نخستین پایگاه خبری شعر و تـرانه ایـران

1398/10/23 ترانه کدخبر: 1232 خبرنگار: شمیلا شهرابی نظر: 0 چاپ

در این فضای محدود، فعالیت خاکستری بانوان هم قابل ستایش است

در این فضای محدود، فعالیت خاکستری بانوان هم قابل ستایش است

به بهانه موفقیت های پی در پی بانوان عزیزکشورمان برآن شدیم تا گفتگویی با یک بانوی شاعر وهنرمند موفق داشته باشیم و در خصوص دنیای خاکستری ودغدغه های بانوان در عرصه هنر به صحبت بنشینیم

  *از فعالیت ادبی خود بگویید. گویا شما فعالیتهای هنری و اجتماعی خود را از12 سالگی آغاز کردید، چی شد انقدر زود؟

 

من شاعر وترانه سرا هستم والبته مدرس شعر و ترانه

این اواخر فعالیت های هنری دیگری را هم شروع کردم که انشالله به زودی اخبارش می رسد.

بله من از 12 سالگی و از زمان دانش آموزی کار بامطبوعات و نشریه و روزنامه های مختلف مثل همشهری، دوچرخه ، نشریه پندار، سازمان پانا، چلچراغ و غیره را آغاز کردم.

اما اولین شعر را زمانی که 9  ساله بودم نوشتم.

زمانی  که به ما اجازه نوشتن با خودکار را دادند ازمدرسه که به خانه برگشتم با هیجان وذوقی که داشتم یک شعر برای مادرم نوشتم.

 

*به عنوان یک بانوی هنرمند فعالیت های بانوان کشور را چگونه تحلیل می کنید؟

 

 این سوال شما دو وجه دارد.

اینکه فعالیت هایشان را خودشان چگونه دارند مدیریت می کنند در حالیکه عرصه از همه جهت باوجود مشکلات بسیار و محدودیت های غالب برفعالیت هایشان تنگ شده ، و سعی دارند حضور مداوم داشته باشند که واقعا ستودنی است.

از سمت اجتماع اگر نگاه کنیم همه ما میدانیم تعادل وجود ندارد ، وزنه سبک سمت جامعه بانوان و وزنه سنگین سمت جامعه آقایان است.

امیدوارم فضا به سمت حمایت برود.

 

*در جامعه ما نمی شود گفت بانوان فعالیت ندارند اتفاقا دارند وخیلی هم سعی میکنند مقاوم ومحکم قدم بردارند، اما این فعالیت ها رنگی نیست بیشتر سیاه و سفید یا حتی می توان گفت خاکستری است بنظر شما دلیل این خاکستری بودن چیست؟

 

ما نمی توانیم در محیطی که خانم هارا محدود می کنند تصویرشان را یا صدایشان را یا  نظرشان رامحدود می کنند ، توقع داشته باشیم خانم ها رنگی ظاهر شوند ، وقتی رخستی برای نمایش تمام و کمال خود ندارند همینقدر که خاکستری هم ظاهر می شوند و فعالیت می کنند و ادامه میدهند قابل ستایش است.

خانمی که در یک "جامعه محدود" خاکستری ظاهر می شود قطعا اگر در جامعه ی آزادی بود آن رنگی که من وشما توقع داشتیم را با درخششی بیشتربه نمایش می گذاشت.

 

*معمولا شاعران منطقشان هم سر شار از احساس است ،در ترانه های شما بیشتر منطقتان تاثیر دارد یا احساس؟

 

ببینید در عرصه هنر, مخصوصا شعر و ترانه بخش عظیمی "احساس" دخیل است.

من بعید می دانم کسی بدونِ جوششی از درون  مثل رشته پزشکی بیاید و بگوید می خواهم شاعر شوم .

اما به مرور یاد می گیریم از تکنیک ها استفاده کنیم ،فرض کنیم حجم کار بالا است و شاعر وترانه سرا نمی خواهد به تکرار برسد بالاجبار بدنبال منطقی که شما می گویید و تکنیکی که من می گویم میرود.

 

*شمامتاهل هستید، شما با تجربه عشق به زندگی مشترک رسیدید؟

 

برای یک هنرمند ،آنهم شاعر, عشق قطعا جزء لاینکف و جدایی ناپذیر وجودش است و بعید است بدون عشق بتواند حداقل به عنوان یک هنرمند دوام بیاورد.

 بله من هم عشق را تجربه کرده ام و با عشق زندگی مشترک را شروع کردم.

 

* ایا این عشق و علاقه در اشعار و ترانه های شما نمود پیدا کرد؟

 

جالب است بدانید که من همیشه عاشقانه می نوشتم اما زمانی که ازدواج کردم به مدت طولانی نمی توانستم دست به قلم بشوم وترانه ای بنویسم.

خوب دلیلش این بود که من همیشه عاشقانه منفی می نوشتم و زمانی که عشق در زندگیم وارد شد انقدر حال خودم ودلم خوب بود که نمی توانستم ترانه ای بسرایم،طوری که همسرم میگفتند می خواهید من اذیتت کنم یا مدتی فاصله بگیرم بلکه بتوانید ترانه ای بسرایید و من می گفتم:

نه ممنون.(خنده)

 

 

 

در ترانه هایی که مینویسد ایا از نظرات همسر خود هم بهره مند می شوید؟

 

بله.خب چون درحال حاضر عمدتاً سفارش می گیرم و براساس ملودی می نویسم و ایشان هم موزیسین هستند ، دوست دارم نظرشان را بدانم ، معمولاً قبل از ارسال برای خواننده یا اهنگساز فرمت نهایی را با ایشان هم به اشتراک میگذارم و خوشبختانه در حیطه ی فضای ملودی عمدتاً سلیقه مان یکی است.

 

*یک زمانی آقایان از ناز و نوازش وعشق می گفتند و خانم ها از جدایی و بی وفایی، اما امروز برعکس شده خانم ها از تمنا وناز و نوازش و عشق می گویند مردها از بی وفایی...! فکر میکنید چه چیزی باعث این تغییر فاحش وقابل لمس در شعر وترانه کنونی شده است؟

 

خب فضا اقتضا می کند و وقتی تقاضا است عرضه هم وجود دارد و ازطرفی ما ترانه سرا وشاعر خانم زیاد داریم آن هم در همه سبک ها، کلاسیک، سپید، و غیره؛ ولی ترانه سراهای خانمی که در مارکت ترانه به صورت حرفه ای و‌ مداوم فعالیت میکنند می توان گفت به تعداد انگشتان دو دست هم نیستند و خواننده خانم هم نداریم و تمام خوانندگان ما مرد هستند و وقتی خواننده از یک ترانه سرا ترانه ای میخواهد و قراراست آن ترانه از قلم یک زن نوشته شود و با صدای مردانه خوانده شود یک خانم باید خود را در فضایی مردانه تجسم کند واز نگاه و زبان آقایون بنویسد.

قطعا حاصل ترانه هایی که به قلم کشیده می شود در سرزمینی که صدای زن محصور است اینچین اتفاق می افتد که زنان باسبک مردانه پیش بروند.

وازطرفی هم دریک برهه زمانی خب این خواسته ها به یک سمت وسو می رود و نمی توان گفت قصد و غرضی در این موضوع نه از طرف خانم هاو نه آقایان درکار بوده است.

 

*فکر می کنید در این عرصه تنگ و نابرابر چقدر خانم ها توانسته اند به آن حق برابری خود با آقایان برسند؟

 

مسلماً به آن مرحله تساوی نرسیده اند.

می شود گفت ما فقط دو یا سه خانم داریم که دارای نقش پررنگی هستند.

نمی توانم بگویم برابر با آقایان کار میکنند، میشود گفت نزدیک به آقایان هستند.نه از نظر کیفیت، بله از نظر امکان کار.

ما حتی ترانه سرا های خانم داریم که کیفت کار خیلی بالاتر از آقایان دارند اما برای یک کار عالی باید سه ضلع کار مهیا باشد:

ترانه سرا، اهنگساز و خواننده.

ماچندتا آهنگسازخانم داریم؟

و خواننده زن آزاد هم که اصلا نداریم.

خب مسلم است که تاثیر گذار است در روند کار وقتی یک خانمی میخواهد کار کند و میبایست در فضای نزدیک کار کند و گاها ارتباط سخت می شود و خواننده ترجیح میدهد با ترانه سرای مرد کار کند تا بی حاشیه و با ارتباط نزدیکتر پیش برود و و و...

پس مسلما کار یک مرد, هم سطح با یک خانم ترانه سرا ، بسیار سریع تر راه خود را پیدا می کند.

البته با این تفاسیر جای خوشحالی است که همین تعداد هم خانم های بسیار موفقی داریم.

 

*یلدا انگالی چطور و چگونه دراین فضای سخت که راجع بهش صحبت شد توانسته بین ده بانوی برتر ترانه سرا باشد؟

 

سوال خیلی خوبی است.

اینکه من چه جوری به اینجا رسیدم ؛

چراکه بارها و بارها حس کردم این فضا دارد به من آسیب می زند بخاطر حاشیه ها...ببینید برخلاف تصور عموم، ما در محیط کار اغلب از مردها ضربه نمی‌خوریم بلکه از هم جنسان خود صدمه می بینیم این خانم هاهستند که به علت پاره ای مسائل به همکاروهمنجس خود آسیب می رسانند اما حالا که به اینجا رسیدم و به پشت سر خود نگاه میکنم خوشحالم ازقدم هایی که برداشتم.

همیشه شنیده ایم که می گویند اگر میخواهید جهان خود را تغییر دهید از اتاق خود شروع کنید.

من هم از محل تدریس و از هنرجوهایم شروع کردم.

وقتی هنرجوی خانم دارم که نگران از ادامه راه و ابتدای مسیر است تجربه ی خودم را برایشان شرح میدهم ومیگویم فقط وفقط به خودت بستگی دارد.

این مشکلات و حاشیه ها اجتناب ناپذیر است اما من به زعم خودم سعی می کنم از هنرجوها خصوصا بانوان حمایت کنم.

حقیقتاً من اگر صرفاً منطق را ملاک تصمیم گیری قرار میدادم، در طی این‌سال ها بارها و بارها درها را می بستم و به راه خودم‌در‌مسیر‌‌ دیگری ادامه میدادم اما حقیقت این است که شعر وترانه در "درون من" است پس راهی درست تر از اینکه ادامه بدهم نبوده و نیست.

 

*شما گفتید هم کلاسیک کار کردید هم ترانه ،کدامیک می تواند احساس شمارا نشان دهد؟

 

کلاسیک و ترانه تفاوتشان فقط در زبان شعر است.

هردو ان احساس لازم را دارند , پس مضمون تفاوت ندارد اما میشود گفت

ترانه بخاطر ویترینی که دارد منظور آهنگساز و خواننده ، مخاطب گسترده تری دارد.

منظورم به لحاظ کمیت است: نمی گویم مخاطب باکیفیت تر ،بلکه مخاطب بیشتر. پس اکثرا مؤلفین به ترانه نزدیک ترند.

 

*تا حالا شده ترانه ای داشته باشید که از ته دل بخواهید با صدای خودتان بخوانید؟

 

بله صد درصد.

خوب در سطح حرفه ای ببینید چه تعداد ترانه سرای آقا بوده که الان خواننده هستند؟!

طبیعتاً ما خانم ها هم تافته ی جدابافته نیستیم.

چه بسیار ترانه هایی هستند که تماما با تاروپود زنانه سروده شده و تنها یک خواننده زن می تواند آنطور که باید و شاید اجرایش کند و چون ما در فضای ذکر شده قرارداریم ، مجبور میشویم این طیف ترانه ها را  آرشیوکنیم.

 

*معمولا شاعران وقتی عاشق هستند شعرشان نمودی از حالت درونیشان را دارد؟اگر فضا برای زن باز بود ومی توانست از عشقش خواستگاری کند , یلدا انگالی این جسارت را داشت که با شعر عشق را بیان کند و به نوعی خواستگاری کند از طرف مقابلش یا خیر؟

 

چرا که نه؟!

من واقعا تحسین میکنم خانم هایی که چنین جسارتی را دارند و بوده ترانه های ماندگاری که عشق جسور درآن نقش اول بوده و ترانه سرایشان خانم بوده است.

 

*پس با ابراز عشق از سمت خانم ها موافق هستید؟

 

بله.من کلا با اِبراز هرچیزی از سمت زن های جامعه ام موافقم .(خنده)

چون اساساً با محدودیت برای بانوان مخالفم.

 

*فکر میکنید فضای ترانه بهتر  بشود ؟

 

دونکته را بگویم.

اول اینکه در حال حاضر هم مارکت ترانه در‌سطح‌بسیار‌ خوبی فعال است.

قبلا خواننده های لس انجلسی  مجبور بودند اشعار سخیفی را بخوانند اما الان با ترانه سراهای داخل ایران همکاری های بسیار موفقی دارند.

میتوانم بگویم دوستان در جای خوبی هستند و کارهای خوبی ارائه می دهند.

دوم اینکه ما  گاهاً نیاز داریم به ترانه های عامه پسند.

معمولا ترانه های فاخر شعر محاوره است و ما نمیتوانیم دریک عروسی به فرض ترانه ای ازعلیرضا قربانی پخش کنیم.

پس آن ترانه هایی که شاید من وشما نپسندیم هم مخاطب خاص خودش را دارد.