کمپین بزرگ آهای خبردار کارساز می‌شود --------- هایکو چیست؟ ----------- انتشار دکلمه ای از حسین منزوی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه جشنواره شعر نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی

مترجم آثار ادبی گفت: صنعت نشر در کشورهای توسعه یافته، به سهم خود نویسنده به جامعه معرفی می کنند اما در ایران اگر کتابی، درآمد مالی نداشته و بازارپسند نباشد، ناشر آن را رها می کند.

محمود حدادی افزود: بطور مثال ناشران می گویند در این کتاب پول نیست و آن را منتشر نمی کنند بنابراین کتاب باید چرخش مالی داشته باشد.

 

وی ادامه داد: تا سال 1920 زنان در اروپا نمی توانستند به دانشگاه ها راه یابند و چند نویسنده زن در این سال ها که مشهور بودند تحت عنوان اسامی «مردانه»، کتاب های خود را منتشر می کرند بعد ناشری مانند ساموئل فیشر پیدا می شود که به صنعت نشر به عنوان یک نهاد کاسبی نگاه نمی کند بلکه یک کار فرهنگی می کند و دست به خطر می زند تا کتاب زنان را به اسم خودشان منتشر کند.

 

این مترجم آثار ادبی اضافه کرد: در این اقدام ناشر، خطر ورشکستگی وجود داشته اما او در واقع در جهت فرهنگی اقدام می کند و کاری می کند که زن و مرد در انتشار آثار هنری برابر باشند.

 

حدادی خاطرنشان کرد: ساموئل فیشر ناشر آثار توماس مان است، این نویسنده امروز شناخته شده است اما آن زمانی که 26 ساله بود، کسی به کتاب 400 صفحه ای او اعتماد نمی کرد و صنعت نشر آلمان این فرصت را برای او فراهم ساخت. صاحبان صنایع نشر در کشورهای توسعه یافته، کارشناس و اهل فن هستند.

 

وی به مشکلات مترجمان در انتشار کتاب اشاره کرد و گفت: ویراستاران صنعت نشر ما بطور مثال با زبان آلمانی آشنا نیستند که بتوانند وظیفه خود را به درستی انجام دهند و گاهی بجای واژه ای، می خواهند کلمه ای دیگر قرار دهند که بطورکلی معنای متن را تغییر می دهد.

 

حدادی به ترجمه اشتباه برخی کتاب ها به دلیل نبود افراد آشنا به زبان بین ناشران اشاره کرد و گفت: بطور مثال حتی عنوان کتاب خیلی معروفی که بارها از سوی انتشارات مختلف چاپ شده، اشتباه ترجمه شده و حال که می خواهم اسم واقعی کتاب را روی آن بگذارم، ناشران می ترسند که من اسم دیگری بگذارم و کتاب غریب بماند و فروش نداشته باشد بنابراین کتاب با همان عنوان اشتباه دوباره چاپ می شود درحالیکه درونمایه کتاب اصلا با عنوان کتاب رابطه درونی ندارد .

 

این مترجم آثار ادبی این سئوال را مطرح کرد که ناشران وقتی با زبان آشنا نیستند چرا می خواهند اسم دیگری را به مترجمان تحمیل کنند. متاسفانه برخی ناشران ضعیف داریم که حتی بدیهیات را رعایت نمی کنند.

حدادی افزود: برخی ناشرانی نیز ویراستار ندارند، اما مسئولیت همه چیز گردن خود آدم می افتد و نارسایی هایی در کتاب، پیش می آید.

 

وی ادامه داد: اکنون مجموعه آثار یک نویسنده به صورت پراکنده از سوی انتشاراتی های مختلف منتشر می شود در حالیکه ناشران در کشورهای پیشرفته، تمام آثار یک نویسنده را در یک مجموعه منتشر می کنند و حتی در این کشورها، برخی ناشران گاهی خرج نویسندگان را می دهند.

 

سید محمود حدادی استادیار گروه زبان و ادبیات آلمانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی و مترجم آثار ادبی آلمانی از جمله «رنج های ورتر جوان»، «اسکندر»، «از نگاه جنون» و «فرشته آبی» است.

 

کد خبر: 686

منبع: ایرنا

منتشرشده در گزارش

کتاب «جنبش‌های ادبی» نوشته ایرا مارک میلن با ترجمه محمدتقی فرامرزی منتشر شد.

 

جلد اول کتاب «جنبش‌های ادبی» شامل ۳۹۲ صفحه، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۳۰ هزار تومان توسط نشر کاوش‌پرداز به چاپ رسیده است. این کتاب شش جلد است که فعلا یک جلد آن منتشر شده است.

 

در ابتدای کتاب درباره هدف ترجمه و انتشار آن به زبان فارسی چنین آمده است: هدف مترجم از تألیف و ترجمه کتاب «جنبش‌های ادبی» فراهم آوردن یک راهنمای جامع، فشرده و معتبر برای خوانندگان علاقه‌مند به مطالعه، درک و لذت بردن از آثار برجسته ادبی و جنبش‌های ادبی با امکان دسترسی آسان به اطلاعات مرتبط با تک تک جنبش‌ها و آثار ادبی در سیر تاریخ ادبیات جهان است. این کتاب (۶ جلدی، به فارسی) علاوه بر علاقه‌مندان به ادبیات جهان و نقد ادبی، برای استادان، دانشجویان دوره‌های کارشناسی و بالاتر، معلمان و پژوهندگان در زمینه جنبش‌ها و نقد ادبی، منبعی مفید و ضروری است. اطلاعات گنجانده‌شده در ذیل عنوان هر جنبش ادبی، شامل مقدمه‌ای بر آن؛ بحث درباره شماری از نویسندگان برگزیده و آثار مرتبط با آن؛ تحلیل مضمون‌های غالب در آن؛ و تشریح فنون ادبی به‌کاررفته در آن جنبش می‌شود.

 

گذشته از مطالب پیش‌گفته، که خواننده در تحلیل هر جنبش از آن یاری می‌گیرد، اطلاعات مهمی درباره زمینه ادبی و تاریخی هر جنبش نیز در اختیار گذاشته می‌شود. این اطلاعات شامل مقاله‌ای با محتوای زمینه تاریخی؛ یک بخش خواندنیِ افزوده بر متن با محتوای مقایسه زمان و مکان شکل‌گیری جنبش در فرهنگ غربی؛ مقاله‌ای انتقادی؛ و نقدی قبلا منتشرشده درباره جنبش (چنانچه در منابع وجود داشته باشد) می‌شود. یک ویژگی چشمگیر کتاب «جنبش‌های ادبی»، مقاله‌ای انتقادی است که اختصاصا درباره هر جنبش ادبی نوشته شده و مخاطب آن در درجه نخست خوانندگان و دانشجویان جست‌وجوگر هستند.

 

بخش‌های دیگری با عنوان اقتباس‌های رسانه‌ای و پیشنهادهایی برای مطالعه بیشتر آثار داستانی و غیرداستانی درباره مضمون‌ها و موضوعات مشابه بر کتاب افزوده شده است تا محققان و دانشجویان هر چه بیشتر با ژرفا و جزییات هر جنبش ادبی آشنا شوند و از آن لذت ببرند. از دیگر اجزای مفید کتاب می‌توان به اندیشه‌ها و سرنخ‌های موضوعی برای پژوهش، پرسش‌هایی برای مطالعه، و فهرست‌هایی از منابع انتقادی حاوی مطالب بیشتر درباره هر جنبش ادبی اشاره کرد.

 

کد خبر: 675

منتشرشده در گزارش

مجموعه شعر محبوب من اثر نزار قبانی و ترجمه اصغر علی کرمی در انجمن ادبی ققنوس رونمایی، نقد و بررسی می‌شود.

 

انجمن ادبی ققنوس در یکی دیگر از سلسله نشست های خود به نقد و بررسی مجموعه محبوب من اثر نزار قبانی می‌پردازد.

 

این نشست با حضور مترجم کتاب و سید احمد حسینی به عنوان منتقد با اجرا و دبیری دکتر مینا آقازاده برگزار می‌شود.

 

شاعرانی چون اکبر کتابدار، سجاد عزیزی آرام، الهه کاشانی، پیمان سلیمانی، حسن اسدی شبدیز، محمد افندیده، بهرام ابراهیمی و... در این نشست کانون ققنوس را همراهی می‌کنند.

 

این جلسه فردا و در تاریخ 17 مهرماه از ساعت 17 الی 19.30 در تهران، بلوار آیت اله کاشانی، بعد از تقاطع ستاری، مجتمع فرهنگی هنری نور برگزار می‌شود.

 

حضور برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 672

منتشرشده در گزارش

 

این ماه دو مجموعه شعر «محبوب من» از اشعار «نزار قبانی» و «شکوفه های بادام» از «محمود درویش» توسط انتشارات مهرآفرید چاپ و روانه بازار شد. این دو مجموعه شعر که از دو شعر پرآوازه و نام آشنای جهان عرب هستند، توسط «اصغر علی کرمی» ترجمه شده و در شمارگان 1000 جلد به چاپ رسیده اند.

 

«اصغر علی کرمی» که پیش از این ترجمه هایی از نجیب محفوظ ، نزار قبانی ، آدونیس و دیگر شاعران و نویسندگان عرب به فارسی ترجمه کرده است، ضمن اعلام این خبر به خبرگزاری تارنا ابراز امیدواری کرد که با انتشار این کتاب ها، اقدام موثری جهت معرفی ادبیات معاصر به مخاطبان فارس زبان به ثمر رسانده باشد.

گفتنی است که هر دو کتاب در قطع رقعی منتشر شده و قیمت هرکدام 10000 تومان است. 

کد خبر: 657

منتشرشده در گزارش

مدیرعامل خانه کتاب و بنیاد شعر و ادبیات داستانی با صدور پیام‌هایی درگذشت مدیا کاشیگر را تسلیت گفتند.

بر اساس خبر رسیده، در متن پیام مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل خانه کتاب به مناسبت درگذشت مدیا کاشیگر، نویسنده و مترجم، آمده است: «درگذشت استاد ارجمند، شادروان مدیا کاشیگر، نویسنده توانا و ادیبی دانشمند و مترجمی چیره‌دست که در شمار مفاخر فکری و فرهنگی عصر ما بود، مایه دریغ و تأسف شد. آثار ارزشمندی که از ایشان بر جای مانده یادآور خدمات بی‌شائبه آن استاد فقید در این عرصه خواهد بود.

 

فقدان تأثرانگیز او را به اهل فرهنگ و ادب و خانواده آن مرحوم تسلیت می‌گویم و برای آن شادروان آمرزش مسئلت می‌کنم»

 

همچنین در پیام بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان با اظهار اندوه از درگذشت این نویسنده و مترجم در سن ۶۱ سالگی آمده است: آقای کاشیگر در شمار نویسندگان و مترجمانی بود که به علت تلاش‌های ستایش‌برانگیز در برگرداندن آثار مهم جهان به زبان فارسی و همچنین تجربه‌های زیستی و مطالعاتی در اروپا، تسلط قابل اعتنایی به خواست و پسند مخاطبان ادبیات در کشورمان داشت و باید گفت که جامعه مترجمان و داستان‌نویسان ایرانی، شخصیت گرانسنگی را در دوره‌ای که ادبیات مرزهای زبانی و قلمرو جغرافیایی را در نوردیده، از دست داده است.

 

بنیاد شعر و ادبیات داستانی این ضایعه را به خانواده زنده‌یاد مدیا کاشیگر و همچنین جامعه فرهنگی ـ هنری کشور تسلیت می‌گوید و برای آن مرحوم، غفران الهی می‌طلبد.

 

مدیا کاشیگر ظهر دیروز (شنبه، هفتم مردادماه) به دلیل مشکل ریوی و در سن ۶۱سالگی در بیمارستان امام خمینی (ره) درگذشت.

 

کد خبر: 589

 

منتشرشده در گزارش

 

«آواز کرگدن» تازه‌ترین دفتر شعر لیلا کردبچه است که توسط نشر نیماژ منتشر شده است. اصولاً کردبچه را باید درطول زیست شاعرانه‌اش ارزیابی کرد و کارنامه او را در میان شاعران هم‌نسلش واکاوی نمود، اما در این مجال باید گفت اندیشه شاعر درپی ترسیم جهانی زنانه با کارکردهای عاطفی است. زبان شعر کردبچه کاملاً بی‌نقص است و شاعر برای اجرای ایده ذهنی خود و پردازش آن، رفتاری مؤثر دارد و با چنین رهیافت معنایی در یک نمای کلی می‌توان او را شاعری موفق دانست، زیرا از ساختن مفاهیم کلی و انتزاعی دوری می‌جوید و آمیزه‌های عاطفی را در مکانیزم نوشتاری او به‌تکرار می‌توان لمس کرد.

کردبچه نمونه بارز یک زن ایرانی را به تصویر می‌کشد؛ زنی که عاشق می‌شود و حس مادرانه را تجربه می‌کند و همواره ضمیر ناخودآگاه او درپی اثبات یک حقیقت شگفت‌انگیز است تا فارغ از جنبه‌های دیگر زندگی، ماهیت زن امروز را به تصویر بکشد، نمونه شاخص زنی که مدینه فاضله‌اش، فداکاری و شب‌زنده‌داری برای به حرکت درآوردن چرخ‌های زندگی است.

اما درونمایه راستین شعر کردبچه، کلنجار رفتن با الگوهای عاطفی و ترسیم چشم‌انداز رمانس در بافت زبان است. گاه شاعر در آمیزش کارکردهای عاطفی در متن افراط می‌کند که این آسیب هنوز هم در شعرهای او مشهود است. مبادرت کردبچه به ساختن جلوه‌های بصری با بسامد یک‌نواخت مؤلفه‌های زیباشناختی، به تکرار در بارقه سبکی و نوشتاری او به چشم می‌خورد و این فرایند در گسترۀ متن، گاه از مؤلفه‌های زندگی معاصر فاصله می‌گیرد.

 

زندگی با جماعت کوران/ کورم نکرد/ چشم‌هایم را اما بی‌تفاوتی عادت داد/ و یک‌شب که ستاره‌های آسمان را تشبیه کردم به ستاره‌های آسمان/ گفتند/ نیازی به خالی‌کردن چشم‌خانه‌هایت نیست/ و گذاشتند با چشم‌های خودم ببینم/ که دیگر چیزی نمی‌بینم...

 

کردبچه در مجموعه «آواز کرگدن» می‌کوشد نسبت به پیشینۀ شاعری خود، رفتاری متمایز داشته باشد و گاه نتایج مؤثری در آفرینه‌های او روی می‌دهد که نباید از کنار آن بی‌اعتنا گذر کرد و این مسخ‌شد¬گی زنی را نشان می‌دهد که نسبت به جهان پیرامونش بی‌تفاوت نیست.

«کافکا» در مصاحبۀ خود با «گوستاو یانوش» به نکته‌ای ظریف اشاره می‎کند؛ او بر این باور بود که وقتی انسان در دنیای متلاطم خویش با آدمیان بیگانه می‌شود، به دوستی با حیوانات پناه می‌برد و کردبچه شاید به‌صورت غریزی در تشخص‌بخشیدن به اصالت انسان و عوالم درونی خود، به دنیای غریزی حیوانات نزدیک می‌شود و چگونگی این گفتمان در گسترۀ متن، تأثیر به‌سزایی برجای می‌گذارد.

با یک نگاه کلی به عنوان کتاب، باید اذعان کرد که شاعر می‌خواهد از ماهیت شکننده زن در عصر آهن و دود، کرگدنی بسازد تا دربرابر ناملایمات زندگی دوام بیاورد و این بالندگی نوعی گاردگرفتن صریح دربرابر سیلان زندگی می‌تواند باشد و چنین رفتاری بی‌شک در چیدمان متن بسیار مدرن است.    

 

این شب‌ها روی پیشانی‌ام/ جای روییدن شاخ  می‌خارد و/ پوستم این‌روزها زبر و خشن شده است/ و تو از شکوه کرگدن‌شدن چه می‌دانی؟

 

کردبچه برای اثبات جهان زنانه خود به چنین ابزار غیرمتعارف در نوشتن نیازمند است تا خود را از گزینش واژه‌های یکدست رهایی بخشد، به‌خصوص هنگامی‌که در ساخت برخی شعرها رفتاری تصنعی دارد و شعرش جنبه کوششی می‌یابد و ارجاعات زبانی با تلازم الگوهای روزمره نیز کارساز نیست. 

کردبچه گاه با ورودی درخشان شعرش، چنان زیبایی را در چشم‌انداز متن جاری می‌سازد که با قرائتی نو با او همراه می‌شویم، اما در ادامه، این حرکت بی‌نظیر در شعرش فروکش می‌کند، گویی شاعر وحدت ارکانیگی متن را از نقطه اوج شکافته است.

 

چگونه بدانم کجایی/ در شهری که نیستی/ تا از تو چیزی بپرسم/ یا از تو چیزی نپرسم/ چگونه باور کنم نیستی/ در خانه‌ای که مثل روز روشن است/ که تاریک است/  و مگر ندیدنت اصلاً نیاز به دیدن دارد؟

 

از دیگر بارقه‌های قابل‌توجه در اسلوب نوشتاری کردبچه، می‌توان به ساخت مفاهیم کلی اشاره کرد. بی‌تردید یکی از مؤلفه‌های مهم در هنر امروز، نگاه جزیی‌نگر و تقریر جنبه‌های پنهان زندگی است. شاعر از دور به پدیده‌ها می‌نگرد و نقش متکلم وحده در بسامد متن با آن لحن تخاطبی قامت شعر را تحلیل می‌برد. از این‌رو بایسته است کردبچه با زبان سالم و شناخت هنر نویسش خود چشم‌هایش را دیگربار به سوی هستی بچرخاند. البته باید خاطرنشان کرد که در «آواز کرگدن» شاعر به‌دنبال روزنه‌ای ست تا شعرش را نجات دهد، اما باید با تدبیر و ایده‌ای نو به‌سوی متن بشتابد.

لیلا کردبچه در مجموعه «آواز کرگدن» نسبت به هم‌نسلان خود آگاهی نویی در نوشتن دارد و باید در شعر امروز زنان ایران، او را یکی از شاعران موفق قلمداد کرد، زیرا او با انتشار هر کتاب، سرفصل تازه‌ای را آغاز می‌کند.

 

نیلوفر شریفی/ تابستان 96

 

منتشرشده در یادداشت هفته

 

آیین رونمایی از مجموعه غزل گاهی فقط سکوت به فریاد می‌رسد، اثر محسن محمدی امروز در انجمن ادبی ققنوس برگزار می‌شود. به همین بهانه به سراغ دکتر اصغر علی‌کرمی که دوستی دیرینه ای با محسن محمدی دارد رفتیم تا از منظر یک دوست و البته یک منتقد از این مجموعه بگوید:

 

اصغر علی‌کرمی در خصوص قالبی با عنوان غزل و شعر کلاسیک گفت: غزل سرایی در فرهنگ و ادبیات فارسی بیشتر از آنکه یک تجربه عروضی باشد، آیینی است که طی آن شاعر درک و تصوری نو از معشوق ارائه می دهد.  غزل سرایی آیینی است که اقتضا می کند در بیان جوشش عاشقانه کلام و وصف زیبایی های چشم و ابرو و تندی خال و خط معشوق از دیگر شاعران پیشی بگیری و حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی. چنین رویکردی همواره پیکره غزل کلاسیک و بعدها غزل نوقدمایی یا نئوکلاسیک را تحت تاثیر قرار داده و از بر همین اساس با غزلی روبرو هستیم که ابیات ضمن اشتراک در وزن و ردیف و قافیه و موضوع عاشقانه، از هم استقلال نسبی دارند و همواره یک یا دو بیت از یک غزل نغزتر و دلنشین تر بوده و به عنوان شاه بیت از آن یاد می کنند. این توصیف از هر نظر با غزل های محسن محمدی در مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» تناسب دارد.

 

این مترجم با نگاهی به مجموعه «گاهی فقط سکوت به فریاد می رسد» معتقد است که این مجموعه دربرگیرنده 40 غزل است که عموما در یک یا دو سال اخیر سروده شده اند و از نظر تجربه محتوایی و ویژگی های زبانی بسیار به نزدیک بوده و می توان گفت از این نظر مجموعه یکدست و منسجمی را رقم زده اند. این مجموعه سال 96 توسط انتشارات «آوای کلار» منتشر شده و نخستین عرضه آن در نمایشگاه کتاب گذشته صورت گرفت.

 

 

کرمی در ادامه به ویژگی های این کتاب اشاره کرد و گفت: ویژگی اصلی غزل های این مجموعه تلاش شاعر برای مضمون پردازی و بیان مسائلی است که از نگاه شاعران معاصر و غزل سرایان پیش از او پنهان مانده اند. البته با نیم نگاهی به تاریخ تغزل در زبان و ادبیات فارسی و صعود غزل از قله های بلند شعر مانند رودکی و حافظ و سعدی و صائب و بیدل و شهریار و دیگران ممکن است این تلاش را پیش از انجام به شکست متهم کند. هرچند محمدی هم چندان دست خالی از این بازار برنگشته و مجموعه غزل های پر از مضامین نو و ابیات دلنشین و شیرینی است که ریشه در صداقت شاعر و عمق تجربه عاشقانه او دارد. بیت های زیر نمونه هایی از این مدعا است:

همیشه و همه جا در کنار من هستی

تو مثل سایه که نه، باوفاتر از آنی

...

این بار می روم که تمامش کنم، رفیق

این تیغ نقشه های زیادی کشیده است

...

چه زود گرم و صمیمی شدم نوشتم «تو»

شبیه من کس دیگر «تو» را صدا نکند

 

و یا رباعی زیبایی که روی جلد بیرونی کتاب چاپ شده است:

 

پایان خوش عشق جنون خواهد شد

چشمان تو دریاچه خون خواهد شد

افسوس به اوج می رسد فواره

با علم به اینکه سرنگون خواهد شد

 

مترجم اشعار نزارقبانی در پایان به مقدمه ای که حمیدرضا شکارسری برای این مجموعه نوشته است می‌گوید: استاد حمیدرضا شکارسری در مقدمه همین کتاب، مضمون گرایی را وجه غالب شعرهای این مجموعه دانسته و مینویسد: «محمدی بیشتر غزل سرایی محتواگرا است تا فرم گرا و این خصوصیت به دلیل مضمون گرایی او است. حاصل کار شعری زودیاب و ساده است که گاه در سطح می ماند و گاه البته در عین سادگی می تواند عمیق تر بنماید:

 

هر شب خودم برای خودم گریه میکنم

تا صبح پا به پای خودم گریه می کنم

با این همه غالبا ملاحت و شیرینی خاصی در بسیاری از ابیات غزل ها می توان یافت که خواندن آثار را با لذت همراه میکند. از این منظر غزل های محمدی گریزگاهی است برای مخاطب خسته ی این زمانه تا تنی به موج شعر بزند و سرحال به سمت دقایق و ساعات پیش رو برود.»

 

کد خبر: 530

منتشرشده در گزارش

 

 وقتی حرف‌های اضافه ی شاعر تظاهرات می کنند.

«تظاهرات حرف‌های اضافه» مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری است که به تازگی  توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و نخستین بار سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران ارایه شده است.

 

جهان بینی شاعر از روی جلد کتاب تا آخرین حرف از آخرین شعر همه جا مشغول خودنمایی است. مطابق دستور زبان فارسی «حرف اضافه یکی از پاره‌های سخن است که برای بیان رابطه‌ای یا برای ساختِ ساختارهای دستوری به‌کار می‌رود. حرف اضافه معنای مستقل ندارد و کاربرد آن در زبان فارسی گاهی در بنده برای نقش نماییِ کلمات پیش و پسِ خود است.» اما حروف اضافه در این مجموعه نه تنها معنای مستقل دارند، بلکه نقش اصلی و قهرمان درونی برخی از شعرها نیز هستند. به عنوان نمونه شعر زیر:

 

«با» دست «به» را گرفته بود و

پا بر زمین می کوبید

«تا» مشت هایش را در هوا تکان می داد

«جز» روی کول «از» نشسته بود و شعار می داد

«در» پلاکاردی را بلند کرده بود:

«معنای ما چه شد؟

مفهوم ما کجاست؟»

ناگهان «بر» گلوله خورد

سرش ترکید

و حرف های

همچنان بی معنا گریختند ...(ص11)

 

همانطور که خواندید «حرف های اضافه» نقشی فرادستوری در شعر گرفته اند و بخاطر معنای از دست رفته شان تظاهرات می کنند. در کنار این معنا، ترکیب «حرف اضافه» معنای کنایی دیگری دارد و آن حرف بی پایه و اساسی است که معمولا گوینده را به نگفتن آن دعوت می کنند و اصطلاحا می گویند : «حرف اضافه نزن!». تظاهرات نیز در کنار معنای اصلی خود، یعنی راهپیمایی دسته جمعی در اعتراض به یک پدیده اجتماعی ، معنای دیگری دارد و آن جمع سالم «تظاهر»‌به معنای خودنمایی است و با در نظر گرفتن معنای دوم میبینیم از یک اعتراض و از سوی دیگر دهن کجی به اعتراض در گستره ذهنی و زبانی این مجموعه وجود دارد. از این زاویه با شاعری تیزهوش سروکار داریم که با کارکردهای دوپهلوی کلمات آشناست و این رویکرد از روی جلد کتاب آغاز کرده است.

 

دیگر قهرمان های شعرهای این مجموعه اسامی اشاره هستند. چنانچه یک شمارش و بررسی آماری در میان کلمات این مجموعه قرار بگیرد، اسامی اشاره و به ویژه «این» اشاره به نزدیک بیشترین کارکرد را نسبت به واژگان دیگر در این مجموعه دارند. شکارسری با نگاه به دنیای پیرامون و جستجو در میان عناصر بی شمار آن یک باره یک عنصر را در مرکز توجه خود می یابد و با اشاره به آن نگرش شاعرانه خود را بیان می کند. به عنوان مثال:

 

این چشم مال دختر نابینای همسایه

  
 
این دستها مال برادر جانبازم

  
 
این پاها مال گدای قدیمی محل

  
 
حتی این جگر مال قناری ترسویم

  
 
این دل

  
 
اما این دل

  
 
حتی پس از مرگ

  
 
فقط مال توست

  
 
به هیچ کس اهدا نمیکنم ...(ص7)

 

در واقع شاعر یکایک موضوعات شعرش را از میان گزینه های بی شمار دیگر جداکرده و با حرف اشاره دور یا نزدیک، آنها را در کانون توجه قرار می دهد و چنین رویکردی در اکثر شعرهای مجموعه به چشم می خورد. به نمونه های پراکنده زیر و کاربرد اسامی اشاره در آنها توجه کنید:

 

این جاده به سمت پایان

یک طرفه است (ص9)

 

در اولین صفحه

این کیست؟

در دومین صفحه

این ها کیستند؟(ص18)

 

در این آسمان اگر پرنده ای پر نزند

با این همه آبی بیهوده چه کند؟ (ص 21)

 

بی تو این لاک پشت کهن سال

هر ثانیه را هفته ها می کشد (ص 27)

 

این کلاغ چرا باید از من بترسد(ص 37)

آن تکه ابر شبیه پرنده بود

یا آن پرنده شبیه تکه ابر؟ (ص 51)

 

از دیگر رویکردهای شکارسری در این مجموعه برانگیختن احساس اشمئزاز و حال به هم خوردگی در مخاطب با استفاده از تصاویر نامطلوب است که با آنها نگاه خواننده را به جزئیات جلب میکند. به عنوان مثال:

 

در انتهایی ترین

در گم ترین سیب درخت

آرزوی دندان کرم خورده ای

در دل کرم تنها شکفته بود (ص 23)

 

در ادامع این رویکرد با شعرهای بسیاری روبرو هستیم که واژگانی نظیر : فضله، کرم و سوسک در آنها به کار رفته است و شاعر با ارائه تمثیل های کوچک و ساده ای که هر روز بی هیچ توجهی از کنارشان می گذریم ، ما را از خطر پوسیدن و فرو ریختن دنیای پیرامون مان آگاه می کند. به بیان دیگر شکارسری شاعری ساده نویس است که با بیان ساده و دور از پیچیدگی های ذهنی و زبانی، مسائل عمیق زندگی و جامعه را مورد موشکافی و توجه قرار می دهد.

 

«تظاهرات حرف‌های اضافه» تولید مرکز آفرینش‌های ادبی است که در شمارگان 2500نسخه منتشر شده و در این کتاب 100 شعر در قالب سپید گرد هم آمده است که مضامین و موضوعات مختلفی چون اجتماعی، سیاسی، عاشقانه و مذهبی را شامل می‌شود.

  
 
حمیدرضا شکارسری در خصوص این مجموعه و اشعاری که در آن گردآوری کرده است، می گوید: «در چند سال اخیر بیشتر کتاب‌های شعری که چاپ کرده‌ام وحدت موضوعی یا شخصیتی داشتند ولی یک سری کار هم داشتم که شامل حال این نقاط مشترک نمی‌شد که آن ها را در این اثر گردآوری کرده‌ام.»

 

 در پایان شعری از این مجموعه می خوانیم:  
 
دستا بالا!
 اطاعت
 اصلا با این دست‌های خالی 
 مگر کاری جز دعا از ما بر می آید؟!

 

اصغر علی کرمی/ خرداد 96

 

 

منتشرشده در یادداشت هفته

نزار قبانی شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور و در دنیای عرب از شهرتی بی‌همتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌ و مخاطبان بی‌شماری دارد. در این بخش به سراغ یکی از مترجمان آثار نزارقبانی در ایران رفتیم تا از تجربه برگرداندن آثار قبانی برایمان بگوید:

 

*جناب علی کرمی بین این همه شاعر بین المللی و عرب زبان چرا نزار قبانی را انتخاب کردید؟
من معتقدم که هنر اصلی یک مترجم در انتخاب متن برای ترجمه است. اشعار نزار قبانی در بیشتر موارد حتی کلمه به کلمه ترجمه می‌شود، این موضوع امتیاز ویژه ای برای مترجم به شمار می آید. چرا که شعرهای او  با زبان مبدأ درگیری چندانی ندارند و  بعد از جدایی از زبان عربی همچنان شاعرانگی آن تا حد زیادی حفظ می شود. البته استقبال بازار نشر هم در این امر بی تأثیر نبوده است.

 

 

* نزار چه ویژگی برجسته ای داشت؟
برای من مهمترین ویژگی نزار، گستردگی دایره موضوع و تفکر جهانی او است. این سالها هر بار خواستم خودم شعری بگویم و یا به موضوعی فکر می‌کردم تا آن را دستمایه ی شعرم قرار دهم، به سادگی دریافتم همان اندیشه و احساس در شعر نزار قبانی وجود دارد. این به آن معنی نیست که ذهن و زبان من تحت تأثیر نزار قرار گرفته است، بلکه به معنای گستردگی دایره موضوع در شعر نزار قبانی است. به بیان ساده تر انگار کشف موضوع به ویژه در عاشقانه های نزار قبانی، هیچوقت تمام نمی‌شود.

 

*مهمترین المان های شعر نزار چه چیزهایی هستند؟
مهمترین المان موضوعی زن است که در صورت های مختلف مانند: معشوقه، مادر و وطن نمود پیدا می کند. شاید شروع شاعر شدن نزار قبانی به خودکشی خواهرش در جوانی برگردد. آن موقع نزار شانزده ساله و شاهد بوده که خواهرش بخاطر نارضایتی از ازدواج اجباری خودکشی کرده است. احتمالا به همین خاطر نزار در بیشتر شعرهایش زن را در هجمه بی عدالتی اجتماعی دیده و خود را به عنوان ناجی زنان عرب معرفی کرده است. تحصیلات وی در زمینه حقوق و مبارزات آزادی طلبانه پدرش در جریان های سیاسی جهان عرب، و از همه مهمتر کشته شدن همسرش بلقیس در جریان یک بمب گذاری در سفارت عراق، می‌تواند دلایل شکل گیری چنین ذهنیتی در وی شده باشد

 

 

*چرا به شاعر زن معروف شده؟
چون زن موضوع اصلی شعرهای او است. نگاه بی پروا و توصیفات جسورانه وی نسبت به زن، زیبایی ها و حقوق وی، موضوعاتی هستند که تا پیش از وی گفته نشده و حتی غیراخلاقی به شمار می رفته اند. تا جایی که وقتی بعد از معاهده صلح اعراب و اسرائیل شعر انتقادی و آتشینی در اعتراض به سران عرب می سراید، مخالفینش می گویند: چرا نزار که شاعر زن و هرزگی است، برای وطن شعر گفته است و نزار پاسخ می دهد: کسی که سر بر شانه معشوقه اش نگذاشته و گریه نکرده باشد، نمی تواند سر بر خاک وطنش بگذارد و گریه کند.

 

*شما به عنوان مترجم اشعار نزار قبانی در ایران وی را چگونه تعریف میکنید؟
نزار قابل فهم ترین و ترجمه پذیرترین شاعری است که می شناسم. گمانم سازگاری عجیبی با ذائقه ی مخاطب فارس زبان داشته باشد و جالب اینکه شباهت های عجیبی از نظر لفظ و موضوع به شاعر پرآوازه و عاشقانه سرای خودمان حسین منزوی دارد که بررسی آنها در این مصاحبه مقدور نیست.

 

*شما شعرهایی از محمود درویش نیز ترجمه کرده اید؟ نظر خودتان چیست؟ آیا می‌توان درویش و قبانی را با یکدیگر مقایسه کرد؟
از جهاتی به هم شبیه هستند. شعر نزار و محمود درویش، هر دو از پارامترهای ساده نویسی تبعیت می کند، یعنی پیرامون یک موضوع یا کشف و تصویر نوشته شده و اصطلاحا تک هسته ای هستند، نسبت به بازی ها و درگیری های زبانی کم توجه هستند و شعرشان ترجمه پذیر است و هر دو مسائل عمیق مانند عشق و آزادی را به ساده ترین صورت بیان می کنند. البته نزار قبانی نسبت به محمود درویش شاعر شناخته تری است و مخاطب ایرانی، شعر او را با پیش فرض بیشتری می‌خواند و توقع عاشقانه محض دارد، طوری که ترجمه اشعار سیاسی نزار به فارسی احتمالا با استقبال چندانی مواجه نشود. ولی محمود درویش ظرفیت های کشف نشده ی زیادی دارد و به ویژه در عاشقانه سرایی هنوز معرفی نشده است.

 

 

*از بیوگرافی خود نیز برایمان بگویید.

اصغر علی کرمی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب هستم. از نزار قبانی مجموعه "هر عید محبوبه منی" رو سال 88 با انتشارات آبگین رایان کار کردم.
امسال هم "خدا نامه های عاشقانه را جواب می دهد" در فصل پنجم زیر چاپ دارم. تاکنون نیز از نجیب محفوظ، آدونیس، محمود درویش و عدنان صائغ و... آثاری را ترجمه کرده ام.

 

*برای آینده چه برنامه ای دارید و  به سراغ کدام شاعر خواهید رفت؟
در حال ترجمه مجموعه "ابتدای بدن، انتهای دریا" از ادونیس هستم، مجموعه ای از سروده های کوتاه "الهه کاشانی" را  نیز به عربی برگردانده ام و قصد دارم مجموعه ای از اشعار شاعران جوان خودمان را ترجمه کرده و با همکاری یک ناشر عرب، منتشر کنم.

 

 کد خبر: 115

 

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار