انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

راویان مجموعه ای مشترک از سه مولف است که به همت انتشارات فصل پنجم به چاپ رسیده است.

 

محمد افندیده، محمد نیازی و آریا معصومی که سهم هرکدام به ترتیب ده ، ده و هفت شعر است که در مجموع سی و هفت شعر بلند را در مجموعه می خوانیم. گزینش آثار و گردآوری مجموعه نیز به عهده ی محمد افندیده بوده است.

 

افندیده دلیل انتخاب دو مولف بعدی را نزدیک بودن وضعیت ترسیم ساختار اثر و همچنین نزدیکی جهان ذهنی معطوف به شعر سه مولف با توجه به موتیف های موجود در تمالیته ی آثار بیان می کند.

 

این شاعر می گوید: این وجوه اشتراک می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که شماری از آن ها همچون اشتراکات جغرافیای زیست بوم (امتداد مسیر رشته کوه زاگرس) و وضعیت نزدیک فرهنگی محل سکونت در سال های پر اهمیت کودکی و نوجوانی مولفین اثر باشد. این مسائل سبب در هم تنیدگی مستتر و زیر پوستی اندیشه ، مضمون و ابژه های مشترک ، نوع نگاه ، عاطفه و نوستالژیای متن خواهد شد که خود قابل بحث است.اما آنچه برای من بیشتر حائز اهمیت بوده است نوع نگاه مولف به شعر و ترسیم ساختار ذهنی شعر و جهان ذهنی ساخته شده جهت ترسیم فضای شعر بوده است. من شعر خود را دارای ویژگی هایی می دانم و این قسم اشتراک برایم مهم بود نهایتا اشعار باید وجه تسمیه مشترکی را به گرده می کشیدند که جلوتر بیان و لختی تفسیر خواهم کرد.

 

وی ادامه داد: لذا از بین شاعران جوانی که قلم شان و خصوصا نوع نگاه شان به شعر با من مشترک بود نیازی و معصومی را برگزیدم که هر دو شاعران با آتیه و خوبی هستند و همواره مانند برادری بزرگ تر به من رجوع کرده اند و هر دو را از نظر اخلاق هم شایسته می دانم چرا که حوصله ی چندین سال سررفته ی من مجالی برای کشمکش با برخی مولفین پرحاشیه را ندارد. بر این منوال و پس از صرف زمان و انرژی بسیار برای گزینش و ویرایش اشعار نهایتا سی و هفت اثر را کنار هم قرار داده به دفتر انتشارات مربوطه ارسال کردم.

 

افندیده افزود: شاخصه ی اصلی شعر من روایتمندی و استحکام روایت از آغاز تا پایان کار است بدانگونه که خواننده ی اثر خود را با متن همراه دیده و به ادامه ی خوانش تا پایان اثر مجاب کند و این یعنی هم کمک به شعر و هم به مخاطب عجول کم حوصله عصر حاضر جهت صرف زمانی بیشتر در سرزمین هنر که روشن به آن نیاز مبرم دارد.

 

وی اضافه کرد: صد البته تمام این گفتار زمانی قابل بیان خواهد بود که ما اثری ارزشمند با چنین مشخصاتی به دست مخاطب رسانده باشیم نه صرفا اثری روایتمند یا روایت محور‌. امروزه روز دیگر کسی به شما نخواهد گفت که "روایت" برای گونه ی دیگری از متون ادبی است و شعر نباید اینگونه بر استحکام روایی خود مصر باشد.

 

افندیده در ادامه به پیشینه خود در ادبیات اشاره کرد و گفت: من ادبیات را با فعالیت در حوزه ی ادبیات داستانی آغاز کرده ام و اینگونه روایت را از نثر و داستان نویسی به شعرم کشانده ام اما به نحوی که شعریت اثر با کمترین مخاطره یا نقصانی مواجه نشده بلکه این وضعیت تاثیری مثبت در اثر ایجاد کند نه منفی.

روایت در شعرهای من روایتی ست که با بهره گیری از عناصر خویشاوند خویش یعنی عناصر یا المان های داستان نویسی منسجم و مستحکم می شود و از اینرو خرده تفاوت هایی با آنچه به عنوان روایت در شعر سپید پیش تر دیده و شنیده و خوانده می شد خواهد داشت.

 

مولف مجموعه برادرکشی ادامه داد: همچنین آگاهم که این می تواند تنها ادعایی خام یا ناقص باشد. پس به بیان ادله خواهم پرداخت چنانکه در شعر دوم مجموعه که روایتی بلند با مضمون جنگ است اگر شخص برخورد کننده با اثر اطلاعات مکفی از تکنیک های داستان نویسی داشته باشد به راحتی می تواند پروتاگونیست ، آنتاگونیست ، کشمکش ، بحران ، دیالوگ ، جریان سیال ذهنی همچنین در وجه تصویرگری اثر بافت ، زاویه ی دید و ... را مشاهده و در متن نشانه گذاری کند.

خوشبختانه اینگونه ی روایت در شعر سپید امروز …

 

وی به ویژگی های شعر خود نیز اشاره ای کرد و افزود: الزام بعدی برایم تصویرگری شعر است. بر آنچه می گویم بسیار راسخم که شعر سپید باید تصویرگر باشد و کشف ها و ساختارشکنی ها و آشنایی زدایی ها و ... با تصویرگری به متن کشیده شوند.برای من زبان بیشتر به مثابه مواد اولیه ی ساختن شعر است نه ابزاری برای خلق زیبایی.

در روزگار ما مخاطب هیچ نمی پسندد که مدت زیادی در شعر بر بستر عریانِ تک وجهی زبان رها شود.کافی ست خود را در یافتن تصویر در مضیقه و ملزم به پردازش مفاهیمی در مغز بیابد.

او کلافه می شود!

و کار شعر تمام است.

عصر ما عصر تصویر است.

رسانه های تصویری قسمت اعظم فضاها را تحت سلطه ی خویش درآورده اند چراکه مردم با تصویر بسیار ساده تر و بهتر ارتباط برقرار می کنند و پیرو آن می توان گفت هنرهای تصویری نیز بسیار موفق ترند.

انسان معاصر دوست دارد شلیک گلوله و کشته شدن کاراکتر منفی یک فیلم را ببیند اما هرگز دوست ندارد جسدی را تشریح کند تا در خصوص گوارش اطلاعات و آماری محاسبه کند‌.

کنار زدن اعضای داخلی با دست برای محاسبه ی طول روده؟

اصلا حرف اش را نزنید!

من که می روم سراغ هنر.

آنهم تجسمی که بیشترین رجوع مخاطب را دارد مثل سینما ، نقاشی ، عکاسی.

نه هرگز نخواهم توانست!

اعتراف می کنم شعر روح مرا تسخیر کرده است.

 

امّا می کوشم شعری تصویرگر داشته باشم.زمانیکه شعر با تصویر پرداخت شود ماندگاری فزون تر و موثرتری در ذهن مخاطب خواهد داشت و زیبایی خلق شده با تکنیک های تصویری با ترجمه ی اثر به هر زبانی باز به قوت در اثر حضور خواهد داشت آنچه در خصوص بازی های زبانی و خلق زیبایی با تکیه بر بازی های زبانی هرگز مقدور نخواهد بود.

 

من اینگونه می پندارم و چنین می نگارم و دیگر مولفان مجموعه نیز.

برای مثال وقتی می گویم:

"گوزنی که بر دیوار خشک شده

با اندوه زیبایی اش را حفظ کرده است"

مفهوم مرگ و اندوه ناشی از مرگ و نیست انگاری و هیچ پنداری و پوچ گرایی انسان معاصر در برخورد با ابژه ی مرگ با چنین تصویری در ذهن مخاطب میخ می شود.

حالا اگر بگوییم :

"گوزن ها

با اندوه بسیار هنگفتی کشته می شوند"

در واقع کاری نکرده ایم تازه این در حالی ست که خود کاراکتر گوزن تصویر دارد و پدیده ی مرگ آن نیز تصویری دیگر.اما باز هم افاقه نمی کند چراکه این تصویر نمی تواند بدیع و مستحکم باشد.

ما در پرداخت تصویر :

و گوزنی که بر دیوار خشک شده

موارد به نظر جزئی اما بسیار حائز اهمیتی را مد نظر داشته ایم تا به تصویری مطلوب برای شعرمان برسیم.مواردی همچون :

بافت ، زاویه ی دید ، نما ، تصویر کانونی حتی تاثیر روانی تصویر ارائه شده و با اعمال تمام این وضعیت ها به هدف نزدیک شده یا رسیده ایم.

 

 

مسئله ی دیگر که بسیار بغرنج است یک جریان انحرافی باقی مانده از دهه ی هفتاد و از متن جریان شعری "سهل و ممتنع" است که احتمالا بدلیل عدم آگاهی از مفهوم واژه ی (ممتنع) ابتدا نگارش شعر را ساده نویسی و در ادامه سهل نویسی و سهل انگاری پنداشته و نگاشتند.

 

اشعاری تضعیف شده از هرجنبه ی ممکن با بسنده به بازی های کم ارزش در سطح زبان و خرده توجهی به عاطفه چنانکه می بینیم بدترین آفتی ست که در چهار دهه ی اخیر گریبان شعر سپید را گرفته است.

 

به جد شایسته ترین نام برای اینگونه اشعار را "آبدوخیاری" می پندارم.

 

با ریختن مقادیری واژه بی کمترین دقتی در یک ظرف با فرمی پر از فرو رفتگی و برامدگی ناهنجار و تکان دادن و ریختن روی کاغذ چه حاصل مان خواهد شد!؟ حالا ابتدا یا انتهای متن را به یک "دلتنگم" یا "معشوقه ی اجتماعی من" نیز مزیّن کنیم که چه بدتر!!!

 

شعر سپید باید گُرده ای از این وضعیت اسف بار ناروا و سخیف سبک کند.

 

وی هدف از گزینش و انتشار راویان را چنین برشمرد: راویان به گونه ای گزینش و ویرایش و چاپ شد که بتواند حدود شعر سپید منسجم و تایید شده با نگاهی خوش بینانه مورد پسند ادبیات امروز باشد.

 

نکته ی بعدی که با توجه به تیترهای عنوان شده ی آغازین متن لازم به ذکر است وضعیت توانایی و موفقیت متن کتاب در خلق محتواست چنانکه در این مجموعه تلاش شد آثاری با خلق محتوای چشمگیر در متن کتاب موجود باشند و امید که چنین بوده باشد.

این وعده را می دهم که "راویان" سی و هفت مرتبه شعری دغدغه مند به شما ارائه خواهد داد.

 

اگر نیاز به توضیح مضاعف و دیگرگونه ای باشد باید چنین گفت که اندیشه توانایی تجزیه و تحلیل ما در برخورد با پدیده ها خاصه برمبنای تعاریف و تفاسیر فلسفی است.

اندیشه ی بشر همواره در گرو سطح دانستگی فلسفی او بوده است پس شاعر باید سعی کند از نظر مطالعه و دانستگی فلسفی خود را در سطح بالایی حفظ کند.

 

برای مثال من وقتی میخواهم به ابژه ی تنهایی گریزی داشته باشم گاهی مخاطب را در ابتدای متن تنها می گذارم تا او در هیئت انسانی تنها و به جا مانده از اجتماع شلوغ و بی دروپیکرِ عاری از یک صورت آشنا به تماشای وقایع بنشیند و گاه ندایی هادی بشنود.اینجا باستناد آموخته های دیداری و شنیداری و حسی او خود را در سطح دانستگی بالاتری نسبت به سطر ابتدایی می یابد.نهایتا می تواند به تجزیه و تحلیل در محتوای متن ورود کند چراکه حال خود را در سطح دانایی مکفی برای اتخاذ رای بر تنهایی یافته است و از این مسئله استقبال می کند.

 

از پی این به کنش و واکنش واداشتن مخاطب در متن نوعی تفکر منتقل شده است و اگر این تفکر اندیشیده و بالنده باشد اثر نیز در خلق محتوا موفق بوده است و در این زمینه کاری کرده و به کناری ننشسته است.

 

این متن هوشمند است.این متن را در راویان تجربه کنید و من اینجا تنها یک متد را لو داده ام. راویان محتوای ارزشمندی را زیر جلد و در متن خود به هرسو منتقل می کند و از این باب بر مجموعه بسیار غرّه ام.

 

این شاعر در پایان نیز گفت: تمام تلاشی که در مراحل مختلف جهت ارائه ی این مجموعه انجام شد به این دلیل بود که قصد داشتیم مجموعه ای یکپارچه و ارزشمند به بازار شعرِ سپیدِ تضعیف شده ی این روزهای ادبیات کشور اضافه کنیم که شعر دغدغه است ، که شعر معزز است ، که شعر بینواست.

 

البته باز هم معترفم که این شاید سلیقه ی من باشد اما بر این سخن راسخم که "راویان" می تواند معرفی کننده ی جریان شعر سپید جدی زمان خود اش باشد.

 

نه با تکیه بر باد بی مبدا و بی مقصد برخی وضعیت ها و اجتماعات کزایی در متن ادبیات که با تکیه بر متن کتاب و آنچه تا امروز منتقدین و مفسرین و شاعران جدی در خصوص اش اظهار داشته اند بیان می کنم. امیدوارم توانسته باشم جان کلام را صحیح منتقل کرده باشم چراکه این کمترین حق کتاب است.

 

به دلیل ضیق فضا و زمان همه چیز به اختصار و ابتر بیان شد و امید که فرصتی مغتنم تر کلام را تکمیل کنم.

و حرف آخر:

اینکه شاید بتوان این گفتگو و متنِ حاصل از آن را به مثابه مقدمه ای بر کتاب راویان مویه های زاگرس  که به دلایل بسیار ، کم اهمیت و روشن در روزهای چاپ مجموعه نگارش نشد.

 

کد خبر: 943

 

 

منتشرشده در گفتگو

محمد افندیده از شاعران سپیدسرای کشور است که با همکاری دوتن از شاعران دیگر مجموعه شعری را گرداوری و به چاپ رسانده است.

در ادامه یادداشت وی را میخوانید:

 

«از آثار منتشر شده ی امسال مجموعه شعر راویان مویه های زاگرس است.

راویان مجموعه ای مشترک از سه مولف، محمد افندیده، محمد نیازی و آریا معصومی است که شامل سی و هفت شعر به ترتیب ده ؛ ده و هفت اثر از هر مولف در این مجموعه منتشر شده است.

 

ناشر این مجموعه انتشارات فصل پنجم تهران است که از ناشران موفق و خوشنام حوزه ی شعر کشور به حساب می آید.

 

گزینش آثار و گردآوری مجموعه را محمد افندیده عهده دار بوده است که از شاعران و مفسرین یک دهه ی اخیر ادبیات کشور محسوب می شود و پیش تر با مجموعه شعر برادرکشی همکاری دیگری با این انتشارت داشته است.

 

افندیده در خصوص این مجموعه می گوید: در خصوص این مجموعه حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد که کوتاه و مختصر خواهم گفت چرا که اطمینان دارم خود مجموعه بهتر و رساتر حرف های خودش را خواهد زد. چرا که به آن غره ام و البته همگان می دانند در خصوص شعر به هیچ عنوان تعارفی ندارم چه بسا شعر خودم باشد و هماره در خصوص دفاع از شعر خود همه چیز را به عهده ی شعر وانهاده ام چرا که شعر خود ناطق است و مکتوب و موثق.

 

 با این همه اطمینان دارم مجموعه ی راویان انتظارات مخاطبین و همچنین منتقدین حوزه ی شعر را برآورده خواهد کرد و در بازار ادبی و به خصوص حوزه ی شعر سپید حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت این را از منظر مولف و گردآورنده ی اثر نه که از منظر یک مفسر ادبی که پیش تر مجموعه را مطالعه کرده است می گویم و چون همیشه بر آنچه در مصاحبه ها و گفتمان ها و حتی کمتر از آن و جمع های خصوصی بر زبان جاری کرده ام راسخ ام.

 

با این حال خرید این مجموعه را در صفحات مجازی خود نیز و به مخاطبین خود نیز توصیه نکرده ام و کتاب و ناشر را به رسم شعر و دوستی تنها معرفی کرده ام چرا که شعر خود ناطق است و یا حق.

 

در این مجموعه آثار برگزیده ی چندین جشنواره و کنگره ی ملی و استانی را خواهیم یافت که عناوین شماری از این جشنواره ها در زیر آمده است.

 

اثر برگزیده ی جشنواره ی ملی شعر جوان

اثر برگزیده ی جشنواره ی شعر نیاوران

اثر برگزیده ی جشنواره ی شعر بهار

اثر برگزیده ی جایزه ی شعر کویر ابرکوه

اثر برگزیده ی جشنواره ی آیینه مهر

اثر برگزیده ی جشنواره ی ملک ملکوت

اثر برگزیده ی کنگره ی دوکوهه ی اندیمشک

اثر برگزیده ی جشنواره ی ملی شعر فجر بخش جوانان»

 

محمد افندیده/ تیرماه 97

منتشرشده در یادداشت هفته
یکشنبه, 06 خرداد 1397 ساعت 11:36

نویسنده: جواد زارعی-دقیقه‌ی سی سالگی-

جواد زارعی، به تازگی مجموعه شعر «دقیقه‌ی سی سالگی» را از سوی انتشارات فصل پنجم راهی بازار نشر کرده است. این کتاب از 31 شعر کوتاه و بلند تشکیل شده است، شعرهایی که بیشتر ویژگی‌های تصویری دارند. این کتاب در ۴۸ صفحه، شمارگان 700 نسخه و با قیمت ۷۰۰۰ تومان از سوی انتشارات فصل پنجم روانه بازار شده‌ است.

منتشرشده در تازه های نشر

 

در پایان کار سی و یکمین دوره نمایشگاه کتاب تهران به سراغ ناشرانی رفتیم که امسال به جای شهر آفتاب به مصلی تهران نقل مکان کردند و با عناوین بسیاری از کتب چاپ شده در نمایشگاه حاضر شدند. انتشارات فصل پنجم یکی از نشرهایی بود که شاعران و ترانه سرایان زیادی را به دیدار مخاطبان کشاند و از استقبال خوبی برخوردار بود.

 

مدیر انتشارات فصل پنجم درخصوص نمایشگاه کتاب امسال گفت: از وزیر ارشاد که مصلی را در اختیار ناشران قرار داده اند تشکر می کنم؛ چرا که به نظرم شهر آفتاب شهری ابری بود و در آنجا به معنی واقعی کتابی ورق نمی خورد. مصلی به دلیل مرکزیت، سهل الوصول بودن راهها و دسترسی مردم بهانه ای بود تا استقبال از نمایشگاه به سال ۹۴ برگردد. اتفاقات خوبی افتاد و اکثر مردم توانستند از نمایشگاه بازدید کنند. فروش بالا رفت. بیش از ۱۵۰ تن از عزیزان شاعر را در این نمایشگاه دیدم.

 

بیگی ادامه داد: در شهر آفتاب بیشتر از حدود ۲۰، ۳۰ شاعر از نمایشگاه استقبال نمی کردند. همین مراوده ها موضوع کتاب،  کتابخوانی و نشر را در سطح کشور ارتقا می دهد. تا زمانی که جای مناسبی را به نمایشگاه اختصاص ندهیم مصلی جایگاه مناسبی است. مخاطبان واقعی شعر را اینجا دیدیم و به لطف خدا امسال همه چیز خوب بود.

 

این شاعر در پاسخ به این پرسش که با چند عنوان کتاب در نمایشگاه حاضر شدید گفت: نزدیک به ۸۴ کتاب چاپ اولی و مجموعا حدود ۵۰۰ عنوان کتاب داشتیم که در معرض دید علاقه مندان قرار گرفت. کتاب "حوت" مهدی فرجی  در نمایشگاه رونمایی شد و حمیدرضا برقعی چاپ کتاب "تحیر" خود را دوباره به ما واگذار کرد. کتاب شاخنامه در حوزه طنز از مسلم حسن شاهی که پدیده و اتفاقی تازه در حوزه ی طنز محسوب می‌شود هم کتاب ارزشمندی است. علی عطری نیز اتفاقی تازه در حوزه ی رباعی به شمار می آید که از «حرف خصوصی» او هم رونمایی شد.

 

پرویز بیگی در ادامه از آثار توقیفی و آثاری که اجازه حضور در نمایشگاه را نداشتند نام برد و افزود: «ن» و «ی» حسین جنتی  همچنان اجازه ی ورود به نمایشگاه ندارد. درخصوص تجدید چاپ این دو کتاب هم باید با مسئولان صحبت کنیم. آثار محمدرضا طاهری با عناوین "آرامگاه ادبی" و لوطی کشی" و  "بلک سبث" از محمد بیگی که ترجمه است هم آثاری بودند که اجازه ورود و فروش در نمایشگاه را نداشتند. ضمن اینکه کتاب ترانه های نیلوفر لاری پور تا لحظه آخر در کش و قوس حضور در نمایشگاه بود که خداروشکر مجوز گرفت و با استقبال مخاطبان مواجه شد. این مشکلات به وزیر محترم ارشاد گزارش و ارائه شد. انشاءالله که حل شود.

 

وی در پایان گفت: به عنوان کلام آخر خوشحالم که مخاطبان آثار از سراسر کشور و شهرستان در نمایشگاه حضور یافتند. سال قبل فروش پخش ما در اردیبهشت بیشتر از نمایشگاه بود. این دال بر این بود که شهر آفتاب فروش خوبی نداشت. به هرحال مصلی شرایط بسیار بهتری دارد.

 

خبرنگار: مهدیه رشیدی

کد خبر: 898

 

منتشرشده در گزارش

 

آیین رونمایی و نقد و بررسی مجموعه شعر «حرف خصوصی» اثر علی عطری برگزار شد.

مراسم رونمایی از مجموعه رباعی های علی عطری روز گذشته در اداره آموزش و پرورش ناحیه 19 با حضور تعداد بی شماری از علاقمندان به شعر، شاعران و خبرنگران برگزار شد.

 

در این مراسم شاعران و منتقدانی چون حمیدرضا شکارسری، بیژن ارژن، حسین زحمتکش، سجاد سامانی، مرتضی حیدری، علی منصوری، زینب میرشجاعی، شهریار نراقی، صابر سعدی پور، محسن محمدی، محسن انشایی، امید روزبه، میثم بهاران، مریم قربانی، سارا بهرامی، آرمین یوسفی و... حضور داشتند.

 

بهروز آورزمان در کسوت مجری برنامه عطری را شاعری جسور و بی پروا دانست. از شاعرانی چون خیام، مولانا و دیگران نام برد و گفت: با وجود چنین رباعی سرایان قدری شاعر باید بسیار جسور باشد تا قالب رباعی را برای خود انتخاب کند.

 

آورزمان افزود: رباعی بسیار سخت است. چراکه مجال جولان شاعر را می‌گیرد و محدودیت ردیف و قافیه دارد. علی عطری شاعری بالقوه تواناست و بخشی از این توانایی را در «حرف خصوصی» به فعلیت رسانده است.

 

 

در ادامه این مراسم بیژن ارژن که از رباعی سرایان برجسته معاصر است، پشت تریبون حاضر شد و تاریخچه ای از رباعی از بدو تا امروز را برای علاقمندان توضیح داد.

 

حمیدرضا شکارسری نیز به عنوان منتقد صحبت های جامعی در خصوص عطری و کتابش داشت. شکارسری گفت: گاهی شعرا در زمره شاعران آوانگارد می‌گنجند. جریان های شعری روزگار خود را نمی‌پذیرند و از خود چیزی ابداع می‌کنند. برخی دیگر از جریان های رایج تبعیت می‌کنند که اینان خود به دو دسته تقسیم می‌شوند. کسانی که چیزی به این جریان اضافه نمی‌کنند و کسانی که چیزی به آن می‌افزایند.

 

شکارسری افزود: علی عطری از شاعران دسته آخر است که به جریان رباعی سرایی چیزی اضافه کرده است. در روزگاری هستیم که مخاطب حوصله زیادی ندارد. کوتاه سرایی حتی در قالب کلاسیک هم خود را نشان می‌دهد.

 

این شاعر و منتقد در ادامه گفت: حرف خصوصی علی عطری ویژگی های شاخصی دارد. یکی از آن ها درست بودن ساختار رباعی است. در رباعی های عطری تا زمانی که بیت اول تاثیر خود را نگذارد، بیت دوم تاثیر درست و ضربه وار ندارد.

 

شکارسری اضافه کرد: رباعی های عطری گونه ای ملاحت، شیرینی و نوعی حرکت آگاهانه به سمت دیپلماسی طبیعی کلام دارد. عطری تخیلی عجیب دارد. وجود چهار مصراع، تخیل را محدود می‌کند. اما عطری به خوبی از پس آن برآمده است.

 

این استاد شعر سپید، نکته مهم دیگری را یادآور شد. اینکه مجموعه «حرف خصوصی» تنها یک مجموعه شعر نیست. یک کتاب شعر است. مجموعه شعر، انتخابی تصادفی از اشعار یک شاعر است. اما کتاب شعر انتخابی هدفمند از اشعار است. عطری چهارپاره های محاوره ای بسیار خوبی دارد. اما در این کتاب تنها رباعی آمده است.

 

 

حمیدرضا شکارسری در پایان صحبت های خود گفت: در پایان خوانش این کتاب، به خوبی راوی را می‌شناسیم. با شخصیتی روبرو می‌شویم که پایه نگاهش به جهان مذهبی است. نیمی از اشعار این کتاب مضامین مذهبی و نیمی دیگر حتی آن هایی که شاعرانه و عاشقانه است نیز درون مایه های مذهبی دارد.

در ادامه این مراسم شاعران به شعرخوانی پرداختند و علی عطری «حرف خصوصی» را برای علاقمندان امضا کرد.


لازم به ذکر است که علی عطری دبیر ادبیات مقطع دبیرستان است و شاگردانش در مراسم رونمایی از «حرف خصوصی» او سنگ تمام گذاشتند.

 

کد خبر: 890

منتشرشده در گزارش

مجموعه شعر «آدمها با مرگ شاعر می‌شوند» اثر معصومه درفشیان به همت انتشارات فصل پنجم منتشر شده است.

در همین راستا دو تن از شاعران سپید سرا و افرادی که در این حوزه صاحب نظر هستند، یادداشت هایی را برای آن نوشته و آن را در اختیار تارا قرار داده اند.

یادداشت های جمال بیگ و کیانوش خان محمدی را در ادامه می‌خوانید:

 

جمال بیگ: شعر در هر زمان و مکان، تعریفی متفاوت دارد و شاعر کسی است که در زمان و مکان متوقف نشود، این مساله را می‌توان در جای جای کتاب «آدمها با مرگ شاعر میشوند» دید. معصومه درفشيان در این مجموعه نشان داد، شاعری است که متوقف نمی شود.


نام کتاب «آدمها با مرگ شاعر میشوند» خودش به تنهایی یک شعر است زیرا اگر رسالت شعر را ساخت معنا( و نه ایجاد معنا) بدانیم، همین نام به تنهایی ساخت معنا می نماید.

در شعر «چه میگوییم» مهم نیست، «چگونه گفتن» مهم است. در جهان تکنولوژی امروز ، دسترسی به معناهای اماده، آسان است، اما ساخت معناهای جدید، تنها موردی است که صرفا به عهده ی شاعران است. شاعر است که جهان را می آفریند و به جهان در حوزه ی زبان و معنا، می‌افزاید. و این کاری است که معصومه درفشیان در کتابش انجام داده و مخاطب را مدام با جهان های جدید و معناهای جدید روبرو می‌کنند.

«معصومه درفشیان» در ساخت زمینه و پیش زمینه (که در شعر امروز بسیار دارای اهمیت است)بسیار موفق است. مانند مثالی که با چرخش کلید، جهان را می چرخاند.

...کلید را می چرخانی
جهان میچرخد...

کیانوش خان محمدی: ارایه های ادبی، موردی است که همه ی شاعران از آن آگاه هستند و استفاده میکنند. اما آنچه تفاوت ایجاد میکند (بین شعرهای مختلف حتی با کشف یکسان)، قطعا اجرا است.
چهار عنصر مهم در اجرا عبارتند از فرم، زبان، ریتم و ساختار.


هر چند در بیشتر محافل ادبی، این ترتیب متفاوت است و بیشتر به زبان اهمیت میدهند بعد فرم و بعد ساختار و در نهایت (بسیار معدود) به ریتم اهمیت میدهند. که اتفاقا مهم ترین تاثیر هراثر هنری ائم از موسیقی و نقاشی و تاتر و ادبیات و ... ریتم است.

توجهاتی که «معصومه درفشیان» به فرم و ساختار شعر دارد بسیار حایز اهمیت است. خصوصا در نیمه ی ابتدایی کتاب ، توجه شاعر به فرم بسیار مشهود است. به طور مثال در سه سطر اول کتاب:
١. سالها آلزایمر گرفته اند
٢. روزها فراموشی
٣. ماه نامش را هم از یاد برده است.

شاعر در سه سطر، فرم شعر را شکل میدهد و بعد جهان خودش را وارد میکند. «درفشیان» اصولا از امور محسوس شروع کرده و بعد جهان خودش را دخالت داده و وارد دنیای تخیل می‌شود.

فرم، حلقه ی مفقوده ی شاعران سپید سرایی است که صرفا در سطح ابتدایی شعر و کشف باقی مانده اند. همانطور که در شعر کلاسیک ابتدایی ترین عامل پیوند شعر، وزن است در شعر سپید نیز،فرم همین رسالت را به عهده دارد(قبل از آنکه وارد ساختار شویم )
به واقع این مجموعه پیشنهاد استفاده از فرم را حتی به شاعران دیگر نیز ارایه می دهد.
فرم و ساختار واحد است که باعث می شود شعر بلندی که در چند صفحه ارایه میشود، مشخصا نشان دهنده ی یک واحد شعر بلند باشد، نه تکه های کلاژ شده .
البته شاعر در ایجاد فرم ها ی مختلف، خلاقیت کمتری نشان داده و فرم های جدید تر و ابداعی کمتر می بینیم.

استفاده از بازیهای زبانی موفق را (درست شبیه تمام مجموعه های این روزگار)کمتر میبینیم. چرا که زمانه ای است که شعر مسیرش را از بازیهای زبانی جدا کرده است.

دیالوگ های در خدمت اجرا و تغییر زبان از معیار به محاوره و برعکس، رنگ و لعاب هایی است که اجرای مجموعه ی «ادمها با مرگ شاعر ميشوند» را موفق نموده است.

دوری «معصومه درفشیان» از کلیشه های معمول و ساختار های زبانی رایج، از نکات مثبت کتاب است. زبان در کتاب بسیار محکم است، حتی در ساختار های علت و معلولی.

«درفشیان» شاعر استراتژیک است و میتواند شعرهای بلند بنویسید هر چند که کمتر ما را وارد دنیایی کاملا نامتعارف مینماید.
جهان بینی غالب «معصومه درفشیان» گاهی بر شاعرانگی اش میچربد. و این نکته ایست که خصوصا در شعرهای نیمه ی دوم کتاب، بیشتر مشهود است.

اما ریتم در این مجموعه هم مثل بیش از ٩٠درصد مجموعه های این روزگار، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

جمال بیگ و کیانوش خان محمدی/ اسفند 96

منتشرشده در یادداشت هفته

نشست شاعرانه و امضای آثار محمد شیخی برگزار شد.

 

آیین امضای دو مجموعه شعر «تلقین» و «مدارا» سروده محمد شیخی عصر امروز در کتابسرای فصل پنجم (خانه شاعران) با حضور شاعران، ناشران، خبرنگاران و علاقمندان به ادبیات برپا شد.

 

انتشارات فصل پنجم در اقدامی تازه به برگزاری جشن امضا برای مولفین خود پرداخته و برای اولین جشن به سراغ محمد شیخی رفته است.

 

 

این مراسم ها در کتابسرای فصل پنجم واقع در خیابان انقلاب، پاساژ فروزنده، طبقه منفی یک، خانه شاعران برگزار خواهد شد.

 

جشن امضا و دیدار با شاعرهای آینده نیز متعاقبا اعلام خواهد شد. ضمن اینکه حضور برای عموم آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 750

منتشرشده در گزارش

 

آیین رونمایی و جشن امضای مجموعه شعر «معشوق سنتی» اثر هدی احمدی در فرهنگسرای بهمن برگزار شد.

 

مراسم معرفی و رونمایی مجموعه معشوق سنتی که به همت انتشارات فصل پنجم منتشر شده، با حضور شاعرانی چون صابر کاکایی، صابر ساده، رضا شالبافان، آریا معصومی، مرتضی جهانگیری، مریم جعفری آذرمانی، حافظ عظیمی، امیر پیرنهان و... و با سخنراني منتقدانی چون دکتر سید جعفر عزیزی و دکتر اصغر علی کرمی با دبیری ، نقد و اجرای حمیدرضا شکارسری برگزار شد.

 

سید جعفر عزیزی در کسوت نخستین منتقد این جلسه گفت: در ابتدا باید دید که نام این متن ها و این مجموعه را چه باید گذاشت. در شعر کلاسیک نحوه قرار گرفتن قافیه ها، قالب را مشخص می‌کند. اما در شعر سپید، نداشتن وزن عروضی و نحوه به کارگیری زبان مهمترین عناصر است. معشوق سنتی، وزن عروضی ندارد، اما کارکرد زبانی مشخصی هم ندارد. شاید بتوان این مجموعه را زیرمجموعه افوریسم دانست که در تعریف آن گزیده گویی و کوتاه گویی آمده است و عمدتا شامل چهار ویژگی ایجاز، عدم قطعيت و تعین پذیری، بیان تمام نشده يا پايان باز و پرداختن به چیزهایی ست که انگار می‌دانیم ولي نگفته ایم و از كنارش به راحتي گذشته ايم.

 

وی ادامه داد: در معشوق سنتی، ایجاز وجود دارد، اما البته در برخی از موارد به اطناب کشیده شده است. با اين حال با توجه به عدم قطعیت و عدم تعین پذیری و پايان باز هم جلوه هايي وجود دارد كه می‌توان مجموعه را زیرمجموعه افوریسم دانست.

 

این منتقد افزود: در بحث تشبیه، تشبیه بلیغ بهترین نوع است. از آن جاییکه استعاره تشبیه خلاصه شده است، این مجموعه نه تنها استعاره که تشبیه بلیغ هم ندارد و به پختگی زبان که معیار این باب است، نرسیده است.

 

جعفری اضافه کرد: موتیف های مشترک در این کتاب به وفور به چشم می‌خورد. اندیشه های مشترک، مساله ای است که وجود دارد اما اینکه با خواندن شعری، به صورت کاملا دقیق به یاد شعر شاعر دیگری باشیم، درست نیست .

وی در پایان گفت که درکل این مجموعه کاملا ارزشمند و قابل احترام است و شعرهای زیبایی در آن به چشم می‌خورد. به طور كلي نکات مهم در بررسي اين مجموعه استعاره، تقلید و چگونه گفتن بود.

 

 

اصغر علی کرمی دیگر منتقد این جلسه در خصوص «معشوق سنتی» گفت: هدی احمدی گرایش بیشتری به تمثیل دارد تا استعاره. وقتی شاعری غلبه در شعرش بیشتر از استعاره باشد، در واقع نوعی گفتگو و تیپ فکری خاص را مطرح می‌کند.

 

وی اافزود: گرایش این اشعار به طبقه ویژه جامعه است و این موضوع که من از چنین طبقه ای هستم را نمایش می‌دهد.

 

علی کرمی ادامه داد: او یک روانشناس است و همواره گفتگویی با انسان ها دارد و این در شعرش کاملا مشهود است.

 

این منتقد در پایان گفت که ما در این مجموعه با یک برش و کشف سر وکار داریم. کشف آنی و لحظه ای است و اين که آیا ما می‌توانیم با شعر، که پدیده ای کاملا شخصی است، ارتباط برقرار کنیم یا خیر از چیزهایی است که باید در مورد معشوق سنتی تفکر کرد.

 

حمیدرضا شکارسری نیز در مقام دبیر و منتقد جلسه گفت: در رابطه با ساختار با ذکر دو نکته روبرو می‌شویم. یکی اینکه در مورد ساختار ويژه اثر و صرفا ساختار خود مجموعه سخن بگوييم و دیگر اين كه ساختارکلی شعر روزگار و ارتباط شعر يا مجموعه مورد نظر  با آن صحبت شود. به عنوان مثال در خصوص ایجاز، پایان ها و لحظات درخشان صحبت شد. من درخصوص انتساب این اشعار به جریان های موجود در روزگارمان صحبت می‌کنم.

 

در روزگاری به سر می‌بریم که کوتاه نویسی یک ارزش است. چرا امروزه شعر سپید، در قالب کوتاه نوشته می‌شود. شاید عکس العملی در برابر شعر دهه گذشته و آگاهانه است. شاید شعر محتواگراي امروز می‌خواهد در کوتاه ترین زمان و به موثرترين شكل حرف خود را بزند. و شايد هم شاعر ناخودآگاه با توجه و با ملاحظه ي فرصت و سرعت زندگي مخاطبان خود به كوتاه نويسي روآورده است . در هر صورت كوتاه نويسي امروز يك نياز اجتماعي و فرهنگي و پاسخگويي به يك نياز فرهنگي و اجتماعي است .

 

شکارسری ادامه داد: هدی احمدی به نوعی در جريان حرکت کردن در جهت موج روزگار قرار گرفته است و این بد نیست. موردهای بسیاری بوده که شاعر خلاف جهت حرکت کرده و شکست خورده است. نمي توان انتظار داشت كه تمام شاعران يك روزگار همگي زبان و فضاي ويژه خود را داشته باشند و بخ زبان ويژه خود رسيده باشند كه اين عملا غيرممكن است .

 

 

وی در دفاع از اطنابي مختصر در بعضي از اشعار معشوق سنتي افزود: گاهی اوقات شاعر، در محدوده کوتاه شعر کوتاه، به كمي اطناب روی آورده و تا شعر را عینی کند و شعر با داشتن لوكيشن قابل باورتر شود و تصویري تر شود. پس گاهي مختصري اطناب و توضيح بيشتر لازم است. هدا احمدي علي رغم موفقيت در تصوير سازي و مضمون آفريني بايد در كار با زبان و حذف حشو و زوايد آن هم جدي تر از اين باشد .

 

این منتقد نیز در پایان گفت: روی هم رفته من شعرها را جزو شعرهای کوتاه و ساده نویسی شده ي امروز طبقه بندی می‌کنم. موضوعاتی چون زنانه نویسی، عشق، مرگ و جنگ در «معشوق سنتی» وجود دارد.

بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه اين كتاب در این مدت کوتاه فروش بسیار خوبی داشته است كه نشانه اقبال مخاطبان به اين نوع سرايش است .

 

نشست های ادبی چهارشنبه های بهمن ، هر چهارشنبه از ساعت 17 در فرهنگسرای بهمن برگزار می‌گردد. لازم به ذکر است که حضور علاقمندان بلامانع و رایگان است.

 

عکس: کانون بهمن

کد خبر: 722

منتشرشده در گزارش
صفحه1 از4

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد