کانون ادبی بهمن با همکاری پایگاه خبری تارنا برگزار می‌کند: چهارشنبه های بهمن نشستی برای مرور شاعران --------- هایکو چیست؟ ----------- بازنشر یک گفتگو از نزارقبانی: انگلستان یک ساعت و نیم در تصرف من بود ----------------- گزارش تصویری اولین نشست آکادمی ترانه-آواز --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

عصر روز گذشته اولین نشست ادبی عصر شعر چشمه با آیین رونمایی و جشن امضای مجموعه «شلتاق» اثر غلامرضا طریقی افتتاح شد.

 

این مراسم به همت انتشارات چشمه و با حضور شاعران و بزرگانی چون محمدعلی بهمنی، محمد سلمانی، ابراهیم اسماعیلی اراضی، گروس عبدالملکیان، امید صباغ نو، غلامرضا طریقی، حسین جلال پور، سیدعباس سجادی، احسان رضایی، امیر خندان و... با اجرای احمد امیرخلیلی برگزار شد.

 

 

دبیر بخش ادبی نشر چشمه ضمن خوشامدگویی به میهمانان گفت: بخش شعر چشمه در سال 1388 به عنوان جهان تازه ای از شعر راه اندازی شد.

گروس عبدالملکیان در ادامه به بررسی آثار منتشر شده نشر چشمه در زمینه ادبیات کلاسیک پرداخت و اضافه کرد: اگر ناشرین خصوصا در حوزه ادبیات صدا های متنوعی را پوشش دهند پویایی گفت و گو و دیالوگ بین مولف، مخاطب و نشر پررنگ تر می شود.

 

غلامرضا طریقی مولف این کتاب نیز گفت: امروز بعد از 20 یا 25 سال شاعری اولین بار است که درباره شعر صحبت می کنم و شعر می‌خوانم و مادرم نیز حضور دارند.

 

محمدعلی بهمنی با قرارگرفتن پشت تریبون ضمن تبریک به طریقی و مرور خاطراتی از وی به خواندن شعری از حسین منزوی بسنده کرد.

 

 

احسان رضایی روزنامه نگار و شاعر نیز در روحیات و اخلاق غلامرضا طریقی می‌گوید: شاعر با شعر خودش یکی است. طریقی روراست و صادق است و غزل شماره بیستم کتاب شلتاق گواه روح حساس و شاعرانه طریقی است.

وی افزود: طریقی به شدت کتاب خوان و بیشتر صحبتهایش درباره کتاب است و واژگان بسیار قوی و گسترده حتی گاهی اوقات به صورت کهن دارند.

رضایی در پایان به دو ویژگی غلامرضا طریقی اشاره کرد و گفت: اول اینکه او به اصطلاح امروزی به دنبال لایک گرفتن و فالور نیست و واکنش شتاب زده ندارد. دوم اینکه اشعارش، تصویر های داستانی دارد و به غزل پنجم کتاب اشاره کردند که روایی است.

 

 

ابراهیم اسماعیلی دوست و یار دیرینه غلامرضا طریقی نیز از دوستی با وی سخن گفت و افزود: طریقی این مجموعه را به همسرش تقدیم کرده که در لحظات سخت زندگی در کنارش بوده است و در آخر اشاره کرد که غلامرضا طریقی 40 ساله یک غزل سرای بالغ است.

 

شعرخوانی افرادی چون محمدسلمانی، امید صباغ نو، سیدعباس سجادی، حسین جلال پور و اجرای موسیقی زنده از دیگر اتفاقات این مراسم بود.

 

آیین رونمایی از مجموعه «شلتاق» با گرفتن عکس های یادگاری به پایان رسید.

لازم به ذکر است که با توجه به بازسازی کتابفروشی نشر چشمه در خیابان کریمخان، این مراسم در شعبه دیگری از کتابفروشی نشر چشمه در مرکز خرید پریس برگزار شد.

 

کد خبر: 570

 

خبرنگار: پارسا محمد زاده

عکاس: ملیکا معصومی

 

 

منتشرشده در گزارش

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان داستان شعر این جلسه از سری نشست های خود را به نقد و بررسی تاثیر فضای مجازی بر شعر امروز اختصاص داد.

این نشست با حضور شاعران و کارشناسانی چون عبدالجبار کاکایی، حامد عسکری، ابراهیم اسماعیلی اراضی، احسان رضایی، جمعی از خبرنگاران و علاقمند به ادبیات با اجرا و دبیری غلامرضا طریقی برگزار شد.

غلامرضا طریقی در سمت دبیر و مجری این نشست دیدگاه های خود را در خصوص فضای مجازی و تاثیر آن بر شعر امروز عنوان کرد: به نظر من فضای مجازی فضایی خنثی است. تعدادی حسن و تعدادی آسیب دارد. یکی از محاسن آن این است که مخاطب به راحتی و بدون واسطه با شاعر ارتباط برقرار می‌کند. اما این ارتباط زمانی آسیب پذیر است که سلیقه مخاطب به شاعر غالب شده و باعث ایجاد تغییر در سرایش شعر میشود. وقتی مخاطب با لایک های خود شاعر را به تفکرو تغیر وا می‌دارد.

عبدالجبار کاکایی کارشناس نخست این نشست در خصوص فضای مجازی و تاثیر آن بر شعر گفت: پیدایش شبکه های مجازی پیشی گرفتن مدرنیزاسیون بر مدرنیته است و این یعنی ما بدون فهم مدرنیته فضای دنیای خود را نو ببینیم. مشکل امروز تکنولوژی نیست نوع استفاده و رفتار ما با اینهاست.

 

 

وی ادامه داد: ما هیچ گاه نمی‌توانیم فضای مجازی و تاثیر آن را کتمان کنیم بلکه باید به عنوان یک عنصر تاثیرگذار آن را بپذیریم. شبکه های اجتماعی چهره واقعی تری از جامعه و فرهنگ را ارائه می‌دهد. با پیدایش این شبکه ها سلطه رسانه های سنتی چون مطبوعات و مجلات کمتر شده و تصویری از آزادی و لیبرالیسم را بیشتر به نمایش می‌گذارد و به اعتقاد من قدم موثری در آزادی بیان مردم دارد.

 

کاکایی افزود: شبکه های اجتماعی باعث فربه شدن طبقه متوسط جامعه شده که بدون شک با قوی شدن طبقه متوسط اتفاقات و هنجارهای اجتماعی رو به پیشرفت می‌گذارد.

 

وی در پایان اضافه کرد: جریان سازی،  گسترش مسیرهای عامه پسند، حمایت جریانهای ادبی، هنری و فرهنگی،  گسترش سطحی خوانی، تنبلی، طرح ایده های نظری و نظارت امنیتی بر شبکه های مجازی از دیگر تاثیرات مثبت و منفی آن است.

 

ابراهیم اسماعیلی اراضی دیگر کارشناس این نشست، رسانه بودن را موضوع مهم در فضای مجازی عنوان كرد و گفت: فضای مجازی همچنين نحوه ارائه متنوع خود را دارد. ارائه آثار پيش از اين تنها به وسيله كتاب و رسانه‌های محفلی مانند قهوه‌خانه‌ها و بعد مطبوعات ممکن بود. همچنين از نكته‌های نويدبخش فضای مجازی برای فعالان ادبی جوان، می‌توان به انتشار آثارشان اشاره كرد. سال‌ها پیش، رسيدن به تريبون‌های رسمی برای شاعران جوان سخت بود؛ اما فضای مجازی انتشار آسان اشعار را در دسترس آنان قرار داد.

 

 

حامد عسکری شاعر و ترانه سرای جوان روزگار ما نیز که به عنوان کارشناس سوم در این نشست حضور داشت معتقد بود که دنیای مجازی به گسترش شعر کمک کرده است اما سطح ادبیات کشور را بالا نبرده است.

وی گفت: متاسفانه در فضای مجازی افرادی وجود دارند که متعلق به همان فضا هستند. پنهان شدن پشت اسم ها و دریدگی و بی بندوبار بودن از ویژگی های آن هاست.

عسکری افزود: وقتی ناشران ما که از اصحاب فرهنگی کشور و در بحث ارتزاق فرهنگی ما سهیم هستند، به مقوله نشر کتاب نگاهی مجازی دارند و ملاک نشر کتاب هایشان تعداد فالوور ها و لایک هاست، باید تاسف خورد.

این شاعر در پایان اضافه کرد: در عصری که جذابیت های فضای مجازی روزبه روز بیشتر می‌شود، انسان معاصر گاهی به تنهایی احتیاج دارد و لازم است که حافظ را از روی کاغذ هم بخواند. باید نیاز به کاغذ و نیاز به شعر در مخاطب وجود داشته باشد نه در فضای مجازی.

 

لازم به ذکر است که هر یکشنبه در بنیاد شعر و ادبیات داستانی جلسات ادبی به صورت هفتگی برگزار می‌شود و علاقمندان می‌توانند برای حضور در این محافل یکشنبه ها از ساعت 16:30 به این بنیاد مراجعه نمایند.

 

کد خبر: 542

 خبرنگار و عکاس: احسان طوقانی

منتشرشده در گزارش

 

یکشنبه های شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی با عنوان «داستان شعر» با دبیری و اجرای غلامرضا طریقی در یکی دیگر از سری نشست های یکشنبه خود به بررسی تاثیر فضای مجازی بر شعر امروز می‌پردازد.

 

کارشناسان حاضر در این جلسه عبدالجبار کاکایی، ابراهیم اسماعیلی اراضی و حامد عسکری هستند که محورهای اصلی مورد بحث در این نشست را از دو منظر بررسی می‌کنند:

  1. کمک فضای مجازی به شعر
  2. آسیب فضای مجازی به شعر

 

علاقمندان می‌توانند برای حضور در این نشست روز یکشنبه مورخ 28 خرداد از ساعت 16.30 به بنیاد شعر و ادبیات داستانی مراجعه کنند.

 

کد خبر: 538

منتشرشده در گزارش

برنامه هفتگی جلسات شعر با عنوان «یکشنبه‌های شعر» از امروز به صورت منظم و با حضور اسماعیل امینی، محمدعلی بهمنی، ابراهیم اسماعیلی‌اراضی و غلامرضا طریقی برگزار می‌شود.

بر اساس خبر رسیده از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، یکشنبه‌های شعر، عنوان برنامه عصرگاهی یکشنبه‌هاست که عموماً به شکل کارگاهی و مخاطب‌محور از سوی معاونت شعر بنیاد طراحی و اجرا می‌شود.

 

در این برنامه، ابتدا اسماعیل امینی، شاعر و مدرس دانشگاه با برگزاری کارگاه «زنگ شعر» به صورت مدون و آکادمیک درباره ماهیت شعر سخن خواهد گفت. زنگ شعر در نخستین یکشنبه هر ماه برگزار خواهد شد.

 

دومین یکشنبه هر ماه به کارگاه شعرخوانی و نقد شعر محمدعلی بهمنی، شاعر و ترانه‌سرا اختصاص دارد. این کارگاه، سال گذشته نیز ماهی دوبار برگزار می‌شد، اما امسال در قالب یکشنبه‌های شعر و به صورت ماهی یک بار برپا می‌شود.

 

جلسه سوم یکشنبه‌های شعر به موضوع «ادبیات آهنگین» اختصاص دارد. کارشناس این جلسه، ابراهیم اسماعیلی‌اراضی، شاعر و پژوهشگر است که چندی پیش، نشست تخصصی و رونمایی از کتاب «زبان‌شناسی ترانه» را در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار کرد.

 

جلسات یکشنبه چهارم هر ماه، «داستان شعر» نام دارد که غلامرضا طریقی، سردبیر پایگاه نقد شعر، آن را اداره می‌کند. طریقی در این جلسات به آسیب‌شناسی و بررسی خدمت‌ها و خیانت‌های دنیای مجازی به شعر می‌پردازد.

 

«یکشنبه‌های شعر» هر هفته به جز روزهای تعطیل رسمی کشور از ساعت ۱۶:۳۰ در تالار جلال آل‌احمد بنیاد شعر و ادبیات داستانی واقع در خیابان کریمخان زند، خیابان سنایی، کوچه اعرابی ۵، پلاک ۶ طبقه اول برگزار می‌شود.

 

کد خبر: 510

منتشرشده در گزارش

غلامرضا طریقی را شاید کمتر کسی نشناسد. شاعری که شعرهایش همیشگی است و هر بار خوانده شوند، زیبایی و جذابیت بار اول را دارد. در یک روز بهاری و در گیرودار نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، به بهانه چاپ کتاب تازه‌اش «شِلتاق» به گفتگوی کوتاهی با او نشستیم:

 

جناب طریقی دو تبریک به شما بدهکار هستیم، اول به دلیل افتتاح پایگاه نقد شعر، و دیگری انتشار کتاب تازه ی شما. لطفاً برایمان از «شِلتاق» بگویید.

سلام ممنونم. «شِلتاق»  دهمین کتابی است که از من منتشر می شود -البته  این ده کتاب الزاما شعر نبودند و در میانشان ترجمه و کارهای دیگر هم وجود دارد- که امسال نشر چشمه آن‌ را منتشر کرده است. کتاب حاوی چهل غزل است که محور شعرها طبیعتا خود من هستم چرا که من همیشه این تاکید را دارم که خودم را بنویسم به همین دلیل این امکان دارد که در دوره‌ای عاشقانه بنویسم و در دوره‌ای خیر.

 

 چرا «شِلتاق» را به عنوان نام این کتاب انتخاب کردید؟

ما در زبان ترکی به بهانه گیری کردن و نق زدن، شِلتاق می گوییم؛ مثلا وقتی کودکی بهانه گیری می کند و نمی خوابد، می گویند شِلتاق می کند! و در فرهنگ هایی مثل دهخدا که نگاه کنید معنی لغوی آن را نزاع کردن و سر ناسازگاری داشتن آورده اند. محور این مجموعه هم همین است. زمانی که شعرها را برای انتشار جمع آوری می کردم متوجه شدم که یک بهانه گیری از هستی ضمن تسلیم، ضمن پرخاش هایی که ممکن بوده در جوانی داشته باشم، محور همه ی شعرها است و طبیعتاً وقتی این گونه باشد، غزل ها یک مقدار اجتماعی هم هستند. من ابتدای این مجموعه هم این طور نوشته ام که عشق آخرین تلاش بشر پیش از پذیرفتن مرگ است چنان که کودک پیش از خوابیدن شِلتاق می کند. بهرحال من امسال چهل ساله می شوم  و انسان وقتی در آستانه ی این سن  قرار می گیرد، قطعا خود را مرور می کند، روحیات او نسبت به دوران جوانی تغییر می کند و در برزخی است که نه سر ناسازگاری با هستی دارد و نه سر سازگاری! یعنی متوجه می شود خیلی کارها باید انجام می داده که تابحال انجام نداده است، از طرف دیگر می خواهد به خوبی های عشق پناه ببرد. مجموعه ی این ها باعث شده است محتوای این شعرها به گونه ای باشد که فکر کنم «شِلتاق» بهترین نام برای کتاب است.

 

چرا برای انتشار این کتاب سراغ نشر چشمه رفتید؟ و آیا قرار است از این پس کتاب های غلامرضا طریقی را با نشان نشر چشمه ببینیم؟

البته ناشر سراغ بنده آمد .من قبلا هم با انتشاراتی های مختلف کار کرده ام. بیشتر کارهایم با نشر نیماژ است ولی با فصل پنجم هم کار داشته ام. قبل ترها چاپ اول بعضی کتاب هایم در هزاره ی ققنوس و شانی هم بوده که البته چاپ های بعدی را به نیماژ منتقل کرده ام. اما واقعیت این است که من به عنوان شاعر دنبال این هستم که کارم بهتر به دست مخاطب برسد و با وجود این که همان ارتباط کاری و علاقه بین من و ناشران قبلی بویژه نیماژ که پنج اثر از من در دست اوست و همین امسال هم تجدید چاپ شده اند، وجود دارد؛ بهرحال برای این که انسان به مخاطب خود دست پیدا کند طبیعی است که راه های دیگر را نیز امتحان کند چون قطعا نشر چشمه مخاطبانی دارد که ممکن است الزاما مخاطبین نشرهای پیشین من نباشند. اما اتفاق دیگر این بود که وقتی جناب عبدالملکیان کتاب را خواستند، بحثی که وجود داشت این بود که نشر چشمه تا به حال کار کلاسیک منتشر نمی کرد و اولین باری بود که از دو سه تن از دوستان عزیز کتاب خواسته بود. شاید این اتفاق خوبی باشد، بهرحال سهیم بودن در یک اتفاق خوب که این نشر هم به غزل امروز روی آورد، دلیل دیگر این همکاری بود. اما ادامه ی همکاری طبیعتاً به رضایت دو طرف بستگی دارد.  نمی توانم در رابطه با ادامه ی همکاری قضاوتی بکنم. من نشر چشمه را به دلیل سابقه ی خوبی که دارد دوست دارم، منتهی قطعا بعد از انتشار این کار، هم من از نوع پخش و فروش کتاب و دیده شدن آن باید رضایت داشته باشم و هم نشر چشمه از این همکاری راضی باشد.

 

 

از طرح جلد کتاب هم برایمان بگویید.

طرح جلد شاید تنها پاشنه ی آشیل کارهای نشر چشمه به معنای عام آن باشد! اگر دقت کرده باشید کارهای سپید، داستانی و ترجمه ی این نشر پلتفرم ها و طرح های ثابتی دارد که با تغییری جزئی روی کتاب ها پیاده می شود تا کتاب هایی که در یک حوزه هستند، متحدالشکل باشند و این زمینه ی طرح ها است که باهم تفاوت دارد. در ارتباط با کتاب من، فکر می کنم ایده ی طرح روی جلد به ایده ی کلی کتاب نزدیک است و از آن راضی هستم. چند انار با آن طرح قدیمی در زمینه و بُرشی که روی همه ی این زیبایی ها قرار گرفته، شاید نشان دهنده ی محتوایی باشد که من درباره اش در کتاب سخن گفته ام.

 

چه انگیزه ای پشت جمع آوری اشعار این کتاب جهت انتشار در شما وجود داشت؟

پاسخ این سوال به نوعی واضح است چون من کارهایم را تقریبا به صورت دائم منتشر کرده ام، هرچند شاید چون چند سال گذشته در شهرستان زندگی  می کردم و به جایی دسترسی نداشتم اما به واسطه ی  لطف خداوند و محبت دوستان و این که شعرم دیده شده بود، حتی در آن زمان هم شعرهایم را منتشر می کردم. اما در انتشار شعرهای این مجموعه خیلی درنگ کردم. البته. غزل های منتشر نشده ام بیش از این ها است. دلیل ویژه ی آن هم همان طور که عرض کردم، در آستانه ی چهل سالگی بودنم و تلاش برای انتشار حال و هوای امروزم بود. مهم ترین انگیزه من و فکر می کنم همه ی شاعران، این است که حاصل خون دل خوردن، تلاش و زحمت های خواندن و نوشتن شان را  مخاطب خوب ببیند.

 

سی امین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران امسال برگزار شد و هنوز هم در حال برگزاری است. استقبال از نمایشگاه و بخصوص استقبال از حوزه ادبیات و شعر را چطور دیدید؟

به عنوان کسی هر سال چند روز در نمایشگاه حضور داشته، برداشت حسی و چشمی من این است که احتمالا امسال استقبال از سال های گذشته کمتر بوده، اما این به معنی استقبال کمتر از حوزه شعر نیست. اگر به نمایشگاه مراجعه کنید متوجه می شوید که شلوغ ترین غرفه هایی که تجمع زیادی در مقابل آن ها وجود دارد غرفه های عرضه ی کتاب های شعر است. یعنی در قیاس با تمام غرفه ها و موضوعات دیگر، غرفه های شعر قطعا پرفروش ترین ها هستند، این را با توجه به چاپ های متعدد کتاب های دوستان و گستردگی عناوین انتشار یافته و انبوه جمعیت مقابل غرفه های عرضه ی کتاب شعر و جشن امضاهای متعددی که برگزار می شود، می توان فهمید که پر استقبال ترین گونه ی کتاب، کتاب های شعر هستند.

 

ممنون که وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید. برای شما و «شِلتاق» آرزوی بهترین ها را داریم. خواهش می کنم یکی از غزل های کتاب جدیدتان را برای مخاطبین «تارنا» به یادگار بگذارید.

زنده باشید و پیروز.

 

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد 

دعای یک لب مستم که مستجاب نشد 

من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد 

به شکل اشک در آمد ولی گلاب نشد 

 نه گل که خوشه ی انگور گور خود شده ای 

که روی شاخه دلش خون شد و شراب نشد 

 پیمبری که به شوق رسالتی ابدی 

درون غار فنا گشت و انتخاب نشد 

نه من که بال هزاران چو من به خون غلتید 

ولی بنای قفس در جهان خراب نشد 

هزار پرتو نور از هزار سو نیزه 

به شب زدند و جهان غرق آفتاب نشد 

به خواب رفت جهان آنچنان که تا به ابد 

صدای هیچ خروسی حریف خواب نشد

 

کد خبر: 485

خبرنگار: امید خواجوی نیا

 

منتشرشده در گفتگو

همزمان با برگزاری مراسم اختتامیه نخستین جشنواره انجمن‌های ادبی، پایگاه تخصصی نقد شعر (وابسته به بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان) رونمایی شد.


در این مراسم وزیر ارشاد سیدرضا صالحی امیری به همراهی معاون خود دکتر صالحی، مهدی قزلی مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی، جواد محقق معاونت شعر، غلامرضا طریقی شاعر و سردبیر پایگاه نقد شعر، احسان رضایی شاعر و دبیر اجرایی نخستین جشنواره انجمن‌های ادبی به همراه چند تن از منتقدان این پایگاه تخصصی و جمعی از علاقمندان به شعر و ادبیات حضور داشتند.


احسان رضایی، قطعه شعری از خود را قرائت کرد و از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواست تا نقد مکتوبی روی نماد کاغذی سایت بنویسد.


صالحی‌ امیری در نقد این شعر نوشت: «شعر و شاعری تداوم حیات فرهنگی و عامل بقای هویت ملی و دینی ایرانیان هستند. ایرانی در ادوار تاریخی با شعر و شاعری و گفتگو به جهانیان معرفی شد».

 

 

به این ترتیب، پایگاه تخصصی نقد شعر به سردبیری غلامرضا طریقی، شاعر کشورمان، فعالیت رسمی خود را آغاز کرد.


لازم به ذکر است که آیین اختتامیه نخستین جشنواره انجمن‌های ادبی بعدازظهر روز گذشته اول اردیبهشت در مجتمع آدینه تهران برگزار شد.

 

کد خبر: 448

منتشرشده در گزارش

غلامرضا طریقی سردبیر پایگاه نقد شعر، از افتتاح اولین سامانه رایگان نقد شعر خبر داد.

طریقی در خصوص هدف از ایجاد چنین پایگاه خبری گفت:«هدف، ایجاد فضایی تخصصی برای شاعران جوانی است که امکان شرکت در کلاس‌های حضوری نقد شعر، با عنوان «کلک‌خیال» که به وسیله بنیاد شعر و ادبیات ایرانیان برگزار می‌شود را ندارند. آن‌ها می‌توانند اشعار خود را به‌طور رایگان و بدون هیچ‌گونه محدودیت زمانی و حجم آثار ارسالی، برای این پایگاه ارسال کنند تا با کمک استادان نام‌آشنای عرصه شعر، مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

طریقی درباره نوع کارکرد سایت گفت: افراد، پس از عضویت می‌توانند اشعار خود را به نشانی www.naghdesher.ir  ارسال کرده و پس از نقد، لینک را دریافت کنند و نقد اثرشان را در صفحه‌ی اصلی سایت بخوانند. در بخش به‌علاوه نقد، منتقدین در مقاله‌ای به ایرادها و ضعف‌هایی که در عموم آثار دیده می‌شود و حل آن‌ها می‌پردازند؛ هم‌چنین در بخش منهای نقد، خبرهای مهم فرهنگی و ادبی قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: از شاعران و پیشکسوتانی که به نقد آثار می‌پردازند نیز می‌توان به: سعید بیابانکی، عبدالجبار کاکایی، اسماعیل امینی، فریبا یوسفی و ... اشاره کرد.

لازم به ذکر است که بنیاد شعر و ادبیات ایرانیان با برگزاری جشنواره‌های هنری از جمله جایزه ادبی جلال آل احمد، جشنواره بین‌المللی شعر فجر، جشنواره انجمن‌های ادبی و برگزاری دوره‌های تخصصی شعر با حضور اساتید نام‌دار این حوزه، به حمایت و جذب شاعران جوان می‌پردازد.

پایگاه تخصصی نقد شعر روز جمعه، اول اردیبهشت و در حاشیه جشنواره انجمن‌های ادبی رونمایی می‌شود.

 

کد خبر: 441

خبرنگار: هانیه شالباف

منتشرشده در گزارش
دوشنبه, 02 اسفند 1395 ساعت 11:41

-آفرینش-

متن دکلمه

 

 

با یاد شانه های تو سر آفریده است

ایزد چقدر «شانه بسر» آفریده است

 

معجون «سرنوشت» مرا با «سرشت» تو

بی شک به شکل شیر و شکر آفریده است

 

پای مرا برای دویدن بسوی تو

پای تو را برای سفر آفریده است

 

لبخند را به روی لبانت چه پایدار

اخم تو را چه زودگذر آفریده است

 

هر چیز را که یک سر سوزن شبیه توست

خوب آفریده است ـ اگر آفریده است

 

تا چشم شور بر تو نیفتد هر آینه

آینه را بدون نظر آفریده است

 

چون قید ریشه, مانع پرواز میشود

پروانه را بدون پدر آفریده است

 

می خواست کوره در دل انسان بنا کند

مقدور چون نبود, جگر آفریده است

 

غیر از تحمل سر پرشور دوست, نیست 

باری که روی شانه ی هر آفریده است 

منتشرشده در همه دکلمه ها

 

 

ششمین نشست از سلسله نشست های کانون غزل امروز با حضور غزلسرای معاصر علیرضا بدیع برگزار شد.

عصر روز شنبه جلسه شعری با حضور غلامرضا طریقی، علیرضا بدیع، حسین طاهری، اعضای کانون غزل امروز علاقمندان به ادبیات و جمعی از خبرنگاران برگزار شد.

 

 

کانون غزل امروز با اجرا و دبیری غلامرضا طریقی با هدف نقد و بررسی آثار شاعران جوان، اعتلای فرهنگ ادبی کشور و بالابردن میزان آگاهی و سواد شاعران جوان فعالیت می‌کند.

در ابتدای جلسه طریقی با خواندن ابیاتی چند از حسین منزوی جلسه را آغاز و به معرفی مهمان ویژه جلسه پرداخت.

 

 

اعضای کانون نیز اشعار خود را خوانده که به وسیله مهمان برنامه و به صورت کارگاهی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در هر جلسه 8 شعر مورد نقد قرار می‌گیرد سپس به شعرخوانی مهمانان و دیگر اعضای کانون می‌گذرد.

کانون غزل امروز در نشست های پیشین خود میزبان افرادی چون محمدعلی بهمنی. محمد سلمانی، محمدسعیدمیرزایی، مهدی فرجی و سعید بیابانکی بود.

 

 

این کانون در نظر دارد تا در نشست های آینده خود نقد کتاب های شعر را نیز در دستور کار خود قرار دهد.

لازم به ذکر است که کانون غزل امروز روزهای شنبه از ساعت 16 در خانه شعر و ادبیات واقع در چهارراه جهان کودک،بزرگراه حقانی،کتابخانه ی ملی،باغ کتاب برگزار می‌شود و ورود برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

عکس: مجتبی سعادت 

 

کد خبر: 155

 

 

 

منتشرشده در گزارش

عصر شعر امروز ما دو شخصیت مهم شعری را به خود می‌بیند که غلامرضا طریقی و ابراهیم اسماعیلی اراضی از این جمله اند.  این دو نفر تنها یاران به جا مانده از استاد حسین منزوی اند که به طور قطع دوتن از بهترین استادان شعری روزگار ما هم هستند و به راحتی می‌توان بوی منزوی را در اشعارشان حس کرد. در این میان غلامرضا طریقی با انتشار چند مجموعه ی شعر و صدها غزل حضور جدی و تاثیرگذاری در غزل داشته است. تارنا در ابتدای راه به سراغ غلامرضا طریقی، شاعری که همیشه سعی کرده از جنجال ها دوری کند رفته تا از وضعیت شعر امروز، حسین منزوی و... سخن بگوید:

 

*استاد طریقی. نام شما ناخوداگاه با اسم حسین منزوی همراه است. چرا؟

- این جزو معدود خوش شانسی های من در زندگی است. من زنجانی هستم. در نوجوانی که شعر را شروع کردم خیلی اتفاقی با یک مرد خوش چهره با موهای جوگندمی آشنا شدم که بعدها فهمیدم حسین منزوی است. شاعر شدن من هم ماجرای جالبی داشت. از دوران مدرسه به شعر علاقه داشتم. پس از مدتها به پیشنهاد یکی از آشنایان قرار بر این شد که شعرهایم در نشریه امید زنجان چاپ شود. بعد از یک نوبت چاپ شعرهایم دیگر چاپ نشد و برای پیگری به دفتر نشریه رفتم. آنجا بود که آن مرد میانسال خوش تیپ را در حالی دیدم که عده ای دور او نشسته بودند. پس از آشنایی به من گفت که وقتی از اینجا بیرون می‌روی، کتاب من، سیمین بهبهانی و بهمنی را بگیر و مطالعه کن. سر راه کتابش را خریدم و خواندم. همان شب یک غزل مرتکب شدم و هفته بعد که برای بار دوم به دفتر نشریه رفتم برای منزوی خواندم. پس از شنیدن آن گفتند که تو کار دیگری جز غزلسرایی نکن. مدتی بعد وقتی دوباره به آن مکان پا گذاشتم با تعطیلی این جلسات و جای خالی منزوی روبرو شدم که تنها یک یادداشت برایم گذاشته بود با این مضمون که هرگاه مایل بودی می‌توانی به منزل ما بیایی و شماره تلفنی هم برایم گذاشته بود. این آغاز رابطه پر فراز و نشیب ما بود که تا چندی پیش از درگذشت ایشان هم ادامه داشت.

 

*شعر حسین منزوی چه ویژگی هایی داشت که هنوزهم می‌گوییم غزل منزوی؟

- ویژگی های مختلفی در غزل منزوی وجود داشت که باعث شد شعر وی تفاوتی اساسی با دیگر شاعران داشته باشد. اول اینکه منزوی برعکس دیگر غزلسرایانی که خواستند به سمت غزل نو بروند، پیشینه و تجربه ای شگرف در مطالعه ادبیات گذشته داشت. به همین دلیل در نوآوری که در غزلسرایی داشت موفق شد و یک کار بدون بنیان انجام نداد. ویژگی دیگر را با ذکر یک مثال توضیح می‌دهم. مثلا هوشنگ ابتهاج از نظر استخوان بندی کار یک شاعر باشکوه است و نمره 19، منوچهر نیستانی از نظر نوآوری نمره 19 و یا سیمین بهبهانی از نظر نگاه نو نمره 19 می‌گیرد و در بخش های دیگر نمره های متفاوت تر. اما منزوی ممکن است در همین حوزه ها از تک تک این افراد بهتر نباشد. اما در کلیت چون تمام جنبه های غزل وی با هم پیش رفته اند باعث شده که معدل کاری خوبی داشته باشد. یکی دیگر از این عوامل این است که منزوی به معنای واقعی کلمه شاعر بود. «شاعری» در ذات حسین منزوی ریشه داشت. منزوی شعر می‌گفت و گاهی در کنار آن زندگی می‌کرد. اما دیگران در کنار زندگی شعر می‌گویند. با تمام وجود شاعری کردن از ویژگی های برجسته منزوی بود.

 

 

شعر و ترانه ارزان ترین هنر است

 

 

 

 

*چه تفاوتی بین ویژگی های غزل امروز و غزل های دوره منزوی حس می‌کنید؟

- حسین منزوی سنگ بزرگ و محکم رودخانه ادبیات است که برای رد شدن از عرض آن به کمک وی احتیاج داریم. به نظر من منزوی آخرین سنگ محکم این رودخانه است و بعد از وی هنوز کسی پیدا نشده که استوار باشد. خودش همیشه می‌گفت برای من در شروع کارم رهی معیری کلاسیک است و برای شما منزوی. شما باید خیلی فراتر فکر کنید. اگر بخواهم صادقانه بگویم شاعران پس از انقلاب و پس از منزوی خیلی کار خاص و محکمی را ارائه نداده اند. شاعران خوبی را سراغ دارم که خودشان هم می‌دادند در عین خوب بودن کار عجیبی انجام نداده اند. منزوی آنقدر کار عظیمی انجام داد که حتی کاری که هم طراز با کار منزوی باشد هم دیده نشد. من و هم نسلانم بعد از خواندن کارهای منزوی و «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود» بهمنی، رجوع ویژه ای به غزل داشتیم و دوباره از منزوی شروع کردیم. به همین دلیل هنوز در مرحله آزمون و خطا به سر می‌بریم و نتوانستیم قدم بعدی را برداریم. یکی از دلایل این امر، این است که بهترین کارهای خود حسین منزوی هم بعد از 40 سالگی اش اتفاق افتاد. به همین دلیل هنوز فرصت داریم. تا آن زمان هم قطعا ریزش هایی وجود دارد.

دلیل دیگرش این است که همانطور که گفتم منزوی دانش و پیشینه خوبی داشت. چیزی که بین شاعران امروز کمتر اتفاق میفتد. نسل امروز می‌خواهد بدون اینکه مطالعات مهمی از گذشته داشته باشد به سرعت نوآوری کندکه طبیعتا امکان پذیر نیست و موفق نخواهند شد.

 

*شما را تنها به عنوان غزلسرا می‌شناسند یا ترانه هم دارید؟

- تصنیف ها و ترانه هایی گفته ام که بیشتر با موسیقی  سنتی کار شده است. برخی از ترانه هایم  روی ملودی نوشته شده اند. از جمله قطعه هایی که فردین خلعتبری آهنگسازی کرد و علیرضا قربانی و سپنتا مجتهد زاده هم اجرا کردند. یا قطعه ای که برای آقای سراج ساخته شد. همچنین همکاری ویژه و تجربه ی خاص با لوریس چکناواریان و نگارش دو اپرای فارسی که تابحال بی سابقه بوده است.

 

*باتوجه به تجربه ای که در این عرصه به دست آوردید از ویژگی های ترانه صحبت کنید. چراکه امروزه هرکسی گمان می‌کند که می‌تواند به راحتی ترانه بگوید.

- چون شعر و ترانه ارزان ترین هنر است. اما در این دو حوزه کمی تفاوت وجود دارد. ترانه پول ساز تر از شعر است. آگاه نبودن 99 درصد آهنگسازها از ترانه، وزن، ردیف و قافیه باعث خراب شدن فضای ترانه سرایی شده است. من یقین دارم که ترانه بخش مهمی از بدنه ادبیات ما خواهد شد. خوشبختانه اولین کسانی که وارد این حیطه شدند امثال هوشنگ ابتهاج و رهی معیری بودند. گویی تا آن زمان ترانه سرایی کار بسیار زشت و بدی بود و از آن با نام تصنیف یاد می‌شد. هرچه شاعران جدی تر وارد این عرصه شوند کمک بزرگتری به درست شدن وضعیت ترانه می‌کنند. اما اغلب شرکت های تولید موسیقی میخواهند با کمترین هزینه و دم دستی ترین عوامل آثاری را تولید کنند که طبیعتا ماندگار نخواهد شد و ضربه ای مهلک هم به بدنه موسیقی و هم به بدنه ادبیات می‌زند. بسیاری از ترانه سراها آرزو دارند که خواننده ای پیدا شود که آثارشان را بخواند. رابطه های مسموم، آگاهی نداشتن شرکت های تولید آثار موسیقایی و حتی ناآگاه بودن آهنگسازان باعث واردشدن ضربه ای اساسی هم به بدنه موسیقی و هم به بدنه ادبیات کشورشده  است. این آثار به راحتی ضبط، پخش، شنیده می شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد و متاسفانه بر همان اساس به متر و معیارتبدیل می‌شود. به عنوان مثال از نظر یک آهنگساز ، ترانه های یک شاعر که سال ها در زمینه شعر و ترانه زحمت کشیده، نسبت به ترانه فلان ترانه سرا که سالانه ترانه هایش را به قیمت های بسیار گزاف می‌فروشد، برد کمتری دارد. این همان فضای مسموم است. اما در نهایت، با توجه به چنین حواشی که در تمام دوران وجود داشته، من فکر می‌کنم این حواشی فرو خواهد ریخت و ترانه مسیر اصلی و درست خودش را پیدا خواهد کرد.

 

 

میتوانید انتقاد کنید اما حمله و جوسازی خیر

 

 

*در مورد فضای مجازی و بلایی که بر سر ادبیات ما آورده چه نظری دارید؟

- من مدتهاست که سر این موضوع به شدت حرص می‌خورم. از دو جهت می‌توان به فضای مجازی نگاه کرد. از یکطرف مثلا در گذشته اگر شما شعری می‌گفتید باید در جلسات شعری بسیاری شرکت می‌کردید، چندین نفر شما را می‌دیدند، شاید آخر یکی از این جلسات فرصت شعرخوانی پیدا می‌کردید و اگر خیلی مورد استقبال قرار می‌گرفتید یک شعر از شما در یکی از مجلات چاپ می‌شد. این پروسه حداقل دوسه سال طول می‌کشید و در این مدت شما فضاهای گوناگون را تجربه می‌کردید و پخته تر می‌شدید. اما در فضای مجازی این اتفاق نمی‌افتد. هرکسی از هرجای دنیا هر زمانی که دلش بخواهد می‌تواند صفحه ای بزند و بالای آن نام شاعر یا ترانه‌سرا درج کند و با اولین پستی که بگذارد به راحتی دیده شود و دیگر آن پروسه زمان بر را نخواهد داشت. نکته مهمی که در این باره وجود دارد این است که مخاطب هنر، مخاطب خاص است. اما مخاطب فضای مجازی عامه مردم هستند که قریب به 99 درصدشان توانایی تشخیص شعر خوب از بد را ندارند و مشکل از جایی شروع می‌شود که آن صفحه به جای اینکه فضایی برای عرضه شعر شاعر به مخاطب باشد، مجالی برای دستور گرفتن از مخاطب می‌شود و این اتفاقی است که امروزه به وفور می‌بینیم و بدتر از همه این ها اینکه ناشران به چنین شاعرانی پروبال داده و براساس همین شلوغی ها اثری را منتشر می‌کنند و گمان می‌برند که پرفروش می‌شود. یکی از لطمه های فضای مجازی این است که یکسری از افراد مستعد را در دوراهی انتخاب به بیراهه می‌کشد. علاوه بر همه این‌ها عدم وجود فرهنگ استفاده از فضای مجازی هم وجود دارد که طیف گسترده ای از مسائل را در برمی‌گیرد. لایک ها و تشویق های بی‌مورد باعث اعتماد به نفس کاذب شاعر می‌شود و غرور بسیار بدی را به شاعر تحمیل می‌کند. یکی دیگر از لطمه های بسیار مهمی که در کنار فضای مجازی به شعر خورد، روی کار آمدن تعدادی از نشرهای تخصصی شعر بود که به دیده شدن شاعران جوان کمک کرد. این به خودی خود بد نیست. مشکل اینجاست که انتشار آثار این شاعران در قبال گرفتن هزینه های گزاف از آن هاست که متاسفانه این خود بازار مکاره ای را در عرصه شعر به راه می‌اندازد.

 

*در کل مخاطبان شعر چه ویژگی هایی دارند؟

- مخاطبان شعر به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته افرادی که در تمام طول عمر خود شعر می‌خوانند و مخاطب جدی شعر هستند و با آن زندگی می‌کنند. شاعری که بتواند دل 10 درصد چنین افرادی را به دست آورد کار خود را به درستی انجام داده است و تا آخر عمر به معنای واقعی کلمه شاعر خواهد ماند. چراکه اگر شما چه امروز چه 20 سال دیگر، اثری را منتشر کنید این افراد با خرید اثر شما ازتان حمایت می‌کنند و در طول زمان شما را به عنوان یک شاعر خوب در تاریخ نگه می‌دارند. دسته دیگر افراد بین 23-18 ساله اند و افرادی هستند که ناخودآگاه به واسطه عاشق شدن مخاطب شعر می‌شوند و پس از گذر از این دوره شعر را کنار می‌گذارند. این دسته مخاطبانی هستند که چهره می‌سازند. امروزه اگر به فروش آثار شعر را نگاه کنید به این نکته پی می‌برید که آثار افرادی چون سایه، کدکنی، منزوی یا... ممکن است در طول سال تنها یکبار تجدید چاپ شوند چرا که همان ده درصد مخاطب جدی  دنبال آن هستند و برعکس این قضیه هم به همین شیوه قابل اثبات است. مخاطبان گروه دوم بسیار بی‌رحم هستند. چرا که همانطور که شما را به آسانی به اوج می‌برند با گذر از این دوران به همان راحتی شما را کنار گذاشته و فراموش می‌کنند.

 

 

 

 

*در مورد موجی موسوم به شعر زرد که امروز دامن شعر ما را گرفته صحبت کنید. کما اینکه این دسته بندی ها نه تنها در غزل که در شعر سپید و آزاد هم به آسانی به چشم می‌خورد و به راحتی مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند.

- من به شخصه نه به تمامی با آن گروه و نه به تمامی با  تفکرات گروه دیگر موافقم. منهم با این شعر مشکل دارم اما هیچ گاه به اندازه این دوستان دلواپس نمی‌شوم. به این دلیل که معتقدم شعر کار خود را می‌کند. هرکس به شیوه خود شعر می‌گوید و این به عهده زمان است که کدامیک از ما را انتخاب کند و کدامیک را به زباله دانی تاریخ بیندازد.

اما نکته اینجاست که اگر من به موضوع و یا جریانی انتقاد دارم می‌توانم به راحتی در مورد آن ابراز عقیده و نگرانی کنم. اما اینکه تمام وقت و انرژی ام را صرف توهین یا جوسازی علیه دیگری کنم، هم خودم از کارم دور می‌افتم هم در نهایت جبهه گیری ها اتفاق می‌افتد و فضا بیش از پیش مسموم می‌شود. میتوان انتقاد کرد اما حمله و جوسازی خیر.

 

*کارگاه های شعری و جلسات شعر تا چه اندازه در به بار نشستن استعدادهای جوان کمک می‌کند؟ آیا خودتان هم کارگاه شعر برگزار می‌کنید؟

- کارگاه های شعر جزو مسائلی است که زمانی قرار بود کمک کننده فضای شعر باشند اما امروزه به معضل تبدیل شده اند. اساسا شاعری هنری نیست که آموختنی باشد. ما معتقدیم شاعر دارای استعدادهایی است که می‌تواند آن ها را در کارگاه های شعری پرورش دهد و اصول و مبانی شعر را بیاموزد تا کار خود را بهتر کند. معضل اینجاست که من نوعی فکر کنم که هرکسی که پا به کارگاه شعر گذاشت، می‌تواند شاعر بسیار خوبی شود و بدتر از همه اینکه وقتی پای پول به میان بیاید اوضاع بدتر از گذشته می‌شود. خود من همیشه در کارگاه هایم سعی کردم هزینه را مثلا از سازمان فرهنگی هنری شهرداری بگیرم که دولتی هستند. کارگاه های خصوصی از نظر من در اکثر مواقع هدر دادن پول است. اگر من غلامرضا طریقی بتوانم از بین 100 نفری که به کارگاهم می‌آیند، یک شاعر واقعی را به دنیای شعر وارد کنم دین خود را ادا کرده ام.

 

کد خبر: 113

منتشرشده در گفتگو
صفحه1 از2

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار