انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

 

در پایان کار سی و یکمین دوره نمایشگاه کتاب تهران به سراغ ناشرانی رفتیم که امسال به جای شهر آفتاب به مصلی تهران نقل مکان کردند و با عناوین بسیاری از کتب چاپ شده در نمایشگاه حاضر شدند. انتشارات شانی یکی از نشرهایی بود که شاعران کتاب اولی بسیاری داشت و مخاطبان زیادی را برای خرید کتاب شعر به غرفه خود کشاند.

 

مدیر انتشارات شانی، ناشر تخصصی شعر درخصوص نمایشگاه کتاب امسال گفت: سی و یکمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، با کمی ها و کاستی هایش برگزار شد. مثل همیشه مولفین از آثار خود رونمایی کردند، تجدید چاپ ها انجام شد. تمرکز اصلی شانی بر روی تجدید چاپ ها بود. کتاب های بسیاری داشتیم که چاپ های دوم و سوم آن ها تمام شده بود. در کل این یازده روز نسبت به سال قبل سیر صعودی داشت و راضی بودیم.

 

مجید صالحی از تغییر مکان نمایشگاه کتاب ابراز خرسندی کرد و گفت: شهرآفتاب خوبی ها و بدی های خود را داشت، به لحاظ وسعت خوب بود و فضای بزرگتری در اختیار داشتیم. نکته ای هم که وجود داشت این بود که افرادی که برای خرید کتاب به شهر آفتاب می‌آمدند، واقعا افراد کتابخوان بودند. مصلی تهران با وجود نزدیکتر و در دسترس تر بودن برای عموم مردم جمعیت کاذب زیادی را هم به خود دید.

 

صالحی در ادامه به کتاب هایی که برای ورود به نمایشگاه با مخالفت مواجه شدند نیز نام برد و افزود: کتاب های «دیکتاتوری با چشمان قهوه ای» اثر رویا ابراهیمی و «با دست های من گلوی کسی را بریده اند» اثر حامد ابراهیم پور هردو کتاب هایی هستند که فروش آن ها سه سال در نمایشگاه کتاب تهران ممنوع است، اما در نمایشگاه های شهرستان ها فروش خوبی دارند.

 

وی به پرفروش های امسال نشر شانی نیز اشاره کرد و گفت: «از عشق برگشته» حسین زحمتکش به چاپ ششم رسید. «خانمی که شما باشید» حامد عسکری به چاپ چهاردهم رفت. چاپ چهارم «تن ها» امید صباغ نو هم در نمایشگاه به اتمام رسید. کتاب های پوریا پلیکان، داود سوران و اهورا فروزان نیز به چاپ دوم رسید.

 

وی در پایان نمایشگاه امسال را با کیفیت ارزیابی کرد و گفت: استقبال و فروش خوبی را شاهد بودیم. شانی با 290 عنوان کتاب در نمایشگاه حاضر شد که در این بین 80 عنوان، کتاب اولی بودند.

 

کد خبر: 899

 

منتشرشده در گزارش

 

در پی انتشار گفتگویی با مجید صالحی مدیر انتشارات شانی، تعدادی از شاعران و ناشران دیدگاه هایی را در خصوص این گفتگو مطرح کردند. دیدگاه هایی که هم موافق و هم مخالف صحبت های صالحی بود.

تارنا به عنوان اولین پایگاه خبری تخصصی شعر و ترانه ایران و نیز به عنوان رسانه ای که هدف اصلی خود را انتشار درست اخبار می‌داند، انعکاس نظرات پیرامون این مساله را از وظایف خود دانسته و طبق قانون مطبوعات این حق را برای هر دو طرف مساله قائل می‌شود تا نظرات خود را ارائه دهند. این پایگاه خبری هیچ گاه یکسویه به قاضی نرفته و نخواهد رفت. چراکه تارنا تنها، «رسانه» است.

به همین دلیل پرونده ای متشکل از تمام دیدگاه هایی که طی این چند روز چه به صورت شفاهی و چه به صورت مکتوب به دست تارنا رسیده را بدون هیچ قضاوتی منتشر خواهد کرد چراکه مخاطب بهترین قاضی است.

 

امید صباغ نو به عنوان شاعری که مجموعه های "69 حس مشترک"، "شعر نیست"، "تا آمدن تو عشقبازی تعطیل" و "70 حس مشترک" را از نشر شانی به چاپ رسانده در خصوص وقایع پیش آمده می‌گوید: «من به عنوان شاعری که چند کار متفاوت با شانی انجام داده ام، از مجید صالحی و انتشاراتش راضی هستم و گفته های وی را تایید می‌کنم. شانی لااقل در مواجهه با من به تعهداتش عمل کرده و بدقولی از جانب آن نصیب من نشده است. هرچند که از شیوه توزیع و پخش این نشر ناراضی هستم.»

 

 

مجید سعدآبادی که سابقه همکاری با شانی را در مجموعه "غریبه ای به غریبه ای دیگر" دارد در خصوص گفته های صالحی می‌گوید: « علیرغم رفاقت بسیار با مجید صالحی در بحث کاری بسیار جدی هستم و این رفاقت دلیلی بر عدم انتقاد من از شانی نمی‌شود. اینکه ناشری چندماه قبل از نمایشگاه کتاب اعلام کند که هیچ مشکلی نیست و رابطه خوبی با همه دارد منطقی نیست. ما باید کلیت این 10 سال را مرور کنیم که آیا این رفتار حرفه ای یک ناشر بوده است؟ صحبت من بر سر یک یا دو مشکل نیست. از حق تالیف هایی که هیچگاه پرداخت نشد می‌گویم. از وجود نشر زیرمجموعه ای به نام پایتخت می‌گویم و از پرونده شکایت هایی که هنوزم که هنوزه پس از مدتها روی میزهای وزارت ارشاد باز مانده است. من معتقدم مجید صالحی تنها جایی که می‌تواند آثار منتشر شده را به فروش برساند، نمایشگاه کتاب و نمایشگاه های استانی است. درست است که ناشر باید کاسب باشد تا به چرخه نشر خدمت کند. اما اگر سیاست اقتصادی نداشته باشد چه؟ این به نوعی، شلختگی رفتاری است. طبق قرارداد من با شانی هنوز نمی‌دانم اعلام وصول کتاب من از ارشاد گرفته شده یا خیر. طبیعتا کتابی هم که اعلام وصول نداشته باشد در وزارت ارشاد سندیت ندارد. صحبت ها طولانی است و بسیاری مسائل دیگر از قبیل دور بودن دفتر نشر از تهران که به جد می‌توان گفت مشکل بزرگی برای شهرستانی هاست و یا اینکه سر وقت منتشر شدن کتاب ها از دغدغه های بزرگ مولفان است. اما هدف من از بیان این نکات برای دوستان جوان تر است که اگر قصد انتشار کتابی را دارند با تحقیق های هرچند کوچک اثر خود را به دست ناشران خوش نام تری بسپارند. در کل من بزرگترین آسیب را از نشر شانی خوردم و در آینده به هیچ عنوان با این نشر همکاری نخواهم کرد.»

 

 

 

احسان افشاری دیگر شاعر و ترانه سرای کشور که سابقه یک همکاری با شانی را در کارنامه کاری خود دارد گفت: «ششمین کتاب شعرم با نام "بادنما" از سوی نشر شانی منتشر شده است. این اولین همکاری من با این واحد نشر بود و از این همکاری رضایت کامل دارم و نشر شانی در خصوص تعهداتش به من به خوبی عمل کرده است. تنها نکته اینکه از توزیع و پخش آن رضایت کافی را ندارم.»

 

  

منیره حسینی شاعر سپیدسرایی که سه همکاری با شانی در مجموعه های "عاشقانه های جنجالی"، "فرودهیچ پرنده ای اضطراری نیست" و "سکسکته" دارد می‌گوید: « از قول من بنویسید قرارداد من با این نشرتمام شده و نامه واگذاری کتابهایم را نمی‌دهند. مدام میگویند کتاب در انبار موجود است و انبار را نیز نشانم نمی‌دهند.»

 

 

صابر ساده نیز در یادداشتی که در اختیار تارنا قرار داده است، می‌گوید:«سالهاست مجید صالحی را می شناسم. هم مجید صالحی ترانه سرا را میشناسم و هم مجید صالحی ناشر را. پیش از اینکه وارد بحث درباره ی نشر شانی بشوم لازم است چند نکته پیرامون مجید صالحی ترانه سرا بگویم. مجید صالحی شاعر به کلی از مجید صالحی ناشر متفاوت است. وقتی شعر می گوید فقط به شعرش می پردازد. انسان خوبی ست. هرچند بعضی اوقات کارهایی می کند که آدم توقع ندارد اما به نظر مجید صالحی آدم بدی نیست. بارها با او همسفره بوده ام و دور از انصاف است که نگویم مجید صالحی ترانه سرای خوبی ست و انسان خوبی هم هست و مثل همه ی انسان ها هم نکات مثبت دارد و هم منفی و اینجا قصد واکاوی شخصیت فردی او را ندارم بلکه در مورد شخصیت کاری او صحبت خواهم کرد. به نظرم مجید صالحی ترانه سرا قربانی مجید صالحی ناشر شده است. زمانی که صالحی شانی را راه انداخت من در شهریار انجمن داستان داشتم. حدود سالهای هشتاد و سه و چهار بود. خبر رسید که در کرج شلوغ آن روزها جوانی نشری راه انداخته. مجید صالحی از شانس خوبی برخوردار بود. آن زمان ناشران شعر اندک بودند و وقعی به شعر جوان نمی دادند. مجید صالحی آمده بود که به شعر جوان بپردازد که الحق هم همین کار را کرد. یادم است به تنهایی همه کار را می کرد تا نشر شانی راه بی‌افتد. بسیاری از شاعران مطرح امروز با نشر شانی معروف شدند و نباید این موضوع را کتمان کرد. نشر شانی زمانی یکه تاز نشر شعر جوان ایران بود و این واقعیتی ست که نباید کتمان شود اما نشر شانی اشتباهاتی هم در پرونده ی خود داشت. اشتباهاتی که یکسری از آنها تقصیر خود صالحی بود و یک سری از دست او خارج بود. به طور مثال یادم است زمانی که بازار چسب و کاغذ بهم ریخت نشر شانی هم مانند خیلی از ناشران دچار مشکلات مالی شدید شد و این امر از مجید صالحی یک ناشر بدقول ساخت. ناشری که خیلی ها دوست داشتند او را ضربه فنی کنند. یا مشکل دیگر این بود که درست زمانیکه صالحی درگیر مسائل مالی شده بود دو سه نشر جدید با قدرت وارد شدند و بازار داغی برای شاعران راه انداختند و بسیاری که در شانی بروز و ظهور داشتند شانی را رها کردند و به نظرم دور از انصاف بود. البته این نظر دلی ست نه عقلی و منطقی. اما خود صالحی هم اشتباهاتی داشت. او زمانی با خود فکر می کرد که یکه تاز است و کسی نمی تواند به او برسد و از این نظر ضربه خورد. او هرگز فکر نمی کرد به طور مثال نشری مانند نیماژ متولد شود و اکثر شاعران را مال خود کند. به نظرم صالحی باید به اینروز فکر می کرد که نکرده بود. با این اوصاف معتقدم شانی هنوز تنها نشری ست که برای کتاب اولی ها یکی از بهترین گزینه هاست. به تعبیری شانی پله ی شروع برای کتاب اولی ها ست. اما ذکر چند نکته را واجب می دانم. اول اینکه شانی هم مثل تمام نشرها برای ادامه ی حیاتش به عنوان یک بنگاه خصوصی فرهنگی لازم دارد از بعضی مولفان پول دریافت کند. نکته ی دوم اینکه شانی هم مثل همه ی نشرها کتاب های ضعیف در لیست خود دارد. سوم اینکه پخش نشر شانی مثل اکثر نشرها ضعیف است. چهارم اینکه به نظرم نشر شانی باید بتواند فکر و ایده ای برای رقابت در عرصه ی ناشران اتخاذ کند وگرنه نمی تواند به قدرت دوره ی اول خود برسد. پنجم اینکه به نظرم نشر شانی آنقدرها هم که در موردش بد گفته می شود بد نیست. معتقدم مجید صالحی در حال جنگیدن است و از اینرو هر سرباز هدف تیر قرار می گیرد ولی باید بداند اولین اشتباه در میدان جنگ برابر با آخرین اشتباه است. صالحی بارها دچار اشتباه شده اما تیرها تیرهای کشنده ای نبوده اند ولی این دلیل نمی شود که او سرباز فوق العاده ای ست. به عنوان یک دوست قدیمی و به عنوان کسی که مدتی مدیر اجرایی شانی هم بوده ام و کتاب آخرم را در نشر شانی چاپ کرده ام به مجید صالحی توصیه می کنم برای ماندن در رقابت ادبی نشرها باید دنبال ایده و فکری تازه باشد وگرنه با برخلاف میل باطنی ام حس می کنم او شکست می خورد اما معتقدم صالحی انسان باهوشی ست و می تواند ایده ی بکر و تازه برای ادامه ی حیات خود در نشر را پیدا کند.»

 

 

 

علیرضا قنبری دیگر غزلسرای کشور در حالیکه هیچ همکاری با نشر شانی نداشته گفت: « تصدیق می کنم خود جناب صالحی چندین بار به من پیشنهاد همکاری دادند و من نپذیرفتم .علت آن هم شخصی بود. نه ضعف مجموعه شانی.

 در مورد حمایت و حق التالیف و امثالهم هم برخی شاعرانی که با شانی کار کردند ادعا می کنند شانی بدقولی های بسیاری دارد که امیدوارم اینطور نباشد یا اگر بوده برطرف شود.»

 

اما حامد عسکری مولف مجموعه های "خانمی که شما باشید" و "پری شب" پس از انتشار مصاحبه صالحی همه گفته های وی را تایید کرد و گفت: «من از کار با شانی راضی هستم و با گفته های صالحی موافقم.»

 

این نظرات بخشی از نظرات مثبت و منفی بود که با انتشار گفتگوی مدیر انتشارات شانی مطرح شد. تعدادی دیگر از این دست نظرات نیز وجود دارد اما مولفان نخواستند که نامی از آن ها برده شود و تنها به گفتگوهای شفاهی بسنده کردند. در پایان این پرونده لازم است که مجددا به این نکته اشاره کنیم که تارنا تنها، رسانه است و این حق برای انتشارات شانی و شخص مجید صالحی وجود دارد که در خصوص این پرونده صحبت کند.

 

کد خبر:280

 

 

 

منتشرشده در گزارش

 

نشر شانی یکی از چند انتشارات انگشت شمار تخصصی شعر در کشور است که به گواه ادعای شاعرانی که با این نشر کار کرده اند می‌توان گفت نشری است که از حاشیه ها جداست. بسیاری از شاعران با اعتماد کامل و خیالی راحت اثر خود را به آن سپرده اند. از دروغ های نمایشگاهی دوری جسته و با صداقت کار می‌کند و شعار با ما شعر بخوانید را برای نشر خود انتخاب کرده است. در این آشفته بازار صنعت نشر به سراغ مجید صالحی مدیر اجرایی انتشارات شانی رفتیم تا در خصوص وضعیت بازار نشر، شانی، نمایشگاه و چرخه امروز ادبیات گفتگو کنیم :

 

مجید صالحی کار نشر را از کجا شروع کرد؟

من کتاب اول خودم را چاپ کردم، سال 1379 آن زمان نشر شانی وجود نداشت و من به عنوان یک ناشر ، مولف تمام کارها از جمله مجوز، طراحی، چاپ و... را انجام دادم. بعد از این در سال 84  به فکر تاسیس و راه اندازی نشر افتادم.

 

چرا شانی؟

در مرحله اول پیشنهاد استاد رحیم رسولی از طنزپردازان خوب کشور بود که شانی را معرفی کرد و بعد ها با همین عنوان نامگذاری شد.

 

دستاورد شما در این 12 سال به عنوان مدیر اجرایی انتشارات شانی چه بوده؟

دستاورد این قضیه به دو دسته فرهنگی و مالی تقسیم می‌شود. از نظر فرهنگی تا جایکه خودم فکر می‌کنم در مسیر درست گام برمی‌دارم مطمئن و راضی هستم. این نمونه بارزی برای این مثل است که می‌گویند همه به قطاری که در حال حرکت است سنگ می‌زنند. خوب و بد همیشه وجود داشته، اما از نظر مالی باید بگویم که صنعت نشر با ادبیات خوب است اما نه به اندازه ای که همه گمان می‌کنند. نوعی پیوند بین ادبیات و نشر وجود دارد. اما محتویات آن قدر قوی نیست که بتواند جریان ساز باشد که اگر بود اتفاقات بسیار خوبی می افتاد.

 

12 سال پیش و در آغاز راه شانی حوزه شعر و ادبیات به اندازه امروز گسترده نبود و تا این اندازه با وفور شاعر مواجه نبودیم.

بله. من خاطرم هست که در کرج نشری با عنوان فراگاه در حوزه شعر تاسیس شده بود. یکسال بعد از آن شانی شروع به کار کرد. با توجه به اینکه نشرهای دیگری چون انجمن شعر، دارینوش، خانه شاعران و... وجود داشتند اما شانی تاسیس شد تا به طور تخصصی به شعر معاصر جوان بپردازد. رویه ای که شانی در پیش گرفت شاعران و افراد دیگری را بر آن داشت تا به فکر تاسیس نشر بی‌افتند. صنعت نشر در هر جا به یک پشتوانه و مهمتر از آن یک مدیریت قوی نیاز دارد.

 

اولین و ارزان ترین کتابی که چاپ کردید چه بود؟

اگر درست به یاد داشته باشم، اولین کتابی که منتشر کردیم متعلق به افسانه رئیسی از کرج بود که همچنان  با شانی کار می‌کند و ارزان ترین کتاب هم کتاب چهارم یا پنجم شانی بود که متعلق به علی حیدری پویا با قیمت پشت جلد 500 تومان بود.

 

 

شانی از مولف های تازه اثر حمایت خواهد کرد

 

 

 

چگونه انتخاب می‌کنید که چه کتابی را چاپ کنید؟

مثل دیگر انتشارات ها اتاق فکری داریم که در نتیجه مشورت و چون و چرای مساله برای چاپ یک اثر تصمیم گیری می‌شود. تعدادی از دوستانی که در همه این سال ها پابه پای نشر شانی بودند عضو اتاق فکر  نشر شانی هستند و یکی از دلایل اصلی بقای شانی این است که نام افراد این هیات هیچ‌گاه فاش نشد و نتیجه یک کار گروهی بود. افرادی که به طور مستقیم و غیر مستقیم با ما کار می‌کنند چیزی بالغ بر 70 نفر هستند. شورای سیاست گذاری به همراه این افراد مجموعه شانی را تشکیل می‌دهند. اما این روزها تصمیم گرفتیم که کمی اختصاصی تر به قضیه نگاه کنیم.

 

یعنی ممکن است رویه ای را در پیش بگیرید که وظایف اصلی یک انتشارات را انجام دهید و از مولف تازه کار پولی دریافت نکنید؟

ما مسیری را انتخاب کردیم که طی آن به مولف حق تالیف خوبی بدهیم تا اثر خوب تولید شود.

 

حتی  اگر شاعر ناشناخته ای باشد؟

حتی  اگر شاعر ناشناخته ای باشد و در صدد چاپ اولین اثر مستقل خود باشد، به شرط خوب بودن اثر انتشارات بدون دریافت وجه، اثر وی را چاپ و به طور کامل از ایشان حمایت خواهد کرد.

 

با اطمینان؟

بله. با اطمینان کامل. اثر خوب به خوبی هم حمایت خواهد شد. طی سال های دهه های 70 و 80 بسیاری از مولفینی که امروز به عنوان مولف مستقل و مشهور می‌شناسید با نشر شانی و دیگر نشر ها کار کرده اند. در بدترین حالت ممکن شانی هر دو سال چند شاعر خوب به ادبیات معرفی کرده است. ما از یک اثر خوب حمایت و برای بهتر دیده شدنش هزینه می‌کنیم.

 

 

کمی واضح تر صحبت کنیم. در دو سال اخیر از گوشه و کنار شنیده می‌شد که مجید صالحی به چند نفر از شاعران سرشناس پیشنهاد داده که کتاب بعدی شما را چاپ می‌کنم اما به انتشارات دیگر ندهید. درست است؟

 پیشنهاد چاپ کتاب دادیم.اتفاقی که متاسفانه به غلط بین ناشر هارواج پیدا کرده ، اما اینکه اثر یا آثار خودشونو به نشر دیگر ندهند، خیر. هر مولفی آزاد و مستقل است که اثر خود را به کدام نشر بسپارد. اما دقیقا  عکس این قضیه اتفاق افتاده ، مثلا نشر x به مولف  حق تالیف خوبی می‌دهد که با نشر شانی همکاری نداشته باشند. اما این موضوع را هم در نظر بگیریم که هر مولفی اگر با انتشاراتی کار می‌کند، باآن نشر  شناخته می‌شود و با آن نشر وارد دنیای گسترده ادبیات می‌شود،دور از ادب نخواهد بود اگر که در ادامه نیز این مسیر را طی کند .

 

به عنوان مدیر اجرایی انتشارات شانی چه راهکاری دارید که مولف از تعداد تیراژ چاپ شده مطمئن باشد؟ چه تضمینی وجود دارد که تعداد شمارگان مندرج در سرشناسه کتاب واقعی است؟

من فکر می‌کنم بیشتر ناشران به این قضیه اعتقاد دارند که نمی‌توان به طور دقیق مشخص کرد که چه تعداد کتاب چاپ شده. تنها در صورتی امکان پذیر است که مولف بالای سر اثر ایستاده و به تمامی مراحل چاپ اثرش نظارت کرده باشد. این نوعی قانون نانوشته است.  ناشر موظف است که همه این اصول را رعایت کند. اما با وجود شرایط خاص. گاهی اوقات این اتفاق نمی‌افتد. به عنوان مثال شما قراردادی را با انتشارات امضا می‌کنید. ناشر می‌گوید این اثر در طول مدت یکسال فروخته و تعداد چاپ مشخص خواهد شد. اگر از تعداد گفته شده کمتر شد که ناشر ضرر کرده اما اگر بیشتر شد ناشر از نظر عرفی، شرعی و قانونی موظف است که به مولف بگوید. این مثال بارز مال حرام خوردن است. کتابی که به چاپ دوم می‌رسد، قطعا پتانسیل تبدیل شدن به چاپ های بعدی را نیز دارد. بهرحال پس از مدتی همه این ها مشخص خواهد شد. پس ناشر موظف است که صادق باشد. من همیشه گفته ام که درب انبار شانی به روی مولف باز است. با خیال راحت بیاید، تعداد واقعی نسخه های چاپی اثرش را ببیند و حتی بشمارد. این حق قانونی تمام مولفان است ، به هرحال درب انبار شانی باز است و ای کاش دیگران هم از این قانون نانوشته تبعیت کنند .

 

 

 

نشر شانی هیچ کتابی را سانسور نمی‌کند

 

 

 

 

مدتی است برخی از انتشاراتی ها به سوی حاشیه پردازی رانده شدند و با مولف هایی کار می‌کنند که به جای متن به حاشیه می‌پردازند و مدام با دیگران درگیرند. شاید به نوعی باعث فروش بیشتر شود اما در آخر به ضرر انتشارات است.

به نظر من برند سازی نوعی حرکت اقتصادی است. مدیران موفق همگی اینکار را انجام می‌دهند و از قبل آن هم به سود مالی می‌رسند و هم به چرخه نشر کمک می‌کنند. اما این را هم در نظر داشته باشید که اگر نشری به برند کردن یک مولف بپردازد باید برایش وقت بگذارد. به علم و قلمش ایمان داشته باشد . هزینه کتاب بدهد. این هزینه چه خوب و چه بد وارد چرخه صنعت شده است. برندسازی خوب است. به شرطی که درست پیش رود و بر اساس شایسته سالاری یک نفر را برند کنند. متاسفانه امروزه برند سازی ها به درستی انجام نمی‌شود و نتیجه آن هم حاشیه هایی که به وجود آمده است.

 

 

شانی چه ویژگی دارد که آن را از دیگر نشرها متمایز می‌کند و مولف را مجاب می‌کند که اثر تازه متولد شده اش را به شانی بسپارد؟

مدتی پیش از تعدادی از مولفان شنیدم که می‌گفتند اگر اثر خوبی دارید، کتاب اولتان است و  می‌خواهید دیده شود شانی را انتخاب کنید. شانی کارهایی را انجام می‌دهد که کمتر از دیگر نشرها دیده اید. به عنوان مثال ما کتاب های بسیاری را هدیه می‌دهیم که ممکن است در سبد فروش قرار نگیرد. ما در نمایشگاه امسال چیزی بالغ بر 700 هزار تومان کتاب هدیه دادیم. کسانی که چند کتاب از شانی خریدند یک یا دو کتاب هم هدیه گرفته اند. کدام نشر کتاب هدیه میدهد ؟ علاوه بر هدیه کتاب هدیه کارت پستال، کارت هایی که توسط یک تیم حرفه ای طراحی شده که شامل معرفی دیگر شاعران بوده. کتاب هایی هم که هدیه داده شد کتاب های خوب نشر بودند. چیزهایی که برای آن هزینه کردیم. این ها عواملی است که شانی را متمایز می‌کند و باعث می‌شود در ذهن ها ماندگار شود.

 

 

با چه شاعرانی دوست داشتید/دارید کار کنید و تا امروز میسر نشده؟

یکی از افرادی که خیلی دوست دارم اثرش را منتشر کنم حسین منزوی است. شاید هم هیچگاه این اتفاق نیفتد. چرا که اساس کار شانی آثار شاعران جوان است.

 

 

چه انتقادی به سیستم نشر دارید که خودتان از آن پرهیز می‌کنید؟

ممیزی. در کل خودسانسوری بد است. با این حال من ناشر، به مولف می‌گویم که سعی کن چیزی ارائه دهی که شامل ممیزی نشود. اما خودم به هیچ عنوان چیزی را سانسور نمی‌کنم. بسیاری از ناشران ما گزیده ای کار می‌کنند. از 50 عنوان شعری که مولف در اختیار ناشر قرار می‌دهد 30 عنوان چاپ می‌کند. اما شانی هیچگاه چیزی را سانسور نمی‌کند.

 

 

 

 

شانی اولین ناشر تخصصی شعر

 

 

 

 

قله نشر شانی را در کجا خواهید دید؟

شانی را مولف ها پیش می‌برند. نه شخص مجید صالحی.  شانی 12 سال پیش به اسم انتشارات راه افتاد و امروز گسترده تر شد. یک گروه انتشاراتی شد، در زیر مجموعه خود چاپخانه دارد، در سطح استان البرز مجله منتشر می‌کند و کارهای دیگر. دوست ندارم قله شانی را ببینم چرا که اگر به قله رسیدی ناچار به پایین آمدن از آن هستی. دوست دارم تا زمانی که این اعتماد وجود دارد و مطمئن باشم که می‌توانم به ادبیات خدمت کنم برای شانی کار خواهم کرد.

 

شانی را در یک جمله تعریف کنید؟

اولین ناشر تخصصی شعر

 

حرف ناگفته و باقی مانده ای وجود دارد؟

در آینده ای نزدیک خبرهایی از شانی خواهید شنید. طرح بسیار خوبی برای بالا بردن سرانه کتاب داریم که به زودی اطلاع رسانی خواهد شد . برای جمع بندی پایان این گفتگو نیز باید بگویم که تمام کارهایی که به عنوان نشر در کشور اتفاق می‌افتد زیر مجموعه صنعت چاپ است. این یک کار صنعتی است. شخصی که وارد کار صنعتی می‌شود به عرف، متن، قلم و شاعرانگی دقت نمی‌کند. چرا که صنعتی برخورد می‌کند. صنعتی شدن چیزی باعث کثرت آن می‌شود و در نتیجه کثرت، کیفیت و وحدت نیز کاهش پیدا می‌کند. اگر این اتفاق جوری پیش می‌رفت که صنعت ، سود خود را کمتر و حق بیشتری به مولف داده می شد قطعا آثار خوب و با کیفیت تری تولید می‌شد.

 

کد خبر: 231

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد