نخستین پایگاه خبری شعر و تـرانه ایـران

1398/9/22 ترانه کدخبر: 1202 خبرنگار: شمیلا شهرابی نظر: 0 چاپ

دنیای هنر در این سرزمین  زن ستیز است

دنیای هنر در این سرزمین زن ستیز است

ترانه سراهای حقیقی و کاربلد به انزوا کشیده شده اند یک عده نسخه های تقلبی از نوشته های  بی معنا جایگزین ترانه کرده اند

 ترانه می تواند فرهنگ سازی کند،شاید این جمله به مذاق خیلی ها خوش نیاید اما دراین گفتگو، ترانه مکرم ترانه سُرای موفق عرصه شعر وترانه از تاثیرات مثب ومنفی ترانه ها بر جامعه می گوید:

*از چه تاریخی فعالیت ادبی خود را در حوزه ترانه سرایی  آغاز کردید؟

 

از سال ۱۳۷۹وارد عرصه ترانه سرایی شده ام،درواقع من از روی علاقه به موزیک و موسیقی وارد این عرصه شدم.

 

*با کدام ترانه شروع کردید و کدام یک از ترانه هایتان احساسات شما را به وجد در می آورد؟

 

 

با ترانه ی  (یک روز برفی) که محمدرضا عیوضی آن را خوانده است شروع کردم و فوران احساساتم می توان گفت با ترانه  (طلوع من) که خواننده اش آقای  معین بودند.

 

*تابحال شده است که موقع سرودن ترانه ای احساسات وعواطف عاشقانه خودتان نیز با آن درگیر شود وحتی اشک هم بریزید؟

 

بله، در اکثر مواقع با ترانه هایم اشک ریختم،زندگی کردم.شخصیت ها  در ترانه هایی که سروده ام  دقیقا خود ترانه مکرم است.اشک ها،لبخندها،غم ها،شوق ها همه با من ودر وجود من رخنه کرده و زندگی کرده اند.

 

 

*محتوا وماهیت ترانه های امروز از امید وعشق تاحدوی به نا امیدی وابتذال کشیده شده است، بنظر شما دلیل این تغییر وکشش از کجا نشات میگیرد؟

 

 

 بایدگفت ترانه سراهای حقیقی و کار بلد به انزوا کشیده شده اند،یک عده  نسخه های تقلبی از نوشته های بی معنا را جایگزین ترانه کرده اند.شاید به  دلیل مسایل مالی و یا سهولت کار ( تهیه کننده ها و تنظیم کنند ها) یا حتی به اجرا درآوردن نوشته های خود واطرافیانشان،ماهیت اصلی ترانه را  بی محتوا و بی معنا کرده اند.اما نا گفته نماند که در این عرصه  ترانه سراهای خوش ذوق و با استعداد که قلمی توانا دارند کم نداریم.

 

 

 *ورود به ( مارکت ترانه ) خیلی سخت و گزینشی شده است که نشاندهنده مافیای پشت پرده است،بنظر شما چطورمیتوان این حصارها را ازبین برد؟

 

 

در واقع قبلا هیچ مافیایی وجود نداشت وهمه چیز بسته به استعداد و تبحر ترانه سراها داشت.هرکسی که از قلمی توانا و پر معنا دارا بود می توانست کار خود را نشان دهد.اما امروزه متاسفانه باید بگویم افرادی با تصمیم گیری های کاملا هدف دار و انتخاب یکسری از افراد نزدیک به خود و با ترفندهای خاص کاملا به این ورودها و معرفی وشناخته شدن ها نظارت دارند و بیشتر از نزدیکان ،دوست و آشنا ها استقبال می کنند.

 

 

*شاعران و ترانه سرا های جوان و تازه کاری داریم که بعضا اشعار وترانه های وزین و درخوری ارائه می دهند اما برای ورود به (مارکت ترانه) و شناخته شدن مشکلات بسیاری سر راه خود دارند.چگونه می شود راه را برای تازه کار ها باز کرد؟

 

 

برای ورود ترانه سرا های جوان در عرصه ترانه می توان یک راهکار ارائه داد، این عزیزان می توانند با گروه ها وعوامل جدیدی که به جای خاصی وصل نیستند وهمچنین  خوانندگان جدیدی که صرفا هدف خود را دنبال می کنند  شروع به کار کنند.قطعا موقعی که دیده و مطرح بشوند می توانند کار های بهتری ارائه بدهند واسیر باند و رانت  و مافیای کنونی بیش از انداره در عرصه ترانه نشوند.

 

 

*آیا فکر می کنید این مافیا در عرصه ترانه به کمرنگ شدن حضور ترانه سراهای زن موفق در این حوزه ربط دارد؟

 

 

همیشه این را گفته ام،بی هیچ واهمه ای متاسفانه عالم هنر در این سرزمین  یک عالم کاملا زن ستیزاست.مقایسه کنیم  تعداد هنرمند های خانم در عرصه موسیقی را با تعداد اقایان،.مرد ها دراکثر مواقع این هنررا حق خود میدانند و بعضاً ادعای  میراث داری موسیقی راهم  دارند،شما دقت کنید در درامد از  کنسرت ها تماماً شامل حال مردها  می شود،چرا؟ چون ما خواننده ی زن نداریم.   نود درصد از ممنوعیت ها را خانم ها باید بپذیرند و تاوان بدهند تا آقایان چه می توان گفت جز  زن ستیزی عالم هنر در این وادی!

 

 

 

*یک ترانه قوی وپرمحتوا  چقدر می تواند درفرهنگ ونگرش مردم تاثیر ایجاد کند؟

 

ترانه، چیزی از جنس زبان مردم،حال و احوال  امروزه آنها  است، قطعا می تواند در فرهنگ سازی،نگرش و دیدگاه افراد جامعه تاثیر بسزایی داشته باشد.جالب است بدانبد حتی می تواند درتشکیل زندگی مشترک و انتخاب های درست وغلط مردم نقش جدی داشته باشد. تاثیر ترانه را زمانی می توانیم متوجه  بشویم که یک کلمه رکیک درترانه ویا آهنگ آورده شود،متاسفانه  شاید گروهی آن را ضد ارزش ها بدانند و برنجند اما اکثریت استقبال کرده ودر مکالمات روز مره خود نیز مورد استفاده قرار میدهند. باید در محتوای ترانه ها تعمد بیشتری داشته باشیم به طور مثال می توانم بگویم با یک ترانه دراصل ما  یک فیلمنامه را در دوازده بیت به مردم هدیه می کنیم وچقدر خوب است که این هدیه پر محتوا،گوشنواز و سرشار از تاثیرات مثبت باشد.

 

 

*قطعا نوع احساسات زن با  مرد فرق می کند و این مورد که فعالیت  خانم ها در این حوزه  کمرنگ شده است  چه لطمه ای می تواند به ترانه های کنونی وارد کند؟

 

 

 فکر نکنید به دلیل اینکه  یک زن هستم این را  می گویم، من قبل از اینکه وارد ترانه بشوم عاشق موسیقی وعلاقمند به موزیک  بوده ام و با این رویکرد وارد عرصه ترانه شده ام.اما... واقعا قلم خانم ها بسیار قوی است  حتی می توانم   مثال بیاورم ،سرکار "خانم هما میر افشار"،       "خانم هدیه " "زویا زاکاریا "که اساتید من هستندو بسیاری از ترانه سراهای داخلی، وقتی دقت کنید می بینید قلم هایشان  یک لطافت خاصی دارد و حیف است این لطافت از هنر ما گرفته شود.

 

پنجاه درصد جامعه مارا زن ها تشکیل داده اند ودر اصل  پنجاه درصد مخاطبین ترانه ها زن هستند.ما اگر بخواهیم این لطافت، زنانگی ونگرش را از بازار و ترانه ها سلب کنیم،قطعا رویکرد منطقی وقشنگی  نخواهد داشت وبازتاب جالبی ندارد واتفاقا ترانه ها به  سمت وسوی مردانه خواهد رفت ومتناقض می شود.. اما بدلیل اینکه ما از  خواننده های زن در ایران بی بهره ایم ،بانوان  توانسته اند خود را در قالب یک مرد قرار بدهند  و ترانه هایشان را از زبان مرد ها بسرایند.این قابل انعطاف بودن یک ترانه سرای خانم را نشان می دهد.واگر این نوع نگرش و قلم از بازار ترانه ما حذف بشود به نظر من صدمه های جبران ناپذیری به ترانه وموسیقی وارد می شود.

 

 

*می شود گفت که اگریک ترانه سُرا و اهنگ ساز خانم می توانستند با هم کار کنند  تحول بی نظیری در صنعت موسیقی ایجاد میشد؟

 

 

من هنر را تفکیک جنسیتی نمی کنم ونمی گویم ترانه خانم ها خیلی قوی تراست.کما اینکه متاسفانه یکی از اقایان  ترانه سرا چند سال پیش در مورد البوم محسن چاوشی گفته بودند ما ترانه سُرای زن خوب نداریم و درصورتی که این حرف مزخرفی بیش نبود.من معتقدم زن ومرد همه جا حتی در هنر مکمل هم هستند وباید کنار هم وباهم کار کنند،اما این سه ظلع خواننده،ترانه سراوآهنگ سازهرگز درایران باهم یکجا جمع نمی شوند.

 

 

 

*در چند سال اخیر بوده اند خواننده های که ترانه  سنتی یا پاپ کلاسیک کار کرده اند که اگر بخواهیم نام ببریم به طور مثال زندوکیلی،حجت اشرف زاده،رضا بهرام ودیگر خوانندگانی که دراین سبک کار پر محتوا به بازارعرضه کرده اند که اتفاقا مورد استقبال هم قرار گرفته است، بنظر شما با آموزش می شود تغییر ایجاد کرد یا نگاه ها و دیدگاه شنونده تغییر ایجاد می کند؟

 

در پاسخ به این سوال باید بگویم،آن دسته از خوانندگانی که پاپ کلاسیک یا سنتی کار می کنند،ترانه اجرا نمیکنند،بیشتر غزل ترانه یا شعر می خوانند،ترانه یعنی حرف یا چیزی از جنس کارهای روز مره ما که غزل ترانه و شعر یک درجه فاخرتر هستند.

الان ترانه فاخر ویا به اصطلاح  ترانه های ادبی خیلی مد شده است وخیلی هم خواهان پیدا کرده است که البته  بد نیست، اتفاقا مثل کاری که محسن چاوشی کرده است مردم را با حضرت مولانا اشنا کرده که رویکرد خیلی خوبی است و بازتاب وتاثیرات خیلی بهتری هم دارد، بشرط آنکه افرادی که ناآگاه هستند نسبت به شعر کلاسیک این اجراها را نداشته باشند و شعر کلاسیک را به نوعی با ترانه ادغام کنند.ما در خیلی از ترانه های امروز  یک تلفیق اشتباه ودوگانگی زبان می بینیم،مثلا  درباره شمع و گل ویار و پروانه می شنویم،یک دفعه واژه ای چون بازیت گرفته،می شنویم.خوب این یک اشتباه است  و جا دارد من عنوان کنم که تلفیق های اشتباه نباید انجام شود.ولی در کل اجراهای سنتی وکلاسیک اقدام موفقی است که گروهی از خوانندگان به خوبی انجام دادند.

 

 

*چشم انداز آینده ترانه سرایی در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

 

اگر با همین ،سمت و سو بخواهیم جلو برویم،نوشته های کودکانه بدون وزن بدون قافیه جای ترانه های پر محتوا را خواهد گرفت و آینده ترانه رو به نابودی خواهد برد ،مگر اینکه یک دگرگونی در تفکر تهیه کننده ها وتنظیم کنند ها واهنگ سازها والبته خواننده ها ایجاد بشو تا کم کم ذائقه مردم تغییر کند دراینصورت دوباره کارهای ماندگاری مثل دهه های پیش خواهیم داشت.

انتهای  گفتگو|

برچسب ها : ترانه ترانه مکرم ترانه سرایی تارنا

اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط

نظرات


لطفا نظرات خود را به زبان فارسی بنویسید و از نوشتن آن با الفبای لاتین خودداری کنید.