کانون ادبی بهمن با همکاری پایگاه خبری تارنا برگزار می‌کند: چهارشنبه های بهمن نشستی برای مرور شاعران --------- هایکو چیست؟ ----------- بازنشر یک گفتگو از نزارقبانی: انگلستان یک ساعت و نیم در تصرف من بود ----------------- گزارش تصویری اولین نشست آکادمی ترانه-آواز --------- فیلم شعرخوانی یاسر قنبرلو

علیرضا قزوه در حمایت از میثم مطیعی گفت: «این‌هایی که می‌گویند شعر خوانده شده در روز عید فطر به ما برخورده است. بی‌خود به این افراد برخورد.»

علیرضا قزوه، شاعرو مدیر دفتر آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در خصوص شعری که میثم مطیعی در روز عید فطر خواند و حواشی پیرامون آن گفت: «مسلما شعری را که میثم مطیعی خواند را تایید می‌کنم. شعر خوبی بود که آن را چهار نفر از شاعران خوب کشورمان سروده بودند. برخی می‌گویند زمانش نبود که این شعر خوانده شود. چرا زمانش بود.»

 

او افزود: «شعری که در روز عید فطر توسط میثم مطیعی خوانده شد، از جهت ادبی خوب بود. هرچهار شاعری که این شعر را سرودند، می‌شناسم. جزو شاعران خوب هستند در شعر انقلاب بخشی به عنوان شعر اعتراض داریم. این شعر در شعر اعتراض می‌گنجد، این نوع شعر در ادبیات فارسی و ادبیات جهان سابقه دارد و شاعر باید اعتراض داشته باشد و این شعر، شعر بسیار خوبی بود، وقتی به صنایع ادبی در همان بیت «برد، برد» نگاه می‌کردم دیدم آرایه ادبی را خوب به کار برده است.»

 

این شاعر با اشاره به آرایه‌های ادبی یکی از ابیات شعری که میثم مطیعی در روز عید فطر خوانده بود، اظهار داشت: «در همان بیت «برد، برد» فقط 10 بار حرف «ر» و 9 بار حرف «گ» و هشت بار حرف «ب» تکرار شده بود. این مسئله در واج آرایی اهمیت دارد. برخی می‌گویند شعر ضعیفی بود، از نظر من این اثر شعر بسیار پخته و قوی بود. بعضی ها سر و صدا می‌کنند و می‌گویند شعر سست بود. شعر بسیار موضع دار و خوبی بود. شعر انقلاب باید اینگونه باشد این‌هایی که می‌گویند این شعر به ما برخورده است. بی‌خود به این افراد برخورد.»

 

قزوه ادامه داد: «از شعری که در روز عید فطر خوانده شد و شاعر آن دفاع می‌کنم. مداحش، فردی تحصیلکرده و انقلابی است. در جهان عرب او را می شناسند. بسیاری از مداحان ما پایشان را از ایران بیرون نگذاشتند. این مداح در عراق،یمن و سوریه و لبنان شناخته شده است. شعرهایش را می‌خوانند. آقای سیار در شعر و آقای مودب در شعر سپید و کلاسیک ما حرفی برای گفتن دارند میلاد عرفانپور هم جزو شاعران جوان خوب ما است این افراد جزو بهترین سرمایه‌های انقلاب هستند. هم اکنون تحمل مخالفان بسیار کم شده است دولتی را سراغ ندارم که به اندازه این دولت و حامیانش نسبت به مخالفان کم طاقت باشند. دولت قبل از شما عکسش را آتش زدند. در مقابل این کار می خندید. این مسئله خیلی جای صحبت دارد. هر دولتی باشد باید بیشتر از این در مقابل مخالف تحمل داشته باشد. این‌ها خودشان مشکل دارند این واکنش معنی ندارد و باید تحملتان را بیشترکنید.»

 

کد خبر: 554

 

 

منتشرشده در گزارش

عبدالجبار کاکایی به برخی مسائل بعد از حمله‌های تروریسی در تهران واکنش نشان داد و گفت: من با افتخار کرد ایرانی‌ام.

 این شاعر با انتشار متن کوتاهی در اینستاگرام خود نسبت به پخش فیلم تروریست‌های داعشی که قبل از حمله تروریستی به تهران ضبط شده و در آن به زبان کردی صحبت می‌شود، واکنش نشان داده و نوشته است:
«من با افتخار کرد ایرانی‌ام... کردها روی شاد جهانند و داعش روی تلخ و ترش آن، مراقب باشیم! پخش فیلم تروریست‌ها به زبان کردی، آخرین جلیقه انفجاری داعش بود برای تخریب هویت ملی میهنم. در بین اقوام پراکنده خاورمیانه، ما یک ملت بزرگ و متحدیم و کردها از اصیل‌ترین اقوام ایرانی‌اند، فرزندان کاوه آهنگر، دختران گیو، پسران گودرز... .

 

کد خبر: 531

منتشرشده در گزارش

 

برخی از شاعران کشور پس از حادثه  ساختمان پلاسکو قطعاتی در وصف آتش‌نشانان سرودند.

حادثه فروریختن ساختمان پلاسکو در تهران که صبح روز پنجشنبه ۳۰ بهمن ماه رخ داد، در میان اهالی شعر نیز بازتاب‌های زیادی داشته است و برخی از شاعران در وصف آتش‌نشان به سرایش شعر پرداخته‌اند.

 

برخی از این اشعار به شرح زیر است:

 

سوختی تا خانه ما را نسوزاند غمی

بر مزارت اشکهای عاشقان فانوس هاست

زیستی در شعله ها و پر زدی با شعله ها

زندگی با مرگ، شرح غیرت ققنوس هاست

علی محمد مودب

 

.....................................................

 

طلوع ناگهان ها, زیر آوار

غروب قهرمان ها , زیر آوار

کماکان می تپد با عشق مردم

دل  آتشنشان ها زیر آوار

میلاد عرفان‌پور

 

.................................................

 

جان بر کف و دل میان آتش داری

چون آتش خاطری مشوش داری

در قحطی غیرت آبروی شهری 

بگذر که تبار از سیاوش داری

محمد رضا وحیدزاده

.................................................

 

هفته پيش بود كه مرخصي گرفت

هفته پيش بود كه اضافه كار رسيد

اومدن دوتايي تو همين پاساژ

كت و شلوار دوماديشو خريد

 

 هفته پيش بود كه دوتايي اومدن

آينه شمدونشون رو ديدن

قيمت لباس عروس گرفتن و

دوتايي قدم زدن...خنديدن

 

قول دادن بهم ديگه كه هيچ چيزي

نذارن عشقشونو خراب كنه

دوتايي برن پيش سدكاظم

اسم بچه شونو انتخاب كنه

 

 

ديشب اما بعد حرف و شب بخير

از دلش گذشت شايد نبينمش...

شايد اين دفعه ي آخري باشه

كه بتونم يه پيام بدم بهش

 

صب تا حالا دل زن عاشوراس

خبرا يكي يكي ميباره

خبر شعله و دود و خاكه

خبر جهنم آواره

 

باقي ماجرا رو مي دونين

جگر منم مثه سرب مذاب

داره مي جوشه دلم تو دلهره

داره ميسوزه سرم از التهاب

 

تو هجوم غصه و دلشوره

تلفون خانومش زنگ مي خوره

اشكاشو پاك ميكنه ... صدا ميگه :

خانومي سفره ي عقدت  حاضره ..

 

حامد عسکری

...................................................

 

پاکی روح بزرگت

از توو چشمای تو پیداست

می زنی به قلب آتیش

بادلی که مثل دریاست

واسه جون یکی دیگه

جونتو وسط می ذاری

پای زندگیش می جنگی

 

مرگو از پا درمیاری

بعضی امتحانا سخته

هیشکی جز تو نمی تونه

تو سیاوشی و آتیش

جسمتو نمی سوزونه

رد شدی از دل آتیش

آسمون غرق دعا شد

چه گلستان قشنگی

جای پای تو به پا شد

تو یه ققنوس عزیزی

که همیشه موندگاره

 

پراشو می ده به آتیش

تا دوباره پر دراره

خونه ی تو قلبمونه

توو دل کل جهانی

همه جا نشونی از توست

تویی که آتش نشانی

 

صابر قدیمی

.................................................

 

روزمان دلهره ى ويرانى ست

شبمان مرثيه اى طولانى ست

ابرها ،  بارور از  آوارند

آسمان، زيرِزمين زندانى ست

 

عبدالله صمدیان

 ..........................................

 

بسیار داغِ مرگِ عزیزان شمرده ایم

مارا کفن کنید‌،که ما نیز مُرده ایم!

از دشنه پُر شده ست دگر سینه های ما،

ای روزگارِ خیره! از امروز گُرده ایم!

چیزی نمانده از جگرِ ما که سال هاست ،

دندانِ صبر بر سرِ دندان فشرده ایم!

زخمی شکست گوشه ای از "پایتخت" را

روزی که تخت بشکند از پایه ، بُرده ایم!

باشد که منفجر شود این بغضِ بی حساب

عُمری ست جای نان همه باروت خورده ایم!

 

حسین جنتی

......................................................................

 

رفقا يه ذره جا به جا بشيد

مى دونم كه سقفتون كوتاهه

سنگاى تازه رو دسمال بكشيد

اتوبوسِ مُرده ها توو راهه!!

 

امید روزبه

......................................................................

 

در آتش سوختی و ساختی افسانه‌ای دیگر

میان شعله‌ای دیگر، شدی پروانه‌ای دیگر

 

 «بسوزیم و بسازیم»، این قرارِ قصه بود، اما

تو می‌سوزی و می‌سازند خان‌ها، خانه‌ای دیگر

 

دوباره اشک می‌باریم و می‌آید به گوش از دور

صدای جغدها این بار از ویرانه‌ای دیگر

 

سخن‌ها‌، نوشداروهای بعد از مرگ سهرابند

بیاید کاش تدبیری کُند، فرزانه‌ای دیگر

 

اگر دیدی، به عاقل‌ها بگو که چاره‌ای باید

که در این چاه، سنگ انداخته، دیوانه‌ای دیگر

 

من از بیگانگان نالیده‌ام اما بگو این زخم،

از آنِ آشنایی بود یا بیگانه‌ای دیگر؟

 

کبوتر سوخت، شاید تا رسد سودی به صیادی

که اینجا دامِ‌ دیگر پهن کرد و دانه‌ای دیگر

 

کمی ای کاش انسان‌تر شویم، ای کاش برخیزیم

از این آوارها، با غیرت مردانه‌ای دیگر

 

من امشب معنی‌ت را ای پدر! احساس کردم که

نمی‌یابم برای اشک‌هایم شانه‌ای، دیگر

 

شهیدی؛ شعله‌ها این را شهادت داده‌اند، ای مرد!

تو از آتش به جنت می‌رسی، ... پروانه‌ای، دیگر

 

قاسم صرافان

.......................................................................

 

اين فقط يه خونه بود

از تموم شهرمون

كه به آوار نشست

 

آخه تا كي بايد

ديد و عبرت نگرفت

ديد و بيكار نشست

 

اينهمه قاليباف

اينهمه روحاني

فاجعه يعني اين!!؟؟

 

اگه زلزله بياد

اون موقع چه خاكي

سر ملت مي كنين

 

امیر ارجینی

 

 

کد خبر:  248

منتشرشده در گزارش

آخرین اخبار

محل تبلیغات

 

تمامی حقوق این وب سایت برای تارنا محفوظ می باشد

طراحی سایت توسط نونگار