اصغر علی کرمی:محمدی شاعری است که توقع معشوقه را بالا می برد--------- با تدریس امید چاوشی؛ کارگاه آموزشی شعر و ادبیات برگزار می‌شود ----------------- گزارش تصویری تولد محمدعلی بهمنی --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

 

آیین رونمایی از مجموعه غزل گاهی فقط سکوت به فریاد می‌رسد، اثر محسن محمدی امروز در انجمن ادبی ققنوس برگزار می‌شود. به همین بهانه به سراغ دکتر اصغر علی‌کرمی که دوستی دیرینه ای با محسن محمدی دارد رفتیم تا از منظر یک دوست و البته یک منتقد از این مجموعه بگوید:

 

اصغر علی‌کرمی در خصوص قالبی با عنوان غزل و شعر کلاسیک گفت: غزل سرایی در فرهنگ و ادبیات فارسی بیشتر از آنکه یک تجربه عروضی باشد، آیینی است که طی آن شاعر درک و تصوری نو از معشوق ارائه می دهد.  غزل سرایی آیینی است که اقتضا می کند در بیان جوشش عاشقانه کلام و وصف زیبایی های چشم و ابرو و تندی خال و خط معشوق از دیگر شاعران پیشی بگیری و حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی. چنین رویکردی همواره پیکره غزل کلاسیک و بعدها غزل نوقدمایی یا نئوکلاسیک را تحت تاثیر قرار داده و از بر همین اساس با غزلی روبرو هستیم که ابیات ضمن اشتراک در وزن و ردیف و قافیه و موضوع عاشقانه، از هم استقلال نسبی دارند و همواره یک یا دو بیت از یک غزل نغزتر و دلنشین تر بوده و به عنوان شاه بیت از آن یاد می کنند. این توصیف از هر نظر با غزل های محسن محمدی در مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» تناسب دارد.

 

این مترجم با نگاهی به مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» معتقد است که این مجموعه دربرگیرنده 40 غزل است که عموما در یک یا دو سال اخیر سروده شده اند و از نظر تجربه محتوایی و ویژگی های زبانی بسیار به نزدیک بوده و می توان گفت از این نظر مجموعه یکدست و منسجمی را رقم زده اند. این مجموعه سال 96 توسط انتشارات «آوای کلار» منتشر شده و نخستین عرضه آن در نمایشگاه کتاب گذشته صورت گرفت.

 

 

کرمی در ادامه به ویژگی های این کتاب اشاره کرد و گفت: ویژگی اصلی غزل های این مجموعه تلاش شاعر برای مضمون پردازی و بیان مسائلی است که از نگاه شاعران معاصر و غزل سرایان پیش از او پنهان مانده اند. البته با نیم نگاهی به تاریخ تغزل در زبان و ادبیات فارسی و صعود غزل از قله های بلند شعر مانند رودکی و حافظ و سعدی و صائب و بیدل و شهریار و دیگران ممکن است این تلاش را پیش از انجام به شکست متهم کند. هرچند محمدی هم چندان دست خالی از این بازار برنگشته و مجموعه غزل های پر از مضامین نو و ابیات دلنشین و شیرینی است که ریشه در صداقت شاعر و عمق تجربه عاشقانه او دارد. بیت های زیر نمونه هایی از این مدعا است:

همیشه و همه جا در کنار من هستی

تو مثل سایه که نه، باوفاتر از آنی

...

این بار می روم که تمامش کنم، رفیق

این تیغ نقشه های زیادی کشیده است

...

چه زود گرم و صمیمی شدم نوشتم «تو»

شبیه من کس دیگر «تو» را صدا نکند

 

و یا رباعی زیبایی که روی جلد بیرونی کتاب چاپ شده است:

 

پایان خوش عشق جنون خواهد شد

چشمان تو دریاچه خون خواهد شد

افسوس به اوج می رسد فواره

با علم به اینکه سرنگون خواهد شد

 

مترجم اشعار نزارقبانی در پایان به مقدمه ای که حمیدرضا شکارسری برای این مجموعه نوشته است می‌گوید: استاد حمیدرضا شکارسری در مقدمه همین کتاب، مضمون گرایی را وجه غالب شعرهای این مجموعه دانسته و مینویسد: «محمدی بیشتر غزل سرایی محتواگرا است تا فرم گرا و این خصوصیت به دلیل مضمون گرایی او است. حاصل کار شعری زودیاب و ساده است که گاه در سطح می ماند و گاه البته در عین سادگی می تواند عمیق تر بنماید:

 

هر شب خودم برای خودم گریه میکنم

تا صبح پا به پای خودم گریه می کنم

با این همه غالبا ملاحت و شیرینی خاصی در بسیاری از ابیات غزل ها می توان یافت که خواندن آثار را با لذت همراه میکند. از این منظر غزل های محمدی گریزگاهی است برای مخاطب خسته ی این زمانه تا تنی به موج شعر بزند و سرحال به سمت دقایق و ساعات پیش رو برود.»

 

کد خبر: 530

منتشرشده در گزارش

 

 وقتی حرف‌های اضافه ی شاعر تظاهرات می کنند.

«تظاهرات حرف‌های اضافه» مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری است که به تازگی  توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و نخستین بار سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران ارایه شده است.

 

جهان بینی شاعر از روی جلد کتاب تا آخرین حرف از آخرین شعر همه جا مشغول خودنمایی است. مطابق دستور زبان فارسی «حرف اضافه یکی از پاره‌های سخن است که برای بیان رابطه‌ای یا برای ساختِ ساختارهای دستوری به‌کار می‌رود. حرف اضافه معنای مستقل ندارد و کاربرد آن در زبان فارسی گاهی در بنده برای نقش نماییِ کلمات پیش و پسِ خود است.» اما حروف اضافه در این مجموعه نه تنها معنای مستقل دارند، بلکه نقش اصلی و قهرمان درونی برخی از شعرها نیز هستند. به عنوان نمونه شعر زیر:

 

«با» دست «به» را گرفته بود و

پا بر زمین می کوبید

«تا» مشت هایش را در هوا تکان می داد

«جز» روی کول «از» نشسته بود و شعار می داد

«در» پلاکاردی را بلند کرده بود:

«معنای ما چه شد؟

مفهوم ما کجاست؟»

ناگهان «بر» گلوله خورد

سرش ترکید

و حرف های

همچنان بی معنا گریختند ...(ص11)

 

همانطور که خواندید «حرف های اضافه» نقشی فرادستوری در شعر گرفته اند و بخاطر معنای از دست رفته شان تظاهرات می کنند. در کنار این معنا، ترکیب «حرف اضافه» معنای کنایی دیگری دارد و آن حرف بی پایه و اساسی است که معمولا گوینده را به نگفتن آن دعوت می کنند و اصطلاحا می گویند : «حرف اضافه نزن!». تظاهرات نیز در کنار معنای اصلی خود، یعنی راهپیمایی دسته جمعی در اعتراض به یک پدیده اجتماعی ، معنای دیگری دارد و آن جمع سالم «تظاهر»‌به معنای خودنمایی است و با در نظر گرفتن معنای دوم میبینیم از یک اعتراض و از سوی دیگر دهن کجی به اعتراض در گستره ذهنی و زبانی این مجموعه وجود دارد. از این زاویه با شاعری تیزهوش سروکار داریم که با کارکردهای دوپهلوی کلمات آشناست و این رویکرد از روی جلد کتاب آغاز کرده است.

 

دیگر قهرمان های شعرهای این مجموعه اسامی اشاره هستند. چنانچه یک شمارش و بررسی آماری در میان کلمات این مجموعه قرار بگیرد، اسامی اشاره و به ویژه «این» اشاره به نزدیک بیشترین کارکرد را نسبت به واژگان دیگر در این مجموعه دارند. شکارسری با نگاه به دنیای پیرامون و جستجو در میان عناصر بی شمار آن یک باره یک عنصر را در مرکز توجه خود می یابد و با اشاره به آن نگرش شاعرانه خود را بیان می کند. به عنوان مثال:

 

این چشم مال دختر نابینای همسایه

  
 
این دستها مال برادر جانبازم

  
 
این پاها مال گدای قدیمی محل

  
 
حتی این جگر مال قناری ترسویم

  
 
این دل

  
 
اما این دل

  
 
حتی پس از مرگ

  
 
فقط مال توست

  
 
به هیچ کس اهدا نمیکنم ...(ص7)

 

در واقع شاعر یکایک موضوعات شعرش را از میان گزینه های بی شمار دیگر جداکرده و با حرف اشاره دور یا نزدیک، آنها را در کانون توجه قرار می دهد و چنین رویکردی در اکثر شعرهای مجموعه به چشم می خورد. به نمونه های پراکنده زیر و کاربرد اسامی اشاره در آنها توجه کنید:

 

این جاده به سمت پایان

یک طرفه است (ص9)

 

در اولین صفحه

این کیست؟

در دومین صفحه

این ها کیستند؟(ص18)

 

در این آسمان اگر پرنده ای پر نزند

با این همه آبی بیهوده چه کند؟ (ص 21)

 

بی تو این لاک پشت کهن سال

هر ثانیه را هفته ها می کشد (ص 27)

 

این کلاغ چرا باید از من بترسد(ص 37)

آن تکه ابر شبیه پرنده بود

یا آن پرنده شبیه تکه ابر؟ (ص 51)

 

از دیگر رویکردهای شکارسری در این مجموعه برانگیختن احساس اشمئزاز و حال به هم خوردگی در مخاطب با استفاده از تصاویر نامطلوب است که با آنها نگاه خواننده را به جزئیات جلب میکند. به عنوان مثال:

 

در انتهایی ترین

در گم ترین سیب درخت

آرزوی دندان کرم خورده ای

در دل کرم تنها شکفته بود (ص 23)

 

در ادامع این رویکرد با شعرهای بسیاری روبرو هستیم که واژگانی نظیر : فضله، کرم و سوسک در آنها به کار رفته است و شاعر با ارائه تمثیل های کوچک و ساده ای که هر روز بی هیچ توجهی از کنارشان می گذریم ، ما را از خطر پوسیدن و فرو ریختن دنیای پیرامون مان آگاه می کند. به بیان دیگر شکارسری شاعری ساده نویس است که با بیان ساده و دور از پیچیدگی های ذهنی و زبانی، مسائل عمیق زندگی و جامعه را مورد موشکافی و توجه قرار می دهد.

 

«تظاهرات حرف‌های اضافه» تولید مرکز آفرینش‌های ادبی است که در شمارگان 2500نسخه منتشر شده و در این کتاب 100 شعر در قالب سپید گرد هم آمده است که مضامین و موضوعات مختلفی چون اجتماعی، سیاسی، عاشقانه و مذهبی را شامل می‌شود.

  
 
حمیدرضا شکارسری در خصوص این مجموعه و اشعاری که در آن گردآوری کرده است، می گوید: «در چند سال اخیر بیشتر کتاب‌های شعری که چاپ کرده‌ام وحدت موضوعی یا شخصیتی داشتند ولی یک سری کار هم داشتم که شامل حال این نقاط مشترک نمی‌شد که آن ها را در این اثر گردآوری کرده‌ام.»

 

 در پایان شعری از این مجموعه می خوانیم:  
 
دستا بالا!
 اطاعت
 اصلا با این دست‌های خالی 
 مگر کاری جز دعا از ما بر می آید؟!

 

اصغر علی کرمی/ خرداد 96

 

 

منتشرشده در یادداشت هفته

نزار قبانی شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور و در دنیای عرب از شهرتی بی‌همتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌ و مخاطبان بی‌شماری دارد. در این بخش به سراغ یکی از مترجمان آثار نزارقبانی در ایران رفتیم تا از تجربه برگرداندن آثار قبانی برایمان بگوید:

 

*جناب علی کرمی بین این همه شاعر بین المللی و عرب زبان چرا نزار قبانی را انتخاب کردید؟
من معتقدم که هنر اصلی یک مترجم در انتخاب متن برای ترجمه است. اشعار نزار قبانی در بیشتر موارد حتی کلمه به کلمه ترجمه می‌شود، این موضوع امتیاز ویژه ای برای مترجم به شمار می آید. چرا که شعرهای او  با زبان مبدأ درگیری چندانی ندارند و  بعد از جدایی از زبان عربی همچنان شاعرانگی آن تا حد زیادی حفظ می شود. البته استقبال بازار نشر هم در این امر بی تأثیر نبوده است.

 

 

* نزار چه ویژگی برجسته ای داشت؟
برای من مهمترین ویژگی نزار، گستردگی دایره موضوع و تفکر جهانی او است. این سالها هر بار خواستم خودم شعری بگویم و یا به موضوعی فکر می‌کردم تا آن را دستمایه ی شعرم قرار دهم، به سادگی دریافتم همان اندیشه و احساس در شعر نزار قبانی وجود دارد. این به آن معنی نیست که ذهن و زبان من تحت تأثیر نزار قرار گرفته است، بلکه به معنای گستردگی دایره موضوع در شعر نزار قبانی است. به بیان ساده تر انگار کشف موضوع به ویژه در عاشقانه های نزار قبانی، هیچوقت تمام نمی‌شود.

 

*مهمترین المان های شعر نزار چه چیزهایی هستند؟
مهمترین المان موضوعی زن است که در صورت های مختلف مانند: معشوقه، مادر و وطن نمود پیدا می کند. شاید شروع شاعر شدن نزار قبانی به خودکشی خواهرش در جوانی برگردد. آن موقع نزار شانزده ساله و شاهد بوده که خواهرش بخاطر نارضایتی از ازدواج اجباری خودکشی کرده است. احتمالا به همین خاطر نزار در بیشتر شعرهایش زن را در هجمه بی عدالتی اجتماعی دیده و خود را به عنوان ناجی زنان عرب معرفی کرده است. تحصیلات وی در زمینه حقوق و مبارزات آزادی طلبانه پدرش در جریان های سیاسی جهان عرب، و از همه مهمتر کشته شدن همسرش بلقیس در جریان یک بمب گذاری در سفارت عراق، می‌تواند دلایل شکل گیری چنین ذهنیتی در وی شده باشد

 

 

*چرا به شاعر زن معروف شده؟
چون زن موضوع اصلی شعرهای او است. نگاه بی پروا و توصیفات جسورانه وی نسبت به زن، زیبایی ها و حقوق وی، موضوعاتی هستند که تا پیش از وی گفته نشده و حتی غیراخلاقی به شمار می رفته اند. تا جایی که وقتی بعد از معاهده صلح اعراب و اسرائیل شعر انتقادی و آتشینی در اعتراض به سران عرب می سراید، مخالفینش می گویند: چرا نزار که شاعر زن و هرزگی است، برای وطن شعر گفته است و نزار پاسخ می دهد: کسی که سر بر شانه معشوقه اش نگذاشته و گریه نکرده باشد، نمی تواند سر بر خاک وطنش بگذارد و گریه کند.

 

*شما به عنوان مترجم اشعار نزار قبانی در ایران وی را چگونه تعریف میکنید؟
نزار قابل فهم ترین و ترجمه پذیرترین شاعری است که می شناسم. گمانم سازگاری عجیبی با ذائقه ی مخاطب فارس زبان داشته باشد و جالب اینکه شباهت های عجیبی از نظر لفظ و موضوع به شاعر پرآوازه و عاشقانه سرای خودمان حسین منزوی دارد که بررسی آنها در این مصاحبه مقدور نیست.

 

*شما شعرهایی از محمود درویش نیز ترجمه کرده اید؟ نظر خودتان چیست؟ آیا می‌توان درویش و قبانی را با یکدیگر مقایسه کرد؟
از جهاتی به هم شبیه هستند. شعر نزار و محمود درویش، هر دو از پارامترهای ساده نویسی تبعیت می کند، یعنی پیرامون یک موضوع یا کشف و تصویر نوشته شده و اصطلاحا تک هسته ای هستند، نسبت به بازی ها و درگیری های زبانی کم توجه هستند و شعرشان ترجمه پذیر است و هر دو مسائل عمیق مانند عشق و آزادی را به ساده ترین صورت بیان می کنند. البته نزار قبانی نسبت به محمود درویش شاعر شناخته تری است و مخاطب ایرانی، شعر او را با پیش فرض بیشتری می‌خواند و توقع عاشقانه محض دارد، طوری که ترجمه اشعار سیاسی نزار به فارسی احتمالا با استقبال چندانی مواجه نشود. ولی محمود درویش ظرفیت های کشف نشده ی زیادی دارد و به ویژه در عاشقانه سرایی هنوز معرفی نشده است.

 

 

*از بیوگرافی خود نیز برایمان بگویید.

اصغر علی کرمی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب هستم. از نزار قبانی مجموعه "هر عید محبوبه منی" رو سال 88 با انتشارات آبگین رایان کار کردم.
امسال هم "خدا نامه های عاشقانه را جواب می دهد" در فصل پنجم زیر چاپ دارم. تاکنون نیز از نجیب محفوظ، آدونیس، محمود درویش و عدنان صائغ و... آثاری را ترجمه کرده ام.

 

*برای آینده چه برنامه ای دارید و  به سراغ کدام شاعر خواهید رفت؟
در حال ترجمه مجموعه "ابتدای بدن، انتهای دریا" از ادونیس هستم، مجموعه ای از سروده های کوتاه "الهه کاشانی" را  نیز به عربی برگردانده ام و قصد دارم مجموعه ای از اشعار شاعران جوان خودمان را ترجمه کرده و با همکاری یک ناشر عرب، منتشر کنم.

 

 کد خبر: 115

 

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار