اصغر علی کرمی:محمدی شاعری است که توقع معشوقه را بالا می برد--------- با تدریس امید چاوشی؛ کارگاه آموزشی شعر و ادبیات برگزار می‌شود ----------------- گزارش تصویری تولد محمدعلی بهمنی --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو
یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 10:12

معرفی شاعر هفته؛-امیرحسین رجب زاده-

اميرحسين فلاح رجب زاده متولد تهران، تابستان ١٣٦٢، اصالتاً اهل گيلان و شهرستان لنگرود است.

هنر را از سال چهارم ابتدايى و با تئاتر و نمايشنامه شروع و با نمايشنامه نويسى و بازيگرى در تئاتر و نمايشنامه ادامه پيدا داد. در سن ١٣ سالگى همزمان با هنر هفتم، هنر اول را با ساز سنتور نزد مجيد اخشابى آغاز کرد و همچنان نیز گاهی اوقات دستی بر ساز دارد.

اما ورودش به دنیای شعر كه در ابتدا با متن نويسى و نثر نويسى از ١٦ سالگى آغاز شد. اولين استاد، راهنما، مشوق و به نوعى پدر ادبى و معنوى اش" استاد كريم رجب زاده " بوده و هست. سالهاست در انجمن های ادبی گوناگون حضور دارد و در این مدت هم پیشرفت چشمگیری داشته است .وی در ابتداى سال ١٣٩٦ اولين مجموعه شعر سپيد و آزاد كوتاه خود را با نام  " ...طهران پاىِ تخت " به چاپ رساند. در حال حاضر علاوه بر " استاد رجب زاده " افتخار شاگردى عليرضا راهب را دارد.

 

 

منتشرشده در معرفی شاعر هفته

 

آیین رونمایی از مجموعه غزل گاهی فقط سکوت به فریاد می‌رسد، اثر محسن محمدی امروز در انجمن ادبی ققنوس برگزار می‌شود. به همین بهانه به سراغ دکتر اصغر علی‌کرمی که دوستی دیرینه ای با محسن محمدی دارد رفتیم تا از منظر یک دوست و البته یک منتقد از این مجموعه بگوید:

 

اصغر علی‌کرمی در خصوص قالبی با عنوان غزل و شعر کلاسیک گفت: غزل سرایی در فرهنگ و ادبیات فارسی بیشتر از آنکه یک تجربه عروضی باشد، آیینی است که طی آن شاعر درک و تصوری نو از معشوق ارائه می دهد.  غزل سرایی آیینی است که اقتضا می کند در بیان جوشش عاشقانه کلام و وصف زیبایی های چشم و ابرو و تندی خال و خط معشوق از دیگر شاعران پیشی بگیری و حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی. چنین رویکردی همواره پیکره غزل کلاسیک و بعدها غزل نوقدمایی یا نئوکلاسیک را تحت تاثیر قرار داده و از بر همین اساس با غزلی روبرو هستیم که ابیات ضمن اشتراک در وزن و ردیف و قافیه و موضوع عاشقانه، از هم استقلال نسبی دارند و همواره یک یا دو بیت از یک غزل نغزتر و دلنشین تر بوده و به عنوان شاه بیت از آن یاد می کنند. این توصیف از هر نظر با غزل های محسن محمدی در مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» تناسب دارد.

 

این مترجم با نگاهی به مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» معتقد است که این مجموعه دربرگیرنده 40 غزل است که عموما در یک یا دو سال اخیر سروده شده اند و از نظر تجربه محتوایی و ویژگی های زبانی بسیار به نزدیک بوده و می توان گفت از این نظر مجموعه یکدست و منسجمی را رقم زده اند. این مجموعه سال 96 توسط انتشارات «آوای کلار» منتشر شده و نخستین عرضه آن در نمایشگاه کتاب گذشته صورت گرفت.

 

 

کرمی در ادامه به ویژگی های این کتاب اشاره کرد و گفت: ویژگی اصلی غزل های این مجموعه تلاش شاعر برای مضمون پردازی و بیان مسائلی است که از نگاه شاعران معاصر و غزل سرایان پیش از او پنهان مانده اند. البته با نیم نگاهی به تاریخ تغزل در زبان و ادبیات فارسی و صعود غزل از قله های بلند شعر مانند رودکی و حافظ و سعدی و صائب و بیدل و شهریار و دیگران ممکن است این تلاش را پیش از انجام به شکست متهم کند. هرچند محمدی هم چندان دست خالی از این بازار برنگشته و مجموعه غزل های پر از مضامین نو و ابیات دلنشین و شیرینی است که ریشه در صداقت شاعر و عمق تجربه عاشقانه او دارد. بیت های زیر نمونه هایی از این مدعا است:

همیشه و همه جا در کنار من هستی

تو مثل سایه که نه، باوفاتر از آنی

...

این بار می روم که تمامش کنم، رفیق

این تیغ نقشه های زیادی کشیده است

...

چه زود گرم و صمیمی شدم نوشتم «تو»

شبیه من کس دیگر «تو» را صدا نکند

 

و یا رباعی زیبایی که روی جلد بیرونی کتاب چاپ شده است:

 

پایان خوش عشق جنون خواهد شد

چشمان تو دریاچه خون خواهد شد

افسوس به اوج می رسد فواره

با علم به اینکه سرنگون خواهد شد

 

مترجم اشعار نزارقبانی در پایان به مقدمه ای که حمیدرضا شکارسری برای این مجموعه نوشته است می‌گوید: استاد حمیدرضا شکارسری در مقدمه همین کتاب، مضمون گرایی را وجه غالب شعرهای این مجموعه دانسته و مینویسد: «محمدی بیشتر غزل سرایی محتواگرا است تا فرم گرا و این خصوصیت به دلیل مضمون گرایی او است. حاصل کار شعری زودیاب و ساده است که گاه در سطح می ماند و گاه البته در عین سادگی می تواند عمیق تر بنماید:

 

هر شب خودم برای خودم گریه میکنم

تا صبح پا به پای خودم گریه می کنم

با این همه غالبا ملاحت و شیرینی خاصی در بسیاری از ابیات غزل ها می توان یافت که خواندن آثار را با لذت همراه میکند. از این منظر غزل های محمدی گریزگاهی است برای مخاطب خسته ی این زمانه تا تنی به موج شعر بزند و سرحال به سمت دقایق و ساعات پیش رو برود.»

 

کد خبر: 530

منتشرشده در گزارش

 دوره‌ی مبانی شعر و ادبیات به همت دانشگاه آکادمی هنر تهران و با تدریس امید چاوشی برگزار می‌شود.

 

امید چاوشی در گفتگو با تارنا هدف از برگزاری این کارگاه آموزشی را ارتقاء سطح علمی شاعران جوان اعلام کرد.

این شاعر درخصوص روش تدریس و برنامه‌ی کاری در این کلاس‌ها گفت: «به دلیل اختلاف نظری که در این حوزه وجود دارد، منابعی که در کلاس مورد بررسی قرار می‌گیرند، منابعی هستند که اکثریت جامعه‌ی شعر آن‌ها را پذیرفته‌اند. کتاب‌هایی مانند «موسیقی شعر» دکتر شفیعی کدکنی، عروض شمیسا و بسیاری منابع دیگر از این دسته هستند. علاوه بر این‌ها منابعی نیز در زمینه‌ی ترانه بررسی خواهد شد. در کل مطالب این منابع عینا در کلاس تدریس خواهند شد. این کارگاه، منحصرا به قالب و زمینه‌ی خاصی اختصاص ندارد و کل قالب‌های شعری مورد بررسی قرار خواهند گرفت».

 

به گفته‌ی چاوشی، سطح کلاس از مبتدی شروع می‌شود و فرض بر این گذاشته شده که هنرجویان پیش زمینه‌ای ندارند. بنابراین تمام مباحث نظری ادبیات به تدریج در این دوره مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

 

وی در پاسخ به سوال خبرنگار تارنا در مورد تفاوت این کارگاه با کارگاه‌ها و جلسات نقد شعر گفت:«در کارگاه‌ها و جلسات نقد شعر هدف نقد جزئی شعر است که در نوع خود موثر است. اما در کارگاه آموزشی جزئیات عمیق‌تری مطرح می‌شود و مباحثی مانند آرایه‌ها و متون ادبی گوناگون نیز مورد بررسی قرار می‌گیرند».

 

دبیر کانون ادبی هنگام ادامه داد: به دلیل کثرت تقاضا، ممکن است بعدازظهرها به موازات این کارگاه، کارگاه دیگری نیز برای علاقمندانی که امکان شرکت در کلاس‌های صبح را ندارند برگزار شود. تدریس مبانی اولیه در این دوره‌ی کارگاهی حدودا یک سال و نیم به طول خواهد انجامید و بعد از آن برای مباحث پیشرفته مانند بررسی ساختارها و سبک‌ها و بسیاری مباحث دیگر برنامه‌ریزی خواهد شد. این دوره به صورت رایگان و در روزهای سه شنبه (۱۰:۳۰-۱۲:۳۰) در دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه آکادمی هنر واقع در خیبان سمیه، بعد از تقاطع قرنی، پلاک ۲۱۹ واحد ۴ برگزار می‌شود.

 

علاقمندان می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به صفحات مجازی و کانال‌ تلگرامی دانشگاه آکادمی هنر و کانون ادبی هنگام مراجعه نمایند.

 

 کد خبر: 520

خبرنگار: زهرا محمدی

 

منتشرشده در گزارش

محسن انشایی در خصوص مجموعه غزل خود با عنوان «یک استکان تکان» گفت: اولین چاپ مجموعه غزل من که سال 95 به همت نشر الف منتشر شد، امسال به چاپ دوم رسید و چاپ دوم آن با نشر شانی در نمایشگاه 96 حضور پیدا کرد که خوشبختانه در نمایشگاه هم با استقبال خوبی مواجه شد.

 

وی در خصوص وضعیت نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیز گفت: متاسفانه دسترسی ها بسیار نا مطلوب بود. قرار بود من در سال 95 در نمایشگاه حاضر شوم و از شانس بد یا خوبم نمایشگاه به شهر آفتاب منتقل شد. مسیر دور پارکینگ تا نمایشگاه، غرفه بندی های نامنظم، مشکلاتی که هنگام بارش باران پدیدار می‌شوند، همه مانند سال گذشته بود و این نشان دهنده بی فکری مسئولان برگزاری نمایشگاه است.

 

انشایی در پاسخ به این پرسش که آیا کتاب جدیدی در دست چاپ دارید یا خیر گفت فعلا اثر جدیدی ندارم شاید تا دو یا سه سال آینده اثر جدیدی را منتشر کنم.

 

این شاعر در پایان کتاب هایی را برای علاقمندان به حوزه شعر و ادبیات پیشنهاد داد: در زمینه شعر و ادبیات کلاسیک از عشق برگشته حسین زحمتکش، منجنیق و نرگس حسین صفا، سررسید حسین طاهری، در زمینه شعر سپید آثار استاد شکارسری و کیانوش خان محمدی به شدت توصیه می‌شود. در شعر محاوره اثر آرین داودی و امید روزبه پیشنهادات من به دوستان و مخاطبان است.

 

کد خبر: 496

منتشرشده در گزارش

صنم نافع با حضور در نمایشگاه کتاب و غرفه انتشارات شانی کتاب خود را امضا کرد.

 

صنم نافع با حضور در نمایشگاه کتاب و غرفه انتشارات شانی در خصوص مجموعه های منتشر شده خود گفت: کتاب اولم با عنوان حقوق ماهیانه که غزل بود با نشر نصیرا کار کردم که بعد از فوت مدیر انتشارات امتیاز این نشر به مایا واگذار شد. کتاب دوم «ما اگر انتخاب می کردیم» به همت نشر فصل پنجم منتشر و در نمایشگاه دچار ممنوعیت شد و این روزها به دنبال ناشر جدید برای چاپ های بعدی و حل مشکلات این کتاب هستم. کتاب سوم با عنوان «رفته ام از خویش» به وسیله انتشارات شانی چاپ شده که به زودی به چاپ دوم می‌رسد. یک مجموعه اشعار و ترانه های ترکی استانبولی را نیز ترجمه کردم. کتاب بی بهانه هم مجموعه غزل و چارپاره ای است که قرار بود به نمایشگاه برسد اما نشد. انشالله به زودی منتشر می‌شود.

 

این غزلسرا در خصوص مجموعه ای با عنوان «کشتی خاموش» گفت: میخواهم سال آینده در ترکیه با یک ناشر ترک به گفتگو بنشینم تا اگر امکانش بود تعدادی از آثار شاعران زن ایرانی را به زبان ترکی استانبولی ترجمه کنیم و در بازار نشر ترکیه به فروش برسانیم.

 

وی در ادامه به اسامی این شاعران زن اشاره کرد و گفت: از نیکی فیروزکوهی، لیلا کردبچه، طاهره خانیا، پانته آ صفایی و رویا ابراهیمی اشعاری را برای ترجمه انتخاب کردم که احتمالا به تعداد آن ها افزوده خواهد شد. هدف از این کار هم رساندن صدای شاعران زن ایرانی به مردم جهان است و از این رو شاعرانی انتخاب شدند که ملموس تر و به روز تر می‌نویسند.

 

نافع در رابطه با وضعیت نمایشگاه کتاب امسال و استقبال از مجموعه های خود گفت: استقبال خوب و راضی کننده بود. وضعیت نمایشگاه هم به نسبت سال گذشته خوب بود. پارسال نمایشگاه تازه به شهر آفتاب منتقل شده بود و برای رفت و آمد خیلی سخت بود. اما امسال فکر می‌کنم مردم با این قضیه کنار آمده اند و حتی نسبت به پارسال اسقبال بیشتری از نمایشگاه داشه اند. این نشان دهنده علاقه مردم به فرهنگ و کتاب است.

 

این شاعر در پایان کتاب هایی را برای تهیه پیشنهاد کرد: پیشنهادم برای کتاب های شعر، کتاب آقای هیچکس حامد ابراهیم پور در قالب کلاسیک است. کتاب های نیکی فیروزکوهی هم باتوجه به اینکه خودشان در ایران نیستند اما استقبال خیلی خوبی از آثارشان می‌شود و مخاطب پسند است، می‌تواند پیشنهاد خوبی باشد.

 

کد خبر: 489

خبرنگار: زهرا محمدی

منتشرشده در گفتگو

غلامرضا طریقی را شاید کمتر کسی نشناسد. شاعری که شعرهایش همیشگی است و هر بار خوانده شوند، زیبایی و جذابیت بار اول را دارد. در یک روز بهاری و در گیرودار نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، به بهانه چاپ کتاب تازه‌اش «شِلتاق» به گفتگوی کوتاهی با او نشستیم:

 

جناب طریقی دو تبریک به شما بدهکار هستیم، اول به دلیل افتتاح پایگاه نقد شعر، و دیگری انتشار کتاب تازه ی شما. لطفاً برایمان از «شِلتاق» بگویید.

سلام ممنونم. «شِلتاق»  دهمین کتابی است که از من منتشر می شود -البته  این ده کتاب الزاما شعر نبودند و در میانشان ترجمه و کارهای دیگر هم وجود دارد- که امسال نشر چشمه آن‌ را منتشر کرده است. کتاب حاوی چهل غزل است که محور شعرها طبیعتا خود من هستم چرا که من همیشه این تاکید را دارم که خودم را بنویسم به همین دلیل این امکان دارد که در دوره‌ای عاشقانه بنویسم و در دوره‌ای خیر.

 

 چرا «شِلتاق» را به عنوان نام این کتاب انتخاب کردید؟

ما در زبان ترکی به بهانه گیری کردن و نق زدن، شِلتاق می گوییم؛ مثلا وقتی کودکی بهانه گیری می کند و نمی خوابد، می گویند شِلتاق می کند! و در فرهنگ هایی مثل دهخدا که نگاه کنید معنی لغوی آن را نزاع کردن و سر ناسازگاری داشتن آورده اند. محور این مجموعه هم همین است. زمانی که شعرها را برای انتشار جمع آوری می کردم متوجه شدم که یک بهانه گیری از هستی ضمن تسلیم، ضمن پرخاش هایی که ممکن بوده در جوانی داشته باشم، محور همه ی شعرها است و طبیعتاً وقتی این گونه باشد، غزل ها یک مقدار اجتماعی هم هستند. من ابتدای این مجموعه هم این طور نوشته ام که عشق آخرین تلاش بشر پیش از پذیرفتن مرگ است چنان که کودک پیش از خوابیدن شِلتاق می کند. بهرحال من امسال چهل ساله می شوم  و انسان وقتی در آستانه ی این سن  قرار می گیرد، قطعا خود را مرور می کند، روحیات او نسبت به دوران جوانی تغییر می کند و در برزخی است که نه سر ناسازگاری با هستی دارد و نه سر سازگاری! یعنی متوجه می شود خیلی کارها باید انجام می داده که تابحال انجام نداده است، از طرف دیگر می خواهد به خوبی های عشق پناه ببرد. مجموعه ی این ها باعث شده است محتوای این شعرها به گونه ای باشد که فکر کنم «شِلتاق» بهترین نام برای کتاب است.

 

چرا برای انتشار این کتاب سراغ نشر چشمه رفتید؟ و آیا قرار است از این پس کتاب های غلامرضا طریقی را با نشان نشر چشمه ببینیم؟

البته ناشر سراغ بنده آمد .من قبلا هم با انتشاراتی های مختلف کار کرده ام. بیشتر کارهایم با نشر نیماژ است ولی با فصل پنجم هم کار داشته ام. قبل ترها چاپ اول بعضی کتاب هایم در هزاره ی ققنوس و شانی هم بوده که البته چاپ های بعدی را به نیماژ منتقل کرده ام. اما واقعیت این است که من به عنوان شاعر دنبال این هستم که کارم بهتر به دست مخاطب برسد و با وجود این که همان ارتباط کاری و علاقه بین من و ناشران قبلی بویژه نیماژ که پنج اثر از من در دست اوست و همین امسال هم تجدید چاپ شده اند، وجود دارد؛ بهرحال برای این که انسان به مخاطب خود دست پیدا کند طبیعی است که راه های دیگر را نیز امتحان کند چون قطعا نشر چشمه مخاطبانی دارد که ممکن است الزاما مخاطبین نشرهای پیشین من نباشند. اما اتفاق دیگر این بود که وقتی جناب عبدالملکیان کتاب را خواستند، بحثی که وجود داشت این بود که نشر چشمه تا به حال کار کلاسیک منتشر نمی کرد و اولین باری بود که از دو سه تن از دوستان عزیز کتاب خواسته بود. شاید این اتفاق خوبی باشد، بهرحال سهیم بودن در یک اتفاق خوب که این نشر هم به غزل امروز روی آورد، دلیل دیگر این همکاری بود. اما ادامه ی همکاری طبیعتاً به رضایت دو طرف بستگی دارد.  نمی توانم در رابطه با ادامه ی همکاری قضاوتی بکنم. من نشر چشمه را به دلیل سابقه ی خوبی که دارد دوست دارم، منتهی قطعا بعد از انتشار این کار، هم من از نوع پخش و فروش کتاب و دیده شدن آن باید رضایت داشته باشم و هم نشر چشمه از این همکاری راضی باشد.

 

 

از طرح جلد کتاب هم برایمان بگویید.

طرح جلد شاید تنها پاشنه ی آشیل کارهای نشر چشمه به معنای عام آن باشد! اگر دقت کرده باشید کارهای سپید، داستانی و ترجمه ی این نشر پلتفرم ها و طرح های ثابتی دارد که با تغییری جزئی روی کتاب ها پیاده می شود تا کتاب هایی که در یک حوزه هستند، متحدالشکل باشند و این زمینه ی طرح ها است که باهم تفاوت دارد. در ارتباط با کتاب من، فکر می کنم ایده ی طرح روی جلد به ایده ی کلی کتاب نزدیک است و از آن راضی هستم. چند انار با آن طرح قدیمی در زمینه و بُرشی که روی همه ی این زیبایی ها قرار گرفته، شاید نشان دهنده ی محتوایی باشد که من درباره اش در کتاب سخن گفته ام.

 

چه انگیزه ای پشت جمع آوری اشعار این کتاب جهت انتشار در شما وجود داشت؟

پاسخ این سوال به نوعی واضح است چون من کارهایم را تقریبا به صورت دائم منتشر کرده ام، هرچند شاید چون چند سال گذشته در شهرستان زندگی  می کردم و به جایی دسترسی نداشتم اما به واسطه ی  لطف خداوند و محبت دوستان و این که شعرم دیده شده بود، حتی در آن زمان هم شعرهایم را منتشر می کردم. اما در انتشار شعرهای این مجموعه خیلی درنگ کردم. البته. غزل های منتشر نشده ام بیش از این ها است. دلیل ویژه ی آن هم همان طور که عرض کردم، در آستانه ی چهل سالگی بودنم و تلاش برای انتشار حال و هوای امروزم بود. مهم ترین انگیزه من و فکر می کنم همه ی شاعران، این است که حاصل خون دل خوردن، تلاش و زحمت های خواندن و نوشتن شان را  مخاطب خوب ببیند.

 

سی امین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران امسال برگزار شد و هنوز هم در حال برگزاری است. استقبال از نمایشگاه و بخصوص استقبال از حوزه ادبیات و شعر را چطور دیدید؟

به عنوان کسی هر سال چند روز در نمایشگاه حضور داشته، برداشت حسی و چشمی من این است که احتمالا امسال استقبال از سال های گذشته کمتر بوده، اما این به معنی استقبال کمتر از حوزه شعر نیست. اگر به نمایشگاه مراجعه کنید متوجه می شوید که شلوغ ترین غرفه هایی که تجمع زیادی در مقابل آن ها وجود دارد غرفه های عرضه ی کتاب های شعر است. یعنی در قیاس با تمام غرفه ها و موضوعات دیگر، غرفه های شعر قطعا پرفروش ترین ها هستند، این را با توجه به چاپ های متعدد کتاب های دوستان و گستردگی عناوین انتشار یافته و انبوه جمعیت مقابل غرفه های عرضه ی کتاب شعر و جشن امضاهای متعددی که برگزار می شود، می توان فهمید که پر استقبال ترین گونه ی کتاب، کتاب های شعر هستند.

 

ممنون که وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید. برای شما و «شِلتاق» آرزوی بهترین ها را داریم. خواهش می کنم یکی از غزل های کتاب جدیدتان را برای مخاطبین «تارنا» به یادگار بگذارید.

زنده باشید و پیروز.

 

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد 

دعای یک لب مستم که مستجاب نشد 

من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد 

به شکل اشک در آمد ولی گلاب نشد 

 نه گل که خوشه ی انگور گور خود شده ای 

که روی شاخه دلش خون شد و شراب نشد 

 پیمبری که به شوق رسالتی ابدی 

درون غار فنا گشت و انتخاب نشد 

نه من که بال هزاران چو من به خون غلتید 

ولی بنای قفس در جهان خراب نشد 

هزار پرتو نور از هزار سو نیزه 

به شب زدند و جهان غرق آفتاب نشد 

به خواب رفت جهان آنچنان که تا به ابد 

صدای هیچ خروسی حریف خواب نشد

 

کد خبر: 485

خبرنگار: امید خواجوی نیا

 

منتشرشده در گفتگو

فاضل نظری می‌گوید برخی منتقدان کوتاه‌قد شعر دوست دارند، شأن آثار را تا اندازه دردسترس بودن خود پائین بیاورند در نتیجه یا نشانی غلط می‌دهند و یا نشانی صحیح را به فراموشی می‌سپارند.

 

مراسم رونمایی از پنج دفتر شعر انتشارات سوره مهر که با عنوان شعر معناگرا عرضه شده است پیش از ظهر امروز با حضور فاضل نظری معاون هنری حوزه هنری در  غرفه انتشارات سوره مهر در نمایشگاه کتاب برگزار شد. در این مراسم، نظری در سخنانی این مجموعه اشعار را در تراز شعر امروز خواند و برخی مولفه‌ها برتر از جریان امروز دانست و گفت: احساسم این است که این دفاتر شعر و شاعرانشان در خلوات معنا قدم زده و با جهان به دور از افراط و تفریط در زبان آراسته شده‌اند. اشعار این کتاب‌ها، غزل‌هایی در ادامه طبیعی مسیر غزل است.

 

وی ادامه داد: شعر امروز ایران گاه پیچ و خم هایی را طی کرده، به بن بست رسیده، گاهی به مرداب و دشت منتهی شده، گاهی هم مانند یک رودخانه مسیر طبیعی خود را طی کرده است. به باور من اگر غزل را رودخانه ای بدانیم، مسیر طبیعی آن جایی است که این دوستان در آن ایستاده اند ودر حال آئینه داری هستند.

 

نظری افزود: این دوستان، شاعرانی هستند که دچار افراط و تفریط نشده و مانند یک موج مقطعی به دیوار کوبانده نشده‌اند. به‌صورت کاذب سر ذوق نیامده‌اند و به جای فریاد زدن و بیانیه صادر کردن، با کارشان حرفی را که باید زده اند. جهان ذهنی آن‌ها برای من بسیار جذاب است.

 

این شاعر خاطرنشان کرد: اتفاق عجیبی که بعد از انقلاب رخ داده این بود که سن عقلی شاعران ما پائین آمده، در سال‌های قبل باید صبر می‌کردیم که شاعری در ۵۰ سالگی به پختگی، تجربه و فکر برسد اما امروز شاهدیم که شاعران ما در سنین کم به بلوغ و پختگی می رسند. این دوستان جوان در زمره چنین شاعرانی هستند که خداوند به آنها توجه و عنایت داشته و در مسیری قرارشان داده است که به یک اثر خالص بدون زوائد برسند.

 

معاون هنری حوزه هنری گفت: امروزه نمونه‌های زیادی در شعر داریم که حتی دستور زبان و حداقل های کلام را رعایت نمی کنند. این دوستان در زمره چنین شاعرانی نیستند. حاصل کار آنها نتیجه جوشش و کوشش، مطالعه  و مباحثه است.

 

وی همچنین ادامه داد: حقیقت آن است که عنوان غزل را نباید برای هر اثری مصرف کرد اما در مورد این دوستان من به جرأت از چنین اسمی استفاده می‌کنم و تأکید هم دارم به جای آنکه به کار آن‌ها شعر جوان بگوییم باید از آنها با تعبیر شاعر جوان یاد کنیم.

 

نظری خاطرنشان کرد: زیست بوم شاعران، اندیشه است. آنها باید دمخور عقل و تفکر باشند. اعتدال نه به معنای سیاسی بلکه به عنوان عینی و فردی اش باید در آنها حلول یافته باشد. معنای من از اعتدال، همان معنایی است که انسان بر مبنای آن خلق شده و در ادامه شاعر باید در جهان عاطفی و احساسی زیست داشته باشد تا بتواند مسیر طبیعی حیات شاعرانه اش را بپیماید.

 

وی در همین زمینه افزود: عطش و شتاب نسل امروز برای دیده شدن و پرداخت هزینه برای اینکه به طور معجزه گون حال خود را خوب کنند به یکی از پدیده‌های روزگار ما تبدیل شده است در حالی که تعالی و رشد مسیری است که قدم به قدم رخ می‌دهد. اگر آدمی یاد بگیرد که چطور به نیازهای کاذبش پاسخ دهد و در بند آن‌ها نباشد، رشد و تجلی پیدا می‌کند. یادمان باشد که تاریخ ادبیات ما به ما می‌گوید که چگونه می‌توان بقا داشت و چگونه نه.

 

نظری تصریح کرد: منتقدان کوتاه قد دوست دارند تا آثار ادبی را به اندازه خود، کوتاه کنند. آن‌ها حتی شعر حافظ را نیز با همین نگاه، نگاه می‌کنند. در حالی که شاعران ما باید از این نگاه بگذرند و خود را با مطالعه به قله رشد برسانند. من البته قبول دارم که شعر خوب نیاز به منتقد خوب دارد و منتقد خوب کسی است که نشانی درست بدهد اما شاهدیم گاهی منتقدان ما یا نشانی غلط می دهند و یا نشانی را فراموش کرده اند. در واقع یا مسیر تعالی را نمی شناسند و یا دوستش ندارند.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: من از شاعران جوان می‌خواهم از سیل انتقادات خسته نشوند و اجازه ندهند که این صداها باعث شود آنچه که باید بشنوند فراموششان شود. به یاد داشته باشند که دنیا هنوز پر از خوبی‌ها و زیبایی‌هاست که باید روایت شود و بی تردید دنیایی که شعر نداشته باشد چیزی کم دارد.

 

کد خبر: 476

منبع: مهر

منتشرشده در گزارش

مجموعه لوطی کشی محمدرضا طاهری پس از دوسال که از انتشار آن می‌گذرد، برای اولین بار در نمایشگاه کتاب حضور دارد.

محمدرضا طاهری شاعر جوان و غزلسرای روزگار ما درخصوص مجموعه های منتشر شده خود گفت: آخرین مجموعه من به نام لوطی کشی سال گذشته در نمایشگاه وجود نداشت. قبل از نمایشگاه منتشر شد اما نتوانست در نمایشگاه حضور پیدا کند. امسال اولین سالی است که حضور دارد و استقبال خوب بوده تا ببینیم چه پیش خواهد آمد.

 

شاعر مجموعه لوطی کشی از سه اثری که با انتشارات فصل پنجم کار کرده بود نام برد و گفت: سرفه های گرامافون کتاب اول من بود که به چاپ سوم رسیده، چاپ دوم کتاب آرامگاه ادبی نیز که دومین کتاب من بود، به اتمام رسیده است. لوطی کشی هم همانطور که عرض کردم امسال تازه وارد نمایشگاه شده که در مجموع بد نیست و حتی راضی کننده است.

وی در رابطه با فضای فعلی نمایشگاه کتاب تهران معتقد است که متاسفانه فضا به شکلی شده که هیچ تبلیغی برای کارهای مستقل انجام نمی‌شود. یا باید نشر غیرخصوصی باشد و یا اگر هم خصوصی باشد، انتشار و تبلیغ آن اثر به تفکرات شاعر بستگی دارد. به همین دلیل است که برخی از کتاب ها در سایت ها، روزنامه ها، صدا و سیما و..... با وسعت بیشتری تبلیغ می‌شوند. از طرفی هم مخاطبان کتاب خوب را تشخیص می‌دهند.

 

طاهری ادامه داد: اینکه استقبال از مجموعه جدیدم خوب بوده، به این دلیل بود که در شرایطی که همه جا این کتاب توقیف بود، این روزها خبرهای خوبی از نمایشگاه می‌آید. از طرفی هم نه تنها کتاب من که کتاب های خوب دیگری هم از ورود به نمایشگاه بین المللی کتاب منع شدند. کتاب هایی از جمله «ن» و «ی» از حسین جنتی که غزلسرای بسیار خوبی است. این جزو عجیب ترین اتفاقاتی است که وجود دارد. کتابی که مجوز ارشاد دارد و برحسب اتفاق دچار ممیزی شده و سپس مجوز گرفته هم حق حضور در نمایشگاه کتاب را ندارد.

 

این شاعر در پاسخ به این پرسش که مسئولان نمایشگاه چه توضیحی برای جمع آوری این آثار دارند گفت: نه تنها مسئولان نمایشگاه که هیچکس دیگری پاسخگو نیست. نمایندگان ارشاد و نمایشگاه اظهار بی اطلاعی می‌کنند و تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازند و به این نکته بی توجهند که این کتاب شیره جان مولف و نتیجه شب بیداری ها و عرق ریزی روح او است. یک مولف یا شاعر دوست دارد نتیجه این زحمات را ببیند و اثر را به مخاطب برساند. کاش اجازه دهیم فضاهای فکری متفاوت تری در جامعه وجود داشته باشد. باور کنید این دفاع از ارزش ها نیست. امیدواریم فضا جدی تر و بازتر شود.

 

محمدرضا طاهری در پایان به تغییر مکان نمایشگاه اشاره کرد و گفت: در سال یکبار اهل قلم دور هم جمع می‌شوند، فرهنگی ترین اتفاق جامعه را رقم می‌زنند و به نوعی تقویم فرهنگی کشور نو می‌شود. درست است که تعداد مخاطب کمی ریزش پیدا کرده اما بازهم قابل قبول است.

 

کد خبر: 474

خبرنگار: زهرا محمدی

منتشرشده در گزارش

 

ویلیام هزلیت، می‌گوید: «شعر تمام آن چیزی است که در زندگی ارزش به یاد سپردن دارد». شعرهای او، از جمله شعرهایی هستند که این ویژگی را دارند.

امروز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، سیزدهمین سال‌مرگ حافظ زمانه‌ی ماست؛ امروز سیزدهمین سالی است که حسین منزوی، برای همیشه لب از غزل گفتن فرو بست. به همین بهانه، تارنا مجالی یافت تا نگاهی به زندگی و آثار این شاعر بزرگ معاصر داشته باشد.

حسین منزوی در ۱ مهرماه ۱۳۲۵، در زنجان متولد شد. پدر و مادرش در روستاهای زنجان معلم بودند و او سال‌های اولیه‌ی زندگی‌اش را در روستاهای زنجان گذراند.

وی در سال ۱۳۳۲ در دبستان فردوسی زنجان، شروع به تحصیل کرد و ۴ سال در آن مدرسه ماند. پس از آن دو سال در دبستان صائب تبریزی، دو سال در دبیرستان پهلوی و چهار سال در دبیرستان صدر جهان درس خواند. علاقه‌ی منزوی به ادبیات به گفته‌ی خودش از دو شاعر بنام، حکیم ابوالقاسم فردوسی و صائب تبریزی، نشات گرفته بود و این علاقه تا جایی پیش رفت که منزوی، پس از اتمام دوره‌ی دبیرستان در دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد.

منزوی اولین دفتر شعرش را در سن ۲۵ سالگی، با همکاری انتشارات بامداد،‌ به چاپ رساند؛ که این مجموعه برنده‌ی جایزه‌ی اولین دوره‌ی شعر فروغ شد و منزوی به عنوان بهترن شاعر جوان این دوره معرفی شد. پس از آن منزوی وارد رادیو و تلویزیون ملی ایران شد و زیر نظر نادر نادرپور شروع به فعالیت کرد.

منزوی در طول دوران همکاری با رادیو و تلویزیون، در برنامه‌های زیادی از جمله «کتاب روز»، «یک شعر و یک شاعر»، «شعر ما و شاعران ما» و «آیینه آدینه» حضور داشت. منزوی ترانه‌های بسیار زیادی را نیز به رشته‌ی تحریر در آورد که بسیاری از آن‌ها توسط خوانندگان مطرح، اجرا شدند. او در کنار فعالیت‌های ادبی متعدد، در مجله‌ی ادبی رودکی، مجله‌ی سروش و روزنامه‌‌ی محلی «امید زنجان» نیز مشغول به فعالیت بود. غزل امروز، وامدار تفکر و نوآوری زیرکانه‌ی منزویست و شاید اغراق نباشد که بگویم، منزوی غزل را از گرداب فراموشی بیرون کشید.

برای شناخت هر شاعر، باید آثارش را درک کرد. آن‌چه در غزل‌های منزوی بیشتر از همه دیده می‌شود، مفهوم «عشق» است. تار و پود غزل‌های منزوی از عشق بافته شده و روح عشق در تمام آثار از جمله ترانه‌هایش دمیده شده است. به گفته‌ی دوستانش، منزوی بسیار تنها بود. دخترش غزل منزوی، در مقدمه‌ی مجموعه‌ی اشعار منزوی که توسط انتشارات نگاه به چاپ رسید، چنین نوشته است:«به این زودی‌ها کسی نخواهد توانست مانند پدر بسراید و یقین دارم که بسیاری آرزو دارند، حداقل ذره‌ای مانند او بسرایند».  

از حسین منزوی آثار بسیاری مانند: با عشق در حوالی فاجعه، از شوکران و شکر، با سیاوش از آتش، از کهربا و کافور، از ترمه و تغزل، به همین سادگی، با عشق تاب می آورم، این کاغذین جامه، ترجمه‌ی منظومه‌ی ترکی حیدر بابا و بسیاری آثار دیگر، بر جای مانده است.

پس از تحمل رنج و مرارت‌های بسیار، وی در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ بر اثر آمبولی ریوی در تهران درگذشت و در زنجان به خاک سپرده شد. چندی پیش مستندی با «نام نهنگی در تنگ» درباره‌ی منزوی ساخته شد که در زنجان و تهران اکران گردید. با هم غزلی از شاعر همیشه‌ی عشق می‌خوانیم. یادش گرامی باد!

 

بی‌تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو

ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو

 

من همه تو ، تو همه من ، او همه تو ، ما همه تو

هرکه و هرکس همه تو ، ای همه تو ، آن همه تو

 

من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من

تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو

 

ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم

رمز نیستان همه تو ، راز نیستان همه تو

 

شور تو آواز تویی ، بلخ تو شیراز تویی

جاذبه‌ی شعر تو ، جوهر عرفان همه تو

 

همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد

ای همه خورشید تو و خاک تو ،باران همه تو

 

کد خبر: 473

خبرنگار: زهرا محمدی

 

منتشرشده در گزارش

حسین زحمتکش با حضور در غرفه انتشارات شانی در نمایشگاه کتاب تهران از عشق برگشته را امضا کرد.

این شاعر غزلسرا در خصوص مجموعه های منتشر شده خود گفت: دو مجموعه شعر دارم. یکی نامحرمانه که سال 92 به وسیله نشر نیماژ چاپ شد و دیگری «از عشق برگشته» که نشر شانی آن را در سال 94 به چاپ رساند.

 

زحمتکش در خصوص وضعیت نمایشگاه کتاب امسال گفت: فعلا اوایل نمایشگاه است و برای قضاوت زود است. اما بد هم نیست. باید ببینیم در روزهای آینده چه اتفاقی می‌افتد.

 

این غزلسرا از استقبال مردم نسبت به «از عشق برگشته» اظهار رضایت کرد و افزود: استقبال از مجموعه دومم راضی کننده است. تقریبا یکسال و نیم از چاپ اول آن می‌گذرد و این روزها چاپ سوم آن به فروش می‌رسد. نامحرمانه هم با توجه به اینکه جابجایی کوچکی بین نشر به وجود آمد مورد بی مهری قرار گرفت و در همین حد مطلع هستم که به چاپ چهارم رسیده است. مجموعه جدیدی هم فعلا در راه نیست تا ببینیم که در آینده چه پیش خواهد آمد.

 

وی در پاسخ به این پرسش که پیشنهاد خرید چه کتاب هایی را به مخاطبان خود و تارنا می‌دهید گفت: از کتاب های تازه منتشر شده کتاب «سررسید» از حسین طاهری که نیماژ منتشر کرده، کتاب «جایگاه شهود» از علی مقیمی که سوره مهر چاپ کرده، کتاب امید روزبه با عنوان «آل» در قالب شعر محاوره مجموعه های خوبی هستند که پیشنهاد می‌کنم. از مجموعه های قبل تر هم «عطارد» کاظم بهمنی و کتاب «ایما» تالیف سجاد سامانی هم می‌تواند پیشنهاد خوبی باشد.

 

کد خبر: 471

خبرنگار: زهرا محمدی

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار