آذر خزاعی سرچشمه مطرح کرد؛
به گزارش تارنا-در میان انبوه کتابهایی که با موضوع زیارت و مفاهیم دینی منتشر میشوند، آثاری ماندگارترند که بهجای روایتهای کلی و شعاری، از دل تجربههای زیسته و صادقانه برخاسته باشند. کتاب «شاهمقصود» نوشته آذر خزاعی سرچشمه، از همین جنس است؛ اثری مبتنی بر خردهروایتهای زائران نجف اشرف که تلاش دارد نسبت عاطفی، انسانی و پدرانه امیرالمؤمنین علی(ع) با دلهای پناهجو را به تصویر بکشد؛ روایتی آرام، بیواسطه و برخاسته از شنیدن.آذر خزاعی در گفت و گویی اختصاصی با تارنا جهان شکل گیری این اثر سخن میگوید:
ایده شکلگیری کتاب «شاهمقصود» از کجا آغاز شد؟
ایده این کتاب از یک دلبستگی عمیق و شخصی به زیارت نجف اشرف و حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) شکل گرفت. سالها شنونده روایتها، حسها و تجربههای زائران بودم و بهتدریج فهمیدم هرکدام از این روایتها تکهای از یک حقیقت بزرگتر هستند؛ حقیقتی به نام عشق. «شاهمقصود» تلاشی است برای ثبت همین لحظههای ناب و صادقانه.
چرا برای روایت این تجربهها قالب «خردهروایت» را انتخاب کردید؟
زیارت، تجربهای یکدست و قابل خلاصه شدن نیست. هر آدم، هر نگاه و حتی هر قدم، داستان مستقلی دارد. خردهروایتها این امکان را میدهند که مخاطب بدون واسطه و بدون اغراق یا شعار، با احساسات واقعی زائران روبهرو شود؛ همانطور که هستند.
اگر بخواهید محور اصلی کتاب را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چیست؟
این کتاب درباره «پدر بودنِ امیرالمؤمنین علی(ع)» است؛ پدری که هرکس به شیوه خودش به آغوش او پناه میآورد.
در کتاب مفاهیمی چون پدرانگی، عدالت، عشق و غربت پررنگ است. این انتخاب آگاهانه بوده؟
کاملاً آگاهانه. حضرت علی(ع) برای من صرفاً یک شخصیت تاریخی یا مذهبی نیست؛ او نماد عدالت، پناه، مهربانی و تکیهگاه است. طبیعی بود که مفاهیمی مانند دلتنگی، غربت، امید و پدرانگی در دل روایتها پررنگ شوند و مسیر روایت را شکل بدهند.
نقش خودتان را در این کتاب چگونه تعریف میکنید و مخاطب اصلی آن چه کسانی هستند؟
بیشتر خودم را «شنونده و امانتدار» میدانم تا نویسنده صرف. این روایتها متعلق به زائرانی است که با دعا، اشک، سکوت یا دل شکسته به نجف آمدهاند و من فقط تلاش کردم صدای آنها گم نشود. مخاطب کتاب هم فقط زائران نیستند؛ هرکسی که دلش دنبال معنا و پناه است، حتی اگر هنوز به زیارت نرفته باشد.


اتمام گفتوگو/
برچسب ها: تازه های نشر آذر خزاعی سرچشمه شاه مقصود