نخستین پایگاه خبری شعر و تـرانه ایـران

1398/10/21 موسیقی کدخبر: 1225 خبرنگار: شمیلا شهرابی نظر: 0 چاپ

اساس زندگی یک هنرمند زایش فکری وخلق اثر است

اساس زندگی یک هنرمند زایش فکری وخلق اثر است

شاعر روح بلندی دارد و می تواند در زمینه های هنری دیگر هم موفق باشد.شهریار ناصر آبادی برایمان از شعر و هماهنگی آن با دیگر هنرها می گوید

*از چه زمانی سرودن شعر را آغاز کردید و درچه سبکی می سرایید؟

 

من از زمانی که باموسیقی و تئاتر آشنا شدم معمولا سیاه مشق هایی بصورت دلنوشته داشته ام اما فعالیت حرفه ای در شعر را  سال 81 و در حضور اساتید بزرگی درانجمن های مختلف بطور جدی شروع کردم.

معمولا مدت زیادی که از موسیقی فاصله میگیرم بیشتر به نوشتن روی میاورم...چون همانطور که می دانید اساس فکر واندیشه یک هنرمند زایش و خلق کردن است و هر هنرمندی بسته به رشته هنری وفعالیت هایش یک جور اثر را خلق میکند.

 

*ظاهرا هم در حوزه شعر و هم در حوزه موسیقی در کنار هم فعالیت دارید چه نوع موسیقی کار می کنید؟

 

من به شدت علاقه به موسیقی دارم و مخصوصن موسیقی سنتی, البته این واژه خیلی درست نیست میشه گفت موسیقی اصیل ریشه در فرهنگ ما دارد نه در سنت

اما سبک های دیگر را هم دنبال میکردم و ناخواسته آثاری که تولید میکردم فیوژن یا تلفیقی بود که به مرور تبدیل به یک سبک شد.

نوازندگی و اهنگسازی می کنم. بیشتر فعالیتم در سازهای کوبه ای بخصوص دف است. انتقاداتی هم دارم به برخی کسانی که دف مینوازند.

درحال حاضر که دف همه گیر شده اما متاسفانه مسیر درستی حرکت نمیکند حتی مقالاتی هم در این زمینه نوشته ام.ِ

در زمینه موسیقی هرگز سفارشی کار نکرده ام و معمولا با حس و جوشش درونی ام همراه بوده است

در نود درصد اهنگ های من شعر و اهنگ باهم زاییده شدند.البته شعرهایی هم دارم که هیچگاه به موسیقی تبدیل نشده اند اما تعدادشان کم است.

 

*زمینه فعالیت های هنری شما در حوزه های مختلفی مثل تیاتر , موسیقی و کارگردانی گسترده است مختصری درخصوص این فعالیت هایتان توضیح دهید؟

 

بله در زمینه های هنری دیگر نیز مانند تیاتر فعالیت حرفه ای دارم

من عاشق تیاتر هستم

گاهی فکر میکنم کِی وقت کرده ام تیاتر، موسیقی،شعر ونمایشنامه نویسی را باهم انجام بدهم . اما وقتی به گذشته نگاه می کنم میبینم همیشه در حال دوندگی بودم برای هنر و علایقم

البته تا قبل از ازدواج وقت بیشتری می گذاشتم، الانم  چیزی تغییر نکرده

هنر کلا در روح هنرمند رخنه میکند.

شما به تاریخ ادبیات که نگاه میکنید میبینید گاهی نویسندگان بزرگ شعرهم می گفته اند.

ادبا و کسانی که در حوزه شعر فعالیت داشته اند دغدغه دراماتیک هم داشته اند مثل حضرت مولانا که بعضی از شعرهایش را به نمایشنامه  تبدیل کرد و روی صحنه برد.

شکسپیر رسما یک شاعر هم بوده است،

به نظر من نمیتوان فعالیت یک شاعر را از دیگر حوزه های هنری جدا دانست

معمولا شعرا در روح خود اثری از همه هنرها را هدیه دارند.

 

*درمورد کتاب دف نوازی خود توضیح می دهید آیا برای سازهای کوبه ای باید اشعار خاصی را انتخاب کرد؟

 

 کتاب بیست قطعه برای دف درواقع چالشی بود که من سالها در ذهن خود داشتم

به نظرم در زمینه انتشار کتاب هایی که در جهت ارتقاء هنرجویان بعد از پایان دوره آموزش اولیه و مقدماتی باشد, اقدام بنیادی صورت نگرفته , در کتاب خود سعی کردم که تکنیک ها ومسایلی را در این زمینه مد نظر قرار بدهم که مورد نیاز هنرجوها باشد والبته با حفظ اصالت ساز ، نه اینکه خوانندگان فکر کنند در نگاهی کاملا شخصی نسبت به توان و سلیقه خودم در نوازندگی بوده.

 با مطالعه این کتاب میتوان که، هنرجو تبدیل به یک نوازنده نیمه حرفه ای می شود که حالا با تکنیک اصیل دف نوازی در قالب اکادمیک اشناشده است.

برچسب ها : شهریار ناصر آبادی موسیقی دف

اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط

نظرات


لطفا نظرات خود را به زبان فارسی بنویسید و از نوشتن آن با الفبای لاتین خودداری کنید.