نخستین پایگاه خبری شعر و تـرانه ایـران

1398/11/12 ترانه کدخبر: 1252 خبرنگار: شمیلا شهرابی نظر: 0 چاپ

هنرمند کسی است که جلوتر از جامعه حرکت کند.

هنرمند کسی است که جلوتر از جامعه حرکت کند.

 سمیرا جنابیان از بانوان فعال در عرصه هنر است که کنارموسسه حقوقی-وکالت عالی به خوبی توانسته زنانگی ها وظرافت های زندگی را حفظ کند و زنی شاعر بماند.

 * سمیرا جنابیان چگونه میتواند برای خوانندگان ما معرفی شود ؟

 

شعرهایم معرف من هستند.خواننده ها ردِ شعر وترانه ای که دلخواهشان بوده است را گرفتند تا به من رسیدند .

از ده سالگی غزل مینویسم .

 

شعر انتخاب من نبود از این نظر می گویم که به دنبال کلاس و کارگاهی نبودم و دوستان و شاعرانی که من را میشناسند لقب شاعر مادر زاد را به من دادند.

 

تندیس های کشوری و استانی را در جشنواره های مختلف شعر کسب کردم که آن هم ناگفته نماند خانواده ام شعرهایم را به جشنواره ها ارسال میکردند.

 

از 18 سالگی هیچ جشنواره ای شرکت نکردم و مدتی در رادیو جوان صدا و سیما به عنوان کارشناس و منتقد ادبیِ کتاب شاعران مطرح , مشغول بودم که کار دلخواهم نبود و کنار گذاشتم.

 

 

یا ترانه و شعر می تواند همبستگی را میان جامعه بسط و گسترش دهد؟

 

 

مسلما ترانه سرا و شاعر اگر کارهای قوی ای بنویسند، مردم زیادی را میتوانند تحت تأثیر قرار بدهند و اما هنرمند واقعی کسی است که از جامعه ی خودش جلوتر حرکت کند و خیلی از شاعران را میبینیم که تازه بعد از مرگ شنیده و یا شناخته شده اند واینجاست که تاریخ ادبیات، قضاوت میکند!

 

ایا ترانه ها می توانند برروی مهربانی و عطوفت و گذشت مردم در جامعه تاثیری بگذارند؟

 

بله می تواند اما باید هنرمند وهنرمندان در هر عرصه ای که فعالیت دارند محترم شمرده شوند.

 بر عکس کشورهای پیشرفته که هنرمندان باعث به وجود آمدن یک اثر میشوند و همه باهم در سود کنسرت و فروش آلبوم سهیم هستند، در ایران شاعر وترانه سرا به حقی که شایستگی اش را دارد نمیرسند و اینگونه قصه ها باعث میشوند که شاعران وترانه سراهای قوی دلزده شده و کنار بکشند و عرصه را برای کسانی که حتی باور نمیکنید بشود اسم ترانه را روی کارهایشان بگذاریم باز بشود وانها مسلما راضی هستند.

 

ما امروز متأسفانه خیلی کم و شاید به ندرت بتونیم با یک ترانه برخورد کنیم.

 بیشتر ترانه ها امروزه صحبت های عامیانه پیش پا افتاده سطحی هستند که  آهنگین شده وبه اسم ترانه شنیده میشوند.

 

 

 *تا چه میزان موفقیت زنان جامعه را در عرصه هنر تثبیت شده یا متزلزل میبینید؟

 

 

 متأسفانه هنوز حضور خانم ها برای خیلی از آقایان خوشایند نیست.

 

در عرصه ی شعر مخصوصا که  برخی هم جزو شاعران وهنرمندان واقعی نیستند به اصطلاح منِ حاشیه مندند مخصوصا اگر آن خانم قدرتمندانه کتاب اساتید را نقد کند و توسط همان اساتید به عنوان منتقد انتخاب شده باشد.

 

 

 *به نظر شما در ترانه های امروزی چه اصولی باید در راستای غنای آثار مدنظر قرار گرفته میشد که این اتفاق کمتر افتاده است ؟

 

 

حالا باید من یک  سؤال را بپرسم، آدمها امروز آیا واقعا میتوانند عشق را لمس کنند؟ دغدغه انسان امروز چیست ؟مگر مشکلات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی آدمهارا به غار تنهاییشان نمیکشاند.

درک نشدن زندگی امروزه که ما را دچار یک دوگانگی کرده است. آیا اینها در ترانه ی امروز دیده میشوند؟خیر  چند تا خواننده داریم که بتواند این معضلات را در قالب موسیقی به گوش مخاطب برسانند.

 

غنای یک اثر در بیان صریح مشکلات زمانی خود است.

 

 *بنظر می رسد سرودن یک غزل بسیار سخت باشد. وقتی پای وزن وقافیه به میان می آید ایا دست شاعر برای انتخاب موضوع ودایره لغاتش بسته نمی شود؟

 

شعر اعجاز  خودش را نشان میدهد.گر قدرت شاعرانگی را بشود در آن دید

 ولی قدرت غزل هم به جهان بینی شاعر و انتخاب کلمات و زبان خاص خودش برمیگردد که هر چقدر حرف جدید برای گفتن داشته باشد سخت تر وپیچیده تر است واینجاست که شاعر دارد خلق میکند.

 

اگر چیزی به ادبیات اضافه کند نه اینکه تکرار طوطی وار و آهنگین باشد.

 

یاد گرفتن وزن  شعر راحت است ولی آفرینش و ایجاد کردن سؤال و خلق کردن سخت و شگفت آور ونیاز به استعداد و مطالعه دارد.

 

فکر کردن و سؤال ایجاد کردن برای خود در ساحت هستی است حالا در هر موضوعی عشق اجتماع و ...         آیا هر غزلی دیده میشود؟

مسلما خیر یا هر غزلی ارزش ثبت وماندگاری در دل تاریخ را دارد ؟ آن هم وقتی ما غزل سرایان بزرگی چون سعدی وحافظ و ... داشته ایم. صرف غزل سرودن افتخار نیست چه غزلی نوشتن وچگونه نوشتن باعث تمایز است.

 

بنابراین خواندن کتاب همیشه کمک کننده است.

 

اما انسان امروز به دیدن و شنیدن بیشتر علاقه منداست وشاعر فرای یاد گرفته ها میخواهد چیز دیگری به جهان اضافه کند تا ادراک و ذهنیت خودش را به شکل دیگری در شعرهایش بیاورد.

 

هر کس به یک شکلی...

 

 کتاب و فیلم و ...پیش زمینه است و حتی یک سفر , آشنایی با یک آدم جدید میتواند جرقه ی آتش عظیمی به نام شعر بشود.

 

شاعری که ذهنش درگیر مسائل واتفاقات نباشد درواقع شاعر در لفظ لغت مرده است.

 

یعنی فکر وذهن آن توانایی زایندگی و خلق یک اثر را ندارد.پس شاعر باید زندگی کند،با کتاب،فیلم و وقایع عصر خود...

 

*قدم بعدی شما در حوزه ادبیات وفعالیت در این عرصه چیست؟

 

 شهریور امسال بعد از دو سال خستگی وتلاش,  مؤسسه فرهنگی هنری  ( آسمان نقره فام مهرگان) با مدیریت اینجانب متولد شد.

 

 تمام تلاش ما در راستای حمایت از ادبیات وشاعران وهنرمندان حتی شهروندان است که بتوانند مدتی دغدغه های روزمره را کنار بگذارند ودر برنامه های ما شرکت کنند.

 

 در آسمان نقره فام دامنه ی فعالیت به ثبت رسیده ما  خیلی گسترده است.

 

 اگر بخواهم اصلی هایش را باز گو کنم:

 

۱-حمایت های مادی ومعنوی از شاعران ونویسندگان.

 

۲-شناسایی افراد مستعد و آموزش آنها.

 

۳- زمینه سازی برای خلق آثار بدیع وچاپ کتاب.

 

۴- برگزاری جشنواره ها و کارگاه های ادبی در سطح های مختلف شهری، استانی و کشوری. فرهنگسازی یک اتفاق خوب در جامعه است.

 

چراکه شعر میتواند تکان دهنده ترین و پر هیاهوترین مشت هنر باشد. یرای چگونگی این فرهنگسازی هم در اتاق فکرمان صحبت هایی شده است و دوست داریم که یک جنبه ی حمایتی هم داشته باشد.

 

بیشتر یک سورپرایز است وبه امید خدا اتفاقات خوبی خواهد افتاد

 

 مؤسسه سی شهریور مجوز فعالیت گرفته است.

 

*وسخن اخر؟

 

کلید هر موفقیتی امید وتلاش است. با مشکلات باید جنگید برای ساختن زندگی بهتر ...سر تسلیم فرود نیاورید.

 

 

انتهای پیام|

 

 

برچسب ها : سمیرا جنابیان ترانه آسمان نقره فام

اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط

نظرات


لطفا نظرات خود را به زبان فارسی بنویسید و از نوشتن آن با الفبای لاتین خودداری کنید.