یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی

محمدرضا عبدالملکیان معتقد است که جامعه شعری نیاز به تشکلاتی جامع دارد و در این رابطه می‌گوید: طبق آمار وزارت ارشاد ما در کشور 30 هزار شاعر صاحب کتاب داریم؛ اما چرا هنوز یک تشکیلات صنفی برای شاعران نداریم. ما امروز «خانه تئاتر»، «خانه موسیقی»، «خانه عکاسی» و «خانه سینما» داریم اما هنوز یک تشکیلات برای هنر اول مملکت‌مان نداریم و این درد است.

 

محمدرضا عبدالملکیان، شاعر پیشکسوت کشورمان مدتی است که فعالیت‌هایی را در فضای مجازی آغاز کرده است و تحت عنوان «کنگره بزرگ شعر نو ایران» اقدام به بیان مطالب ابتدایی شعر و موضوعات چالشی و روز شعر می‌پردازد. در این راستا گفت‌وگوی مفصلی را با این شاعر مطرح کشورمان انجام دادیم که عبدالملکیان در آن مطالب مختلفی را درباره مشکلات شعر امروز مطرح کرد که در ادامه می‌خوانید.

 

 

چرا محمدرضا عبدالملکیان در  65 سالگی به فکر پرداختن به مسائل روز شعر افتاده است و آیا شرایط شعر امروز باعث چنین تصمیمی شده است؟

من در کانال «کنگره بزرگ شعر نو ایران» یکسری از دیدگاه‌های خودم را درباره آسیب‌شناسی شعر امروز بیان کرده‌ام و در مطالبی مفصل این موضوعات غیرحاشیه‌ای اما مهم شعر امروز مطرح شده است؛ چراکه من کاری به شعر جوششی و کوششی ندارم و برایم مهم نیست که از دیدگاه فلان شاعر فلانی شاعر است یا نیست. به اعتقاد من پرداختن به این موضوعات مشکلی را حل نمی‌کند و باید به مباحث پایه بپردازیم.

 

منظور از مباحث پایه چیست؟

مشکلات شعر امروز کم نیست و هر گوشه‌‌ای را که نگاه کنید کار انجام نشده روی زمین است که باید انجام شود. برای مثال یکی از مشکلات مهم شعر امروز، ترانه است؛ چراکه شعر امروز ما به دلیل گسترش ترانه در حال ضربه خوردن است. ترانه وسوسه‌های بسیار زیادی را با خود به همراه دارد که استعدادهای شعری را به سمت خودش می‌کشد. از آن بدتر ترانه‌سراها اصرار دارند که شعر می‌نویسند، ‌در حالی که ترانه شعر نیست و ربطی به آن ندارد.

 

پس ترانه به چه چیزی ربط دارد؟

من ترانه را از شعر نمی‌دانم؛ چراکه ترانه بر مبنای ملودی اتفاق می‌افتد.

 

شعر محاوره معمولا روی ملودی نوشته نمی‌شود. آیا شما شعر محاوره را  هم از ترانه می‌دانید؟

شعر محاوره ترانه نیست. تعریف این دو کاملا از هم جداست. آهنگساز یک شعر از من را برمی‌دارد و روی آن آهنگ می‌گذارد یا شعری از حافظ را انتخاب می‌کند آیا اسم این ترانه است؟ خیر این شعر است حتی اگر خواننده‌ای آن را بخواند. ترانه کلامی است که بر مبنای نیاز ملودی نوشته می‌شود. از طرفی شعر محاوره مربوط به امروز نیست و ما از گذشته‌های دور شعر محاوره داشتیم و این روند ادامه داشت تا در دوره معاصر که به عمران صلاحی و حسین منزوی رسید. این شاعران در دوره خود شعر محاوره گفتند و بعدها هم آهنگسازی روی آن ملودی گذاشته است. بعد شاعر امروز ما می‌آید و شعر محاوره‌ای را در قالب چهارپاره می‌نویسد و نام ترانه را روی آن می‌گذارد. وقتی از این افراد سوال می‌کنیم که چرا اسم این کار را ترانه می‌‌گذارید، هیچ جوابی ندارد.

 

هدف از بیان این مطالب چیست؟

من حدود سه ماه است که دردهای حوزه شعر را می‌نویسم و خوشبختانه بسیار مورد توجه جامعه ادبی قرار گرفته است و هر مطلب، بالای 20 هزار بازدیدکننده دارد. باید قبول کنیم که دعوای آن شاعر با فلان شاعر دغدغه جامعه شعر نیست و ما باید به دغدغه‌های شعر امروز بپردازیم.

 

به نظر شما دغدغه شعر امروز چیست؟

مسائل و مشکلات بسیار است. برای مثال به اعتقاد من همه جوایز شعر دولتی و شبه دولتی باید تعطیل شود؛ چراکه به شعر امروز ضربه می‌زند. ما در گذشته چیزی به اسم مسابقه شعر نداشتیم و این پدیده در دو دهه اخیر، شعر ما را به حاشیه برده است. شعر محصول لحظات بی‌تابی شاعر است و نه محصول فلان جشنواره.  طرف موضوع مشخص می‌کند و شاعران برای آن موضوع شعر می‌نویسند تا جایزه بگیرند. واقعا چه منطقی پشت این کار است؟ شما کارنامه نیما، اخوان ، سهراب و فروغ را بررسی کنید و ببینید که این شاعران در کدام جایزه ادبی شرکت کرده‌اند و در کدام یک، جایزه گرفته‌اند. متاسفانه شاعر امروز ما دغدغه جایزه و جشنواره دارد. اجازه دهید داستان جالبی را برای شما تعریف کنم. چند وقت پیش من یک فراخوان برای کنگره شعر نو ایران دادم و گفتم که شعرهایتان را بفرستید؛ چراکه می‌خواستم با استفاده از این شعرها، کتابی چاپ کنم.  یعنی می‌خواستم یک منبع قابل ملاحظه از شعر نو امروز ایران داشته باشم. اولین سوالی که از من می‌پرسیدند درباره داوران و میزان جایزه است. انگار چیزی به نام قانون در ذهن شاعران نقش بسته که هر جایی که قرار است شعر به آنها تحویل بدهند، باید جایزه یا جشنواره‌ای باشد. ذهن جامعه طوری منحرف شده است که همه سفت و سخت ایستادن تا جایزه بگیرند. سوال من از دوستان این است که برای چه مسابقه برگزار می‌کنند؟ مسابقه جز ایجاد دشمنی مگر فایده دیگری هم دارد؟ در یک مسابقه صد نفر شعر می‌فرستند بعد ما به سه نفر جایزه می‌دهیم و در نتیجه آن نود و هفت نفر دشمن آن سه نفر می‌شوند.

 

پس شما نیز مخالف برگزاری جوایز هستید. به نظر شما این جوایز چه آسیبی به این حوزه می‌رسانند؟

آسیب‌های جوایز متعدد است. یکی از جدی‌ترین آسیب‌های برگزاری جایزه شعر ایجاد حس توهم در شاعر است. یعنی من در جایزه‌ای برگزیده می‌شوم و حس می‌کنم که دیگر کار تمام شده است و به جمع اساتید شعر و ادب پیوسته‌ام. البته این نکته را باید بگویم که انتقاد من به حوزه شعر متوجه دوستانی است که از بودجه بیت‌المال جایزه برگزار می‌کنند و به نهادهای خصوصی کاری ندارم.  شخصی به نام عبدالملکیان تصمیم می‌گیرد جایزه‌ای برگزار کند و به چهار شاعر هم جایزه بدهد، خب این چه اشکالی دارد. در سال گذشته حدود 208 جایزه شعری در کشور برگزار شده است که از این بین بودجه حدود 200 جایزه از محل اعتبارات دولتی بوده است. درد ما این است. در گذشته‌های دور ما مسابقه شعر فروغ را داشتیم. در یک دوره در بخش شعر کلاسیک حسین منزوی و در بخش شعر نو سیدعلی صالحی برگزیده شدند. در این مسابقه و جایزه اصلا مبلغ مادی‌ مهم نبود. معنویت این کار ایجاد انگیزه برای شاعر می‌کرد. بنابراین شاعر تلاش می‌کرد تا برگزیده شود و آن لوح را با افتخار بر دیوار خانه‌اش بکوبد. اما امروز طرف برنده فلان جایزه شعری می‌شود اما خجالت می‌کشد که عنوان کند و هیچ جایی نمی‌گوید که برنده شده است و تنها آن مبلغ برای او اهمیت داشته است.  دوستان به جایزه اعتقاد ندارند اما دنبال آن 5- 6 میلیون جایزه هستند و به در و دیوار می‌زنند تا برنده شوند. چشم‌انداز باید معنوی باشد؛ زیرا وقتی معنوی شد ارزش پیدا می‌کند.

 

پس شما موافق برگزاری جایزه‌های خصوصی با همه‌ حواشی آن هستید؟ برای مثال جایزه شاملو و قیصر در ماه گذشته برگزار شد.

من مخالف بریز وبپاش با پول دولتی هستم؛ اگر نه چه اشکالی دارد که یک شاعر مانند آقای حافظ موسوی در گوشه‌ای بنشیند و حتی به شاگردان و دوست‌دارانش جایزه بدهد. حافظ موسوی با تلاش جایگاهی را برای جایزه‌اش اختیار کرده و ارزش معنوی این جایزه را به حدی بالا برده که دغدغه ذهن جوانان امروز شده است. به نظر من اگر کسی این توانایی را دارد تا جایزه‌ای برگزار کند تا برای شاعران کشور حساسیت ایجاد کند، دست به چنین کاری بزند. همیشه اعتراض به جایزه‌های معنوی می‌شود و کمتر به جایزه‌های دولتی چنین اعتراض‌هایی بوده است. ما باید از جایزه‌های خصوصی حمایت کنیم و از آن دفاع کنیم. حافظ موسوی عمرش را برای ادبیات گذاشته و همه می‌دانند که سلیقه او با سلیقه عبدالملکیان زمین تا آسمان اختلاف دارد اما این دلیل نمی‌شود که من یا امثال من او را تخبریب کنیم بلکه باید به دفاع از او بپردازیم.  حافظ موسوی امروز جایزه شعر شاملو را برگزار می‌کند و هر کس که فکر می‌کند از او بهتر می‌تواند برگزار کند و در حال حاضر به شاملو ظلم شده است، بیاید و جایزه شعر «شاملو بزرگ» یا «الف. بامداد» را برگزار کند. نتیجه این جایزه در نهایت نتیجه و دیدگاه برگزارکنندگان این جایزه است. ما باید از جایزه‌هایی مانند شعر شاملو حمایت کنیم و به اسم برگزیدگان کاری نداشته باشیم. شما مطمئن باشید که اگر انتخاب‌ها اشتباه باشد، جایزه به سرعت از سوی جامعه طرد می‌شود و برگزارکنندگان به این نتیجه می‌رسند که باید شیوه خود را تغییر دهند.

 

شما در جایزه شعر جوان چه شیوه‌ای را مدنظر داشتید. آیا امروز از آن شیوه راضی هستید؟

من در آن جایزه تلاش می‌کردم تا تنوع را رعایت کنم. در آن جوایز حافظ موسوی و شمس لنگرودی از این طرف و از آن طرف یوسفعلی میرشکاک داور بوده‌اند. یعنی کسانی در یک جایزه داوری کرده‌اند که از دور به خون هم تشنه بودند اما وقتی به هم نزدیک شدند به این نتیجه رسیدند که چقدر نظرهایشان شبیه به هم است. به خاطر دارم که در آن دوران حافظ موسوی در یک طرف میز و قیصر امین‌پور در آن طرف میز می‌نشست و با هم دعوا و بحث می‌کردند. البته داوری‌ها در آن زمان به این شکل نبود که در دو ساعت کار تمام شود؛ بلکه گاهی یک هفته برای دفاع یا رد یک کتاب بحث انجام می‌شد.

 

 

آیا امروز نیز چنین شرایطی حاکم است؟

متاسفانه چنین چیزی نیست و هر دو طرف یعنی جناح دولتی و حکومتی و جناح روشنفکر افراد شبیه به خود را برای داوری انتخاب می‌کنند و به همین دلیل می‌توان برگزیدگان را حدس زد. برای مثال حافظ موسوی برای جایزه شاملو چهارنفر شبیه به هم را انتخاب می‌کند. زمانی من مسئول شعر جوان بودم و پنج نفر از این سمت و چند نفر از آن سمت را انتخاب می‌کردم تا همه سلایق در جایزه باشد. مشکل ما این است که هنوز به این نگاه نرسیدیم و جایزه هنوز شروع نشده، همه به دنبال سفارش کردن دوستان و شاگردان خود به دیگر داوران هستند.

 

آیا پرداختن به این مسائل پایه در فضای مجازی و در قالب یادداشت دردی را هم دوا می‌کند؟

بیش از چهل سال است که من در عرصه ادبیات این مملکت فعالیت می‌کنم. یک زمان طرف فقط شاعر است، یک زمان علاوه بر شاعر در بخش‌های فرهنگی مملکت نیز فعالیت کرده است. من در این چهل سال در بسیاری از برنامه‌های فرهنگی کشور حضور داشتم و احساس می‌کنم که این تجربیات باید منتقل شود تا آن اشتباهاتی که من در گذشته انجام دادم را دیگران انجام ندهند. من سال‌هاست به این نتیجه رسیدم که جناح‌های سیاسی را باید رها کنم؛ چراکه بزرگ‌ترین آسیب‌ها از همین جناح‌بندی‌ها به شعر رسیده‌ است. شما شاعران سیاسی ما را نگاه کنید و بعد با واقعیت بگویید که این نگاه سیاسی چه آسیبی را به شعر آنها رسانده است. به اعتقاد من شاعران هرچه به حزب و گروه‌های سیاسی نزدیک‌تر شدند، جایگاه ادبی خود را بیشتر از دست می‌دهند و خودشان را بیشتر قربانی می‌کنند. البته این مساله مربوط به امروز نیست و این نگاه اشتباه را می‌توان از مشروطه دنبال کرد. من از نزدیک با این دوستان سیاسی کار کردم و با هر دو طیف فعالیت داشته‌ام و این را به جرات می‌توان بگویم که دروغ می‌گویند و آینده شعری شاعر را خراب می‌کنند. این افراد مدعی، در حد یک پاراگراف هم انعطاف ندارند. یعنی کافی است که صد صفحه برای آنها بنویسید و بعد یک پاراگراف نظر مخالف نه، بلکه موافق آنها نداشته باشید؛ باور کنید دیگر جواب‌تان را هم نمی‌دهند. یعنی مستقیم به تو می‌فهمانند یا باید حافط منافع گروه راست باشی یا حافظ منافع گروه چپ و وسط وجود ندارد. این دوستان فقط ادعا دارند و در بوق و کرنا می‌کنند که ما انتقادپذیر هستیم اما یک خط انتقاد را هم نمی‌پذیرند. در چنین شرایطی چرا شاعر باید وارد این بازی شود و خودش را خرج گروه‌های سیاسی کند. من مشکلات را می‌بینم و با حواشی آشنا هستم و رسانه‌ای نیز در اختیار ندارم بنابراین تصمیم گرفتم تا به دلیل تعهدی که به جامعه خودم دارم این مسائل را مطرح کنم.

 

باتوجه به دغدغه‌ها و صحبت‌های شما آیا شعر امروز ما نیاز به بازنگری دارد؟

بله. نه‌تنها شعر بلکه همه حوزه‌ها نیاز به بازنگری دارند و شعر از این قاعده مستثنی نیست. طبق آمار ارشاد ما در کشور 30 هزار شاعر صاحب کتاب داریم؛ اما چرا هنوز یک تشکیلات صنفی برای شاعران نداریم. ما امروز «خانه تئاتر»، «خانه موسیقی»، «خانه عکاسی» و «خانه سینما» داریم اما هنوز یک تشکیلات برای هنر اول مملکت‌مان نداریم و این درد است.

 

دلیل این اتفاق چیست؟

دلیل این است که چهار موسسه خصوصی داریم که با اسم شعر به دنبال منافع خود هستند و این چهار موسسه اجازه تشکیل چنین صنفی را به ما نمی‌دهند و مانع می‌شوند. ما الان 50 موسسه شبه شعری داریم که از هر نهادی که بتوانند پول می‌گیرند و همین باعث شده که یک نهاد خوب شعری نداشته باشیم. من از سال 78 تا به امروز عضو شورای عالی خانه هنرمندان هستم و بابت حضور در جلسات آنجا که دو هفته در میان برگزار می‌شود تا به امروز یک ریال هم دریافت نکردم. نه من بلکه هیچکس حتی رییس هم حقوقی دریافت نکرده است و در آنجا فقط مدیرعامل به دلیل کارهای اجرایی حقوقی دریافت می‌کند. در گروه‌های پنج نفره شعری هیات مدیره تشکیل می‌شود و اولین کاری که می‌کنند برای خودشان حقوق مشخص می‌کنند، به چاپ و ترجمه کتاب خودشان می‌پردازند و برای یکدیگر بزرگداشت می‌گیرند و این‌هاست که مشکل می‌آفریند. سر همین است که ما خانه شعر نداریم. 30 هزار شاعر هنوز خانه ندارند و ما نتوانسته‌ایم این افراد را زیر یک سقف جمع کنیم.

 همه باید کمک کنیم تا این تشکیلات را راه‌اندازی کنیم و دکان‌های چند نفره را تعطیل کنیم.

 

پس باید به دنبال یک نهاد خصوصی باشیم؟

بله. شما به موسسه بهاران توجه کنید. این موسسه مجوز گرفته و مکانی را برای کلاس‌هایش در نظر گرفته است. بعد از آن خودش کارهایش را طراحی می‌کند و اقدام به برگزاری دوره‌های آموزشی می‌کند و به این شکل روی پای خودش ایستاده است و کسب درآمد می‌کند. این شکل صحیح ماجراست؛ چراکه موسسه خصوصی باید روی پای خودش بایستد نه اینکه از دولت پول بگیرد. خرج کردن را همه بلد هستند. امروز موسسه‌ای دولتی کلاسی را با حضور استاد محمدعلی بهمنی برگزار می‌کند و رایگان هم است اما استقبال نمی‌شود. دلیل چیست؟ دلیل آن است که علاقه‌مند دو جلسه می‌آید و دیگر نمی‌آید. محمدعلی بهمنی شاعر بسیار خوبی است و از نوابغ شعر امروز محسوب می‌شود؛ اما آدم صاحب‌نظر و صاحب اندیشه در شعر نیست و با این کار او را خراب می‌کنیم. 90 درصد شاعران ما شاعران ذوقی هستند و این افراد نمی‌توانند معلم‌های خوبی باشند و با این کار ما آنها را خراب می‌کنیم. مثلا فردی از فردیس کرج به این جلسه‌ها می‌آید و در آنجا فقط خاطره می‌شنود و همین می‌شود که ترجیح می‌دهد دیگر در کلاس‌ها حضور نداشته باشد. اما در کنار این جلسات بخش خصوص نیز کلاس برگزار می‌کند و اتفاقا هزینه هم می‌گیرد و رایگان نیست. در این دوره‌ها از همان ابتدا شما با طرح درس ده جلسه آینده آشنا می‌شوید. این فرد 300 هزار تومان پول داده است و اندازه 3 میلیون مطلب می‌آموزد اما در جلسات رایگان دولتی خبری از آموزش و یادگیری نیست. ما انتخاب‌های خوبی نداریم. برای مثال اگر بحث شعرخوانی مطرح باشد، بدون شک گزینه اول باید محمدعلی بهمنی باشد اما در بخش آموزشی نباید چنین انتخابی داشت؛ زیرا با این انتخاب آن فرد را خراب می‌کنیم؛ یا در تلویزیون برنامه می‌گذارند درباره غزل امروز و دو جوان دانشگاهی را در مقابل بهمنی قرار می‌دهند و آن دو جوان نشست را دست‌شان می‌گیرند و ما با این کار بهمنی را خراب می‌کنیم. بهمنی سرمایه ملی ماست. چرا با او چنین کاری می‌کنید؟  متاسفانه ما هنوز بلد نیستم از این سرمایه‌ها استفاده کنیم.

 

خانه شاعران در روزگاری محل رفت‌وآمد شاعران بود اما امروز چنین وضعیتی ندارد. دلیل آن چیست؟

یک روزی دوستان در خانه شاعران بودند و ما نیز در خدمت دوستان بودیم اما به تدریج به سمت و سویی رفت که من خیلی علاقه‌مند به کار کردن در آنجا نبودم. روزگاری قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی در خانه شاعران فعالیت‌های ادبی می‌کردند و من نیز در کنار آنها بودم اما رفته رفته کسانی به آنجا آمدند که اهل سیاست و منافع شخصی بودند و من حس کردم که دیگر آنجا جای من نیست. واقعیت این است که با رفتن قیصر من تنها شدم و از آنجایی که آدم اهل معامله نبودم نتوانستم در آنجا دوام بیاورم. شعر هستی من است و من آن را با میلیارد‌ها تومان عوض نمی‌کنم؛ اما دوستان از همان اول به فکر نماینده مجلس شدن و وزیر و وکیل شدن بودند. دوستان 30 سال پیش دو بیت شعر گفته‌اند و از همان اعتبار 30 سال پیش استفاده می‌کنند و سر دیگران کلاه می‌گذارند. بنابراین آنجا نمی‌تواند خانه امنی برای شاعران باشد.

 

کد خبر: 783

منبع: ایبنا

منتشرشده در گفتگو

سعید سعیدپور از انتشار مجموعه شعرهای دو زبانه فروغ‌ فرخزاد و تجدیدچاپ شعرهای دو زبانه ضیاء موحد و احمد شاملو خبر داد.

 

سعید سعیدپور (مدرس و مترجم)، درباره آخرین کار‌ها و ترجمه‌هایش گفت: یک مجموعه شعر دوزبانه فارسی و انگلیسی از اشعار فروغ‌ فرخزاد قرار است توسط نشر هرمس منتشر شود. این پروژه یعنی ترجمه شعرهای فروغ پیشتر دست ناشر دیگری بود که ظاهرا برای گرفتن مجوز مشکل داشته و قرارداد انتشار آن لغو شد به همین دلیل نشر هرمس این مجموعه دو زبانه را منتشر خواهد کرد. درواقع این یک شانس دوباره است چراکه ما می‌خواستیم اثر کاملا بدون ممیزی و اصلاحیه و کامل و تمام منتشر شود.

 

این مترجم در توضیح بیشتر اشعار این مجموعه دو زبانه بیان کرد: شعرهای مجموعه از تمام دفترهای فروغ گردآوری شده ولی بیشتر شعر‌ها مربوط به دفتر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» هستند. از دفترهای اولیه فروغ هم کارهای برجسته و قابل توجهی که در سبک موزون و چارپاره سروده شده، منتخب‌هایی در این کتاب وجود دارد. در مجموع این اثر نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ قطعه از اشعار فروغ را به دو زبان فارسی و انگلیسی شامل می‌شود.

 

کار دیگر ویراست جدید از شعرهای دو زبانه ضیاء موحد تحت عنوان «آوازهای آبی» است که باز من ترجمه این شعر‌ها به انگلیسی را به عهده داشته‌ام که آنهم توسط نشر هرمس منتشر شده است. چاپ اول گزیده دو زبانه اشعار شاملو به نام «۷۷ شعر از احمد شاملو» هم شش ماه تا یک سال است که تمام شده منتها هنوز چاپ جدید نشده و امیدواریم چاپ تازه این اثر هم منتشر شود. این کتاب خواهان دارد و تماس‌های زیادی با خود من گرفته می‌شود که درخواست این کتاب را دارند.

 

کد خبر: 776

منتشرشده در گزارش

همزمان با زادروز احمد شاملو، شاعر معاصر، مراسم اعلام برگزیده سومین جایزه شعر شاملو روز سه‌شنبه ۲۱‌ آذرماه برگزار می‌شود.

 

در این مراسم که موسسه الف. بامداد آن را برگزار می‌کند، ستاره اسکندری، رویا تیموریان، هوشیار خیام و مراد فرهادپور حضور دارند و با اجراهای موسیقی و شعرخوانی مهمانان همراه است.

 

 علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند روز سه‌شنبه ۲۱‌آذرماه از ساعت ۱۸ تا۲۰ به کانون زبان پارسی(باغ مووقوفات ایرج افشار)، واقع در خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، شماره ۱۲ مراجعه کنند.

 

کد خبر: 738

منتشرشده در گزارش

در پی انتشار خبر برگزاری نخستین «کنگره بزرگ شعر نو ایران»، محمدرضا عبدالملکیان دبیر این کنگره، چگونگی دریافت مقالات و شعرها، همچنین اطلاعات آثار برای ارائه در نمایشگاه تخصصی کتاب کنگره را اعلام کرد.

 

دبیر «کنگره بزرگ شعر نو ایران» جزییات برگزاری این کنگره را به شرح زیر اعلام کرد:

 

الف - مقالات

استادان و صاحب‌نظران می‌توانند مقالات خود را در زمینه‌های مرتبط با مباحث عمومی شعر نو ایران و موضوعات تخصصی شاخه‌های شعر نو (نیمایی، آزاد و سپید) تهیه و ارائه کنند.

 

ب - شعرها

شاعران می‌توانند سه تا پنج قطعه از شعرهای نیمایی، آزاد یا سپید خود را به کنگره ارسال کنند.

 

ج - چگونگی ارسال مقالات و شعرها

صاحبان آثار می‌بایست مقالات یا شعرهای خود را حداکثر تا تاریخ ٢٠ شهریور ٩٦ از طریق پایگاه اینترنتی «نبض هنر» www.nabzehonar.com به دبیرخانه کنگره ارسال کنند.

 

د - چگونگی استفاده و ارائه مقالات و شعرها در کنگره

نظر به حجم و تراکم برنامه‌های کنگره، از صاحبان برجسته‌ترین مقالات و شعرها برای ارائه آثارشان در کنگره دعوت خواهد شد. مقالات و شعرهای برتر نیز برای درج در کتاب‌های ویژه کنگره مورد استفاده قرار خواهد گرفت، ضمن آن‌که از دارندگان این آثار نیز برای حضور در کنگره دعوت خواهد شد.

 

ه - نمایشگاه تخصصی کتاب و آثار صوتی - تصویری شعر نو

به منظور بررسی و انتخاب آثار برجسته و مناسب شعر نو و درباره‌ شعر نو و ارائه نمونه‌های برجسته در نمایشگاه تخصصی کنگره، ناشران می‌توانند فهرست و اطلاعات پایه آثار منتشرشده ود (طی ٥ سال اخیر) را تا تاریخ ١٠ شهریور ٩٦ به نشانی یادشده ارسال کنند.

 

و - مکان و زمان برگزاری کنگره

استان گیلان به عنوان یکی از خاستگاه‌ها و پایگاه‌های بالنده‌ شعر نو ایران، میزبان این کنگره بزرگ و سراسری خواهد بود.

کنگره بزرگ شعر نو ایران در دهه‌ سوم آبان ماه، به مدت چهار روز، در شهرستان رشت و برخی دیگر از شهرستان‌های استان گیلان برگزار خواهد شد.

 

کد خبر: 615

منتشرشده در گزارش

نخستین کنگره «شعر نو ایران» با همراهی و حمایت چندین دانشگاه، سازمان، نهاد، ناشر و مرکز فرهنگی، در آبان‌ماه سال جاری (۹۶) برگزار می‌شود.

 

بنا بر اعلام برگزارکنندگان،  اینک درست بعد از گذشت هشت دهه از تولد نخستین شعر نو فارسی (ققنوس - نیما یوشیج)، صدای زنگ این کاروان بزرگ در سراسر ایران طنین‌انداز خواهد شد.

 

محمدرضا عبدالملکیان، دبیر کنگره شعر نو ایران، می‌گوید این رویداد فرهنگی، شامل سه بخش: شعر نو نیمایی، شعر آزاد و شعر سپید است که  شاعران، نویسندگان  و صاحب‌نظران می‌توانند شعرها و مقالات تازه خود را برای ارائه و انتشار آثار منتخب در این کنگره ارسال کنند.


همچنین برگزاری نمایشگاه تخصصی کتاب‌های برگزیده شعر نو و درباره شعر نو، یکی دیگر از بخش‌های این کنگره خواهد بود.

 

او می‌افزاید فرم فراخوان و اطلاعات تکمیلی، طی روزهای آتی، به آگاهی شاعران، استادان، دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی و سایر علاقه‌مندان خواهد رسید.

 

کد خبر: 606

منتشرشده در گزارش

محمدکاظم کاظمی با بیان این‌که اخوان به لحاظ سنخیت فکری شاید با قرآن و گرایش‌های اسلامی همسو نباشد، گفت: یکی از بهترین و جامع‌ترین تحقیقات اخوان درباره آیاتی است که در قرآن کریم موزون افتاده است.

 

این شاعر در نشست «کتاب‌خوان شعر» که با همکاری موسسه فرهنگی شهرستان ادب در پاتوغ کتاب مشهد برگزار شد، درباره معرفی مجموعه مقالات اخوان به نام «حریم سایه‌های سبز» اظهار کرد: یکی از اولین، آخرین و جامع‌ترین تحقیقات مهدی اخوان ثالث درباره آیاتی که در قرآن کریم موزون افتاده است، به شمار می‌رود که در ۶۰ الی ۷۰ صفحه آن‌ها را بیان می‌کند و شاعران مختلف از آن استفاده می‌کنند.

 

او افزود: اخوان ثالث یک گرایش نسبتا ملی و ایرانی داشت و فردی بود که با صراحت در آثار خود تسلط عرب در جامعه و فرهنگ عربی در جامعه ایرانی را نقد می‌کند و به جامعه قبل از ایران برمی‌گردد و به لحاظ سنخیت فکری می‌توان گفت شاید با قرآن و گرایشات اسلامی زیاد همسو نباشد اما عملا مقالاتی را می‌نویسد که آن‌ها را به علامه امینی تقدیم می‌کند.

 

کاظمی تصریح کرد: این موضوع نشان‌دهنده آن است که هنگامی که فرد به مرتبه‌ای از معنویت برسد می‌تواند چنین مقالات باارزشی را خلق کند و از این جهت است که تحقیقات اخوان خشک و بی‌روح نیست و بیشتر افراد می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

 

او افزود: اخوان شاعری بود که در کنار سرودن شعر، توانایی بسیار زیادی در نثر داشت به این معنی که نثر بسیار زیبا و پخته‌ای می‌نوشت و می‌توان یکی از بهترین نمونه‌های نثر روزگار را آثار مهدی اخوان ثالث نام برد چراکه اگر در میان نثرهای ادبی، پژوهشی و تحقیقی دیگر جست‌وجو کنیم نثر اخوان یکی از بهترین نمونه‌ها است.

 

این شاعر و پژوهشگر اظهار کرد: با جرات و قاطعیت می‌توان گفت با وجود اینکه شاعران دیگری مانند شفیعی کدکنی، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و... نثرهای بسیار زیبایی داشتند و به لحاظ دانش و آگاهی نسبت به مبانی نثر، تاریخ ادبیات، بلاغت و نمونه‌های دیگر در مراتب بسیار بالایی قرار دارند اما هیچ‌کدام از آثار آن‌ها به زیبایی نثر اخوان نیست.

 

او با بیان این‌که نثر اخوان به قدری زیباست که حتی می‌تواند افراد کم‌حوصله را به سمت خود بکشاند، تصریح کرد: آثار نثر اخوان ثالث به گونه‌ای است که می‌توان از آن‌ها مطالب زیادی را آموخت و برای نوشتن بسیار موثر است، افرادی هستند که نوع نگارش آن‌ها متاثر از نثر مهدی اخوان ثالث است و این یکی از نکات بسیار برجسته او به شمار می‌رود.

 

 

کاظمی بیان کرد: بعد از درگذشت مهدی اخوان ثالث یکی از یاران او مرتضی کاخی مابقی مقالات او را گردآوری و نیز منتشر می‌کند که «حریم سایه‌های سبز» از جلد دوم مجموعه مقالات اوست که در این مقاله به موضوعاتی مانند آگاهی و شناخت، نقد شعر و... پرداخته است.

 

کاظمی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از ویژگی‌های اخوان وسعت اطلاعات و مطالعات عجیب این فرد در حوزه فرهنگ، دانش و ادب است و اخوان هم در حوزه ادبیات امروز منتقد دارد و هم این‌که در زمان خودش به شاعران نقد داشته و می‌توان از او به عنوان یک منتقد بسیار خوب یاد کرد.

 

او با بیان این‌که اخوان به عنوان یک منتقد مطرح نیست اما نمونه‌های بسیار جذابی در مجموعه مقالات خود دارد، گفت: وسعت عجیب اطلاعات او در ادبیات کهن شاخصه‌ مقالات او به شمار می‌رود.

 

این شاعر اضافه کرد: ادبیات دوره صفویه از جمله مقالاتی است که بسیار مطلع و آگاه به ادبیات کهن است؛ حتی مطالبی را که در ادبیات کهن نوشته بسیار کاربردی و مفید است و مطالعات و پژوهش‌های او بسیار کارآمد و آگاهی‌دهنده است و نسبت به جنبه‌های مختلف ذوقی، به ما نگرش می‌دهد.

 

او در ادامه گفت: اولین جلد از مجموعه مقالات اخوان در سال‌های بسیار قدیم نزدیک به ۵۰ سال پیش نوشته شده که دارای چند بخش مختلف مانند «گاهی فکر کردم» تاملات و تفکرات شاعر را بیان می‌کند و در چند یادداشت از تفکرات و تاملات خود سخن می‌گوید و یکی دیگر از بخش‌های این مجموعه گشت و گذار است که در حوزه ادبیات و آثار دیگر شاعران را مرور می‌کند.

 

***

 

مهدی آخرتی در ادامه این نشست به معرفی کتاب «بی‌چشم‌داشت» پرداخت و گفت: این کتاب توسط انتشارات موسسه فرهنگی شهرستان ادب در سال ۹۵ و در ۸۵ صفحه به چاپ رسیده و مولف این کتاب موسی عصمتی است. این کتاب دارای یک مجموعه غزل است که در انتها چند شعر سپید هم توسط شاعر سروده شده است.

 

او افزود: جلد این کتاب بسیار هوشمندانه طراحی شده و عنوان کتاب بسیار با مولف آن مرتبط است و تصویر روی جلد هم با عنوان کتاب بسیار ارتباط دارد.

 

این شاعر تصریح کرد: زبان موسی عصمتی چه در غزل و چه در دیگر آثار، زبانی بسیار صمیمی است و یک شکل تکامل‌یافته در این شعرها وجود دارد که مخاطب به راحتی با آن ارتباط برقرار می‌کند.

 

او اظهار کرد: در شعر سه نوع مخاطب وجود دارد؛ مخاطب توده، عام و خاص. مخاطب توده افرادی هستند که نه شعر می‌خوانند و نه علاقه‌ای به شعر دارند، مخاطب عام افرادی هستند که شعر را به صورت تخصصی متوجه نمی‌شوند اما می‌خوانند و بسیاری از مخاطبان از این دسته هستند و در آخر مخاطب خاص افرادی هستند که به صورت تخصصی شعر را نقد می‌کنند و باید گفت که این کتاب برای مخاطبان عام و توده مطلوب است.

 

آخرتی در ادامه گفت: این کتاب تنوع مضامین دارد و باعث می‌شود هر شعری را که می‌خوانیم بعد از اتمام آن سراغ شعر دیگر برویم و این نکته بسیار مثبتی است و ردیف و قافیه این کتاب هر چندکه نو نیستند اما مخاطب را خسته نمی‌کنند و حتی فرد را به طرف خود جذب می‌کنند.

 

این شاعر درباره چرایی موفقیت شعرهای اجتماعی در جذب مخاطب، بیان کرد: بعد از جنگ تحمیلی شاعران ما به درون‌گرایی روی آوردند و باید توجه داشت که برون‌گرایی در اشعار ما تنوع ایجاد می‌کند.

 

***

 

همچنین محمدرضا معلمی در این نشست به معرفی کتاب «راهبندان» پرداخت و افزود: می‌توان گفت که ما رباعی را به نام عرفان‌پور می‌شناسیم و دلیل استقبال بسیاری از شاعران از رباعی، اشعار میلاد عرفان‌پور است.

 

او افزود: عرفان‌پور اولین رباعی را در سن ۱۸ سالگی به چاپ رساند و بعد از آن، چند کتاب دیگر مانند «پاییز بهاری‌ست که عاشق شده است»، «جشن فراموشی‌ها» و«بی‌خبری‌ها» را سروده است.

 

این شاعر خاطرنشان کرد: رباعی‌ها، زبان و نگاه این شاعر و نیز برون‌گرایی در شعر باعث شد تا استقبال زیادی از سوی مخاطبان نسبت به شعرها و مضامین متنوعی که می‌بینیم داشته باشد و موضوع رباعیات عرفان‌پور شامل عاشقانه، آیینی، خداشناسی و... است.

 

او افزود: کتاب «راهبندان» توسط موسسه فرهنگی شهرستان ادب چاپ شده و بیشتر مضامین این کتاب به عنوان کتاب اشاره دارد که از شش فصل با موضوعات و مضامین مختلف مانند هستی‌شناسی، رباعیات آیینی، مضامین عاشقانه و... تشکیل شده است.

 

***

 

میلاد عرفان‌پور نیز در معرفی کتاب«به خط روشن عشق» اظهار کرد: این کتاب گزیده غزل‌های محمد قهرمان است که توسط انتشارات موسسه فرهنگی شهرستان ادب عرضه شده است.

 

این شاعر با بیان این‌که یاد محمد قهرمان در دل‌های اهل شعر و علاقه‌مندان به شعر گرم و پاینده است، افزود: این شاعر کتاب‌های بسیار زیادی دارد و علاوه بر شاعری فعالیت‌های دیگری مانند تصحیح و پژوهشگری انجام داده است. قهرمان یک ادیب بزرگ قرن معاصر بود و در حوزه خود توانمندی‌های دیگر ادبی هم داشت که کم از شاعری نبود.

 

این شاعر با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین کتاب‌های قهرمان «روی جاده ابریشم شعر» است، تصریح کرد: افرادی که حوصله زیاد برای خواندن شعر را ندارند کتاب «به خط روشن عشق» را حتما مطالعه کنند چراکه گزیده‌ای از بهترین کتاب‌های قهرمان است که 61 غزل دارد.

 

عرفان‌پور عنوان کرد: اشعار قهرمان را در کلیت می‌توان در ذیل سبک هندی طبقه‌بندی کرد و در بعضی از ویژگی‌ها، پارامترها و شاخص‌ها به لحاظ موضوعی در تمامی اشعار قهرمان و شاید به صورت نمونه در این کتاب، موضوعات مختلفی باشد که بعضی از آن‌ها برجسته شده و شاعر خود را محدود به موضوع و نیز دریافت‌های خاص نمی‌کند.

 

او گفت: قهرمان گرایشات، غزل‌های عرفانی، غزل‌هایی که توصیف طبیعت دارد و همچنین شعرهای حکمی و اخلاقی را در ژانرهای مختلف به کار می‌گیرد مانند پیری و جوانی که قسمت عمده شعر در میانسالی طی کرده و دغدغه‌هایی که با خودش حمل می‌کند و موضوع مقابله با پیری که در شعر شاعر می‌توان به خوبی مشاهده کرد.

 

این شاعر افزود: یکی از ویژگی‌های قهرمان زبان پخته‌ای است که امروزه کم‌یاب است و زبانی که تقریبا حشو و سستی در آن دیده نمی‌شود و آمیخته با مضمون و محتواست و این کتاب می‌تواند به عنوان یک کتاب بالینی و آرامش‌بخش برای همگان آموزنده باشد.  

 

عرفان‌پور همچنین گفت: محمد قهرمان غزل و شعر را بیشتر در ادامه راه صائب دنبال کرد و او را پیر خودش می‌دانست.

 

جواد شیخ‌الاسلامی نیز در ادامه این نشست در خصوص معرفی کتاب «صفر بمباران»، اظهار کرد: نویسنده این کتاب علی‌محمد مودب است که بسیار دلسوزانه و صادقانه به سرودن اشعاری پرداخته است. یکی از ویژگی‌های خوب شاعر، صادق بودن با مخاطب است و اگر با مخاطب خود صادق نباشد محصولی که به جامعه منتقل می‌کند سالم نیست.

 

او با بیان اینکه کتاب «صفر بمباران» در سال 93 نشر پیدا کرد و در حال حاضر چاپ دوم این کتاب است، افزود: اگر فردی این کتاب را با دقت بخواند یک چین به پیشانی‌اش اضافه می‌شود و این نشان‌دهنده تاثیرگذاری کتاب بر مخاطب است که انسان را با اتفاقات معاصر درگیر می‌کند.

 

این شاعر خاطرنشان کرد: اگر هدف شاعر بیان مطالب صادقانه باشد ناگزیر است که به مشکلات اجتماعی و سیاسی بپردازد و مسوولان را مورد خطاب قرار دهد و مشخصه مودب این موضوع است که در 90 صفحه نشر پیدا کرده است.

 

 همچنین طیبه سادات ثابت در ادامه این نشست در خصوص معرفی کتاب «خداجونم از تو سپاسگزارم» بیان کرد: این کتاب را منیره هاشمی به رشته تحریر درآورده و توسط انتشارات به‌نشر در سال 96 عرضه شده و شاعر در این زمینه کارهای بسیار ارزنده‌ای را انجام داده است.

 

او گفت: در حقیقت شاعر این اثر، دغدغه‌های کودک و گفت‌وگوهای درونی خود را به شعر درآورده و نگاه شاعر پیرامون اتفاقاتی که به وجود می‌آید، بیان شده است.

 

راضیه رجایی در ادامه نشست به معرفی کتاب «شمشیر و جغرافیا» پرداخت و خاطرنشان کرد: این کتاب از محمد کاظم کاظمی است که توسط انتشارات سپیده‌باوران عرضه می‌شود و به چاپ دوم رسیده است.

 

او اضافه کرد: اشعار این مجموعه در 160 صفحه، دارای 40 غزل، 10 مثنوی و دو رباعی به هم پیوسته است که با زبانی بسیار سهل و ممتنع سروده شده است.

 

این شاعر بیان کرد: یکی از دلایلی که اشعار کاظمی در میان مخاطبان گسترده شده، مواردی مانند پشتوانه فکری تاریخی، استفاده از تاریخ اسلام و طنز لطیفی است که شعر را برای مخاطب جذاب می‌کند.

 

رجایی همچنین گفت: اشعار این مجموعه به علاوه شعرهایی که تاکنون از این شاعر شنیده شده تماما دغدغه‌هایی بود که شاعر به خوبی بیان کرده و به نوعی دردهای مردم جامعه را به تصویر می‌کشد.

 

 

كد خبر: 578

 

منتشرشده در گزارش

چاپ تازه مجموعه شعرهای سیدعلی صالحی منتشر می‌شود.

مجموعه شعر «دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه» تازه‌ترین اثر این شاعر به چاپ دوم رسیده است.

همچنین به گفته او، دفترهای «انیس اخر همین هفته می‌آید» (چاپ سوم)، «ما نباید بمیریم رؤیاها بی‌مادر می‌شوند» (چاپ سوم)، «ردپای برف تا بلوغ کامل گل سرخ» (چاپ دوم)، «سمفونی سپیده‌دم» (چاپ چهارم)، «سلیمانیه و سپیده‌دم جهان» (چاپ دوم)، جلد اول از مجموعه اشعار (چاپ ششم)، جلد دوم از مجموعه اشعار (چاپ سوم)، مجموعه اشعار قطع پالتویی دفتر یکم (چاپ هفتم)، «پنهانی چند شعر عاشقانه برای چند نفر» و «زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند» توسط انتشارات نگاه تجدید چاپ خواهند شد.

صالحی درباره تجدید چاپ دیگر آثارش گفت گزینه اشعار دفتر اول (چاپ سیزدهم) توسط انتشارات مروارید منتشر خواهد شد و شعر بلند «گزارش به نازادگان» که تا به امروز ٢٢ بار در دیگر کتاب‌ها منتشر شده است، به زودی همراه با طرح‌های او از سوی نشر هونار به صورت مستقل به چاپ بیست و سوم می‌رسد.

 

کد خبر: 575

منتشرشده در گزارش

این شاعر پیشکسوت در این گفت‌وگو درباره مطالبات اهل قلم از مسئولان فرهنگی سخن می‌گوید:

 

خواسته شما از متولیان حوزه فرهنگ برای رفع مشکلات اهل قلم چیست؟

نیازی نیست دولت‌ها و متولیان این امور به مشکلات ما رسیدگی کنند. همان‌قدر که مشکل بر مشکلات اهل قلم نیفزایند خود فایده‌ای بزرگ است. هر انسان خردمند و مستقلی خواهان عدم فعالیت ساختاری دولت‌ها در کار هنر است. مطالبه ما پیشروی متولیان مربوطه به سوی حیات و خلاقیت فردی و جمعی صاحبان قلم و هنر نیست بلکه دولت‌ها باید از دخالت در این موارد عقب‌نشینی کنند. مطالبه تاریخی ما وجود واقعی امنیتِ قلم است نه قلمِ امنیت.

 

 

با توجه به این‌که در چند سال اخیر  و در دولت جدید همواره یکی از شعارها رسیدگی به امور هنرمندان، نویسندگان، اهل فکر و اندیشه و حل مشکلات و مصائب این قشر از جمله تسهیل در انتشار آثار آنان بوده است به نظر شما متولیان فرهنگی چقدر در این زمینه به وعده‌های‌شان عمل کرده‌اند؟ آیا رفع ممیزی همچنان در صدر مطالبه اهل قلم قرار دارد؟

طبیعی است که رفع و دفع سانسور، همچنان در صدر خواسته‌های ماست چون حق ماست آزادی بیان بدون حصر، بی‌شرط، بدون استثنا، در همه اشکال آن، و این آمال و آرمانی نیست که فراموش شود. همه این سال‌ها، مسئولان درست دم هر انتخاباتی به شعار پناه می‌برند. بعد هم طی دوران درمان را فراموش می‌کنند. خودِ این مسکن‌ها، تبعات خوفناکی دارد، یکی مرگ اعتماد است.

 

 

مشکلات کتاب و نشر و نویسندگان را چه موضوعاتی می‌دانید؟ متولیان فرهنگی چه اولویت‌هایی را باید دنبال کنند تا شرایط کتاب و کتاب‌خوانی بهبود یابد؟ در عین حال راهکارهای رفع گرفتاری‌های اهل قلم در شرایط حاضر چیست؟

واقعا می‌توان در فرصت کوتاه این نوع بَرنوشت‌های سریع، به چنین سوالی پاسخ داد؟ سخن شما، سوال شما درست! اما من دچار وحشت می‌شوم پا به اقلیم سونامی‌زده این پاسخ بگذارم. مشکلات کتاب و نشر و نویسنده و توزیع اثر و مخاطب، و بی‌اعتمادی چندسویه...! این قانقاریا همه اندام جهان کتاب را له کرده است. جراحتِ عجیبی شده، موفق‌ترین اهل قلم ناامیدند. موفق‌ترین ناشرین هم گله دارند. یک ضدفرهنگی به نام «حالا امروز بگذرد...» جای آن امید ملی را گرفته است. راست و دروغ چنان هم‌آغوش شده‌اند که من یکی راه نجات را در انزوا دیده‌ام. به ندرت جایی می‌روم. این‌که من مقاومت کردم و سانسور دفتر شعر «دختر ویلن‌زن» را نپذیرفتم و دایره ممیزی ارشاد کوتاه آمد، دردی را درمان نمی‌کند. این‌که حتی از سوی رسانه‌ها و ارشاد تبلیغ می‌شود که مخاطبین کتاب کم شده‌اند، خود دردی است بی‌درمان. مخاطب کم نشده، یأس رایگان شده. این هشدار عظیمی است که می‌تواند از درون ریشه‌ها را فلج کند. من گفتم کار را به ناشرین و اهل قلم بسپارید، نه این‌که کار سانسور را به ناشر تحویل دهید. من این تیراژهای نادرست را در شناسنامه کتاب‌ها قبول ندارم. اعتماد ندارم. من این تجدیدچاپ‌ها را قبول ندارم. بیشترش واقعی نیست. من نباید بگویم مسئولین چه کار کنند. راه فقط آزادی بیان است. آزادی کتاب، آزادی رسانه‌ها، فسادشکن است، دزدها را نابود می‌کند، به فرصت‌طلب‌ها امان نمی‌دهد. فرهنگ و هنر را سوار قطار سیاست کرده‌اند، چه عواقبی داشته جز همین بازار آشفته؟! چه کرده‌اند که حتی آش نذری هم جناحی شده است... کتاب که پیشکش!

 

 

با توجه به این‌که هر روز شاهد پایین آمدن شمارگان کتاب‌ها هستیم، آیا سیاست‌های متولیان فرهنگی در طی سالیان گذشته در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی رو به بهبودی رفته است؟ آیا این سیاست‌ها باعث شده‌اند جامعه ایرانی به کتاب خواندن ترغیب شود؟

نمی‌شود جلوِ دهان طرف را گرفت، همزمان هم از او بخواهی برایت اُپرا بخواند. من تکرار می‌کنم: ما به سیاست و سیاست‌بازی‌های سپنج روزه نیازی نداریم. ادبیات که پیاز نیست که بنا به شرایط، کاشت و داشت آن کنترل شود. شمارگان آثار ادبی سقوط نکرده. مافیای توزیع کتاب، بعد از ممیزی، دومین عامل ویرانی جهان کتاب است. بیشترین سود کتاب، متوجه بعضی بنگاه‌های پخش کتاب است، همه سرنخ‌ها دست این مراکز است. یک چرخه ناقص در حیات نشر، همین است. همت آن‌ها باعث مطرح شدن یک اثر متوسط می‌شود و خواست آن‌ها موجب انبارماندگی یک تألیف و یا ترجمه درخشان خواهد شد. من تا بُن این حکایت رفته و تحقیق کرده‌ام. ببینید قدرت و توان دخالت‌ بعضی مراکز پخش کتاب تا کجاست که به اکثر ناشرین گفته‌اند ما دیگر کتاب‌های شعر را توزیع نمی‌کنیم، نیاورید. سیاست متولیان چنین خروجی سرکشانه‌ای دارد.

 

 

سال‌هاست در دولت‌های مختلف در نمایشگاه‌ها و طرح‌های گوناگون با این توجیه که ارائه یارانه می‌تواند باعث تشویق مخاطبان برای خرید کتاب شود سیاست ارائه یارانه دنبال شده است. آیا شما دادن یارانه‌های دولتی برای خرید کتاب را به صلاح صنعت نشر، توسعه فرهنگ و ادبیات در ایران می‌دانید؟

گفتی نمایشگاه یادم آمد: نمایشگاه جهانی کتاب را می‌برند پشت کوه قاف (اوایل کویر تهران)، اما نمایشگاه سنگ را در مصلی (محل سابق نمایشگاه کتاب) برگزار می‌کنند. باور نمی‌کنید؟ بروید ببینید. بیلبورد آن آویزان است!

اما حرف آخرم: یارانه، صدقه، گداپروری، هر چه اسمش را بگذاری، آن هم در کار شریف فرهنگ، آن هم در امر انسانی هنر، واویلای غم‌انگیزی است. چه رخ داده که اگر یارانه ۴۵ هزار تومانی قطع شود، واقعا خانواده‌هایی دیگر نان شب ندارند؟ ما باید چقدر از این همه درد... در خلوت خود گریه کنیم!؟ آن صدقه دولت عجیب رعایا کم بود، حالا یارانه کتاب؟ فروش و دلالی بُن کتاب؟ جریان قاچاق به خانه کلمه رسیده است. راه یاری رساندن این نیست.

 

به من زنگ می‌زنند که می‌خواهیم جلو خانه شما کاشی استادی نصب کنیم. گفتم در روزگاری که عده‌ای به سنگ قبر مرده‌ها رحم نمی‌کنند آن وقت به کاشی استادی زنده‌ها رحم خواهند کرد؟ تازه خیلی از اهل قلم ما اجاره‌نشین‌اند، فردا از این محل می‌روند، آن وقت کاشی‌کِشانش چه می‌شود.

بشکن بشکنِ شگفتی‌آوری راه افتاده... ببخشید، سوال‌های شما خوب بودند، اما به درد یک فضای آرام و باثبات می‌خوردند. امیدوارم من اشتباه کرده ‌باشم، و فقط بحران‌های درونی یک شاعر باشند و نه آن تصویری که بیرون...

من چند سال بود سکوت کرده بودم و روزنامه‌ها و رسانه‌ها را نمی‌دیدم (مثل گذشته) و فعال نبودم. الان هم که...

 

کد خبر: 563

منتشرشده در گزارش

فراخوان سومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر احمد شاملو منتشر شد.

پس از برگزاری دو دوره جایزه‌ی شعر احمد شاملو در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵،  موسسه‌ی الف. بامداد اعلام کرد ضمن  سپاسگزاری از همکاری شاعران،  ناشران، خبرنگاران و دوستداران شعر فارسی، در نظر دارد در سال جاری سومین دوره‌ی این جایزه را برگزار و هم‌زمان با نود و دومین زادروز تولد شاعر معاصر، احمد شاملو (۲۱ آذر ۹۶) کتاب  شعر نو برگزیده‌ در سال ۱۳۹۵ خورشیدی را معرفی کند.

 

از این رو، از شاعران و نیز ناشرانی که در زمینه‌ی انتشار شعر فعالیت دارند درخواست شده سه نسخه از کتاب‌های چاپ اول شعر نو خود را که در سال ۱۳۹۵ خورشیدی منتشر شده است حداکثر تا پایان تیرماه به دبیرخانه‌ی این جایزه به نشانی: تهران، خیابان هلال احمر، نرسیده به میدان رازی، نبش خیابان مرادی، فروشگاه کتاب فرهنگان ارسال کنند.

 

بنا بر اعلام دبیرخانه‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر احمد شاملو، تاریخ مورد استناد، تاریخی است که در شناسنامه‌ی کتاب درج شده است.

 

کد خبر: 515

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

«هفته اگر هشت روز بود» هشتمین کتاب او است. مجموعه شعر سپیدی که به همت انتشارات فصل پنجم در68 صفحه منتشر شده است. مراسم رو نمایی از کتاب که مشتمل بر 64 سروده است در سی امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار شد و با استقبال خوبی مواجه گردید. به بهانه انتشار این مجموعه شعر سپید به گفتگوی کوتاهی با او نشستیم:

 

جناب سعدآبادی سی امین دوره نمایشگاه کتاب تهران امسال برگزار شد. استقبال مخاطبین نمایشگاه از حوزه ادبیات و شعر را چطور دیدید؟ و استقبال شاعران شهرستانی از نمایشگاه امسال چطور بود؟

امسال بدلیل اینکه نمایشگاه نسبت به زمانی که در مصلّی برگزار می شد دور شده است، من زمان کمتری برای حضور داشتم. به همین دلیل بازخوردی که باید از نمایشگاه داشته باشم مثل قبل نیست، اما سعی کردم در همین دو روزی که آمدم، خوب فضا را ببینم. فکر می کنم امسال بدلیل اینکه حجم بن های دولتی کمتر شده بود و نحوه ی پخش این بن ها منظم تر شده بود، علاقه مندان واقعی تری برای خرید کتاب بوجود آمد. این مساله را در استقبال از غرفه های ناشران هم می توانستیم مشاهده کنیم. چه بسا امسال غرفه های ناشران دولتی از انتشاراتی های خاص و خصوصی خلوت تر بودند. این مساله ای بود که من در لایه ی اولیه دیدم، اما امیدوارم همه ی دوستان فروش خود را داشته باشند و منافع خود را از این رویداد ببرند! (لبخند می زند). در مورد استقبال شاعران شهرستانی باید بگویم من امسال حجم کمتری از این دوستان را دیدم و بیشتر بچه های ساکن تهران را ملاقات کردم.

 

فکر می کنید علت این موضوع و حضور کمرنگ شاعران شهرستانی در نمایشگاه امسال چه بود؟

من فکر می کنم مشغله ی کاری و وضعیت اقتصادی، بعلاوه ی بحث انتخابات و تبلیغات انتخاباتی که با نمایشگاه امسال همزمان شده است، بیشتر دلیل این مساله بود.

 

تاثیر فضای مجازی بر نمایشگاه کتاب امسال و آشنایی مخاطب با شعرا و آثارشان را چطور ارزیابی کردید؟

من فکر می کنم این نکته قابل بیان هست که امسال فضای مجازی بیش از هر فضای دیگری موثر بود و افراد توانستند خودشان را در این فضا و در گروه ها معرفی کنند. از طرفی این اتفاق ما را بیشتر درگیر این موضوع می کند که ببینیم چه کتابی خوب است؟ ما تا پیش از این از طریق دوستانمان از نشر یک کتاب خوب مطلع می شدیم، اما امسال وقتی کتابی به دفعات در فضای مجازی معرفی می شد و حجم این کتاب ها هم زیاد است، من باید همه ی آن کتاب ها را بررسی کنم ببینم آیا واقعاً کتاب خوبی است؟ این که فضای مجازی تبلیغ را سهولت بخشیده مساله ی درستی است اما  این کتاب از چه فیلترهایی برای معرفی گذشته است؟ به این مساله باید توجه کرد. فضای مجازی کارکرد خود را دارد و آگاهی را افزایش می دهد اما این تبلیغات لزوما نباید باعث شود که ما آن کتاب ها را بخریم.

 

 چه تعداد کتاب از شما و با چه تیراژی در نمایشگاه کتاب امسال حضور داشت؟

من امسال هشت کتاب در نمایشگاه داشتم و هشتمین کتابم «هفته اگر هشت روز بود» که برای امام رضا (ع) بود را هم با همکاری انتشارات فصل پنجم منتشر کردم. از کتاب های قبلی هم «کاخ سعدآبادی» که سال گذشته برای نمایشگاه منتشر اما پخش نشد، در نمایشگاه امسال بود. از کتاب های دیگرم، به جز «سربازی با گلوله برفی» که انتشارات سوره مهر هنوز چاپ مجدد آن را منتشر نکرده است، بقیه کتاب ها در نمایشگاه هستند. و همه ی کتاب ها با تیراژ هزار جلد منتشر شده اند.

 

دلیل همکاری شما با فصل پنجم برای انتشار «هفته اگر هشت روز بود» چه بود؟ و آیا این همکاری ادامه دار خواهد بود؟

شاید حس کردم ناشر خوبی که می تواند برای مجموعه ی امام رضا (ع) من وجود داشته باشد، فصل پنجم است. و مثلا نمی توانستم کتاب را به نشر چشمه بسپارم چون جایگاهش آنجا نیست و مخاطب این کتاب، مخاطب نشر چشمه نیست. من حتی معتقدم شهرستان ادب هم ناشری نیست که شایستگی این کتاب را داشته باشد چراکه این کتاب در آن نشر چندان دیده نمی شد و این نشر هم از آن طرف بوم افتاده است! فصل پنجم انتشارات میانه رویی است که بنظر من این سال ها بسیار منظم فعالیت می کند و من از همکاری با این نشر تا اینجا رضایت دارم. اما در ارتباط با قسمت دوم سوال، نمی دانم! چون من احتمالا تا دو سال آینده کتاب جدیدی منتشر نکنم، البته کتاب آماده ی انتشار در زمینه ی فقر و مسائل اجتماعی دارم چون رشته ی تحصیلی من در مقطع کارشناسی ارشد، علوم اجتماعی بود، ولی تصمیمی برای انتشار کتاب در دو یا سه سال آینده ندارم، ولی ممکن است برای آن کتاب با ناشر دیگری فعالیت کنم ولی بدلیل این فاصله ی زمانی نمی توانم بطور قطع در این رابطه صحبت کنم.

 

 

استقبال از «هفته اگر هشت روز بود» در نمایشگاه کتاب امسال چطور بود؟

باور کنید این مساله برای من چندان حائز اهمیت نیست و تا بحال از ناشرم درباره ی فروش این کتاب سوال نپرسیده ام. ولی اجازه بدهید این مساله را بگویم که هر کتابی برای من سیاستی دارد. یک سری کتاب ها مثل «هفته اگر هشت روز بود» اعتقادی پشت شان است که من اصلا به فروش آن فکر نکردم. مجموع بلیط های رفت و آمد هر هفته ی من به مشهد برای انتشار این کتاب هفت میلیون تومان است و ممکن است حق تالیف خیلی کمتری به من بدهند، به همین خاطر واقعاً به مساله ی مادی آن توجهی نکردم، چون این کتاب برای من جایگاه دیگری دارد. من در قید و بند این مسائل برای این کتاب نیستم اما این باعث نمی شود برای آن تبلیغات نکنم. من قبلا هم در جایی گفته بودم همه ی این مسائل به ذائقه ی مردم بستگی دارد. من معتقدم همیشه خرید و فروش یک کتاب و معروف شدن یک شاعر به دستی که پشت انسان و اعمالی که در گذشته انجام داده است، بر می گردد. اگر شاعری در آینده می ماند، مسلما رفتاری داشته که باعث آن شده است.

 

آینده ی شعر معاصر کشورمان را چطور می بینید؟

من معتقد هستم شعر ما بخصوص در دهه ی اخیر بشدت رشد داشته است. در شعر کلاسیک هم به جایگاهی نزدیک می شویم که شاید حتی در گذشته به این راحتی ها نمی توانستیم به آن برسیم. آنجایی که ما با سعدی، حافظ و مولانا روبرو می شویم، با نخبگان چندین قرن مواجه هستیم، اما اینکه امروز با چند شاعر خاص و شعرهای بی نظیر آن ها مواجه هستیم، حاصل یک یا دو دهه ی اخیر است. یعنی سرعت پیشرفت آنقدر زیاد است که نخبگان زیادی پدید آمده اند. معتقدم شعر در ایران بسیار خوب پیش می رود اما این شعر خوب لابلای شعر بد و متوسط غرق می شود. اینکه چه کسانی بتوانند این ها را بالا بکشند و به مردم نشان دهند از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

ضمن تشکر از شما و با آرزوی موفقیت برای تان و کتاب جدید،  خواهش می کنم شعر یا شعرهایی از مجموعه ی «هفته اگر هشت روز بود» به مخاطبین «تارنا» تقدیم بفرمایید.

خواهش می کنم. خیلی از لطف شما ممنونم.

(1)

نامش را رضا خواهم گذاشت

اگر پسر باشد

و اگر دختر بود راضیه

پزشکان دیگر حرف هایم را نمی فهمند

تا به حال ندیده اند انگار

درد زایمان یک شاخه را

وقتی شکوفه ای به دنیا می آورد

آن ها به معجزه بی تفاوتند

یا رضا(ع)

همسرم شاخه است

اما شکسته بر درخت

تنها ذکر تو را می گوید

 

(2)

اعتراف می کنم

اینه را من شکستم

تا چشم هایم را از آن همه چشم جدا کرده باشم

اعتراف می کنم

از کنارت عبور کردم

و آنقدر بی تفاوت نشان دادی

که پرنده ها هم باور کردند و کنارت نشستند

می روم

و چاله چاله در ته مانده های باران

تصویر گنبدت

مرا تعقیب می کند

تو بارها باران را در چشم هایم اعتراف کرده بودی

می روم تا تکه های آینه را جمع کنم

 

کد خبر: 502

خبرنگار: امید خواجوی نیا

منتشرشده در گفتگو
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار