انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

در سالروز تولد احمدرضا احمدی انتشار گفتگوی قدیمی با او خالی از لطف نیست. مصاحبه ای که  سال 93 در روزنامه ایران به چاپ رسید؛

احمدرضا احمدی ده‌ها دفتر شعر منتشر کرده است، طی نزدیک به 50 سال شاعری، با ویژگی‌هایی که در شعر او سراغ داریم، شاعر آوانگارد دهه چهل و پنجاه، زبان ساده، معصومیت فضا و تصاویر در شعر و... در این فاصله چندین نمایشنامه نوشت که هیچ کدام به صحنه نیامدند، چند کتاب کودک و نوجوان نوشت که جوایزی را هم برایش به ارمغان آورد اما روح تشنه و جست‌وجوگر او را سیراب نکرد تا اینکه سال گذشته با رمان «آپارتمان، دریا» تولد دیگری داشت. رمانی سوررئال که در فضای وهم و واقعیت می‌گذرد. این رمان با استقبال روبه‌رو شد و در فاصله‌ای کوتاه به چاپ سوم رسید، طوری که احمدرضا احمدی را هم غافلگیر کرد و او را ترغیب کرد رمان دوم خود را بنویسد: «مسافرخانه، بندر، بارانداز» که نشر ثالث ماه گذشته به بازار فرستاد و در همان هفته‌های اول و دوم فروشی فوق‌العاده داشت و همین بهانه یک گفت‌وگو با او را در خانه‌اش رقم زد.

 

 

 علت استقبال از رمان‌های شما را می‌توان این‌گونه تحلیل کرد که شما در شعر به تکرار رسیدید؟ اما در رمان کاری نو عرضه کردید. فضای کار شما بدیع است. سوژه تکراری نیست، حتی در بین رمان‌های امروز، کاری متفاوت است. همین عامل موفقیت رمان‌های شماست؟ شما در رمان‌نویسی امروز پیشتازید. همان گونه که در شعر دهه 40 آوانگارد بودید.

 

البته در مورد شعر، که می‌گویید به تکرار رسیده‌ام، من هیچ دفاعی ندارم. شاید درست باشد. ولی این کتاب شعرم که منتشر می‌شود، به حساب خودم شاید یک تحولی در آن باشد. واقعیت این است که هر هنرمندی در تمام طول عمر، خودش را تکرار می‌کند. به قول سزان که گفت من در تمام عمر یک سیب را کشیدم. به آثار شاعران قدیمی ما هم که نگاه کنید می‌بینید همه رباعیات خیام، یک رباعی است و یک حرف را تکرار می‌کند. شاید منتقدان هم راست می‌گویند که به تکرار رسیده‌ام. نمی‌دانم. به نظر خودم به یک جایی رسیدم که در اول دفتر در دست چاپ نوشتم: شاید این آخرین کتاب شعری است که چاپ می‌کنم، واقعیت هم همین است. البته من از این دید این را نوشتم که وضعیت جسمی‌ام مناسب نیست، نه به خاطر تکراری بودن شعرم. بیماری‌هایی دارم که معلوم نیست فردا از رختخواب بلند شوم. آن چیزی هم که وادارم کرده این قدر کار کنم، خود این بیماری‌ها بود. یعنی یک دفعه فهمیدم زندگی جدی‌تر از این حرف‌هاست. دو، سه سیلی حسابی از روزگار خوردم. در جریان جراحی چشم به دلیل غفلت پزشک دردسرها کشیدم که نزدیک بود کور شوم. در جوانی دچار سکته شدم و... در مجموع از عمر و زندگی‌ام راضی‌ام. با تمام این بیماری‌ها و گرفتاری‌ها کار کرده‌ام و همچنان کار می‌کنم. آرزو دارم 84 سال عمر کنم و 12 تا رمان بنویسم.

 

 

 درست است که این روزها بیشتر وقت و انرژی‌ شما صرف نوشتن رمان می‌شود؟

بله، نوشتن رمان کار جالبی است. به این می‌ماند که یک ماشین حفاری در حین کار با مانعی مثلاً تخته سنگ بزرگی برخورد کند، چند روز باید در این اندیشه باشید که راه حلی پیدا کنید تا کار ادامه پیدا کند. اما نوشتن شعر این مشکل را ندارد. در یک نشست نوشتن یک شعر را تمام می‌کنید. ولی در نوشتن رمان جلو می‌روید، اما ناگهان در جایی متوقف می‌شوید و کار پیش نمی‌رود. اگر بخواهید بنشینید دوباره بنویسید کار تصنعی درمی‌آید. دروغ درمی‌آید و خواننده می‌فهمد که دارید سر و ته کار را هم می‌آورید و احساس می‌کند که نویسنده سرش کلاه گذاشته است. در همین رمان «آپارتمان، دریا» دو، سه جا به بن بست خوردم. ولی کمی صبوری و با فاصله انداختن... مسیر تازه‌ای باز شد و کار ادامه پیدا کرد. در این رمان جدید هم می‌دانم چه باید بکنم. این را هم بگویم زمانی که می‌نویسم، نمی‌دانم آخر رمان چه خواهد شد و سرنوشت شخصیت‌ها چگونه رقم می‌خورد و کار در چه وضعیتی تمام می‌شود. پایان‌بندی هیچ یک از رمان‌هایم را نمی‌دانم چگونه خواهد بود. در عمل چگونگی‌اش را پیدا می‌کنم.

 

 

 هیچ‌یک  از نویسندگانی که امروز رمان می‌نویسند وارد این فضا که شما می‌نویسید، نشدند. هم به‌لحاظ سوژه داستان، هم به لحاظ زبان و شیوه روایت پردازی. شاید همین مؤلفه‌ها عامل موفقیت رمان‌های شما شده است. چون برای خوانندگان به‌دلیل متفاوت بودن جذاب است.

 

من حتی در تعریف کردن لطیفه هم موضوع را کش نمی‌دهم. در شوخی‌ها هم حوصله ندارم کش‌اش بدهم. می‌خواهم سریع ماجرا تمام شود. مردم حوصله ندارند، یک چیز دیگر هم برای شما اعتراف کنم: هیچ‌کدام از این سه، چهار کتابی که در می‌آید، از دویست صفحه بیشتر نمی‌شود.

 

البته وقتی رمان من منتشر شد، یک آقایی اعتراض کرد که چرا در این سن شروع کردی به نوشتن رمان. من هم گفتم: نمی‌دانستم برای نوشتن رمان از شما هم باید اجازه می‌گرفتم. برخی هم می‌گفتند این رمان نیست و شعر است، یکی هم گفت من شعر احمدرضا احمدی را بر رمان هایش ترجیح می‌دهم. من از اول آدمی نبودم که بنشینم، حتی آن موقع که بیماری و گرفتاری به سراغم آمده بود. در حوزه ادبیات کودکان هم که کار می‌کردم کارم با آثار بقیه نویسندگان فرق دارد؛ یعنی تخیل خودم بود، کار خودم بوده، از تقلید و رونویسی آثار دیگران نفرت دارم. از اینکه آثارم شباهت به آثار دیگران داشته باشد، گریزانم. آل احمد کار مهمی که کرد در مدیر مدرسه، ادبیات داستانی ما را از سیطره بوف کور صادق هدایت خارج کرد.

 

یعنی آمد در یک وادی دیگر قلم زد. بعد از آن حدود بیست الی سی سال، رمان فارسی زیر سیطره «ملکوت» بهرام صادقی بود. من کوشش کردم، فضایی دیگر در ادبیات داستانی ترسیم کنم، حالا چقدر موفق شدم، قضاوتش با خوانندگان است.

 

 

 خانم نفیسی هم در کتاب «آن دنیای دیگر» به نقد و بررسی کتابی از ناباکوف می‌پردازد به نام «حرف بزن حافظه». یا مارسل پروست هم در رمان «در جست‌و‌جوی زمان از دست رفته» همه گذشته را براساس حافظه روی کاغذ می‌آورد. شما در رمان از شاعران سوررئالیست فرانسوی نام می‌برید. آیا هیچ از نزدیک با آنها ملاقات داشتید؟ خاطراتی از آنها دارید؟

 

نه. نه. ماجراهای فرانسه و حضور شاعران سوررئالیست فرانسوی در رمان هم، همه براساس تخیل است. من تنها شاعر فرانسوی که دیدم که اتفاقاً سوررئالیست هم نبود، ایوبون فوا بود که رویایی و دوستانش او را به انتشارات روزن دعوت کرده بودند. ما یک شب او را ملاقات کردیم و بعد نادرپور و رویایی شعرهایش را ترجمه کردند که من در جنگ روزن چاپ کردم. بعد در این کتاب شعر فرانسه که سپانلو مترجم و گردآورنده اش بود. از ایوبون فوا شعرهای زیادی آورده است.

ولی شاعر سوررئالیست نبود. من دورا دور شاعران سوررئالیست را می‌شناسم. پاریسی که من در رمان ساختم، یک مقدارش براساس تخیل است، مثلاً در همین آخرین رمان «آیا با فقر می‌توان پاریس را دوست داشت؟» خیلی ازاسامی میدان‌ها و خیابان‌ها را از خانمی که در آن جا سال‌ها زندگی کرده، پرسیدم که یک وقت غلط نباشد. البته اگر غلط هم بوده باشد مهم نیست، چون تمامش تخیل است.

 

 

 اگر بخواهید فضای جامعه ادبی امروز را با فضای فرهنگی و ادبی دوران جوانی خودتان مقایسه کنید...

فرق چندانی نکرده است. آدم‌ها که عوض نمی‌شوند. آدم‌ها همان آدم‌ها‌یند، رفتارها هم همان رفتارهاست. همسن و سال‌های من آن زمان تحویلم که نگرفتند هیچ، قدیمی‌‌ها هم فحش می‌دادند. استقبالی که در این سال‌ها از کتاب‌های شعرم شده، از طرف جوان‌ها بود، به‌دلیل اینکه آنها دنبال چیزی می‌گشتند که نو باشد، متفاوت باشد. البته از آن طرف هم کار آدم‌سخت می‌شود. همین که منتقدان و اهل قلم پشت سرم می‌گویند، کارهای احمدرضا تکراری است، شاید هم راست بگویند. هیچ دفاعی در برابر این داوری ندارم. علتش این است که باید تحولی در درون آدم اتفاق بیفتد، بعد زندگی ‌ات عوض شود که نمی‌شود. بنده اگر پول کلانی داشتم شاید جهان را طور دیگری می‌دیدم. البته پول زیاد هم آدم را تنبل می‌کند و آدم دچار رخوت می‌شود. بعضی‌ها دچار نخوت می‌شوند، اسم نمی‌برم. آدمی بود که هیچ‌کاری نکرده بود اما همیشه ادعا داشت.

 

 

 می‌خواهید بگویید، نخستین پله‌های ترقی را فروغ جلوی پای شما گذاشت. محافل ادبی و روشنفکری ما اجازه مطرح شدن شما را نمی‌داد؟

نخیر، نمی‌دانم. تداوم، جانزدن، پشتکار، سالم بودن، این‌ها عوامل پیشرفت من بودند؛ اگر پیشرفتی داشته‌ام. چاه‌های زیادی سر راه هنرمندان و اهل قلم هست، که باید مواظب بود در این چاه‌ها نیفتید، در ایران نیمی از وجودت باید صرف این شود که خراب نشوید. من طوفان‌های زیادی را از سر گذراندم، خیلی‌ها هم در این طوفان‌ها رفتند و گم شدند. یکی دیگر از عوامل ماندگاری هنرمند این است که خودش را دست کم نگیرد. خودخواهی،  همه چیز را از بالا نگاه کردن، غرور و خودپسندی هم خطرش در حد مواد مخدر است، بعد هم خیال کنید، به قله رسیده‌اید. آدم هیچ وقت به قله نمی‌رسد.

 

 

 شما که الان اهل هیچ مجلس و محفلی نیستید، آیا قبل از انقلاب هم همین طور بودید؟ یعنی به کافه نادری و کافه فیروز و... نمی‌رفتید؟

می‌رفتم اما قضایای بعد از کافه را دنبال نمی‌کردم، همان موقع به عشق مادرم بودکه دنبال چیزی نمی‌رفتم. بعد از انقلاب هم به عشق زن و بچه‌ام بود، از هر چیزی که مرا از شعر و ادبیات دور کند پرهیز می‌کردم. کار هنری کار تفننی نیست، کار حرفه‌ای است مثل همه کارها. اگر حرفه‌ای در هنر رفتار کنید به جایی می‌رسید اما اگر غیر این باشد غرق می‌شوید و از هنر دور.

 

 

 فکر می‌کنید منتقدان ما از قافله عقب مانده‌اند یا هنرمندان از زمان خودشان جلوترند؟چون شما هم بابت نخستین دفترهای شعر بد و بیراه شنیدید. حالا می‌گویید با سهراب هم این معامله را کردند.

فکر نکنید، آن‌ها این آثار را نمی‌فهمند، می‌فهمند اما حسادت و کینه نمی‌گذارد محال است که این آثار را نفهمند. به همین خاطر خود شاعر یا نویسنده باید خیلی استوار و ثابت‌قدم باشد نباید جا بخورد و به این نوع اظهارنظرها توجه کند. نه ستایش و نه انتقاد نباید روی فعالیت‌هایش تأثیر بگذارد.

 

 

 نسل جدیدی از مترجمان شروع به کار کردند که در بین آنها تعدادی مترجمان خوب هستند.

یک زمانی سه تا مترجم داشتیم. الان نگاه کنید، چقدر مترجم هست، چقدر دارند کار می‌کنند. در بین همین مترجمان، مترجمان زبده‌ای هم پیدا می‌شوند. نگران نباشید. شما ترجمه‌های اول امثال سید حسینی را نگاه کنید، اینها هم راه می‌افتند. خدا کند راه را ادامه بدهند. وسط کار ترجمه را رها نکنند، تداوم در جامعه ما نیست، در هر کاری. شما در غرب می‌بینید، پشت هر چیز و هرجریانی صدسال، دویست سال سابقه وجود دارد؛ تنها چیزی که در این کشور تداوم داشته روزنامه اطلاعات است که هشتاد ساله است.

 

البته کیهان هم هست.

بله، کیهان هم از سال‌های دور تا امروز تداوم داشته و دارد. این دو تا روزنامه هستند که 80-70 سال سابقه دارند.

 

 

شما با گروه‌های متعددی از هنرمندان در تعامل و دوستی هستید. هنرمندان موسیقی، نقاشان، فیلمسازان و... این تنوع دوستان ناشی از علاقه شما به همه هنرهاست؟

اتفاقاً بیشترین رفقای من در بین نقاشان بودند. یعنی بهمن محصص، سهراب سپهری و... دلیلش را هم نمی‌دانم، البته در بین شعرا هم رفقای زیادی دارم و داشتم. من با هیچ کدام‌شان بد نبودم. همیشه هم احترام آن‌ها را داشتم. شما دیدید که من هم با شاملو رفیق بودم، هم با نادرپور، که این دو با هم دشمن بودند. هم با سهراب سپهری رفیق بودم هم با رؤیایی که دو مسیر جداگانه را در شعر دنبال می‌کردند. با همه شاعران نسل قبل رابطه خوبی داشتم، علت‌اش هم این است که خودخواهی و منم منم نداشتم. من در بین همسن و سال‌های خودم دیدم که راجع به فروغ چقدر توهین‌آمیز رفتار می‌کردند. من هیچ‌وقت این رفتارها را نداشتم. نمی‌گویم سعه صدر داشتم، اصولاً اهل دعوا و جنجال‌های ادبی نبودم. آن‌ها هر کدام یک کاری کردند. هر کسی در زمینه کار خودش زحمت کشیده است.

جالب است که پنج شش شاعر در آن زمان بودند که هیچ‌کدام کارشان شبیه هم نبود، یعنی ابتهاج هیچ شباهتی به شاملو نداشت رؤیایی هم شباهت به هیچ‌کس ندارد. اخوان مثل بقیه شعر نمی‌گفت. الان اشکال کار در این است که شما اسامی و امضای افراد را از پای شعرها بردارید، فکر می‌کنید همه این شعرها را یک نفر گفته است.

 

 

در عرصه شعر و هنر، هرکسی یک مخاطب فرضی در ذهن خودش دارد. یکی برای عشق اول خودش می‌نویسد، یکی برای عشق – مثل شاملو- می‌نویسد. شما برای چه کسی شعر می‌نویسید، در جوانی عاشق شده‌اید؟

زیاد عاشق شدم. آن کتاب «دفترهای کاهی» هست دیگر. اسم هم آوردم ولی الآن شعری دارم که می‌گویم دیگر «تویی» وجود ندارد. من عاشق شده بودم دیگر.

کسی بوده که چهل سال پیش عاشقش بودم، تازه دو سه سال است که می‌آید توی خوابم... این شعرها خیلی‌اش راجع به اوست. شعرهای من دو تا محرک داشت و به من در سرودن شعر انگیزه می‌داد، هنوز هم می‌دهد. یکی مرگ است و یکی عشق. اگر این انگیزه‌ها نباشد. آدم نمی‌تواند شعر بگوید.

 

 

 فکر می‌کنید به آنچه در ادبیات می‌خواستید، رسیده‌اید؟ یعنی بهترین کارهایت را نوشته‌ای و عرضه کرده‌ای؟

نمی‌دانم، هنوز جا دارم. شاید باز یک کار دیگر بکنم که شما تعجب کنید و همه را غافلگیر کنم. خودم هم تعجب می‌کنم مثلاً آخرین رمانی که دستم هست رمان «تفاهم» نمی‌خواهم در این رمان کار عجیب و غریبی بکنم به دلیل اینکه نمی‌خواهم خواننده را رم بدهم. می‌گذارد کنار، حوصله ندارد که تو پیچیده بنویسی و خواننده تلاش کند تا آن را کشف کند. یا پیدا کند زمان چه جوری است، کجا شکسته شده، اصلاً از این اداها را دوست ندارم. می‌دانم کی‌ها این کارها را می‌کنند در ادبیات جهانی ولی من نمی‌کنم. به دلیل اینکه آن را توهین به ذهن و شعور خواننده می‌دانم، اگر بخواهم گیجش کنم، چرا باید نشانی غلط به خواننده بدهیم؟

 

 

  شما اهل مطالعه تئوری داستان و شعر و نقد گویا نیستید؟

من از تئوری بدم می‌آید. با تئوری هیچ کار نمی‌شود کرد. درباره شیوه‌ها و شگردهای داستان نویسی حتی یک کتاب نخواندم. کتاب‌هایی که منتشر می‌شوند چگونه بنویسیم و شیوه‌های داستان نویسی و... هیچ‌وقت نرفتم سراغ‌شان؛ نوشتن که تئوری ندارد.

 

 

شما اشعار شاعران روس را تعقیب می‌کردید. آثاری که از آخماتووا و دیگران ترجمه می‌شود.

من که زبان نمی‌دانم، زبان روسی نمی‌دانم. شانس آوردم که زبان نمی‌دانم وگرنه به من اتهام می‌زدند که شعر آن‌ها را بلند کردی. فریدون فریاد در ترجمه شعر خدمتی به جامعه فرهنگی کرد. کتاب «شعر امروز یونان» را ترجمه کرد. خیلی دلم می‌خواهد یکی هم پیدا شود که شعر پازولینی را ترجمه کند. در اینجا خدمتی که به ما شد و نمی‌توان انکار کرد، خدمتی بود که مترجمان شعر به شعر نو ایران کردند. آقای احمدپوری، فریده حسن زاده، قاسم صنعوی، سپانلو، فریدون فریاد، علی عبداللهی، فؤاد نظیری و... این‌ها خیلی به ما خدمت کردند. چشم ما را به روی شعر جهان باز کردند.

 

 28 آبان 93/ روزنامه ایران

کد خبر: 906

 

منتشرشده در گفتگو

سعید بیابانکی می‌گوید: طنز نیاز جامعه است، به ‌طوری ‌که معیاری در جهت تشخیص حال خوب یا بد جامعه محسوب می‌شود.

 

این شاعر و طنزپرداز در حاشیه مراسم پایانی دومین  جشنواره ملی طنز دانشجویی «تلخند» در زنجان اظهار کرد: بسیاری از معضلات و مشکلات را می‌توان با زبان طنز بیان کرد. طنز گونه‌ای از فریضه امر به معروف و نهی از منکر با زبان شیرین و دلنشین است.

 

او در ادامه متذکر شد: طنز زمانی به اوج خود می‌رسد که تضادها در جامعه به اوج خود برسد، به‌طور مثال شخصی از دانشگاه با معدل و نمره بالا فارغ‌التحصیل می‌شود اما در جامعه بی‌کار است ولی در مقابل شخصی بدون داشتن مدرک تحصیلی و تخصص خاصی مدیر یک مجموعه می‌شود و این اوج طنز به‌شمار می‌آید.

 

بیابانکی همچنین گفت: زیاد نوشتن و زیاد مطالعه کردن اصل مهم در موفقیت محسوب می‌شود؛ چراکه فعالیت در حوزه ادبیات طنز بسیار سخت‌تر از بخش جدی است و به تمرین و تلاش نیاز دارد.

 

این شاعر و طنزپرداز در پایان اظهار کرد: آثار ارائه‌شده در دومین جشنواره ملی طنز دانشجویی «تلخند» بسیار خوب بود و در بخش شعر طنز از سوی دانشجویان شرکت‌کننده آثار قابل توجهی ارسال شده بود.

 

کد خبر: 897

منتشرشده در گزارش

مراسم تدفین و خاکسپاری سیدکریم قنبری، شاعر پیشکسوت کرمانشاهی صبح امروز برگزار شد.

 

مراسم تدفین و خاکسپاری سیدکریم قنبری، با حضور شاعرانی چون امید چاوشی، ابراهیم اسماعیلی اراضی، اکبر کتابدار، حمیدرضا شکارسری، علیرضا بندری، اعضای کانون ادبی هنگام و جمعی از علاقمندان به شعر در بهشت زهرای تهران برگزار شد.

 

این شاعر پیشکسوت کرمانشاهی،چهارشنبه شب در سن 74 سالگی در بیمارستان تهرانپارس درگذشت.

 

امید چاوشی اظهار کرد: کریم قنبری، شش روز پیش به دلیل سکته مغزی به بیمارستان تهرانپارس منتقل و متاسفانه ساعت 22 چهارشنبه در این بیمارستان درگذشت.

 

چاوشی در توضیح آثار این شاعر گفت: استاد هیچ اعتقادی به چاپ کتاب نداشت اما با اصرار من و دیگر شاگردان آثارش جمع‌آوری شده است و من فکر می‌کنم چهار جلد از اشعار وی تا پایان شهریور ماه سال جاری منتشر شود.

 

لازم به ذکر است که سید کریم قنبری مدرس اسبق دانشگاه هنر و ادبیات دانشگاه تهران سال ۱۳۲۳ در کرمانشاه متولد شد. دوران کودکی و تحصیلات خود را در قصر شیرین گذراند. قنبری از دوران نوجوانی به سرودن اشعار پرداخت.

 

 شعرهای او تاکنون به صورت پراکنده در نشریات، جُنگ‌های ادبی و مجموعه شعرهای گردآوری شده، انتشار یافته است. قنبری به غیر از سرودن شعرهای آیینی و مذهبی، اجتماعی، سبک شعر ساده را به نام خود به ثبت رسانده است.

 

وی یکی از اعضای ثابت کانون ادبی هنگام است و فوت او ضربه سختی به اعضای این مجموعه ادبی وارد کرده است.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

کد خبر: 893

 

 

منتشرشده در گزارش

 

آیین رونمایی و نقد و بررسی مجموعه شعر «حرف خصوصی» اثر علی عطری برگزار شد.

مراسم رونمایی از مجموعه رباعی های علی عطری روز گذشته در اداره آموزش و پرورش ناحیه 19 با حضور تعداد بی شماری از علاقمندان به شعر، شاعران و خبرنگران برگزار شد.

 

در این مراسم شاعران و منتقدانی چون حمیدرضا شکارسری، بیژن ارژن، حسین زحمتکش، سجاد سامانی، مرتضی حیدری، علی منصوری، زینب میرشجاعی، شهریار نراقی، صابر سعدی پور، محسن محمدی، محسن انشایی، امید روزبه، میثم بهاران، مریم قربانی، سارا بهرامی، آرمین یوسفی و... حضور داشتند.

 

بهروز آورزمان در کسوت مجری برنامه عطری را شاعری جسور و بی پروا دانست. از شاعرانی چون خیام، مولانا و دیگران نام برد و گفت: با وجود چنین رباعی سرایان قدری شاعر باید بسیار جسور باشد تا قالب رباعی را برای خود انتخاب کند.

 

آورزمان افزود: رباعی بسیار سخت است. چراکه مجال جولان شاعر را می‌گیرد و محدودیت ردیف و قافیه دارد. علی عطری شاعری بالقوه تواناست و بخشی از این توانایی را در «حرف خصوصی» به فعلیت رسانده است.

 

 

در ادامه این مراسم بیژن ارژن که از رباعی سرایان برجسته معاصر است، پشت تریبون حاضر شد و تاریخچه ای از رباعی از بدو تا امروز را برای علاقمندان توضیح داد.

 

حمیدرضا شکارسری نیز به عنوان منتقد صحبت های جامعی در خصوص عطری و کتابش داشت. شکارسری گفت: گاهی شعرا در زمره شاعران آوانگارد می‌گنجند. جریان های شعری روزگار خود را نمی‌پذیرند و از خود چیزی ابداع می‌کنند. برخی دیگر از جریان های رایج تبعیت می‌کنند که اینان خود به دو دسته تقسیم می‌شوند. کسانی که چیزی به این جریان اضافه نمی‌کنند و کسانی که چیزی به آن می‌افزایند.

 

شکارسری افزود: علی عطری از شاعران دسته آخر است که به جریان رباعی سرایی چیزی اضافه کرده است. در روزگاری هستیم که مخاطب حوصله زیادی ندارد. کوتاه سرایی حتی در قالب کلاسیک هم خود را نشان می‌دهد.

 

این شاعر و منتقد در ادامه گفت: حرف خصوصی علی عطری ویژگی های شاخصی دارد. یکی از آن ها درست بودن ساختار رباعی است. در رباعی های عطری تا زمانی که بیت اول تاثیر خود را نگذارد، بیت دوم تاثیر درست و ضربه وار ندارد.

 

شکارسری اضافه کرد: رباعی های عطری گونه ای ملاحت، شیرینی و نوعی حرکت آگاهانه به سمت دیپلماسی طبیعی کلام دارد. عطری تخیلی عجیب دارد. وجود چهار مصراع، تخیل را محدود می‌کند. اما عطری به خوبی از پس آن برآمده است.

 

این استاد شعر سپید، نکته مهم دیگری را یادآور شد. اینکه مجموعه «حرف خصوصی» تنها یک مجموعه شعر نیست. یک کتاب شعر است. مجموعه شعر، انتخابی تصادفی از اشعار یک شاعر است. اما کتاب شعر انتخابی هدفمند از اشعار است. عطری چهارپاره های محاوره ای بسیار خوبی دارد. اما در این کتاب تنها رباعی آمده است.

 

 

حمیدرضا شکارسری در پایان صحبت های خود گفت: در پایان خوانش این کتاب، به خوبی راوی را می‌شناسیم. با شخصیتی روبرو می‌شویم که پایه نگاهش به جهان مذهبی است. نیمی از اشعار این کتاب مضامین مذهبی و نیمی دیگر حتی آن هایی که شاعرانه و عاشقانه است نیز درون مایه های مذهبی دارد.

در ادامه این مراسم شاعران به شعرخوانی پرداختند و علی عطری «حرف خصوصی» را برای علاقمندان امضا کرد.


لازم به ذکر است که علی عطری دبیر ادبیات مقطع دبیرستان است و شاگردانش در مراسم رونمایی از «حرف خصوصی» او سنگ تمام گذاشتند.

 

کد خبر: 890

منتشرشده در گزارش
شنبه, 08 ارديبهشت 1397 ساعت 11:04

معرفی شاعر هفته؛-زینب رسولی-

زینب رسولی متولد 24 تیر 1365 و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی طراحی لباس است.

او  از نوجوانی به همراه مادرش، لیلا رسولی (شاعر) در جلسات شعرخوانی و نقد  شرکت می‌کرد. حضور در این محافل، زمینه‌ای برای آشنایی او با ادبیات و شعر را فراهم کرد.

این‌شاعر جوان در جلساتی مانند جلسات شعر کتابخانه امیر کبیر در کرج شرکت کرده است. رسولی در سن هجده سالگی نگارش دلنوشته‌ و شعر به‌صورت غیرحرفه‌ای از سر گرفت؛ اما در سن بیست و شش سالگی تصمیم گرفت شعر را به‌صورت حرفه‌ای‌تر دنبال کند.

 حدود یک‌سال ترانه نوشت اما پس از آن  به شعر سپید علاقه‌مند شد.

رسولی کتاب‌های《تاریخ تحلیلی شعر نو» از محمد شمس لنگرودی  و سری کتاب های «شعر زمان» از محمد حقوقی را تاثیرگذار در علاقه‌اش به شعر و انتخاب این حوزه می‌داند.

مجموعه‌ی شعرهای زینب رسولی با عنوان《بارانی بلند》در سال ۹۶ به همت نشر نزدیک‌تر به چاپ رسید.

 

 

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

قیصر امین پور از جمله شاعرانی بود که در شکل گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تاثیرگذار بود.

 

قیصر امین پور یکی از تاثیر گذارترین شاعران دوره انقلاب اسلامی است. وی از جمله شاعرانی بود که در شکل گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۶ تاثیرگذار بود. وی در آن زمان مسئول صفحه شعر هفته نامه سروش بود. اولین مجموعه شعرش با نام «دفتر آفتاب» را در سال 1363 منتشر کرد که در قالب های رباعی و دو بیتی بود. پس از آن کتاب «تنفس صبح» را منتشر کرد. این کتاب تعدادی از غزل های این شاعر را به همراه بیست شعر نیمایی اش دربرمی گیرد. برخی به اشتباه تصور می‌کنند شعرهای نیمایی این شاعر شعر سپید است و نیمایی نیست.

 

قیصر امین پور با وجود اینکه هیچگاه شعر بی وزن نسرود، شعر سپید  را هرگز رد نکرد. وی در سال 1368 برنده جایزه نیما یوشیج با عنوان مرغ آمین شد. وی در سال 1382 عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی شد. شعرهای امین پور از نظر بلاغی ارزشمند بود و بر ظرفیت توانمندی زبان فارسی افزود. او توانست ویژگی های سبکی و بلاغی شعر کلاسیک و نیمایی را با شعرهایش تلفیق کند. یکی از عوامل موثر در برجستگی سبکی آثار قیصر امین پور، نوآوری در بلاغت و درک انتظار مخاطبان امروز از شعر است.

 

قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید، در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی وی بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد، ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر «به قول پرستو» و «مثل چشمه مثل رود» آوازه و شهرت خوبی دارند.

 

در شعر قیصر امین پور ویژگی هایی چون مضامین بکر، اندیشه های نو، زبان امروزی،گوناگونی موضوعات، تنوع وزن ریتمیک و همچنین واژه های موزون و خوش آهنگ در شعرهای کودک و نوجوانش وجود دارد. قیصر امین پور نامی آشنا در حوزه کودک و نوجوان بود. وی مانند بسیاری از شاعران در این حوزه زیاد نمی ماند و از نمونه های آثار وی در این بخش می توان به «مثل چشمه مثل رود»، «به قول پرستو»، «تنفس صبح» و «در کوچه انقلاب» اشاره کرد.

 

امین پور محصول تلاش فكرى سالهاى 57 و نسل دوم انقلاب است. او در سال 1357 زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشكى در دانشگاه تهران ترك كرد، اما پس از مدتى از این رشته انصراف داد و به رشته علوم اجتماعى نقل مكان كرد. باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات مشغول به تحصیل شد. در همان سالها در شكل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شكاك، حسین خسروجردى و ... همكارى داشت. گروهى كه بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعدها چهره هایى چون عبدالملكیان، كاكایى، فاطمه راكعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت سال بعد یعنى در سال 1366 او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و 2 سال بعد به كمك دوستانش دفتر «شعر جوان» را راه اندازى كرد.

 

سید عباس سجادی، مدیرعامل بنیاد آفرینش های هنری نیاوران درباره قیصر امین پور می گوید: امین‌پور از نظر من انسان غریبی بود. پشت چهره همیشه خندان وی، غمی نهفته بود، زیرا این شاعر بزرگ هیچ‌گاه از درد جامعه دور نبود.

 

در بخشی از مقاله دکتر نظری استاد دانشگاه در خصوص امین پور آمده است: قیصر از معدود شاعرانی است که اخلاق و انصاف را در اشعارش رعایت کرده‌است. وی شاعری بوده که انقلاب را تجربه کرده ولی از شتاب زدگی در اشعارش اجتناب می‌کند، در اشعار قیصر می‌توان ظرایف و تعامل را دریافت کرد. قیصر شاعری است که ساکن آرمان شهر و سازنده آرمان شهر بود. قیصر جامعه‌ای آرمانی که عدالت در آن گسترده باشد طلب می‌کرد، آرمان شهری که پیوند میان فرد و مذهب را می‌پندارد.

 

مقام معظم رهبری در پیام تسلیت درگذشتشان برای قیصر امین پور نوشتند: «با اندوه و دریغ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانهٔ انقلاب دکتر قیصر امین‌پور را دریافت کردم. از دست دادن او برای اینجانب و برای همهٔ اصحاب شعر و ادب، خسارت‌بار است. او شاعری خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله‌های این هنر بزرگ پیش می‌رفت… او و دوستانش نخستین رویش‌های زیبا و مبارک انقلاب در عرصهٔ شعر بودند و بخش مهمی از طراوت و جلوهٔ این بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزیز و دیگر دوستان همراه اوست.»

 

از نمونه اشعار قیصر امین پور می توان به اشعار ذیل اشاره کرد:

 

«حرف‌های ما هنوز ناتمام…

تا نگاه می‌کنی:

وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه باخبر شوی

لحظهٔ عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی…

ای دریغ و حسرتِ همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!»

 

وی همچنین می سراید:

 

«و قاف حرفِ آخرِعشق ست

آنجا که نام کوچک من

آغاز می‌شود»

 

 کد خبر: 876

منتشرشده در گزارش

مراسم یادبود و بزرگداشت زنده‌یاد سیدحسن حسینی عصر روز 21 فروردین ماه با حضور چهره‌های شعر و ادبیات مانند ساعد باقری، جواد محقق، سهیل محمودی، بهروز یاسمی، وحید امیری، حسام‌الدین سراج، مصطفی رحمان‌دوست،‌ قاسمعلی فراست، شروین سلیمانی، اکبر آزاد، عبدالجبار کاکایی، نیلوفر لاری‌پوری، اسماعیل امینی، پرویز بیگی، حجت‌الله صیدی و خانواده مرحوم حسینی و قیصرامین‌پور برگزار شد. اجرای این مراسم را امیرپوریا محمودی به‌عهده داشت.

 

سهیل محمودی که نخستین سخنران این نشست بود با اشاره به ضعف‌های قرن 21 گفت: ما در زمانه‌ای زندگی‌ می‌کنیم که متاسفانه از اواخر قرن نوزدهم خالی از الگو شده است و متاسفانه ما در این دوره خبردهنده نداریم تا خبرهای بزرگ و جدید را  به ما بدهند. شما صفحات تاریخ را ورق بزنید و ببینید که بعد از افرادی مانند ویکتور هوگو، داستایفسکی، تولستوی و تاگور چه کسانی پا به عرصه گذاشته‌اند؟

 

وی ادامه داد:‌ نشانه‌ها در دنیای امروز تمام شده است و دیگر تولستوی نیست که با قطار شهر به شهر را بگردد و درباره ثروت عده‌ای صحبت کند و زندگی به شکل سرمایه‌داری را رد کند.

 

این شاعر با انتقاد از فضای رسانه ملی گفت: به خاطر دارم که زمانی با همه سختی‌ها و مشکلات افرادی مانند سیدحسن سادات ناصری، محمدابراهیم باستانی پاریزی و مهرداد اوستا در رسانه ملی صحبت می‌کردند اما امروز ما به سمت تهی شدن در حال حرکت هستیم و الگوهای جوانان یا مهمان‌های شبکه «من‌وتو» و یا برنامه‌هایی مانند «خنداوانه» و «دورهمی» هستند.

 

وی افزود: دغدغه امروز من گران شدن دلار و یورو نیست و من نگران آن هستم که 20 سال دیگر چه بر سر ما خواهد آمد. ما که الگوهایی بزرگ داشتیم، این همه ضعف داریم، وای به حال بچه‌های من و شما که مهمان‌های «دورهمی» و «خندوانه»‌ الگوهای آنها هستند. به نظر من دلار 6 هزار تومانی فاجعه نیست؛ بلکه فاجعه این است که ذهن نسل آینده با مهمان‌ها دورهمی ساخته خواهد شد.

 

محمودی با اشاره به حضور شاعران و اهالی قلم در برنامه‌های تلویزیونی اظهار کرد: البته منظورم از الگوهای دورهمی شاعران و اهالی قلمی نیست که به این برنامه رفته‌اند، چراکه آن بخش‌ها جزو شاخص‌ترین قسمت‌های این برنامه‌ها بوده و هر 20 قسمت یک بار چنین اتفاقی رخ داده است. در کل جهان خالی از اسطوره‌ها شده است و من برای نسلی که اوستا، قیصر و سیدحسن حسینی را ندیده است، حسرت می‌خورم.

 محمودی در بخش پایانی صحبت‌هایش درباره سیدحسن حسینی گفت:‌ به اعتقاد من هرچه بیشتر زمان بگذرد، مردم بیشتر سیدحسن حسینی را خواهند شناخت؛ چراکه او همانند قله‌ای است که به وسیله ابرها پوشیده شده است و رفته‌رفته ابرها کنار خواهند رفت و نوک قله نمایان می‌شود.

 

در ادامه برنامه شروین سلیمانی در توضیح کوتاهی درباره طنز در آثار سیدحسن حسینی گفت:‌ زنده‌یاد سیدحسن حسینی یک شخصیت آرمانگرا داشت که این ویژگی در شعرهایش به خوبی مشهود است. او آرمانگرا بود و آنچه بین شرایط موجود و شرایط آرمانی وجود داشت، آزارش می‌داد، به همین دلیل از استعداد خود استفاده می‌کرد و با زبان طنز به نقد شرایط موجود می‌پرداخت.

 

حجت‌الله صیدی، مدیرعامل بانک صادرات و شاعر نیز در صحبت‌های کوتاهی گفت:‌ 14سال است که ما سال جدید را با یاد سیدحسن حسینی شروع می‌کنیم، عزیزی که ما خیلی زود او را از دست داده‌ایم. در همه این سال‌ها سوالی رازگونه در ذهن من وجود دارد. نمی‌دانم چرا بااینکه برخی شعرهای سید را ما همه حفظ هستیم و بارها شنیده‌ایم اما وقتی در یک مراسمی مثل مراسم امروز دوباره می‌شنویم، باز برای ما تازگی دارد و بعد از قرائت به نکات تازه‌ای پی می‌بریم.

 

 

وی ادامه داد: همانطور که سهیل محمودی گفت، انسان‌های فرزانه در جامعه ما به‌شدت کم شده‌اند. به نظر من رباعی گفتن و موفق شدن کار انسانی فرزانه است، درست شخصیتی مانند سیدحسن حسینی. در آخر به اعتقاد من اگر کسی در سال‌های بعد از انقلاب به دنبال فرزانگی شاعر می‌گردد، باید در کارهای سیدحسن حسینی آن را پیدا کند.

 

حسام‌الدین سراج نیز قبل از اجرای قطعه‌ای از سیدحسن حسینی گفت:‌ بعد از فوت قیصر امین‌پور، تب قیصر جامعه را فراگرفت و باعث شد که همه جا صحبت از او باشد و قیصر آنطور که شایسته است در جامعه معرفی شود. خوشحالم که بالاخره بعد از گذشت 14 سال از فوت سیدحسن حسینی، رفته‌رفته جامعه ادبی روی آثار او نیز متمرکز شده است و می‌توان امیدوار بود که به مرور صحبت‌های بیشتری درباره او بشنویم.

 

ساعد باقری که آخرین سخنران این نشست بود با اشاره به اهمیت پرداختن به سیدحسن حسینی اظهار کرد: ضرورت بازشناسی سیدحسن حسینی مدت‌هاست ذهن مرا درگیر کرده است. روز گذشته داشتم با خودم فکر می‌کردم که امروز درباره چه ویژگی سید صحبت کنم که کمتر از آن حرف زده شده و به این نتیجه رسیدم که باید درباره روشنفکری او صحبت کنم.

 

وی ادامه داد: نمی‌دانم چرا وقتی در جامعه ما حرف از روشنفکر می‌شود، ذهن‌ها به سمت خاصی می‌رود، سمتی که با هیچ تعریفی، هیچ ربطی به روشنفکری ندارند، افرادی که فقط در حال اعتراض و هنجارشکنی هستند. بنابراین منظور من از روشنفکر کسی است که دید وسیع‌تری از سایر افراد جامعه دارد، آینده را می‌بیند و می‌داند که در روزهای آتی چه خطرهایی جامعه را تهدید می‌کند و از چه موقعیت‌هایی به‌عنوان فرصت می‌توان استفاده کرد.

 

این شاعر در توضیح شخصیت روشنفکر سیدحسن حسینی گفت:‌ من نه تنها در شعر، بلکه در ترجمه‌ها، خاطرات و مقالات سید این روشنفکری را می‌بینم. او در تک‌تک نوشته‌هایش درد عمیقی را منتقل می‌کرد، دردی که از دیدن و دانستن نشات می‌گرفت. البته در اینجا منظورم از دانستن فهمیدن مجهولات نیست، بلکه آینده‌نگری است. به نظر من کتاب «سکانس کلمات» برای شناخت سیدحسن حسینی بسیار راه‌گشاست؛ این کتاب طنین یک آخ بلند است.

 

وی افزود: در جلسه هفته گذشته عده‌ای به من اعتراض کردند که چرا آنقدر به سیدحسن حسینی می‌پردازید و به سایر شاعران بزرگ توجهی ندارید. من در جواب باید بگویم که این ضرورت وجود دارد که ما به همه شاعران معاصر مانند سایه، شاملو، فروغ، قیصر،‌ نیما و دیگران بپردازیم اما این را باید بگویم که در مقابل نقش و جایگاه سید حسن حسینی در شعر بعد از انقلاب، هرچه که درباره او بگوییم کم گفته‌ایم.

 

در پایان این نشست از خانواده سیدحسن حسینی تقدیر  و از دیوان کامل اشعار او که توسط انتشارات کتاب آبی منتشر شده است، رونمایی شد.

 

کد خبر: 865

منتشرشده در گزارش
چهارشنبه, 22 فروردين 1397 ساعت 11:01

معرفی شاعر هفته؛-مریم بذری-

مريم بذری متولد چهارم تیرماه ۶۱  و دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته‌ی  مديريت دولتی است.  او در نوجوانی و در مدرسه با سرودن دوبیتی برای هرکدام از انشاهای خود، وارد دنیای شعر شد.

 او همچنین در این دوره داستان کوتاه می‌نوشت و عضو کانون ادبی بود.


 بذری چنین عنوان می‌کند که  در دوران نوجوانی  "منت خدای را"  زمزمه می‌کرد و مطالعه را یکی از رمزهای موفقیتش می‌داند.

این شاعر جوان  از سال 82 تا سال 87 به‌طور جدی نوشتن شعر و داستان کوتاه را از سر گرفته بود و از سال 92 همزمان با شروع دوباره‌ی نوشتن،  به دعوت دوستانش در جلسات شعر گيومه ،بهمن،الف،انديشه ،ارديبهشت، زمستان و .... حضور پیداکرد. بذری، جلسات شعر گیومه را در ورود جدی‌اش به دنیای شاعری، بسیار تاثیرگذار می‌داند.


مریم بذری به همراه حنیف خورشیدی در حال گردآوري مجموعه شاعران اشرف ٢ است. اين مجموعه شامل اشعار شاعران شرق مازندران بوده و تا نيمه ارديبهشت‌ماه، نگارش آن به پایان می‌رسد.

 مجموعه‌ی شعر《با خيال تو و اين بادبادك» در سال ۹۶ به‌ همت نشر شب چله به چاپ رسیده است.

او همچنین در روزنامه هاي جهان اقتصاد، شاخه سبز وستاره صبح به نوشتن یادداشت پرداخته و  روزنامه جهان اقتصاد، به نگارش نقد کتاب می‌پردازد.

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته
چهارشنبه, 22 فروردين 1397 ساعت 10:50

معرفی شاعر هفته؛-حامد اشرف زارعی-

حامد اشرف زارعی متولد پانزده شهریور شصت‌و‌یک  در تهران و دارای مدرک کاردانی معماری است.

اشر‌ف‌زارعی فعالیت‌ گسترده‌ای در نشریات و روزنامه‌ها دارد و  اشعار و متون طنز او در مجله‌های اصفهان نیمروز، طنزوکاریکاتور (آقای جواد علیزاده)، بزنگاه جوانان امروز(اطلاعات) و روزنامه‌های، هفت‌صبح، اطلاعات و شاخه‌ی سبز به چاپ می‌رسند.

 

 اشرف‌زارعی در کتاب  پایتخت شعر ۳ که مجموعه‌ای از برگزیدگان جشنواره‌ی شعر نیاوران است، بخشی از شعرهای خود را چاپ و منتشر کرده‌است.

همچنین  مجموعه شعر او با نام تاناکورا توسط نشر «شانی» به چاپ رسیده است.

 

از جوایز این شاعر جوان می‌توان به:

راه‌یابی به فینال در مسابقه‌ی طنز رادیوجوان

یکی از پنج برگزیده‌ی نهایی(نفرچهارم) در مسابقه‌ی تک‌نگاری روزنامه‌ی هفت‌صبح(سال۹۴) در پایان هفت هفته

از برگزیدگان در دومین دوره‌ی شعر تجربه‌گرا( آوانگارد)

نفر برگزیده‌ در بخش آزاد جشنواره‌ی کرامت(شهرستان ملارد) اشاره کرد.

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

یوسفعلی میرشکاک گفت: شعر مناسبتی در تاریخ ماندگار نمی‌شود و همین مسئله است که شما شعر ماندگار بسیار کم می بینید.

 

یوسفعلی میرشکاک شاعر و نویسنده در نشست «شعر و نثر طنز در ادبیات اعتراض» که به مناسب هفته هنر انقلاب اسلامی در حوزه هنری برگزار شد، در سخنانی با اشاره به به سابقه شعر طنز و اعتراض عنوان کرد: شعر اعتراضی از زمان ساسانیان وجود داشته و در هر برهه از زمان سروده شده است. در قرن چهارم، هفتم و حتی زمان معاصر شعر طنز و اعتراضی یکی از محورهای اصلی و موضوعاتی است که شاعران به سراغش رفته اند.

 

وی ادامه داد: اعتراض شاعران اعتراض به تقدیر الهی نیست و آنها بارها اعلام کرده‌اند که در برابر تقدیر خداوند تسلیم هستند اما چیزی که علت سرودن شعر اعتراضی است وضع جامعه و شیوه برخورد حاکمان با مردم میانه و فرودست است.

 

این منتقد ادبی تصریح کرد: شاعر اگر به مصادیق بپردازد شعرش تقویمی شده و تنها در یک بازه زمانی و محدوده مشخص به حیاتش ادامه می دهد. در میان شاعرانی که شعر اعتراضی و طنز گفته اند ایرج میرزا تنها کسی است که توانسته خود را از میان فصول تاریخی بیرون بکشد و مخاطبی در میان نسل های مختلف داشته باشد.

 

میرشکاک با بیان این که شعر نباید محصولی موقتی باشد،‌ اضافه کرد: شاعر باید دغدغه‌ها و مشکلات را به صورت کلی و در قالبی درست بیان کند، شعر مناسبتی در تاریخ ماندگار نمی‌شود و همین مسئله است که شما شعر ماندگار بسیار کم می بینید.

 

کد خبر: 864

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از13

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد