مکتب سازی، فرصت سوزی ---------- انتشار دکلمه ای از منوچهر آتشی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه سومین دوره جشنواره نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی

همزمان با زادروز احمد شاملو، شاعر معاصر، مراسم اعلام برگزیده سومین جایزه شعر شاملو روز سه‌شنبه ۲۱‌ آذرماه برگزار می‌شود.

 

در این مراسم که موسسه الف. بامداد آن را برگزار می‌کند، ستاره اسکندری، رویا تیموریان، هوشیار خیام و مراد فرهادپور حضور دارند و با اجراهای موسیقی و شعرخوانی مهمانان همراه است.

 

 علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند روز سه‌شنبه ۲۱‌آذرماه از ساعت ۱۸ تا۲۰ به کانون زبان پارسی(باغ مووقوفات ایرج افشار)، واقع در خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، شماره ۱۲ مراجعه کنند.

 

کد خبر: 738

منتشرشده در گزارش

 

انتصاب فاضل نظری، شاعر، هنرمند و مدیر فرهنگی به سمت معاون وزیر و رئیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از خبرهای مهم این روزهاست.

بطحایی در ادامه تحولات وزارت آموزش و پرورش، با انتخاب یکی از نام‌آوران حوزه فرهنگ علاوه بر جوان‌گرایی تغییرات اساسی را در سیاست‌ها و ماموریت ها به کانون در نظر گرفته است.

 

این خبر شاعران حوزه کودک و نوجوان را به واکنش واداشته و اعتراض چند تن از آن ها را به دنبال داشته است.

لازم به ذکر است که فاضل نظری دکتری مدیریت از دانشگاه شهید بهشتی دارد و هم‌اکنون معاون هنری حوزه هنری است.

 

کد خبر: 736

منتشرشده در گزارش
پنج شنبه, 16 آذر 1396 ساعت 09:54

معرفی شاعر هفته؛-شیرین راد-

شیرین راد، متولد دی ماه 1365 و  دانش آموخته ی زبان ترکی استانبولی از سفارت ترکیه است. 

راد، به ‌مدت چهارسال در مرکز آموزشی فرهنگی سفارت ترکیه، زبان این کشور را به‌طور تخصصی فرا گرفت و حدود ده سال است که آثار زیادی را به از زبان ترکی به فارسی، ترجمه می‌کند.

او ترجمه های زیادی از ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به ترکی استانبولی که شامل داستان‌، شعر و قصه های طنز، انجام داده است.

«از قلب تهران به قلب استانبول» عنوان کتاب گزیده‌ای از اشعار سپید و آزاد حمیدرضا شکارسری است که توسط شیرین راد به زبان ترکی استانبولی برگردانده و به همت نشر شانی منتشر شده است.

 

او درباره‌ی موفقیت در این حرفه می‌گوید:« من همیشه سعی در خواندن کتابهای مختلف، همینطور دیدن برنامه‌های فرهنگی، تفریحی و شنیدن اخبار کشور ترکیه را دارم و  معتقدم این ها لازمه‌ی موفقیت در کار ترجمه است. 

در ویرایش و بازنویسی های چندباره نیز از دو نفر از دوستانم که ساکن کشور ترکیه و اتفاقا یکی از آنها ترکیه ای هستند(خانم فهیمه چیویتچی،معلم بازنشسته،Fehime Çivitçi) و آقای دکتر '' بهرام تورال ''که ایرانی هستند امادر ترکیه سکونت دارند نیز کمکهای زیادی گرفتم»

وی حضور در جلسات و انجمن‌های شعر، از جمله نشست‌های تخصصی نقدشعر حمیدرضاشکارسری و راهنمایی‌های دکتر تورقای شفق( Dr. Turgay Şafak) (مدیر موسسه فرهنگی آموزشی یونس امره ) را دلیل پیشرفت در کار خود می‌داند. او اولین کار ترجمه‌ی خود را در یکی از جلسات شعر، و با ترجه‌ی  شعری از کتاب ''چتر شورشی '' آغاز کرد.

 

 

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

علیرضا راهب با بیان این‌که خاطره‌نویسی ماندگار کردن لحظاتی است که انسان از آن‌ها لذت برده، یا در رنج و اندوه بسیار بوده، می‌گوید: وقتی در زمانه‌ای زندگی می‌کنید که نه رنج و اندوه ارزشمند و بسیار بزرگی دارید و نه شادمانی بزرگی، برای چه باید خاطره‌ بنویسید؟!

 

این شاعر درباره اهمیت خاطره‌نویسی، اظهار کرد: باید ببینیم خروجی خاطره‌نویسی چیست؟ اگر دقت کنیم، می‌بینیم بسیاری از کارهای مستند و بسیاری از تحقیقات که در آینده درباره کسی انجام می‌شود و بسیاری از داستان‌ها، نمایش‌نامه‌ها و فیلم‌نامه‌ها وامدار خاطره‌نویسی هستند،  یعنی علاوه بر این‌که برای کشف بیوگرافی و زندگی‌نامه‌ فرد و پژوهش‌ تاریخی، ادبی، فرهنگی و هنری به یادداشت‌ها و خاطراتش مراجعه می‌شود، خاطرات، بسیاری از آثار مستند را پوشش می‌دهد و سهم بسیاری در ادبیات داستانی و نمایشی و در کل ادبیات دراماتیک دارد.

 

 او با بیان این‌که  ملتی که به خاطره‌نویسی عادت دارد، به تحقیق درباره درست‌ نوشتن نیز عادت دارد، افزود:  کسی که خاطره‌نویسی می‌کند، بحث تألیف‌، دستور زبان و کاربری درست زبان برایش مطرح می‌شود.

 

او در ادامه بیان کرد: عملا خاطره‌نویسی یک اتفاق بسیار مهم است که به چند خروجی بسیار مهم ختم می‌شود اما متأسفانه نمی‌دانم به چه علت ثبت و ضبط و نگهداشتن لحظاتی که می‌گذرد در ذهنیت مردم ما کمرنگ شده و علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دهند.

 

 این شاعر درباره این‌که چرا ملت ما خاطره‌نویسی نمی‌کنند  با اشاره به شعری از حافظ «کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد» گفت: احتمالا دلیل این‌که مردم ما خاطره نمی‌نویسند دامنه این بیت باشد. اصولا مردمی که دغدغه‌های بزرگ‌تر دارند و احتمالا از لحظاتی که برای‌شان می‌گذرد لذت نمی‌برند، برای ثبت آن‌ها سعی هم نمی‌کنند.

 

راهب همچنین گفت: خاطره‌نویسی سهم عامه مردم از ادبیات است. ما ادبیات طبقه مخاطب را از کجا می‌توانیم بشناسیم؟ خاطره‌نویسی.  خاطره‌نویسی حد فاصلی است مابین مخاطب عام ادبیات و تولید حرفه‌ای ادبیات.  بحث دیگری که در خاطره‌نویسی مطرح می‌شود این‌ است که بسیاری  از مولفان، شاعران،  نمایش‌نامه‌نویسان و فیلمنامه‌نویسان حرفه‌ای نوشتن را از خاطره‌نویسی آغاز کرده‌اند،  زیرا خاطره‌نویسی در دوره‌ای شکل می‌گیرد که ناخودآگاهِ انسان شکل می‌یابد؛ دوره خلجان‌های روحی و ‌تنش‌هایی که در ناخودآگاه فرد وجود دارد. دوران روبه‌رویی فرد با ناخودآگاه فردی سهم بسیاری در شناخت و ثبت درست لحظه‌های خلجان و تنش‌های ناخودآگاه دارد.

 

او با بیان این‌که خاطره‌نویسی  ارتباط مستقیمی با وضعیت زندگی مردم یا بسامد شادمانی مردم دارد اظهار کرد:  شما تا به حال دیده‌اید کسی در خاطرات روزانه، فعالیت‌های اقتصادی روزانه‌اش را بنویسد؟ نمی‌نویسد.  چرا؟ زیرا اصولا این موضوع چیزی نیست که ماندگاری‌اش ارزش داشته باشد. خاطره‌نویسی ماندگار و جاودانه کردن  لحظاتی است که انسان از آن‌ها لذت برده است، یا در رنج و اندوه بسیار بوده. وقتی در زمانه‌ای زندگی می‌کنید که نه رنج و اندوه ارزشمند و بسیار بزرگی دارید و نه شادمانی بزرگی برای چه باید خاطره‌ بنویسید؟! کدام خاطره را بنویسید؟! رفت و آمدها، جشن‌ها و شادی‌های مردم و مراسم سنتی قدیمی کدامش برجای مانده که کسی بخواهد از آن‌ها خاطره‌ای هم بنویسد؟

 

راهب در ادامه اضافه کرد:  در نهایت اگر کسی به خاطره‌نویسی عشق داشته باشد،  بعد از ۲۰ سال دفترچه ۲۰ برگ را هم پر نمی‌کند. مردم یک زندگی خطی ثابت و دغدغه‌های اقتصادی و اجتماعی  دارند که خود باعث آن نیستند، و این انگیزه را برای خاطره‌نویسی از بین می‌برد.

 

این شاعر درباره این‌که چه کارهایی برای دیده شدن این‌ نوع ادبی می‌توان انجام داد، گفت: خاطره‌نویسی باید به آموزش تبدیل شود و این آموزش  باید از  زمانی که تألیف و چگونه نوشتن را یاد می‌گیریم، آغاز شود. خاطره‌نویسی کاری نیست که ما بعدا و به صورت کوپنی پخش کنیم، خاطره‌نویسی سفارش کردنی ‌هم نیست. از دوره ابتدایی  باید شروع و بر روی آن سرمایه‌گذاری شود. معلمانی که ادبیات تدریس و کلاس‌های انشا را اداره می‌کنند باید آموزش ببینند و  از دوران ابتدایی خاطره‌نویسی را بین ایرانی‌ها ترویج دهند.

 

او همچنین خاطرنشان کرد:  خاطره‌نویسی اتفاق بسیار مهمی است که در بسیار از کشورهای جهان به عنوان بک نوع ادبی پذیرفته شده است و در مورد آن حرف زده می‌شود و  برای آن اهمیت قائلند. کسانی که متولی فرهنگ هستند  برای این‌که این نوع از ادبیات عامیانه که از طرف مخاطب تولید می‌شود از بین نرود و منقرض نشود بر روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. بسیاری از فیلم‌ها را بر اساس خاطره‌نویسی می‌سازند و در برنامه‌های پرببینده رسانه این خاطره‌نویسی‌ها مطرح می‌شوند ولی متأسفانه در برنامه متولیان فرهنگ و هنر یا برنامه‌ریزان اجتماعی ما هیچ‌جایی برای این موضوع دیده نشده است.

 

او درباره تأثیرگذاری فرهنگ در ننوشتن خاطره‌ نیز گفت: قطعا فرهنگ در ننوشتن خاطره تأثیرگذار است، انقراض یک اتفاق ادبی، فرهنگی و اجتماعی که مستقیما با خودآگاه فردی و قومی ما ارتباط دارد قطعا از جانب حوزه برنامه‌ریزی فرهنگی است. اگر آسیب می‌بیند، از وضعیت حاکم بر ناخودآگاه اجتماعی آسیب می‌بیند که در فرهنگ ریشه دارد.

 

راهب همچنین درباره زندگی‌نامه خودنوشت (اتوبیوگرافی) اظهار کرد: اتوبیوگرافی در تاریخ شعر ما به صورت وصف حال و  یا به صورت ثبت احوال شخصی آمده، اما بر روی آن تمرکزی نشده‌ است و ندیده‌ام چیز باسته‌ای از آن اراده شده باشد.

 

این شاعر درباره کارهای جدید خود نیز گفت: در حال تدوین یک آنتولوژی مشترک هستم  که با هدف‌گذاری خاصی انجام می‌شود و نمی‌توانم توضیح بیشتری در این‌باره  بدهم. همچنین در حال جمع‌آوری یک مجموعه شعر هستم که فعلا نام آن را  «گروه‌ خونی آه مثبت» گذاشته‌ام. فکر می‌کنم یک مجموعه ۸۰-۹۰ صفحه‌ای است که تا پایان دی‌ماه برای تحویل به ناشر آماده خواهد شد. همچنین یک مجموعه مینیمال‌  دارم که مدت‌هاست می‌خواهم آن را جمع کنم که دست نمی‌دهد، اما امیدوارم امسال زمستان بتوانم این کار را بکنم.

 

او افزود: در فیلم جدید محمدرضا هنرمند که در حال ساخت آن است و احتمالا نام فیلم «سمفونی شماره ۹» است خواهم بود. یک همکاری نیز  در زمینه بازیگری خواهم داشت در  سریالی که به کارگردانی ابراهیم شیبانی در حال ساخت است.

 

کد خبر: 732

منتشرشده در گفتگو

سانسور یا ممیزی ساخته‌ی فرهنگستان زبان، موضوعی است که در وجود زبان و نگاه بشری وجود داشته و دارد و از به زبان نیاوردن خواست‌ها، احساسات و نظرات شخصی در روابط خصوصی و جامعه تا بحث عمده‌تر به شکل سیاسی و ایدئولوژیکی امری عادی و در طی تاریخ بوده است که گاه سلیقه و تشخیص  فرد را در پشت خود دارد و گاه تحمیل و زور و قانون حکومت‌ها و سیستم‌های دولتی را در... خود احساس می‌کند.

 

اما آیا سانسور مساله‌ی مورد نیازی است یا نه مساله‌ای است که همیشه مورد بحث بوده است و بعضی که انسان را آزاد آزاد می‌دانند سانسور را مردود می‌دانند و آن‌ها که قواعد تایید شده‌ی اجتماعی، اخلاقی و ایدئولوژیک را ارجح می‌دانند سانسور را نیاز مبرمی دانسته و ده‌ها و صدها نظر گوناگون.

 

 سانسور در جاهایی منفعت سیستم‌های حکومتی و خبری را درپی دارد و گاهی منافع اخلاقی یا اجتماع را که موارد مثال آن‌چنان زیاد است که نیازی به آوردن مثال نمی‌بینم. اما جدی‌ترین سانسورها را در دوره‌ی کلاسیک و رنسانس در حوزه‌ی مذهبی و کلیسا شاهد بوده‌ایم و سپس در حوزه‌ی سیاست و حکومت‌ها و در جاهایی و مسایل علمی گالیله و محاکمه‌ی معروفش را پیش رو داریم. هم‌چنین به دستگاه سانسور عظیم دوران روسیه‌ی تزاری و آلمان نازی و دوران جنگ‌سرد نیز می‌توانیم اشاره کنیم.

 

به هر جهت گمان و اشاره‌ی ما در این متن بیش‌تر و خواه ناخواه کشوری که ما زندگی می‌کنیم و شاخه‌ی ما معطوف هنر است که هم در قبل از انقلاب و هم دوران بعد از انقلاب با شدت بر هنرمندان فشار آورده است. اما مثالی که الان به ذهن‌ام می‌آید که هنرمندان قبل از انقلاب می‌گفتند که دستگاه سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد، لیستی از کلمات یا موضوعی را پیش روی ما می‌گذاشت و می‌گفت در این حوزه و... وارد نشوید و سایر موضوعات آزاد بود. اما بعد از انقلاب هرگز چنین نبوده و چه بسیار آثار سینمایی، ادبی، هنری که حتی پس از کسب موجوز و تولید دچار تیغ سانسور و توقیف و تنبیه شده‌ اند.

 

می‌توانیم بگوییم سانسور ما به بیش‌تر کشورها سور زده است و شاید نهایتا سه چهار کشور از ایران جلوتر و پیشرفته‌تر در امر سانسور باشند. وضعیتِ معلقی و بلاتکلیفی که هنرمندان دارند، نویسندگان، شاعران،‌ فیلم‌سازان و نقاشان و غیره... حال بماند که کلا بخش‌هایی یا ژانرهایی زیرمجموعه کلا ممنوع می‌باشند مثلا هنر اروتیک. هرچند من خودم در این حوزه کار نمی‌کنم اما طراحی، نقاشی و آناتومی هم در ایران دچار مشکل است، طراحی از مدل زنده و... که بماند.

 

موردی بوده است که کتاب شعری جایزه‌ی جشنواره‌ی فجر را گرفته است و در نوبت دوم چاپ غیرمجاز اعلام شده است. به درستی این چه معنا دارد؟ اما معنایش را بگویم که عدم خط و مشی‌ِ مشخص و سیاست‌گذاری و اجرای سلیقه‌ای و اتفاقی که کدام اثر به کدام ممیز یا سانسورچی برخورد کند و در بسیاری از موارد عدم تخصص فنی به حوزه‌ای که ممیز در آن مشغول به کار است و گاه حساسیت یا عدم حساسیت و عنایت به ناشری که گرایش دوستی دارد یا ندارد...

به جرات می‌توانم بگویم که تندترین شعرها و حرف‌ها را ناشران دولتی و بدون سانسور به چاپ رسانده‌ند‌اند که البته این ماجرا می‌تواند سیاستی در پشت خود داشته باشد و آن این است که به نوعی هنرمندان حرفه‌ای‌تر را جذب کرده و از تریبون و تبلیغات خود در هنرمندسازی و الگوسازی فعالیت کنند. هرچند در همه جای جهان سانسور وجود دارد و در هیچ کجا حتی آمریکا هم این‌گونه نیست که هر گروهی هر اثری بخواهد تولید ‌کند یا اگر تولید کند و قواعد خاص حکومتی اخلاقی را زیرپا بگذارد مورد مواخذه قرار نمی‌گیرد که بی‌شک مورد پی‌گیری قرار خواهد گرفت هرچند شیوه‌اش اندکی با ایران متفاوت باشد و ازطریق دادگاه پی‌گیری شود، ازمنظر دیگری می‌بینیم که ناشران، توقیف یا معلق می‌شوند و هم‌زمان چند ناشر دیگر با پشتوانه‌ی مالی و تبلیغاتی سر و کله‌شان پیدا می‌شود و فرصت را برای معرفی و جریان‌سازی مهیا می‌بینند که به گمان حضور این ناشران بسیار مشکوک است و سعی در جریان‌سازی و فرافکنی و تمرکززدایی را پی‌گیری می‌کنند.

 

هادی خوانساری/ آذرماه 96

منتشرشده در یادداشت هفته

از شمس لنگرودی در جشنواره ادبی آسیا در کره جنوبی به عنوان «شاعر برتر آسیا» تقدیر شد.

 

این شاعر که اخیرا در جشنواره ادبی آسیا در کره جنوبی حضور پیدا کرده بود با اعلام این خبر گفت: این انتخاب از طرف کمیته انتخاب شاعران برتر آسیا در کره انجام شده است.

 

او همچنین با اشاره به این‌که کاندیدای جایزه اولین جشنواره ادبی آسیا بوده است گفت کمیته دیگری انتخاب برندگان جایزه را به عهده دارد.

 

این کمیته امسال جایزه‌اش را به یک شاعر از مغولستان اهدا کرد.

 

جشنواره ادبی آسیا که از اول تا پنجم نوامبر و با حضور شاعران و نویسندگانی از کره جنوبی، ژاپن، چین، اندونزی، مغولستان، ایران و... در شهر گوانجو کره جنوبی برگزار شد «صبح آسیا» نام داشت و هدف اصلی آن شناساندن شعر آسیا به جهان و تعامل میان شاعران آسیا و جهان بود.

 

کد خبر: 717

 

منتشرشده در گزارش

زنده‌یاد بیژن نجدی، شاعر لحظه‌های ناب و نویسنده‌ی شاعرانه‌ی داستان‌های تصویری است. 24 آبان زادروز این شاعر و داستان‌نویس معاصر بهانه‌ای شد تا نگاهی کوتاه به قلم و دنیای کلمات او داشته باشیم.

 

خیلی سخت است که فردی بین شاعر بودن یا نویسنده بودن بیژن نجدی یکی را انتخاب کند؛ چراکه اگر تعداد کتاب‌های نجدی در حوزه داستان را ملاک قرار بدهیم و بخواهیم او را داستا‌ن‌نویس بهتری مطرح کنیم؛ یاد متن‌های شاعرانه او می‌افتیم و می‌توانیم بگوییم که سطر به سطر داستان‌هایش از بخش‌عمده‌ای از سه هزار عنوان کتاب شعری که در سال منتشر می‌شود، شعرتر است. بیژن نجدی شاعر است اما بدون شک او تاثیر زیادی در داستان‌نویسی پست مدرن داشته است و با نگاه متفاوت به داستان امروز تغییرات قابل لمسی را ایجاد کرده است. داستان‌های او به معنای واقعی کلمه قصه است و وقتی با یکی از این قصه‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم، خودمان را جای شخصیت‌های داستان می‌بینیم و مشکلات، سختی‌ها و دردهای کارکترها را با پوست و گوشت‌مان لمس می‌کنیم.

 

نجدی تا پیش از مرگ تنها کتاب «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند»، را منتشر کرده بود که این کتاب این روزها به چاپ 31‌ام رسیده است. تمامی آثار نجدی به‌غیر از اثر نامبرده بعد از فوت او و توسط همسرش، پروانه محسنی آزاد و در نشر مرکز منتشر شده است.

 

دکتر لیلا کردبچه، شاعر معاصر که در همایش ملی «ادبیات معاصر» مقاله‌ای درباره بیژن نجدی منتشر کرده بود،  با اشاره به همین مقاله گفت: نجدی از جمله نويسندگانی است که بر اين گفته گوستاو فلوبر مبنی‌بر اينكه برای بيان هرچيزی، تنها يک جمله يا عبارت است كه بهترين است، صحه می‌گذارد و حقيقت اين امر را می‌توان با بررسی ويرايش‌های مختلف داستان‌های او كه در كتاب «داستان‌های ناتمام» گردآمده‌اند، دريافت. نجدی نويسنده‌ای است كه هميشه در جستجوی بهترين‌هاست؛ بهترين نحو، بهترين ساختار، بهترين جمله‌بندی و بهترين تصاوير براي ادای مقصود. به همين دليل است كه تصاوير او اغلب بكرند و تشبيهات او نيز شامل تشبيهات پيش‌پاافتاده و دم‌دستی نمی‌شوند.

 

این شاعر ادامه داد: نجدی با کاربرد ساختاری شاعرانه، فضایی معلق میان شعر و داستان ایجاد کرده و زیربنای ساختاری اغلب تصویر را در داستان‌هایش، برپایه شگردی ادبی و صنعتی بدیعی قرار داده که حاکی از اشراف نویسنده بر آرایه‌های ادبی، و توانایی او در استفادۀ مؤثر از این آرایه‌هاست؛ آرایه‌هایی که چه‌بسا در اشعار زیادی عقیم مانده، و چنانکه بایسته وشایسته است به ایفای نقش نپرداخته‌اند. بررسی تصاویر شاعرانه در داستان‌های بیژن نجدی، کارایی و توانمندی آرایه‌ها و صنایع و فنون ادبی را که تا به امروز در حوزه شعر فعال و کارا بوده‌اند، در حوزه نثر نیز به اثبات می‌رسد و نشان می‌دهد که برای ساخت تصاویر و فضایی شاعرانه، لزوماً نباید در پی راه‌های تازه و بدیع بود، بلکه از مسیرهای پیش پیموده قدما نیز می‌شود به مقاصدی نو رسید و نتایجی مطلوب حاصل کرد.

 

 

شاعر «آواز کرگدن» با اشاره به دید بیژن نجدی گفت: ديد تازه بيژن نجدی به طبيعت، انسان‌ها و اشياء اطرافش به‌نحو برجسته‌ای با تجربه‌های شخصي او همراه بوده و منجر به ايجاد تصاويری شده كه از ذهنيت متجدد او خبر می‌دهند. او نويسنده‌ای جست‌وجوگر است كه در ورای نگاهی كه به پيرامونش دارد، به كشف ارتباط‌هايی ميان عناصر می‌پردازد كه از نظرها پنهان مانده‌اند. درواقع در داستان‌های نجدی، ميان تصاوير واقعی و تصاويری كه در ذهن مؤلف ايجاد شده‌اند، نمی‌توان فاصله‌ی چندانی يافت و ذهن مؤلف برای ساخت تصاوير، دخل‌وتصرّفی در واقعیت و حقيقت امور نكرده، بلكه در پررنگ‌تر نشان دادن زوايای مختلف تصاويری كوشيده كه می‌توان گفت مقابل چشم همه حضور دارند، اما كمتر به آنها توجه می‌شود.

 

او ادامه داد: تصاوير شاعرانه داستان‌های بيژن نجدی، اساساً در چند گروه ساختاری خاص جای می‌گیرند؛ یا تصاويري هستند که زيرساخت تشبيهی دارند، مانند تصاويری كه برمبنای تشبيه، استعاره، تشخيص، و حساميزی ساخته شده‌اند، یا تصاويری هستند با زيرساخت توصيفی، و یا تصاويری كه با تغييرات نحوی در ساختار تركيبات اضافی ايجاد شده‌اند، و درکنار این‌ها، تعدادی از تصاویر شاعرانه هم هستند که برمبنای ضاد و اغراق شکل گرفته‌اند.

 

کردبچه در بخش پایانی صحبت‌هایش با اشاره به قسمت‌هایی از داستان‌های نجدی عنوان کرد: با همه این تفاسیر زيباترين تصاوير داستان‌های بيژن نجدی تصاويري هستند كه برمبنای تغيير مقياس سنجش شكل گرفته‌اند، آنجاکه می‌گوید: «با هر تنفس ما، صفحه‌ای از تقويم ديواری می‌افتاد»، «به‌اندازه خاک شدن يک سيگار نگاهش كردم»، «یكی از بالش‌ها به‌اندازه ساعت‌ها خوابيدن گود بود»، «روز به لحظه‌ای رسيده بود كه همه ترديد دارند چراغ اتاقشان را روشن كنند يا نكنند»، «شقيقه چپش تا زير چشم، به‌اندازه خاطره سياه‌شده يك مشت، خونمرده بود).

 

کد خبر: 712

منبع: ایرنا

 

 

منتشرشده در گزارش

 

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در واپسین روز اربعین حسینی به سراغ حسنا محمدزاده مولف مجموعه های سر به مهر، جوهر جان، زیر هر واژه آتشفشان است، قفس تنگی و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

 

از کی سرودن شعر آیینی را شروع کردید؟ 

 سرودن شعر آیینی را از سال هفتاد و شش و از دورانی که در مقطع راهنمایی تحصیل می کردم شروع کرده‌ام؛ اما شعرهای آن روزها در سررسید یادداشت‌های شخصی‌ام بایگانی شدند و از خلوت خانوادگی‌مان فراتر نرفتند. می توانم بگویم که برای اولین بار سرودن شعر مذهبی را در سال هشتاد و دو شروع کردم.

 

چرا شعر آیینی را انتخاب کردید؟

بعد از خواندن کتابی تحت عنوان «کشتی پهلو گرفته» نوشته ی «سید مهدی شجاعی» که هدیه ای از طرف پدرم بود و البته تحت تاثیر حال و هوای ایام فاطمیه ی آن روزها،  شعری را با همین محتوا نوشتم؛  وقتی آن شعر مورد تشویق اطرافیانم قرار گرفت، شعرهای بعدی سروده و مطالعاتم بیشتر شد.  مسلماً از همان ابتدا تصمیم به مطالعه و انگیزه‌ی سرودن شعر مذهبی ارادی بوده است؛ اما فقط این کافی نیست.  

از سر ارادتی که به این آستان دارم و علاقه‌ام نسبت به  فعالیت در این حوزه، اگر به خواست خودم باشد همیشه شعر مذهبی را انتخاب می کنم. معتقدم که تا عنایت اهل بیت نباشد نمی‌توان حتی یک بیت سرود؛ چه برسد به یک شعر.  بارها شده که در مناسبتی خاص مثلا ایام محرم قصد سرودن داشته‌ام اما دریغ ازحتی یک مصرع. روزهایی بوده که در حال و هوای سرودن نبوده‌ام اما شعرهای خوبی خلق شده‌اند.

   

تعریفتان از شعر آیینی چیست ؟  

می‌توان گفت شعر آیینی به مفهوم عام کلمه، شعری است که در آن رسم و رسوم و آداب و سنن و آیین قومی و ملی  بازتاب داده می‌شود که یکی از زیر شاخه های آن مضامین و مسائل دینی و مذهبی ست. اما می‌بینیم که از اصطلاح شعر آیینی معمولا برای شعر مذهبی و شعر شیعی که دامنه‌اش ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) است و مرکز ثقل آن دو موضوع انتظار و عاشورا است استفاده می‌شود؛  یعنی ما دامنه‌ی شعر آیینی را محدود کرده‌ایم و آن را به عنوان شعرمذهبی که تنها بازتاب دهنده‌ی ارزش‌های دینی‌مان است، می‌شناسیم؛ در حالی که می‌توان گفت شعر انقلاب هم یکی از زیر شاخه‌های شعر آیینی ست. همین‌طور اشعاری که در حوزه‌ی دفاع مقدس و جنگ سروده شده‌اند هم آیینی‌اند؛ چه بسا که در بسیاری از شاهکارهای شعر دفاع مقدس، با نمادها و سمبل‌هایی روبرو می‌شویم که اسوه‌های قیام امام حسین (ع) هستند؛ تا آنجا که در برخی از اشعار با برجسته کردن این اسوه‌ها، رزمنده‌ها را به حضور در جبهه ها و پیروی از سیره‌ی عملی عاشوراییان تشویق می‌کرده‌اند. 

 

 

به نظر شما شعر آیینی ما چه‌قدر قابلیت شناساندن مفاهیم مذهبی را به همه‌ی ادیان و ملت‌ها دارد ؟  

شعربا تمام ظرفیت‌ها وظرایف و قدرت نفوذی‌ که  در قلب و جان مخاطب دارد می‌تواند تاثیرگذارتر از هر هنر دیگری باشد. 

 

شعر مذهبی ما وقتی چنین قابلیتی را پیدا می‌کند که از مرحله‌ی مدح و مرثیه‌ی صرف خارج شده و به محتوا و درون مایه بیشتر بپردازد، تا بتواند تصویری روشن و زلال از آموزه‌های دینی واخلاقی اهل بیت باشد و در نهایت به پیامی ارزشمند در این زمینه برسد؛ که البته این مهم، مستلزم مطالعه و تحقیق در متون و کتاب‌های موثق دینی است و شاعر نمی‌تواند با اکتفا به دانسته‌ها و شنیده‌هایش که مشخص نیست تا چه اندازه دستخوش تحریف بوده اند به سرودن بپردازد و در نهایت به شعری برسد که آیینه‌ای از اسلام ناب باشد.

 

هستند شاعرانی که با تحقیق و تفحص و وسواس در این زمینه شعر می‌سرایند و اشعارشان قابل تأمل است؛ اما با توجه به اکثریت سروده ها ،می تواند گفت  شعرها هنوز به آن مرحله‌ای نرسیده‌اند که قابلیت شناساندن مفاهیم اصیل دینی را داشته باشد.

در واقع اکثریت ما در صورت قضیه مانده‌ایم و به سیرت آن بی توجهیم؛  یعنی از سیره ی عملی پیشوایانمان غافل شده‌ایم. 

 

وقتی ما تلاش کنیم که مدح بگوییم و به مرثیه بپردازیم، آن هم به شکلی که بتوانیم دیگران را به گریه بیندازیم و به عبارت دیگر در مرحله محبت، متوقف شویم و به  معرفت دینی نرسیم خواه ناخواه شعر با تحریفات و خرافات و بیانگر مسائلی غیرمستند و غیرواقعی آمیخته می شود؛ چرا که تلاش می‌کنیم شعری بگوییم که در مجالس خوانده شود؛ مداحان دم بگیرند و شورآفرینی بکنند؛  طبیعتاَ شعور دینی در حاشیه قرار می‌گیرد و خیلی از کاستی‌ها و آفت‌ها و تهدیدها از همین ناحیه متوجه شعر می‌شود.

 

 

به نظرتان شاعر تا چه اندازه اجازه ی اغراق در شعرش را دارد ؟  

می‌دانید که اغراق یکی از آرایه‌های ادبی‌ است که باعث خیال‌انگیز شدن بیشتر شعر می‌شود و شاید مهمترین عاملی که تاثیر جادویی به سخن می‌دهد همین بزرگنمایی است که مهمترین آرایه در شعرهای حماسی است.

 

در حوزه‌ی عاشورا توجه به بعد حماسی آن است؛ پس چه اشکال دارد که شاعر اغراق‌هایی هم در شعرش داشته باشد؟ اما این اغراق تا جایی قابل توجیه است که به اصل محتوا لطمه‌ای وارد نکند و به آن چیزی نیفزاید یا از آن چیزی نکاهد. ما نمی‌توانیم به بهانه ی تاثیر کلام، قیام سیدالشهدا را تا حد اسطوره بالا ببریم چرا که اسطوره آمیزه‌ای از تاریخ و واقعیت و افسانه است اما شهادت امام حسین و یارانش واقعیت محض است. مثلا اگر اغراق کنیم و بگوییم حضرت ابوالفضل به جای مشک دریا را به دندان گرفته بود به اصل ماجرا لطمه‌ای نمی خورد اما در وصف رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌های حضرت ابوالفضل آیا می‌توانیم اغراق را تا آنجا پیش ببریم که بگوییم تمام سپاه عمر سعد را یک تنه شکست داد و با دست پر به خیمه‌ها برگشت؟

 

در مورد حادثه ای مثل عاشورا که شاعران درباره ی آن زیاد سروده اند فکر می کنید چرا هنوز شعر ها به تکرار نرسیده اند؟ 

 

عاشورا، جایگاه عظیمی در تاریخ اسلام دارد.  از هر جنبه‌ای به حادثه‌ی عاشورا بنگریم عمیق‌ترین و ارزشمندترین مفاهیم را در خود گنجانده است؛ از جنبه‌ی عرفان، عشق، شهادت، نهایت بندگی و  احیاء دین تا حماسه. اما بدون توجه به بعد عرفانی شخصیت امام حسین نمی‌توان حماسه خونین کربلا را فهمید. عرفا از هر دین و مسلک و مذهبی، امام حسین را به عنوان قطب عرفان مورد توجه قرار داده‌اند؛  بعد الهی و عرفانی امام حسین در تک تک جملاتی که  در سفر از مدینه و مکه به کربلا فرموده و گفتگوهایی که با دشمن یا یاران خود داشته‌اند، مشخص است اما بالاتر از اینها آن چیزی است که  در عمل نشان داده‌اند؛ آن هم عشق و محبت به خدا و دلدادگی و سرسپردگی و در یک کلام بندگی است.

 

حُبی که امام حسین در دل دارد و آنچه در مناجات عرفه بیان می‌کند، در حادثه کربلا به نمایش می گذارد و توکل به خدا و تسلیم در مقابل اراده و مشیت پروردگار را به زیباترین شکل ممکن و در اوج خود در صحنه عاشورا نشان می‌دهد.

 راضی بودن به قضای الهی در عمل امام حسین و در سخنانش می‌درخشد. اینها مسائل کوچکی نیستند که با چند سروده به تکرار برسند؛ بلکه معتقدم از گذشته تا به حال و از حال تا قیامت هر چه از آن سروده‌ایم و بسراییم قطره‌ای از آن دریای بیکران را هم به تصویر نکشیده‌ایم.

 

نظرتان در مورد ریتمیک کردن شعر عاشورایی و گذاشتن ملودی های شاد و به گوش مخاطب آشنا روی شعرهای عاشورایی مخصوصا در حوزه ی شعر هیات چیست ؟

 

شعر هیات در واقع شاخه‌ای از شعرمذهبی است. عنوانش جدید است اما از نظر مضمون و محتوا همان  نوحه‌ها و مراثی است؛ از زمانی که عزاداری‌های حسینی قوام گرفته، بر سر زبان ها بوده‌ است و مردم برای برپا کردن علم عزاداری در میادین و مساجد و دسته‌جات از آن استفاده می کرده‌اند. در شعر هیئت زبان شاعر باید به زبان مردم نزدیک‌تر شود؛ با زبان مردم کوچه و بازار انس و الفت بیشتری داشته باشد تا در دسته‌جات سینه‌زنی و مجالس دم گرفته شود و گستردگی پیدا کند.‌ 

 

شاعرانی هم که شعر هیئت می‌گویند، سعی می‌کنند با مولفه‌هایی که مورد پسند مردم است، شعر بگویند که این مساله به خودی خود بد نیست اما در جامعه به دلیل پایین آمدن سطح و شان برخی مدح‌ها و ورود همه افراد با هر سطح مطالعه و سواد مذهبی به صنف مداحی، این روزها شاهد بروز برخی مداحی‌ها با ریتم و آهنگ موسیقی‌های پاپ مجاز و غیرمجاز هستیم. 

 

در کنار این سبک‌های سخیف می‌بینیم که مداحان به بهانه گریه گرفتن از مردم داستان‌هایی را روایت می‌کنند که در هیچ مقتلی نمی‌توان آن را پیدا کرد.

گاهی هم فلسفه شهادت امام حسین نادیده گرفته شده و بیشتر به چشم و ابروی اباعبدالله وحضرت عباس پرداخته می شود با رویه فعلی که در پیش است و نفوذ بالا و سریع  تکنولوژی و شبکه های اجتماعی و سطح دسترسی مردم، متاسفانه داریم به سمت بی هویتی عزاداری پیش می‌رویم.

 

داشتن ریتم و آهنگ در یک نوای مداحی امری طبیعی است اما به روز کردن آن به هر قیمتی  سبب توهین به شأن عزاداری و سوژه ای برای تمسخر مخالفین شعائر مذهبی و دینی شده است.

 

خبرنگار: هانیه شالباف

کد خبر: 709

 

منتشرشده در گفتگو

دکتر شهیده صفوی گزیده شعر مرحوم سلمان هراتی را به انگلیسی ترجمه کرده است.

گزیده شعر سلمان هراتی با ترجمه انگلیسی به صورت دو زبانه از سوی آکادمی مطالعات ایرانی لندن با ترجمه دکتر شهیده صفوی منتشر شد. گزینش اشعار را محمد جواد آسمان شاعر جوان و عضو حوزه هنری انجام داده است.

 

زنده یاد سلمان هراتی(۱۳۳۸-۱۳۶۵) در انواع قالب‌های شعر فارسی چون غزل ، دوبیتی، رباعی و شعر نو سروده‎‌های ارزنده‎ دارد. او آثار زیادی از خود به جا نگذاشت. دو کتاب «از آسمان سبز» (۱۳۶۴ خورشیدی) و «دری به خانه‌ی خورشید» (۱۳۶۷ خورشیدی) در بر دارنده‌ی شعرهای ویژه‌ی بزرگ‌سالان هراتی است. او همچنین کتابی به نام «از این ستاره تا آن ستاره» برای نوجوانان دارد. بیشتر اشعار سلمان به بازگویی اعتقادات و برداشت‌های اجتماعی و سیاسی سلمان هراتی می‌پردازد. سلمان هراتی در شعرهایش از ظلم گلایه دارد امّا به خوانندگان اشعارش آینده‌ای درخشان را نوید می‌دهد.

 

مترجم کتاب دکتر شهیده السادات صفوی، پزشک متخصص فارغ التحصیل دانشگاه لندن است که علاوه بر کار پزشکی به ترجمه و داستان نویسی در لندن مشغول است. داستان کوتاه او بنام (Medicine is Great)برنده جایزه اول رویال کالج پزشکان بریتانیا شده است. ترجمه های قبلی او که در لندن منتشر شده است گزیده اشعار استاد سید علی موسوی گرمارودی و گزیده اشعار زنده یاد قیصر امین پور است.

 

حوزه هنری رونمایی این کتاب همراه با گزیده شعر طاهره صفارزاده و قیصر امین پور و کتاب «فقه الله اکبر» تالیف دکتر سید سلمان صفوی و دکتر مهوش السادات علوی را فردا ۹ آبان در حوزه هنری برگزار می نماید.

 

کتاب گزیده شعر طاهره صفارزاده در دو بخش به زبان انگلیسی و فارسی در ۱۳۶ صفحه با ترجمه انگلیسی دکتر شهیده صفوی همرا با مقدمه محمد جواد آسمان و سید سلمان صفوی در قطع رقعی و جلد شومیز منتشر شده است.

 

نام کتاب به انگلیسی: Selected Poems of Salman Harati

 

نام ناشر: LONDON ACADEMY OF IRANIAN STUDIES PRESS

 

مجموعه «گزیده شعر معاصر فارسی» در راستای پروژه کلان «ایران شناسی»؛ به ارایه گزیده اشعار شاعران دوره انقلاب اسلامی ایران می پردازد. این پروژه تحقیقاتی؛ حاصل توافق نامه بین حوزه هنری ایران و آکادمی مطالعات ایرانی لندن است. شعرها از سوی کارشناسان واحد آفرینش های ادبی حوزه هنری گزیده و زیر نظر دکتر سید سلمان صفوی توسط مترجمین و ویراستاران آکادمی مطالعات ایرانی لندن به انگلیسی ترجمه و از سوی انتشارات آکادمی مطالعات ایرانی لندن منتشر شده است.

 

آشنایی و مطالعه شعر فارسی، از جمله ملزومات ایران شناسی است. این مجموعه برای علاقه مندان ادبیات و هنر اسلامی و ایرانی ، اسلام شناسان، ایران شناسان و شرق شناسان مفید است. آکادمی مطالعات ایرانی در لندن به ریاست آیت الحق سید سلمان صفوی در سال ۲۰۱۵ تفاهم‌نامه‌ای با حوزه هنری با ریاست محسن مومنی شریف و مرکز ترجمه حوزه هنری به مدیریت سعیده حسینجانی منعقد کرد که بر اساس آن، قرار شد کتاب‌هایی حاوی گزیده اشعار شاعران معاصر ایران توسط مرکز ترجمه آماده شود و برای ترجمه و انتشار در اختیار آکادمی مطالعات ایرانی لندن قرار گیرد.

 

خوشبختانه روند کار با سرعت و کیفیت خوبی در حال انجام است و سال گذشته شاهد رونمایی دو کتاب از این مجموعه یعنی ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی و ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر علی‌رضا قزوه بودیم.

 

کد خبر: 705

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در این گفتگو به سراغ سیدحمیدرضا برقعی مولف مجموعه های طوفان واژه ها، تحیر، رقعه، تحریرهای رود و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

 

جناب برقعی از چه زمانی سرودن شعر آیینی را آغاز کردید؟

از سال هشتاد و دو یا هشتاد و سه  به انتخاب خودم این حوزه را انتخاب کردم


چرا شعر آیینی؟

من معتقدم شاعر باید صداقت داشته باشد و من چون در شعر با موضوعات دیگر ارتباط آن‌چنانی نداشتم، ترجیح دادم با این زبان به اهل‌بیت (ع) عرض ارادت کنم.


تعریف شما از شعر آیینی چیست؟

هر شعری که در آن صحبت از ارزش‌های انسانی شده باشد شعر آیینی است. مفاهیمی مانند مفاهیم اسلامی، مقاومت و ... زیرمجموعه‌ی شعر آیینی قرار می‌گیرند. اما آن‌چه که عامه‌ی مردم قبول کرده‌اند، اشعاری در پیرامون زندگی معصومین و مفاهیم مذهبی است. در این حوزه، بعضی‌ها موضوع آیینی دارند و بعضی موضع آیینی. مثلا شعر حافظ موضع آیینی دارد؛ اما اشعاری که با موضوع آیینی و در مدح اهل‌بیت هستند، الحمدالله این‌سال‌ها با ابعاد متفاوتی ظهور پیدا کرده‌اند و به‌نظر من بعد از انقلاب هم با رویکرد حماسه و عرفان بیشتر شناخته شده‌اند.

 

حوادث و اتفاقات مذهبی یکی هستند؛ اما تکراری‌شدن‌شان به ادبیات مذهبی قطعا ضربه می‌زند. برای تنوع و ایجاد تفاوت در مفاهیم اشعار چه باید کرد؟

متاسفانه خیلی از اشعار، تکراری می‌شود؛ اما نکته‌ی اصلی این است که شاعر باید درنظر بگیرد که ما نباید مقتل یا زندگی اهل‌بیت را منظوم کنیم؛ قرار است ما دیدگاه شاعرانه‌مان را نسبت به آن موضوع بیان کنیم؛ مثلا درباره‌ی واقعه‌ای مثل عاشورا، این زاویه‌ی دوربین ما است که حادثه را نشان می‌دهد. من مخالف هستم که شعرهایمان مقتل منظوم باشند.

 

در این چندسال اخیر، ما شاهد بوده‌ایم که بعضی از مداحان اشعار مذهبی را روی ملودی‌های معروف و موسیقی‌های ریتمیک قرار داده‌اند. نظر شما دراین‌باره چیست؟

من نشنیده‌ام؛ اما طبیعی است موسیقی‌ای که روی یک شعر مذهبی می‌آید، باید در شان خاندان عصمت و طهارت باشد. از آن‌چیزی که در شرع ما حلال اعلام شود، می‌شود استفاده کرد؛ اما اگر در شان اهل‌بیت نباشد، قطعا قابل دفاع نیست.

 

در طول تاریخ مانند امروز، شعر قابلیت شناساندن مفاهیم و ارزش‌های مذهبی را داشته است؟ ‌

شعر در زبان فارسی  بزرگ‌ترین رسانه است؛ در زمان اهل‌بیت هم به شاعر به‌‌عنوان بزرگ‌ترین رسانه نگاه می‌کردند و اگر شعری توسط یک شعر معروف عرب سروده می‌شده، فردای آن‌روز همه آن شعر را حفظ می‌کرده‌اند.

شاعر تا چه حد می‌تواند در شعر آیینی اغراق کند؟

این را خود شاعر باید تشخیص دهد. اغراق در شعر یک صنعت است؛ البته اگر این اغراق بیش‌از حد باشد به غلو تبدیل می‌شود. شاعر نباید آن‌قدر از اغراق استفاده کند که یک اهل‌بیتِ دست‌نیافتنی برای مردم بسازد؛ چون حضرت رسول(ص) فرموده‌اند من هم بشری هستم مثل شما؛ اما درجایگاه اسوه ‌بودن. این اسوه ‌بودن اگر به اسطوره‌بودن نزدیک شود، آن‌موقع آفت و آسیب است.

 

خبرنگار: هانیه شالباف

کد خبر: 703

منتشرشده در گفتگو
صفحه1 از11

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار