انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

عضو شورای شهر رشت از تصویب طرح دوفوریتی خرید خانه هوشنگ ابتهاج و گلچین گیلانی در رشت خبر داد.

 

پس از انتشار خبرهایی درباره احتمال تخریب خانه پدری هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) در زادگاه شاعر و کش و قوس‌هایی که درباره ثبت ملی شدن این خانه وجود داشت، رضا رسولی - عضو شورای شهر رشت - از تصویب طرحی خبر داد که الزام شهرداری رشت به خرید خانه زادگاه هوشنگ ابتهاج و گلچین گیلانی در محله استادسرا و تبدیل آن به «بنیاد شعر و غزل سایه» را در پی خواهد داشت.

 

فرهام زاهد - دیگر عضو شورای شهر رشت - نیز درباره طرح دوفوریتی خرید خانه ابتهاج گفت: طرح خرید خانه ابتهاج و گلچین  یک روز پس از تولد استاد ابتهاج در صحن شورای شهر با امضای دیگر اعضا به صورت دوفوریتی تصویب شد.  بر اساس این طرح، شهرداری رشت ملزم به  خرید خانه ابتهاج و تبدیل آن  به «بنیاد شعر و غزل سایه»  شده است، البته با شرط بررسی این‌که به لحاظ ثبتی خانه متعلق به استاد ابتهاج باشد. ان‌شاءالله این کار در سال ۹۷  به انجام برسد  و موجبات خوشحالی شهروندان و اصحاب فرهنگی شهر را فراهم کند.

 

او درباره شرطی که گذاشته شده است، بیان کرد: ما می‌دانیم که این‌ خانه، خانه پدری استاد ابتهاج  است، اما به لحاظ قانونی باید مسیری را طی کنیم و صحت و سقم این بحث تأیید شود و خرید صورت بگیرد.

 

عضو شورای شهر رشت خاطرنشان کرد: نگاهی که شورای شهر پنجم  به این موضوعات دارد، بحث رویکرد فرهنگی شورا و حفظ بناها و چیزهایی است که شهر رشت به واسطه آن‌ها به اولین‌ها تبدیل شده بود. شورای شهر به هر بنای تاریخی و حمام‌هایی که در سطح شهر وجود دارد و وضعیت مناسبی ندارد و یا این‌که توسط بنگاه‌های دیگر خریداری و تخریب می‌شود با وسواس بیشتری نگاه می‌کند.  شورا می‌خواهد در حد توان و متناسب با بودجه خود در بخش‌هایی که جزو آثار میراثی شهر است با هماهنگی میراث فرهنگی و یا جاهایی که ثبت ملی نشده‌اند اما برای مردم به دلیل این که محل زندگی بزرگان این خطه بوده‌اند اهمیت دارند،  وارد شود و آن‌ها را به تملک درآورد و  بناها را به موضوعاتی که به آن‌ها تعلق دارد اختصاص دهد.

 

در زادروز نودسالگی ابتهاج (ششم اسفند) نیز نامه‌ای به همین منظور  توسط جمعی از اهل فرهنگ‌ و فرهنگ‌دوستان رشت برای حفظ خانه پدری سایه نوشته شد.

 

همچنین درباره سرنوشت خانه پدری هوشنگ ابتهاج در رشت که گزارش آن ششم اسفندماه به مناسبت نودسالگی هوشنگ ابتهاج منتشر شد، رضا علیزاده، مدیرکل میراث‌ فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان، اظهار کرد:  اطلاعاتی درباره پیشینه این‌ خانه بر اساس مستنداتی که در سازمان ثبت اسناد استان وجود داشت، پیدا شده که آن‌ها را به سازمان مرکزی ثبت آثار تاریخی در تهران فرستاده‌ایم و بخش‌های مربوط به استان انجام شده است.

 

مرتضی عاطفی، شهردار منطقه دو رشت، نیز درباره آخرین وضعیت خانه ابتهاج گفت: قدم اول این است که باید ثبث میراثی شود. در این‌که این‌ خانه زادگاه ابتهاج  و گلچین گیلانی بوده است شکی وجود ندارد. خود آقای ابتهاج هم بارها این موضوع را تأیید کرده‌اند. 

 

او با بیان این‌که قدمت اولیه خانه بالغ بر ۱۲۰ سال است، افزود: این خانه به مرور زمان دستخوش تغییراتی شده که این موضوع کاملا طبیعی است. این خانه زادگاه دو شخصیت برجسته ادبیات ما است، بویژه ابتهاج که می‌توانیم بگوییم بزرگ‌ترین شاعر معاصر ما است. فکر می‌کنم میراث فرهنگی  باید توجه بیشتری به این خانه داشته باشد و هرچه سریع‌تر تکلیف آن را مشخص کند. تا زمانی که این خانه ثبت میراثی نشود، نمی‌توان اقدامی درباره آن انجام داد. متأسفانه تلاش‌های گروه‌های مردم‌نهاد و دوستداران فرهنگ تا الان بی‌نتیجه بوده است.

 

کد خبر: 832

 
منتشرشده در گزارش

چهل و دومین شب شاعر، پاسداشت ایرج قنبری عصر روز گذشته در نخلستان اوج برگزار شد.

به نقل از روابط عمومی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، در این مراسم که با حضور چهره‌های فرهنگی و ادبی برگزار شد، ابتدا بابک نیک‌طلب، سردبیر مجله رشد و شاعر کودک و نوجوان تواضع و فروتنی را مهم‌ترین ویژگی قنبری دانست و او را معلمی ماندگار خواند که هر چند هیچ‌وقت آموزگار رسمی آموزش و پرورش نبوده، ولی همواره ردای معلمی بر تن داشته است.

 

نیک‌طلب درباره شعر قنبری نیز گفت: او شاعری کم‌ادعا است که علاوه بر شعرهای نیمایی و غزلیات بسیار خوب، در زمینه ترانه‌سرایی هم بسیار موفق بوده و شعرهایش هم بخصوص در غزلیات، سهل و ممتنع است. چه آن‌که این قالب شعری سرشار از خیال‌انگیزی و آرایه است.

 

ضیاءالدین خالقی هم با خواندن یادداشتی با عنوان «شکوه سادگی»، شعر قنبری را سرشار از تخیل‌های درخشان و بکر اما در عین حال ساده و بسیط دانست و رابطه قنبری با سلمان هراتی را یک رابطه متقابل و تاثیرپذار دوسویه توصیف کرد.

 

خالقی در یادداشت خود ترانه‌سرایی قنبری را نیز ستود و از آن با توصیف ترانه‌سرایی سالم و فاخر یاد کرد.

 

همچنین عباس براتی‌پور درباره رابطه‌اش با ایرج قنبری خاطرنشان کرد: ما از جوانی با هم بوده‌ایم و آن‌چه من در این سال‌ها از قنبری به یادگار دارم مهربانی و تبسم همیشگی اوست.

 

براتی‌پور ادامه داد: او به گردن خیلی از ما حق دارد و کسانی مانند من هیچ‌گاه محبت‌های او را فراموش نمی‌کنند.

 

نغمه مستشارنظامی نیز قنبری را جزو طلایه‌داران شعر انقلاب دانست و ادامه داد: ایشان به ما آموختند که نگاه متعهد و شاعرانه به دنیا داشته باشیم. ایشان آموزگاری هستند که رنگ تکبر در منش‌شان دیده نمی‌شود.

 

 

سیدحمیدرضا حسینی مسئول استان‌های مرکز موسیقی صدا و سیما هم شعر قنبری را محتوایی مهربان با ساختار انسانی و مورد تایید اهل ادبیات توصیف کرد و گفت: قنبری از نسل اول موسیقی‌شناسان بعد از انقلاب است. ما شاعرانی که در زمینه ترانه‌سرایی ضعیف ظاهر شده باشند کم به خاطر نداریم ولی قنبری از جمله شاعرانی است که در زمینه ترانه‌سرایی هم بسیار موفق عمل کرده و ترانه‌هایش مطلوب و شایسته بوده است.

 

قطعات موسیقی که بر اساس ترانه‌های ایرج قنبری ساخته شده در این مراسم به اجرا درآمد.

 

در پایان مراسم نیز ایرج قنبری گفت: من شاگرد کوچک استاد محبت هستم و بهانه حضورم در صدا و سیما هم استاد معلم بودند.

 

پایان‌بخش چهل و دومین شب شاعر تقدیر و تجلیل از مقام ادبی ایرج قنبری بود که با تقدیم هدایا و لوح تقدیر به او و همسرش به انجام رسید.

 

چهل و دومین شب شاعر با حضور کامران شرفشاهی، شیرینعلی گلمرادی، منوچهر علی‌پور، محمدباقر سیدی و... همراه بود.

 

کد خبر: 831

منتشرشده در گزارش

عمید صادقی‌نسب هنرمند حوزه ادبیات و موسیقی در ۴۲ سالگی درگذشت.

 

علی جهانگیری، شاعر و دوست صادقی‌نسب، با تأیید خبر درگذشت این شاعر و ترانه‌سرا گفت: خانواده صادقی‌نسب ساعت ۵ صبح با من تماس گرفتند و خبر فوت او را دادند. او نزدیک صبح و بر اثر نارسایی کلیه از دنیا رفته و یکشنبه، ششم اسفند در بهشت زهرا تشییع شده است.

 

او همچنین گفت: عمید در رشته موسیقی تحصیل کرده بود و از سال ۱۳۷۲ شعرهایش در نشریات منتشر می‌شد. او با روزنامه‌های ایران، ستاره صبح و  صدای ملت همکاری داشت. مدتی نیز دبیر نشریه کلک بود. همچنین از سال ۸۱ تا ۸۶ با رادیو و تلویزیون همکاری داشت. سال ۸۷ نیز سه کتاب به نشر افراز داد که غیرمجاز اعلام شد و چاپ نکردند؛ او هم دیگر پیگیری نکرد. آلبوم موسیقی او نیز «شنیدن سکوت» نام داشت که در سال ۹۲ منتشر شد.

 

جهانگیری در ادامه بیان کرد: با او که در ارتباط بودم بیشتر موسیقی تدریس می‌کرد، البته با روزنامه‌ها نیز همکاری داشت. به خاطر این‌که به کارهایش مجوز نمی‌دادند از وضعیت موجود بسیار ناراحت بود.

 

عمید صادقی‌نسب متولد اول اردیبهشت سال ۱۳۵۴، فعالیت شعری خود را از دهه ۷۰ آغاز کرده بود. از آثار او می‌توان به  «خودم را از چشم تو می‌بینم»، «کاکتوس روبان‌زده»،  «چنگیز زنده است هنوز»،  «پیامبری نشسته بر کنده بلوط»، «قانون آرامش» و «پرده گوش من از پنجره آویزان است» اشاره کرد.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

کد خبر: 830

 

منتشرشده در گزارش

برگزیدگان دوازدهمین جشنواره شعر فجر معرفی شدند. هیات داوران دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، نتایج داوری آثار این دوره را به شرح ذیل اعلام کرد:

 

شعر کودک و نوجوان:

هیات داوران این بخش، متشکل از سودابه امینی، دکتر حسین تولایی و مریم هاشم‌پور، در این بخش دو اثر را شایسته تقدیر دانست:

 

«دوتا سیب شیرین» نوشته خاتون حسنی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

«کلید، کلید، دسته کلید» به قلم اکرم کشایی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

شعر بزرگسال:

هیات داوران این بخش، متشکل از دکتر اسماعیل امینی، غلامرضا طریقی و مصطفی علیپور، کتاب «صدای زنگِ در آمد» به قلم رویا شاه‌حسین‌زاده از نشر نیماژ را به عنوان اثر برگزیده جشنواره انتخاب کردند.

 

درباره شعر:

هیات داوران این بخش، متشکل از دکتر محمدرضا سنگری، دکتر مریم جلالی و دکتر عبدالحمید ضیایی، دو اثر را به صورت مشترک به عنوان آثار برگزیده این بخش انتخاب کردند:

 

«در پی آن آشنا» به قلم سید محمد راستگو از نشر نی

«صدسال عشق مجازی» نوشته محمود فتوحی از انتشارات سخن

 

ناشر برگزیده حوزه نشر شعر:

همچنین با نظر هیات داوران دوازدهمین جشنواره شعر فجر، انتشارات مروارید به عنوان ناشر برگزیده حوزه نشر شعر انتخاب شد.

 

کد خبر: 829

 

 

 

منتشرشده در گزارش

 

گروس عبدالملکیان در نشست خبری جایزه شعر «بهاران»، شعر را حسودترین معشوقه دنیا خواند و گفت در این جشنواره شعر وسیله نیست بلکه هدف است.

 

به نقل از روابط عمومی موسسه بهاران، در نشست خبری نخستین جایزه شعر «بهاران» که در موسسه بهاران برگزار شد گروس عبدالملکیان، دبیر جایزه شعر بهاران، درباره این جایزه ادبی گفت: حدود یک سال پیش با رئیس مؤسسه بهاران و دیگر دوستان دست‌اندرکار موسسه گفت‌وگویی داشتیم؛ قرار شد در کنار فعالیت‌های ادبی این موسسه، برای حمایت از استعدادهای شعر و ادبیات دو جایزه را راه‌اندازی کنیم که یکی به داستان اختصاص داشته باشد و یکی به شعر.

 

او افزود: مساله اساسی جایزه شعر بهاران این است که یک جنبه مکمل دارد و فعالیت‌های علمی و ادبی موسسه را تکمیل می‌کند. تفاوت اصلی این جایزه با دیگر جوایز حوزه شعر نیز به این دید برمی‌گردد که شعر حسودترین معشوقه دنیاست یعنی اگر شاعری شعر را به خاطر جایزه، مقام و جایگاه بخواهد و هر کدام از این مولفه‌ها را در نظر داشته باشد شعر اندک اندک از او خداحافظی می‌کند و می‌رود، مگر این‌که آن مقولات را به خاطر شعر بخواهد. نگاهی که ما در این جایزه داریم این است که شعر وسیله نیست بلکه هدف است.

 

دبیر جشنواره شعر بهاران با اشاره به انتشار کتابی مشترک برای برگزیدگان این جشنواره بیان کرد: مسئله اصلی ما در جایزه ادبی بهاران، خروجی است؛ اینکه خروجی جشنواره علمی، ادبی و کاربردی باشد. از این جهت می‌خواهیم حمایت‌ها را از جایزه ادبی بهاران انجام دهیم.

 

عبدالملکیان در ادامه گفت: ما جایزه شعر بهاران را با این نیت راه‌اندازی کردیم که بتوانیم برای برگزیده‌ها، دوره‌ها و سفرهای فرهنگی برپا کنیم، کتابی از مجموعه آثارشان منتشر کنیم و پس از مدتی آثار مستقل‌شان منتشر شود.  رویکردمان هم یک رویکرد حمایتی است و مساله ما این است که خروجی‌های ادبی‌مان کاربردی باشند.

 

در ادامه این نشست، ابوالفضل بانی، مدیر موسسه بهاران، گفت: پنج سال است موسسه بهاران بخشی از دغدغه‌های خود را روی داستان و شعر متمرکز کرده است به همین دلیل گفتیم محصولاتی که تا امروز گردآوری کرده‌ایم پیش روی داوران این جایزه بگذاریم.

 

 

او اظهار کرد: تفاوت کوچک این جایزه با دیگر جشنواره‌های شعری کشور این است که ما به تنهایی برگزارکننده هستیم و توقعی هم نداریم یعنی به قدر بضاعت‌مان کار می‌کنیم و امیدواریم بتوانیم ادامه دهیم.

 

در بخش دیگری از این نشست عبدالملکیان در پاسخ به سوال خبرنگاران گفت: ما از حجم کمی و کیفی آثار واصله غافلگیر شدیم؛ بیش از ۶۰۰ نفر و در مجموع بیش از ۳۰۰۰ اثر در این جایزه شرکت کرده‌اند و آثار در سه مرحله بررسی شدند. در مرحله مقدماتی شعرهای متوسط و ضعیف کنار گذاشته شدند و ۱۰۰ نفر به مرحله بعدی رفتند. از بین این ۱۰۰ نفر هم ۳۰ نفر نامزد نهایی شدند. اعلام اسامی این نامزدها در روز اختتامیه خواهد بود، با توجه به رویکرد حمایتی که به آن اشاره کردم از منظر ما این ۳۰ نفر برنده هستند یعنی از آن حمایت‌ها برخوردار خواهند بود و آثارشان منتشر خواهد شد. اما چون عنوان جایزه بر پیشانی فعالیت ماست از بین این ۳۰ نفر ۵ برنده و ۵ برگزیده معرفی خواهند شد که تندیس و مبلغی به آن‌ها تعلق خواهد گرفت.

 

دبیر جایزه شعر بهاران اظهار کرد: کیفیت و کمیت آثار ارسالی به جایزه شعر بهاران خوب بود. بسیاری از دوستان صاحب کتاب که در موسسات انتشاراتی مانند چشمه، مروارید، نیماژ و چندین نشر دیگر کتاب منتشر کرده‌اند، در این جایزه ادبی شرکت کردند. با استعداد های تازه‌ای برخورد کردیم که نام‌شان به گوش‌مان نخورده بود. سال اول جایزه را به این شکل تعریف کردیم و جشنواره صرفا در حوزه شعر نیمایی، آزاد و سپید برگزار شد. موضوعیت خاصی نداشتیم.

 

عبدالملکیان در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت:‌ خوشحالیم که در نخستین دوره این جایزه، شاعران استخوان‌دار و حرفه‌ای در کنار شاعران مبتدی و جوان در جایزه حضور دارند. در سال اول به بررسی شعر نو (نیمایی، سپید و آزاد) پرداختیم اما این امکان وجود دارد که در سال‌های آینده قالب‌های دیگر را بررسی کنیم.

 

اختتامیه اولین جشنواره شعر بهاران روز سه‌شنبه ۸ اسفند، ساعت ۱۸ در سالن ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 828

منتشرشده در گزارش

همزمان با نودمین زادروز امیرهوشنگ ابتهاج، کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه» به قلم مهدی فیروزیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران از سوی انتشارات هنر موسیقی منتشر شد.

 

«سایه» شاعر و ترانه‌سرای نامدار، یکی از مدیران تأثیرگذار رادیو در بخش موسیقی ایرانی بوده است و اطلاعاتی وسیع در عرصه موسیقی دارد که این اطلاعات به شکل‌های مختلف در شعرش هم ظاهر شده است.

کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه» اولین جلدِ منتشرشده از طرح پژوهشی پنج‌بخشیِ «سایه و موسیقی» از مهدی فیروزیان است که به‌مناسبت نودسالگی سایه به او تقدیم شده است. جلدهای دیگر این طرح پژوهشی که در آینده به چاپ خواهند رسید، از این قرارند: «شعر سایه در موسیقی ایرانی»، «گل‌های تازه»، «گلچین هفته» و «ترانه‌سرایی سایه».

 

در آغاز این کتاب، سالشماری دقیق با ذکر رویدادهای کوچک و بزرگ هنری، ادبی، کاری و خانوادگی در زندگی نودساله سایه ترتیب داده شده است. سپس مقدمه‌ای در شناخت کلی سایه و موضوع کتاب آمده است. جز سالشمار و مقدمه کتاب دارای دو فصل اصلی و دو بخش فرعی است.

 

فصل اصلی اول «فرهنگ بسامدی واژه‌های موسیقایی» نام دارد که قصد از نگارش آن فهم دقیق اشارات موسیقایی شعر سایه است. نویسنده در این بخش، همگی ابیات دارای اصطلاحات و واژه‌های مربوط به هنر موسیقی را با تنظیم تاریخی از مجموعه اشعار سایه (کتاب‌های سیاه‌مشق، تاسیان، بانگ نی) بیرون کشیده و واژه‌ها و اصطلاحات موسیقایی را شرح کرده است. در این فصل هم کلید فهم بیت‌های مربوط به موسیقی در شعرهای سایه به دست مخاطب داده شده است و هم گزیده‌ای موضوعی از شعر او به وجود آمده است که فارغ از بحثِ شرح و توضیح، برای دوستداران شعر معاصر خواندنی است. جهت مزید فایده در این فصل هرجا اصطلاح یا واژه موسیقایی معنی ایهامی دیگری غیر از معنای موسیقایی هم داشته نویسنده آن را متمایز کرده است.

 

بعد از فصلی که مربوط به درک و دریافت شعرهای ابتهاج بود، فصل اصلی دوم مربوط به «ایهام‌های موسیقایی» است و با تأکید کردن بر شناخت زیبایی‌ها و آرایه‌های بدیع معنوی، مکمل فصل اول محسوب می‌شود. فیروزیان در این بخش ایهام‌ تناسب‌های موسیقایی شعر سایه را شرح داده است. او ارتباط مخفی میان کلمات را که از راه ایهام تناسب بر اساس «اعلام موسیقایی» «سازها»، «دستگاه‌ها»، «گوشه‌ها» و «سایر اصطلاحات موسیقی» در شعرهای سایه به وجود آمده‌اند، با ابزار نقد بلاغی شناسایی کرده و با توصیف و تحلیل آنها زیبایی شعر او را نمود بیشتر بخشیده است.

 

پس از دو فصل اصلی کتاب، ‌دو بخش فرعی آمده است. نخستین بخش، «حوزه‌های معنایی» است که نویسنده در آن با رسم‌ جدول‌هایی آماری و مستند، واژه‌ها و اصطلاحات مذکور در فصل «فرهنگ بسامدی» را طبقه‌بندی کرده است و بسامد کاربرد هر یک را نشان داده است. در بخش دوم نیز نمایه‌ای از «سروده‌های سایه» ترتیب داده است و تمام شعرهای ابتهاج را با تفکیک قالبِ شعری و تعدادِ دفعاتی که سایه از هر قالب بهره برده، همراه با ذکر نام شعر و مصرع نخست آن، تعداد ابیات، محل و تاریخ دقیق سروده شدن اشعار معرفی کرده است.

 

کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه» از سوی انتشارات هنر موسیقی در ۲۶۲ صفحه با قیمت ۲۵ هزار تومان به بازار کتاب عرضه شده است.

 

کد خبر: 826

 

 

منتشرشده در گزارش
شنبه, 05 اسفند 1396 ساعت 11:08

معرفی شاعر هفته؛-نوشین درخشانی-

نوشین درخشانی متولد ۱۳۶۵ با نام هنری  رها است که از سنین نوجوانی تحت تأثیر افکار پدر علاقمند به شعر و ادبیات شد. با در نظر گرفتن اینکه تحصیلات این شاعر در رشته ی مهندسی معماری است و اساس این رشته که ریشه در فرهنگ و هنر دارد در سرودن و طراحی چارچوب اشعار سهم بسزایی ایفا نموده است. اولین مجموعه ی شعر درخشانی با عنوان «گل سرخم را بپذیر» در قالب شعر سپید و مینیمال است که به همت انتشارات ایده ماندگار منتشر شده است.

 

این کتاب یکصد صفحه ای به تازگی در هزار نسخه و قیمت 75 هزار ریال توسط انتشارات ایده ماندگار منتشر شده است.

 

.

 

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

مجموعه شعر «آدمها با مرگ شاعر می‌شوند» اثر معصومه درفشیان به همت انتشارات فصل پنجم منتشر شده است.

در همین راستا دو تن از شاعران سپید سرا و افرادی که در این حوزه صاحب نظر هستند، یادداشت هایی را برای آن نوشته و آن را در اختیار تارا قرار داده اند.

یادداشت های جمال بیگ و کیانوش خان محمدی را در ادامه می‌خوانید:

 

جمال بیگ: شعر در هر زمان و مکان، تعریفی متفاوت دارد و شاعر کسی است که در زمان و مکان متوقف نشود، این مساله را می‌توان در جای جای کتاب «آدمها با مرگ شاعر میشوند» دید. معصومه درفشيان در این مجموعه نشان داد، شاعری است که متوقف نمی شود.


نام کتاب «آدمها با مرگ شاعر میشوند» خودش به تنهایی یک شعر است زیرا اگر رسالت شعر را ساخت معنا( و نه ایجاد معنا) بدانیم، همین نام به تنهایی ساخت معنا می نماید.

در شعر «چه میگوییم» مهم نیست، «چگونه گفتن» مهم است. در جهان تکنولوژی امروز ، دسترسی به معناهای اماده، آسان است، اما ساخت معناهای جدید، تنها موردی است که صرفا به عهده ی شاعران است. شاعر است که جهان را می آفریند و به جهان در حوزه ی زبان و معنا، می‌افزاید. و این کاری است که معصومه درفشیان در کتابش انجام داده و مخاطب را مدام با جهان های جدید و معناهای جدید روبرو می‌کنند.

«معصومه درفشیان» در ساخت زمینه و پیش زمینه (که در شعر امروز بسیار دارای اهمیت است)بسیار موفق است. مانند مثالی که با چرخش کلید، جهان را می چرخاند.

...کلید را می چرخانی
جهان میچرخد...

کیانوش خان محمدی: ارایه های ادبی، موردی است که همه ی شاعران از آن آگاه هستند و استفاده میکنند. اما آنچه تفاوت ایجاد میکند (بین شعرهای مختلف حتی با کشف یکسان)، قطعا اجرا است.
چهار عنصر مهم در اجرا عبارتند از فرم، زبان، ریتم و ساختار.


هر چند در بیشتر محافل ادبی، این ترتیب متفاوت است و بیشتر به زبان اهمیت میدهند بعد فرم و بعد ساختار و در نهایت (بسیار معدود) به ریتم اهمیت میدهند. که اتفاقا مهم ترین تاثیر هراثر هنری ائم از موسیقی و نقاشی و تاتر و ادبیات و ... ریتم است.

توجهاتی که «معصومه درفشیان» به فرم و ساختار شعر دارد بسیار حایز اهمیت است. خصوصا در نیمه ی ابتدایی کتاب ، توجه شاعر به فرم بسیار مشهود است. به طور مثال در سه سطر اول کتاب:
١. سالها آلزایمر گرفته اند
٢. روزها فراموشی
٣. ماه نامش را هم از یاد برده است.

شاعر در سه سطر، فرم شعر را شکل میدهد و بعد جهان خودش را وارد میکند. «درفشیان» اصولا از امور محسوس شروع کرده و بعد جهان خودش را دخالت داده و وارد دنیای تخیل می‌شود.

فرم، حلقه ی مفقوده ی شاعران سپید سرایی است که صرفا در سطح ابتدایی شعر و کشف باقی مانده اند. همانطور که در شعر کلاسیک ابتدایی ترین عامل پیوند شعر، وزن است در شعر سپید نیز،فرم همین رسالت را به عهده دارد(قبل از آنکه وارد ساختار شویم )
به واقع این مجموعه پیشنهاد استفاده از فرم را حتی به شاعران دیگر نیز ارایه می دهد.
فرم و ساختار واحد است که باعث می شود شعر بلندی که در چند صفحه ارایه میشود، مشخصا نشان دهنده ی یک واحد شعر بلند باشد، نه تکه های کلاژ شده .
البته شاعر در ایجاد فرم ها ی مختلف، خلاقیت کمتری نشان داده و فرم های جدید تر و ابداعی کمتر می بینیم.

استفاده از بازیهای زبانی موفق را (درست شبیه تمام مجموعه های این روزگار)کمتر میبینیم. چرا که زمانه ای است که شعر مسیرش را از بازیهای زبانی جدا کرده است.

دیالوگ های در خدمت اجرا و تغییر زبان از معیار به محاوره و برعکس، رنگ و لعاب هایی است که اجرای مجموعه ی «ادمها با مرگ شاعر ميشوند» را موفق نموده است.

دوری «معصومه درفشیان» از کلیشه های معمول و ساختار های زبانی رایج، از نکات مثبت کتاب است. زبان در کتاب بسیار محکم است، حتی در ساختار های علت و معلولی.

«درفشیان» شاعر استراتژیک است و میتواند شعرهای بلند بنویسید هر چند که کمتر ما را وارد دنیایی کاملا نامتعارف مینماید.
جهان بینی غالب «معصومه درفشیان» گاهی بر شاعرانگی اش میچربد. و این نکته ایست که خصوصا در شعرهای نیمه ی دوم کتاب، بیشتر مشهود است.

اما ریتم در این مجموعه هم مثل بیش از ٩٠درصد مجموعه های این روزگار، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

جمال بیگ و کیانوش خان محمدی/ اسفند 96

منتشرشده در یادداشت هفته

نخستین آلبوم «حمیدرضا قربانی» با نام «اوج» منتشر شد. این آلبوم 8 قطعه دارد که آهنگسازی آن‌ها بر عهده «کاوه یغمایی» چهره سرشناس موسیقی راک کشور و «حمیدرضا قربانی» بوده است. تنظیم‌های قطعات نیز توسط کاوه یغمایی صورت گرفته و «سیروان خسروی» نیز تنظیم قطعه «اوج» از این آلبوم را بر عهده داشته که در هفته جاری به‌صورت تک‌آهنگ از «تماشاخانه» سایت موسیقی ما منتشر شده بود.

در همین راستا با خواننده این آلبوم به گفتگو نشستیم تا از وی بیشتر بدانیم:

 

خودتان را معرفی کنید?

حميدرضا قرباني هستم ٢٨ساله و حدودِ ١٥ سال است كه در موسيقي فعاليت مي‌كنم

 

 

- از البوم "اوج" بفرمایید و اینکه چرا انتشار البوم مدت زمان زیادی طول کشید?(موانع و مشکلاتی که برای اوج وجود داشت)

 

براي بيشتر فعالان در موسيقي طولاني شدن زمان توليد آلبوم يك امر عادي است،خيلي مسائل مانند اختلاف سليقه، مناسب نبودن ترانه البته نه از لحاظ ساختار اصولي و چندين و چند بار ميكس شدن آلبوم براي بهتر شدن كيفيت مواردي هستند كه زمانِ زيادي ميگرند و فكر ميكنم من جزو خوانندگاني بودم كه در زمينه اخذ مجوز بسيار زمان كمي گذاشتم و اين را مديون رضا كريمي تبار مديريت نشريه كوك هستم و كنار تمام اين مسائل مشكلات پيش بيني نشده اي هم وجود دارد كه در زندگي هر شخصي طبيعتاً پيش مي‌آید.

 

- همکاری با کاوه یغمایی چگونه بود و چه تجربیاتی برای شما به همراه داشت?

 

يكي از اتفاق هاي بزرگي كه در زندگي من افتاد همین بود. کاوه یغمایی بي اندازه خوش رو و بي اندازه فروتن، البته من تنظيم كننده اي نديدم كه در زمان كوتاه و يا در زمان مقرر قطعه يا بدتر از آن يك آلبوم را آماده كند كه در مورد استاد كاوه يغمايي كاملاً به وی حق ميدهم چون  افراد زيادي هستند در دنياي هنر كه خواستار همكاري با وی هستند. من درك ميكنم كه او يك نفر است و خواهان همكاري با يغمايي چندصد نفر.

آموزش هايي كه در طول ساخت آلبوم از وی نصيب من شد و دوره هاي آهنگسازي و گيتار كه در حضور وی گذراندم باعث پيشرفت زيادي در فعاليت هاي من شد.

 

 

 

 

 

 

شما به عنوان آهنگساز، سبک راک را چگونه از سایر سبک ها جدا می‌کنید و اساسا معیار انتخاب شعر و ترانه برای چنین سبکی چه چیزهایی است?

 

سبك راك يكي از گسترده ترين سبكهاست و همانطور كه ميدانيد در هر كشور يك رنگي به خودش گرفته، به قول يكي از موزيسين هاي داخلي كه گفتند راك ايرانيزه كار ميكنند. در واقع اكثر دوستاني كه در ايران به اسم راك كار ميكنند موزيك پاپ توليد ميكنند و محدود كساني كه راك كار ميكنند به انگ كپي كردن متهم ميشوند كه در واقع راك درست همين است. چون اگر ما شاخ و برگ اضافه به اين سبك ندهيم مسلماً خيلي از كارهاي راكِ واقعي به هم شبيه ميشوند.

ترانه در اين سبك ها معمولاً بايد اعتراضي باشد كه بنا به دلايلي نمیتوان در ايران خيلي زياد در اين مورد فعاليت كرد.

 

 

- سلیقه امروز مخاطب با چند سال پیش چه تفاوتی کرده? گو اینکه با وجود گستردگی شبکه موسیقی در کشور این موضوع برای آهنگسازان بسیار حائز اهمیت است.

 

 داغ دل يك جماعت همین است. يك جمله زيبا از نيما مسيحا شنيدم كه گفت من موزيك مصرفي كار نمي‌كنم. موزيك فاخر گاو نر ميخواهد و مرد كهن. چون بايد چندين سال هزينه هاي سنگين پرداخت كرد تا شايد به اندازه ٥ ماه فعاليت در موزيك هاي امروزي پيشرفت كرد و شنيده شد ولي تفاوت موزيك هاي فاخر با موزيك هاي مصرفي ماندگاري آنهاست و اين امر مهمترين مسئله براي يك هنرمند واقعي است كه نخواهد فقط در مدت محدودي ديده و آتش شهرتش رفع شود كه البته امروز شاهد بيشمار تشنه شهرت هستيم.

كاش سليقه هاي امروزي با يك جادو عوض مي‌شد كه اينقدر در زمينه موسيقي پايين نرويم.

 

 

- شما در همه سبک های موسیقی فعالیت کردید. کدام سبک برای شما در حیطه آهنگسازی پر رونق تر بوده و با استقبال بیشتری روبرو شده است؟

 

موزيك هاي امروزي يا بهتره باز هم بگویم موزيك هاي مصرفي بيشترين درامد را دارد و به مراتب در مرحله توليد خيلي آسانتر هستند ولي موزيك هاي آكوستيك در سبكهاي متفاوت هم زمان بيشتري ميبرند هم هزينه بيشتر و هم سختي زياد در مرحله توليد. تمام اينها باعث ميشوند كه روي موزيك آكوستيك حساستر شوید و هرچه در توان داريد خرج  موزيك كنيد.

 

کد خبر: 825

 

منتشرشده در گفتگو

نشست نقد و بررسی مجموعه «پیراهنی پر از سپید» اثر فاطمه گیلانی در کانون ادبی خاوران برگزار شد.

 

این نشست با حضور شاعران و منتقدانی چون اصغر علی کرمی، سعیده اصلاحی، عباس صادقي ، محسن محمدی، صابر سعدی پور، سارا بهرامی، اعضای کانون خاوران و با اجرا و دبیری حمیدرضا شکارسری برگزار شد.

 

مجموعه « پیراهنی پر از سپید» در 96 صفحه به همت انشارات آوای کلار منتشر شده و دارای سه بخش است: بخش اول بي نام ، بخش دوم با نام درخت ها و بخش سوم با نام سنگ ها آمده است .

 

اصغر علی کرمی اولين منتقد این کتاب درخصوص این مجموعه گفت: بخش اول عنصري مرکزی دارد که با مضمون خانواده است. درگیری شاعر با کلماتی چون پدر، مادر، گیلان، تهران و.... به وفور به چشم می‌خورد.

 

کرمی ادامه داد: از نظر من شاعر زندگی خود را سروده، وابستگی خود را به ادبیات پشت سر می‌گذارد و زندگی خود را نشان میدهد.

 

وی در پایان افزود: گیلانی به دنبال کلیشه ها و تعریف شده ها نیست. در شعر او عناصر کهن الگویی بسیار تکرار شده و لازم است بگویم در اين مجموعه درگیری زباني و بازی زبانی نیز خیلی به چشم نمی‌خورد.

 

حمیدرضا شکارسری نیز در کسوت منتقد  به «پیراهنی پر از سپید» اشاره کرد و گفت: متن های این کتاب به شدت درون زا هستند. این کتاب به راحتی شخصیت راوی را نشان می‌دهد. شعرهاي اين كتاب همچون قطعات پازل يكديگر را تكميل كرده و به آن تابلوي نهايي مي رسند كه شخصيت راوي ست . با اين حال نه از راه شناخت شاعر بلكه از بررسي تناسبات درون متنی به این نتیجه می‌رسیم که شاعر در بخش اول مشغول ریشه یابی خويشتن خويش است ، در بخش دوم به درخت مي رسد که ريشه هاي خود را شناخته است و در بخش سوم به سنگ ها مي رسد که محکم و استوار در جاي خود ايستاده اند .

 

شکارسری افزود: عنصر بعدی قابل تامل در اين مجموعه درون زایی متن ها است. اين درون زايي به پدايش فرم انجاميده است و در همين رهگذر ردپایی از انواع تکرار ها در این اشعار وجود دارد. از تكرار هجاها كه در پي ايجاد موسيقي ست گرفته تا تكرار كلمات و سطرهايي كه به شعرها فرم مي بخشند .

این منتقد اضافه کرد: کاملا مشخص است که این اشعار  فرم دارند و کاملا مهندسی شده هستند. ارجاعات اجتماعی و سیاسی در این اشعار کم است. گویی تمام محیط شعر در خانه و پیرامون خود شاعر می‌گذرد. شعر به نوعی روزمره اما در نقد روزمرگی است.

 

وی در پایان نیز گفت: اشعار عاشقانه در این مجموعه کم، اصالت جویی در این اشعار به وفور به چشم می‌خورد و در اين راستا با مجموعه ای یک دست طرف هستيم .

آخرين منتقد اين جلسه خانم سعيده اصلاحي در نقد و بررسي اين مجموعه چنين گفت : در این کتاب خبری از عشق ورزی های معمول و دلبری های زنانه و قهر و آشتی و گله نیست برعکس ، حضور محکم و مردانه ی زنی حس می شود که در خودش قدم می زند و از هر درخت و سنگ و صخره ای  سراغ خودش را می گیرد و  در مسیر معقول و صمیمانه ی کلمات ، مخاطب را برای درک مفاهیم با خودش همگام می کند.

پیراهنی از ابرها داشتم ، باد اگر بودم

پیراهنی از برف ها،  کوه اگر بودم

باد نیستم ، کوه نیستم ،

 سنگی صیقل خورده ام در مسیر رود

و هنوز که هنوز است ، سنگی در مسیر رود صیقل می خورد...

شاعر با توجه به ظرفیت های زبانی و درآمیختن آن با توانمندی شاعرانه ی خود ، تلاش کرده است تا نگاه و زبانی منحصر به فرد داشته باشد و به گونه ای ببیند که دیگران ندیده اند وجهان بینی اش را در نهایت سادگی به مخاطب منتقل کند. سادگی هایی که لباس شعر پوشیده اند و به  آفت  پیچیدگی های غیرمعمول و روایت های چند لایه ی مدرن نمایانه مبتلا نشده اند. دغدغه های اجتماعی شاعر کمرنگ است  و شاید هم  تعمدا زبان به اعتراض نگشوده چون هنوز درپی یافتن خویش است و پاسخ دقیق و روشنی برای  چیستی ها و چرایی ها پیدا نکرده است . به همین دلیل هنوز در مدار خانه و خانواده میچرخد و پدرانه هایش  را در سایه ی دلبستگی هایی عمیق  می سراید.

بی تو – ص47

پدر و پیراهن هایش

پدر و کفش هایش

دارم قدم به قدم به تو شبیه تر می شوم

و هرچه پیراهن پاره می کنم

از دختری که پاره ی تنت بود دور و دورتر...

بی تو

بی تو

بی تو

فاطمه ، فاطمه نیست...

  درکنار ایجاز و رعایت فشردگی معنا که از محاسن آشکار این مجموعه محسوب می شود ، باید گفت  تمامی شعرها به لحاظ معنایی ، زبان و دیدگاه تقریبا در سطوح نزدیک به هم قرار دارند و فراز و فرود  چشمگیری مابین آنها نیست .

 

 

سعیده اصلاحی نیز یادداشتی درخصوص «پیراهنی پر از سپید» فاطمه گیلانی در اختیار تارنا قرار داده که در ادامه می‌خوانید:

 

" پیراهنی پر از سپید " در تمام سطرهای 45 شعرخود به دنبال یافتن پاسخ  پرسشی دیرینه و آشناست : " از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهرچه بود؟"

 

-       آبادی- ص41

 

-        تهران

 

-       ارزانی همان گسل

 

-       که زیر پایش نشسته بود

 

-       به آبادی برمی گردم

 

-       جایی که پدرانم را هیچوقت خانه خراب نکرد

 

" که" بودن و " کجایی " بودن  با عبارت سازی ها و خلق معانی و مفاهیم اثر بخش و شاعرانه به تولد اشعار این کتاب انجامیده اند. سبک روایی شعرها مختص خودِ شاعرند که از زبان زنی " مردصفت " در عین لطافت سخن می گویند. در این کتاب خبری از عشق ورزی های معمول و دلبری های زنانه و قهر و آشتی و گله نیست برعکس ، حضور محکم و مردانه ی زنی حس می شود که در خودش قدم می زند و از هر درخت و سنگ و صخره ای  سراغ خودش را می گیرد و  در مسیر معقول و صمیمانه ی کلمات ، مخاطب را برای درک مفاهیم با خودش همگام می کند.

 

ص 88

 

پیراهنی از ابرها داشتم ، باد اگر بودم

 

پیراهنی از برف ها،  کوه اگر بودم

 

باد نیستم ، کوه نیستم ،

 

 سنگی صیقل خورده ام در مسیر رود

 

و هنوز که هنوز است ، سنگی در مسیر رود صیقل می خورد...

 

شاعر با توجه به ظرفیت های زبانی و درآمیختن آن با توانمندی شاعرانه ی خود ، تلاش کرده است تا نگاه و زبانی منحصر به فرد داشته باشد و به گونه ای ببیند که دیگران ندیده اند وجهان بینی اش را در نهایت سادگی به مخاطب منتقل کند. سادگی هایی که لباس شعر پوشیده اند و به  آفت  پیچیدگی های غیرمعمول و روایت های چند لایه ی مدرن نمایانه مبتلا نشده اند. دغدغه های اجتماعی شاعر کمرنگ است  و شاید هم  تعمدا زبان به اعتراض نگشوده چون هنوز درپی یافتن خویش است و پاسخ دقیق و روشنی برای  چیستی ها و چرایی ها پیدا نکرده است . به همین دلیل هنوز در مدار خانه و خانواده میچرخد و پدرانه هایش  را در سایه ی دلبستگی هایی عمیق  می سراید.

 

بی تو – ص47

 

پدر و پیراهن هایش

 

پدر و کفش هایش

 

دارم قدم به قدم به تو شبیه تر می شوم

 

و هرچه پیراهن پاره می کنم

 

از دختری که پاره ی تنت بود دور و دورتر...

 

بی تو

 

بی تو

 

بی تو

 

فاطمه ، فاطمه نیست...

 

 درکنار ایجاز و رعایت فشردگی معنا که از محاسن آشکار این مجموعه محسوب می شود ، باید گفت  تمامی شعرها به لحاظ معنایی ، زبان و دیدگاه تقریبا در سطوح نزدیک به هم قرار دارند و فراز و فرود  چشمگیری مابین آنها نیست . این سادگی ها اگرهوشمندانه و جریان ساز به کار بروند و در مجموعه های بعدی ردپای پررنگ تری در ذهن مخاطبین به جا بگذارند قطعا  خواهند توانست  زبان شاعر را به نوعی  فردیت بخشیده و هنرش را عیان تر سازند.

سعیده اصلاحی/ اسفند96

 

لازم به ذکر است که نشست های هفتگی کانون ادبی خاوران روزهای یکشنبه از ساعت 16 در فرهنگسرای خاوران برگزار می‌شود و حضور در این نشست ها آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 827

 

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد