انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

سیدعلی موسوی گرمارودی، از شاعران پیشکسوت شعر آیینی، گفت: امروز مشکلات و آفت‌های متعددی در شعر آیینی وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها مبالغه‌گویی و بزرگنمایی افراطی است.

 

سیدعلی موسوی گرمارودی از شاعران آیینی، درباره آفت‌های شعر آیینی و مسائل مختلف آن گفت: شعر آیینی یکی از مهم‌ترین و ریشه‌دارترین موضوعات و سبک‌های ادبی و شعری در فضای معاصر ادبیات فارسی است؛ به طوری که شاعران و شخصیت‌های بسیار مطرحی در این عرصه حضور دارند و تماما برای ایجاد یک جریان عظیم تلاش می کنند. از همین رو، مسائل گوناگونی نیز دراین زمینه وجود دارد که گاه مشکل‌ساز می‌شود.

 

وی ادامه داد: یکی از مسائلی که در شعر آیینی  وجود دارد و به عنوان آفت از آن یاد می شود، اغراق، مبالغه یا بزرگ‌نمایی افراطی است؛ هرچند مبالغه یک صنعت ادبی است و شاعران بزرگی همچون فردوسی بسیار از آن وام گرفته‌اند اما بیان واژگان و ترکیب‌هایی در وصف اهل بیت(ع) که خودشان هم راضی نیستند سبب شده است که جریان شعر اصیل آیینی با مشکلاتی مواجه شود. فردوسی بزرگ می فرماید «ز سم سواران در آن پهن دشت/ زمین شد شش و آسمان گشت هشت»؛ یعنی از سم اسب ها به قدری در آن دشت پهن خاک بلند شد که گویی از هفت طبقه زمین یک طبقه جدا شد و به آسمان رفت و زمین شد شش طبقه و آسمان شد هشت طبقه، این بیت نشان می دهد که مبالغه توسط شاعران بزرگ به کار گرفته می شود اما نباید از خطوط قرمز عبور کرد.

 

مبالغه و افراط مهمترین آفت شعر آئینی است

 

این شاعر پیش‌کسوت در ادامه تصریح کرد: متاسفانه برخی از ترکیب ها از حد و مرز اخلاق و توحید خارج می شود، که همین مسئله حواشی بسیاری را نیز ایجاد کرده است. عباراتی همچون فاش می گویم که زینب‌اللهی‌ام، یعنی کفرگویی و این مسئله با ادبیات مورد پسند ائمه همخوانی ندارد. زمانی که شما به کفرگویی می رسید نشان از خط باطل است؛ از همین رو این‌چنین آفتی در شعرهای آیینی وجود دارد که باید به واسطه توجه به خط اصیل شعر آیینی از میان حذف شود.

 

گرمارودی به مرحوم غلامرضا شکوهی اشاره کرد و درباره او نیز گفت: شعر آیینی با وجود شخصیت هایی همچون شکوهی توانسته است مسیر پر پیچ و خم را بگذراند و به ساختار و سبک قابل قبولی برسد، امروز سالگرد ارتحال یکی از بزرگ‌ترین چهره های شعر آیینی و از چهره های فاخر ادبیات مذهبی است، متاسفانه بسیاری با این مرد بزرگ آشنا نبودند اما کسانی که در محافل شعر ادبی خراسان حضور داشتند بدون شک غلامرضا شکوهی را می شناختند؛ انسانی بزرگ، مسلط و عالم که با ابیات خود توانست جریان شعر آیینی را به خوبی پیش ببرد.

 

وی تاکید کرد: شکوهی شاعری مسلط، غزل‌سرایی شش‌دانگ و سخنوری تمام و کمال از خطه سخنوران، خراسان بود برخاستن کسی مانند او از دیار شاعران و ادیبان خراسان بسیار قابل توجه است؛ زیرا کم نیستند انسان‌های عالمی که در خراسان به شعر و ادبیات مسلط‌اند؛ از همین رو شعر و سبک غلامرضا شکوهی بسیار قابل توجه و قابل احترام و قابل تامل است.

 

کد خبر: 951

منتشرشده در گزارش

اسماعیل آذر از ستایش امام علی (ع) در شعر شاعران فارسی‌زبان سخن گفت.

 

این پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی درباره پرداختن به حضرت علی ابن ابی‌ طالب (ع) در شعر فارسی اظهار کرد: کسایی مروزی اولین کسی بود که حضرت علی‌(ع) را  با لقب حیدر در تاریخ زبان و ادبیات فارسی مطرح کرد. این شاعر شیعی‌مذهب حدود چهار - پنج بیت شعر دارد که حضرت پیامبر (ص) و امام علی (ع) را توصیف کرده است: «آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد / جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟/ این دین هدی را به مثل دایره‌ای دان/ پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار/ علم همه عالم به علی داد پیمبر / چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار».

 

 بعد از او به حکیم توس می‌رسیم که شعر بلندی دارد که حدود ۳۰ بیت است و در این ۳۰ بیت خیلی فاش و بَیّن نظر خود را در مورد مولای متقیان امام علی (ع) می‌گوید: «تو را دانش و دین رهاند درست/ در رستگاری ببایدت جست/ وگر دل نخواهی که باشد نژند/نخواهی که دایم بوی مستمند/به گفتار پیغمبرت راه جوی/ دل از تیرگی‌ها بدین آب شوی/.... /چهارم علی بود جفت بتول/ که او را به خوبی می‌ستاید رسول/ که من شهر علمم علیم در ست/ درست این سخن قول پیغمبرست/ گواهی دهم کاین سخن‌ها از اوست/ تو گویی دو گوشم پرآواز اوست/ علی را چنین گفت و دیگر همین/ کزیشان قوی شد به هر گونه دین/ نبی آفتاب و صاحبان چو ماه/به هم بسته یکدیگر راست راه/ منم بنده اهل بیت نبی/ ستاینده خاک و پای وصی/.../اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و علی گیر جای / گرت زین بد آید گناه منست/ چنین است و این دین و راه منست/برین زادم و هم برین بگذرم/ چنان دان که خاک پی حیدرم...».

 

او در ادامه  افزود: سپس به سیف فرغانی می‌رسیم که  بسیار از معصومین، امامان و قدسیان عالم معنا سخن گفته، بخصوص برای حضرت سیدالشهدا (ع) که یک شعر بلند دارد که  با این بیت‌ها شروع می‌شود: «ای قوم درین عزا بگریید / بر کشته‌ کربلا بگریید / با این دل مرده خنده تا چند / امروز درین عزا بگریید / فرزند رسول را بکشتند / از بهر خدای را بگریید / از خون جگر سرشک سازید / بهر دل مصطفی بگریید / وز معدن دل به اشک چون در / بر گوهر مرتضی بگریید». پس از او هم سنایی غزنوی درباره پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) شعرهایی گفته است. شعری که  در «حدیقه‌الحقیقه» نظر من را جلب کرد درباره نماز حضرت علی (ع) در غزوه احد بود: «در اُحد میر حیدر کرار/یافت زخمی قوی در آن پیکار/ ماند پیکان تیر در پایش/ اقتضا کرد آن زمان رایش/ که برون آرد از قدم پیکان/ که همان بود مرو را درمان/ زود مرد جرایحی چو بدید/ گفت باید به تیغِ باز برید/ تا که پیکان مگر پدید آید/بسته زخم را کلید آید/ هیچ طاقت نداشت بادمِ گاز/ گفت بگذار به وقت نماز/ چون شد اندر نماز حجامش/ببرید آن لطیف اندامش/ جمله پیکان ازو برون آورد/ و او شده بی‌خبر ز ناله و درد».

 

آذر سپس اظهار کرد: شاعران بعد از سنایی به‌ویژه در روزگار صفویه مدح‌های فراوانی برای حضرت علی (ع) گفته‌اند؛ از جمله عرفی شیرازی که ۱۴۰ بیت درباره حضرت علی (ع) گفته است. بیت‌هایی در این شعر وجود دارد که زیباترین بیت‌های روزگار خودش است: «مرا که دست بگیرد که زیردست توام/ مرا که کار گشاید که از تو خیزد کار/../ شه سریر ولایت، علی عالی‌قدر/محیط عالم دانش، جهان علم و وقار». شاعران معاصر هم حتی شاعرانی که خیلی کم شعر می‌گویند و یا کسانی  که ممکن است شعرهای‌شان شعرهای مناسبی نباشد امام علی (ع) را ستوده‌اند.

 

او خاطرنشان کرد: آن‌چه از تمام شعرهای پیرامون امام علی (ع) برمی‌آید، جوانمردی ایشان است که بیش از همه صفاتش مورد نظر است.  طی مطالعه‌ای که در تاریخ  میلاد حضرت علی‌ (ع) به بعد داشتم، تمام صفاتی را که به ایشان نسبت داده‌اند، جمع کردم که حدود ۷۰-۸۰ صفت است. آن‌چه بیش از همه به چشم می‌خورد یکی صبر و بردباری است،  دیگری ظرفیت امام علی(ع) که بدون تردید همه درباره آن سخن گفته‌اند، و همچنین جوانمردی ایشان. سعدی در شعری در بوستان می‌گوید: «جوانمرد اگر راست خواهی ولی است/ کرم پیشه شاه مردان علی است» و در جای دیگری نیز می‌گوید: «جوانمرد و خوشخوی و بخشنده باش/ چو حق بر تو باشد تو بر بنده باش».

 

این استاد دانشگاه درباره این‌که چرا شاعران زیادی درباره امام علی (ع) شعر گفته‌اند، اظهار کرد: یکی اعتقاد درونی خود شاعران و دیگری صفات متعالی آن حضرت است که طبعا هر انسانی را به خود جذب می‌کند که از این تأثیر بیشترین برخورداری را شاعران دارند.

 

او همچنین درباره پرداختن به شهادت حضرت علی (ع) در شعرهای شاعران گفت: شهادت دردناک است و کسی دوست ندارد درباره آن بگوید. درست است این حادثه عظیم اتفاق افتاده اما زمانی که به شهادت حضرت علی(ع) می‌رسم دلم می‌تپد و دوست دارم زودتر از آن رد شوم. برای ما که شیعه هستیم و عاشق مولاییم دردناک است که به این اتفاق تصویر دهیم. اما شاعران معاصر فراوان درباره مولا علی (ع) و شهادت‌شان سخن گفته‌اند. مثلا شعری با ردیف «علی را کشتند» وجود دارد. البته شعرهای در مدح‌ و درباره صفات حضرت علی (ع) به مراتب بیشتر از شعرهای درباره شهادت ایشان است.

 

کد خبر: 919

منتشرشده در گزارش

آیین رونمایی و جشن امضای مجموعه شعر «پرواز 69» اثر شایان مصلح، بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس تهران عصر روز گذشته با استقبال بی نظیر مردم در مرکز تبادل کتاب تهران برگزار شد.

 

این کتاب به همت انتشارات نزدیکتر به چاپ رسیده و ورزشکاران و شاعران بسیاری نیز در مراسم رونمایی از آن شرکت کردند. فرشاد پیوس، جلال حسینی، سید کمال کامیابی نیا، امید صباغ نو، اهورا فروزان، مهرداد عرفانی، بهزاد نجفی به همراه امیرعلی سلیمانی مدیر مسئول انتشارات نزدیکتر و.... در این ضیافت شایان مصلح را همراهی کردند.

 

در گفتگوی کوتاهی با مولف کتاب، با این مقدمه که کتاب پیش رو حاصل زحمات پنج شش ساله‌ی شاعرانه‌ی وی است ادامه داد: قالب عمده‌ی مجموعه‌ی پرواز 69، غزل، و مابقی آن چهارپاره، مثنوی و یک قصیده است اما اولویت کتاب با مضامین آیینی است. از 60 اثر موجود در کتاب حدود 30 شعر آیینی و بقیه عاشقانه، اجتماعی و دو کار با مضمون جنگ وجود دارد که به همت انتشارات نزدیک‌تر چاپ شده است.

 

مصلح در پاسخ به این پرسش که بهره‌مندی از تصاویر زیبای طبیعت شمال در برخی از اشعار عاشقانه‌تان و به‌کار گیری تلمیح، تضمین و یا اصطلاحات خاص فقهی در برخی از اشعار آیینی شما مشهود است. آیا آگاهانه دست به این کار زده‎‌اید و هدف خاصی را دنبال می‌‌کنید گفت: در فضای شعر عاشقانه، شاعر آنچه را که در درون اوست _تصاویر ذهنی و عینی قابل ارائه_ بروز می‌دهد. سعی کرده‌ام  در اشعار عاشقانه ام کمی نگاه مذهبی داشته باشم. ولی به قول شما در برخی از اشعارم این اتفاق نیفتاده است و  از تصویرسازی  شمال ایران در شعر نوعروس گیلانی مدد جسته‌ام. از فضای زندگی ام در شعر خود استفاده می کنم. ما اهالی شمال معتقدیم زیبایی شمال انسان را شاعر می کند. شاعران امروز کمتر شعر اعتقادی و اکثرا شعر آیینی می‌سرایند اما من بیشتر شعر اعتقادی و مذهبی می‌نویسم. سعی کرده‌ام از مضامین اعتقادی چون ولایت امیرالمومنین، برائت از دشمنان اهل بیت و فضاهایی که مستلزم مطرح شدن هستند استفاده کنم. بسیاری بر این باورند که فضای اعتقادی فضای جدیدی است و غالبا آنچه در شعر آیینی وجود دارد مدح اهل بیت است.

 

 

 

این شاعر در ادامه با توجه به شغل و دغدغه اصلی خود که فوتبال است، به برنامه هایی که برای ماندگار شدن در ادبیات دارد نیز اشاره کرد و گفت: اولویت اول، شغل و تمرکزِ اصلی من فوتبال است. درآمد من از این راه تامین می‌شود و نسبت به قراردادهایی که میبندم متعهدم. اکثر بچه‌ها شاید در اوقات فراغت به کارهای دیگری مشغول شوند. سعی می کنم در اوقات فراغتم تاجایی که ذهنم آماده باشد، شعر بگویم و از ادبیات دور نشوم.

مولف مجموعه «پرواز 69» به مشکلات چاپ این اثر اشاره کرد و افزود: خدارو شکر انتشارات مختلفی به ما پیشنهاد چاپ کتاب داده‌اند و ما با انتشارات نزدیک‌تر به توافق رسیدیم.  بدون تعارف چون بازیکن فوتبال هستم انتشارات تمایل بیشتری به چاپ کتاب من نشان می‌دادند. متاسفانه شاعران زیادی مشکل انتشار کتاب دارند و برای چاپ ناچارند مبالغی را برای چاپ کتاب خود به انتشارات بپردازند. امیدوارم برای شاعران مستعد فضایی ایجاد شود که به حق خود دست پیدا کنند و به جای پرداخت مبلغ به انتشارات، حق تالیف خود را دریافت کنند و حتی رنکینگ برای شاعران به وجود بیاید.

 

شایان مصلح تفاوت های دنیای شعر و ورزش را اینگونه بیان کرد: فوتبال با جسم و شعر و ادبیات با روح انسان سر و کار دارند. همه فوتبالیست‌ها احساس دارند. یکی احساسش را در قالب شعر و دیگری به شیوه‌ای دیگر بروز می‌دهد. درست است که این فضاها از هم دورند، ما آمده‌ایم که کمی این دو فضا را به هم متصل کنیم.(با لبخند)

 

 

وی در پاسخ به این پرسش که اگر بنا باشد در یکی از سه عرصه شعر، ورزش و مداحی ماندگار شوید کدام را انتخاب می‌کنید و چرا؟ گفت: فوتبال شغل ماست و نهایتا از سی و پنج سالگی باید فوتبال را کنار بگذاریم. ادبیات، مداحی و زمینه‌های دیگر تمام شدنی نیست و تا آخر عمر ادامه دارند و قطعا ماندگارترند.

 

این شاعر به پیشینه ادبی خود نیز اشاره هایی داشت و افزود: از سال 91 با شعر عاشقانه کارم را شروع کردم تا سال 93 این روند ادامه داشت و کارهای آیینی‌ام را از سال 93 آغاز کردم و هر چه بیشتر پیش رفتم این روند بیشتر جدی شد و این در کتابم مشهود است. اما برنامه ام این است که مضامین عاشقانه، مذهبی و حتی شعر اجتماعی را با هم پیش ببرم.

 

مصلح پیش بینی اش از موفقیت «پرواز 60» را چنین بیان کرد: شاید چون اغلب اشعار آیینی سروده‌ام افراد مذهبی بیشتر با کتابم ارتباط برقرارکنند.  همچنین افراد علاقه‌مند به اشعار عاشقانه و فوتبالی‌ها به عنوان یک قشر جدید.

شاعر مجموعه «پرواز 69» در پایان به انجمن های ادبی و شاعرانی که در راه موفقیت، وی را همراهی کرده اند اشاره کرد و افزود: علیرضا هاشم‌پور در انجمن رودبار نقش بسیار موثری داشت. آقایان جنتی، معاذی، جهان‌وند، رشیدی‌پور، عبدالمهدی نوری و استاد ساعد باقری مرا در این مسیر طولانی یاری کردند.

 

کد خبر: 874

خبرنگار: مهدیه رشیدی

منتشرشده در گزارش

خوردیم زمین و آسمان گم کردیم

در عالم خاک، بوی جان گم کردیم

قبر تو نه، می‌خورم به قرآن سوگند

ما «قدر» تو را در این جهان گم کردیم!

 

بعد از «بای بسم الله»، اجازه بدهید قبل از ورود به بحث، ابتدا به نقل خاطره ای از رهبر معظم انقلاب به روایت عباس حیدرزاده، مداح مخلص اهل‌بیت(ع) در رابطه با شعر آیینی بپردازم و آنگاه به اصل مطلب.

این خاطره بیانگر توجه عمیق و دقت نظری است که حضرت آقا به شعر آیینی دارند. ایشان تعریف می کنند:

«یکی از مواردی که ایشان (مقام معظم رهبری) گاهی به ما تذکر می‌دادند بحث شعر بود. ایشان خیلی نسبت به بحث شعر توجه و دقت و تاکید دارند که اشعار محکم را بخوانید. گاهی برخی از اشعار را به من تذکر دادند که این شعر مثلا این ایراد را دارد. در یک ملاقات که ایام روضه‌های فاطمیه(س) در بیت رهبری بود، ایشان نکته‌ای را به بنده فرمودند و گفتند که به مداحان دیگر هم بگویید. وقتی من محضر ایشان مداحی کردم، در آخر خواندنم به مستمعین گفتم دست‌ها را بالا بیاورید و بگویید یا زهرا(س).

بعد وقتی من خدمت ایشان برای عرض ارادت رسیدم، فرمودند: این که شما گفتید دست‌ها را بالا بیاورید و بگویید یا زهرا(س)، ما هیچ کجا نداریم که برای غیر از خدا دست بالا بیاورید؛ نه در منابع اهل سنت و نه در منابع شیعه. شما خودتان رعایت کنید و به دیگر مداحان هم بگویید که فقط برای «یا الله» گفتن از مردم بخواهند که دست شان را بالا بیاورند. فکر می کنم دقت و ظرافت ایشان بر روی این نکته به دلیل این بود که توجه داشته باشیم، این‌هایی که ما را مشرک می‌دانند و ایراد می‌گیرند که این‌ها دست شان را برای گفتن یا حسین(ع) و یا زهرا(س) بالا می آورند و ایشان را خدای خود می‌دانند، سوء استفاده نکنند و شائبه بدعت‌گذاری و شرک ایجاد نشود.»

 

شعر فاطمی که یکی از زیرشاخه های بالنده و زاینده شعر آیینی است، نیاز به چارچوب‌هایی دارد که بتواند به رسالت خود در راستای ترویج سیره و زندگی بزرگان دین و ائمه معصومین(ع) عمل کند. همچنان که بارها گفته شده، شعر آیینی پیشتر و بیشتر از موضوع دینی، باید «موضع» دینی داشته باشد.

«موضوع» توقف در منزل صورت و ظاهر دین است یعنی مدح و منقبت صرف و «موضع» پرداختن به درونه، سیرت و حقیقت دین، یعنی بیان معارف و حقایق دینی و توحیدی. جان مایه شعر آیینی اصیل و فاخر «موضع‌مندی» آن است، نه «موضوع‌بندی» آن یعنی ایستادن شاعر در جبهه «حق» و حق مداری و برائت از ظلم و باطل و زشتی و پلشتی.

 

متاسفانه امروز جای عالمان دینی و شاگردان مکتب فقهی امامین باقر و صادق (علیهما السلام) در جلسات شعر دینی و آیینی ما خالی است؛ شاگردانی بصیر و دین شناس که اهل نقد و پرسش گری اند و در مقابل طرح مسائل شبهه برانگیز، غالی گرانه و خرافی، عالمانه می ایستند.

شاگردانی که مصداق مضمون آیه 73 سوره فرقان هستند: «وَ الَّذینَ إِذا ذُکِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً، و آنان هستند که هر گاه به آیات خدای خود متذکرشان سازند، کر و کورانه در آن آیات ننگرند (بلکه با دل آگاه و چشم بینا مشاهده آن کنند تا بر مقام معرفت و ایمانشان بیفزاید). در گذشته چنین مشکلی وجود نداشت. زیرا بیشتر شاعران ما بیش و پیش از شاعر بودن، فیلسوف، فقیه، عارف، عالم، حکیم و دین شناس بودند.

 

امروز در حوزه شعر فاطمی یا آئینی با معضلی که مواجهیم، علاوه بر فقر دانش دینی شاعران و ذاکران، این است که مخاطبان و کسانی که در جلسات شعر آیینی شرکت می‌کنند، «پذیرنده صرف» هستند و حضوری خاموش و منفعلانه دارند.

به این معنا که در این جلسات هر چه بشنوند، به اعتبار این که آن حرف از زبان یک شاعر یا مداح آیینی گفته شده است، بی‌درنگ می پذیرند و در درستی یا نادرستی آن تحقیق نمی کنند، در حالیکه خداوند در قرآن کریم در بیش از سیصد آیه امر به تفکر، تعقل، و تدبّر کرده است.

بسیار دیده شده که در این جلسات شعری قرائت شده که محتوا و مضمون آن با آموزه‌های دینی در تضاد و تقابل بوده اما متاسفانه جمعیت حاضر کمترین واکنشی نسبت به آن شعر و شاعر نشان نداده و صرفا با ضربآهنگ شعر یا نوحه قرائت شده بر سر و سینه زده و گریه کرده اند.

 

 

مقام معظم رهبری طرح مسائل غلط و خلاف آموزه های دینی و قرآنی را در شعر آیینی جایز نمی دانند و بر این دقیقه پای می فشارند که شعر اصیل دینی باید «متکی و مستند به معارف حقه‌ الهیه» باشد.

رهبر انقلاب طبق خاطره ای که بیان شد، به ما می آموزند که در برابر بیان مطالب انحرافی و خرافی که باعث مخدوش شدن چهره اسلام و وهن خاندان رسالت می شود، نباید ساکت، بی تفاوت و منفعل بود و با مواخذه و تذکر به شاعر و مداح باید از تکرار چنین مسائلی پیشگیری کرد.

تا آنجا که به یاد دارم، امین شعر انقلاب در تمام دیدارهایی که با شاعران و ذاکران اهل بیت در طول سالیان بعد از انقلاب داشته اند، هرگاه در حضور ایشان شعر یا مرثیه ای خوانده شده که با روح دین و آیین در تقابل بوده، بدون هیچ ملاحظه ای به شاعر و مداح آن تذکر داده و خواستار اصلاح شعر یا مرثیه شده اند.

 

 

معمولا مخاطبین جلسات شعرخوانی و مداحی دو گروه هستند. گروه اول، اهل شعر و ادبیات اند و صرفا به زیبایی های صوری شعر و قدرت صنعتگری شاعر در به کارگیری صنایع لفظی و معنوی توجه می کنند، اما نسبت به این مسئله که پشت این ظاهر زیبا چه باطنی پنهان است، کاملا بی توجه اند.

برای این گروه محتوا و پیام شعر و انطباق آن با معارف دینی و مستند یا غیرمستند بودن حرفی که در متن و بطن شعر شاعر پنهان شده، چندان مهم نیست زیرا این گروه فقط به دنبال «التذاذ هنری» هستند.

گروه دوم از مخاطبین این جلسات کسانی هستند که در منزل محبت اهل بیت (علیهم السلام) اردو زده اند و تلاشی برای راه بردن به منزل «معرفت» نمی کنند.

این گروه معمولا برای توسل و شفاعت و کارگشایی در این مجالس حاضر می شوند و اصلا کاری به کار شعر و شاعر و مداح ندارند، این افراد نسبت به هرگونه نغمه حزن انگیزی شرطی شده اند و کافی است لحن حزن انگیز شاعر و مداح را بشنوند تا بی اختیار اشک بریزند.

این گروه نیز متاسفانه هیچ گونه توجه شایسته ای به محتوا و مضمون شعر ندارند، چرا که هدف شان از شرکت در مجالس مداحی و عزاداری، پیش و بیش از «نگریستن»، گریستن است.

حضور این مخاطبین در مجالس شعرخوانی و مداحی باعث می شود که شاعر و مداح مجلس نیز نهایت تلاش خود را برای عرضه شعر و مرثیه ای که مطابق ذوق و ذائقه آنهاست به کار گیرد، یعنی دقیقا «آنچه شما خواسته اید».

شعر و مرثیه ای که به جای اندیشه مخاطب، احساسات دینی او را هدف گرفته و به جز تحریک احساسات، ایجاد شور و به گریه انداختن مخاطب، رسالت دیگری ندارد. به این شعرها و مرثیه ها اصطلاحا «شعرهای مجلس گرم کن» می گویند.

شعرها و مرثیه های جانگدازی که تحسین و آفرین حُضار را به همراه دارد و سیل اشک را از دیده ها جاری می سازد، بی آنکه چیزی بر بصیرت دینی آنان بیافزاید.

تشویق‌ها و آفرین گفتن های حاضران نیز شاعر و مداح را جسورتر و بی پرواتر می کند و در جلسات بعدی نیز همین روند و جریان تکرار و تبدیل به عرف و عادت می‌شود.

 

سوگ و مرثیه، وجه غالب شعر فاطمی

ما مُدعیان تو را صَنم می‌خوانیم!

بانوی مقیم شهر غم می‌خوانیم

نامی ز تو بر زبان ما می‌چرخد

ما از تو چه اندک و چه کم می‌دانیم!

 

بدون تردید یکی از اضلاع غیرقابل انکار شعر آیینی «سوگ و مرثیه» است که باید به آن جهت داده شود و گریاندن و سوگ هدف اصلی شعر نباشد بلکه هدف، بیان توحید، حکمت‌، اخلاق، و معارف دینی و الهی باشد تا شعر در مسیر انسان‌سازی و تعالی روحی حرکت کند و مرثیه نیز مکمل آن باشد.

 

جامعه‌ ما جامعه ای است که از عواطف دینی سرشار است، به طوری که تنها کافیست نام مبارک حضرت اباعبدالله(ع) و یا فاطمه زهرا (س) برده شود تا اشک از دیده ها جاری شود.

بیشتر افراد نیز در ایام شهادت بزرگان دینی بیشتر به نیت گریه بر مصائب اهل بیت در مجالس شرکت می کنند و کمتر به دنبال افزایش دایره دانش و بینش دینی خود هستند در حالیکه باید «عزاداری» مقدمه «بیداری» و «گریستن» مقدمه «نگریستن» باشد. یعنی نالیدن بر مصائب اهل بیت(علیهم السلام) باعث قد کشیدن و بالیدن شود، نه ایستایی و خمودگی و رخوت زیرا بیان مصائب اهل بیت (علیهم السلام) از منظر حق خواهی و ظلم ستیزی ارزشمند و سازنده است.

متاسفانه در شعر فاطمی از آنجا که وجه غالب با «سوگ و مرثیه» است، شاهد پرداختن بیش از حد به مباحثی مانند بیت الاحزان، فدک، دیوار و در و ... هستیم.

در حالیکه ابعاد مغفول مانده فراوانی در زندگی پر برکت حضرت زهرا (س) وجود دارد که هنوز به آنها پرداخته نشده است.

ویژگی های ناگفته ای که در آیینه آنها می توان سیمای حضرت زهرا(س) را به عنوان یک اسوه و الگو برای نسل امروز به تماشا گذاشت.

 

علل تنزل شعر آیینی و فاطمی

او سوره کوثر است، زیبا بنگر

از فصل فدک در آ، به بالا بنگر

از حضرت او نگفته‌ها بسیار است

از زاویه ‌ای دگر به زهرا بنگر

 

در شعر آئینی و فاطمی، هم شاعر و هم مداح تعلل و کوتاهی می‌کنند و مخاطب هم اغلب خاموش و منفعل است. در حالیکه طبق سیره عملی بزرگان دین و مقام معظم رهبری، باید نسبت به طرح مسائل انحرافی در شعر آیینی حساسیت نشان داده شود. باید در مجالس شعرخوانی و مداحی خاندان رسالت به این مهم توجه شود آیا روضه‌ای که خوانده و یا شعری که قرائت می‌شود، دارای نکته و دقیقه معرفتی قابل تاملی هست یا خیر؟ اگر شاعر و مداح دریابند که جمعیت حاضر در مجلس، جمعیتی هوشمند، مطالبه گر و دقیقه یابند و طالب شعر و مرثیه فاخر و متعالی، سعی می‌کنند در جلسات بعدی به گزینش و قرائت اشعاری بپردازند که با آموزه‌های دینی و قرآنی انطباق بیش تری داشته باشند.

 

بی توجهی و بی تفاوتی نسبت به این مهم، محتوا و مضمون شعرها و مرثیه ها، سبب می‌شود، شعرهای نازل و کوچه بازاری از بسامد بالایی برخوردار باشند.

اگر تقاضا نسبت به شعرهای صرفا مرثیه ای کاهش پیدا کند و ذائقه مخاطب به سمت شعرهای عمیق، خوش مضمون و حکمت‌آمیز برود، شاعر و مداح نیز از بداهه گویی فاصله می گیرند و ناگزیر می‌شوند شعرهای فاخرتری را برای قرائت و مداحی انتخاب کنند.

 

 

بهترین و عملی ترین راهکار برای حل این معضل، علاوه بر مجهز شدن شاعران و مداحان به دانش و بینش دینی و قرآنی و تربیت مخاطبان دین آگاه، حضور شاگردانی از مکتب فقهی امامین باقر و صادق (علیهما السلام) به حکم تکلیف در این جلسات است تا همچنان که اشاره شد، در مقابل طرح مسائل شبهه برانگیز، غالی گرانه و خرافی در اشعار بایستند و قافله شعر دینی و آیینی ما را به سرمنزل رستگاری و عاقبت بخیری برسانند.

امید آنکه از این به بعد در جلسات شعر آیینی، در کنار خیل علاقه مندان به شعر و ادبیات، شاهد حضور خجسته عالمان دینی نیز باشیم.

اگر این مهم تحقق پیدا کند، یقینا ورق برخواهد گشت و جلسات شعرخوانی و مداحی از این آشفتگی و نابسامانی نجات پیدا خواهد کرد.

 

مخاطب هوشمند نیز باید سطح مطالبات خود از شعر آئینی و فاطمی را ارتقا دهد و مواخذه ‌گر باشد تا شاعر و مداح شعرهای خوش مضمون و فاخرتری را برای این جلسات انتخاب کند زیرا در اسلام عنوان شاعر آیینی، عنوانی مقدس است و به شاعرانی اطلاق می شود که همچون «کُمِیت و فَرزدَق و دِعبِل»در مقابل بدعت ها، خرافات و گزافه‌ها ایستادگی می‌کنند و سیمای اصیل و درخشان دین را به نمایش می‌گذارند. از این‌ رو رسالت شاعر آئینی این است که شعرش مطابق با آموزه‌های قرآنی و معارف دینی باشد.

از این منظر شعر فاطمی هم باید تریبونی برای بیان فضایل دینی و حکمت‌های انسان‌ساز و ترویج سبک زندگی فاطمی باشد.

آموزش امر به معروف و نهی از منکر، تبیین و ترویج آموزه‌های اخلاقی و تربیتی زندگی و سیره حضرت فاطمه زهرا(س)، نقد سلوک دینی و پیرایش دین از بدعت، خرافه و گزافه، داشتن موضع نسبت به مسائل جهان اسلام و بی‌تفاوت نبودن در برابر امت اسلامی و مقابله با «اسلام ستیزی» از دیگر اموری ست که ضرورت پرداختن به آن ها در شعر آیینی و فاطمی به شدت احساس می شود.

 

امروز که گروه‌های تکفیری و داعشی سعی دارند، چهره خشنی از دین و ائمه اطهار(ع) ارائه دهند و اسلام را دینی خشونت طلب و خردستیز معرفی کنند، باید از همه ظرفیت‌های شعر آیینی و فاطمی برای مقابله با چنین ذهنیت های غلطی استفاده کرد. دین اسلام بر پایه خرد و عقلانیت است؛ از این‌رو شایسته است که با زبان فاخر و تاثیرگذار شعر، «جهل ستیزی» و «اندیشه مداری» دین اسلام به نمایش گذاشته شود و ارزش هایی چون صلح، آزادی ، عدالت، مردم داری که ریشه در آموزه های دینی و قرآنی دارد مورد توجه قرار گیرد.

سیره بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری نیز بر فاصله گرفتن از تحجر و اسلام آمریکایی و معرفی اسلام ناب محمدی(ص) است.

بی هیچ تردیدی اگر در این مسیر حرکت کنیم، رغبت و گرایش جهانیان به دین اسلام روز به روز افزایش خواهد یافت و توطئه استکباری «اسلام ستیزی» تا همیشه عقیم خواهد ماند.

 

 

کد خبر: 803

منتشرشده در گزارش

حبیب‌الله چایچیان از شاعران آئینی و مرثیه سرای اهل بیت (علیهم السلام) درگذشت.

 

حبیب الله چایچیان  متخلص به "حسان"  شاعر و مرثیه سرای اهل بیت (علیهم السلام) درگذشت.

 

چایچیان که متولد سال ۱۳۰۲ شمسی در شهر تبریز است طی سال های اخیر به دلیل بیماری و وخامت حال در منزل بستری بود.

 

حسان از جمله تاثیرگذارترین شاعران آئینی معاصر بوده است که بارها از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی مورد تحسین قرار گرفته است.

 

دو شعر "امشب شهادت نامه عشاق امضا می شود" و "آمدم ای شاه پناهم بده" از معروفترین سروده های اوست.

 

مراسم تشییع پیکر مرثیه سرای اهل بیت(ع)، حبیب‌الله چایچیان، صبح روز گذشته از روبروی بیمارستان شهدای تجریش برگزار شد.

 

مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی، با صدور پیامی درگذشت حبیب‌الله چایچیان شاعر آئینی کشور را تسلیت گفت و پیام تسلیتی به این شرح منتشر کرد:

 

«در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) خبر تاسف‌بار درگذشت حبیب الله چایچیان، شاعر  نامدار اهل بیت (ع) و انقلاب اسلامی را دریافت کردم.

از درگاه خداوند متعال آرزوی علو درجات در پناه "شاه خراسان" _آن گونه که خود سروده بود _ دارم.

اینجانب به نمایندگی از اهالی فرهنگ و ادب و شاعران ایران اسلامی این مصیبت را به جامعه ادیبان سرزمین مان و خانواده آن عزیز تسلیت می‌گویم.»

 

کد خبر: 729

منتشرشده در گزارش

 

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در واپسین روز اربعین حسینی به سراغ حسنا محمدزاده مولف مجموعه های سر به مهر، جوهر جان، زیر هر واژه آتشفشان است، قفس تنگی و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

 

از کی سرودن شعر آیینی را شروع کردید؟ 

 سرودن شعر آیینی را از سال هفتاد و شش و از دورانی که در مقطع راهنمایی تحصیل می کردم شروع کرده‌ام؛ اما شعرهای آن روزها در سررسید یادداشت‌های شخصی‌ام بایگانی شدند و از خلوت خانوادگی‌مان فراتر نرفتند. می توانم بگویم که برای اولین بار سرودن شعر مذهبی را در سال هشتاد و دو شروع کردم.

 

چرا شعر آیینی را انتخاب کردید؟

بعد از خواندن کتابی تحت عنوان «کشتی پهلو گرفته» نوشته ی «سید مهدی شجاعی» که هدیه ای از طرف پدرم بود و البته تحت تاثیر حال و هوای ایام فاطمیه ی آن روزها،  شعری را با همین محتوا نوشتم؛  وقتی آن شعر مورد تشویق اطرافیانم قرار گرفت، شعرهای بعدی سروده و مطالعاتم بیشتر شد.  مسلماً از همان ابتدا تصمیم به مطالعه و انگیزه‌ی سرودن شعر مذهبی ارادی بوده است؛ اما فقط این کافی نیست.  

از سر ارادتی که به این آستان دارم و علاقه‌ام نسبت به  فعالیت در این حوزه، اگر به خواست خودم باشد همیشه شعر مذهبی را انتخاب می کنم. معتقدم که تا عنایت اهل بیت نباشد نمی‌توان حتی یک بیت سرود؛ چه برسد به یک شعر.  بارها شده که در مناسبتی خاص مثلا ایام محرم قصد سرودن داشته‌ام اما دریغ ازحتی یک مصرع. روزهایی بوده که در حال و هوای سرودن نبوده‌ام اما شعرهای خوبی خلق شده‌اند.

   

تعریفتان از شعر آیینی چیست ؟  

می‌توان گفت شعر آیینی به مفهوم عام کلمه، شعری است که در آن رسم و رسوم و آداب و سنن و آیین قومی و ملی  بازتاب داده می‌شود که یکی از زیر شاخه های آن مضامین و مسائل دینی و مذهبی ست. اما می‌بینیم که از اصطلاح شعر آیینی معمولا برای شعر مذهبی و شعر شیعی که دامنه‌اش ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) است و مرکز ثقل آن دو موضوع انتظار و عاشورا است استفاده می‌شود؛  یعنی ما دامنه‌ی شعر آیینی را محدود کرده‌ایم و آن را به عنوان شعرمذهبی که تنها بازتاب دهنده‌ی ارزش‌های دینی‌مان است، می‌شناسیم؛ در حالی که می‌توان گفت شعر انقلاب هم یکی از زیر شاخه‌های شعر آیینی ست. همین‌طور اشعاری که در حوزه‌ی دفاع مقدس و جنگ سروده شده‌اند هم آیینی‌اند؛ چه بسا که در بسیاری از شاهکارهای شعر دفاع مقدس، با نمادها و سمبل‌هایی روبرو می‌شویم که اسوه‌های قیام امام حسین (ع) هستند؛ تا آنجا که در برخی از اشعار با برجسته کردن این اسوه‌ها، رزمنده‌ها را به حضور در جبهه ها و پیروی از سیره‌ی عملی عاشوراییان تشویق می‌کرده‌اند. 

 

 

به نظر شما شعر آیینی ما چه‌قدر قابلیت شناساندن مفاهیم مذهبی را به همه‌ی ادیان و ملت‌ها دارد ؟  

شعربا تمام ظرفیت‌ها وظرایف و قدرت نفوذی‌ که  در قلب و جان مخاطب دارد می‌تواند تاثیرگذارتر از هر هنر دیگری باشد. 

 

شعر مذهبی ما وقتی چنین قابلیتی را پیدا می‌کند که از مرحله‌ی مدح و مرثیه‌ی صرف خارج شده و به محتوا و درون مایه بیشتر بپردازد، تا بتواند تصویری روشن و زلال از آموزه‌های دینی واخلاقی اهل بیت باشد و در نهایت به پیامی ارزشمند در این زمینه برسد؛ که البته این مهم، مستلزم مطالعه و تحقیق در متون و کتاب‌های موثق دینی است و شاعر نمی‌تواند با اکتفا به دانسته‌ها و شنیده‌هایش که مشخص نیست تا چه اندازه دستخوش تحریف بوده اند به سرودن بپردازد و در نهایت به شعری برسد که آیینه‌ای از اسلام ناب باشد.

 

هستند شاعرانی که با تحقیق و تفحص و وسواس در این زمینه شعر می‌سرایند و اشعارشان قابل تأمل است؛ اما با توجه به اکثریت سروده ها ،می تواند گفت  شعرها هنوز به آن مرحله‌ای نرسیده‌اند که قابلیت شناساندن مفاهیم اصیل دینی را داشته باشد.

در واقع اکثریت ما در صورت قضیه مانده‌ایم و به سیرت آن بی توجهیم؛  یعنی از سیره ی عملی پیشوایانمان غافل شده‌ایم. 

 

وقتی ما تلاش کنیم که مدح بگوییم و به مرثیه بپردازیم، آن هم به شکلی که بتوانیم دیگران را به گریه بیندازیم و به عبارت دیگر در مرحله محبت، متوقف شویم و به  معرفت دینی نرسیم خواه ناخواه شعر با تحریفات و خرافات و بیانگر مسائلی غیرمستند و غیرواقعی آمیخته می شود؛ چرا که تلاش می‌کنیم شعری بگوییم که در مجالس خوانده شود؛ مداحان دم بگیرند و شورآفرینی بکنند؛  طبیعتاَ شعور دینی در حاشیه قرار می‌گیرد و خیلی از کاستی‌ها و آفت‌ها و تهدیدها از همین ناحیه متوجه شعر می‌شود.

 

 

به نظرتان شاعر تا چه اندازه اجازه ی اغراق در شعرش را دارد ؟  

می‌دانید که اغراق یکی از آرایه‌های ادبی‌ است که باعث خیال‌انگیز شدن بیشتر شعر می‌شود و شاید مهمترین عاملی که تاثیر جادویی به سخن می‌دهد همین بزرگنمایی است که مهمترین آرایه در شعرهای حماسی است.

 

در حوزه‌ی عاشورا توجه به بعد حماسی آن است؛ پس چه اشکال دارد که شاعر اغراق‌هایی هم در شعرش داشته باشد؟ اما این اغراق تا جایی قابل توجیه است که به اصل محتوا لطمه‌ای وارد نکند و به آن چیزی نیفزاید یا از آن چیزی نکاهد. ما نمی‌توانیم به بهانه ی تاثیر کلام، قیام سیدالشهدا را تا حد اسطوره بالا ببریم چرا که اسطوره آمیزه‌ای از تاریخ و واقعیت و افسانه است اما شهادت امام حسین و یارانش واقعیت محض است. مثلا اگر اغراق کنیم و بگوییم حضرت ابوالفضل به جای مشک دریا را به دندان گرفته بود به اصل ماجرا لطمه‌ای نمی خورد اما در وصف رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌های حضرت ابوالفضل آیا می‌توانیم اغراق را تا آنجا پیش ببریم که بگوییم تمام سپاه عمر سعد را یک تنه شکست داد و با دست پر به خیمه‌ها برگشت؟

 

در مورد حادثه ای مثل عاشورا که شاعران درباره ی آن زیاد سروده اند فکر می کنید چرا هنوز شعر ها به تکرار نرسیده اند؟ 

 

عاشورا، جایگاه عظیمی در تاریخ اسلام دارد.  از هر جنبه‌ای به حادثه‌ی عاشورا بنگریم عمیق‌ترین و ارزشمندترین مفاهیم را در خود گنجانده است؛ از جنبه‌ی عرفان، عشق، شهادت، نهایت بندگی و  احیاء دین تا حماسه. اما بدون توجه به بعد عرفانی شخصیت امام حسین نمی‌توان حماسه خونین کربلا را فهمید. عرفا از هر دین و مسلک و مذهبی، امام حسین را به عنوان قطب عرفان مورد توجه قرار داده‌اند؛  بعد الهی و عرفانی امام حسین در تک تک جملاتی که  در سفر از مدینه و مکه به کربلا فرموده و گفتگوهایی که با دشمن یا یاران خود داشته‌اند، مشخص است اما بالاتر از اینها آن چیزی است که  در عمل نشان داده‌اند؛ آن هم عشق و محبت به خدا و دلدادگی و سرسپردگی و در یک کلام بندگی است.

 

حُبی که امام حسین در دل دارد و آنچه در مناجات عرفه بیان می‌کند، در حادثه کربلا به نمایش می گذارد و توکل به خدا و تسلیم در مقابل اراده و مشیت پروردگار را به زیباترین شکل ممکن و در اوج خود در صحنه عاشورا نشان می‌دهد.

 راضی بودن به قضای الهی در عمل امام حسین و در سخنانش می‌درخشد. اینها مسائل کوچکی نیستند که با چند سروده به تکرار برسند؛ بلکه معتقدم از گذشته تا به حال و از حال تا قیامت هر چه از آن سروده‌ایم و بسراییم قطره‌ای از آن دریای بیکران را هم به تصویر نکشیده‌ایم.

 

نظرتان در مورد ریتمیک کردن شعر عاشورایی و گذاشتن ملودی های شاد و به گوش مخاطب آشنا روی شعرهای عاشورایی مخصوصا در حوزه ی شعر هیات چیست ؟

 

شعر هیات در واقع شاخه‌ای از شعرمذهبی است. عنوانش جدید است اما از نظر مضمون و محتوا همان  نوحه‌ها و مراثی است؛ از زمانی که عزاداری‌های حسینی قوام گرفته، بر سر زبان ها بوده‌ است و مردم برای برپا کردن علم عزاداری در میادین و مساجد و دسته‌جات از آن استفاده می کرده‌اند. در شعر هیئت زبان شاعر باید به زبان مردم نزدیک‌تر شود؛ با زبان مردم کوچه و بازار انس و الفت بیشتری داشته باشد تا در دسته‌جات سینه‌زنی و مجالس دم گرفته شود و گستردگی پیدا کند.‌ 

 

شاعرانی هم که شعر هیئت می‌گویند، سعی می‌کنند با مولفه‌هایی که مورد پسند مردم است، شعر بگویند که این مساله به خودی خود بد نیست اما در جامعه به دلیل پایین آمدن سطح و شان برخی مدح‌ها و ورود همه افراد با هر سطح مطالعه و سواد مذهبی به صنف مداحی، این روزها شاهد بروز برخی مداحی‌ها با ریتم و آهنگ موسیقی‌های پاپ مجاز و غیرمجاز هستیم. 

 

در کنار این سبک‌های سخیف می‌بینیم که مداحان به بهانه گریه گرفتن از مردم داستان‌هایی را روایت می‌کنند که در هیچ مقتلی نمی‌توان آن را پیدا کرد.

گاهی هم فلسفه شهادت امام حسین نادیده گرفته شده و بیشتر به چشم و ابروی اباعبدالله وحضرت عباس پرداخته می شود با رویه فعلی که در پیش است و نفوذ بالا و سریع  تکنولوژی و شبکه های اجتماعی و سطح دسترسی مردم، متاسفانه داریم به سمت بی هویتی عزاداری پیش می‌رویم.

 

داشتن ریتم و آهنگ در یک نوای مداحی امری طبیعی است اما به روز کردن آن به هر قیمتی  سبب توهین به شأن عزاداری و سوژه ای برای تمسخر مخالفین شعائر مذهبی و دینی شده است.

 

خبرنگار: هانیه شالباف

کد خبر: 709

 

منتشرشده در گفتگو

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در این گفتگو به سراغ سیدحمیدرضا برقعی مولف مجموعه های طوفان واژه ها، تحیر، رقعه، تحریرهای رود و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

 

جناب برقعی از چه زمانی سرودن شعر آیینی را آغاز کردید؟

از سال هشتاد و دو یا هشتاد و سه  به انتخاب خودم این حوزه را انتخاب کردم


چرا شعر آیینی؟

من معتقدم شاعر باید صداقت داشته باشد و من چون در شعر با موضوعات دیگر ارتباط آن‌چنانی نداشتم، ترجیح دادم با این زبان به اهل‌بیت (ع) عرض ارادت کنم.


تعریف شما از شعر آیینی چیست؟

هر شعری که در آن صحبت از ارزش‌های انسانی شده باشد شعر آیینی است. مفاهیمی مانند مفاهیم اسلامی، مقاومت و ... زیرمجموعه‌ی شعر آیینی قرار می‌گیرند. اما آن‌چه که عامه‌ی مردم قبول کرده‌اند، اشعاری در پیرامون زندگی معصومین و مفاهیم مذهبی است. در این حوزه، بعضی‌ها موضوع آیینی دارند و بعضی موضع آیینی. مثلا شعر حافظ موضع آیینی دارد؛ اما اشعاری که با موضوع آیینی و در مدح اهل‌بیت هستند، الحمدالله این‌سال‌ها با ابعاد متفاوتی ظهور پیدا کرده‌اند و به‌نظر من بعد از انقلاب هم با رویکرد حماسه و عرفان بیشتر شناخته شده‌اند.

 

حوادث و اتفاقات مذهبی یکی هستند؛ اما تکراری‌شدن‌شان به ادبیات مذهبی قطعا ضربه می‌زند. برای تنوع و ایجاد تفاوت در مفاهیم اشعار چه باید کرد؟

متاسفانه خیلی از اشعار، تکراری می‌شود؛ اما نکته‌ی اصلی این است که شاعر باید درنظر بگیرد که ما نباید مقتل یا زندگی اهل‌بیت را منظوم کنیم؛ قرار است ما دیدگاه شاعرانه‌مان را نسبت به آن موضوع بیان کنیم؛ مثلا درباره‌ی واقعه‌ای مثل عاشورا، این زاویه‌ی دوربین ما است که حادثه را نشان می‌دهد. من مخالف هستم که شعرهایمان مقتل منظوم باشند.

 

در این چندسال اخیر، ما شاهد بوده‌ایم که بعضی از مداحان اشعار مذهبی را روی ملودی‌های معروف و موسیقی‌های ریتمیک قرار داده‌اند. نظر شما دراین‌باره چیست؟

من نشنیده‌ام؛ اما طبیعی است موسیقی‌ای که روی یک شعر مذهبی می‌آید، باید در شان خاندان عصمت و طهارت باشد. از آن‌چیزی که در شرع ما حلال اعلام شود، می‌شود استفاده کرد؛ اما اگر در شان اهل‌بیت نباشد، قطعا قابل دفاع نیست.

 

در طول تاریخ مانند امروز، شعر قابلیت شناساندن مفاهیم و ارزش‌های مذهبی را داشته است؟ ‌

شعر در زبان فارسی  بزرگ‌ترین رسانه است؛ در زمان اهل‌بیت هم به شاعر به‌‌عنوان بزرگ‌ترین رسانه نگاه می‌کردند و اگر شعری توسط یک شعر معروف عرب سروده می‌شده، فردای آن‌روز همه آن شعر را حفظ می‌کرده‌اند.

شاعر تا چه حد می‌تواند در شعر آیینی اغراق کند؟

این را خود شاعر باید تشخیص دهد. اغراق در شعر یک صنعت است؛ البته اگر این اغراق بیش‌از حد باشد به غلو تبدیل می‌شود. شاعر نباید آن‌قدر از اغراق استفاده کند که یک اهل‌بیتِ دست‌نیافتنی برای مردم بسازد؛ چون حضرت رسول(ص) فرموده‌اند من هم بشری هستم مثل شما؛ اما درجایگاه اسوه ‌بودن. این اسوه ‌بودن اگر به اسطوره‌بودن نزدیک شود، آن‌موقع آفت و آسیب است.

 

خبرنگار: هانیه شالباف

کد خبر: 703

منتشرشده در گفتگو

 

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در این گفتگو به سراغ سعید بیابانکی مولف مجموعه های سکته ملیح، نامه های کوفی، یلدا، جامه دران و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

سعید بیابانکی در گفتگو با خبرنگار تارنا در خصوص تعریف شعر آیینی گفت: شعر آیینی اصطلاحی است که در چند سال گذشته وارد ادبیات ما شده و اساسا به شعری گفته می‌شود که در مدح یا منقبت اهل بیت سروده شود که به آن شعر مذهبی و شعر دینی هم گفته می‌شود.

 

وی درخصوص ویژگی های شعر آیینی نیز گفت: این شعر باید ما را با معارف اهل بیت آشنا کند. اگر شعری ظواهر کسی را توصیف کرد، شامل شعر آیینی نمی شود. چرا که فضیلتی برای معصومین نیست و متاسفانه شعر آیینی امروز به سمت توصیف های تغزلی رفته است.

بیابانکی ادامه داد: شعر آیینی باید به سمت معرفت رود. صرف توصیف ظاهری که مخصوص معشوق در غزل فارسی است، در این شعر جایی ندارد.

 

این شاعر در پاسخ به این پرسش که شعر آیینی قالب مخصوص به خودش را دارد یا خیر گفت: شعر آیینی قالب خاصی ندارد و حتی می‌تواند در قالب شعر محاوره بگنجد. اما چون ما در فضایی معنوی مواجه هستیم، هرچقدر ظرف و مضمون به هم نزدیکتر باشد، پذیرش آن از سوی مخاطب راحت تر است. به نظر من هرچقدر شعر در این حوزه، کلاسیک تر باشد، مقبول تر است.  اما توصیف شعر آیینی با زبان مردم کوچه بازار به نظر من کمی بی سلیقگی است.

 

سعید بیابانکی در رابطه با ریتمیک کردن شعر آیینی معتقد است که گذاشتن ملودی درست روی شعر آیینی هیچ ایرادی ندارد. برخی از ملودی های وابسته به موسیقی اصیل ایرانی خوب است. اما ترانه ای که برای یک موسیقی شاد نگاشته می‌شود با شعر آیینی بسیار متفاوت است. گذاشتن شعر آیینی بر روی یک ملودی مثلا پاپ ناموزون و حتی زشت است و باید با آن مقابله شود.

 

کد خبر: 697

منتشرشده در گزارش

قاسم صرافان از جمله شاعران آیینی است که در عین لطافت شاعرانه، بر کرسی استاد دانشگاهی نیز تکیه زده است. صرافان مجموعه‌‌ شعرهای آیینی، عاشقانه و اجتماعی را در کارنامه خود دارد که تعداد بسیاری از آنها در قالب قطعات موسیقی نیز منتشر شده است.

 

قاسم صرافان از جمله شاعران آیینی است که در عین لطافت شاعرانه، بر کرسی استاد دانشگاهی نیز تکیه زده است. صرافان مجموعه‌‌ شعرهای آیینی، عاشقانه و اجتماعی را در کارنامه خود دارد که تعداد بسیاری از آنها در قالب قطعات موسیقی نیز منتشر شده است. «از آهو تا کبوتر»، «مولای گندمگون»، «هـ دوچشم»، «حیدرانه»، «اتفاق» و «خط»  از جمله آثار منتشر شده صرافان هستند. این شاعر آخرین مجموعه شعری عاشورایی خود را با تقدیم به محسن حججی به نام «سرنوشت» منتشر کرده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

 

نام شما ذیل بسیاری از اشعار برجسته و روی قطعه‌‌های موسیقی فراوانی درج شده است اما مخاطبان کمتر از زندگی قاسم صرافان می‌دانند. از شما می‌خواهیم قاسم صرافان را معرفی کنید.

 

پنجم دی‌ماه سال ۵۵ در شهر آبادان متولد شدم و تا ۴ سالگی یعنی شروع جنگ آنجا زندگی کردم، ولی از آن سال به بعد به شهر پدری یعنی کازرون مهاجرت کردیم البته در شناسنامه‌ام محل تولد کازرون است و تقدیر هم چنین بود که اهل آنجا باشم. بعد از آن در سال ۷۴ به واسطه قبولی در رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه اصفهان به این شهر رفتم و برای ۱۵ سال یعنی تا سال ۹۰ میهمان گنبدهای فیروزه‌ای و گردشگر کناره‌های زنده‌رود بودم. کارشناسی ارشد را هم در همان رشته و همان دانشگاه گذراندم و پس از اتمام تحصیلات، به عنوان عضو هیأت علمی مشغول تدریس در دانشگاه شدم. از سال ۹۰ ساکن تهرانم و فعالیت‌هایم بیشتر در حوزه شعر و سرایش ترانه، متمرکز است.

 

 جرقه‌ای در زندگی هر فرد وجود دارد که بعد از آن ادامه راه خودش را پیدا می‌کند. جرقه ذوق شعری شما و به تبع آن شاعر آیینی شدن چگونه پدید آمد؟

 

خدا رحمت کند پدر بزرگم را، طبع شعر داشت و این ویژگی را همراه اسمش برایم به ارث گذاشت. در دوره راهنمایی، زمانی که نوجوانی ۱۴-۱۳ ساله بودم متوجه شدم که می‌توانم با رعایت وزن و قافیه شعر بسرایم البته در ابتدا بیشتر اشعار بزرگان را دستکاری و با تغییر کلمات آنها را تبدیل به شعر طنز می‌کردم که با استقبال زیاد بچه‌های کلاس روبه‌رو می‌شد یا در دوره‌ دبیرستان به دلیل اقتضائات سنی و شیطنت‌های خاص این دوره، بعضی از مواقع که از کلاس درس اخراج می‌شدم، شعر وسیله‌ای می‌شد برای به‌دست آوردن دل معلم‌ها و ورود دوباره به کلاس. خاطرم هست در این دوره یک‌بار از کلاس درس ادبیات اخراج شدم و با سرودن یک شعر در توجیه شیطنت‌هایم و تقدیم آن به همراه یک شاخه گل به دبیر ادبیات، مجوز ورود به کلاس را گرفتم. ۲ بیت ابتدایی آن شعر اگر اشتباه نکنم این بود:

 

از جوانی همچو من کردار پیران برنیاید/ آنچه از یک شعله برخیزد، ز خاکستر نیاید

نیست خاموشی سزاوار چو من آتشفشانی/ مرده‌ام گر آتش سوزنده‌ام از سر نیاید…

 

دبیر ادبیات از این شعر بسیار استقبال کرد و تقریبا یک ساعت از وقت کلاس را به شرح و تفسیر آن اختصاص داد. اما جرقه اصلی در شروع جدی شاعری‌ام به سال‌ها بعد بازمی‌گردد، یعنی بعد از ۶ سال شعر نگفتن در طول دوران دانشجویی. در دانشگاه فعالیت‌های ادبی متعددی وجود داشت، ولی در این دوره من از نظر درونی به یک نقطه خاص رسیده بودم و احساس می‌کردم که در این برهه، معرفت، معلومات و پختگی اندیشه‌‌‌ام، جوابگوی سرایش شعر با مضامین متعالی نیست. بدون تعارف با خودم پی بردم با آن اطلاعات و معلومات نمی‌توانم مضامین و تصاویر را آنگونه با احساس و زبان به هم پیوند بزنم که شعرم تبدیل به اثری روشن، قوی و امیدبخش شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم مدت زمانی را در سکوت بگذرانم و بیشتر مطالعه کنم و در کنار آن نگاه عاشقانه‌ام را به عالم هستی تقویت کنم.

 

 اگر بخواهیم درباره کارهای خودتان صحبت کنیم، مهم‌ترین سوال من این است که یک شاعر چطور می‌تواند هم شعر عاشقانه، هم شعر مذهبی و هم ترانه بگوید و از سوی دیگر با مداح‌ها و خواننده‌های پاپ و گروه‌های سرود همکاری کند. این دامنه گسترده فعالیت، جالب و یک مقدار عجیب است.

 

نمی‌دانم چرا باید از این مسأله تعجب کرد؟ اتفاقا به نظر من تک‌بعدی بودن یک شاعر بیشتر مایه تعجب است. ما در زندگی روزانه خودمان به هیأت می‌رویم، سینما و پارک و ورزشگاه می‌رویم، عاشق می‌شویم یا با دوستان و خانواده می‌گوییم و می‌خندیم. پس چرا شعرهای ما باید فقط یک نوع مضمون داشته باشند؟ وقتی شعر، جوششی از درون شاعر و بازتاب غیرمتظاهرانه‌ای از زندگی و احساس اوست، چرا باید تک‌بعدی باشد؟ واقعا چرا شاعری که شعر مذهبی می‌گوید باید چشمش را روی زیبایی‌های دیگر هستی یا دغدغه‌های دیگر مردم ببندد یا چرا شاعری که مثلا شعر اجتماعی سیاه می‌گوید، هیچ شعر امیدبخشی ندارد؟ آیا این یک تظاهر مذهبی یا مدگرایی روشنفکرانه نیست؟ من به عنوان یک آدم مذهبی، تمام ساعات زندگی‌ام را در مسجد و هیأت نمی‌گذرانم و زیبایی را در بخش‌های دیگر زندگی هم می‌بینم. این زیبایی، من هنرمند را به دنبال خودش می‌کشاند و برای آن می‌نویسم و می‌سرایم. من هم زیبایی را در قاب بی‌نظیر عاشورا و در کلام حضرت زینب(س) می‌بینم که فرمودند: «ما رأیت الا جمیلا» و هم زیبایی را در مهر مادری می‌بینم. گاهی در عشق جوانان به خاک و وطن خودشان آن را می‌بینم و گاهی هم زیبایی‌ها و ظرافت‌های عاشقانه را تجربه می‌کنم و در سروده‌هایم منعکس می‌شود. گاهی اوقات برخی می‌گویند که فقط شعر مذهبی گفتن خوب و مثبت است در حالی که این اتفاق محدودکردن طبع است. انسان با این روند خودش را از زیبایی‌ها و ابعاد دیگر زندگی محروم می‌کند. همین نگرش باعث شد علاوه بر انتشار چند مجموعه شعر آیینی،

۲ مجموعه عاشقانه «هـ دوچشم» و «اتفاق» را هم چاپ کردم که خوشبختانه مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفت.

 

 مدتی است که اشعار اجتماعی شما نیز برجسته شده و به‌واسطه آن قطعات موسیقی نیز تولید شده است. در این نوع ادبیات  برخی معتقدند شعر گفتن برای واقعه‌ای امروزی  آن را دارای تاریخ‌مصرف خواهد کرد. تا چه حد این گزاره را می‌پذیرید؟

 

نمونه‌‌های بسیاری وجود دارد که این گزاره را نقض می‌کند. به طور مثال یکی از ماندگارترین سرودهای انقلابی قطعه «هوا دلپذیر شد» است که برای یک واقعه عینی و خاص یعنی ترور پاتریس لومومبا سروده شد اما این شعر تا همین الان نیز در ذهن مخاطبان و دریچه رسانه‌ها ماندگار باقی مانده است. به نظر من، اگر عناصر ماندگاری یک شعر یا متن ادبی رعایت شود، این گزاره که شعر عینی و ملموس سروده شده یا انتزاعی و در فضای مبهم و کلی خیلی اهمیت پیدا نمی‌کند. عناصری مانند سهل و ممتنع بودن، قابلیت تعمیم‌پذیری، جذابیت اولیه در عین داشتن لایه‌‌های متعدد و عمیق معنایی از جمله این عناصر هستند که با رعایت آنها یک شعر فارغ از زمان و مکان خود می‌تواند ماندگار شود. شعر می‌تواند عاشقانه، اجتماعی‌ یا هر نوع دیگری باشد، اما بالقوه نه‌تنها می‌تواند ماندگار شود بلکه آن رخداد عینی را نیز ماندگار می‌کند. این قدرت هنر و شعر است و به قول بزرگان اندیشه‌ای که در قالب هنر نگنجد، ماندگار نیست. من معتقدم هر کاری را می‌توان در حوزه هنر انجام داد، به شرطی که بیان آن هنرمندانه باشد. البته نمی‌توان پیرامون ماندگاری یک اثر هنری ولو با آگاهی به فرمول‌ها قضاوت کرد، گذر زمان مشخص می‌کند که اثری ماندگار خواهد بود یا خیر. من هم در اشعار اجتماعی خودم سعی می‌کنم به‌گونه‌ای شعر اجتماعی بگویم که ذهن و زاویه نسل‌‌های بعدی نیز در آن لحاظ شود و به‌گونه‌ای عمومیت پیدا کند که مخاطبان مختلف از نسل‌ها و جغرافیاهای متفاوت بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و قابلیت تعمیم در موضوعات و زمان‌‌های متفاوتی نیز داشته باشد. البته این مساله نباید خیلی ذهن شاعر را درگیر کند. او رسالت و وظیفه‌ای نسبت به دردهای موجود و امروزی جامعه دارد که باید آنها را بیان کند، ولو آنکه این حرف‌‌های شاعر مسکن کوتاه‌مدتی باشد اما ضروری است شاعر اگر رویدادی در وجود او درد و جوششی را ایجاد می‌کند، آن را بیان کرده و به بهانه ماندگاری اثر، رسالت سرودن خود را زمین نگذارد. خیلی وقت‌ها جهد بسیار برای ماندگاری و عمومیت یافتن مطلب باعث می‌شود ضربه کار از آن گرفته شود و بعضا دیگر به موضوع مربوطه تعلق نداشته باشد. حد تعادلی است بین سرودن برای امروز و ماندگاری اثر که خود شاعر باید به آن برسد.

 

 برویم سراغ کتاب «سرنوشت»، تعداد زیادی از اشعار این کتاب صراحتاً مقتل و روضه‌‌های سنگین است که شاید مخاطب عام در حالت معمولی نتواند براحتی آن را هضم کند، آیا این نوع بیان عامدانه انتخاب شده است؟

 

تعداد اشعاری که بتوان «روضه سنگین» نامید اندک است و اگر بخواهیم به صورت درصدی بیان کنیم، حدود ۲۰ درصد کتاب را شامل می‌شود. خود من معتقدم در امور فرهنگی همواره تنوع را باید مدنظر داشت، مخاطبان ما یکدست نیستند و دارای حس و حال و زاویه دیدهای متفاوتی نسبت به عاشورا هستند که نمی‌توان یک نسخه خاصی را برای آنها تجویز کرد. کما آنکه یک نفر هم در زمان‌‌های مختلف حس و حال متفاوتی دارد. گاهی میل روضه دارید، گاهی میل شور و گاهی هم میل اندیشه و… به نظرم این تنوع لازم است. تاکیدی که بر اشک در مواجهه با وقایع عاشورا می‌شود بیش از سایر توصیه‌ها مورد توجه است. اصولا این اشک‌ها و احساسات عاطفی هستند که حرارت عاشورا را تا امروز گرم نگه داشته است البته به اشک می‌توان در حالات مختلفی دست پیدا کرد. گاهی روضه، گاهی عاطفه و گاهی حتی حماسه انسان را به مرتبه اشک ریختن می‌رساند. این کتاب هم تلفیقی از حوزه‌‌های مختلف است. به طور مثال شعر «حر من» روضه نیست اما من به شخصه نمی‌توانم هر بار بدون بغض این شعر را بخوانم. شعر حضرت زینب من حماسی است اما زمانی که در جلسات آن را قرائت می‌کنم، بارها با اشک‌های مستمعان مواجه می‌شوم. یک بخشی از اشک هم به ساحت روضه و مقاتل باز می‌گردد که مرز حساسی هم دارد.

 

برخی دوستان جوان‌تر، گاهی جراحت‌ها و مقاتل را به شکلی غیرهنری، غیرقابل هضم و صریح بیان می‌کنند اما من گمان می‌کنم مقتل‌سرایی هم باید هنرمندانه بیان شود. من گاهی شعر «سیدرضا جعفری» برای حضرت قاسم را مثال می‌زنم که می‌گوید: «علی‌اکبر که جوشن داشت آن شد/ تو که جوشن نداری وای بر من» این بیت جزئیات روضه را بیان نمی‌کند اما پشت آن ذکر مصیبت سنگینی است که بسیار هنرمندانه هم بیان شده است. ما آمدیم با زبان شعر و هنر این مصائب را برای مردم بیان کنیم. هر مجلسی اقتضای خودش را دارد، من شعری را که در هیات می‌خوانم در سالن‌‌های آمفی‌تئاتر نمی‌خوانم. بی‌شک شعر‌‌های انتخابی من در شب عاشورا با ایام غیر محرم تفاوت بسیاری دارد.

 

 اشعار این کتاب عمدتا از زبان یکی از اهالی کاروان  امام حسین(ع) به فرد دیگری بیان شده است اما در این میان نقش اصحاب امام را خیلی پرررنگ نمی‌بینیم. آیا جای آن نبود از زبان اصحاب امام نیز اشعار بیشتری داشته باشیم؟

 

الان حداقل ۲ شعر یادم می‌‌‌‌‌‌‌‌آید که از زبان حضرت «حر» و «جون» بیان شده است و اگر بنی‌هاشم را هم به عنوان اصحاب حضرت مطرح کنیم، دامنه بیشتری را در بر می‌گیرد. اینکه از زبان چه کسی و خطاب به چه کسی شعر بگویم حالی است که در حین جوشش شعر می‌‌‌‌‌‌‌‌آید و فضای آن را فراهم می‌کند. شاید خودم خیلی نتوانم تصمیم بگیرم و انتخاب کنم از زبان چه کسی بگویم. اما این اواخر بسیار در این اندیشه هستم که از زبان و برای اصحاب اشعار بیشتری را بیان کنم و در حد توانم بتوانم حقی ولو کوچک نسبت به آنها ادا کنم. این بند که از زبان حضرت جون گفته شده شاید تا حد زیادی زبان حال همه اصحاب باشد. 

 

«عشق من و تو زاده‌ زهرا! شنیدنی است/ با یک کلاف هم، دل یوسف خریدنی است»

 

 مجموعه «جهان تازه شعر اهل‌بیت» چه تفاوتی با سایر مجموعه‌ها و اشعار آیینی و مذهبی دارد؟

 

جهان تازه شعر اهل‌بیت، انتخاب ناشر- نشر جمهوری- است که چند سالی انتشار اشعار آیینی را با چنین عبارتی برای مجموعه آغاز کرد. قطعا از این جمله می‌توان برداشت کرد تلاش دارند هوای تازه‌ای را به فضای شعر اهل‌بیت وارد کنند. این به نوبه خود ارزشمند است. همین که ما به دنبال اتفاق تازه‌ای در این فضا می‌گردیم پسندیده است. ان‌شاءالله خداوند به نشر جمهوری و جناب اسدی و فرزندان‌شان خیر دهد که بستری فراهم کردند شاعران اهل‌بیت بتوانند اشعار خود را از این طریق منتشر کنند و مخاطبان نیز بتوانند به سهولت به این کتب دسترسی پیدا کنند. اما اینکه چه بسترسازی‌‌‌ها و سیاست‌گذاری‌‌‌هایی باید صورت بگیرد که با جهان تازه اهل‌بیت روبه‌رو شویم، خود انبوهی از پژوهش‌ها و گفت‌وگو‌ها را می‌طلبد.

 

 شما این کتاب را به شهید حججی تقدیم کردید و نام آن نیز بی‌ارتباط با این شهید نیست. چه ویژگی‌ای از محسن حججی باعث شد قاسم صرافان کتابش را به او تقدیم کند؟

 

شهید حججی، اتفاق خاص دنیای معاصر و زندگی پریشان ما بود. در دنیایی که ما را به سوی خودمحوری سوق می‌دهد و ما را از عاشورا که همه چیز را فدای عشق می‌کند، جدا کرده است. اتفاقی که برای محسن حججی رخ داد، مردم را هم به حال و هوای کربلایی کشاند و ثابت کرد آن توصیفات فقط در روایت‌ها و مقاتل نیست بلکه باید از میان همین هیات‌ها برخاست و تجسم «یالیتنی کنت معک» بود. این حسن اتفاق یعنی هنگامی که من به دنبال اسمی برای کتاب می‌گشتم و  شهادت شهید حججی در همان موقع روی داد، باعث شد با افتخار این کتاب را به ایشان تقدیم کنم. شعری هم که برای ایشان گفتم، مثنوی‌ای بود به نام «سرنوشت» که با فضای عاشورایی و  فدا شدن در راه معشوق سروده شده بود که همنام با کتاب است و در انتهای آن آمده است. خیلی امید دارم ان‌شاءالله شهید حججی نظری به لطف کنند به ما و عزیزانی که کتاب را می‌خوانند حال دل‌شان کربلایی ‌شود. ما این اشعار را برای امام حسین(ع) می‌گوییم تا رنگ و بوی زندگی‌مان عاشورایی شود و بنا بر نظر بزرگان بسیار ضروری است در شعر اهل بیت در کنار نگریستن، گریستن را در راس امور بدانیم. شعر و اشک کمک می‌کند معارف به جان مخاطب بنشیند، نه اینکه فقط درباره‌‌‌‌اش فکر کنند بلکه با عمق وجود آن معارف را حس کنند و با گوشت و خون و زندگی‌شان آمیخته شود.  اهمیت حضور شعرا در جایی است که بدانیم با صرف اندیشیدن نمی‌توان وارد میدان شد. از راه محبت است که بندگی، ارادت و شباهت ایجاد می‌شود. سعدی می‌گوید: «سعدی رضای دوست طلب کن نه حظ خویش/ عبد آن کند که رای خداوندگار اوست». این ارادت‌‌‌هایی که ما به اهل بیت داریم، مقدمه‌ای است برای آنکه به اهل‌بیت شباهت پیدا کنیم و شاید به همین دلیل است که شعر اهل‌بیت تا این میزان جدی محسوب می‌شود، هم از نگاه اهل‌بیت و هم از نظر مخاطبان. من بسیار به شعر اهل بیت از نظر زبان و حال و تصویرسازی و اندیشه امید دارم و امیدوارم این حس و حال‌ها دل، سخن و کردار ما را به اهل‌بیت نزدیک کند تا به سمت یک جامعه پر از انوار اهل بیت که مظهر تمام حسن‌‌های عالم هستند حرکت کنیم.

 

کد خبر: 682

منبع: راه نوا

منتشرشده در گفتگو

مجموعه شعر آیینی «امتداد سرخ» با موضوع اربعین حسینی به چاپ رسید.

آبان‌ماه سال ۱۳۹۵ فراخوان سوگواره «امتداد سرخ» با موضوع پیاده‌روی اربعین حسینی منتشر و جمع‌آوری شعرها توسط دبیرخانه سوگواره انجام شد.

 
داوری آثار توسط عبدالرحیم سعیدی‌راد و مرتضی حیدری آل‌کثیر صورت پذیرفت، آثار برگزیده در سه بخش «برتر»، «قابل تقدیر» و «منتخب» معرفی شد و اکنون در قالب یک کتاب شامل ۵۱ عنوان شعر از شعرهای برگزیده به چاپ رسیده است.

 
برگزیدگان بخش برتر مهدی جهاندار و محمدحسین ملکیان از اصفهان و محمد زارعی از دلیجان، و برگزیدگان بخش قابل تقدیر میلاد حبیبی از اصفهان، رضا نیکوکار از رشت و مسعود یوسف‌پور از مشهد مقدس بودند. 

 
مجموعه شعر آیینی «امتداد سرخ» توسط اتحادیه انجمن‌های اسلامی استان خوزستان با همکاری نشر الیما به چاپ رسیده است و علاقه‌مندان برای تهیه کتاب می‌توانند از طریق آیدی تلگرام انجمن اسلامی اندیشه زلال به نشانی @ andishehzolal اقدام یا به فروشگاه‌های عرضه محصولات فرهنگی حوزه نشر انقلاب اسلامی در اهواز مراجعه کنند.

کد خبر:664

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد