انجمن های ادبی شناسنامه دار می‌شوند --------- فراخوان بزرگ جشنواره شعر شاهنامه منتشر شد---------- انتشار دکلمه ای از احسان افشاری ----------------- گزارش تصویری اختتامیه شعر انقلاب

نشست تخصصی بررسی ابعاد مختلف غزل پیشرو ، عصر روز گذشته چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه با حضور هادی خوانساری پایه گذار و مانیفست نویس این نوع غزل و جمعی از شاعران و پژوهشگران ادبیات در کانون ادبی فرهنگسرای بهمن برگزار شد.

 

اصغر علی کرمی کارشناس این نشست در ابتدا ضمن توضیح اینکه شعر روزگار ما و به ویژه در دهه های هفتاد و هشتاد سرگرم نوعی توضیح و تبیین در خصوص چیستی و چرایی شد و در این دوره شاهد بروز برخی بیانیه ها و متون مانیفستی از سوی شاعران منتقدان بودیم که از جمله آنها موخره کتاب "خطاب به پروانه ها" یا "چرا دیگر شاعر نیمایی نیستم" رضا براهنی، "حرکت در شعر" ابوالفضل پاشا و "اعلامیه کودتای خودکار" یا "مانیفست غزل" از هادی خوانساری است.

 

وی همچنین به توضیح واژه مانیفست در ادوار گوناگون و اقتباس آن از متون دینی و بعدها سیاسی توسط اهالی هنر و ادبیات پرداخت و نمونه هایی از اعلامیه ها و بیانیه های ادبی که در دهه های گذشته در ایران مطرح شده است را نام برد که در این میان بیانیه انجمن ادبی شاهین که در ۱۳۱۸ توسط شمس الدین تندرکیا در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید و نیز بیانیه شعر حجم که در ۱۳۴۸ به امضای یازده نفر از شاعران و هنرمندان عرصه های مختلف به امضا رسید، از اهمیت بیشتری برخوردارند.

 

وی با این مقدمه سراغ جریان غزل پیشرو رفت و با استناد بر مقدمه کتاب "چه!؟ ریک های جوان" هادی خوانساری که ۱۳۷۹ منتشر شده و در بردارنده بخش عمده مانیفست غزل پیشرو بود، برخی از ویژگی ها و مسائل مربوط به فرم و قالب و جهان بینی و رویکردهای اعتراضی این نوع شعر را توصیف کرد.

 

هادی خوانساری شاعر، بیانیه نویس و فعال صلح در خصوص مانیفست غزل پیشرو گفت: این بیانیه یک اتفاق نو و تازه بوده است. ممکن است در حوزه های تکنیک نمونه های مشابهی از این رویکردها رخ داده باشد ولی به لحاظ فرم و سوژه های اجتماعی و بسیاری معیارهای دیگر، هیچگونه پیش زمینه ای برای آن وجود نداشت. و نوشتن این متن بارتاب تجربه های شخصی خودم بوده است."

 

 

وی افزود: "قالب غزل در فرهنگ ما جای بسیار خاصی دارد و فارس زبانان خاطره ی تاریخی از آن دارند. از موسیقی بسیار زیبایی بهره می برد و این موسیقی ایجاد لذت میکند و این آیتم های مثبت مورد توجه من بوده است تا بتوانم بخشی از جامعه را دوباره جلب کنم."

 

خوانساری فعالیت حرفه ای مطبوعات و نیز برپایی کلاس های دکتر رضا براهنی و فعالیت شاگردان وی در دهه هفتاد را از عوامل جدی پویایی و فعال بودن شعر این دوره برشمارده و توضیح داد که "غزل سراها بخاطر نداشتن رفتار حرفه ای و ناتوانی آثارشان در برابری با شعر حرفه ای روزگار، تریبون خاصی که مورد توجه محافل روشنفکری باشد، نداشتند و مورد توجه نبودند. به این ترتیب جریان غزل پیشرو را راه اندازی کردیم که روزنامه ها ابتدا نام غزل فرم را بر آثار ما نهادند‌. ولی این نام اشتباه بود و بعدا نام غزل پیشرو را بر آن نهادیم.


خوانساری در بیان شخصیت های تاثیرگزار این نوع غزل از شاعرانی همچون محمدسعید میرزایی و منتقدانی مانند شمس لنگرودی، دکتر میرباذل، دکتر بهزاد خواجات و یزدان سلحشور نام برد.

 

در ادامه نشست برخی از شبهات پیش آمده در خصوص چیستی غزل پیشرو و نگرش آن به مسائل عروضی و بلاغی توسط هادی خوانساری و دیگر کارشناس جلسه پاسخ داده شد.

 

این نشست در تالار مبارک فرهنگسرای بهمن برگزار شده و مرتضی جهانگیری، محمد نیازی، الهه کاشانی دبیر کانون ادبی بهمن و دیگر اعضای این کانون، در آن حضور داشته و به بیان نظرات خود پرداختند.

 

کد خبر: 900

عکاس: مریم یاوری

 

منتشرشده در گزارش

سانسور یا ممیزی ساخته‌ی فرهنگستان زبان، موضوعی است که در وجود زبان و نگاه بشری وجود داشته و دارد و از به زبان نیاوردن خواست‌ها، احساسات و نظرات شخصی در روابط خصوصی و جامعه تا بحث عمده‌تر به شکل سیاسی و ایدئولوژیکی امری عادی و در طی تاریخ بوده است که گاه سلیقه و تشخیص  فرد را در پشت خود دارد و گاه تحمیل و زور و قانون حکومت‌ها و سیستم‌های دولتی را در... خود احساس می‌کند.

 

اما آیا سانسور مساله‌ی مورد نیازی است یا نه مساله‌ای است که همیشه مورد بحث بوده است و بعضی که انسان را آزاد آزاد می‌دانند سانسور را مردود می‌دانند و آن‌ها که قواعد تایید شده‌ی اجتماعی، اخلاقی و ایدئولوژیک را ارجح می‌دانند سانسور را نیاز مبرمی دانسته و ده‌ها و صدها نظر گوناگون.

 

 سانسور در جاهایی منفعت سیستم‌های حکومتی و خبری را درپی دارد و گاهی منافع اخلاقی یا اجتماع را که موارد مثال آن‌چنان زیاد است که نیازی به آوردن مثال نمی‌بینم. اما جدی‌ترین سانسورها را در دوره‌ی کلاسیک و رنسانس در حوزه‌ی مذهبی و کلیسا شاهد بوده‌ایم و سپس در حوزه‌ی سیاست و حکومت‌ها و در جاهایی و مسایل علمی گالیله و محاکمه‌ی معروفش را پیش رو داریم. هم‌چنین به دستگاه سانسور عظیم دوران روسیه‌ی تزاری و آلمان نازی و دوران جنگ‌سرد نیز می‌توانیم اشاره کنیم.

 

به هر جهت گمان و اشاره‌ی ما در این متن بیش‌تر و خواه ناخواه کشوری که ما زندگی می‌کنیم و شاخه‌ی ما معطوف هنر است که هم در قبل از انقلاب و هم دوران بعد از انقلاب با شدت بر هنرمندان فشار آورده است. اما مثالی که الان به ذهن‌ام می‌آید که هنرمندان قبل از انقلاب می‌گفتند که دستگاه سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد، لیستی از کلمات یا موضوعی را پیش روی ما می‌گذاشت و می‌گفت در این حوزه و... وارد نشوید و سایر موضوعات آزاد بود. اما بعد از انقلاب هرگز چنین نبوده و چه بسیار آثار سینمایی، ادبی، هنری که حتی پس از کسب موجوز و تولید دچار تیغ سانسور و توقیف و تنبیه شده‌ اند.

 

می‌توانیم بگوییم سانسور ما به بیش‌تر کشورها سور زده است و شاید نهایتا سه چهار کشور از ایران جلوتر و پیشرفته‌تر در امر سانسور باشند. وضعیتِ معلقی و بلاتکلیفی که هنرمندان دارند، نویسندگان، شاعران،‌ فیلم‌سازان و نقاشان و غیره... حال بماند که کلا بخش‌هایی یا ژانرهایی زیرمجموعه کلا ممنوع می‌باشند مثلا هنر اروتیک. هرچند من خودم در این حوزه کار نمی‌کنم اما طراحی، نقاشی و آناتومی هم در ایران دچار مشکل است، طراحی از مدل زنده و... که بماند.

 

موردی بوده است که کتاب شعری جایزه‌ی جشنواره‌ی فجر را گرفته است و در نوبت دوم چاپ غیرمجاز اعلام شده است. به درستی این چه معنا دارد؟ اما معنایش را بگویم که عدم خط و مشی‌ِ مشخص و سیاست‌گذاری و اجرای سلیقه‌ای و اتفاقی که کدام اثر به کدام ممیز یا سانسورچی برخورد کند و در بسیاری از موارد عدم تخصص فنی به حوزه‌ای که ممیز در آن مشغول به کار است و گاه حساسیت یا عدم حساسیت و عنایت به ناشری که گرایش دوستی دارد یا ندارد...

به جرات می‌توانم بگویم که تندترین شعرها و حرف‌ها را ناشران دولتی و بدون سانسور به چاپ رسانده‌ند‌اند که البته این ماجرا می‌تواند سیاستی در پشت خود داشته باشد و آن این است که به نوعی هنرمندان حرفه‌ای‌تر را جذب کرده و از تریبون و تبلیغات خود در هنرمندسازی و الگوسازی فعالیت کنند. هرچند در همه جای جهان سانسور وجود دارد و در هیچ کجا حتی آمریکا هم این‌گونه نیست که هر گروهی هر اثری بخواهد تولید ‌کند یا اگر تولید کند و قواعد خاص حکومتی اخلاقی را زیرپا بگذارد مورد مواخذه قرار نمی‌گیرد که بی‌شک مورد پی‌گیری قرار خواهد گرفت هرچند شیوه‌اش اندکی با ایران متفاوت باشد و ازطریق دادگاه پی‌گیری شود، ازمنظر دیگری می‌بینیم که ناشران، توقیف یا معلق می‌شوند و هم‌زمان چند ناشر دیگر با پشتوانه‌ی مالی و تبلیغاتی سر و کله‌شان پیدا می‌شود و فرصت را برای معرفی و جریان‌سازی مهیا می‌بینند که به گمان حضور این ناشران بسیار مشکوک است و سعی در جریان‌سازی و فرافکنی و تمرکززدایی را پی‌گیری می‌کنند.

 

هادی خوانساری/ آذرماه 96

منتشرشده در یادداشت هفته

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد