اصغر علی کرمی:محمدی شاعری است که توقع معشوقه را بالا می برد--------- با تدریس امید چاوشی؛ کارگاه آموزشی شعر و ادبیات برگزار می‌شود ----------------- گزارش تصویری تولد محمدعلی بهمنی --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

 

«آواز کرگدن» تازه‌ترین دفتر شعر لیلا کردبچه است که توسط نشر نیماژ منتشر شده است. اصولاً کردبچه را باید درطول زیست شاعرانه‌اش ارزیابی کرد و کارنامه او را در میان شاعران هم‌نسلش واکاوی نمود، اما در این مجال باید گفت اندیشه شاعر درپی ترسیم جهانی زنانه با کارکردهای عاطفی است. زبان شعر کردبچه کاملاً بی‌نقص است و شاعر برای اجرای ایده ذهنی خود و پردازش آن، رفتاری مؤثر دارد و با چنین رهیافت معنایی در یک نمای کلی می‌توان او را شاعری موفق دانست، زیرا از ساختن مفاهیم کلی و انتزاعی دوری می‌جوید و آمیزه‌های عاطفی را در مکانیزم نوشتاری او به‌تکرار می‌توان لمس کرد.

کردبچه نمونه بارز یک زن ایرانی را به تصویر می‌کشد؛ زنی که عاشق می‌شود و حس مادرانه را تجربه می‌کند و همواره ضمیر ناخودآگاه او درپی اثبات یک حقیقت شگفت‌انگیز است تا فارغ از جنبه‌های دیگر زندگی، ماهیت زن امروز را به تصویر بکشد، نمونه شاخص زنی که مدینه فاضله‌اش، فداکاری و شب‌زنده‌داری برای به حرکت درآوردن چرخ‌های زندگی است.

اما درونمایه راستین شعر کردبچه، کلنجار رفتن با الگوهای عاطفی و ترسیم چشم‌انداز رمانس در بافت زبان است. گاه شاعر در آمیزش کارکردهای عاطفی در متن افراط می‌کند که این آسیب هنوز هم در شعرهای او مشهود است. مبادرت کردبچه به ساختن جلوه‌های بصری با بسامد یک‌نواخت مؤلفه‌های زیباشناختی، به تکرار در بارقه سبکی و نوشتاری او به چشم می‌خورد و این فرایند در گسترۀ متن، گاه از مؤلفه‌های زندگی معاصر فاصله می‌گیرد.

 

زندگی با جماعت کوران/ کورم نکرد/ چشم‌هایم را اما بی‌تفاوتی عادت داد/ و یک‌شب که ستاره‌های آسمان را تشبیه کردم به ستاره‌های آسمان/ گفتند/ نیازی به خالی‌کردن چشم‌خانه‌هایت نیست/ و گذاشتند با چشم‌های خودم ببینم/ که دیگر چیزی نمی‌بینم...

 

کردبچه در مجموعه «آواز کرگدن» می‌کوشد نسبت به پیشینۀ شاعری خود، رفتاری متمایز داشته باشد و گاه نتایج مؤثری در آفرینه‌های او روی می‌دهد که نباید از کنار آن بی‌اعتنا گذر کرد و این مسخ‌شد¬گی زنی را نشان می‌دهد که نسبت به جهان پیرامونش بی‌تفاوت نیست.

«کافکا» در مصاحبۀ خود با «گوستاو یانوش» به نکته‌ای ظریف اشاره می‎کند؛ او بر این باور بود که وقتی انسان در دنیای متلاطم خویش با آدمیان بیگانه می‌شود، به دوستی با حیوانات پناه می‌برد و کردبچه شاید به‌صورت غریزی در تشخص‌بخشیدن به اصالت انسان و عوالم درونی خود، به دنیای غریزی حیوانات نزدیک می‌شود و چگونگی این گفتمان در گسترۀ متن، تأثیر به‌سزایی برجای می‌گذارد.

با یک نگاه کلی به عنوان کتاب، باید اذعان کرد که شاعر می‌خواهد از ماهیت شکننده زن در عصر آهن و دود، کرگدنی بسازد تا دربرابر ناملایمات زندگی دوام بیاورد و این بالندگی نوعی گاردگرفتن صریح دربرابر سیلان زندگی می‌تواند باشد و چنین رفتاری بی‌شک در چیدمان متن بسیار مدرن است.    

 

این شب‌ها روی پیشانی‌ام/ جای روییدن شاخ  می‌خارد و/ پوستم این‌روزها زبر و خشن شده است/ و تو از شکوه کرگدن‌شدن چه می‌دانی؟

 

کردبچه برای اثبات جهان زنانه خود به چنین ابزار غیرمتعارف در نوشتن نیازمند است تا خود را از گزینش واژه‌های یکدست رهایی بخشد، به‌خصوص هنگامی‌که در ساخت برخی شعرها رفتاری تصنعی دارد و شعرش جنبه کوششی می‌یابد و ارجاعات زبانی با تلازم الگوهای روزمره نیز کارساز نیست. 

کردبچه گاه با ورودی درخشان شعرش، چنان زیبایی را در چشم‌انداز متن جاری می‌سازد که با قرائتی نو با او همراه می‌شویم، اما در ادامه، این حرکت بی‌نظیر در شعرش فروکش می‌کند، گویی شاعر وحدت ارکانیگی متن را از نقطه اوج شکافته است.

 

چگونه بدانم کجایی/ در شهری که نیستی/ تا از تو چیزی بپرسم/ یا از تو چیزی نپرسم/ چگونه باور کنم نیستی/ در خانه‌ای که مثل روز روشن است/ که تاریک است/  و مگر ندیدنت اصلاً نیاز به دیدن دارد؟

 

از دیگر بارقه‌های قابل‌توجه در اسلوب نوشتاری کردبچه، می‌توان به ساخت مفاهیم کلی اشاره کرد. بی‌تردید یکی از مؤلفه‌های مهم در هنر امروز، نگاه جزیی‌نگر و تقریر جنبه‌های پنهان زندگی است. شاعر از دور به پدیده‌ها می‌نگرد و نقش متکلم وحده در بسامد متن با آن لحن تخاطبی قامت شعر را تحلیل می‌برد. از این‌رو بایسته است کردبچه با زبان سالم و شناخت هنر نویسش خود چشم‌هایش را دیگربار به سوی هستی بچرخاند. البته باید خاطرنشان کرد که در «آواز کرگدن» شاعر به‌دنبال روزنه‌ای ست تا شعرش را نجات دهد، اما باید با تدبیر و ایده‌ای نو به‌سوی متن بشتابد.

لیلا کردبچه در مجموعه «آواز کرگدن» نسبت به هم‌نسلان خود آگاهی نویی در نوشتن دارد و باید در شعر امروز زنان ایران، او را یکی از شاعران موفق قلمداد کرد، زیرا او با انتشار هر کتاب، سرفصل تازه‌ای را آغاز می‌کند.

 

نیلوفر شریفی/ تابستان 96

 

منتشرشده در یادداشت هفته

لیلا کردبچه، شاعر و سپیدسرای ایرانی مجموعه‌ ترانه‌ی خود را با عنوان «برگرد و این پاییزُ با من باش» را به همت انتشارات شانی منتشر کرده است. اکثر اشعار این کتاب با مضامین عاشقانه  و در قالب ترانه و شعر محاوره سروده شده است.

کردبچه در معرفی این کتاب گفت:«من در آغاز غزل می‌گفتم و همیشه دغدغه‌ی وزن عروضی داشتم اما از سال هشتادوپنج سراغ سرودن شعر سپید و ترانه و محاوره رفتم و این کتاب ماحصل سروده‌های من در سال‌های اخیر است».

او درباره‌ی همکاری‌اش با نشر شانی گفت: به پیشنهاد ناشر برای نمایشگاه سال 96 تصمیم گرفتم تا کتابی داشته باشم و چون نمی‌خواستم اشعار سپیدم را با انتشاراتی جز نیماژ کار کنم تصمیم به چاپ ترانه‌هایم توسط شانی گرفتم؛ چون شانی جزو بهترین ناشرها در غزل، ترانه و محاوره است.»

وی درباره اجرای ترانه‌هایش در حوزه موسیقی گفت: از آثار این کتاب تعدادی قابلیت اجرا دارند و سه‌ ترانه هم اجرا شده است.

 

مجموعه ترانه «برگرد و این پاییزُ با من باش» لیلا کردبچه، در 75 صفحه و با شمارگان 1000 نسخه و به‌‌ قیمت 9300 تومان  توسط نشر شانی منتشر شده است.

 

کد خبر: 535

خبرنگار: هانیه شالباف

منتشرشده در گزارش
یکشنبه, 21 خرداد 1396 ساعت 11:33

معرفی شاعر هفته؛-صغری امیری-

صغری امیری متولد اول فروردین 1363 در ایوان، از سال 1382 و با تشویق و راهنمایی های اساتید در کانون پرورش کودکان و نوجوانان دلبسته ی شعر شد.

امیری از علاقه مندان به فروغ فرخزاد است و به گفته خودش بعد از اولین باری که شعرهای فروغ را خواند، به شعر و دنیای آن علاقه مند شد. وی دانش آموخته ی رشته روانشناسی است و در انجمن شعر و ادب ایوان عضویت دارد.

«روزی که تن مرا ماده نامیدند» عنوان اولین مجموعه ی امیری است.

مجموعه ای از 52 کار سپید که در هزار نسخه، به همت نشر گیوا و بهای 8 هزار تومان، اواخر سال 1395 وارد باز کتاب شد.

همچنین دفتر دوم شعرهای این شاعر، به زودی در انتشارات غریب تهران به چاپ خواهد رسید.

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

 

 وقتی حرف‌های اضافه ی شاعر تظاهرات می کنند.

«تظاهرات حرف‌های اضافه» مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری است که به تازگی  توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و نخستین بار سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران ارایه شده است.

 

جهان بینی شاعر از روی جلد کتاب تا آخرین حرف از آخرین شعر همه جا مشغول خودنمایی است. مطابق دستور زبان فارسی «حرف اضافه یکی از پاره‌های سخن است که برای بیان رابطه‌ای یا برای ساختِ ساختارهای دستوری به‌کار می‌رود. حرف اضافه معنای مستقل ندارد و کاربرد آن در زبان فارسی گاهی در بنده برای نقش نماییِ کلمات پیش و پسِ خود است.» اما حروف اضافه در این مجموعه نه تنها معنای مستقل دارند، بلکه نقش اصلی و قهرمان درونی برخی از شعرها نیز هستند. به عنوان نمونه شعر زیر:

 

«با» دست «به» را گرفته بود و

پا بر زمین می کوبید

«تا» مشت هایش را در هوا تکان می داد

«جز» روی کول «از» نشسته بود و شعار می داد

«در» پلاکاردی را بلند کرده بود:

«معنای ما چه شد؟

مفهوم ما کجاست؟»

ناگهان «بر» گلوله خورد

سرش ترکید

و حرف های

همچنان بی معنا گریختند ...(ص11)

 

همانطور که خواندید «حرف های اضافه» نقشی فرادستوری در شعر گرفته اند و بخاطر معنای از دست رفته شان تظاهرات می کنند. در کنار این معنا، ترکیب «حرف اضافه» معنای کنایی دیگری دارد و آن حرف بی پایه و اساسی است که معمولا گوینده را به نگفتن آن دعوت می کنند و اصطلاحا می گویند : «حرف اضافه نزن!». تظاهرات نیز در کنار معنای اصلی خود، یعنی راهپیمایی دسته جمعی در اعتراض به یک پدیده اجتماعی ، معنای دیگری دارد و آن جمع سالم «تظاهر»‌به معنای خودنمایی است و با در نظر گرفتن معنای دوم میبینیم از یک اعتراض و از سوی دیگر دهن کجی به اعتراض در گستره ذهنی و زبانی این مجموعه وجود دارد. از این زاویه با شاعری تیزهوش سروکار داریم که با کارکردهای دوپهلوی کلمات آشناست و این رویکرد از روی جلد کتاب آغاز کرده است.

 

دیگر قهرمان های شعرهای این مجموعه اسامی اشاره هستند. چنانچه یک شمارش و بررسی آماری در میان کلمات این مجموعه قرار بگیرد، اسامی اشاره و به ویژه «این» اشاره به نزدیک بیشترین کارکرد را نسبت به واژگان دیگر در این مجموعه دارند. شکارسری با نگاه به دنیای پیرامون و جستجو در میان عناصر بی شمار آن یک باره یک عنصر را در مرکز توجه خود می یابد و با اشاره به آن نگرش شاعرانه خود را بیان می کند. به عنوان مثال:

 

این چشم مال دختر نابینای همسایه

  
 
این دستها مال برادر جانبازم

  
 
این پاها مال گدای قدیمی محل

  
 
حتی این جگر مال قناری ترسویم

  
 
این دل

  
 
اما این دل

  
 
حتی پس از مرگ

  
 
فقط مال توست

  
 
به هیچ کس اهدا نمیکنم ...(ص7)

 

در واقع شاعر یکایک موضوعات شعرش را از میان گزینه های بی شمار دیگر جداکرده و با حرف اشاره دور یا نزدیک، آنها را در کانون توجه قرار می دهد و چنین رویکردی در اکثر شعرهای مجموعه به چشم می خورد. به نمونه های پراکنده زیر و کاربرد اسامی اشاره در آنها توجه کنید:

 

این جاده به سمت پایان

یک طرفه است (ص9)

 

در اولین صفحه

این کیست؟

در دومین صفحه

این ها کیستند؟(ص18)

 

در این آسمان اگر پرنده ای پر نزند

با این همه آبی بیهوده چه کند؟ (ص 21)

 

بی تو این لاک پشت کهن سال

هر ثانیه را هفته ها می کشد (ص 27)

 

این کلاغ چرا باید از من بترسد(ص 37)

آن تکه ابر شبیه پرنده بود

یا آن پرنده شبیه تکه ابر؟ (ص 51)

 

از دیگر رویکردهای شکارسری در این مجموعه برانگیختن احساس اشمئزاز و حال به هم خوردگی در مخاطب با استفاده از تصاویر نامطلوب است که با آنها نگاه خواننده را به جزئیات جلب میکند. به عنوان مثال:

 

در انتهایی ترین

در گم ترین سیب درخت

آرزوی دندان کرم خورده ای

در دل کرم تنها شکفته بود (ص 23)

 

در ادامع این رویکرد با شعرهای بسیاری روبرو هستیم که واژگانی نظیر : فضله، کرم و سوسک در آنها به کار رفته است و شاعر با ارائه تمثیل های کوچک و ساده ای که هر روز بی هیچ توجهی از کنارشان می گذریم ، ما را از خطر پوسیدن و فرو ریختن دنیای پیرامون مان آگاه می کند. به بیان دیگر شکارسری شاعری ساده نویس است که با بیان ساده و دور از پیچیدگی های ذهنی و زبانی، مسائل عمیق زندگی و جامعه را مورد موشکافی و توجه قرار می دهد.

 

«تظاهرات حرف‌های اضافه» تولید مرکز آفرینش‌های ادبی است که در شمارگان 2500نسخه منتشر شده و در این کتاب 100 شعر در قالب سپید گرد هم آمده است که مضامین و موضوعات مختلفی چون اجتماعی، سیاسی، عاشقانه و مذهبی را شامل می‌شود.

  
 
حمیدرضا شکارسری در خصوص این مجموعه و اشعاری که در آن گردآوری کرده است، می گوید: «در چند سال اخیر بیشتر کتاب‌های شعری که چاپ کرده‌ام وحدت موضوعی یا شخصیتی داشتند ولی یک سری کار هم داشتم که شامل حال این نقاط مشترک نمی‌شد که آن ها را در این اثر گردآوری کرده‌ام.»

 

 در پایان شعری از این مجموعه می خوانیم:  
 
دستا بالا!
 اطاعت
 اصلا با این دست‌های خالی 
 مگر کاری جز دعا از ما بر می آید؟!

 

اصغر علی کرمی/ خرداد 96

 

 

منتشرشده در یادداشت هفته
شنبه, 13 خرداد 1396 ساعت 10:41

-بهارنارنج-

متن دکلمه

 

 

باورش کمی سخت است

امّا باورکن پدرانمان هم تمام شب‌های مهتابی عاشق بودند

 

وقتی به دود سیگارشان خیره می‌شدند و باد

 

در پیراهن بلند زنی می‌وزید

 

که بهارنارنج می‌چید

 

و به مردی ـ که فرض‌کن برای تماشای بهار آمده ـ لبخند می‌زد

 

 

 

باورش سخت است، می‌دانم

 

امّا بارها به ماه گفته‌ام طوری بتابد

 

که بغض، راه گلوی پنجره‌ای را نبندد

 

مخصوصاً اگر باد

 

خاطرۀ بلندِ پیراهن زنی را وزیده باشد

 

 

 

بارها گفته‌ام این‌شهر باغ ندارد

 

بهار ندارد

 

بهارنارنج ندارد

 

و آدم اگر دلش بگیرد

 

دردش را به کدام پنجره بگوید؟

 

که دهانش پیش هر غریبه‌ای باز نشود

 

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

 

بی شک ترجمه جز عضو لاینفک پدیده ارتباط فرهنگ هاست که مترجم مقوله سخت  "انتقال " فرهنگ را به عهده دارد.

 مدتی است کتاب "خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می‌دهد " ترجمه دکتر اصغر علی کرمی به چاپ رسیده است.

نخست اینکه نزار قبانی شاعر جهانی است و بیشتر دنیا اورا می شناسند. چرا که مقوله "عشق " در همه جای دنیا جز دغدغه های انسانی است و مخاطبان بیشتری را نیز به خود اختصاص می دهد.

معشوقه هایی که گاه دست یافتنی و گاه دست نیافتنی هستند، اما در جهان زیستی شاعر به باوری تبدیل شده است که امکان وجود را در مخاطب زنده نگه می دارد. حال اینکه زبان ما که با زبان عربی در آمیخته است این محور مواصلاتی راحتر در ذهن مخاطب به ثمر خواهد نشست.

تسلط مترجم به زبان اول و شاعر بودنش در تصاویری که نزار خلق کرده باعث می‌شود درصد کمتری از کتاب ترجمه نشود، اما به واقع باید گفت هیچ کس نمی تواند همه چیز یک نوشته را ترجمه کند. چون از نگاه هنری نوشته هنری خصوصا شعر در ضمیر ناخوادگاه خلق می شود، مترجمان برای ترجمه با ضمیر خوداگاه به پیکار این کار می روند.

اما مهم ترین نکته این کتاب در این است که اینها تکه های  مختلف نامه های نزار هستند نه شعر هایش که قرار بوده سوزانده شود و امروز ما انها را می خوانیم، در مواجه با این نامه ها تجربه های خوبی در ادبیات معاصر ما وجود دارد، نامه های نیما به عالیه، نامه های فروغ به ابراهیم گلستان که به دلیل عدم مطالعه دقیق انها وجود خارجی انگار ندارند، در اقیانوس "خداوند فقط نامه های عاشقانه را می خواند " ما جزیره های مختلفی از عشق میبینیم .

زبان بی تکلف، صمیمت، چیره دست بودن مترجم در هر دو زبان، درک درست از "ان " شاعرانه مترجم از نزار اینها جلوه های این جزیره است.

اما ناگفته نماند در این اقیانوس آتشفشان تفکرات سیاسی نزار نیز پنهان است.

 

امید بیگدلی/ خرداد 96

منتشرشده در یادداشت هفته

کتابفروشی همیشه با همکاری مجله چلچراغ، جشن تولد احمدرضا احمدی را برگزار می‌کند.

 

روز پنجشنبه چهارم خرداد به بهانه زادروز احمد‌‌‌رضا احمدی، مراسمی با حضور جمعی از هنرمندان و علاقه‌مندان او در کتابفروشی همیشه و با همکاری مجله چلچراغ برگزار می‌شود و در آن برای اولین بار مستند زندگی او به نمایش درخواهد آمد.

احمد‌‌‌رضا احمدی زاده ۱۳۱۹ در کرمان، شاعر و نویسنده پیشکسوت ایرانی است. از جوایز ارزنده او می‌توان به جایزه شعر بیژن جلالی در سال ۱۳۸۵ و نامزدی دریافت جایزه هانس کریستین در سال ۱۳۸۸ اشاره کرد.

علاقه‌مندان به حضور در این رویداد می‌توانند روز پنجشنبه چهارم خرداد ساعت ۱۷:۳۰ به کتابفروشی همیشه واقع در شهرک غرب، خیابان ایران زمین، درب شرقی، واحد ۱۱۲ مراجعه کنند.

 

کد خبر: 507

منتشرشده در گزارش

 

«هفته اگر هشت روز بود» هشتمین کتاب او است. مجموعه شعر سپیدی که به همت انتشارات فصل پنجم در68 صفحه منتشر شده است. مراسم رو نمایی از کتاب که مشتمل بر 64 سروده است در سی امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار شد و با استقبال خوبی مواجه گردید. به بهانه انتشار این مجموعه شعر سپید به گفتگوی کوتاهی با او نشستیم:

 

جناب سعدآبادی سی امین دوره نمایشگاه کتاب تهران امسال برگزار شد. استقبال مخاطبین نمایشگاه از حوزه ادبیات و شعر را چطور دیدید؟ و استقبال شاعران شهرستانی از نمایشگاه امسال چطور بود؟

امسال بدلیل اینکه نمایشگاه نسبت به زمانی که در مصلّی برگزار می شد دور شده است، من زمان کمتری برای حضور داشتم. به همین دلیل بازخوردی که باید از نمایشگاه داشته باشم مثل قبل نیست، اما سعی کردم در همین دو روزی که آمدم، خوب فضا را ببینم. فکر می کنم امسال بدلیل اینکه حجم بن های دولتی کمتر شده بود و نحوه ی پخش این بن ها منظم تر شده بود، علاقه مندان واقعی تری برای خرید کتاب بوجود آمد. این مساله را در استقبال از غرفه های ناشران هم می توانستیم مشاهده کنیم. چه بسا امسال غرفه های ناشران دولتی از انتشاراتی های خاص و خصوصی خلوت تر بودند. این مساله ای بود که من در لایه ی اولیه دیدم، اما امیدوارم همه ی دوستان فروش خود را داشته باشند و منافع خود را از این رویداد ببرند! (لبخند می زند). در مورد استقبال شاعران شهرستانی باید بگویم من امسال حجم کمتری از این دوستان را دیدم و بیشتر بچه های ساکن تهران را ملاقات کردم.

 

فکر می کنید علت این موضوع و حضور کمرنگ شاعران شهرستانی در نمایشگاه امسال چه بود؟

من فکر می کنم مشغله ی کاری و وضعیت اقتصادی، بعلاوه ی بحث انتخابات و تبلیغات انتخاباتی که با نمایشگاه امسال همزمان شده است، بیشتر دلیل این مساله بود.

 

تاثیر فضای مجازی بر نمایشگاه کتاب امسال و آشنایی مخاطب با شعرا و آثارشان را چطور ارزیابی کردید؟

من فکر می کنم این نکته قابل بیان هست که امسال فضای مجازی بیش از هر فضای دیگری موثر بود و افراد توانستند خودشان را در این فضا و در گروه ها معرفی کنند. از طرفی این اتفاق ما را بیشتر درگیر این موضوع می کند که ببینیم چه کتابی خوب است؟ ما تا پیش از این از طریق دوستانمان از نشر یک کتاب خوب مطلع می شدیم، اما امسال وقتی کتابی به دفعات در فضای مجازی معرفی می شد و حجم این کتاب ها هم زیاد است، من باید همه ی آن کتاب ها را بررسی کنم ببینم آیا واقعاً کتاب خوبی است؟ این که فضای مجازی تبلیغ را سهولت بخشیده مساله ی درستی است اما  این کتاب از چه فیلترهایی برای معرفی گذشته است؟ به این مساله باید توجه کرد. فضای مجازی کارکرد خود را دارد و آگاهی را افزایش می دهد اما این تبلیغات لزوما نباید باعث شود که ما آن کتاب ها را بخریم.

 

 چه تعداد کتاب از شما و با چه تیراژی در نمایشگاه کتاب امسال حضور داشت؟

من امسال هشت کتاب در نمایشگاه داشتم و هشتمین کتابم «هفته اگر هشت روز بود» که برای امام رضا (ع) بود را هم با همکاری انتشارات فصل پنجم منتشر کردم. از کتاب های قبلی هم «کاخ سعدآبادی» که سال گذشته برای نمایشگاه منتشر اما پخش نشد، در نمایشگاه امسال بود. از کتاب های دیگرم، به جز «سربازی با گلوله برفی» که انتشارات سوره مهر هنوز چاپ مجدد آن را منتشر نکرده است، بقیه کتاب ها در نمایشگاه هستند. و همه ی کتاب ها با تیراژ هزار جلد منتشر شده اند.

 

دلیل همکاری شما با فصل پنجم برای انتشار «هفته اگر هشت روز بود» چه بود؟ و آیا این همکاری ادامه دار خواهد بود؟

شاید حس کردم ناشر خوبی که می تواند برای مجموعه ی امام رضا (ع) من وجود داشته باشد، فصل پنجم است. و مثلا نمی توانستم کتاب را به نشر چشمه بسپارم چون جایگاهش آنجا نیست و مخاطب این کتاب، مخاطب نشر چشمه نیست. من حتی معتقدم شهرستان ادب هم ناشری نیست که شایستگی این کتاب را داشته باشد چراکه این کتاب در آن نشر چندان دیده نمی شد و این نشر هم از آن طرف بوم افتاده است! فصل پنجم انتشارات میانه رویی است که بنظر من این سال ها بسیار منظم فعالیت می کند و من از همکاری با این نشر تا اینجا رضایت دارم. اما در ارتباط با قسمت دوم سوال، نمی دانم! چون من احتمالا تا دو سال آینده کتاب جدیدی منتشر نکنم، البته کتاب آماده ی انتشار در زمینه ی فقر و مسائل اجتماعی دارم چون رشته ی تحصیلی من در مقطع کارشناسی ارشد، علوم اجتماعی بود، ولی تصمیمی برای انتشار کتاب در دو یا سه سال آینده ندارم، ولی ممکن است برای آن کتاب با ناشر دیگری فعالیت کنم ولی بدلیل این فاصله ی زمانی نمی توانم بطور قطع در این رابطه صحبت کنم.

 

 

استقبال از «هفته اگر هشت روز بود» در نمایشگاه کتاب امسال چطور بود؟

باور کنید این مساله برای من چندان حائز اهمیت نیست و تا بحال از ناشرم درباره ی فروش این کتاب سوال نپرسیده ام. ولی اجازه بدهید این مساله را بگویم که هر کتابی برای من سیاستی دارد. یک سری کتاب ها مثل «هفته اگر هشت روز بود» اعتقادی پشت شان است که من اصلا به فروش آن فکر نکردم. مجموع بلیط های رفت و آمد هر هفته ی من به مشهد برای انتشار این کتاب هفت میلیون تومان است و ممکن است حق تالیف خیلی کمتری به من بدهند، به همین خاطر واقعاً به مساله ی مادی آن توجهی نکردم، چون این کتاب برای من جایگاه دیگری دارد. من در قید و بند این مسائل برای این کتاب نیستم اما این باعث نمی شود برای آن تبلیغات نکنم. من قبلا هم در جایی گفته بودم همه ی این مسائل به ذائقه ی مردم بستگی دارد. من معتقدم همیشه خرید و فروش یک کتاب و معروف شدن یک شاعر به دستی که پشت انسان و اعمالی که در گذشته انجام داده است، بر می گردد. اگر شاعری در آینده می ماند، مسلما رفتاری داشته که باعث آن شده است.

 

آینده ی شعر معاصر کشورمان را چطور می بینید؟

من معتقد هستم شعر ما بخصوص در دهه ی اخیر بشدت رشد داشته است. در شعر کلاسیک هم به جایگاهی نزدیک می شویم که شاید حتی در گذشته به این راحتی ها نمی توانستیم به آن برسیم. آنجایی که ما با سعدی، حافظ و مولانا روبرو می شویم، با نخبگان چندین قرن مواجه هستیم، اما اینکه امروز با چند شاعر خاص و شعرهای بی نظیر آن ها مواجه هستیم، حاصل یک یا دو دهه ی اخیر است. یعنی سرعت پیشرفت آنقدر زیاد است که نخبگان زیادی پدید آمده اند. معتقدم شعر در ایران بسیار خوب پیش می رود اما این شعر خوب لابلای شعر بد و متوسط غرق می شود. اینکه چه کسانی بتوانند این ها را بالا بکشند و به مردم نشان دهند از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

ضمن تشکر از شما و با آرزوی موفقیت برای تان و کتاب جدید،  خواهش می کنم شعر یا شعرهایی از مجموعه ی «هفته اگر هشت روز بود» به مخاطبین «تارنا» تقدیم بفرمایید.

خواهش می کنم. خیلی از لطف شما ممنونم.

(1)

نامش را رضا خواهم گذاشت

اگر پسر باشد

و اگر دختر بود راضیه

پزشکان دیگر حرف هایم را نمی فهمند

تا به حال ندیده اند انگار

درد زایمان یک شاخه را

وقتی شکوفه ای به دنیا می آورد

آن ها به معجزه بی تفاوتند

یا رضا(ع)

همسرم شاخه است

اما شکسته بر درخت

تنها ذکر تو را می گوید

 

(2)

اعتراف می کنم

اینه را من شکستم

تا چشم هایم را از آن همه چشم جدا کرده باشم

اعتراف می کنم

از کنارت عبور کردم

و آنقدر بی تفاوت نشان دادی

که پرنده ها هم باور کردند و کنارت نشستند

می روم

و چاله چاله در ته مانده های باران

تصویر گنبدت

مرا تعقیب می کند

تو بارها باران را در چشم هایم اعتراف کرده بودی

می روم تا تکه های آینه را جمع کنم

 

کد خبر: 502

خبرنگار: امید خواجوی نیا

منتشرشده در گفتگو

مجموعه «کسی از تمام شعر ها رفته است» شامل شعرهای سپید شاعر است که اغلب خودش و دغدغه‌های زیست‌شده‌اش را نوشته است. همچنین نگاه خاص به زندگی مدرن و توجه ویژه به ساختار از خصوصیات بارز این مجموعه  است که در آثار آن باعث روبه‌رویی مخاطب با شعرهایی منسجم خواهد بود.

منتشرشده در تازه های نشر

 

آیین رونمایی از مجموعه شعر سپید «خیس باران» برگزار شد. «خیس باران» عنوان مجموعه‌ی شعر سپید به قلم امیر مسعود آجودانی است. این مراسم با حضور حسن اسدی شبدیز، حسین زحمتکش، سعید بحرالعلومی، بهرام پور مهرام، فرشاد رستمی (موسیقی‌دان) و علی اتابکی(خواننده) و جمعی از استادان و علاقمندان ادبیات، شعر و موسیقی و با اجرای هستی مرادی برگزار شد.

آجودانی در گفتگو با تارنا «خیس باران» را دومین مجموعه شعر سپید خود معرفی کرد. اولین مجموعه‌ی این شاعر کرمانشاهی با نام «عشق باران زده» توسط نشر هنر و دانش در سال ۹۴ منتشر شده است. آجودانی تا کنون دو مجموعه داستان با نام‌های «سال‌های سوخته» و «ساحل سپید» را نیز منتشر کرده است.

در ابتدای مراسم،‌ حسن اسدی شبدیز به بیان نکاتی پیرامون ادبیات معاصر پرداخت. پس از آن شاعران به شعرخوانی پرداختند و مراسم با نقد مجموعه و رونمایی از کتاب به پایان رسید.

 

 

حسن اسدی شبدیز پیرامون موضوع نقد گفت:«ما در زمانی زندگی می‌کنیم که شاعران زیادی به انتشار مجموعه‌های خود می‌پردازند. در جریان نقد، منتقد بدون این‌که زیست شاعر را درک کرده باشد، تمام دانسته‌هایش را بر سر شاعر آوار می‌کند. نقد در ادبیات ما ظالمانه شده است. نقد باید عاقلانه و منصفانه باشد».

وی در نقد مجموعه‌ی «خیس باران» اینگونه گفت:«شاعر تلاش کرده از عناصر لطیفی چون باران، دریا و بسیاری عناصر دیگر، تعابیری لطیف و شاعرانه داشته باشد. کشف‌های موجود در این کتاب بسیار زیبا و دلنشین هستند».

 این مجموعه از سوی نشر مایا منتشر شده است.

لازم به ذکر است که این مراسم در روز پنج‌شنبه ۳۱ فروردین ماه ۹۶، در کافه افرا برگزار شد.

 

کد خبر: 452

خبرنگار و عکاس: زهرا محمدی

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از5

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار