انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

مراسم رونمایی از مجموعه شعر «و آهنگ‌های بی‌کلامی که هرگز نساختیم» سروده مونا رضاپور برگزار شد.

 

بر اساس خبر رسیده، در این مراسم که در محل  شهر کتاب دانشگاه (در تقاطع خیابان قدس و بزرگمهر) برگزار شد، عبدالمجید زنگویی، شاعر و مدیر انتشارات لیان (ناشر کتاب)، ضمن خوشامدگویی به حاضران گفت: من خوشحالم از این افتخار، که بدون تعارف، چاپ کتاب شعر پرمحتوا، وزین و خیال‌انگیز «و آهنگ‌های بی‌کلامی که هرگز نساختیم» سروده خانم مونا رضاپور نصیب بنده شد. امروز خوشبختانه زنان شاعر ما آشکارا در آثارشان زن بودن‌شان و احساس منحصربه‌فرد زنانگی‌شان را بیان می‌کنند.

 

مثلا به این قطعه شعر از کتاب مونا رضاپور توجه کنید:

 

دلم سفر می‌خواهد

به انارستان جادویی لبخندت،

که پشت قهرهای من،

میوه می‌دهد،

هر چهار فصل سال

 

 

خسرو سینایی، فیلم‌ساز، نیز در قسمتی از سخنانش درباره شعرهای کتاب گفت: من شعرها را خواندم و با اشتیاق ادامه دادم و دیدم با یک شاعر حساس طرفم، که جرات زن بودن دارد، و بالاتر جرات ابراز این را دارد که بگوید من یک زن هستم. چیزی که من در این شعرها دوست داشتم، این ظرافت در بیان عمیق‌ترین حس‌هایی بود که در یک زن وجود دارد، و اما معمولا بدان اعتراف نمی‌کند. یادمان باشد که خانم رضاپور موسیقی‌دان و موزیسین هم هستند. شعرها قافیه ندارد به آن شکل؛ اما وزن و هماهنگی خوبی دارد، و جالب آن‌که اصلا لکنت و سکته ندارد.

 

به مانند این تکه شعر:

تو عاشق زیبایی‌ام شدی،

همین است که آراسته می‌کنم!

من عاشق حرف‌هایت شدم،

همین است که دروغ می‌گویی!

 

دکتر هماسادات افسری، مدرس هنر، نیز به عنوان اخرین سخنران در این رونمایی، درباره شعرهای کتاب گفت: شاعر ما، غم‌ها و غوغاها را در چشم و دل ما می‌ریزد، شعر می‌سراید، آواز می‌خواند، ولی آهنگ‌های بی‌کلامی را هرگز نساخته است. او همه عمر خود را در هنر از دست داده است. او هنر را دودستی گرفته است تا زندگی را دودستی از دست بدهد. ولی گویا چنان است که اگر صدها بار دیگر نیز به دنیا بیاید، باز هم در هنر غرقه می‌زند. دریغ از کسی که این همه شیدا و شیفته باشد. او لبریز از صداقت است. لبریز از دوست داشتن. لبریز از هنر در همه ابعاد، و ابعاد وجودی‌اش نیز. او آن‌چه در اعماق قلب خویش یافته است، خود تفقدی است بهر شادی‌ها و رنج‌های انسان الوهی - خاکی.

 

وی افزود: برای او تجلی و تظاهر ضمیر پنهان، بهترین وسیله شناسایی و معرفت به شمار می‌رود. شرح رویاهای بازگوشده، خلق واقعیت‌های جدید در آن‌جا که حقیقت و مجاز، واقعیت و خیال، گذشته و آینده، فراز و نشیب، تناقض خود را از دست می‌دهند؛ و ارمغان حفظ خاطره و دوستی او لاجرم آهنگ‌های بی‌کلامی است که هرگز ساخته نشده است.

 

کتاب شعر «و آهنگ‌های بی‌کلامی که هرگز نساختیم» توسط انتشارات لیان در ۱۰۰۰ نسخه و ۱۲۵ صفحه به بازار نشر عرضه شده است.

 

کد خبر: 909

منتشرشده در گزارش
دوشنبه, 10 ارديبهشت 1397 ساعت 10:45

نویسنده: قربان بهاری-یافتن صاحب روسری-

مجموعه شعر «یافتن صاحب روسری» سروده قربان بهاری منتشر شد. این مجموعه در ۹۶ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۲هزار تومان از سوی نشر نزدیک‌تر منتشر شده است. سومین مجموعه شعر قربان بهاری از ۸۶ شعر کوتاه تشکیل شده است که تمامی شعرها با واژه روسری همراه‌اند.

منتشرشده در تازه های نشر

شش دفتر شعر تازه از مجموعه شعر امروز انتشارات سپیده باوران روانه بازار کتاب شد.

 

انتشارات سپیده باوران در قالب مجدات ۴۰ تا ۴۵ مجموعه شعر امروز، شش دفتر شعر تازه از شاعران معاصر را با نام‌های وطنانه‌های گیسویت، دلیل پنجره، می خوش، این من پنهان، شبدر چهارپر و تنها تو ردیف می‌کنی شعرم را منتشر کرد.

 

دفتر شعر «وطنانه‌های گیسویت» سروده امین صدیقی نیشابوری شامل سی غزل از این شاعر است که در قالب غزل نو سروده شده است.

 

مجموعه «دلیل پنجره» سروده حمیدرضا شکارسری شامل مجموعه‌ای از پنجاه قطعه شعر سپید از این شاعر است که به انتخاب او در قالب یک کتاب گردآوری شده است.

 

دفتر شعر «می‌خوش» سروده عبدالحسین انصاری شامل ۶۶ غزل از این شاعر است. وی در مقدمه بسیار کوتاه خود بر این دفتر شعر آورده است: اگر برای به چنگ آوردن زیبایی‌ها توانی بیش از اندازه صرف کنیم، نظام زیبایی به هم می‌ریزد، درست مثل در دست گرفتن بال‌های یک پروانه. واقعیت این است که وظیفه ما انسان‌های دیر رسیده، تنها احترام به این زیبایی‌هاست، آن هم با رعایت فاصله‌ای که طبیعت ایجاد کرده است. شاید دردناک باشد ولی راه دومی وجود ندارد.

 

مجموعه شعر «این من پنهان» نیز سروده محمد مرادی است که در سه بخش غزل، رباعی و نوسروده‌ها گرد آوری شده است.

 

مجموعه «پبدر چهار پر» سروده کبیر موسوی قهفرخی نیز دربردارنده بیش از هفتاد قطعه شعر سپید از این شاعر است.

 

دفتر شعر «تنها ردیف می‌کنی شعرم را» سروده آرمان سلیمی کوچی نیز مجموعه بیش از ۵۰ قطعه رباعی از این شاعر است.

 

انتشارات سپیده باوران این شش مجموعه را در قطع جیبی و با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه منتشر کرده است. 

 

کد خبر: 858

 

 

منتشرشده در گزارش

 

کانون ادبی گیومه با همکاری نشر چلچله نخستین جشنواره شعر مستقل گیومه را برای شاعران بی کتاب برگزار می‌کند.

 

دبیر جشنواره درخصوص شرایط آن گفت: این جشنواره مخصوص شاعرانی است که تاکنون کتابی منتشر نکرده و حتی کتابی هم در دست انتشار نداشته باشند.

 

امید بیگدلی ادامه داد: اشعار باید در قالب شعر سپید باشد و موضوع آن آزاد است. پیش از این قرار بود که همه شرکت کنندگان بین 15 الی 20 شعر سپید خود را تا 28 اسفند سال گذشته ارسال نمایند که این تاریخ تا پایان فروردین ماه تمدید و پس از آن هرگز تمدید نخواهد شد.

 

بیگدلی افزود: جایزه این جشنواره چاپ اثر سه برگزیده نهایی است و آیین اختتامیه آن مرداد ماه 97 همزمان با سومین سالگرد تاسیس کانون ادبی گیومه برگزار می‌شود.

 

علاقمندان به شرکت در این جشنواره می‌توانند برای ارسال اثر با ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و شماره تلگرام 09374241011 در ارتباط باشند.

 

کد خبر: 857

منتشرشده در گزارش

مجموعه شعر «س» شامل سپید سروده‌های ساسان والی‌زاده، احمد کنجوری و محمد فلاحی‌نسب روانه بازار کتاب شد.

 

این کتاب شامل سه دفتر شعر از شاعران یادشده با نام‌های «هانا»، «آخرین برگ زخمی تاک» و «کتیبه‌ای به نام درد» است.

 

در معرفی این مجموعه عنوان شده است: زادبوم و جغرافیای مشترک، قرابت دنیای ذهنی و واژگانی  و نیز تحصیلات هر سه شاعر در مقطع دکترای زبان و ادبیات فارسی انگاره‌هایی برای همنشینی شعرهای این شاعران در یک کتاب است؛ امّا بیشتر چنین می‌نماید که برش‌ها و پرش‌های ذهنی و مفاهیم کلی مشترک در یک همنشینی اتفاقی این سه دفتر را در یک کتاب گرد هم آورده است.

 

در مقدمه کتاب «س» درباره انتخاب نام آن آمده است: «بعضی کلمه‌ها حرف ندارند! بکر، ژرف، پرمعنی و پرمضمونند. آنچه به واژه جان می‌دهد حرف است و امتزاج حروف، معنا می‌آفریند. هر حرفی اسفاری از مفاهیم است.

 

این‌گونه است که شاعران این مجموعه در ساحت حرف «س» گردهم آمده‌اند. حرفی ساده و بی‌ریا که گاه سرد و سهمگین است و گاه سودازده و پر از سرور. گاهی هم این حرف ساکت است؛ سکوتی سنگین با سایه‌ای تلخ که هزار ناگفته را در زوایای دندانه‌های خود پنهان می‌کند. از این سلسله است سه‌گانه‌ها که در بوطیقا، مذاهب، اساطیر و افسانه‌ها بسیار از آن سخن گفته شده است.»

 

مجموعه شعر «س» در ۱۲۴ صفحه با قیمت ۱۳ هزار تومان در قطع رقعی از سوی نشر آژنگ منتشر شده است.

 

کد خبر: 834

 

منتشرشده در گزارش
شنبه, 05 اسفند 1396 ساعت 11:08

معرفی شاعر هفته؛-نوشین درخشانی-

نوشین درخشانی متولد ۱۳۶۵ با نام هنری  رها است که از سنین نوجوانی تحت تأثیر افکار پدر علاقمند به شعر و ادبیات شد. با در نظر گرفتن اینکه تحصیلات این شاعر در رشته ی مهندسی معماری است و اساس این رشته که ریشه در فرهنگ و هنر دارد در سرودن و طراحی چارچوب اشعار سهم بسزایی ایفا نموده است. اولین مجموعه ی شعر درخشانی با عنوان «گل سرخم را بپذیر» در قالب شعر سپید و مینیمال است که به همت انتشارات ایده ماندگار منتشر شده است.

 

این کتاب یکصد صفحه ای به تازگی در هزار نسخه و قیمت 75 هزار ریال توسط انتشارات ایده ماندگار منتشر شده است.

 

.

 

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

نشست نقد و بررسی مجموعه «پیراهنی پر از سپید» اثر فاطمه گیلانی در کانون ادبی خاوران برگزار شد.

 

این نشست با حضور شاعران و منتقدانی چون اصغر علی کرمی، سعیده اصلاحی، عباس صادقي ، محسن محمدی، صابر سعدی پور، سارا بهرامی، اعضای کانون خاوران و با اجرا و دبیری حمیدرضا شکارسری برگزار شد.

 

مجموعه « پیراهنی پر از سپید» در 96 صفحه به همت انشارات آوای کلار منتشر شده و دارای سه بخش است: بخش اول بي نام ، بخش دوم با نام درخت ها و بخش سوم با نام سنگ ها آمده است .

 

اصغر علی کرمی اولين منتقد این کتاب درخصوص این مجموعه گفت: بخش اول عنصري مرکزی دارد که با مضمون خانواده است. درگیری شاعر با کلماتی چون پدر، مادر، گیلان، تهران و.... به وفور به چشم می‌خورد.

 

کرمی ادامه داد: از نظر من شاعر زندگی خود را سروده، وابستگی خود را به ادبیات پشت سر می‌گذارد و زندگی خود را نشان میدهد.

 

وی در پایان افزود: گیلانی به دنبال کلیشه ها و تعریف شده ها نیست. در شعر او عناصر کهن الگویی بسیار تکرار شده و لازم است بگویم در اين مجموعه درگیری زباني و بازی زبانی نیز خیلی به چشم نمی‌خورد.

 

حمیدرضا شکارسری نیز در کسوت منتقد  به «پیراهنی پر از سپید» اشاره کرد و گفت: متن های این کتاب به شدت درون زا هستند. این کتاب به راحتی شخصیت راوی را نشان می‌دهد. شعرهاي اين كتاب همچون قطعات پازل يكديگر را تكميل كرده و به آن تابلوي نهايي مي رسند كه شخصيت راوي ست . با اين حال نه از راه شناخت شاعر بلكه از بررسي تناسبات درون متنی به این نتیجه می‌رسیم که شاعر در بخش اول مشغول ریشه یابی خويشتن خويش است ، در بخش دوم به درخت مي رسد که ريشه هاي خود را شناخته است و در بخش سوم به سنگ ها مي رسد که محکم و استوار در جاي خود ايستاده اند .

 

شکارسری افزود: عنصر بعدی قابل تامل در اين مجموعه درون زایی متن ها است. اين درون زايي به پدايش فرم انجاميده است و در همين رهگذر ردپایی از انواع تکرار ها در این اشعار وجود دارد. از تكرار هجاها كه در پي ايجاد موسيقي ست گرفته تا تكرار كلمات و سطرهايي كه به شعرها فرم مي بخشند .

این منتقد اضافه کرد: کاملا مشخص است که این اشعار  فرم دارند و کاملا مهندسی شده هستند. ارجاعات اجتماعی و سیاسی در این اشعار کم است. گویی تمام محیط شعر در خانه و پیرامون خود شاعر می‌گذرد. شعر به نوعی روزمره اما در نقد روزمرگی است.

 

وی در پایان نیز گفت: اشعار عاشقانه در این مجموعه کم، اصالت جویی در این اشعار به وفور به چشم می‌خورد و در اين راستا با مجموعه ای یک دست طرف هستيم .

آخرين منتقد اين جلسه خانم سعيده اصلاحي در نقد و بررسي اين مجموعه چنين گفت : در این کتاب خبری از عشق ورزی های معمول و دلبری های زنانه و قهر و آشتی و گله نیست برعکس ، حضور محکم و مردانه ی زنی حس می شود که در خودش قدم می زند و از هر درخت و سنگ و صخره ای  سراغ خودش را می گیرد و  در مسیر معقول و صمیمانه ی کلمات ، مخاطب را برای درک مفاهیم با خودش همگام می کند.

پیراهنی از ابرها داشتم ، باد اگر بودم

پیراهنی از برف ها،  کوه اگر بودم

باد نیستم ، کوه نیستم ،

 سنگی صیقل خورده ام در مسیر رود

و هنوز که هنوز است ، سنگی در مسیر رود صیقل می خورد...

شاعر با توجه به ظرفیت های زبانی و درآمیختن آن با توانمندی شاعرانه ی خود ، تلاش کرده است تا نگاه و زبانی منحصر به فرد داشته باشد و به گونه ای ببیند که دیگران ندیده اند وجهان بینی اش را در نهایت سادگی به مخاطب منتقل کند. سادگی هایی که لباس شعر پوشیده اند و به  آفت  پیچیدگی های غیرمعمول و روایت های چند لایه ی مدرن نمایانه مبتلا نشده اند. دغدغه های اجتماعی شاعر کمرنگ است  و شاید هم  تعمدا زبان به اعتراض نگشوده چون هنوز درپی یافتن خویش است و پاسخ دقیق و روشنی برای  چیستی ها و چرایی ها پیدا نکرده است . به همین دلیل هنوز در مدار خانه و خانواده میچرخد و پدرانه هایش  را در سایه ی دلبستگی هایی عمیق  می سراید.

بی تو – ص47

پدر و پیراهن هایش

پدر و کفش هایش

دارم قدم به قدم به تو شبیه تر می شوم

و هرچه پیراهن پاره می کنم

از دختری که پاره ی تنت بود دور و دورتر...

بی تو

بی تو

بی تو

فاطمه ، فاطمه نیست...

  درکنار ایجاز و رعایت فشردگی معنا که از محاسن آشکار این مجموعه محسوب می شود ، باید گفت  تمامی شعرها به لحاظ معنایی ، زبان و دیدگاه تقریبا در سطوح نزدیک به هم قرار دارند و فراز و فرود  چشمگیری مابین آنها نیست .

 

 

سعیده اصلاحی نیز یادداشتی درخصوص «پیراهنی پر از سپید» فاطمه گیلانی در اختیار تارنا قرار داده که در ادامه می‌خوانید:

 

" پیراهنی پر از سپید " در تمام سطرهای 45 شعرخود به دنبال یافتن پاسخ  پرسشی دیرینه و آشناست : " از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهرچه بود؟"

 

-       آبادی- ص41

 

-        تهران

 

-       ارزانی همان گسل

 

-       که زیر پایش نشسته بود

 

-       به آبادی برمی گردم

 

-       جایی که پدرانم را هیچوقت خانه خراب نکرد

 

" که" بودن و " کجایی " بودن  با عبارت سازی ها و خلق معانی و مفاهیم اثر بخش و شاعرانه به تولد اشعار این کتاب انجامیده اند. سبک روایی شعرها مختص خودِ شاعرند که از زبان زنی " مردصفت " در عین لطافت سخن می گویند. در این کتاب خبری از عشق ورزی های معمول و دلبری های زنانه و قهر و آشتی و گله نیست برعکس ، حضور محکم و مردانه ی زنی حس می شود که در خودش قدم می زند و از هر درخت و سنگ و صخره ای  سراغ خودش را می گیرد و  در مسیر معقول و صمیمانه ی کلمات ، مخاطب را برای درک مفاهیم با خودش همگام می کند.

 

ص 88

 

پیراهنی از ابرها داشتم ، باد اگر بودم

 

پیراهنی از برف ها،  کوه اگر بودم

 

باد نیستم ، کوه نیستم ،

 

 سنگی صیقل خورده ام در مسیر رود

 

و هنوز که هنوز است ، سنگی در مسیر رود صیقل می خورد...

 

شاعر با توجه به ظرفیت های زبانی و درآمیختن آن با توانمندی شاعرانه ی خود ، تلاش کرده است تا نگاه و زبانی منحصر به فرد داشته باشد و به گونه ای ببیند که دیگران ندیده اند وجهان بینی اش را در نهایت سادگی به مخاطب منتقل کند. سادگی هایی که لباس شعر پوشیده اند و به  آفت  پیچیدگی های غیرمعمول و روایت های چند لایه ی مدرن نمایانه مبتلا نشده اند. دغدغه های اجتماعی شاعر کمرنگ است  و شاید هم  تعمدا زبان به اعتراض نگشوده چون هنوز درپی یافتن خویش است و پاسخ دقیق و روشنی برای  چیستی ها و چرایی ها پیدا نکرده است . به همین دلیل هنوز در مدار خانه و خانواده میچرخد و پدرانه هایش  را در سایه ی دلبستگی هایی عمیق  می سراید.

 

بی تو – ص47

 

پدر و پیراهن هایش

 

پدر و کفش هایش

 

دارم قدم به قدم به تو شبیه تر می شوم

 

و هرچه پیراهن پاره می کنم

 

از دختری که پاره ی تنت بود دور و دورتر...

 

بی تو

 

بی تو

 

بی تو

 

فاطمه ، فاطمه نیست...

 

 درکنار ایجاز و رعایت فشردگی معنا که از محاسن آشکار این مجموعه محسوب می شود ، باید گفت  تمامی شعرها به لحاظ معنایی ، زبان و دیدگاه تقریبا در سطوح نزدیک به هم قرار دارند و فراز و فرود  چشمگیری مابین آنها نیست . این سادگی ها اگرهوشمندانه و جریان ساز به کار بروند و در مجموعه های بعدی ردپای پررنگ تری در ذهن مخاطبین به جا بگذارند قطعا  خواهند توانست  زبان شاعر را به نوعی  فردیت بخشیده و هنرش را عیان تر سازند.

سعیده اصلاحی/ اسفند96

 

لازم به ذکر است که نشست های هفتگی کانون ادبی خاوران روزهای یکشنبه از ساعت 16 در فرهنگسرای خاوران برگزار می‌شود و حضور در این نشست ها آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 827

 

منتشرشده در گزارش
دوشنبه, 02 بهمن 1396 ساعت 11:22

نویسنده: مجید گرجی-فرش زرد خدا-

مجید گرجی مجموعه شعر خود با عنوان «فرش زرد خدا» را با هزینه شخصی و به صورت ناشر-مولف منتشر کرده است.

این کتاب با ویرایش مینا ناصری و با طرح‌های گرافیکی سید مجید برقانی راهی بازار نشر شده است. در این کتاب در کنار هر شعر، یک تصویر گرافیکی آورده شده و قیمت آن 6 هزارتومان است.

منتشرشده در تازه های نشر

 

در واقع این مشروطه بود که در آستانه ی انقلاب خود موجبات این دگردیسی را فراهم آوری می کرد و می کوشید همه چیز را به سود خود و برای تقویت خود دستکاری کند تا در هنگامه ی رها کردن توان ارتجاعی خود ، اتفاقی هر چه بزرگتر و اساسی تر در کشور ایجاد کند و شعر هم گزینه ای بود که می توانست و باید به دشنه ای علیه جبهه ی مقابل مشروطه تبدیل می شد.

 

محمد افندیده از شاعران سپید سرای اهل کرمانشاه است. سال های بسیاری است که شعر می‌سراید و در زمیته سرودن شعر دفاع مقدس تبحر دارد. وی در یادداشتی اختصاصی که در اختیار تارنا قرار داده به بررسی چگونگی پیدایش غزل اجتماعی و نمونه های آن در ادبیات امروز پرداخته که در ادامه می‌خوانید:

 

در نگارش متن پیش رو سعی می کنم تا جای ممکن به اختصار و موجز به چگونگی ظهور غزل اجتماعی در ادبیات ایران بپردازم و با این امکان آگاهی و بینش مکفی از منشأ پیدایش اصطلاح "غزل اجتماعی" را به ذهن و نگاه خواننده ی تفسیر و اثر بیفزایم.

تاریخچه ی غزل اجتماعی در ادبیات ما به سال های مشروطه باز می گردد. باید پذیرفت که همواره تحولات مهم تاریخی فراهم آورنده زیر ساخت ها، پیش فرض ها عواملی بوده اند که به اساسی ترین تاثیرات، تغییرات و بوجود آمدن سبک و سیاق های جدید در شعر و ادب انجامیده است. چنانکه حمله ی اعراب به ایران پیامدی همچون بوجود آمدن سبک خراسانی در ادبیات فارسی را به همراه داشت.

با چنین نگرشی به بررسی و اثبات این موضوع خواهم پرداخت که چگونه انقلاب مشروطه با تاثیر بر شاکله ی ادبیات موجبات تغییر و خروج غزل از انحصار درون مایه ها و مضامین کهن و دست نخورده ای همچون عشق و عرفان و پند و مدیحه سرایی و ... و ورود مضامین و درون مایه هایی همچون آزادی، وطن، عدالت، قانون و ... را فراهم آورد که دستاورد آن تولد و تثبیت "غزل اجتماعی" در ادبیات فارسی بود.

 

در آن سال ها چهره ی فرهنگی کشور دچار تحولات کلی و بنیادین شده بود.

این تغییر و تحول به وجود آمده در گستره ی فرهنگی جامعه ایران که مسبب  پیدایش جریانی پویا و نوگرا شد حاصل دگرگونی های فکری و نظری بود که نهایتا در رجوع به شأن سیاسی و اجتماعی آن روزگار دست یافتنی و به وضوح قابل رؤیت است.

پس در واقع این مشروطه بود که در آستانه ی انقلاب خود موجبات این دگردیسی را فراهم آوری می کرد و می کوشید همه چیز را به سود خود و برای تقویت خود دستکاری کند تا در هنگامه ی رها کردن توان ارتجاعی خود ، اتفاقی هر چه بزرگتر و اساسی تر در کشور ایجاد کند و شعر هم گزینه ای بود که می توانست و باید به دشنه ای علیه جبهه ی مقابل مشروطه تبدیل می شد.

توضیحات فوق از جزء به کل معطوف بود به قصد عیان شدن این موضوع که عامل اصلی اعمال تغییر در ذائقه ی غزل آن دوران آنگونه که به تولد و حیات و تثبیت "غزل اجتماعی" انجامید اتفاقی بود که از دستان مشروطه در متن و بطن ادبیات می افتاد.

این بار "غزل اجتماعی" را کل در نظر می گیریم و می پردازیم به بیان و بررسی فاکتورها و موتورهای موثر در پدید آمدن شعری با این مختصات در آن روزگار.

 

افزایش سطح سواد عمومی جامعه تا خروج شعر از انحصار آریستوکراسی و دربار و خواص بر این اساس.

افزایش تعداد و سطح فعالیت نشریات و فراهم شدن بستر رسانه ای جهت انتشار و فراگیری اشعار در سطح جامعه بر این اساس.

رشد سطح دانش و بینش سیاسی و اجتماعی عمومی مردم همراه با فعالیت احزاب و روحانیون و نشریات.و اپیدمی شدن دغدغه های سیاسی و اجتماعی در انظار اقشار مختلف جامعه بر این اساس و ...

آنچه نگاشته شد به اضافه ی آنچه از قلم نگارنده و محدودیت فضای نگارش متن فوق افتاد را می توان به نحوی بیوگرافی از نطفه تا زایش غزل اجتماعی مشروطه محسوب کرد که از گونه های تاثیر گذار و حائز اهمیت در ادبیات و شعر امروزه روز کشور است.

این غزل با گذشت بازه ی زمانی بیش از یک قرن با چالش ها، برخورد ها و تغییراتی مواجه شده و پیش آمده تا امروز چنان که می بینم و می خوانیم.

در انتها نمونه ای از غزل اجتماعی امروز ادبیات را برای خواننده عزیز ذکر کرده و خوانشی از آن را نیز بر این منوال ارائه خواهم داد.

بخوانیم غزلی اجتماعی از غزل سرای خوب این روزها پیمان سلیمانی :

 

بی روزنامه ها خبرم را گرفته اند !

سبابه های ترس اثرم را گرفته اند!

 

هربار می رسند تبر ها به وقت مرگ!

قبلا  ! تگرکها ثمرم را گرفته اند!

 

این روزها شکارچیان  دور نیستند !

از من تمام بال و پرم  را گرفته اند!

 

آن جنگجوی زخمی  بیرون  ِ قلعه ام

دروازه های  پشت سرم را گرفته اند

 

دیگر امید نیست ! به تسلیم قانعم!

آن  کشورم که بیشترم  را گرفته اند!

 

سخت است اینکه کاج بمانم از این به بعد

مشتی کلاغ دور و برم را گرفته اند...!!!

 

در ایستگاه قبل  زبانم اضافه بود

در ایستگاه بعد سرم را گرفته اند!!

 

تزریق اشتباه و شاید تصادف آه!

من خواب دیده ام نظرم را گرفته اند!

 

 

غزل حاضر که در خصوص آن خوانشی خواهیم داشت از نظر ساخت و سبک غزلی ست نئوکلاسیک که مضمونی سیاسی-اجتماعی را از دریچه ی ذهن و نگاه مولف بیان کرده و رخت غزل می پوشاند.

 

یکی از معیارهای ارزش سنجی و ارزش گزاری در تحلیل غزل درگیر کردن و به اصطلاح عامیانه تر گرفتن یقه ی مخاطب در بیت آغازین غزل است که قدما نیز فرموده اند "حسن مطلع"

سلیمانی این بار را از دوش خویش برداشته و به خوبی حق شعر را ادا می کند با آوردن مطلعی شاعرانه و خوب برای غزل اش.

«بی روز نامه ها خبرم را گرفته اند

سبابه های ترس اثرم را گرفته اند»

 

در مصرع نخست ترکیب سازی "بی روزنامه" کشف خوبی در زبان محسوب می شود که محتوای ارزشمند و دلچسبی را نیز تولید می کند.مولف از واژه ی روز به درستی برای اشاره به روشنایی بهره می گیرد که خود روشنایی می تواند اشاره به نور و در ادامه خورشید داشته باشد که در بررسی وضعیت آرکی تایپی ، این پدیده معرف و بیانگوی زندگی و نیروهای کیهانی است.حالا "بی روز" ابتداعا محتوایی با مختصات "تاریکی" یا "شب" به ذهن القاء می کند و در ادامه "مرگ" . خود "تاریکی" نیز در شعر انتقادی یا سیاسی - اجتماعی کارکردهای دیگرگونه ای  دارد.با رویکردی صرفه جویانه اضافه می کنم مولف در مصرع به خوبی وضعیتی مرکب از نابسامانی و نا امیدی ارائه می دهد.

این موارد یعنی مصرع از وضعیت هرمونوتیکی مطلوب و لذت بخشی برخوردار است.در مصرع دوم به نظر می رسد ترکیب "سبابه های ترس" ممکن است از نظر مالکیت و هویت منجر به ایجاد نوعی کج تابی در محتوای مصرع شود که نکند اینان سبابه های مؤلف باشند که با ترس به اثر اشاره می کنند.اما چنین نیست.از منظر نگارنده با توجه به مصرع اول که آنجا به وضوح می توان در خصوص ترکیب بی روزنامه رای اتخاذ کرد و همچنین ضمیر متصل "م" یکسان در هر دو مصرع که اشتراکات نحوی دو مصرع هستند به روشنی کل بیت را از هرگونه ضعف مبرا می کنند.

 

«هر بار می رسند تبرها به وقت مرگ

قبلا تگرگ ها ثمرم را گرفته اند»

بیت دوم نیز همچون مطلع غزل بیتی محکم و پر محتوا و سالم است و امتیاز خوبی به نمره ی کلی غزل اضافه خواهد کرد.تنها به مراعات نظیر مرکب اتفاق افتاده بین دوبیت اشاره می کنم.«بی روزنامه» «تبر» همچنین قوافی «اثرم» «ثمرم»

 

«این روزها شکارچیان دور نیستند

از من تمام بال و پرم را گرفته اند»

 

اگر در شعر خواستیم روایتی ارائه دهیم بايد در ابتدا پيرنگ قابل قبولی در ذهن خود موجود ببینیم همچنين بتوانيم تصوير روشنی از كاراكترهای متن که ايفای نقش می‌كنند را به مخاطب ارائه كنيم.بیت سوم در سير روايت، بلاتكلیف نیست و کاراکترها نقش خود را به درستی در جهت تکمیل روایت و تولید محتوای مد نظر مؤلف ایفا می کنند.

 و خواننده بر این اساس می تواند دريچه‌ای به متن بگشاید و تمام و کمال از متن بهره مند شود.

 

«آن جنگجوی زخمی بیرون قلعه ام

دروازه های پشت سرم را گرفته اند»

 

بیت تمثیل خوبی ست از آنچه مولف می خواهد ارائه دهد.یعنی : ماندن در وضعیتی که مسیرهای بازگشت مسدود باشند.بازگشت به نقطه ای که درمتن "قلعه" ذکر شده است.استعاره از گذشته ای که در نگاه مولف مستحکم تر و قابل اعتماد تر است که می توان در آن آرام گرفت و امن بود.بکارگیری واژه ی "جنگجو" می تواند در خدمت کارکردی استعاری برای اشاره به زندگی باشد که برای آدمی سراسر مبارزه است.حالا دلیل حضور واژه ی "زخمی" را در بیت می توان در پراکندن حس غربت و اندوه به وضوح لمس کرد.از مکان امن دور شده ای راه های بازگشت مسدود است و اینها همه درد است اما درد مضاعف این است که این میان زخمی هم شده ای.این یعنی توانایی مؤلف در بکارگیری بجا و هدفمند از واژه ها در ساختار اثر.

 

خوانش ادامه ی شعر به عهده ی شما عزیزان

برای مولف اثر و خوانندگان این تفسیر و خوانش ، تمام خوبی ها را آرزومندم.

بمانید به مهر.

 

محمد افندیده/ پاییز 96

منتشرشده در یادداشت هفته

مهدي عليمرادی متولد سال ١٣٦٨ در شهر اراك است. او بيش از شش سال سابقه در نوشتن شعر و داستان دارد و جوايز متعددی دریافت کرده كه آخرين جايزه شعر كشوري در بخش شعر سپيد را در جشنواره خاوران از آن خود کرد.

وی گوينده و مجري است و مجموعه ای از داستان های كوتاهش را در دست چاپ و دو مجموعه ادبيات پايداري نیز در دست انتشار دارد.

اولين مجموعه شعر علیمرادی با نام "سايه ي باد" که به تازگی به همت انتشارات آنيما منتشر شده شامل مجموعه ای از اشعار سپید اوست که در 116 صفحه، با تیراژ 1000 نسخه و قیمت 10 هزار تومان منتشر شده است.

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته
صفحه1 از7

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد