کمپین بزرگ آهای خبردار کارساز می‌شود --------- هایکو چیست؟ ----------- انتشار دکلمه ای از حسین منزوی ----------------- گزارش تصویری اختتامیه جشنواره شعر نیاوران --------- فیلم شعرخوانی محمدعلی بهمنی

مجموعه شعر محبوب من اثر نزار قبانی و ترجمه اصغر علی کرمی در انجمن ادبی ققنوس رونمایی، نقد و بررسی می‌شود.

 

انجمن ادبی ققنوس در یکی دیگر از سلسله نشست های خود به نقد و بررسی مجموعه محبوب من اثر نزار قبانی می‌پردازد.

 

این نشست با حضور مترجم کتاب و سید احمد حسینی به عنوان منتقد با اجرا و دبیری دکتر مینا آقازاده برگزار می‌شود.

 

شاعرانی چون اکبر کتابدار، سجاد عزیزی آرام، الهه کاشانی، پیمان سلیمانی، حسن اسدی شبدیز، محمد افندیده، بهرام ابراهیمی و... در این نشست کانون ققنوس را همراهی می‌کنند.

 

این جلسه فردا و در تاریخ 17 مهرماه از ساعت 17 الی 19.30 در تهران، بلوار آیت اله کاشانی، بعد از تقاطع ستاری، مجتمع فرهنگی هنری نور برگزار می‌شود.

 

حضور برای علاقمندان آزاد و رایگان است.

 

کد خبر: 672

منتشرشده در گزارش

نزار قبانی، شاعر محبوب سوری، در مجموعه گفت‌وگوهایی که از او به چاپ رسیده، به موضوعات مختلف اشاره می‌کند؛ از شعر گرفته تا سیاست، اجتماع، مهاجرت، آوارگی و ... .

 

نزار قبانی یک شاعر نیست، یک پدیده شعری است. چهار حرف کوتاه او، دنیای بزرگ شعر عربی معاصر را در خود گرد آورده است و اکنون که تقریباً بیش از یک دهه از وفات او می‌گذرد، ابیات و واژگان پر طنین سروده‌هایش، هنوز چون رودی خروشان در فرهنگ و زبان کشورهای عربی جاری است.

 

او در 21 مارس 1923 میلادی در دمشق به دنیا آمد، شهری که به تعبیر خود او «جشنواره آب و یاس» و «نه تصویری از بهشت که خود بهشت» است؛ شهری که بعدها از آن تبعید شد. نزار قبانی یکی از بزرگترین شاعران نوگرا و معاصر عرب است. این شاعر سوری تبار از 16 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد و کار خود را با شعر عاشقانه، ولی به شیوه کلاسیک شروع کرد سپس در عرصه شعر نو، به فعالیت‌ خود ادامه داد و در پیشرفت این نوع شعر در ادبیات عرب نقش به سزایی داشت. او در واقع مؤسس مکتبی شعری است که زبانی مخصوص به خود و شبیه به زبان عامیانه دارد.

 

تاکنون آثار متعددی در رابطه با شعر و دیدگاه‌های قبانی در ایران ترجمه و تالیف شده است. «کلیدها» از جمله جدیدترین آثار در رابطه با اوست که گفت‌وگوهایی پیرامون شعر و زندگی از او را ارائه می‌دهد. این اثر که به تازگی از سوی انتشارات شهرستان ادب به چاپ رسیده، وجه دیگری از قبانی را به مخاطب نشان می‌دهد و معرفی می‌کند. قبانی در این اثر که به همت انسیه سادات هاشمی ترجمه شده، به بیان دیدگاه‌هایش در رابطه با مسائل مختلف می‌پردازد؛ از شعر گرفته تا نظر این شاعر سوری در رابطه با جهان عرب، سیاست، اجتماع و خصوصیات فردی و ... . بخش قابل توجهی از سوالات پرسیده شده از او که از رسانه‌های مختلف است، به نظر او در رابطه با شعر می‌پردازد؛ اینکه نزار قبانی از شعر چه می‌خواهد و چرا در میان هنر‌ها، شعر؟ دیدگاه‌های او در رابطه با جهان عرب و ساز و کار حاکم بر کشورهای عربی از دیگر بحث‌های خواندنی است که از او در این گفت‌وگوها مطرح شده است.

 

 

 

در ادامه بخشی از گفت‌وگوی او با استاد یاسین رفاعیه در مجله «الدستور» در سال 1986 باز نشر می‌شود:

 

شب شعری که در سالن شهرداری چلسی در لندن اوایل نوامبر اجرا کردید، اتفاقی فرهنگی بود که در پایتخت انگلستان سابقه نداشت. این حادثه، ما را به یاد شب شعرهایی از شما انداخت که هزاران شنونده در بیروت، بغداد، دمشق، سودان، ابوظبی، بحرین و شارجه را جمع‌ می‌کرد. احساس شما نسبت به این موفقیت لندنی چیست و هنگامی که وارد سالن شهرداری چلسی در لندن می‌شدید، چه سوال‌هایی در سرتان بود؟

 

بدون هیچ غروری احساس می‌کردم که بعد از اشغال صد و سی ساله ما توسط انگلستان، من انگلستان را از نظر فرهنگی به مدت یک ساعت و نیم تصرف کرده‌ام. این، یک احساس آرام‌بخش و دلچسب و در عین حال، پلید بود. احساس یک شاعر جهان سومی که پشت تریبون آن هم در سالن یکی از شهرداری‌های لندن با انگلستان شاخ به شاخ می‌شود. جالب نیست؟

 

این فکر شیطانی را پس از پایان شب شعر، با خود به خانه بردم و تا صبح در سرم چرخ می‌زد. یقیناً من ادعا نمی‌کنم که دریاسالار نلسون، صاحب جنگ ترافالگار با ناپلئون بناپارت یا گنرال موتگمری قهرمان جنگ العلمین هستم. من ژنرالی از جهان سوم هستم که شعر می‌سراید و در جهان عرب، امپراتوری شعری دارد که مساحتش دست کمی از مساحت امپراتوری بریتانیا در قرن نوزدهم ندارد. مرا به خاطر این تشبیه‌های استعماری ببخشید. چه کنم که خیال شاعرانه‌ام مرا جسور می‌کند وقتی می‌بینم هزاران چشم در سالن شهرداری چلسی مرا به آغوش می‌کشند و دیگر نمی‌فهمم دریا سالار نلسون هستم یا دریاسالار نزار قبانی؟ باز هم مرا ببخشید ولی شیرینی پیروزی مرا مست کرده و فقط به مدت یک ساعت و نیم به درجه دریاسالاری رسانده است.

 

 

این حرف قشنگی است، جناب دریاسالار! ولی مردمی که به شعر شما گوش می‌دهند کیستند؟ هویت و ویژگی‌ها و خصوصیات آنها چیست؟

 

مردمی که به شب شعر من آمدند، عرب‌هایی بودند که دیگر خانه‌ای برای زندگی نداشتند. آمدند تا در کرانه‌های صدای من منزل کنند. عرب‌هایی که دیگر وطنی نداشتند که در سایه‌اش بنشینند. من در طول یک سال و نیم به آنها وطنی جایگزین دادم تا زیر درختانش بخوابند و در رودهایش استحمام کنند.

 

بله! شعر من وطنی جایگزین بود، اگرچه چند لحظه بیشتر نبود. از این رو، مردم واژه‌ها را همانند مشت خاک وطنشان به چنگ می‌گرفتند. فریاد می‌زدند، گریه می‌کردند و مثل گنجشک‌‌هایی که لانه‌هایشان را گم کرده‌اند، می‌لرزیدند. در گرسنگی و تشنگی و افسردگی شدیدی به سر می‌بردند، برای همین به شعرها هجوم آوردند تا گندم و انگور و انار بخورند و خودشان را در رود بزرگ شعر بیندازند.

 

شب شعر من در لندن، یک شب شعر توفانی و استثنایی بود. زیرا تمام شکنجه‌شدگان زمین را دور تا دور زخم مشترک عرب جمع کردم. آنها را دور شعرهایم نشاندم، برایشان آتش روشن کردم، قهوه عدنی لذیذ درست کردم، روی زانویم خواباندم و روی دوششان پتوی پشمی انداختم تا سرمای لندن آزارشان ندهد. برای آتش روشن کردن در لباس و رگ‌های مردم، نیاز به کبریت نداشتم، چون مردم آکنده از غم و اندوه و خشم بودند و کافی بود به آنها دست بزنی تا منفجر شوند.

 

علاوه بر عرب‌ها، انگلیسی، آسیایی، آفریقایی، دیپلمات، مستشرق و دانشگاهی هم آنجا بود. تجربه لندن به من نشان داد که حال جمهوری شعر خوب است و پرچم‌هایش هنوز در همه‌‌جا برافراشته است.

 

 

از همه ملیت‌های جامعه عرب به شب شعر شما در لندن روی آوردند. در آنجا با شعر کاری کردید که پادشاهان هم نمی‌توانستند بکنند. در این لحظات چه احساسی داشتید؟

 

قبلاً گفتم که من با شعرم، بیش از اتحادیه کشورهای عرب، عرب‌ها را متحد کردم. اگر مسئولان عرب نمی‌توانند تفاهم سیاسی و ایدئولوژیک و استراتژیک برقرار کنند، وظیفه اتحاد فرهنگی عرب را به شاعران واگذار کنند.

 

جشنواره مربد که عراق هر سال برگزار می‌کند، جشنواره اصیل در مراکش، کارتاژ در تونس و جرش در لندن، همگی جشنواره‌های فرهنگی موفقی هستند که نشان می‌دهند فرهنگ می‌تواند خرابکاری‌های سیاست را اصلاح کند. نشان می‌دهند  که عرب‌ها فطرتاً وحدت‌طلب هستند ولی فرمانروایانشان در اطراف آنها دیوارهای بلند برافراشته‌اند، سیم خاردار و پست بازرسی گذاشته‌اند و پرچم‌های ملوک‌الطوایفی نصب کرده‌اند.

 جهان عرب امروز در شرایط جدایی طلبی و پراکندگی وخیمی به سر می‌برد. فرهنگیان عرب باید اجزای پراکنده این میهن را به هم بچسبانند و آن را به اصل واحدش برگردانند.

 

 

در طول چهل سال گذشته در شعرتان، چه حقیقتی را دنبال می‌کردید؟ آیا به آن رسیدید؟ محتوا و ساختار آن چگونه بود؟ چگونه آن را با شعر بیان کردید؟

 

من دنبال انسان می‌گشتم، صرف نظر از رنگ چشم، جنسیت، ملیت، ثروت و فقر و موقعیت اجتماعی. هر شعری که روی سخنش با انسان نباشد و در انسان جاری نشود، شعری بیهوده و حاشیه‌ای است. محور این جهان، انسان است. او بزرگترین آرمانی است که باید به خاطر آن جنگید و نوشت.

 قهرمان اصلی همه آثار ادبی بزرگ جهان، از ایلیاد هومر و حماسه گیلگامش گرفته تا هزار و یک شب، ‌انسان بوده است. تمام این آثار جاویدان، داستان انسان را در جنگ و صلح، ترس و آرامش، مرگ و زندگی دوباره، عشق و دل‌شکستگی، قهرمانی و شهوت، ایمان و کفر و پیروزی و شکست روایت کرده‌اند.

 

بدون انسان، نه شعر هست و نه نثر، نه فلسفه، نه فکر، نه مجسمه، نه نقاشی، نه نمایش و نه هنرهای تجسمی. ماجرای همه هنرها، ماجرای انسان با زمین است، همانطور که دین، ماجرای انسان با آسمان است.

 

شاعر عرب همیشه در جست‌وجوی حقیقت بوده است. عنتره در شمشیرش به دنبال حقیقت بود. ابو فراس حمدانی در سوارکاری‌اش به دنبال حقیقت بود. متنبی در فلسفه و ابونواس در جام شرابش، حقیقت را جست‌وجو می‌کردند. پس حقیقت شعری، یکی نیست، بلکه چند حقیقت وجود دارد. هر شاعری حقیقت را به شکلی که با خودش سازگار است می‌سازد. حقیقت من این بود که خودم را در خدمت انسان عرب قرار دهم و با کمک شعر از شر کابوس‌های ترسناک عشقی، سیاسی و غصه‌های روانی و فرهنگی و اجتماعی که خردشان می‌کرد، خلاصشان کنم.

 

 

همیشه در شعر و نثر و نگرشتان از زندگی می‌خواستید زن عرب را از درون کوزه بیرون بیاورید. می‌خواستید روزنه‌ای از نور به سمت افق برایش باز کنید. آیا فکر می‌کنید موفق شده‌اید؟

 

خارج کردن زن از کوزه به اراده کسانی که در کوزه زندانی‌ شده‌اند، بستگی دارد. اگر بعضی از زن‌ها در کوزه‌شان احساس راحتی و خوشبختی می‌کنند، یک میلیون شاعر و ده میلیون شعر هم نمی‌توانند یکی از آنها را از بازداشتگاه تاریخ بیرون بیاروند. این خود زن است که اعلام انقلاب می‌کند و تمام کاری که شاعری مثل من می‌تواند انجام دهد،‌ این است که در شیپور بدمد و تشویق کند و در زندان‌ها سخنرانی کند اما اگر خود گنجشک‌‌ها نخواهند میله‌‌های زندان را بجوند و به سمت هوای آزاد پرواز کنند، سخنرانی خشک و خالی، یک گنجشک را هم نمی‌تواند آزاد کند.

 

کد خبر: 602

منبع: تسنیم

منتشرشده در گفتگو

مجموعه شعر هر عید محبوبه منی اثر نزار قبانی با ترجمه اصغر علی کرمی به مناسبت نمایشگاه کتاب و به همت انتشارات فصل پنجم منتشر شد. این کتاب در 64 صفحه و با قیمت 7000 تومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

منتشرشده در تازه های نشر

 

"خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد " ترجمه بخشی از سروده های عاشقانه نزار قبانی است که با ترجمه اصغر علی کرمی به وسیله  انتشارات فصل پنجم در هزار نسخه منتشر شده است.

زبان نزار گرم و پر آغوش است . او در این مجموعه از تمام بندها رها می‌شود و به خلق و توصیف تصاویر انتزاعی می‌پردازد.

اصغر علی کرمی دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب است. وی شاعر است و با المان های شعری به خوبی آشناست و همین ترجمه های او را زیباتر کرده است.

از زمان انتشار این کتاب مدت زیادی نمی‌گذرد اما نزارقبانی یا بهتر بگوییم علی کرمی و کتابش، به خوبی توانسته نظر کارشناسان و شاعران را به خود جلب کند. چراکه در همین زمان کوتاه شاعران بسیاری به این کتاب توجه نشان داده و بر آن یادداشت ها و نظراتی نوشته اند. تارنا در پرونده ای جامع به یادداشت های منتشر شده در جراید و رسانه های مجازی می‌پردازد تا بیشتر با نزار قبانی، اصغر علی کرمی و کتاب تازه منتشر شده اش آشنا شویم.

 

مجتبی حدیدی در یادداشتی که 19 دی ماه در روزنامه هنرمند به چاپ رسیده درباره این اثر می‌نویسد: «در ابتدا باید بگویم مترجم عزیز، روشمندی ات در این اثر  برای کسی هویدا است که با ترجمه های پیشین تو آشنا باشد .

اگر بپذیریم منشا خاص برای تفکر ما، شرایط تاریخی و اجتماعی هستند بی شک نمی توانیم به این مجموعه عاشقانه از نزار قبانی نگاهی بیاندازیم . پس چگونه می توان بدون پشتوانه های مدنی و جامعه شناسانه، این شاعر را در پروژهء کار فرهنگی توصیف نمود؟ شاید منظر کلی تری که بیرون از اتصالات قرن بیستم است او را بهتر توصیف کند. نزار از پیوند ها و بست های هرمونتیکی و فلسفی شعر را خارج کرده است. بسیاری از ایده های پست مدرن نیز در این رویکرد زمانی همچنان اخته مانده اند. حدوث ناب و فروکاهش فلسفه به آرامش با زبان قبانی آمیخته است. شاید او به ما بیاموزد که تولید معنا یک تکنولوژی است که هنوز کاربردی نشده است. "انگشت های دیگری می خواهم/تا به شیوه ی دیگری بنویسم/بدم می آید از انگشت هایی که دراز و کوتاه نمی شوند..تا پیراهنی از شعر را در تن معشوقه ام از هم بدرم"(ص11)

مقاومت در برابر نسبی گرایی سرمایه دارانه و بازگشت به ساحت امن احساس و پیشروی در خصلت های نخستین بارزه ی زبانی اوست. "وقتی گفتم دوستت دارم می دانستم انقلابس علیه سنت های قبیله برپا کرده ام..می خواستم قدرت را به دست بگیرم.."(ص15)

اما میبایست به تب و تاب حضور این شاعر سوری در میان ادبیات بلاتکلیف امروزمان بپردازیم. کیفیت حضور او بی شک در رهن ترجمان اوست . حلقه ی مفقوده ی زبان ها ترجمه است. گفتار نزار در خوانش دوم، متنی نظری محسوب می‌شود. در برخورد اولیه با شاعر او آنچه چشم نواز است یکدستی سبک ترجمه است. است. "جایزه بزرگ را/به کسی می دهند که سر مرا برایشان ببرد /و آن را مانند پرتقالی فلسطینی/بر دروازه ی شهر خواهند آویخت..همه بیسوادان در برابرم می ایستند/عثمانی ها با من مخافند/درویش ها با من مخالفند/کلاه نمدی ها مخالفند/آنانکه عشق را تجربه نکرده اند/مخالفند"(ص17)

 

شاید در نقد ترجمه بتوان گفت زبان معادل سازی از سمت مترجم یک زبان تحمیلی بر مخاطب است . اما این فرم خاصی از ضبط زبان است که بر مترجم خود را تحمیل می کند و سپس به مخاطب می رسد. قمار شاعر بر سر محالات ، برابر با هستی اوست که از مرزهای ناسیونالیستی می گذرد و تبدیل به زبان و حس مشترکمی شود . مترجم در پس زمینه ی کلیشه ها و تکرار ،به انتقال این زبان برنخاسته بلکه عمدتا معادلات ریشه دار مانند عشق و اضطراب ناشی از آن هر اهمیتی را بی اهمیت نموده . او توفیق داشته که با وفای به متن اصلی ساختمان زبانی را (حتا بدون ضبط رسم الخط مستقل از سوی خویش) منتقل کند. مترجم به پیش فرض های حاکم بر زمان و کشور نزار و هماهنگی دوران حیات او با ما اشراف کافی داشته است و از یک رادیکال رهایی بخش در شعر آگاه است . در یک کلام از اشتراکات قبانی با مخاطب جدی شعر امروز باخبر بوده است"احساس کردم/به شکل واضحی با من دست به یکی کرده/و با کتاب های آسمانی که خودش نوشته/مخالفت کرده است"(ص18)البته همانطور که مشاهده می شود فاصله گذاری در سطرها و مختصات نشانه گذاری از دستور زبان پیروی نمی کنند

آگاهی از ایده آل ها و صراحت های بکر شاعر باعث شده که اصطلاحات در معادل سازی ها نقش محوری ایفا کنند"چرا؟/زمان را خط می زنی/چرخ روزگار را متوقف می کنی/و تمام زنان قبیله را/یکی..یکی/علیه من می شورانی"(ص24)انسجام دستوری و قوام نمادها توسط مترجم در هم تنیده شده . او هرگز در پی مقابله به مثل زبانی در هنگام انتقال تصویر نبوده است و در حفظ امضای خود در کار نکوشیده است"عاشقی را مانند نمایش بازی نمی کنم/باتو/دعوانمیکنم/مانند بچه هایی که بر سر ماهی های دریا دعوا می کنند/ماهی قرمز برای تو"(ص29)

استیضاح معشوقه ها در نامه های شاعر و نظریه پردازی برای آنان باعث رو در رویی ابدی این تک گویی ها شده است . بازسازی این یکه گویی ها حتا حقیرترین مخاطب این مجموعه را به تحسین وا می دارد . شگفت اینجاست که به شکلی جداگانه می توان نگاهی فمینیستی به این مجموعه انداخت"یک زن عادی باش/سرمه بکش/عطربزن/حامه شو/زایمان کن/زنی مانند همه زن ها باش"(ص43)

نزار نه اهل معادلات و معاملات است نه دستی به نقد کسی گشوده و با آنکه گرفتار وضعیت نامطلوب سیاسی بوده از هیچ جریان محافظه کار،نژاد پرست و میهن خواه سخن نمی گوید . اما چگونه این همه مخاطب دارد؟"هرکس ادعاکند/از دریای چشمانت/ماهی کوچکی گرفته/دروغ گفته است/هرکس ادعاکند که/فهمیده چه عطری می زنی/و یا آدرس مردی را که برایش نامه می نویسی را پیدا کرده/دروغ گفته است"(ص52)آیا مخاطبین او کسانی هستند که بی هیچ تعلق خاطری کولی وار و حسرت آلود در ستایش گذشته ردپایی از حقیقت را نشان می دهند؟ آیا هستند کسانی که بی انتساب به هیچ گروه و جریانی به حضور خویش معترف اند؟

به سطح بیانی که توجه کنیم گویا کمی تعجیل درانتخاب واژه های معادل،ویرایش متن و اصطلاحات صورت گرفته است . با توجه به ترجمه های پیشین این مترجم می توان فهمید فرآیند ارزش ها برای او همان فرهنگ است و تراشه های ادبی برای او تقریبا حکم حاشیه را دارد . اما پررنگ سازی واقعیت را دوست دارد . الگوی هنری برای او همان کیفیت انتقال زیبایی است . یاری خواهی از کلام حاضر در متن و ارایه ابعاد سایه روشنِ یک رویداد را می پسندد . درواقع شیوه ای از ارائه ی گزاره ها را نشان نمی دهد "ناخن های عشق مان خیلی بلند شده است/باید/ناخن هایش رابگیریم/پیش از آنکه گلوی تو را پاره کند/ و گلوی مرا"(ص60)

این که در یک لحظه چگونه از بند دلالت ها بیرون می جهد و از ظرف زبان عربی فاصله می گیرد و به توصیف تصاویر انتزاعی می پردازد در رهن ترجمه است"هرگاه تو را می بوسم/پس از جدایی طولانی/احساس می کنم/نامه عاشقانه ای دستپاچه/به صندوق پست انداخته ام"(شعرپشت جلد)

با انحراف معیار از جغرافیای عرب این طعنه های رک و بی پرده به این سرزمین ورود می کند و پشتوانه ی آن معیارهای اکنون ما برای زندگی است که مترجم با درایت آن را دریافته است "هنگامی که به کوهستان می روی/بیروت قاره ای نامسکون می شود/زنی بیوه می شود/من با کوچ مخالفم/با هرچه تو را از سینه ام دور کند مخالفم"(ص64)از تب حضور نزار در این کشور نمی گویم بلکه تمایل ابتدایی ما برای حضورش حتما ربط و ضبط هایی دیگر هم داشته است .

آشنا سازی مخاطب با محورهای فرهنگی آن دیار،پراکندگی گفتمان محسوب نمی شود بلکه توصیف اشتراکات ما با کشور مبدا است"همه کسانی که روی زمین شکنجه شده اند شبیه هستند/../و فرار کرده ام/تا با دوچرخه ی آزادی جهان را بگردم/به همان روش غیرقانونی/که بادها سفر می کنند"(ص34) "..حتی عطرها/می فهمند غریبی یعنی چه/حتی عطرها هم معنای تعبید را می دانند"(ص68)

فعل ابزار حمل جمله در این مجموعه نیست. ارتباط با اسم و صفت و ضمیراشاره و اسامی نکره و قیود ،مفاهیم را پیش از برخورد به فعل به مخاطب منتقل می کنند. البته میان بُر در زبان مبدا متداول نیست اما اینجا رونمای کار محسوب می شود.

استفاده از استعاره وصناعات ،نشان دهنده ی تسلط مترجم بر زبان شاعرانه است . اما عدم تسلط به زبان ایده آل و مورد علاقه ی مخاطب جدی، تردید از بازسرایی اشعار و اصل وفاداری به متن ،مثلثی بوده اند که متن را از کیفیت نهایی تنزل داده اند . روابط دال و مدلولی در زبان نزار ساده هستند اما مخاطب فارسی زبان میل به نشانه ها و رمزگذاری آنان دارد. حداقل تاخیر و تعلیق از نظر مترجم دور مانده اند در پایان باید گفت بلاغت هنری نیروی اصلی نزار قبانی نیست  بلکه ابلاغ سکوت و میل به بی رنگی همان ترجمان ازلی است که در استعاره ی عشق ترجمه شده است.»

 

 

سید صابر موسوی شاعر غزلسرای روزگار ما طی یادداشتی در روزنامه صبا به تاریخ 4 دی ماه به بررسی مجموعه " خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می‌دهد" می‌پردازد و می‌گوید: « نزار قبانی شاعری است که با شعر های عاشقانه اش مشهور شد  و در دنیای عرب از شهرتی بی همتا برخوردار است . شعر او به اکثر زبان های دنیا ترجمه شده و مخاطبان بیشماری دارد .

به تازگی شاهد انتشار کتاب جدیدی از وی به نام خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد توسط انتشارات فصل پنجم هستیم. به بهانه آشنایی با اصغر علی کرمی مترجم این کتاب، مناسب دیدم چند خطی در رابطه با آن بنوییسم.

این کتاب بخشی از نامه های عاشقانه نزار است که به گفته شاعر در مقدمه کتاب، آن ها را در سال های متمادی برای معشوقه هایش نوشته و در حقیقت این شعر ها مقاطعی از همان نامه ها هستند. در مقدمه این کتاب آمده است که: این نامه هایی که منتشر می‌کنم همه آن چیزی است که از گردو غبار عشق پیشین و معشوقه هایم به جا مانده است... انکار نمی کنم که به سوزاندن این نامه ها فکر کرده ام و آتش زدن آنها را راه حل نهایی می دانستم که مرا از زیر بار این ارثیه ی سنگینی که این همه سال نگه داشته ام نجات داده و همه معشوقه هایم را آزاد کند ... ولی هنگامی  که به محتویات این میراث عاشقانه سر زدم دیدم که در برخی از آن چیز هایی از جنس شعر پیدا می شود و برخی خودشان شعر واقعی هستند. (برگرفته از مقدمه کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد). شاید همین صداقت و تکیه بر زیست شخصی شاعر موجب شده است تا فاصله ادراکی او با مخاطب به پایین ترین سطح برسد و شعری ترجمه پذیر و قابل فهم به جا بگذارد.

در این کتاب هم مانند دیگر سروده‌های نزار قبانی با همان نگاه فیزیکی و عینی یک عاشقانه سرا، دنیای پیرامون وی با محوریت عشق به زنان تجسم یافته است. به طور حتم مهمترین المان موضوعی در شعر نزار "زن" است که در صورت های مختلف مانند: معشوقه، مادر و وطن نمود پیدا می کند. شاید شروع شاعر شدن نزار قبانی به خودکشی خواهرش در جوانی برگردد. آن موقع نزار شانزده ساله و شاهد بوده که خواهرش بخاطر نارضایتی از ازدواج اجباری خودکشی کرده است. احتمالا به همین خاطر نزار در بیشتر شعر هایش زن را در هجمه بی عدالتی اجتماعی دیده و خود را به عنوان ناجی زنان عرب معرفی کرده است. تحصیلات وی در زمینه حقوق و مبارزان آزادی طلبانه پدرش در جریان های سیاسی جهان عرب، و از همه مهمتر کشته شدن همسرش بلقیس در جریان یک بمب گذاری در سفارت عراق، می تواند دلایل شکل گیری چنین ذهنیتی در وی شده باشد.

"زن" موضوع اصلی شعر های او است. نگاه بی پروا و توصیفات جسورانه وی نسبت به زن، زیبایی ها و حقوق وی موضوعاتی هستند که تا پیش از وی گفته نشده و حتی غیراخلاقی به شمار می‌رفته اند. تا جایی که وقتی بعد از معاهده صلح اعراب و اسراییل شعر انتقادی و آتشینی در اعتراض به سران عرب می سراید، مخالفینش می گویند: چرا نزار که شاعر زن و هرزگی است، برای وطن شعر گفته است و نزار پاسخ می‌دهد: کسی که سر بر شانه معشوقه اش نگذاشته و گریه نکرده باشد، نمی تواند سر بر خاک وطنش بگذارد و گریه کند.

اصغر علی کرمی شاعر و مترجم ،پیش از نزار قبانی مجموعه "هر عید محبوب منی" را در سال 88 با انتشارات آبگین رایان به چاپ رسانده و "خدا فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد" دومین مجموعه ای است که تاکنون از این شاعر پر آوازه عرب منتشر کرده است. وی همچین از نجیب محفوظ، آدونیس، محمود درویش، عدنان صائغ و .. آثاری را ترجمه کرده است.

نکته بارز در ترجمه این اثر، روانی و شیوایی آن است. به بیان دیگر از آنجا که مترجم خودش شاعر و شعرشناس است به خوبی توانسته برای واژه ها و ترکیب های متن اصلی معادل سازی کند و شناخت وی از ادبیات کلاسیک و درک لهجه های زبان عربی موجب شده که مرعوب زبان مادر نشود و با اعتماد به نفس بیشتری جهت برگردان این متن به زبان فارسی بکوشد.

البته گفتنی است که جملات این مترجم خیلی تابع دستور زبان سالم و انشایی نگارش یافته اند و با منطق شاعرانه شعرها همخوانی چندانی ندارند. البته شاید هم این مساله بخاطر طبیعت این اشعار و نامه بودن آنها باشد. آنچه مسلم است " خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد" از ترجمه قدرتمند و زیبایی برخوردار است».

 

 

در ادامه یادداشتی از الهه کاشانی، شاعر و کارشناس ارشد ادبیات را درباره کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد، میخوانیم. این یادداشت در تاریخ 12 دی ماه در روزنامه اطلاعات چاپ شده است.

وی در این یادداشت معتقد است: « کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد بخشی از سروده های عاشقانه نزار قبانی است که با ترجمه علی اصغر کرمی به تازگی توسط انتشارات فصل پنجم منتشر شده است . چاپ این کتاب بهانه ای شد که ضمن بررسی آن، مختصری به معرفی نزار قبانی و دیدگاه مترجم در خصوص ترجمه بپردازیم.

نزار قبانی ( زاده : 21 مارس 1923 – درگذشته 30 آوریل 1998) دیپلمات، شاعر و ناشر سوری بود.

وی عاشقانه سرایی بی همتا است و تجربه و نگاه عاشقانه اش در همه جای سروده هایش موج میزند. مجموعه خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد بخشی از نامه های عاشقانه نزار قبانی است که در طول سال ها برای معشوقه های گوناگونش نوشته است. در واقع نامه برای نزار مفهوم متفاوتی دارد. وی بر این باور است که : "عشق یک هنرمند، تنها عشق خودش نیست و عشقی برای همه جهان است و نامه هایی که برای معشوقه هایش می نویسد، برای تمام زن های جهان نوشته می شوند."بر همین اساس میبینیم که کلمه "نامه" در این مجموعه، یک واژه کلیدی است و به صورت های مختلف در چند شعر نمایان شده است.

اصغر علی کرمی، مترجم این مجموعه که پیشتر در سال 1388 مجموعه ی دیگری از نزار قبانی را به نام " هر عید محبوبه منی" منتشر کرده است. شعر نزار را به عنوان یکی از پذیرفته ترین صورت های جریان جهانی ساده نویسی می داند.

وی بر این باور است که تناسب تجربه ی شخصی و زبان صریح و عاشقانه این شاعر، شعری صادقانه و تأثیرگذار به جا می گذارد که کمترین میزان بازی های زبانی و آرایه های لفظی در آن به کار رفته و بسیار ترجمه پذیر و قابل انتقال است.»

 

علاوه بر یادداشتی که در بالا به آن اشاره شد، الهه کاشانی در یادداشتی دیگر که در تاریخ 14 دی در فرهیختگان آنلاین به انتشار رسید می‌گوید: «نزار قبانی در مقاله ای که سال 1972 در ضمیمه روزنامه النهار به چاپ رسانده، راجع به شعر می گوید: همیشه می خواهم که خودم باشم. نه اینکه نسخه دیگری از یک شاعر باشم. چرا که معتقدم شاعرانی مانند متنبی، والیری و الیوت تنها یک بار به دنیا می آیند و هر نسخه ی دیگری از ایشان، تکراری و ساختگی خواهد بود.

هر وقت کاغذی را روبرویم می‌گذارم تا شعری بگویم، از خودم می پرسم آیا آنچه خواهم نوشت چیزی به تاریخ خواهد افزود؟ و اگر پاسخم منفی باشد کاغذ را پاره خواهم کرد."

او در ادامه توضیح می دهد: پس من زبان خویش را اختراع کرده ام و دیواری از ترس را که میان مردم و شعر بود از میان برداشته ام.

جالب اینجاست که ادامه توضیح نزار در مورد شعر به نظریه نیمایوشیج که معتقد است شعر باید از دکلماسیون طبیعی کلمات پیروی کند و برای کشف موقعیت های بکر به کارگیری کلمات باید به زبان مردم و آرگو رجوع کرد، شباهت بسیار دارد. آنجا که نزار قبانی می گوید: من شعر را از دهان مردم برداشتم و به ایشان بازگرداندم. من از اینکه از شعر لباسی مردمی بافته ام که همه مردم می توانند آن را بپوشند، احساس بزرگی می کنم.

نمونه ی چنین رویکردی را در همه اشعار این مجموعه می‌توان یافت. هر شعری که در مجموعه وجود دارد بیانگر تجربه ای شاعرانه و منحصر به فرد است که در ناخودآگاه شاعر به وقوع پیوسته است. همانطور که اشعار کوتاه و بلند وی نیز بیانگر این تجربه است.

 تجربه را از چند زاویه نمایش می‌دهند و در واقع آنچه تعیین کننده کوتاهی و بلندی اشعار این مجموعه است، نه عمق تجربه شعری که بیان شاعرانه و صورت اجرایی آن تجربه است.

شخصی بودن تجربه های شعری و بهره برداری از زیست شاعرانه بی شک اصلی ترین محور بررسی آن است.»

 

 

 

بهرام ابراهیمی 9 بهمن ماه در روزنامه ستاره صبح بر کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب میدهد یادداشتی نوشت، او میگوید:

«بی گمان ترجمه پذیر بودن شعر در تمام دوران ها بخصوص در عصر حاضر از نکات بارز و برجسته ی شعر شاعران پیشرو و آوانگارد محسوب می‌شود. به طوری که اگر شاعری می خواهد نه تنها برای مردم زمانه و سرزمین خویش بلکه برای همگان و همه دوران ها حرف تازه و اصطلاحا بدون تاریخ مصرف بزند باید به این نکته بسیار توجه بکند که باید برای جهانی شدن به زبانی جهانی دست پیدا کند و این نیز مستلزم رعایت کردن نکاتی است که حتما باید شاعر در اشعارش رعایت کند.

استفاده نکردن از تصاویر انتزاعی، مکان ها و زمان های شخصی و یا مختص یک جغرافیا، توجه به معانی و مفاهیم فردی که برگرفته از زیست شاعر باشد و بسیاری از موارد دیگر باعث می‌شود که یک شعر عمومیت پیدا کند و به زبان جهانی نزدیک شود. دو مفهومی که می تواند برای شاعران و برای درنوردیدن مرزها بسیار ویژه باشد، یکی عشق است و دیگری جنگ. مطمئنن کسی را در جهان نمی توانید سراغ داشته باشید که‌ عشق را تجربه نکرده باشد. اصلا مگر انسان می تواند بدون عشق زندگی کند، همچنین کمتر کسی در جهان می توانید پیدا کنید که‌ جنگ را تجربه نکرده باشد حال می خواهد کسی کشورش در یک دوره تاریخی درگیر جنگ باشد و یا در همسایگی کشورش. فقط کافیست برای اثبات این ادعا نگاهی به اخبار بیاندازید تا ببینید هر روز در گوشه ای از این جهان چه خبر است.

 

نزاز قبانی از جمله شاعرانی است که‌ به طور ویژه در دسته اول قرار می‌گیرد. یعنی شاعری که دائما از عشق می گوید. حال چه فرجام و چه نافرجام. اما برای ترجمه ی این اثر و دیگر آثار شعری نکته ای بس مهم قرار دارد که‌ باید مورد توجه قرار بگیرد. جزو نکات مثبت این اثر ترجمه بسیار روان و پخته آن است و بی گمان شاعر بودن مترجم«اصغر علی کرمی» بزرگترین تأثیر را در به ثمر رسیدن نتیجه مطلوب دارد. دلیل بر این مدعا هم این است که‌ اگر مترجم با فن شعر آشنایی نداشته باشد بدون شک اثری نچسب را برای مخاطب مهیا می‌کند. زیرا نه با تخیل شعری نه با اندیشه شاعرانه و نه با عواطف خاصی که فقط و فقط باید شاعر باشی تا درک بکنی که‌ یک شاعر دیگر چگونه با نکته سنجی و ریز بینانه مفاهیم مختلف را به تصویر می‌کشد و آن را برای مخاطب دلچسب می کند.

در این کتاب به کرات تصاویر ناب و عجیبی وجود دارد که‌ به جرأت می‌توان توان گفت که اگر مترجم آن شاعر نبود به این زیبایی کشف نمی شدند و همیشه دست مخاطب از آن دور می ماند. یادمان نرود هم اینکه یک نوشته از زبانی به زبان دیگر ترجمه می‌شود مقداری از زبان تفکر و اندیشه شاعر در کنار مقداری از زبان نوشتار ناخواسته ریزش می‌کند برای جلوگیری از هرچه بیشتر شدن این اتفاق توصیه می‌شود که‌ مترجمین محترم حتما در ترجمه آن اثر تخصص کافی را داشته باشند. صرف اینکه تخصص در ترجمه دارند بسنده نکرده و آشنا بودن و داشتن اطلاعات کافی قطعا منجر به یک ترجمه مفید و ماندگار می شود. بی شک اگر اصغر علی کرمی شاعر نبود ما هیچ وقت با این کتاب اینگونه آشنا نبودیم. کتابی تهی از هرگونه شاعرانگی را ورق میزدیم و هیچگاه از خواندنش  لذت نمی بردیم. نه شگفت زده می شدیم و نه خواندش را به دیگران توصیه میکردیم.

گابریل گارسیا مارکز در مصاحبه ای عنوان کرده بود دلیل بر موفقیت و درخشش رمان«صد سال تنهایی»ترجمه بی نظیر انگلیسی اثر بوده که‌ مواردی از لحاظ زیبایی شناسی به اثر افزوده که با اقبال جهانی روبه رو شد.

پس یک ترجمه خوب و منسجم می تواند به قدری به یک اثر کمک بکند که بتواند سرنوشت آن را به کلی تغییر دهد و اصطلاحا موجب عاقبت بخیری اش شود. همینطور قرینه ی این اتفاق هم می تواند بیفتد و اصطلاحا اثر زمینگیر و به دست فراموشی سپرده شود.

این کتاب با این ترجمه از «اصغر علی کرمی»پیش بینی می شود جز دسته اول و عاقبت بخیر شده ها قرار بگیرد. خواندن و لذت خوانش این کتاب را از دست ندهید. بی گمان یک هدیه به یادماندنی می تواند برای معشوقه تان باشد».

 

اما به عنوان آخرین یادداشت بر کتاب خداوند فقط نامه های عاشقانه را می خواند، یادداشتی است که روژان مظفری در دنیای اقتصاد منتشر کرده است: «اصغر علی کرمی دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب است. وی مجموعه دیگری را از نزار با عنوان «هر عید محبوبه منی» در سال 88 با انتشارات آبگین رایان کار کرده است و مجموعه دیگری از نزار را با عنوان «فقط بگو دوستم دارد» و مجموعه ای از محمود درویش را نیز به زودی با انتشارات مهرآفرید چاپ خواهد کرد. علاوه بر اینها ترجمه مجموعه داستان «صبح بخیر» از نجیب محفوظ هم در کارنامه وی وجود دارد. اصغر علی کرمی خود از جنس کلمه است و زبان را بخوبی می شناسد و آن را لمس می کند شاید برای همین است که ترجمه اش از نزار بیش از دیگران به دل می نشیند.

نزار قبانی تنها یک شاعر نیست، رسولی است که رسالتش بازنشانی عشق است، عشق به ما هو عشق، پیامبری که در برهوت انسانیت بذر مهر و عشق می کارد، نزار یک مبارز و جنگجوی تمام عیار است، جنگجویی نه با کلاه خود و سپر که با کلمات که شاعر را جز کلمه اسلحه ای نیست.

نزار قبانی پر نفوذترین شاعر عرب زبان در 21 مارس سال 1922 در دمشق بدنیا آمد.در 21 سالگی نخستین کتاب خود بنام"آن زن سبزه بمن گفت..."را منتشر کرد که چاپ این کتاب در سوریه غوغایی به پا کرد. بسیاری او و شعرهایش را تکفیر کردند و از همان هنگام لقب شاعر زن یا شاعر طبقه ی مخملی را به او نسبت دادند. قبانی دلسرد نشد و ار آن پس کتابهایی مثل سامبا،عشق من،نقاشی با کلمات،با تو پیمان بسته ام ای آزادی،جمهوری در اتوبوس،صد نامه ی عاشقانه،شعر چراغ سبزیست،نه،تریلوژی کودکان سنگ انداز،بلقیس و چندین کتاب دیگر را منتشر کرد. شعرهای او در ستایش عشق، دفاع از حقوق لگد مال شده ی زن عرب است. وی کتابی بنام "یادداشتهای زن لا ابالی" را منتشر کرد که دفاعیه ی برای تمام زنان عرب بود.خود او در اینباره گفته است: «من همیشه بر لبه ی شمشیرها راه رفته ام! عشقی که من از آن حرف میزنم عشقی نیست که در جغرافیای اندام یک زن محدود شود!من خود را دراین سیاه چال مرمر زندانی نمیکنم!عشقی که من از آن سخن میگویم با تمام هستی در ارتباط است!در آب،در خاک،در زخم مردان انقلابی،در چشم کودکان سنگ انداز در خشم دانشجویان معترض وجود دارد!زن برای من سکه ای پیچیده در پنبه یا کنیزکی نیست که در حرمسرا چشم به راهم باشد!من مینویسم تازن را از چنگ مردان نادان قبایل آزاد کنم.»

سال 1981 قبانی همسر عراقی تبارش "بلقیس الراوی" را در حادثه بمب گذاری سفارت عراق در بیروت از دست داد.این حادثه ی تلخ در شعرهایش نیز منعکس شد و تعدادی از زیباترین مرثیه های شعر عرب را پدید آورد.شعرهایی چون دوازده گل سرخ بر موهای بلقیس و بیروت میسوزد و من تو را دوست میدارم! هنگامی که‌ ۱۵ نزار ساله‌ بود خواهر ۲۵ ساله‌اش به‌ علت مخالفت خانواده‌اش با ازدواج با مردی که‌ دوست داشت اقدام به‌ خودکشی نمود. در حین مراسم به‌ خاکسپاری خواهرش وی تصمیم گرفت که‌ با شرایط اجتماعی که‌ او آن را مسبب قتل خواهرش می‌دانست بجنگد.

 

هنگامی که‌ از او پرسیده‌ می‌شد که‌ آیا او یک انقلابی است، در پاسخ می‌گفت: « عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده‌ است و من ‌می‌خواهم که‌ آن را آزاد ‌کنم. من می‌خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست».

نزار قبانی در میان شاعران عرب به شاعر زن شهرت یافته است. زن در شمایلی خاص و کاملا ملموس در اشعار نزار قبانی تجلی دارد. زن به عنوان زن و گاه به عنوان معشوقی آرمانی و گاه در هیات موجود کاملا زیبا و شایسته دوستی و دوست دارنگی در کلام نزار بروز و ظهور می یابد. او همیشه اعراب را به واسطه ی بی عرضگی و حماقتشان هجو میکرد. نزار قبانی سرانجام در سال 1988 در بیمارستانی در شهر لندن خاموش شد،اما تا همیشه عشق،زنان،میهن و آزادی را در اشعارش فریاد میزند.

 

 

در انتها با هم شعری از این مجموعه را می خوانیم:

تو را که میبینم

از شعرهایم نا امید میشوم

فقط وقتی کنار توام

 از شعرهایم نا امید میشوم

زیبا هستی... آنقدر که وقتی به تو فکر میکنم

به نفس نفس می افتم

زبانم به نفس نفس می افتد

کلماتم به نفس نفس می افتند..

از این وضعیت نجاتم بده

کمتر زیبا باش

تا دوباره شاعر شوم

یک زن عادی باش

سرمه بکش... عطر بزن... حامله شو ... زایمان کن

زنی مانند همه زنها باش

تا بتوانم با کلماتم آشتی کنم

و با دهانم...

 

 

کد خبر: 271

 

منتشرشده در گزارش

نزار قبانی شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور و در دنیای عرب از شهرتی بی‌همتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌ و مخاطبان بی‌شماری دارد. در این بخش به سراغ یکی از مترجمان آثار نزارقبانی در ایران رفتیم تا از تجربه برگرداندن آثار قبانی برایمان بگوید:

 

*جناب علی کرمی بین این همه شاعر بین المللی و عرب زبان چرا نزار قبانی را انتخاب کردید؟
من معتقدم که هنر اصلی یک مترجم در انتخاب متن برای ترجمه است. اشعار نزار قبانی در بیشتر موارد حتی کلمه به کلمه ترجمه می‌شود، این موضوع امتیاز ویژه ای برای مترجم به شمار می آید. چرا که شعرهای او  با زبان مبدأ درگیری چندانی ندارند و  بعد از جدایی از زبان عربی همچنان شاعرانگی آن تا حد زیادی حفظ می شود. البته استقبال بازار نشر هم در این امر بی تأثیر نبوده است.

 

 

* نزار چه ویژگی برجسته ای داشت؟
برای من مهمترین ویژگی نزار، گستردگی دایره موضوع و تفکر جهانی او است. این سالها هر بار خواستم خودم شعری بگویم و یا به موضوعی فکر می‌کردم تا آن را دستمایه ی شعرم قرار دهم، به سادگی دریافتم همان اندیشه و احساس در شعر نزار قبانی وجود دارد. این به آن معنی نیست که ذهن و زبان من تحت تأثیر نزار قرار گرفته است، بلکه به معنای گستردگی دایره موضوع در شعر نزار قبانی است. به بیان ساده تر انگار کشف موضوع به ویژه در عاشقانه های نزار قبانی، هیچوقت تمام نمی‌شود.

 

*مهمترین المان های شعر نزار چه چیزهایی هستند؟
مهمترین المان موضوعی زن است که در صورت های مختلف مانند: معشوقه، مادر و وطن نمود پیدا می کند. شاید شروع شاعر شدن نزار قبانی به خودکشی خواهرش در جوانی برگردد. آن موقع نزار شانزده ساله و شاهد بوده که خواهرش بخاطر نارضایتی از ازدواج اجباری خودکشی کرده است. احتمالا به همین خاطر نزار در بیشتر شعرهایش زن را در هجمه بی عدالتی اجتماعی دیده و خود را به عنوان ناجی زنان عرب معرفی کرده است. تحصیلات وی در زمینه حقوق و مبارزات آزادی طلبانه پدرش در جریان های سیاسی جهان عرب، و از همه مهمتر کشته شدن همسرش بلقیس در جریان یک بمب گذاری در سفارت عراق، می‌تواند دلایل شکل گیری چنین ذهنیتی در وی شده باشد

 

 

*چرا به شاعر زن معروف شده؟
چون زن موضوع اصلی شعرهای او است. نگاه بی پروا و توصیفات جسورانه وی نسبت به زن، زیبایی ها و حقوق وی، موضوعاتی هستند که تا پیش از وی گفته نشده و حتی غیراخلاقی به شمار می رفته اند. تا جایی که وقتی بعد از معاهده صلح اعراب و اسرائیل شعر انتقادی و آتشینی در اعتراض به سران عرب می سراید، مخالفینش می گویند: چرا نزار که شاعر زن و هرزگی است، برای وطن شعر گفته است و نزار پاسخ می دهد: کسی که سر بر شانه معشوقه اش نگذاشته و گریه نکرده باشد، نمی تواند سر بر خاک وطنش بگذارد و گریه کند.

 

*شما به عنوان مترجم اشعار نزار قبانی در ایران وی را چگونه تعریف میکنید؟
نزار قابل فهم ترین و ترجمه پذیرترین شاعری است که می شناسم. گمانم سازگاری عجیبی با ذائقه ی مخاطب فارس زبان داشته باشد و جالب اینکه شباهت های عجیبی از نظر لفظ و موضوع به شاعر پرآوازه و عاشقانه سرای خودمان حسین منزوی دارد که بررسی آنها در این مصاحبه مقدور نیست.

 

*شما شعرهایی از محمود درویش نیز ترجمه کرده اید؟ نظر خودتان چیست؟ آیا می‌توان درویش و قبانی را با یکدیگر مقایسه کرد؟
از جهاتی به هم شبیه هستند. شعر نزار و محمود درویش، هر دو از پارامترهای ساده نویسی تبعیت می کند، یعنی پیرامون یک موضوع یا کشف و تصویر نوشته شده و اصطلاحا تک هسته ای هستند، نسبت به بازی ها و درگیری های زبانی کم توجه هستند و شعرشان ترجمه پذیر است و هر دو مسائل عمیق مانند عشق و آزادی را به ساده ترین صورت بیان می کنند. البته نزار قبانی نسبت به محمود درویش شاعر شناخته تری است و مخاطب ایرانی، شعر او را با پیش فرض بیشتری می‌خواند و توقع عاشقانه محض دارد، طوری که ترجمه اشعار سیاسی نزار به فارسی احتمالا با استقبال چندانی مواجه نشود. ولی محمود درویش ظرفیت های کشف نشده ی زیادی دارد و به ویژه در عاشقانه سرایی هنوز معرفی نشده است.

 

 

*از بیوگرافی خود نیز برایمان بگویید.

اصغر علی کرمی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب هستم. از نزار قبانی مجموعه "هر عید محبوبه منی" رو سال 88 با انتشارات آبگین رایان کار کردم.
امسال هم "خدا نامه های عاشقانه را جواب می دهد" در فصل پنجم زیر چاپ دارم. تاکنون نیز از نجیب محفوظ، آدونیس، محمود درویش و عدنان صائغ و... آثاری را ترجمه کرده ام.

 

*برای آینده چه برنامه ای دارید و  به سراغ کدام شاعر خواهید رفت؟
در حال ترجمه مجموعه "ابتدای بدن، انتهای دریا" از ادونیس هستم، مجموعه ای از سروده های کوتاه "الهه کاشانی" را  نیز به عربی برگردانده ام و قصد دارم مجموعه ای از اشعار شاعران جوان خودمان را ترجمه کرده و با همکاری یک ناشر عرب، منتشر کنم.

 

 کد خبر: 115

 

منتشرشده در گفتگو

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار