یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی

همزمان با زادروز احمد شاملو، شاعر معاصر، مراسم اعلام برگزیده سومین جایزه شعر شاملو روز سه‌شنبه ۲۱‌ آذرماه برگزار می‌شود.

 

در این مراسم که موسسه الف. بامداد آن را برگزار می‌کند، ستاره اسکندری، رویا تیموریان، هوشیار خیام و مراد فرهادپور حضور دارند و با اجراهای موسیقی و شعرخوانی مهمانان همراه است.

 

 علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند روز سه‌شنبه ۲۱‌آذرماه از ساعت ۱۸ تا۲۰ به کانون زبان پارسی(باغ مووقوفات ایرج افشار)، واقع در خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، شماره ۱۲ مراجعه کنند.

 

کد خبر: 738

منتشرشده در گزارش

 

اولین کنگره سراسری «شعر جوان ایران» با هدف اعتلای فرهنگ و هنر ایرانی، معرفی و حمایت از استعدادهای جوان برگزار می شود.

 

اداره کل فرهنگ ‌و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه با حمایت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی و همکاری بنیاد شعر و ادبیات داستانی اولین کنگره سراسری  «شعر جوان ایران» را با هدف  اعتلای فرهنگ و هنر ایرانی  ، معرفی و حمایت از استعدادهای جوان برگزار می نماید.

 

این جشنواره در دو بخش اصلی و ویژه برگزار می‌شود که بخش اصلی با موضوع آزاد و بخش ویژه با موضوع زلزله غرب کشور( حماسه ی مهربانی ملت ایران، همدردی با خانواده قربانیان و آسیب دیدگان و... )در قالب های شعر کلاسیک شامل غزل، مثنوی، رباعی و... و قالب شعر آزاد است.

 

بر اساس اعام دبیرخانه این جشنواره شاعران جوان می توانند حداقل ۳ و حداکثر ۵ اثر از آثار خود را با (قلم ۱۲ فونت B nazanin ) و در فرم آثار که در کانال جشنواره و سایت درج گردیده است به نشانی جشنواره ارسال نمایند. ضمنا در هربخش و در هر قالب(کلاسیک و آزاد)  به برگزیدگان جوایز ارزنده به همراه تندیس و لوح تقدیر جشنواره اهدا خواهد شد.

 

این دبیرخانه اعلام کرده که مهلت ارسال اثر تا 15 بهمن ماه و حداکثر سن جهت ارسال آثار ۳۰ سال و به همین دلیل ارسال تصویر کارت ملی الزامی است.

 

خاطرنشان می‌شود که هیات علمی کنگره شعر جوان ایران، متشکل از اساتید و شاعران مطرح  معاصر  خواهد بود که در پایان نتایج داوری آثار، اسامی آن ها اعلام خواهد شد.

 

نشانی الکترونیکی جهت ارسال آثار به دبیر خانه  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و نشانی دبیرخانه جشنواره، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه، دبیرخانه کنگره سراسری شعرجوان است.

 

لازم به یاد آوری است که تمام اطلاع رسانی ها ابتدا از طریق کانال جشنواره به اطلاع شرکت کنندگان خواهد رسید.

 

علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانند به کانال جشنواره به نشانی  kongeresherjavaniran@  و یا سایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه به نشانی مراجعه نموده   www.kermanshah.farhang.gov.ir  و یا با شماره 09120895931 تماس حاصل نمایید.

 

کد خبر: 737

 

منتشرشده در گزارش

 

انتصاب فاضل نظری، شاعر، هنرمند و مدیر فرهنگی به سمت معاون وزیر و رئیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از خبرهای مهم این روزهاست.

بطحایی در ادامه تحولات وزارت آموزش و پرورش، با انتخاب یکی از نام‌آوران حوزه فرهنگ علاوه بر جوان‌گرایی تغییرات اساسی را در سیاست‌ها و ماموریت ها به کانون در نظر گرفته است.

 

این خبر شاعران حوزه کودک و نوجوان را به واکنش واداشته و اعتراض چند تن از آن ها را به دنبال داشته است.

لازم به ذکر است که فاضل نظری دکتری مدیریت از دانشگاه شهید بهشتی دارد و هم‌اکنون معاون هنری حوزه هنری است.

 

کد خبر: 736

منتشرشده در گزارش

به مناسبت سالروز تولد زنده‌یاد ابراهیم منصفی(رامی) جمعی از اهالی فرهنگ و هنر با حضور بر سر مزار این هنرمند هرمزگانی یاد و خاطره‌اش را زنده نگاه‌داشتند.

 

ابراهیم منصفی (۱۳۷۶-۱۳۲۴) از آغازگران شعر نو در هرمزگان بود که با بهره‌گیری از فرهنگ اقلیمی و گرایش به شعر زمانه، نقش مهمی در فرهنگ و هنر مردمی و شعر و موسیقی جنوب ایفا کرد.

 

رامی از اولین شاعرانی بود که راه و رسم شعر نیمایی را در هرمزگان گسترش داد؛ به‌گونه‌ای که پس از مرگش، او را «نیمای جنوب» نامیدند. او همچنین توانست با اتکا به گویش محلی و رویکرد به موسیقی جهانی، راه بکر، زیبا و پرتوانی را در ترانه‌سرایی بگشاید.

 

آثار منصفی از آغاز موج نو ادبیات در نشریاتی چون «خوشه» به سردبیری احمد شاملو، « آبنوس»، «تماشا»، مجله‌ی «موسیقی» و همچنین در گفت‌وگوهای سیروس طاهباز با شاعران نوپرداز جنوب در مجله‌ی «فردوسی» به چاپ رسیده است.

 

می‌گویند هرمزگان را می‌توان در ترانه‌های ابراهیم منصفی لمس کرد. او نسل در نسل، جوانان و مخاطبان تازه‌ای را گرد آثارش جمع می‌کند و موسیقی‌اش به‌عنوان یکی از نادرترین نمونه‌های موسیقی مردمی، سرشار از مفاهیم انسانی، عشق، رنج و سرمستی است.

 

علی باباچاهی (شاعر، نویسنده و محقق) هم یکی از قوی‌ترین جنبه‌های هنری ابراهیم را ترانه‌هایش می‌داند و می‌گوید: «این آثار از احساسات عمیق انسانی برخوردار است. او شناخت زیادی از فرهنگ، مردم و خرد جمعی و خاطرات نهفته تاریخی ما داشت که آن‌ها را به‌صورت کاملاً نو و تازه بیان کرده است.

 

منصفی هم مثل اکثر هنرمندان خارج از پایتخت کارش را با دل‌بستگی به موسیقی محلی آغاز کرد ولی به‌ جای تکرار نغمه‌های اجدادی و استفاده از سازهای محلی، دست به گیتار برد اما همچنان گویش محلی را در اشعار خود نگاه داشت تا در همه ترانه‌هایش استعداد و قدرت ادراک و ذوق آفریننده را بشنویم و حس کنیم. با تمام این احوال او در پنجاه‌ و دو سالگی از دنیا رفت و نخستین آلبوم ترانه‌هایش، ۱۰ سال پس از مرگش منتشر شد!

 

 

یک فعال عرصه فرهنگ و هنر استان هرمزگان گفت: منصفی در هرجایی از خود ردپایی گذاشته توانسته تحولی ایجاد کرده است.

منصور نعیمی افزود: زنده‌یاد منصفی چهره‌ای شاخصی در ادبیات و موسیقی هرمزگان است و هم در زندگی و هم پس از درگذشتش به‌عنوان هنرمندی محبوب شناخته می‌شود و همچنان باقی‌مانده و حتی افزون‌تر شده است.

 

وی خاطرنشان کرد: تحولی که زنده‌یاد منصفی در زمینه شعر نو یا سپید در استان هرمزگان ایجاد کرد شاید بی‌بدیل باشد و حتی در زمینه ترانه‌سرایی بی‌نظیر بوده است و جز کسانی است که موسیقی هرمزگان را متحول کرد بدون شک زنده‌یاد منصفی بوده و امروزه هر خوانندگی دوست دارد یک اجرا از رامی داشته باشد.

 

نعیمی با بیان اینکه تأثیرگذاری منصفی بر هیچ‌کس پوشیده نیست و همگی بر آن اذعان دارند، اظهار کرد: منصفی در هرجایی از خود ردپایی گذاشته توانسته تحولی ایجاد کرده است.

 

۵۲ سال زندگی پر از سرگشتگی منصفی، اگرچه پر از تلخی و دشواری بود اما آنچه در موسیقی کشورمان به‌جا گذاشته، مثل هر هنرمند دیگری، قطعاً تا سال‌های سال به یادگار خواهند ماند. تمام کسانی که ابراهیم منصفی را از نزدیک می‌شناختند معتقدند که او زندگی عجیبی داشت که در خلق آثارش تأثیر بسزایی داشته است. این تأثیر تا حدی بوده که اگر نوع دیگری زندگی می‌کرد و این‌همه تلخی و رنج را در زمان حیات خود تجربه نمی‌کرد، این ویژگی‌ها در اشعار و ترانه‌هایش متبلور نمی‌شدند.

 

در میان آثار او، ترانه «مردن مردانه» هم یکی از ده‌ها ترانه‌ای است که می‌توان گفت به خودش ارجاع دارد؛ ترانه‌ای سرشار از تلخی و حسرت که در بخش پایانی آن می‌گوید: «تقدیر سر پیری از مِه چه شوات آخر؟ یا زندگی بِختِر یا مردن مردُنه».

 

 کد خبر: 735

منتشرشده در گزارش

آیین پایانی همایش شعر «یاران یکدل» (ویژه هفته وحدت)  از سوی برگزیده جشنواره انجمن‌های ادبی در شهر تربت‌جام برگزار شد.

 

این همایش از سوی انجمن ادبی «جام جهان‌بین» تربت‌جام و با حمایت بنیاد شعر و ادبیات داستانی با حضور جمعی از شاعران، شافعی، معاون فرماندار، حسینی، شهردار و فیاض رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به همراه دیگر مسولان و مقامات شهر تربت جام در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهر برگزار شد.

 

در این گردهمایی یک‌روزه که به مناسبت هفته وحدت و با محوریت وحدت ملی و مذهبی برگزار شد، شاعرانی همچون محمدکاظم کاظمی، غلامرضا طریقی، علیرضا بدیع، جویا معروفی، احسان تاجی، زهرا حسین‌زاده و جمعی از شاعران تربت‌جام از جمله ایرج سامانی، حسن عبدی، هادی گیصوری، فاطمه غلامی و ... حضور داشتند و به خوانش شعرهای خود پرداختند. جمعی از شاعران فارسی‌زبان از کشورهای همسایه نیز آثار خود را به دبیرخانه این همایش ارسال کرده بودند.

 

بهروز جلالی، معاون فرهنگی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در سخنانی در آیین اختتامیه همایش «یاران یکدل» ضمن تبریک هفته وحدت، سالروز ولادت پیامبر اکرم(ص) و نیز میلاد حضرت امام جعفر صادق(ع) تأکید کرد: برگزاری این همایش، ثمره اجرای موفق جشنواره انجمن‌های ادبی از سوی بنیاد شعر و ادبیات داستانی در اردیبهشت امسال است که با حضور گسترده انجمن‌های ادبی سراسر کشور در تهران برگزار شد.

 

او همچنین در شرح معنا و مفهوم شعر گفت: شعر، شرح آرمان‌ها و آرزوهایی است که رستگاری انسان را جست‌وجو می‌کند. کیمیایی از عشق و معرفت است که غبار جهل را از جان و جهان برگرفته و چشمه‌سار زلالی است که انسان را از درک و دانایی سیراب می‌خواهد.

 

 

جلالی افزود: گنجینه بی‌بدیل شعر پارسی، گواه فروزانی بر این واقعیت است که در میان انبوه تیرگی‌های روزگار، شاعران، پیوسته، منادیان توحید و مؤذنان سعادت بوده‌اند و به شهد شعر، صلح‌آفرین و نجات‌بخش شده‌اند.

 

معاون فرهنگی بنیاد شعر و ادبیات داستانی همچنین شعر را مرهم مصایب و ملال جهان پرفتنه معاصر و جان مجروح انسان امروز دانست و ادامه داد: بهره بردن از مجال مغتنم شعر برای درمان آلام بشریت، بدون تردید جز به هم‌نفسی و هم‌داستانی مردمان ممکن نخواهد شد؛ زیرا شعر، کاشف اشتراکات جامعه و راوی افسون مهر و دوستی است.

 

او در تأکیدی دوباره با اشاره به زندگی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب در کشورمان، بیان کرد: سرزمین ایران اسلامی به این دلیل ارجمند و گرانقدر است که مردمانی معتقد به ادیان توحیدی و مذاهب دور و نزدیک، به یگانگی و مهر و احترام، دست در دست یکدیگر دارند و بی هیچ فخر و فاصله‌ای، همراه و همدل هستند. شعر امروز هم متعهد است که با زبانی فصیح به این ارجمندی دامن بزند و برگزاری همایش شعر «یاران یکدل» در شهر تربت‌جام که به راستی، یکی از کانون‌های وحدت مذاهب اسلامی است، تأییدی بر این تعهد است که امیدواریم دوچندان به دوستی و مهرورزی بینجامد.

 

معاون فرهنگی بنیاد شعر و ادبیات داستانی در بخش دیگری از سخنان خود با ابراز خرسندی از به ثمر نشستن موضوع توجه به انجمن‌های شعر و داستان در شهرهای مختلف کشور، بیان کرد: در واقع برگزاری این جشنواره توسط انجمن ادبی «جام جهان‌بین» تربت‌جام، نشان‌دهنده یافتن راه درست ارتباط با حلقه‌های پرشور شعر و داستان در اقصی نقاط کشور از سوی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان است.

 

جلالی ادامه داد: امیدواریم با بهره‌گیری از تجربه همکاری بنیاد با انجمن شعر «جام جهان‌بین» تربت‌جام،  بتوانیم این جشنوار را در سال‌های آینده نیز در دیگر شهرهای کشورمان که دارای بافت جمعیتی تلفیقی از اهل تسنن و شیعیان هستند تکرار کنیم.

 

سخنان معاون فرهنگی بنیاد شعر و ادبیان داستانی ایرانیان در این همایش با قدردانی از مردم شریف و میهمان‌نواز تربت‌جام، شاعران پیشکسوت و جوان این شهرستان شرقی کشور، اداره ارشاد اسلامی شهر تربت‌جام و مسئولان این شهرستان و نیز فراموش‌ناشدنی خواندن زیارت گروهی مزار و بقعه شیخ احمد جامی، عارف نامی ایران کهن، پایان یافت.

 

 

شعرخوانی شاعران و همچنین تجلیل از یک عمر تلاش‌ محمدعمر عبدی‌بِزدی، شاعر پیشکسوت و اهل تسنن تربت‌جام، اجرای موسیقی مقامی خراسانی و اهدای جوایز به صاحبان آثار برتر ارسالی به این همایش، از دیگر برنامه‌های همایش شعر «یاران یکدل» بود.

 

هیأت داوران همایش «یاران یکدل» متشکل از جواد محقق، اسماعیل امینی، غلامرضا طریقی و علی‌محمد مؤدب، پس از بررسی و داوری شعرهای ارسال‌شده به دبیرخانه همایش، سه برگزیده این همایش را انتخاب و معرفی کردند.

 

بر این اساس، شعبانعلی یازرلو و قاسم بای هر دو از استان گلستان و محمدصادق آتشی از یزد، به عنوان نفرات برگزیده این همایش معرفی شدند. از برگزیدگان این همایش با اهدای لوح یادبود و جایزه نقدی تقدیر شد.

 

دلشاد عظیمی، رییس شورای اسلامی شهر تربت جام، بهرام پور، رییس اداره آموزش و پرورش، حسین جامی الاحمدی، نماینده امام جمعه اهل تسنن و تولیت مزار عارف احمد جامی و علیرضا  قیامتی، پژوهشگر ادبی، نیز از دیگر چهره های حاضر در این مراسم بودند.

لازم به ذکر است که این مراسم روز 14 آذر در تربت جام برگزار شده است.

 

کد خبر: 734

منتشرشده در گزارش

دو شاعر کره‌ای در سفر خود به ایران نکات قابل توجهی را از جریان‌های ادبی حاکم بر کره جنوبی به ویژه شعر و شاعری در این کشور روایت کردند.

 

جمعی از شاعران کره جنوبی به مناسبت انتشار و رونمایی از دو کتاب ترجمه فارسی گزیده شعر شاعران معاصر کره جنوبی با عنوان «خواب زیر شکوفه‌های هلو» و ترجمه کره‌ای گزیده شعر شاعران معاصر ایران با عنوان «دیوانه‌وار به آسمان آبی نگاه کردم» که با کوشش مرکزآفرینش‌های ادبی حوزه هنری و موسسه ترجمه ادبیات کره جنوبی انجام پذیرفته است، به ایران سفر کرده‌اند.

 

در همین راستا خبرگزاری مهر با دعوت از دو شاعر کره جنوبی خانم «کیم سان وو» و آقای «مون تائه جون» و هیات همراه، دقایقی را با آن‌ها به گفتگو نشست و دیدگاه‌های آنها را درباره شعر و ادبیات ایران و کره جنوبی و وجوه اشتراک و افتراق آن به بحث و نظر گذاشت.

 

قبل از اینکه به ایران سفر کنید و یا حتی کتاب گزیده اشعار شاعران ایرانی را بخوانید درباره ایران و ادبیات آن چه شنیده بودید؟

 

خانم کیم: قبل از اینکه به ایران سفر کنم درباره ایرانی‌ها شنیده‌ بودم که مردمی هستند عاشق شعر و ادبیات اما وقتی به ایران سفر کردم، شاعران ایرانی و مردم را دیدم تازه متوجه شدم که این عاشق بودن چه معنای عجیبی دارد.

 

من در کره جنوبی با شاعران و نویسندگان خارجی بسیاری دیدار داشته‌ام و سفرهای زیادی هم رفته‌ام اما در ایران بود که تازه فهمیدم عاشق شعر بودن یعنی چه. تا قبل از این فکر می‌کردم کره‌ای‌ها یعنی هموطنانم هستند که بسیار عاشق شعرند اما در ایران نظرم تغییر کرد.

 

 

پس با این حساب باید درباره شعر و شاعری در کره هم برایمان بیشتر بگویید.

 

خانم کیم: ما در کره شاعر زیاد داریم و کارهای آن‌ها نیز بسیار متنوع است. حتی شاید بگویم که ما از اروپا و آمریکای امروز، بیشتر شاعر داریم. با این حال حضورم در ایران به من این را ثابت کرد که شاعران ایرانی و کره‌ای حس مشترک زیادی با هم دارند و می‌توانند جهان را روز به روز بیشتر عاشق خود و کلامشان کنند.

 

آقای مون: در کره جنوبی امروزه مطبوعات نقش قابل توجهی را در جریان شعر ایفا می‌کنند. انتشار مداوم شعر در آنها و نیز انتشار کتاب‌های متنوع در زمینه شعر در همین راستا تعریف شده است. علاقه به شعر در کره آنقدر بالاست که ما امروز از ۱۰ ساله تا ۸۰ ساله شاعر داریم اما به هر کسی اجازه نمی‌دهیم که خود را شاعر بنامد! شاعر باید در مسابقه‌ای که برای اثبات شاعر بودنش برگزار می‌شود بتواند خودش را ثابت کند و نمره لازم را بیاورد.

 

 

این چه مسابقه‌ای است؟

آقای مون: در کره سالانه چندین مسابقه توسط ناشران و مطبوعات در این زمینه برگزار می‌شود و در آن از افراد خواسته می‌شود شعر خود را ارسال کنند. برگزیده‌های این مسابقات هستند که در مطبوعات به عنوان شاعر معرفی می‌شوند، از آنها اثر منتشر می‌شود و می‌توانند کتابی نیز با عنوان شاعر منتشر کنند. بر همین اساس شما هر روزه در کره از طریق روزنامه‌ها می‌توانید با شاعر و یا شعری تازه آشنا شوید و یا حرف‌هایی درباره شعر بخوانید. در تاریخ کره جنوبی، شاعران نقش قابل توجهی را در جامعه و هدایت عمومی ایفا کرده‌اند. هر موقع ما با یک بحران سیاسی و یا اجتماعی روبرو بوده‌ایم، این شاعران بوده‌اند که جامعه را راهنمایی  و به سمت سوی حرکت درست هدایت کرده‌اند. این مساله به ویژه در دهه هشتاد میلادی  بیشتر از همیشه وجود داشته اشت. امروز نیز درباره موضوعاتی مانند محیط زیست و...این شاعران هستند که به جامعه مسیر حرکت ارائه می‌کنند.

 

خانم کیم: ما با دولت سابق کره مشکلی جدی داشتیم و تغییرش دادیم. در دولت تازه یکی از افتخارات ما این است که رئیس جمهورمان اهل مطالعه و طرفدار هنرمندان است. خوشحالیم که وزیر فرهنگ و ورزش ما خودش شاعر است و شعر را می‌فهمد. این چیزی بود که سال‌ها از آن محروم بودیم و حالا قدرش را می‌دانیم.

 

کمی از شعر ایران صحبت کنیم. شما حتما با شعر کلاسیک ایرانی آشنا هستید و فکر می‌کنم با خوانش کتابی که تازه ترجمه شده با شاعران جدید ایرانی هم آشنا شده‌اید. شعر ایران به شما چه حسی منتقل می‌کند؟

 

خانم کیم: شعر امروز ایران واقعا دل ما را زنده کرده است. من را به یاد حس و حالی می‌اندازد که در دهه هشتاد در شعر کره حاکم بود. برای ما وقتی صحبت از ادبیات فارسی پیش می‌آمد ابتدا نام خیام و مولوی به ذهنمان می‌رسید. شعرهای خیام به کره‌ای ترجمه شده است اما همه مثنوی که من عاشقش هستم نه. من مولانا را دوست دارم چون نمایش دهنده یک دوستی ماورایی، بی‌مرز، عاشقانه و عارفانه است. آنها هماهنگی الوهیت و طبیعت انسانی را برای ما به نمایش می‌کشند. به ما نشان می‌دهند برای حفظ تعادل روحی که در دنیا اقامت دارد اما تعلقی به آن ندارد چطور باید از آن مراقبت کرد.

 

شعرهای امروزی ایران نیز لذت بخش هستند. به من نشان دادند که مفاهیمی مشترک میان شعر ما و آنها وجود دارد مثلا درباره عشق، صلح و یا به زبان طنز حرف‌هایی می‌زنند که ما نیز دوستش داریم و می‌فهمیم. به باور من کشور شعر خودش یک جهان مستقل است و وقتی در کشور اشعار ایرانی وارد شدم ناگهان حس کردم که جزوی از شما هستم. البته می‌دانم که خوانش ترجمه شعر از توان ارتباطی آن کم می‌کند اما سفر کردن و دیدن شاعران ایران به من نشان داد که معانی و مفاهیم اصلی حاضر در شعر ایران چیست.

 

آقای مون: شعرهای ایران و کره هر دو حسی آمیخته از عشق و احترام مشترک را به من القا می‌کند هر چند که از منطر محتوا نگاه‌های ما متفاوت است. من در شعر ایران از منظر روابط انسانی به نمونه‌های جالب توجهی برخورد کرده‌ام و این نقطه نظر من که انسان‌ها مانند ریشه‌های یک درخت هستند و شعر آنها نیز همه روایت‌هایی از یک کل است. من از شاعران ایران سعدی و حافظ و مولانا را دوست می‌دارم و از شاعران جدید بر مبنای کتابی که ترجمه شده از اشعار آقایان شکارسری و میرافضلی لذت بردم.

 

سوال دیگرم درباره شعر امروز ایران اشاره به نوعی خاصیت اعتراض گونه آن است. اشاره دارد به عراق و سوریه و یمن و فجایع انسانی در آنها. نمی‌دانم شعر شاعران کره‌ای هم چنین حسی را در خود دارد یا نه...؟

 

خانم کیم:  من در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی شعر سیاسی زیاد می‌گفتم اما رفته رفته این شعرها کم شد و البته صفر نشده است. دنیا در گذشته بیمار بود و امروز هم بیمار است. هنر فرهنگ، ادبیات و شعر کوششی است برای گرفتن گرمای این زندگی بیمار تا شاید ذره‌ای امید در منطقه‌ای محروم پدید بیاید. این کوشش در این جهان مانند درمانی است برای فرشتگانی زخمی که از قضا در حال افزایش هستند. درمانی که می‌خواهد یادآوری کند هیچ فرشته کوچکی فراموش نخواهد شد به ویژه آنها که تا آخرین نفس مبارزه می‌کنند، تحمل دارند و می‌ایستند. من هنوز باور دارم که شعر دنبال ثبت زیبایی‌هاست. امیدوارم در این دنیای زیبا اما دردناک، ما تا آخر زنده باشیم و با اراده‌ای آزاد به همبستگی هرچند کوچک برسیم و این مساله مانند قطرات باران تمام دنیا را پر کند.

 

آقای مون: شعر کره امروز بیش از هر چیز درگیر خود و درون کشور ماست. مسائلی مانند مهاجرت و یا پناهندگان و مهمتر از آن خشونتی که در کشور ما امری عادی شده در شعر ما نقد می‌شود به همین خاطر هنوز مجالی برای خروج از این وضعیت به دست ما نیامده است.

 

کد خبر: 733

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش
پنج شنبه, 16 آذر 1396 ساعت 09:54

معرفی شاعر هفته؛-شیرین راد-

شیرین راد، متولد دی ماه 1365 و  دانش آموخته ی زبان ترکی استانبولی از سفارت ترکیه است. 

راد، به ‌مدت چهارسال در مرکز آموزشی فرهنگی سفارت ترکیه، زبان این کشور را به‌طور تخصصی فرا گرفت و حدود ده سال است که آثار زیادی را به از زبان ترکی به فارسی، ترجمه می‌کند.

او ترجمه های زیادی از ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به ترکی استانبولی که شامل داستان‌، شعر و قصه های طنز، انجام داده است.

«از قلب تهران به قلب استانبول» عنوان کتاب گزیده‌ای از اشعار سپید و آزاد حمیدرضا شکارسری است که توسط شیرین راد به زبان ترکی استانبولی برگردانده و به همت نشر شانی منتشر شده است.

 

او درباره‌ی موفقیت در این حرفه می‌گوید:« من همیشه سعی در خواندن کتابهای مختلف، همینطور دیدن برنامه‌های فرهنگی، تفریحی و شنیدن اخبار کشور ترکیه را دارم و  معتقدم این ها لازمه‌ی موفقیت در کار ترجمه است. 

در ویرایش و بازنویسی های چندباره نیز از دو نفر از دوستانم که ساکن کشور ترکیه و اتفاقا یکی از آنها ترکیه ای هستند(خانم فهیمه چیویتچی،معلم بازنشسته،Fehime Çivitçi) و آقای دکتر '' بهرام تورال ''که ایرانی هستند امادر ترکیه سکونت دارند نیز کمکهای زیادی گرفتم»

وی حضور در جلسات و انجمن‌های شعر، از جمله نشست‌های تخصصی نقدشعر حمیدرضاشکارسری و راهنمایی‌های دکتر تورقای شفق( Dr. Turgay Şafak) (مدیر موسسه فرهنگی آموزشی یونس امره ) را دلیل پیشرفت در کار خود می‌داند. او اولین کار ترجمه‌ی خود را در یکی از جلسات شعر، و با ترجه‌ی  شعری از کتاب ''چتر شورشی '' آغاز کرد.

 

 

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

علیرضا راهب با بیان این‌که خاطره‌نویسی ماندگار کردن لحظاتی است که انسان از آن‌ها لذت برده، یا در رنج و اندوه بسیار بوده، می‌گوید: وقتی در زمانه‌ای زندگی می‌کنید که نه رنج و اندوه ارزشمند و بسیار بزرگی دارید و نه شادمانی بزرگی، برای چه باید خاطره‌ بنویسید؟!

 

این شاعر درباره اهمیت خاطره‌نویسی، اظهار کرد: باید ببینیم خروجی خاطره‌نویسی چیست؟ اگر دقت کنیم، می‌بینیم بسیاری از کارهای مستند و بسیاری از تحقیقات که در آینده درباره کسی انجام می‌شود و بسیاری از داستان‌ها، نمایش‌نامه‌ها و فیلم‌نامه‌ها وامدار خاطره‌نویسی هستند،  یعنی علاوه بر این‌که برای کشف بیوگرافی و زندگی‌نامه‌ فرد و پژوهش‌ تاریخی، ادبی، فرهنگی و هنری به یادداشت‌ها و خاطراتش مراجعه می‌شود، خاطرات، بسیاری از آثار مستند را پوشش می‌دهد و سهم بسیاری در ادبیات داستانی و نمایشی و در کل ادبیات دراماتیک دارد.

 

 او با بیان این‌که  ملتی که به خاطره‌نویسی عادت دارد، به تحقیق درباره درست‌ نوشتن نیز عادت دارد، افزود:  کسی که خاطره‌نویسی می‌کند، بحث تألیف‌، دستور زبان و کاربری درست زبان برایش مطرح می‌شود.

 

او در ادامه بیان کرد: عملا خاطره‌نویسی یک اتفاق بسیار مهم است که به چند خروجی بسیار مهم ختم می‌شود اما متأسفانه نمی‌دانم به چه علت ثبت و ضبط و نگهداشتن لحظاتی که می‌گذرد در ذهنیت مردم ما کمرنگ شده و علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دهند.

 

 این شاعر درباره این‌که چرا ملت ما خاطره‌نویسی نمی‌کنند  با اشاره به شعری از حافظ «کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد» گفت: احتمالا دلیل این‌که مردم ما خاطره نمی‌نویسند دامنه این بیت باشد. اصولا مردمی که دغدغه‌های بزرگ‌تر دارند و احتمالا از لحظاتی که برای‌شان می‌گذرد لذت نمی‌برند، برای ثبت آن‌ها سعی هم نمی‌کنند.

 

راهب همچنین گفت: خاطره‌نویسی سهم عامه مردم از ادبیات است. ما ادبیات طبقه مخاطب را از کجا می‌توانیم بشناسیم؟ خاطره‌نویسی.  خاطره‌نویسی حد فاصلی است مابین مخاطب عام ادبیات و تولید حرفه‌ای ادبیات.  بحث دیگری که در خاطره‌نویسی مطرح می‌شود این‌ است که بسیاری  از مولفان، شاعران،  نمایش‌نامه‌نویسان و فیلمنامه‌نویسان حرفه‌ای نوشتن را از خاطره‌نویسی آغاز کرده‌اند،  زیرا خاطره‌نویسی در دوره‌ای شکل می‌گیرد که ناخودآگاهِ انسان شکل می‌یابد؛ دوره خلجان‌های روحی و ‌تنش‌هایی که در ناخودآگاه فرد وجود دارد. دوران روبه‌رویی فرد با ناخودآگاه فردی سهم بسیاری در شناخت و ثبت درست لحظه‌های خلجان و تنش‌های ناخودآگاه دارد.

 

او با بیان این‌که خاطره‌نویسی  ارتباط مستقیمی با وضعیت زندگی مردم یا بسامد شادمانی مردم دارد اظهار کرد:  شما تا به حال دیده‌اید کسی در خاطرات روزانه، فعالیت‌های اقتصادی روزانه‌اش را بنویسد؟ نمی‌نویسد.  چرا؟ زیرا اصولا این موضوع چیزی نیست که ماندگاری‌اش ارزش داشته باشد. خاطره‌نویسی ماندگار و جاودانه کردن  لحظاتی است که انسان از آن‌ها لذت برده است، یا در رنج و اندوه بسیار بوده. وقتی در زمانه‌ای زندگی می‌کنید که نه رنج و اندوه ارزشمند و بسیار بزرگی دارید و نه شادمانی بزرگی برای چه باید خاطره‌ بنویسید؟! کدام خاطره را بنویسید؟! رفت و آمدها، جشن‌ها و شادی‌های مردم و مراسم سنتی قدیمی کدامش برجای مانده که کسی بخواهد از آن‌ها خاطره‌ای هم بنویسد؟

 

راهب در ادامه اضافه کرد:  در نهایت اگر کسی به خاطره‌نویسی عشق داشته باشد،  بعد از ۲۰ سال دفترچه ۲۰ برگ را هم پر نمی‌کند. مردم یک زندگی خطی ثابت و دغدغه‌های اقتصادی و اجتماعی  دارند که خود باعث آن نیستند، و این انگیزه را برای خاطره‌نویسی از بین می‌برد.

 

این شاعر درباره این‌که چه کارهایی برای دیده شدن این‌ نوع ادبی می‌توان انجام داد، گفت: خاطره‌نویسی باید به آموزش تبدیل شود و این آموزش  باید از  زمانی که تألیف و چگونه نوشتن را یاد می‌گیریم، آغاز شود. خاطره‌نویسی کاری نیست که ما بعدا و به صورت کوپنی پخش کنیم، خاطره‌نویسی سفارش کردنی ‌هم نیست. از دوره ابتدایی  باید شروع و بر روی آن سرمایه‌گذاری شود. معلمانی که ادبیات تدریس و کلاس‌های انشا را اداره می‌کنند باید آموزش ببینند و  از دوران ابتدایی خاطره‌نویسی را بین ایرانی‌ها ترویج دهند.

 

او همچنین خاطرنشان کرد:  خاطره‌نویسی اتفاق بسیار مهمی است که در بسیار از کشورهای جهان به عنوان بک نوع ادبی پذیرفته شده است و در مورد آن حرف زده می‌شود و  برای آن اهمیت قائلند. کسانی که متولی فرهنگ هستند  برای این‌که این نوع از ادبیات عامیانه که از طرف مخاطب تولید می‌شود از بین نرود و منقرض نشود بر روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. بسیاری از فیلم‌ها را بر اساس خاطره‌نویسی می‌سازند و در برنامه‌های پرببینده رسانه این خاطره‌نویسی‌ها مطرح می‌شوند ولی متأسفانه در برنامه متولیان فرهنگ و هنر یا برنامه‌ریزان اجتماعی ما هیچ‌جایی برای این موضوع دیده نشده است.

 

او درباره تأثیرگذاری فرهنگ در ننوشتن خاطره‌ نیز گفت: قطعا فرهنگ در ننوشتن خاطره تأثیرگذار است، انقراض یک اتفاق ادبی، فرهنگی و اجتماعی که مستقیما با خودآگاه فردی و قومی ما ارتباط دارد قطعا از جانب حوزه برنامه‌ریزی فرهنگی است. اگر آسیب می‌بیند، از وضعیت حاکم بر ناخودآگاه اجتماعی آسیب می‌بیند که در فرهنگ ریشه دارد.

 

راهب همچنین درباره زندگی‌نامه خودنوشت (اتوبیوگرافی) اظهار کرد: اتوبیوگرافی در تاریخ شعر ما به صورت وصف حال و  یا به صورت ثبت احوال شخصی آمده، اما بر روی آن تمرکزی نشده‌ است و ندیده‌ام چیز باسته‌ای از آن اراده شده باشد.

 

این شاعر درباره کارهای جدید خود نیز گفت: در حال تدوین یک آنتولوژی مشترک هستم  که با هدف‌گذاری خاصی انجام می‌شود و نمی‌توانم توضیح بیشتری در این‌باره  بدهم. همچنین در حال جمع‌آوری یک مجموعه شعر هستم که فعلا نام آن را  «گروه‌ خونی آه مثبت» گذاشته‌ام. فکر می‌کنم یک مجموعه ۸۰-۹۰ صفحه‌ای است که تا پایان دی‌ماه برای تحویل به ناشر آماده خواهد شد. همچنین یک مجموعه مینیمال‌  دارم که مدت‌هاست می‌خواهم آن را جمع کنم که دست نمی‌دهد، اما امیدوارم امسال زمستان بتوانم این کار را بکنم.

 

او افزود: در فیلم جدید محمدرضا هنرمند که در حال ساخت آن است و احتمالا نام فیلم «سمفونی شماره ۹» است خواهم بود. یک همکاری نیز  در زمینه بازیگری خواهم داشت در  سریالی که به کارگردانی ابراهیم شیبانی در حال ساخت است.

 

کد خبر: 732

منتشرشده در گفتگو

نشست خبری نخستین جایزه‌ی ترانه‌ی افشین یداللهی ظهر روز گذشته با حضور روزبه بمانی دبیر جایزه، حسن علیشیری قائم‌مقام دبیر جایزه، مهدی ایوبی دبیر اجرایی جایزه و دیگر عوامل برگزارکننده در سالن سورنا برگزار شد.

 

 

دبیر این جایزه در خصوص معرفی این جایزه گفت: در طول سال‌های گذشته، خلا وجود جایزه یا جشنواره مشخص و مستقل برای ادبیات شفاهی احساس شده است. با اینکه در جشنواره‌های گوناگون به این مقوله پرداخته می‌شد اما به ‌صورت تخصصی جشنواره‌ای نداشتیم که به جنبه‌های گوناگون ترانه نگاه کند. بدون شک رفتن افشین یداللهی شوک و حسرت بزرگی برای جامعه ادبیات و موسیقی است و سعی کردیم با اختصاص دادن نام وی، یاد و خاطره این شاعر ارزشمند را زنده نگه‌داریم.

 

روزبه بمانی افزود: اگر پرداخت درستی داشته باشیم، جایزه‌ای خواهیم داشت که معیاری برای سنجش ادبیات شفاهی ما باشد و این هدف ماست. بخش مهم این جایزه، پرداختن و کارشناسی کردن آثار ترانه‌سرایان جوان و تازه‌نفس است که به همین منظور با عنوان «یک خاطره از فردا» نام‌گذاری شده است تا بتوانیم کارهای کسانی که کمتر کارکرده‌اند را کارشناسی و تقدیر کنیم تا راهی برایشان گشوده شود و کارهایشان به گوش آهنگسازان و خوانندگان برسد تا در عرصه حرفه‌ای قدم بگذارند.

 

این ترانه‌سرا ادامه داد: آوردن نام افشین یداللهی، در اعتبار بخشیدن به این جایزه بسیار تأثیرگذار است و اگر ما بتوانیم به‌درستی به وظیفه خودمان عمل کنیم، جایزه‌ای خواهیم داشت که معیار و ملاک ادبیات شفاهی ماست. ما در این جایزه بخش‌های مختلفی را آماده کرده‌‌ایم و امیدواریم که بتوانیم به تمام ظرفیت‌های ترانه کشور توجه ویژه‌ای داشته باشیم؛ به‌خصوص ترانه‌سرایانی که در شهرستان‌ها و به‌دوراز اساتید در حال فعالیت در این حوزه هستند.

 

وی درباره اعضای شورای اجرایی این جایزه گفت: حمیدرضا صمدی و علی ایلیا (روابط عمومی و امور رسانه)، عمران میری و امیرحسین مساح (امور مالی و اداری)، صابر قدیمی (امور اجرایی و تشریفات) و امیر توده فلاح (کارگردان مراسم) شورای اجرایی جایزه‌ی ترانه‌ی افشین یداللهی را تشکیل می‌دهند.

 

بمانی با اشاره به مباحث داوری در تمامی جشنواره‌ها بیان کرد: در تمامی دوره‌ها آثار هیچ‌کدام از اعضای شورای اجرایی، هیات‌های انتخاب و داوری و دبیران جایزه در داوری شرکت داده نمی‌شوند و در هر دوره داوران و اعضای شورای اجرایی تغییر خواهند کرد.

 

مهدی ایوبی در ادامه به عنوان دبیر اجرایی جایزه بیان کرد: قرار است با بیش از یک دهه همکاری، در خانه ترانه جشن منسجمی برگزار  و امیدوارم با این جایزه بتوانیم بخش کوچکی از زحمت‌های این شاعر برجسته را جبران کنیم و نامشان را زنده نگه‌داریم.

 

ایوبی درباره روند برگزاری جایزه گفت: این جایزه در سه بخش «یک خاطره از دیروز»، «یک خاطره از امروز» و «یک خاطره از فردا» برگزار می‌شود که از یکی از اشعار دکتر الهام گرفته‌شده است و در بخش نخست « یک خاطره از دیروز» قرار است از یک ترانه‌سرای پیشکسوت تقدیر به عمل بیایید که جایزه ویژه ‌این بخش تندیس، لوح تقدیر و هدیه نقدی خواهد بود.

 

 

وی در توضیح بخش دوم جایزه «یک خاطره از امروز» بیان کرد: در این بخش قرار است بهترین ترانه‌ی سال، بهترین ترانه‌سرای سال، بهترین خواننده ازنظر انتخاب ترانه و بهترین ترانه‌ی تیتراژ فیلم یا سریال توسط هیات داوران انتخاب شوند که به هر یک از برگزیدگان، یک تندیس و لوح تقدیر اهدا می‌شود.

 

ایوبی درباره بخش سوم «یک خاطره از فردا» توضیح داد: این بخش در دو شاخه ترانه‌های عاشقانه و اجتماعی برگزار می‌شود که مخاطبان می‌توانند ترانه‌هایشان را در هر دو شاخه ارسال نمایند و در هر شاخه امکان ارسال سه ترانه برای یک فرد وجود دارد که سه جایزه (1 تندیس، 3 لوح تقدیر- 3 جایزه‌ی نقدی) به هر شاخه اختصاص داده‌شده است. همچنین داوران این اجازه را دارند که در هر بخش دیپلم افتخار نیز اهدا کنند.

 

وی ادامه داد: علاقه‌مندان می‌توانند آثارشان را تا 1 بهمن‌ماه ارسال نمایند و فرایند انتخاب و داوری از 10 بهمن تا 9 اسفند انجام و مراسم اعطای جوایز، هفته دوم اسفندماه برگزار خواهد شد.

 

حسن علیشیری در ادامه با اشاره به همکاری خانه ترانه با مجله چلچراغ در یک دوره گفت: در آن جشنواره افشین یداللهی نقش جدی و بسزایی داشت و همیشه دوست داشت به‌ صورت مستقل این کار را برای خانه ترانه انجام دهد. درواقع این نخستین جشنواره ترانه کشور است که به‌صورت مستقل برگزار می‌شود.

 

علیشیری با اشاره به حمایت‌های موسسه انتشارات نگاه به مدیریت علیرضا رئیس دانایی بیان کرد: این انتشارات در کنار ما نقش بسیار مهمی در برگزاری این جایزه داشته و خوشحالیم که یکی از معتبرترین ناشران کشور حامی این جایزه ارزشمند است.

 

وی در پایان بیان کرد: درمجموع 8 تندیس، 12 لوح تقدیر و 6 جایزه‌ی نقدی اهدا خواهد شد.

 

لازم به ذکر است که طراحی لوگوی جایزه افشین یداللهی را ابراهیم منتظری بر عهده داشته است.

 

اعلام عمومی فراخوان بخش «یک خاطره از فردا» از 4 آذرماه بوده و تا 1 بهمن‌ماه سال جاری ادامه خواهد داشت که این تاریخ غیرقابل تمدید است.

 

علاقه‌مندان به شرکت در این جایزه می‌توانند آثار خود را در بخشِ «یک خاطره از فردا» (ترانه‌های ارسالی) در دو بخش «عاشقانه» و «اجتماعی» از طریقِ ربات تلگرامی به آدرس:  afshinyadollahibot@  و یا از طریقِ مراجعه به سایت www.drafshinyadollahi.ir  به دبیرخانه‌ی جایزه ارسال نمایند.

 

کد خبر: 731

 

منتشرشده در گزارش

سانسور یا ممیزی ساخته‌ی فرهنگستان زبان، موضوعی است که در وجود زبان و نگاه بشری وجود داشته و دارد و از به زبان نیاوردن خواست‌ها، احساسات و نظرات شخصی در روابط خصوصی و جامعه تا بحث عمده‌تر به شکل سیاسی و ایدئولوژیکی امری عادی و در طی تاریخ بوده است که گاه سلیقه و تشخیص  فرد را در پشت خود دارد و گاه تحمیل و زور و قانون حکومت‌ها و سیستم‌های دولتی را در... خود احساس می‌کند.

 

اما آیا سانسور مساله‌ی مورد نیازی است یا نه مساله‌ای است که همیشه مورد بحث بوده است و بعضی که انسان را آزاد آزاد می‌دانند سانسور را مردود می‌دانند و آن‌ها که قواعد تایید شده‌ی اجتماعی، اخلاقی و ایدئولوژیک را ارجح می‌دانند سانسور را نیاز مبرمی دانسته و ده‌ها و صدها نظر گوناگون.

 

 سانسور در جاهایی منفعت سیستم‌های حکومتی و خبری را درپی دارد و گاهی منافع اخلاقی یا اجتماع را که موارد مثال آن‌چنان زیاد است که نیازی به آوردن مثال نمی‌بینم. اما جدی‌ترین سانسورها را در دوره‌ی کلاسیک و رنسانس در حوزه‌ی مذهبی و کلیسا شاهد بوده‌ایم و سپس در حوزه‌ی سیاست و حکومت‌ها و در جاهایی و مسایل علمی گالیله و محاکمه‌ی معروفش را پیش رو داریم. هم‌چنین به دستگاه سانسور عظیم دوران روسیه‌ی تزاری و آلمان نازی و دوران جنگ‌سرد نیز می‌توانیم اشاره کنیم.

 

به هر جهت گمان و اشاره‌ی ما در این متن بیش‌تر و خواه ناخواه کشوری که ما زندگی می‌کنیم و شاخه‌ی ما معطوف هنر است که هم در قبل از انقلاب و هم دوران بعد از انقلاب با شدت بر هنرمندان فشار آورده است. اما مثالی که الان به ذهن‌ام می‌آید که هنرمندان قبل از انقلاب می‌گفتند که دستگاه سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد، لیستی از کلمات یا موضوعی را پیش روی ما می‌گذاشت و می‌گفت در این حوزه و... وارد نشوید و سایر موضوعات آزاد بود. اما بعد از انقلاب هرگز چنین نبوده و چه بسیار آثار سینمایی، ادبی، هنری که حتی پس از کسب موجوز و تولید دچار تیغ سانسور و توقیف و تنبیه شده‌ اند.

 

می‌توانیم بگوییم سانسور ما به بیش‌تر کشورها سور زده است و شاید نهایتا سه چهار کشور از ایران جلوتر و پیشرفته‌تر در امر سانسور باشند. وضعیتِ معلقی و بلاتکلیفی که هنرمندان دارند، نویسندگان، شاعران،‌ فیلم‌سازان و نقاشان و غیره... حال بماند که کلا بخش‌هایی یا ژانرهایی زیرمجموعه کلا ممنوع می‌باشند مثلا هنر اروتیک. هرچند من خودم در این حوزه کار نمی‌کنم اما طراحی، نقاشی و آناتومی هم در ایران دچار مشکل است، طراحی از مدل زنده و... که بماند.

 

موردی بوده است که کتاب شعری جایزه‌ی جشنواره‌ی فجر را گرفته است و در نوبت دوم چاپ غیرمجاز اعلام شده است. به درستی این چه معنا دارد؟ اما معنایش را بگویم که عدم خط و مشی‌ِ مشخص و سیاست‌گذاری و اجرای سلیقه‌ای و اتفاقی که کدام اثر به کدام ممیز یا سانسورچی برخورد کند و در بسیاری از موارد عدم تخصص فنی به حوزه‌ای که ممیز در آن مشغول به کار است و گاه حساسیت یا عدم حساسیت و عنایت به ناشری که گرایش دوستی دارد یا ندارد...

به جرات می‌توانم بگویم که تندترین شعرها و حرف‌ها را ناشران دولتی و بدون سانسور به چاپ رسانده‌ند‌اند که البته این ماجرا می‌تواند سیاستی در پشت خود داشته باشد و آن این است که به نوعی هنرمندان حرفه‌ای‌تر را جذب کرده و از تریبون و تبلیغات خود در هنرمندسازی و الگوسازی فعالیت کنند. هرچند در همه جای جهان سانسور وجود دارد و در هیچ کجا حتی آمریکا هم این‌گونه نیست که هر گروهی هر اثری بخواهد تولید ‌کند یا اگر تولید کند و قواعد خاص حکومتی اخلاقی را زیرپا بگذارد مورد مواخذه قرار نمی‌گیرد که بی‌شک مورد پی‌گیری قرار خواهد گرفت هرچند شیوه‌اش اندکی با ایران متفاوت باشد و ازطریق دادگاه پی‌گیری شود، ازمنظر دیگری می‌بینیم که ناشران، توقیف یا معلق می‌شوند و هم‌زمان چند ناشر دیگر با پشتوانه‌ی مالی و تبلیغاتی سر و کله‌شان پیدا می‌شود و فرصت را برای معرفی و جریان‌سازی مهیا می‌بینند که به گمان حضور این ناشران بسیار مشکوک است و سعی در جریان‌سازی و فرافکنی و تمرکززدایی را پی‌گیری می‌کنند.

 

هادی خوانساری/ آذرماه 96

منتشرشده در یادداشت هفته

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار