یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی
سه شنبه, 05 بهمن 1395 ساعت 20:32

-بم دیگری-

متن دکلمه

 

 

شب آمد شب ماتم دیگری

سراغ من آمد غم دیگری



تلنبار شد در دل تنگ من

غم دیگری ماتم دیگری



میندازم ای موج چون صخره ها

به دامان نامحرم دیگری



بزن سیلی آبداری به من

بزن سیلی محکم دیگری



مرا زیرو رو کردی و ساختی

از آوار هایم بم دیگری



لگد کوب غم کن مرا و بساز

ز من چشمه زمزم دیگری



من از عالم دیگری آمدم

بنا می کنم عالم دیگری

 

 

منتشرشده در همه دکلمه ها

 

ناهید عبقری در رونمایی از تازه‌ترین شرح مثنوی گفت: این شرح عظیم مجموعه‌ای از پژوهش‌های علمی و روان‌نویسی‌شده است که شامل جست‌وجویی دقیق در شکل‌گیری اندیشه‌های معرفتی مولاناست.

 

این مولاناپژوه در نشست رونمایی از تازه‌ترین شرح مثنوی با عنوان «شرح مثنوی معنوی با نگاهی تطبیقی به مبانی عرفان نظری» که در محل مرکز اسناد و کتابخانه ملی شمال شرق کشور برگزار شد، اظهار کرد: این کتاب به بررسی زندگی مولانا، سرزمین آناتولی صغیر، اوضاع فرهنگی عصر مولانا و همچنین ادیبان و بزرگان معاصر وی می‌پردازد.

 

او افزود: این کتاب محصول اندیشه مولانا جلال‌الدین محمد بلخی رومی است که ۸۰۰ سال پیش در خراسان بزرگ پا به عرصه هستی نهاد و به حدی از بلوغ فکر و شکوفایی اندیشه رسید که برای دو کتاب بی‌بدیل او، یعنی مثنوی و دیوان کبیر، نمی‌توان از نظر حجم و معانی بلند، نظیری یافت.

 

وی خاطرنشان کرد: مثنوی، کتاب تعلیمی مکتب عرفانی مولانا و در واقع یک کتاب جامع با نگرش اسلامی دین باور عمیق است که در آن به نقش سازنده آگاهی یعنی تکامل جان آدمی پرداخته است.

 

این نویسنده ادامه داد: در همین راستا جامعه‌شناسی و همچنین خودشناسی از منظر عرفان مورد بررسی قرار می‌گیرد که در واقع آسیب‌شناسی تعاملات درونی هر شخص با خود و اجتماع اوست و در ارتباط با این امر نیز به ساختار وجود انسان اشاره و علل وجود رذایل و نقایص اخلاقی تبیین شده است. همچنین با ارائه راهکارهای علمی عوامل لازم برای رشد و تکامل آدمی را برشمرده و با مثال‌های شیرین به فهم آن کمک کرده است.

 

او گفت: ما دراین شرح عظیم که از ویژگی‌های منحصر به فردی نیز برخوردار است، به این وجوه متعدد توجه تام داشته‌ایم تا انسان معاصر که هر چیز را در ترازوی خرد و علم وزن می‌کند بتواند پاسخ سوالات خود را از طریق عرفان نظری و علمی و همچنین در لابه‌لای پژوهش‌های متعدد بیابد.

 

 

این مولاناپژوه ادامه داد: از جمله این پژوهش‌ها می‌توان به پژوهش و تامل در ساختار وجودی انسان و چگونگی ساز و کارهای ذهن روان از دو منظر عرفان نظری و متافیزیک اشاره کرد که نتیجه فهم آن، آشنایی با نفس و یا من درون است که زیرساخت کلیه تعاملات اجتماعی هرکس به شمار می‌آید و درک آن، لوازم تعاملی و کمال است.

 

او درباره کتاب دیگری که ترجمه کرده‌است نیز گفت: Rumi’s Stories کتاب دیگری است که من البته با همراهی دیگر استادان آن را به اتمام رسانده‌ام. این کتاب ترجمه ۱۰۲ قصه از حکایات مثنوی به نام است که توسط مترجمان برجسته ترجمه شده و ویراستاری آن را پروفسور عبدالله ظهیری و نسیم‌نیک‌پور بر عهده داشته‌اند. این کتاب دارای گالری ویژه‌ای مشتمل بر ۳۸ تابلوی مینیاتور از گروه کنز است که در طی دو سال فعالیت بی‌ وقفه طراحی و آماده شده‌ است. همچنین  حضور این کتاب‌ در نمایشگاه فرانکفورت و استانبول با استقبال ناشران خارجی روبه‌رو شد.

 

عبقری همچنین درباره تقارن رونمایی از این کتاب با انتخاب مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۷ اظهار کرد: با توجه به منشور مشهد ۲۰۱۷، مبتنی بر انتخاب این شهر فرخنده به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام از طرف آیسسکو، ما نیز کوشیدیم سهم خود را ادا کنیم.  بنابراین من و دیگر همکارانم، ارائه برخی از کتاب‌های مرجع و مفاخر انتشارات بانگ نی را به این سال موکول کردیم، زیرا واقف هستیم آن دسته محدود از کتاب‌ها که مقبولیت خاص و عام را با رویکردهای ویژه و فارغ از تنش‌ها و تضادهای موجود فی‌مابین انسان معاصر دارا هستند، بهترین تحفه‌های ماندگاری‌ هستند که می‌توان به مهمانان داخلی و خارجی نشست‌های مشهد ۲۰۱۷، به عنوان افتخارهای فرهنگی هدیه داد.

 

کد خبر: 258

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش
 

سعید سلطانی طارمی از به سرقت رفتن لپ‌تاپش که شامل آثار آماده چاپ و در دست تالیفش بوده خبر داد.

این شاعر و پژوهشگر در تماس با ایسنا اعلام کرد: عصر روز یکشنبه سوم بهمن حد فاصل ساعت ۶:۳۰ تا ۷:۵۰ دزد یا دزدانی وارد منزلم شده و لپ‌تاپ و فلش مموری‌ من و لپ‌تاپ خواهرزاده‌ام را که مهمان من بود سرقت کرده‌اند. در جریان این سرقت کلیه آثار آماده چاپ و در دست تألیفم سرقت شده است.

او فهرست این آثار را به این شرح بیان کرد: استعاره (مجموعه مقالاتی درباره کارکرد استعاره در شعر و زبان معیار)، سفر به نیستان (مجموعه مقالاتی درباره نیما یوشیج)، صدای پای رفتگان (درباره شعر سایه)، پانوشت‌هایی بر شعر فارسی (مجموعه مقاله درباره فروغ فرخزاد و دیگران)، پنج مجموعه شعر آماده چاپ، رمان «پیش از پستچی»، جلدهای اول و دوم رمان «شب و روز شکست‌خورده‌ها»، هفت کتاب داستان برای کودکان، نمایشنامه‌های «مذاکرات محرمانه» و «نوردرمانی» و مجموعه آثاری که به زبان آذری آماده شده‌اند.

سعید سلطانی طارمی متولد سال ۱۳۳۳ در طارم زنجان است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در طارم و زنجان گذرانده و فارغ‌التحصیل رشته‌ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۷ است. از او تاکنون چند کتاب از جمله چند مجموعه شعر و کتاب‌هایی درباره شعر منتشر شده است.

 

کد خبر: 257

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

دبیران علمی دوره‌های گذشته جشنواره بین‌المللی شعر فجر، دوره یازدهم مهم‌ترین رویداد شعری حوزه ادبیات فارسی‌زبانان را در کاشان افتتاح می‌کنند.

 

به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، چهارشنبه این هفته با برگزاری محفل افتتاحیه، برنامه‌های شعرخوانی خود را به طور رسمی از کاشان آغاز می‌کند و پس از برپایی چند محفل در ایران و افغانستان به استقبال مراسم پایانی خود در اسفند امسال می‌رود.

 

بر اساس این گزارش، محفل افتتاحیه یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، شامگاه چهارشنبه با حضور دبیران علمی دوره‌های گذشته در خانه تاریخی «عامری‌ها» در شهر کویری و ادب‌خیز کاشان برگزار می‌شود و علاوه بر محمدکاظم کاظمی، دبیر دوره یازدهم، محمدعلی بهمنی، عبدالجبار کاکایی، اسماعیل امینی، علیرضا قزوه، پرویز بیگی حبیب‌آبادی و محمود اکرامی‌فر به عنوان دبیران ادوار پیشین در این برنامه حضور خواهند داشت. همچنین تعدادی از شاعران شهر میزبان در این محفل شعرخوانی خواهند کرد.

 

جشنواره یازدهم با برگزاری محافل دیگری در تهران و شهرهای کشورمان ادامه خواهد یافت که در آن محافل، شعر فاطمی، شعر طنز، شعر خلیج فارس، شعر دفاع مقدس، شعر افغانستان و ... پیگیری می‌شود.

 

یادآور می‌شود، جشنواره دهم شعر فجر، سال گذشته از شهر قم کار خود را آغاز کرد و پس از آن، محافلی در شهرهای ایلام، بم، ری، بجنورد، ارومیه، تهران و همدان برگزار کرد. جشنواره دهم، محافلی نیز در سه کشور لبنان، افغانستان و تاجیکستان برپا کرده بود.

 

یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر با معرفی برگزیدگان در سه بخش شعر بزرگسال، شعر کودک و نوجوان و درباره شعر، همچنین بخش ویژه شعر افغانستان در یک دهه گذشته در اسفند امسال به کار خود پایان خواهد داد.

 

کد خبر: 256

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

اسدالله امرایی گفت: در ترجمه آثار طنز، خود نویسنده نیز باید حس طنز را داشته باشد و به همین دلیل ترجمه طنز بسیار سخت است. در واقع ترجمه طنز، مانند ترجمه شعر است.

 

به نقل از روابط عمومی حوزه هنری، اسدالله امرایی، نویسنده و مترجم، با بیان اینکه طنز زمانی شکل می‌گیرد که افراد به طور مستقیم و بی‌پرده، نمی‌توانند صحبت کنند اظهار کرد: هر چه قدر مستقیم حرف زدن سخت تر باشد، طنز پوشیده تر است. در انقلاب‌ها و بحران‌ها، طنزها، از آثار سبک و کم ارزش‌تر تا آثار فاخر و ماندگار به وجود می‌آید.

 

وی ادامه داد: بسته به جایگاه کسی که طنز را می‌نویسد و خاستگاه اجتماعی فرد، نقش طنز نیز متفاوت است. طنز ممکن است از یک اثر ساده و گذرا تا اثری هجو یا طنزی جدی و فاخر را شامل شود. اثر طنز می‌تواند همچون رمان ۱۹۸۴ یا مزرعه حیوانات جرج اورول باشد و می‌توان با این گونه روایت‌ها با بحران‌های جامعه برخورد کرد. این گونه آثار می‌توانند جهانی باشند و یا سیاسی و داخلی باشند. نسبت آزادی اجتماعی با طنزپرداز می‌تواند به گونه‌ای باشد که مولف همه را زیر ضرب بگیرد و به شلاغ نقد بکشد. و گاهی نویسنده اثر طنز، مقامات سیاسی را در نظر نمی‌گیرد و اخلاقیات جامعه را هم ممکن است مورد نقد قرار دهد. این رویکرد، چه در طنز کلامی و چه طنز تصویری خود را نشان می‌دهد.

 

امرایی با تاکید بر اینکه در ترجمه آثار طنز، خود نویسنده نیز باید حس طنز را داشته باشد، گفت: ترجمه طنز بسیار سخت است. ترجمه طنز، مانند ترجمه شعر است و مترجم، باید فرهنگ مبدا را به مقصد منتقل کند. در درگیری‌های سیاسی بین حزب دموکرات و جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا، برخی طنزها نیاز به تفسیرهای سختی داشت. به طور مثال، ترامپ را ترامپت نوشته بودند و ترامپت را دو بخش کرده بودند و به شکل ترام و پت آورده بودند. پت به حیوانات خانگی گفته می‌شود و مخاطب در عین حال باید توجه داشته باشد که نماد حزب جمهوری‌خواه، فیل است و حالت شیپور و «ترامپت» نیز به این حیوان اشاره دارد و ترجمه این گونه طنزها، خیلی دشوار است.

 

این مترجم خاطرنشان کرد: بازی با نمادهای خر و فیل هم در آثار طنز آمریکا دیده می‌شود و مترجم باید پیشینه‌های سیاسی و مشابهات کلامی را در نظر بگیرد. کمتر کسی توانایی ترجمه آثار طنز را دارد و همچنین ترجمه طنزهایی که بازی زبانی دارند بسیار دشوار است.

 

این نویسنده کشور با اشاره به این که آثار مشابه طنزهایی که در جنگ‌ها و انقلاب‌های جهان خلق شده، در کشورمان نیز داشته‌ایم، افزود: در ادبیات کشورمان از این دست آثار زیاد خلق شده است. آثار طنز دوران مشروطه را می‌توانیم در نظر بگیریم. آثار ادبا و طنزپردازانی همچون ایرج میرزا، ملک الشعرای بهار و پس از آن‌ها نیز شخصیت‌هایی همچون محمدعلی افراشته، گل آقا و ... همه طنزهای مطرح جامعه بوده‌اند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شخصیت‌های بسیاری در این حوزه کار کرده‌اند؛ البته در موضوعاتی مانند جنگ تحمیلی و انقلاب برخی کمتر وارد شده اند و یا به آن حوزه خیلی نزدیک نشده‌اند.

 

وی در معرفی آثار طنز جهان نیز گفت: ترجمه زنده‌یاد ایران‌زاد از آثار آرت بوخوالد از جمله آثار مطرح طنز است که علاقه‌مندان به این گونه ادبی می‌توانند از این آثار استفاده کنند. مجموعه‌ای ترجمه کرده بودم که روزنامه ایران این کتاب را با عنوان «تلخ عین عسل (داستان های کوتاه طنز جهان)» منتشر کرد و ادامه این کتاب را هم بعدها با عنوان «شوکران شیرین (مجموعه داستانهای کوتاه از طنزپردازان جهان)» را ترجمه کرده که توسط نشر مروارید عرضه شد. در شوکران شیرین البته ترجمه‌های دیگر مترجمان نیز وجود دارد.

 

کد خبر: 255

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش
یکشنبه, 03 بهمن 1395 ساعت 14:13

-پلاسکو-

متن دکلمه

 

 

 

هفته پيش بود كه مرخصي گرفت

هفته پيش بود كه اضافه كار رسيد

اومدن دوتايي تو همين پاساژ

كت و شلوار دوماديشو خريد

 

 هفته پيش بود كه دوتايي اومدن

آينه شمدونشون رو ديدن

قيمت لباس عروس گرفتن و

دوتايي قدم زدن...خنديدن

 

قول دادن بهم ديگه كه هيچ چيزي

نذارن عشقشونو خراب كنه

دوتايي برن پيش سدكاظم

اسم بچه شونو انتخاب كنه

 

 

ديشب اما بعد حرف و شب بخير

از دلش گذشت شايد نبينمش...

شايد اين دفعه ي آخري باشه

كه بتونم يه پيام بدم بهش

 

صب تا حالا دل زن عاشوراس

خبرا يكي يكي ميباره

خبر شعله و دود و خاكه

خبر جهنم آواره

 

باقي ماجرا رو مي دونين

جگر منم مثه سرب مذاب

داره مي جوشه دلم تو دلهره

داره ميسوزه سرم از التهاب

 

تو هجوم غصه و دلشوره

تلفون خانومش زنگ مي خوره

اشكاشو پاك ميكنه ... صدا ميگه :

خانومي سفره ي عقدت  حاضره ...

منتشرشده در همه دکلمه ها

 

نمی‌دانم او را چگونه توصیف کنم. شاعری که مخاطب دوستش دارد یا شاعری که مخاطبش را دوست دارد. البته که هر دوی این جمله ها درست است. مردی است که عاشق زندگی است، عاشق عشق است و عاشق مرگ. خودش می‌گوید اگر از من عاشق تر پیدا کردید نشانم بدهید. در روزی که بیش از همیشه عشق را با خود داشت رو در روی علیرضا آذر نشستم و به کلامش گوش دادم:

 

 

عاشق شدید؟

شروع عجیبی ست. تمام زندگی من با عشق گذشته. شاید درست تر بود اگر می‌پرسیدید که فارغ شدی یا نه. عشق در وهله اول اهمیت زندگی من است . خدا آن روزی را نیاورد که بدون عشق زندگی کنم.

 

 

استفاده از تمثیل به نوعی رواج فرهنگ است. شما در اشعارتان از تمثیل ها و تضمین های بسیاری استفاده می‌کنید. فکر می‌کنید شاعران امروز چقدر می‌توانند در رواج فرهنگ تاثیرگذار باشند؟

برایم بسیار جالب است که چنین سوالی پرسیدید و جالبتر پاسخی است که به شما می‌دهم. چون امروز برای اولین بار از مساله خواب هایم پرده برداری می‌کنم. هیچ پیش بینی از قبل برای شعر گفتن ندارم. شعرهایم مانند خواب دیدنم است. درخواب هم بسیار آشفته و پریشان هستم. نقاط تیره و تاریکی در کودکی من وجود دارد که امروزه در خواب های من نمود پیدا می‌کند و شبیه شعر می‌شود. هیچگاه به نیت ترویج فرهنگ شعر نگفته ام. چراکه ضرب المثل ها و تضامین که همان شعر مادر است، سینه به سینه نقل می‌شود. من باید بفهمم که کدامیک به نفع شعر من است و در کجا می‌نشیند. مثلا در شعری که در اواخر آن بیت «هرکس بد ما به خلق گوید...» آمده یک شعر تضمین شده است. من برای یک دکمه کت ندوختم. این شعر از ابتدا تا انتها اتفاق افتاده و این بیت برای تضمین در لحظه به ذهنم خطور کرده و به خدمت شعر درآمده است. از طرفی هم بد نیست که این مثل ها در دنیای مدرنیته امروز که همه چیز درحال فراموش شدن است، در شعرها باقی بماند.

در خصوص تضمین هم به عنوان مثال بگویم که شعر تومور یک تمام شده بود و قصد اجرای دکلمه آن را نیز نداشتم. درحال خواندن کتاب محمدعلی بهمنی بودم  و ضرب‌آهنگ شعر خودم را نیز در ذهن داشتم. «با همه بی سروسامانی ام، باز به دنبال پریشانی ام»، در ذهنم آمد که ضرب این شعر با ضرب شعر من برابر است. تومور یک برای شعر نوشته شده و شعر مخاطب من است. در این حالت من تومور یک را به مخمس تضمینی تبدیل کردم و یا در شعر دیگری که تضمینی به حافظ داشتم.

 

 

من فکر می‌کنم یکی از نقاط قوت «لحد» تضمینی بود که به شعر اثرانگشت خودتان داشتید.

بله. خاطرم هست مرحوم استاد اسحاقی به من می‌گفتند که اگر نمی‌توانی یک پرده بالاتر از شاعر مرجع بزنی، اصلا تضمین نکن. من که نمی‌توانم بالاتر از محمدعلی بهمنی یا حافظ تضمین کنم. ولی سعی می‌کنم محوطه شعر خودم را به ساحت شعر حافظ نزدیک کنم تا بتوانم استفاده ای بهینه ببرم. بنابراین یک امتیاز برای شعر من محسوب می‌شود.

 

کمی در قضاوت کردن ها صبر پیشه کنیم

 

چرا مدار مربع دوبار دکلمه شد؟

همه دکلمه ها قرار است دوبار بازخوانی شود. آن هم به این دلیل که آلبوم صوتی از دکلمه ها در راه است و به زودی در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. تمام قطعه ها به همراه سه قطعه جدید بازخوانی می‌شود. مدار مربع را آزمایشی انجام دادیم که محمد رشیدیان در ورژن دوم معجزه کرد. بهرحال امیدواریم برای عرضه در نمایشگاه کتاب در اردیبهشت ماه آماده شود.

 

 

کتاب جدیدی هم در راه است؟

خیر. نمایشگاه کتاب 97 دو کتاب جدید خواهم داشت.

 

 

نمایشگاه 94 هم دوکتاب باهم منتشر کردید.

بله. چون می‌خواهم مخاطبم از دنیای ترانه و هم از دنیای کلاسیک دور نماند. به همین دلیل یک ترانه و یک کلاسیک منتشر کردم. خدا را چه دیدید. شاید مجموعه شعرهای سپیدم را نیز منتشر کردم و با سه کتاب در نمایشگاه حاضر شدم.

 

 

از آن جاییکه شما هم دنیای شاعری و هم دنیای ترانه را تجربه کردید، تفاوت شاعر و ترانه سرا را در چه می‌ بینید؟ چراکه هر محاوره نویسی ترانه سرا نیست و هر غزل سرایی شاعر.

 هرکسی که می‌تواند محاوره بنویسد نمی‌تواند کسب درآمد کند. آرین داودی یکی از بهترین محاوره نویس های کشور است، اما نمی‌توان روی ترانه هایش موسیقی سوار کرد. ترانه نویسی زبانی سهل و ممتنع است. زبانی است که ورودی آن باید برای مخاطب عام قابل فهم باشد. اواسط کار مخاطب را به چالش بکشد و بعد دوباره در ترجیع بند مخاطب را همراه کند. اگر قرار باشد ثقل شعر کلاسیک را بر روی ترانه سوار کنیم، کار بسیار سخت می‌شود و اصولا مخاطب پسند نیست. به نظر من مخاطب ترانه مانند مخاطب حوزه نمایش درجه بندی های مختلفی را از لحاظ کیفی می‌پسندد. مثلا ترانه های مبتذل داریم که اسم نمی‌برم. بعد از آن زبان ترانه کمی پیچیده تر می‌شود مانند اشعار مهدی ایوبی یا امیرحسین کاکایی. سپس ترانه حالت سنگین تر و ملی تری به خود می‌گیرد. ترانه افرادی چون افشین یداللهی و عبدالجبار کاکایی از این دست است. پس از آن خیال انگیزی ترانه بیشتر می‌شود که چیزی شبیه به ترانه های روزبه بمانی است که گاهی هم به شعر تنه می‌زند. من اگر از کلاسیک به محاوره حمله کردم سعی کردم ترانه هایم سهل و ممتنع بودن را رعایت کند، تا حدودی مخاطب پسند باشد و آبروی من شاعر را حفظ کند.

 

 

بی پرده تر صحبت کنیم. حرف ها و صحبت هایی پشت سر شما وجود دارد که شاید خودتان هم شنیده باشید. جملاتی مانند اینکه علیرضا آذر به شدت در حال تکراری شدن است، علیرضا آذر شاعر فیسبوکی است، علیرضا آذر از خواننده هایی که ابتدای دکلمه ها را اجرا می‌کنند پول می‌گیرد و... . چه صحبتهایی در مورد آن ها دارید؟

 

خیلی چیزها. ای کاش این گفتگو مدتها پیش انجام می‌شد تا بدانم که از طریق دکلمه هم می‌توان کسب درآمد کرد. این پیشنهاد من به میلاد بابایی بود که ابتدای دکلمه ها را اجرا کند. من از میلاد بابایی نه برای دکلمه بلکه برای شعری به نام «نیلوفر» که به سفارش خود میلاد سروده شد 500 هزار تومان پول گرفتم. این اولین و آخرین پولی بود که من دریافت کردم. اما تاکنون پولی بابت خوانش ها از هیچ خواننده ای دریافت نکردم. اما از طریق ترانه بله. مانند همه ترانه سرایان از این راه کسب درآمد می‌کنم. من از صداهایی که برای خوانش به دستم می‌رسد یکی را انتخاب و چند تراک را با وی کار می‌کنم.

در مورد تکراری شدن  باید بگویم محمدرضا نیکفر تهیه کننده و مدیر برنامه های من و حق امتیاز دکلمه های من مربوط به کمپانی مزو و شخص نیکفر است. اما اگر در مورد متنیت کار به تکرار افتاده باشم باید مخاطبانم نظر دهند. سعی من بر این بوده که در هر دکلمه حرف جدیدی برای گفتن داشته باشم. شعر، از مصرع و واژه، مصرع و بیت تشکیل شده. من نمی‌توانم در این قانون دخل و تصرف کنم. اگر بیتی به من الهام شود، یعنی آمده که باشد. هرگز چیزی که آمده را پس نمی‌زنم.

در مورد شاعر فیسبوکی هم باید بگویم که بله. فیسبوک مرا معرفی کرد. راهکار دیگری هم جز این وجود نداشت. من انتخاب شدم. ذهنیتی پشت دکلمه تومور یک وجود نداشت. تومور یک خیلی دلی و اتفاقی ضبط و در فیسبوک منتشر شد. پس از بارها به اشتراک گذاشتن توسط مردم، به لطف خدا مورد اقبال عمومی قرار گرفت و این کار تا امروز ادامه پیدا کرد. از عبارت شاعر فیسبوکی ناراحت نمی‌شوم همانطور که از شنیدن ناسزاهای دیگر ناراحتی به خود راه نمی‌دهم. اما ای کاش کمی در قضاوت کردن ها صبر پیشه کنیم. موزیک، تریبون و شعر در اختیار همه شاعران قرار دارد. مگر من کمپین یا گروهی تشکیل دادم تا بگویم فقط من و شعرم را ببینید؟ من هم مانند دیگران کار خودم را می‌کنم. هنوز هم مخاطب 50 درصد شعرهای خودم، خودم هستم. به هرحال در کنار تشویق های فراوان این گوشه کنایه ها را نیز به جان می‌خرم.

 

 

یکی دیگر از صحبت هایی که بیش از همیشه وجود دارد این است که علیرضا آذر مدام درگیر دیده شدن و مطرح کردن خود است. حتی اگر جلسه شعری نداشته باشد سعی می‌کند با گرفتن جشن امضاهای گوناگون این خلا را پر کند.

(با تاسف می‌خندد!) اولین جشن امضای زندگی من بعد از انتشار چهار کتاب بود که مدیر نشر نیماژ آن را برگزار کرد. به شخصه به خاطر خلقیات روحی ام به شدت انسان انزواطلبی هستم و اتفاقا از دیده شدن و در چشم مردم بودن دوری می‌کنم. خوب است که مردم بدانند جشن امضا هیچ ربطی به شاعر ندارد. انتشارات است که برای شاعر تصمیم می‌گیرد. شرایط را مهیا، مراسم را برگزار و کتاب را ارسال می‌کند. من شاعر هیچ نقشی در گرفتن جشن امضا ندارم.

 

غم من اصالت من است

 

چرا جلسه شعرانه تعطیل شد؟

یکی از دلایلی که شعرانه را تعطیل کردم همین انزواطلبی بود. من بعد از خانه خودم تنها جایی که در آن راحت هستم استودیوی کارم است. « تا خودم با همه خود باشم و تنهایی خودم». شعرانه ملزم به حضور من در جمع بود که دیگر نمی‌توانستم ادامه دهم. علاوه بر آن عدم همکاری فرهنگسرا با شرایط ما بود. توصیه هایی که در خصوص جلسه، شاعران و شعرها داشتند که واقعا به علی آذر مربوط نمی‌شد. شاید در سال 96 با شرایط جدید، شعرانه 2 دوباره شروع به کار کند.

 

 

چرا علیرضا آذر اینقدر غمگین است؟

غم من اصالت من است. 50 درصد این قضیه به ژنتیک من برمی‌گردد. مادر من بسیار انسان غمگینی است و خواهر من ده ها برابر غمگین تر از من است. 50 درصد دیگر به نداشته هایی برمی‌گردد که برایش غصه می‌خورم. عمری که به سرعت می‌گذرد. چرا من باید با دیدن شادترین لحظه های زندگی ام گریه کنم؟ قلم من اگر سیاه و خاکستری است به درونیات من بر می‌گردد. قلم من انتسابی نیست. به غیر از تومور دو من شادترین کارهایم را برای دکلمه کردن انتخاب می‌کنم. تومور دو شعری بود که در دو ساعت نوشته بود و عینا اتفاق افتاده بود.

 

 

می‌توانیم بگوییم که دکلمه تومور دو را از دیگر دکلمه هایتان بیشتر دوست دارید؟

خیر. «تومور یک» عزیزترین دکلمه من است. بعد از آن اثر انگشت را بسیار دوست دارم. تومور دو در مرحله سه و چهار قرار می‌گیرد و هم مرگ که لااقل امروز دیگر برایم اهمیت سابق را ندارد در رده های آخر قرار دارد.

 

 

در ابتدای گفتگو به خواب ها و شعرهایتان اشاره کردید. می‌توانید بیشتر برایمان توضیح دهید؟

خواب دیدن به نوعی برای من شعر گفتن است. در یک شب چند خواب مختلف می‌بینم. حادثه، عروسی، پرواز و... که به شدت نسبت به آن فوبیا دارم. خواب های آشفته و لقمه لقمه. در شعر هم مرگ این اتفاق افتاد. بخشی از این شعر اتفاق افتاده و بخشی به آرزوها و بخشی به حوادث پیش بینی نشده برمی‌گردد. تومور دو قطع به یقین تماما خودنویسی است. حتی یک بیت از این شعر دروغ نیست. تمام چیزهایی که در این شعر وجود دارد از هستی من آمده و من بدون تومور دو علیرضا نیستم. عنصر خیال انگیزی بخش اعظمی از هر شعر است. سه مورد از اشعار من که خیال انگیزی در آن هیچ نقشی نداشته «تومور دو»، «اتاق» و «اثرانگشت» است. با اینکه برای شنونده عناصر خیال بیش از همیشه به چشم می‌آید، اما باید اعتراف کنم که برای شاعر این آثار، خیال انگیزی اتفاق نیفتاده است. این سه شعر مشاهدات من هستند.

اما اثر انگشت؛(پس از مکثی نسبتا طولانی)میلاد من برای پدر و مادرم انتظاری هشت ساله را به دنبال داشت. هر نوزاد آینه تمام نمای آرزوهای پدرومادر، پس از ازدواج آینه تمام نمای آرزوهای همسر و پس از آن آینه تمام نمای آرزوهای فرزند است تا لحظه ای که زمان رفتن برسد. منی که سر از دامان مادر برداشتم و سر به دامان همسر گذاشتم، چه فاصله زمانی را طی کردم؟ چه زمانی لحظه استارت زندگی من است؟ پس کی خودم باشم و آقای خودم؟ من در زندگی ام برهه ای به نام جوانی را تجربه نکردم. این سوالی است که من از هستی علیرضا آذر داشتم. در اثرانگشت پرسیدم که علیرضا پس کی قرار است برای خودت زندگی کنی؟ این سوالات وقتی در برابر چیستی شعر قرار می‌گیرد ماحصل آن یک چیز خیال انگیز است که خیال دیگران را در تصرف خودش قرار می‌دهد. در صورتیکه من بسیار واقع گرایانه به این شعر نگاه کردم.

 

 

اما تاثیر بسیار زیادی بر روی مخاطبان تان داشته است.

بسیار خرسندم که به عنوان (شاید) شاعر، در برهه ای از زمان تاثیری روی یک مخاطب داشته ام. اگر در صد سال آینده یک مصرع از علیرضا آذر بماند، من کار خود را کرده ام. اگرچه به تمامیت ها علاقه دارم. با وجود مرارت ها و رنج های زیاد، علیرضا یا مخاطب نمی‌خواهد یا اگر بخواهد مخاطب عام جامعه را می‌خواهد.

 

عشق یعنی علیرضا آذر

 

بزرگترین چالش زندگی شما چه بوده؟

پسر من بعد از پنج سال زندگی مشترک ما به دنیا آمد. دوره ای که نبود و فرزندی نداشتم، بزرگترین چالش زندگی من بود.

 

 

فضای شعر گفتنتان چگونه است؟

غالبا بیت اول الهام می‌شود. سریع ذخیره می‌کنم. در منزل درحالیکه تلویزیون در حالت بی‌صدا قرار دارد و روی شبکه خبر است، در فضایی آرام، با تمرکز بالا به صورت دمر خوابیده و مشغول نوشتن می‌شوم.

 

 

تارنا؟

مدتی است با تارنا آشنا هستم. بسیار سایت خوبی است و معتقدم به زودی به یکی از سایت های مرجع کشور تبدیل می‌شود. اتفاقی است که برای ادبیات لازم است. ما مدافع حقوق زن، مرد، حیوانات و ... داریم. اما مدافع حقوق شاعران نداریم. امیدوارم با تارنا این اتفاق بی‌افتد. چراکه معتقدم «دنیا به شاعرها بدهکار است». از شما و از سوالات بی پرده تان هم سپاسگزارم.

 

 

و سوال آخر. «شعر یعنی تمام آدم ها، عشق یعنی علیرضا آذر»؟

این همان دکمه ای بود که برایش کت دوختم. این شعر در زمان خداحافظی من از انجمن شعر کرج به ذهنم رسید که عشق یعنی تمام آدم ها، شعر یعنی علیرضا آذر. در متن کتاب به اصل شعر وفادار ماندم. اما در دکلمه فکر کردم که خیلی ها از من شاعرتر هستند پس شاید گفتنش به نوعی از برج عاج نگاه کردن باشد. به همین دلیل باخود گفتم تو که همه عمرت با عشق زندگی کردی و شعر را هم از مردم داری پس: «شعر یعنی تمام آدم ها، عشق یعنی علیرضا آذر».

 

کد خبر: 254

منتشرشده در گفتگو

 

به دلیل ابراز همدردی با خانواده‌های شهدای آتشنشان حادثه دردناک ساختمان پلاسکو برگزاری مراسم اختتامیه نهمین جشنواره طنز سوره لغو شد.

 

مدیر عامل موسسه سپهر سوره هنر ضمن تسلیت این حادثه دردناک، اعلام کرد: مراسم اختتامیه جشنواره طنز سوره که قرار بود روز 4 بهمن ماه برگزار شود،به احترام خانواده شهدای آتش‌نشان و همچنین ملت عزادار ایران لغو شد.

 

حامد رهنما با بیان این مطلب افزود: نهمین دوره جشنواره طنز قرار بود 4 بهمن ماه برگزار شود، اما به دلیل حادثه تالم‌بار ساختمان پلاسکو و شهادت عده‌ای از آتش نشان‌ها و به دلیل همدردی با خانواده آنها و ملت داغدار ایران،اجرای این مراسم برای روز 4 بهمن ماه لغو و زمان برگزاری مراسم اختتامیه در اخبار تکمیلی دیگر اعلام خواهد شد.

 

او گفت: برگزاری جشنواره‌هایی همچون جشنواره طنز از نیازهای اساسی جامعه امروزی برای شهروندان است تا اندکی از فضای روزمرگی‌ها، مشغولیت‌ها،‌ و مشکلاتشان فاصله گرفته و با زبان طنز فضای جامعه را به سمت شادی و نشاط شهروندان برد

 

رهنما تصریح کرد: جشنواره طنز سوره نیز با همین هدف شکل گرفته است و امسال ما مفتخر هستیم تا نهمین دوره آن را برگزار کنیم. البته با توجه به شرایط فعلی پیش آمده برای شهروندان و برای همراهی و همدردی با این بزرگواران ضروری بود تا زمان برگزاری جشنواره را تغییر داده و قطعاً زمان بعدی برگزاری مراسم اختتامیه پس از برگزاری مراسم تشییع پیکر این آتش‌نشان‌های فداکار اعلام می‌شود.

 

نهمین جشنواره طنز سوره با هدف پرورش استعدادهای جوان، ترویج و معرفی طنز فاخر در بخش‌های نثر، نظم، داستان کوتاه، مقالات پژوهشی، عکس، کاریکاتور و استندآپ کمدی با موضوع آزاد برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 253

منبع: ایسنا

 

منتشرشده در گزارش

 

با حضور امیرعلی نجومیان رمان "کتابخانه بابل" اثر خورخه لوئیس بورخس نقد و بررسی می‌شود.

 

دهمین نشست اندیشه نگاری ادبی این ماه به رمان "کتابخانه بابل" اثر خورخه لوئیس بورخس با حضور دکتر امیر علی نجومیان اختصاص داده شده است.

 

خورخه لوئیس بورخس نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی از نویسندگان آمریکای لاتین است. شهرت او بیشتر به خاطر نوشتن داستان کوتاه است.

 

یکی از مشهورترین کتاب‌های او، داستان (۱۹۴۴)، گلچینی از داستان‌های کوتاه بورخس به انتخاب خودش است که مضامینی همچون رؤیاها، کتابخانه‌ها، آیینه‌ها، حیوان‌ها، فلسفه، دین و خدا را می‌توان حلقه اتصال این داستان‌ها دانست.

 

 کتابخانه بابل، نام داستان کوتاهی نوشته خورخه لوئیس بورخس است که در سال ۱۹۴۱ در مجموعه داستان باغ گذرگاه‌های هزارپیچ به چاپ رسید.

 

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: « کاشکی که فرشته‌ای وجود داشته باشد، حتی اگر من در دوزخ جای داشته باشم. ای کاش که من مورد توهین و تعدی قرار گیرم و نابود شوم ...به شرطی که در یک لحظه و تنها برای یک نفر کتابخانه عظیم تو توجیه شود.»

 

این برنامه روز یکشنبه سوم بهمن ماه ساعت ۱7 در سالن اجتماعات فرهنگسرای اندیشه برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است.

 

علاقه‌مندان برای شرکت در این برنامه می‌توانند به فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان اندیشه مراجعه کنند.

 

کد خبر: 252

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

 

اسماعیل امینی، شاعر، گفت: برای حل مشکل کتاب‌نخوانی در وهله اول باید تمام حمایت‌های دولتی از کتاب و همچنین امتیاز کتاب نوشتن از نظام اداری برداشته شود.

 

اسماعیل امینی، شاعر با اشاره به نحوه پرداخت شاعرانه به مقوله کتاب و کتابخوانی گفت: برای سرودن شعر با این موضوع از چند منظر می‌توان به آن نگاه کرد. از یک منظر می‌توان به این پرداخت که کتاب همدم انسان است و طبیعی است که در این صورت شعر زبان و بیان جدی به خود می‌گیرد. از منظر دیگر با توجه به اینکه گونه‌ای از  کتاب‌ها هستند که ظاهرشان کتاب است ولی در اصل کتاب نیستند؛ کتاب‌های تقلبی و جعلی که برای نقد این آن ها باید شعر طنز گفت. مثل انسان‌ها که ظاهرشان مثل هم است اما در باطن خوب و بد دارند. از منظر دیگر نیز می‌توان درباره حواشی امر کتابخوانی شعر گفت؛ موضوعاتی مانند وضعیت ناشرها و نمایشگاه‌ها و ... .

 

وی با اشاره به اینکه برگزاری کنگره برای شعر کار تشویقی و تبلیغی در راستای جلب توجه مردم به کتاب است، ادامه داد: کار فرهنگی مثل شعر و مسابقه برای جلب توجه مخاطبان است، اما ریشه از جای دیگر خراب است. به نظر من برای حل مشکل کتاب‌نخوانی در وهله اول باید تمام حمایت‌های دولتی از کتاب و هم چنین امتیاز کتاب نوشتن از نظام اداری برداشته شود. از همه این‌ها مهم تر نظام تربیت و تعلیم ما که بر پایه مدرک گرفتن است، درست شود و ارزش‌یابی مدرک دانشگاهی در نظام اداری برداشته شود. اگر مدرک‌گرایی قطع شود، کسانی به دانشگاه می‌روند که دنبال کسب مهارت و دانایی‌اند نه دنبال مدرک و استخدام.

 

امینی گفت: به جای آنکه از مردم بپرسند چند کتاب نوشتید و چه مدرکی دارید، باید بپرسند چند کتاب خواندید و چه مهارتی دارید. به همین دلیل است که تعداد نویسنده‌ها و شاعرها بیش‌تر شده است و کسی بر این کتاب‌ها ارزیابی ندارد. ما شاعران نیز تحت تاثیر فضای فرهنگ عمومی کشور بیش‌تر حرف می‌زنیم و می‌نویسیم به جای آنکه گوش کنیم و بخوانیم.در حالیکه ما نیاز داریم نوشته‌ها و حرف‌های دیگران را بخوانیم و در شعر جوان هم با این مشکل مواجهیم و کسی نمی‌خواهد گوش شنوا داشته باشد. سرریز دانش و عواطف ‌است که تبدیل به شعر می‌شود. یعنی آنقدر ذهن شاعر پر می‌شود که سرریز آن شعر است. بعضی از شاعران جوان حتی در عمرشان شاید صد تا شعر هم نخوانده‌اند و چند مجموعه شعر دارند. بعضی شاعران امروز حتی بزرگان شعر فارسی و حتی اسمشان را نشنیده‌اند.

 

نویسنده کتاب «جلسه شعر» افزود: بهتر است شاعران نه تنها به خود موضوع کتاب بپردازند، بلکه درباره تبعات اجتماعی و روانی و عاطفی مطالعه و مسائل مرتبط با کتاب مثل توزیع و چاپ شرع بگویند. بهتر است در این کنگره به موضوع نمایشگاه کتاب هم پرداخته شود و اینکه نمایشگاه به این شکل آیا شایسته اسم کتاب است. آیا برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت کارناوالی درست است. اینکه افتخار کنیم به تعداد میلیونی بازدیدکنندگان چندان مطلوب نیست، بلکه باید ارزیابی شود در این نمایشگاه‌ها چه کتاب‌هایی فروخته می‌شود.

 

کد خبر: 251

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار