یادداشت هایی به مناسبت زادروز نیما یوشیج و احمد شاملو ---------- انتشار دکلمه ای از مهدی اخوان ثالث ----------------- گزارش تصویری جشن امضای مجموعه تهران 57 اثر کاوه آفاق --------- فیلم شعرخوانی غلامرضا طریقی

مجموعه «این کتاب مجوز دارد» گزیده ای از یادداشت های طنز محمدرضا ستوده در مطبوعات است. وی یکی از طنزپردازان روزگار ماست که سومین اثر خود را به صورت کاملا مستقل با تهیه کنندگی امیرعباس کاظمی منتشر کرده است.

 

در ادامه شما را به خواندن یادداشتی از مجموعه یادداشت های «این کتاب مجوز دارد» دعوت می‌نماییم.



تلاش ملت ایران برای زنده ماندن!

 

ما ملت ایرانیم. ملتی که سالهاست با زندگی کردن خداحافظی کرده و بعد از اون داره مدام تمرین زنده موندن میکنه. ما همیشه در طول تاریخ حماسه ساز بودیم. مث الان که با چنگ و دندون دست از زنده موندن بر نمیداریم. ولی دیگه وقتشه که وا بدیم. وقتشه که مث دی کاپریو توی تایتانیک که آروم آروم رفت زیر آب، مام زنده موندنو رها کنیم. چون اگه بنزین رو گرون کنن و دیگه نتونیم بریم مسافرت تا توی سوانح جاده بمیریم، توی شهرمون حبس میشیم و حتما از آلودگی هوا می میریم.

 

 اگه به ضرب ماسک و شیر و سبزیجات از آلودگی هوا جون سالم به در ببریم، یه شب که خوابیم زلزله میاد و ما رو با خودش میبره. اگه خونه مون ضد زلزله باشه و از گیر زلزله قسر در بریم، باید بیایم توی خیابون و منتظر باشیم که چادر برامون بیارن. ولی چون تهران روی خودش هوار شده باید از شهرهای دیگه چادر بیارن و توی این مدت احتمالاً از سرما فوت کنیم.

 

 

اما اگه فرض کنیم قزوینی ها که نزدیکن خیلی سریع برامون چادر و وسایل گرمایشی بیارن، در آینده ای نزدیک کم آبی دخلمونو میاره. اگه شانس مون بزنه و با تدبیر دولت آب دریای خزر قابل آشامیدن بشه، فرداش با تدبیر همون دولت مرغ و تخمش و گوجه و نون گرون میشه و به مرور زمان نمی تونیم خودمونو سیر کنیم و کم کم از گشنگی روح مون از بدن مون جدا میشه. اگه توو این سالها خوب تمرین زنده موندن کرده باشیم و خودمونو از لای سوانح جاده ای و کم آبی و گرونی و گرسنگی و زلزله و آلودگی هوا و سیل سالم بیرون بکشیم، اون موقع است که چیزی جز یه آدم روانی ازمون باقی نمونده که دائم میشینیم با خودمون فکر می کنیم که چرا باید انقد بلایای طبیعی و انسانی سرمون بیاد؟ چرا هر چی بدبختیه واسه ماس؟

 

چرا اتریش و بلژیک و آرژانتین اینطوری نیس؟

 

اونجاست که یا سکته مغزی می کنیم میمیریم یا اگه شانس بیاریم و از عصبانیت سکته نکنیم حتما میریم خودمونو از بالای یه پل عابر پیاده میندازیم پایین!

 

محمدرضا ستوده/ دی ماه 96

 

لازم به ذکر است که برای خرید اینترنتی این کتاب به سایت iketab مراجعه نمایید.

منتشرشده در یادداشت هفته

یک طنزپرداز با تاکید بر لزوم وجود اتاق فکر در برنامه‌های طنز و آموزش کمدین‌ها اظهار کرد: کارشناسان عرصه طنز باید با کمدین‌ها اتاق فکری تشکیل دهند و حتی کمدین‌ها باید در این عرصه آموزش ببینند زیرا تنها وجود استعداد کافی نیست.

 

رضا رفیع با اشاره به رویکرد برنامه «منبع موثق» که روزهای شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۲:۳۰ از شبکه «چهار» سیما پخش می‌شود، گفت: رویکرد این برنامه بررسی و تحلیل مختصر خبرهای روز در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ادبی و اقتصادی با چاشنی طنز است. این برنامه به صورت زنده پخش می‌شود که در رسانه ملی کمتر اتفاق می‌افتد به دلیل اینکه عموما برنامه‌ها تولیدی هستند.

 

مجری برنامه «منبع موثق» درباره شیوه ارائه طنز این برنامه بیان کرد: «منبع موثق» به صورت زنده آخرین اخبار و اتفاقات روز را در حد اشاره یا تحلیلی و تفسیری، آمیخته با نوع طنزی که در این سال‌ها دنبالش بودم به چالش می‌کشاند؛ طنزی از سر ادب، احترام، نجابت و حتی آمیخته با ادبیات (ادبیات به معنای ادب موجود در محتوا و هم به معنای واقعی ادبیات که شامل شعر، ضرب‌المثل، ایهام، کنایه، استعاره و...است).

 

این طنزپرداز ادامه داد: چرا باید در یک برنامه به شکل مستقیم و به قول مجله گل‌آقا، سیخکی مسائل را مطرح کنیم که موجب ناراحتی فردی شود. به نظرم با این نحوه بیان که در مطالب بالا اشاره کردم، می‌توان زهر کلام را گرفت و در برخورد با خط قرمزها نیز موفق‌تر عمل کرد.

 

او بار دیگر به برنامه «منبع موثق»، خاطرنشان کرد: مخاطب من را به عنوان یک طنزپرداز که ادبیات و سیاست را می‌داند، می‌شناسد که به عنوان یک فرد نویسنده و شاعر طنزپرداز نظر دارد. در این برنامه شما از منظر یک طنزپرداز با مسائل برخورد خواهید کرد. همچنین از منظر یک طنزپردازی که آشنا به مسائل ادبی، سیاسی و فرهنگی است،‌ اخبار بررسی خواهد شد؛ بنابراین این برنامه کاملا حوزه مشخصی دارد.

 

رفیع در ادامه به طنز گفت: در این برنامه یک صندلی کنار من است که هیچکس روی آن نمی‌نشیند و تنها به شکل سمبلیک در دکور صحنه وجود دارد. گاهی به آن صندلی نگاه می‌کنم و انرژی می‌گیرم. اگر فردی روی صندلی می‌نشست ممکن بود وسط حرف من بپرد.

 

 

او با اشاره به منبع خبری برنامه جدید «منبع موثق» گفت: منبع خبری من در برنامه «منبع موثق» خبرگزاری و مطبوعات هستند. من اخبار را جست‌وجو و مطالب مورد نظرم را انتخاب می‌کنم و تلاش خواهم کرد که مطالبم را به استناد منبع بگویم.

 

او افزود: اتاق فکر برنامه ما شامل مدیر شبکه چهار سیما، تهیه‌کننده و دوستان مجموعه هستند. ما یک گروه تلگرامی برای (استفاده خوب از تلگرام) ایجاد کردیم و در این گروه برخی از دوستان به من سوژه پیشنهاد می‌کنند و من از میان سوژه‌های پیشنهاد شده یکی را انتخاب می‌کنم. گاهی روزها ممکن است من در خبری چاشنی طنز پیدا نکنم و این دوستان با پیشنهادهای خود دست من را باز می‌گذارند. اما به دلیل اینکه من سردبیر هستم تأمین محتوا با من است. این برنامه تا زمانی که خودم آن را توقیف نکنم ادامه خواهد داشت.

 

مجری برنامه قندپهلو با اشاره به فعالیت حرفه‌ای خود در عرصه طنز اظهار کرد: من یک دفعه به تلویزیون نیامده‌ام و تلویزیون هم یک شبه به من اعتماد نکرده است. من ۲۵ سال سابقه طنزپردازی را دارم و از طنز ژورنالیستی، سردبیری مجله گل‌آقا و هفت سال پخش زنده برنامه «پا تو کفش اخبار» عبور کرده‌ام. برنامه «پا تو کفش اخبار» نیز به مدت هفت سال به شکل زنده از شبکه پنج پخش می‌شد و با مسائل جامعه انتقادی برخورد می‌کرد.

 

او درباره چگونگی شکل گیری و تولید برنامه «منبع موثق» در همین راستا افزود: برنامه «منبع موثق» نیز به دنبال این تجربه‌ها به شبکه چهار رسیده و خدا را شکر در این شبکه با مدیری (رضا پورحسین) سروکار دارم که طنز را می‌شناسد و می‌فهمد و حتی اعتقادش بر این است که این نوع برنامه‌ها باید در شبکه‌های مختلف به شکل انبوه تولید شود.

 

 

رفیع با تاکید بر وجود برنامه‌هایی مانند «خندوانه» و «دورهمی» در تلویزیون بیان کرد: این روزها با برنامه‌های خوبی مانند «خندوانه» و «دورهمی» مواجه بوده‌ایم که به گونه‌های مختلفی شوخ طبعی دارند. این برنامه‌ها باید در تلویزیون وجود داشته باشند. برنامه‌ «خندوانه» بخش جذابی به نام استندآپ کمدی دارد که در آن استعدادهای خلاق شناسایی می‌شوند و جلوه‌گری می‌کنند. اما این کمدین‌ها باید پخته شوند و کارهایشان به صورت کارشناسی بررسی شود. در واقع این بخش، مقداری نیاز به کار دارد. از این نوع برنامه‌ها باید حمایت شود زیرا محتوای خوبی دارند و استعدادهای خوبی که در این برنامه‌ها حضور دارند نباید دلشان بشکند و به آن‌ها هتک حرمت شود.

 

 

او با اشاره به آموزش کمدین‌ها و لزوم وجود اتاق فکر در برنامه‌های طنز خاطرنشان کرد: کارشناسان عرصه طنز باید با کمدین‌ها اتاق فکری تشکیل دهند و حتی کمدین‌ها باید آموزش ببینند زیرا تنها وجود استعداد کافی نیست.

 

 

این طنزپرداز افزود: من اگر استعداد طنزپردازی داشتم از زیرِ دست پیشکسوتان خودم بیرون آمدم. آن‌ها مطالب من را خواندند و نظر دادند اما در حال حاضر این اتفاق در فضای مجازی و رسانه ملی کمتر پیش می‌آید. گاهی فردی که برنامه طنزی را روی آنتن می‌برد فقط استعداد دارد اما برخورد کارشناسی ندارد؛ بنابراین این امر موجب آسیب‌پذیری برنامه‌های طنز می‌شود و حتی مسائلی در برنامه پیش می‌آید یا مطالبی گفته می‌شود که ممکن است گروهی از مردم ناراحت شوند.

 

 

او با تاکید بر وجود اتاق فکر در برنامه‌های تخصصی مانند طنز در رسانه ملی بیان کرد: من معتقدم که در رسانه ملی باید در حوزه‌های تخصصی مانند برنامه‌های طنز، اتاق فکرهایی ایجاد شود. برای مثال شناسایی کمدین‌های با استعداد در استندآپ کمدی خندوانه کار مفیدی است و رامبد جوان کار خوبی انجام داد. من همیشه حامی او بودم.

 

 

رفیع با اشاره به اهمیت آموزش کمدین‌ها در عرصه طنز اضافه کرد: کمدین‌ها باید آموزش ببینند و یکی از این آموزش‌ها این است که چگونه به سلامت، با ادبیات و بدون اینکه به کسی بربخورد، مطالب را منتقل کنند که توهینی هم شکل نگیرد.

 

رضا رفیع در پایان گفت: این حرف‌ها در کلام مثل یک تیتر ساده است، اما پیاده کردنش در رسانه ملی پیچیده است.

 

کد خبر: 642

منبع: ایسنا

منتشرشده در گفتگو

رضا رفیع درباره برنامه جدید خود در شبکه چهار سیما و نیاز رسانه به این قبیل طنزهای انتقادی سخن گفت.

مجری برنامه «منبع موثق» درباره ساختار این برنامه که پخش آن به تازگی از شبکه چهار سیما آغاز شده است، اظهار کرد: این برنامه همچنان که از نام آن می‌توان حدس زد، برخی اخبار، حوادث و اطلاعات روزمره را به زبانی طنز مطرح می‌کند. قرار است هر شب در این برنامه مهمترین اخبار مطرح روز مورد بررسی قرار بگیرد، ولی با زبانی آمیخته به چاشنی طنز.

 

او ادامه داد: پیش از این نیز تجربه حضور در این نوع برنامه را که به نوعی مونولوگ طنز محسوب می‌شود، در برنامه‌های دیگری مثل «پا تو کفش اخبار» یا «حالا خورشید» داشتم. برنامه «منبع موثق» نیز متناسب با شبکه چهار که معروف به شبکه فرهیختگان است، تهیه شده است. این برنامه تلاش می‌کند تا با استفاده از جنبه‌های آموزشی طنز، میان توده مردم با این شبکه تلویزیونی پیوند برقرار کند.

 

رفیع درباره ایده اولیه برنامه «منبع موثق» گفت: شبکه پیشنهاد ساخت یک برنامه با ساختار مونولوگ را به بنده داده بودند، من هم ساخت این برنامه را پیشنهاد دادم که مورد توافق قرار گرفت. به شخصه معتقدم جامعه نیاز به این رویکرد طنز انتقادی به موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد که این اتفاق در برنامه «منبع موثق» رخ داده است. در کل می‌توان گفت که رسانه ما نیاز به این نوع طنز دارد و اگر مسؤولان ما متوجه اهمیت این موضوع باشند، حتما از این طنز حمایت خواهند کرد.

 

این طنزپرداز در ادامه با اشاره به برنامه «قند پهلو» در شبکه آموزش، بیان کرد: این برنامه را نیز در شرایطی راه انداختیم که همین شایعه وجود داشت و عده‌ای می‌گفتند شبکه آموزش مخاطب چندانی شاید نداشته باشد؛ ولی در همان فصل اول برنامه «قند پهلو» چنان با استقبال مواجه شد که همه تعجب کرده بودیم و الان امیدوارم این اتفاق درباره برنامه «منبع موثق» نیز رخ دهد.

 

مجری برنامه «منبع موثق» درباره تجربه حضور در شبکه چهار سیما نیز بیان کرد: یکی از نقاط مثبت حضور در این برنامه تلویزیونی مواجه با مدیر شبکه چهار است که اهل گفت‌وگو است. باید به این نکته توجه داشت که رشد طنز در رسانه نیازمند هدایت، حمایت و همدلی و هم‌فکری است. هیچ طنزپردازی نمی‌تواند به اتکای خودش، برنامه‌ای را در جامعه جا بیاندازد و قطعاً نیاز به حمایت دارد. همین موضوعات باعث شد که بخواهم در برنامه «منبع موثق»  حضور داشته باشم، با اینکه می‌دانستم شبکه چهار ممکن است آن گستره مخاطبان که با توده مردم در ارتباط هستند را نداشته باشد.

 

رفیع در پایان سخنان خود گفت: تقاضای من از مسؤولان و مردم این است که جایگاه طنز و طنزپرداز انتقادی را بشناسند و از آن استقبال کنند و بدانند که همدوش آنها ما دنبال یک جامعه سالم و آباد هستیم. اینکه یک منتقد از آن طرف کره مریخ نیامده و قصد سیاه‌نمایی ندارد، بلکه می‌خواهد با زبان خاصی مشکلات را به مردم و مسؤولان گوش‌زد کند. امثال این برنامه‌ها در کنار هم می‌تواند در بهبود شرایط جامعه موثر باشد.

 

کد خبر: 605

 
منتشرشده در گزارش

ناصر فیض می‌گوید در طنز خط قرمز داریم که با سانسور متفاوت است و طنزپرداز باید تیزهوشی داشته باشد و با احتیاط به این خط قرمزها نزدیک شود.

ناصر فیض با اشاره به اینکه شعر در کشور ما یک ثروت ملی محسوب می‌شود و توجه به آن باید بیش از آن چیزی باشد که اکنون شاهد هستیم، عنوان کرد: زبان فارسی جزو زبان‌های خوش‌آهنگ و گوش‌نواز است و از ظرفیت آن باید در حوزه خلق آثار ادبی به ویژه در حوزه شعر بهره‌برداری کنیم.

 

فیض با بیان اینکه طنز در ادبیات فارسی دارای پیشینه و جایگاه قابل توجهی است، گفت: این به سبب ظرفیتی است که در زبان فارسی وجود دارد، به طوری که امکان سخن گفتن کنایه‌آمیز که از پایه‌های طنز است، در این زبان بسیار زیاد است.

 

وی افزود: طنز در کشور ما سه دوره مهم را تجربه کرده است. در دوران مشروطه که نوعی آزادی بیان وجود داشت و روزنامه‌ها به طنزهای اجتماعی رو آوردند. طنز دهه ۲۰ که پس از رفتن رضاخان و در دوره ضعف شاه با آزادی‌هایی که در مطبوعات به وجود آمد پرداختن به طنز بیشتر شد. دوره بعدی که دوران طلایی آزادی بیان است دوران پیروزی انقلاب اسلامی است.

 

وی اظهار کرد: محدوده‌هایی در حوزه شعر و ادبیات طنز در کشور ما وجود دارد که عده‌ای نمی‌توانند در آن محدوده‌ها عرض اندام کنند گرچه من معتقدم که یک شاعر در آن محدوده‌ها بیشتر می‌تواند خودش را نشان دهد.

 

فیض با اشاره به اینکه پایه و اساس طنز نوعی اعتراض است، گفت: در طنز خط قرمز داریم که با سانسور متفاوت است. البته کار طنزپرداز نزدیک شدن به خط قرمزهاست و طنزپردازی که به سمت خط قرمز نرود کارش دیده نمی‌شود.

 

این شاعر با اشاره به اینکه پایه و اساس طنز نوعی اعتراض است، گفت: لباس هنر پوشیده است؛ اگر این‌گونه به طنز نگاه کنید فارغ از ظرافت‌های شعر حافظ، آن را هم نمونه شعر طنز و اعتراض به شرایط سیاسی و اجتماعی آن روز می‌بینید.

 

وی با تأکید بر اینکه تقسیم‌بندی متون ادبی به طنز و جدی صحیح نیست، افزود: طنز و طنزپردازی، مقوله جدی است و بهتر است گفته شود متون طنز و جد؛ اینکه حافظ زبان کنایه و طنز را انتخاب می‌کند به خاطر شرایطی است که شاعر با آن مواجه بوده است. چون امیر مبارزالدین، والی ستمگری بود، نفاق زیاد بود و تملق خریدار داشت و کسانی بودند که هم از توبره می‌خوردند و هم از آخور! و حافظ در واکنش به اوضاع و شرایط آن زمان شعر می گفت.

 

فیض با اشاره به وجود خط قرمز در طنزپردازی نیز گفت: در طنز خط قرمز داریم که با سانسور متفاوت است. طنزپرداز باید تیزهوشی داشته باشد و با احتیاط به این خط قرمزها نزدیک شود؛ من با سانسور مخالفم ولی آزادی بیان و دموکراسی ادعایی، هیچ جای دنیا وجود ندارد.

 

وی اضافه کرد: اصلاً فرض محال که بتوان همه چیز را گفت؛ هنرمند باز هم باید غیر مستقیم بگوید چراکه هنر تکلیف می‌کند که آنچه می‌خواهیم را مستقیم نگوییم.

 

فیض با تأکید بر اینکه طنزپرداز باید از مسائل پیرامونش حرف بزند گفت: هنر طنزپرداز این است که با حفظ احترام دیگران و قومیت‌ها و تفاوت‌های مذهبی، صلابت شعری خودش را حفظ کند. ممکن است کسی فکاهه بگوید یا مثل حافظ با شعری که طعنه به وضعیت سیاسی و اجتماعی می‌زند شعری در درجات بالا بسراید. در هر قالبی نباید حرف اصلی شاعر زیر سؤال برود. مثلاً سعدی در جایی می‌گوید درویشی نزد پادشاهی رفت و شاه گفت چه زمانی یاد ما می‌افتی؟ و درویش گفت وقتی که یاد خدا را فراموش کنم. بیان جسورانه‌ای که بهانة تعرض به پادشاه نمی‌دهد.

 

وی افزود: اعتراض با توهین فرق دارد؛ باید به شکلی طنز بگویید که حرفتان زیر سؤال نرود و این با تسلط به صناعات ادبی به دست می‌آید و هر چه غیر مستقیم‌تر بگویید هنرمندانه‌تر است چون مخاطب از کشف آن بخش مخفی هنر لذت می‌برد.

 

فیض اضافه کرد: طنز در همه دوره‌ها ابزاری بوده است برای فضاهایی که نمی‌شد با زبان معمولی صحبت کرد و برای همین سراغ طنز می‌رفتند.

 

وی با توصیه به حفظ شخصیت و صلابت ادبی شاعر گفت: طنزپرداز توهین نمی‌کند چون کسی که منطق شعری دارد توهین نمی‌کند؛ توهین به این معنا که اگر کسی را هجو کنید مظلوم واقع شود.

 

این شاعر طنزپرداز با بیان اینکه در چند سال اخیر شاهد فعالیت تخصصی برخی انتشارات در زمینه شعر و ادبیات هستیم، افزود: این اتفاق خوبی است و پیامد آن می‌تواند در رشد کیفی آثار چاپ شده در زمینه شعر تأثیرگذار باشد.

 

فیض در پایان با اشاره به موفقیت کتاب فیض بوک گفت: برای اینکه بتوان مخاطب پیدا کرد باید با مردم و حال و هوای زمانه هماهنگ باشید. فیض بوک در حال حاضر مورد استقبال است و امیدوارم در روزهای آتی مخاطبان بیشتری جذب کند.

 

وی تأکید کرد: آثاری که مردم دوست داشته باشند چاپ و فروش خوبی هم خواهند داشت. مثل کتاب فاضل نظری که به نوعی پلی بین شعر کلاسیک و دنیای امروز ایرانیان است و از این رو با استقبال و فروش بیشتری هم روبه‌رو شده ‌است.

 

کد خبر: 493

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

 اسماعیل امینی می‌گوید برخی از شاعران معتقدند وظیفه شاعر ترور زبان است در صورتیکه وقتی به ریشه این نظریه توجه می کنیم، درست این است که یکی از کارهای شعر مقابله با زبان اتوماتیزه شده است.

 

اسماعیل امینی  در اردوی پایانی دوره پنجم آفتابگردان‌های موسسه شهرستان ادب در شیراز در خصوص مفاهیم مربوط به نقد شعر اظهار کرد: در فضاهای رسانه‌ای و جلسات شعر و مطبوعات مثل دیگر مباحثی که مربوط به حوزه نقد ادبی است، تصورات و بحث هایی تکرار می شود که به دلیل تکرار به مبانی تبدیل می شود و آن چیزی که اصل بوده است فراموش می شود و دیگر اصل ماجرا باور نمی شود.

 

نویسنده کتاب جلسه نقد افزود: برای نمونه در حوزه نقد ادبی در فضاهای مطبوعاتی نظریه ای به نام مرگ مولف معروف شده است. مباحثی مانند هرمونوتیک، خودارجاعی متن در این رابطه بیان شده که ارتباطی به نظریه مرگ مولف ندارد در صورتیکه این نظریه در مقابل نوعی از نقد به نام نقد زندگینامه ای قرار دارد. 

 

وی ادامه داد: در نقد زندگی نامه ای جهت مورد بررسی قرار دادن یک متن ادبی توجه به نوع زندگی و مباحث فکری و منابع مطالعاتی آن نویسنده و شاعر تاثیرگذار است. 

 

امینی خاطرنشان کرد: جمله ای مانند «اصالت شاعر در به هم زدن صف است نه در صف ایستادن» که  رایج شده است، هیچ مبنای علمی ندارد. آیا با این نظریه ها می توان به نقد قابل قبول رسید؟ مسلما خیر. اما اینکه به هم  زدن صف یعنی چه، معلوم نشده است.

 

این استاد ادبیات و منتقد ادبی بیان کرد: برخی از شاعران می گویند وظیفه شاعر ترور زبان است در صورتیکه وقتی به ریشه این نظریه توجه می کنیم، درست این است که یکی از کارهای شعر مقابله با زبان اتوماتیزه شده است به نحوی که قدرت خلاقه و خیال انگیزی ندارد. بنابراین به اشتباه مقابله با زبان خودکار به ترور زبان تعریف شده است.

 

وی گفت: اینکه گفته می شود شعر فلان شاعر آنقدر زیبا است که جای نقد ندارد. آیا چنین چیزی ممکن است؟ درصورتی که فقط در یک صورت قابلیت نقد ندارد و آن هم وقتی است که به دلیل ضعف فراوان امکانی برای نقد نداشته باشد. به قول مرحوم قیصر امین پور شعر می تواند مادون نقد باشد اما نمی توان آن را مافوق نقد دانست.

 

امینی با بیان اینکه چیستی نقد ادبی موضوع قابل توجهی است، ادامه داد:  نقد ادبی آنگونه ای که در تعریف های علمی ذکر شده  عبارت از تجزیه و تحلیل و توصیف متن برای نمایان کردن دلایل عالی بودن متن است. 

 

این شاعر و منتقد ادبی خاطرنشان کرد: نقد شعر پاسخ به این پرسش است که چرا یک شعر عالی و خوب و یا بد است. چرا از یک شعر تعریف خوب می کنیم و اگر یک شعر خوب نیست دلیل آن چیست.

 

وی ادامه داد: در نقدنویسی باید از واژه ها احساسی و توصیفی محض خودداری کرد چراکه گزاره علمی نیست. چرا که نقد کار علمی و تحلیلی است و کمّی کردن چیزی است که اصالتا کیفی است. در حقیقت منتقد می خواهد کیفیت یک شعر را با زبان نقد قابل اندازه گیری کند.

 

وی گفت: در روزگار ما مرسوم شده که برای ایجاد محور عمودی در شعر، باید حتما روایت در آن جاری باشد تا به انسجام موضوعی برسد. در این میان نقد باید پیوستگی و گسستگی بین اجزا در یک ساختار کلی را نمایان کند.

 

امینی درخصوص اصطلاحات دستور زبان فارسی بیان کرد: در علم معانی که یکی از شاخه های بلاغت است اصطلاحات دستور زبان را در معنای خودش به کار می برد نه معنای دستور زبانی. مثلا ما به اسم هایی که در جمله اسنادی می آید مسند می گوییم در حالیکه در علم معانی مسند به همه خبرها می گویند اعم از اینکه در یک جمله اسنادی باشد یا نباشد.

 

کد خبر: 436

 

منتشرشده در گزارش

محمد خرمشاهی، طنزپرداز پیشکسوت در سن ۱۰۳ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.

خرمشاهی که در سال ۱۲۹۳ در دوزج خرقان از توابع  ساوه به دنیا آمد، حدود ۷۰ سال با نشریات طنز و فکاهی از جمله توفیق، خورجین، گل‌آقا و ملون همکاری داشت. وی از اواخر دهه ۷۰ به روزنامه کیهان پیوست و ستون شعر طنز روزانه‌ای را بنا نهاد که تا اواسط دهه ۸۰ بی‌وقفه منتشر می‌شد.

محمد خرمشاهی همچنین سال‌ها جزو نویسندگان ثابت برنامه معروف فکاهی رادیویی "صبح جمعه با شما " بود. بعضی از شعرهای او معروفیت  بسیاری پیدا کردند؛ از جمله این بیت شعر او: زحق توفیق خدمت خواستم، دل گفت پنهانی – چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی.

 او طی سال‌های طولانی فعالیت طنزپردازانه خود با ۹۰ نام مستعار از جمله درویش، میلاد و گل مولا در قالب‌های مختلف نظم و نثر، آثار بی‌شماری خلق کرد. از او دیوان شعری با عنوان "دیوان خرم" و کتاب "دنیای شادی‌ها" منتشر شده است.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

کد خبر: 433

منتشرشده در گزارش

بسیاری او را با عنوان طنزپرداز می‌شناسند و نمی‌دانند که شعرهای جدی و ترانه های قد بلندی دارد. با شنیدن نامش ناخودآگاه لبخند بر لبهایمان می‌نشیند و بیش از پیش علاقمند می‌شویم تا برایمان طنز بخواند. در روزی که بیش از همیشه مشغله داشت در دفتر کارش روبروی ناصر فیض نشستیم تا از شعر سخن بگوییم:

 

استاد فیض طنز چیست و اساسا شعر طنز به چه شعری گفته می‌شود؟

 امروزه متاسفانه تعریف مشترکی از طنز نداریم. یکی از بارزترین تفاوت‌ها را در رسانه‌های جمعی شاهدیم. به دلیل متفاوت بودن این تعریف، برداشت ها نیز تفاوت فاحشی با یکدیگر دارند. در جایی به تعریف درست تری از طنز توجه می‌شود و در جای دیگر بین آن چه که ارائه می‌شود با طنز فاصله‌ی نا امید کننده‌ای وجود دارد. لودگی، شوخی های سطحی، مسائل پیش پا افتاده و دغدغه‌های تکراری طنز نیست. اگر نگاهی به آثار شاعران و ظریفان بزرگی چون حافظ، عبید و...بیندازیم، می‌بینیم که این‌ها به دغدغه های بزرگ بشریت پرداخته‌اند و هر زمان رفتار، اخلاق، شرافت و کرامت انسانها زیر سوال رفته، به آن واکنش نشان دا‌ده‌اند. به نظر من شخصی مثل حافظ یکی از بزرگترین طنزپردازان جهان است. وی به شدت مخالف ریاکاری و تزویر است و در شعر خود بارها و بارها با آن دست وپنجه نرم کرده است. طنز برای خوش کردن وقت نیست و اساساً چنین وظیفه‌ای ندارد.

برخی گمان می‌کنند برنامه های خشک و جدی را باید با طنز جذاب کرد. برنامه‌ی غیر طنز ساختار و ماهیتی کاملا متفاوت دارد و برنامه‌ی طنز هم ویژگی‌های خاص خودش را دارد. یادمان باشد هر چیزی که مردم به آن خندیدند‌ لزوماً طنز نیست. این تعریف و این نگاه به طنز بسیار غلط است. طنز با هوشمندی نسبت بسیار نزدیکی دارد، خندیدن به هر چیز سطحی و پیش پا افتاده نه تنها طنز نیست بلکه نشانه‌ی بلاهت است که به عبارتی همان لودگی ‌است. طنز در کنار ایجاد انبساط و فرح بخشی، مخاطب را به تأمل و درنگ در امور مختلف وا می‌دارد. اغراق و مبالغه یکی از اصلی‌ترین عناصر خلق طنز است. با استفاده از این عنصر زشتی ها را زشت تر از آنچه که هست نشان می‌دهیم و در اصل بزرگنمایی می‌کنیم و کاری می‌کنیم که بیشتر به عمق فاجعه پی ببریم تا بلکه شرم کنیم و چاره‌ای‌ بیندیشیم و اتفاقی بیفتد که به قول حافظ «بوی بهبود از اوضاع جهان بشنویم»

 طنز اصلاح کژی ها را در نظر دارد. وقتی قاعده‌های یک جامعه به هم می‌ریزد و به قول معروف، هیچ چیز سر جای خودش نیست، لازم است که یکی آن را بازگو کند، بهترین گزینه برای این منظور کسی نیست جز طنز‌پرداز، او مصلح است و اگر گاه به یک ناصح شباهت پیدا می‌کند یک ناصح صرف نیست، او دلسوز جامعه و نگران حال همه چیز است. برخی اوقات سخن یک طنزپرداز حتی ممکن است برای بعضی افراد جامعه تلخ باشد. او نگران این مسئله نیست البته تمام تلاشش را می‌کند تا سخن خود را با ملاحت و شیرینی بیان کند و با این ترفند در صورت لزوم از تلخ‌ترین دغدغه‌ها و پدیده‌ها سخن به میان بیاورد. یک طنز پرداز به ویژه اگر شاعر باشد اسرار و ابزار بسیاری در اختیار دارد که با استفاده از این اسرار و ابزار حرفش را می‌زند، کنایه، اشاره، تشبیه اغراق و غیره در کنار ظرفیت‌‌های شگفت زبان فارسی، زبان معتدل‌تر و تأثیر گذارتری را در اختیار وی قرار می‌دهد و طنزپرداز با بهره‌مندی از شگردهای مختلف زبانی به زیباترین شکل ممکن با مخاطبانش ارتباط برقرار می‌کند.

 لایه بیرونی طنز، نه تنها تلخ نیست بلکه بسیار شیرین و نمکین است. لایه درونی طنز تلخ است که طنزپرداز سعی در پنهان کردن این تلخی می‌کند، نه از بین بردن آن. این تلخی همان درد و گرفتاریها و ناهنجاریهای فردی و اجتماعی است که بیان آنها وظیفه طنزپرداز است. یک شاعر طنزپرداز از جاذبه شعر در کنار هنرش که متعالی‌ترین نوع شوخ طبعی است به نفع آفرینش طنز بهره می‌برد و تأثیر و جاذبه‌‌ی اثرش را مضاعف می‌کند. طنز، گزنده است و زیاد سرزنش نمیکند. بیشتر هشدار می‌دهد.

طنز پرداز معمولاً عصبانی نمی‌شود و اگر هم این اتفاق بیفتد نهایتاً هجو می‌کند، اما باز هم این عصبانیت و هجو چون از سوی یک طنزپرداز که آدمی‌است هوشمند صادر می‌شود، حرکتی هنرمندانه است که تا اندازه‌ای تلخ تر و گزنده‌تر از همیشه است. گاهی لازم است طنز با چنین زبانی سراغ آنهایی برود که به قول معروف زبان خوش سرشان نمی‌شود. هجو از زیر مجموعه‌های شوخ طبعی است و با طنز به مفهوم متعالی آن فاصله دارد. هجو خاستگاه شخصی دارد و اغلب بر اساس غرضی شخصی خلق می‌شود. اما طنز خاستگاه و اهداف اجتماعی و کلان دارد. یک طنزپرداز خوب، لازم است که یک موقعیت شناس خوبی باشد و با معیارها و موازین جامعه و اقوام مختلف آن کاملاً آشنا باشد و شرایط را درک کند چه زماتی که شعر میگوید چه هنگامی که نثر می‌نویسد.

 

ناصر فیض جایگاه امروز شعر طنز را چگونه می‌بیند؟

یک دو دهه است که طنز بسیار همه‌گیر و گسترده شده است. تا قبل از تاسیس دفتر طنز، طنز پردازان جایی برای مراجعه و ارائه‌ی آثار و تبادل دیدگاهها و دانسته هایشان را نداشتند و اگر جایی هم بود بسیار محدود بود و جلوه‌‌ی وسیعی نداشت. دفتر طنز حوزه‌ی هنری به عنوان متولی و مدعی جدی طنز پس از حدود دو دهه فعالیت در سطح کشور و برگزاری نشست‌ها و برنامه های گوناگون و متنوع باعث استقبال گسترده از سوی علاقه مندان به طنز شد و در کنار آن استقبال چشمگیر مردم را نیز داشت که منجر به شناخت دقیق تر و بهتر آنان از طنز و شئون مختلف شوخ طبعی شد. بعد از این اتفاقات بود که طنز پردازان بیش از پیش در رسانه‌های جمعی و مطبوعات ظهور و حضور پیدا کردند. اغلب مجلات علاقه‌مند شدند که دست کم صفحه یا ستونی برای طنز داشته باشند. شبکه‌های رادیویی به نحو چشمگیری به برنامه‌های طنز توجه نشان دادند و برخی از آنها بخش ویژه طنز راه اندازی کردند. در حال حاضر در شهرها و استان های کشور طنزپردازان بیشماری شناسایی شده‌اند که بسیاری از آنان با دفتر طنز ارتباط  دارند و در برنامه‌های آن شرکت می‌کنند و با طنزپردازان این دفتر تعامل و همکاری دارند و دفتر طنز همواره در نظر دارد که از این طنزپردازان حمایت کند و در ایجاد فرصت برای ارائه‌ی آثار ایشان پیشقدم باشد.

 

 

 

برای خودتان چه خط قرمزهایی دارید؟

به نظر من نه هر طنزپرداز که هر شهروندی عاقلانه است برای خود خط قرمزهایی داشته باشد. من تصورم این است که جامعه‌ی متشکل از لهجه‌ها و گویش‌ها و اقوام  مختلف ایران را می‌شناسم. پس هیچ گاه لهجه، آداب و رسوم و باورهای قومی را مسخره نمی‌کنم تا مخاطب جذب کنم. به هیچگونه تقسیم بندی بین اقوام گوناگون به لحاظ داشتن ویژگی‌های فکری و اخلاقی و رفتاری منفی و ناخوشایند قائل نیستم. بنابر این‌ برایشان لطیفه و جوک نمی‌سازم و هرگز به خود اجازه تمسخر و دست انداختن دیگران را نمی‌دهم، این رفتار هیچ سنخیتی با طنز ندارند و اساساً طنز نیست‌اند. قریب به اتفاق آنچه که با عنوان استندآپ کمدی در رسانه‌های تصویری پخش و منتشر می‌شود نیز نسبتی با طنز ندارد. بسیاری از آنها حتی با شوخ طبعی متناسب با فرهنگ اصیل ما ایرانی‌ها فاصله دارد. برای رسانه‌ای با این گستردگی و عظمت فرضاً تنها یک یا دو مورد قابل قبول کافی نیست. متاسفانه در کشور ما مفهوم استندآپ کمدی به اشتباه جا افتاده و چیزی که این روزها می‌بینیم بی نهایت با مفهوم اساسی آن فاصله دارد. دور از انصاف نیست اگر بگویم تنها کسی که در ایران استندآپ کمدی را می‌شناسد، مهران مدیری است. اگر استندآپ کمدی چیزی برای نقد رفتارهای فردی و اجتماعی نداشته باشد و به اصلاح امور ناخوشایند و زدودن صفات رذیله فکر نکند چیزی جز خوش کردن و در حقیقت تلف کردن اوقات خود و دیگران نیست و از خانواده‌ی طنز محسوب نمی‌شود. طنزپرداز باید بسیار هوشمند و به اصولی معتقد باشد.

طنزپردازانی که با دستاویز اعمال سانسور در جامعه به برخی موازین و معیارها اعتراض دارند، بلد نیستند چطور هنرنمایی کنند و چگونه طنز بگویند. خط قرمزها مشخص است. خط قرمزها را حکومت ها تعیین نمی‌کنند. خط قرمزها غالباً به عقل و درایت شخص بستگی دارد.

 

از نقیضه سرایی های حافیض برایمان بگویید؟

بسیاری از شاعران در گذشته به استقبال شعر حافظ رفته‌اند و هنوز هم می‌روند. من به عنوان یک شاعر و علاقه مند به شعر فارسی و دوستدار زبان شگفت و گرانسنگ فارسی کاری به ایشان ندارم هر طور دلشان می‌خواهد استقبال کنند. اما وقتی برخی از این عزیزان به نقیضه‌هایی که بر ابیاتی از حافظ بزرگ گفته‌‌شده نقدهایی غالباً غیر حرفه‌ای و گاه دور از انصاف و نزدیک به غرض دارند، آدم قلقلک می‌شود که پاسخی بدهد تا هیچ شک و شبهه‌ای باقی نماند. اصلی‌ترین نقد ایشان این است که ساحت حافظ مقدس‌تر و شأن و جایگاه وی والاتر و بالاتر از آن است که با شعر این شاعر بزرگ نقیضه بسازیم و آن را به سخره بگیریم. پاسخ این است که دست کم در نقیضه‌های این بنده‌ی کمترین نه تنها خدا نخواسته کوچکترین توهین و تخفیفی نسبت به حافظ سترگ و بزرگ صورت نگرفته است، بلکه ظرفیتی دیگر به ظرفیت‌های عجیب شعر حافظ افزوده است و آن اینکه علاوه بر ظرفیت و تعابیر و تاویل‌های گوناگونی که از شعر حافظ وجود دارد، این ظرفیت نیز در شعر وی وجود دارد که با توجه به شمول به مفاهیم متعدد، میتوان با ابیات حافظ به شوخی و مطایبه ابیاتی ساخت و پرداخت. اتفاقاً نقیضه سازی و شوخی و مطایبه با شعر حافظ به نوعی تأیید این مسئله است که آن‌قدر جایگاه شعر ایشان رفیع و دست نیافتنی‌است که به این سهولت نمی‌توان به آن نزدیک شد، مگر به شوخی و مطایبه! من به عنوان شاعری که به جز طنز اشعار غیر طنز بسیاری با مضامین عاشقانه و غیره هم داشته و دارم هرگز به خودم اجازه نمیدهم با زبانی غیر از طنز به استقبال حافظ  بلند مرتبه بروم و از شعر او استقبال کنم. وقتی نمی‌توانیم شعری مانند شعر حافظ خلق کنیم پس با آن شوخی می‌کنیم. اشعار حافظ چندوجهی است، با این روش وجه دیگری از اشعار او نمایان می‌شود. از سال ها قبل پا توی کفش شعرا وجود داشت که امروز بار دیگر برخی از شاعران به این شیوه توجه کرده‌اند.

 

کمی از فضای طنز فاصله بگیریم و به دنیای ترجمه وارد شویم. شما کارنامه موفقی از آثار ترجمه شده‌تان دارید؟

چند سال پیش کتاب «اگر کمونیسم بیاد»را که مجموعه 17 قصه طنز از مظفر ایزگو بود ترجمه کرده‌ام. از شاعران دوره جمهوریت ترکیه هم مجموعه‌ای با عنوان "دستهایم را برای تو می‌آورم" را ترجمه کرده‌ام. کتاب «از نیما تا امروز» را که خانه شاعران چاپ کرده به زبان ترکی ترجمه کرده‌ام که به صورت دوزبانه به چاپ رسیده‌‌است.

در خصوص ترجمه لازم است که نکاتی را یادآور شوم. مناسبترین شعرها برای ترجمه شعرهایی‌ است که قالب آنها سپید است.از شعر کلاسیک و حتی نیمایی نمی‌توان ترجمه‌ی نه چندان موفق و قابل قبولی ارائه کرد. این قالب‌ها گاهی اصلا قابل ترجمه نیستند. به طور کلی، با توجه به اینکه هر زبان ساختار و موازین و معیارهای خاص خودش را دارد، در ترجمه بخش قابل توجهی از این ساختار و ویژگی‌ها و زیبایی‌ها از دست می‌رود. هر چند ممکن است به طور تصادفی زیبایی‌ها وچیزهایی هم به دست بیاید، اما واقعا چقدر میتوان به این اتفاقات غیر منتظره دل بست!؟

 

 

وجه اشتراکات شعر فارسی و شعر ترکیه در چه چیزهایی است؟

گذشته زبان و ادبیات و فرهنگ این دو کشور اشتراکاتی با هم دارند. آن ها با ادبیات ما به خوبی آشنا هستند. چرا که حافظ، سعدی، مولانا و بسیاری از منابع مکتوب ما را می‌خواندند و این منابع و مآخذ هنوز هم در کتابخانه هایشان به وفور وجود دارد. فرهنگ در مواردی مشترک، منطقه جغرافیایی، گذشته زبانی، ادبیات کهن و... از وجوه اشتراک این دو ملت است و در مکتوبات و اشعار هر دو ملت ظهور و حضور پیدا کرده‌است.

اما در شعر مدرن، شاعران ترکیه به شدت متأثر از متون و اشعار اروپایی‌ها هستند و شاعران جوان ترک امروز نگاه شان را با دنیای غرب پیوند داده‌اند، هر چند در اشعارشان یک حس ناسیونالیستی شدید وجود دارد اما از جاذبه‌ی اروپا و غرب نیز غافل نیست‌اند. در دوره‌ای از شعر معاصر ایران هم تا اندازه‌ای این اتفاق افتاده است و برخی از شاعران بعد از نیما به تأثیر از اشعار ترجمه شده از آثار شاعران اروپایی و غربی آثاری خلق کردند که رنگی هم از شعر فارسی در آنها دیده می‌شد.گاه این تأثیر پذیری‌ها اجتناب ناپذیر است که اگر درست هدایت شود بعید نیست به اعتلای شعر ملت‌‌ها منجر شود و انسانها زبانی نزدیکتر به یکدیگر پیدا کنند و همزبانی به طور نسبی تحقق پیدا کند.

 

و سوالات تلگرافی:

اطلاعات هفتگی: بهترین مجله زرد دوران خود بود. مسئول صفحه‌شعرش ـ تماشاگه راز ـ آقای محمدرضا مهدی‌زاده بود که من به خاطر راهنمایی‌های دقیق ایشان چند سال برای این مجله از شعرهایم میفرستادم.

شهرام شکیبا: دوستی که باید با همه چیزش کنار بیایی تا دوستی‌ات باقی بماند.

رضا رفیع: همکار رسانه ای که برادر جلال رفیع بودن برای او امتیاز بزرگی محسوب می‌شود. او طنز شفاهی بسیار خوبی دارد و با لهجه زیبایش  رضا رفیع را شیرین کرده است.

گل آقا: اسم گل آقا با طنز سیاسی بعد از انقلاب گره خورده و متاسفانه زیاد دوام نیاورد. جامعه ای که در آن نقد وجود نداشته باشد جامعه بیماری است. به نظر من گل آقا باید باقی می‌ماند.

 

کد خبر:  408

 

 

منتشرشده در گفتگو

 

یک طنزپرداز می‌گوید، طنز کشور نباید از انتقادهای جاندار سیاسی و اجتماعی خالی شود.

 

‎مسعود مرعشی - طنزپرداز -  با بیان ‌این‌که برخی از طنزپردازان معاش‌شان به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق دولت و دیگر نهادها تأمین می‌شود، گفت: در این شرایط طنز به جای این‌که زبان منتقد داشته باشد صرفا به سمت مسائل غیرسیاسی یا مسائل اجتماعی پیش پا افتاده می‌رود. صرف پرداختن به این مسائل بد نیست اما این‌که همه جا طنز خالی از انتقاد جاندار شود، مشکل دارد. شاید به این دلیل است که می‌گویند سطح طنز پایین می‌آید.

 

او همچنین با بیان این‌که اکثر جشنواره‌های طنز توسط بخش‌های دولتی برگزار می‌شود، اظهار کرد: بخش عمده‌ای از  طنزهایی که از طرف مردم مورد استقبال قرار می‌گیرد در این جشنواره‌ها حضور ندارد زیرا یک تفکر خاص طنزها را انتخاب می‌کند و به آن‌ها جایزه می‌دهد.

 

مرعشی با مقایسه جشنواره‌های طنز با جشنواره فیلم فجر گفت: جشنواره‌ فیلم فجر گسترده‌تر است و افراد مستقل هم می‌توانند در آن حضور یابند و مستقل هم فیلم بسازند. اما جشنواره‌هایی که جنبه طنز و یا موضوع طنز دارند به دلیل حمایت‌های دولتی چارچوب‌هایی برای‌شان تعریف می‌شود که بر اساس آن‌ها یک‌سری آثار خاص را گزینش می‌کنند و به آن‌ها جایزه می‌دهند و این باعث می‌شود دایره گسترده‌ای از حضور طنزپردازان را نداشته باشیم.

 

او با بیان این‌که هدف طنز انتقاد از مردم و مسئولان برای اصلاح جامعه است، خاطرنشان کرد: ایراد چنین جشنواره‌هایی این است که به این نکته بی‌توجهند. هر نهادی که جشنواره طنز برگزار می‌کند به دنبال این است که خودش نقد نشود. مثلا اگر شهرداری جشنواره‌ای برگزار می‌کند، به دنبال این است که خودش نقد نشود بلکه رفتار شهری مردم مورد نقد قرار گیرد. درست است که باید  رفتار شهری مردم هم نقد شود اما یکی دیگر از وظایف طنز هم نقد مسئولان است. محصول این جشنواره‌ها، طنز خاصی است، اگر نگوییم طنز بی‌خاصیت.

 

‎ او در ادامه افزود: شب‌های شعر را کسانی برگزار می‌کنند که پول برگزاری جشنواره‌ها را دارند. بودجه شب‌های شعر نیز توسط نهادهای دولتی تأمین می‌شود که باعث می‌شود این طنزها در دایره محدودی بچرخد و از آن فراتر نرود.

 

این طنزپرداز با بیان این‌که مردم ما ضعف آشنایی با طنز دارند، گفت: تا کنون رسانه کافی در اختیار طنز نبوده است و به این دلیل مردم کمتر با طنز آشنا هستند اما برگزاری این برنامه‌ها باعث آشنایی مردم با طنز می‌شود که مزیتی برای این برنامه‌ها محسوب می‌شود.

 

او ادامه داد: دیگر مزیت این برنامه‌ها شناخته شدن طنزپردازان است و استعدادهای جوان را پرورش می‌دهد، هرچند این برنامه‌ها برای کسانی است که معمولا تشنه طنز هستند. در کل تعداد برنامه‌های طنزخوانی نسبت به پتانسیلی که طنز ایران دارد کم است.

 

مسعود مرعشی همچنین اظهار کرد: برنامه‌های طنز به دلیل تأمین بودجه آن‌ها توسط نهادهای دولتی کل طنز را پوشش نمی‌دهد و فقط شامل بخشی از طنز ایران است. به هر حال ما نیاز داریم تا مردم هرچه بیشتر طنز را بشناسند و لازم است بخش خصوصی نیز در این عرصه فعال شود تا افراد احتیاط و خط قرمزهای دست و پاگیر نداشته باشند و طنز رونق بیشتری بگیرد. همچنین خواندن شعرهای ضعیف در برنامه‌ها به مدیریت برنامه‌ها بستگی دارد نه تعداد زیاد آن‌ها.

 

این طنزپرداز درباره تأثیر فضای مجازی بر طنز نیز گفت: مشخص شدن این مسئله به زمان بیشتری نیاز دارد. تغییرات خیلی سریع اتفاق می‌افتد؛ همان‌طور که شهروند - خبرنگاران در رسانه‌ها و مطبوعات تأثیر گذاشته‌ و باعث شده‌اند اخبار انحصاری نباشد، اما گاهی به لحاظ ادبیات و زبان مشکل داشته باشد و گاهی اوقات شایعه و واقعیت قاطی شود. در طنز نیز این اتفاق به‌گونه‌ای دیگر خود را نشان داده است.

 

او با بیان این‌که این فضا مزایا و معایب خود را دارد اظهار کرد: استعدادهای ناشناخته که رسانه‌ای در اختیار ندارند در این فضا کشف می‌شوند. از طرف دیگر این آدم‌های مجازی سلسله مراتبی را که برای طنزپردازان رسمی وجود دارد طی نکرده‌اند و این مسئله باعث می‌شود هزل و هجو را به اسم طنز ارائه کنند و لزومی نمی‌بینند تا اصول حرفه‌ای را رعایت کنند.

 

او تفاوت دیگر فضای مجازی نسبت به رسانه‌های رسمی را در خط قرمزها دانست و گفت: در شبکه‌های مجازی و فضای اینترنتی خط قرمز وجود ندارد. مردم کسانی را که در این فضا کار می‌کنند نسبت به افراد حرفه‌ای طنز بیشتر می‌شناسند و  آن‌ها از طریق گرفتن اسپانسر برای خود درآمد یک‌ساله طنزنویس را در یک ماه به دست می‌آورند!

 

مرعشی در ادامه اظهار کرد: اشکال‌های ویرایشی و نگارشی که در فضای مجازی بسیار می‌بینیم به مردم منتقل شده است. قبلا مردم هرچند محدود روزنامه و کتاب می‌خواندند اما الان بیشتر زمان‌شان را در این فضا می‌گذرانند که مملو از اخبار غیررسمی و نثر ناپخته و پرغلط است. به یاد داشته باشیم مردم املای  کلماتی را که بیشتر می‌بینند به خاطر می‌سپارند که این باعث رایج شدن اشتباه‌هایی مانند «ه» به جای کسره شده است.

 

او افزود: یکی دیگر از تأثیراتی که فضای مجازی بر روی طنز مطبوعاتی گذاشته کوتاه‌نویسی است؛ ستون‌های طنز مطبوعاتی به تدریج دارند کوتاهتر می‌شوند. البته این کوتاه‌نویسی محصول مستقیم فضای مجازی نیست و در واقع می‌توان گفت محصول دوران جدید است که زندگی سرعت بیشتری دارد و علاقه به مینی‌مالیسم هر روز بیشتر می‌شود. این روزها مردم خیلی حوصله خواندن متن‌های طولانی را ندارند و فضای مجازی زودتر از رسانه‌های رسمی خودش را با این شرایط منطبق کرده است.

 

او سپس در ارزیابی برنامه‌های طنز تلویزیون با بیان این‌که زمانی که گونه‌های مختلف شوخ‌طبعی مانند طنز و هزل در قالب نمایش دربیاید باید آن را کمدی بنامیم و نه طنز، گفت: وضعیت برنامه‌های تلویزیونی را در این زمینه جالب نمی‌بینم. زمانی بود که تلویزیون برنامه‌های خوبی داشت اما اکنون مثل سابق از این برنامه‌ها استقبال نمی‌شوند. بخشی از آن به خاطر فضای مجازی است زیرا مردم این روزها می‌توانند طنز تند و تیز، بدون سانسور و با سرعت ببینند و بخوانند و از طرفی آشنایی با سریال‌های کمدی روز جهان سطح توقع مردم را بالا برده است.

 

این طنزپرداز با تأکید بر این‌که افت کیفی در متن و اجرا را هم باید یکی دیگر از دلایل افت مخاطب سریال‌های کمدی به نسبت ۱۰-۱۵ سال گذشته دانست، گفت: کارگردان‌سالاری در ایران بیداد می‌کند، در صورتی که در کشورهای پیش‌رو در زمینه سریال، خالق (کریتور - سرپرست نویسندگان) و تیم نویسندگان تصمیم‌های اصلی پروژه را می‌گیرند و ممکن است هر قسمت را یک کارگردان تلویزیونی متفاوت کارگردانی کند.

در صورتی که در ایران خیلی وقت‌ها مظلوم‌ترین بخش گروه تولید سریال نویسنده‌ها هستند و کارگردان و حتی بازیگرها متن را تغییر می‌دهند و بداهه کار می‌کنند. کارگردان‌سالاری در سریال‌های ایرانی پدیده جدیدی نیست، بحران از آن‌جایی آغاز می‌شود که بسیاری از کارگردان‌ها و بازیگران تلویزیونی به تکرار رسیده‌اند و خلاقیت قبل را هم ندارند و سعی می‌کنند با همان سلیقه قبلی مردم را جذب کنند.

 

او افزود: از طرف دیگر ما ضعف آموزش آکادمیک برای فیلمنامه‌نویس‌های کمدی داریم. در کشورهای دیگر موسساتی برای پرورش نویسنده‌ها وجود دارد تا کارها کیفیت بهتری داشته باشند، اما در ایران به این مسئله توجه نمی‌شود. به یاد داشته باشیم طنزنویسی مکتوب تفاوت‌های زیادی با کمدی‌نویسی دارد و صرف این‌که کسی در طنزنویسی مطبوعاتی موفق است و سواد طنزنویسی دارد، دلیلی بر موفقیت او در مدیوم تلویزیون نیست. حالا در نظر بگیرید که در ایران بعضی‌ها توقع دارند فلان شخصی که در مهمانی‌ها و گعده‌ها، بانمک و بذله‌گوست، متن برنامه‌های کمدی را بنویسد، بدون این‌که آموزشی ببیند.

 

مرعشی در ادامه گفت: در هر صورت به دلیل قحط‌الرجال در این زمینه، برخی افراد غیرمستعد و بدون دانش در این حوزه کارهای ارزان انجام می‌دهند، افراد بااستعدادتر و بانمک‌تر هم معمولا از زمانی که وارد پروژه‌های بزرگ می‌شوند، بیشتر تمرکزشان روی پول درآوردن است و به یادگیری توجه چندانی ندارند.

 

کد خبر: 306

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش

الان که در حال نوشتن این مطلبم، دست‌کم چهل‌وهشت ساعت از زمانی که قول داده بودم مطلبم را برای خانم شیخ‌حسنی بفرستم می‌گذرد. داشتم به این فکر می‌کردم که بدقولی نقطه‌ی مشترک همه‌ی نویسندگان است اما دیدم در این عرصه خیلی هم تنها نیستم چراکه بدقولی نقطه‌ی اشتراک همه‌ی هنرمندان است.

 

یاد کتابخانه‌ای که پارسال سفارش داده بودم افتادم. قرار بود 20اسفند تحویلش دهد، اما در اواسط فصل بهار که انسان اصلا حال مطالعه ندارد تحویل داد. البته خیلی هم خوب شد. چون دیگر حال مطالعه نبود و کتاب‌ها به جایگاه‌ اصلی‌شان در جامعه‌ی ما رسیدند. یعنی به کتابخانه.

با توجه به آنچه درباره‌ی کتابخانه یادم آمد، به این نتیجه رسیدم که بدقولی نه‌تنها نقطه‌ی مشترک هنرمندان است، که نقطه‌ی مشترک نجاران نیز است. البته از طرفی نجاری هم هنر است. با این حساب متاسفانه توپ بدقولی همچنان در زمین هنرمندان باقی ماند.

 

اما آیا چه کسی لباس خود را از خیاط سر موقع تحویل گرفته؟ پس بدقولی نقطه‌ی مشترک هنرمندان و خیاطان است. البته خیاطی هم هنر است و با این حساب باز هم تیرم به سنگ خورد.

 

ظاهرا پزشکان می‌توانند این درد را درمان کنند. پزشکان نیز بدقول‌اند و اگر به شما ساعت چهار بعدازظهر نوبت بدهند، بعید نیست چهار صبح ویزیت‌تان کنند. البته خوب که فکر می‌کنم می‌بینم پزشکان نیز هنرمندند. مثلا عمل کردن دست راست کودک به جای دست چپ وی، یک نوع هنر است که از کمتر کسی برمی‌آید. یا مثلا توانایی دریافت چهل میلیون تومان برای نظارت بر یک عمل جراحی دو ساعته، هنری است که از توان بتهون یا کمال‌الملک خارج است.

 

البته سیاستمداران نیز بسیار بدقول‌اند اما در عوض بسیار هم هنرمندند.

متاسفانه هر کار می‌کنم توپ بدقولی از زمین هنرمندان خارج نمی‌شود.

 

به نظرم چشم را باید شست و مساله را از زاویه‌ای دیگر باید دید. حقیقت این است که همه‌ی انسان‌ها هنرمندند و بدقول. به نظرم مساله حل شد و این گره به خوبی و خوشی باز شد. نتیجه این شد که انسان هنرمند بدقولی است.

 

در پایان این مطلب یاد یک رباعی افتادم که درباره‌ی مسول جمع‌آوری مطالب یکی از روزنامه‌ها نوشته بودم. با تقدیم این رباعی مطلب را پایان می‌دهم و می‌روم مطلب بعدی‌ام را بنویسم و بدقولی بعدی‌ام را به‌نوعی ماست‌مالی کنم.

 

با صبر امور چاپ را ناظر شد

ایوب ز وصف صبر او قاصر شد

هر وقت که گفتم «دو دقیقه دیگر»

یک ساعت بعد مطلبم حاضر شد

 

مهدی استاد احمد/ بهمن 95

منتشرشده در یادداشت هفته
شنبه, 23 بهمن 1395 ساعت 10:23

صابر قدیمی:-طنز قداست دارد  -

 

صابر قدیمی با بیان این‌که طنزپرداز نباید به خاطر یک شور آنی و جلب نظر مخاطب از اساس طنز فاصله بگیرد در عین حال به طنزپردازانی اشاره می‌کند که از آن طرف بام می‌افتند و آثاری تولید می‌کنند که صرفا دغدغه‌مند هستند و نمکی ندارند.

 

این طنزپرداز درباره تأثیر جشنواره‌ها، گردهمایی‌ها و شب‌های شعر بر روی طنز گفت: مانند هر کار دیگری  اگر یک‌سری  نکات اساسی رعایت شود می‌توانند تأثیر مثبت داشته باشند اما اگر دچار ابتذال و فکاهه شوند طبیعتا اثرات منفی دارند. ولی به‌طور کلی اگر در جلسات طنز، آثار طنز که به معنای واقعی کلام طنز باشد و دغدغه اصلاح امور را داشته باشد ارائه شود می‌تواند به معرفی طنز واقعی کمک کند و تأثیرگذار باشد.

 

او با مثبت ارزیابی کردن رویکرد برگزاری جشنواره‌ها و شب‌های شعر، افزود: این برنامه‌ها باعث آشنایی بیشتر مردم با شعر طنز می‌شوند. مردم قبل‌تر فکر می‌کردند طنز صرفا فکاهه و به نوعی شوخی منظوم است.

 

قدیمی با بیان این‌که برخی از آثاری که از شاعران نام‌آشنا و شاعران جوان‌تر می‌بینیم کارهای خوبی است و به معنای واقعی طنز است، اظهار کرد: در کنار این کارهای خوب، آثاری که در جلسات ارائه می‌شود و یا در فضای مجازی دیده می‌شود، ضعف‌های ابتدایی شعر و کلام دارد. این آثار ابتدا باید حداقل‌های شعر را داشته باشند و بعد به فکر طنز بودن باشند. فکر نکنیم اگر مسئله بانمکی را می‌خواهیم مطرح کنیم اشکالی ندارد که جایی از آن مشکل وزن، قافیه و ضعف شعر داشته باشد و می‌توان آن را به عنوان شعر طنز مطرح کرد.

 

این طنزپرداز درباره این‌که انتقادهایی وجود دارد که جلسات به دلیل رویارویی طنزپرداز با مخاطب منجر به تقلیل شعر طنز طنز می‌شود اظهار کرد: باید حواس‌مان باشد و به خاطر یک شور آنی و جلب رضایت افرادی که در سالن حضور دارند و فقط  برای خنده آمده‌اند از اساس طنز فاصله نگیریم، طنز باید مصلح جامعه و فرد باشد. البته برخی از آن طرف بام می‌افتند و آثاری تولید می‌کنند که صرفا  دغدغه‌مند هستند و نمکی ندارند و مانند یک نقد اجتماعی صرف هستند که این خوب نیست.

 

او در ادامه افزود: این‌که فرد کاملا به فکاهه بپردازد و  برای این که مردم  را بخنداند انواع خط قرمزها را رد کند و حرف‌های زشت بزند  درست نیست. طنز قداست دارد. برای مثال چیزی که در بعضی کمدی‌ها می‌بینیم این است که مثلا شخص دوتا شلوار می‌پوشد و روی سن  می‌آید و شلوارش را پایین می‌کشد و زیرش شلوار است. مردم به خاطر خرق عادت می‌خندند؛ خنده‌ای که از روی تفکر و تأمل نیست، صرفا یک شوخی سطحی است و حرفی پشت آن نیست، قابل دفاع هم نیست. 

 

قدیمی خاطرنشان کرد: جوک و لطیفه به تنهایی در جای خود قابل احترام است؛ یعنی برای انبساط خود در جمع‌ دوستانه تعریف می‌کنید و می‌خندید که این چیز خوبی است و جوک است اما طنز نیست.

 

این طنزپرداز درباره تأثیر فضای مجازی بر روی طنز با بیان این‌که  فضای مجازی اتفاق  خوشایندی  است، اظهار کرد: این‌که این فضای خوشایند را چگونه پیش ببریم، بستگی دارد که ما چگونه از آن‌ استفاده کنیم. حسن فضای مجازی در این است که آثار کسانی را می‌بینیم که فقط یک اسم نیستند و به رسانه‌ها دسترسی ندارند و فضای مجازی یک کانال دسترسی برای آن‌هاست تا آثارشان را منتشر کنند و بازخورد واقعی کارشان را ببینند. گاهی اوقات آن‌ها کارهایی خلق می‌کنند که بسیار فراگیر می‌شوند و کارهای ارزشمندی هستند. 

 

او در ادامه افزود: بخش دیگر فضای مجازی  این است که هرچیزی را می‌توانید به عنوان شعر طنز مطرح کنید. مردم در درازمدت شعرهایی را که  ضعف‌هایی (مثل وزن اشتباه و محتوای غلط) دارد یا توهین‌آمیز است می‌خوانند اما چون فرم آن‌ها  شبیه فرم طنز است فکر می‌کنند دارند طنز می‌خوانند و این قضاوت پیش می‌آید که شعر طنز یک چیز سطحی است.

 

صابر قدیمی با بیان این‌که تأثیر فضای مجازی را مثبت ارزیابی می‌کند، گفت: سرعت انتقال آثاری که خلق شده بسیار زیاد است. اتفاقی که  پیش می‌آید در کسری از ثانیه انواع مختلف شوخی‌ها  و طنزها نوشته  و در فضای مجازی فراگیر می‌شود. فضای مجازی یک توان بالقوه است که می‌توانیم آن را  به صورت بالفعل دربیاوریم  و بسته به این‌که چه نیت و توانایی‌هایی داریم خروجی‌های متفاوتی می‌تواند داشته باشد.

 

او یادآور شد: یکی از مشکلات فضای مجازی که فقط به طنز مربوط نمی‌شود این است که ما را دچار خوانش کاذب کرده است. ما فکر می‌کنیم در حال مطالعه هستیم. کتاب‌ها به گوشه‌ای رفته و از دسترس ما خارج شده‌اند، دلم برای کتاب‌ها می‌سوزد زیرا وقت زیادی برای گشتن در فضای مجازی می‌گذاریم. این لطمه‌هایی وارد می‌کند که بعدها معلوم می‌شود. مهم‌ترین ضرر این فضا  می‌تواند دوری از مطالعه و پر کردن اوقات فراغت به شکل ناصحیح باشد.

 

صابر قدیمی همچنین درباره اهمیت کار طنزپرداز گفت: همان‌طور که خیلی‌ها برای اصلاح جامعه جان‌شان را می‌گذارند، طنزپرداز نیز با اشاره به نکاتی، خود را در یک شرایط خاص می‌گذارد که جان و مالش در خطر قرار می‌گیرد.

 

این طنزپرداز درباره طنزهای تلویزیونی نیز اظهار کرد: برنامه‌هایی طنزی که در تلویزیون ساخته می‌شود برای شروع خوب است اما بسیار کم است. ما نیاز روزافزون به طنز داریم؛ هم این‌که در دل آن‌ها انتقاد اجتماعی و فردی صورت می‌گیرد و  نقد و بررسی ‌می‌شود، و در کنار آن به لبخند و شادی نیز نیاز داریم.

 

او با انتقاد از طنزهای تلویزیونی گفت: متاسفانه در سطح برنامه تلویزیونی، فکاهه  نیز نداریم یعنی برنامه‌ها نه تنها محتوای خاصی ندارد نمک خاصی هم ندارد که بگوییم فکاهه است و به نظرم، در حیطه طنز تلویزیون خیلی جای کار دارد.

 

قدیمی با بیان این‌که برنامه‌ طنز معضلاتی دارد، گفت: یکی از معضلات ما  سناریو  و فیلم‌نامه  است. به غیر از چند نویسنده درجه  یک در حوزه طنز؛ برادران قاسم‌خانی، سروش صحت و امیرمهدی ژوله  کسی به صورت حرفه‌ای فعال نیست و حتی جوان‌ترها کمتر جذب می‌شوند. نمی‌دانم شاید مافیایی در آن‌ وجود دارد.

 

او با تأکید بر این‌که در طنز مطبوعاتی پیشرفت خوبی داشته‌ایم اظهار کرد: در فضای مجازی و رسانه‌ها طنزنویسان خیلی خوب کار می‌کنند؛ مثلا احمدرضا کاظمی طنز نوشتاری‌اش خوب است و زمانی که با تصویر همراه می‌شود جذابیت بیشتری دارد. ما در آن حیطه پیشرفت قابل توجهی داشته‌ایم و در طنز ژورنالیستی خوب پیش رفته‌ایم اما در طنز تلویزیونی خیلی عقب هستیم.

 

این طنزپرداز گفت: تنها برنامه‌ تلویزیونی که اخیرا پخش می‌شود و به دل من نشسته سریال «لیسانسه‌ها»ی سروش صحت است که به نظرم  خیلی خوب بود، نمی‌گویم  ایده‌آل است اما به طنز واقعی نزدیک شده است.

 

صابر قدیمی در انتها  با بیان این‌که کتاب‌های خوبی در زمینه طنز نوشته شده است، اظهار کرد: پیشنهاد می‌کنم  جشنواره‌ای به نام کتاب سال طنز داشته باشیم. فکر می‌کنم حرکتی مثبت، رو به جلو و فرایند تشویقی خواهد بود. البته دفتر طنز فعالیت‌هایی دارد اما کافی نیست.

 

کد خبر: 301

منبع: ایسنا

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار