انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

 

دومین دوره‌ی مجازی ترانه‌نویسی و نویسندگی با تدریس نیلوفر لاری‌پور و همکاری مصطفی قوانلوقاجار مدیر صفحه‌ی کتابدونی، در قالب یک گروه تلگرامی برگزار می‌شود.

نیلوفر لاری‌پور در خصوص نحوه‌ی برگزاری این کارگاه‌ها به تارنا گفت: کسانی که مایل به شرکت در کلاس‌های ترانه‌نویسی هستند می‌توانند سه‌ نمونه از آثارشان را برای ما ارسال تا پس از بررسی، بتوانند نام‌نویسی کنند.

وی در خصوص اهداف برگزاری کارگاه‌های مجازی گفت: همیشه افرادی که امکان شرکت در کلاس‌های حضوری را نداشتند، از طریق صفحات مجازی آثارشان را برای من ارسال می‌کردند تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد؛ اما حالا این امکان فراهم شده‌ تا افراد از هرکجای دنیا بتوانند در کلاس‌های مجازی شرکت کنند.

 

 

این ترانه سرا تاکید کرد که سن افراد حاضر در این کلاس باید کمتر از 35 سال و با اصول اولیه‌ی ترانه آشنا باشند؛ زیرا در این کلاس، مباحث عروض و قافیه، سبک‌‌شناسی، هماهنگی فرم و محتوا، آرایه‌ها و ... مطرح و آموزش داده می‌شود.

لاری‌پور در ادامه نسبت به دوره‌ی اول این کلاس‌ها ابراز رضایت کرد و گفت: از هنرجوها هم بازخورد خوبی گرفته‌ام و این جلسات را هم برای خود و هم برای آن‌ها مفید می‌دانم و پس از اتمام دوره، از کیفیت کارشان راضی بوده‌ام.

وی در پایان گفت: متقاضیان برای ثبت نام می‌توانند با آی‌دی: @Iranedu تماس بگیرند و اطلاعات لازم را جهت ثبت‌نام جویا شوند.

 لازم به ذکر است که این کارگاه‌ها در هفته‌ی آخر فروردین ‌ماه شروع به‌کار خواهند کرد.

 

کد خبر: 424

خبرنگار: هانیه شالباف

 

 

 

منتشرشده در گزارش

 

آنگاه که می میرم

نامم را بر سنگ گورم ننویسید

اما داستان عشق مرا بنویسید

و بنگارید : اینجا آرامگاه زنی ست که به برگی عاشق بود

و درون دواتی غرق شد

و مرد!         (زنی عاشق در میان دوات ، ص 45)

 

تاریخ عرب پر از جنایت ها و خشونت های بی رحمانه علیه زنان است. از دوره ای که دختران تازه به دنیا آمده زنده به گور می شدند تا به امروز که در برخی از کشور های عرب زنان حق رانندگی ندارند! حال چگونه می توان در این جامعه ی بسته و زن ستیز از نقش بزرگ شاعران و نویسندگان عرب در اعتلای فرهنگ گذشت؟ بزرگانی همچون نزار قبانی، آدونیس، محمود درویش و... در این عصر تلاش های فراوانی در امر بالا بردن سطح فکری جوامع عربی، همسو کردنشان با جهان مدرن و پیشگیری از ایجاد شکاف های طبقاتی در بین توده ی مردم انجام دادند. اما می توان گفت تلاش های غادة السمان در ایجاد یک نگاه نسبتا برابر به زن و توسعه ی روشنفکری در جوامع عربی را کم تر کسی انجام داده بود.

غادة السمان رمان نویس برجسته، روزنامه نگار مشهور و شاعر پر توانی است. در این مقاله سعی شده تنها شعر های وی و اندیشه و نگاهش مورد بررسی قرار گیرد. غاده السمان دارای هشت مجموعه شعر با نام های عشق(1973)، شهادت می دهم بر خلاف باد(1987)، به تو اعلان عشق می کنم( 1976)، زنی عاشق در میان دوات (1995)، غمنامه ای برای یاسمن ها (1996)، ابدیت، لحظه ی عشق ( 1999)، رقص با جغد(2003) و معشوق مجازی (2007) است.

ویژگی مهم اشعار غادةالسمان تزریق اندیشه ی زنانگی در ذهن مخاطب است به نوعی که هیچ ضعفی در اصول این اندیشه نیست. زن در اشعار غادة السمان تمام ویژگی های یک زن عرب را داراست، اما تفاوتی بزرگ در این بین وجود دارد آن هم فریاد و خواسته های به حق شاعر(به عنوان زن عرب) و افکار روشنفکرانه و اگزیستانسیالیسم آن است. شاعران و نویسندگانی مانند غادة السمان در سوریه، فروغ در ایران و ویرجینیا وولف در انگلستان نقاط اشتراک فراوانی دارند. هرچند سطح خواسته ها و میزان تبعیض زنان در طول تاریخ در هر یک از این سه جامعه تفاوت های عمده ای با هم دارد اما نقاط مشترکی زیادی در قلم و نوع اندیشه ی این سه نویسنده دیده می شود.

بی شک به دلیل اشتراکات فرهنگی و سیاسی کشور های عرب و ایران شباهت های غادةالسمان و فروغ در اشعارشان قابل تعمل است، هر دو به نوعی آغازگر یک ویژگی ادبی در هر دو کشور شدند. ویژگی ای که در اصطلاح به ادبیات زنانه معروف است. البته منظور از این ویژگی به هیچ وجه اروتیسم زدگی در شعر نیست. در حالت کلی اگر نگاهی به آثار درخشان زنان در چند سال اخیر در حوزه ی شعر و رمان بیاندازیم، آثاری موفق بوده اند که روحی زنانه در پس کلماتشان نفس می کشد و به دور از هر گونه تحریف احساسی یا خود سانسوری ( از جنس جنسیتی )  بوده اند. از جمله آثار ویرجینیا وولف، اوریانا فالاچی، شیمبورسکا، فروغ و... . طبق گفته ی فردیناندو سوسور ( بنیان گذار زبانشناسی نوین ) زبان نظامی از نشانه هاست، نشانه های رایج و پذیرفته شده ی هر دوران باعث تشکیل چیزی به نام زبان معاصر می شود. پس نشانه های جنسیتی و اروتیسم در زبان باعث نوعی نمادگذاری و روشنگری در شعر خواهد شد. این است که وجود یک زبان زنانه در شعر اهمیت پیدا می کند. غادة السمان بارها و بارها در اشعارش تلاش کرده تا سایه ی سنگین تبعیض جنسیتی روی زنان عرب را به مخاطبانش القا کند و از رنج تمام این سال ها سخن بگوید و در مقابل تمام کج فکری ها مقاومت کند:

 آن که تو را با خویشتن برابر نهاد  بسیار بر تو ستم روا داشته است

تو را چه گناه

که او شیدای تسلط است

و تو دلداده ی رهایی هستی!

تو را چه گناه که او سرگشته و پریشان است

در این پندار که آیا بهشتیان را بر چهره موی است یا نه ؟!

و تو در این پندار سرگشته که تهی دست بر دروازه ی تاریخ

چگونه به قرن بیست و یک

گام می نهی؟            ( غمنامه ای برای یاسمن ها ، ص 49 )

 

ویژگی دیگری که در اشعار غادة السمان به چشم می آید آشنایی زدایی ست. به قول صورتگرایان روس کار هنرمند آشنایی زدایی ست و زدودن غبار عادت از چشم ما. ( آثار و مقالات ، شفیعی کدکنی ، ص 45 ) آشنایی زدایی را می توان درون مایه ی اشعار شاعران بزرگ نامید. سرتاسر دیوان حافظ و بیت بیت اشعارش پر از آشنایی زدایی است، چه بسا بسیاری از بیت های حافظ از گذشتگان وام گرفته شده باشد، اما آشنایی زدایی که حافظ در اشعارش به کار می گیرد آن مضامین را برای مخاطب نو جلوه می دهد، یا کاری که شاعران معاصرمان با تلمیح ها و نقل های گذشتگان انجام می دهند چیزی جز آشنایی زدایی نیست.

حال اگر به اشعار غادة السمان دقت کنیم، گاه آشنایی زدایی هایی پیش پا افتاده و ساده می بینیم اما گاه با چنان چیزهایی مواجه می شویم که تا مرز تابوها و خط قرمز بسیاری از اقشار جامعه پیش می رود. به همین جهت غادةالسمان را قبل از شاعری موفق شاعری جسور می‌دانند. جامعه ی عرب بر پایه ی سنت ها استوار است. حال تنها نویسندگان و شاعرانند که می توانند از این سنت ها عبور کرده و پا در عرصه ی مدرن بگذارند، دست ملتشان را بگیرند و آن ها را هم با خود به این جهان ببرند.

نمونه هایی از آشنایی زدایی در اشعار غادة السمان:

من پیش از آن که بخوابم

گوسفند نمی شمرم

اما یارانی را می شمرم که از آنان دوری گزیده ام !      ( غمنامه ای برای یاسمن ها -  ص55 )

 

یا نمونه ای دیگر:

در حالی که نگاه جرج واشنگتن بر اسکناس دلار

زیبا تر از نگاه مونالیزاست!              ( زنی عاشق در میان دوات – ص 25 )

 

چیزی که از آن به عنوان نقطه قوت تفکر غادةالسمان می شود نام برد، هویت طلبی و هویت شناسی وی بعد از تحمل این همه رنج و نقد های شدیدش بر جامعه و افراد جامعه است! یعنی با وجود تحقیرها و آزارهایی که در تمام سال های زندگی اش به خود دیده و مطالعه‌ی عمیقش در باب تاریخ عرب باز هم به هویت و وطن خود می بالد و اجازه ی هیچ گونه نگاه بدی به خوننده در این باره نمی دهد. اما این تفکرات کاملا به دور از تعصب های بی جا و آزار دهنده ی برخی از افراد جامعه است. بسیاری از بزرگان ادبیات همین شیوه را پیش گرفته اند اما غادةالسمان با قلمی چنان ضریف و روحی چنان لطیف نقد هایش را بر جامعه وارد می کند که به هیچ وجه وارد حیطه ی شعار نشده و شعری دل انگیز و پر از احساس می سراید .

 

 

 

با آنکه پوستم سپید است

به معنایی من زنی زنگی و سیاهم       

 زیرا من زنی عربم ...

در زیر صحرا های جاهلیت زنده به گور بودم

و در عصر راه رفتن بر روی کره ماه من همچنان زنده به گورم ...     (  رقص با جغد - ص 64 )

 

جنبه ی سیاسی اشعار غادةالسمان و بلوغ سیاسی او را می شود از دلایل آوانگارد بودن وی و اشعارش دانست. تاکید زیاد بر ایستادگی و مقاومت در اشعارش و سرسختی وی با سران حکومت عرب، نقد های وی اساسی و ریشه ای است و تنها شاعری می تواند اینگونه به مسائل سیاسی بپردازد که مطالعه ی عمیقی بر سیاست و تاریخ ملت و کشورش ( یا جهان ) و درک عمیقی از دنیای اطرافش داشته باشد. آدونیس شاعر فقید عرب در بخشی از مصاحبه اش می گوید: جامعه‌ی عرب دیگر به پیامبری آسمانی نیاز ندارد، اکنون زمان آن فرا رسیده که همه دست به دست هم بدهیم تا هر یک پیامبر خویش باشیم ( مصاحبه با آدونیس – علیرضا جهانی – روزنامه ی اطلاعات شماره ی 370 – ص 7 ) حال که در اکثر نقاط جهان صحبت از تعامل و پایان جنگ ها و جنگ ستیزی است، وجود شاعران و روشنفکرانی چون غادةالسمان کمک زیادی به ادبیات و صلح و هرچه زیبا تر شدن دنیا می کند!

من نافرمانم

بر دیکتاتوری که دستار اعتراض بر سر دارد

و جلادی که برای آزادی سخنرانی می کند

در حالی که پی فرصتی ست تا آزادی را برباید و ترور کند

من نافرمانم

در برابر آنان که مژده ی عشق و عدالت می دهند ،

در حالی که خون ازچکمه هایشان جاری ست       (  ابدیت ، لحظه عشق -  ص 58 )

 

نگاه غادة به مسائل روی داده در فلسطین و لبنان و نوشته های تندش درباره ی جنگ، در این دو کشور تحسین بسیاری از منتقدین و روشنفکران را به همراه داشته است. غادة در مورد جنگ فلسطین و مسائل پیش آمده در بیروت چنین می گوید :

" چشمانم را می گشایم ، بر اسرائیل که بر طبل جنگ می کوبد

و چشم هایم را می بندم ، بر آمریکا که بر طبل جنگ می کوبد .

زندگی ، پرواز گنجشکی میان دو انفجار است ... "  

سوال اصلی این است که چرا باید شاعران و نویسندگان برجسته ی یک کشور یا یک ملت در میهن خودشان سکونت نداشته باشند؟ این دغدغه برای ما دغدغه ی دوری نیست، هستند شاعران و نویسندگانی که امروزه به دور از سرزمینمان زندگی می کنند. جوامع عرب هم همواره از این مشکلات رنج برده اند و دلیل اصلی این اتفاقات جنگ های داخلی و نبودن جایگاه خاصی برای قشر هنرمند و اندیشمند جامعه بوده است. غادة السمان هم از این قاعده مستثنی نیست و زندگی در جامعه ی خودش را " پرواز گنجشکی میان دو انفجار " می داند و ساکن کشور های اروپایی می شود. اما غم غربت و دوری از سرزمینش همواره بن مایه ی اشعارش بوده و هست. قسمتی از شعر تنها وطنم مجازی نیست از کتاب عشق مجازی نشان دهنده ی این مهم خواهد بود :

" هنگامی که از دمشق کوچ می کردم ، پدرم در سکوت در دلم نجوا کرد :

دخترم هرجا که می خواهی برو اما همواره از یاد مبر که از کجا آمده ای ...

و من هرگز روزی انتساب اصالتم را به اکثر شهر های سیاره ام ، از یاد نخواهم برد

شهری که به رقم کشورگشایان و جباران و جلادان هنوز زنده است     (  معشوق مجازی –  ص 78 )

 

نگاه زیبای غادة در اشعارش به عشق به عنوان یک راه نجات و امید دوباره برای زندگی بسیار زیباست . غادة بار ها به نقش بزرگ عشق در زندگی اش اشاره کرده و زندگی را بدون حضور این اکسیر آرامش بخش قابل تصور نمی داند. تفسیر غادةالسمان از عشق بسیار ساده و نزدیک به تعریف افلاطون از عشق است یا همان عشق افلاطونی است! ارتباط عاطفی بسیار قوی و وابستگی به معشوقه در اشعار عاشقانه ی غادة وجود دارد که آن را کاملا با غادةالسمانی که شعر های تند اجتماعی سیاسی می نویسد جدا می کند. در اشعار عاشقانه ی غادة که بیشتر در کتاب ابدیت، لحظه ی عشق آورده شده معشوقه به عنوان موجودی فراتر از خود شاعر نیست، بلکه غادة بیشتر خودش را ستایش می کند که انسانی زمینی را تا این حد دوست دارد و معشوقه اش را ستایش می کند که توانسته لایق این همه دوست داشتن باشد! گاهی در اشعارش از کلمه ی اختراع کردن ( اخترع) به عنوان فعل عشق استفاده می کند:

 عشق تو را اختراع کردم

تا در زیر باران بدون چتر نباشم ...

عشق تو را اختراع کردم

چونان کسی که در تاریکی تنها می خواند تا نترسد    ( ابدیت – لحظه عشق ص 49 )

گاهی آنقدر از هیاهوی جهان خسته می شود که می نویسد :

 می خواهم از همه چیز

به عشق تو بگریزم        ( معشوق مجازی – ص 39 )

و گاهی چون فروغ ، اعتقادش به یگانه امید زندگی اش را هم از دست می دهد و بی تمنا چشم به راه مرگ می نشیند :

عشق تو به من عشقی مجازی ست

وفاداری تو به من نیز مجازی ست

تنها مرگ مجازی من حقیقی ست          

مانند تنفس!      ( معشوق مجازی –  ص 38 )

 

غادةالسمان، شاعر شور و شورش است. شاعر سیاست و منطق، شاعر روز های سخت ملت عرب و شاعر زنان بی فریاد، اما نمی شود منکر این شد که تنها عشق غادةالسمان را سرپا نگه داشته است، هم عشق به دمشق، هم عشق در دمشق!

 

در ادامه نیز به زندگینامه غادة السمان می‌پردازیم. وی زاده 1942 در دمشق از پدر و مادری سوری است.  پدرش مرحوم احمد السمان رئیس سابق دانشگاه سوریه و وزیر اداره آموزش و پرورش بود. مادرش در سنین ابتدایی زندگی غادة السمان از دنیا رفت و پس از آن غادة مورد توجه بیشتری از سوی پدرش قرار گرفت. غادة با وجود این مشکلات تحسیلاتش را سرسختانه ادامه داد و لیسانس ادبیات انگلیسی اش را از دانشگاه سوریه گرفت. سپس برای اخذ مدرک فوق لیسانس به بیروت رفت و در دانشگاه بیروت مدرک فوق لیسانس زبان انگلیسی گرفت. سپس در دانشگاه لندن دکترای همین رشته را هم گرفت تا به تحصیلاتش در بالاترین سطح پایان دهد. غادة در سال 1969 با بشیر الداعوق ازدواج کرد و دو سال بعد صاحب پسری به نام "حازم" شد. در سال 2004 مشخص شد که بشیر بیماری سرطان خون گرفته است و به مراقبتی شبانه روزه نیاز دارد. غادة تا لحظه های پایانی حیات شوهرش در کنار او بود تا اینکه سال 2007 بشیر الداعوق برای همیشه چشم ازجهان بست. غادةالسمان 74 ساله اکنون در لندن سکونت دارد و گاهی به دیار خود یعنی دمشق هم مسافرت می کند.

در پایان از دکترعبدالحسین فرزاد به دلیل ترجمه های بی نقص، از اشعار غادةالسمان به زبان فارسی، نشر چشمه به دلیل چاپ مجموعه اشعار وی و دوست خوبم فائزه حسنی به دلیل کمک در ترجمه ی مقالات و اشعار به زبان عربی تشکر می کنم.

 

 پیام آقایی/ بهار 96

 

منابع

  • السَّمّان ، غادة . غمنامه‌ای برای یاسمن‌ها . تهران : نشر چشمه چاپ اول ۱۳۷۷، چاپ دوم ۱۳۸۵
  • السَّمّان ، غادة . زنی عاشق در میان دوات . تهران: نشر چشمه چاپ اول ۱۳۸۰. .
  • السَّمّان ، غادة . ابدیت ، لحظهٔ عشق . تهران: نشر چشمه چاپ اول ۱۳۸۳.
  • السَّمّان ، غادة . رقص با جغد ، عبدالحسین فرزاد ، چشمه ، تهران ، ۱۳۸۹
  • السَّمّان ، غادة . معشوق مجازی ، عبدالحسین فرزاد ، چشمه، تهران ، ۱۳۸۹
  • فرزاد ، عبدالحسین . تاریخ ادبیات عرب . انتشارات سخن ( علمی ) .۱۳۷۴ ، چاپ دوم ۱۳۷۷، چاپ سوم 1379
  • سوسور ، فردیناندو . دوره زبان شناسی عمومی . کوروش صفوی ، انتشارات هرمس . چاپ اول 1392
  • کردبچه ، لیلا . مقاله شباهت ها و تفاوت فروغ  فرخزاد و غادةالسمان ، سایت شاعران زن تهران
  • شفیعی کدکنی ، آثار و مقالات ، آشنایی دایی
  • ویکی پدیا ، دانشنامه ی آزاد

 

کد خبر: 425

منتشرشده در گزارش
یکشنبه, 20 فروردين 1396 ساعت 00:37

معرفی شاعر هفته؛-نیما باغبان-

نیما باغبان متولد ۱۳۷۳ در شیراز است. او فعالیت خودش را از سال ۱۳۸۹ شروع و در سال ۱۳۹۲ اولین مجموعه اش را به نام  " پاپیون " که مجموعه شعر آزاد ( سپید ) بود منتشر کرد اما این مجموعه در سال ۱۳۹۴ بعد از پایان چاپ اول بصورت کامل از ناشر گرفته شد و دیگر چاپ نخواهد شد. سال ۱۳۹۵ مجموعه ای دیگر را توسط نشر شانی به نام " عشق بدون عوارض جانبی "  و با کمک سرکار خانم لیلا کردبچه - از شاعران به نام کشور - که ویراستار مجموعه بودند به چاپ رساند. تیراژ کتاب ۱۰۰۰ نسخه بود و در ۷۲ صفحه و با قیمت ۸۳۰۰ تومان عرضه شد که در حدود ۸ ماه به چاپ دوم رسید. این مجموعه شامل ۴۸ شعر کوتاه بلند است. همچنین مجموعه داستان مینیمالی به نام " لطفا مرا زنده به گور کنید " بصورت آزاد و مجازی منتشر شده که مورد توجه هم قرار گرفته و تنها از یک سایت ۲۳ هزار بار دانلود شده است. از سوابق و رزومه ی شخصی او هم می‌توانیم به برگزیده شدن در جشنواره شعر نیاوران در سال ۱۳۹۵ و جشنواره شعر سراسری دانشگاه آزاد در سال ۱۳۹۴ اشاره کرد.

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته
یکشنبه, 20 فروردين 1396 ساعت 00:27

معرفی شاعر هفته؛-اهورا فروزان-

اهورا فروزان. در 20 بهمن 62 در خانواده ای فرهنگی متولد شد. حافظ و سعدی را با مادر و مولانا را با پدر شناخت. در 5 سالگی خواندن و نوشتن می دانست و پس از آن به مطالعه ی آثار ادبی و هنری ایران و جهان روی آورد و با بسیاری از نویسندگان بزرگ آشنا شد.
از همان ابتدا به نوشتن شعر و داستان علاقه نشان داد و اولین شعرش را در 8 سالگی نوشت. بعد ها با شرکت در جلسات ادبی و فعالیت در کانون پرورش فکری و همچنین همکاری با برخی نشریات به علایقش شاخ و برگ داد.
در همان سال ها بارها از راهنمایی های زنده یاد قیصر امین پور بهره برد و همواره مورد لطف و محبت آقایان سهیل محمودی، حمید گروگان، محمد و مهدی میرکیانی قرار می گرفت.
وی در کارنامه ی ادبی خود حائز چندین مقام کشوری شعر و داستان دانش آموزی و دانشجویی است و همچنین چند سال پیاپی برگزیده ی شعر کانون است.
با نقل مکان از تهران به کرج مدتی در جلسات کتابخانه ی امیر کبیر شرکت می کرد و در کنار آن به فراگیری موسیقی سنتی (نی و دف) مشغول شد.
سپس چندسال از ادبیات کناره گیری کرد و به تحصیل پرداخت.

او در رشته های زبان، نجوم، اویونیک، خلبانی و مخابرات هواپیما تحصیل کرده و اکنون دانشجوی تکنولوژی هواپیما در دانشکده هوایی ارتش است.

از سال 94 با نگاهی جدی تر به شعر برگشت و در سال 95 برگزیده ی بخش کلاسیک جشنواره ی نیاوران شد. اولین مجموعه شعر فروزان با عنوان «بانو شما که گریه نمی‌کردید» نیز به همت نشر شانی منتشر شده است.

منتشرشده در معرفی شاعر هفته
شنبه, 19 فروردين 1396 ساعت 11:01

-تنهایی-

متن دکلمه

 

 

تنهاست

که دست می اندازد دور گردن سایه اش توی رختخواب

تنهاست

که بیرون میرود از خانه و سایه های بسیاری را میبیند که بدون صاحبانشان به خیابان آمدند

تنهاست

مثل آن سیاه پوست که سایه اش در خودش افتاده است...

منتشرشده در همه دکلمه ها

 

کتاب پژوهشی «دامگه حادثه (هبوط در مثنوی و غزلیات حافظ)» به قلم شهره بهروز راهی بازار شد.

این پژوهشگر گفت در کتاب «دامگه حادثه» تلاش کرده است دیدگاه‌های خاص مولوی و حافظ را درباره داستان هبوط مورد بررسی قرار دهد و با ارائه شاهدمثال از سروده‌های این دو ابرمرد ادبیات فارسی، خوانندگان را با شباهت‌ها و تفاوت‌های نگرش آن‌ها آشنا کند.

 

او درباره این کار پژوهشی خود که ماحصل پروژه تحقیقاتی کارشناسی ارشدش در رشته زبان و ادبیات فارسی است اظهار کرد: همیشه یکی از سوالاتی که  هر انسانی را در دوره کودکی مشغول خود کرده پی بردن به راز تولد و چگونگی پیدایش انسان است ولی بعد از آگاهی از ظاهر این امر کمتر کسی به راز پیداش انسان و هبوط آن می‌پردازد. در مجموع اعتقاد به هبوط در میان ملل مختلف با دیدگاه‌های مختلف وجود دارد ولی نکته جالب این‌که در هیچ یک از این باورها و اساطیر کهن به مفهوم آفرینش «از هیچ» بر نمی‌خوریم. در واقع همه اساطیر مثل همه ادیان به نظم خاص در هستی و آفریننده اولیه معتقدند.

 

بهروز افزود:  مولوی و حافظ هر کدام با دیدگاه خاصی با موضوع هبوط مواجه شده‌اند. داستان آدم و شیطان یکی از پرکاربردترین داستان‌های مثنوی است و مولوی با داستان‌پردازی و زبانی سمبولیک از داستان‌های گذشته و قرآنی استفاده کرده است. در آغازین ابیات مثنوی که همان «نی‌نامه» است می‌بینیم نی یعنی مولوی از عالم معنا بریده شده و با این جدایی به دنیا هبوط کرده و از این آمدن شکایت دارد و از نیستانی نام می‌برد که عالم معناست و از این بریده‌شدن و جدایی که همان هبوط است، هم خودش می‌نالد و هم همه انسان‌ها را به نالیدن درمی‌آورد و منتظر بازیابی روزگار وصل خویش است.

 

این دانشجوی دوره دکترای ادبیات و زبان فارسی تصریح کرد: اما نگاه حافظ کاملا متفاوت است. حافظ معلومات قرآنی و مباحث دینی و عرفانی را با عشق در غزلیاتش ادغام کرده و در جای جای غزلیات خود از آن‌ها استفاده کرده است. آرایه بارز ادبی و شاهکار حافظ «ایهام» است و لحن او در بیان به طنز می‌گراید به گونه‌ای که برخی بر این باورند که ایهام در دیوان حافظ به ابهام کشیده می‌شود و در رابطه  با ایهام در کلام حافظ می‌توان شعر حافظ را به تست‌های رورشاخ در عالم روانشناسی تشبیه کرد که قرار دادن دو برگ کاغذ و جوهرشکلی پدید می‌آورد و هر کس شکل را با توجه به ذهنیات خود تعبیر و تفسیر می‌کند.

 

شهره بهروزه یادآور شد: آدم و حوا در بهشت از نعمت‌های بهشتی بهره می‌برند و با آن همه نعمت تنها یک ممنوعیت داشتند و آن این‌که نباید از میوه یک درخت بخورند. وسوسه‌های شیطان رانده‌شده در آن‌ها اثر می‌گذارد و با نزدیک شدن به درخت میوه ممنوعه از بهشت مطرود می‌شوند. با این هبوط و رانده شدن به روی زمین تاریخ خلقت بشری رقم می‌خورد. چرا آدم باید این همه نعمت‌ها را به دو گندم بفروشد؟ و چرا خدا شیطان رانده‌شده را به حریم آدم و حوا راه می‌دهد و چرا درخت ممنوعه را آفریده و در آخر هبوط‌کرده‌ای را چگونه خلیفه‌الله می‌داند؟ تمامی این پرسش‌هاست که دستمایه ‌آثار ادبی شاعران و نویسندگان قرار گرفته و می‌گیرد.

 

کتاب «دامگه حادثه» در سه فصل در انتشارات تیرگان منتشر شده است. فصل اول به موضوع هبوط و اسطوره  اختصاص دارد. فصل دوم آن مربوط به هبوط در ادیان و تفاسیر است و بالاخره فصل سوم هبوط در مثنوی و دیوان حافظ را مورد بررسی قرار می‌دهد.

کد خبر: 423

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

اسماعیل آذر از انتشار اثر تازه‌ای درباره زبان و ادبیات فارسی در سال جدید خبر داد.

امیراسماعیل آذر، پژوهشگر و استاد دانشگاه، از انتشار کتاب جدیدش خبر داد و گفت: اثر جدید دربردارنده گزیده‌ بهترین شعرهای ادبیات فارسی است که در حال آماده‌سازی است و قرار است در سال جدید منتشر شود.

وی با بیان اینکه عنوان این اثر هنوز مشخص نیست، ادامه داد: هر ایرانی علاقه‌مند به شعر و ادبیات فارسی است. کتاب جدید با این هدف طراحی و نوشته شده که به مخاطب کمک کند تا گزیده‌ای از بهترین اشعار را در دست داشته باشد و آنها را مطالعه کند و لذت ببرد. سروده‌های کتاب حاضر از میان اشعار سده چهارم تا دوره معاصر انتخاب شده است.

به گفته آذر؛ تلاش شده تا در مجموعه جدید اشعار با موضوعات مختلف انتخاب و ارائه شود تا مخاطب با تنوع اشعار روبرو باشد.

 

کد خبر: 422

منتشرشده در گزارش

اولین برنامه «هزار صدا» در سال جدید، امروز پنجشنبه ۱۷ فروردین ماه با حضور تعدادی از پیشکسوتان و یادبود زنده یاد افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار می شود.

اولین برنامه «هزار صدا» پاپ در سال جدید امروز پنجشنبه ۱۷ فروردین ماه با حضور تعدادی از پیشکسوتان از جمله مهدی سپهر، مهرداد نصرتی، مرتضی لطفی و یادبود زنده یاد افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار می شود.

خوانندگان جوان در این برنامه با حضور استاد مهدی سپهر معلم آواز و صداسازی، برندگان «هزار صدا» ازسال ۱۳۹۲ تاکنون که اکثر آن ها از شاگردان مرتضی لطفی خواننده، آهنگساز هستند به اجرای موسیقی می پردازند.

همچنین مهرداد نصرتی آهنگساز و خواننده مطرح موسیقی پاپ چند قطعه خاطره‌انگیز از ساخته‌های خود با آهنگ‌های مشهور بر روی اشعار زنده‌یاد افشین یداللهی را  به اجرا در می آورد.

علاقه مندان جهت حضور در این برنامه می‌توانند از ساعت 15 به فرهنگسرای ارسباران به آدرس خیابان شریعتی، بالاتراز سیدخندان، خیابان جلفا مراجعه کنند.

 

کد خبر: 421

منتشرشده در گزارش

چهارمین کنگره سراسری غزل معاصر در شهر رشت برگزار می‌شود.

جلیل واقع‌طلب، شاعر آیینی و دفاع مقدس و سرپرست هیات هنری پاسداشت عاشورا در شهر رشت که طراح و دبیر سه دوره قبل این جشنواره نیز بوده گفت، در یک حرکت کلان فرهنگی هنری درصدد برگزاری چهارمین کنگره سراسری غزل معاصر به مناسبت سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال‌زایی با اهداف ذیل است:

۱. تجلیل از ۱۰ غزلسرای نامی کشور

۲. تجلیل از ۱۰ غزلسرای نامی استان گیلان

۳. انتخاب و معرفی ۳۰ نفر از غزلسرایان معاصر که از طریق هیات داوران به سرپرستی علیرضا فکوری - شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار - با بررسی آثار ارسالی‌شان گزینش می‌شوند.

سوژه‌های کنگره آزاد، آیینی، دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم عنوان شده است و متقاضیان تا ۲۰ اردیبهشت ۹۶ مهلت دارند آثار خود را به رایانامه کنگره به آدرس kongore.sarasari.qazal۴@gmail.com  ارسال کنند. البته تعداد آثار ارسالی تا پنج غزل است؛ به شرطی که در کنگره‌های دیگر ارائه نشده باشند. شماره تماس اضطراری نیز ۰۹۱۱۱۳۵۶۴۸۸ اعلام شده است.

 

مراسم پایانی چهارمین کنگره سراسری غزل معاصر از ۲۵ تا ۲۸ اردیبهشت‌ماه در رشت برگزار می‌شود.

بنا بر اعلام، ارسال کتاب برای معرفی و اهدا به مدعوین از طریق تماس تلفنی هماهنگ شود.

 

کد خبر: 420

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

شاید 72 ساعت هم از چاپ کتاب جدیدش نگذشته باشد. اما به همین بهانه به سراغش رفتیم تا از «تن‌ها» برایمان بگوید. تاکنون غزل‌های بسیاری از او خوانده ایم. شاعری نام آشنا و غزلسرایی بنام. به بهانه چاپ مجموعه غزل جدید امید صباغ نو با او به گفت و گو نشستیم:

 

تبریک برای چاپ مجموعه جدید. از «تن ها» برایمان بگویید.

مجموعه غزل جدیدم به نام تن ها که به تازگی چاپ شده است دوازدهمین کتاب و ششمین مجموعه غزل من است. مجموعه های دیگر شامل  رباعی، سپید و گزیده هایی از دوستان شاعر بود که جمع آوری شده بود. در این مجموعه 48 غزل وجود دارد که بیشتر آنها غزل هایی است که بعد از سال 93 یعنی بعد از مجموعه خودزنی سروده شده اند. کلیت این مجموعه عاشقانه است و چند غزل آیینی و اجتماعی هم در آن وجود دارد. این مجموعه در 100 صفحه چاپ شده است.

 

از کار با نشر شانی برایمان بگویید. چندمین مجموعه است که با این نشر کار می‌کنید؟

این مجموعه پنجمین مجموعه ای است که با نشر شانی همکاری داشتیم. در این پنج مجموعه که از سال 93 تا امروز با هم کار کرده ایم از این نشر راضی بودم. در گذشته مشکلی که  دوستان با این نشر داشتند، مشکل توزیع و پخش آن بود که از سال گذشته با توجه به اینکه در تمام نمایشگاه های استانی شرکت کرده است، تقریبا می‌توان گفت مخاطب تمام استان ها  توانسته اند به نمایشگاه ها بروند و کتاب مورد علاقه شان را تهیه کنند. فکر می‌کنم این نشر در بخش ناشران مستقل می تواند هم مولفان حرفه ای و هم مولفان آماتور را در کنار خود داشته باشد.

 

چقدر تلاش کردید کتاب قبل از نمایشگاه آماده شود؟

همه این اتفاق به همت ناشر بستگی داشت .اگر اشتباه نکنم مهرماه سال گذشته بود که مجموعه را به نشر شانی سپردم. از همان روز نخست که قرارداد بسته شد، کارهای مقدماتی اخذ فیپا و شابک انجام شد و پروسه اخذ مجوز با این که قدری طولانی است، اما آن هم در مدت 2 تا 3 ماه گرفتند و چاپ کتاب هم در همین ایام عید و روزهای تعطیل انجام گرفت تا برای نمایشگاه اردیبهشت 96 برسد که به لطف خدا کار به موقع به انجام رسید. اما هنوز تصمیمی مبنی بر رونمایی یا جشن امضای آن تا قبل از نمایشگاه گرفته نشده است. شاید درصورتی که با ناشر به توافق برسیم، تن‌ها را تا نمایشگاه کتاب تنها نگه‌داریم!

 

استقبال از سه مجموعه قبلی که در نمایشگاه سال گذشته با شانی کار کردید چطور بود؟

من همیشه راضی هستم و هیچ وقت معترض نیستم و معتقدم هر اتفاقی که قرارباشد برای یک مجموعه بیفتد، می‌افتد. با توجه به اینکه نمایشگاه کتاب پارسال مشکلات  زیادی مثل تغییر مکان و انتقال آن به  شهر آفتاب داشت، به آن شکلی که سال های قبل شاهد بودیم استقبال نشد. خیلی از مخاطب ها حتی برای یافتن غرفه های نشر با مشکل جدی روبرو شده بودند. در روزهای نخست خود من هم چندبار این مشکل را داشتم که  امیدوارم امسال از این دست مسائل وجود نداشته باشد. در نمایشگاه پارسال سه مجموعه داشتم. یکی گزیده  «70 حس مشترک» که از غزلهای دوستان جوان غزل سرا گزینش و چاپ شده بود که فکر می‌کنم این روزها چاپ جدیدش را برای نمایشگاه آماده میکنند. مجموعه رباعی«تا آمدن تو عشق بازی تعطیل» بود که در روزهای هفتم یا هشتم نمایشگاه به چاپ دوم رسید و برای نمایشگاه امسال هم چاپ سومش آماده می‌شود. سومین مجموعه هم که من به دید «لحظه نوشت» یا «دلنوشته» به آنها نگاه می کنم و به آن  شعر نمی‌گویم، با عنوان «شعر نیست» استقبال خوبی داشت. امیدوارم امسال امکانات دسترسی به نمایشگاه کتاب بهتر و بیشتر شده باشد و نمایشگاه بهتری داشته باشیم. ضمنا با توجه به اینکه بعد از سه سال مجموعه غزل «تن¬ها» را منتشر کردم، فکر می‌کنم امسال برای این مجموعه اتفاق های خوبی بیفتد.

 

 

ممکن است که برای مجموعه های بعدی نیز شانی انتخاب شما باشد؟

در حال حاضر نمی‌توان درباره این قضیه صحبت کرد. چون هنوز نه مجموعه بعدی وجود دارد و نه از فردای خود باخبرم! ولی  بیشتر ترجیح میدهم کتاب با کیفیت و با قیمت مناسب به دست مخاطب برسد. با توجه به اینکه شانی هم در تمام نمایشگاه های استانی حضور داشته، فکر می‌کنم اتفاق بدی نباشد. چرا که نه. در صورت ممکن است کتاب بعدی را هم با شانی کار ‌کنم .

 

از نام گذاری این مجموعه نیز بگویید. چطور شد که «تن‌ها» را به عنوان اسم آن انتخاب کردید؟

همیشه روی انتخاب نام کتاب هایم حساسیت زیادی دارم و سخت گیر ترم. معمولا سعی می کنم در این موضوع از اسم هایی استفاده کنم که هم چند پهلو باشند. در نام گذاری «تن¬ها» هم دقیقا همین اتفاق افتاد. شاید 15 تا 20  اسم انتخابی داشتم که در نهایت سر این نام با خودم کنار آمدم! با «تن ها» به تنها بودن در جمع تن¬ها رسیدم و صد البته این تنهایی را به بودن خیلی ها ترجیح می دهم! از رضا قربانی عزیز برای طراحی جلد متشکرم که به تمام المان ها و نکات مورد نظرم توجه کرد و بصورت حساب شده، این تنهایی را به مخاطب القا کرد.

 

چه آینده ای را برای تن ها متصور می‌شوید و فکر می‌کنید «تن ها» به چاپ چندم برسد؟

مهم این است که کتاب به دست مخاطب واقعی برسد. بیشتر برایم این مهم است. چاپ چندمش را مخاطب انتخاب می کند. به این چیزها زیاد فکر نمی کنم. همانطور که موقع سرایش هیچ شعری به این فکر نمی‌کنم که قرار است چه اتفاقی برای این شعر بیفتد و شنیده شود. خیلی از شعر ها وجود دارد که برای شخص من و برای تنهایی من بسیار عزیز بوده اما مخاطب با آن ارتباط خاصی برقرار نکرده است. گاهی هم برعکس!

وظیفه منِ شاعر این است که اگر به این نتیجه رسیدم که شعری که سروده ام  ارزش این را دارد که به دست و گوش مخاطب برسد، به چاپ می‌رسانم. در مرحله بعد استقبال عمومی مطرح است که شاید سال دیگر همین موقع بتوانیم درباره‌اش صحبت کنیم که آیا پیش بینی می کردیم که به این تعداد چاپ برسد یا نه. اما در کل با توجه به استقبال عمومی که نسبت به یکسری از شعرهای این کتاب شده مخصوصا شعر هایی که با موسیقی منتشر شده اند، فکر می‌کنم نسبت به مجموعه های قبلی استقبال بهتری از «تن‌ها» شود.

 

در انتهای این گفت و گو اگر بخواهید یکی از غزل های این مجموعه به یادگار بماند کدام را انتخاب می کنید؟

غزلی از این مجموعه که با صدای امیر عظیمی نازنین تحت عنوان «نیم دیگر» منتشر شده است: 

 

چقدر ساده به هم ریختی روان مرا/ بریده غصّه ی دل کندنت امان مرا

قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد/ به هر زبان بنویسند داستان مرا

گذشتی از من و شب های خالی از غزلم/ گرفته حسرت دستان تو جهان مرا

سریع پیر شدم آنچنانکه آینه نیز/ شکسته در دل خود صورت جوان مرا

به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه/ خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل/ بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا

تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد/ بیا و تلخ تر از این مکن دهان مرا

چه روزگار غریبی است بعد رفتن تو/ بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا

تو نیم دیگر من نیستی ؛ تمام منی/ تمام کن غم و اندوه سالیان مرا

 

کد خبر: 419

خبرنگار: غزل ناصحی

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد