسی خود را با عنوان  «کارگاه زیستن شاعرانه» برگزار می‌کند.

 

تیوال تدریس این سری از کلاس های ادبی خود را به حامد عسکری شاعر و ترانه سرای روزگار ما سپرده است.

 

مولف مجموعه های سرمه ای و پریشب درخصوص این کلاس ها گفت: قرار است به همت سایت تیوال کلاس های تخصصی ادبیات، شعر و غزل برگزار شود و در واقع می‌خواهیم سه جلسه در حال و هوای ادبیات نفس بکشیم و صحبت کنیم.

 

حامد عسکری در ادامه به هدف برگزاری این جلسات اشاره کرد و افزود: هدف این است که در انتها بدانیم ادبیات کجای جهان ما قرار دارد و ما از آن چه می‌خواهیم. اینکه شاعر برای جدی تر نگاه کردن به ادبیات چه باید بکند و چه وظیفه ای دارد از دیگر اهداف برگزاری این کلاس‌ها است.

 

این شاعر افزود: ثبت نام و شرکت در این کلاس ها محدودیت سنی ندارد و 30 الی 50 نفر می‌توانند برای نام نویسی اقدام کنند.

 

لازم به ذکر است که مهلت ثبت نام تا 31 مرداد ماه و تاریخ شروع کلاس ها در روزهای 4، 6 و 8 شهریور ماه است.

 

علاقمندان می‌توانند برای آگاهی از هزینه نام نویسی و دیگر اطلاعات با آدرس اینترنتی http://tiw.al/N4a  و شماره  تلفن  09392588780 ارتباط داشته باشند.

 

کد خبر: 597

 

منتشرشده در گزارش

پیکر زنده‌یاد غلامرضا شکوهی ظهر دیروز (شنبه، ۱۴ مرداد) در جوار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.

 پیکر این غزلسرا و شاعر آیینی پس از تشییع از منزل آن مرحوم و طواف در حرم مطهر رضوی، برای خاک‌سپاری به مقبره الشعرای شهر توس انتقال داده شد.

مراسم تشییع و خاک‌سپاری شکوهی با حضور جمعی از هنرمندان و هنردوستان، شاعران، نویسندگان و مسئولان شهری و استانی برگزار شد.

در حاشیه خاک‌سپاری این شاعر چند نفر از اهل فرهنگ و ادب خراسان از جمله مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، به ذکر اخلاق و کردار و روش و منش این شاعر آیینی پرداختند.

مرحوم شکوهی از پیشکسوتان شعر آیینی و از دلدادگان مکتب اهل بیت علیهم السلام بود که در شب ولادت امام رضا علیه السلام در شهر تهران بر اثر عارضه قلبی، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. 

 

کد خبر: 594

منتشرشده در گزارش
یکشنبه, 15 مرداد 1396 ساعت 01:39

نویسنده: ایرج زبر دست-گزینه رباعی-

کتاب «گزینه رباعی»  کامل‌ترین مجموعه رباعیایرج زبردست است.  ۲۲۰  رباعی و یک مقدمه چندبرگی کوتاه، اشعار این مجموعه را نشکیل می‌دهد. این کتاب به همت نشر مروارید منتشر شده است. «گزینه رباعیات» ایرج زبردست در ۱۵۶ صفحه با قیمت ۸۰۰۰ تومان به چاپ رسیده است.

منتشرشده در تازه های نشر

قصیده‌ای از «ارنست همینگوی» بعد از گذشت ۷۰ سال در یک کتاب به چاپ رسید.

 

«هافینگتون پست» نوشت: قصیده‌ای که «ارنست همینگوی» نویسنده سرشناس برنده نوبل درباره ایتالیا نوشته، پس از ۷۰ سال در کتابی به نام «همینگوی و ایتالیا: دورنماهای قرن بیستم» منتشر شد.

 

۹ سال از نگارش کتاب «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» گذشته بود و «همینگوی» برای روشن کردن دوباره موتور نویسندگی‌اش راهی شمال ایتالیا می‌شود. او از منطقه‌ای که در دوران جنگ جهانی در آن زخمی شده بود، بازدید می‌کند. در سال ۱۹۴۸ ایتالیا به تازگی از فضای فاشیستی فاصله گرفته و کارهای «همینگوی» هم مجوز ترجمه پیدا کرده بود.

 

در نوامبر همان سال «همینگوی» و چهارمین همسرش «مری» به مهمانخانه‌ای کوچکی در جزیره تورسلو مقیم شدند. این روستای کوچک جمعیت کمی داشت و سه ساختمان با قدمتی بالای هزار سال در آن واقع بود.

 

«همینگوی» در روزهای اقامت خود در این روستای کوچک، قصیده‌ای در توصیف زیبایی‌های آن سرود که طی دهه‌های گذشته به فراموشی سپرده شده بود. این قطعه شعر حالا در کتابی با عنوان «همینگوی و ایتالیا: دورنماهای قرن بیستم» از سوی انتشارات دانشگاه فلوریدا برای اولین بار به چاپ رسیده است.

 

«ارنست میلر همینگوی» نویسنده و روزنامه‌نگار سرشناس آمریکایی و برنده‌ جایزه‌های نوبل ادبیات و «پولیتزر»، بیست‌ویکم جولای ‌١٨٩٩ در ایلینویز آمریکا و از یک پدر فیزیکدان متولد شد. «پیرمرد و دریا» معروف‌ترین اثر اوست که در سال ‌١٩٥٢ منتشر شد و با استقبال چشم‌گیری همراه بود. این کتاب جایزه‌ ادبی «پولیتزر» را در سال ‌١٩٥٣ برای این نویسنده به‌همراه آورد. یک سال بعد از آن، ‌ موفقیت «همینگوی» با دریافت نوبل ادبیات کامل شد.

 

«وداع با اسلحه»، ‌ «نسل گمشده»، «خورشید همچنان می‌درخشد»، «مردان بدون زنان»، «برنده هیچ نمی‌برد» و «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» از دیگر کتاب‌های معروف این نویسنده هستند. خالق «برف‌های کلیمانجارو» در اواخر عمر به دلیل چند حادثه‌ رانندگی،  از جراحت و مصدومیت‌های زیادی در بدن خود رنج می‌برد و فشار خون بالا به همراه مشکلات کلیه نیز او را آزار می‌داد. ابتلا به افسردگی موجب شد در سال ‌١٩٦١ اقدام به خودکشی کند اما موفق نشد. بعد از سه هفته روان‌درمانی، ‌«همینگوی» سرانجام روز دوم جولای ‌١٩٦١ در خانه‌اش در «آیداهو» به زندگی‌اش پایان داد.

 

کد خبر: 593

منتشرشده در گزارش

شب زنده‌یاد حمیدی شیرازی سه شنبه دهم مرداد در کانون زبان پارسی برگزار می‌شود.

در این مراسم سیدمصطفی محقق داماد، امیر بانو کریمی، ناهید افخم، نوشیار حمیدی، مهدی فیروزیان و محمد خلیلی سخنرانی خواهند کرد. در شب زنده‌یاد حمیدی شیرازی، همچنین شعر  «قو» با صدای این شاعر فقید پخش خواهد شد.

 

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی سال‌ها پیش در اظهاری نظری درباره شعر زنده‌یاد حمیدی شیرازی گفته بود: اگر ارتباط نسل‌های آینده با شعر گذشته فارسی حفظ شود، شعر حمیدی در آینده می تواند یکی از مظاهر جمال هنری زبان فارسی در عصر ما باشد.

 

شب دکتر مهدی حمیدی شیرازی در ساعت پنج بعداز ظهر سه شنبه دهم مرداد در کانون زبان پارسی واقع در خیابان ولی عصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب پلاک ۱۲، برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 591 

منتشرشده در گزارش

مدیرعامل خانه کتاب و بنیاد شعر و ادبیات داستانی با صدور پیام‌هایی درگذشت مدیا کاشیگر را تسلیت گفتند.

بر اساس خبر رسیده، در متن پیام مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل خانه کتاب به مناسبت درگذشت مدیا کاشیگر، نویسنده و مترجم، آمده است: «درگذشت استاد ارجمند، شادروان مدیا کاشیگر، نویسنده توانا و ادیبی دانشمند و مترجمی چیره‌دست که در شمار مفاخر فکری و فرهنگی عصر ما بود، مایه دریغ و تأسف شد. آثار ارزشمندی که از ایشان بر جای مانده یادآور خدمات بی‌شائبه آن استاد فقید در این عرصه خواهد بود.

 

فقدان تأثرانگیز او را به اهل فرهنگ و ادب و خانواده آن مرحوم تسلیت می‌گویم و برای آن شادروان آمرزش مسئلت می‌کنم»

 

همچنین در پیام بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان با اظهار اندوه از درگذشت این نویسنده و مترجم در سن ۶۱ سالگی آمده است: آقای کاشیگر در شمار نویسندگان و مترجمانی بود که به علت تلاش‌های ستایش‌برانگیز در برگرداندن آثار مهم جهان به زبان فارسی و همچنین تجربه‌های زیستی و مطالعاتی در اروپا، تسلط قابل اعتنایی به خواست و پسند مخاطبان ادبیات در کشورمان داشت و باید گفت که جامعه مترجمان و داستان‌نویسان ایرانی، شخصیت گرانسنگی را در دوره‌ای که ادبیات مرزهای زبانی و قلمرو جغرافیایی را در نوردیده، از دست داده است.

 

بنیاد شعر و ادبیات داستانی این ضایعه را به خانواده زنده‌یاد مدیا کاشیگر و همچنین جامعه فرهنگی ـ هنری کشور تسلیت می‌گوید و برای آن مرحوم، غفران الهی می‌طلبد.

 

مدیا کاشیگر ظهر دیروز (شنبه، هفتم مردادماه) به دلیل مشکل ریوی و در سن ۶۱سالگی در بیمارستان امام خمینی (ره) درگذشت.

 

کد خبر: 589

 

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از8

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار