مکتب سازی، فرصت سوزی ---------- انتشار دکلمه ای از منوچهر آتشی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه سومین دوره جشنواره نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی

دکتر شهیده صفوی گزیده شعر مرحوم سلمان هراتی را به انگلیسی ترجمه کرده است.

گزیده شعر سلمان هراتی با ترجمه انگلیسی به صورت دو زبانه از سوی آکادمی مطالعات ایرانی لندن با ترجمه دکتر شهیده صفوی منتشر شد. گزینش اشعار را محمد جواد آسمان شاعر جوان و عضو حوزه هنری انجام داده است.

 

زنده یاد سلمان هراتی(۱۳۳۸-۱۳۶۵) در انواع قالب‌های شعر فارسی چون غزل ، دوبیتی، رباعی و شعر نو سروده‎‌های ارزنده‎ دارد. او آثار زیادی از خود به جا نگذاشت. دو کتاب «از آسمان سبز» (۱۳۶۴ خورشیدی) و «دری به خانه‌ی خورشید» (۱۳۶۷ خورشیدی) در بر دارنده‌ی شعرهای ویژه‌ی بزرگ‌سالان هراتی است. او همچنین کتابی به نام «از این ستاره تا آن ستاره» برای نوجوانان دارد. بیشتر اشعار سلمان به بازگویی اعتقادات و برداشت‌های اجتماعی و سیاسی سلمان هراتی می‌پردازد. سلمان هراتی در شعرهایش از ظلم گلایه دارد امّا به خوانندگان اشعارش آینده‌ای درخشان را نوید می‌دهد.

 

مترجم کتاب دکتر شهیده السادات صفوی، پزشک متخصص فارغ التحصیل دانشگاه لندن است که علاوه بر کار پزشکی به ترجمه و داستان نویسی در لندن مشغول است. داستان کوتاه او بنام (Medicine is Great)برنده جایزه اول رویال کالج پزشکان بریتانیا شده است. ترجمه های قبلی او که در لندن منتشر شده است گزیده اشعار استاد سید علی موسوی گرمارودی و گزیده اشعار زنده یاد قیصر امین پور است.

 

حوزه هنری رونمایی این کتاب همراه با گزیده شعر طاهره صفارزاده و قیصر امین پور و کتاب «فقه الله اکبر» تالیف دکتر سید سلمان صفوی و دکتر مهوش السادات علوی را فردا ۹ آبان در حوزه هنری برگزار می نماید.

 

کتاب گزیده شعر طاهره صفارزاده در دو بخش به زبان انگلیسی و فارسی در ۱۳۶ صفحه با ترجمه انگلیسی دکتر شهیده صفوی همرا با مقدمه محمد جواد آسمان و سید سلمان صفوی در قطع رقعی و جلد شومیز منتشر شده است.

 

نام کتاب به انگلیسی: Selected Poems of Salman Harati

 

نام ناشر: LONDON ACADEMY OF IRANIAN STUDIES PRESS

 

مجموعه «گزیده شعر معاصر فارسی» در راستای پروژه کلان «ایران شناسی»؛ به ارایه گزیده اشعار شاعران دوره انقلاب اسلامی ایران می پردازد. این پروژه تحقیقاتی؛ حاصل توافق نامه بین حوزه هنری ایران و آکادمی مطالعات ایرانی لندن است. شعرها از سوی کارشناسان واحد آفرینش های ادبی حوزه هنری گزیده و زیر نظر دکتر سید سلمان صفوی توسط مترجمین و ویراستاران آکادمی مطالعات ایرانی لندن به انگلیسی ترجمه و از سوی انتشارات آکادمی مطالعات ایرانی لندن منتشر شده است.

 

آشنایی و مطالعه شعر فارسی، از جمله ملزومات ایران شناسی است. این مجموعه برای علاقه مندان ادبیات و هنر اسلامی و ایرانی ، اسلام شناسان، ایران شناسان و شرق شناسان مفید است. آکادمی مطالعات ایرانی در لندن به ریاست آیت الحق سید سلمان صفوی در سال ۲۰۱۵ تفاهم‌نامه‌ای با حوزه هنری با ریاست محسن مومنی شریف و مرکز ترجمه حوزه هنری به مدیریت سعیده حسینجانی منعقد کرد که بر اساس آن، قرار شد کتاب‌هایی حاوی گزیده اشعار شاعران معاصر ایران توسط مرکز ترجمه آماده شود و برای ترجمه و انتشار در اختیار آکادمی مطالعات ایرانی لندن قرار گیرد.

 

خوشبختانه روند کار با سرعت و کیفیت خوبی در حال انجام است و سال گذشته شاهد رونمایی دو کتاب از این مجموعه یعنی ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی و ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر علی‌رضا قزوه بودیم.

 

کد خبر: 705

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

 جواد کلیدری درباره شخصیت ادبی فریدون مشیری و راز ماندگاری شعرهای این شاعر که این روزها سالگرد تولدش بود اظهار کرد: شعرهای فریدون مشیری حاصل تجربیات شخصی اوست که توانسته آن‌ها را به یک اثر ادبی تبدیل کند. تبدیل تجربیات عینی به شعر، راز ماندگاری شعرهای فریدون مشیری است که البته در کنار این‌ها نگاه شاعرانه و نگرش خاص او مانند پرهیز از انتخاب واژگان به‌دور از پیچیدگی و به‌دور از آرایه‌های خاقانی‌وار در شعرهایش قابل توجه است.

 

او با تاکید بر وفاداری مشیری به ادبیات فارسی تصریح کرد: راز ماندگاری مشیری در بی‌طرف بودن اوست؛ این‌که به هیچ طرف دعوا نمی‌رفت و در نتیجه از قافله شعر نو جامعه ادبی عقب نماند بلکه توانست بین این دو پیوند و آشتی برقرار کند.

 

کلیدری ادامه داد: کشف‌های شاعرانه‌ای که معمولا هر شاعری باید داشته باشد و از پنجره خودش به جهان نگاه کند در شعر او موج می‌زد؛ یعنی به دنبال تجربه‌های شخصی‌اش می‌رفت و با نبوغ خود، آن‌ها را روی کاغذ می‌آورد و با خیال خودش درمی‌آمیخت و در نهایت به یک اثر ادبی فاخر تبدیل می‌کرد.

 

این شاعر سادگی شخصیت و بی‌پیرایگی مشیری را عامل تمایز این شاعر از دیگران خواند و افزود: علت تاکید من بر سادگی این است که این عنصر مهم در همه‌جای زندگی ایشان اعم از فردی، ادبی و... وجود داشت و شاید این‌که برخی از شعرهای مشیری به‌صورت آواز خوانده شده و اسم و نام وی توسط خواننده‌ها و مجریان بر سر زبان‌ها افتاده از عوامل باقی‌ ماندن نام او در اذهان مردم باشد.

 

او با اشاره به سادگی در رفتار، شعر و خیال مشیری افزود: هرچه شعر توسط بعضی از شاعران هم‌دوره‌ای پیچیده‌تر گفته شود، نمی‌تواند با مردم ارتباط برقرار کند و البته ساده نوشتن و به‌دور بودن از پیچیدگی‌های بیانی توانست بین مشیری و مردم پیوند برقرار کند.

 

او اضافه کرد: شعر ما از گذشته تا امروز تجربه‌ها و سبک‌های متفاوتی داشته است و از دوره نیما به بعد خیلی چیزها تجربه شده، خیلی از چیزها کم یا اضافه شده است.

 

او با بیان‌ این‌که مشیری در دوره‌ای که شعر نو ظهور کرده بود پا به جهان گشود، بیان کرد: در این دوره تازه سروصداهای بین شعر نو و کلاسیک شروع و جدال بین شعر نو و کهن شعله‌ور شده بود و مشیری در آن دعواها طرف هیچ کدام را نگرفت بلکه در شعرش بین شعر نو و کلاسیک پیوند ایجاد کرد و ما امروزه می‌بینیم که آثار ایشان در دو زمینه کلاسیک و نو وجود دارد.

 

کلیدری گفت: مشیری خیال‌پردازی‌هایی را که باعث گسترش ادبیات شد و همچنین ادامه سهل‌ و ‌ممتنع‌نویسی، پرداختن به طبیعت و تجربیات شخصی‌اش را کامل کرد و یکی از بهترین شاعرانی است که ما در دوره اخیر تجربه کردیم که شعرهای ماندگاری از خود به‌جا گذاشته است.

 

جواد کلیدری با بیان این‌که اقبال مشیری بیشتر در شعرهای نو و نیمایی است، اظهار کرد: نیما افسانه را در سال ۱۳۰۰ نوشته بود؛ درست در همین سال فریدون مشیری تازه به‌دنیا آمده بود و بعد از سال‌ها وارد مجامع ادبی شد.

 

او با تاکید بر این‌که شخصیت ظاهری فریدون مشیری جدا از شخصیت شعری او نیست افزود: او فردی ساده‌زیست، با اخلاق حسنه، خوش‌مرام و خوش‌مسلک بود و در شعر هم شخصیتی بود که شعرهایش را با کلماتی که ساخته ذهن خودش و زاییده خیال خودش بود ظاهر می‌کرد. بنابراین می‌توان گفت که مشیری هم از لحاظ شخصیتی و هم از لحاظ شعری ساده‌زیست بود.

 

کد خبر: 658

منتشرشده در گزارش

 آیین پایانی سومین جشنواره شعر نیاوران با یادی از افشین یدالهی و همراه با رونمایی از سومین کتاب «پایتخت شعر» سه‌شنبه ۲۸شهریورماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود.

 

به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران، درسومین جشنواره شعر نیاوران در مجموع ۷۳۳  شاعر شرکت کردند که در بخش آزاد ۲۲۹۹  اثر در چهار بخش کلاسیک، سپید، ترانه و طنز به دبیرخانه جشنواره ارسال شد. در بخش ویژه این جشنواره که همچون دوره‌های گذشته به دو موضوع محیط زیست و صلح جهانی اختصاص داشت نیز ۹۲۸ قطعه شعر دریافت شد.

 

داوران سومین دوره جشنواره شعر نیاوران نیز از میان شاعران پیشکسوت و جوان انتخاب شده بودند تا در انتخاب آثار همه سلایق شعری در نظر گرفته شود.

 

قرار است در آیین پایانی سومین جشنواره شعر نیاوران که با حضور منتخبین جشنواره و اعضای هیئت داوران بخش‌های مختلف برگزار می‌شود با پخش کلیپ و تقدیر از خانواده افشین یدالهی، یاد و خاطره این شاعر و ترانه سرا گرامی داشته شود.

 

 همچنین از سومین مجموعه کتاب شعر این جشنواره که منتخبی از آثار شاخص ارسال شده توسط شاعران سراسر کشور به دبیرخانه جشنواره است  با عنوان «پایتخت شعر ۳» رو نمایی می‌شود.

 

حضور کلیه علاقمندان به ادبیات در آیین پایانی سومین جشنواره شعر نیاوران که در تاریخ سه شنبه ۲۸ شهریور ماه ساعت ۱۷ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود آزاد است.

 

کد خبر: 640

منتشرشده در گزارش
یکشنبه, 12 شهریور 1396 ساعت 10:12

-جویبار لحظه جا جاری-

متن دکلمه

 

 

از تهی سرشار،

جویبار لحظه ها جاریست.

 

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می شناسم من.

زندگی را دوست می دارم؛ مرگ را دشمن.

وای، امّا- با که باید گفت این؟- من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن.

 

جویبار لحظه ها جاری.

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

واقعاً کدام شاعر بدون دانستن اصول حداقلی یک قالب، به سرودن شعر در آن قالب می‌پردازد؟ شاعران درس‌نخوانده نیز طبق الگوهای شنیده، توفیق سرودن شعر در قالبهای گوناگون را پیدا می‌کنند.

 

دکتر علیرضا فولادی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، از شاگردان مبرّز دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و مبتکر دستگاه سه گانی در شعر معاصر فارسی است. وی در یادداشتی اختصاصی و ادامه دار به معرفی سه گانی و نکاتی در خصوص کتاب بوطیقای سه گانی پرداخته است.

 

در سال 1395، ضمن یک کتابچه که راجع به قالبی شعری نوشته شده است و تماما یا مهندسی معکوس بوطیقای سه‌گانی است و یا نفی آن بدون اثبات هیچ چیز دیگر، یک نوشتار از شاعری گمنام وجود دارد که طی نوشتار حاضر می‌کوشیم مدعیات آن را پاسخگو باشیم.

 

اساسا همین مقدمه‌ی مبهم بالا یک دلیل قاطع است تا بدانیم ابتدا لازم بود در باره‌ی روان‌شناسی اجتماعی برخی افراد جامعه‌ی ادبی سخن بگوییم؛ افرادی که خطر قلم به دست گرفتن را نمی‌شناسند و برای اهداف زودگذر، حاضرند خود را با دست خویش، زیر تیغ تعجب خوانندگان قرار دهند.

 

بگذریم و به اصل موضوع بپردازیم! این نوشتار ذیل چند عنوان، مدعیات نوشتار مذکور را پاسخ می‌گوید و نهایتا پی خواهیم برد حتی یک نکته‌ی مطابق واقع در آن وجود ندارد، و وای بر آنی که از تبعات ناحق‌گویی دوری نمی‌کند!

 

سه‌گانی، از عملیه تا نظریه

حدود یک نیمه از نوشتار مذکور، صرف اثبات این مدعا شده است که شعر، بدون نظریه پدید می‌آید و نظریه‌ نوشتن برای سه‌گانی، ضمن کتاب «بوطیقای سه‎‌گانی و مسائل آن» نابجا بوده است. نویسنده مکرراً در این باره می‌نویسد: «مشکل بوطیقای سه‌گانی، درکل، از نظریه نوشتن است» و «با نظریه نمی‌شود شعر ساخت» و نظریه‌پردازان شعر «کنش سرایش را که در بنیاد، خودانگیخته و خودکار است، درگیر نظریه می‌کنند».

 

ابتدا بگوییم اصل این دیدگاه خطاست. واقعاً کدام شاعر بدون دانستن اصول حداقلی یک قالب، به سرودن شعر در آن قالب می‌پردازد؟ شاعران درس‌نخوانده نیز طبق الگوهای شنیده، توفیق سرودن شعر در قالبهای گوناگون را پیدا می‌کنند (ر.ک: بوطیقای سه‌گانی: 85- 86). جمله‌ی کاترین بلزی در این باره گویاست که «بدون نظریه، عملی وجود ندارد» (عمل نقد، ترجمه‌ی عباس مخبر: 25)

 

اما پاسخ اصلی ما نکته‌ی بالا نیست، بل این نکته است که در چند جای کتاب (ر.ک: همان: 118- 119) به اشارت یا صراحت گفته‌ایم بوطیقای سه‌گانی، عملیه است، نه نظریه؛ یعنی دست‌کم پنج سال کار کارگاهی جمعی و از اواسط دهه‌ی هفتاد تا اواخر دهه‌ی هشتاد، کار کارگاهی فردی، پشتوانه‌ی عملی آن بوده است. اکنون با افتخار می‌گوییم کتاب بوطیقای سه‌گانی، نخستین پژوهش آزمایشگاهی ایرانی در باره‌ی یک قالب شعری است که با فاصله‌ی اندک از آزمایشهای عملی آن پدید آمده است. مشکل نویسنده اینجاست که گمان می‌برد کار بی‌سابقه، همواره بی‌سابقه می‌ماند. ما بر آنیم که حتی نیما و شاملو دنبال نوشتن بوطیقای شعرشان بوده‌اند و امکانش را نیافته‌اند. نیما در نامه‌ای به میرزاده‌ عشقی، پس از شرح برخوردهای جور و واجور این و آن با شعر «افسانه» می‌نویسد: «بعد از این لازم است طرز صنعت خود را در تحت قوانین قطعی و معین درآورم»، ولی به این خواسته نرسید. در باره‌ی شاملو، این واقعیت با تأکید بیشتری مهر تأیید می‌خورد. پس بوطیقا نداشتن قالبهای شعری قبلی، مربوط به ناتوانیهای پیشینیان است، نه مربوط به بایدهای ما. این پاسخ را مختصر گرفتیم تا به تطویل بیهوده‌ی کلام نینجامد. العاقل یکفیه الاشاره.

 

 

سندرم سرقت ذهنی

نویسنده در ادامه‌ی نکته‌ی پیشین، چند ژست تاریخی می‌گیرد که نشان می‌دهد برای نقد کتاب ما، از صفحات آغازین آن پیشتر نرفته است. مدعیات این بخش نوشتار مذکور، به نحو صحیح‌تر و کامل‌تر با استنادات محکم ضمن این کتاب (66- 93) تحت عنوان «خرده‌الگوهای سه‌گانی» آمده است. باری در سرآغاز این ژست تاریخی می‌خوانیم: «من خود تا همین چند هفته‌ی پیش، بوطیقای سه‌گانی را نخوانده بودم و در جای یک شاعر، می‌نگاشتم این قالب شعری را نیما و اخوان آزموده‌اند؛ هرچند خود بی توجه به کارهای این دو بزرگ، در حدود سی‌ سال پیش این کار را کرده بودم».

 

عجب! پس شما هم؟ ما به این دست نشانگان مربوط به رفتار کلامی می‌گوییم «سندرم سرقت ذهنی». نمونه‌های این سندرم را قبلا زیاد داشته‌ایم و ماجرای یکی از آنها در کتاب مورد نقدتان (149-158) آمده است. همین الان با جستجو در فضای مجازی ببینید چند نام بی نشان پساسه‌گانیایی، مانند سه‌کایی و نیم‌گانی و سه‌لختی و سه‌پاره پیدا می‌شود. جالب اینجاست که منبع بعضی از این نامها خود ما بوده‌‎ایم و جالبتر این که اساساً موضوع کاربردشان چیز دیگری است؛ گو این که تحریفات سه‌گانی دارد از تحریفات عاشورا درمی‌گذرد.

 

سه‌گانی سپید یا خار چشم

نویسنده‌ی محترم در ادامه‌ با لحن نامناسب که سراسر نوشتارش را فراگرفته است، می‌کوشد از طریق نقد عملی یک سه‌گانی سپید، بر روش تقطیع این شاخه از سه‌گانی خرده بگیرد و با این کار، کل موجودیت آن را مورد انکار قرار دهد.

 

هر ذوق سلیم با خواندن این بخش پی خواهد برد که توانایی نظری و عملی ایشان در شعر تا چه اندازه است، اما نقداً بگوییم:

چرا از روش تقطیع سه‌سطری هایکوواره‌های فارسی، همین ایراد را نمی‌گیرید؟ آیا وجود این موجودات فضایی در شعر امروز ما دلیل بر حقانیت سه‌گانی سپید نیست؟ یعنی مرغ همسایه تا این حد، غاز است؟ شما تقصیری ندارید. این شاخه از سه‌گانی است که قلابی بودن ژست تاریخی‌اتان را برملا می‌سازد. خار چشم، یعنی همین دیگر.

 

تناقض آشکارتر شما آنجاست که بر ما از جهت واگذاری کار تقطیع سه‌گانی سپید به ذوق سلیم می‌تازید و می‌نویسید: «چیزی که هنوز شناخته نشده، چگونه می‌تواند قاعده‌ی کار باشد؟». برادر من! مگر خودتان نبودید که پیشتر فرمودید شعر نظریه نمی‌خواهد؟ حالا چرا یک جا که ما آمدیم بگوییم این قسمت کار فعلا نظریه ندارد، جوش می‌آورید؟

 

 سندرم بماند

نوشتار با ایرادگیری از فرمهای بیرونی- جزئی و فرمهای درونی- جزئی سه‌گانی و تکرار این نکته پیش می‌رود که معرفی فرمهای مذکور، توضیح واضحات است. از قدیم گفته‌اند: چون معما حل شود، آسان شود. این دست نشانگان مربوط به رفتار کلامی نیز سندرم حادی است که برای رعایت احترام نمی‌توانم نامش را ببرم، ولی خدمت جناب ایشان عرض می‌کنم: گیریم این بحثها با هدف تطویل کلام پیش رفته باشد، پس چرا در پایان نوشتارتان حکم می‌دهید که هر نظریه‎ی شعری، هفت مشخصه دارد و یکی از آنها هم «دقیق» بودن است؟ به نظر شما معرفی تک تک فرمهای سه‌گانی، حاکی از «دقیق» بودن نیست؟

 

ادامه دارد .....

 

دکتر علیرضا فولادی/ شهریور 96

منتشرشده در یادداشت هفته

اولین نشست تخصصی «سه گانی» عصر روز گذشته در پایتخت شعر برگزار شد.

این نشست با حضور اساتید، کارشناسان و شاعرانی چون دکتر علیرضا فولادی، استاد محمد روحانی رئیس انجمن حافظ در دبی، دکتر اصغر علی کرمی، دکتر مینا آقازاده، اکبر کتابدار، دکتر رضا مهدیزاده، ناصر فیض، محسن محمدی، دکتر زیرک مسئول انجمن حافظ در تهران، مریم صابری، امیر باقری، ابوذر احمدی، محمد ثابت ایمان، دکتر حجت کرمی، دکتر بهادر باقری و...  با اجرا و دبیری دکتر الهه کاشانی برگزار شد.

 

دکتر فولادی در خصوص قالب سه گانی گفت: سه گانی نام یک قالب شعر فارسی است که از سه مصراع یا سه گان تشکیل شده و از نظر فرم درونی کوبشی و بسته است. این قالب که با توجه به پیشینه شعر فارسی به ویژه خسروانی های قبل از اسلام شکل گرفته، از سال 89 توسط دکتر علیرضا رسما به جامعه ادبی معرفی شده و پس از آن شاعران بسیاری از جمله محمدسعید شریفی، احسان پارسا، پاییز رحیمی، دکتر بهادر باقری و ... به آن پرداخته اند و در حال حاضر طرفداران زیادی دارد.

 

 

انجمن «سه گانی» که از چند سال پیش فعالیت خود را به همت «الهه کاشانی» و جمعی از شاعران دیگر به سرپرستی دکتر علیرضا فولادی، در فضای مجازی و به صورت نشست های پراکنده انجام می داد، روز دوشنبه 16 مرداد نخستین نشست رسمی را با اجرای الهه کاشانی و کارشناسی دکتر علیرضا فولادی در محل کافه پایتخت شعر برگزار کرد.

 

در این نشست ضمن شعر خوانی شاعرانی از جمله دکتر بهادر باقری، دکتر مینا آقازاده، سمیرا جنابیان، محسن محمدی، امیرباقری و نجوای کاشانی ، «استاد ناصر فیض» به بیان دیدگاه های فردی خود در خصوص قالب سه گانی پرداخته و آن را یک قالب مدرن برشمرد. «دکتر حجت کرمی» نیز برخی موضوعات سبکی و مفهمومی در مورد سه گانی و سرایش آن را طرح کرد و  «اصغر علی کرمی» پیرامون ترجمه پذیر بودن این قالب و تطبیق ساختاری آن با قالب های جهانی سخن گفت.

 

 

گفتنی است که این نشست به صورت کارگاهی، دوشنبه هر هفته از ساعت 17 الی 19 به آدرس : خیابان انقلاب. بین منیری جاوید و 12 فروردین. ساختمان 310. طبقه زیر همکف برگزار خواهد شد و علاقه مندان ضمن حضور می توانند در مباحث علمی و بررسی های کارگاهی پیرامون قالب سه گانی شرکت کنند.

 

کد خبر: 600

منتشرشده در گزارش

 

در فضای ادبی کشور  نمی توان اقشاری از شاعرانی را که با فاصله گیری از باندهای دولتی، باندهایی تازه و محافلی اختصاصی برای خود و نزدیکانشان برپا کرده و با پز روشنفکری و اپوزیسیونی، همین داستان باند و باند بازی را اما در سوی مقابل ایجاد کرده اند، نادیده گرفت. 

دکتر شراره کامرانی دکتری جامعه شناسی اقتصاد و توسعه و از شاعران و ادیبان حال حاضر کشور در یادداشتی اختصاصی به معضلات شعر امروز در حوزه ادبیات کشور پرداخته است:

 

 

"منفعت " از مفاهیم اساسی حیات بشری و  "منفعت خواهی "از ویژگی های ذاتی انسان است. انسان در زندگی برای "کسب " تلاش می کند ؛ کسب و  منفعتی که ممکن است مادی یا معنوی باشد.

 بر این اساس افراد در عرصه ها و میدان های مختلف اجتماعی دائما در حال رقابت در جهت بیشینه سازی منافع خود هستند. اگر تعارفات معمول را کنار بگذاریم، می بینیم حتی فرهنگ، عرصه ای است که افراد به عنوان کنشگران فرهنگی در آن برای کسب منافع بیشتر دائما در حال تنازع هستند.

 

 نگاه واقع بینانه به این مقوله نشان می دهد تاکید بر وجود منافع مادی و تنازعات مربوط به کسب حداکثری آن در حوزه فرهنگ، رویکردی تقلیل گرایانه نیست؛ بلکه واقعیتی ملحوظ در زندگی و عمل کنشگران فرهنگی است؛ به این معنی که کنشگران از طریق فعالیت های فرهنگی ، انتظارات مادی خود را برآورده می کنند ،اگرچه در کشور ما به دلیل جایگاه خاص و منطبق بر  تعارفات فرهنگ، این نوع فعالیت ها اغلب در پوشش و لفاف انجام می شوند، اما اقتصاد فرهنگ ، ظرفیتی است که نمی شود آن را نادیده گرفت .

 

فضای شعر را در نظر بگیرید: در این حوزه کنشگران در رده های مختلف شاعران، ناشران، توزیع کنندگان کتاب، سازمان ها یا افراد مجری برنامه های مختلف مربوط به شعر، موسسات فرهنگی مربوط  و... هر کدام در جستجو یا در فکر تامین منافع خود از جمله منافع مادی هستند؛ چرا که به عنوان مثال یک ناشر به عنوان یک بنگاه اقتصادی نمی تواند به فکر بیشینه سازی عایدات خود نباشد و یک شاعر پس از سال ها تلاش و تجربه انتظار دارد جامعه در قبال وقت و انرژی که او صرف می کند، پاداشی برایش در نظر گیرد؛ هرچند در میدان شعر کمترین منافع و عواید اقتصادی اغلب به شاعران می رسد، اما همین حداقل نیز به عنوان یک منبع کمیاب، زمینه ساز تشدید رقابت های پیدا و پنهان –خصوصا در سال های اخیر با توجه به شدت بیکاری و مسائل اقتصادی جامعه – بین شاعران است؛ شاعرانی که به این منبع – آب باریکه - دست یافته اند، در فکر حفظ و تداوم آن هستند و شاعرانی که دستشان از این منابع کوتاه است، در فکر دستیابی به آن هستند. این تنها بعدی از اقتصاد فرهنگ بود، اما شعر معاصر تحت تاثیر ابعاد دیگری نیز هست.

 

 در میدان شعر ، نفع مادی تنها نفع موجود نیست و اصولا محدود کردن منافع این حوزه - فقط - به پول، رویکردی تقلیل گرایانه است .در سال های اخیر به دلیل تغییرات اجتماعی و بالطبع تغییراتی که در قشربندی های اجتماعی رخ داده،" شاعری" جایگاه پیشین خود را در سلسله مراتب اجتماعی از دست داده و چون نقشی که شاعر در جامعه ایفا می کند، مانند سابق نقشی تاثیرگذار نیست، منزلت آن تقلیل یافته و با توجه به فقدان مولفه های قدرت و ثروت ( به صورت ذاتی ) در این جایگاه ، به جرات می توان گفت امروزه جستجوی منافعی مانند منزلت و پرستیژ در شاعری، جستجویی بیهوده است و اصولا در دنیای امروز، شاعری فاقد این مولفه هاست، اما در این میدان منافع دیگری مانند شهرت که البته می تواند زیرساخت منافع دیگر از جمله نفع مادی باشد، به شدت مورد تنازع و بر محیط های شعر و شاعری تاثیرگذار است. البته کنشگران حوزه شعر مانند کنشگران عرصه های دیگر یک جامعه، کنشگرانی منفرد نیستند و بی شک از جهات و ابعاد مختلفی تاثیر می پذیرند. اگر فرض کنیم امروزه در بازار شعر یکی تولید می کند، دیگری می خرد و داد و ستد بین عاملان در محیطی طبیعی اتفاق می افتد و "دست نامرئی عرضه و تقاضا " این بازار را به تعادل می رساند، لطیفه ای  برای انبساط خاطر تعریف کرده ایم. در این خصوص راه چاره ای جز نگاه کردن با عینک واقع بینی وجود ندارد و این عینک نشان می دهد کنش های فرهنگی در حوزه شعر – مانند سایر زیر شاخه ها و  زیرساخت ها – در ارتباط و تعامل با دیگران صورت می گیرد و اصولا کنشگر منفرد در این حوزه نداریم و یا چنین کنشگری باید پذیرای عوارض مختلفی از جمله انزوا و بی بهرگی از منافع موجود باشد؛ بنابراین کنشگران عرصه شعر، کنشگرانی در ارتباط هستند. اما چگونه ارتباطی؟

 

در فضای کنونی شعر، شاعران با شاعران یا با موسسات و محافل مربوط پیوندهایی پیدا و پنهان دارند. خارج از این ائتلاف ها پیوندی نیست و یا پیوندها ضعیف اند، اما ارتباطات درون این پیوندها در خود مستحیل شده اند؛ یعنی اکنون عرصه شعر، عرصه نوعی از پیوندهای درونی است که به ایجاد انواع باندها و رانت های ساختاری منجر شده است. حاکمیت پدرسالارانه نهادهای فرهنگی منتسب به جریان شعر انقلاب، بستر پیدایش انواعی از این باندها و رانت هاست که برای قرارگرفتن در زنجیره آن ها، شاعر باید کنشگری دارای تقیدات سیاسی و مذهبی ( و یا حداقل متظاهر به این تقیدات) باشد.

 

این جریان با اتصال به منابع مالی دولتی و با سیاست جذب حداکثری، رانت های موجود (مانند تریبون ، حق الزحمه ، سفرهای فرهنگی و ... ) را در سطوح مختلف بین افراد واجد شرایط و متمایل به این جریان توزیع کرده و می کند و به عنوان مثال تنها یکی از موسسات فرهنگی منتسب به این جریان، با استفاده از منابع مالی در دسترس، در سال های اخیر ضمن طراحی فرصت های آموزشی و ارتباطی فراگیر، برای تربیت نسل جوان شاعران (در تیراژ انبوه ) وابسته به جریان متبوع، فرصت هایی را بین شاعران و متقاضیان شاعری در میان گروه های نزدیک به خود بازتوزیع می کند و یا حاکمیت محافل رفیق گرایانه شعر بر فضای ادبی کشور در سال های اخیر، موجب پیدایش باندهایی است که بستر توزیع امکانات موجود از طریق کانال های دوستی، آشنایی و ارتباطات (درون و بیرون ) محفلی شده است.

 

در فضای ادبی کشور البته نمی توان اقشاری از شاعرانی را که با فاصله گیری از باندهای دولتی، باندهایی تازه و محافلی اختصاصی برای خود و نزدیکانشان برپا کرده و با پز روشنفکری و اپوزیسیونی، همین داستان باند و باند بازی را اما در سوی مقابل ایجاد کرده اند، نادیده گرفت.  در هر سه گروه باندهای مذکور، بین عاملان توزیع و گیرندگان رانت، علائقی وجود دارد و چنانچه کنشگری خارج از دایره این علائق باشد، نصیبی از رانت های توزیعی نخواهد برد.

بسامد بالای تکرار "نام های خاص " در برنامه های مربوط به هر دو دسته از این جریانات نشان می دهد فعالیت های خاص هر گروه در کدام دایره از کنشگران حوزه شعر اتفاق می افتد.

 

 با مداقه در لایه های مختلف فضاهای شعر و شاعری کشور در سال های اخیر می توان ملاحظه کرد به رغم تخصیص بودجه های معقول و قابل توجه فرهنگی در حوزه شعر و به رغم تعدد و تکثر برنامه های مربوط، اما نوعی اختلال توزیع منابع (اعم از مادی و معنوی  )در این عرصه وجود دارد که ناشی از همین فضاهای "باند" و" باند بازی" است که در ساختار رانتی فرهنگ کشور مشغول تحدید  خود و ذات فرهنگ است.

 

 براین اساس ملاحظه می شود فرد برای انتفاع در این حوزه باید در زنجیره ای قرار گیرد که در یک سو نفعی عاید دست اندرکاران کند تا در سوی دیگر نفعی را بهره ببرد . درست مانند رابطه ناشر(ی که سابقا با صفت بازاری تعریف می شد ) با مولف؛ ناشری که برای او تفاوتی ندارد کتابی که چاپ کرده تا چه میزان منطبق بر معیارهای علمی و شاعری که کتاب او را چاپ می کند ، تا چه حد دارای اصالت است ، ناشری که صرفا به ویژگی "بازارپسندی" کتاب توجه می کند و حتی ممکن است فعالیت های دامنه داری را برای برند سازی یک سارق ادبی به عنوان شاعر انجام دهد تا از طریق فروش تولیدات مسروقه او منفعتی برای خودش دست و پا کند.

 

توزیع رانتی منابع و بهره های موجود در سال های اخیر – خصوصا نزد شاعران جوان و دسته ای از شاعران پیشینه دار به حاشیه رانده شده فاقد علاقه یا انگیزه برای ورود به فضاهای سیاسی یا محفلی ادبیات یا حتی غافل از این سازوکارها – موجد انواع اعتراض های سخت و نرم بوده و خارج از فضاهای باندی مذکور ، کمتر کنشگر حوزه شعر را می توان پیدا کرد که نسبت به وضعیت موجود معترض نباشد؛ در واقع این نوع توزیع رانت به ایجاد گسستی در جامعه شاعران منجر شده که طی آن عده ای – اعم از قدیمی تر ها و جوان ترها – به حاشیه رانده شده اند و البته این حاشیه رانی و مرکز نشینی نه به دلایل فنی و  فقر و غنای شاعر در شعر، بلکه به دلیل ضعف مهارت های ارتباطی یا بی توجهی شاعر به مراکز توزیع رانت یا اصولا بی علاقگی به این نوع مراکز است ؛ امری که در جولان برساخته های"خودی " و "ناخودی"  که گردانندگان باندها – پنهان و آشکار – بر پیشانی کنشگران حوزه شعر می زنند ؛ باعث ایجاد سهم نهادینه برای خودی ها  و برچسب های فراوان  مانند شعر ضعیف ، تمایلات فلان و بهمان ، حتی دماغ سربالا و ... برای ناخودی هاست؛ برچسب هایی که به طریق اولی در مشروع سازی عمل راندن "ناخودی ها " به حاشیه، کارکرد دارند.

 

حاشیه نشینی در هنر البته پیامدهای خاص خود را دارد. از جمله این عوارض می توان به رویگردانی و ضدیت حاشیه نشینان با ارزش ها  و هنجارهای رایج در مرکز جامعه اشاره کرد، اما مهمترین بعد این گسست، تحلیل اعتماد بین هنر  و جامعه است. هنرمندی که جامعه فرصت حضور و بروز را از او سلب کرده، دیر یا زود دچار سرخوردگی می شود، یا در گروه هایی قرار می گیرد که آشکارا در ضدیت با ارزش های جمعی قرار دارند و یا رسالت انسانی و هنری خود را می بوسد و آن را برای همیشه کنار می گذارد.

 

آیا هنری که وابسته و مرهون تقیدات خاص به محافل خاص است، می تواند بازتاب دهنده واقعیات و یا دلسوز جامعه باشد؟ بی شک جامعه برای تعاطی افکار و بالندگی، به سطوح مختلف اندیشگی خود نیاز دارد؛ نیازی که به جای پاسخدهی، با توجه به خلقیات درونی شده فرهنگ ایرانی در فضاهای تاریک و روشن باندبازی های ادبی در حوزه شعر طی چهار دهه اخیر با لاقیدی تمام پس زده می شود؛ بی آن که کسی به فکر منافعی فراتر از منافع شخصی و گروهی خود باشد! 

 

شراره کامرانی/ مرداد ماه 96

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید 

منتشرشده در یادداشت هفته

علیرضا قزوه در حمایت از میثم مطیعی گفت: «این‌هایی که می‌گویند شعر خوانده شده در روز عید فطر به ما برخورده است. بی‌خود به این افراد برخورد.»

علیرضا قزوه، شاعرو مدیر دفتر آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در خصوص شعری که میثم مطیعی در روز عید فطر خواند و حواشی پیرامون آن گفت: «مسلما شعری را که میثم مطیعی خواند را تایید می‌کنم. شعر خوبی بود که آن را چهار نفر از شاعران خوب کشورمان سروده بودند. برخی می‌گویند زمانش نبود که این شعر خوانده شود. چرا زمانش بود.»

 

او افزود: «شعری که در روز عید فطر توسط میثم مطیعی خوانده شد، از جهت ادبی خوب بود. هرچهار شاعری که این شعر را سرودند، می‌شناسم. جزو شاعران خوب هستند در شعر انقلاب بخشی به عنوان شعر اعتراض داریم. این شعر در شعر اعتراض می‌گنجد، این نوع شعر در ادبیات فارسی و ادبیات جهان سابقه دارد و شاعر باید اعتراض داشته باشد و این شعر، شعر بسیار خوبی بود، وقتی به صنایع ادبی در همان بیت «برد، برد» نگاه می‌کردم دیدم آرایه ادبی را خوب به کار برده است.»

 

این شاعر با اشاره به آرایه‌های ادبی یکی از ابیات شعری که میثم مطیعی در روز عید فطر خوانده بود، اظهار داشت: «در همان بیت «برد، برد» فقط 10 بار حرف «ر» و 9 بار حرف «گ» و هشت بار حرف «ب» تکرار شده بود. این مسئله در واج آرایی اهمیت دارد. برخی می‌گویند شعر ضعیفی بود، از نظر من این اثر شعر بسیار پخته و قوی بود. بعضی ها سر و صدا می‌کنند و می‌گویند شعر سست بود. شعر بسیار موضع دار و خوبی بود. شعر انقلاب باید اینگونه باشد این‌هایی که می‌گویند این شعر به ما برخورده است. بی‌خود به این افراد برخورد.»

 

قزوه ادامه داد: «از شعری که در روز عید فطر خوانده شد و شاعر آن دفاع می‌کنم. مداحش، فردی تحصیلکرده و انقلابی است. در جهان عرب او را می شناسند. بسیاری از مداحان ما پایشان را از ایران بیرون نگذاشتند. این مداح در عراق،یمن و سوریه و لبنان شناخته شده است. شعرهایش را می‌خوانند. آقای سیار در شعر و آقای مودب در شعر سپید و کلاسیک ما حرفی برای گفتن دارند میلاد عرفانپور هم جزو شاعران جوان خوب ما است این افراد جزو بهترین سرمایه‌های انقلاب هستند. هم اکنون تحمل مخالفان بسیار کم شده است دولتی را سراغ ندارم که به اندازه این دولت و حامیانش نسبت به مخالفان کم طاقت باشند. دولت قبل از شما عکسش را آتش زدند. در مقابل این کار می خندید. این مسئله خیلی جای صحبت دارد. هر دولتی باشد باید بیشتر از این در مقابل مخالف تحمل داشته باشد. این‌ها خودشان مشکل دارند این واکنش معنی ندارد و باید تحملتان را بیشترکنید.»

 

کد خبر: 554

 

 

منتشرشده در گزارش

در شام میلاد کریم اهل‌‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، جمعی از اهالی فرهنگ، استادان شعر و ادب فارسی و شاعران جوان و پیشکسوت کشور و تعدادی از شاعران از کشورهای هندوستان، افغانستان و ترکیه با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با ابراز خرسندی از حرکت روبه‌رشد و پیش‌رونده‌ی شعر کشور، شعر را یک «ثروت ملی» خواندند و افزودند: از اول انقلاب، تلاش‌هایی برای جهت دادن به شعر در مسیر اهدافی غیر از اهداف انقلاب وجود داشت و این تلاش‌ها همچنان وجود دارد.

 

رهبر انقلاب اسلامی، جریان غالب شعر در دوره‌ی پیش از انقلاب اسلامی را در خدمت مفاهیمی غیر از «آگاهی و بیداری ملی» دانستند و گفتند: در محیط ادبی آن‌روز، اغلب افرادی که مدعی نوگرایی و نواندیشی بودند، هیچ خدمتی به پیشرفت کشور و تجدد واقعی و صحیح نمی‌کردند.

 

 

ایشان، پیروزی انقلاب اسلامی را آغاز دوران جدیدِ شعری، و ورود جوانان و شاعران با انگیزه به سرودن «شعر بصیرت‌افزا و در خدمت اهداف کشور» دانستند و افزودند: دایره‌ی این نوع شاعران روزبه‌روز گسترده‌تر شد و امروز خوشبختانه، غلبه با اشعار منطبق با اهداف مذهبی و انقلابی، و رو به رشد و پیشرفت است.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «توقف و تصور رسیدن به ایستگاه آخر» را همچون سمّی مهلک برای شاعران خواندند و خاطرنشان کردند: درخت شعر کشور، استعداد و ظرفیت بسیار بیشتری برای شکوفایی و بالندگی دارد و باید در «مضمون‌یابی، پیشرفت الفاظ و انتقال مفاهیم روز»، تلاش و دقت بیشتری شود.

 

 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ضعف موجود در گزارش حوادث کشور و احوال شخصیت‌های ملی، ایرانی‌ها را در این خصوص دچار تنبلی و کوتاهی دانستند و گفتند: امام بزرگوار ما شخصیتی درجه یک است که دوست و دشمن به عظمت او اعتراف دارند، اما تاکنون چند کتاب درباره‌ی این شخصیت عظیم نوشته شده است؟

 

ایشان، حوادث سوریه و مدافعان حرم و قضایای مهم عراق را درخور سرودن صدها و هزاران شعر دانستند و افزودند: بسیاری از مردم از اینکه آمریکایی‌ها در عراق چه هدفی داشتند و چگونه سرشان به سنگ خورد اطلاع ندارند، اما این قضیه، بسیار مهم و نیازمند تبیین است که چگونه «عراقِ صدّام» به «عراقِ شهید حکیم» تبدیل شد؟

 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شاعران را به «منظومه‌سازی» از موضوعات و همچنین سرودن در رشته‌ی «هجو» از برخی مسائل عجیب دنیای امروز  توصیه کردند و گفتند: پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به یکی از شاعران از صحابه‌ی خود دستور دادند که مشرکان را هجو کند و امروز نیز مواردی همچون رقص شمشیر «جاهلیت مدرن» در کنار «جاهلیت قبیلگی» یا قرار گرفتن دولتی همچون عربستان سعودی در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، مسائلی است که به‌جدّ، جای هجو دارند.

 

در این دیدار، ۳۰ نفر از شاعران، اشعار خود را در حضور رهبر انقلاب اسلامی قرائت کردند.

همچنین شاعران، نماز مغرب و عشا را به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه و روزه‌ی خود را همراه با ایشان افطار کردند.

 

کد خبر: 527

منتشرشده در گزارش

پوستر همایش بین‌المللی شمس تبریزی و مولانا رونمایی شد. این پوستر با حضور مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی و مسئولان شهرستانی در محل فرمانداری خوی رونمایی شد.

 

محمدی ایروانلو سرپرست فرمانداری خوی در این مراسم با اشاره به سرمایه‌گذاری کشورهای جهان در صنعت گردشگری اظهار کرد: وجود مفاخر فرهنگی نظیر مقبره  شمس تبریزی در خوی از پتانسیل‌های بسیار مهم برای جذب گردشگران است.

 

او با بیان اینکه آذربایجان غربی علی‌رغم داشتن جاذبه‌های گردشگری و پتانسیل‌های ارزشمند نتوانسته است استفاده بهینه‌ای بکند تصریح کرد: در طول سال‌های اخیر گام‌های ارزشمندی در خوی برداشته شده که یکی از آن‌ها مسائل مربوط به مقبره شمس تبریزی بوده است.

 

جباری مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی نیز در این مراسم تصریح کرد: احداث بارگاه شمس از مطالبات جدی مردم خوی است که متاسفانه به علت تشدد آرا و اختلاف نظرها که در خوی بود این بارگاه ساخته نشده است.

 

او افزود: یک پلاک پیرامون حریم مقبره شمس تاکنون تملک نشده است که با اقدامات انجام‌گرفته  چند روز آینده کار تملک آن انجام خواهد شد.

 

جباری از عقد قرارداد برای احداث بارگاه شمس خبر داد و گفت: با توجه به اینکه مهندس اردلان در خارج از کشور هستند یک نفر به نام تهرانچی به عنوان نماینده‌ او کارهای اجرایی احداث را بر عهده خواهد گرفت.

 

او از شهرداری خوی برای همکاری با میراث فرهنگی در بخش عمران و بهسازی آثار و ابنیه تاریخی و میراثی تشکر کرد.

کبیری مدیر عامل تولیت شمس تبریزی هم در این مراسم  اظهار کرد: طی تفاهم‌نامه‌ای که با پژوهشگاه علوم انسانی داشتیم مقرر شد دبیرخانه علمی همایش شمس و مولانا توسط این پژوهشگاه و کارهای اجرایی هم توسط تولیت شمس تبریزی انجام شود.

 

در پایان پوستر همایش بین‌المللی شمس تبریزی و مولانا رونمایی شد.

 

کنگره‌ها و همایش‌های بین‌المللی شمس تبریزی در شهرستان خوی از سال ۱۳۸۳ شروع شده که کنگره بین‌المللی شمس تبریزی در مهرماه ۱۳۸۶ با حضور مهمانان داخلی و خارجی برگزار شد. همچنین با  اختصاص ۲۰ میلیارد ریال در سال  ۱۳۸۷ بیش از ۶ هزار مترمربع از پلاک‌های پیرامون مقبره شمس آزادسازی شد.

 

کد خبر: 526

 

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از4

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار