کمپین بزرگ آهای خبردار کارساز می‌شود --------- هایکو چیست؟ ----------- انتشار دکلمه ای از حسین منزوی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه جشنواره شعر نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی

در بین شاعران سمبولیست فرانسه، ادوارد جوآشیم کوربیر، معروف به تریستان کوربیر، از متاخرین است؛ شاعری که در ایران جز اهل کاوش شاید کسی اسمی از او نشنیده باشد.

 

آسیه حیدری شاهی سرایی - مترجم - در یادداشتی نوشته است: تریستان کوربیر ( Tristan Corbière) که پل ورلن، شاعر بزرگ سمبولیست فرانسه در سال  ۱۸۸۴  در مقاله‌ای از او به عنوان یکی از شاعران نفرین‌شده یاد کرد، در سال ۱۸۴۵ میلادی زاده شد و در سال ۱۸۷۵ در سن ۳۰ سالگی از دنیا رفت.

پیش از آن‌که پل ورلن از او در زمره شاعران نفرین‌شده یاد کند، زندگی شخصی و هنری‌اش در حاشیه بود.

دو معضل بزرگ کوربیر را آزار می‌داد؛ یکی رماتیسم شدید و پیش‌رونده‌اش و دیگر آن‌که مردی خوش‌سیما نبود. دوستان و اطرافیان لقب درازِ بدقواره را به او داده بودند.

عاشق دریا و مادرش بود. او دوست داشت مثل پدرش دریانورد شود، اما وضعیت جسمانی‌اش برای این شغل مناسب نبود. پدرش، ادوارد کوربیر، روزنانه‌نگار و رمان‌نویس بود و پسر همه آثار پدر را دوست داشت و می‌خواند. او همچنین آثار شارل بودلر و آلفرد دو موسه را هم دوست داشت.

درباره زندگی احساسی او هم باید گفت که وی عشقی یک‌جانبه به یک هنرپیشه داشت و آن زن، آرمیدا ژوزفینا، الهه شعرش شده بود.

حالا در ۲۹ سالگی، مجرد است و بیکار. نه عشقی و نه فرزندی. او حتی تنها مجموعه شعرش به نام "عشق‌های زرد" را با هزینه شخصی‌اش به چاپ رساند؛ مجموعه‌ای که در زمان حیات وی ناشناخته ماند؛ مجموعه‌ای مشتمل بر هفت فصل و ۱۰۱ شعر با اندازه‌های گوناگون.

اشعار عاشقانه‌اش را به الهه شعرش ژوزفینا تقدیم کرده بود.

کوربیر خود می‌دانست که چه جایگاهی در شعر سمبولیستی دارد اما شوربختانه زمانه با او یار نبود و در زمان حیاتش گمنام باقی ماند و آرزو داشت مردم زمانه او را بشناسند.

او کاریکاتوریست هم بود. شعری هجو برای کلاه معلمش نوشته بود که جوایزی را از آن خود کرد.

کوربیر و هم‌دوره‌ای‌هایش از شاعران عضو در جریان دکادانتیسم بودند.

این جریان در بیست سال آخر قرن نوزدهم میلادی پررنگ شد. جریانی که در تولیدات هنری‌اش بدبینی مرض‌وار، کسالت مفرط، ملال رو به تزاید، رازآلودگی و جریان سیال مرگ را شاهدیم.

در شعر او خیابان‌ها، کوچه‌ها با بدبختی‌های در جریانش، زندگی پرتشویش و بی‌هدف، دلواپسی‌ها و دغدغه‌های غیرمتافیزیکی، مضمون‌سازی می‌کنند.

مجموعه "عشق‌های زرد" در موضوع و قالب کاملا منحصر به‌فرد و ویژه خود است. در اشعار این مجموعه، الهام از فضای شهری و مدرنیته در کنار فضای روستایی که زادگاه شاعر بود مشهود است. مثل آن‌چه در مجموعه "گل‌های بدی" اثر شارل بودلر دیده می‌شود.

کوربیر گاه در نقش شاعری بدبخت ظاهر می‌شد و گاه در قالب یک دندی. (شخصیتی مانند شارل بودلر، خوش‌لباس، شیک‌پوش با افکار و اخلاقی ویژه). عشق شاعر به دریانوردی خمیرمایه بسیاری از اشعارش شده است.

از نظر فرم شعری هم کاربرد فراوان علائم دستوری، مانند علامت سوال؟ علامت تعجب، تیره و سه نقطه در شعر وی حایز اهمیت است.

شاعر مجموعه "عشق‌های زرد" عامدانه شعری شکسته و خردشده می‌سراید. شعر وی  آنتی‌موزیکال یا ضدموسیقی است _  و نه بدون موسیقی!  _ ، و این خود شعرش را منحصربه‌فرد می‌کند.

"عشق‌های زرد" دستمایه نقاشی نقاش سوررئال سالوادور دالی نیز شد. تابلو "عشق‌های زرد" در سال ۱۹۷۴ و محصول آوازی و موسیقایی گروه بلَک متال در سال ۲۰۰۷، نشان از این دارد که این شاعرِ نه چندان خوش‌اقبال، شانس دیده و شنیده شدن تا سال‌ها پس از مرگش را داشته و دارد.

 

بخشی از شعر بی‌خوابی، سروده تریستان کوربیر

 

جانور غیرممکن

بی‌خوابی!

در سرت تنها عشق داری؟

که بیاید غرقه‌ات کند به دیدن؟

آدم، در چشم بدت

گاز می‌زند به ملحفه‌هایش

می‌پیچد در ملال

در چشمِ الماسِ سیاهت

بگو از چه در بی‌خوابی، امید یا افسوس که شب پایی است؛

بارانی، مثل یکشنبه‌ای می‌آید

می‌لیسدت مثل سگی

در گوش هیجان

آرام سخن گفتن و دیگر هیچ نگفتن

در گلوی خشکیده‌مان چرا

جام خالی‌ات را هماره می‌ریزی؟

و رهایمان می‌کنی

گردن‌کشیده و منتظر

مثل تشنه و دریا

صافی عاشقی تو آیا؟

یا تختخواب تلخ؟

شبنم تازه‌ای؟

یا سرب مذاب؟

نادان!

ای بی‌خوابی!

زیبا نیستی آیا؟

 

این شعر ادامه دارد......

 

کد خبر:680

منتشرشده در گزارش

جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۷ میلادی به کازو ایشیگورو رسید. سخنگوی آکادمی سوئد روز پنج‌شنبه نام این نویسنده بریتانیایی ژاپنی‌تبار را به عنوان برگزیده اکثریت ۱۸ عضو این آکادمی اعلام کرد.

 

در بیانیه آکادمی سوئد آمده است که ایشیگورو «با نیروی عاطفی عظیم در رمان‌های خود، ورطه توهمی را که در روابط ما در جهان ایجاد شده نمایش داده است.»

 

کازو ایشیگورو متولد سال ۱۹۵۸ در شهر ناکازاکی ژاپن است اما از سن پنج سالگی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرده و در آنجا درس خوانده است. او مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸ و مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه «ایست انگلیا» دریافت کرد.

 

ایشیگورو یکی از معروف‌ترین رمان‌نویسان بریتانیاست و تاکنون چندین اثر از او به قلم نجف دریابندری، سهیل سمی و دیگران به فارسی ترجمه شده است که از آن جمله می‌توان به «بازمانده روز» و «هرگز رهایم نکن» اشاره کرد.

 

این نویسنده پر کار تاکنون در قالب‌ها ژانرهای گوناگون از جمله رمان، مجموعه داستان و فیلمنامه آثاری نوشته است. درونمایه کارهای او بیشتر تخیلی است و داستان آنها در زمان گذشته اتفاق می‌افتد. بیشتر داستان‌های او از زبان اول شخص روایت می‌شود که در اصطلاح ادبی به آن «من‌راوی» می‌گویند.

 

با اینکه کازو ایشیگورو نویسنده معروفی است، اما تا پیش از اعلام تصمیم آکادمی سوئد، نام او در میان فهرست نویسندگانی که گمان می‌رفت برنده باشند دیده نمی‌شد. اکنون چندین سال است که کارشناسان و رسانه‌های جهان نام برخی نویسندگان و شاعران معروف جهان از جمله هاروکی موراکامی، مارگارت اتوود و اسماعیل کاداره، را در فهرست انتظار جایزه نوبل ادبیات جای می‌دهند.

 

ارزش جایزه نوبل ادبیات ۹ میلیون کرون سوئد، تقریبا برابر با یک میلیون و یکصد هزار دلار است.

 

کد خبر: 670

منتشرشده در گزارش

«جان اَشبری» شاعر مطرح آمریکایی که تمام جایزه‌های مهمی ادبی کشورش را کسب کرده بود و با «تی.اس. الیوت» مقایسه می‌شد، درگذشت.

«گاردین» نوشت: «جان اَشبری» شاعری که در سال ۱۹۷۶ با مجموعه‌ای از سروده‌هایش موفق به دریافت جایزه مهم «پولیتزر» شد، در سن ۹۰ سالگی به مرگ طبیعی در نیویورک از دنیا رفت.

 

«اَشبری» را نابغه معماها و شاعری مدرن می‌دانند که با شجاعت و پیش‌روی بدون مرز خود در عرصه زبان، شعر آمریکا را به قله‌ای درخشان رساند. نام او سال‌ها به عنوان کاندیدای جایزه نوبل ادبیات مطرح می‌شد.

«خودنگاره در آینه محدب» مجموعه شعرهای سال ۱۹۷۵ او و از کتاب‌های نادری است که موفق شده هر سه جایزه مهم ادبیات آمریکا را به خود اختصاص دهد. این اثر جایزه «پولیتزر»، جایزه ملی کتاب آمریکا و جایزه حلقه منتقدین کتاب ملی آمریکا را برای «اَشبری» به ارمغان آورد.

 

مدال آزادی ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۱ به این شاعر اعطا شد و او به عنوان فردی که نوع شعرخوانی آمریکایی‌ها را تغییر داده، شناخته شد. «استفن برت» شاعر و استاد دانشگاه «هاروارد» او را با «تی.اس. الیوت» مقایسه کرده  و «اشبری» را الگوی نیمی از شاعران انگلیسی‌زبان کنونی دانسته است.

 

رئیس دپارتمان ادبیات دانشگاه «ییل» هم درباره او در روزنامه «نیویورک تایمز» نوشت: جایگاهی را که «اَشبری» طی ۵۰ سال گذشته در شعر آمریکا داشته، هیچ فرد دیگری نداشته است. هیچ شاعر آمریکایی، نه «ویتمن»، نه «پاوند»، چنین دایره لغت وسیعی نداشته است.

 

سروده‌های این شاعر به شدت پیچیده و معماگونه بود و به خوانندگان توصیه می‌شود به جای سعی در درک معنای آن‌ها، از خواندن‌شان لذت ببرند. در همین راستا، «اَشبری» در مصاحبه‌ای که سال ۲۰۰۸ با «آسوشیتدپرس» داشت، به شوخی گفت: اگر اسم فامیل من را به فعل تبدیل کنیم، «اَشبری کردن» به معنای «گیج کردن مردم تا سر حد جنون» است.

 

این شخصیت فرهنگی، مترجم و منتقد نیز بود و نقدهای هنری خود را در روزنامه‌هایی چون «نیویورک هرالد تریبیون»، مجله «نیویورک» و «نیوزویک»، و نقدهای شعرش را در «پارتیزان ریویو» به چاپ می‌رساند.

 

 «اَشبری» سال‌ها به کار تدریس می‌پرداخت و در دانشگاه‌هایی چون «هاروارد» و کالج‌های «بروکلین» و «بارد» مشغول بود.

او تا دهه ۱۹۵۰ بیش از ۳۰ کتاب منتشر کرده بود که شامل مجموعه شعر، مقاله، ترجمه و یک رمان می‌شد. اکنون بیش از ۲۰ مجموعه شعر از «جان اَشبری» به یادگار مانده است. او در مصاحبه‌ای گفته بود که به ندرت وقتی شعری را می‌سراید، آن را دوباره‌نویسی می‌کند.

 

کد خبر: 638

منتشرشده در گزارش

 

«آلیس آزولد» و «جردن ابل» موفق شدند جایزه شعر «گریفین» ۲۰۱۷ را در بخش‌های شعر بین‌الملل و شعر کانادا از آن خود کنند.

 

«سی‌بی‌سی» نوشت: جایزه شعر «گریفین» که از مهم‌ترین و گران‌ترین جوایز ادبی کانادا محسوب می‌شود، در بخش بهترین مجموعه شعر کانادایی، «آپاچی» سروده‌ «جردن ابل» را به عنوان برنده معرفی کرد و جایزه بخش بین‌الملل را به «آلیس آزولد» داد.

 

نام مجموعه شعر «ابل»، «Injun» است که در زبان انگلیسی واژه‌ای توهین‌آمیز برای اشاره یه سرخپوستان بومی آمریکای شمالی به کار می‌رود. این شعرها درباره تصویری است که از سرخپوستان آمریکایی در رمان‌های عامه‌پسند غربی طی سال‌های ۱۸۴۰ تا ۱۹۵۰ ارائه شده است. او در کارهایش به موضوعاتی چون نژادپرستی، خفقان حکومت استبداد و ترس‌های عمومی پرداخته است. «هوآ نگوین» و «ساندرا ریدلی» از دیگر نامزدهای نهایی این جایزه شعر بودند.

 

در بخش بهترین اثر بین‌المللی «بیدار افتادن» کتابی از «آلیس آزولد» شاعر مطرح انگلیسی برگزیده شد.

 

به هر دو برنده این جایزه مبلغی ۶۵ هزار دلاری تعلق گرفت و به هر یک از شاعران راه‌یافته به مرحله نهایی هم جایزه‌ای ۱۰ هزار دلاری اعطا شد. هیات داوران «گریفین» امسال ۶۱۷ اثر را از ۳۹ کشور جهان که ۲۳ جلد آن ترجمه شده بودند، مورد بررسی قرار دادند.

 

جایزه ادبی «گریفین» در سال ۲۰۰۰ توسط «اسکات گریفین» و با همکاری «مارگارت اتوود» و «مایکل اونداجی» که هر دو از نویسندگان صاحب‌نام بین‌المللی هستند، راه‌اندازی شد و از مهم‌ترین جوایز شعر جهان است‌.

 

کد خبر: 525

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

جشنواره بین المللی ادبیات روز یکشنبه در شهر طرابزون ترکیه با محوریت بررسی ادبیات ایران٬ ترکیه٬ روسیه٬ آذربایجان و گرجستان برگزار شد.

جشنواره بین المللی ادبیات در شهر طرابزون ترکیه برگزار شد.

در این جشنواره، ادبیات روسیه با محور اندیشمندان و نویسندگان روس مانند پوشکین و تولستوی بررسی و آثار آنها مورد تحلیل قرار گرفت.

همچنین در این جشنواره ادبیات کشور ترکیه با محوریت مرحوم یونس امره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

در این جشنواره، ادبیات ایران نیز با محوریت سعدی و با سخنرانی و شعرخوانی پروفسور روزا نعمت یلدریم مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آتاترک ارزروم و سخنرانی و شعر خوانی حسن دیدبان وابسته رایزنی فرهنگی سرکنسولگری ایران در ارزروم ترکیه بررسی شد.

 

کد خبر: 457

منبع: ایرنا

منتشرشده در گزارش

 

یک شاعر مشهدی گفت: با توجه به اندیشه‌های والایی که در اشعار و آثار اقبال لاهوری متجلی است، می‌توان او را گنجینه وحدت و بیداری نام گذاری کرد.

 

موسی عصمتی به مناسبت سالروز درگذشت اقبال لاهوری، اظهار کرد: این شاعر توانا در زمان خودش با دغدغه‌هایی روبرو بود که می‌توان آن‌ها را در اشعارش به خوبی مشاهده کرد و مهم‌ترین دغدغه او، در واقع سرکشی‌های کلان و گرفتاری‌هایی است که امروز جهان اسلام به آن دچار شده، مانند جنگ‌های داخلی، ظهور و بروز آن در القاعده و گروه‌های افراطی که در واقع جز برادرکشی و نسل‌کشی مسلمانان اندیشه دیگری ندارند.

 

وی افزود:در واقع ما با اندیشه‌های اقبال لاهوری به عنوان یک مسلمان عمل‌گرا روبرو هستیم که با سرودن اشعاری متناسب با این موضوعات، هشدارهایی را به مسلمانان می‌دهد تا آن‌ها را به ایستادگی و مقاومت رهنمون سازد.

 

عصمتی تصریح کرد: با توجه به اینکه اقبال لاهوری سال‌ها برای تحصیل به غرب سفر کرده بود این پیش‌بینی را می‌کرد که تشتت و پراکندگی که جهان اسلام را در برگرفته، تنها توطئه‌های غرب است در نتیجه سعی ‌می‌کند با ایجاد تفرقه میان مسلمانان، آن‌ها را به جان یکدیگر اندازند به همین دلیل با سرودن اشعاری، مسلمانان را در مواجه با این موضوع آگاه ‌کرد. 

 

وی عنوان کرد: اقبال لاهوری در اشعارش یادآور می‌شود که اگر وحدت و همگرایی داشته باشیم و آن اندیشه‌های بازگشت را که در اشعار و افکار اقبال متجلی است، رعایت کنیم قطعا با این مشکلات مواجه نمی‌شویم.

 

این شاعر مشهدی با بیان اینکه اقبال لاهوری به جامعه اسلامی هشدار می‌دهد که آماده و تا جایی که می‌توانید قدرتمند باشید و اجازه ندهید که گرفتاری در جامعه اسلامی مستولی شود، خاطر نشان کرد: در واقع در یک نگاه اجمالی متوجه می‌شویم که افکار و آثار اقبال لاهوری از اندیشه‌های مولانا تاثیر پذیرفته است.

 

وی اظهار کرد: این تاثیر پذیری اندیشه‌ها، سرچشمه افکار اقبال بوده و به دلیل ارادتی که به شعر و زبان فارسی داشته، اغلب اشعار او به این زبان سروده شده و با آن شیوه خاص خود تمدن اصیل ایرانی اسلامی را بار دیگر به افراد جامعه یادآور می‌شود.

 

عصمتی گفت: اقبال لاهوری شخصیتی دانشگاهی و محقق داشت که در واقع هم آگاهی عمیق و ژرف از جهان اسلام و هم اینکه با دنیای غرب کاملا آشنا بود و راهکارهای بسیار موثری برای وحدت جهان اسلام ارائه کرده که اگر به آن راهکارها عمل کنیم گرفتاری‌هایی که دچار آن‌ها هستیم، هیچ‌گاه صورت نمی‌گیرد.

 

کد خبر: 447

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

«گلوب اند میل» نوشت: راه‌یافتگان به مرحله نهایی دو بخش داخلی و خارجی جایزه شعر «گریفین» که از مهم‌ترین جوایز ادبی کانادا محسوب می‌شود، معرفی شدند.

 

براساس اعلام هیات داوران این جایزه، «آلیس آزولد» شاعر مطرح انگلیسی برای «بیدار افتادن» هفتمین کتاب شعرش، به فهرست نامزدهای نهایی بخش بین‌الملل راه یافته است. «دنیس رایلی» شاعر و فیلسوف انگلیسی که کتاب «جوابی بده» را نامزد کرده، از رقیب‌های قدر «آزولد» است.

 

نام «جین مید» شاعر آمریکایی و «دونالد نیکولسون ـ اسمیت» مترجم مجموعه شعر «در ستایش شکست» به قلم «عبداللطیف لابی» شاعر فرانسوی ـ مراکشی، نیز در لیست نامزدهای نهایی این بخش «گریفین» دیده می‌شود. در صورتی که کتاب ترجمه‌شده‌ای برنده شود، مترجم ۶۰ درصد جایزه نقدی و شاعر ۴۰ درصد آن را خواهد برد.

 

در بخش بهترین مجموعه شعر کانادایی، نام «جردن عبدل» نویسنده، شاعر و ویراستاری که با سومین کتاب شعر خود در این رقابت شرکت کرده، به چشم می‌خورد. «ساندرا ریدلی» شاعر و نویسنده اهل اتاوا با چهارمین مجموعه شعر خود با او رقابت می‌کند. «هوآ نگوین» ویتنامی‌تبار نیز دیگر نامزد این بخش است.

 

جایزه ادبی «گریفین» در سال ۲۰۰۰ توسط «اسکات گریفین» و با همکاری «مارگارت اتوود» و «مایکل اونداجی» که هر دو از نویسندگان صاحب‌نام بین‌المللی هستند، راه‌اندازی شد و از مهم‌ترین جوایز شعر جهان است‌.

 

هیات داوران «گریفین» امسال ۶۱۷ اثر را از ۳۹ کشور جهان که ۲۳ جلد آن ترجمه شده بودند، مورد بررسی قرار دادند تا به این فهرست هشت نفره برسند. به هر یک از نامزدهای نهایی مبلغی ۱۰ هزار دلاری اعطا می‌شود. برندگان دو بخش بهترین کتاب شعر کانادا و بخش خارجی مبلغی ۷۵ هزار دلاری را نیز دریافت می‌کنند.

 

کد خبر: 434

منتشرشده در گزارش

 

آنگاه که می میرم

نامم را بر سنگ گورم ننویسید

اما داستان عشق مرا بنویسید

و بنگارید : اینجا آرامگاه زنی ست که به برگی عاشق بود

و درون دواتی غرق شد

و مرد!         (زنی عاشق در میان دوات ، ص 45)

 

تاریخ عرب پر از جنایت ها و خشونت های بی رحمانه علیه زنان است. از دوره ای که دختران تازه به دنیا آمده زنده به گور می شدند تا به امروز که در برخی از کشور های عرب زنان حق رانندگی ندارند! حال چگونه می توان در این جامعه ی بسته و زن ستیز از نقش بزرگ شاعران و نویسندگان عرب در اعتلای فرهنگ گذشت؟ بزرگانی همچون نزار قبانی، آدونیس، محمود درویش و... در این عصر تلاش های فراوانی در امر بالا بردن سطح فکری جوامع عربی، همسو کردنشان با جهان مدرن و پیشگیری از ایجاد شکاف های طبقاتی در بین توده ی مردم انجام دادند. اما می توان گفت تلاش های غادة السمان در ایجاد یک نگاه نسبتا برابر به زن و توسعه ی روشنفکری در جوامع عربی را کم تر کسی انجام داده بود.

غادة السمان رمان نویس برجسته، روزنامه نگار مشهور و شاعر پر توانی است. در این مقاله سعی شده تنها شعر های وی و اندیشه و نگاهش مورد بررسی قرار گیرد. غاده السمان دارای هشت مجموعه شعر با نام های عشق(1973)، شهادت می دهم بر خلاف باد(1987)، به تو اعلان عشق می کنم( 1976)، زنی عاشق در میان دوات (1995)، غمنامه ای برای یاسمن ها (1996)، ابدیت، لحظه ی عشق ( 1999)، رقص با جغد(2003) و معشوق مجازی (2007) است.

ویژگی مهم اشعار غادةالسمان تزریق اندیشه ی زنانگی در ذهن مخاطب است به نوعی که هیچ ضعفی در اصول این اندیشه نیست. زن در اشعار غادة السمان تمام ویژگی های یک زن عرب را داراست، اما تفاوتی بزرگ در این بین وجود دارد آن هم فریاد و خواسته های به حق شاعر(به عنوان زن عرب) و افکار روشنفکرانه و اگزیستانسیالیسم آن است. شاعران و نویسندگانی مانند غادة السمان در سوریه، فروغ در ایران و ویرجینیا وولف در انگلستان نقاط اشتراک فراوانی دارند. هرچند سطح خواسته ها و میزان تبعیض زنان در طول تاریخ در هر یک از این سه جامعه تفاوت های عمده ای با هم دارد اما نقاط مشترکی زیادی در قلم و نوع اندیشه ی این سه نویسنده دیده می شود.

بی شک به دلیل اشتراکات فرهنگی و سیاسی کشور های عرب و ایران شباهت های غادةالسمان و فروغ در اشعارشان قابل تعمل است، هر دو به نوعی آغازگر یک ویژگی ادبی در هر دو کشور شدند. ویژگی ای که در اصطلاح به ادبیات زنانه معروف است. البته منظور از این ویژگی به هیچ وجه اروتیسم زدگی در شعر نیست. در حالت کلی اگر نگاهی به آثار درخشان زنان در چند سال اخیر در حوزه ی شعر و رمان بیاندازیم، آثاری موفق بوده اند که روحی زنانه در پس کلماتشان نفس می کشد و به دور از هر گونه تحریف احساسی یا خود سانسوری ( از جنس جنسیتی )  بوده اند. از جمله آثار ویرجینیا وولف، اوریانا فالاچی، شیمبورسکا، فروغ و... . طبق گفته ی فردیناندو سوسور ( بنیان گذار زبانشناسی نوین ) زبان نظامی از نشانه هاست، نشانه های رایج و پذیرفته شده ی هر دوران باعث تشکیل چیزی به نام زبان معاصر می شود. پس نشانه های جنسیتی و اروتیسم در زبان باعث نوعی نمادگذاری و روشنگری در شعر خواهد شد. این است که وجود یک زبان زنانه در شعر اهمیت پیدا می کند. غادة السمان بارها و بارها در اشعارش تلاش کرده تا سایه ی سنگین تبعیض جنسیتی روی زنان عرب را به مخاطبانش القا کند و از رنج تمام این سال ها سخن بگوید و در مقابل تمام کج فکری ها مقاومت کند:

 آن که تو را با خویشتن برابر نهاد  بسیار بر تو ستم روا داشته است

تو را چه گناه

که او شیدای تسلط است

و تو دلداده ی رهایی هستی!

تو را چه گناه که او سرگشته و پریشان است

در این پندار که آیا بهشتیان را بر چهره موی است یا نه ؟!

و تو در این پندار سرگشته که تهی دست بر دروازه ی تاریخ

چگونه به قرن بیست و یک

گام می نهی؟            ( غمنامه ای برای یاسمن ها ، ص 49 )

 

ویژگی دیگری که در اشعار غادة السمان به چشم می آید آشنایی زدایی ست. به قول صورتگرایان روس کار هنرمند آشنایی زدایی ست و زدودن غبار عادت از چشم ما. ( آثار و مقالات ، شفیعی کدکنی ، ص 45 ) آشنایی زدایی را می توان درون مایه ی اشعار شاعران بزرگ نامید. سرتاسر دیوان حافظ و بیت بیت اشعارش پر از آشنایی زدایی است، چه بسا بسیاری از بیت های حافظ از گذشتگان وام گرفته شده باشد، اما آشنایی زدایی که حافظ در اشعارش به کار می گیرد آن مضامین را برای مخاطب نو جلوه می دهد، یا کاری که شاعران معاصرمان با تلمیح ها و نقل های گذشتگان انجام می دهند چیزی جز آشنایی زدایی نیست.

حال اگر به اشعار غادة السمان دقت کنیم، گاه آشنایی زدایی هایی پیش پا افتاده و ساده می بینیم اما گاه با چنان چیزهایی مواجه می شویم که تا مرز تابوها و خط قرمز بسیاری از اقشار جامعه پیش می رود. به همین جهت غادةالسمان را قبل از شاعری موفق شاعری جسور می‌دانند. جامعه ی عرب بر پایه ی سنت ها استوار است. حال تنها نویسندگان و شاعرانند که می توانند از این سنت ها عبور کرده و پا در عرصه ی مدرن بگذارند، دست ملتشان را بگیرند و آن ها را هم با خود به این جهان ببرند.

نمونه هایی از آشنایی زدایی در اشعار غادة السمان:

من پیش از آن که بخوابم

گوسفند نمی شمرم

اما یارانی را می شمرم که از آنان دوری گزیده ام !      ( غمنامه ای برای یاسمن ها -  ص55 )

 

یا نمونه ای دیگر:

در حالی که نگاه جرج واشنگتن بر اسکناس دلار

زیبا تر از نگاه مونالیزاست!              ( زنی عاشق در میان دوات – ص 25 )

 

چیزی که از آن به عنوان نقطه قوت تفکر غادةالسمان می شود نام برد، هویت طلبی و هویت شناسی وی بعد از تحمل این همه رنج و نقد های شدیدش بر جامعه و افراد جامعه است! یعنی با وجود تحقیرها و آزارهایی که در تمام سال های زندگی اش به خود دیده و مطالعه‌ی عمیقش در باب تاریخ عرب باز هم به هویت و وطن خود می بالد و اجازه ی هیچ گونه نگاه بدی به خوننده در این باره نمی دهد. اما این تفکرات کاملا به دور از تعصب های بی جا و آزار دهنده ی برخی از افراد جامعه است. بسیاری از بزرگان ادبیات همین شیوه را پیش گرفته اند اما غادةالسمان با قلمی چنان ضریف و روحی چنان لطیف نقد هایش را بر جامعه وارد می کند که به هیچ وجه وارد حیطه ی شعار نشده و شعری دل انگیز و پر از احساس می سراید .

 

 

 

با آنکه پوستم سپید است

به معنایی من زنی زنگی و سیاهم       

 زیرا من زنی عربم ...

در زیر صحرا های جاهلیت زنده به گور بودم

و در عصر راه رفتن بر روی کره ماه من همچنان زنده به گورم ...     (  رقص با جغد - ص 64 )

 

جنبه ی سیاسی اشعار غادةالسمان و بلوغ سیاسی او را می شود از دلایل آوانگارد بودن وی و اشعارش دانست. تاکید زیاد بر ایستادگی و مقاومت در اشعارش و سرسختی وی با سران حکومت عرب، نقد های وی اساسی و ریشه ای است و تنها شاعری می تواند اینگونه به مسائل سیاسی بپردازد که مطالعه ی عمیقی بر سیاست و تاریخ ملت و کشورش ( یا جهان ) و درک عمیقی از دنیای اطرافش داشته باشد. آدونیس شاعر فقید عرب در بخشی از مصاحبه اش می گوید: جامعه‌ی عرب دیگر به پیامبری آسمانی نیاز ندارد، اکنون زمان آن فرا رسیده که همه دست به دست هم بدهیم تا هر یک پیامبر خویش باشیم ( مصاحبه با آدونیس – علیرضا جهانی – روزنامه ی اطلاعات شماره ی 370 – ص 7 ) حال که در اکثر نقاط جهان صحبت از تعامل و پایان جنگ ها و جنگ ستیزی است، وجود شاعران و روشنفکرانی چون غادةالسمان کمک زیادی به ادبیات و صلح و هرچه زیبا تر شدن دنیا می کند!

من نافرمانم

بر دیکتاتوری که دستار اعتراض بر سر دارد

و جلادی که برای آزادی سخنرانی می کند

در حالی که پی فرصتی ست تا آزادی را برباید و ترور کند

من نافرمانم

در برابر آنان که مژده ی عشق و عدالت می دهند ،

در حالی که خون ازچکمه هایشان جاری ست       (  ابدیت ، لحظه عشق -  ص 58 )

 

نگاه غادة به مسائل روی داده در فلسطین و لبنان و نوشته های تندش درباره ی جنگ، در این دو کشور تحسین بسیاری از منتقدین و روشنفکران را به همراه داشته است. غادة در مورد جنگ فلسطین و مسائل پیش آمده در بیروت چنین می گوید :

" چشمانم را می گشایم ، بر اسرائیل که بر طبل جنگ می کوبد

و چشم هایم را می بندم ، بر آمریکا که بر طبل جنگ می کوبد .

زندگی ، پرواز گنجشکی میان دو انفجار است ... "  

سوال اصلی این است که چرا باید شاعران و نویسندگان برجسته ی یک کشور یا یک ملت در میهن خودشان سکونت نداشته باشند؟ این دغدغه برای ما دغدغه ی دوری نیست، هستند شاعران و نویسندگانی که امروزه به دور از سرزمینمان زندگی می کنند. جوامع عرب هم همواره از این مشکلات رنج برده اند و دلیل اصلی این اتفاقات جنگ های داخلی و نبودن جایگاه خاصی برای قشر هنرمند و اندیشمند جامعه بوده است. غادة السمان هم از این قاعده مستثنی نیست و زندگی در جامعه ی خودش را " پرواز گنجشکی میان دو انفجار " می داند و ساکن کشور های اروپایی می شود. اما غم غربت و دوری از سرزمینش همواره بن مایه ی اشعارش بوده و هست. قسمتی از شعر تنها وطنم مجازی نیست از کتاب عشق مجازی نشان دهنده ی این مهم خواهد بود :

" هنگامی که از دمشق کوچ می کردم ، پدرم در سکوت در دلم نجوا کرد :

دخترم هرجا که می خواهی برو اما همواره از یاد مبر که از کجا آمده ای ...

و من هرگز روزی انتساب اصالتم را به اکثر شهر های سیاره ام ، از یاد نخواهم برد

شهری که به رقم کشورگشایان و جباران و جلادان هنوز زنده است     (  معشوق مجازی –  ص 78 )

 

نگاه زیبای غادة در اشعارش به عشق به عنوان یک راه نجات و امید دوباره برای زندگی بسیار زیباست . غادة بار ها به نقش بزرگ عشق در زندگی اش اشاره کرده و زندگی را بدون حضور این اکسیر آرامش بخش قابل تصور نمی داند. تفسیر غادةالسمان از عشق بسیار ساده و نزدیک به تعریف افلاطون از عشق است یا همان عشق افلاطونی است! ارتباط عاطفی بسیار قوی و وابستگی به معشوقه در اشعار عاشقانه ی غادة وجود دارد که آن را کاملا با غادةالسمانی که شعر های تند اجتماعی سیاسی می نویسد جدا می کند. در اشعار عاشقانه ی غادة که بیشتر در کتاب ابدیت، لحظه ی عشق آورده شده معشوقه به عنوان موجودی فراتر از خود شاعر نیست، بلکه غادة بیشتر خودش را ستایش می کند که انسانی زمینی را تا این حد دوست دارد و معشوقه اش را ستایش می کند که توانسته لایق این همه دوست داشتن باشد! گاهی در اشعارش از کلمه ی اختراع کردن ( اخترع) به عنوان فعل عشق استفاده می کند:

 عشق تو را اختراع کردم

تا در زیر باران بدون چتر نباشم ...

عشق تو را اختراع کردم

چونان کسی که در تاریکی تنها می خواند تا نترسد    ( ابدیت – لحظه عشق ص 49 )

گاهی آنقدر از هیاهوی جهان خسته می شود که می نویسد :

 می خواهم از همه چیز

به عشق تو بگریزم        ( معشوق مجازی – ص 39 )

و گاهی چون فروغ ، اعتقادش به یگانه امید زندگی اش را هم از دست می دهد و بی تمنا چشم به راه مرگ می نشیند :

عشق تو به من عشقی مجازی ست

وفاداری تو به من نیز مجازی ست

تنها مرگ مجازی من حقیقی ست          

مانند تنفس!      ( معشوق مجازی –  ص 38 )

 

غادةالسمان، شاعر شور و شورش است. شاعر سیاست و منطق، شاعر روز های سخت ملت عرب و شاعر زنان بی فریاد، اما نمی شود منکر این شد که تنها عشق غادةالسمان را سرپا نگه داشته است، هم عشق به دمشق، هم عشق در دمشق!

 

در ادامه نیز به زندگینامه غادة السمان می‌پردازیم. وی زاده 1942 در دمشق از پدر و مادری سوری است.  پدرش مرحوم احمد السمان رئیس سابق دانشگاه سوریه و وزیر اداره آموزش و پرورش بود. مادرش در سنین ابتدایی زندگی غادة السمان از دنیا رفت و پس از آن غادة مورد توجه بیشتری از سوی پدرش قرار گرفت. غادة با وجود این مشکلات تحسیلاتش را سرسختانه ادامه داد و لیسانس ادبیات انگلیسی اش را از دانشگاه سوریه گرفت. سپس برای اخذ مدرک فوق لیسانس به بیروت رفت و در دانشگاه بیروت مدرک فوق لیسانس زبان انگلیسی گرفت. سپس در دانشگاه لندن دکترای همین رشته را هم گرفت تا به تحصیلاتش در بالاترین سطح پایان دهد. غادة در سال 1969 با بشیر الداعوق ازدواج کرد و دو سال بعد صاحب پسری به نام "حازم" شد. در سال 2004 مشخص شد که بشیر بیماری سرطان خون گرفته است و به مراقبتی شبانه روزه نیاز دارد. غادة تا لحظه های پایانی حیات شوهرش در کنار او بود تا اینکه سال 2007 بشیر الداعوق برای همیشه چشم ازجهان بست. غادةالسمان 74 ساله اکنون در لندن سکونت دارد و گاهی به دیار خود یعنی دمشق هم مسافرت می کند.

در پایان از دکترعبدالحسین فرزاد به دلیل ترجمه های بی نقص، از اشعار غادةالسمان به زبان فارسی، نشر چشمه به دلیل چاپ مجموعه اشعار وی و دوست خوبم فائزه حسنی به دلیل کمک در ترجمه ی مقالات و اشعار به زبان عربی تشکر می کنم.

 

 پیام آقایی/ بهار 96

 

منابع

  • السَّمّان ، غادة . غمنامه‌ای برای یاسمن‌ها . تهران : نشر چشمه چاپ اول ۱۳۷۷، چاپ دوم ۱۳۸۵
  • السَّمّان ، غادة . زنی عاشق در میان دوات . تهران: نشر چشمه چاپ اول ۱۳۸۰. .
  • السَّمّان ، غادة . ابدیت ، لحظهٔ عشق . تهران: نشر چشمه چاپ اول ۱۳۸۳.
  • السَّمّان ، غادة . رقص با جغد ، عبدالحسین فرزاد ، چشمه ، تهران ، ۱۳۸۹
  • السَّمّان ، غادة . معشوق مجازی ، عبدالحسین فرزاد ، چشمه، تهران ، ۱۳۸۹
  • فرزاد ، عبدالحسین . تاریخ ادبیات عرب . انتشارات سخن ( علمی ) .۱۳۷۴ ، چاپ دوم ۱۳۷۷، چاپ سوم 1379
  • سوسور ، فردیناندو . دوره زبان شناسی عمومی . کوروش صفوی ، انتشارات هرمس . چاپ اول 1392
  • کردبچه ، لیلا . مقاله شباهت ها و تفاوت فروغ  فرخزاد و غادةالسمان ، سایت شاعران زن تهران
  • شفیعی کدکنی ، آثار و مقالات ، آشنایی دایی
  • ویکی پدیا ، دانشنامه ی آزاد

 

کد خبر: 425

منتشرشده در گزارش

 

با حضور امیرعلی نجومیان رمان "کتابخانه بابل" اثر خورخه لوئیس بورخس نقد و بررسی می‌شود.

 

دهمین نشست اندیشه نگاری ادبی این ماه به رمان "کتابخانه بابل" اثر خورخه لوئیس بورخس با حضور دکتر امیر علی نجومیان اختصاص داده شده است.

 

خورخه لوئیس بورخس نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی از نویسندگان آمریکای لاتین است. شهرت او بیشتر به خاطر نوشتن داستان کوتاه است.

 

یکی از مشهورترین کتاب‌های او، داستان (۱۹۴۴)، گلچینی از داستان‌های کوتاه بورخس به انتخاب خودش است که مضامینی همچون رؤیاها، کتابخانه‌ها، آیینه‌ها، حیوان‌ها، فلسفه، دین و خدا را می‌توان حلقه اتصال این داستان‌ها دانست.

 

 کتابخانه بابل، نام داستان کوتاهی نوشته خورخه لوئیس بورخس است که در سال ۱۹۴۱ در مجموعه داستان باغ گذرگاه‌های هزارپیچ به چاپ رسید.

 

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: « کاشکی که فرشته‌ای وجود داشته باشد، حتی اگر من در دوزخ جای داشته باشم. ای کاش که من مورد توهین و تعدی قرار گیرم و نابود شوم ...به شرطی که در یک لحظه و تنها برای یک نفر کتابخانه عظیم تو توجیه شود.»

 

این برنامه روز یکشنبه سوم بهمن ماه ساعت ۱7 در سالن اجتماعات فرهنگسرای اندیشه برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است.

 

علاقه‌مندان برای شرکت در این برنامه می‌توانند به فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان اندیشه مراجعه کنند.

 

کد خبر: 252

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

دومین مجموعه شعری ابوطالب مظفری حاوی سروده‌هایی با مضامین مختلف در آینده نزدیک منتشر می‌شود.

 

ابوطالب مظفری، شاعر افغانستانی، با اشاره به کارهای جدید در دست انتشار خود، از گردآوری یک مجموعه جدید شعری خبر داد و گفت: این دومین مجموعه از کارهایم است که قرار است در آینده نزدیک به چاپ برسد.

 

وی ادامه داد: بعد از سال 73 که اولین کتابم را منتشر کردم، دیگر مجموعه مستقلی را منتشر نکرده بودم؛ از این رو تصمیم گرفتم که دومین کتاب را منتشر کنم. در این اثر، سروده‌ها با مضامین مختلف گردآوری شده است.

 

به گفته وی؛ هنوز برای این کتاب عنوان خاصی انتخاب نشده است. اشعاری با موضوعات و مضامین عاشقانه و عاطفی، مقاومت، مهاجرت و اجتماعی در این کتاب گردآوری شده است.

 

سروده ذیل یکی از اشعار مظفری است که با نگاهی انسانی به مسائل منطقه گفته شده است:

 

دیریست

 

موسی را در «نوارغزه» راه نمی‌دهند

و محمد را راه سفر قندهار گروگان گرفته‌اند

از عیسی چه مانده جز غسل تعمیدی که سهم کشیشان است

و از موسی قطعه زمینی که باید پس گرفته شود.

و از محمد وعد‌ه بهشتی که میراث انتحاریان است

 

ده سال قبل دوستی از من پرسید:

رنج بزرگ زندگیت چیست؟

گفته بودم

نگاه انسان محتاج

اما کودکان میانمار

می‌گوید:

نگاه انسان هراسان

 

ترس در چشم آدم‌ها آشناست

و گرسنگی در معده‌شان

آدم‌هایی که گوشت دارند

و درد گرسنگی را حس می‌کنند

 

چه پشتون باشد

چه هزاره

باید پیش از همه چیز

ناتوانی آدم‌ها را به رسمیت شناخت

 

کد خبر: 234

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار