انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

فائزه عبدی از شاعران و غزلسرایان روزگار ماست که از نوجوانی فعالیت ادبی خود را آغاز کرده است. وی یادداشتی در خصوص گروتسک در شعر و تفاوت آن با کاریکاتور، طنز، مضحکه و... نگاشته و آن را در اختیار تارنا قرار داده است. شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:

 

گروتسک (Grotesque) از کلمه ی گروت (grote) به معنای حفره، اشاره به حفاری در غارها در زمان رم باستان دارد.

گروتسک یک مکتب نیست،ایجاد فضا و یا شخصیت است.

گزوتسک یا ابزورد؟؟!

گروتسک معمولا در فضای ابزورد (Absurd) اتفاق می افتد.

چون توان آن در ارائه ی تناقضات و کاستی های زندگی آن را به ابزاری قدرتمند برای به تصویر کشیدن جهانی ابزورد تبدیل کرده است. برای مثال شخصیت های لاکی و پوزو ،نمونه ای از این دسته هستند و کل نمایش نامه نیز در کل جهانی خنده اور را به تصویر می کشد اما خنده ای تلخ و سیاه!

به طور کلی می توان گفت ابزورد یک فضا است ولی گروتسک شخصیت پردازی است.

چرا گروتسک؟؟!

در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که در باب گروتسک در ادبیات ایران بسیار کم کار شده است و تحقیق بیشتر در این زمینه بی شک درهای جدیدی را در ادبیات بر ما خواهد گشود و همچنین باعث رفع ابهامات در مورد مفهوم گروتسک خواهد شد.

گروتسک در  سینما،نقاشی،عکاسی،ادبیات،تئاتر و نمایشنامه آمیزش و تضادی میان انزجار ،خنده و اضطراب است و با نوعی ترس همراه است و در واقع وضعیتی هست که می تواند هم شخص را بخنداند و هم برانگیزاند و در آن چرایی مشخص نیست.

گروتسک دارای طبع افراطی،اغراق و زیاده روی است.

گروتسک در ادبیات با داستان های فانتزی و خیال انگیز و سورئال تفاوت دارد چرا که در دنیای حقیقی و به صورت خود آگاه و ارادی اتفاق می افتد و همچنین در فضای خیال انگیز ،فضا به گونه ای است که مخاطب از همان ابتدای کار آماده ی پذیرش چیزهای غیر ممکن می شود.

 

مثلا، درفیلم مرد فیل نما(the Elephant man) به کارگردانی دیوید لینچ که در سال ۱۹۸۰ساخته شده،شخصیت مرد فیل نما یک شخصیت گروتسک است.

از جمله مهم ترین داستان های گروتسک در ادبیات جهان،داستان مسخ کافکا و  داستان گوژ پشت نتر دام هستندو همینطور از اشعار رابرت براونینگ و دنیای تلخ چارلز دیکنز تا مسخ کافکا و منطق گریزی دادائیست ها از نمونه های دیگر گروتسک اند.

و شناخته شده ترین نمونه های گروتسک در داستان ایران نیز آثار صادق هدایت همچون "بوف کور" و "سه قطره خون" هستند.

برای درک بهتر گروتسک به بررسی چند نمونه در ادبیات داستانی و شعر انگلیس و ایران می پردازیم.

 

 اشعار رابرت براونینگ که از بهترین نمونه های گروتسک در ادبیات انگلیس هستند به دنبال ایجاد احساسات متناقض و متضاد در مخاطب اند؛ برای مثال در شعر “عاشق پورفیریا” ابتدا گوینده رسیدن معشوق خود و زیبایی او را توصیف می کند

پورفیریا نرم نرمک به درون پرواز و بلافاصله

طوفان و سرما را تبعید کرد،

بر زانوان نشست و آتش بی جان

و کلبه بی روح را برافروخت.

ولی به سرعت تبدیل به وصف قتل او می شود. راوی با موهای طلایی پورفیریا او را خفه می کند.

کاری برای انجام دادن یافتم،

همه موهای طلاییش را همچون طنابی زرد

سه بار دور گردن ظریفش پیچیدم

در این شعر با استفاده از تناقض، اثر گروتسک شده است. ابتدای شعر وعده اثری عاشقانه را می دهد ولی با تبدیل شدن آن به توصیف قتل معشوق، مخاطب با تصویری عجیب و دلهره آور روبرو می شود که قرار گرفتن آن در کنار توصیفات ابتدای کار ویژگی گروتسکی به اثر می بخشد.

 

برای بررسی نمونه دیگری از گروتسک به سراغ شعری از اِیمی لووِل (Amy Lowell) می رویم با عنوان “گروتسک”:

 

چرا سوسن ها زبانشان را برای من در می آورند

وقتی که آنها را می چینم

و بهم می پیچند و می چرخند

و در بین انگشتان من خود را خفه می کنند

تا من به سختی بتوانم تاج گل تو را ببافم؟

چرا نام تو را جیغ می زنند

و وقتی آنها را به هم دسته می کنم

بر من تف می اندازند؟

آیا باید آنها را بکشم

تا که آرام بگیرند

و برای تو تاجی از اجساد سوسن بفرستم

که هنگام رقص

بر پیشانی تو فاسد و متعفن شوند؟

 

همانطور که در این شعر می بینید تاثیر گروتسک بار دیگر از طریق تناقض ایجاد شده است. کاری زیبا همچون درست کردن یک تاج گل به تراژیک ترین حالت توصیف شده است.

 

فرق این شعر با قبلی در این است که در شعر براونینگ گروتسک از کنار هم قرار دادن دو عنصر متناقض تشکیل شده است ولی در این شعر گروتسک در مجاز و استعاره اتفاق افتاده است.

 

 با نگاهی اجمالی می توان دید که حالت اول یعنی رخ دادن گروتسک در یک موقیت یا سلسله حوادث بیشتر در نثر رخ می دهد ولی در دومی یعنی ایجاد گروتسک در مجاز و استعاره بیشتر در شعر زیرا که حالت نثر نیازمند بسط بیشتری است.

* نمونه دیگری از تصاویر گروتسک را می توان در شعر “حالا که آمدی” سروده رویا زرین یافت:

که به دست هر که نگاه می کنی

بمب ساعتی بسته است؟

در این جا نیز با جابجایی در محور جانشینی و قرار دادن بمب ساعتی به جای ساعت مچی، دوباره با تصویری عجیب و دلهره آور روبرو می شویم. یا در شعری از فراز بهزادی از مجموعه “بگو در ماه خاکم کنند” داریم:

وقتی من به دنیا آمدم

مادرم داشت سیب زمینی پاک می کرد

در اینجا این برخلاف دو نمونه قبل، گروتسک در حالت اول رخ می دهد و از کنار هم قرار گرفتن دو اتفاق متنافر (زاییدن و سیب زمینی پوست کندن) تشکیل و سبب ایجاد ایجاد تصویری تکان دهنده و مضحک می شود. * *

"گروتسک"،"طنز"،"کاریکاتور" !

گروتسک با :

۱.ابزورد

۲.فراشگفت

۳.کاریکاتور

۴.طنز

۵.طعنه

۶.مضحکه

تفاوت دارد که در اینجا به طور خلاصه به تفاوت های آن با طنز و کاریکاتور می پردازیم:

 

هرگاه اغراق در کاریکاتور به سر حد افراط برسد تبدیل به گروتسک میشود.

فرض کنیم تصویری از ژنرال دوگل داریم که در آن بینی او بیش از اندازه ی معمولی اش بزرگ ترسیم شده باشد؛ این کاریکاتور است اما اگر این بینی آنقدر بزرگ باشد که بقیه ی صکرت را تحت الشعاع قرار دهد و تابع خود کند این دیگر صرفا کاریکاتور نیست. بلکه "کاریکاتور_گروتسک" است چرا که باعث انزجار و وحشت می شود.

 

و اما طنز!

زمانی که  یک طنز پرداز میخواهد بیشترین حس ریشخند و انزجار را در مخاطب ایجاد نماید ، قربانی خود را به گونۀ گروتسک به نمایش در می آورد . عامل اساسی که گروتسک را از طنز متمایز میسازد ، آمیزش تضادها در عمل و تاثیر است . گروتسک برخلاف طنز ، درست و غلط ، و راست و دروغ را معین نمیکند و درس اخلاق نمیدهد ؛ بلکه میکوشد تفکیک ناپذیری آنها را ارایه دهد . خنده ، عصبانیت یا احساس انزجار ی که طنز در مخاطب خود ایجاد میکند کاملاً تفکیک شده و جدا از هم است حال آنکه گروتسک می کوشد با تلفیق این حس ها ، مخاطب خود را درگیر پاسخها و واکنشهای مختلف کرده و نوعی گیجی و تشتت فکری ایجاد نماید.

 

اهداف گروتسک:

در  پایان می توان گفت که هدف گروتسک خنداندن نیست بلکه وا داشتن به تفکر است.

و در واقع سلاحی برای حمله و پرخاش، گیج کردن خواننده و تغییر جهان بینی او و روبرو کردنش با محیطی کاملا متفاوت و نامانوس است.

و در آخر اینکه عمیق ترین معنای گروتسک را شاید بتوان چنین گفت :

هر  تراژدی به طریقی خنده آور و کمدیک است و تمام کمدی ها به طریقی تراژیک و غمبار هستند .

 

 

فائزه عبدی شاعر و از علاقمندان به شعر کلاسیک است. از نوجوانی به شعر و ادبیات علاقه داشت و در 10 سالگی موفق به دریافت لوح تقدیر از انجمن شاعران جوان هیئت رزمندگان اسلام شد. در برنامه های تلویزیونی و رادیویی مشاعره شرکت کرده و سالهاست به صورت تخصصی به کار ادبی روی آورده است. وی دانشجوی دانشگاه تهران جنوب است و سابقه عضویت در شورای مرکزی فرهنگسرای هنگام و همکاری با کانون ادبی دانشگاه شریف از سوابق ادبی اوست. عبدی هم اکنون مسئولیت روابط عمومی جلسات استاد محمدعلی بهمنی را عهده دار است.

 

 

کد خبر: 776

منتشرشده در گزارش

رضا رفیع درباره برنامه جدید خود در شبکه چهار سیما و نیاز رسانه به این قبیل طنزهای انتقادی سخن گفت.

مجری برنامه «منبع موثق» درباره ساختار این برنامه که پخش آن به تازگی از شبکه چهار سیما آغاز شده است، اظهار کرد: این برنامه همچنان که از نام آن می‌توان حدس زد، برخی اخبار، حوادث و اطلاعات روزمره را به زبانی طنز مطرح می‌کند. قرار است هر شب در این برنامه مهمترین اخبار مطرح روز مورد بررسی قرار بگیرد، ولی با زبانی آمیخته به چاشنی طنز.

 

او ادامه داد: پیش از این نیز تجربه حضور در این نوع برنامه را که به نوعی مونولوگ طنز محسوب می‌شود، در برنامه‌های دیگری مثل «پا تو کفش اخبار» یا «حالا خورشید» داشتم. برنامه «منبع موثق» نیز متناسب با شبکه چهار که معروف به شبکه فرهیختگان است، تهیه شده است. این برنامه تلاش می‌کند تا با استفاده از جنبه‌های آموزشی طنز، میان توده مردم با این شبکه تلویزیونی پیوند برقرار کند.

 

رفیع درباره ایده اولیه برنامه «منبع موثق» گفت: شبکه پیشنهاد ساخت یک برنامه با ساختار مونولوگ را به بنده داده بودند، من هم ساخت این برنامه را پیشنهاد دادم که مورد توافق قرار گرفت. به شخصه معتقدم جامعه نیاز به این رویکرد طنز انتقادی به موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد که این اتفاق در برنامه «منبع موثق» رخ داده است. در کل می‌توان گفت که رسانه ما نیاز به این نوع طنز دارد و اگر مسؤولان ما متوجه اهمیت این موضوع باشند، حتما از این طنز حمایت خواهند کرد.

 

این طنزپرداز در ادامه با اشاره به برنامه «قند پهلو» در شبکه آموزش، بیان کرد: این برنامه را نیز در شرایطی راه انداختیم که همین شایعه وجود داشت و عده‌ای می‌گفتند شبکه آموزش مخاطب چندانی شاید نداشته باشد؛ ولی در همان فصل اول برنامه «قند پهلو» چنان با استقبال مواجه شد که همه تعجب کرده بودیم و الان امیدوارم این اتفاق درباره برنامه «منبع موثق» نیز رخ دهد.

 

مجری برنامه «منبع موثق» درباره تجربه حضور در شبکه چهار سیما نیز بیان کرد: یکی از نقاط مثبت حضور در این برنامه تلویزیونی مواجه با مدیر شبکه چهار است که اهل گفت‌وگو است. باید به این نکته توجه داشت که رشد طنز در رسانه نیازمند هدایت، حمایت و همدلی و هم‌فکری است. هیچ طنزپردازی نمی‌تواند به اتکای خودش، برنامه‌ای را در جامعه جا بیاندازد و قطعاً نیاز به حمایت دارد. همین موضوعات باعث شد که بخواهم در برنامه «منبع موثق»  حضور داشته باشم، با اینکه می‌دانستم شبکه چهار ممکن است آن گستره مخاطبان که با توده مردم در ارتباط هستند را نداشته باشد.

 

رفیع در پایان سخنان خود گفت: تقاضای من از مسؤولان و مردم این است که جایگاه طنز و طنزپرداز انتقادی را بشناسند و از آن استقبال کنند و بدانند که همدوش آنها ما دنبال یک جامعه سالم و آباد هستیم. اینکه یک منتقد از آن طرف کره مریخ نیامده و قصد سیاه‌نمایی ندارد، بلکه می‌خواهد با زبان خاصی مشکلات را به مردم و مسؤولان گوش‌زد کند. امثال این برنامه‌ها در کنار هم می‌تواند در بهبود شرایط جامعه موثر باشد.

 

کد خبر: 605

 
منتشرشده در گزارش

 

با توجه به پخش سری جدید برنامه قندپهلو و حضور بانوان به عنوان شاعران طنزپرداز در این برنامه به سراغ الهه کاشانی یکی از شرکت کنندگان این برنامه رفتیم تا درخصوص شعر، طنز و قندپهلو به گفتگو بنشینیم:

 

خانم کاشانی لطفا جهت شروع بحث و آشنایی بیشتر با مخاطب، خودتان را معرفی کنید؟

الهه کاشانی، متولد ۱۷ دی ماه سال ۱۳۶۰ کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی . فعالیت ادبی خودم را از سال 76 شروع کردم که درهمان سال با غزلی، برگزیده مسابقه جشنواره پاسخ به نامه ریس جمهور شد. در سال ۷۷ در جشنواره خوارزمی در رشته شعر و داستان حائز رتبه شدم و در سال ۷۸ جزو برگزیدگان المپیاد ادبی کشور شد بودم. در سال ۷۹ از دست اندرکاران تأسیس انجمن شاعران جوان کاشان بودم. در دوران دانشجویی همچنان از پا ننشستم و در دوره ای ویراستار و نویسنده ستون ادبی در مجله ی دانشجویی نگاه نو بودم . سال ۸۲ مسئول فرهنگی و سردبیر نشریه تشکل جوانان ایران اسلامی شدم. سال ۸۳ تغییر رشته دادم و از فعالیت های ادبی به کلی دست کشیدم . اما به حول و قوه الهی! اواخر مرداد 94 دوباره به جریان های ادبی پیوسته و تلاش دوباره خود را شروع کردم. حاصل این تلاش چاپ مجموعه اول کتاب "بندهای آزاد" در اردیبهشت ۹۵ و مجموعه دوم آن در فروردین ۹۶ است که البته در حال حاضر مشغول کتاب بندهای آزاد ۳ هستم. دو کتاب از اشعار خودم نیز در قالب سه گانی و آزاد در مرحله ویرایش نهایی می باشد .

 

 

در خصوص شعر طنز، لطفا بفرمایید آیا این نوع شعر داری ویژگی های خاصی است؟

شعر طنز همواره با انتقاد و اعتراض روبرو بوده و شاید بتوان این را جدی ترین خصیصه شعر طنز به شمار آورد. البته فراگیر بودن آن، سهولت لفظ و نزدیک بودن به زبان عامه مردم نیز از ویژگی هایی هستند که در شعر طنز عمومیت دارند.

از ویژگی های این قالب است که با نیشتری تلخ، هم می خنداند، هم می گریاند. شعر طنز با هدف اعتراض و بیان کاستی ها بیشتر به مسائل روز می پردازد. به نظر من ویژگی اصلی این شعر خنداندن آن نیست.

 

 

با توجه به اینکه اخیرا در برنامه قندپهلو شرکت کرده اید، به نظر شما چقدر رسانه های جمعی و به ویژه تلویزیون میتوانند در معرفی ادبیات نقش داشته باشد و اینکه چه فرصت ها و آسیب هایی در این مسیر وجود دارد؟

طبیعی است که تلویزیون پرمخاطب ترین رسانه گروهی و پوشش دهنده وسیع ترین طیف مخاطب است و بی شک یک برنامه پرمخاطب ادبی، می‌تواند نقش تعیین کننده ای در توجه مخاطب به شعر و شاعری داشته باشد.

از سویی ما در رسانه ملی با نوع مصرفی و سطح پایین ادبیات سر و کار داریم و مثلا برنامه هایی مانند مشاعره، بداهه سرایی و ... می‌تواند مورد توجه مخاطبان این رسانه باشد. همین نکته سلیقه جمعی را تنزل داده و می‌تواند موضوعاتی مانند لهجه ی محلی یا نوع خاص اجرای یک شخص را به عنوان مسائل لازم ادبی معرفی کرده و یک شاعر ضعیف که مثلا دارای لهجه محلی شیرین است را به عنوان شاعر درجه یک معرفی کند.

قند پهلو یک برنامه ی ادبی ست که شرکت کنندگان آن از کسانی انتخاب شده اند که شعر طنز را می شناسند، سخنم درباره هم دوره ای های عزیز است، این که در زمان کم بتوانی شعر طنز آن هم سفارشی بنویسی کاریست که صرفا شاید از دور راحت باشد. درباره این برنامه خوشحالم که مجالی برای طنز خانم ها گذاشته شده، هرچند برای خانمها بسیار دشوار است مثل آقایون آزادی انتخاب کلمه و حرکات مرتبط با طنز را داشته باشند.

البته بنده یک نقد و یک پیشنهاد درباره این برنامه دارم؛ با توجه به محدودیت اجرا در صدا و سیما و اینکه نمی توان با هر چیز و کلمه ای شوخی کرد و بالطبع در خنداندن دست بسته ای، در خصوص داوری هرچند هر دو بزرگوار از شخصیت های شناخته شده و صاحب نظر هستند، ولی صراحت لهجه درباره اکثر شعرها، هم کمی از نشاط شرکت کننده کم می کرد و هم توی ذوق مخاطب می زد، حداقل توقع من به شخصه از این بزرگواران  هم سو بودن در جهت خنداندن مخاطب و پُر کردن کاستی ها بود. پیشنهادم این است از دوره های بعدی یک داور خانم هم در بین داوران باشد.

 

 

آیا طنز رادیویی و تلویزیونی، همجنس همان طنز مطبوعاتی است? و آیا اصولا با این گونه دسته بندی ها موافق هستید؟

نمیتوان خیلی به این دسته بندی اعتماد کرد، ولی میتوان گفت طنزهای مکتوب و آنچه توسط جراید و مطبوعات منتشر می‌شود، تفاوتی عمده و محوری با آنچه تلویزیون پخش می‌کند دارند و آن هم تفاوت جوهری و ذاتی طنز است. چراکه طنز مطبوعاتی عموما غایت و رویکردی انتقادی و اعتراضی داشته و طنزهای رادیو و تلویزیونی بیشتر به جنبه تفریح و سرگرمی و شوخی توجه دارند.

 

 

وضعیت شعر طنز را در حال حاضر به طور کلی چگونه توصیف می کنید؟

شعر طنز به نسبت اقسام دیگر شعر از استقبال و اقبال بیشتری برخوردار است. بنده چند جلسه جدی شعر طنز در تهران میشناسم که با جمعیت گسترده و شور و حال جدی برگزار میشوند. از جمله جلسه شکرخند با مجری گری آقای رفیع که علی رغم فروش بلیط، همیشه سالن پر میشود و جلسه قند و نمک که آقای بیابانکی اجرا میکند و آن هم جلسه باشکوه و بزرگی است. قدیم ترها هم جلسه "در حلقه رندان" در حوزه هنری برگزار میشود که آن هم بسیار جلسه تاثیرگزاری بود و میتوان نقش آن در پیشبرد و اعتلای شعر طنز را خیلی پررنگ توصیف کرد.

راه اندازی عموم این جلسات به ابتدای دهه هشتاد برمیگردد و مهمترین خصیصه ی آنها، حضور طنزپردازان مطرح و صاحب نام است و در مجموع میتوان گفت، فضای جلسات شعر طنز از دیگر جلسات ادبی پرشورتر و داغ تر است. هرچند سابقه چند دهه طنز مکتوب از گل آقا و طنز و کاریکاتور گرفته تا سال ها پیش و مجله توفیق، همراستا با این جلسات و در حمایت از آنها، فضای ذهنی جامعه مخاطبین را برای پذیرش این جلسات آماده کرده است. در واقع مردم بیشتر برای دیدن شاعرانی می آیند که با شعرشان در رسانه ها آشنا شده اند. ناگفته پیداست که برنامه ای مانند قندپهلو در میان، بیش از عوامل دیگر تأثیر داشته است.

 

کد خبر: 403

خبرنگار: غزل ناصحی

 

منتشرشده در گفتگو

 

اسماعیل امینی، شاعر، گفت: برای حل مشکل کتاب‌نخوانی در وهله اول باید تمام حمایت‌های دولتی از کتاب و همچنین امتیاز کتاب نوشتن از نظام اداری برداشته شود.

 

اسماعیل امینی، شاعر با اشاره به نحوه پرداخت شاعرانه به مقوله کتاب و کتابخوانی گفت: برای سرودن شعر با این موضوع از چند منظر می‌توان به آن نگاه کرد. از یک منظر می‌توان به این پرداخت که کتاب همدم انسان است و طبیعی است که در این صورت شعر زبان و بیان جدی به خود می‌گیرد. از منظر دیگر با توجه به اینکه گونه‌ای از  کتاب‌ها هستند که ظاهرشان کتاب است ولی در اصل کتاب نیستند؛ کتاب‌های تقلبی و جعلی که برای نقد این آن ها باید شعر طنز گفت. مثل انسان‌ها که ظاهرشان مثل هم است اما در باطن خوب و بد دارند. از منظر دیگر نیز می‌توان درباره حواشی امر کتابخوانی شعر گفت؛ موضوعاتی مانند وضعیت ناشرها و نمایشگاه‌ها و ... .

 

وی با اشاره به اینکه برگزاری کنگره برای شعر کار تشویقی و تبلیغی در راستای جلب توجه مردم به کتاب است، ادامه داد: کار فرهنگی مثل شعر و مسابقه برای جلب توجه مخاطبان است، اما ریشه از جای دیگر خراب است. به نظر من برای حل مشکل کتاب‌نخوانی در وهله اول باید تمام حمایت‌های دولتی از کتاب و هم چنین امتیاز کتاب نوشتن از نظام اداری برداشته شود. از همه این‌ها مهم تر نظام تربیت و تعلیم ما که بر پایه مدرک گرفتن است، درست شود و ارزش‌یابی مدرک دانشگاهی در نظام اداری برداشته شود. اگر مدرک‌گرایی قطع شود، کسانی به دانشگاه می‌روند که دنبال کسب مهارت و دانایی‌اند نه دنبال مدرک و استخدام.

 

امینی گفت: به جای آنکه از مردم بپرسند چند کتاب نوشتید و چه مدرکی دارید، باید بپرسند چند کتاب خواندید و چه مهارتی دارید. به همین دلیل است که تعداد نویسنده‌ها و شاعرها بیش‌تر شده است و کسی بر این کتاب‌ها ارزیابی ندارد. ما شاعران نیز تحت تاثیر فضای فرهنگ عمومی کشور بیش‌تر حرف می‌زنیم و می‌نویسیم به جای آنکه گوش کنیم و بخوانیم.در حالیکه ما نیاز داریم نوشته‌ها و حرف‌های دیگران را بخوانیم و در شعر جوان هم با این مشکل مواجهیم و کسی نمی‌خواهد گوش شنوا داشته باشد. سرریز دانش و عواطف ‌است که تبدیل به شعر می‌شود. یعنی آنقدر ذهن شاعر پر می‌شود که سرریز آن شعر است. بعضی از شاعران جوان حتی در عمرشان شاید صد تا شعر هم نخوانده‌اند و چند مجموعه شعر دارند. بعضی شاعران امروز حتی بزرگان شعر فارسی و حتی اسمشان را نشنیده‌اند.

 

نویسنده کتاب «جلسه شعر» افزود: بهتر است شاعران نه تنها به خود موضوع کتاب بپردازند، بلکه درباره تبعات اجتماعی و روانی و عاطفی مطالعه و مسائل مرتبط با کتاب مثل توزیع و چاپ شرع بگویند. بهتر است در این کنگره به موضوع نمایشگاه کتاب هم پرداخته شود و اینکه نمایشگاه به این شکل آیا شایسته اسم کتاب است. آیا برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت کارناوالی درست است. اینکه افتخار کنیم به تعداد میلیونی بازدیدکنندگان چندان مطلوب نیست، بلکه باید ارزیابی شود در این نمایشگاه‌ها چه کتاب‌هایی فروخته می‌شود.

 

کد خبر: 251

منبع: تسنیم

منتشرشده در گزارش

تهیه‌کننده «قند پهلو» از آغاز پیش تولید سری جدید این برنامه برای پخش در ایام دهه فجر و همچنین نوروز ۹۶ خبر داد.

به نقل از روابط عمومی «قند پهلو»، امیر قمیشی - تهیه‌کننده، کارگردان‌ و یکی از طراحان مسابقه «قند پهلو» که این روزها تهیه کنندگی «چشم شب روشن» را نیز در شبکه چهار برعهده دارد - با اعلام این خبر افزود: در سری جدید «قند پهلو» همچنان رضا رفیع به عنوان مجری و سردبیر و شهرام شکیبا و ناصر فیض نیز به عنوان داور حضور خواهند داشت.

وی ادامه داد: روز گذشته جلسه ویژه ای پیرامون ساخت سری تازه «قند پهلو» با حضور مدیر شبکه آموزش برگزار و مقرر شد طی هفته جاری با حضور مجری، سردبیر و داوران برنامه جلسه دیگری تشکیل و پیرامون سایر جزییات برنامه تصمیم گیری های قطعی اخذ شود.

این تهیه کننده یادآور شد: به طور موازی پیش تولید این مسابقه ادبی نیز از امروز آغاز شده است.

 

قمیشی پیش بینی کرد با توجه به اعلام آمادگی جدی مدیران تلویزیون برای پشتیبانی کامل از این برنامه، سری جدید «قند پهلو» در دو بخش مستقل ویژه ایام دهه فجر و همچنین نوروز ۹۶ تولید و پخش شود.

وی همچنین اعلام کرد: در «چشم شب روشن» نیز از هفته گذشته بنا بر تصمیم شورای راهبردی این برنامه و به ابتکار مدیر محترم شبکه چهار به واسطه حضور محمد صالح علا به عنوان مجری مولف اصلی و همچنین مرتضی امیری اسفندقه، علیرضا بدیع و رشید کاکاوند به عنوان مجری کارشناس در سه بخش مستقل از این پس سهم بیشتری از «چشم شب روشن» به حوزه شعر و ادبیات فارسی اختصاص خواهد یافت.

 

کد خبر: 214

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

صد و ششمین نشست دگرخند و شب شعر طنز ایران ساخت در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

به گزارش  روابط عمومی حوزه هنری صد و ششمین نشست دگرخند و شب شعر ایران ساخت به عنوان بخش جنبی جشنواره ایران ساخت چهارشنبه ۱۵ دی ماه ۱۳۹۵ ساعت ۱۶.۳۰ در سالن امیرخانی خانه هنرمندان برگزار خواهد شد.

صد و ششمین نشست دگرخند به موضوع بررسی کتاب «فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز» اختصاص دارد و محمد رضا اصلانی – نویسنده کتاب – و ابوالفضل حری در این باره گفتگو خواهند کرد.

این نشست با شعر خوانی طنزپردازان شناخته شده کشورمان با عنوان «ایران ساخت» ادامه خواهد داشت. در این بخش شاعران و طنزپردازان آثاری با موضوع ایران ساخت؛ حمایت از تولید ملی و اقتصاد مقاومتی می خوانند.

در این برنامه ناصر فیض، دکتر اسماعیل امینی، امید مهدی نژاد، دکتر عباس احمدی، مصطفی مشایخی، سید امیر سادات موسوی، سعید طلایی، صابر قدیمی، رضا احسان پور، روح الله احمدی، محمد حسین مهدویان، علی سلیمانی، محمد جواد شاهمرادی و دیگر شاعران  و طنزپردازان حضور خواهند داشت.

جشنواره ایران ساخت با اهداف جریان سازی و تولید محتوا برای فضای مجازی مرتبط با چرخه تجاری‌سازی و کارآفرینی اقتصاد دانش بنیان، حمایت از خدمات و تولیدات دانش بنیان ساخت ایران، ساماندهی واردات بی‌رویه و ارج نهادن به کالاها و محصولات ایرانی با کیفیت و همچنین کمک به برجسته سازی کالاهای مرغوب ایرانی برگزار می‌شود.

ادبیات یکی از بخشهای چندگانه این جشنواره است که ناصر فیض دبیری آن را به عهده دارد.

نخستین جشنواره ملی فرهنگی هنری «ایران ساخت» با حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و با همکاری دفتر طنز حوزه هنری و دیگر سازمانها و ارگانها از ۱۵ تا ۱۸ دی ماه ۱۳۹۵ برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 207

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 

رحیم رسولی، شاعر و طنزپرداز، گفت: طنز یک اثر ادبی را مومیایی می‌کند و از گزند در امان نگه می‌دارد و جاودانه می‌کند.

به نقل از روابط عمومی حوزه هنری، رحیم رسولی، شاعر طنزپرداز، با بیان اینکه هنوز ظرفیت‌های لازم برای بررسی مسائل طنز وجود ندارد، اظهار کرد: حتی چارچوب‌های قانونی طنز نیز رعایت نمی‌شود و حتی رئیس جمهور کشور هم به عنوان مجری قانون گاهی اجازه اجرای قانون را ندارد و طنزپردازان هم به همین صورت جلوی بسیاری از فعالیت هایشان گرفته می‌شود و آثارشان با سانسور مواجه می‌شود، در حالی که عموما در چارچوب قانون گام برمی‌دارند.

وی ادامه داد: آثار طنز امروز کشور ممکن است در فضای مجازی بیشتر بازتاب داشته باشد، اما تیراژ یک هزار جلد و یا ۵۰۰ جلد کتاب آن هم با شرایط نشر امروز و سانسورهایی که کتاب های طنز با آن مواجه هستند، مخاطب چندانی ندارد. طنز در شبکه های اجتماعی مخاطبان بیشتری دارد، چرا که مردم با ادبیات مکتوب سر و کار ندارند.

این شاعر با تاکید بر اینکه نخستین بن‌مایه طنز اعتراض است، عنوان کرد: قانون باید برای اعتراض هم برنامه‌ای داشته باشد تا آزادی بیان به شکل صحیح وجود داشته باشد. اگر این گونه نباشد، آثار طنز به هجو و هزل و مسائل دیگر کشیده می‌شوند. متناسب با دغدغه‌های نویسنده و شاعر طنزپرداز، آثارشان نیز عمیق تر می‌شود. متاسفانه دغدغه‌های اغلب طنزپردازان کشور سطحی است و امور واقع را مجددا برای مخاطبانشان بازگو می‌کنند.

رسولی خاطرنشان کرد: با گسترش فضاهای مجازی، وجه ادبیاتی طنز در حال فراموشی است. در حالی که طنزپردازان باید دقت کنند که پیش از هر چه اهل ادبیات هستند و فرد سیاسی و ... نیستند. اما طنزپردازان به دلیل این که علاقه دارند دیده شوند، رو به مباحث این گونه می آورند.

 

 

وی با بیان اینکه دوستان طنزپرداز باید نسبت به جامعه خود آگاهی داشته باشند، گفت: همیشه به همکارانم می‌گویم که در جریان باش، ولی در هیچ جریانی نباش! معتقدم باید بررسی کرد و دید که چه اتفاقاتی در دنیا رخ می‌دهد. متاسفانه خود اهالی ادبیات و طنز مکتوب کشور مطالعه کمی دارند و باعث شده که طنز قدرت اصلی اش را از دست بدهد.

وی در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: در تمام متون ادبی برجسته کشورمان، طنز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و طنز یک اثر ادبی را مومیایی می‌کند و از گزند در امان نگه می‌دارد و جاودانه می‌کند. هر نوشته‌ای که در آثار کلاسیک و حتی مدرن می‌خوانیم، می‌بینیم که ویژگی طنز باعث شده متن برجسته شود.

این شاعر گفت: هر چه نگاه شاعر و نویسنده طنزپرداز عمیق‌تر و دقیق‌تر باشد، باید تسلط او به زبان نیز بالا باشد. شگفت‌انگیزترین کشف بشر همین زبان است و در دل هنر نیز شگفت‌انگیزترین عنصر، زبان و برجسته ترین روش نیز طنز است. طنز در موقعیت‌های سیاسی و اجتماعی و در برخورد با نهاد قدرت باید از ویژگی‌ها و قابلیت‌های زبانی استفاده کند تا تحت سانسور و فشار قرار نگیرد. متاسفانه این هنرمندی در آثار طنز وجود ندارد.

رسولی با اشاره به اینکه از طنزپردازان چه از سوی نهادهای داخلی و چه ارگان‌ها و نهادهای کشورهای دیگر حمایتی نمی شود، اظهار کرد: طنزپرداز باید قدرت خود را از واژه بگیرد. اگر به این نکته برسیم، طنز به مثابه فرهنگ می‌تواند در جامعه رسوخ کند و خود را نشان دهد و زمانی بتوانیم از لابه‌لای طنزهایمان تاریخمان را به آیندگان منتقل کنیم.

کد خبر: 167

منبع: مهر

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد