انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

قیصر امین پور از جمله شاعرانی بود که در شکل گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تاثیرگذار بود.

 

قیصر امین پور یکی از تاثیر گذارترین شاعران دوره انقلاب اسلامی است. وی از جمله شاعرانی بود که در شکل گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۶ تاثیرگذار بود. وی در آن زمان مسئول صفحه شعر هفته نامه سروش بود. اولین مجموعه شعرش با نام «دفتر آفتاب» را در سال 1363 منتشر کرد که در قالب های رباعی و دو بیتی بود. پس از آن کتاب «تنفس صبح» را منتشر کرد. این کتاب تعدادی از غزل های این شاعر را به همراه بیست شعر نیمایی اش دربرمی گیرد. برخی به اشتباه تصور می‌کنند شعرهای نیمایی این شاعر شعر سپید است و نیمایی نیست.

 

قیصر امین پور با وجود اینکه هیچگاه شعر بی وزن نسرود، شعر سپید  را هرگز رد نکرد. وی در سال 1368 برنده جایزه نیما یوشیج با عنوان مرغ آمین شد. وی در سال 1382 عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی شد. شعرهای امین پور از نظر بلاغی ارزشمند بود و بر ظرفیت توانمندی زبان فارسی افزود. او توانست ویژگی های سبکی و بلاغی شعر کلاسیک و نیمایی را با شعرهایش تلفیق کند. یکی از عوامل موثر در برجستگی سبکی آثار قیصر امین پور، نوآوری در بلاغت و درک انتظار مخاطبان امروز از شعر است.

 

قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید، در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی وی بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد، ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر «به قول پرستو» و «مثل چشمه مثل رود» آوازه و شهرت خوبی دارند.

 

در شعر قیصر امین پور ویژگی هایی چون مضامین بکر، اندیشه های نو، زبان امروزی،گوناگونی موضوعات، تنوع وزن ریتمیک و همچنین واژه های موزون و خوش آهنگ در شعرهای کودک و نوجوانش وجود دارد. قیصر امین پور نامی آشنا در حوزه کودک و نوجوان بود. وی مانند بسیاری از شاعران در این حوزه زیاد نمی ماند و از نمونه های آثار وی در این بخش می توان به «مثل چشمه مثل رود»، «به قول پرستو»، «تنفس صبح» و «در کوچه انقلاب» اشاره کرد.

 

امین پور محصول تلاش فكرى سالهاى 57 و نسل دوم انقلاب است. او در سال 1357 زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشكى در دانشگاه تهران ترك كرد، اما پس از مدتى از این رشته انصراف داد و به رشته علوم اجتماعى نقل مكان كرد. باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات مشغول به تحصیل شد. در همان سالها در شكل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شكاك، حسین خسروجردى و ... همكارى داشت. گروهى كه بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعدها چهره هایى چون عبدالملكیان، كاكایى، فاطمه راكعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت سال بعد یعنى در سال 1366 او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و 2 سال بعد به كمك دوستانش دفتر «شعر جوان» را راه اندازى كرد.

 

سید عباس سجادی، مدیرعامل بنیاد آفرینش های هنری نیاوران درباره قیصر امین پور می گوید: امین‌پور از نظر من انسان غریبی بود. پشت چهره همیشه خندان وی، غمی نهفته بود، زیرا این شاعر بزرگ هیچ‌گاه از درد جامعه دور نبود.

 

در بخشی از مقاله دکتر نظری استاد دانشگاه در خصوص امین پور آمده است: قیصر از معدود شاعرانی است که اخلاق و انصاف را در اشعارش رعایت کرده‌است. وی شاعری بوده که انقلاب را تجربه کرده ولی از شتاب زدگی در اشعارش اجتناب می‌کند، در اشعار قیصر می‌توان ظرایف و تعامل را دریافت کرد. قیصر شاعری است که ساکن آرمان شهر و سازنده آرمان شهر بود. قیصر جامعه‌ای آرمانی که عدالت در آن گسترده باشد طلب می‌کرد، آرمان شهری که پیوند میان فرد و مذهب را می‌پندارد.

 

مقام معظم رهبری در پیام تسلیت درگذشتشان برای قیصر امین پور نوشتند: «با اندوه و دریغ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانهٔ انقلاب دکتر قیصر امین‌پور را دریافت کردم. از دست دادن او برای اینجانب و برای همهٔ اصحاب شعر و ادب، خسارت‌بار است. او شاعری خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله‌های این هنر بزرگ پیش می‌رفت… او و دوستانش نخستین رویش‌های زیبا و مبارک انقلاب در عرصهٔ شعر بودند و بخش مهمی از طراوت و جلوهٔ این بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزیز و دیگر دوستان همراه اوست.»

 

از نمونه اشعار قیصر امین پور می توان به اشعار ذیل اشاره کرد:

 

«حرف‌های ما هنوز ناتمام…

تا نگاه می‌کنی:

وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه باخبر شوی

لحظهٔ عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی…

ای دریغ و حسرتِ همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!»

 

وی همچنین می سراید:

 

«و قاف حرفِ آخرِعشق ست

آنجا که نام کوچک من

آغاز می‌شود»

 

 کد خبر: 876

منتشرشده در گزارش

پایان قیصر، برای من هم پایان خیلی چیزها بود، از جمله " دفتر شعر جوان " که حدود بیست سال، به یک معنا آن را با خون دل پرورانده بودیم و من به شخصه همه ی توان و وقت و دلبستگی هایم را خرج این دفتر کرده بودم!

 

نه من انتخاب کرده بودم و نه قیصر! اما مجموعه شرایط به نحوی رقم خورده بود که نسبت به سایر دوستان آن ایام، که بعدا بطور مشخص در " دفتر شعر جوان " همان ایام ( نه آن چیزی که اکنون با همین عنوان وجود دارد! ) همکار شدیم.

 

من و قیصر، فرصت های بیشتری داشتیم که در کنار همدیگر باشیم و همین فرصت ها موجب شده بود تا طی مدت بیست و چند سال (چه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال های اول انقلاب که قیصر در آن دانشکده دانشجو بود و من کارشناس علوم اجتماعی - و دوستی ما از همان زمان آغاز شد - و چه در سال های بعد که خانه هایمان نسبتا نزدیک بود، من ماشین داشتم و قیصر ماشین نداشت و مسیر رفت و برگشت دفتر شعر جوان را معمولا با هم می رفتیم و هنگام برگشت معمولا ماهی یکی دو نوبت که هوائی می شدیم به اتفاق می رفتیم و سر از منطقه کن و جاده های سنگان و امام زاده داود در می آوردیم و چه در فرصت ده روزه ی نمایشگاه کتاب تهران که هر دو به صورت تمام وقت در غرفه ی دفتر شعر جوان حضور داشتیم و مشغول گپ و گفت با مهمانان و شاعران جوان بودیم)

 

خلوت و خاطرات بسیاری با هم داشته باشیم که اگر سودای نوشتن یا بازگوئی آن خاطرات، پی افکنده شود، شاید از دل آن ها، یک کتاب چند صد صفحه ای و یا یک مجموعه صوتی - تصویری 10 - 15 ساعته بیرون بیاید با عکس ها و نوشته ها و فیلم های نسبتا زیاد و منحصر به فردی که هنوز هم در جای جای اتاق و کمدها و کتابخانه ام پراکنده اند ، اما تا اکنون میل چنین سودائی در من قوت نگرفته است و شاید نیز این ماجرا هرگز اتفاق نیفتد !

 

چرا که در همه ی آن سال ها، نه قیصر احتیاج داشته است تا در کنار من عکس یادگاری بگیرد و نه من نیاز داشته ام تا به شانه های قیصر تکیه کنم!

 

جان کلام این است، قیصری که من می شناختم با قیصری که اکنون معرفی می شود یا دوست دارند این گونه معرفی شود ، فاصله ی فراوانی دارد!

 

پس از زادپرواز قیصر در هشتم آبان 86 دو - سه ماهی گیج و منگ بودم و تماما قیصر - قیصر می کردم که حاصل آن بی تابی ها، در همان ایام چند ماهه، کتاب شعری شد با حدود 130 شعر کوتاه ، با نام " حالا که رفته ای " !

 

پایان قیصر، برای من هم پایان خیلی چیزها بود، از جمله " دفتر شعر جوان " که حدود بیست سال، به یک معنا آن را با خون دل پرورانده بودیم و من به شخصه همه ی توان و وقت و دلبستگی هایم را خرج این دفتر کرده بودم! اما دو سه سال پس از قیصر، بازی روزگار و ناجوانمردی هایش .... بگذریم .

 

پس از پشت سر گذاشتن آن دو سه ماه ایام بی تابی، بر آن شدم که در باره ی قیصر سکوت کنم ، سکوتی تقریبا مطلق ! چرا که قیصر نیازی به بیان دلتنگی ها و سوگ سرائی های من نداشت و من هم نیاز و میلی در خود سراغ نداشتم تا بخواهم ، به نام و اعتبار قیصر آویزان شوم و نشدم !

 

حالا در آستانه ی دهمین سال زادپرواز قیصر، برآن شدم تا برای شناخت بهتر و بیشتر علاقه مندان ، از شخصیت این شاعر عزیز و انسان وارسته و کم نظیر ، برخی از خاطرات آن دوستی 27 ساله را به تدریج و به اجمال و اختصار بازنویسی کنم .

 

شاید اوایل دهه ی 80 بود، از طریق یکی از رسانه ها مطلع شدیم، یکی از ارگان ها برخی از هنرمندان را انتخاب کرده است برای رفتن به سفر حج و زیارت خانه خدا ، که اسم قیصر هم در میان آن اسامی بود.

 

مدتی بعد و در سالگرد زاد پرواز " سلمان هراتی " به همراه جمعی از دوستان شاعر، رفته بودیم به خرم آباد تنکابن ، بر سر مزار سلمان ، بعد از آن جا  سری زدیم به خانه پدری سلمان ، عصر روز نهم آبان بود . پدر سلمان عرقچین سفیدی بر سر داشت که حکایت می کرد اخیرا از زیارت خانه خدا برگشته است .

 

به ایشان خیر مقدم و زیارت قبولی گفتیم که پدر سلمان گفت هزینه این زیارت  حاصل محبت قیصر است که فیش زیارت خودشان را به من داده و علاوه بر آن ، یک فیش هم برای مادر سلمان تهیه و هزینه آن را هم پرداخت کرده است.

 

 

- بعد از ظهر یکی از روزها به اتفاق قیصر در خانه شاعران بودیم که منشی گوشی تلفن را به دست قیصر داد، آن سوی خط، دوست شاعرمان علی رضا قزوه بود که از کرمانشاه زنگ می زد و حامل این پیام که "در کنگره شعر دفاع مقدس، تصمیم گرفته ایم یکی از خیابان های کرمانشاه را به اسم قیصر نام گذاری کنیم.

 

قیصر به ایشان گفت، مگر خود کرمانشاه شاعر ندارد که می خواهید، خیابان آن جا را به اسم من نام گذاری کنید؟ شهری با آن همه شاعر معروف بهتر است این کار را برای یکی از شاعران کرمانشاه انجام دهید .

 

- در سال 77 حدود 14 - 15 نفر از دوستان شاعر  با هدف تشکیل یک تشکل سراسری برای شاعران کشور جمع شدند و اساسنامه تشکیل " انجمن شاعران ایران " را تهیه کردند که پس از پی گیری های لازم تصویب شد.

 

از آن جمع 14 - 15 نفره نام 6 نفر به عنوان هیات موسس در اساسنامه قید شد، کار را شروع کردیم و بعد از یکی دو سال، به تدریج موضوع عضوگیری در هیات مدیره انجمن ( که همان 6 نفر هیات موسس بودند ) مطرح شد، هر بار به دلایلی منجر به نتیجه نشد، بعدا متوجه شدیم که اساسنامه انجمن یک مشکل اساسی دارد و آن اینکه، ماهیت، این اساسنامه مربوط به یک موسسه خصوصی چند نفره است، نه یک انجمن فراگیر برای شاعران کشور، این واقعیت با هدف اولیه، تفاوت اساسی داشت و لاجرم نیاز به تغییر اساسنامه ، که دو سه نفر از اعضاء با آن مخالف بودند، در این میان نظر قیصر به طور مشخص این بود که اگر می خواهید به همین شکل موسسه چند نفره باقی بماند ، لااقل این اسم غلط انداز را اصلاح و کلمه " ایران " را بردارید.

 

اتفاقی که متاسفانه هیچگاه نیفتاد و اکنون که از آن جمع 6 نفره، 3 نفر فوت شده اند و من هم حدود 6 سال است در اعتراض به همان وضعیت ، به انجمن نمی روم ، نمی دانم اداره امور آن جا و همچنین دفتر شعر جوان ( با وضعیت مشابه ) به لحاظ حقوقی ، چگونه است؟

 

- قیصر در یکی از شعرهایش، می گوید " خواهرم فروغ " که نگاه من نیز همین گونه است ، هر چند که این دو نگاه مشترک ، با نوع نگاه طیفی از جماعت اهل سیاست ( که البته کمترین شناخت را از فروغ و شعر فروغ دارند ) دارای تفاوتی محسوس است.

 

در آن سال ها، هر از گاهی به اتفاق بر سر قبر خواهرمان می رفتیم و با او گفتگو می کردیم، حاصل آن دیدارهای فروغ یاب ، بیان این باور مشترک بود که کاش ارگان های فرهنگی مسئول، توجه بیشتری نسبت به آرامگاه مشاهیر شعر معاصر ایران داشتند و آن ها را از این غربت و انزوا ، در کشور خودشان در می آوردند.

 

در شرایطی یک سان ، سازه های مزار یک شاعر سر به آسمان می ساید و در همین شرایط ، از حداقل توجه به مزار شاعران دیگری که به سبب خدمت به شعر امروز ، چیزی از همان شاعر اول کم ندارند ، پرهیز می کنند !

 

- آخرین روز یکی از نمایشگاه های کتاب تهران بود به دعوت دکتر معظمی مدیر انتشارات دارینوش، جمعی از شاعران و هنرمتدان، برای صرف شام در منزل ایشان بودیم. از جمله ی حاضران آن شب در منزل دکتر، می توانم به این نام ها اشاره کنم ، خسرو شکیبائی ، سید علی صالحی، قیصر امین پور، پرویز پرستوئی، محمد علی بهمنی، حسین بختیاری، من، مصطفی معظمی، رضا یزدانی، یغما گلروئی (که البته این دو نفر هنوز جوان تر بودند و با چه اشتیاقی در بین جمع حضور داشتند) و .... جمعی دلنشین، همراه و همنفس، که اگر تلخ باوری ها و تلخ داوری های اهل سیاست بگذارد ( بدون توجه به خط کشی ها و مرزبندی های سیاست پیشگان ، چه قدر راحت و نزدیک، می توانند در کنار یکدیگر باشند.

 محمدرضا عبدالملکیان/ 8 آبان ماه 96 

 

منبع: عصر ایران

کد خبر: 700

منتشرشده در گزارش

ترجمه انگلیسی گزیده‌ای از سروده‌های قیصرامین‌پور توسط بنیاد مطالعات ایرانی در لندن منتشر شد.

محمدجواد آسمان دبیر مرکز ترجمه حوزه هنری با اعلام این خبر گفت: بنیاد مطالعات ایرانی در لندن به مدیریت آقای سلمان صفوی یکی دو سال پیش تفاهم‌نامه‌ای با مرکز ترجمه حوزه هنری به مدیریت سرکار خانم سعیده حسینجانی منعقد کرد که بر اساس آن، قرار شد کتاب‌هایی حاوی گزیده اشعار شاعران معاصر ایران توسط مرکز ترجمه آماده شود و برای ترجمه و انتشار در اختیار بنیاد مطالعات ایرانی لندن قرار گیرد. خوشبختانه روند کار با سرعت و کیفیت خوبی در حال انجام است و سال گذشته شاهد رونمایی دو کتاب از این مجموعه یعنی ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی و ترجمه انگلیسی گزیده اشعار دکتر علی‌رضا قزوه بودیم. پس از این هم ان‌شاء الله کار ترجمه و انتشار کتاب‌هایی از سروده‌های دیگر شاعران معاصر ایران مانند زنده‌یاد سلمان هراتی، زنده‌یاد طاهره صفارزاده، محمدرضا عبدالملکیان، زنده‌یاد بیژن نجدی، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) و... خواهیم بود».

 

آسمان با اشاره به اتمام ترجمه و آغاز روند انتشار ترجمه انگلیسی گزیده اشعار قیصر امین‌پور افزود: قیصر دین بزرگی بر گردن شعر فارسی سه دهه اخیر دارد و جایگاه او در شعر معاصر ما جایگاه بی‌بدیلی‌ست. به همین دلیل غفلت از ترجمه سروده‌های او بخشودنی نبود و نباید می‌گذاشتیم انعکاس اشعار او به زبان انگلیسی که یکی از مهم‌ترین زبان‌های بین‌المللی‌ست از این دیرتر شود».

 

وی ترجمه شعر را که از ثروت‌های بی‌مانند تمدن ایرانی‌ست یکی از بهترین راه‌های مقابله با ایران‌هراسی و ایرانی‌هراسی دانست و ملاک گزینش اشعار شاعران این مجموعه را انطباق با ذائقه مخاطب جهانی عنوان کرد و ادامه داد: «از ابتدا قرار ما این بوده که معیار انتخاب اشعار این شاعران، قابلیت درک و همنوایی خوانندگان و علاقه‌مندان جهانی شعر و تأکید بر جلوه‌های انسانی و صلح‌آمیز شعر معاصر ایران باشد. از همین رو از بین اشعار خوب این شاعران، آن‌هایی گزین شده‌اند که واجد چنین ویژگی‌هایی باشند؛ تا هم پیشاپیش بتوانیم روی رغبت مخاطب غیرفارسی‌زبان به مطالعه این سروده‌ها حساب کنیم و هم تصویر درستی از دغدغه‌های متعالی و انسان‌دوستانه شعر معاصر ایران به جهان ارائه کرده باشیم».

 

ترجمه انگلیسی گزیده سروده‌های قیصر امین‌پور به انتخاب محمدجواد آسمان توسط نشر بنیاد مطالعات ایرانی لندن در کشور انگلستان منتشر شده است.

 

کد خبر: 586

منتشرشده در گزارش

کودکی‌هایمان سرشار از خاطراتی است که از شعرهای او داریم. او تمام عمرش را وقف شعر و پژوهش در ادبیات کرد. و «ق»، حرف آخر عشق، آغاز نام کوچک او بود. امروز، دوم اردیبهشت ماه، زادروز قیصر امین‌پور است و تارنا به همین بهانه‌، مروری بر زندگی این شاعر نامدار معاصر خواهد داشت.

 

 قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در روستای گتوند از توابع شهرستان شوشتر در استان خوزستان به دنیا آمد. قیصر دوران راهنمایی را در مدرسه‌ی دکتر معین و دوران دبیرستان را در دبیرستان آیت‌اله طالقانی دزفول گذراند. در سال ۱۳۵۷ در رشته‌ی دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد اما پس از مدتی از این رشته انصراف داد.

 

قیصر به دلیل علاقه‌ به ادبیات، در سال ۱۳۶۳ در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد و ادبیات را تا مقطع دکتری ادامه داد. او در سال ۱۳۷۶ از پایان‌نامه‌ی دکتری خود با عنوان«سنت نوآوری در شعر معاصر» با راهنمایی محمدرضا شفیعی کدکنی دفاع کرد و پایان‌نامه‌اش در سال ۱۳۸۳ از سوی نشر علمی و فرهنگی منتشر شد.

 

از شاعرانی بود که وجودش بر شکل‌گیری بخش شعر حوزه‌ی هنری بسیار موثر بود. امین‌پور اولین مجموعه‌اش با نام «در کوچه آفتاب» که دفتری از رباعی و دوبیتی بود، در سال ۱۳۶۳ منتشر کرد. او به دنبال مجموعه‌ی اول «تنفس صبح» را منتشر کرد.

 

قیصر امین‌پور،‌ در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان نیز تاثیرگذار بود و از او مجموعه‌هایی مانند «مثل چشمه، مثل رود»، «به قول پرستو» و «ظهر روز دهم» بر جای مانده است. قیصر مدتی نیز به سردبیری سروش نوجوان مشغول بود. مقالات علمی او امروز مورد استناد بسیاری از اهالی قلم است. دکتر قیصر امین‌پور از شاعران برتر دفاع مقدس در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ است.

 

 

دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۱۳۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۱۳۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد.

 

قیصر در آخرین روزهای سال ۷۷ دچار سانحه تصادف و به شدت مجروح شد. شدت جراحات به حدی بود که او تا مدت‌ها تحت جراحی و معالجه قرار می‌گرفت و حتی برای ادامه‌ی معالجات به انگلستان رفت. در سال ۱۳۸۱ ، قیصر تحت عمل پیوند کلیه قرار گرفت و نسبتا بهبود یافت. آبان‌ماه ۱۳۸۶ بود که دکتر قیصر امین‌پور بر اثر مشکلات قلبی و کلیوی در بیمارستان دی درگذشت و پیکرش در گتوند (زادگاهش) به خاک سپرده شد.

 

برای شناخت هر شاعر، بهترین راه خواندن اشعاری‌است که از وی به جای مانده است. بی‌شک چنین اشعار لطیفی نشان دهنده‌ی روحی بلند و طبعی ظریف است. با هم قطعه شعری از او می‌خوانیم. روحش شاد و یادش گرامی باد.

حرف های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود

 

کد خبر: 449

خبرنگار: زهرا محمدی

منتشرشده در گزارش

 

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گتوند در استان خوزستان گفت: نهمین همایش شعر بزرگداشت قیصر امین پور با عنوان «در کوچه آفتاب» همزمان با سالگرد درگذشت این شاعر بزرگ در زادگاه وی برگزار می شود.

محمدعلی اسدی گفت: این همایش هشتم آبان ماه با حضور شاعران و نویسندگان صاحب نام کشور و نیز مسئولان کشوری و استانی و در سالن همایش های قیصر امین پور گتوند برگزار خواهد شد.

وی اضافه کرد: سخنرانی، شعرخوانی، برپایی نمایشگاه کتاب، عکس و کارگاه خوشنویسی همچنین حضور بر مزار قیصر امین پور از جمله برنامه های این همایش یک روزه است.

وی همچنین دیدار با خانواده قیصر امین پور و رونمایی ازکتاب مجموعه شعر ردپای پاییز را که به همت یکی از شعرای گتوند گردآوری شده؛ از دیگر برنامه های این همایش برشمرد.

 

 

قیصر امین پور از زمره شاعرانی بود که از همان آغاز فعالیت حوزه هنری به جمع گروه شعر آنجا پیوست و همگام با سایر شاعران فعال حوزه هنری در بسیاری از شب های شعر برگزار شده در جبهه های دفاع مقدس شرکت کرد و در مناطق مختلف عملیاتی به شعرخوانی پرداخت.

تنفس صبح و در کوچه آفتاب ، آینه های ناگهان ، گل ها همه آفتابگردانند و دستور زبان عشق از مجموعه های شعر این شاعر برای بزرگسالان و همچنین توفان در پرانتز (نثر ادبی) و منظومه ظهر روز دهم برای نوجوانان ، سنت و نوآوری در شعر معاصر و شعر و کودکی ، از دیگر آثار او هستند.

دکتر قیصر امین پور متولد دوم اردیبهشت ماه 1338 در گتوند، هشتم آبان سال 1386 براثر عارضه قلبی درگذشت و در زادگاهش گتوند به خاک سپرده شد.

منبع: ایرنا

کد خبر: 128

 

 

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد