انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

 

تیم فوتبال ایران در جام جهانی 2018 روسیه، از اثری به آهنگسازی بابک زرین، صدای سالار عقیلی و شعر احسان افشاری رونمایی خواهد کرد. با احسان افشاری به عنوان سراینده‌ی این اثر به گفتگو نشسته و از دغدغه‌های او درباره‌ی سرود نوظهورش شنیدیم.

 

 آقای افشاری با‌خبر شدیم که سرایش یکی سرودهای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2018 روسیه به شما پیشنهاد شده است. لطفا در خصوص تغییراتی که اخیرا در اثرتان ایجاد کرده‌اید بگویید.

پس از تصویب ترانه‌ی اولیه، شبی آقای زرین به عنوان آهنگسازِ اثر عنوان کردند که ملودی خیلی خوبی به ذهنشان رسیده و می‌توان بخشی از مضامین ترانه‌ی قبلی را بر روی آن ملودی پیاده سازی کرد.  زمان کمی داشتیم. ملودی را شنیدم و همان شب تصمیم جمعی این شد که کار را باربینی کنم و از روی ملودی بنویسم. طبیعتا کار تا اندازه‌ای تغییر کرد و نزدیک به نیمه‌ی اردیبهشت ضبط شد.

 

 

ممکن است کمی بیشتر درباره تفاوت‌های کارتان پس از بازبینی توضیح دهید؟

در این بازبینی قدری از گارد شاعرانه‌ی خود فاصله گرفته‌ام. زبان را ملموس‌تر کرده‌ام تا همگان بتوانند با این کار ارتباطی عاطفی و ملموس برقرار کنند. اما این به آن معنا نیست که از عمق شاعرانه‌ی اثر کم کرده‌ام.

 

وقتی پیشنهاد تغییر اثر داده شد چه واکنشی به این امر نشان دادید؟

در لحظه مطرح شدن پیشنهاد به دلیل محدودیت زمانی و عرق به کاری که نوشته بودم، کمی گارد داشتم. ولی چون ذهن منعطفی در برابر پیشنهادهای مطلوب دارم، آن را پذیرفتم. محدودیت زمانی را با انرژی، توان و تمرکز بالا پر کردم و شد آنچه که شد.

 

 

به‌ نظر می‌رسد برخورداری از ژانر حماسی در آفرینش آثار این چنینی بیشتر مورد اقبال واقع شود، با توجه به این که هنوز از اثرتان رونمایی نشده است چقدر از حماسه مدد جستید؟

طبیعتا در کار ملی باید به عناصر و المان‌های ملی توجه کنیم. سعی کرده ام تا آنجا که به ملموس بودن زبان ضربه نزند از خصایص حماسه در اثرم بهره ببرم. این بهره‌مندی بسیار طبیعی و حل شده در اثر نمود یافته ‌است. به طور خلاصه می‌توان گفت این سرود ترکیبی از حس و حماسه است.

 

 

آیا در اجرای کار به آقایان زرین‌ و عقیلی کمک می‌رساندید؟ مثلا درخصوص آهنگ ایده‌پردازی کنید یا در خصوص تحریر پیشنهادی به آقای عقیلی بدهید؟

راستش نه. هر کدام از ما سعی کردیم حیات مستقل خود را داشته باشیم. به‌شخصه از تجربه‌ی دوستان هنرمندم استفاده کردم و برای هر بند _در هر دو اثری که ارائه کردم_ تقریبا چهار جایگزین داشتیم. تلاش من بر این بوده است تا از میان گزینه‌های پیشنهادی، تفکر جمعی و کمتر نظر شخصی خودم را اعمال کنم؛ چرا که بابک زرین و سالار عقیلی تجربه کار حماسی و ملی داشتند.

 

 

فکر می‌کنید اجرای یک ترانه چقدر در شنیده شدن آن موثر است؟

یک اثر خوب محصول انسجام همه‌ی اضلاع اثر است. آهنگ باید با اثر متناسب و در وهله‌ی اول کاراکتر خواننده با اثر مانوس باشد. به‌زعم من در اجرایِ این کار هیچ‌کس بهتر از عقیلی و آهنگسازی بهتر از بابک زرین نبوده است. اجرا می‌تواند اثر را موثرتر کند و خیلی از پتانسیل‌های نهفته‌ی کلام را افشا کند. در این کار اجرا، فوق‌العاده موفق و آهنگ  فوق العاده موثر است. من هم به نوبه‌ی خود کوشیده‌ام وظیفه‌ی خود را به درستی ایفا کنم.

 

 

به مراسم رونمایی از سرود جام جهانی در روسیه دعوت خواهید شد؟

صد در صد. صحبت‌هایی شده و برنامه‌های حاشیه‌ای آن تدارک دیده شده است. من هم سعی می کنم حضور داشته باشم.

 

 

 

برخی از ترانه‌سرایان از این که مردم ترانه‌هایشان را با نام خواننده‌‌ها به یاد می‌آورند گلایه‌مندند، آیا شما هم به این دغدغه‌ها دچارید؟

دغدغه آری، اما گلایه‌مندی نه. شرایط در دنیا به همین شکل است. این خواننده است که به عنوان مجریِ اثر مردم را به تماشای استیج و خرید آلبوم ترغیب می‌کند. خواننده منشا اثر است و این قضیه به خودیِ خود طبیعی است. در همه جای دنیا کار با مجری اثر شناخته می‌شود. شاید در کشورهای دیگر تهیه کننده، ارکستر و آهنگساز بیشتر دیده می‌شوند. در مورد کلام اطلاعی ندارم. ولی اگر عوامل پروژه‌ای موسیقیایی، ضلع کمرنگ را به شعر اختصاص دهند، درست نیست. این درمورد کاری که ما تولید کرده‌ایم اتفاق نیفتاده است. ممکن است گاهی صدا و سیما یا خبرگزاری‌ها کمتر پیگیر شاعر باشند. به هر حال، هر ترانه‌سرایی در هر مرتبه‌ای که باشد نباید از پوزیشن خود عقب‌نشینی کند. هر اثر موفقی با کلام آغاز می شود. اگر کلام نباشد آهنگ و صدا نمی‌توانند کار خود را انجام دهند.

 

 

اگر اجازه بفرمایید به کارنامه ادبی‌تان نگاهی کنیم. برای احسان افشاری شدن از چه فیلترهایی گذشتید تا این که امروز در این جایگاه قرار بگیرید؟

بگذارید این شائبه را برطرف کنم که پیشنهاد سرود جام جهانی کشور تنها به من پیشنهاد نشده است. بسیاری از ترانه‌سرایان نامی و مطرح کشور هم کار فرستاده بودند. وقتی کارها وارد مرحله‌ی بررسی و نظارت شد، اثر من تایید شد. خیلی راه نرفته دارم. نوشتن مسیری بی‌مقصدی است که با کشف هر جغرافیا متوجه جغرافیای ناشناخته‌ی دنیای دیگری در ادبیات می‌شوی؛ به همین‌خاطر به نمایش‌نامه‌نویسی هم روی آورده‌ام و در حوزه‌های مختلف آزمون و خطا می‌کنم. بی‌وقفه و بیمارگونه تلاش می‌کنم و ذهنم را درگیر شعر، ادبیات و سایر هنرها به ویژه فیلم و موسیقی می‌سازم.  ذهنم را از دیتا و متریال پر می‌کنم . این مسیری است که بی آن که به آن بیندیشم در ایستگاهش قرار گرفته‌ام و نمی دانم ایستگاه بعدی کجاست. بدون شعار، همگان نیرو و تخیل دارند و با تلاش بی‌وقفه به هر جایی که بخواهند می‌توانند دست یابند.

 

 

شما به مثلث افشین یداللهی، سالار عقیلی و بابک زرین وارد شده‌اید برای موفقیت در این عرصه چه خواهید کرد؟

از همان لحظه‌ی اول که این پیشنهاد مطرح شد به قضیه‌ی جایگزین شدن یا جایگزین موفق شدن فکر نمی‌کردم. من  به حیات مستقل فکری و زیست فردی شاعر معتقدم. الان هم تصور بخصوصی در این ارتباط ندارم. اما با توجه به همدلی و روحیه‌ی مثبت جمعی که پیش آمده تصور ادامه‌ی همکاری ما در قالب مثلثی پایدار بعید نیست.

 

 

اگر حرف ناگفته‎ای وجود دارد بفرمایید.

جمله‌ای کلیدی از شهیار قنبری در ذهن دارم که می‌توانم به عنوان کلام و بیان پایانی عرض کنم. باید به جای این که خودمان را جدی بگیریم، کارمان را جدی بگیریم. این تنها راه ممکن برای بقای هنر و هنرمند است.

 

خبرنگار: مهدیه رشیدیان

کد خبر: 895

 

منتشرشده در گفتگو

محمدرضا سنگری گفت: متاسفانه امروز دچار واژه‌های محدود و اندک در شعر هستیم که شاعران در اسارت آن‌ها قرار دارند و باید از کلمه‌های تکراری فاصه بگیرند.

 

 این پژوهشگر شامگاه گذشته در آیین اختتامیه سومین دوره سوگواره ملی میعادگاه عاشورایی دانشجویان که به همت جهاددانشگاهی و به میزبانی سالن همایش حسینیه اعظم زنجان برگزار شد، افزود: غالب ائمه‌ اطهار (ع) دارای دیوان شعر هستند که لازم است شاعران با مراجعه به این دیوان‌ها با مفاهیم آن‌ها آشنا شده و در سرودن اشعار خود از این نکات بهره ببرند.

 

او اظهار کرد: از حضرت فاطمه زهرا (س) ۶۶ شعر سپید بر جای مانده است که این اشعار با همان زیبایی‌هایی که امروز در شعر سپید وجود دارد، است. لالایی‌هایی حضرت زهرا (س) و مرثیه‌سرایی‌های ایشان دارای کلمات و واژه‌های ارزشمند و قابل تاملی هستند. این بانوی بزرگوار با قرائت خطبه غدیر، جریان‌سازی کرده‌اند که لازم است این ابعاد مورد توجه شاعران قرار گیرد.

 

سنگری یادآور شد: لازم است شاعران از کلمات تکراری همچون ضریح، کبوتر و ... فاصله گرفته و به ابعاد دیگر شخصیتی ائمه‌ اطهار (ع) در سرودن شعر بپردازند. در بسیاری از اوقات، شاعران اطلاعات عشق را ابراز می‌کنند نه تجربه عاشقی را؛ در حالی‌ که واژه عشق را باید زیست و فهمید.

 

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: بسیاری از اوقات، اشعار شاعران همانند یکدیگر است که لازم است اشعار کمی متفاوت باشد و از کلمات بیشتر و دایره لغات وسیع‌تر یدر شعر استفاده کنند.

 

کد خبر: 824

منتشرشده در گزارش

هامد بابایی یکی ازموزیسین های بنام کشور یادداشتی در خصوص جشنواره موسیقی فجر را در اختیار تارنا قرار داده است:

 

«بدون شک همگی بر ارزش تفکر در زندگی آدمی واقف بوده و هستیم، همچنان معتقدیم که زندگی و عمل بدون تفکر سالم گاه لطمه‌هایی جبران ناپذیر بر ساختار فکری و تربیتی جامعه خواهد زد.

سالهاست که کلامی از «ابراهیم گلستان» در زندگی من تاثیری شگرف بر جای گذاشته است: «زمان به زنده بودن و زنده بودن به آفرینش است»، آفرینش و خلق اثر هنری که مطمینا در پس آن تفکری عمیق خواهد بود.

 

امسال هم در جشنواره شاهد هنر نمایی هنرمندان بومی و غیر ایرانی بودیم  ..... از ترکمانان گرفته تا گروه‌های عامه پسند(پاپ) و اما نکته‌ی حایز اهمیت حضور گروه‌های راک در «جشنواره‌ی فجر » بود؛ حضوری که سالهاست مورد بحث است و صاحب نظران در رویارویی با آن بر دو دسته هستند. عده‌ای معتقدند که حضور گروه‌های این چنینی موفقیتی بس بزرگ(و مجالی در جهت بهتر شنیده شدن این شاخه‌ی به نسبت کمتر شناخته شده) است و افرادی بر این باورند که اساس تفکر این موزیک با جشنواره‌ی فجر در تضاد است. از این رو حضور «گروه گره» در جشنواره‌ی فجر امسال دسته‌ی اول را امیدوارتر از پیش کرد فارغ از آنکه حرکتی عقیم در حال شکل گیری بود.

 

نکته‌ی مهمی که در جشنواره‌ی سی و سوم فجر ذهن من را مشغول خود ساخت نه برگزاری اجراها در سالن وزنه برداری واشتباهات رایج و همیشگی تایپی در جدول برگزاری و عدم برنامه ریزی‌های تکراری بود( همانطور که سیامک قلی زاده، روزنامه نگار در مطلبی تحت عنوان «جشنواره‌ی سرد» به خوبی به آنها اشاره کرده است) که به حرکتی‌ست که در اساس، بنیان جشنواره‌ی فجر را زیر سوال می‌برد و آن هم اجرای نوازندگان ایرانی‌ست در قالب گروهی راک اما نه با زایش و خلق که با کپی کردن قطعات مشهور در این سبک. (بهتر است این نکته اضافه شود که برخی به اشتباه ممکن است کپی و کاور کردن را یکسان تلقی کنند! این درحالیست که ماهیت کپی کردن همانگونه که از نامش برمی‌آید گرته برداریِ عین به عین اثر است بدون کم کاست و دخل و تصرف؛ حال آنکه در جریان «کاور کردن» هنرمند با حفظ ساختار کلی اثر  سعی در افزودن رد‌پا و لهجه‌ی شخصی خود در سوژه (در اینجا قطعه‌ی موسیقی) را دارد). البته در بین چهارده ترک اجرا شده تنها «چهار قطعه» ساخته‌ی گروه به چشم میخورد که شاید همین تنها چهار قطعه جواز حضور این چنینی را از اداره‌ی ارشاد دریافت کرده است!

 

حال در این میان و در ذهن پویای مخاطب جستجوگر این سوال پرسیده میشود که «مگر جز این است که بنیان و هسته‌ی شکل گیری جشنواره‌ی موسیقی، نه در ایران که در تمام نقاط جهان ارایه‌ی آثار اورجینال توسط هنرمندان است تا در این بین دستاوردهای «خود» و نه «دیگری!» را به معرض دید بگذارند و خود و مخاطبشان را با احترام و تدبیری عمیق به چالش گیرند؟»، در سرزمینی که نیاز مبرم به سازندگی فرهنگی‌ در آن حس می‌شود.

به یاد داشته باشیم که هنرمندان در همه‌ی اعصار به عنوان پایه‌هایی استوار، وظیفه‌ی سنگینِ بر دوش کشیدن آموزش و تربیت نسل‌ها را بر عهده داشته‌اند و با حرکت حساب نشده‌ی امروز ما لطمه‌ای جبران ناپذیر بر بدنه‌ی این جریان نو پا در ایران وارد خواهد شد.

 

در پایان بهتر است به یاد داشته باشیم که «رشد و ماندگاری هنرمند در گرو رشد متقابل جامعه است»

 

کدخبر: 823

 

منتشرشده در گزارش
دوشنبه, 06 شهریور 1396 ساعت 11:38

فریبا یوسفی:-همه شاعران متعهد هستند-

فریبا یوسفی گفت: به اعتقاد من بهترین شکل و نوع سرودن شعر این است یعنی شعر و موضوع آن، آنقدر برای شاعر مهم باشد که بی‌واسطه از خود جامعه سفارش بگیرد.

فریبا یوسفی در آستانه برگزاری مهرواره «شعر و داستان جوان سوره»  در سخنانی عنوان کرد: من فکر می‌کنم این اتفاقات و رویدادهایی که در سطح جوامع در حال وقوع است، در اشعار جوانان هم بازتاب دارد. برخی شاعران خودشان این سفارش‌ها را به طور مستقیم از اجتماع دریافت می‌کنند و آن ها را در اشعارشان انعکاس می‌دهند و برخی دیگر نیز این سفارش‌ها را با واسطه دریافت می‌کنند. یکی از این واسطه‌ها، می‌تواند برگزاری جشنواره‌های مختلف باشد.

 

 

وی گفت: به هرحال با توجه به حساسیت‌ها و دقت‌هایی که شاعران دارند و با توجه به نگاه پرسشگر و جست‌وجوگر آن ها، جامعه، چه داخل و چه در خارج توجه‌شان را معطوف می‌کند و به خاطر وجود حساسیت‌ها، همیشه تحت تاثیر وقایع قرار می‌گیرند و قطعا نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند. برخی از شاعران هم ممکن است توجه‌شان به سمت و سوی دیگری باشد و گاهی از وقایع اجتماعی کمتر الهام بگیرند که در این شرایط می‌توان توجه آن‌ها را با برگزاری جشنواره‌ها، به موضوعات اجتماعی یا مسائلی که کمتر نگاه آن‌ها را به خود معطوف داشته، جلب کرد.

 

 

یوسفی سپس دیدگاهش را درباره اشعار سفارشی و اینکه این گونه از اشعار را چطور می‌توان در این جریان بررسی کرد و آیا اساسا می‌توان شعر سفارشی را نوعی آسیب عنوان کرد، اظهار کرد: به اعتقاد من بهترین شکل و نوع سرودن شعر این است که توجه خود شاعر به موضوع جلب شود و شاعر خود دغدغه‌مند آن مسائل باشد، یعنی شعر و موضوع آن، آنقدر برایش مهم باشد که بی‌واسطه از خود جامعه سفارش بگیرد و به حدی تحت تاثیر امری قرار بگیرد که هیچ گریزی از سرودن نداشته باشد. در مجموع به نظرم اشعار سفارشی را نمی‌توان نوعی آسیب و آفت دانست؛ چراکه ما در میان اشعار سفارشی آثاری هم داشته‌ایم که ارزشمند و ماندگار هستند. معمولا بیشتر شعرهای سفارشی در موضوع‌های اجتماعی هستند و سفارش شعر با موضوع شخصی کمتر دیده می‌شود.

 

 

او در ادامه در پاسخ به اینکه چه پیشنهادی به شاعران جوان برای سرودن شعر و شرکت در جشنواره‌ها دارید، خاطرنشان کرد: پیشنهاد ویژه‌ای به شاعران جوان ندارم؛ چون معتقدم شاعر خودش دقت‌های لازم را دارد. پیشنهادم به کسانی است که مسئولیت‌هایی در ارائه سفارش به شاعران دارند و آن این است که بیشتر در پی فراهم کردن زمینه‌های تجربه‌اندوزی برای شاعران باشند؛ چراکه یک شاعر وقتی دربارۀ اتفاق یا رویدادی مطلبی می‌شنود، اگر با آن موضوع رودررو و مواجه نشود، مسئله برایش آنقدر جاندار و ملموس نخواهد بود و نمی‌تواند راجع به آن به درستی و روشنی صحبت کند و شعری اثرگذار از آن مفهوم خلق کند. به نظرم اگر مسئولین بتوانند زمینه و شرایطی برای درک عمیق و درست از مسائل فراهم کنند، می‌توانند کمک بیشتری به شاعران داشته باشند. شاید در زمینه موضوعات سیاسی مثلا نتوان همه شاعران را به خط مقدم جبهه برد و به شکل مستقیم آن ها را درگیر مسائلی از این دست کرد ـ که البته چندان هم غیرممکن نیست ـ اما می‌توان حداقل شاعران را در معرض تجربه‌اندوزی‌ها قرار داد و ذهن آن‌ها را درگیر کرد تا اشعارشان زنده‌تر باشد و مخاطب راحت‌تر با آثارشان ارتباط برقرار کند. به نظرم فراهم آوردن چنین شرایطی چندان دشوار نیست و گاهی با انجام یک سفر، تماشای یک فیلم و ... اتفاق می‌افتد.

 

 

یوسفی در پایان صحبت‌هایش در پاسخ به اینکه آیا می‌توان شعر جوان امروز را شعری متعهد دانست و این تعهد آیا تفاوتی با شعر ارزشی و متعهد نسل نخست انقلاب اسلامی دارد، تاکید کرد: شخصا به طور عمومی تمام شاعران را متعهد می‌دانم و شاعر غیرمتعهدی نیست، مگر اینکه شاعر نباشد و شاعرنما باشد. به نظرم همه شاعران متعهد هستند و هر شاعری به موضوعی تعهد دارد اگرچه ما نمی‌توانیم تعیین‌کنندۀ نوع تعهد شاعر باشیم؛ چراکه به هرحال جهان‌بینی انسان‌ها و دیدگاه‌ها متفاوت است ولی در هر صورت تعهدی هست که شاعر را به نوشتن و سرودن وا می‌دارد.

 

در پایان عرض می‌کنم که در جشنواره شعر و داستان جوان سوره خوب است که به جوانان توجه بیشتری شود و پس از برگزاری جشنواره‌ها همچنان این استعدادهای ویژه را در نظر داشت و برای حفظ و رشد آن‌ها کار کرد. چراکه به نظرم شعر جوان شعری پویاست و شکی در آن نیست و بازهم تردیدی در این نیست که هر پویایی و آفرینشی ممکن است ایرادها، ناخواسته‌ها و زوائدی داشته باشد و این وظیفه شاعر است که در همه امور کاملا دقت کند و مسئولان هم لازم است برای رشد و ارتقای این توانمندی‌ها تمهیداتی فراهم کنند. به‌خصوص با یاری رساندن به جوانان برای ایجاد زمینه‌های مطالعاتی؛ چراکه مطالعه زیاد بیشترین ابزار را برای شاعران و به خصوص شاعران جوان فراهم می‌کند.

 

کد خبر: 624

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

دو مجموعه شعر «بی‌تو مرداد» و «دفترا عوض»، سروده‌ علی خانی، از سوی انتشارات انورکتاب منتشر شد.

 

"دفترا عوض" و "بی‌تو مرداد" دو مجموعه از پنج‌گانه‌ "زنان چشمان خود را زیباتر می‌بینند"، "دفترا عوض"، "برای تجربه‌های اخیر"، "بی‌تو مرداد" و "چهارشنبه‌های بارانی" است که تم اصلی آن‌ها، واکاوی وجوه متفاوتی از عشق‌های انسانی است. پنج‌گانه‌ای که قرار بود به ترتیب سروده شدن چاپ شوند. اما به دلایلی مجموعه‌ دوم و چهارم زودتر منتشر شد و سه مجموعه‌ی دیگر نیز در دست چاپ است.

 

"زنان چشمان خود را زیباتر می‌بینند" در فضای درک و تجربه بی‌واسطه عشقی انسانی اتفاق می‌افتد و بیانی درونی و سوپژکتیو، با همان حال و هوای شوریدگی و بیم و امیدها و گاهی خودآزاری‌های تمام نشدنی عاشقانه دارد.

 

"دفترا عوض"، با گذر از مرحله قبلی، با دید از بیرون به ماجرا و شرایط و نحوه‌ی پیدایی عشق می‌پردازد.

 

"برای تجربه‌های اخیر"، با فارغ شدن از تتبع در بی‌واسطه‌گی عشق و تمرکز بر چرایی آغاز آن، کل جریان دلبستگی‌های انسانی را مانند امری تجربی بررسی می‌کند.

 

در "بی‌تو مرداد" شاهد به بن‌بست رسیدن تحلیل‌های منطقی و تلقی‌های تجربه‌گرایانه از عشق هستیم. به این معنا که روشن‌بینی‌های ما در پذیرش ناکامی‌های حاصل از روابط انسانی، راه به جایی نمی‌برد و در نهایت تسلیم حرمان فقدان وجودی بی‌جایگزین می‌شویم.

 

 

"چهارشنبه‌های بارانی"، حکم فضای پس از طوفان را دارد که ضمن فاصله گرفتن از رویدادی تکان دهنده، با پناه بُردن به خاطرات و ابعاد نوستالژیک تجربه‌های گذشته، از ناگزیری وقوع آن، با تمام پیامدهایش، تفسیری رویاگونه و خیال انگیز به دست می‌دهد.

 

مراحل پنج‌گانه از عشق در این مجموعه‌ها، بسیار شبیه به تجربه واقعی آن در زندگی، بسان بازتاب و واکنشی طبیعی، ناآگاهانه و غریزی اتفاق افتاده، و تنها در نگرشی کلی و سیال است که مراحل درهم و به روشنی تفکیک نشده‌ی یادشده، مانند رنگ‌های خالص و متهورانه‌ی تابلویی امپرسیونیستی، با رستن از محدودیت‌های هستی شناسانه‌ی زمان، شمایل کاملی از یک تجربه‌ی ناب انسانی تصویر می‌کنند. موضوعی که سروده شدن هر پنج مجموعه، در مدتی محدود نیز، آن را بیش از پیش قرین توفیق ساخته است.

 

از علی خانی پیش از این نیز مجموعه داستان کوتاه "مرگ عادی یک استاد معمولی"، توسط نشر "لحظه یک"، منتشر شده است.

 

کد خبر:601

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

نخستین نشست از سری جلسات شعر «سیزده» عصر روز جمعه در کافه سیزده برگزار شد.

این نشست با حضور شاعرانی چون امید صباغ نو، علیرضا کیانی، آرین داودی، ونوس رستمی، میلاد آهنگر و... با اجرا و دبیری محسن انشایی برگزار شد.

 

 

انشایی در خصوص افتتاح این جلسه ادبی گفت: جلسات شعر سیزده از سیزدهم مرداد ماه در کافه سیزده افتتاح شده و انتظار می‌رود که نشست های خوبی در پیش داشته باشیم. این نشست ها هر دو هفته یکبار در روزهای جمعه برگزار می‌شود.

 

وی ادامه داد: مزیتی که جلسات کافه ای و غیردولتی نسبت به جلسات فرهنگسرایی دارند، این است که شاعران برای شعرخوانی آزادی عمل بیشتری خواهند داشت. اما این به معنی عبور از خط قرمزها و از بین بردن حریم ها نیست. در این جلسات چند شعر را به نقد می‌نشینیم و در فرصت باقی مانده به شعرخوانی دوستان شاعر می‌پردازیم. امیدواریم که بتوانیم سطح علمی و ادبی شاعران جوان تر را ارتقا دهیم.

 

 

مولف مجموعه « یک استکان تکان» اضافه کرد که حضور در این جلسات برای علاقمندان آزاد و رایگان بوده و علاقمندان می‌توانند هر دو هفته یکبار روزهای جمعه از ساعت 16 به این کافه مراجعه کنند.

 

لازم به ذکر است که دوستان علاقمند می‌توانند برای حضور در نشست های سیزده به آدرس خیابان انقلاب، فلسطین شمالی، بعد از بولوار کشاورز، پلاک 431، کافه 13 مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 595

خبرنگار و عکاس:  ملیکا معصومی

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد