یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی

صد و بیست سال از زادروز نیما یوشیج می‌گذرد. شاعری که از فراز قله‌های مه‌آلود مازندران فرود آمد تا نقشی بر ادبیات این کشور بنگارد. کشوری که اگرچه از لحاظ جغرافیایی پر از پستی و بلندی است، اما در ادبیات همیشه سربلند بوده است و حتی در پست‌ترین دوره‌های تاریخی‌اش – چه از لحاظ سیاسی و اقتصادی و چه از لحاظ فرهنگی – شعرش سربلند بود و سربه‌زیر.

 

 

اما اگرچه نزدیک به شصت سال از درگذشت نیما می‌گذرد، هنوز داوری مناسبی در ارتباط با شعر نیما در جامعه ادبی ما صورت نگرفته است. کاریزمایی که نیما برای خود ساخت و پیروانش در آن کاریزما دمیدند و رسانه‌ها شاخ و برگش دادند و ریشه‌های موهومی بر آن ساختند سبب شده است که هنوز داوری در میان نباشد که گفته‌اند "ای کاش قضاوتی در کار می‌بود". جاذبه و دافعه‌ای که نیما و شعر نیما و جریان نیما در ادبیات معاصر ما برپا کرد، قضاوت را از متن به سمت حواشی برد و هنوز کفِ آن حواشی فروننشسته است تا بدانیم آن دریا تا چه میزان عمیق بوده است و در اعماقش چه گوهرهایی می‌توان صید کرد.

 

 

نیما جریانی ساخت که خود سرسلسله آن نبود که پیش از او امثال تقی رفعت و شمس کسمایی و پیش از آنان دیگرانی نیز این راه را قدم زده بودند. نیما بخت‌یاریِ آن را یافت که جریانی که از آنِ او نبود را بسازد و البته این از هوشیاری نیما و فرصت‌شناسی او و تا حدودی شناخت درستی بود که از جامعه فرهنگی روزگارش داشت. اما شعر نیما به عزیزیِ جریانِ نیما نیست. شعرِ او، بافتِ شعرِ او و ساختِ شعرِ او با آن بلندی‌های شعرِ همیشه کشور ما نسبتی نداشت و بیشتر به پستی‌های جغرافیایی کشورِ ما می‌مانست. شعرِ نیما آنی نبود که رسانه‌های روزگارش می‌دانستند. آن رودخانه‌ای نبود که از هرکجایش بتوان بدون سر و صدا آب برداشت. بله، از جریان‌های زلال شعرش می‌توان آب برداشت و حتی ماهی گرفت، اما همه آن رودخانه زلال نیست. اگرچه رودخانه چندان زلال نیست، اما هوای حوالیِ آن رودخانه خنک و فرحبخش است.

 

 

اتفاقا عطای نیما همین هوای خنک و فرحبخشی است که به واسطه او در شعرِ روزگارِ ما دمیده شد. نگفتم نیما این هوا را دمید، چرا که حواشیِ پررنگ اطرافِ جریانِ نیما و جاذبه‌ها و دافعه‌ها باعثِ دمیدن این هوای عزیز شد. در میان این دو گروه، نقش کسانی پر رنگ‌تر از دیگران بود که از آن میان می‌توان به بهار، شهریار، حمیدی، توللی، خانلری و از پسینیان به شاملو، نادرپور و اخوان اشاره کرد. نیما مرکز دایره جاذبه و دافعه‌ای گشت که شاعران بزرگی بر شعاعش نورافشانی کردند و رنگین‌کمان شعر امروز حاصل "همه" آن نورهای عزیز است که اگر نیما نمی‌بود، شاید این رنگین‌کمان به این خوشرنگی و هوای آن رودخانه به این فرحبخشی نبود.

 

 

اگرچه گروهی به دفاع از شعرِ نیما برخاستند و نکته‌های موهوم تراشیدند و اشکالاتِ دستوری و نحویِ شعرِ نیما را عدم آگاهی دیگران از بافتِ مدرن شعر تلقی کردند و خطبه‌ها راندند "که سبک نیما الا که سبک نیما نیست"، اما حرف درست همانی است که محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه بر زبان آورد که: "بسیاری از مشاهیر شعر امروز از قبیل شاملو و نیمایوشیج که از استادانِ مسلم شعر نو تلقی می‌شوند، در شعرهایشان غلط‌های دستوری فراوان می‌توان دید و این مساله‌ای است که به زور ادعا و جنجال روزنامه‌ها قابل حل نیست. زبان فارسی دو موجودیتِ "درزمانی" و "هم‌زمانی" دارد و هرچه بیرونِ این دو ساحَت قرار گیرد، "غلط" است و مرتکب شونده این غلط، هرکه باشد، باید کارش مورد انتقاد قرار گیرد وگرنه هرج و مرج خواهد شد."

 

نیما بلاغتی به بلاغتِ سنتیِ ما، حکمتی به کتابِ قطور ِحکمت‌های ما، سبکی به سبک‌های ادبیِ ما و - با نظر به کار پیشینیان - حتی فرمی به فرم‌های موجود در شعر فارسی نیفزود ، اما هوای دلپذیر و عزیزی را به فرهنگ ما بخشید که آن هوا خوش هوایی است فرحبخش. نیک است که به جای جستجو و کشفِ پیامِ نیما، در هوای نیما تنفس کنیم.

روانش شاد

 

جویا معروفی/ آبان ماه 96 

منتشرشده در یادداشت هفته

زنده‌یاد بیژن نجدی، شاعر لحظه‌های ناب و نویسنده‌ی شاعرانه‌ی داستان‌های تصویری است. 24 آبان زادروز این شاعر و داستان‌نویس معاصر بهانه‌ای شد تا نگاهی کوتاه به قلم و دنیای کلمات او داشته باشیم.

 

خیلی سخت است که فردی بین شاعر بودن یا نویسنده بودن بیژن نجدی یکی را انتخاب کند؛ چراکه اگر تعداد کتاب‌های نجدی در حوزه داستان را ملاک قرار بدهیم و بخواهیم او را داستا‌ن‌نویس بهتری مطرح کنیم؛ یاد متن‌های شاعرانه او می‌افتیم و می‌توانیم بگوییم که سطر به سطر داستان‌هایش از بخش‌عمده‌ای از سه هزار عنوان کتاب شعری که در سال منتشر می‌شود، شعرتر است. بیژن نجدی شاعر است اما بدون شک او تاثیر زیادی در داستان‌نویسی پست مدرن داشته است و با نگاه متفاوت به داستان امروز تغییرات قابل لمسی را ایجاد کرده است. داستان‌های او به معنای واقعی کلمه قصه است و وقتی با یکی از این قصه‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم، خودمان را جای شخصیت‌های داستان می‌بینیم و مشکلات، سختی‌ها و دردهای کارکترها را با پوست و گوشت‌مان لمس می‌کنیم.

 

نجدی تا پیش از مرگ تنها کتاب «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند»، را منتشر کرده بود که این کتاب این روزها به چاپ 31‌ام رسیده است. تمامی آثار نجدی به‌غیر از اثر نامبرده بعد از فوت او و توسط همسرش، پروانه محسنی آزاد و در نشر مرکز منتشر شده است.

 

دکتر لیلا کردبچه، شاعر معاصر که در همایش ملی «ادبیات معاصر» مقاله‌ای درباره بیژن نجدی منتشر کرده بود،  با اشاره به همین مقاله گفت: نجدی از جمله نويسندگانی است که بر اين گفته گوستاو فلوبر مبنی‌بر اينكه برای بيان هرچيزی، تنها يک جمله يا عبارت است كه بهترين است، صحه می‌گذارد و حقيقت اين امر را می‌توان با بررسی ويرايش‌های مختلف داستان‌های او كه در كتاب «داستان‌های ناتمام» گردآمده‌اند، دريافت. نجدی نويسنده‌ای است كه هميشه در جستجوی بهترين‌هاست؛ بهترين نحو، بهترين ساختار، بهترين جمله‌بندی و بهترين تصاوير براي ادای مقصود. به همين دليل است كه تصاوير او اغلب بكرند و تشبيهات او نيز شامل تشبيهات پيش‌پاافتاده و دم‌دستی نمی‌شوند.

 

این شاعر ادامه داد: نجدی با کاربرد ساختاری شاعرانه، فضایی معلق میان شعر و داستان ایجاد کرده و زیربنای ساختاری اغلب تصویر را در داستان‌هایش، برپایه شگردی ادبی و صنعتی بدیعی قرار داده که حاکی از اشراف نویسنده بر آرایه‌های ادبی، و توانایی او در استفادۀ مؤثر از این آرایه‌هاست؛ آرایه‌هایی که چه‌بسا در اشعار زیادی عقیم مانده، و چنانکه بایسته وشایسته است به ایفای نقش نپرداخته‌اند. بررسی تصاویر شاعرانه در داستان‌های بیژن نجدی، کارایی و توانمندی آرایه‌ها و صنایع و فنون ادبی را که تا به امروز در حوزه شعر فعال و کارا بوده‌اند، در حوزه نثر نیز به اثبات می‌رسد و نشان می‌دهد که برای ساخت تصاویر و فضایی شاعرانه، لزوماً نباید در پی راه‌های تازه و بدیع بود، بلکه از مسیرهای پیش پیموده قدما نیز می‌شود به مقاصدی نو رسید و نتایجی مطلوب حاصل کرد.

 

 

شاعر «آواز کرگدن» با اشاره به دید بیژن نجدی گفت: ديد تازه بيژن نجدی به طبيعت، انسان‌ها و اشياء اطرافش به‌نحو برجسته‌ای با تجربه‌های شخصي او همراه بوده و منجر به ايجاد تصاويری شده كه از ذهنيت متجدد او خبر می‌دهند. او نويسنده‌ای جست‌وجوگر است كه در ورای نگاهی كه به پيرامونش دارد، به كشف ارتباط‌هايی ميان عناصر می‌پردازد كه از نظرها پنهان مانده‌اند. درواقع در داستان‌های نجدی، ميان تصاوير واقعی و تصاويری كه در ذهن مؤلف ايجاد شده‌اند، نمی‌توان فاصله‌ی چندانی يافت و ذهن مؤلف برای ساخت تصاوير، دخل‌وتصرّفی در واقعیت و حقيقت امور نكرده، بلكه در پررنگ‌تر نشان دادن زوايای مختلف تصاويری كوشيده كه می‌توان گفت مقابل چشم همه حضور دارند، اما كمتر به آنها توجه می‌شود.

 

او ادامه داد: تصاوير شاعرانه داستان‌های بيژن نجدی، اساساً در چند گروه ساختاری خاص جای می‌گیرند؛ یا تصاويري هستند که زيرساخت تشبيهی دارند، مانند تصاويری كه برمبنای تشبيه، استعاره، تشخيص، و حساميزی ساخته شده‌اند، یا تصاويری هستند با زيرساخت توصيفی، و یا تصاويری كه با تغييرات نحوی در ساختار تركيبات اضافی ايجاد شده‌اند، و درکنار این‌ها، تعدادی از تصاویر شاعرانه هم هستند که برمبنای ضاد و اغراق شکل گرفته‌اند.

 

کردبچه در بخش پایانی صحبت‌هایش با اشاره به قسمت‌هایی از داستان‌های نجدی عنوان کرد: با همه این تفاسیر زيباترين تصاوير داستان‌های بيژن نجدی تصاويري هستند كه برمبنای تغيير مقياس سنجش شكل گرفته‌اند، آنجاکه می‌گوید: «با هر تنفس ما، صفحه‌ای از تقويم ديواری می‌افتاد»، «به‌اندازه خاک شدن يک سيگار نگاهش كردم»، «یكی از بالش‌ها به‌اندازه ساعت‌ها خوابيدن گود بود»، «روز به لحظه‌ای رسيده بود كه همه ترديد دارند چراغ اتاقشان را روشن كنند يا نكنند»، «شقيقه چپش تا زير چشم، به‌اندازه خاطره سياه‌شده يك مشت، خونمرده بود).

 

کد خبر: 712

منبع: ایرنا

 

 

منتشرشده در گزارش

برنامه چه فرصتی چه شبی از سری برنامه های اینجا شب نیست رادیو جوان با اجرای فرزاد حسنی، شب گذشته به زلزله کرمانشاه و مردم زلزله زده اختصاص داشت.

 

فرزاد حسنی در ساعات آغازین امروز به گفتگوی تلفنی با حامد عسکری، شاعر و ترانه سرای معاصر پرداخت و وضعیت مردم کرمانشاه را جویا شد.

 

حامد عسکری در گفتگو با فرزاد حسنی گفت: من صبح چهارشنبه وارد کرمانشاه شدم و به همراه تعدادی از شاعران و دوستان مداح سریعا به شهرهای سرپل ذهاب و قصر شیرین رفتیم. به تعدادی از روستاها نیز سر زدیم و کمک های مردمی را به دست آن ها سپردیم.

 

وی ادامه داد که قطعی برق، تاریکی مطلق، نبود آب و چادر از مشکلات عمده اینجاست. هوا به شدت سرد است و حتی پوشیدن لباس های زیاد هم از سردی هوا نمی‌کاهد.

 

این شاعر از خانواده هایی گفت که از عشایر و دامدارن هستند و بسیاری از دام های خود را از دست داده و باقیمانده های آن ها از تشنگی در حال تلف شدن هستند. نیاز به آب به شدت احساس می‌شود.

 

عسکری از مردم کمک خواست و حتی المقدور درخواست کمک نقدی کرد. چراکه وجود وجه نقد به خریدن اقلام مورد نیاز کمک می‌کند.

 

وی از ترافیک و حضور مردمان غیر متخصص در کرمانشاه گله کرد و گفت: با وجود حضور نیروهای امدادی و کمک های مردمی، بسیاری از این کمک ها به موقع نمی‌رسد و ترافیک به شدت زیاد است.

 

مولف مجموعه های سرمه ای و پریشب افزود: مردمان کرمانشاه به شدت مغرورند و مناعت طبع بلندی دارند و اینکه این مردم با این ویژگی، دست نیاز به سوی هم وطنان دراز کنند به شدت دردناک است. پس لطفا کمک ها را قطع نکنید و بهترین نوع کمک که کمک نقدی است را در نظر داشته باشید.

 

حامد عسکری در پاسخ به پرسش فرزاد حسنی مبنی بر به مزایده گذاشتن سرو زرین هفتمین جشنواره بین المللی شعر فجر نیز گفت: کار کوچکی که در صفحه شخصی ام انجام دادم این بود که تندیس جشنواره فجر را به مزایده گذاشتم تا بالاترین پیشنهاد صرف کمک به زلزله زدگان شود. این درحالیست که این تندیس حتی فروخته هم نشد و با کمک های مردم چیزی حدود 30 میلیون تومان جمع آوری شد که انشالله پس از سروسامان گرفتن وضعیت کرمانشاه، این مبلغ به همراه تندیس سرو زرین به انجمن شعر کرمانشاه اهدا خواهد شد.

 

وی در ادامه این گفتگو به خانه های مسکن مهر نیز اشاره کرد و گفت: این مساکن تنها دو کشته داده و از لحاظ عمرانی ساختمانی که کشته ندهد، ساختمانی ایمن است. خرابی ها وجود دارد اما ستون ها و سقف ها سالم هستند.

 

این شاعر در پایان اضافه کرد: به فکر کمک به مردم باشیم. مسائل سیاسی را وارد قضیه نکنیم. اجازه دهیم شرایط مطلوب تر شود، سپس به ابعاد دیگر مساله بپردازیم.

 

کد خبر: 713

منتشرشده در گزارش

جایزه ۵۰ هزار یورویی گئورگ بوشنر که یکی از معتبرترین جوایز ادبی آلمان است به یان واگنر، شاعر ۴۶ ساله آلمانی اهدا شد.

این شاعر ۴۶ ساله برنده امسال جایزه ۵۰ هزار یورویی گئورگ بوشنر شد. سخنگوی آکادمی زبان و ادبیات آلمان در مراسم اهدای جایزه که در در تئاتر دارمشتات برگزار شد، تاکید کرد که اشعار این شاعر آلمانی که در برلین زندگی می‌کند، ترکیبی از شوخ‌طبی و شیرینی در زبان و تسلط استادانه بر ساختار را در خود دارد.

 

جایزه گئورگ بوشنر، مهمترین جایزه ادبی آلمان محسوب می‌شود که امسال برای شصت و ششمین بار اهدا شد. سال گذشته، مارسل بیر، شاعر و رمان‌نویس این جایزه را دریافت کرده بود. نویسندگان و شاعران مطرحی مانند اریش کستنر (۱۹۵۷)، گونتر گراس (۱۹۶۵)، هاینریش بل (۱۹۶۷)، فردریش دورنمات (۱۹۸۶) و زبیل لویتچاراف (۲۰۱۳)، یورگن بکر (۲۰۱۴) و راینالد گوتس (۲۰۱۵) پیش تر موفق به دریافت این جایزه شده بودند.

 

به گفته شاعران بزرگ قدیمی اشعار واگنر کاملا مرتبط با زمان حال هستند و او مستحق جایزه است. کاوش‌های کنجکاوانه و ظریف کوچک و فردی، همراه با توجه ویژه به اتفاقات زندگی، تاریخ معاصر و همچنین هنر زبان شاعرانه او تفکر و درک ما از جهان را بهبود می‌بخشد.

 

یان واگنر می‌گوید: « من با این اعتقاد شعر می‌سرایم که کوچکترین چیزها، حتی اگر یک گوش و چشم داشته باشند نیز می‌توانند الهام‌بخش یک شعر باشند. شعر حاوی پیچیده‌ترین چیزهاست. یک شعر موفق به طرز غیر قابل باوری شما را دعوت می‌کند تا دوباره از نو جهان را ببینید و در مورد آن فکر کنید.

 

علاوه بر جایزه بوشنر، در این مراسم دو جایزه دیگر به ارزش ۲۰ هزار یورو اعطا شدند. باربارا استولبرگ ریلینگر تاریخ‌نویس ۶۲ ساله و استاد دانشگاه مونستر جایزه «زیگموند فروید» را برای نثر علمی و ینس بیسکی جایزه «یوهان هاینریش مرک» را برای نقد ادبی و مقاله دریافت کرد. ینس بیسکی ۵۱ ساله، سردبیر روزنامه زوددویچه تسایتونگ، پرتیراژترین روزنامه آلمان است.

 

کد خبر: 711

 

منتشرشده در گزارش

مهلت شرکت در دوازدهمین دوره جایزه کتاب سال شعر «خبرنگاران» تمدید شد.

 

بنا بر اعلام دبیرخانه‌ جایزه، با توجه به درخواست گروهی از علاقه‌مندان به شرکت در بخش ویژه‌ این دوره از جایزه، مهلت شرکت در آن تا پایان آبان‌ماه تمدید می‌شود؛ با تاکید بر این‌که سی‌ام آبان‌ماه، آخرین فرصت شرکت در بخش ویژه و همچنین کتاب سال جایزه در دور دوازدهم تعیین شده است.

 

دوازدهمین دوره‌ جایزه‌ی کتاب سال شعر به انتخاب «خبرنگاران»، این‌بار نیز در سه بخش «کتاب سال»، «ویژه» (شاعران بدون کتاب) و «تجلیل» (یک عمر فعالیت شعری)، با داوری جمعی از شاعران خبرنگار و فعال رسانه‌ در حوزه فرهنگ و ادبیات، برگزار می‌شود.

 

دبیرخانه‌ این دوره از جایزه‌ی کتاب سال شعر خبرنگاران نیز با دبیری علیرضا بهرامی، از شاعران و ناشرانی که در سال ۱۳۹۵ مجموعه شعر منتشر کرده‌اند، دعوت کرده است تا با توجه به این شرایط، در بخش کتاب سال جایزه شرکت کنند:

 

کتاب در سال ۱۳۹۵ منتشر و در شناسنامه‌ی آن درج شده باشد.

 

چاپ اول و به زبان فارسی در ایران منتشر شده باشد.

 

برگزیده‌ اشعار یا مجموعه‌ی گروهی نباشد.

 

علاقه‌مندان به شرکت در این بخش، باید چهار نسخه از اثر خود را تا تاریخ ۳۰ آبان‌ماه ۱۳۹۶ به نشانی تهران، صندوق پستی ۱۸۷ - ۱۳۳۵۵، دبیرخانه‌ی جایزه‌ی کتاب سال شعر - خبرنگاران، بفرستند.

 

در بخش ویژه هم که برای کشف استعدادهای شعری برگزار می‌شود، آن دسته از شاعرانی که در هر سنی، تاکنون مجموعه‌ شعر منتشر نکرده‌اند، آثار خود را با توجه به شرایط زیر - تنها - از طریق نشانی پست الکترونیکی و نه پرینت‌شده، می‌توانند بفرستند:

‌ شرکت‌کنندگان در این بخش نباید تاکنون (چه در سال‌های گذشته و چه در سال جاری) کتاب مجموعه‌ی شعر در ایران منتشر کرده یا در نوبت نشر داشته باشند.

شرکت علاقه‌مندانی که قبلا کتابی غیر از مجموعه شعر منتشر کرده‌اند یا در دست انتشار دارند، در این بخش، منعی ندارد.

مجموعه‌ شعرها باید به زبان فارسی باشد.

تعداد شعرها دست‌کم بین ‌۴۰ تا ‌۵۰ قطعه بوده، یا تعداد صفحه‌های مجموعه‌ی شعرها دست‌کم بین ۸۰ تا ‌۱۰۰ صفحه باشد.

شعرها همگی در قالب یک فایل وُرد (حتما قلم بی‌میترا ۱۲) باشد. از فرستادن اثر در قالب فایل پی‌دی‌اف یا پرینت کاغذی از طریق پُست، جدا پرهیز شود. شعرها حتما در یک فایل واحد که نام آن، نام شرکت‌کننده در جایزه است، فرستاده شود.

حضور در این بخش برای تمامی شاعران فارسی‌زبان داخل و خارج کشور، با هر ملیتی، آزاد است.

در این بخش علاقه‌مندان تا ۳۰ آبان‌ماه ۱۳۹۶ فرصت دارند که شعرهای خود را به نشانی پست الکترونیکی جایزه بفرستند : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

کد خبر: 710

منتشرشده در گزارش

 

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در واپسین روز اربعین حسینی به سراغ حسنا محمدزاده مولف مجموعه های سر به مهر، جوهر جان، زیر هر واژه آتشفشان است، قفس تنگی و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

 

از کی سرودن شعر آیینی را شروع کردید؟ 

 سرودن شعر آیینی را از سال هفتاد و شش و از دورانی که در مقطع راهنمایی تحصیل می کردم شروع کرده‌ام؛ اما شعرهای آن روزها در سررسید یادداشت‌های شخصی‌ام بایگانی شدند و از خلوت خانوادگی‌مان فراتر نرفتند. می توانم بگویم که برای اولین بار سرودن شعر مذهبی را در سال هشتاد و دو شروع کردم.

 

چرا شعر آیینی را انتخاب کردید؟

بعد از خواندن کتابی تحت عنوان «کشتی پهلو گرفته» نوشته ی «سید مهدی شجاعی» که هدیه ای از طرف پدرم بود و البته تحت تاثیر حال و هوای ایام فاطمیه ی آن روزها،  شعری را با همین محتوا نوشتم؛  وقتی آن شعر مورد تشویق اطرافیانم قرار گرفت، شعرهای بعدی سروده و مطالعاتم بیشتر شد.  مسلماً از همان ابتدا تصمیم به مطالعه و انگیزه‌ی سرودن شعر مذهبی ارادی بوده است؛ اما فقط این کافی نیست.  

از سر ارادتی که به این آستان دارم و علاقه‌ام نسبت به  فعالیت در این حوزه، اگر به خواست خودم باشد همیشه شعر مذهبی را انتخاب می کنم. معتقدم که تا عنایت اهل بیت نباشد نمی‌توان حتی یک بیت سرود؛ چه برسد به یک شعر.  بارها شده که در مناسبتی خاص مثلا ایام محرم قصد سرودن داشته‌ام اما دریغ ازحتی یک مصرع. روزهایی بوده که در حال و هوای سرودن نبوده‌ام اما شعرهای خوبی خلق شده‌اند.

   

تعریفتان از شعر آیینی چیست ؟  

می‌توان گفت شعر آیینی به مفهوم عام کلمه، شعری است که در آن رسم و رسوم و آداب و سنن و آیین قومی و ملی  بازتاب داده می‌شود که یکی از زیر شاخه های آن مضامین و مسائل دینی و مذهبی ست. اما می‌بینیم که از اصطلاح شعر آیینی معمولا برای شعر مذهبی و شعر شیعی که دامنه‌اش ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) است و مرکز ثقل آن دو موضوع انتظار و عاشورا است استفاده می‌شود؛  یعنی ما دامنه‌ی شعر آیینی را محدود کرده‌ایم و آن را به عنوان شعرمذهبی که تنها بازتاب دهنده‌ی ارزش‌های دینی‌مان است، می‌شناسیم؛ در حالی که می‌توان گفت شعر انقلاب هم یکی از زیر شاخه‌های شعر آیینی ست. همین‌طور اشعاری که در حوزه‌ی دفاع مقدس و جنگ سروده شده‌اند هم آیینی‌اند؛ چه بسا که در بسیاری از شاهکارهای شعر دفاع مقدس، با نمادها و سمبل‌هایی روبرو می‌شویم که اسوه‌های قیام امام حسین (ع) هستند؛ تا آنجا که در برخی از اشعار با برجسته کردن این اسوه‌ها، رزمنده‌ها را به حضور در جبهه ها و پیروی از سیره‌ی عملی عاشوراییان تشویق می‌کرده‌اند. 

 

 

به نظر شما شعر آیینی ما چه‌قدر قابلیت شناساندن مفاهیم مذهبی را به همه‌ی ادیان و ملت‌ها دارد ؟  

شعربا تمام ظرفیت‌ها وظرایف و قدرت نفوذی‌ که  در قلب و جان مخاطب دارد می‌تواند تاثیرگذارتر از هر هنر دیگری باشد. 

 

شعر مذهبی ما وقتی چنین قابلیتی را پیدا می‌کند که از مرحله‌ی مدح و مرثیه‌ی صرف خارج شده و به محتوا و درون مایه بیشتر بپردازد، تا بتواند تصویری روشن و زلال از آموزه‌های دینی واخلاقی اهل بیت باشد و در نهایت به پیامی ارزشمند در این زمینه برسد؛ که البته این مهم، مستلزم مطالعه و تحقیق در متون و کتاب‌های موثق دینی است و شاعر نمی‌تواند با اکتفا به دانسته‌ها و شنیده‌هایش که مشخص نیست تا چه اندازه دستخوش تحریف بوده اند به سرودن بپردازد و در نهایت به شعری برسد که آیینه‌ای از اسلام ناب باشد.

 

هستند شاعرانی که با تحقیق و تفحص و وسواس در این زمینه شعر می‌سرایند و اشعارشان قابل تأمل است؛ اما با توجه به اکثریت سروده ها ،می تواند گفت  شعرها هنوز به آن مرحله‌ای نرسیده‌اند که قابلیت شناساندن مفاهیم اصیل دینی را داشته باشد.

در واقع اکثریت ما در صورت قضیه مانده‌ایم و به سیرت آن بی توجهیم؛  یعنی از سیره ی عملی پیشوایانمان غافل شده‌ایم. 

 

وقتی ما تلاش کنیم که مدح بگوییم و به مرثیه بپردازیم، آن هم به شکلی که بتوانیم دیگران را به گریه بیندازیم و به عبارت دیگر در مرحله محبت، متوقف شویم و به  معرفت دینی نرسیم خواه ناخواه شعر با تحریفات و خرافات و بیانگر مسائلی غیرمستند و غیرواقعی آمیخته می شود؛ چرا که تلاش می‌کنیم شعری بگوییم که در مجالس خوانده شود؛ مداحان دم بگیرند و شورآفرینی بکنند؛  طبیعتاَ شعور دینی در حاشیه قرار می‌گیرد و خیلی از کاستی‌ها و آفت‌ها و تهدیدها از همین ناحیه متوجه شعر می‌شود.

 

 

به نظرتان شاعر تا چه اندازه اجازه ی اغراق در شعرش را دارد ؟  

می‌دانید که اغراق یکی از آرایه‌های ادبی‌ است که باعث خیال‌انگیز شدن بیشتر شعر می‌شود و شاید مهمترین عاملی که تاثیر جادویی به سخن می‌دهد همین بزرگنمایی است که مهمترین آرایه در شعرهای حماسی است.

 

در حوزه‌ی عاشورا توجه به بعد حماسی آن است؛ پس چه اشکال دارد که شاعر اغراق‌هایی هم در شعرش داشته باشد؟ اما این اغراق تا جایی قابل توجیه است که به اصل محتوا لطمه‌ای وارد نکند و به آن چیزی نیفزاید یا از آن چیزی نکاهد. ما نمی‌توانیم به بهانه ی تاثیر کلام، قیام سیدالشهدا را تا حد اسطوره بالا ببریم چرا که اسطوره آمیزه‌ای از تاریخ و واقعیت و افسانه است اما شهادت امام حسین و یارانش واقعیت محض است. مثلا اگر اغراق کنیم و بگوییم حضرت ابوالفضل به جای مشک دریا را به دندان گرفته بود به اصل ماجرا لطمه‌ای نمی خورد اما در وصف رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌های حضرت ابوالفضل آیا می‌توانیم اغراق را تا آنجا پیش ببریم که بگوییم تمام سپاه عمر سعد را یک تنه شکست داد و با دست پر به خیمه‌ها برگشت؟

 

در مورد حادثه ای مثل عاشورا که شاعران درباره ی آن زیاد سروده اند فکر می کنید چرا هنوز شعر ها به تکرار نرسیده اند؟ 

 

عاشورا، جایگاه عظیمی در تاریخ اسلام دارد.  از هر جنبه‌ای به حادثه‌ی عاشورا بنگریم عمیق‌ترین و ارزشمندترین مفاهیم را در خود گنجانده است؛ از جنبه‌ی عرفان، عشق، شهادت، نهایت بندگی و  احیاء دین تا حماسه. اما بدون توجه به بعد عرفانی شخصیت امام حسین نمی‌توان حماسه خونین کربلا را فهمید. عرفا از هر دین و مسلک و مذهبی، امام حسین را به عنوان قطب عرفان مورد توجه قرار داده‌اند؛  بعد الهی و عرفانی امام حسین در تک تک جملاتی که  در سفر از مدینه و مکه به کربلا فرموده و گفتگوهایی که با دشمن یا یاران خود داشته‌اند، مشخص است اما بالاتر از اینها آن چیزی است که  در عمل نشان داده‌اند؛ آن هم عشق و محبت به خدا و دلدادگی و سرسپردگی و در یک کلام بندگی است.

 

حُبی که امام حسین در دل دارد و آنچه در مناجات عرفه بیان می‌کند، در حادثه کربلا به نمایش می گذارد و توکل به خدا و تسلیم در مقابل اراده و مشیت پروردگار را به زیباترین شکل ممکن و در اوج خود در صحنه عاشورا نشان می‌دهد.

 راضی بودن به قضای الهی در عمل امام حسین و در سخنانش می‌درخشد. اینها مسائل کوچکی نیستند که با چند سروده به تکرار برسند؛ بلکه معتقدم از گذشته تا به حال و از حال تا قیامت هر چه از آن سروده‌ایم و بسراییم قطره‌ای از آن دریای بیکران را هم به تصویر نکشیده‌ایم.

 

نظرتان در مورد ریتمیک کردن شعر عاشورایی و گذاشتن ملودی های شاد و به گوش مخاطب آشنا روی شعرهای عاشورایی مخصوصا در حوزه ی شعر هیات چیست ؟

 

شعر هیات در واقع شاخه‌ای از شعرمذهبی است. عنوانش جدید است اما از نظر مضمون و محتوا همان  نوحه‌ها و مراثی است؛ از زمانی که عزاداری‌های حسینی قوام گرفته، بر سر زبان ها بوده‌ است و مردم برای برپا کردن علم عزاداری در میادین و مساجد و دسته‌جات از آن استفاده می کرده‌اند. در شعر هیئت زبان شاعر باید به زبان مردم نزدیک‌تر شود؛ با زبان مردم کوچه و بازار انس و الفت بیشتری داشته باشد تا در دسته‌جات سینه‌زنی و مجالس دم گرفته شود و گستردگی پیدا کند.‌ 

 

شاعرانی هم که شعر هیئت می‌گویند، سعی می‌کنند با مولفه‌هایی که مورد پسند مردم است، شعر بگویند که این مساله به خودی خود بد نیست اما در جامعه به دلیل پایین آمدن سطح و شان برخی مدح‌ها و ورود همه افراد با هر سطح مطالعه و سواد مذهبی به صنف مداحی، این روزها شاهد بروز برخی مداحی‌ها با ریتم و آهنگ موسیقی‌های پاپ مجاز و غیرمجاز هستیم. 

 

در کنار این سبک‌های سخیف می‌بینیم که مداحان به بهانه گریه گرفتن از مردم داستان‌هایی را روایت می‌کنند که در هیچ مقتلی نمی‌توان آن را پیدا کرد.

گاهی هم فلسفه شهادت امام حسین نادیده گرفته شده و بیشتر به چشم و ابروی اباعبدالله وحضرت عباس پرداخته می شود با رویه فعلی که در پیش است و نفوذ بالا و سریع  تکنولوژی و شبکه های اجتماعی و سطح دسترسی مردم، متاسفانه داریم به سمت بی هویتی عزاداری پیش می‌رویم.

 

داشتن ریتم و آهنگ در یک نوای مداحی امری طبیعی است اما به روز کردن آن به هر قیمتی  سبب توهین به شأن عزاداری و سوژه ای برای تمسخر مخالفین شعائر مذهبی و دینی شده است.

 

خبرنگار: هانیه شالباف

کد خبر: 709

 

منتشرشده در گفتگو

دیوان شعر «ماتمکده عشاق» همزمان با ایام اربعین حسینی از سوی انتشارات سخن وارد بازار کتاب شده است. این دیوان شعر سروده‌های حاج حسن ستاری متخلص به «شهباز» است که در سفر به عراق، شامات، مکه و مدینه سروده شده و در سال ۱۳۳۰ به فرجام رسیده است. 

منتشرشده در تازه های نشر

 

کانون ادبی گیومه با همکاری نشر چلچله نخستین جشنواره شعر مستقل گیومه را برای شاعران بی کتاب برگزار می‌کند.

 

دبیر جشنواره درخصوص شرایط آن گفت: این جشنواره مخصوص شاعرانی است که تاکنون کتابی منتشر نکرده و حتی کتابی هم در دست انتشار نداشته باشند.

 

امید بیگدلی ادامه داد: اشعار باید در قالب شعر سپید باشد و موضوع آن آزاد است. همه شرکت کنندگان موظف هستند بین 15 الی 20 شعر سپید خود را تا 28 اسفند سال جاری ارسال نمایند.

 

بیگدلی افزود: جایزه این جشنواره چاپ اثر سه برگزیده نهایی است و آیین اختتامیه آن مرداد ماه 97 همزمان با سومین سالگرد تاسیس کانون ادبی گیومه برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 708

منتشرشده در گزارش

دفتر ثبت آثار تاریخی هنوز منتظر تکمیل شدن مدارک خانه «ابتهاج» در گیلان است تا این خانه بعد از تائید شورای ثبت، در فهرست آثار ملی قرار بگیرد.

 

 ۲۷ خردادماه، با انتشار خبری از سوی تعدادی از همشهری‌های «هوشنگ ابتهاج» در رشت، که احتمال تخریب خانه‌ی این غزل‌سرای پیشکسوت را مطرح می‌کردند، زنگ خطر نسبت به ثبت ملی نبودن و در نهایت تخریب این خانه به صدا درآمد.

 

این در حالی است که در آن شرایط میراث فرهنگی استان گیلان معتقد بود نخست باید تعلق این بنا به خانواده ابتهاج تائید شود. حتی شهرداری رشت اعلام کرد، ما زیاد راهکار قانونی قاطعی نداریم، مگر این‌که مراجع میراث فرهنگی اعلام کنند این ملک واجد ارزش‌های تاریخی و فرهنگی است.

 

تا این‌که ۱۸ مرداد امسال رضا علیزاده، مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان خبر از گذراندن مراحل آخر ثبت خانه‌ی تاریخی «ابتهاج» در بافت تاریخی گیلان خبر داد و اعلام کرد: پرونده ثبت ملی خانه «ابتهاج» تحویل شورای ثبت سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شده است و کارشناسان در حال فراهم کردن زمینه ثبت ملی این خانه با ارزش هستند.

 

این صحبت‌ها در حالی مطرح شده بودند که بعد از گذشت حدود سه ماه فرهاد نظری، مدیر کل دفتر ثبت آثار تاریخی در این زمینه به ایسنا می‌گوید: در نامه‌ای به اداره کل میراث‌فرهنگی استان گیلان درخواست کرده‌ایم تا اسناد و مدارک متعلق به این خانه تکمیل شود، دست‌کم نیاز به یک دست‌نوشته از آقای ابتهاج داریم تا تعلق ابتهاج به این خانه ثابت شود.

 

وی تاکید کرد: هنوز مدارک این خانه برای ثبت این بنا در فهرست آثار ملی کامل نیست.

 

خانه تاریخی ابتهاج بیش از ۵۰ سال قدمت دارد، اما علاوه بر این‌که این خانه در محله تاریخی استادسرای شهر رشت در نزدیکی خانه گلچین گیلانی  و خانه میرزا کوچک خان قرار دارد، هوشنگ ابتهاج (سایه) نخستین شعرش را آن‌جا سروده است.

 

کد خبر: 707

منتشرشده در گزارش

 

نشستی برای معرفی نامزدهای سومین دوره‌ جایزه‌ شعر «احمد شاملو» برگزار می‌شود.

 

دبیرخانه‌ جایزه‌ شعر «احمد شاملو» به همت موسسه‌ الف. بامداد، در نظر دارد تا برای معرفی بیشتر مجموعه شعرهای منتخب مرحله‌ اول سومین دوره‌ این جایزه‌ شعر، مراسمی شامل شعرخوانی شاعران منتخب، سخنرانی داوران (رضا چایچی ، علیرضا عباسی، فواد نظیری) و جلسه‌ پرسش و پاسخی با حضور داوران، اعضای موسسه و دبیر دو دوره‌ قبل جایزه (حافظ موسوی) برگزار کند.

 

این مراسم روز دوشنبه ۱۵ آبان از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مؤسسه بهاران (میدان فاطمی، خیابان جویبار، کوچه نوربخش، پلاک ٢١) برگزار می‌شود.

 

آثار راه‌یافته به مرحله‌ دوم جایزه «شاملو» به این شرح معرفی شده بودند:

 

۱.آشویتس خصوصی من.  حسن همایون. نشر چشمه.

۲. باران شغال. مهدی مقیم‌نژاد. نشر حرفه هنرمند.

 ۳. تاریخ تبری. مرتضی بخشایش. انتشارات بوتیمار.

۴. چندصورت از مستی. سمیرا یحیایی. نشر حکمت کلمه.

۵. در هیأت راهبه‌ها. محمد درودگری. کتاب فانوس.

۶. ریل‌ها پیش از ما رفتند. علی یاری. انتشارات بوتیمار.

۷. سر زدن. فریاد ناصری. نشر حکمت کلمه.

۸. مات.  زهرا حیدری.  نشر شانی.

۹.من کمی آدم کم آورده‌ام. شکوه مقیمی. نشر غنچه.

۱۰. واژه‌ها به دیدن من آمدند. شمس لنگرودی. انتشارات نگاه.

۱۱. وطن. مهدی اخوان لنگرودی. انتشارات سرزمین اهورایی.

 

کد خبر: 706

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار