مکتب سازی، فرصت سوزی ---------- انتشار دکلمه ای از منوچهر آتشی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه سومین دوره جشنواره نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی

همزمان با برگزاری جشنواره شعر ساریوو نمایندگانی از ایران نیز در این رویداد حضور خواهند داشت.

 به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، غلامرضا طریقی و حمیدرضا شکارسری به عنوان نمایندگان ایران در جشنواره شعر سارایوو شرکت خواهند کرد. این جشنواره ۲۶ تا ۳۰ مهر در تالار اصلی ساختمان وییجنیستا در سارایوو برگزار می‌شود.

بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان بنا به درخواست انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی، این دو شاعر برجسته کشور را برای حضور در این جشنواره معرفی کرده بود و در نهایت این شاعران با مساعدت‌های دفتر رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی، در این رویداد بین المللی شرکت خواهند کرد.

جشنواره بین المللی شعر سارایوو بیش از نیم قرن سابقه برگزاری  دارد.  این رویداد ادبی امسال، پنجاه و ششمین دوره خود را به همت انجمن نویسندگان و شاعران بوسنی و با حضور شاعرانی از بوسنی، ایران، کراواسی، صربستان، اسلونی، سوئیس، چین و ترکیه برگزار خواهد کرد.

غلامرضا طریقی سراینده مجموعه‌هایی چون «شِلتاق» و «جهان غزلی عاشقانه است» و حمیدرضا شکارسری، خالق آثاری چون: «چراغانی بی‌دلیل»، «از تمام روشنایی‌ها» و «هفتاد و دو قطره اشک عاشورایی» در نشستی به دعوت دپارتمان ادبیات فارسی دانشگاه سارایوو شرکت کرده و به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.

 

کد خبر: 683

 

منتشرشده در گزارش

 

چهره‌ی حسین منزوی، صورت نوعی شاعر بود. صورتی با تمام محاسن و معایبی که می‌توانیم به یک شاعر متصل کنیم. با این یادآوری که هم محاسن او ممکن است به چشم همگان حسن نیاید و هم معایب او ممکن است به چشم همگان عیب نیاید.

آنچه این روزها جامعه از یک شاعر توقع دارد این است که مطابق میل او زندگی کند. مثل مردم غیرشاعر جامعه، راس ساعت شش بیدار شود، به محل کارش برود، کارمندی منظم و مرتب باشد، وظایف شهروندی‌اش را به بهترین نحو ممکن انجام بدهد، شب چند کیلو میوه و خواروبار بخرد و به خانه برود.

 

ماجرا البته به همین اندازه محدود نمی‌شود. شاعر موظف است مطابق با سلیقه‌ی مخاطبانش لباس بپوشد، در شعرخوانی‌های بی مزد و منت حاضر شود، در همه‌ی کمپین‌های حمایتی عضو باشد، در گوشی‌اش مدام به پیامهای شاعران نوپا جواب بدهد و البته به‌طور مداوم آنها را ستایش کند. از طرفی دیگر سیگار نکشد، خط ریشش را بلند نکند، برای مناسبت‌های مختلف شعر داشته باشد و دل همه‌ی اقشار جامعه را راضی نگه دارد.

 

این‌ها که شمردم فقط بخش کوچکی از خواستهای جامعه‌ی امروز از شاعر است. اگر بخواهم جزیی بنویسم ماجرا بسیار طولانی‌تر و البته فاجعه‌بارتر از این می‌شود. همه‌ی ما که لقب شاعر را کم و بیش یدک می‌کشیم، کم و بیش به این خواسته‌ها تن داده‌ایم. به اقتضای غم نان و جان و هزار غم دیگر، کم‌کم به آدمهایی تبدیل شده‌ایم که دیگران را از خودمان راضی نگه داشته‌ایم اما خودمان از خودمان متنفر اگر نباشیم ناراضی هستیم.

 

چرایی اینکه جامعه به چنین وضعی دچار شده در حوصله‌ی این یادداشت نیست. شاید وقتی دیگر و شاید در جایی دیگر.... آنچه اکنون باید بنویسم این است که تعداد شاعرانی که در دام این پروسه‌ی رنج‌آور نیفتاده‌اند و به هر دلیل از آن جان سالم به در برده‌اند بسیار اندک است. اندک که می‌گویم به معنای واقعی کلمه از اندک صحبت می‌کنم.

 

حسین منزوی – به گمان من – سر سلسله‌ی این جمع اندک شمار بوده است. شاعری که (خوب یا بد، پسندیده یا ناپسند) به هیچ یک از قواعد وضع شده‌ی محیط‌های ادبی تن نداد و چوب این تن ندادن را نیز در لحظه لحظه‌ی عمرش خورد.

حاصل این تن ندادن چیزی نبود جز طرد شدن از طرف کسانی که جریان‌های عمومی ادبیات را قبضه کرده بودند ( و هنوز هم قبضه کرده‌اند) از روشنفکر و مدرس و محقق گرفته تا شاعران متعهد و صاحب نفوذ. نه روشنفکران این مملکت حاضر بودند از شاعری که در جرگه‌ی آنها نیست حمایت کنند و نه شاعرانی که همه‌ی رسانه‌های جمعی را در اختیار داشتند. چنین بود که منزوی تا روز درگذشت‌اش منزوی ماند. هنوز هم البته این انزوا به پایان نرسیده و به شکلی دیگر ادامه دارد.

 

از سویی دیگر منزوی هم به جامعه اجازه نداد که برای او تکلیف تعیین کند. زیرا معتقد بود جامعه‌ای که در زیستن و سرودن او را همراهی نمی‌کند حق ندارد به او سفارش بدهد. جامعه‌ای که برای شاعر در زمان حیاتش تره خرد نمی‌کند چگونه به خودش اجازه می‌دهد به شاعر بگوید اینگونه لباس بپوش، اینگونه زندگی کن و اینگونه بنویس؟

 

بی اعتنایی جامعه نیز دوسویه و دوگانه است. نخستین نوع که به گمان من بسیار فجیع است این است که برای علاقه‌مندترین گروه جامعه نیز کوچکترین اهمیتی ندارد که شاعر چگونه نان و آبش را درمی‌آورد، چگونه از پس هزارجور سنگ اندازی برمی‌آید، اما به خودش حق می‌دهد درباره‌ی جزییات زندگی او قضاوت کند. به خودش حق می‌دهد که به شاعر بگوید چگونه باید زندگی کند. در نهایت وقتی زندگی شاعر نابود شد در دنیای مجازی آهی از سر شکم‌سیری بکشد و بگوید که افسوس. بی‌آنکه لحظه‌ای حتی احساس تاسف کرده باشد.

 

نوع دیگر بی‌اعتنایی، بی‌اعتنایی عامه‌ی مردم به فرهنگ است. بی‌اعتنایی مردمی که هر روز در یکی از کمپین‌های حمایت از حیوانات و گیاه‌خواری و هزارجور کمپین سرگرم کننده‌ی دیگر عضو می‌شوند اما برایشان اهمیتی ندارد که "مهدی اخوان ثالث" یا "حسین منزوی" در نزدیک‌ترین مکان ممکن نسبت به محل زندگی آنها چگونه بهای منش شخصی‌‌اش را می‌پردازد. تصور و توقع این گروه از "شاعر"، چیزی است در مایه‌های شخصیت "بگوری" در سریال "شب‌های برره". شاعری که به دلخواه آنان اتل متلی بخواند و بعد بگوید: "خوب بید؟"

 

بگذریم که گذشتن سزاوارتر است. در چنین شرایطی "شاعر" ماندن و شاعرانه زیستن مردی می‌خواهد مرد. زنی می‌خواهد زن. به همین دلیل است که تعداد چنین شاعرانی در تاریخ ادبیات چندان زیاد نیست.

در پایان کلام این را هم اضافه کنم که آنچه برخی خودبزرگ‌پنداران انجام می‌دهند با منشی که درباره‌اش صحبت کردم فرق دارد. شاعران و شاعرنمایان جوانی که توهم حافظ بودن گرفته‌اند از منزوی هم چیزی را برداشت می‌کنند که خود می‌خواهند. بی‌آنکه بدانند اولا برای مثل منزوی رفتار کردن باید به بزرگی او در شعر شده باشی. ثانیا منزوی هزار رفتار دیگر نیز داشته که باید به تمامی از پس همه‌ی آنها بربیایی.

 

جوانهایی که خودشان را قاضیان و بزرگان محق شعر امروز می‌پندارند غافلند از اینکه منزوی بودن کم و بیش ندارد. تو نمی‌توانی سالها در دارودسته‌ای حضور داشته باشی و بعد به محض اینکه نانت قطع شد ژست آزادگی بگیری و علیه همان دارودسته بیانیه صادر کنی. یا باید رومی باشی یا زنگی. نمی‌توانی بگویی تا وقتی دیگ برای من می‌جوشد خوب است و وقتی برای من نجوشد باید آن را به فضاحت بکشم.

 

از سویی دیگر نمی‌توانی منزوی گونه رفتار کنی و این را مثلا نفهمی که او در همه حال برای کسوت حرمت قائل بود. کم نیست برخوردهای او با کسانی که مثلا به "مهرداد اوستا" یا شاعران پیشکسوت دیگر بی‌احترامی کرده بودند. گیرم که در زمان قیاس اثر ممکن بود هیچ کدام از آنها را نپسندد. دوستان منزوی‌نما وقتی پیشکسوتی برایشان نام و نان می‌آورد می‌کوشند که او را مرکز عالم ادبیات نشان بدهند و وقتی چرخ آن پیشکسوت مطابق میل‌شان نچرخید هرگونه اهانتی را که فکرش را بکنید در حق او روا بدارند و بعد بگویند که ما مثل منزوی بی‌پرواییم.

 

منزوی پای هرچیزی که می‌گفت به صراحت می‌ایستاد. پای هرچیزی را که به آن اعتقاد داشت با سینه‌ای سپر کرده امضا می‌کرد و برای اظهارنظر پشت نامهای مجازی و حقیقی قایم نمی‌شد.

 

منزوی هیچ گاه جزو هیچ دارو دسته‌ای نبود. دقت کنید، عرض کردم هیچ گاه. هیچ حزب و گروه و دسته‌ای.

می‌بینید که مانند منزوی زندگی کردن چندان آسان نیست. آداب و اسلوبی دارد که به جا آوردن آنها بزرگی کوه می‌خواهد و بخشندگی دریا. هیچ کدام از ما نمی‌توانیم مانند او باشیم. هیچ کداممان...

 

غلامرضا طریقی/ پاییز 96

 

منتشرشده در یادداشت هفته

غلامرضا طریقی با اشاره به تاثیر شعر در تحمل فشارهای زندگی شهری و کم کردن تنش‌های روحی می‌گوید: همه ما درگیر گرفتاری‌های عجیب و غریب شهری هستیم بنابراین به یک سوپاپ اطمینان روحی نیاز داریم.

 

بر اساس خبر رسیده، این شاعر و از داوران بخش کلاسیک جشنواره «نبض واژه‌ها» (جشنواره ملی شعر جامعه پزشکی) در گفت‌وگویی اظهار کرد: دوستانی که درگیر پزشکی می‌شوند باید سال‌های طولانی وقت و انرژی بگذارند و معمولا کسانی هستند که حتا اگر علاقه و استعداد شاعری داشته باشند از آن دور می‌شوند و اگر هم از نوشتن آن دور نشوند از عرضه کردن آن دور می‌شوند چون درگیر شغلی هستند که خیلی به آنها اجازه حضور در مجامع ادبی را نمی‌دهد. به همین دلیل فکر می‌کنم برگزاری این جشنواره اتفاقی خوب برای آنهاست زیرا تعداد زیادی از این دوستان هستند که دلبسته شعرند و به همین دلایلی که عرض کردم شاید هیچ وقت فرصت نداشته باشند آن را ابراز کنند و امکان مقایسه و سنجیدن کار خود با دیگران را نداشته باشند و این جشنواره این کمک را می‌کند. حتی اگر سه - چهار نفر از این دوستان متوجه شوند استعداد و نوشته‌هایشان قابل توجه است و باید بیشتر روی آن وقت بگذارند فکر می‌کنم جشنواره به هدفش رسیده است.

 

طریقی با اشاره به اینکه کارکرد ادبیات صرفا بیان احساسات نیست بیان کرد: ما متاسفانه عملا شاعر به معنای حرفه‌ای نداریم، یعنی شاعری که شغلش شاعری بوده باشد، به این دلیل تقریبا تمام شاعران یک شغل و تخصص جانبی دارند که خوب هم نیست ولی خب بخشی از واقعیت اجتماع است. من به عنوان یک شاعر اگر این را بگویم شاید کمی هم سوء تفاهم ایجاد کند اما این واقعیت است که ادبیات ابزار بیان احساسات نیست بلکه ابزار انتقال تفکر و اندیشه است، نشانه‌اش هم این است که مثلا ما هیچ کدام به خاطر نداریم که در قرن هفت و هشت کدام پزشک‌ها وجود داشته‌اند اما جزئیات زندگی حافظ و سعدی را می‌دانیم و هنوز به آنها می‌بالیم.

 

او افزود: این به آن معنی نیست که پزشکی یا هر رشته دیگری که به بشریت خدمت می‌کند کم‌ارزش است بلکه به این معنی است که ادبیات و فرهنگ نقش ویژه و پررنگ‌تری دارند. به عنوان کسی که به شعر علاقه‌مند است می‌گویم همه ما درگیر گرفتاری‌های عجیب و غریب شهری هستیم بنابراین ما دقیقا به یک سوپاپ اطمینان روحی نیاز داریم. به شخصه اگر شعر نبود معلوم نبود الان چه حالتی داشتم! چون در نهایت چیزی که کمک می‌کند همه این فشارهای زندگی شهری را تحمل کنم وجود شعر و ادبیات و کتاب است.

 

شاعر مجموعه «هر لبت یک کبوتر سرخ است» در پایان گفت: به نظر من نزدیک شدن هر رشته‌ای به فرهنگ قطعا مثبت است. ما بین دوستان شاعر هم داشتیم کسانی که پزشک بودند یا در رشته‌های مهندسی فعالیت می‌کردند. اغلب آنها کسانی هستند که می‌توانند کارهای نو بکنند و فکر می‌کنم مخاطبی هم که با دوستان پزشک و پرستار شاعر مواجه می‌شود حتما شرایط بهتری خواهد داشت.

 

واقعا معتقدم اگر به فرهنگ و ادبیات بیشتر از حالا که این‌قدر کمرنگ شده بپردازیم، ۹۰درصد تنش‌های روحی را که در جامعه وجود دارد می‌گیرد. این کار را الزاما نه فقط شعر، بلکه سینما و تئاتر و موسیقی هم می‌تواند انجام دهند. هرچقدر ما برای امور فرهنگی وقت بگذاریم به جامعه پزشکی هم کمک می‌کنیم که با جامعه کم‌تنش‌تری روبه‌رو شوند.

 

نخستین جشنواره ملی شعر جامعه پزشکی (نبض واژه‌ها) از سوی کانون ادبی زمستان و با نظارت و حمایت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 632

منتشرشده در گزارش

عصر روز گذشته اولین نشست ادبی عصر شعر چشمه با آیین رونمایی و جشن امضای مجموعه «شلتاق» اثر غلامرضا طریقی افتتاح شد.

 

این مراسم به همت انتشارات چشمه و با حضور شاعران و بزرگانی چون محمدعلی بهمنی، محمد سلمانی، ابراهیم اسماعیلی اراضی، گروس عبدالملکیان، امید صباغ نو، غلامرضا طریقی، حسین جلال پور، سیدعباس سجادی، احسان رضایی، امیر خندان و... با اجرای احمد امیرخلیلی برگزار شد.

 

 

دبیر بخش ادبی نشر چشمه ضمن خوشامدگویی به میهمانان گفت: بخش شعر چشمه در سال 1388 به عنوان جهان تازه ای از شعر راه اندازی شد.

گروس عبدالملکیان در ادامه به بررسی آثار منتشر شده نشر چشمه در زمینه ادبیات کلاسیک پرداخت و اضافه کرد: اگر ناشرین خصوصا در حوزه ادبیات صدا های متنوعی را پوشش دهند پویایی گفت و گو و دیالوگ بین مولف، مخاطب و نشر پررنگ تر می شود.

 

غلامرضا طریقی مولف این کتاب نیز گفت: امروز بعد از 20 یا 25 سال شاعری اولین بار است که درباره شعر صحبت می کنم و شعر می‌خوانم و مادرم نیز حضور دارند.

 

محمدعلی بهمنی با قرارگرفتن پشت تریبون ضمن تبریک به طریقی و مرور خاطراتی از وی به خواندن شعری از حسین منزوی بسنده کرد.

 

 

احسان رضایی روزنامه نگار و شاعر نیز در روحیات و اخلاق غلامرضا طریقی می‌گوید: شاعر با شعر خودش یکی است. طریقی روراست و صادق است و غزل شماره بیستم کتاب شلتاق گواه روح حساس و شاعرانه طریقی است.

وی افزود: طریقی به شدت کتاب خوان و بیشتر صحبتهایش درباره کتاب است و واژگان بسیار قوی و گسترده حتی گاهی اوقات به صورت کهن دارند.

رضایی در پایان به دو ویژگی غلامرضا طریقی اشاره کرد و گفت: اول اینکه او به اصطلاح امروزی به دنبال لایک گرفتن و فالور نیست و واکنش شتاب زده ندارد. دوم اینکه اشعارش، تصویر های داستانی دارد و به غزل پنجم کتاب اشاره کردند که روایی است.

 

 

ابراهیم اسماعیلی دوست و یار دیرینه غلامرضا طریقی نیز از دوستی با وی سخن گفت و افزود: طریقی این مجموعه را به همسرش تقدیم کرده که در لحظات سخت زندگی در کنارش بوده است و در آخر اشاره کرد که غلامرضا طریقی 40 ساله یک غزل سرای بالغ است.

 

شعرخوانی افرادی چون محمدسلمانی، امید صباغ نو، سیدعباس سجادی، حسین جلال پور و اجرای موسیقی زنده از دیگر اتفاقات این مراسم بود.

 

آیین رونمایی از مجموعه «شلتاق» با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید.

لازم به ذکر است که با توجه به بازسازی کتابفروشی نشر چشمه در خیابان کریمخان، این مراسم در شعبه دیگری از کتابفروشی نشر چشمه در مرکز خرید پریس برگزار شد.

 

کد خبر: 570

 

خبرنگار: پارسا محمد زاده

عکاس: ملیکا معصومی

 

 

منتشرشده در گزارش

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان داستان شعر این جلسه از سری نشست های خود را به نقد و بررسی تاثیر فضای مجازی بر شعر امروز اختصاص داد.

این نشست با حضور شاعران و کارشناسانی چون عبدالجبار کاکایی، حامد عسکری، ابراهیم اسماعیلی اراضی، احسان رضایی، جمعی از خبرنگاران و علاقمند به ادبیات با اجرا و دبیری غلامرضا طریقی برگزار شد.

غلامرضا طریقی در سمت دبیر و مجری این نشست دیدگاه های خود را در خصوص فضای مجازی و تاثیر آن بر شعر امروز عنوان کرد: به نظر من فضای مجازی فضایی خنثی است. تعدادی حسن و تعدادی آسیب دارد. یکی از محاسن آن این است که مخاطب به راحتی و بدون واسطه با شاعر ارتباط برقرار می‌کند. اما این ارتباط زمانی آسیب پذیر است که سلیقه مخاطب به شاعر غالب شده و باعث ایجاد تغییر در سرایش شعر میشود. وقتی مخاطب با لایک های خود شاعر را به تفکرو تغیر وا می‌دارد.

عبدالجبار کاکایی کارشناس نخست این نشست در خصوص فضای مجازی و تاثیر آن بر شعر گفت: پیدایش شبکه های مجازی پیشی گرفتن مدرنیزاسیون بر مدرنیته است و این یعنی ما بدون فهم مدرنیته فضای دنیای خود را نو ببینیم. مشکل امروز تکنولوژی نیست نوع استفاده و رفتار ما با اینهاست.

 

 

وی ادامه داد: ما هیچ گاه نمی‌توانیم فضای مجازی و تاثیر آن را کتمان کنیم بلکه باید به عنوان یک عنصر تاثیرگذار آن را بپذیریم. شبکه های اجتماعی چهره واقعی تری از جامعه و فرهنگ را ارائه می‌دهد. با پیدایش این شبکه ها سلطه رسانه های سنتی چون مطبوعات و مجلات کمتر شده و تصویری از آزادی و لیبرالیسم را بیشتر به نمایش می‌گذارد و به اعتقاد من قدم موثری در آزادی بیان مردم دارد.

 

کاکایی افزود: شبکه های اجتماعی باعث فربه شدن طبقه متوسط جامعه شده که بدون شک با قوی شدن طبقه متوسط اتفاقات و هنجارهای اجتماعی رو به پیشرفت می‌گذارد.

 

وی در پایان اضافه کرد: جریان سازی،  گسترش مسیرهای عامه پسند، حمایت جریانهای ادبی، هنری و فرهنگی،  گسترش سطحی خوانی، تنبلی، طرح ایده های نظری و نظارت امنیتی بر شبکه های مجازی از دیگر تاثیرات مثبت و منفی آن است.

 

ابراهیم اسماعیلی اراضی دیگر کارشناس این نشست، رسانه بودن را موضوع مهم در فضای مجازی عنوان كرد و گفت: فضای مجازی همچنين نحوه ارائه متنوع خود را دارد. ارائه آثار پيش از اين تنها به وسيله كتاب و رسانه‌های محفلی مانند قهوه‌خانه‌ها و بعد مطبوعات ممکن بود. همچنين از نكته‌های نويدبخش فضای مجازی برای فعالان ادبی جوان، می‌توان به انتشار آثارشان اشاره كرد. سال‌ها پیش، رسيدن به تريبون‌های رسمی برای شاعران جوان سخت بود؛ اما فضای مجازی انتشار آسان اشعار را در دسترس آنان قرار داد.

 

 

حامد عسکری شاعر و ترانه سرای جوان روزگار ما نیز که به عنوان کارشناس سوم در این نشست حضور داشت معتقد بود که دنیای مجازی به گسترش شعر کمک کرده است اما سطح ادبیات کشور را بالا نبرده است.

وی گفت: متاسفانه در فضای مجازی افرادی وجود دارند که متعلق به همان فضا هستند. پنهان شدن پشت اسم ها و دریدگی و بی بندوبار بودن از ویژگی های آن هاست.

عسکری افزود: وقتی ناشران ما که از اصحاب فرهنگی کشور و در بحث ارتزاق فرهنگی ما سهیم هستند، به مقوله نشر کتاب نگاهی مجازی دارند و ملاک نشر کتاب هایشان تعداد فالوور ها و لایک هاست، باید تاسف خورد.

این شاعر در پایان اضافه کرد: در عصری که جذابیت های فضای مجازی روزبه روز بیشتر می‌شود، انسان معاصر گاهی به تنهایی احتیاج دارد و لازم است که حافظ را از روی کاغذ هم بخواند. باید نیاز به کاغذ و نیاز به شعر در مخاطب وجود داشته باشد نه در فضای مجازی.

 

لازم به ذکر است که هر یکشنبه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی جلسات ادبی به صورت هفتگی برگزار می‌شود و علاقمندان می‌توانند برای حضور در این محافل یکشنبه ها از ساعت 16:30 به این بنیاد مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 542

 خبرنگار و عکاس: احسان طوقانی

منتشرشده در گزارش

 

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان «داستان شعر» با دبیری و اجرای غلامرضا طریقی در یکی دیگر از سری نشست های یکشنبه خود به بررسی تاثیر فضای مجازی بر شعر امروز می‌پردازد.

 

کارشناسان حاضر در این جلسه عبدالجبار کاکایی، ابراهیم اسماعیلی اراضی و حامد عسکری هستند که محورهای اصلی مورد بحث در این نشست را از دو منظر بررسی می‌کنند:

  1. کمک فضای مجازی به شعر
  2. آسیب فضای مجازی به شعر

 

علاقمندان می‌توانند برای حضور در این نشست روز یکشنبه مورخ 28 خرداد از ساعت 16.30 به بنیاد شعر و ادبیات داستانی مراجعه کنند.

 

کد خبر: 538

منتشرشده در گزارش

برنامه هفتگی جلسات شعر با عنوان «یکشنبه‌های شعر» از امروز به صورت منظم و با حضور اسماعیل امینی، محمدعلی بهمنی، ابراهیم اسماعیلی‌اراضی و غلامرضا طریقی برگزار می‌شود.

بر اساس خبر رسیده از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، یکشنبه‌های شعر، عنوان برنامه عصرگاهی یکشنبه‌هاست که عموماً به شکل کارگاهی و مخاطب‌محور از سوی معاونت شعر بنیاد طراحی و اجرا می‌شود.

 

در این برنامه، ابتدا اسماعیل امینی، شاعر و مدرس دانشگاه با برگزاری کارگاه «زنگ شعر» به صورت مدون و آکادمیک درباره ماهیت شعر سخن خواهد گفت. زنگ شعر در نخستین یکشنبه هر ماه برگزار خواهد شد.

 

دومین یکشنبه هر ماه به کارگاه شعرخوانی و نقد شعر محمدعلی بهمنی، شاعر و ترانه‌سرا اختصاص دارد. این کارگاه، سال گذشته نیز ماهی دوبار برگزار می‌شد، اما امسال در قالب یکشنبه‌های شعر و به صورت ماهی یک بار برپا می‌شود.

 

جلسه سوم یکشنبه‌های شعر به موضوع «ادبیات آهنگین» اختصاص دارد. کارشناس این جلسه، ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، شاعر و پژوهشگر است که چندی پیش، نشست تخصصی و رونمایی از کتاب «زبان‌شناسی ترانه» را در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار کرد.

 

جلسات یکشنبه چهارم هر ماه، «داستان شعر» نام دارد که غلامرضا طریقی، سردبیر پایگاه نقد شعر، آن را اداره می‌کند. طریقی در این جلسات به آسیب‌شناسی و بررسی خدمت‌ها و خیانت‌های دنیای مجازی به شعر می‌پردازد.

 

«یکشنبه‌های شعر» هر هفته به جز روزهای تعطیل رسمی کشور از ساعت ۱۶:۳۰ در تالار جلال آل‌احمد بنیاد شعر و ادبیات داستانی واقع در خیابان کریمخان زند، خیابان سنایی، کوچه اعرابی ۵، پلاک ۶ طبقه اول برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 510

منتشرشده در گزارش

غلامرضا طریقی را شاید کمتر کسی نشناسد. شاعری که شعرهایش همیشگی است و هر بار خوانده شوند، زیبایی و جذابیت بار اول را دارد. در یک روز بهاری و در گیرودار نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، به بهانه چاپ کتاب تازه‌اش «شِلتاق» به گفتگوی کوتاهی با او نشستیم:

 

جناب طریقی دو تبریک به شما بدهکار هستیم، اول به دلیل افتتاح پایگاه نقد شعر، و دیگری انتشار کتاب تازه ی شما. لطفاً برایمان از «شِلتاق» بگویید.

سلام ممنونم. «شِلتاق»  دهمین کتابی است که از من منتشر می شود -البته  این ده کتاب الزاما شعر نبودند و در میانشان ترجمه و کارهای دیگر هم وجود دارد- که امسال نشر چشمه آن‌ را منتشر کرده است. کتاب حاوی چهل غزل است که محور شعرها طبیعتا خود من هستم چرا که من همیشه این تاکید را دارم که خودم را بنویسم به همین دلیل این امکان دارد که در دوره‌ای عاشقانه بنویسم و در دوره‌ای خیر.

 

 چرا «شِلتاق» را به عنوان نام این کتاب انتخاب کردید؟

ما در زبان ترکی به بهانه گیری کردن و نق زدن، شِلتاق می گوییم؛ مثلا وقتی کودکی بهانه گیری می کند و نمی خوابد، می گویند شِلتاق می کند! و در فرهنگ هایی مثل دهخدا که نگاه کنید معنی لغوی آن را نزاع کردن و سر ناسازگاری داشتن آورده اند. محور این مجموعه هم همین است. زمانی که شعرها را برای انتشار جمع آوری می کردم متوجه شدم که یک بهانه گیری از هستی ضمن تسلیم، ضمن پرخاش هایی که ممکن بوده در جوانی داشته باشم، محور همه ی شعرها است و طبیعتاً وقتی این گونه باشد، غزل ها یک مقدار اجتماعی هم هستند. من ابتدای این مجموعه هم این طور نوشته ام که عشق آخرین تلاش بشر پیش از پذیرفتن مرگ است چنان که کودک پیش از خوابیدن شِلتاق می کند. بهرحال من امسال چهل ساله می شوم  و انسان وقتی در آستانه ی این سن  قرار می گیرد، قطعا خود را مرور می کند، روحیات او نسبت به دوران جوانی تغییر می کند و در برزخی است که نه سر ناسازگاری با هستی دارد و نه سر سازگاری! یعنی متوجه می شود خیلی کارها باید انجام می داده که تابحال انجام نداده است، از طرف دیگر می خواهد به خوبی های عشق پناه ببرد. مجموعه ی این ها باعث شده است محتوای این شعرها به گونه ای باشد که فکر کنم «شِلتاق» بهترین نام برای کتاب است.

 

چرا برای انتشار این کتاب سراغ نشر چشمه رفتید؟ و آیا قرار است از این پس کتاب های غلامرضا طریقی را با نشان نشر چشمه ببینیم؟

البته ناشر سراغ بنده آمد .من قبلا هم با انتشاراتی های مختلف کار کرده ام. بیشتر کارهایم با نشر نیماژ است ولی با فصل پنجم هم کار داشته ام. قبل ترها چاپ اول بعضی کتاب هایم در هزاره ی ققنوس و شانی هم بوده که البته چاپ های بعدی را به نیماژ منتقل کرده ام. اما واقعیت این است که من به عنوان شاعر دنبال این هستم که کارم بهتر به دست مخاطب برسد و با وجود این که همان ارتباط کاری و علاقه بین من و ناشران قبلی بویژه نیماژ که پنج اثر از من در دست اوست و همین امسال هم تجدید چاپ شده اند، وجود دارد؛ بهرحال برای این که انسان به مخاطب خود دست پیدا کند طبیعی است که راه های دیگر را نیز امتحان کند چون قطعا نشر چشمه مخاطبانی دارد که ممکن است الزاما مخاطبین نشرهای پیشین من نباشند. اما اتفاق دیگر این بود که وقتی جناب عبدالملکیان کتاب را خواستند، بحثی که وجود داشت این بود که نشر چشمه تا به حال کار کلاسیک منتشر نمی کرد و اولین باری بود که از دو سه تن از دوستان عزیز کتاب خواسته بود. شاید این اتفاق خوبی باشد، بهرحال سهیم بودن در یک اتفاق خوب که این نشر هم به غزل امروز روی آورد، دلیل دیگر این همکاری بود. اما ادامه ی همکاری طبیعتاً به رضایت دو طرف بستگی دارد.  نمی توانم در رابطه با ادامه ی همکاری قضاوتی بکنم. من نشر چشمه را به دلیل سابقه ی خوبی که دارد دوست دارم، منتهی قطعا بعد از انتشار این کار، هم من از نوع پخش و فروش کتاب و دیده شدن آن باید رضایت داشته باشم و هم نشر چشمه از این همکاری راضی باشد.

 

 

از طرح جلد کتاب هم برایمان بگویید.

طرح جلد شاید تنها پاشنه ی آشیل کارهای نشر چشمه به معنای عام آن باشد! اگر دقت کرده باشید کارهای سپید، داستانی و ترجمه ی این نشر پلتفرم ها و طرح های ثابتی دارد که با تغییری جزئی روی کتاب ها پیاده می شود تا کتاب هایی که در یک حوزه هستند، متحدالشکل باشند و این زمینه ی طرح ها است که باهم تفاوت دارد. در ارتباط با کتاب من، فکر می کنم ایده ی طرح روی جلد به ایده ی کلی کتاب نزدیک است و از آن راضی هستم. چند انار با آن طرح قدیمی در زمینه و بُرشی که روی همه ی این زیبایی ها قرار گرفته، شاید نشان دهنده ی محتوایی باشد که من درباره اش در کتاب سخن گفته ام.

 

چه انگیزه ای پشت جمع آوری اشعار این کتاب جهت انتشار در شما وجود داشت؟

پاسخ این سوال به نوعی واضح است چون من کارهایم را تقریبا به صورت دائم منتشر کرده ام، هرچند شاید چون چند سال گذشته در شهرستان زندگی  می کردم و به جایی دسترسی نداشتم اما به واسطه ی  لطف خداوند و محبت دوستان و این که شعرم دیده شده بود، حتی در آن زمان هم شعرهایم را منتشر می کردم. اما در انتشار شعرهای این مجموعه خیلی درنگ کردم. البته. غزل های منتشر نشده ام بیش از این ها است. دلیل ویژه ی آن هم همان طور که عرض کردم، در آستانه ی چهل سالگی بودنم و تلاش برای انتشار حال و هوای امروزم بود. مهم ترین انگیزه من و فکر می کنم همه ی شاعران، این است که حاصل خون دل خوردن، تلاش و زحمت های خواندن و نوشتن شان را  مخاطب خوب ببیند.

 

سی امین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران امسال برگزار شد و هنوز هم در حال برگزاری است. استقبال از نمایشگاه و بخصوص استقبال از حوزه ادبیات و شعر را چطور دیدید؟

به عنوان کسی هر سال چند روز در نمایشگاه حضور داشته، برداشت حسی و چشمی من این است که احتمالا امسال استقبال از سال های گذشته کمتر بوده، اما این به معنی استقبال کمتر از حوزه شعر نیست. اگر به نمایشگاه مراجعه کنید متوجه می شوید که شلوغ ترین غرفه هایی که تجمع زیادی در مقابل آن ها وجود دارد غرفه های عرضه ی کتاب های شعر است. یعنی در قیاس با تمام غرفه ها و موضوعات دیگر، غرفه های شعر قطعا پرفروش ترین ها هستند، این را با توجه به چاپ های متعدد کتاب های دوستان و گستردگی عناوین انتشار یافته و انبوه جمعیت مقابل غرفه های عرضه ی کتاب شعر و جشن امضاهای متعددی که برگزار می شود، می توان فهمید که پر استقبال ترین گونه ی کتاب، کتاب های شعر هستند.

 

ممنون که وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید. برای شما و «شِلتاق» آرزوی بهترین ها را داریم. خواهش می کنم یکی از غزل های کتاب جدیدتان را برای مخاطبین «تارنا» به یادگار بگذارید.

زنده باشید و پیروز.

 

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد 

دعای یک لب مستم که مستجاب نشد 

من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد 

به شکل اشک در آمد ولی گلاب نشد 

 نه گل که خوشه ی انگور گور خود شده ای 

که روی شاخه دلش خون شد و شراب نشد 

 پیمبری که به شوق رسالتی ابدی 

درون غار فنا گشت و انتخاب نشد 

نه من که بال هزاران چو من به خون غلتید 

ولی بنای قفس در جهان خراب نشد 

هزار پرتو نور از هزار سو نیزه 

به شب زدند و جهان غرق آفتاب نشد 

به خواب رفت جهان آنچنان که تا به ابد 

صدای هیچ خروسی حریف خواب نشد

 

کد خبر: 485

خبرنگار: امید خواجوی نیا

 

منتشرشده در گفتگو

همزمان با برگزاری مراسم اختتامیه نخستین جشنواره انجمن‌های ادبی، پایگاه تخصصی نقد شعر (وابسته به بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان) رونمایی شد.


در این مراسم وزیر ارشاد سیدرضا صالحی امیری به همراهی معاون خود دکتر صالحی، مهدی قزلی مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی، جواد محقق معاونت شعر، غلامرضا طریقی شاعر و سردبیر پایگاه نقد شعر، احسان رضایی شاعر و دبیر اجرایی نخستین جشنواره انجمن‌های ادبی به همراه چند تن از منتقدان این پایگاه تخصصی و جمعی از علاقمندان به شعر و ادبیات حضور داشتند.


احسان رضایی، قطعه شعری از خود را قرائت کرد و از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواست تا نقد مکتوبی روی نماد کاغذی سایت بنویسد.


صالحی‌ امیری در نقد این شعر نوشت: «شعر و شاعری تداوم حیات فرهنگی و عامل بقای هویت ملی و دینی ایرانیان هستند. ایرانی در ادوار تاریخی با شعر و شاعری و گفتگو به جهانیان معرفی شد».

 

 

به این ترتیب، پایگاه تخصصی نقد شعر به سردبیری غلامرضا طریقی، شاعر کشورمان، فعالیت رسمی خود را آغاز کرد.


لازم به ذکر است که آیین اختتامیه نخستین جشنواره انجمن‌های ادبی بعدازظهر روز گذشته اول اردیبهشت در مجتمع آدینه تهران برگزار شد.

 

کد خبر: 448

منتشرشده در گزارش

غلامرضا طریقی سردبیر پایگاه نقد شعر، از افتتاح اولین سامانه رایگان نقد شعر خبر داد.

طریقی در خصوص هدف از ایجاد چنین پایگاه خبری گفت:«هدف، ایجاد فضایی تخصصی برای شاعران جوانی است که امکان شرکت در کلاس‌های حضوری نقد شعر، با عنوان «کلک‌خیال» که به وسیله بنیاد شعر و ادبیات ایرانیان برگزار می‌شود را ندارند. آن‌ها می‌توانند اشعار خود را به‌طور رایگان و بدون هیچ‌گونه محدودیت زمانی و حجم آثار ارسالی، برای این پایگاه ارسال کنند تا با کمک استادان نام‌آشنای عرصه شعر، مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

طریقی درباره نوع کارکرد سایت گفت: افراد، پس از عضویت می‌توانند اشعار خود را به نشانی www.naghdesher.ir  ارسال کرده و پس از نقد، لینک را دریافت کنند و نقد اثرشان را در صفحه‌ی اصلی سایت بخوانند. در بخش به‌علاوه نقد، منتقدین در مقاله‌ای به ایرادها و ضعف‌هایی که در عموم آثار دیده می‌شود و حل آن‌ها می‌پردازند؛ هم‌چنین در بخش منهای نقد، خبرهای مهم فرهنگی و ادبی قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: از شاعران و پیشکسوتانی که به نقد آثار می‌پردازند نیز می‌توان به: سعید بیابانکی، عبدالجبار کاکایی، اسماعیل امینی، فریبا یوسفی و ... اشاره کرد.

لازم به ذکر است که بنیاد شعر و ادبیات ایرانیان با برگزاری جشنواره‌های هنری از جمله جایزه ادبی جلال آل احمد، جشنواره بین‌المللی شعر فجر، جشنواره انجمن‌های ادبی و برگزاری دوره‌های تخصصی شعر با حضور اساتید نام‌دار این حوزه، به حمایت و جذب شاعران جوان می‌پردازد.

پایگاه تخصصی نقد شعر روز جمعه، اول اردیبهشت و در حاشیه جشنواره انجمن‌های ادبی رونمایی می‌شود.

 

کد خبر: 441

خبرنگار: هانیه شالباف

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار